وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :


مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ


هر که علم اولین و آخرین را میخواهد،

باید آن را در قرآن بجوید.


کنزل العمال ج1 ص548




مدیر وبلاگ :سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید






برچسبها


سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت 

علیهم السّـلام



سیّد محمّد روحـانی

مـدیـر وبــلاگ

ROHANI.BAYGI@GMAIL.COM


Related image


أَلَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یَرَى

آیا او (انسان) ندانست كه خداوند (همه اعمالش را) می بیند؟!

 

﴿سوره عَـلَـق آیه 14


 

فَأَیْنَ تَذْهَبُونَ ﴿٢٦

پس (ای انسان)به كجا مى‏ روید؟

 

إِنْ هُوَ إِلا ذِکْرٌ لِلْعَالَمِینَ ﴿٢٧

این [قرآن] بجز پندى براى عالمیان نیست.

 

لِمَنْ شَاءَ مِنْکُمْ أَنْ یَسْتَقِیمَ ﴿٢٨

براى هر یك از شما كه بخواهد به راه راست رود.


﴿سوره تکویر آیات 28-26









نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 12 خرداد 1394

تدبّر در قرآن

برنامه بی کران-شبکه قرآن

استاد سیّد محمد صالح هاشمی گلپایگانی

مبدع طرح بینش مطهر و عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق (ع)


«قسمت هفتم-سوره عصر»


[http://www.aparat.com/v/FGcIO]


[http://www.aparat.com/v/FGcIO]




نوع مطلب : 103-سوره عـصر، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، تدبّر در قرآن/برنامه بی کران-شبکه قرآن/استاد هاشمی گلپایگانی، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 30 اردیبهشت 1399

تدبّر در قرآن

برنامه بی کران-شبکه قرآن

استاد سیّد محمد صالح هاشمی گلپایگانی

مبدع طرح بینش مطهر و عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق (ع)


«قسمت ششم-سوره عصر»


[http://www.aparat.com/v/0DpVe]


[http://www.aparat.com/v/0DpVe]




نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، تدبّر در قرآن/برنامه بی کران-شبکه قرآن/استاد هاشمی گلپایگانی، 103-سوره عـصر، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 30 اردیبهشت 1399

تدبّر در قرآن

برنامه بی کران-شبکه قرآن

استاد سیّد محمد صالح هاشمی گلپایگانی

مبدع طرح بینش مطهر و عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق (ع)


«قسمت پنجم-سوره اخلاص»


[http://www.aparat.com/v/uwgR5]


[http://www.aparat.com/v/uwgR5]




نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، تدبّر در قرآن/برنامه بی کران-شبکه قرآن/استاد هاشمی گلپایگانی، 112-سوره اخلاص، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 30 اردیبهشت 1399

تدبّر در قرآن

برنامه بی کران-شبکه قرآن

استاد سیّد محمد صالح هاشمی گلپایگانی

مبدع طرح بینش مطهر و عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق (ع)


«قسمت چهارم-تقسیر سوره حمد»


[http://www.aparat.com/v/q7x3X]


[http://www.aparat.com/v/q7x3X]




نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، تدبّر در قرآن/برنامه بی کران-شبکه قرآن/استاد هاشمی گلپایگانی، 01-سوره حــمــد، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 30 اردیبهشت 1399


تدبّر در قرآن

برنامه بی کران-شبکه قرآن

استاد سیّد محمد صالح هاشمی گلپایگانی

مبدع طرح بینش مطهر و عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق (ع)


«قسمت سوّم-تقسیر سوره حمد»


[http://www.aparat.com/v/PXZG3]


[http://www.aparat.com/v/PXZG3]




نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، تدبّر در قرآن/برنامه بی کران-شبکه قرآن/استاد هاشمی گلپایگانی، 01-سوره حــمــد، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 30 اردیبهشت 1399


تدبّر در قرآن

برنامه بی کران-شبکه قرآن

استاد سیّد محمد صالح هاشمی گلپایگانی

مبدع طرح بینش مطهر و عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق (ع)


«قسمت دوّم-تقسیر سوره حمد»



[http://www.aparat.com/v/A2xIY]


[http://www.aparat.com/v/A2xIY]




نوع مطلب : 01-سوره حــمــد، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، تدبّر در قرآن/برنامه بی کران-شبکه قرآن/استاد هاشمی گلپایگانی، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 30 اردیبهشت 1399


تدبّر در قرآن

برنامه بی کران-شبکه قرآن

استاد سیّد محمد صالح هاشمی گلپایگانی

مبدع طرح بینش مطهر و عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق (ع)


«قسمت یکم-تقسیر سوره حمد»



[http://www.aparat.com/v/VgJtZ]


[http://www.aparat.com/v/VgJtZ]




نوع مطلب : 01-سوره حــمــد، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، تدبّر در قرآن/برنامه بی کران-شبکه قرآن/استاد هاشمی گلپایگانی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 30 اردیبهشت 1399


اهمیّت استغفار در قرآن کریم

وَمَا کَانَ اللَّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَأَنْتَ فِیهِمْ وَمَا کَانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ یَسْتَغْفِرُونَ ﴿انفال/33

و خدا بر آن نیست که آنان را در حالی که تو در میان آنان به سر می بری، عذاب کند و تا ایشان طلب آمرزش می کنند، خدا عذاب کننده آنان نخواهد بود.

 

نکته ها :

** با توجّه به این که در آیه بعد،کفّار مکّه به عذاب تهدید شده اند،معلوم می شود که منظور از نفی عذاب در این آیه،برداشته شدن عذاب عمومی از مسلمانان به برکت وجود شخص پیامبر صلی الله علیه و آله است،مثل عذاب های اقوام پیشین، و گرنه اشخاصی در موارد خاصّی گرفتار عذاب الهی شده اند.مانند : نعمان بن حارث در آیه قبل که در واقعه «غدیر» نسبت به جانشینی  حضرت علی علیه السلام اعتراض کرد و از خدا درخواست عذاب کرد که اگر پیامبر(ص) راست میگوید.

پیامبر(ص) هم فرمودند خداوند بخاطر من تا در مدینه باشی تو را عذاب نمیکند، از مدینه خارج شد و سنگی سر او را دو نیم کرد. 

وَ إِذْ قالُوا اللّهُمَّ إِنْ کانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِکَ فَأَمْطِرْ عَلَیْنا حِجارَهً مِنَ السَّماءِ أَوِائْتِنا بِعَذابٍ أَلِیمٍ ﴿انفال/32

و (به یاد آور) زمانی که مخالفان (دست به دعا برداشته) گفتند:خدایا! اگر این (اسلام و قرآن) همان حقِ ّ از جانب تو است، پس بر ما از آسمان سنگ هایی بباران یا عذابی دردناک برای ما بیاور.

 

سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ ﴿معارج/1 

درخواست کننده ای عذابی را که واقع شدنی است درخواست کرد.

 

** در احادیث آمده است که خداوند به خاطر وجود برخی افراد پاک و علمای ربّانی،سختی و عذاب را از دیگران برمی دارد.چنانکه در ماجرای قلع و قمع قوم لوط،حضرت ابراهیم به فرشتگان مأمور عذاب گفت: «إِنَّ فِیها لُوطاً» یعنی آیا با وجود یک مرد خدایی در منطقه، آنجا را نابود می سازید؟! فرشتگان گفتند:ما می دانیم که لوط در آنجاست و به او دستور دادیم تا از آنجا خارج شود.[95]

** حضرت علی علیه السلام پس از رحلت پیامبر صلی الله 

علیه و آله فرمودند :

«یکی از دو امان از میان ما رفت،أمان دیگر را که استغفار است حفظ کنید» [96]

و یا در روایت می خوانیم امام رضا علیه السلام به زکریا ابن آدم فرمود:«در شهر قم بمان! که خداوند همانگونه که به واسطه ی امام کاظم علیه السلام بلا و عذاب را از اهل بغداد برداشت،به واسطه ی وجود تو نیز بلا را از آن شهر دور می کند»[97]

** پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:«مرگ و زندگی من برای شما خیر است؛در زمان حیاتم خداوند عذاب را از شما بر می دارد و پس از مرگم نیز با عرضه اعمالتان به من،با استغفار و طلب بخشش من،مشمول خیر می شوید.«امّا فی مماتی فتعرض علیّ اعمالکم فاستغفر لکم»[98]

** نافرمانی و انجام بعضی گناهان،از اسباب نزول بلا و عذاب الهی است،و راه جبران آن توبه و استغفار است. «وَ ما کانَ اللّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ» چنانکه در دعای کمیل می خوانیم: «اللّهم اغفر لی الذنوب الّتی تنزل البلاء» وهمان گونه که خداوند در آیه ای دیگر می فرماید: 

«وَ ما کانَ رَبُّکَ لِیُهْلِکَ الْقُری بِظُلْمٍ وَ أَهْلُها مُصْلِحُونَ» [99] 

تا وقتی که مردم اهل صلاح و اصلاح باشند،خداوند آنان را هلاک نمی کند.

الَّذِینَ یَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَمَنْ حَوْلَهُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَیُؤْمِنُونَ بِهِ وَیَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنَا وَسِعْتَ کُلَّ شَیْءٍ رَحْمَةً وَعِلْمًا فَاغْفِرْ لِلَّذِینَ تَابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِیلَکَ وَقِهِمْ عَذَابَ الْجَحِیمِ ﴿غـافـر/7

فرشتگانی که عرش (با عظمت الهی) را بر دوش گرفته و آنان که پیرامون عرشند (سه مأموریّت دارند) : 

1-به تسبیح و ستایش حق مشغولند، 2-هم خود به خدا ایمان دارند 3-و هم برای اهل ایمان از خدا آمرزش و مغفرت می‌طلبند که ای پروردگاری که علم و رحمت بی‌منتهایت همه اهل عالم را فرا گرفته است، گناه آنان که توبه کردند و راه (رضای) تو را پیمودند ببخش و آنان را از عذاب دوزخ محفوظ دار.


تَكَادُ السَّمَاوَاتُ یَتَفَطَّرْنَ مِن فَوْقِهِنَّ وَالْمَلَائِكَةُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَیَسْتَغْفِرُونَ لِمَن فِی الْأَرْضِ أَلَا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ (شوری/5)

نزدیک است آسمان ها از فرازشان به سبب عظمت وحی بشکافند و فرشتگان، پروردگارشان را همواره همراه با سپاس و ستایش تسبیح می  گویند، و برای کسانی که در زمین هستند، درخواست آمرزش می  کنند؛ آگاه باشید بی تردید خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.


 نتیجه گیری : 

با دقت در آیه 32 سوره انفال حال که ما قسمت اول آیه را که یعنی  وجود نازنین پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم در بین ما نیست و در دست نداریم، از  قسمت دوّم آیه، یعنی استغفار فراموش نکنیم(در همه حالات شب که میخوابیم، صبح که بیدار میشویم)

وجود نازنین پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم هر روز حداقل هفتاد بار استغفار میکردند، با فرض اینکه ایشان هیچگونه معصیتی نداشتند

**پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم و بعضی ائمه معصومین بعد از اتمام هر مجلسی 25 مرتبه استغفار میکردند که اگر کسی احیاناً غیبت یا گناهی در آن مجلس کرده بخشیده شود.

**بفرموده امام سجّاد، استغفار اوّلین اثرش «کبر» را از بین میبرد.

**گفتن ذکر استغفار یک رویش معنوی جدید است.

**گفتن ذکر استغفار تمام مشکلات مالی، اقتصادی و خانوادگی ما را حل میکند.

**آیا میدانید بیشترین دعا در قرآن کریم چیست؟ در قرآن کریم حدود 160 دعا  وجود دارد که بیشترین آنها طلب مغفرت است که بسیاری از آنها با «ربّ اغفرلی» و «ربّنااغفرلی» شروع میشود.

...رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِینَ سَبَقُونَا بِالْإِیمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِی قُلُوبِنَا غِلًّا لِّلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَءُوفٌ رَّحِیمٌ (حشر/10)

پروردگارا ما و برادرانمان را که به ایمان بر ما پیشی گرفتند بیامرز، و در دل هایمان نسبت به مؤمنان، خیانت و کینه قرار مده پروردگارا یقیناً تو رؤوف و مهربانی

 

رَبَّنَا اغْفِرْ لِی وَلِوَالِدَیَّ وَلِلْمُؤْمِنِینَ یَوْمَ یَقُومُ الْحِسَابُ (ابراهیم /41)

پروردگارا روزی که حساب برپا می  شود، مرا و پدر و مادرم و مؤمنان را بیامرز.

 

...قَالُوا رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسْرَافَنَا فِی أَمْرِنَا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا 

عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِینَ (آل عمران/147)

پروردگارا گناهان ما و زیاده روی در کارمان را بر ما ببخش و قدم هایمان را استوار بدار و ما را بر گروه کافران یاری ده.

 

رَّبِّ اغْفِرْ لِی وَلِوَالِدَیَّ وَلِمَن دَخَلَ بَیْتِیَ مُؤْمِنًا وَ لِلْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَلَا تَزِدِ الظَّالِمِینَ إِلَّا تَبَارًا (نوح/147)

پروردگارا مرا و پدر و مادرم را و هر کس که با ایمان به خانه ام درآید و همه مردان و زنان با ایمان را بیامرز، و ستمکاران را جز هلاکت میفزای.

 

قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِی وَهَبْ لِی مُلْكًا لَّا یَنبَغِی لِأَحَدٍ مِّن بَعْدِی 

إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّابُ (ص/35)

گفت: پروردگارا مرا بیامرز و حکومتی به من ببخش که بعد از من سزاوار هیچ کس نباشد؛ یقیناً تو بسیار بخشنده ای.

 

قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِی وَلِأَخِی وَأَدْخِلْنَا فِی رَحْمَتِكَ وَأَنتَ 

أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ (اعراف/151)

(موسی) گفت: پروردگارا مرا و برادرم را بیامرز، و ما را در رحمتت درآور، که تو مهربان ترین مهربانانی.

 

وَ قُل رَّبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَأَنتَ خَیْرُ الرَّاحِمِینَ (مؤمنون/118)

و بگو: پروردگارا مرا بیامرز و بر من رحم کن و تو بهترین رحم کنندگانی.


