وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :


مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ


هر که علم اولین و آخرین را میخواهد،

باید آن را در قرآن بجوید.


کنزل العمال ج1 ص548




مدیر وبلاگ :سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید






برچسبها


سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت 

علیهم السّـلام



سیّد محمّد روحـانی

مـدیـر وبــلاگ

ROHANI.BAYGI@GMAIL.COM


Related image


أَلَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یَرَى

آیا او (انسان) ندانست كه خداوند (همه اعمالش را) می بیند؟!

 

﴿سوره عَـلَـق آیه 14


 

فَأَیْنَ تَذْهَبُونَ ﴿٢٦

پس (ای انسان)به كجا مى‏ روید؟

 

إِنْ هُوَ إِلا ذِکْرٌ لِلْعَالَمِینَ ﴿٢٧

این [قرآن] بجز پندى براى عالمیان نیست.

 

لِمَنْ شَاءَ مِنْکُمْ أَنْ یَسْتَقِیمَ ﴿٢٨

براى هر یك از شما كه بخواهد به راه راست رود.


﴿سوره تکویر آیات 28-26









نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 12 خرداد 1394



تفسیر آیات 14-6 سوره علق

کَلاّ إِنَّ الْإِنْسانَ لَیَطْغی«6» أَنْ رَآهُ اسْتَغْنی«7» إِنَّ إِلی رَبِّکَ الرُّجْعی«8» أَرَأَیْتَ الَّذِی یَنْهی«9» عَبْداً إِذا صَلّی«10» أَرَأَیْتَ إِنْ کانَ عَلَی الْهُدی«11» أَوْ أَمَرَ بِالتَّقْوی«12» أَرَأَیْتَ إِنْ کَذَّبَ وَ تَوَلّی«13» أَلَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللّهَ یَری«14»

نه چنین است(که می پندارند)،بی گمان آدمی طغیان می کند. (6) چون خود را بی نیاز می بیند. (7) همانا بازگشت همه به سوی پروردگار توست. (8) آیا دیدی، آن که منع می کند. (9) بنده ای را که نماز می خواند. (10)آیا اندیشیده ای که اگر(آن بنده)بر طریق هدایت باشد؟(11) یا به تقوا سفارش کند. (سزای نهی کننده او جز آتش نیست) (12) آیا اندیشیده ای که اگر تکذیب کند و روی برتابد(فقط خود را هلاک ساخته است)؟ (13) آیا او نمی داند که خداوند می بیند. (14)

نکته ها :

* کلمه «کَلاّ» یا به معنای نفی گذشته است یعنی این گونه نیست که انسان به یاد گذشته خود باشد که خداوند او را آفرید و به او آموخت، پس بنده او باشد، بلکه به جای بندگی طغیان

می کند و مانع بندگی دیگران نیز می شود.

و ممکن است کلمه «کَلاّ» به معنای حقًا و برای تأکید باشد.[4]

*اگر انسان ظرفیّت نداشته باشد،یا ثروت او را مغرور می کند، چنانکه قارون می گفت :

«إِنَّما أُوتِیتُهُ عَلی عِلْمٍ عِنْدِی»(قصص/78)

(قارون در جواب) گفت: همانا این (ثروت فراوان) به واسطه دانشی که نزد من است.

یا قدرت او را مغرور می کند، چنانکه فرعون می گفت:

أَلَیْسَ لِی مُلْكُ مِصْرَ وَهَٰذِهِ الْأَنْهَارُ تَجْرِی  مِن تَحْتِی أَفَلَا تُبْصِرُونَ (زخرف/51)
(و فرعون در میان قوم خود ندا داد و گفت : ای قوم من) ، آیا حکومت مصر از آن من نیست و این نهرها از زیر (کاخ) من جاری نیست؟ آیا (عظمت مرا) مشاهده نمیکنید.

یا علم او را مغرور می کند. چنانکه بلعم باعورا به آن گرفتار شد.

وَاتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ الَّذِی آتَیْنَاهُ آیَاتِنَا فَانسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّیْطَانُ فَكَانَ مِنَ الْغَاوِینَ(اعراف/175)
و بر آنان، داستانِ آن کس (بَلعَم باعورا) را بخوان که آیات خود (از علم به معارف و اجابت دعا و صدور برخی کرامات) را به او داده بودیم، پس او (ناسپاسانه) خود را از آن آیات جدا ساخت، پس شیطان او را در پی خویش کشید تا از گمراهان شد.
ولی اگر ظرفیّت باشد،حتی هر سه در یک نفر جمع می شود مثل حضرت یوسف و سلیمان ولی مغرور نمی شود، چون همه را از خداوند می داند نه خود.

چنانکه حضرت سلیمان گفت: «هذا مِنْ فَضْلِ رَبِّی»[8]

و حضرت یوسف گفت: «رَبِّ قَدْ آتَیْتَنِی مِنَ الْمُلْکِ وَ عَلَّمْتَنِی مِنْ تَأْوِیلِ الْأَحادِیثِ»[9]

آری خطر آنجاست که انسان به خود بنگرد نه خدا.[10] «أَنْ رَآهُ اسْتَغْنی»

*طغیانگر نه خدا را بنده است، نه دستورات الهی را به رسمیّت می شناسد، نه استدلال  می پذیرد و نه به ندای وجدان و ناله مظلومان گوش می دهد.

*مراد از عبدی که نماز می خواند «عَبْداً إِذا صَلّی» چنانکه از آیات آخر سوره بر می آید، رسول خداست، چون در آن آیات، آن حضرت را از اطاعت آن شخص نهی نموده است و او را به سجده و قرب دعوت می کند.

از آنجا که این آیات،اولین آیاتی است که بر پیامبر نازل شده،پس آن حضرت قبل از رسیدن به مقام رسالت،نماز می خوانده است[11]

*در احادیث می خوانیم:

ابوجهل از اطرافیان خود پرسید:آیا پیامبر در میان شما نیز برای سجده صورت به خاک می گذارد؟

 گفتند : آری.

گفت : سوگند به آنچه سوگند می خوریم، اگر او را در چنین حالی ببینم، با پای خود گردن او را له می کنم.

زمانی که متوجه شد پیامبر در حال نماز است، تصمیم گرفت با لگد بر سر مبارک آن حضرت در سجده بکوبد، همین که نزدیک شد، با حالتی عجیب عقب نشینی کرد.

به او گفتند: این چه وضعى است در تو  می بینیم؟                

گفت : ناگهان میان خودم و او خـنـدقـى از آتـش دیـدم و مـنـظـره وحـشـتـنـاك و هـمـچـنـیـن بال و پرهائى مشاهده كردم !
در ایـنـجـا پـیـغمبر خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) فرمودند : قسم به كسى كه جانم در دست او است اگر به من نزدیك شده بود فرشتگان خدا بدن او را قطعه قطعه مى كردند و عضو عضو او را مى ربودند! اینجا بود كه آیات فوق نازل شد.[12]

*با اینکه مراد از «عَبْداً» شخص پیامبر است ولی نکره آوردن آن،به خاطر تعظیم و بزرگداشت است. «عَبْداً إِذا صَلّی»


نكته بسیار مهم :

عالم هستى محضر خدا است

تـوجـه بـه ایـن واقـعـیت كه هر كارى را انسان انجام مى دهد در پیشگاه خدا است ، و اصولًا تـمـام عالم هستى محضر خدا است ، و چیزى از اعمال و حتى نیّات آدمى از او پنهان نیست ، مى تـوانـد روى بـرنـامه زندگى انسان اثر زیاد بگذارد، و او را از خلافكاریها باز دارد، مـشـروط بـر ایـنـكـه ایـمـان بـه ایـن مـطـلب واقـعـا در دل او جاى گیرد و به صورت یك باور قطعى در آید.
در حـدیـثى مى خوانیم : اعبد الله كانك تراه فان لم تكن تراه فانه یراك : خدا را آنچنان عـبـادت كـن كه گوئى او را مى بینى و اگر تو او را نمى بینى او تو را به خوبى مى بیند.
نـقـل مى كنند بیدار دلى بعد از گناهى توبه كرده بود، و پیوسته مى گریست ، گفتند: چـرا ایـنـقـدر گـریـه مـى كـنـى ؟ مـگـر نـمـى دانـى خـداونـد مـتـعـال غـفور است ؟ گفت : آرى ، ممكن است او عفو كند، ولى این خجلت و شرمسارى كه او مرا دیده چگونه از خود دور سازم ؟!

 

گیرم كه تو از سر گنه درگذرى

زان شرم كه دیدى كه چه كردم چكنم ؟!

 

پیام ها :

1- انسان ناسپاس است، ما او را آفریدیم و هر چه نمی دانست به او آموختیم.

امّا او در برابر پروردگارش طغیان می کند. «کَلاّ إِنَّ الْإِنْسانَ لَیَطْغی»

2- انسان به خاطر آنکه به غلط خود را بی نیاز می پندارد دست به طغیان می زند.

«لَیَطْغی أَنْ رَآهُ اسْتَغْنی»

3- بازداشتن از نماز،روشن ترین نوع منکرات است. «یَنْهی/عَبْداً إِذا صَلّی»

4- حتی اگر احتمال حقانیّت دهند نباید اینگونه با پیامبر برخورد کنند. «إِنْ کانَ عَلَی الْهُدی»

5- انسان کم ظرفیّت است و پندار بی نیازی او را مست می کند. «لَیَطْغی أَنْ رَآهُ اسْتَغْنی»

6- علم به تنهایی کافی نیست،با اینکه به انسان علم دادیم امّا طغیان می کند. «عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ یَعْلَمْ / إِنَّ الْإِنْسانَ لَیَطْغی»

7- غنی بودن کمال است،ولی خود را غنی دیدن زمینه لغزشهاست. «رَآهُ اسْتَغْنی»

8- ایمان به معاد مانع طغیان است. «إِنَّ إِلی رَبِّکَ الرُّجْعی»

9- هر چه داریم می گذاریم و می رویم خود را بی نیاز نپنداریم. «إِنَّ إِلی رَبِّکَ الرُّجْعی»

10- انسان و هستی هدفدار و به سوی خداست. «إِنَّ إِلی رَبِّکَ الرُّجْعی»

11- طاغوتیان مخالف نمازند. «لَیَطْغی - یَنْهی عَبْداً إِذا صَلّی» (رفتار ناروا زمانی مورد سرزنش قرار می گیرد که دوام داشته باشد.)

12- نشانه بندگی خدا نماز است. «عَبْداً إِذا صَلّی»

13- طاغوت ها از بندگی خدا ناراحتند.(نه از افراد بی تفاوت و یا بنده هوسهای خود یا دیگران) «یَنْهی/عَبْداً إِذا صَلّی»

14- نام و نشان مهم نیست، عملکردها مهم است.(نام نهی کننده و نمازگزار نیامده است.) «یَنْهی - صَلّی»

15- سزاوار است کسی که امر به تقوا می کند خودش از راه یافتگان باشد. «کانَ عَلَی الْهُدی أَوْ أَمَرَ بِالتَّقْوی»

16- ریشه طغیان دو چیز است : یکی آنکه خود را بی نیاز می بیند. «رَآهُ اسْتَغْنی» دیگر آنکه خدا را نمی بیند و گمان می کند خدا هم او را نمی بیند. «أَلَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللّهَ یَری»                        

[4] - .تفسیر نمونه.

[5] - .قصص،78.

[6] - زخرف،51.

[7] .اعراف،175.

[8] - .نمل،40.

[9] یوسف،101.

[10] - تفسیر نوین.

[11] - تفسیر المیزان.

[12] - تفاسیر مجمع البیان و نمونه.





نوع مطلب : 96-سوره علق، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط : «قسمت قـبلی»، «قسمت بـعــدی»،
          
جمعه 26 اردیبهشت 1399



 تفسیر آیات 19-15 سوره علق

کَلاّ لَئِنْ لَمْ یَنْتَهِ لَنَسْفَعاً بِالنّاصِیَةِ«15»

 ناصِیَهٍ کاذِبَهٍ خاطِئَةٍ«16» فَلْیَدْعُ نادِیَهُ«17»

سَنَدْعُ الزَّبانِیَةَ«18» کَلاّ لا تُطِعْهُ وَ اسْجُدْ وَ اقْتَرِبْ«19»

چنین نیست (که او می پندارد.) اگر از کار خلافش دست باز ندارد موی پیشانی او را سخت بگیریم.(15) موی پیشانی دورغگوی خطاکار را. (16) پس او اهل محفلش را(به یاری)بخواند. (17) ما هم بزودی مأموران دوزخ را فرامی خوانیم.(18) حاشا از او پیروی مکن و سجده کن و (به خدا) تقرّب جوی. (19)

نکته ها :

*«نسفعاً»فعل است و نون تأکید آخر آن به صورت تنوین نگاشته شده است.

این کلمه از ریشه «نسفع» به معنای گرفتن و به شدت کشیدن و سیلی به صورت زدن است.

*«ناصیةِ» به معنای موی جلوی پیشانی است که برای تحقیر،آن را گرفته و می کشند.

*هنگامی که سوره الرحمن نازل شد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله پرسید : چه کسی آن را برای رؤسای قریش می خواند؟

اصحاب به خاطر برخورد تند و خشن رؤسای قریش ساکت شدند، ولی عبداللّه ابن مسعود که جثّه ای ضعیف داشت قبول کرد.

همین که نزد کعبه سران را دید، آیات را تلاوت کرد.

ابوجهل چنان سیلی به او زد که از گوش او خون جاری گشت.

او گریان نزد پیامبر آمد و حضرت غمناک شد.

در جنگ بدر، عبداللّه بن مسعود در میان کشته های مشرکان ابوجهل را در آخرین لحظات دید و روی سینه او نشست.ابوجهل گفت می دانی کجا نشسته ای؟!

 گفت :

«الاسلام یعلو و لا یعلی علیه»

اسلام علوّ پیدا می‌كند و چیزی بر اسلام علوّ پیدا نخواهد كرد.

ابوجهل گفت به پیامبر بگو : حتی در این حال، او مبغوض ترین فرد نزد من است.

حضرت فرمودند : فرعونِ موسی در آخرین لحظه ایمان آورد ولی فرعونِ من حتی در آخرین لحظه ایمان نیاورد.

ابن مسعود سر ابوجهل را از تن جدا و موی سر او را گرفته و نزد پیامبر می کشید و آیه «لَنَسْفَعاً بِالنّاصِیَهِ» در همین دنیا عملی شد[13]

*کلمه«نادی»به مجلس عمومی یا تفریح گفته می شود.

*«زبانیه» جمع «زبینه» به معنای مأمور است.

*امام علی علیه السلام می فرماید:ثمره علم بندگی خداست.

آغاز این سوره فرمان قرائت و تعلیم با قلم بود و پایانش سجده و تقرّب است.

یعنی علم مفید، علمی است که ما را به خدا برساند.

البتّه راه قرب به خداوند شامل تمام کارهایی است که با قصد قربت انجام می شود، لیکن سجده بهترین راه قرب است.

*در این سوره کوچک سه بار کلمه «کَلاّ» آمده است.

یعنی باید از توهّمات و پندارهای بی اساس پرهیز نمود.

*امام رضا علیه السلام به استناد آیه «وَ اسْجُدْ وَ اقْتَرِبْ» فرمودند : نزدیک ترین حالات انسان نسبت به خداوند حالت سجده است. [14]


پیام ها :

1- راه توبه برای همه باز است ولی اگر توبه نکردند و دست بر نداشتند، گرفتار کیفر میشوند.«لَئِنْ لَمْ یَنْتَهِ لَنَسْفَعاً»

2- در برابر ستمگران تهدید لازم است. «لَنَسْفَعاً بِالنّاصِیَهِ»

3- دروغ و دروغ گویی ریشه دیگر خطاها و خلاف کاری است. «کاذِبَهٍ خاطِئَهٍ»

4- پشتوانه عملهای ایذایی مخالفان،جلسات مخفیانه است. «یَنْهی عَبْداً إِذا صَلّی - فَلْیَدْعُ نادِیَهُ»

5-با اینکه مخالفان پیامبر،متشکل و سازمان یافته بودند،ولی کاری از پیش نبردند. «فَلْیَدْعُ نادِیَهُ»

6- کلوخ انداز را پاداش سنگ است. «فَلْیَدْعُ نادِیَهُ - سَنَدْعُ الزَّبانِیَهَ»

7- قدرت خداوند بر همه توطئه ها غالب است. «سَنَدْعُ الزَّبانِیَهَ»

8-در برابر نهی و منع دیگران،شما اصرار بر انجام کارهای عبادی داشته باشید.

«یَنْهی عَبْداً إِذا صَلّی - وَ اسْجُدْ»

9- اول برائت،بعد عبادت. «لَاتُطِعْهُ وَ اسْجُدْ» (از ابوجهل هائی که از نماز نهی می کنند پیروی نکن و به عبادت و سجده بپرداز.)

10- سجده بهترین وسیله قرب به خداست. «وَ اسْجُدْ وَ اقْتَرِبْ»

«والحمدللّه ربّ العالمین»

[13] - .تفسیر نمونه به نقل از تفسیر کبیر.

[14] - تفسیر نورالثقلین.





نوع مطلب : 96-سوره علق، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط : «قسمت قـبلی»،
          
جمعه 26 اردیبهشت 1399



فضیلت و خواص سوره علق

نود و ششمین سوره قران است که مکی  و 9 آیه دارد.

در روایتی از امام صادق علیه السلام آمده است: کسی که سوره علق را در شب یا روز قرائت نماید و پس از آن از دنیا برود شهید از دنیا رفته است و در درجه شهیدان و مانند کسی است که در رکاب رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم جهاد کرده است.(1)

این سوره اولین سوره ای است که بر رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم نازل شده است. (2)

و یکی از چهار سوره سجده دار قرآن است که واجب است وقتی به آیه مورد نظر رسیدیم سجده کنیم.


آثار و برکات سوره


الف) در امان بودن در سفرهای دریایی

از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم نقل شده است: هر کس سفر دریایی می کند اگر سوره علق را بخواند از غرق شدن در امان می ماند .(3)

 

ب) حفاظت مخازن از شر آفات

از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم نقل شده است :

اگر سوره علق را بر در مخزن یا انباری بخوانند خداوند آن را از شر هر آفت و سارقی مصون میدارد تا اینکه مالکش آن را بیرون آورد.(4)

 (1) ثواب الاعمال، ص124

(2) الکافی، ج2، ص628

(3) تفسیرالبرهان، ج5، ص695

(4) همان

منبع: «قرآن درمانی روحی و جسمی، محسن آشتیانی، سید محسن موسوی»





نوع مطلب : 96-سوره علق، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 26 اردیبهشت 1399



سیمای سوره عَلق

این سوره نوزده آیه دارد و در مکّه نازل شده است.

نام سوره برگرفته از آیه دوم است که اشاره به خلقت انسان از علق(خون بسته)دارد.

این سوره، اولین سوره ای است که بر پیامبر نازل شده و سیاق آیاتش چنان به هم ارتباط دارد که می توان گفت تمام سوره یکباره نازل شده است. [1]

این سوره نظیر سوره های سجده، فصلت، نجم دارای سجده واجب است که به عقیده شیعه در نماز نباید خوانده شود و خواندن آنها در حال حیض یا جنابت ممنوع است.

[1] - تفسیر المیزان.





نوع مطلب : 96-سوره علق، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 26 اردیبهشت 1399



 تفسیر آیات 5-1 سوره بیّنـة

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

لَمْ یَکُنِ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ وَ الْمُشْرِکِینَ مُنْفَکِّینَ حَتّی تَأْتِیَهُمُ الْبَیِّنَهُ«1» رَسُولٌ مِنَ اللّهِ یَتْلُوا صُحُفاً مُطَهَّرَهً«2»

 فِیها کُتُبٌ قَیِّمَهٌ«3» وَ ما تَفَرَّقَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتابَ إِلاّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَیِّنَهُ«4»

کافران از اهل کتاب و مشرکان [از آیین خود] جدا نمی شدند تا آن دلیل روشن برای آنان بیاید(1)

[آن دلیل روشن] فرستاده ای [چون پیامبر اسلام] از سوی خداست که صحیفه هایی پاک را می خواند(2)

در آنها نوشته هایی استوار و باارزش است(3)

و اهل کتاب درباره دین، [گروه گروه و] پراکنده نشدند مگر پس از آنکه آن دلیل روشن برای آنان آمد [و به طور کامل نسبت به آنان اتمام حجت شد] (4)

 

نکته ها :

*«بَـیّـنه»به معنای دلیل روشن است که به واسطه آن حق از باطل آشکار گردد.

*«قَیِّمَهٌ» به معنای مستقیم، محکم، ارزشمند و گرانبهاست.

«قیم»به کسی گویند که دلسوز است و به مصالح دیگران قیام می کند.

حرف تاء در کلمه «قَیِّمَهٌ» برای مبالغه است نظیر علاّمه،نه تأنیث.

*این آیه را دو گونه تفسیر کرده اند :

طبق یک تفسیر سخن از بی وفائی و عدم صداقت اهل کتاب و مشرکان است و در تفسیر دیگر سخن از اتمام حجت برای آنان است.

ادعای کفار این بود که تا دلیل روشنی به ما نرسد، در راه خود باقی هستیم، ولی بعد از آن که دلیل روشنی رسید، باز هم در راه خود باقی ماندند و جز عدّه ای ایمان نیاوردند.

شبیه این مضمون،در آیه 89 سوره بقره آمده است که قبل از ظهور اسلام در انتظار آمدن پیامبر جدیدی بودند و به خود نوید می دادند، ولی «فَلَمّا جاءَهُمْ ما عَرَفُوا کَفَرُوا» همین که آمد برای آنان چیزی را که می شناختند نپذیرفتند.

*«صحف»جمع«صحیفه»است.گویا هر بخش از کتاب آسمانی به تنهایی صحیفه ای است.

تورات یک کتاب است ولی قرآن در باره آن می فرماید: «صُحُفِ إِبْراهِیمَ وَ مُوسی» [1]

 

پیام ها :

1- بدون دلیل روشن انتظار نداشته باشید که مردم دست از عقیده و راه خود بردارند. لَمْ یَکُنِ... مُنْفَکِّینَ حَتّی تَأْتِیَهُمُ الْبَیِّنَهُ

2- در اتمام حجّت، کفّار و مشرکان از یکدیگر جدا نیستند.

خداوند برای همه مردم،چه کفّار و چه مشرکان، با فرستادن بیّنه،اتمام حجّت می کند. «تَأْتِیَهُمُ الْبَیِّنَهُ»

3- از اهل کتاب توقع بیشتری است.(با اینکه در آیه اول سخن از اهل کتاب و مشرکان بود ولی در آیات بعد انتقاد تنها از اهل کتاب است.) «وَ ما تَفَرَّقَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتابَ»

4- اتمام حجّت خداوند از طریق پیامبری آسمانی و کتاب پاک است. «رَسُولٌ مِنَ اللّهِ یَتْلُوا صُحُفاً مُطَهَّرَهً»

5- قرآن از هر خطا و انحراف و لغو و باطل و تحریف دور است. «صُحُفاً مُطَهَّرَهً»

6- در قرآن، دستورات قوام بخش است[2]

«فِیها کُتُبٌ قَیِّمَهٌ»

7- قرآن هم خود کتابی معتدل و دور از اعوجاج است[3]و هم سبب اعتدال و قوام جامعه است. [4] «قَیِّمَهٌ»

8- با وجود هوای نفس، علم و دانش مشکل گشا نیست.

اهل کتاب حق را به روشنی فهمیدند ولی به خاطر هواهای نفسانی، دست خوش تفرقه شدند. وَ ما تَفَرَّقَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتابَ...


*******


وَ ما أُمِرُوا إِلاّ لِیَعْبُدُوا اللّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ حُنَفاءَ وَ یُقِیمُوا الصَّلاهَ وَ یُؤْتُوا الزَّکاهَ وَ ذلِکَ دِینُ الْقَیِّمَهِ«5»

به اهل کتاب فرمانی داده نشده جز آنکه خدا را بپرستند در حالی که دین را برای او خالص ساخته و گرایش به حق داشته باشند و نماز را به پا دارند و زکات بپردازند و این است دین استوار.

 

نکته ها :

*«حُنَفاءَ» جمع«حنیف»به معنای گرایش به حق است، در برابر کلمه«جنیف»که به معنای گرایش به باطل است.

*اگر آیه «ذلِکَ دِینُ الْقَیِّمَهِ» را در کنار آیه «فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفاً فِطْرَتَ اللّهِ»[5]بگذاریم میتوان استفاده کرد که عبادت خالص و بی پیرایه و رابطه با خدا(نماز) و کمک به دیگران (زکات)، از امور فطری هر انسانی است.

 

پیام ها :

1- سلیقه ها و هوسهای دیگران متغیّر است. دین پایدار و ثابت، سرسپردگی خالصانه به خدای ثابت است. مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ... ذلِکَ دِینُ الْقَیِّمَهِ

2- ایمان بدون نماز و زکات استوار نیست. «یُقِیمُوا الصَّلاهَ وَ یُؤْتُوا الزَّکاهَ وَ ذلِکَ دِینُ الْقَیِّمَهِ»

3- توجه به سابقه لجاجت ها و تفرقه ها،سبب تسلّی پیامبر و پیروان است. وَ ما تَفَرَّقَ الَّذِینَ... إِلاّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَیِّنَهُ

4- توحید و پرستش خالصانه خداوند،عامل وحدت است. وَ ما تَفَرَّقَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتابَ... وَ ما أُمِرُوا إِلاّ لِیَعْبُدُوا اللّهَ

5- پیامبران،مردم را به سوی خدا دعوت می کردند نه خود. «وَ ما أُمِرُوا إِلاّ لِیَعْبُدُوا اللّهَ»

6- خالص و بی پیرایه بودن،رمز بقاء است. مُخْلِصِینَ... ذلِکَ دِینُ الْقَیِّمَهِ

7- فرمان توحید و نماز و زکات در تمام ادیان آسمانی بوده است. وَ ما أُمِرُوا إِلاّ لِیَعْبُدُوا اللّهَ..

 

[1] - اعلی،19.

[2] - کلمه«کُتب»می تواند به معنای دستورات دینی باشد،نظیر آیه«کتب علیکم الصیام»که کتاب به معنای دستور است.

[3] - اگر«قیمه»را به معنای ثابت و پایدار و به اصطلاح ادبی فعل لازم بدانیم.

[4] - اگر«قیمه»را به معنای برپا کننده و به اصطلاح ادبیات عرب متعدی و دارای مفعول بدانیم.

 [5] - روم،30.





نوع مطلب : 98-سوره بیّنة، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط : «قسمت بـعــدی»،
          
جمعه 26 اردیبهشت 1399




 تفسیر آیات 8-6 سوره بیّنـة

إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ وَ الْمُشْرِکِینَ فِی نارِ جَهَنَّمَ خالِدِینَ فِیها أُولئِکَ هُمْ شَرُّ الْبَرِیَّهِ«6»

إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَّهِ«7»

همانا کسانی از اهل کتاب و مشرکان که کافر شدند،در آتش دوزخند،در آن جاودانه اند.آنانند بدترین مخلوقات(6)

بی شک کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده اند آنانند خود بهترین مخلوقات(6)

نکته ها :

* کلمه«بریه»یا از«بری»به معنای خاک و مراد از آن تمام خاکیان از جمله بشر است و یا از «برء» به معنای خلق است و«بریه»بر وزن فعیله به معنای مفعوله یعنی مخلوقات است.

* در روایاتی از شیعه و سنی نقل شده که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به علیّ بن ابیطالب فرمودند : تو و یاران تو خیر البریّه هستید.[6]

* مشابه این آیه،در جای دیگر قرآن چنین آمده است: «إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللّهِ الصُّمُّ الْبُکْمُ اَلَّذِینَ لا یَعْقِلُونَ»[7]

*دلیل بدترین بودن انسان آن است که رسول و کتاب به سراغش آمده و او حقیقت را می فهمد ولی به خاطر غرور و تکبر لجاجت می کند. کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ ... هُمْ شَرُّ الْبَرِیَّهِ

 

پیام ها :

1- کسی که اسلام را نپذیرد،خواه مشرک باشد،خواه اهل کتاب،کافر است. «إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ وَ الْمُشْرِکِینَ»

2- سرنوشت اهل کتاب و مشرکان یکی است. «أَهْلِ الْکِتابِ وَ الْمُشْرِکِینَ فِی نارِ جَهَنَّمَ»

3- گل سر سبد هستی یعنی انسان، به خاطر پشت پا زدن به منطق و بیّنه،بدترین مخلوقات می شود. «شَرُّ الْبَرِیَّهِ»

4- انسان با انتخاب خود جایگاه خود را تعیین می کند،یا شرّ البریّه و جهنمی، یا خیر البریّه و بهشتی. کَفَرُوا... شَرُّ الْبَرِیَّهِ.../آمَنُوا... خَیْرُ الْبَرِیَّهِ

5- مقایسه میان کفر و ایمان و پایان کار آنان، بهترین نوع روشنگری است.«شَرُّالْبَرِیَّهِ-خَیْرُ الْبَرِیَّهِ»

6- رشد یا سقوط دیگر موجودات، محدود است ولی رشد و سقوط انسان، بی نهایت است. «شَرُّالْبَرِیَّهِ-خَیْرُ الْبَرِیَّهِ»

*انسان در اثر ایمان و عمل صالح می تواند حتی از فرشتگان برتر باشد.

7- بهترین شدن در گرو ایمان است و بدترین ها اهل کفرند.(در کلمه «هُمْ» معنای انحصار است) أُولئِکَ هُمْ شَرُّ الْبَرِیَّهِ... هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَّهِ

8- ایمان به شرطی ثمربخش است که همراه با عمل صالح باشد «آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ» (ولی کفر به تنهایی سبب دوزخ است.)

جَزاؤُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنّاتُ عَدْنٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِینَ فِیها أَبَداً رَضِیَ اللّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ ذلِکَ لِمَنْ خَشِیَ رَبَّهُ«8»

پاداش آن گروه در نزد پروردگارشان،باغهای جاودانه ای است که زیر آن نهرها جاری است.(آنان)برای همیشه در بهشت جاودانه اند،خدا از آنان راضی است و آنان نیز از او راضی.این مقام مخصوص کسی است که از پروردگارش خشیت دارد(8)

نکته ها :

*«خَشِیتُ» به آن خوفی گفته می شود که بر اساس تعظیم و عظمت باشد.

*این آیه می فرماید : بهشت مخصوص اهل خشیت است. «ذلِکَ لِمَنْ خَشِیَ رَبَّهُ» و آیه ای دیگر می فرماید:تنها علما اهل خشیت هستند: «إِنَّما یَخْشَی اللّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ»[8] پس بهشت مخصوص علما است.

از طرفی می دانیم که تمام علما و دانشمندان اهل بهشت نیستند.

زیرا قرآن بسیاری از دوزخیان را کسانی می داند که بعد از علم و آگاهی گمراه شدند : «أَضَلَّهُ اللّهُ عَلی عِلْمٍ» [9]

و همچنین تمام بی سوادان دوزخی نیستند.

پس، آن علمی که سبب خشیت می شود این علم اصطلاحی نیست، بلکه مراد یک فهم طبیعی و الهی است که سبب نورانیّت دل شود.

 

پیام ها :

1- بهشت جسم، باغ و نهر و بهشت روح، رضای خداوند است. جَنّاتُ عَدْنٍ...رَضِیَ اللّهُ عَنْهُمْ

2- خشیت الهی، سرچشمه عمل به دستورات الهی است. «آمَنُوا وَ عَمِلُواَلصّالِحاتِ... جَزاؤُهُمْ... جَنّاتُ ... ذلِکَ لِمَنْ خَشِیَ رَبَّهُ»

3- جاودانگی بهشت برای مؤمنان قطعی است.

(کلمات «عَدْنٍ» ، «خالِدِینَ» و «أَبَداً» همه بیانگر قطعی بودن خلود است.) جَنّاتُ عَدْنٍ... خالِدِینَ فِیها أَبَداً

«والحمدللّه ربّ العالمین»

 

[6] - شواهد التنزیل،ج2،ص357،به نقل از تفسیرنمونه.

 [7] - انفال،22.

[8] فاطر،28.

[9] - جاثیه،23.





نوع مطلب : 98-سوره بیّنة، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط : «قسمت قـبلی»،
          
جمعه 26 اردیبهشت 1399


فضیلت و خواص سوره بیّنه

نود و هشتمین سوره قرآن است که مدنی و 8 آیه دارد وبه نام های «البریة، لم یکن» (1) نیز شهرت دارد.

در فضیلت این سوره از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم روایت شده است: هر که سوره بینه را قرائت کند از مشرکان به دور است و جزو پیروان دین محمد صلی الله علیه و آله  و سلم بوده و خداوند او را به مومن محشور کرده و به آسانی از او حسابرسی می کند.(2)

از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم نقل شده است: وقتی خداوند قرائت این سوره را می شنود می گوید به بنده من بشارت دهید به عزّت و جلالم سوگند چنان بهشت را برای تو فراهم می کنم که راضی شوی.(3)

 

آثار وبرکات سوره

 

1) برطرف کننده لرزش بدن

از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم نقل شده است که اگر سوره بینه را در ظرف جدیدی نوشته شود و انسان گرفتار لرزش به ان نگاه کند شفا خواهد یافت.(4)


2) برای رفع بیماری پیسی و یرقان و مسمومیت غذایی

از امام صادق علیه السلام روایت شده: هر کس این سوره را بنویسد و به همراه داشته باشد اگر بیماری یرقان داشته باشد بهبود می یابد و اگر کسی که در چشمش سفیدی داشته باشد یا بیماری پوستی پیسی داشته باشد ابتدا ان را نوشته و با آب بشوید و از آب آن بیاشامد و آن را با خود همراه داشته باشد این بیماری از او دفع می گردد.همچنین برای زن باردار آب شسته شده این سوره برایشان مفید است و مانع آسیب مسمومیت های غذایی می شود و اگر برای هر گونه ورم نوشته شود آن را از بین می برد. (5)


3) متفرق ساختن گروه گمراه

در کتاب المصباح آمده است: اگر بخواهید جمعی را که بر اساس گمراهی تشکیل شده را پراکنده سازید از چهار طرف راه ، خاک بردارید و سوره بینه را بر آن بخوانید و آن را در میان این جمع بپاشید متفرق می شوند.(6) 

 (1) درمان با قران، 155

(2) ثواب الاعمال، ص124

(3) الدرالمنثور، ج6، ص377

(4) تفسیرالبرهان، ج5، ص717

(5) تفسیرالبرهان، ج5، ص717

(6) منتخب الکلام فی تفسیرا الاحلام، ج1، ص74

منابع: «قرآن درمانی روحی و جسمی، محسن آشتیانی، سید محسن موسوی»؛ درمان با قرآن،محمدرضا کریمی






نوع مطلب : 98-سوره بیّنة، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 26 اردیبهشت 1399



 تفسیر آیه یکم سوره قدر


بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

إِنّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَهِ الْقَدْرِ«1»

همانا ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم.

نکته ها :

*خداوند، امور عالم را از طریق فرشتگان و با واسطه گری آنان به انجام می رساند.

لذا در بسیاری از آیات قرآن، فعل ها و ضمیرهای مربوط به خداوند به صورت جمع آمده است. چنانکه در آغاز این سوره می فرماید:

«إِنّا أَنْزَلْناهُ» ما قرآن را نازل کردیم.

*بر اساس نظر مفسّران،[3] قرآن دو بار نازل شده است.

یکبار به صورت یکپارچه در شب قدر که این سوره به آن اشاره دارد و بار دیگر به صورت تدریجی در مدت بیست و سه سال دوره رسالت پیامبر.