**حال که ملائک حامل عرش خدا که برای ما ذکر استغفار میکنند، ما خود با زبان خود برای خود استغفار نکنیم؟

«أَسْتَغْفِرُ اللّهَ رَبّی وَأَتُوبُ إِلَیْهِ»

 

[95] - عنکبوت،31

 [96] - نهج البلاغه،حکمت 88

[97] - بحار،ج57،ص217

[98] - تفسیر نورالثقلین

[99] - هود،117





نوع مطلب : 03-سوره آل عـمـران، 07-سوره اعـراف، 08-سوره انـفـال، 14-سوره ابـراهیـم، 23-سوره مـؤمنـون، 38-سوره ص، 40-سوره غـافـر، 42-سوره شـوری، 59-سوره حـشر، 70-سوره معارچ، 71-سوره نوح، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 30 اردیبهشت 1399


سیمای سوره شمس

سوره شمس، پانزده آیه دارد و در مکّه نازل شده است.

نام آن برگرفته از آیه اول است که با سوگند به خورشید آغاز می شود.

بیشترین سوگندهای قرآن، به صورت پشت سر هم در این سوره آمده است که با یازده سوگند پیاپی بر خورشید و ماه، روز و شب و آسمان زمین، بر ارزش و اهمیّت تزکیه نفس، تأکید می ورزد.

مضمون این سوره آن است که انسان با الهام خدایی، کار نیک را از کار زشت تشخیص می دهد و اگر بخواهد رستگار شود، باید باطن خود را تزکیه کند و با انجام کارهای نیک، آن را رشد و پرورش دهد و گرنه از سعادت محروم  می ماند. [1]

آنگاه به عنوان شاهد، داستان قوم ثمود را ذکر می کند که به خاطر تکذیب پیامبرشان حضرت صالح و کشتن شتری که معجزه الهی بود، به عذابی سخت گرفتار شدند.

[1] - تفسیر المیزان.





نوع مطلب : 91-سوره شمس، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 30 اردیبهشت 1399



فضیلت و خواص سوره شمس


نود و یکمین سوره قران کریم است که مکّی و 15 آیه دارد.

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلّم در فضیلت این سوره فرموده اند :

هر کس سوره  شمس را قرائت نماید مانند آن است که به اندازه آنچه خورشید و ماه بر آن تابیده است صدقه داده است.(1)

امام جعفر صادق علیه السلام فرموده است : هر کس سوره شمس را قرائت کند در روز قیامت تمامی اعضای بدن او و اشیاء کنار او به سود او گواهی می دهند و خداوند می فرماید : شهادت شما در مورد بنده ام را می پذیرم و به او پاداش می دهم.

 او را تا بهشت همراهی کنید تا هر آنچه که دوست دارد برگزیند نعمت های بهشتی بر او گوارا باشد. (2)

رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلّم به اصحاب و یارانشان سفارش می کردند تا در نمازهای مختلف سوره شمس را قرائت نمایند.(3)

 

آثار و برکات سوره


1) موفقیت در هر کار

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلّم فرموده اند:

هر کس که کم توفیق است، در قرائت سوره شمس مداومت ورزد زیرا خداوند او را به هر سو که رو کند موفق می دارد و این کار موجب تقویت حافظه و مقبولیت و بلندی جایگاه نزد مردم میشود و منفعت های زیاد دیگری در آن نهفته است.(4)

امام صادق علیه السلام نیز در این باره فرموده اند :

برای کسی که کم روزی و کم توفیق است و زیاد در کارش خسارت و زیان می بیند و در کارش حسرت و افسوس زیاد دارد پسندیده است که بر قرائت سوره شمس مداومت ورزد زیرا موجب افزایش روزی و توفیق او می شود و هر کس این سوره را بنویسد و با آب شسته آن را بنوشد اگر دچار اضطراب است آرامش می یابد. (5)

2) رفع اضطراب و بیماری تنفسی

نوشیدن آب شسته شده سوره شمس برای رفع اضطراب و بیماری تنفسی خوب است. (6)

 

ختم مجرب

سه روز وقت طلوع آفتاب (چهارشنبه، پنجشنبه، جمعه) به سجده رود و سه بار این سوره را بخواند و چون به «فالهمها» برسد حاجت خود را از دل بگذراند.(7)

برای دفع دشمن نیز چنین کند.

 (1) مجمع البیان، ج10، ص367

(2) ثواب الاعمال، ص123

(3) بحارالانوار، ج89، ص326

(4) تفسیرالبرهان، ج5، ص669

(5) همان

(6) المصباح کفعمی، ص460

(7) درمان با قرآن، ص148

منابع: «قرآن درمانی روحی و جسمی، محسن آشتیانی، سید محسن موسوی»؛ درمان با قرآن،محمدرضا کریمی





نوع مطلب : 91-سوره شمس، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 30 اردیبهشت 1399


 تفسیر آیات 8-1 سوره شمس

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان 

وَالشَّمْسِ وَ ضُحاها«1» وَ الْقَمَرِ إِذا تَلاها«2» وَالنَّهارِ إِذا جَلاّها«3» َاللَّیْلِ إِذا یَغْشاها«4» وَالسَّماءِ وَ ما بَناها«5» وَالْأَرْضِ وَ ما طَحاها«6» وَ نَفْسٍ وَ ما سَوّاها«7» فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها«8»                                               

به خورشید سوگند و گسترش نور آن.(1) به ماه سوگند، آنگاه که از پی خورشید در آید.(2) به روز سوگند آنگاه که زمین را روشن سازد.(3) به شب سوگند، آنگاه که زمین را بپوشاند.(4) به آسمان سوگند و آنکه آن را بنا کرد.(5) به زمین سوگند و آنکه آن را گسترانید.(6) به نفس سوگند و آنکه آن را سامان داد.(7) پس پلیدی ها و پاکی هایش را به او الهام کرد. (8)

نکته ها :

*شاید رمز سوگند به خورشید و ماه و شب و روز و... آن است که آنچه را که برای آن سوگند یاد شده (تزکیه نفس) به مقدار عظمت خورشید و ماه ارزش دارد.

*ارزش خورشید و ماه و شب و روز، بر کسی پوشیده نیست.

حیات جانداران و پیدایش ابر و بارش باران و رویش گیاهان و درختان و تغذیه حیوانات و انسان، همه مرهون تابش خورشید است.

*در قرآن، گاهی به خورشید بزرگ سوگند یاد شده و گاهی به انجیر و زیتون کوچک و این شاید به خاطر آن باشد که برای قدرت خداوند فرقی میان خورشید و انجیر نیست.

همانگونه که دیدن کاه و کوه برای چشم انسان یکسان است و دیدن کوه برای چشم، زحمتی اضافه بر دیدن کاه ندارد.

البتّه بالاترین سوگندها، سوگند به ذات خداوند است، آنهم درباره تسلیم بودن مردم در برابر رهبری آسمانی. «فَلا وَ رَبِّکَ لا یُؤْمِنُونَ حَتّی یُحَکِّمُوکَ»[2]

*پرسوگندترین سوره ها، همین سوره شمس است که طبیعتاً باید در مورد مهمترین مسائل باشد و آن تزکیه روح از هرگونه پلیدی و آلودگی است.

شاید این همه سوگند برای بیان اینکه رستگاری در سایه تهذیب است، به خاطر آن باشد که خداوند به انسان بفهماند که من تمام مقدّمات را برای تو آماده کردم،با نور آفتاب و ماه صحنه زندگی را روشن و با گردش شب و روز، زمینه تلاش و استراحت شما را فراهم کردم.

زمین را برای شما گستردم و آسمان را برافراشتم و درک خوبی ها و بدی ها را به روح شما الهام کردم تا به اختیار خود، راه تزکیه نفس را بپیمایید.

ابر و باد و مه و خرشید و فلک در کارند

تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری

 

همه از بهر تو سرگشته و فرمانبردار

شرط انصاف نباشد که تو فرمان نبری

 

*«فجورها» از فجر به معنای شکافتن است.

*برافراشتگی آسمانها و گستردگی زمین، با اراده مستقیم الهی یا از طریق نیروها و عوامل طبیعی است و لذا قرآن می فرماید: «وَ السَّماءِ وَ ما بَناها» و نفرمود : «من بناها»زیرا کلمه «ما» شامل غیر خداوند نیز می شود.یعنی آنچه آسمان را بنا کرد از نیروها و جاذبه ها و دافعه های طبیعی است که خداوند حاکم کرده و اگر مراد از کلمه«ما»در «وَ ما بَناها» خداوند باشد،به خاطر آن است که در لفظ«ما»نوعی ابهام برخاسته از عظمت نهفته و به همین دلیل به جای کلمه«من»کلمه«ما»گفته شده است.(واللّه العالم)

**تفسیر نمونه : "ما" در لغت عرب، معمولا براى "موجود غیر عاقل" مى‏آید، و اطلاق آن بر خداوند عالم حكیم تناسبى ندارد، و لذا بعضى ناچار شده‏اند "ما" را در اینجا "مصدریه" بگیرند، نه "موصوله" و در اینصورت مفهوم آیه چنین مى‏شود : سوگند به آسمان و بناى آسمان.

 

*جهان هستی،گویا در ابتدا یک مجموعه متراکم بوده، سپس بخشی برافراشته و آسمان شده و بخشی گسترده و زمین شده است. «بَناها - طَحاها» مؤید این سخن آیه ای است که میفرماید: آسمان و زمین رتق بود و فتق کردیم، یعنی بسته بود و بازش کردیم. «رَتْقاً فَفَتَقْناهُما»[3]

أَوَلَمْ یَرَ الَّذِینَ كَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ كَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ كُلَّ شَیْءٍ حَیٍّ أَفَلَا یُؤْمِنُونَ (انبیاء/30)

آیا کسانی که کافر شدند، ندیدند که آسمانها و زمین بسته بودند پس آنها را بازگشادیم و هر چیز زنده ای را از آب پدید کردیم؟ پس آیا ایمان نمی آورند.

*بعضی کلمه «طَحاها» را اشاره به حرکت زمین دانسته اند، چون یکی از معانی«طحو» راندن و حرکت دادن است.

*اسلام، فکر انسان مادی را از شکم و شهوت و شمشیر و شراب، به تأمّل در عمق آسمان ها و زمین و گردش کرات و پیدایش ایام وا داشته است.

*در تفاوت میان وحی و الهام، گفته اند که الهام، درکی است که انسان سرچشمه آن را نمی شناسد، در حالی که گیرنده وحی، سرچشمه وحی را می شناسد.[4]

پیام ها :

1- بسیاری از موجودات هستی، پدیده هایی شگفت انگیز، روشنگر،مقدّس و ارزشمند هستند و می توان به آنها سوگند یاد کرد. «وَ الشَّمْسِ - وَ الْقَمَرِ - وَ النَّهارِ»

2- ماه به دنبال خورشید و تابع آن است. «إِذا تَلاها»

3- اجرام آسمانی با یکدیگر پیوند دارند «وَ الشَّمْسِ - وَ الْقَمَرِ - وَ السَّماءِ - وَ الْأَرْضِ»

4- خورشید و ماه و ستاره را خدا نپندارید، همه آنها آثار قدرت و تدبیر موجود دیگری هستند. «تَلاها - بَناها - طَحاها»

5- خواسته ها و تمایلات و غرایز انسان بطور حکیمانه تعدیل شده است. «وَ نَفْسٍ وَ ما سَوّاها»

6- گناه،نوعی شکافتن پرده عفّت و دیانت است. «فُجُورَها»

7- فهم و درک خوبیها و بدیها به صورت فطری، در عمق روح انسانها نهاده شده است. «فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها»

8- ابتدا باید پلیدی ها را بشناسیم، سپس راه گریز و پرهیز از آنها را. (کلمه «فجور»قبل از«تقوا»آمده است.) «فُجُورَها وَ تَقْواها»

 

[2] - نساء،65.

[3] - .انبیاء،30.

[4] - تفسیر نمونه.





نوع مطلب : 91-سوره شمس، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط : «قسمت بـعــدی»،
          
دوشنبه 29 اردیبهشت 1399



 تفسیر آیات 15-9 سوره شمس

قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکّاها«9» وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسّاها«10» کَذَّبَتْ ثَمُودُ بِطَغْواها«11» إِذِ انْبَعَثَ أَشْقاها«12» فَقالَ لَهُمْ رَسُولُ اللّهِ ناقَهَ اللّهِ وَ سُقْیاها«13» فَکَذَّبُوهُ فَعَقَرُوها فَدَمْدَمَ عَلَیْهِمْ رَبُّهُمْ بِذَنْبِهِمْ فَسَوّاها«14» وَ لا یَخافُ عُقْباها«15»

به راستی رستگار شد،آن کس که نفس خود را تزکیه کرد.(9) و بی شک محروم و ناامید گشت هر کس که آن را به پلیدی آلود.(10) قوم ثمود از روی سرکشی، (پیامبرشان را) تکذیب کردند.(11) آنگاه که شقی ترین آنها (برای کشتن ناقه) بپا خاست.(12) پس پیامبر خدا به آنان گفت : ناقه خدا و آبشخورش را  (حرمت نهید) (13) پس او را تکذیب کردند و ناقه را کشتند و پروردگارشان به خاطر این گناه، آنان را درهم کوبید و با خاک یکسانشان کرد.(14) و خداوند از عاقبت کار خود بیم ندارد. (15)

نکته ها :

*امام باقر و امام صادق علیهما السلام در تفسیر آیه «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکّاها» فرمودند :

«قد افلح من اطاع»[5]

یعنی آن کس که از پیامبر و امامان معصوم، اطاعت کرد،رستگار شد.

*در دید الهی، پاکان رستگارند. «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکّاها» ولی در نزد فرعونیان،زورمندان رستگارند که غلبه دارند و به ظاهر پیروزند. «قَدْ أَفْلَحَ الْیَوْمَ مَنِ اسْتَعْلی»(طه/64)

*در انجام کارهای خیر، امید رستگاری است.   «وَافْعَلُوا الْخَیْرَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ»[6]

در حالی که در تزکیه نفس و خودسازی، رستگاری قطعی است. «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکّاها»

*تزکیه نفس، شامل دوری از عقائد و اخلاقیات و رفتارهای ناپسند و کسب عقائد و اخلاقیات و کردارهای پسندیده است.

*در سوره شعراء، آیه 155 «لَها شِرْبٌ وَ لَکُمْ شِرْبُ یَوْمٍ مَعْلُومٍ» و سوره قمر،آیه 28 «نَبِّئْهُمْ

أَنَّ الْماءَ قِسْمَهٌ بَیْنَهُمْ کُلُّ شِرْبٍ مُحْتَضَرٌ» میخوانیم : آب قریه یک روز سهم مردم و یک سهم روز شتر است و هر کدام در روز خود بهره گیرند و کسی مزاحم ناقه نشود که به عذاب بزرگ گرفتار خواهد شد.