تعبیرات قرآن نیز درباره نزول این کتاب آسمانی دو گونه است :

برخی با واژه «اَنْـزَلْنَا» از ریشه انزال به معنای نزول دفعی آمده و برخی دیگر با واژه «نَـزّلْنَا» از ریشه تنزیل به معنای نزول تدریجی آمده است.

*از انضمام آیه «إِنّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَهِ الْقَدْرِ» با آیه «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ»[4] معلوم می شود که شب قدر در ماه رمضان است، امّا اینکه کدام یک از شب های ماه رمضان است، در قرآن چیزی بر آن دلالت ندارد و در روایات نیز به صورت مردّد میان یکی از سه شب آمده است. چنانکه از امام صادق علیه السلام در مورد شب قدر پرسیدند :

آن حضرت فرمود:در شب نوزدهم، بیست و یکم و بیست و سوم رمضان جستجویش کن. [5]البتّه معروف میان اهل سنّت آن است که شب بیست و هفتم رمضان،شب قدر است.

پیام ها :

1- شب قدر، شب شکرگزاری و تشکر از خداوند است.

زیرا مهم ترین نعمت خداوند بر بشر، یعنی قرآن نازل شده است. «إِنّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَهِ الْقَدْرِ»

2- ظرف و مظروف باید متناسب باشند.

بهترین کتاب در بهترین شب بر بهترین انسان ها نازل می شود. «إِنّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَهِ الْقَدْرِ»

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[3] تفسیر المیزان.

[4] .بقره،185.

[5] - وسائل الشیعه،ج 10،ص 360.





نوع مطلب : 97-سوره قــدر، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 26 اردیبهشت 1399






نوع مطلب : 97-سوره قــدر، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 26 اردیبهشت 1399


 تفسیر آیه چهارم سوره قدر


تَنَزَّلُ الْمَلائِکَهُ وَ الرُّوحُ فِیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ

مِنْ کُلِّ أَمْرٍ«4»

در آن شب،فرشتگان و روح به اذن پروردگارشان برای انجام هر کاری فرود آیند.


نکته ها :

*از امام صادق علیه السلام پرسیدند :

آیا روح همان جبرئیل است؟

فرمودند : جبرئیل از ملائکه است و روح برتر از ملائکه است.

سپس این آیه را تلاوت فرمودند : «تَنَزَّلُ الْمَلائِکَهُ وَ الرُّوحُ»[31]

*با نزول فرشتگان بر قلب پیامبر و امام معصوم در شب قدر، ارتباط زمین با آسمان، مُلک با ملکوت و طبیعت با ماوراء طبیعت برقرار میشود.

*روح انواعی دارد :

روحی که منشأ تمایلات و شهوات است.

- روحی که منشأ قدرت و حرکات است.این دو روح،مشترک میان انسان و حیوان است.

- روحی که منشأ اختیار و اندیشه است،که این روح مختص انسان است.

- روحی که عقل محض است و جوهر وجودی فرشتگان را تشکیل می دهد.

- روحی که برتر از فرشتگان است و شب قدر همراه آنان به زمین نازل می شود.

*در روایات آمده است که با منکران امامت،با سوره قدر احتجاج کنید [32]

زیرا بر اساس این سوره،فرشتگان هر سال در شب قدر نازل می شوند.

در زمان حیات پیامبر بر وجود شریف حضرتش وارد می شدند.

پس از آن حضرت بر چه کسانی نازل می شوند؟

روشن است که هر کسی نمی تواند میزبان فرشتگان الهی باشد و باید او همچون پیامبر، معصوم بوده و ولایت امور بشر به عهده او باشد و او کسی جز امام معصوم نیست که در زمان ما، حضرت مهدی علیه السلام می باشد و فرشتگان در شب قدر شرفیاب محضرش میشوند.

 

نگاهی به فرشتگان در قرآن [33]

فرشتگان، کارگزاران نظام هستی و مأمور انجام فرامین خداوند در اداره امور هستند.

در قرآن برای هر دسته از فرشتگان مأموریّت و نقش خاصّی تعیین شده است و با همان مأموریّت نام گزاری شده اند: «النّازِعاتِ»[34] «الصَّافّاتِ»[35] «فَالزّاجِراتِ»

[36]«النّاشِراتِ»[37] «فَالْفارِقاتِ»[38]، «فَالْمُدَبِّراتِ» [39]

*برخی فرشتگان برای حفاظت گماشته شده اند. «إِنَّ عَلَیْکُمْ لَحافِظِینَ»[40]

*بعضی فرشتگان با اولیاء الهی گفتگو دارند. با زکریا سخن گفتند و او را به فرزندی به نام یحیی بشارت دادند «فَنادَتْهُ الْمَلائِکَهُ» [41]

و همین فرشتگان با حضرت مریم گفتگو کردند.

«إِذْ قالَتِ الْمَلائِکَهُ یا مَرْیَمُ»[42]

*در مواردی، سخن از امداد فرشتگان به رزمندگان در جبهه های جنگ به میان آمده است.

چنانکه در جنگ بدر،خداوند سه هزار فرشته را به یاری مسلمانان فرستاد. «یُمِدَّکُمْ رَبُّکُمْ بِثَلاثَهِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِکَهِ»[43]

*برخی فرشتگان مسئول گرفتن جان مردم هستند. «یَتَوَفّاکُمْ مَلَکُ الْمَوْتِ» [44]

و دسته ای دیگر،مسئول امور عرش. «یَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّکَ»[45]

از امتیازات فرشتگان، عبادت دائمی و خستگی ناپذیر آنهاست که قرآن می فرماید :

«وَ مَنْ عِنْدَهُ لا یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِهِ وَ لا یَسْتَحْسِرُونَ» [46]

 «یُسَبِّحُونَ اللَّیْلَ وَ النَّهارَ لا یَفْتُرُونَ»[47]

*از وظایف دیگر فرشتگان، دعا و استغفار برای مؤمنین «یَسْتَغْفِرُونَ لِمَنْ فِی الْأَرْضِ» [48]

*مأموریّت دیگر فرشتگان، صلوات بر پیامبر اسلام است. «إِنَّ اللّهَ وَ مَلائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَی النَّبِیِّ»[49]

*فرشتگان درجاتی دارند و همه در یک سطح و مقام نیستند. «ما مِنّا إِلاّ لَهُ مَقامٌ مَعْلُومٌ» [50]

*خداوند،همان گونه که بعضی از انبیا را بر برخی دیگر برتری داده، از میان فرشتگان نیز بعضی را برگزیده است. «اللّهُ یَصْطَفِی مِنَ الْمَلائِکَهِ»[51]

*قدرت تمام فرشتگان یکسان نیست و ظرفیّت های متفاوتی دارند. «أُولِی أَجْنِحَهٍ مَثْنی وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ» [52]

*بعضی از فرشتگان فرمانبرند و بعضی فرمانده، ولی همه معصوم و امین. «مُطاعٍ ثَمَّ أَمِینٍ»[53]

*ایمان به همه فرشتگان لازم است، «کُلٌّ آمَنَ بِاللّهِ وَ مَلائِکَتِهِ» [54]

*و انکار آنان در کنار انکار خداوند آمده است.«وَ مَنْ یَکْفُرْ بِاللّهِ وَ مَلائِکَتِهِ»[55]

*فرشتگان،لشگر الهی هستند و تعدادشان را جز خداوند هیچ کس نمی داند. «وَ ما یَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّکَ إِلاّ هُوَ»[56]

*و اگر گاهی سخن از تعداد به ظاهر اندک آنان است، نظیر آیه «عَلَیْها تِسْعَهَ عَشَرَ» [57] که می فرماید : مأموران دوزخ نوزده نفرند،دلایل دیگری دارد، نه آنکه به خاطر نداشتن نیرو باشد.

*فرشتگان، اطاعت مطلق از خداوند دارند و هر چه را مأمور شوند انجام می دهند و هرگز نافرمانی ندارند. «لَایَعْصُونَ اللّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ یَفْعَلُونَ ما یُؤْمَرُونَ» [58]

*آنان بر فرمان خداوند پیشی نمی گیرند و فقط فرمان او را عمل می کنند. «لا یَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ یَعْمَلُونَ»[59]

*اطاعت آنان آگاهانه و بر اساس تقوای الهی است و در اطاعت ،کار خاصّی را گزینش نمیکنند، بلکه هر کاری که به آنان محوّل شود انجام میدهند. «یَخافُونَ رَبَّهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ وَ یَفْعَلُونَ ما یُؤْمَرُونَ»[60]

*پیامبر اسلام فرمودند :

آفرینش فرشتگان، همه از نور است.

«ان الله عزّوجل خلق الملائکه من النور» [61]

و خداوند هیچ موجودی را به اندازه فرشتگان نیافریده است.«ما من شیء مما خلق الله اکثر من الملائکه»[62]

*امام صادق علیه السلام فرمودند : فرشتگان،اهل خوردن و آشامیدن و آمیزش جنسی نیستند.«ان الملائکه لَا یأکلون و َلا یشربون و لَا ینکحون»[63]

پیام ها :

1- فرشتگان بدون اذن خداوند کاری انجام نمیدهند. تَنَزَّلُ الْمَلائِکَهُ... بِإِذْنِ رَبِّهِمْ

2- تقدیر امور در شب قدر،با نزول و حضور فرشتگان صورت می گیرد. تَنَزَّلُ الْمَلائِکَهُ... مِنْ کُلِّ أَمْرٍ

3- تقدیر امور در شب قدر،گوشه ای از ربوبیّت الهی است. «بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ»




«ادامه مطلب»


نوع مطلب : 97-سوره قــدر، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 26 اردیبهشت 1399



 تفسیر آیه پنجم سوره قـدر


سَلامٌ هِیَ حَتّی مَطْلَعِ الْفَجْرِ «5»

(آن شب)تا طلوع فجر، (سراسر)سلام و درود است.

نکته ها :

*«سَلامٌ» ،یکی از نام های خداوند در قرآن است. هُوَ اللّهُ الَّذِی لا إِلهَ إِلاّ هُوَ الْمَلِکُ الْقُدُّوسُ السَّلامُ... [64]

*مراد از «سَلامٌ» در این آیه،لطف و عنایت ویژه الهی نسبت به بندگان در شب قدر است که سلامت و رحمت و برکت را به دنبال دارد و باب نقمت و عذاب را می بندد،زیرا کید و وسوسه شیطان در آن شب مؤثر واقع نشود.[65]

*در شب قدر، فرشتگان به زمین نازل می شوند و بر هر مرد و زنی که در حال عبادت باشند، سلام می کنند.[66] 

چنانکه در قیامت نیز با گفتن سلام به استقبال بهشتیان میروند: «سَلامٌ عَلَیْکُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوها خالِدِینَ»[67]

پیام ها :

1- شب قدر، شب سلامت فکر و روح آدمی و تعالی به سوی خداوندِ سلام است. «سَلامٌ هِیَ حَتّی مَطْلَعِ الْفَجْرِ»

2- شب قدر،شب رحمت است و می توان با توبه، الطاف خداوند را به خود جلب کرد. «سَلامٌ هِیَ حَتّی مَطْلَعِ الْفَجْرِ»

3- تقدیر امور از سوی خداوند، بر اساس سعادت بشر است، مگر آنکه او خود جز این بخواهد.«سَلامٌ هِیَ حَتّی مَطْلَعِ الْفَجْرِ»

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[64] - حشر،23.

[65] - .تفسیر المیزان.

[66] - تفسیر مجمع البیان

[67] - .زمر،73.





نوع مطلب : 97-سوره قــدر، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 26 اردیبهشت 1399



بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزالَها«1» وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقالَها«2» وَ قالَ الْإِنْسانُ ما لَها«3» یَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَها«4» بِأَنَّ رَبَّکَ أَوْحی لَها«5» یَوْمَئِذٍ یَصْدُرُ النّاسُ أَشْتاتاً لِـیُـرَوْا أَعْمالَهُمْ«6» فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّهٍ خَیْراً یَرَهُ«7» وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّهٍ شَرًّا یَرَهُ«8»

آنگاه که زمین به لرزش شدید خود لرزانده شود.

و زمین بارهای سنگین خود را بیرون افکند.

و انسان بگوید : زمین را چه شده است؟(که اینگونه سخت می لرزد).

در آن روز زمین خبرهای خود را بازگو کند.

چرا که پروردگارت به آن وحی کرده است.

در آن روز مردم به طور پراکنده(از قبرها)بیرون آیند تا کارهایشان به آنان نشان داده شود.

پس هر کس به مقدار ذرّه ای کار نیک کرده باشد همان را ببیند.

و هرکس هم وزن ذره ای کار بد کرده باشد، آن را ببیند.

نکته ها :

*مراد از «أَثْقالَها»، مردگان هستند که در قیامت، زمین آنها را بیرون می افکند.

چنانکه در آیه ای دیگر می فرماید: «وَ أَلْقَتْ ما فِیها وَ تَخَلَّتْ» [1]

*حضور مردم در قیامت بطور پراکنده است. چنانکه در آیات دیگر می فرماید: «أَشْتاتاً» ، «کَأَنَّهُمْ جَرادٌ مُنْتَشِرٌ»[2]،«کَالْفَراشِ الْمَبْثُوثِ»[3] حضور متفرق مردم در قیامت یا به خاطر آن است که هر کس همراه رهبری که در دنیا انتخاب کرده،می باشد یا آنکه خوبان و بدان از یکدیگر جدا می شوند.

*با اراده خدا در قیامت، جمادات نیز به سخن می آیند، نه فقط زمین، بلکه اعضای بدن انسان علیه او گواهی می دهند. «وَ قالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَیْنا قالُوا أَنْطَقَنَا اللّهُ الَّذِی أَنْطَقَ کُلَّ شَیْءٍ» [4]

*در روایات آمده است که در مکان های مختلف نماز بخوانید، زیرا آن مکان در قیامت برای شما شهادت می دهد.[5]

در روایت دیگری آمده است که در بیابانها نیز اذان بگویید، زیرا به هر سنگ و کلوخی که صدای شما برسد، گواه قیامت شماست.

*حضرت علی علیه السلام پس از آنکه بیت المال را تقسیم می کرد،دو رکعت نماز میخواند و به زمین خطاب می کرد:

«اشهدی انی ملئتک بحق و فرغتک بحق»[6]

ای زمین گواهی بده که من تو را از بیت المال بر اساس حق پر کردم و سپس بر اساس حق خالی کردم.

*در روایات است که نحوه خبر دادن زمین این گونه است که می گوید : فلانی در فلان زمان فلان عمل را روی من انجام داد. [7]

*«مِثْقالَ» از«ثقیل»به معنای میزان سنگینی است و کلمه «ذَرَّهٍ» یا به معنای کوچک ترین مورچه است و یا به معنای ذرات سبک پراکنده در هوا.

البته امروز به اتم نیز ذرّه می گویند.

ولی به هر حال مراد از آن کوچک ترین واحد وزن است.

*در روایات می خوانیم : مرد عربی وارد مسجد پیامبر اکرم شد و گفت :

«علمنی بما علمک الله»

از آنچه خدا به تو یاد داده مرا یاد بده!

حضرت شخصی را مأمور آموزش قرآن به او کردند.

معلم برای او سوره إِذا زُلْزِلَتِ... را خواند، همین که به آیه فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ...رسید، مرد عرب گفت : «کفانی» مرا بس است، و سپس رفت.

پیامبر فرمودند :«رجع فقیها»[8]

*در سوره لقمان نیز،لقمان به فرزندش میفرماید :  اگر به اندازه وزن خردلی عمل نیک یا بد داشته باشی، در دل سنگ یا در اوج آسمان یا در زمین باشد، خداوند در قیامت برای حساب می آورد. «یا بُنَیَّ إِنَّها إِنْ تَکُ مِثْقالَ حَبَّهٍ مِنْ خَرْدَلٍ فَتَکُنْ فِی صَخْرَهٍ أَوْ فِی السَّماواتِ أَوْ فِی الْأَرْضِ یَأْتِ بِهَا اللّهُ»[9]

*گواهی و شهادت زمین در قیامت، بیانگر آن است که در همین حال،زمین آگاهانه کارهای ما را درک می کند و در آن روز با فرمان و وحی الهی بازگو می کند.

*جناب آقای حسان در دیوان خود، آیات سورة زلزال را اینگونه به نظم در آورده است :

این زمین در آن زمان پر بلا

ناگهان چون زلزلت زلزالها

 

از درونش اخرجت اثقالها

با تعجب قال الانسان مالها

 

مردگان خیزند بر پا کلّهم

تا همه مردم یروا اعمالهم

 

هر که آرد ذرّهً خیراً یره

یا که آرد ذرّهً شرّاً یره

 

آن زمان خورشید تابان کوّرت

کوههای سخت و سنگین سُیّرت

 

آبها در کام دریا سجّرت

آتش دوزخ به شدت سعّرت

 

چون در آن هنگام جنّت ازلفت

خود بداند هرکسی ما احضرت

 

*اضافه شدن زلزله به زمین «زلزالها» هم رمز عظمت زلزله است و هم رمز گستردگی آن در تمام زمین.در اولین آیه سوره حج نیز عظمت این زلزله مطرح شده است: «إِنَّ زَلْزَلَهَ السّاعَهِ شَیْءٌ عَظِیمٌ» در خطبه 157 نهج البلاغه نیز میخوانیم :

«عباد الله احذروا یوما تفحص فیه الاعمال و یکثر فیه الزلزال و تشیب فیه الاطفال»

بندگان خدا! بترسید از روزی که در آن،تمام اعمال بررسی شود،زلزله ها زیاد می شود و کودکان(به خاطر طولانی بودن یا سختی آن روز)پیر می شوند.

پیام ها :

1- زلزله بزرگ زمین در آستانه قیامت،امری قطعی و حتمی است. «إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزالَها» (کلمه اذا در موردی بکار می رود که امر قطعی باشد)

2- معاد جسمانی است.(جسم انسانها در زمین دفن شده که در قیامت خارج می شود، نه روح آنها) «أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقالَها»

3- قیامت روز تحیّر انسان است. «قالَ الْإِنْسانُ ما لَها»

4- هستی شعور دارد. «یَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَها»

5-زمین از گواهان قیامت است. «یَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَها»

6- در قیامت راه هرگونه انکار بسته است. «لِـیُـرَوْا أَعْمالَهُمْ»

7- همه مردم در دادگاه عدل الهی یکسان اند. فَمَنْ یَعْمَلْ... فَمَنْ یَعْمَلْ...