*در قرآن، چهل مرتبه ماده فلاح به کار رفته که از بررسی آنها معلوم می شود رستگاری شامل چه گروه هایی می شود و چه گروه هایی از رسیدن به آن محرومند، همچون مجرمان که میفرماید: «لا یُفْلِحُ الْمُجْرِمُونَ» [7]

*در قرآن، بعضی مطالب با یک سوگند آمده است. «وَالْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِی خُسْرٍ»

گاهی دو سوگند پشت سرهم آمده است. «و الضُّحی وَاللَّیْلِ إِذا سَجی»

گاهی سه سوگند در پی هم آمده است: «وَ الْعادِیاتِ ضَبْحاً ، فَالْمُورِیاتِ قَدْحاً ، فَالْمُغِیراتِ صُبْحاً»

گاهی چهار سوگند: «وَالتِّینِ وَ الزَّیْتُونِ وَ طُورِ سِینِینَ وَ هذَا الْبَلَدِ الْأَمِینِ»

گاهی پنج سوگند: «وَ الْفَجْرِ ، وَ لَیالٍ عَشْرٍ ، وَ الشَّفْعِ وَ الْوَتْرِ ، وَ اللَّیْلِ إِذا یَسْرِ»

ولی خداوند در این سوره،ابتدا یازده سوگند یاد کرده و سپس به اهمیّت تزکیه نفس اشاره کرده است.

*«خابَ» از مصدر «خیبه» به معنای به هدف نرسیدن است.

*«دسّ»به معنای پنهان کردن و تعبیر قرآن درباره ی زنده به گور کردن دختران چنین است:

«یَدُسُّهُ فِی التُّرابِ» آری خلافکار،به خاطر شرمندگی رویی برای جلوه در جامعه ندارد و سعی می کند عیب ها و خلافکاری های خود را پنهان کند.

کلمه «دسیسه» نیز به کار زشتی گفته میشود که آن را پنهان می کنند.

*«دَمْدَم»به معنای عذاب شکننده و فراگیر است که عذاب شده را قطعه قطعه و پراکنده می کند.

*منظور از «فَسَوّاها» یا قلع و قمع ساختمان ها است که با خاک یکسان شد و یا خود مردم که با خاک یکسان شدند.

*یک فرد تزکیه شده می تواند منشأ تحول در جامعه شود و به جامعه رشد و شجاعت و شخصیّت و معرفت و وحدت دهد، چنانکه یک نفر تزکیه نشده برای رسیدن به هوسهای خود امّت هایی را به فساد و نابودی و سقوط می کشاند.

*در قرآن، برای رستگاری انسان ها دو عامل مطرح شده است : یکی ایمان و دیگری تزکیه.

«قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکّاها» ، «قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ»

بنابراین حقیقت ایمان و تزکیه یکی است و هر کس می خواهد خودسازی کند، باید مؤمن واقعی باشد.

آری مؤمن واقعی کسی است که خود را تزکیه کند و تزکیه شده واقعی، کسی است که ایمان داشته باشد و احکام و تکالیف دینی را به دقت انجام دهد که در آغاز سوره مؤمنون آمده است.

*در تفسیر اطیب البیان می خوانیم، جنایتکاران تاریخ و قاتلان زیاد بودند امّا نوعاً به خاطر حفظ حکومت یا گرفتن حکومت یا محو رقیب و یا طمع به رسیدن چیزی، دست به جنایات می زدند امّا قاتل ناقه صالح و حضرت علی علیه السلام مرتکب جنایت عظیم شدند،در حالی که هیچ یک از انگیزه ها و عوامل فوق در کار نبود، فقط و فقط شقاوت بود.

*حضرت علی علیه السلام در کوفه روی منبر فرمودند : شتر صالح را یکی پی کرد ولی خداوند همه را عذاب کرد چون هم راضی بودند و سپس به این آیه اشاره کرد.[8]

*در روایات متعددی از شیعه و اهل سنّت از جمله احمد حنبل، طبری و قرطبی، آمده که «اشقی الاولین»عاقر ناقه و «اشقی الاخرین» قاتل علی بن ابیطالب است.[9]

پیام ها :

1- سوگند به خورشید و ماه و شب و روز و زمین و آسمان و روح انسان که سعادت انسان در گرو رشد معنوی است نه زندگی مادّی. وَالشَّمْسِ.../ قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکّاها

2- اگر نفس را رها کنیم، انسان را به سقوط میکشاند. لذا نفس را باید کنترل کرد.

«زَکّاها»

3- تزکیه و خودسازی، محروم کردن نیست، رشد دادن است. «زَکّاها»

4- هر کس نفس خود را در لابلای عادات و رسوم و پندارها مخفی کند و غافلانه دنبال تأمین خواسته های نفسانی رود، محرومیّت بزرگی خواهد داشت. «قَدْ خابَ مَنْ دَسّاها»

5- طغیان و گناه، مقدّمه کفر و تکذیب است. «کَذَّبَتْ ثَمُودُ بِطَغْواها» («تقوا»یعنی پاکی و «طغوی»یعنی طغیان در گناه)

6- در شیوه تبلیغ، بعد از بیان اصول کلّی، نمونه هایی نقل کنید. قَدْ خابَ... کَذَّبَتْ ثَمُودُ

7- شکستن قداست ها نشانه شقاوت است و هر چه قداست بیشتر باشد، شکستن آن قساوت بیشتری می خواهد.«اشقی»

8- اگر انسان به فکر تزکیه نباشد، در ابتدا پیروی از نفس را مخفیانه انجام می دهد «دَسّاها» و سپس علنی. «إِذِ انْبَعَثَ أَشْقاها»

9- در انجام کار بد، آن کس که شقی تر است زودتر تحریک می پذیرد. «انْبَعَثَ أَشْقاها» [10]

10- هر چه به خدا منسوب باشد، مقدّس است و باید مورد احترام قرار گیرد و اهانت به آن، کیفر الهی را به دنبال دارد. «ناقَهَ اللّهِ ، فَعَقَرُوها ، فَدَمْدَمَ»

11- زدودن علف های هرز کافی نیست، بارور کردن هم لازم است.( «زَکّاها» به معنای رشد است.)

12- به کامیابی های زودگذر نفس مغرور نشوید که عاقبتش محرومیّت است. «وَ قَدْ خابَ» (کلمه«خاب»یعنی محروم شد و به آنچه می خواست نرسید.)

13- هر کس به گناه دیگری راضی باشد شریک جرم است.

شتر را یک نفر کشت ولی قرآن می فرماید : جمعی آن را کشتند. «فَعَقَرُوها»

14- خداوند بر هر چیز مسلّط است و از نابود کردن ستمگران هیچ پروائی ندارد. «وَ لا یَخافُ عُقْباها»

15- رضایت و تشویق و تحریک به گناه نیز گناه است. اِنْبَعَثَ أَشْقاها... بِذَنْبِهِمْ

16- کیفرهای الهی جلوه ای از ربوبیّت اوست.(مربّی باید موانع تربیت را برطرف سازد.) «فَدَمْدَمَ عَلَیْهِمْ رَبُّهُمْ»

17- قهر الهی در دنیا نیز سخت است. «فَدَمْدَمَ عَلَیْهِمْ رَبُّهُمْ بِذَنْبِهِمْ فَسَوّاها»

 

«والحمد للّه ربّ العالمین»

 

[5] - تفسیر نور الثقلین.

[6] - حج،77.

[7] - .یونس،17.

[8] - .نهج البلاغه،خطبه 20.

[9] - تفسیر نمونه.

[10] - «بعثَ»یعنی برانگیخت و«انبعثَ»یعنی برانگیخته شد.





نوع مطلب : 91-سوره شمس، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط : «قسمت قـبلی»،
          
دوشنبه 29 اردیبهشت 1399


ویژگیهاى حیات طیبه اى كه خداوند آن را به نیكوكاران 

وعده داده است

(تفسیر المیزان)


مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَاةً طَیِّبَةً 

وَلَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ

از مرد و زن، هر کس کار شایسته انجام دهد در حالی که مؤمن است، مسلماً او را به زندگی پاک و پاکیزه ای زنده می داریم و پاداششان را بر پایه بهترین عملی که همواره انجام می داده اند، می دهیم.

و در جمله (فلنحیینه حیاة طیبة ) حیات، به معناى جان انداختن در چیز و افاضه حیات به آن است، پس این جمله با صراحت لفظش دلالت دارد بر اینكه خداى تعالى مؤمنى را كه عمل صالح كند به حیات جدیدى غیر آن حیاتى كه به دیگران نیز داده زنده مى كند و مقصود این نیست كه حیاتش را تغییر مى دهد، مثلا حیات خبیث او را مبدل به حیات طیبى مى كند كه اصل حیات همان حیات عمومى باشد و صفتش را تغییر دهد، زیرا اگر مقصود این بود كافى بود كه بفرماید: (ما حیات او را طیب مى كنیم ولى اینطور نفرمود، بلكه فرمود: ما او را به حیاتى طیب زنده مى سازیم ).

پس آیه شریفه نظیر آیه (او من كان میتا فاحییناه و جعلنا له نورا یمشى به فى الناس ) است كه افاده مى كند خداى تعالى حیاتى ابتدائى و جداگانه و جدید به او افاضه مى فرماید.

از باب تسمیه مجازى هم نیست كه حیات قبلى او را بخاطر اینكه صفت طیب به خود گرفته مجازا حیاتى تازه نامیده باشد، زیرا آیاتى كه متعرض این حیات هستند آثارى حقیقى براى آن نشان مى دهند مانند آیه (اولئك كتب فى قلوبهم الایمان و ایدهم بروح منه ) و آیه سوره انعام كه در چند سطر قبل ذكرش كردیم همه اینها آثارى واقعى و حقیقى براى این حیات سراغ مى دهند، مثلا نورى كه در آیه انعام است قطعا نور علمى است كه آدمى بوسیله آن بسوى حق راه مى یابد، و به اعتقاد حق و عمل صالح نائل مى شود.

و همانطور كه او علم و ادراكى دارد كه دیگران ندارند همچنین از موهبت قدرت بر احیاى حق و ابطال باطل سهمى دارد كه دیگران ندارند. چنانچه خداى تعالى در باره آنان فرموده: (و كان حقا علینا نصر المؤمنین ) و نیز فرموده: (من آمن بالله و الیوم الاخر و عمل صالحا فلا خوف علیهم و لا هم یحزنون ) و این علم و این قدرت جدید و تازه، مؤمن، را آماده سازند تا اشیاء را بر آنچه كه هستند ببینند، و اشیاء را به دو قسم تقسیم مى كنند، یكى حق و باقى، و دیگرى باطل و فانى، وقتى مؤمن این دو را از هم متمایز دید از صمیم قلبش از باطل فانى كه همان زندگى مادى دنیا و نقش و نگارهاى فریبنده و فتانه اش مى باشد اعراض نموده به عزت خدا اعتزاز مى جوید، و وقتى عزتش از خدا شد دیگر شیطان با وسوسه هایش، و نفس اماره با هوى و هوسهایش، و دنیا با فریبندگى هایش نمى توانند او را ذلیل و خوار كنند، زیرا با چشم بصیرتى كه یافته است بطلان متاع دنیا و فناى نعمتهاى آن را مى بیند.

چنین كسانى دلهایشان متعلق و مربوط به پروردگار حقیقى شان است، همان پروردگارى كه با كلمات خود هر حقى را احقاق مى كند، جز آن پروردگار را نمى خواهند، و جز تقرب به او را دوست نمى دارند، و جز از سخط و دورى او نمى هراسند، براى خویشتن حیات ظاهر و دائم سراغ دارند كه جز رب غفور و ودود كسى اداره كن آن حیات نیست و در طول مسیر آن زندگى، جز حسن و جمیل چیزى نمى بینند، از دریچه دید آنان هر چه را كه خدا آفریده حسن و جمیل است، و جز آن كارها كه رنگ نافرمانى او را به خود گرفته هیچ چیز زشت نیست.

این چنین انسانى در نفس خود نور و كمال و قوت و عزت و لذت و سرورى درك مى كند كه نمى توان اندازه اش را معین كرد و نمى توان گفت كه چگونه است، و چگونه چنین نباشد و حال آنكه مستغرق در حیاتى دائمى و زوال ناپذیر، و نعمتى باقى و فنا ناپذیر، و لذتى خالص از الم و كدورت، و خیر و سعادتى غیر مشوب به شقاوت است، و این ادعا، خود حقیقتى است كه عقل و اعتبار هم مؤ ید آن است، و آیات بسیارى از قرآن كریم نیز بدان ناطق است، و ما در اینجا حاجت به ایراد آنهمه آیات نداریم.

این آثار زندگى جز بر زندگى حقیقى مترتب نمى شود، و زندگى مجازى بوئى از آن ندارد، خداوند این آثار را بر حیاتى مترتب كرده كه آن را مختص به مردم با ایمان و داراى عمل صالح دانسته، حیاتى است حقیقى و واقعى و جدید، كه خدا آن را به كسانى كه سزاوارند افاضه مى فرماید.

 

و این حیات جدید و اختصاصى جداى از زندگى سابق كه همه در آن مشتركند نیست، در عین اینكه غیر آن است با همان است، تنها اختلاف به مراتب است نه به عدد پس كسى كه داراى آنچنان زندگى است دو جور زندگى ندارد، بلكه زندگیش قوى تر و روشن تر و واجد آثار بیشتر است، همچنانكه روح قدسى كه خداى عز و جل آن را مخصوص انبیاء دانسته یك زندگى سومى نیست بلكه درجه سوم از زندگى است، زندگى آنان درجه بالاترى دارد.

 

این آن چیزى است كه تدبر در آیه شریفه مورد بحث آن را افاده مى كند، و خود یكى از حقایق قرآنى است، و با همین بیان، علت اینكه چرا آن زندگى را با وصف طیب توصیف فرموده روشن مى شود، گویا همانطور كه روشن كردیم حیاتى است خالص كه خباثتى در آن نیست كه فاسدش كند و یا آثارش را تباه سازد.

 

وجوهى دیگر كه درباره مراد از حیات طیبه گفته شده است

مفسرین، در آیه شریفه وجوهى ذكر كرده اند: بعضى گفته اند حیات طیب، حیات بهشتى است كه مرگ ندارد، و فقر و بیمارى و هیچ شقاوت دیگرى در آن نیست.

بعضى دیگر گفته اند: حیات برزخى است. و شاید این تخصیص را از اینجا پنداشته اند كه ذیل آیه را حمل كرده به جنت آخرت و براى حیات طیبه جز برزخ چیزى به نظرشان نرسیده.

بعضى دیگر گفته اند: همین حیات دنیوى است كه مقارن با قناعت و رضا به قسمت خداى سبحان باشد، زیرا چنین حیاتى پاكیزه ترین زندگى است.

و بعضى گفته اند: مراد از آن، رزق حلال است كه در قیامت عقابى بر آن نیست. بعضى دیگر گفته اند: روزى روز بروز است.

و در این وجوه جاى مناقشه بسیار است كه بر خواننده اگر دقت فرماید پوشیده نیست، و حاجت نیست كه ما كلام را با ایراد آنها طول دهیم.





نوع مطلب : 16-سوره نـحـل، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 27 اردیبهشت 1399



تفسیر آیات 4-1 سوره لیل

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

وَاللَّیْلِ إِذا یَغْشی«1» وَالنَّهارِ إِذا تَجَلّی«2» وَ ما خَلَقَ الذَّکَرَ وَ الْأُنْثی«3» إِنَّ سَعْیَکُمْ لَشَتّی«4»

به شب سوگند،آنگاه که(زمین را در پرده سیاه) فرو پوشاند.(1) به روز سوگند،آنگاه که روشن شود.(2) سوگند به آنکس که نر و ماده را آفرید.(3) همانا تلاش های شما پراکنده است. (4)

 

نکته ها :

*در حدیث می خوانیم :

خداوند به هر چه از مخلوقاتش که بخواهد، حق دارد سوگند یاد کند ولی مردم باید تنها به خدا سوگند یاد نمایند.[1]

*«شَتّی» جمع «شتیت» به معنای متفرّق است.

سوگند، تنها برای تفاوت سعی ها نیست، زیرا که این تفاوت بر همه روشن است، بلکه سوگند به خاطر نتایج و آثار متفاوت کارها است.

*سایه شب یک نعمت بزرگ است که در آن تعدیل حرارت، آسایش جسم، آرامش روح و نیایش های خالصانه انجام می گیرد.

 

پیام ها :

1- زمان، امری مقدّس و قابل سوگند است.

«وَاللَّیْلِ إِذا یَغْشی»

2- هم به نشانه های آفاقی توجه کنید، وَاللَّیْلِ... وَ النَّهارِ هم به نشانه های انفسی.

«وَ ما خَلَقَ الذَّکَرَ وَ الْأُنْثی»

3- نظام زوجیّت در حیوان و انسان، نشانه قدرت و حکمت خداوند است. «ما خَلَقَ الذَّکَرَ وَ الْأُنْثی»

4- تفاوت مهر یا قهر خداوند حکیمانه و عادلانه است نه گزاف، زیرا تلاشهای شما انسانها گوناگون است. «إِنَّ سَعْیَکُمْ لَشَتّی»

 

[1] - تفسیر نورالثقلین.






نوع مطلب : 92-سوره لیل، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط : «قسمت بـعــدی»،
          
شنبه 27 اردیبهشت 1399


تفسیر آیات 11-5 سوره لیل

فَأَمّا مَنْ أَعْطی وَ اتَّقی«5» وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنی«6» فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْری«7» وَ أَمّا مَنْ بَخِلَ وَ اسْتَغْنی«8» وَ کَذَّبَ بِالْحُسْنی«9» فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْعُسْری«10» وَ ما یُغْنِی عَنْهُ مالُهُ إِذا تَرَدّی«11»

امّا آن که انفاق کرد و پروا داشت(5) و پاداش نیک (روز جزا) را تصدیق کرد. (6) به زودی ما او را برای پیمودن بهترین راه آماده خواهیم کرد.(7) ولی آنکه بخل ورزید و خود را بی نیاز پنداشت.(8) و پاداش نیک (روز جزا) را تکذیب نمود. (9) پس او را به پیمودن دشوارترین راه خواهیم انداخت.(10) و چون هلاک شد، دارایی اش برای او کارساز نخواهد بود. (11)

 

نکته ها :

*شاید مراد از عطای همراه با تقوا، این باشد که عطا با نیّت خالص و بدون منت، آن هم از مال حلال و در مسیر خدا باشد که تمام این امور در کلمه تقوا جمع است. «أَعْطی وَ اتَّقی»

*اگر خداوند برای برخی راه خیر را باز می کند، «فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْری» و برای برخی راه شر را «فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْری» به خاطر تفاوت تلاش خود انسان ها است. «إِنَّ سَعْیَکُمْ لَشَتّی»

*در خانه شخصی ثروتمند درختی بود که کودکان همسایه هنگامی که میوه آن درخت به زمین می ریخت، آن را برگرفته و می خوردند ولی صاحب درخت، میوه را از دهان اطفال میگرفت.

پدر اطفال مسئله را به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله گزارش داد.

حضرت نزد صاحب خانه رفته و پیشنهاد کردند درخت را در برابر درختی در بهشت به من بفروش.

آن مرد جواب رد به پیامبر داد و گفت : دنیای نقد را به آخرت نسیه نمی فروشم.

پیامبر برگشت.

یکی از یاران پرسید : آیا اگر من آن درخت را بگیرم و با من نیز چنین معامله ای می کنید؟ حضرت فرمودند : آری.

آن شخص توانست با بهایی چندین و چند برابر، درخت را خریداری کند و در اختیار پیامبر گذارد.

آن حضرت به نزد آن خانواده فقیر آمده و درخت را به آنها بخشید.

در این هنگام آیات این سوره نازل شد[2]

فَأَمّا مَنْ أَعْطی وَ اتَّقی وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنی...

*هر کس گام اول سخاوت را بر اساس ایمان به معاد و تقوا بردارد، خدا ظرفیّت و شرایط روحی او را برای کارها هموار می کند و روح او را با کار خیر مأنوس می گرداند، تجربه و تعقّل و کاردانی او را بالا می برد، الهام و ابتکار به او می دهد، پذیرش مردمی و اجتماعی او را زیاد می کند و راه های جدیدی را برای کار خیر پیش پای او میگذارد که همه اینها مصداق «فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْری» است.

*نکته لطیف آن است که قرآن می فرماید :

او را برای آسان ترین راه آماده می کنیم «فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْری» و نفرمود : کار را برای او آسان می کنیم. «فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْرَى» و فرق است میان آنکه انسان روان باشد یا کارش روان باشد.

انسان می تواند با توکل و دعا و اتصّال به قدرت بی نهایت آسان دارای چنان سکینه و سعه صدر شود که هر کاری را به راحتی بپذیرد و انجام هر کار خیر برای او آسان باشد.

*در تاریخ کربلا می خوانیم :

همین که زینب کبری بدن قطعه قطعه امام حسین علیه السلام را دید گفت : «ربنا تقبل منا هذا القلیل» پروردگارا این شهید در نزد عظمت تو کوچک است او را بپذیر! آری ایمان و تقوا انسان را در برابر هر حادثه بیمه کرده و کار روان و آسان میکند.«فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْری»

*مراد از کلمه«یُسری» و «عُسری» که در قالب مؤنث آمده است، کارها یا راه های آسان و مشکل است.

آنچه مهم است،اصل بخشش است، نوع و مقدار آن در مرحله بعد است.

عطا گاهی کم است، گاهی زیاد، گاهی از مال است و گاهی از مقام و آبرو.

*کلمه ی «حُسْنَی» یا مصدر است مثل رُجعی و یا مؤنث احسن است.

*امام باقر علیه السلام در تفسیر آیه :

«فَأَمّا مَنْ أَعْطی وَ اتَّقی وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنی فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْری» فرمودند :

«لا یرید شیئا من الخیر الا یسره الله له» چیزی را اراده نمی کند مگر آنکه خداوند انجام آن را برای او آسان می کند.[3]

و در تفسیر آیه «وَ أَمّا مَنْ بَخِلَ وَ اسْتَغْنی وَ کَذَّبَ بِالْحُسْنی فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْعُسْری» فرمودند :

«لا یرید شیئا من الشر الا یسره الله له» درباره انجام دادن هیچ شری تصمیم نمی گیرد مگر آنکه خداوند انجام آن شر را برای او آسان کرده و مرتکب می شود[4]

پیام ها :

1- شیوه تبلیغ صحیح این است که بعد از کلیات، نمونه ها و مصادیق بیان شود.

«إِنَّ سَعْیَکُمْ لَشَتّی فَأَمّا مَنْ أَعْطی»

2- عطا همراه با تقواکار ساز است. «أَعْطی وَ اتَّقی»

3- عطا باید بدون ریا و غرور و منّت و آزار باشد. أَعْطی وَ اتَّقی...

4- آنچه عطا می کنید مهم نیست،چگونه و با چه انگیزه و حالت عطا کردن مهم است. «أَعْطی وَ اتَّقی»

5- شرط پذیرفته شدن عطا، تقواست. «أَعْطی وَ اتَّقی» (و گرنه عطای مال حرام، یا با نیّت غیر خالص اجری ندارد، زیرا «إِنَّما یَتَقَبَّلُ اللّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ) [5]

6- آخرت،بهتر از دنیا است.«الحسنی»

7- کسی می تواند به عطای خود رنگ الهی داده و اهل پروا باشد که به معاد ایمان داشته باشد. «وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنی» (قرآن به وعده های قیامت حُسنی گفته است). «کُلاًّ وَعَدَ اللّهُ الْحُسْنی»[6]

8- ایمان به قیامت، شرط پذیرفته شدن عمل است. «وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنی»

9- بُخل و مغرور شدن به مال، نشانه بی تقوایی است. «مَنْ بَخِلَ وَ اسْتَغْنی»

10- گشایش یا گره خوردن کارهای انسان،نتیجه سخاوت یا بُخل انسان نسبت به دیگران است. أَعْطی... لِلْیُسْری ، بَخِلَ... لِلْعُسْری

11- نیکی، نیکی می آورد و شر،شر.

أَعْطی وَ اتَّقی... فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْری / بَخِلَ وَ اسْتَغْنی...فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْعُسْری

12- پاداش و کیفر الهی متناسب با رفتار انسانهاست، اگر گره از کار فقرا باز کنیم، خداوند گره از کار ما باز می کند. «فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْری» و اگر فقرا را در عُسرت گزاریم، خداوند هم عسرت را پیش پای ما می گذارد. «فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْعُسْری»

13- اهل بُخل بدانند که ثروت نجات دهنده نیست. «وَ ما یُغْنِی عَنْهُ مالُهُ إِذا تَرَدّی»

14- نتیجه بُخل سقوط است، سقوط از انسانیّت و کمال و سقوط از چشم مردم همراه با سقوط در دوزخ و محروم شدن از درجات اخروی. «إِذا تَرَدّی»

15- گاهی منشأ بُخل امروز،به خاطر ترس از فقر در آینده است.

«بَخِلَ وَ اسْتَغْنی» (چنانکه در آیه 267 و 268 سوره بقره در کنار دستور انفاق می فرماید :

(این شیطان است که شما را از فقر آینده میترساند. أَنْفِقُوا... اَلشَّیْطانُ یَعِدُکُمُ الْفَقْرَ)

16- گاهی سرچشمه بخل،مغرور شدن به دنیا و احساس بی نیازی نسبت به وعده های بهشتی است. «بَخِلَ وَ اسْتَغْنی»

 

[2] - تفسیر نمونه.

[3] - کافی،ج4،ص46.

[4] - کافی،ج4،ص47.

[5] - مائده،27.

[6] - نساء،95.





نوع مطلب : 92-سوره لیل، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط : «قسمت قـبلی»، «قسمت بـعــدی»،
          
شنبه 27 اردیبهشت 1399


 تفسیر آیات 21-12 سوره لیل

إِنَّ عَلَیْنا لَلْهُدی«12» وَ إِنَّ لَنا لَلْآخِرَهَ وَ الْأُولی«13» فَأَنْذَرْتُکُمْ ناراً تَلَظّی«14» لا یَصْلاها إِلاَّ الْأَشْقَی«15» اَلَّذِی کَذَّبَ وَ تَوَلّی«16» وَ سَیُجَنَّبُهَا الْأَتْقَی«17» اَلَّذِی یُؤْتِی مالَهُ یَتَزَکّی«18»  وَ ما لِأَحَدٍ عِنْدَهُ مِنْ نِعْمَهٍ تُجْزی«19» إِلاَّ ابْتِغاءَ وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلی«20» وَ لَسَوْفَ یَرْضی«21»

همانا هدایت(مردم)بر عهده ماست.(12) و بی شک آخرت و دنیا از آنِ ماست.(13) پس شما را از آتشی که زبانه می کشد  بیم دادم.(14) (آتشی که) جز بدبخت ترین افراد در آن در نیاید.(15) همان که (حق را) تکذیب کرد و روی بر تافت.(16) ولی با تقواترین مردم از آن آتش دور داشته خواهد شد.(17) همان که مال خود را می بخشد تا پاک شود.(18) در حالی که برای احدی (از کسانی که به آنان مال می بخشد،) نعمت و منتی که باید جزا داده شود،نزد او نیست.(19) جز رضای پروردگار بلند مرتبه اش، نمی طلبد. (20) و به زودی خشنود شود. (21)

 

نکته ها :

*هدایت کردن از جانب خداوند، امری حتمی است، «إِنَّ عَلَیْنا لَلْهُدی» ولی پذیرش آن از سوی مردم حتمی نیست.

چنانکه در جای دیگر می فرماید:

«وَأَمَّا ثَمُودُ فَهَدَیْنَاهُمْ فَاسْتَحَبُّوا الْعَمَىٰ عَلَى الْهُدَىٰ فَأَخَذَتْهُمْ صَاعِقَةُ الْعَذَابِ الْهُونِ بِمَا كَانُوا یَكْسِبُونَ» (فصلت/17)

و امّا قوم ثمود، آنان را هدایت کردیم، ولی کوردلی را بر هدایت ترجیح دادند.

 پس به کیفر آن چه کسب میکردند، صاعقه عذابِ خفت بار آنان را فرو گرفت.

*«تَلَظّی» ، شعله آتش بدون دود است که سوزندگی زیادتری دارد.

*خلود و جاودانگی در دوزخ مخصوص افراد شقی است. «لا یَصْلاها إِلاَّ الْأَشْقَی» در کلمه «صلی» ملازمت و همراهی نهفته است.

شاید «ناراً تَلَظّی» که نوع خاصی از آتش است مخصوص افراد شقی باشد و سایر مجرمان به انواع دیگری از آتش گرفتار شوند.

*آیه «وَ لَسَوْفَ یَرْضی» را دو گونه می توان معنا کرد :

یکی آنکه انسان با رسیدن به اهدافش از خدا راضی می شود، دیگر آنکه خداوند از او راضی می شود.