8-کیفر و پاداش الهی،بر اساس عمل است. فَمَنْ یَعْمَلْ... فَمَنْ یَعْمَلْ...

9- عمل هر چه هم کوچک باشد،حساب و کتاب دارد.لذا نه گناهان را کوچک شمرید و نه عبادات را. «مِثْقالَ ذَرَّهٍ»

10- تجسم و دیدن عمل در آن روز خود عذاب یا لذت است. «یَرَهُ»

 

«والحمدللّه ربّ العالمین»

[1] - .انشقاق،4.

[2] - .قمر،7.

[3] - قارعه،4.

[4] - .فصّلت،21.

[5] - تفسیر مجمع البیان.

[6] - .لئالی الاخبار،ج 5،ص79.

[7] - تفسیر نورالثقلین.

[8] - تفاسیر نمونه و نورالثقلین.

[9] - لقمان،16





نوع مطلب : 99-سوره زلزلة، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 25 اردیبهشت 1399


فضیلت وخواص سوره زلزله

نود و نهمین سوره قرآن کریم است که در مدینه نازل شده و 8 آیه دارد.

در فضیلت این سوره از امام صادق علیه السلام روایت است : از قرائت سوره زلزال خسته نشوید زیرا هر کس در نمازهای مستحب خود این سوره را بخواند آزار زلزله ای بر او نخواهد رسید و بوسیله زلزله، صاعقه یا آفتی از آفات دنیایی، نخواهد مُـرد و وقتی وفات کرد دستور می دهند او را به بهشت برند و خداوند میفرماید: ای بنده من در هر جای بهشت که دوست داشتی جای گیر.(1)

امام رضا علیه السلام از قول رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم می فرمایند : قرائت این سوره برابر یک چهارم قرآن و چهار بار قرائت ان را معادل یک ختم قرآن دانسته اند.(2)

از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم نقل شده است : هر کس در شب جمعه دو رکعت نماز گزارد و در هر رکعت بعد از حمد پانزده بار سوره زلزال را قرائت نماید خداوند او را از عذاب قبر و از سختی های هولناک قیامت ایمن میدارد.(3)

نبی اکرم صلی الله علیه و اله و سلّم مردی از یارانش را خطاب قرار داد و فرمود : آیا ازدواج کرده ای؟

گفت:نه زیرا چیزی ندارم که ازدواج کنم فرمودند: آیا سوره قل هو الله احد را می دانی؟ گفت: آری حضرتش فرمودند: این سوره یک سوّم قرآن است سپس فرمودند:

آیا سوره قل یا ایها الکافرون را می دانی؟

- آری

فرمودند: این سوره یک چهارم قرآن است. سپس فرمودند:

- آیا سوره اذا زلزلت را می دانی؟

- آری

حضرت فرمودند: این سوره یک چهارم قرآن است.

در ادامه عرض کردند: ازدواج کن، ازدواج کن، ازدواج کن [این سور را مهر زوجه ات قرار ده] (4)


آثار و برکات سوره


1) برای دیدن امورات عجیب در خواب

هنگامی که خواستی در خواب امورات عجیب یا حاجت و خواسته ای را که داری ببینی که چه می شود، هنگامی که سرت را در هنگام خواب روی بالش گذاشتی، سوره زلزال را 7 مرتبه قرائت کن.

پس از این کار بگو: «یا ملائکة ربّی بحق هذه السورة و من انزلها و من نزلت علیه و بحق اسماء الله علیکم و آیاته الکافة کلّها الّا ما اخْبِر تُمونی فی لیلتی هذه کذا و کذا.» یعنی در این جا ذکر حاجت می کنی که در خواب نشان دهند که چه خواهد شد.

پس به اذن خداوند به تو پس از دو شب یا 5 شب در عالم رویا آنچه را که باید نشان بدهند می دهند.

همه این موارد را باید در حالی که طاهر و پاکیزه و با وضو هستی انجام دهی.(5)

2) راه رسوا کردن دزد

از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم نقل شده است : هر کس سوره زلزال را بنویسد و به سارقی بخوراند دزد به کرده خود اقرار کرده و رسوا می شود... (6)

3) در امان بودن

در سخنی از امام صادق علیه السلام آمده است: هر کس سوره زلزال را بنویسد و با خود همراه داشته باشد یا آن را قرائت نماید  و بعد بر شخصی که از او می ترسد وارد شود از آنچه می ترسد در امان خواهد بود...(7)

4) برای لرزش بدن

امام صادق علیه السلام فرموده اند: ...اگر [این سوره را] بر ظرف جدیدی نوشته شود و بیماری که لرزش دارد به آن بنگرد به اذن خدا تا سه روز دیگر بهبود می یابد. (8)

 

 

5) سوره زلزال سوره جامع

مردی به حضور رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم  رسید و گفت : ای رسول خدا سوره ای از قرآن بگو تا بخوانم.

پیامبر فرمودند: سه سوره از سوره هایی را که با «الر» آغاز می شود [یونس؛ هود، یوسف، ابراهیم، حـجر] را بخوان. آن مرد گفت: من پیرم و مشکلاتی دارم نمی توانم آن را بخوانم. پیامبر فرمود : سه سوره از سوره هایی را که با «حم» آغاز می شود [غافر، فصلت، شوری، زخرف، دخان، جاثیه، احقاف] را بخوان. آن مرد همان حرف سابق را تکرار کرد. پیامبر فرمودند:  سه سوره از سوره های «مسبحات» را بخوان [حدید، حشر، صف، اعلی، جمعه، تغابن]؛  باز هم جمله پیرمرد تکرار شد و گفت:  ای رسول خدا یک سوره جامع را بگو آنگاه رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند: سوره «زلزال» را قرائت کن. آنگه رسول خدا سوره زلزال را برایش قرائت کرد . وقتی به پایان  سوره رسید پیرمرد گفت: قسم به خدایی که تو را به حق مبعوث کرد همین برایم کافی است و بر آن نمی افزایم. وقتی پیرمرد آنجا را ترک می کرد: پیامبر فرمود: آن پیرمرد رستگار شد. (9)

 (1) ثواب الاعمال، ص124

(2) عیون اخبار الرضا، ج1، ص41

(3) المصباح کفعمی، ص407

(4) درمان با قرآن، ص158

(5) کشکول، افشاری ارومیه ای، ص10

(6) تفسیرالبرهان، ج5، ص725

(7) همان

(8) همان

 (9) بحارالانوار، ج89، ص334

منابع: «قرآن درمانی روحی و جسمی، محسن آشتیانی، سید محسن موسوی»؛ درمان با قرآن،محمدرضا کریمی





نوع مطلب : 99-سوره زلزلة، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 25 اردیبهشت 1399


بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

وَالْعادِیاتِ ضَبْحاً«1» فَالْمُورِیاتِ قَدْحاً«2» فَالْمُغِیراتِ صُبْحاً«3» فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعاً«4» فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعاً«5»         إِنَّ الْإِنْسانَ لِرَبِّهِ لَکَنُودٌ«6»وَ إِنَّهُ عَلی ذلِکَ لَشَهِیدٌ«7»  وَ إِنَّهُ لِحُبِّ الْخَیْرِ لَشَدِیدٌ«8» أَ فَلا یَعْلَمُ إِذا بُعْثِرَ ما فِی الْقُبُورِ«9» وَ حُصِّلَ ما فِی الصُّدُورِ«10» إِنَّ رَبَّهُمْ بِهِمْ یَوْمَئِذٍ لَخَبِیرٌ«11»

سوگند به اسبان دونده که(در میدان جهاد)نفس شان به شماره افتاد.(1)

و به هنگام تاختن،(از برخورد نعل اسبان با سنگ های بیابان) به شدّت برق افروزند.(2)

و صبحگاهان بر دشمن هجوم برند.(3)

و گرد و غبار برانگیزند.(4)

و در میان معرکه و جمع دشمنان در آمده اند.(5)

همانا انسان نسبت به پروردگارش بسیار ناسپاس است.(6)

و بی شک بر این(ناسپاسی)گواه است.(7)

و همانا او علاقه شدیدی به مال دارد.(8)

آیا انسان نمی داند که وقتی آنچه در گورهاست برانگیخته شود.(9)

و آنچه در سینه هاست فاش شود.(10)

همانا خداوند در آن روز به کارشان آگاه است. (11)

نکته ها :

*«عدو»به معنای تجاوز است. چون دویدن، تجاوز از حدّ حرکت عادی است، به آن «عدو» گفته میشود.

«ضَبْـح»به معنای صدای نفس اسب است. «قَـدْح»به معنای خروج آتش از سنگ چخماق، «المغیرات» از «اَغاره» به معنای تاختن سریع، «صُبْحاً» کنایه از غافلگیر کردن دشمن و پنهان کردن زمان هجوم است.

«أثَـرْنَ» از «اَثَـاره» معنای منتشر ساختن، «نَـقْع» به معنای غبار و «کنود» به معنای کَفور است.

در کلمه «بُعْثِرَ» معنای بعث و اثاره نهفته است یعنی بیرون کشیدن و زیرو رو کردن.

«حُصِّلَ» به معنای استخراج مغز از پوسته و متمایز شدن خصلت های نیک و بد در آن روز از یکدیگر است.

*قرآن در برخی آیات،انسان را به خاطر برخی صفات،مورد سرزنش قرار داده و او را «ظَلُوماً جَهُولاً»[1] (ستمگر و نادان). «هَلُوعاً»[2] (حریص)، «یَؤُساً»[3] (ناامید)، «کَفُوراً» [4](ناسپاس)، «جَزُوعاً» [5](بی صبر)، «مَنُوعاً»[6] (بخیل)خوانده است.

ولی از سوی دیگر درباره انسان می فرماید : «کَرَّمْنا» [7](گرامی داشتیم)، «فَضَّلْنا»[8] (برتری دادیم)، «أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ» [9](بهترین قوام را به او دادیم)، «نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی» [10] (روح الهی در او دمیدیم)و این دوگانگی به خاطر آن است که در انسان دو نوع عامل حرکت وجود دارد : یکی عقل و یکی غریزه.

اگر در مسیر بندگی خدا و تربیت اولیای خدا قرار گیرد، بگونه ای است و اگر در مسیر هوسها و طاغوت ها و وسوسه ها قرار گیرد،به گونه دیگر.

* در قرآن از علاقه شدید و حریصانه به مال دنیا که سبب فراموش کردن آخرت و محرومان شود، انتقاد شده است. «إِنَّهُ لِحُبِّ الْخَیْرِ لَشَدِیدٌ»

* قرآن از مال دنیا به«خیر»تعبیر کرده است: «لِحُبِّ الْخَیْرِ» تا بفهماند مال باید از راه خیر بدست آید و در راه خیر با نیّت خیر و با شیوه خیر مصرف گردد.

پیام ها :

1- جهاد و دفاع به قدری ارزش دارد که خداوند به نفس اسب های زیر پای جهادگران سوگند یاد می کند. «وَ الْعادِیاتِ ضَبْحاً»

2- مسلمانان باید اسب سوار و چابک باشند.     (در سوگند به نفس اسب، نوعی تشویق به اسب سواری هدفدار است.) «وَ الْعادِیاتِ ضَبْحاً»

3- اسبان در راه خدا می دوند، ولی انسان در برابر خدا سرسختی می کند.

وَ الْعادِیاتِ... إِنَّ الْإِنْسانَ لِرَبِّهِ لَکَنُودٌ

4- در جهاد با دشمن، سرعت عمل یک ارزش است. «وَ الْعادِیاتِ ضَبْحاً»

5-هنگام غفلت دشمن برای حمله استفاده کنید. «فَالْمُغِیراتِ صُبْحاً»

6- دشمن را چنان غافلگیر کنید که ناگاه در وسط آنان باشید تا فرصت مقابله با شما را نداشته باشند. «فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعاً»

7- ناسپاسی و مال دوستی انسان را در برابر جبهه حق قرار می دهد. وَ الْعادِیاتِ...

إِنَّ الْإِنْسانَ لِرَبِّهِ لَکَنُودٌ ... لِحُبِّ الْخَیْرِ لَشَدِیدٌ

8-شهدای جبهه ها و امدادهای الهی را فراموش نکنید. «إِنَّ الْإِنْسانَ لِرَبِّهِ لَکَنُودٌ»

9- پیروزی و امنیّت انسان را مغرور می کند، هشدار لازم است. «لِرَبِّهِ لَکَنُودٌ»

10- وجدان انسان آگاه است؛ حتی در مواردی که عذر و بهانه می آورد خود میداند که چه کاره است. «وَ إِنَّهُ عَلی ذلِکَ لَشَهِیدٌ»

11- در فرهنگ اسلامی،ثروت و مال خیر است. «إِنَّهُ لِحُبِّ الْخَیْرِ لَشَدِیدٌ»

12- علاقه به مال،امری فطری است، آنچه مذموم است علاقه افراطی است که انسان از یک سو دست به هر نوع درآمدی میزند و از سوی دیگر حقوق واجب الهی را نمی پردازد. «لَشَدِیدٌ»

13- معاد جسمانی است زیرا سخن از قبر است. «بُعْثِرَ ما فِی الْقُبُورِ» (در آیه ای دیگر میفرماید): «یَبْعَثُ مَنْ فِی الْقُبُورِ»[11]

14- یاد قیامت،عامل هشدار به ناسپاسان و مال پرستان است. «أَفَلا یَعْلَمُ إِذا بُعْثِرَ ما فِی الْقُبُورِ»

15- روز قیامت اسرار درونی کشف وحسابرسی خواهد شد. «حُصِّلَ ما فِی الصُّدُورِ»

16- خداوند بر افکار و اعمال ما آگاهی کامل دارد.(«خبیر»به معنای آگاهی از ظاهر و باطن است) إِنَّ رَبَّهُمْ بِهِمْ... لَخَبِیرٌ

17- خداوند در دنیا نیز به امور مردم آگاه است، امّا در قیامت،این خبیر بودن برای همه ظاهر میشود. «یَوْمَئِذٍ»

18- چون خداوند خبیر است، حسابرسی او نیز دقیق است. «یَوْمَئِذٍ لَخَبِیرٌ»

19- انسان در برابر دیگران این همه سرکشی ندارد، کفر و ناسپاسی شدید انسان تنها در برابر پروردگارش است. «لِرَبِّهِ لَکَنُودٌ»

 

«والحمدللّه ربّ العالمین»


[1] - احزاب،72.

[2] - معارج،19.

[3] - .اسراء،83.

[4] - اسراء،67.

[5] - معارج،20.

[6] - .معارج،21.

[7] - اسراء،70.

[8] - اسراء،70.

[9] - .تین،4.

[10] - حجر،29.

[11] - حج،7.





نوع مطلب : 100-سوره عادیات، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 25 اردیبهشت 1399


فضیلت و خواص سوره عادیات

یکصدمین سوره قران کریم که مکی  است و 11 آیه دارد.

از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم روایت شده است : هر کس سوره عادیات را قرائت نماید اجر و پاداشی ده برابر کسانی که در ایّام حج در مزدلفه بیتوته کرده اند نصیب او خواهد شد.(1)

هم چنین فرموده اند : هر کس سوره عادیات را بخواند و همواره بر قرائت آن مداومت ورزد در روز قیامت با امیرالمؤمنین  علیه السلام محشور میگردد و از دوستان و همراهان او خواهد بود.(2)

ایشان در کلامی دیگر فرموده اند : ثواب قرائت سوره عادیات، برابر ثواب قرائت نصف قران است.(3)

در فضیلت این سوره همین بس که در شأن امیرالمؤمنین علی علیه السلام نازل شده است و خداوند در آن به پیروزی ایشان در جنگ خبر داده بود.(4)

امام صادق علیه السلام در زیارت امیرالمومنین می فرمایند: «السلام علیک یا من نزلت فی فضله سوره العادیات».(5)

 

آثار وبرکات سوره

1) ادای دین و بدهکاری

امام صادق علیه السلام می فرمایند: هر کس در قرائت سوره عادیات مداومت ورزد خداوند بدهکاری او را از جایی که فکرش را نمی کند ادا می کند.(6)

 

2) جهت وسعت رزق  و رهایی از قرض و گرسنگی یا تشنگی

هر که از درد و گرسنگی و تشنگی و قرض بخواهد رها شود به عدد نام امیرالمؤمنین علی علیه السلام 110 بار این سوره را بخواند بسیار نافع است. و نیز به جهت وسعت رزق و روزی همراه خود داشته باشد. (7)

 

3) برای درد کبد

آورده اند که برای درد کبد سوره عادیات را در ظرف چینی نو نوشته شود و سپس با آب باران بشویند و اندکی شکر به آن اضافه شود و بیمار سه روز متوالی از آن بنوشد.(8)

 (1) مجمع البیان، ج10، ص421

(2) ثواب الاعمال، ص125

(3) الدرالمنثور، ج6، ص383

(4) الخرائج و الحرائج، ج1، ص168

(5) اقبال الاعمال، ج3، ص132

(6) مستدرک الوسائل، ج13، ص290

 (7) درمان با قرآن، ص159

(8) خواص القران و فوائده، ص187

منابع: «قرآن درمانی روحی و جسمی، محسن آشتیانی، سید محسن موسوی»؛ درمان با قرآن،محمدرضا کریمی





نوع مطلب : 100-سوره عادیات، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 25 اردیبهشت 1399



 تفسیر کامل سوره قارعة

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

اَلْقارِعَهُ«1» مَا الْقارِعَهُ«2» وَ ما أَدْراکَ مَا الْقارِعَهُ«3» یَوْمَ یَکُونُ النّاسُ کَالْفَراشِ الْمَبْثُوثِ«4» وَ تَکُونُ الْجِبالُ کَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ«5» فَأَمّا مَنْ ثَقُلَتْ مَوازِینُهُ«6» فَهُوَ فِی عِیشَهٍ راضِیَهٍ«7» وَ أَمّا مَنْ خَفَّتْ مَوازِینُهُ«8» فَأُمُّهُ هاوِیَهٌ«9» وَ ما أَدْراکَ ما هِیَهْ«10» نارٌ حامِیَهٌ«11»

حادثه کوبنده.(1)آن حادثه کوبنده چیست؟(2) و تو چه دانی آن حادثه کوبنده چیست؟(3)روزی که مردم مانند پروانه ها پراکنده باشند.(4)و کوهها مانند پشمِ رنگارنگِ زده شده.(5)پس هر کس کفّه های(عمل خیرش در)ترازویش سنگین باشد،(6)پس او در زندگی رضایت بخشی است.(7)ولی هر کس کفّه های(کار خیرش در)ترازویش سبک باشد،(8)پس در آغوش آتش است.(9)و تو چه دانی آن چیست؟(10)آتشی سوزان(11)

 

نکته ها :

*وجه تسمیه قیامت به «قارعة» و تشبیه مردم پس از بر انگیخته شدن، به توده ملخ است.