البتّه در قرآن، هر دو مورد یعنی رضای خداوند از انسان و رضای انسان از خداوند، در کنار هم آمده است: «رَضِیَ اللّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ» [8]، «ارْجِعِی إِلی رَبِّکِ راضِیَهً مَرْضِیَّهً» [9]

 

پیام ها :

1- یکی از سنّت های الهی که خداوند بر خود واجب کرده، هدایت مردم از طریق عقل و فطرت و پیامبران است. «إِنَّ عَلَیْنا لَلْهُدی»

2- پذیرش هدایت، به نفع خود شماست، و گرنه خداوند بی نیاز است. «وَ إِنَّ لَنا لَلْآخِرَهَ وَ الْأُولی»

3- هشدار و انذار وسیله هدایت الهی است. «فَأَنْذَرْتُکُمْ» (هشدارهای الهی را باید جدی گرفت،زیرا از سوی کسی است که دنیا و آخرت به دست اوست)

4- آتش آخرت، امری ناشناخته و عظیم است. «ناراً» به صورت نکره آمده است.

5- شقاوت، مثل تقوا دارای مراحلی است. اَلْأَشْقَی... اَلْأَتْقَی (کسی که آن همه نشانه های هدایت را نادیده بگیرد بدبخت ترین است). «اشقی، اَلَّذِی کَذَّبَ وَ تَوَلّی»

6- تقوا، همراه کمک به محرومان سپری است در برابر آتش دوزخ. «سَیُجَنَّبُهَا الْأَتْقَی اَلَّذِی یُؤْتِی مالَهُ»

7- کمک به محرومان، شیوه دائمی پرهیزگاران است. «یُؤْتِی» (فعل مضارع)

8- کمک از مال شخصی ارزش است. «مالَهُ»

9- نشانه تقوا، کمک های مالی خالصانه است. «الْأَتْقَی اَلَّذِی یُؤْتِی مالَهُ»

10- کمک به فقرا، راهی است برای تزکیه و خودسازی. «یُؤْتِی مالَهُ یَتَزَکّی»

11- کمک های مالی که براساس جبران خوبی های دیگران باشد، مایه رشد نیست.

«ما لِأَحَدٍ عِنْدَهُ مِنْ نِعْمَهٍ» (انفاقی ارزش بالایی دارد که انسان مدیون دیگران نباشد و چشم داشتی هم نداشته باشد)

12- متّقی، جز رضای خدا به دنبال چیز دیگری نیست. «إِلاَّ ابْتِغاءَ وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلی»

13- قصد قربت، شرط لازم است.

«إِلاَّ ابْتِغاءَ وَجْهِ رَبِّهِ»

14- انفاق باید در راه های خداپسندانه باشد. یُؤْتِی مالَهُ... اِبْتِغاءَ وَجْهِ رَبِّهِ

15- او پروردگار اعلی است، پس فقط رضای او را جستجو کنید که پاداش اعلی مرحمت میکند. «ابْتِغاءَ وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلی»

16- انسان مخلص، به مقام رضا می رسد و همواره از خداوند خشنود است«وَ لَسَوْفَ یَرْضی»

«والحمد للّه ربّ العالمین»


[8] - بیّنه،8.

[9] - فجر،28.





نوع مطلب : 92-سوره لیل، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط : «قسمت قـبلی»،
          
شنبه 27 اردیبهشت 1399


نزول سوره «لیل» در شأن آقا امیرالمؤمنین علیه السّلام

موسی ابن عیسی انصاری گفت بعد از نماز عصر با امیر المؤمنین (علیه السلام) نشسته بودم.

مردی خدمت ایشان رسید. عرض کرد یا علی تقاضائی دارم.

مایلم حرکت کنید، پیش کسی که مورد نظر من است با هم برویم و خواسته مرا برآورید.

فرمودند : کار تو چیست؟

گفت من در خانه شخصی همسایه هستم، در آن خانه درخت خرمائی هست که در موقع وزش باد از خرمای رسیده و نارس می ریزد و یا پرنده ای از بالای درخت می اندازد.

من و بچه هایم از آنها می خوریم بدون اینکه به وسیله چوب یا سنگ آنها را بریزیم. اکنون میخواهم شما واسطه شوید که از من بگذرد. موسی بن عیسی می گوید حضرت به من فرمود حرکت کن با هم برویم.
در خدمت ایشان رفتیم، پیش صاحب درخت که رسیدیم علی (علیه السلام) سلام نمود. او جواب داد، احترام کرد و شادمان شد. عرض کرد یا علی به چه منظور تشریف آورده اید.

فرمود این مرد در خانه تو می نشیند از درخت خرمائی که داری با یا پرنده می ریزد بدون اینکه با سنگ یا چوب بزنند، آمدم درخواست کنم او را حلال کنی.
صاحب باغ امتناع ورزید.

مرتبه دوم حضرت درخواست کرد. باز قبول نکرد.

در مرتبه سوم فرمود به خدا قسم از طرف پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ضامن میشوم در قبال این کار خداوند بستانی تو را در بهشت عنایت کند.

این بار هم نپذیرفت.

کم کم نزدیک شامگاه شد علی (علیه السلام) فرمود آن خانه را به فلان باغستان می فروشی؟ پاسخ داد آری حضرت گفت خداوند و موسی بن عیسی انصاری را به شهادت می گیرم خرمایش در مقابل آن منزل به تو فروختم آیا راضی هستی؟

صاحب منزل باور نمی کرد علی (علیه السلام) این معامله را بکند. گفت من هم خدا و موسی بن عیسی را گواه می گیرم که فروختم خانه را در مقابل آن باغ.
علی (علیه السلام) رو کرد به مردی که در خانه به عنوان همسایگی می نشست فرمود منزل را به رسم مالکیت تصرف کن خداوند به تو برکت دهد حلال باد بر تو.

در این هنگام صدای اذان بلند شد. همه حرکت کردند برای انجام فریضه نماز مغرب و عشاء را با پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) خواندیم. هر کسی به منزل خود رفت. فردا پس از نماز صبح پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) مشغول تعقیب بود حالت وحی بر آنجناب عارض گشت. جبرئیل نازل شد.

پس از پایان وحی روی به اصحاب کرده فرمود کدامیک از شما دیشب عمل نیکی انجام داده اید خودتان می گوئید یا من بگویم.

علی (علیه السلام) عرض کرد شما بفرمائید. پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود اینک جبرئیل بر من نازل شد، گفت شب گذشته علی بن ابیطالب (علیه السلام) کار پسندیده ای انجام داد.

پرسیدم چه کار.

گفت این سوره را بخوان :

بسم الله الرحمن الرحیم

والّلیل اذا یغشی و النهار اذا تجلی تا به این آیه فاما من اعطی و اتقی و صدق بالحسنی فسنیره للیسری الی آخر سوره.

رو به علی کرد فرمود تو تصدیق به بهشت کردی و خانه را به آن مرد بخشیدی و بستان خود را دادی؟

عرض کرد بلی. فرمود این سوره درباره ات نازل شد.

آنگاه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) حرکت کردند و پیشانی ایشانرا بوسیدند و گفتند : من برادر تو هستم و تو برادر من.(1(

 

1( جلد نهم بحارالانوار، ص ۵۱۶





نوع مطلب : 92-سوره لیل، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 27 اردیبهشت 1399



سیمای سوره لیل

این سوره بیست و یک آیه دارد و در مکّه نازل شده است.

نام سوره، برگرفته از آیه اول است که با سوگند به شب هنگام آغاز شده است.

سوگند با تأکید به تفاوت تلاش ها و انگیزه های بشری آغاز و با بیان قانون مکافات عمل ادامه می یابد.

قانونی که احسان به دیگران را اساس گشایش در کارها و بخل و بزرگی طلبی را عامل دشوار شدن امور انسان معرفی می کند.

ادامه سوره به سنّت عام هدایت الهی اشاره داشته و سرانجام آنان را که به انذار الهی توجّه نمی کنند، آتش دوزخ و فرجام اهل تقوا را آزادی از آن بیان می کند.

البتّه متّقیانی که اهل زکات هستند و انگیزه ای جز رضای الهی ندارند، که خداوند نیز اسباب خشنودی آنان را فراهم می سازد.





نوع مطلب : 92-سوره لیل، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 27 اردیبهشت 1399


فضیلت و خواص سوره لیل


نود و دومین سوره قرآن کریم است که مکّی و 11 آیه دارد.

در سخنی از رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم آمده است :

هر کس سوره لیل را قرائت کند خداوند به اندازه ای به او نعمت عطا می کند تا راضی شود و او را از سختی و تنگی عافیت بخشیده و کارها را بر او آسان می کند. (1)

امام صادق علیه السلام روایت می کند :

هر که سوره لیل را در روز یا شب قرائت کند تمام اعضای بدنش بر اعمال نیک او شهادت میدهند و خداوند شهادت ایشان را پذیرفته و به بهشت رهنمون می شود.(2)

 

آثار و برکات سوره


1) جلوگیری از خواب بد

هر کس هنگام خواب سوره لیل را پانزده بار قرائت کند در خوابش جز آنچه از خیر و خوبی دوست دارد در خواب نبیند و خواب بد نخواهد دید و هر کس در نماز عشا آن را بخواند مانند آن است که یک چهارم قرآن را خوانده و نمازش مورد قبول خداوند قرار می گیرد.(3)


2) به هوش آمدن بیمارصرعی

امام صادق علیه السلام فرمودند:

هر کس این سوره را در گوش کسی که غش کرده و کسی که بیماری صرع دارد بخواند در همان ساعت به هوش می آید.(4)

3) درمان تب

هر گاه کسی تب دارد سوره لیل را بنویسد و بشوید و بیاشامد شفا می یابد. (5)

ختومات مجرب

الف) اگر کسی حاجت مهمی  داشته باشد یا مشکلی که راه حل آن برایش مشکل باشد و درمانده و بیچاره شده باشد شب با طهارت و وضو  وارد بسترش شود و فرش و لحاف او پاکیزه باشد و تنهای تنها، در وقت خواب، هفت مرتبه هر یک از سوره های «شمس» و «لیل» را بخواند و بعد از آن بگوید :

«اللّهمَّ اجْعَلْ مِنْ اَمْری فَرَجَاً وَ مَخْرَجَاً» که در شب اول یا سوم یا پنجم یا هفتم، شخصی به خواب او می آید و مشکلش را با او مطرح می کند و راه حلش را دریافت می کند. (6)

ب) جهت رسیدن به فتوحات و زیادی مال

40 شب هر شب 40 بار سوره لیل را بخواند و چون به آیه: «ما لاحد عنده من نعمه تجزی» رسید آن را 3 مرتبه بخواند و آنگاه سوره را تمام کند. (7)

ج) هر کس سوره «شمس و لیل » را سه شب متوالی هر کدام 7 بار بخواند و بعد از آن سی بار بگوید : «بِسْمِ الله الرَّحْمَنِ الرَّحِیم. تَبَارَکَ اللهُ ربِّ الْعَالَمِینْ، وَلَاحَوْلَ وَ لَاقُوَّةَ اِلّا بِالله الْعَلی الْعَظِیمْ» انشاءالله حاجتش روا گردد.(8)


 (1) مجمع البیان، ج10، ص372

(2) ثواب الاعمال، ص123

(3) تفسیرالبرهان، ج5، ص675

(4) همان

(5) درمان با قرآن، ص149

(6) زادالمعاد، ص512

(7) درمان با قرآن، ص149

(8) همان، ص148

منابع: «قرآن درمانی روحی و جسمی، محسن آشتیانی، سید محسن موسوی»؛ درمان با قرآن،محمدرضا کریمی





نوع مطلب : 92-سوره لیل، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 27 اردیبهشت 1399


مَا جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَیْنِ فِی جَوْفِهِ... (احزاب/4)

خداوند براى هیچكس دو قلب در درون وجودش نیافریده.


تفسیر :

ادعاهاى بیهوده

در تعقیب آیات گذشته كه به پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم) دستور مى داد تنها از وحى الهى تبعیت كند نه از كافران و منافقان ، در آیات مورد بحث نتیجه تبعیت از آنها را منعكس مى كند كه پیروى از آنان انسان را به یك مشت خرافات و اباطیل و انحرافات دعوت مى نماید كه سه مورد آن در نخستین آیه مورد بحث بیان شده است :

نخست مى فرماید: (خداوند براى هیچكس دو قلب در درون وجودش قرار نداده است)! (ما جعل الله لرجل من قلبین فى جوفه).

جمعى از مفسران در شان نزول این قسمت از آیه نوشته اند، كه در زمان جاهلیت مردى بود بنام (جمیل بن معمر) داراى حافظه بسیار قوى ، او ادعا مى كرد كه در درون وجود من (دو قلب)! است كه با هر كدام از آنها بهتر از محمد (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) مى فهمد! لذا مشركان قریش او را (ذو القلبین)! (صاحب دو قلب) مى نامیدند.

در روز جنگ بدر كه مشركان فرار كردند، جمیل بن معمر نیز در میان آنها بود، ابو سفیان او را در حالى دید كه یك لنگه كفشش در پایش بود و لنگه دیگر را به دست گرفته بود و فرار مى كرد، ابو سفیان به او گفت : چه خبر؟! گفت : لشكر فرار كرد، گفت : پس چرا لنگه كفشى را در دست دارى و دیگرى را در پا؟! جمیل بن معمر گفت : به راستى متوجه نبودم ، گمان مى كردم هر دو لنگه در پاى من است (معلوم شد با آنهمه ادعا چنان دست و پاى خود را گم كرده كه به اندازه یك قلب هم چیزى نمى فهمد - البته منظور از قلب در این موارد عقل است).

به هر حال پیروى از كفار و منافقان و ترك تبعیت از وحى الهى ، انسان را به این گونه مطالب خرافى دعوت مى كند.

ولى گذشته از اینها، این جمله معنى عمیقترى نیز دارد و آن اینكه انسان یك قلب بیشتر ندارد و این قلب جز عشق یك معبود نمى گنجد، آنها كه دعوت به شرك و معبودهاى متعدد مى كنند، باید قلبهاى متعددى داشته باشند تا هر یك را كانون عشق معبودى سازند!

اصولا شخصیت انسان ، یك انسان سالم شخصیت واحد، و خط فكرى او خط واحدى است ، در تنهائى و اجتماع ، در ظاهر و باطن ، در درون و برون ، در فكر و عمل ، همه باید یكى باشد، هر گونه نفاق و دوگانگى در وجود انسان امرى است تحمیلى و بر خلاف اقتضاى طبیعت او.

انسان به حكم اینكه یك قلب بیشتر ندارد باید داراى یك كانون عاطفى و تسلیم در برابر یك قانون باشد.

مهر یك معشوق در دل بگیرد و یك مسیر معین را در زندگى تعقیب كند.

با یك گروه و یك جمعیت هماهنگ گردد، و گر نه تشتت و تعدد و راههاى مختلف و اهداف پراكنده او را به بیهودگى و انحراف از مسیر توحیدى فطرى مى كشاند.

لذا در حدیثى از امیر مؤ منان على (علیه السلام) در تفسیر این آیه مى خوانیم : كه فرمود: لا یجتمع حبنا و حب عدونا فى جوف انسان ، ان الله لم یجعل لرجل قلبین فى جوفه ، فیحب بهذا و یبغض بهذا فاما محبنا فیخلص الحب لنا كما یخلص الذهب بالنار لا كدر فیه فمن اراد ان یعلم فلیمتحن قلبه فان شارك فى حبنا حب عدونا فلیس منا و لسنا منه : (دوستى ما و دوستى دشمن ما در یك قلب نمى گنجد چرا كه خدا براى یك انسان دو قلب قرار نداده است كه با یكى دوست بدارد و با دیگرى دشمن ، دوستان ما در دوستى ما خالصند همانگونه كه طلا در كوره خالص مى شود هر كس مى خواهد این حقیقت را بداند، قلب خود را آزمایش كند اگر چیزى از محبت دشمنان ما در قلبش با محبت ما آمیخته است از ما نیست و ما هم از او نیستیم ).

بنابر این قلب واحد كانون اعتقاد واحدى است و آنهم برنامه عملى واحدى را اجراء مى كند چرا كه انسان نمى تواند حقیقتا معتقد به چیزى باشد اما در عمل از آن جدا شود و اینكه بعضى در عصر ما براى خود شخصیت هاى متعددى قائل هستند و مى گویند فلان عمل را از جنبه سیاسى انجام دادم و فلان كار را از جنبه دینى و كار دیگر را از نظر جنبه اجتماعى و به این ترتیب اعمال متضاد خود را

توجیه مى كنند منافقان زشت سیرتى هستند كه مى خواهند قانون آفرینش را با این سخن زیرا پا بگذارند.

درست است كه جنبه هاى زندگى انسان مختلف است ولى باید خط واحدى بر همه آنها حاكم باشد.

تفسیر نمونه





نوع مطلب : 33-سوره احــزاب، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 27 اردیبهشت 1399


 تفسیر کامل سوره ضحی


بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

وَالضُّحی«1» وَاللَّیْلِ إِذا سَجی«2» ما وَدَّعَکَ رَبُّکَ وَ ما قَلی«3» وَ لَلْآخِرَهُ خَیْرٌ لَکَ مِنَ الْأُولی«4» لَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضی«5»

به روشنایی آغاز روز سوگند.(1) به شب سوگند آنگاه که آرامش بخشد.(2) پرودگارت تو را وانگذاشته و خشم نگرفته است.(3) همانا آخرت برای تو بهتر از دنیا است.(4) و بزودی پروردگارت (چیزی) به تو عطا کند که خشنود شوی. (5)

 

نکته ها :

*«ضُحی» به معنای اوایل روز و هنگام چاشت است. «سَجی» هم به معنای پوشاندن و هم به معنای سکون و آرامش است.

*«وَدَّعَکَ» از«تودیع» به معنای واگذاشتن و رها کردن است و «قَلی» به معنای شدّت عداوت و بغض و خشم و قهر است.

*برای چند روزی وحی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله قطع شد.

مخالفان سرزنش کردند که خدا تو را رها کرده است.

این آیات نازل شد و حضرت را دلداری داد.

شاید دلیل قطع وحی آن بود که خداوند به مردم بفهماند هر چه هست از اوست و پیامبر در الفاظ وحی و زمان نزول آن و مقدار آن، از خود اختیاری ندارد.

*نشانه آنکه خدا پیامبرش را رها نکرده، این است که در این سوره کوچک، «سیزده بار» شخص پیامبر مورد خطاب قرار گرفته است.


پیام ها :

1- روشنی روز و تاریکی و آرامش شب دو نعمت بزرگ الهی است که مورد سوگند خداوند قرار گرفته است. «وَ الضُّحی / وَ اللَّیْلِ إِذا سَجی»

2- با قاطعیّت، زبان بدگویان را قطع و دل پاکان را بدست آورید. «وَ الضُّحی وَ اللَّیْلِ إِذا سَجی ما وَدَّعَکَ رَبُّکَ»

3- به قضاوت ها و پیش داوری ها و تحلیل های نادرست، صریحاً جواب بدهید.«ما وَدَّعَکَ رَبُّکَ»

4- مربّی نباید کسی را که تحت تربیت اوست رها کند. «ما وَدَّعَکَ رَبُّکَ»

5-قطع موقت لطف را نشانه غفلت و قهر الهی ندانید. «ما وَدَّعَکَ رَبُّکَ وَ ما قَلی»



«ادامه مطلب»


نوع مطلب : 93-سوره ضحی، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 27 اردیبهشت 1399


سیمای سوره ضُحی

این سوره یازده آیه دارد و در مکّه نازل شده است.

نام سوره، برگرفته از آیه اول است که با سوگند به هنگام بالا آمدن روز آغاز می شود.

از آنجا که مخالفان، به خاطر قطع نزول وحی به مدّت پانزده روز، به آن حضرت نیش زبان میزدند، لذا این سوره در مقام دلداری به پیامبر است و حمایت های خداوند از آن حضرت را، از هنگام یتیمی تا رسیدن به رسالت بیان می دارد.

و آنگاه از پیامبر می خواهد تا او نیز با یتیمان و محرومان برخوردی خدایی داشته و با زبان و عمل، نعمت های الهی را آشکار ساخته و سپاسگزار آنها باشد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 27 اردیبهشت 1399


فضیلت و خواص سوره ضُحی

نود و سومین سوره قرآن کریم است که مکّی  و 11 آیه دارد.

امام صادق علیه السلام در فضیلت این سوره مبارکه فرمودند:

هر کس سوره «ضحی» را شب یا روز زیاد بخواند چیزی در حضورش نیست مگر اینکه به نفع او شهادت می دهند حتی مو و پوست و گوشت و استخوانش. خداوند پس از این شهادت ها می گوید: «شهادت شما را برای این بنده ام پذیرفتم. او را به بهشت ببرید تا هر چه که دوست دارد به او اعطا شود. گوارایش باد.»(1)

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلّم فرموده اند :

هر کس سوره «ضحی» را قرائت نماید از جمله کسانی که خداوند از او راضی است و رسول خدا از او شفاعت می کند و به تعداد همه یتیم ها و مستمندان ، خداوند ده حسنه به او اعطا می کند.(2)

همچنین ایشان فرموده اند : هر کس در شب بیست و سوم ماه رجب دو رکعت نماز بخواند و در هر رکعت پس از حمد 5 مرتبه سوره «ضحی» را بخواند  خداوند به تعداد حروف این سوره و به تعداد کافران در بهشت به او درجه می دهد. همچنین ثواب هفتاد حج و ثواب کسانی که در هزار تشییع جنازه شرکت کرده و کسی که هزار مریض را عیادت کرده و ثواب کسی که هزار حاجت مسلمانان را برآورده کرده به او داده میشود.(3)

 

آثار و برکات سوره

 

1) برای بیاد آوردن امر فراموش شده

اگر سوره «ضحی» را برای یک امر فراموش شده بخواند به یاد می اورد. (4)

 

2) بازگشت غائب

اگر سوره ضحی را به اسم کسی که غائب یا گم شده است خوانده شود مسافر و گمشده سالم به خانه و خانواده اش باز می گردد. (5)

گفته اند: هر گاه بخواهی غایبی را حاضر کنی سوره ضحی را 11 بار بخوان.(6)

 

ختم مجرب

 

هر کس 40 بار این سوره را بلافاصله و بدون تکلم و رو به قبله و با طهارت، در روز ها یا شب های مبارک مثلا شب جمعه بخواند به هر نیّتی که باشد حاجتش برآورده شود (7)

(1) ثواب الاعمال، ص123

(2) مجمع البیان، ج10، ص379

(3) اقبال الاعمال، ج3، ص260

(4) مصباح کفعمی، ص460

(5) تفسیرالبرهان، ج5، ص681

(6) درمان با قرآن، ص150

(7) همان

منابع: «قرآن درمانی روحی و جسمی، محسن آشتیانی، سید محسن موسوی»؛ درمان با قرآن،محمدرضا کریمی.





نوع مطلب : 93-سوره ضحی، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 27 اردیبهشت 1399



 تفسیر کامل سوره شرح

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

أَلَمْ نَشْرَحْ لَکَ صَدْرَکَ«1» وَ وَضَعْنا عَنْکَ وِزْرَکَ«2» اَلَّذِی أَنْقَضَ ظَهْرَکَ«3» وَ رَفَعْنا لَکَ ذِکْرَکَ«4» فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً«5» إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً«6» فَإِذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ«7» وَ إِلی رَبِّکَ فَارْغَبْ«8»

(ای پیامبر!) آیا به تو شرح صدر عطا نکردیم؟(1)  و بار سنگین ات را از (دوش) تو برنداشتیم؟(2)  آن (بار گرانی) که برای تو کمرشکن بود. (3) و نام تو را بلند (آوازه) گردانیدیم. (4) پس (بدانکه) با هر سختی آسانی است. (5) آری، با هر دشواری آسانی است. (6) پس هر وقت (از کاری) فراغت یافتی (برای کار جدید) خود را به تعب (رنج، سختی) انداز. (7) و با رغبت و اشتیاق به سوی پروردگارت روی آور.(8)

نکته ها :

*در سوره قبل (ضُحی) فرمود : خداوند تو را رها نکرده است: «ما وَدَّعَکَ رَبُّکَ» در این سوره می فرماید :

چگونه تو را رها کرده، کسی که بزرگ ترین الطاف و سرمایه ها را که شرح صدر است به تو داده است: «أَ لَمْ نَشْرَحْ لَکَ صَدْرَکَ»

*«شرح صدر»به معنای گشایش سینه و بالا رفتن ظرفیّت انسان است تا بتواند ناملایمات را تحمّل کند و در مشکلات و سختی ها صبر و پایداری ورزد.

*هنگامی که خداوند حضرت موسی را به رسالت برگزید، اولین خواسته او سعه صدر بود که گفت:

«رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی»[1]

پروردگارا! سعه صدر به من عطا کن.

ولی پیامبر اسلام بدون درخواست مورد لطف قرار گرفت و سعه صدر را از خداوند دریافت کرد. «أَ لَمْ نَشْرَحْ لَکَ صَدْرَکَ»

*مراد از بار سنگین که بر دوش پیامبر سنگینی می کرد و خداوند با دادن شرح صدر، آن را ازدوش پیامبر برداشت، مسئولیّت رسالت و دعوت مردم به توحید و مبارزه با فساد و شرک و خرافات است.

*از آنجا که غم و غصه ها را نمی توان کم کرد، پس باید ظرفیّت ها را بالا برد تا بتوان مشکلات را تحمّل کرد و کم نیاورد.

شرح صدر نشانه لطف ویژه الهی است :

«فَمَنْ یُرِدِ اللّهُ أَنْ یَهْدِیَهُ یَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ»[2] یعنی هر کس را خداوند اراده کند هدایت یابد،روح او را برای پذیرش اسلام باز می کند.

*از نظر روانی، هنگام برخورد با مشکلات نباید تمام ذهن متوجه آن شود، بلکه باید به سهولت های پس از آن که مورد وعده و سنّت الهی است نیز توجه نمود.

*عُسرها سبب یُسر است.

کلمه«مع»ممکن است به معنای سبب باشد، یعنی هر سختی در درون خود تجربه ها و سازندگی هایی دارد. «إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً»

*حذف حرف فاء در جمله دوم «فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً ، إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً» بیانگر آن است که این اصل عمومی است و مخصوص پیامبر نیست.

*رهبران حق که در برابر طوفان مخالفت ها و مشکلات و شکنجه ها و تهدیدها و توطئه ها و تهمت ها و لجاجت ها و جنگ ها و...

قرار می گیرند بیش از هر چیز به سعه صدر نیاز دارند.«أَلَمْ نَشْرَحْ لَکَ صَدْرَکَ»

*بر اساس روایات که مورد فتوای مراجع دینی نیز قرار گرفته است،این سوره و سوره ضُحی یک سوره حساب می شوند نظیر سوره فیل و قریش و در نمازهای واجب که بعد از سوره حمد، خواندن بیش از یک سوره جایز نیست، این دو سوره باید با هم خوانده شود.

شاهد یکی بودن این دو سوره، تناسب آیه آخر سوره قبل با آیه اول این سوره است که می فرماید:«أَلَمْ نَشْرَحْ لَکَ صَدْرَکَ»

*شرح صدری که به پیامبر اسلام داده شد، باعث شد تا آن حضرت در برابر آن همه آزارها، قومش را نفرین نکند و می فرمودند :

«اللهم اهد قومی فانهم لا یعلمون»[3]

یعنی خداوندا این مردم را هدایت کن زیرا که نمی دانند.

و در فتح مکه با اعلام عفو عمومی فرمودند : «لَا تَثْرِیبَ عَلَیْکُمُ الْیَوْمَ»

امروز باکی بر شما نیست و همه را بخشیدم، همانگونه که یوسف با این جمله تمام برادرانش را یکجا عفو کرد.

*نمونه «وَضَعْنا عَنْکَ وِزْرَکَ... وَ رَفَعْنا لَکَ ذِکْرَکَ» این بود که مردم فوج فوج در دین خدا وارد  می شدند «یَدْخُلُونَ فِی دِینِ اللّهِ أَفْواجاً» [4] و در جنگ های بدر و خندق و حنین اسلام پیروز شد و با اینکه بعضی منافق و یا ترسو بودند و فرار می کردند باز اسلام رو به رشد بود.

در اکثر موارد این بار سنگین توسط حضرت علی علیه السلام از دوش پیامبر برداشته می شد.

او در بدر و خیبر و احد شجاعانه ترین عملیات را انجام داد.

البته در برخی موارد،«وزر»و سنگینی را، از طریق امدادهای غیبی و نزول فرشتگان[5]

و یا القاء ترس [6]در دل دشمنان، از دوش پیامبر اکرم برداشته شد.

*خداوند،نام و یاد پیامبرش را گرامی داشته است.

در قرآن،به درود و صلوات بر پیامبرش فرمان داده است: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِیماً» [7]

نام او را در بسیاری از آیات در کنار نام خودش آورد است، «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ» [8]در اذان،شهادت به رسالت او را در کنار شهادت به وحدانیّت خودش قرار داده است.«اشهد أن لا اله الا الله و اشهد ان محمدا رسول الله»و در تشهد هر نماز،نیز این شهادتین را تکرار کرده است.