*بعضى گفته اند : بدین مناسبت قیامت را قارعه نامیده كه دلها را با فَـزَعِ شدیدش و دشمنان خدا را با عذابش مى كوبد.

*«قارعه»از«قرع»به معنای کوبیدن چیزی بر چیزی است.

*كلمه«فراش» بطورى كه از فراء نقل شده به معناى ملخى است كه زمین را فرش كند، یعنى روى گرده هم سوار شده باشند، پس فراش به معناى غوغاى ملخ است.

*كلمه «مبثوث» از ماده «بث» است كه به معناى تفرقه است، و «فراش مبثوث» یعنى ملخ ‌هاى متفرق.

*بعضى از مفسرین در اینكه چرا مردم روز قیامت را به فراش تشبیه كرد؟

گفته اند : براى این است كه فراش وقتى جست و خیز مى كند نقطه معلومى را در نظر نمیگیرد، مانند مرغان، و به طرف معینى نمى پرد، بلكه بدون جهت پرواز مى كند، مردم نیز در روز قیامت چنین حالتى دارند، وقتى از قبورشان سر بر  مى آورند آنچنان ترس و فَـزَع از همه جهات احاطه شان مى كند كه بى اختیار و بى هدف به راه مى افتند، و در جستجوى منزلها كه یا سعادت است و یا شقاوت سر گردانند.

* در روایات می خوانیم:حضرت علی علیه السلام و فرزندان معصومش،میزان و معیار سنجش اعمال انسان ها در قیامت هستند.[1]

*كلمه « عِهن»به معناى پشمى است كه رنگهاى مختلف داشته باشد، و كلمه «مَنفُوش» از مصدر «نَفَشَ» است، كه به معناى شیت كردن پشم است یا با دست و یا با كمان چه حلاجى، و یا با چیز دیگر.

پس «عهن منفوش» به معناى پشم شیث شده اى است كه داراى رنگهاى مختلف باشد، و این تشبیه اشاره دارد به اینكه در آن روز كوه ها كه رنگهاى مختلف دارند با زلزله قیامت متلاشى، و چون پشم حلاجى شده مى گردند.

فاما من ثقلت موازینه فهو فى عیشه راضیة

این آیه اشاره دارد به اینكه اعمال - هم مانند هر چیزى براى خود - وزن و ارزشى دارد، و اینكه بعضى اعمال در ترازوى عمل سنج سنگین است، و آن عملى است كه نزد خداى تعالى قدر و منزلتى داشته باشد، مانند ایمان به خدا و انواع اطاعتها، و بعضى دیگر اینطور نیستند، مانند كفر و انواع نافرمانیها و گناهان، كه البته اثر هر یك از این دو نوع مختلف است، یكى سعادت را دنبال دارد، و آن اعمالى است كه در ترازو سنگین باشد، و دیگرى شقاوت را، و ما در تفسیر سوره هاى قبلى در معناى میزان سخن گفتیم و بحث كردیم.

«فهو فى عیشة راضیة» كلمه «عیشة» به كسر عین-نظیر كلمه جلسه به كسر جیم-از مصادیق بناى «فعله» است، كه نوعیت را میرساند.

مثلًا جلسه، به معناى نوعى نشستن است، و عیشه به معناى نوعى زندگى كردن است، مانند «عیشة راضیة»، یك زندگى خوش، و اگر راضیه و خوشى را به خود عیش نسبت داد، با اینكه صاحب عیش راضى و خشنود است.

*شاید دلیل آنکه کلمه«موازین»به صورت جمع آمده،این باشد که کارهای گوناگون انسان با ابزارهای گوناگون سنجیده می شود و هر کار،میزان مخصوص به خود را دارد.

* «موازین»جمع«میزان»به معنای وسیله سنجش است و روشن است که اعمال انسان، امری مادی و دارای وزن و جرم نیست که با ترازوهای معمولی سنجیده شود،بلکه هر دسته از اعمال انسان،معیار سنجش مخصوص به خود دارد.

* مادر برای همه فرزندان،مأوی و پناهگاه است،اما در آنجا مادر و پناهگاه گروهی از انسان ها دوزخ است.

* «هاوِیَة» از«هوی»به معنای سقوط است و دوزخ،محلّ سقوط گروهی است.

* «حامِیَهٌ» از«حمی»به معنای شدّت حرارت است.

* کوه های رنگارنگ در اثر قطعه قطعه شدن و خورد و خاک شدن،مثل پشم زده رنگارنگ میشوند. «کَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ» «منفوش»از«نَفَشَ»به معنای باز کردن و کشیدن پشم است تا آنجا که اجزای آن از هم بگسلد[2]

* سبک و سنگینی مخصوص مادیات نیست.

لذا به سخنان بی محتوی می گویند : سخن سبک.

شاید مراد از «ثَقُلَتْ مَوازِینُهُ» و «خَفَّتْ مَوازِینُهُ» ارزش و کیفیّت عمل باشد و شاید هم مراد،قلّت و کثرت آن باشد.

*حضرت علی علیه السلام فرمودند : مراد از سبکی عمل، کم بودن عمل و مراد از سنگینی عمل، زیادی آن است.«قلة الحساب و کثرته»[3]

* شخصی سلمان را تحقیر کرد که تو کیستی و چیستی؟

پاسخ داد : اول من و تو نطفه و آخر من و تو مردار است.

این دنیاست، اما در قیامت، «من ثقلت موازینه فهو الکریم و من خفت موازینه فهو لئیم»[4]

هر کس میزان او سنگین باشد،تکریم می شود و هر کس سبک باشد، تحقیر و ملامت خواهد شد.

پیام ها :

1- قیامت،کوبنده مستکبران و روحیه های متکبّرانه است. «الْقارِعَهُ مَا الْقارِعَهُ»

2- قیامت فراتر از فکر بشر است.حتی پیامبر بدون بیان الهی از آن خبر ندارد. «وَ ما أَدْراکَ مَا الْقارِعَهُ»

3- قیامت روز تحیّر و سرگردانی بشر است. «کَالْفَراشِ الْمَبْثُوثِ»

4- بهشت را به بها دهند نه بهانه. «مَنْ ثَقُلَتْ مَوازِینُهُ فَهُوَ فِی عِیشَهٍ راضِیَهٍ»

5- زندگیِ سراسر شاد، مخصوص قیامت است. زیرا در دنیا در کنار کامیابی ها، دغدغه بیماری، سرقت، حسادت، از دست دادن و گذرا بودن هست. «عِیشَهٍ راضِیَهٍ»

6- رضایت از زندگی، از نشانه های جامعه بهشتی است. «فَهُوَ فِی عِیشَهٍ راضِیَهٍ»

7- مبنای کیفر و پاداش،عمل است که با ترازوی عدل سنجیده می شود. ثَقُلَتْ مَوازِینُهُ ... خَفَّتْ مَوازِینُهُ

 

«والحمدللّه ربّ العالمین»


[1] - بحارالانوار،ج7،ص:252.

[2] - تفسیر راهنما.

[3] - احتجاج طبرسی،ج1،ص363.به نقل راهنما.

[4] تفسیر نور الثقلین.






نوع مطلب : 101-سوره قارعـة، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 25 اردیبهشت 1399



فضیلت و خواص سوره قارعة


قارعة یکصد و یکمین سوره قران کریم که مکّی است و 11 آیه دارد.

محتوای این سوره درباره قیامت و سختی های آن است و از سوره هایی است که رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند : مرا پیر کرده است.(1)

امام باقر علیه السلام در فضیلت این سوره فرمودند :

هر کس سوره قارعه را قرائت کند و آن را استمرار بخشد خداوند عزیز و جلیل او را از فتنه دجال و ایمان آوردن به او در امان می دارد و نیز از گرفتارشدن در آتش جهنم نگاه می دارد.(2)

از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم نقل شده است: هر کس که این سوره را قرائت نماید در روز قیامت ترازوی حسنات او سنگین می شود. (3)


آثار و برکات سوره


1) گشایش در کار

در این باره از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم روایت کرده اند: هر کس سوره قارعه را بنویسد و همراه نیازمندی قرار دهد خداوند در کار او آسانی و گشایش قرار می دهد.(4)

همچنین از امام صادق علیه السلام نقل شده است: هر گاه این سوره را نوشته و همراه کسی که بازارش کساد و بی رونق است باشد خداوند به کارش رونق می بخشد.(5)

 

 

2) برآورده شدن حاجات

به جهت برآورده شدن هر حاجتی 180 بار این سوره را بخواند مفید است و اگر معیشت بر او تنگ باشد بنویسد و و با خود همراه داشته باشد روزی او وسیع می گردد .همچنین این سوره را نوشته و با خود همراه داشته باشد حاجتش برآورده خواهد شد. (6)

 (1) الجامع الصغیر، ج2، ص82

(2) ثواب الاعمال، ص125

 (3) مجمع البیان، ج10، ص426

(4) تفسیرالبرهان، ج5، ص739

(5) همان

(6) درمان با قران، ص160

منابع: «قرآن درمانی روحی و جسمی، محسن آشتیانی، سید محسن موسوی»؛ درمان با قرآن،محمدرضا کریمی





نوع مطلب : 101-سوره قارعـة، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 25 اردیبهشت 1399



 تفسیر کامل سوره تکاثر


بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

أَلْهکُمُ التَّکاثُرُ«1» حَتّی زُرْتُمُ الْمَقابِرَ«2»

 کَلاّ سَوْفَ تَعْلَمُونَ«3» ثُمَّ کَلاّ سَوْفَ تَعْلَمُونَ«4»

 کَلاّ لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْیَقِینِ«5» لَتَرَوُنَّ الْجَحِیمَ«6»

ثُمَّ لَتَرَوُنَّها عَیْنَ الْیَقِینِ«7» ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ یَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِیمِ«8»

فزون طلبی(و تفاخر)شما را سرگرم کرد.(1)

تا آنجا که به زیارت مقبره ها رفتید.(2)

چنین نیست(که می پندارید)به زودی خواهید فهمید. (3)

باز چنین نیست(که می پندارید)،در آینده خواهید دانست.(4)

چنین نیست(که می پندارید)،اگر شما(به آخرت)علم یقینی داشتید.(5) قطعاً دوزخ را می دیدید.(6)

سپس آن را با عین الیقین می دیدید.(7) سپس در آن روز از نعمت ها سؤال خواهید شد.(8)

نکته ها :

*«تکاثر» از «کثرت»به معنای فزون طلبی و فخرفروشی به دیگران، به واسطه کثرت اموال و اولاد است.

جلوه های تکاثر

تکاثر در شرک و چند خدایی

«أَ أَرْبابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَیْرٌ أَمِ اللّهُ الْواحِدُ الْقَهّارُ»[1]

(حضرت یوسف به هم زندانی های خود که مشرک بودند، گفت : آیا ارباب متفرق بهتر است یا خداوند یکتای قهار؟)

تکاثر در غذا :

بنی اسرائیل می گفتند : ما بر یک نوع غذا صبر نداریم «لَنْ نَصْبِرَ عَلی طَعامٍ واحِدٍ» ما خوردنی های دیگر همچون پیاز و سیر و عدس و خیار میخواهیم. «قِثّائِها وَ فُومِها وَ عَدَسِها وَ بَصَلِها»[2]


تکاثر در عمر :

چنان که بعضی دوست دارند هزار سال عمر کنند. «یَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ یُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَهٍ»[3]


تکاثر در مال :

قرآن می فرماید:برخی افراد به دنبال جمع مال و شمارش آن هستند. «الَّذِی جَمَعَ مالاً وَ عَدَّدَهُ[4]


تکاثر در مسکن :

قرآن در مقام سرزنش بعضی می فرماید:در دامنه هر کوهی ساختمان های بلند بنا میکنید. «أَتَبْنُونَ بِکُلِّ رِیعٍ آیَهً تَعْبَثُونَ»[5]


تکاثر در شهوت :

اسلام برای مسئله جنسی،راه ازدواج را تجویز کرده و بهره گیری از همسر را بدون ملامت شمرده:

«إِلاّ عَلی أَزْواجِهِمْ أَوْ ما مَلَکَتْ أَیْمانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَیْرُ مَلُومِینَ»[6]

و ارضای شهوت از غیر راه ازدواج را تجاوز دانسته است.

«فَمَنِ ابْتَغی وَراءَ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ العادُونَ» [7]

*«أَلْهکُمُ» از«لهو»به معنای سرگرم شدن به امور جزئی و ناچیز است که انسان را از اهداف بلند باز دارد.

*«زُرْتُمُ» از زیارت و«مقابر»جمع مقبره است.

*میان دو قبیله بر سر تعداد نفرات گفتگو شد، تصمیم گرفتند سرشماری کنند بعد از زنده ها به قبرستان رفتند تا آمار مردگان را نیز به حساب آورند.

*حضرت علی علیه السلام در خطبه 221 نهج البلاغه،بعد از تلاوت این سوره مطالبی دارند که ابن ابی الحدید در شرح آن می گوید :

در طول پنجاه سال،بیش از هزار بار این خطبه را خوانده ام و عظمت این خطبه به قدری است که سزاوار است بهترین گویندگان عرب جمع شوند و این خطبه برایشان تلاوت شود و همه به سجده افتند، همانگونه که هنگام تلاوت بعضی از آیات قرآن، همه به سجده می افتند[8]ما دو جمله از آن خطبه را در اینجا بازگو می کنیم:

«آبائهم یفخرون»آیا به مقبره پدرانشان افتخار می کنند؟

«ام بعدید الهلکی یتکاثرون»یا به تعداد معدومین فزون طلبی می کنند؟

«اجساد خرت و حرکات سکنت»آنان جسدهایی بودند که متلاشی شدند و متحرک هایی بودند که ساکن شدند.

«و لئن یکونوا عبرا احق من ان یکونا مفتخرا»آن جسدها سزاوارترند که سبب عبرت شوند تا مایه افتخار.

*از حضرت علی علیه السلام حدیثی نقل شده که فرمودند : اولین «سَوْفَ تَعْلَمُونَ» مربوط به عذاب قبر است و دومی مربوط به عذاب آخرت[9]

*یقین، باور قلبی است که عمیق تر از دانستن است.

مثلا همه مردم می دانند که مرده کاری به کسی ندارد ولی حاضر نیستند در کنار مرده بخوابند، ولی مرده شور در کنار مرده به راحتی می خوابد، زیرا مردم فقط می دانند ولی مرده شور باور کرده و به یقین رسیده است.

راه بدست آوردن یقین عمل به دستورات الهی است، همانگونه که مرده شور در اثر تکرار عمل به این باور رسیده است.

*بر اساس روایات، نشانه یقین، توکل بر خداوند و تسلیم او شدن و راضی بودن به مقدرات او و واگذاری امور به اوست[10]

*یقین درجاتی دارد که دو مرحله اش در این سوره آمده و مرحله دیگرش در آیه 95 سوره واقعه آمده است.

مراحل یقین عبارتند از :

علم الیقین، حق الیقین و عین الیقین

انسان، گاهی از دیدن دود پی به آتش می برد که این علم الیقین است،گاهی خودِ آتش را می بیند که عین الیقین است و گاهی دستی بر آتش می نهد و سوزندگی آن را احساس می کند که حق الیقین است.

*مراد از دیدن آتش در «لَتَرَوُنَّ الْجَحِیمَ» ،یا دیدن آن در قیامت است و یا دیدن آن با چشم برزخی و مکاشفه در همین دنیا که این معنا با یقین سازگارتر است.

*بر اساس احادیث، مراد از نعمتی که در قیامت مورد سوال قرار می گیرد، آب و نان نیست، که بر خداوند قبیح است از این امور سؤال کند.بلکه مراد نعمت ولایت و رهبری معصوم است [11] امام رضا علیه السلام فرمود:سؤال از آب و نان و...از مردم قبیح است تا چه رسد به خداوند، بنابراین مراد از سؤال از نعمت، همان نعمت رهبری معصوم است.[12]

*تکاثر تنها در آمار و نفرات جمعیّت نیست، بلکه گاهی در ثروت و فرزند است. «وَ تَکاثُرٌ فِی الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ»[13]

و لذا در قرآن سفارش شده که مال و فرزند شما را سرگرم نکند.

«لا تُلْهِکُمْ أَمْوالُکُمْ وَ لا أَوْلادُکُمْ» [14]

*پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم به دنبال تلاوت این سوره فرمودند :

«تکاثر الاموال جمعها من غیر حقها و منعها من حقها و سدها فی الاوعیه»[15]

گردآوری اموال از راه نامشروع و نپرداختن حقوق واجب آنها و نگهداری آنها در صندوق ها تکاثر است.

 * در شعری منسوب به حضرت علی علیه السلام آمده است:


یا من بدنیاه اشتغل

قد غرّه طول الامل

 

الموت یأتی بغته

والقبر صندوق العمل



«ادامه مطلب»


نوع مطلب : 102-سوره تکاثر، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 25 اردیبهشت 1399


فضیلت و خواص سوره تکاثر

یکصد و دومین سوره قرآن کریم است که مکی  و 8 آیه دارد.

در فضیلت این سوره به نقل از امیرالمؤمنین علیه السلام آمده است که این سوره درباره حقانیت عذاب قبر نازل شده است. (1)

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلّم فرموده اند :

قرائت این سوره برابر با 1000 آیه قرآن میباشد.(2)

هم چنین فرموده اند : هر کس سوره تکاثر را قرائت نماید در ملکوت ادا کننده شکر، خوانده می شود.(3)

امام صادق علیه السلام فرمودند :

هر کس سوره تکاثر را در نمازهای واجب یا مستحب خود بخواند خداوند برای او اجر و ثواب صد شهید را بنویسد و هر که ان را در نماز مستحبی بخواند برای او ثواب 50 شهید نوشته می شود و در نماز واجبش چهل صف از فرشتگان به همراه او نماز می گزارند.(4)

از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم نقل شده که هر کسی سوره تکاثر را قرائت نماید خداوند درباره نعمت هایی که در دنیا به او داده است از او حسابرسی نکند و هر که هنگام باریدن باران آن را بخواند و وقتی آن را به پایان برد خداوند گناهانش را می آمرزد.(5)

در روایت آمده هر کس هنگام نماز عصر این سوره را بخواند تا غروب روز بعد در امان خواهد بود.(6)

هم چنین رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم فرموده اند :

هر کس سوره تکاثر را در هنگام خواب با نیّت صادق قرائت نماید 70 هزار حسنه به او داده می شود و 70 هزار گناه از او پاک می شود و 70 هزار درجه به او عطا می شود. قرائت کننده این سوره می تواند از خانواده ، همسایه و دوستانش شفاعت کند و خداوند سختی های برخورد با فرشتگان نکیر و منکر را برای او هموار می سازد.(7)

آثار و برکات سوره

 

1) به دست آوردن مالی عظیم

گفته شده هر کس سوره تکاثر را روز دوشنبه یا چهارشنبه 40 بار بخواند مال عظیم یابد و به خیری رسد که در ذهن و تصورات او نگنجد. (8)

 

2) برآورده شدن حاجات

امام جعفر صادق علیه السلام فرمودند: 22 بار  سوره تکاثر را بخوانید در خلوت، و بعد از آن 1000 بار صلوات بفرستید و حاجت خود را بخواهید که خداوند نیز برآورده خواهد نمود.(9)

 

3) رفع سردرد

هر کس این سوره را بر صاحب سردرد بخواند دردش باذن الله زایل گردد. (10)

4) هدیه و خیر کثیر به اموات

در روایت امده  که دو رکعت نماز با این کیفیت خیر کثیره دارد :

در رکعت اول«فاتحه » و «آیه الکرسی» و دو بار «توحید» و در رکعت دوم یک بار «فاتحه» و 10 بار سوره «تکاثر» را بخوان و چون نماز تمام شد آن را به مرده مورد نظر هدیه نما به این صورت: «اللهم صلی علی محمد و آل محمد و ابعث الی قبر فلان [به جای فلان نام مرده را بگو]» (11)

 (1) الدرالمنثور، ج6، ص387

(2) کنزالعمال

(3) الجامع الصغیر، ج2، ص234

(4) ثواب الاعمال، ص125

(5) تفسیرالبرهان، ج5، ص743

(6) همان

(7) الدرالمنثور، ج6، ص386

(8) کشکول، افشاری ارومیه ای ، ص11

(9) درمان با قران، ص161

 (10) همان

(11) همان

منابع: «قرآن درمانی روحی و جسمی، محسن آشتیانی، سید محسن موسوی»؛ درمان با قرآن،محمدرضا کریمی





نوع مطلب : 102-سوره تکاثر، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 25 اردیبهشت 1399


 تفسیر کامل سوره عصر


بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

وَیْلٌ لِکُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ«1»

 اَلَّذِی جَمَعَ مالاً وَ عَدَّدَهُ«2»

 یَحْسَبُ أَنَّ مالَهُ أَخْلَدَهُ«3»

 کَلاّ لَیُنْبَذَنَّ فِی الْحُطَمَةِ«4»

 وَ ما أَدْراکَ مَا الْحُطَمَةُ«5»

 نارُ اللّهِ الْمُوقَدَةُ«6»

 اَلَّتِی تَطَّلِعُ عَلَی الْأَفْئِدَةِ«7»

 إِنَّها عَلَیْهِمْ مُؤْصَدَةٌ«8»

 فِی عَمَدٍ مُمَدَّدَةٍ«9»

وای بر هر عیب جوی طعنه زن.(1)

آنکه مالی جمع کرد و شماره اش کرد.(2)

او خیال می کند که اموالش او را جاودان ساخته است.(3)

چنین نیست (که می پندارد) قطعاً او در (آتش) شکننده ای افکنده شود.(4)

و تو چه دانی که (آتش) خورد کننده چیست؟(5)

آتش افروخته الهی،(6)

که بر دلها راه یابد.(7)

 

آن آتش بر آنان فرو بسته شده (و راه گریزی از آن نیست.)(8)

در ستونهایی بلند و کشیده. (9)

 

نکته ها :

*«هُمَزَةٍ» از«همز»به معنای عیب جویی از طریق چشم و ابرو و اشاره است.

«لُمز»به معنای عیب جویی با زبان است.

حرف(ه)در پایان این دو کلمه برای مبالغه است،

نظیر«ضحکه» به معنای کسی که زیاد میخندد.

*«حطمة»به معنای خورد کردن و شکستن کامل است.

«مُؤْصَدَةٌ» به حفره ای گفته می شود که در کوه ایجاد کنند و درب آن را محکم ببندند.

*منظور از «عَمَدٍ مُمَدَّدَةٍ» (ستون های بلند و کشیده)،یا میخ های بلندی است که اهل عذاب را با آن میخکوب و زندانی می کنند و یا شعله های عظیم آتش که همچون ستون های بلند، کشیده است.

*در لسان قرآن اگر بعد از توجه به خدا به سراغ مال رفتید ارزش است، «فَإِذا قُضِیَتِ الصَّلاةُ فَانْتَشِرُوا فِی الْأَرْضِ وَ ابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللّهِوَ اذْکُرُوا اللّهَ کَثِیراً لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ» [1]

* در فرهنگ قرآن،مالِ دنیا فضل الهی است،لذا در این آیه می فرماید: «وَ ابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللّهِ» ،بعد از پایان (نماز جمعه)، به سراغ فضل خدا یعنی درآمد و تجارت بروید.

چنانکه درسوره بقره آیه 180 مالِ دنیا را «خیر» شمرده و می فرماید: «إِنْ تَرَکَ خَیْراً الْوَصِیَّةُ» اگر کسی خیری(مالی) باقی گذارده، وصیت کند که در اینجا مراد از خیر،مال دنیاست.

*در حدیثی زیبا پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند :

هرکس در بازار و محل کسب و کار با اخلاص خدا را یاد کند، در حالی که مردم از خدا غافلند و به کارهای خود مشغولند، خداوند برای او هزار حسنه ثبت می کند و روز قیامت او را مورد مغفرت ویژه خویش قرار می دهد.

امّا، اگر به جای یاد خدا، به سراغ مال رفتید مورد انتقاد است. وَ إِذا رَأَوْا تِجارَهً أَوْ لَهْواً انْفَضُّوا...[2]

*عیب جویی و طعنه به هر نحو و شکل ممنوع و حرام است.

غیابی یا حضوری،با زبان یا اشاره، شوخی یا جدی، کوچک یا بزرگ مربوط به کار و صنعت یا آفرینش طبیعت.

*برخی افراد از شمارش اموال خود، به رخ کشیدن آن و سرگرم شدن به آن لذّت می بردند و گمان می کنند این ثروت همیشگی است و آنها را برای همیشه در دنیا نگه می دارد و دیگر بیماری و مرگ به سراغ آنها نمی آید.

قرآن این دیدگاه را مذمّت کرده و می فرماید: این نگاه به دنیا،انسان را دوزخی می کند.و گرنه داشتن مال دنیا و بهره بردن از آن مذمّتی ندارد.

*چون آخر این سوره کیفر اهل نیش و زخم زبان را دوزخ سرپوشیده و در بسته دانسته و این نوع عذاب برای کافران است، پس به نظر می رسد که سوره مربوط به کسانی است که پیامبران الهی را مسخره می کنند.

پیام ها :

1- یکی از آفات و خطرات ثروت اندوزی،تحقیر دیگران است. هُمَزَهٍ لُمَزَهٍ... جَمَعَ مالاً وَ عَدَّدَهُ

2- مسائل اخلاقی جزء دین است و انسان مؤمن، باید زبان و نگاه خود را کنترل کند. «وَیْلٌ لِکُلِّ هُمَزَهٍ لُمَزَهٍ»

3- مراقب باشیم فریب دنیا را نخوریم و به مال دنیا مغرور نشویم. «یَحْسَبُ أَنَّ مالَهُ أَخْلَدَهُ»

4- آنان که به جای انفاق مال،در فکر جمع و احتکار اموال هستند،منتظر عذاب

خورد کننده قیامت باشند. جَمَعَ مالاً وَ عَدَّدَهُ... لَیُنْبَذَنَّ فِی الْحُطَمَهِ

5- نیش زبان و طعنه زدن،از گناهان کبیره است، زیرا درباره آن وعده عذاب آمده است. وَیْلٌ لِکُلِّ هُمَزَهٍ لُمَزَهٍ... لَیُنْبَذَنَّ فِی الْحُطَمَهِ

6- آتشی که خدا بیفروزد،نه فقط بر جسم،بلکه بر جان و دل مجرمان نفوذ می کند. «نارُ اللّهِ الْمُوقَدَهُ اَلَّتِی تَطَّلِعُ عَلَی الْأَفْئِدَهِ»

7- فکر بشر از درک حقایق دوزخ و بهشت عاجز است. «وَ ما أَدْراکَ مَا الْحُطَمَهُ»

8- ستون های بلند آتش،راه فرار را بر دوزخیان می بندد. «مُؤْصَدَهٌ فِی عَمَدٍ مُمَدَّدَهٍ»

 

«والحمدللّه ربّ العالمین»

[1] جمعه،10.

[2] - جمعه،11.





نوع مطلب : 103-سوره عـصر، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 25 اردیبهشت 1399


فضیلت و خواص سوره عصر

سوره عصر یکصد و سومین سوره قرآن کریم است که مکی و دارای 3 آیه است.

از منابع اهل سنت نقل شده است که این سوره در فضیلت امیرالمومنین علی علیه السلام است.(1) 

این سوره در میان یاران رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم به قدری مهم و ارزشمند بود که هر گاه یکدیگر را دیدار می کردند تا سوره عصر را برای هم نمی خواندند از هم جدا نمی شدند.(2)

امام صادق علیه السلام در تفسیر این سوره فرمودند: «الا الذین امنوا» یعنی کسانی که به ولایت امیرالمومنین علی علیه السلام ایمان آورده اند.(3)

هم چنین در فضیلت این سوره فرمودند :

هر کس سوره عصر را در نمازهای مستحبی قرائت کند، خداوند در روز قیامت چهره اش را نورانی و خندان و چشمش را روشن کرده تا او را وارد بهشت نماید.(4)

از رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلّم نقل شده است :

هر کس این سوره را قرائت نماید عاقبت کار او به صبر و شکیبایی ختم خواهد شد و در روز قیامت همراه با یاران حق محشور خواهد شد.(5)

آثار و برکات سوره

گویند اگر سوره عصر را بر کسی که تب داشته باشد بخوانند تب او زائل گردد و اگر این سوره را بر فرد افسرده بخوانند از افسردگی بیرون آید. (6)

 (1) الدرالمنثور، ج6، ص392

(2) همان، ص391

(3) تفسیرالقمی، ج27، ص441

(4) ثواب الاعمال، ص125

(5) مجمع البیان، ج10، ص434

(6) درمان با قرآن، ص162

منابع: «قرآن درمانی روحی و جسمی، محسن آشتیانی، سید محسن موسوی»؛ درمان با قرآن،محمدرضا کریمی





نوع مطلب : 103-سوره عـصر، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 25 اردیبهشت 1399


تفسیر کامل سوره همزه


بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

وَیْلٌ لِکُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ«1»

 اَلَّذِی جَمَعَ مالاً وَ عَدَّدَهُ«2»

 یَحْسَبُ أَنَّ مالَهُ أَخْلَدَهُ«3»

 کَلاّ لَیُنْبَذَنَّ فِی الْحُطَمَةِ«4»

 وَ ما أَدْراکَ مَا الْحُطَمَةُ«5»

 نارُ اللّهِ الْمُوقَدَةُ«6»

 اَلَّتِی تَطَّلِعُ عَلَی الْأَفْئِدَةِ«7»

 إِنَّها عَلَیْهِمْ مُؤْصَدَةٌ«8»

 فِی عَمَدٍ مُمَدَّدَةٍ«9»

وای بر هر عیب جوی طعنه زن.(1)

آنکه مالی جمع کرد و شماره اش کرد.(2)

او خیال می کند که اموالش او را جاودان ساخته است.(3)

چنین نیست (که می پندارد) قطعاً او در (آتش) شکننده ای افکنده شود.(4)

و تو چه دانی که (آتش) خورد کننده چیست؟(5)

آتش افروخته الهی،(6)

که بر دلها راه یابد.(7)

 

آن آتش بر آنان فرو بسته شده (و راه گریزی از آن نیست.)(8)

در ستونهایی بلند و کشیده. (9)

 

نکته ها :

*«هُمَزَةٍ» از«همز»به معنای عیب جویی از طریق چشم و ابرو و اشاره است.

«لُمز»به معنای عیب جویی با زبان است.

حرف(ه)در پایان این دو کلمه برای مبالغه است،

نظیر«ضحکه» به معنای کسی که زیاد میخندد.

*«حطمة»به معنای خورد کردن و شکستن کامل است.

«مُؤْصَدَةٌ» به حفره ای گفته می شود که در کوه ایجاد کنند و درب آن را محکم ببندند.

*منظور از «عَمَدٍ مُمَدَّدَةٍ» (ستون های بلند و کشیده)،یا میخ های بلندی است که اهل عذاب را با آن میخکوب و زندانی می کنند و یا شعله های عظیم آتش که همچون ستون های بلند، کشیده است.

*در لسان قرآن اگر بعد از توجه به خدا به سراغ مال رفتید ارزش است، «فَإِذا قُضِیَتِ الصَّلاةُ فَانْتَشِرُوا فِی الْأَرْضِ وَ ابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللّهِوَ اذْکُرُوا اللّهَ کَثِیراً لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ» [1]

* در فرهنگ قرآن،مالِ دنیا فضل الهی است،لذا در این آیه می فرماید: «وَ ابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللّهِ» ،بعد از پایان (نماز جمعه)، به سراغ فضل خدا یعنی درآمد و تجارت بروید.

چنانکه درسوره بقره آیه 180 مالِ دنیا را «خیر» شمرده و می فرماید: «إِنْ تَرَکَ خَیْراً الْوَصِیَّةُ» اگر کسی خیری(مالی) باقی گذارده، وصیت کند که در اینجا مراد از خیر،مال دنیاست.

*در حدیثی زیبا پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند :

هرکس در بازار و محل کسب و کار با اخلاص خدا را یاد کند، در حالی که مردم از خدا غافلند و به کارهای خود مشغولند، خداوند برای او هزار حسنه ثبت می کند و روز قیامت او را مورد مغفرت ویژه خویش قرار می دهد.

امّا، اگر به جای یاد خدا، به سراغ مال رفتید مورد انتقاد است. وَ إِذا رَأَوْا تِجارَهً أَوْ لَهْواً انْفَضُّوا...[2]

*عیب جویی و طعنه به هر نحو و شکل ممنوع و حرام است.

غیابی یا حضوری،با زبان یا اشاره، شوخی یا جدی، کوچک یا بزرگ مربوط به کار و صنعت یا آفرینش طبیعت.

*برخی افراد از شمارش اموال خود، به رخ کشیدن آن و سرگرم شدن به آن لذّت می بردند و گمان می کنند این ثروت همیشگی است و آنها را برای همیشه در دنیا نگه می دارد و دیگر بیماری و مرگ به سراغ آنها نمی آید.

قرآن این دیدگاه را مذمّت کرده و می فرماید: این نگاه به دنیا،انسان را دوزخی می کند.و گرنه داشتن مال دنیا و بهره بردن از آن مذمّتی ندارد.

*چون آخر این سوره کیفر اهل نیش و زخم زبان را دوزخ سرپوشیده و در بسته دانسته و این نوع عذاب برای کافران است، پس به نظر می رسد که سوره مربوط به کسانی است که پیامبران الهی را مسخره می کنند.

پیام ها :

1- یکی از آفات و خطرات ثروت اندوزی،تحقیر دیگران است. هُمَزَهٍ لُمَزَهٍ... جَمَعَ مالاً وَ عَدَّدَهُ

2- مسائل اخلاقی جزء دین است و انسان مؤمن، باید زبان و نگاه خود را کنترل کند. «وَیْلٌ لِکُلِّ هُمَزَهٍ لُمَزَهٍ»

3- مراقب باشیم فریب دنیا را نخوریم و به مال دنیا مغرور نشویم. «یَحْسَبُ أَنَّ مالَهُ أَخْلَدَهُ»

4- آنان که به جای انفاق مال،در فکر جمع و احتکار اموال هستند،منتظر عذاب

خورد کننده قیامت باشند. جَمَعَ مالاً وَ عَدَّدَهُ... لَیُنْبَذَنَّ فِی الْحُطَمَهِ

5- نیش زبان و طعنه زدن،از گناهان کبیره است، زیرا درباره آن وعده عذاب آمده است. وَیْلٌ لِکُلِّ هُمَزَهٍ لُمَزَهٍ... لَیُنْبَذَنَّ فِی الْحُطَمَهِ

6- آتشی که خدا بیفروزد،نه فقط بر جسم،بلکه بر جان و دل مجرمان نفوذ می کند. «نارُ اللّهِ الْمُوقَدَهُ اَلَّتِی تَطَّلِعُ عَلَی الْأَفْئِدَهِ»

7- فکر بشر از درک حقایق دوزخ و بهشت عاجز است. «وَ ما أَدْراکَ مَا الْحُطَمَهُ»

8- ستون های بلند آتش،راه فرار را بر دوزخیان می بندد. «مُؤْصَدَهٌ فِی عَمَدٍ مُمَدَّدَهٍ»

 

«والحمدللّه ربّ العالمین»

[1] جمعه،10.

[2] - جمعه،11.





نوع مطلب : 104-سوره همزه، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 25 اردیبهشت 1399


فضیلت و خواص سوره همزه

یکصد و چهارمین سوره قرآن که در مکه نازل شده است و 9 آیه دارد.

در فضیلت این سوره از امام صادق علیه السلام آمده است :

هر کس سوره همزه را در نمازهای واجبش قرائت کند فقر او زایل می گردد و روزی به سوی او جلب شده و مرگ های بد از او دور میشود.(1)

همچنین روایت شده است : هر که در نمازهایش سوره همزه را قرائت کند به اندازه دنیا ثواب به او داده می شود.(2)

از رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم نیز نقل شده است: هر که این سوره را قرائت نماید به تعداد کسانی که حضرت محمد صلی الله علیه و اله وسلم و یارانش را مسخره کردند ده حسنه عطا می شود.(3)

آثار و برکات سوره

1) دفع چشم زخم

از امام صادق علیه السلام روایت است که هر گاه سوره همزه را برای چشم زخم بخوانند اثر چشم به قدرت خداوند از او زایل می شود.(4)

 

2) برای چشم درد

هر گاه این سوره را بر چشم دردناک بخوانند خداوند او را از آن درد گشایش دهد.(5)

 (1) فقه الرضا، ص344

 (2) الاحتجاج، ج2، ص303

(3) درمان با قران، ص163

(4) تفسیرالبرهان، ج5، ص753

(5) درمان با قرآن، ص 163

منابع: «قرآن درمانی روحی و جسمی، محسن آشتیانی، سید محسن موسوی»؛ درمان با قرآن،محمدرضا کریمی

 






نوع مطلب : 104-سوره همزه، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 25 اردیبهشت 1399


بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

اَلَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِأَصْحابِ الْفِیلِ«1»

 اَلَمْ یَجْعَلْ کَیْدَهُمْ فِی تَضْلِیلٍ«2»

 وَ أَرْسَلَ عَلَیْهِمْ طَیْراً أَبابِیلَ«3»

 تَرْمِیهِمْ بِحِجارَهٍ مِنْ سِجِّیلٍ«4»

 فَجَعَلَهُمْ کَعَصْفٍ مَأْکُولٍ«5»

آیا ندیدی که پرودگارت با یاران فیل(کسانی که سوار فیل شده 

و برای انهدام مکه آمده بودند)چه کرد؟

آیا نیرنگشان را بی اثر نساخت؟

خداوند بر سر آنان پرندگانی را فوج فوج فرستاد.

که بر آنان سنگریزه هایی از گل سفت پرتاب کردند.

پس آنان را مثل کاه خورد شده قرار داد.

 

نکته ها :

* بر خلاف آنچه در میان مردم مشهور شده است، «اَبابِیلَ» نام پرنده ای خاص نیست،بلکه به معنای دسته دسته و گروه گروه است.

«طَیْراً أَبابِیلَ» یعنی پرندگانی فوج فوج در دسته های پراکنده بر سر آنها فرود آمدند.

کلمه «طَیْراً» به معنای جنس پرندگان است،نه به معنای مفرد پرنده.

*در شأن نزول این آیه می خوانیم:پادشاهی به نام ابرهه در یمن معبدی از سنگ مرمر ساخت و دستور داد مردم آن را زیارت و طواف کنند.

مرد عربی به این معبد جسارت کرد.

او لشکری فیل سوار را تا نزدیک مکه آورد تا به انتقام آن جسارت، کعبه را خراب کند.

خداوند نیز پرندگانی را که در منقارشان سنگریزه ای داشتند به سوی آنان فرستاد.

با بارش سنگریزه ها،لشکر ابرهه مانند کاه خُـرد شده و به زمین ریختند و نابود شدند.

آن سال را عام الفیل نامیدند و پیامبر اسلام نیز در همان سال به دنیا آمد.[1]

*اصحاب فیل هم خُـرد شدند، هم تحقیر. «کَعَصْفٍ مَأْکُولٍ» تشبیه به کاهی که خوراک حیوان شده و سپس سرگین آن شده، بدترین تحقیر است.

پیام ها :

1- برای هشدار به مجرمان،از نمونه های پیش رو و نزدیک استفاده کنید.

(شهرت اصحاب فیل به قدری بوده که گویا جلو چشم است و نیازی به دلیل ندارد.) «أَلَمْ تَرَ»

2- تاریخ را فراموش نکنید. «أَلَمْ تَرَ»

3- کعبه قبل از اسلام نیز مقدّس بوده و شکستن حرمت مقدّسات کیفر دارد.

«کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِأَصْحابِ الْفِیلِ»

4- قهر الهی نسبت به مجرمان،جلوه ای از ربوبیّت الهی است. «فَعَلَ رَبُّکَ»

5- پرندگان مأموران خداوند هستند و شعور دارند. «أَرْسَلَ عَلَیْهِمْ طَیْراً أَبابِیلَ»

6- اطلاع از طرح و نقشه دشمن و نقش بر آب کردن آن،مهم است. «یَجْعَلْ کَیْدَهُمْ فِی تَضْلِیلٍ»

7- دشمن از بزرگ ترین تجهیزات جنگی(همچون فیل)برای هجوم استفاده می کند، امّا خداوند با استفاده از کوچک ترین حیوانات یعنی پرندگان آسمان، آنها را نابود می کند. بِأَصْحابِ الْفِیلِ... طَیْراً أَبابِیلَ

8- دشمنان خدا هر چند مجهز باشند ناتوانند. بِأَصْحابِ الْفِیلِ... کَعَصْفٍ مَأْکُولٍ

9- سخت ترین کیفر برای اهانت به مقدسات است.(اقوام دیگر که هلاک شدند هیچ کدام مثل کاه جویده نشدند،بلکه یا روی خاک افتادند یا در آب غرق شدند.) «فَجَعَلَهُمْ کَعَصْفٍ مَأْکُولٍ»

«والحمدللّه ربّ العالمین»

[1] -در سال 1358 شمسی،به دنبال پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و اشغال سفارت آمریکا توسط دانشجویان مسلمان،آمریکا برای آزادی گروگان های خود و ساقط کردن رژیم اسلامی،تعدادی هواپیما و هلی کوپتر را به سوی ایران فرستاد امّا به اراده خداوند شنهای کویر طبس چنان طوفانی ایجاد کردند که بخشی از هواپیماها زمین گیر شدند و خلبانان آنها سوختند و بخشی هم پا به فرار گذارده و منطقه را ترک کردندآنها را نابود کرد.






نوع مطلب : 105-سوره فیل، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 25 اردیبهشت 1399


فضیلت و خواص سوره فیل

سوره فیل؛ یکصدو پنجمین سوره قرآن کریم که مکی  است و 5 ایه دارد.

این سوره درباره داستان اصحاب فیل است که به رهبری ابرهه برای تخریب خانه کعبه لشکر کشی کرده بودند و خداوند با سپاهی از پرندگانی به نام ابابیل آنها را نابود کرد.

در فضیلت این سوره از امام صادق علیه السلام روایت شده است: هر کس سوره فیل را در نمازهای واجبش بخواند در روز قیامت تمامی موجودات عالم شهادت می دهند که او از نمازگزاران بوده و ندا دهنده ای در روز قیامت ندا میدهد که درباره بنده من به راست شهادت دادید.

شهادت شما را درباره او پذیرفتم و او را وارد بهشت کنید او از کسانی است که خداوند او و کارهایش را دوست دارد.(1)

بنا به گفته علمای شیعه قرائت این سوره به تنهایی در نماز جایز نبوده و باید همراه با سوره قریش به عنوان یک سوره خوانده شود.(2)

امام صادق علیه السلام فرمودند : دو سوره در یک رکعت نماز جمع مکن مگر در سوره های ضحی و انشراح؛ و نیز سوره های فیل و قریش. (3)

آثار و برکات سوره

1) رهایی از شر دشمن

از امام صادق علیه السلام روایت شده است : 

سوره فیل در مواجهه با دشمن خوانده شود نتیجه بخش است.

هم چنین آمده است : چهارشنبه که این سوره را 98 بار بخوان و به جانب دشمنت بدم که البته مغلوب خواهد شد.(4)

2) مانع غرق شدن در آب

از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم روایت است که هر کس این سوره را تلاوت نماید خداوند او را تا پایان عمر از غرق شدن در آب و دگرگونی قیافه در امان می دارد.(5)

ختومات مجرب

غلبه بر دشمن

الف : در کتاب حیاة الحیوان آمده است: هر گاه انسان بر کسی که از شرش می ترسد وارد شود کلمات «کهیعص حم عسق» را که ده حرف است بگوید و به ازای هر حرف که بر زبان می اورد یک انگشت از انگشتانش را ببندد از شست دست راست آغاز کند و به شست دست چب پایان برد. وقتی بدین جا رسید سوره فیل را در درونش بخواند و وقتی به لفظ «ترمیهم» رسید ده بار آن را تکرار کند و در هربار تکرار یکی از انگشتانش را که بسته شده را باز نماید. این دستور تجربه شده است.(6)

ب : هر گاه انسان بر کسی که از شرش میترسد سوره فیل را بخواند  و «طیراً ابابیل» را خواند وچون به «ترمیهم» رسید از انگشت کوچک دست چپ گرفته تا به انگشت کوچک دست راس برسد 10 بار بگوید: «ترمیهم»و انگشتان را یکی یکی ببندد چون تمام 10 تا را بست از انگشت کوچک دست راست را یکی یکی بگشایدو در هر بار بگوید: «بحجاره من سجّیل»  تا به انگشت کوچک دست چپ برسد و بعد بقیه سوره را بخواند تا تمام شود و بر آن ظالم بدمد به اذن خداوند غالب شود.(7)

 (1) ثواب الاعمال، ص126

(2) همان

(3) وسائل الشیعه، ج6، ص55

(4) درمان با قران، ص 165

(5) مجمع البیان، ج10، ص441

(6) المصباح کفعمی، ص233

(7) درمان با قرآن، ص165

منابع: «قرآن درمانی روحی و جسمی، محسن آشتیانی، سید محسن موسوی»؛ درمان با قرآن،محمدرضا کریمی





نوع مطلب : 105-سوره فیل، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 25 اردیبهشت 1399


بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

لِإِیلافِ قُرَیْشٍ«1» إِیلافِهِمْ رِحْلَهَ الشِّتاءِ وَ الصَّیْفِ«2»

فَلْیَعْبُدُوا رَبَّ هذَا الْبَیْتِ«3» اَلَّذِی أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ«4»

برای الفت دادن قریش. (به این سرزمین،سپاه فیل را نابود کردیم تا مقدمه ای برای ظهور اسلام باشد.)

الفت آنان در سفرهای زمستانی و تابستانی.پس(به شکرانه این نعمت)باید پرورگار این خانه را پرستش کنند.

همان که آنان را از گرسنگی(و قحطی نجات داد و) سیرشان کرد و از ترس(دشمن)امانشان داد.

 

نکته ها :

*برخی مفسران،این سوره را ادامه سوره قبل دانسته و به روایاتی استناد می کنند که جدا کردن آن دو را در نماز جایز نمی داند.

نظیر دو سوره ضحی و انشراح.

اگر ابرهه پیروز می شد معاش قریش از هم     می پاشید و به خاطر حفظ معاش قریش،خداوند اصحاب فیل را نابود کرد.

*«رِحْلَهَ» پیمودن راه بر روی راحله و مرکب است.

قریش سالی دو بار سفر تجاری داشتند، یکی در زمستان به منطقه یمن و یکی در تابستان به منطقه شام.

*در برابر رسم جاهلیّت که خونریزی و جنگ را ارزش می دانست، تکرار کلمه ایلاف و الفت، بیانگر لطف و رحمت الهی به قریش است.

*سفرهای تجاری موجب رونق صادرات و واردات می شود و بهبود زندگی و تبادل فرهنگ را به دنبال دارد.

*پس از انهدام اصحاب فیل، مردم برای اهل حرم، حریم خاص قائل بودند.

پیام ها :

1- شکست دشمنان عامل همبستگی شماست. «فَجَعَلَهُمْ کَعَصْفٍ مَأْکُولٍ»

2- وحدت و الفت میان اقشار جامعه،از نعمتهای الهی است. «لِإِیلافِ قُرَیْشٍ»

3- تا مسائل اقتصادی و امنیّتی جامعه حل نشود،نمی توان آنان را به عبادت دعوت کرد. فَلْیَعْبُدُوا ... اَلَّذِی أَطْعَمَهُمْ ... وَ آمَنَهُمْ

4- یکی از فلسفه های عبادت،شکر مُنعم است. «فَلْیَعْبُدُوا رَبَّ هذَا الْبَیْتِ»

5-خداوند امور مکّه و کعبه را تدبیر می کند. «رَبَّ هذَا الْبَیْتِ»

6- تأمین معیشت و امنیّت جامعه،باید در مسیر بندگی و عبادت خدا باشد.

فَلْیَعْبُدُوا... اَلَّذِی أَطْعَمَهُمْ... وَ آمَنَهُمْ

7- گرسنگی و نیاز به غذا،ویژگی بشر است و تأمین این نیاز،نشانه لطف و رحمت خداوند است. «أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ»

8-برقراری امنیّت و برطرف کردن عوامل ترس،کار خدایی است. «آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ»

9- سفر برای کسب درآمد،مورد پذیرش اسلام است. «رِحْلَهَ الشِّتاءِ وَ الصَّیْفِ»

«والحمدللّه ربّ العالمین»





نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 106-سوره قریش، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 25 اردیبهشت 1399


فضیلت و خواص سوره قریش

یکصد و ششمین سوره قران کریم که مکی است  و 4 آیه دارد.

از امام صادق علیه السلام روایت شده است:  هر کس سوره قریش را زیاد بخواند و برآن مداومت ورزد خداوند در روز قیامت در حالی او را محشور می کند که سوار بر مرکبی از مرکب های بهشتی است تا اینکه بر سفره های نور بنشیند.(1)

از رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم نقل شده استک هر کس سوره قریش را قرائت نماید خداوند به تعداد طواف کنندگان و معتکفان در مسجد الحرام به ازای هر یک، ده حسنه به او عطا می شود.(2)

 

آثار و برکات سوره

1) دفع مسمومیت غذایی

از رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله  وسلم روایت شده اگر سوره قریش را بر غذایی که از زیانش می ترسند خوانده شود در آن شفا قرار داده می شود و خورنده ان هیچ آزاری از آن غذا نمی بیند.(3)

2) درمان بیماری قلبی

از امام صادق علیه السلام نقل شده است که اگر این سوره را بر آبی بخوانند و بر کسی که بیماری قلبی دارد و سببش نیز ناشناخته است ریخته شود خداوند بیماری او را از او دفع می کند.(4)

 

3) وسعت رزق

دو رکعت نماز بجا آور در هر رکعت پس از قرائت سوره «حمد» 15 بار سوره قریش قرائت شود. و پس از سلام 10 مرتبه صلوات بر محمد و آلش فرستاده شود و پس از صلوات به سجده رفته و بگوید: «اللهم أغنِنی بِفَضلِکَ عَن خَلقِک». (5)

 (1) ثواب الاعمال، ص126

(2) مجمع البیان، ج10، ص441

(3) تفسیرالبرهان، ج5، 759

(4) همان

(5) بحارالانوار، ج88، ص359

منبع: «قرآن درمانی روحی و جسمی، محسن آشتیانی، سید محسن موسوی»





نوع مطلب : 106-سوره قریش، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 25 اردیبهشت 1399


تفسیر کامل سوره ماعـون

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

أَرَأَیْتَ الَّذِی یُکَذِّبُ بِالدِّینِ«1» فَذلِکَ الَّذِی یَدُعُّ الْیَتِیمَ«2» وَ لَایَحُضُّ عَلی طَعامِ الْمِسْکِینِ«3» فَوَیْلٌ لِلْمُصَلِّینَ«4» اَلَّذِینَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ«5»

اَلَّذِینَ هُمْ یُراؤُنَ«6» وَ یَمْنَعُونَ الْماعُونَ«7»

آیا کسی که قیامت را انکار می کند دیده ای؟(1) او همان کسی است که یتیم را با خشونت میراند.(2) و دیگران را بر اطعام مسکین تشویق نمیکند.(3) پس وای به حال نمازگزاران.(4) آنان که از نمازشان غافلند.(5)آنان که پیوسته ریا می کنند.(6) و از دادن زکات(و وسایل ضروری زندگی)

باز میدارند.(7)

 

نکته ها :

* این سوره سیمای افراد منفی را معرفی میکند.

کسانی که نسبت به دین،دیدگاه منفی دارند. «یُکَذِّبُ بِالدِّینِ»

نسبت به یتیم و مسکین منفی هستند و آنان را طرد می کنند. «یَدُعُّ الْیَتِیمَ وَ لا یَحُضُّ»

در عبادت و نماز منفی هستند و اخلاص ندارند. «ساهُونَ -یُراؤُنَ»

در خدمت به مردم منفی هستند. «یَمْنَعُونَ الْماعُونَ»

* مراد از«دین»در اینجا روز قیامت است، مانند «مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ»

«دَعَ»راندن همراه با خشونت و«حَضَ»تشویق و ترغیب دیگران است.

* مراد از تکذیب دین و معاد در این سوره، تکذیب قلبی است، نه قولی؛زیرا مخاطب سوره، کسانی هستند که نماز می خوانند ولی نمازشان همراه با ریا و خودنمایی و سهو و غفلت است.

* «ماعون» از «مَعَنَ»به معنای ابزار و وسایلی است که معمولاً همسایگان به یکدیگر عاریه میدهند تا آنکه نیازشان برطرف شود.

مثل ظروف غذاخوری در مهمانی ها.

* دین یک مجموعه به هم پیوسته است.

نمازش از اطعام مسکین و رسیدگی به محرومین جدا نیست.

* در روایات، «ساهُونَ» به معنای سستی، ترک و ضایع کردن نماز آمده است.[1]

* حساب حضور در نماز جماعت، به خاطر حفظ شعائر الهی، از حساب ریا و خودنمائی به خاطر اهداف نفسانی جداست.

* در حدیث می خوانیم : کسی که از دادن لوازم منزل خود به همسایگان دریغ ورزد، خدا روز قیامت لطف خود را نسبت به او دریغ خواهد کرد. [2]

البته در حدیث دیگری می خوانیم که پرسیدند : ما همسایگانی داریم که هرگاه وسائلی به آنان عاریه می دهیم، می شکنند یا خراب میکنند، آیا گناه است که به آنان ندهیم؟ حضرت فرمود:در این صورت مانعی ندارد.[3]

* در حدیث می خوانیم : هر کس به اوقات نماز بی اعتنائی کند و نماز را در اول وقت نخواند، «ویل» دارد.[4]

* امام صادق علیه السلام فرمودند: ماعون، شامل قرض الحسنه و هر کار نیک درباره دیگران و در اختیار قراردادن وسائل خانه و از جمله زکات است.[5]

* سنگدلی انسان به جائی می رسد که:

نسبت به سخت ترین نوع فقر که مسکین است.

نسبت به ضروری ترین نیاز که خوراک است.

آن هم به مقدار مصرف نه ذخیره.

نه خود اقدامی می کند و نه دیگران را تشویق می کند.

 


«ادامه مطلب»


نوع مطلب : 107-سوره ماعون، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 25 اردیبهشت 1399

فضیلت و خواص سوره ماعون

یکصد و هفتمین سوره قرآن که مکّی  است و هفت آیه دارد.

در فضیلت این سوره از رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم روایت شده است : هر کس که زکات اموال خود را پرداخت می کند این سوره را قرائت نماید خداوند او را می آمرزد.(1)

هم چنین از ایشان روایت شده است که هر کس سوره ماعون را پس از نماز عشا قرائت نماید خداوند او را می بخشد و تا و قت اذان صبح او را حفظ می کند.(2)

از امام باقر علیه السلام نیز روایت شده است : هر کس سوره ماعون را  در نمازهای واجب و مستحب خود بخواند جزو کسانی است که خداوند نماز و روزه اش را پذیرفته است و او را درباره آنچه در زندگی دنیا انجام داده است محاسبه نمی کند.(3)

از امام صادق علیه السلام نیز نقل شده است: هر کس سوره ماعون را بعد از نماز عصر بخواند تا عصر روز بعد در حفظ و امان خداوند خواهد بود.(4)


ختم مجرب

به نیت پیروزی و فتوحات عظیمه از شب دوشنبه تا 15 شب، هر شب 15 بار این سوره را بخواند و در پایان هر یکی بگوید: «یا ایها الذین آمنوا ارکعوا و اسجدوا و اعبدوا ربکم و افعلوا الخیر لعلکم تفلحون» و 15 بار صلوات بفرستد و در پایان همه به سجده رود و حاجت خود را در محضر باریتعالی اعلام دارد. (5)

 (1) مجمع البیان، ج10، ص546

(2) تفسیرالبرهان، ج5، ص767

(3) ثواب الاعمال، ص126

(4) همان

(5) درمان با قران، ص166

منابع: «قرآن درمانی روحی و جسمی، محسن آشتیانی، سید محسن موسوی»؛ درمان با قرآن،محمدرضا کریمی





نوع مطلب : 107-سوره ماعون، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 25 اردیبهشت 1399


 تفسیر کامل سوره کوثر-قسمت اول

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

إِنّا أَعْطَیْناکَ الْکَوْثَرَ«1» فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَ انْحَرْ«2» إِنَّ شانِئَکَ هُوَ الْأَبْتَرُ«3»

همانا ما به تو خیر کثیر عطا کردیم.

پس برای پروردگارت نماز بگزار و (شتر) قربانی کن.

همانا دشمن تو بی نسل و دم بریده است.

 

نکته ها :

* آنجا که خداوند در مقام دعوت به توحید است،ضمیر مفرد به کار می برد،همانند «أَنَا رَبُّکُمْ فَاعْبُدُونِ»[2]پروردگار شما من هستم،پس مرا عبادت کنید. «أَنَا رَبُّکُمْ فَاتَّقُونِ»[3]من پروردگار شما هستم،از من پروا کنید. «إِنَّنِی أَنَا اللّهُ» [4]همانا من خداوند یکتا هستم.

همچنین درمواردی که خداوند کاری را بدون واسطه انجام می دهد یا در مقام بیان ارتباط تنگاتنگ خالق با مخلوق است،ضمیر مفرد به کار می رود،همانند:و «أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِیمُ»[5]تنها من بخشنده مهربانم. «فَإِنِّی قَرِیبٌ» [6]من به بندگانم نزدیکم.

اما گاهی آیه در مقام بیان عظمت خداوند و شرافت نعمت است که در این موارد ضمیر جمع همچون «إِنّا» به کار می رود،چنانکه در این آیه می فرماید: «إِنّا أَعْطَیْناکَ الْکَوْثَرَ» زیرا عطای الهی به بهترین خلق خدا،آن هم عطای کوثر،به گونه ای است که باید با عظمت از آن یاد شود.

همچنین در مواردی که خداوند کاری را با واسطه انجام می دهد،نظیر باران که با واسطه تابش خورشید و پیدایش بخار و ابر می بارد،از ضمیر جمع استفاده می شود،چنانکه می فرماید: «وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً» [7]ما از آسمان آبی فرو فرستادیم.

*در قرآن کریم کلمه یا واژه «آتینا» به تعداد زیاد آمده است(70مرتبه)، مانند : «وَ لَقَدْ آتَیْنَا مُوسَى الْكِتَابَ...وَآتَیْنَا عِیسَى ابْنَ مَرْیَمَ الْبَیِّنَاتِ...(بقرة/87)»

«...فَقَدْ آتَیْنَا آلَ إِبْرَاهِیمَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَآتَیْنَا هُم مُّلْكًا عَظِیمًا(نساء/54) »

ولی واژه «أعطَینَا» فقط و فقط یکبار در قرآن کریم و در این سوره آمده است، درصورتی که هر دوی آن یکی است و معنی و منظور آن «اعطا کردن» است.

سؤال : چرا خداوند متعال در اینجا، مثل آن هفتاد مورد دیگر، از کلمه«آتَیْنَا»استفاده نکرده است؟

جواب : در«آتَیْنَا» مورد اعطاء و آن شخصی که این اعطاء به او میشود، منحصر به یک فرد خاص نیست و مشابه آن به کسان دیگر در همان ردیف داده می شود، ولی در «أَعْطَیْنا» مورد اعطاء و آن شخصی که این اعطاء به او میشود، هم شخص خاص است و هم مورد اعطاء و لذا به شخص دیگری داده نمی شود و بعبارتی این اعطاء از نظر اهمیّت، اعطای «ملوکانه»است و شامل هیچکس دیگری نمی شود.

(تفسیر سوره کوثر توسط استاد قنبری/سیمای جمهوری اسلامی ایران)

* از میان یکصد و چهارده سوره قرآن،چهار سوره با کلمه«انّا»آغاز شده است:سوره های فتح،نوح،قدر و کوثر.

«إِنّا فَتَحْنا لَکَ فَتْحاً مُبِیناً» ما برای تو پیروزی آشکار قرار دادیم.

«إِنّا أَرْسَلْنا نُوحاً» ما نوح را به سوی مردم فرستادیم.

«إِنّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَهِ الْقَدْرِ» ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم.

«إِنّا أَعْطَیْناکَ الْکَوْثَرَ» ما به تو کوثر عطا کردیم.

در آغاز یکی از این چهار سوره، از حضرت نوح که اولین پیامبر اولوا العزم است و بعد از حضرت آدم، پدر دوم انسان محسوب می شود،سخن به میان آمده است.

در آغاز سه سوره دیگر،به نعمت های ویژه ای همچون نزول قرآن، پیروزی آشکار و عطای کوثر، اشاره شده است.

شاید میان این چهار موضوع ارتباطی باشد که یکی رسالت اولین پیامبر اولوا العزم، دیگری نزول آخرین کتاب آسمانی، سوّمی پیروزی مکتب اسلام و چهارمی تداوم خط رسالت و ابتر نماندن آن را بیان می کند.

* کلمه«کوثر»از«کثرت»گرفته شده و به معنای خیر کثیر و فراوان است.

و روشن است که این معنا می تواند مصادیق متعدّدی همچون وحی، نبوّت، قرآن، مقام شفاعت، علم کثیر و اخلاق نیکو داشته باشد، ولی آیه آخر سوره،می تواند شاهدی بر این باشد که مراد از کوثر، نسل مبارک پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم است.

زیرا دشمنِ کینه توز با جسارت به پیامبر، او را ابتر می نامید و خداوند در دفاع از پیامبرش فرمود: «إِنَّ شانِئَکَ هُوَ الْأَبْتَرُ»دشمن تو، خود ابتر است.

بنابراین اگر مراد از کوثر، نسل نباشد، برای ارتباط آیه اول و سوم سوره، توجیه و معنایی دل پسند نخواهیم داشت.

* کلمه«أبتر»در اصل به حیوان دم بریده و در اصطلاح به کسی گفته می شود که نسلی از او به یادگار باقی نمانده باشد.

از آنجا که فرزندان پسر پیامبر در کودکی از دنیا رفتند، دشمنان می گفتند :

او دیگر عقبه و نسلی ندارد و ابتر است.

زیرا در فرهنگ جاهلیّت دختر لایق آن نبود که نام پدر را زنده نگاه دارد.

بنابراین جمله «إِنَّ شانِئَکَ هُوَ الْأَبْتَرُ» دلیل آن است که مراد از کوثر،نسل کثیر پیامبر است که بدون شک از طریق حضرت زهرا علیها السلام می باشد.

این نسل پر برکت از طریق حضرت خدیجه نصیب پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله شد.

آری خدیجه مال کثیر داد و کوثر گرفت.

ما نیز تا از کثیر نگذریم به کوثر نمی رسیم.

* فخررازی در تفسیر کبیر می گوید : چه نسلی با برکت تر از نسل فاطمه که مثل باقر و صادق و رضا از آن برخاسته است و با آنکه تعداد بسیاری از آنان را در طول تاریخ، به خصوص در زمان حکومت بنی امیّه و بنی عبّاس شهید کردند، امّا باز هم امروز فرزندان او در اکثر کشورهای اسلامی گسترده اند.

* در زمانی که خبر تولّد دختر سبب اندوه پدر می شد، بگونه ای که صورتش از غصّه سیاه گشته و به فکر فرو می رفت که از میان مردم فرار کند یا دخترش را زنده به گور کند:

«یَتَواری مِنَ الْقَوْمِ...»

أَمْ یَدُسُّهُ فِی التُّرابِ» [8]در این زمان قرآن به دختر لقب کوثر می دهد تا فرهنگ جاهلی را به فرهنگ الهی و انسانی تبدیل کند.

* بر اساس روایات، نام یکی از نهرها و حوض های بهشتی، کوثر است و مؤمنان از آن سیراب می شوند.

چنانکه در روایت متواتر ثقلین نیز پیامبر فرمودند: «انهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض»کتاب و عترت از یکدیگر جدا نمی شوند تا آنکه در قیامت، در کنار حوض به من ملحق شوند.

* کوثر الهی،به جنسیّت بستگی ندارد؛ فاطمه، دختر بود امّا کوثر شد.

به تعداد کثیر بستگی ندارد؛ فاطمه، یک نفر بود امّا کوثر شد.

آری خداوند می تواند کم را کوثر و زیاد را محو کند.

* خداوند از أولیای خود دفاع می کند.

به کسی که پیامبر را بی عَقَبه می شمرد، پاسخ قولی و عملی می دهد.

وجود فاطمه پاسخ عملی و جمله «هُوَ الْأَبْتَرُ» پاسخ قولی است.

خداوند نه تنها از اولیای خود، بلکه از همه مؤمنان دفاع می کند: «إِنَّ اللّهَ یُدافِعُ عَنِ الَّذِینَ آمَنُوا»[9]

* هدیه کننده خداوند،هدیه گیرنده پیامبر و هدیه شده فاطمه است.

لذا عبارت «إِنّا أَعْطَیْناکَ الْکَوْثَرَ» به کار رفته که بیانگر عظمت خداوند و بزرگی هدیه اوست.

* هر چه ضربه به دین و مقدّسات دینی شدیدتر باشد، دفاع هم باید قوی تر باشد.

به پیامبر اسلام جسارت های زیادی کردند و او را ساحر، کاهن، شاعر و مجنون خواندند که همه آنها به نحوی در قرآن جبران شده است.

به پیامبر گفتند: «إِنَّکَ لَمَجْنُونٌ»[10]تو جن زده ای، ولی خداوند فرمود: «ما أَنْتَ بِنِعْمَهِ رَبِّکَ بِمَجْنُونٍ»[11]به لطف الهی تو مجنون نیستی.

به آن حضرت گفتند: «لَسْتَ مُرْسَلاً»[12] تو فرستاده خدا نیستی، خداوند فرمود: «إِنَّکَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ»[13]قطعاً تو از پیامبرانی.

به حضرت نسبت شاعری و خیالبافی دادند : «لِشاعِرٍ مَجْنُونٍ»[14]خداوند فرمود: «وَ ما عَلَّمْناهُ الشِّعْرَ وَ ما یَنْبَغِی لَهُ» [15]ما به او شعر نیاموختیم و برای او سزاوار نیست.

گفتند : این چه پیامبری است که غذا می خورد و در بازار راه می رود: «وَ قالُوا ما لِهذَا الرَّسُولِ یَأْکُلُ الطَّعامَ وَ یَمْشِی فِی الْأَسْواقِ» [16] خداوند فرمود : پیامبران پیش از تو نیز غذا               می خوردند و در بازارها راه می رفتند: «وَ ما أَرْسَلْنا قَبْلَکَ مِنَ الْمُرْسَلِینَ إِلاّ إِنَّهُمْ لَیَأْکُلُونَ الطَّعامَ وَ یَمْشُونَ فِی الْأَسْواقِ»[17]

به آن حضرت ابتر گفتند،خداوند فرمود:  «إِنَّ شانِئَکَ هُوَ الْأَبْتَرُ» .

آری،پاسخ کسی که به اشرف مخلوقات ابتر بگوید، آن است که خداوند به او کوثری عطا کند که چشم همه خیره و عقل همه مبهوت شود.

* خداوند مصداقی برای کوثر در آیه نیاورد تا همچنان مبهم بماند تا شاید اشاره به این باشد که عمق برکت کوثر عطا شده حتّی برای خود پیامبر اکرم در هاله ای از ابهام است.

* در این سوره دو خبر غیبی نهفته است : یکی عطا شدن کوثر به پیامبر، آن هم در مکّه ای که حضرت دست خالی بود و فرزند پسر نداشت، دیگر ابتر ماندن دشمن که دارای فرزندان و ثروت های بسیار بود.

* تاریخ و آمار بهترین شاهد بر کوثر بودن این عطیّه الهی است.

هیچ نسلی از هیچ قومی در جهان، به اندازه نسل حضرت فاطمه علیها السلام رشد و شکوفایی نداشته است.

خصوصاً اگر کسانی را که مادرشان سیّد است، از سادات به حساب آوریم، آمار سادات در جهان نشانه معجزه این خبر غیبی است.

* عطا کردن کوثر به شخصی مثل پیامبر،زمانی معنا دارد که عطا کننده سرچشمه علم و حکمت و قدرت و رحمت باشد.بنابراین عطای کوثر نشانه صفات وکمالات الهی است.

* در این سوره که سه جمله بیشتر ندارد،پنج بار شخص پیامبر مورد خطاب قرار گرفته است.

زیرا علاوه بر ضمیر کاف«ک» «أَعْطَیْناکَ» ،در خطاب«صل»و «لِرَبِّکَ» دو بار و در عبارت «انْحَرْ» و «شانِئَکَ» نیز دو بار،پیامبر مخاطب است. «أَعْطَیْناکَ ، فَصَلِّ،لِرَبِّکَ ، اِنْحَرْ ، شانِئَکَ»

در سراسر قرآن نیز، بیش از دویست بار خداوند به پیامبرش می فرماید:«ربک»

با آنکه او پروردگار تمام هستی: «رَبُّ کُلِّ شَیْءٍ» [18] و پروردگار همه ی مردم است: «بِرَبِّ النّاسِ»[19]،ولی از میان واژه های«رب» کلمه «ربک» بیش از همه به کار رفته و این نشانه آن است که خداوند بر پیامبرش عنایت خاصّی دارد.

چنانکه نمونه این عنایت ویژه را در آیات دیگر نیز مشاهده می کنیم، مثلاً خداوند نام اعضا و جوارح پیامبر را در قرآن مطرح کرده است:

چهره ات: «وَجْهِکَ»[20]،زبانت: «لِسانَکَ» [21] چشمانت: «عَیْنَیْکَ» [22]

گردنت: «عُنُقِکَ»[23]دستانت: «یَدَکَ» [24]سینه ات: «صَدْرِکَ»[25]

 کمرت: «ظَهْرَکَ» [26]

* الطاف خداوند به پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله، گاهی با درخواست آن حضرت صورت گرفته است،

نظیر «قُلْ رَبِّ زِدْنِی عِلْماً» [27] پروردگارا ! مرا از نظر علمی توسعه بده.

امّا کوثر هدیه ای الهی بود که بدون درخواست، به پیامبر عزیز داده شد.



«برای دیدن قسمت دوم گزینه «لینک های مرتبط» را انتخاب نمایید»




نوع مطلب : 108-سوره کوثر، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط : تفسیر کامل سوره کوثر-قسمت دوم،
          
پنجشنبه 25 اردیبهشت 1399


( کل صفحات : 79 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


موضوعات