*زنی از ندادن نفقه شوهر فقیرش، نزد حضرت علی علیه السلام شکایت کرد.

حضرت مرد را زندانی نکرد و فرمود: «إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً»[9]

پیام ها:

1- سعه صدر، زمینه ساز انجام برنامه های سنگین رسالت است. أَلَمْ نَشْرَحْ... وَضَعْنا عَنْکَ وِزْرَکَ

2- از آینده مکتب نگران مباشید. «وَ رَفَعْنا لَکَ ذِکْرَکَ»

3- مبارزه با خرافات و آداب و رسوم جاهلی بسیار سنگین است. «وِزْرَکَ»

4- کار پیامبر در حدّ کمرشکن بود. «أَنْقَضَ ظَهْرَکَ»

5-نام نیک و آبرو لازمه توفیق در رهبری جامعه است. «رَفَعْنا لَکَ ذِکْرَکَ»

6- سنّت و برنامه الهی آن است که بدنبال هر سختی،آسانی است. «إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً» (در جای دیگر قرآن می خوانیم: «سَیَجْعَلُ اللّهُ بَعْدَ عُسْرٍ یُسْراً [10]  سختی ها و مشکلات زوال پذیرند و به آسانی تبدیل می شوند).

صبر و ظفر هر دو دوستان قدیمند

بر اثر صبر نوبت ظفر آید

7- انسان باید بعد از فارغ شدن از هر کار و مسئولیّتی، آماده پذیرش مسئولیّت دیگر و تلاش و کوشش دیگر باشد. «فَإِذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ»

8-تلاش ها باید جهت الهی داشته باشد. «إِلی رَبِّکَ فَارْغَبْ»

9- تلاش و کوشش باید همراه با اخلاص باشد. فَانْصَبْ... إِلی رَبِّکَ فَارْغَبْ

10- برای توجه به خداوند باید نهایت تلاش را بکار برد. «فَانْصَبْ - إِلی رَبِّکَ فَارْغَبْ»

11- پیمودن راه خدا باید عاشقانه و با رغبت باشد. «إِلی رَبِّکَ فَارْغَبْ»

12- رغبت ها و تمایلات تنها سزاوار اوست نه دیگران. «إِلی رَبِّکَ فَارْغَبْ»

«والحمدللّه ربّ العالمین»

 

[1] - طه،25.

[2] انعام،125.

[3] - بحارالانوار،ج11،ص298.

[4] نصر،2.

[5] - آل عمران،123-125.

[6] - آل عمران،151 و حشر،2.

[7] احزاب،56.

[8] - محمّد،33.

[9] - تفسیر نور الثقلین.

[10] - طلاق،7.





نوع مطلب : 94-سوره شرح، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 27 اردیبهشت 1399


فضیلت و خواص سوره انشراح


نود و چهارمین سوره قرآن کریم است که مکی  و 8 ایه دارد.

در فضیلت این سوره از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلّم روایت است :

هر کس سوره انشراح را قرائت نماید مانند کسی است که حضرت محمّد صلی الله علیه و آله و سلم را دیدار کرده و اگر غمگین و ناراحت باشد خداوند ناراحتی اش را برطرف می کند.(1)

امام صادق علیه السلام فرمودند :

هر کس سوره انشراح را در شب و روزش زیاد قرائت کند، هیچ چیزی از اجزای بدن او و اطراف او نیست مگر اینکه در روز قیامت به سود او شهادت می دهند.(2)

امام باقر علیه السلام هم فرمودند :

هر کس سوره انشراح را در شب و روزش تلاوت نماید شهید از دنیا می رود و شهید برانگیخته می شود و شهید زنده می شود و او مانند کسی است که با شمشیرش در کنار رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و در راه خدا مبارزه کرده است.(3)

 

آثار و برکات سوره

 

1) درمان درد سینه و قلب

از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلّم نقل شده :

هر کس این سوره را بخواند خداوند به او یقین و عافیت عطا می کند و هر کس آن را برای درد سینه قرائت نماید و برای این درد آن را بنویسد خداوند او را شفا می دهد. (4)

 

2) رفع دلتنگی

طبرسی می گوید : برای رفع دلتنگی هفده مرتبه سوره «انشراح» خوانده شود هر روز دو بار انجام شود یک بار صبح و یک بار عصر.(5)

 

3) حفاظت از مسافران سفر دریایی

هر کس که مسافر دریا است سوره انشراح را بخواند از ترس ها  و دردهای آن سالم می ماند تا زمانی که از کشتی پیاده گردد.(6)

 

4) برای دفع سنگ کلیه و مثانه

نوشیدن آب نوشته این سوره برای انداختن سنگ کلیه و مثانه مفید است و مثانه را باز میکند. و برای سردی خوب است.(7)

 

5) آسانی وضع حمل

گویند به جهت آسانی وضع حمل سوره انشراح را بنویسد و بشوید و به زن حامله بنوشاند زود و به آسانی وضع حمل کند.(8)

ختومات مجرب

 

الف) برآورده شدن حاجات

این ختم را سه روز تکرار کند : هر روز 7 بار حمد بخوان و 700 صلوات و 80 با ر انشراح را بخوان و بعد 1001 بار توحید و مجددا 7 بار حمد و 100 صلوات بفرست و حاجتت را بخواه.به حتم برآورده می گردد. (9)

 

ب) جهت ثروتمند شدن

جهت توانگری چهارشنبه آخر صفر انشراح و تین و نصر و توحید هر کدام را 7 بار بخواندو مجرب است.(10)

 (1) مجمع البیان، ج10، ص387

(2) ثواب الاعمال،ص123

(3) اعلام الدین، ص383

(4) تفسیرالبرهان، ج5، ص687

(5) مکارم الاخلاق، ص378

(6) مستدرک الوسائل، ج8، ص236

(7) المصباح کفعمی، ص460

(8) درمان با قران ، ص151

(9) درمان با قران، ص151

(10) همان

منابع: «قرآن درمانی روحی و جسمی، محسن آشتیانی، سید محسن موسوی»؛ درمان با قرآن،محمدرضا کریمی





نوع مطلب : 94-سوره شرح، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 27 اردیبهشت 1399


سیمای سوره تین

این سوره هشت آیه دارد و در مکّه نازل شده است.

نام سوره برگرفته از آیه اول است و به معنای انجیر می باشد.

محور سوره، کیفر و پاداش انسانها در قیامت است، امّا مطلب را از راه آفرینش انسان ها در بهترین صورت و دو گروه شدن آنان بر مبنای ماندن بر فطرت پاک الهی و یا خروج از آن و سقوط به پایین ترین درجات انسانیّت،بیان میکند که این اختلاف در انتخاب، موجب اختلاف در کیفر و پاداش الهی می شود.

و طبیعتاً حکمت اقتضا می کند که دو گروه یکسان دیده نشوند.





نوع مطلب : 95-سوره تین، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 27 اردیبهشت 1399


فضیلت و خواص سوره تین

نود و پنجمین سوره قران کریم است که مکّی  و 8 آیه دارد.

رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم  می فرمایند :

هر کس سوره تین را قرائت نماید خداوند در دنیا دو خصلت به او عطا می کند یکی عافیت و دیگری یقین و پس از مرگ به تعداد کسانی که این سوره را قرائت کرده اند ثواب روزه یک روز  را به وی خواهد داد.(1)

امام صادق علیه السلام می فرمایند :

هر کس سوره تین را در نمازهای واجب یا مستحب خود بخواند به اندازه ای از نعمت ها و بهره های بهشتی به او داده خواهد شد تا راضی شود.(2)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرموده اند : وقتی سوره تین را قرائت کردید در پایان سوره بگویید: «و نحن علی ذلک من الشاهدین».(3)

رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلّم می فرمایند :

هر کس سوره تین را قرائت نماید خداوند اجر بی شماری به او عطا می کند، و مانند این است که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلّم را زیارت کرده است و اگر غمگین باشد خداوند برای او گشایش ایجاد می کند.(4)

هم چنین ایشان فرموده اند :

هر کس دو رکعت نماز را شب سیزدهم شعبان بگذارد و بعد از سوره حمد سوره تین را در هر رکعت بخواند مانند آن است که دویست بنده از فرزندان حضرت اسماعیل را آزاد کرده است و خداوند گناهانش را بگونه ای می بخشد مانند روزی که از مادر زاده شده و خداوند امان نامه نجات از آتش جهنم را به او خواهد داد.(5)

آثار و برکات سوره

امام صادق علیه السلام فرموده است :

هر گاه سوره تین نوشته شود یا بر غذایی خوانده شود خداوند آنچه زیان می رساند را از او بر می گرداند و به قدرت الهی مایه شفاست.(6)

(1) مجمع البیان، ج10، ص392

(2) ثواب الاعمال، ص123

(3) خصال، ص629

(4) تفسیرالبرهان، ج5، ص691

(5) اقبال الاعمال، ج3، ص311

(6) همان

منبع: «قرآن درمانی روحی و جسمی، محسن آشتیانی، سید محسن موسوی»





نوع مطلب : 95-سوره تین، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 27 اردیبهشت 1399


بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

وَالتِّینِ وَالزَّیْتُونِ«1» وَ طُورِ سِینِینَ«2» وَ هذَا الْبَلَدِ الْأَمِینِ«3» لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِی أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ«4» ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلِینَ«5» إِلاَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ فَلَهُمْ أَجْرٌ غَیْرُ مَمْنُونٍ«6»

فَما یُکَذِّبُکَ بَعْدُ بِالدِّینِ«7» أَلَیْسَ اللّهُ بِأَحْکَمِ الْحاکِمِینَ«8»

به انجیر و زیتون سوگند.(1) و به طور سینا سوگند. (2) و به این شهر (مکّه) امن سوگند. (3) همانا ما انسان را در بهترین قوام و نظام آفریدیم. (4) سپس او را به پایین ترین مرحله بازگرداندیم. (5) مگر کسانی که ایمان آوردند و کارهای نیک انجام دادند که برای آنان پاداشی قطع ناشدنی و همیشگی است. (6) پس بعد از این،چه چیز سبب می شود قیامت را تکذیب کنی؟(7) آیا خدا بهترین حکم کنندگان نیست؟(8)

نکته ها :

*طور سینین، همان وادی سینا میان مصر و فلسطین امروزی است.

*در برخی روایات، به قرینه «طُورِ سِینِینَ» و «الْبَلَدِ الْأَمِینِ» که اشاره به دو مکان مقدس است، آمده است که مراد از «التِّینِ وَ الزَّیْتُونِ» نیز محلّ رویش این دو میوه می باشد و آیه را اشاره به شهرهای مدینه و بیت المقدس دانسته اند. [1]

*در میان خوردنی ها، میوه ها و در میان آنها میوه های قنددار و چربی دار برای سوخت و ساز بدن بیشتر مورد نیاز است. «التِّینِ وَ الزَّیْتُونِ»

*از امتیازات اسلام، داشتن سرزمین امن است حتی برای گیاهان و حیوانات. «الْبَلَدِ الْأَمِینِ»

*نام انجیر یکبار و زیتون، شش بار در قرآن آمده است و هر دو دارای خواص غذایی و درمانی فراوانی هستند.


(امروزه طب پزشکی سنّتی به این مطلب رسیده است که خوردن تعداد 6 عدد 

زیتون و 1 عدد انجیر برای بدن بسیار مفید است)

                                                      آقای دکتر اکبری/برنامه روزی بهتر/شبکه قرآن سیما


* انجیر برای هر سن و سالی به خاطر قندی که دارد مفید است.

ورزشکاران و کسانی که دچار ضعف و پیری هستند به خوردن آن سفارش شده اند.

* بر اساس برخی روایات، انجیر میوه ای بهشتی است و در طبّ قدیم، معجون انجیر و عسل برای زخم معده و انجیر خشک برای تقویت فکر سفارش شده است.

* امام رضا علیه السلام فرمودند : انجیر بوی دهان را می برد، لثه ها و استخوان ها را محکم می کند، مو را می رویاند، درد را برطرف می سازد و مثل دارو مؤثر است.

* زیتون، بلغم را برطرف می سازد، رنگ صورت را صفا داده اعصاب را تقویت نموده، بیماری و درد و ضعف را از بین می برد و آتش خشم را فرو می نشاند.[2]

* از «ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلِینَ» دست برداشتن گروهی از انسانها از فطرت اولیه الهی است که خداوند در نهاد هر بشری قرار داده که هر کس چنین کند، خداوند او را در پست ترین جایگاه ها قرار می دهد و گرفتار شقاوت و عذاب می شود.

 

پیام ها :

1- نعمت های دنیوی حتی خوردنی ها، قداست دارد و مورد سوگند الهی واقع شده اند. «وَالتِّینِ وَالزَّیْتُونِ»

2- سلامتی که از طریق غذا به دست می آید و امنیّت، مهم ترین نیازهای مادّی انسان است. اَلتِّینِ وَ الزَّیْتُونِ... اَلْبَلَدِ الْأَمِینِ

3- قداست وحی،به زمین ها نیز سرایت می کند. «طُورِ سِینِینَ»

4- امنیّت شهر مکّه،دعای حضرت ابراهیم است که گفت: «رَبِّ اجْعَلْ هذا بَلَداً آمِناً» [3]

و این دعا مورد استجابت واقع گردید و این شهر شد. «هذَا الْبَلَدِ الْأَمِینِ»

5- انسان در آفرینش بر همه موجودات برتری دارد. «خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِی أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ»

6- خداوند بر آغاز و فرجام انسان حاکم است. خَلَقْنَا... رَدَدْناهُ

7- انسان در اصل خلقت پستی ندارد و سقوط او در طیّ مراحل زندگی واقع می شود. «خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِی أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلِینَ»

8- انسان که برترین مخلوق است، سقوطش نیز از همه موجودات پست تر است. أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ ... أَسْفَلَ سافِلِینَ (چنانکه در آیات دیگر نیز می فرماید) :«أُولئِکَ کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ»[4]

(مثل اشیاء سنگین که در هنگام سقوط ضربه و خسارت بیشتری نسبت به اشیاء سبک متحمّل میشوند)

9- دوری از ایمان و عمل صالح سبب سقوط است و ایمان، عامل دوری از هر گونه پستی و نزول است. «رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلِینَ إِلاَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ»

10- با آنکه خداوند خالق انسان است و هرگونه بخواهد حق دارد با مخلوقش رفتار کند،امّا او بر اساس عدل،حکم می کند و بهترین داوران است. «بِأَحْکَمِ الْحاکِمِینَ»

«والحمدللّه ربّ العالمین»

 

[1] - تفسیر نورالثقلین.

[2] - بحارالانوار،ج 66،ص183 به نقل از تفسیر نمونه.

[3] - بقره،126.

[4] - اعراف،179.






نوع مطلب : 95-سوره تین، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 26 اردیبهشت 1399



مراحل شكل گیری 9 گانه حیات انسان

خَلَقَ الإنْسانَ مِنْ عَلَق (علق/2)


قرآن مجید حیات جنینی انسان را به اطوار و مراحل مختلفی تقسیم كرده، می فرماید :

 وَقَدْ خَلَقَكُم أَطْوَاراً (نوح/14)

خدا شما را در مراحل مختلفی آفرید

 

مرحله اول : خاك


 وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الإنْسَانَ مِنْ سُلالَة مِنْ طین (مؤمنون/12)

ما انسان را از عصاره و فرآورده های خاك آفریدیم

نطفه انسان مولود غذاهای گوناگونی است كه از نباتات و گوشت و لبنیات سرچشمه میگیرد.

حیوانات هم از نباتات تغذیه می كنند و نباتات هم از خاك مایه می گیرند .

بنابراین نطفه ی انسان كه بعداً به صورت انسانی درمی آید مولود خاك است .

اكتشافات جدید هم نشان می دهد عناصری كه زمین در بردارد از قبیل : آهن ، مس ، كلسیم ، ید و... عصاره ی آنها در انسان وجود دارد و انسان دائم به وسیله ی نباتات و حیوانات از عصاره های مواد خاكی تغذیه می كند و به تولید مثل برمی خیزد .

 

مرحله دوم : آب


هُوَ الَّذی خَلَقَ مِنَ المآءِ بَشَراً... (فرقان/54)

اوست كه بشر را از آب آفرید

از نظر زیست شناسان انسان به اسفنجی می ماند كه او را آب فرا گرفته است .

جسم یك فرد هفتاد كیلویی از پنجاه لیتر آب تشكیل شده است و این نسبت ثابت است .

اگر شخصی بیست درصد آب بدنش را از دست بدهد ، دیگر سلامتی خود را باز نخواهد یافت .

آب یاخته های بدن انسان دارای مقدار زیادی پتاسیم می باشد و عملا فاقد نمك است ، ولی آب خارج از یاخته ها عملًا پتاسیم ندارد ، بلكه دارای مقدار زیادی نمك است و این تركیب آب خارج از یاخته ها جزء به جزء به آب دریایی شباهت دارد كه میلیون ها سال قبل اولین اشكال حیات در آن شكل می گرفت و بعداً زمانی كه موجودات آبی به خشكی روی آوردند دریای درون را نیز با خود آوردند ، چون بدون آن زندگی برای آنها در خشكی ممكن نبود .

آری، این است معجزه ی شگفت انگیز قرآن ، كه در صحرایی خشك و سوزان و بدون ابزار علمی و در جامعه ای بی سواد اعلام كرد : اوست كه بشر را از آب آفرید .

 

مرحله سوم : علق


 خَلَقَ الإنْسانَ مِنْ عَلَق (علق/2)

 

پروردگار انسان را از علق « كرمكی شبیه زالو» آفرید

«علق» در لغت كرمكی است كه به دیواره ی رحم زن میچسبد، و به معنای زالو و حیوان شناور خون خوار نیز آمده است .

امروزه وقتی اسپرماتوزئید را زیر میكروسكوپ می گذارند ، انبوه كثیری از كرمك های زنده ی شناوری را مشاهده می كنند كه این كرمك ها وقتی وارد رحم می شوند مانند زالو به دیواره ی رحم می چسبند .

اسپرماتوزئید در حدود چهار سانتیمتر مكعب است ، كه در هر یك سانتیمتر آن صد تا دویست میلیون حیوان زنده ی شناور یافت می شود . این حیوانات حیرت انگیز دسته جمعی به قصد رسیدن به «اوول»، سلول ماده، حركت میكنند. تخمدان یك زن جوان تقریباً شامل سیصد هزار هزار تخمك نارس است ، ولی از همه اینها در حدود چهارصد عددشان رسیده و بالغ می شوند .

هنگام قاعدگی ، تخمك ، پس از ترك خوردن كیسه ای كه محتوی آن است ، به روی دنباله های لوله كوتاهی كه از تخمدان تا زهدان كشیده شده می افتد و با حركت مژه های لرزان این لوله ، خود را به زهدان می رساند و به این ترتیب تخمدان خود را برای پذیرش اسپرم نر آماده می كند!


 


مرحله چهارم : ایجاد از آب بی ارزش


ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِن سُلالَة مِن ماء مَهین (سجده/8)

آنگاه خدا نسل بشر را از چكیده و خلاصه ی آب بی مقدار پدید آورد.

اسپرها یعنی همان كرمك ها و به تعبیر قرآن مجید علق ها و یاخته های جنسی نر با ماده ی لزجی ، همراه نطفه ی مرد خود را به دهانه ی رحم می رسانند و پس از رسیدن به داخل رحم ناگهان نبرد شگفتی میان آنان به وقوع میپیوندد .

در این نبرد عجیب دویست میلیون اسپر شركت دارند كه با سرعت 15 كیلومتر در ساعت برای تصرف تخمك زن به سوی آن حركت می كنند و طولی نمی كشد كه اولین صفوف اسپرها به جدار تخمك می رسند .

ناگهان هزاران كرمك ، تخمك را در بر می گیرند . كرمكها كه دم هایشان به سرعت می جنبد در زیر ذره بین به چمن زاری می مانند كه با وزش نسیم ، موج می زنند و تا زمانی كه یكی از كرمك ها نتواند خود را در آغوش تخمك فرو برد این عمل ادامه دارد .

هر اسپری كوشش می كند اولین نفری باشد كه به درون تخمك وارد می گردد ، تا این كه اولین اسپر پوسته را می شكافد و وارد تخمك می شود و به محض ورود، دُم كرمك قطع شده محل ورود متورم می شود .

در این هنگام پروتوپلاسمای تخمك نیز منقبض گشته ، مایعی از خود خارج می كند تا كرمك های دیگر نتوانند وارد آن شوند .

بنابراین از دویست میلیون اسپر تنها یك اسپر با تخمك می آمیزد و انسان تولید می شود ، و چنانچه اراده ی حق و رحمت واسعه اش تعلق بگیرد دو یا سه اسپر وارد می شود در این صورت در رحم زن دوقلو یا سه قلو پرورش می یابد .

 

مرحله پنجم : امشاج «سلول تخم»


 إِنّا خَلَقْنَا الإنْسانَ مِن نُطْفَة أَمْشاج... (انسان/2)

ما انسان را از نطفه ی مخلوط پدید آوردیم.

برای اینكه انسانی به وجود آید ، ابتدا باید تخمك، یعنی یاخته ی جنسی ماده كه یكی از كرمك ها را در بر گرفته ، وارد رحم شود . تخمك ، دانه ی سپیدی است كه 250 هزار بار از یاخته ی جنسی نر یعنی اسپر بزرگتر است ; به این خاطر وقتی تخمك با سیل اسپر برخورد می كند ، یكی از آنها را در خود فرو می برد و با كرموزوم های سلول نر كه تعدادشان به نصف تقلیل یافته با كروموزوم های سلول تخمك می آمیزد و در نتیجه موجود تازه ای بنام سلول تخم پدید می آید كه در اصطلاح قرآن « امشاج » نامیده شده .

اگر بهترین وضع زندگی برای سلول نر و سلول ماده فراهم باشد ، قادر به ادامه ی زندگی نیستند و به زودی می میرند، مگر آنكه با یكدیگر تركیب شوند و سلول تخم ، یا به تعبیر قرآن « امشاج » را به وجود آورند .

پس از عمل لقاح ، سلول تخم شروع به تقسیم می نماید ، ابتدا به دو سپس به چهار و هشت و . . . تقسیم می شود و به همین صورت بر اثر تقسیمات متوالی ، توده ای سلولی بوجود می آید.



مرحله ششم : صورت بندی جنین


 هُوَ اللّهُ الخالِقُ البارِئُ المُصَوِّرُ لَهُ الأَسْماءُ الْحُسْنَی (حشر/24)

او خدای به وجود آورنده ی «انبوه سلول ها» و اندازه قراردهنده و جدا كننده ی «سلول ها» و پیكرساز و شكل دهنده است.

پس از تكمیل شدن سلول ها ، یعنی مصالح ساختمان جنین ، انبوه كثیری از سلولها برای بنای پیكره ی انسان تحویل رحم داده می شود و در رحم ، ساختمان جنین آغاز می گردد .

ابتدا این سلول های بی شمار به قدرت پروردگار و در سایه ی رحمت واسعه و مهربانیش از یكدیگر مجزّا شده هر كدام به جایگاه مخصوص خود روانه می شوند ، سلول های مغز ، سلول های چشم ، سلول های گوش و . . . همین طور هر یك ذرات هم عضو خود را پیدا كرده تشكیل عضوی می دهند و به این ترتیب پیكر جنین به وسیله سلول ها ساخته و پرداخته و صورت بندی می شود .

گلوله ی كوچكی كه در طرف چپ جنین قرار دارد، منبع تغذیه ی جنین است . این گلوله كه در خون شناور است عصاره ی غذا و آب و تنفس را كه توسط دستگاه های گوارش و اكسیژن تهیه و وارد خون شده است گرفته و از راه ناف به بدن طفل منتقل می كند !

این است رحمت واسعه ی الهیه كه همه چیز را فرا گرفته و آثارش در ذرّه ذرّه ی بنای خلقت از خورشید روشن تر است .

 



«ادامه مطلب»


نوع مطلب : 16-سوره نـحـل، 23-سوره مـؤمنـون، 32-سوره سـجـده، 39-سوره زمـر، 59-سوره حـشر، 71-سوره نوح، 76-سوره انسان، 96-سوره علق، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 26 اردیبهشت 1399



بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

اِقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ«1» خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ«2» اِقْرَأْ وَ رَبُّکَ الْأَکْرَمُ«3» اَلَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ«4» عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ یَعْلَمْ«5»

بخوان به نام پروردگارت که (هستی را) آفرید.(1) (او که) انسان را از خون بسته آفرید. (2) بخوان که پروردگار تو از همه گرامی تر است. (3) او که با قلم آموخت. (4) آنچه را انسان نمی دانست به او آموخت. (5)


نکته ها :

* پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند :

اولین بار که جبرئیل بر من ظاهر شد، فرمود : بخوان، گفتم : نمی توانم، بعد از سه بار، مرا فشار داد، دیدم می توانم بخوانم[2]

* در تفسیر نوین می خوانیم : آنجا که به مسئله آفرینش انسان نظر دارد، خداوند،خود را کریم خوانده: «ما غَرَّکَ بِرَبِّکَ الْکَرِیمِ اَلَّذِی خَلَقَکَ»[3]

ولی آنجا که موضوع خواندن و یادگیری و قلم مطرح است،خود را اکرم خوانده است. «اقْرَأْ وَ رَبُّکَ الْأَکْرَمُ اَلَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ»

* از افتخارات اسلام این است که کارش را با قرائت و علم و قلم شروع کرد و اولین فرمان خداوند به پیامبرش فرمان فرهنگی بود.

خواندن لوحی که برای اولین بار در برابر پیامبر باز شد، منظّم و مکتوب بود.

* در فرمان اِقراء این نکته نهفته است که آنچه بر تو نازل خواهد شد، خواندنی است، نه فقط دانستنی.

* برای کلمه «عَلَقٍ» چند معنا شده است:

الف)چسبنده و مراد آن است که حضرت آدم از گل چسبنده آفریده شد و یا نطفه مرد شبیه زالو به نطفه زن می چسبد.

ب)به معنای خون غلیظ و بسته باشد که معمولاً این معنا مطرح است.

* آنکه از خون بسته انسان می سازد،بر شخص درس ناخوانده فرمان اِقراء می دهد.

* آغاز تحصیل علم باید با نام خدا باشد. «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ» فارغ التحصیلان نیز باید در راه او باشند. «فَإِذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ وَ إِلی رَبِّکَ فَارْغَبْ»


پیام ها :

1- قرائت قرآن باید با نام خداوند آغاز شود. «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ»

2- اولین فرمان اسلام، فرمان فرهنگی است. «اِقْرَأْ»

3- خواندن باید جهت الهی داشته باشد. «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ»

4- خواندن قرآن وسیله رشد است. «اقْرَأْ وَ رَبُّکَ»

5- پرورش الهی هم مادّی است، «رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ - خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ» هم معنوی. «رَبُّکَ الْأَکْرَمُ - اَلَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ»

6- پروردگار، همان آفریننده است.(بنابراین سخن مشرکان که خالق بودن خدا را پذیرفته بودند ولی بت ها را ربّ می دانستند باطل است.) «رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ»

7- بیان آفرینش انسان از خون بسته شده، هم یک پیشگوئی علمی است و هم راهی برای تربیت انسان که بداند مبداء او از چیست و گرفتار غرور نشود. «خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ»

8- آفرینش همه هستی در یک سو «الَّذِی خَلَقَ» و آفرینش انسان در یک سوی دیگر. «خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ»

9- معلم اصلی انسان خداست. «عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ یَعْلَمْ»

10- قلم، بهترین وسیله انتقال دانش است. «عَلَّمَ بِالْقَلَمِ»

11- وحی الهی سرچشمه علوم بشری است. «عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ یَعْلَمْ»

12- خالقیّت،ربوبیّت،کریم بودن و معلم بودن خداوند،مستلزم قرائت کتاب اوست. اِقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ... خَلَقَ... اَلْأَکْرَمُ... عَلَّمَ...

13- خداوند کارهای خود را از طریق اسباب انجام می دهد. «عَلَّمَ بِالْقَلَمِ»

14- رهائی از جهل با استفاده از قلم، جلوه ای از کرم و ربوبیّت اوست و نویسندگی هنر مطلوب و مورد ترغیب اسلام است. «عَلَّمَ بِالْقَلَمِ»

15- خداوند هم جسم انسان را رشد می دهد و هم روح او را. (کلمه «رَبِّکَ» میان دو کلمه «خَلَقَ» و «اقْرَأْ» آمده است.) «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ»


[2] - تفسیر نمونه.

[3] انفطار،6-7





نوع مطلب : 96-سوره علق، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط : «قسمت بـعــدی»،
          
جمعه 26 اردیبهشت 1399


( کل صفحات : 79 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار وبلاگ نویسی

وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت

اخبار ایران:

اخبار جهان:

اخبار اقتصادی:

اخبار علمی

اخبار فناوری و اطلاعات

اخبار هنری:

اخباراجتماعی

اخبار ورزشی

--------------------------------------------------------------------------------------

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

--------------------------------------------------------------------------------------
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
-------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------- ساخت وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic