وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :


مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ


هر که علم اولین و آخرین را میخواهد،

باید آن را در قرآن بجوید.


کنزل العمال ج1 ص548




مدیر وبلاگ :سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید






برچسبها


سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت 

علیهم السّـلام



سیّد محمّد روحـانی

مـدیـر وبــلاگ

ROHANI.BAYGI@GMAIL.COM


Related image


أَلَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یَرَى

آیا او (انسان) ندانست كه خداوند (همه اعمالش را) می بیند؟!

 

﴿سوره عَـلَـق آیه 14


 

فَأَیْنَ تَذْهَبُونَ ﴿٢٦

پس (ای انسان)به كجا مى‏ روید؟

 

إِنْ هُوَ إِلا ذِکْرٌ لِلْعَالَمِینَ ﴿٢٧

این [قرآن] بجز پندى براى عالمیان نیست.

 

لِمَنْ شَاءَ مِنْکُمْ أَنْ یَسْتَقِیمَ ﴿٢٨

براى هر یك از شما كه بخواهد به راه راست رود.


﴿سوره تکویر آیات 28-26









نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 12 خرداد 1394



عجائب خلقت-راز آهن در خلقت


...وَ أَنْزَلْنَا الْحَدِیدَ فِیهِ بَأْسٌ شَدِیدٌ وَ مَنَافِعُ لِلنَّاسِ...

و آهن را كه در آن برای مردم قوت و نیرویی سخت

و سودهایی است، فرود آوردیم.

سوره حدید آیه 25






[http://www.aparat.com/v/LP9UC]


[http://www.aparat.com/v/LP9UC]





نوع مطلب : عچائب و زیبائی های خلقت، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 7 دی 1398




 زیبائی های خلقت (3)

سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا یَصِفُونَ

منزّه و پاك است خدا از آنچه [او را به آن] وصف می كنند.



[http://www.aparat.com/v/Gw6P7]


[http://www.aparat.com/v/Gw6P7]




نوع مطلب : عچائب و زیبائی های خلقت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 7 دی 1398








[http://www.aparat.com/v/F6qpo]


[http://www.aparat.com/v/F6qpo]




نوع مطلب : عچائب و زیبائی های خلقت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 7 دی 1398



جهنم چگونه است؟ به بیان حضرت مالک




[http://www.aparat.com/v/bKrOs]


[http://www.aparat.com/v/bKrOs]




نوع مطلب : اســـــــــــــــــــرار شیطان ، پیامبـــــــــــر اکــــــــــــرم ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 7 دی 1398




 زیبائی های خلقت (2)


سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا یَصِفُونَ

منزّه و پاك است خدا از آنچه [او را به آن] وصف می كنند.



[http://www.aparat.com/v/blTrp]

[http://www.aparat.com/v/blTrp]




نوع مطلب : عچائب و زیبائی های خلقت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 6 دی 1398



تقلید صدا (شگفت انگیز)



[http://www.aparat.com/v/l0LJ2]

[http://www.aparat.com/v/l0LJ2]




نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، شگفتیهای خلقت انسان، عچائب و زیبائی های خلقت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 6 دی 1398



زیبائی های خلقت (1)


سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا یَصِفُونَ

منزّه و پاك است خدا از آنچه [او را به آن] وصف می كنند.



[http://www.aparat.com/v/blTrp]

[http://www.aparat.com/v/blTrp]









نوع مطلب : عچائب و زیبائی های خلقت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 6 دی 1398


بَـغْـیْ

كلمه ی «بغی» در لغت به معنای سرپیچی از حق، تجاوز از حدود الهی، تعدّی به مردم، فساد، معصیت، آلودگی و زنا آمده و در آیات قرآن و روایات در تمام این معانی به كار گرفته شده است.






نوع مطلب : معـانی و تـدبّـر در واژه هـا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 1 دی 1398



تفکر در خلقت انسان

شگفتی های خلقت، هر یک دفتری است در معرفت کردگار و آیه ای است در توحید که سیر و توجّه در آن، فطرت پرستش انسان را بیدار و او را به سلوک إلی اللَّه رهنمون می کند.

*****

 

« مغز انسان »
ماشین مغز انسان از نظر علم ، حیرت انگیزترین ماشین هاست و وظایفی را انجام می دهد كه پرقدرت ترین ماشین های ساخته بشری از انجام آنها ناتوان است .

یكی از وظایف مغز ، ثبت و ضبط وقایع گوناگون است كه نیروی حافظه را تشكیل می دهد . حافظه ی انسانی فقط به قسمت كوچكی از مغز ارتباط دارد . برای نشان دادن قدرت حافظه مثالی آورده اند :

فرض كنیم مردی پنجاه سال از عمرش گذشته باشد و بخواهد خاطرات خود را بدون كم و زیاد بنویسد ، برای درج این خاطرات معادل 160 میلیون نسخه روزنامه به قطع بزرگ كه در بیست صفحه و سراسر با حروف ریز چاپ شده باشد نیاز خواهد بود . مكانیسم به یاد آوردن خاطرات گذشته ، از بسیاری از جهات ، مانند نوارهای ضبط صوت است ، فرقی كه دارد این است كه : نیروی برقِ نوارهای مغز ، از اعصاب بدن تأمین می شود و هیچ گونه احتیاجی به چرخیدن ندارد .
مطابق حساب دقیق ، اگر بخواهند ماشینی بسازند كه كم و بیش كار یك مغز انسانی را انجام دهد ، باید دستگاهی دو برابر بزرگترین ساختمانهای جهان تهیه كنند ، و برای تهیه ی نیروی برق آن تمام برق حاصله از بزرگترین آبشار جهان را به آن اختصاص دهند ، و چون ناگزیر لامپ های الكترونی و سیم های این ماشین گرم می شود ، باید تمام آب آن آبشار برای خنك كردن آن گرداگرد ماشین بگردد و با این همه كار ، ماشین اختراعی نخواهد توانست تمام وظایف مغز یك انسان معمولی را از نظر تفكر و اندیشه انجام دهد .

الَّذِینَ یَذْكُرُونَ اللَّهَ قِیَامًا وَ قُعُودًا وَ عَلَىٰ جُنُوبِهِمْ وَ یَتَفَكَّرُونَ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَٰذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ

آنان كه همواره خدا را ایستاده و نشسته و به پهلو آرمیده یاد می كنند، و پیوسته در آفرینش آسمان ها و زمین می اندیشند، [و از عمق قلب همراه با زبان می گویند:] پروردگارا! این [جهان با عظمت] را بیهوده نیافریدی، تو از هر عیب و نقصی منزّه و پاكی؛ پس ما را از عذاب آتش نگاهدار.

سوره آل عمران آیه 191

 

برگرفته از کتاب شرح دعای کمیل استاد حسین انصاریان






نوع مطلب : اســــــــــــــرار عالم خلفت، شگفتیهای خلقت انسان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 28 آذر 1398



ماهیّت و باطن گناه


گـنـاه ، نجاست معنوی است كه روح و روان و اندیشه و فكر و باطن و سینه و قلب را آلوده میكند و باعث محروم شدن انسان از الطاف حق و رحمت خدا و فیوضات الهیه می شود .

 

گـنـاه ، پرده حفاظت انسان را از عذاب و خواری و رسوایی و افتضاح ، پاره می كند و عامل فاش شدن اسرار انسان در دنیا و آخرت می شود، و زمینه خارج شدن انسان را از مقام بندگی و دور شدن از پرده پوشی حق و غفران و آمرزش خدای مهربان فراهم می آورد!


از آیات قرآن و روایات عناوین زیر به عنوان آثار شوم گناهان استفاده می شود :

گـنـاه ، اعمال نیك را تباه و نابود می كند.

گـنـاه ، باعث دچار شدن انسان به فتنه ها و بلاهای دنیایی و عذاب سخت آخرتی است.

گـنـاه ، مانع مستجاب شدن دعاست.

گـنـاه ، انسان را از شفاعت شفیعان محروم میكند.

گـنـاه ، دل را سخت و سیاه می سازد . گناه ، ایمان را از بین می برد.

گـنـاه ، مانع نتیجه بخشیدن موعظه می شود .

گـنـاه ، انسان را خوار و رسوا میكند.

گـنـاه ، باعث محرومیت آدمی از رزق حق می شود .

گـنـاه ، انسان را از منطقه ی عبادت و بندگی دور می كند .

گـنـاه ، زمینه ی چیرگی شیطان را بر انسان فراهم می آورد.

گـنـاه ، رشته ی نظم زندگی و نظام خانواده و جامعه را از هم می گسلد.

گـنـاه ، اعتماد و اطمینان مردم را از یكدیگر از بین می برد .

گـنـاه ، قلب را می میراند .

گـنـاه ، باعث سختی جان كندن و فشار برزخ است. (2)

 


اللّٰهُمَّ اغْفِرْ لِى كُلَّ ذَنْبٍ أَذْنَبْتُهُ







نوع مطلب : اسرار گناه و بررسی آثار آن، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 28 آذر 1398



مجازات بر هم زنندگان امنیت جامعه

إِنَّما جَزاءُ الَّذِینَ یُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ یَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَساداً أَنْ یُقَتَّلُوا أَوْ یُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَیْدِیهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ أَوْ یُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ذلِكَ لَهُمْ خِزْیٌ فِی الدُّنْیا وَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ عَذابٌ عَظِیمٌ   (سوره مائدة/آیه 33)

ترجمه:

كیفر آنها كه با خدا و پیامبر به جنگ بر مى‏خیزند و در روى زمین دست به فساد مى‏زنند. (و با تهدید به اسلحه به جان و مال و ناموس مردم حمله مى‏برند) این است كه اعدام شوند یا به دار آویخته گردند یا (چهار انگشت از) دست راست و پاى چپ آنها بریده شود و یا از سرزمین خود تبعید گردند، این رسوایى آنها در دنیاست و در آخرت مجازات بزرگى دارند.

شان نزول‏

در شان نزول این آیه چنین نقل كرده‏اند كه: جمعى از مشركان خدمت پیامبر آمدند و مسلمان شدند اما آب و هواى مدینه به آنها نساخت، رنگ آنها زرد و بدنشان بیمار شد، پیامبر ص براى بهبودى آنها دستور داد به خارج مدینه در نقطه خوش آب و هوایى از صحرا كه شتران زكات را در آنجا به چرا مى‏بردند بروند و ضمن استفاده از آب و هواى آنجا از شیر تازه شتران به حد كافى استفاده كنند، آنها چنین كردند و بهبودى یافتند اما به جاى تشكر از پیامبر ص چوپانهاى مسلمان را دست و پا بریده و چشمان آنها را از بین بردند

و سپس دست به كشتار آنها زدند و شتران زكاة را غارت كرده و از اسلام بیرون رفتند. پیامبر ص دستور داد آنها را دستگیر كردند و همان كارى كه با چوپانها انجام داده بودند به عنوان مجازات در باره آنها انجام یافت، یعنى چشم آنها را كور كردند و دست و پاى آنها را بریدند و كشتند تا دیگران عبرت بگیرند و مرتكب این اعمال ضد انسانى نشوند، آیه فوق در باره این گونه اشخاص نازل گردید و قانون اسلام را در مورد آنها شرح داد.[1]

تفسیر :

كیفر آنها كه به جان و مال مردم حمله مى‏برند

این آیه در حقیقت بحثى را كه در مورد قتل نفس در آیات سابق بیان شد تكمیل مى‏كند و جزاى افراد متجاوزى را كه اسلحه بروى مسلمانان مى‏كشند و با تهدید به مرگ و حتى كشتن، اموالشان را به غارت مى‏برند، با شدت هر چه تمامتر بیان مى‏كند، و مى‏گوید:" كیفر كسانى كه با خدا و پیامبر به جنگ بر مى‏خیزند و در روى زمین دست به فساد مى‏زنند این است كه یكى از چهار مجازات در مورد آنها اجراء شود:" نخست" اینكه كشته شوند،" دیگر" اینكه به دار آویخته شوند،" سوم" این كه دست و پاى آنها به طور مخالف (دست راست با پاى چپ) بریده شود" چهارم" اینكه از زمینى كه در آن زندگى دارند تبعید گردند".

إِنَّما جَزاءُ الَّذِینَ یُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ یَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَساداً أَنْ یُقَتَّلُوا أَوْ یُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَیْدِیهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ أَوْ یُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ‏

در اینجا به چند نكته باید توجه كرد:

1- منظور از" محاربه با خدا و پیامبر" آن چنان كه در احادیث اهل بیت وارد شده و شان نزول آیه نیز كم و بیش به آن گواهى مى‏دهد این است كه:

كسى با تهدید به اسلحه به جان یا مال مردم تجاوز كند، اعم از اینكه به صورت دزدان گردنه‏ها در بیرون شهرها چنین كارى كند و یا در داخل شهر، بنا بر این افراد چاقوكشى كه حمله به جان و مال و نوامیس مردم مى‏كنند نیز مشمول آن هستند.

ضمنا جالب توجه است كه محاربه و ستیز با بندگان خدا در این آیه به عنوان محاربه با خدا معرفى شده و این تاكید فوق العاده اسلام را در باره حقوق انسانها و رعایت امنیت آنان ثابت مى‏كند.

2- منظور از قطع دست و پا طبق آنچه در كتب فقهى اشاره شده همان مقدارى است كه در مورد سرقت بیان گردیده یعنى تنها بریدن چهار انگشت از دست یا پا مى‏باشد[2].

3- آیا مجازاتهاى چهارگانه فوق جنبه تخییرى دارد یعنى حكومت اسلام هر كدام از آنها را در باره هر كسى صلاح ببیند اجراء مى‏كند، و یا متناسب با چگونگى جرم و جنایتى است كه از آنها انجام گرفته؟ یعنى اگر افراد محارب دست به كشتن انسانهاى بى‏گناهى زده‏اند مجازات قتل براى آنها انتخاب مى‏شود و اگر اموال مردم را با تهدید به اسلحه ببرند انگشتان دست و پاى آنها قطع مى‏شود و اگر هم دست به آدم‏كشى و هم سرقت اموال زده باشند اعدام مى‏شوند و جسد آنها براى عبرت مردم مقدارى به دار آویخته مى‏شود و اگر تنها اسلحه به روى مردم كشیده‏اند بدون اینكه خونى ریخته شود و یا سرقتى انجام گیرد به شهر دیگرى تبعید خواهند شد، شك نیست كه معنى دوم به حقیقت نزدیكتر است، و این مضمون در چند حدیث كه از ائمه اهل بیت ع نقل شده وارد گردیده است‏[3].

درست است كه در پاره‏اى از احادیث اشاره به مخیر بودن حكومت اسلامى در این زمینه شده است ولى با توجه به احادیث سابق منظور از تخییر این نیست كه حكومت اسلامى پیش خود یكى از این چهار مجازات را انتخاب نماید و چگونگى جنایت را در نظر نگیرد زیرا بسیار بعید به نظر مى‏رسد كه مسئله كشتن و به دار آویختن همردیف تبعید بوده باشد، و همه در یك سطح.

اتفاقا در بسیارى از قوانین جنایى و جزائى دنیاى امروز نیز این مطلب به وضوح دیده مى‏شود كه براى یك نوع جنایت چند مجازات را در نظر مى‏گیرند، مثلا در پاره‏اى از جرائم، در قانون مجازات مجرم، حبس از سه سال تا 10 سال تعیین شده و دست قاضى را در این باره باز گذاشته‏اند مفهوم آن این نیست كه قاضى مطابق میل خود سالهاى زندان را تعیین نماید بلكه منظور این است چگونگى وقوع مجازات را كه گاهى با" جهات مخففه" و گاهى با" جهات تشدید" همراه است در نظر بگیرد و كیفر مناسبى انتخاب نماید.

در این قانون مهم اسلامى كه در باره محاربان وارد شده، چون نحوه این جرم و جنایت بسیار متفاوت است و همه محاربان مسلما یكسان نیستند طرز مجازات آنها نیز متفاوت ذكر شده است.

ناگفته پیدا است شدت عمل فوق العاده‏اى كه اسلام در مورد محاربان به خرج داده براى حفظ خونهاى بى‏گناهان و جلوگیرى از حملات و تجاوزهاى افراد قلدر و زورمند و جانى و چاقوكش و آدمكش به جان و مال و نوامیس مردم بى‏گناه است.[4].

در پایان آیه میفرماید:

" این مجازات و رسوایى آنها در دنیا است و تنها به این مجازات قناعت نخواهد شد بلكه در آخرت نیز كیفر سخت و عظیمى خواهند داشت".

ذلِكَ لَهُمْ خِزْیٌ فِی الدُّنْیا وَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ عَذابٌ عَظِیمٌ‏

از این جمله استفاده مى‏شود كه حتى اجراى حدود و مجازاتهاى اسلامى مانع از كیفرهاى آخرت نخواهد گردید. سپس براى اینكه راه بازگشت را حتى به روى اینگونه جانیان خطرناك نبندد و در صورتى كه در صدد اصلاح بر آیند راه جبران و تجدید نظر به روى آنها گشوده باشد مى‏گوید:" مگر كسانى كه پیش از دسترسى به آنها توبه و بازگشت كنند كه مشمول عفو خداوند خواهند شد و بدانید خداوند غفور و رحیم است".

 

تفسیر نمونه، ج‏4، ص: 362-359

 



[1] ( 1) تفسیر المنار جلد 6 صفحه 353 و تفسیر قرطبى جلد 3 صفحه 2145.

[2] ( 1) كنز العرفان فى فقه القرآن جلد 2 صفحه 352.

[3] ( 1) نور الثقلین جلد 1 صفحه 622.

[4] ( 2) احكامى كه در بالا گفته شد به عنوان یك بحث تفسیرى و به طور فشرده و خلاصه بود تفصیل و شرائط این قانون اسلامى را باید در كتب فقهى مطالعه كرد.






نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، سخنــرانی های کوتـاه قــــرآنی، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 7 آذر 1398


سه گام طلایی

55 نكته در تدریس قرآن

 
بخش چهارم-گام دوّم 2 و گام سوّم

[http://www.aparat.com/v/rqRD7]

http://www.aparat.com/v/rqRD7
**************************


سه گام طلایی

55 نكته در تدریس قرآن

 
بخش سوّم-گام دوّم1

[http://www.aparat.com/v/HC8dD]

[http://www.aparat.com/v/HC8dD]
**************************


سه گام طلایی

55 نكته در تدریس قرآن

 
بخش یک-گام دوّم

[http://www.aparat.com/v/a8Au4]

https://www.aparat.com/v/a8Au4

**************************


سه گام طلایی

55 نكته در تدریس قرآن

 
مقدمه

[http://www.aparat.com/v/QgoDN]

http://www.aparat.com/v/QgoDN
**************************


سه گام طلایی 

كارگاه مراحل سه گانه تدریس روخوانی


[http://www.aparat.com/v/x3YKF]

http://www.aparat.com/v/x3YKF
**************************


سه گام طلایی 

كارگاه مراحل تدریس روخوانی

بخش پنجم

[http://www.aparat.com/v/3QrRi]

http://www.aparat.com/v/3QrRi
**************************


سه گام طلایی 

كارگاه مراحل تدریس روخوانی

بخش چهارم

[http://www.aparat.com/v/AlYda]

http://www.aparat.com/v/AlYda
**************************


سه گام طلایی 

كارگاه مراحل تدریس روخوانی

بخش سوّم

[http://www.aparat.com/v/yYJZB]

http://www.aparat.com/v/yYJZB
**************************


سه گام طلایی 

كارگاه مراحل تدریس روخوانی

بخش دوّم

[http://www.aparat.com/v/HoVDP]

http://www.aparat.com/v/HoVDP
**************************


سه گام طلایی 

كارگاه مراحل تدریس روخوانی

بخش اوّل

[http://www.aparat.com/v/d1HPf]

http://www.aparat.com/v/d1HPf





نوع مطلب : آموزش تـجــــــــــــــــــویـد، 
برچسب ها : كارگاه مراحل تدریس روخوانی،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 23 آبان 1398

قــواعد قـــرآنی

استاد عظیمی

قاعده یُـسر (قسمت دوازدهم و پایانی)

[http://www.aparat.com/v/37Hps]

http://www.aparat.com/v/37Hps

**************************


قــواعد قـــرآنی

استاد عظیمی

قاعده یُـسر (قسمت یازدهم)

[http://www.aparat.com/v/qoAwO]

https://www.aparat.com/v/qoAwO
**************************


قــواعد قـــرآنی

استاد عظیمی

قاعده یُـسر (قسمت دهم)

[http://www.aparat.com/v/01mlK]

http://www.aparat.com/v/01mlK
**************************


قــواعد قـــرآنی

استاد عظیمی

قاعده یُـسر (قسمت نهم)

[http://www.aparat.com/v/ejQv3]

http://www.aparat.com/v/ejQv3
**************************


قــواعد قـــرآنی

استاد عظیمی

قاعده یُـسر (قسمت هشتم)

[http://www.aparat.com/v/DGOAr]

http://www.aparat.com/v/DGOAr
**************************


قــواعد قـــرآنی

استاد عظیمی

قاعده یُـسر (قسمت هفتم)

[http://www.aparat.com/v/nokNC]

http://www.aparat.com/v/nokNC
**************************


قــواعد قـــرآنی

استاد عظیمی

قاعده یُـسر (قسمت ششم)

[http://www.aparat.com/v/NDGmb]

http://www.aparat.com/v/NDGmb
**************************


قــواعد قـــرآنی

استاد عظیمی

قاعده یُـسر (قسمت پنجم)

[http://www.aparat.com/v/a2zQB]

http://www.aparat.com/v/a2zQB
**************************


قــواعد قـــرآنی

استاد عظیمی

قاعده یُـسر (قسمت چهارم)

[http://www.aparat.com/v/VZcnj]

http://www.aparat.com/v/VZcnj
**************************


قــواعد قـــرآنی

استاد عظیمی

قاعده یُـسر (قسمت سوّم)

[http://www.aparat.com/v/x1IRA]

http://www.aparat.com/v/x1IRA
**************************


قــواعد قـــرآنی

استاد عظیمی

قاعده یُـسر (قسمت دوّم)

[http://www.aparat.com/v/ylYvN]

[http://www.aparat.com/v/ylYvN]
**************************


قــواعد قـــرآنی

استاد عظیمی

قاعده یُـسر (قسمت اوّل)

[http://www.aparat.com/v/KtQv6]

http://www.aparat.com/v/KtQv6




نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، «قواعد قرانی» استاد عظیمی، کلیپ های ثصویری تدبّر در قرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 23 آبان 1398

قــواعد قـــرآنی

استاد عظیمی

قاعده گردش ایّام (قسمت سوّم)

[http://www.aparat.com/v/AHeqB]

http://www.aparat.com/v/AHeqB
**************************


قــواعد قـــرآنی

استاد عظیمی

قاعده گردش ایّام (قسمت دوّم)

[http://www.aparat.com/v/dvOBD]

https://www.aparat.com/v/dvOBD
**************************


قــواعد قـــرآنی

استاد عظیمی

قاعده گردش ایّام (قسمت اوّل)

[http://www.aparat.com/v/z3atA]

http://www.aparat.com/v/z3atA




نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، «قواعد قرانی» استاد عظیمی، کلیپ های ثصویری تدبّر در قرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 23 آبان 1398


قــواعد قـــرآنی

استاد عظیمی

قاعده امانت (قسمت دوازدهم)

[http://www.aparat.com/v/V4DwZ]

[http://www.aparat.com/v/V4DwZ]
**************************


قــواعد قـــرآنی

استاد عظیمی

قاعده امانت (قسمت یازدهم)

[http://www.aparat.com/v/3QvyL]

[http://www.aparat.com/v/3QvyL]
**************************


قــواعد قـــرآنی

استاد عظیمی

قاعده امانت (قسمت دهم)

[http://www.aparat.com/v/3QvyL]

https://www.aparat.com/v/3QvyL
**************************


قــواعد قـــرآنی

استاد عظیمی

قاعده امانت (قسمت نهم)

[http://www.aparat.com/v/tyTEL]

https://www.aparat.com/v/tyTEL
**************************


قــواعد قـــرآنی

استاد عظیمی

قاعده امانت (قسمت هشتم)

[http://www.aparat.com/v/3a6u0]

https://www.aparat.com/v/3a6u0
**************************


قــواعد قـــرآنی

استاد عظیمی

قاعده امانت (قسمت هفتم)

[http://www.aparat.com/v/cK8bh]

https://www.aparat.com/v/cK8bh
**************************


قــواعد قـــرآنی

استاد عظیمی

قاعده امانت (قسمت ششم)

[http://www.aparat.com/v/bnaNf]

https://www.aparat.com/v/bnaNf
**************************


قــواعد قـــرآنی

استاد عظیمی

قاعده امانت (قسمت پنجم)

[http://www.aparat.com/v/gNr4T]

http://www.aparat.com/v/gNr4T
**************************


قــواعد قـــرآنی

استاد عظیمی

قاعده امانت (قسمت چهارم)

[http://www.aparat.com/v/Dsp3Y]

https://www.aparat.com/v/Dsp3Y
**************************


قــواعد قـــرآنی

استاد عظیمی

قاعده امانت (قسمت سوّم)

[http://www.aparat.com/v/K80TD]

http://www.aparat.com/v/K80TD
**************************


قــواعد قـــرآنی

استاد عظیمی

قاعده امانت (قسمت دوّم)

[http://www.aparat.com/v/Tco8i]

https://www.aparat.com/v/Tco8i
**************************


قــواعد قـــرآنی

استاد عظیمی

قاعده امانت (قسمت اوّل)

[http://www.aparat.com/v/a6e8t]

http://www.aparat.com/v/a6e8t




نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، «قواعد قرانی» استاد عظیمی، کلیپ های ثصویری تدبّر در قرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 23 آبان 1398


قــواعد قـــرآنی

استاد عظیمی

قاعده اصالت انسان (قسمت سوّم و پایانی)

[http://www.aparat.com/v/TUhLg]

http://www.aparat.com/v/TUhLg
**************************


قــواعد قـــرآنی

استاد عظیمی

قاعده اصالت انسان (قسمت دوّم)

[http://www.aparat.com/v/CW60a]

http://www.aparat.com/v/CW60a
**************************


قــواعد قـــرآنی

استاد عظیمی

قاعده اصالت انسان (قسمت اوّل)


[http://www.aparat.com/v/V6o2K]

http://www.aparat.com/v/V6o2K





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 23 آبان 1398

قــواعد قـــرآنی

استاد عظیمی

قاعده تقویم (قسمت دوّم و پایانی)

[http://www.aparat.com/v/IBNuj]

http://www.aparat.com/v/IBNuj
**************************


قــواعد قـــرآنی

استاد عظیمی

قاعده اضطرار (قسمت اوّل)

[http://www.aparat.com/v/lbN0C]

http://www.aparat.com/v/lbN0C




نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، «قواعد قرانی» استاد عظیمی، کلیپ های ثصویری تدبّر در قرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 23 آبان 1398


قــواعد قـــرآنی

استاد عظیمی

قاعده اضطرار (قسمت چهارم و پایانی)

[http://www.aparat.com/v/RYMko]

https://www.aparat.com/v/RYMko
**************************


قــواعد قـــرآنی

استاد عظیمی

قاعده اضطرار (قسمت سوّم)

[http://www.aparat.com/v/G8q1k]

https://www.aparat.com/v/G8q1k
**************************


قــواعد قـــرآنی

استاد عظیمی

قاعده اضطرار (قسمت دوّم)


[http://www.aparat.com/v/pXEzl]

https://www.aparat.com/v/pXEzl
**************************


قــواعد قـــرآنی

استاد عظیمی

قاعده اضطرار (قسمت اوّل)


--------------------------






نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، «قواعد قرانی» استاد عظیمی، کلیپ های ثصویری تدبّر در قرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 23 آبان 1398

قــواعد قـــرآنی

استاد عظیمی

قاعده سهولت دینداری (قسمت یازدهم و آخر)

[http://www.aparat.com/v/N2CLz]

http://www.aparat.com/v/N2CLz
**************************


قــواعد قـــرآنی

استاد عظیمی

قاعده سهولت دینداری (قسمت دهم)

[http://www.aparat.com/v/P6HBM]

http://www.aparat.com/v/P6HBM
**************************


قــواعد قـــرآنی

استاد عظیمی

قاعده سهولت دینداری (قسمت نهم)

[http://www.aparat.com/v/p3yoP]

http://www.aparat.com/v/p3yoP
**************************


قــواعد قـــرآنی

استاد عظیمی

قاعده سهولت دینداری (قسمت هشتم)

[http://www.aparat.com/v/moTZ2]

http://www.aparat.com/v/moTZ2
**************************


قــواعد قـــرآنی

استاد عظیمی

قاعده سهولت دینداری (قسمت هفتم)

[http://www.aparat.com/v/qranH]

http://www.aparat.com/v/qranH
**************************


قــواعد قـــرآنی

استاد عظیمی

قاعده سهولت دینداری (قسمت ششم)

[http://www.aparat.com/v/R9P6u]

http://www.aparat.com/v/R9P6u
**************************


قــواعد قـــرآنی

استاد عظیمی

قاعده سهولت دینداری (قسمت پنجم)

[http://www.aparat.com/v/K35Mq]

http://www.aparat.com/v/K35Mq
**************************


قــواعد قـــرآنی

استاد عظیمی

قاعده سهولت دینداری (قسمت چهارم)

[http://www.aparat.com/v/Khoxn]

http://www.aparat.com/v/Khoxn
**************************


قــواعد قـــرآنی

استاد عظیمی

قاعده سهولت دینداری (قسمت سوّم)


[http://www.aparat.com/v/v6QbL]

https://www.aparat.com/v/v6QbL
**************************


قــواعد قـــرآنی

استاد عظیمی

قاعده سهولت دینداری (قسمت دوّم)


[http://www.aparat.com/v/h8TVt]

https://www.aparat.com/v/h8TVt
**************************


قــواعد قـــرآنی

استاد عظیمی

قاعده سهولت دینداری (قسمت اوّل)

[http://www.aparat.com/v/9jCXK]

http://www.aparat.com/v/9jCXK





نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، «قواعد قرانی» استاد عظیمی، کلیپ های ثصویری تدبّر در قرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 23 آبان 1398


قــواعد قـــرآنی

استاد عظیمی

قاعده حق و باطل(قسمت پنجم و پایانی)


[http://www.aparat.com/v/MuB45]

http://www.aparat.com/v/MuB45
**************************


قــواعد قـــرآنی

استاد عظیمی

قاعده حق و باطل(قسمت چهارم)


[http://www.aparat.com/v/qhZuO]


http://www.aparat.com/v/qhZuO
**************************


قــواعد قـــرآنی

استاد عظیمی

قاعده حق و باطل(قسمت سوّم)


[http://www.aparat.com/v/0EyrV]

https://www.aparat.com/v/0EyrV

**************************


قــواعد قـــرآنی

استاد عظیمی

قاعده حق و باطل(قسمت دوّم)


[http://www.aparat.com/v/U05La]

http://www.aparat.com/v/U05La
**************************


قــواعد قـــرآنی

استاد عظیمی

قاعده حق و باطل(قسمت اوّل)


[http://www.aparat.com/v/8CWHA]

http://www.aparat.com/v/8CWHA




نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، «قواعد قرانی» استاد عظیمی، کلیپ های ثصویری تدبّر در قرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 23 آبان 1398




حرف زدن در پنج جا ممنوع

به روایتی از رسول گرامی اسلام اگر کسی در پنج مکان حرف از دنیا بزند، عمل هفتاد سالش پوچ می شود.

 

آیت الله مجتهدی تهرانی(ره)در تبیین و توضیح این حدیث می گوید: اهل تسنن به این روایت خیلی اهمیت می دهند و از آن  استفاده حرمت می کنند و در این پنج جا سخن از دنیا نمی گویند .این پنج مکان به شرح زیر است:

 

ا. مسجد: به فتوای علمای مل در نسجد حرف دنیل زدن کراهت دارد

 

2. هنگام قرایت قرآن: گاهی اوقات قاری هنگام تلاوت قرآن است ما هم سخن می گوییم.به آیات قرآن گوش دهید و ساکت باشید.

 

3. زمان تشییع جنازه: وقتی جنازه ای را تشییع می کنی باید به یاد مرگ باشی.در تشییع جنازه حرف می زنند و می خندند و تخمه می شکنند و به زن ها نگاه می کنند.پس تشییع جنازه مان ناجور است.وقتی دنبال جنازه می روید، حرف دنیا نزنید.

 

4. زمان دفن کردن: دارید جنازه دفن می کنید، چرا حرف دنیا می زنید؟در قبرستان حرف دنیا نزنید و به یاد مرگ باشید.(اشاره به پارک شدن آرامستان ها)

 

5. هنگام اذان و اقامه: موقعی که اذان می گویند بعضی ها صحبت می کنند.امام جماعت صحبت میکند بعضی ها صحبت می کنند.در این مواقع صحبت از دنیا نکنید.






نوع مطلب : سخنــرانی های کوتـاه قــــرآنی، پیامبـــــــــــر اکــــــــــــرم ، احادیث اهمیّت نماز جماعت و مسجد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 16 آبان 1398





انواع حیات از نظر قرآن کریم

لِیُنْذِرَ مَنْ کانَ حَیًّا وَ یَحِقَّ الْقَوْلُ عَلَی الْکافِرِینَ« یس/70»


حیات چند نوع است :

1.حیات نباتی. «یُحْیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها» « روم/19»

خداوند زمین را(با رویاندن گیاهان)زنده می کند.

2.حیات حیوانی. «کُنْتُمْ أَمْواتاً فَأَحْیاکُمْ» « بقره/28»

شما مرده بودید پس او شما را زنده کرد.

3.حیات فکری. «دَعاکُمْ لِما یُحْیِیکُمْ» « انفال/24»

پیامبر شما را به چیزی دعوت می کند که (دل های مرده) شما را 

زنده می کند.

4.حیات اجتماعی.«وَ لَکُمْ فِی الْقِصاصِ حَیاهٌ»« بقره/179»

براى شما (حکم) قصاص مایه زندگى است ، باشد كه [از ریختن خون مردم بدون دلیل شرعى] بپرهیزید.

 

حیات (سیاسی و اجتماعی شما که در سایه امنیّت بدست می آید) در قصاص و انتقام به حقّ است.

5.حیات قلبی و روحی. «لِیُنْذِرَ مَنْ کانَ حَیًّا» (آیه مورد بحث) قرآن افرادی را که دارای دل های زنده و روح های پاک و آماده اند 

هشدار می دهد.

آری، مؤمنان انسان های زنده دل و برخوردار از حیات واقعی و معقول و کافران همچون مردگان محروم از حیات واقعی هستند.

بر اساس روایات،منظور از «حَیًّا» انسان عاقل است. «تفسیر نورالثقلین»

مسئله قهر حتمی خداوند بر کافران که در این آیه با جمله «یَحِقَّ الْقَوْلُ عَلَی الْکافِرِینَ» آمده است.






نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، سخنــرانی های کوتـاه قــــرآنی، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 29 شهریور 1398



قرآن، چیزی جز ذکر نیست...


«إِنْ هُوَ إِلاّ ذِکْرٌ وَ قُرْآنٌ مُبِینٌ»(یس/69)

یکی از تهمت هایی که به پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم می زدند، علاوه بر ساحر و مجنون و کاهن بودن، تهمت شاعر بودن بود، در حالی که :

  شعر بر خاسته از تخیل است، بر خلاف وحی.

  شعر بر خاسته از عواطف و احساسات است، بر خلاف وحی.

  شعر آمیخته با اغراق است، بر خلاف وحی.

گرچه قرآن دارای جملاتِ موزون و مقطّع همچون شعر است، امّا عنصر اصلی شعر که تخیّل است، در قرآن راهی ندارد.

قرآن، چیزی جز ذکر نیست. «إِنْ هُوَ إِلاّ ذِکْرٌ وَ قُرْآنٌ مُبِینٌ»

قرآن یاد و ذکر قدرت و قهر خداست.

قرآن یاد و ذکر، الطاف و نعمت های اوست.

قرآن یاد و ذکر، عفو و مغفرت اوست.

قرآن یاد و ذکر، سنّت ها و قوانین اوست.

قرآن یاد و ذکر، انبیاء و اوصیاء و اولیای اوست.

قرآن یاد و ذکر، از تاریخ های پر عبرت است.

قرآن یاد و ذکر، از عوامل عزّت و سقوط امّت هاست.

قرآن یاد و ذکر، از نیکوکاران و هدایت شدگان است.

قرآن یاد و ذکر، از تبه کاران و کافران و فاسقان و مجرمان و ستمگران و عاقبت آنان است.

قرآن یاد و ذکر، از اخلاص ها، ایثارها، شجاعت ها، انفاق ها، صبرها و پایان نیک آن است.

قرآن یاد و ذکر، از قتل ها، شکنجه ها،اذیّت ها، تهمت ها،تحقیرها،حقّ کشی ها و به استضعاف کشیدن ها و عاقبت شوم مستکبران است.

قرآن یاد و ذکر از اوامر و نواهی و مواعظ و حکمت هاست.

قرآن یاد و ذکر، از آفریده های آسمانی و زمینی و دریایی است.

قرآن یاد و ذکر، از آینده تاریخ و پیروزی حکومت حقّ و پر شدن جهان از عدل و داد و محکومیّت ظلم و ستم است.

قرآن یاد و ذکر، از برزخ و معاد و حوادث قبل از قیامت و چگونگی صحنه های قیامت و خطرات دوزخ و نعمت های بهشتی است.



آری، تمام قرآن به نحوی تذکّر و یادآوری است.


«إِنْ هُوَ إِلاّ ذِکْرٌ وَ قُرْآنٌ مُبِینٌ»






نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، سخنــرانی های کوتـاه قــــرآنی، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 29 شهریور 1398



«فرشتگان الهی»

















نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، سخنــرانی های کوتـاه قــــرآنی، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 12 شهریور 1398
          
دوشنبه 11 شهریور 1398



گناه عظیم مسخره کردن


اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِینَ مَرَّةً فَلَنْ یَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفاسِقِینَ «توبه/80»


ای پیامبر(ص)، براى منافقان(آنهایی که دین را به استغفار كنى یا استغفار نكنى، (یكسان است). اگر هفتاد بار برایشان آمرزش بخواهى، خداوند هرگز آنان را نخواهد بخشید.

این (قهر حتمى الهى) به خاطر آن است كه آنان به خدا و پیامبرش كفر ورزیدند و خدا، گروه فاسق را هدایت نمیكند.

نكته‏ ها:

عدد هفتاد، رمز كثرت و زیادى است، نه بیان تعداد معیّن. 

یعنى هر چه براى انان استغفار كنى بى‏اثر است، نه آنكه اگر مثلًا هفتاد و یك بار شد، بخشوده مى‏شوند. نظیر آیه‏ 6 سوره‏ منافقون: «سَواءٌ عَلَیْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَنْ یَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ» كه عددى ذكر نشده است. 

در روایات نیز آمده است كه پیامبر صلى الله علیه و آله فرمودند: اگر بدانم استغفار بیش از هفتادبار نجاتشان مى‏دهد، استغفار میكردم.[1]

انسان در سقوط به حدّى میرسد كه هیچ چیز نجاتش نمى‏دهد، مثل بیمارى كه اگر روح از او جدا شود، تلاش همه‏ پزشكان اثرى ندارد.

تفسیر نور، ج‏3، ص: 474

پیام‏ها:

1- گناه مسخره كردنِ دین تا آنجاست كه استغفار پیامبر صلى الله علیه و آله نیز كارساز نیست.

فَیَسْخَرُونَ مِنْهُمْ‏ ... فَلَنْ یَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ‏

2- تا انسان خود دگرگون نشود و انقلابى در درون نیابد، دعاى پیامبر نیز كارساز نیست. فَلَنْ یَغْفِرَ اللَّهُ‏ ... كَفَرُوا بِاللَّهِ‏

3- دلسوزى براى منافق لجوج، بى‏فایده است. إِنْ تَسْتَغْفِرْ ... فَلَنْ یَغْفِرَ اللَّهُ‏

4- خداوند، در هدایت بخل ندارد، منافقان از قابلیّت افتاده‏اند. «كَفَرُوا»

5- كفر، مانع مغفرت، و فسق، مانع هدایت است. «كفروا، فاسقین»

 



[1] ( 1). تفسیر مجمع‏البیان.






نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، سخنــرانی های کوتـاه قــــرآنی، اسرار گناه و بررسی آثار آن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 12 تیر 1398


زبان اهل بهشت و جهنم چگونه است؟


در حدیثی از امام رضا(علیه‌السلام) آمده است که زبان اهل بهشت عربی است و زبان اهل جهنم مجوس می‌باشد، و حال آنکه این روایت ضعیف است و نمی تواند مبنای اعتقاد ما باشد.

گاهی اوقات افراد ناآگاه از مبانی دینی، تلاش کرده‌اند با برداشت نادرست از احادیث، به دین مبین اسلام اهانت کنند؛ از این‌رو در ادامه به یکی از این احادیث اشاره می‌کنیم و آن را مورد تحلیل قرار می‌دهیم. یک روایت ضعیف و بی سند از امام رضا(علیه‌السلام) نقل شده است که از ایشان سوال کردند زبان اهل بهشت چیست؟

ایشان پاسخ دادند که عربی است و از زبان اهل جهنم پرسیدند، ایشان پاسخ دادند که اهل جهنم با زبان مجوس با یکدیگر سخن می‌گویند.[۱]

نکته اول: این حدیث از حیث سندی ضعیف است و مورد اعتنا نیست؛ زیرا تنها از یک مسیر نقل شده و در سلسله آن سند «ابو الحسن محمد بن عمرو بن علی بن عبد الله البصری» وجود دارد که مجهول الحال است.[۲]

 و در قسمت دیگری از سند «احمد بن جبله الواعظ» وجود دارد که هیچ کدام از رجالیون در مورد وی اظهار نظر نکرده است.

 نکته دوم: زمانی که به آیات قرآن مراجعه می‌کنیم، به این نکته راه می‌یابیم که در آخرت زبان مشترکی وجود دارد که تمام کسانیکه در آخرت هستند با یکدیگر سخن می‌گویند، آن‌چنان که در برخی از آیات به سخن گفتن اعضای بدن اشاره شده است مانند سخن گفتن ملائکه جهنم با دوزخیان:

وَ سیقَ الَّذینَ کَفَرُوا إِلى‏ جَهَنَّمَ زُمَراً حَتَّى إِذا جاؤُها فُتِحَتْ أَبْوابُها وَ قالَ لَهُمْ خَزَنَتُها أَ لَمْ یَأْتِکُمْ رُسُلٌ مِنْکُمْ یَتْلُونَ عَلَیْکُمْ آیاتِ رَبِّکُمْ وَ یُنْذِرُونَکُمْ لِقاءَ یَوْمِکُمْ هذا قالُوا بَلى‏ وَ لکِنْ حَقَّتْ کَلِمَهُ الْعَذابِ عَلَى الْکافِرین

‏[زمر/۷۱]

و [آن روز] آنان که به خدا کافر شدند، فوج فوج به جانب دوزخ رانده شوند و چون آن‌جا رسند، درهای جهنم را به رویشان بگشایند و خازنان دوزخ به آن‌ها می‌گویند: مگر پیغمبران خدا برای هدایت شما نیامده و آیات الهی را برایتان تلاوت نکردند و شما را از ملاقات این روز سخت نترسانیدند؟! جواب دهند: بلی ولیکن افسوس که ما به کفر و عصیان خود را مستحق عذاب [کردیم] و وعده‌ی عذاب برای کافران محقق و حتمی گردید.


 حتی از سخن گفتن بهشتیان با اهل جهنم نیز سخن به میان آمده است مانند:


وَ نادى‏ أَصْحابُ الْجَنَّهِ أَصْحابَ النَّارِ أَنْ قَدْ وَجَدْنا ما وَعَدَنا رَبُّنا حَقًّا فَهَلْ وَجَدْتُمْ ما وَعَدَ رَبُّکُمْ حَقًّا قالُوا نَعَمْ فَأَذَّنَ مُؤَذِّنٌ بَیْنَهُمْ أَنْ لَعْنَهُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمینَ [اعراف/۴۴]

 و بهشتیان، دوزخیان را آواز مى‏ دهند که:

ما آن‌چه را پروردگارمان به ما وعده داده بود درست یافتیم؛ آیا شما [نیز]

 آن‌چه را پروردگارتان وعده کرده بود راست و درست یافتید؟

 مى‏‌گویند: آرى، آن‌گاه ندا کننده‌‏اى میان آنان صدا می‌زند: لعنت خدا 

بر ستمکاران باد.

پس با توجه به این آیات می توان به این حقیقت راه یافت که در آخرت زبان مشترکی وجود دارد که تمام گروه‌ها در قیامت با آن سخن می‌گویند و چنین نیست که اهل بهشت زبان خاصی داشته باشند و اهل جهنم زبان دیگری؛ چرا که آیه قرآن بیان می‌کند بین بهشتیان و جهنمیان مکالمه صورت می‌گیرد، پس هم اهل بهشت و هم اهل جهنم به یک زبان صحبت می‌کنند گر چه نتوانیم تشخیص دهیم که این زبان چیست.

در زمینه سخن گفتن در آخرت برخی از مفسران نظر خاصی دارند که می‌تواند برداشت جدیدی از این حدیث به ما بدهد که در ادامه به آن اشاره می کنیم.

  علامه طباطبایی(رحمه‌الله‌علیه) در تفسیر المیزان بین زبان دنیا اهل دنیا و اهل آخرت تفاوت قائل می‌شود و این‌گونه می‌فرمایند:

سخن گفتن در دنیا به این معناست که انسان تلاش می‌کند با صوت و الفاظ، مطلبی را که در وجودش پوشیده و مخفی است به مخاطبش بفهماند، ولی این‌گونه سخن گفتن در آخرت معنا ندارد؛ زیرا آخرت روز آشکار شدن چیزهایی است که انسان مخفی کرده است، به همین خاطر در آیات قرآن در مورد روز قیامت این‌گونه بیان شده است

یَوْمَ تُبْلَى السَّرائِر [طارق/۹]

روزى که نهفته‏‌ها در باطن انسان ظاهر مى‏‌شود.


و یا در آیات دیگری خداوند متعال این‌گونه می‌فرماید:


فَیَوْمَئِذٍ لا یُسْئَلُ عَنْ ذَنْبِهِ إِنْسٌ وَ لا جَانٌّ[الرحمن39]

در آن روز از گناه هیچ جن و انسى پرسیده نمی‌شود

یُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسیماهُمْ فَیُؤْخَذُ بِالنَّواصی‏ وَ الْأَقْدامِ[الرحمن41]

مجرمین از چهره‏‌هایشان شناخته مى‏‌شوند، و موى سر و پاهایشان

 را مى‏‌گیرند و در آتش مى‏‌افکنند. [۲]

 حال با توجه به بیان مرحوم علامه طباطبایی، حقیقت سخن گفتن در قیامت به معنای سخن گفتن با الفاظ برای بیان مافی‌الضمیر نیست، بلکه وجود خود افراد سخن ایشان است و در حقیقت حال و وضعیت افراد زبان و سخن ایشان است، اکنون با توجه به این مطلب، می‌توان گفت بر فرض که روایت را بپذیریم باید کلام امام را این‌گونه توجیه کرد:

اگر در حدیث گفته شده است که بهشتیان با زبان عربی سخن می‌گویند: زبان عربی در لغت به معنای روشن و آشکار است[۳] و این به این معناست که بهشتیان بدون غل و غش و با وجود نورانی خویش که به خاطر ایمان الهی است با یکدیگر ارتباط دارند، آن‌چنان که خداوند متعال در قرآن ایمان به خویش را راهی برای نورانی شدن معرفی می‌کند و میفرماید:

اللَّهُ وَلِیُّ الَّذینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّور [بقره/۲۵۷]

خدا یاور مؤمنان است و آن‌ها را از تاریکى به روشنایى مى‌برد.

  در ادامه حدیث اگر گفته شده که جهنمی‌ها با زبان مجوس با یکدیگر سخن می‌گویند، مقصود از مجوس «غیر عرب» نیست؛ بلکه به معنی قوم آتش پرست است و در اینجا امام با یک استعاره تلاش کرده است به مخاطب بفهماند که اهل جهنم به خاطر وضعیتی که در جهنم دارند، با زبان آتش با یکدیگر سخن می‌گویند، آن‌چنان که در آیات قرآن به این حقیقت اشاره شده است که فرد جهنمی خودش آتش و هیزم جهنم است نه این‌ که آتش به وی داده شود به عنوان نمونه خداوند متعال می فرماید:

اِنَّکُمْ وَ ماتَعْبُدون مِن دون اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّم[نساء/۹۸]

یعنى شما و آن‌چه از غیر خدا پرستش مى‌کنید، هیزمِ دوزخ است


 و یا در آیه دیگر صراحتاً می‌فرماید:


فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتی‏ وَقُودُهَا النَّاس وَ الْحِجارَهُ ‏[بقره/۲۴] 

بترسید از آتشی که هیزمش مردم و سنگ‌‌هاست.

 آخرین نکته ای که لازم است به آن اشاره شود این است که نباید قوانین دنیا را با آخرت مقایسه کرد، زیرا همان‌‌گونه که در آیات آمده است روز قیامت روزی است که زمین و آسمان متحول می‌شوند و قوانین آن‌ها نیز تغییر خواهد کرد. به همین خاطر است خداوند متعال در قرآن می‌فرماید:

یَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَیْرَ الْأَرْضِ وَالسَّماواتُ[ابراهیم/۴۸]

در آن روز زمین به غیر زمین، و آسمان‌ها(به آسمانى دیگرى) مبدل مى‏‌شود.


 به همین خاطر اطلاعات ما نسبت به عالم آخرت بسیار کم است، 

زیرا که خداوند متعال در قرآن می‌فرماید:


عَلى‏ أَنْ نُبَدِّلَ أَمْثالَکُمْ وَ نُنْشِئَکُمْ فی‏ ما لا تَعْلَمُون[واقعه/۶۱]

تا گروهى را به جاى گروه دیگرى بیاوریم و شما را در جهانى که نمى‌‏دانید آفرینش تازه‏‌اى بخشیم. [۴]

در نتیجه: بنا بر آیات قرآن، زبان مشترکی بین تمام موجودات در آخرت وجود دارد، گرچه ما به حقیقت آن زبان پی نبریم، و اگر شخصی این نکته را قبول کند که سخن گفتن در قیامت زبان حال است ــ بناء بر آنچه که علامه بیان کرد است ــ در این صورت این حدیث زبان حال گوینده خویش را بیان می کند.

__________________________________

پی‌نوشت

[۱]. َحَدَّثَنَا أَبُو الْحَسَنِ مُحَمَّدُ بْنُ عُمَرَ بْنِ عَلِیِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْبَصْرِیُّ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو عَبْدِ اللَّهِ مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ جَبَلَهَ الْوَاعِظُ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو الْقَاسِمِ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ عَامِرٍ الطَّائِیُّ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِیُّ بْنُ مُوسَى الرِّضَا(علیه السلام): أَلَهُ عَنْ کَلَامِ أَهْلِ الْجَنَّهِ فَقَالَ کَلَامُ أَهْلِ الْجَنَّهِ بِالْعَرَبِیَّهِ وَ سَأَلَهُ عَنْ کَلَامِ أَهْلِ النَّارِ فَقَالَ بِالْمَجُوسِیَّه/علل الشرائع، شیخ صدوق،کتاب فروشى داورى‏،۱۳۸۵ ش‏، ج‏۲، ص۵۹۳.

[۲].معجم رجال الحدیث و تفصیل طبقات الرواه، آیت الله خوئی، بی نا، بی جا،۱۴۱۳ ه. ق‏،ج‏۱۸، ص۸۴.

[۲]. ر.ک. ترجمه تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، دفتر انتشارات اسلامى‏، ۱۳۷۴ ه. ش‏،ج‏۱۱، ص۱۴.

[۳]. مفردات ألفاظ القرآن، راغب اصفهانی، دار الشامیه، ۱۴۱۲ ه. ق‏، ص۵۵۷.

[۴]. برای اطلاع بیشتر رجوع کنید به نعمت‌های بهشتی چگونه است؟


https://www.yjc.ir/fa/news/5991129/






نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، سخنــرانی های کوتـاه قــــرآنی، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 25 خرداد 1398



امام همدم و رفیق واقعی

(تـدبّـر قـرآنـی)


قرآن کریم در سوره مبارکه نساء آیه 69 می فرماید: 

«وَ مَنْ یُطِعِ اللّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِکَ مَعَ الَّذینَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَیْهِمْ مِنَ النَّبِیِّینَ وَ الصِّدِّیقینَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصّالِحینَ وَ حَسُنَ أُولئِکَ رَفیقاً؛»

و کسى که خدا و پیامبر را اطاعت کند، در روز رستاخیز همنشین کسانى خواهد بود که خدا، نعمت خود را بر آنان تمام کرده; از پیامبران و صدیقان و شهداء و صالحان; و آنها رفیق هاى خوبى هستند»


در سوره مبارکه حمد گروه «اَنعَمتَ عَلَیهِم» مصداق ره پویان صراط مستقیم ذکر شده و این بار دوم است که در کنار آیه صراط مستقیم، گروه «اَنعَمَ اللهُ عَلَیهِم» مطرح شده است. گویا غیر از انبیاء، شهدا، صدیقان و صالحان، دیگران به بیراهه می روند و راه مستقیم منحصراً راه این چهار گروه است.

از این قسمت آیه «حَسُنَ اوُلئِکَ رَفِیقاً»‌ برمی آید که رفیق خوب، انبیاء، شهدا، صدیقان و صالحان اند. رفقای دنیایی را هم باید با همین خلصت ها گزینش کرد.

رسول اکرم صل الله علیه وآله در تفسیر این آیه فرمودند: 

«مِنَ النَّبِیِّیِنَ یعنی مُحَمَّد وَ مِنَ الصِّدِّیقینَ یعنی عَلِیُّ بنُ اَبِی طاَلِب و مِنَ الشُّهداءِ یعنی حَمزَة و مِنَ الصّالِحِینَ یعنی الحَسَن وَ الحَُسَینُ وَ حَسُنَ اوُلئک رَفیِِقاً یعنی القائم من آل محمد».(1)


امام رضا علیه السلام در حدیثی مفصل در بیان ویژگی های امام فرمودند: «الاِمامُ الأنِیسُ الرَّفیق» امام همدم و رفیق واقعی است.(2)

 

حضرت مهدی علیه السلام ما را دوست دارند و فرمودند: «همانا ما از رعایت حال شما کوتاهی نمی کنیم و شما را از یاد نمی بریم؛ چرا که در غیر این صورت، سختی ها و گرفتاری ها بر شما فرود می آید و دشمنان شما را ریشه کن کرده و از بین می برند.»(3)  حالا که امام زمان عجل الله تعالی فرجه ما را فراموش نمی کنند ما هم نباید ایشان را فراموش کنیم.

 

ولی این تداوم یاد حضرت(عج) و فراموش نکردن ایشان نیاز به تمرین  تقویت اراده دارد و یکی از کارهایی که باعث تقویت اراده می شود آن است که با افرادی که اراده قوی دارند رفیق شویم. با کسی رفیق شویم که به ما انرژی و آینده نگری بدهد.

 

در حدیث آمده است که رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمودند: «حواریون به عیسی علیه السلام گفتند: یا روح الله! با که بنشینیم؟ فرمود: با کسی که دیدارش شما را به یاد خدا اندازد و سخنش دانش شما را زیاد کند و کردارش شما را به آخرت تشویق کند.»(4)

 

پدر شیخ صدوق بچه دار نمی شد. نامه ای به محضر مبارک امام زمان علیه السلام نوشت تا حضرت(عج) در حقش دعا کند و نامه را به وسیله حسین بن روح به آن حضرت(عج) رساند. امام علیه السلام در حقش دعا کردند و در جواب نامه اش نوشتند: «قد دعونا الله لک بذلک و سترزق ولدین ذکرین خیرین»(5)

 

پس از آن به برکت دعای آن حضرت(عج)، صاحب دو فرزند عالم و فقیه شد. یکی از آن ها شیخ صدوق معروف به ابن بابویه است که قبرش نزدیک حرم حضرت عبدالعظیم حنسی(ع) می باشد.

 

در مورد امام زمان علیه السلام آمده است که ایشان عامل تألیف دل هاست. «أین مولف شَمل ِالصَّلاح ِ والرِّضا»(6)

  

پی نوشت ها: 

1.شواهد التنزیل، ج 1، ص 297 

2. الکافی، ج 1، ص200

3.احتجاج، ج2 ، ص 497

4. الکافی، ج1، ص39 

5. رجال نجاشی، ص 261  6.

6. اقبال الاعمال، ص 297، دعای ندبه






نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، سخنــرانی های کوتـاه قــــرآنی، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 21 خرداد 1398

اســــرار مـــــرگ و مـعـــاد

قسمت هفتم

«بـَــــــرزَخ»

(بر اساس تـدبّـر قـرآنـی)

از مجموعه برنامه های "سمت خدا"

توسط حاج آقای عالی

تاریخ پخش 90/5/9




بسم الله الرحمن الرحیم

 اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم


سوال – سوال های قبر چیست و چه زمانی آنرا از ما می پرسند ؟
پاسخ – یکی از مباحثی که مربوط به برزخ و زندگی پس از مرگ است بحث سوال قبر است و از مسلمات معارف دینی ما است . در زیارت آل یاسین که یکی از زیارت های مربوط به حضرت ولی عصر است و روی خواندن آن هم تاکید شده داریم که این سوال نکیر و منکر سوال حقی است و واقعیت دارد . در روایتی از امام صادق (ع ) داریم که اگر کسی این سه چیز را انکار بکند از ما شیعیان نیست ، یکی معراج پیامبر و یکی سوال قبر و یکی شفاعت اهل بیت . سوال قبر یکی از عقایدشان همه ی شیعیان است . در روایات بسیار زیادی چگونگی سوال قبر موشکافی شده است و بسیاری از مباحث در آن مطرح شده است . روایتی از پیامبر است که می فرماید : خدا دو تا فرشته دارد که به آنها منکر و نکیر می گویند ، وارد بر میت می شوند و از او سوال می کنند . شاید علت این که به آنها نکر می گویند این است که آنها ناشناخته هستند و فرد بواسطه ی آنها چیزی نمی فهمد . در بعضی از روایات داریم که ورود این دو ملک برای همه به یک شکل نیست . افرادی که اهل معصیت هستند اینها به شکل عبوس بر آنها وارد می شوند که نکیر و منکر هستند . برای مومنین این دو ملک بنام مبشیر و بشیر هستند که بشارت می دهند و برخورد بسیار ملایمی دارند . در جلد سوم کافی داریم که ابو بصیر از امام صادق (ع) سوال کرد که این دو ملک برای مومن و کافر به یک شکل می آیند ؟ ایشان فرمودند : خیر به یک شکل نمی آیند . دردعای ماه رجب داشتیم که خدایا من را از سوال برزخ نجات بده ، از من نکیر و منکر را دور بکن و بشیر و مبشر را برای من بفرست که اینها با چهره های باز و بشارت دهنده هستند . در مورد زمان سوال قبر در روایات پاسخ داده شده است . در همان ابتدای ورود به عالم برزخ این دو ملک می آیند و تعیین تکلیف می کنند . عالم برزخ یعنی عالم قبر . بعد از مرگ با بدن دنیایی کاری ندارند . شخص میت ساعتها و روزهای اولیه هنوز نمی تواند بین عالم دنیا و عالمی که وارد آن شده است فرق بگذارد . و هنوز نمی فهمد که از این دنیا بیرون رفته است و گمانش این است که هنوز در این دنیا است . پیامبر می فرماید وقتی شخص را در قبر می گذارند ، وقتی صدای کفش کسانی که دارند می روند می شنود ، دو ملک می آیند ، یعنی این دو ملک این قدر سریع می آیند . روایتی در نهج البلاغه است که می فرماید : وقتی تشیع کنندگان رفتند و کسانی که گریه می کردند برگشتند ، این فرد را می نشانند و از او سوال می کنند و این قدر این سوال ناگهانی است و شخص از دنیا رفته ترس رد شدن از این امتحان را دارد که سوال را به آرامی جواب می دهد . روایتی داریم که شخصی که از دنیا رفته را دو تا تلقین بکنید ، یکی وقتی او را در قبر می گذارند و یکی هم بعد از دفن که پوشانیده شد تلقین بکنید و امام صادق (ع) می فرماید که وقتی تلقین دوم را می کنید نکیر و منکر می گویند که او را تلقین کردند پس برویم . پس همان موقعی که شخص را تلقین می کنند این دو فرشته می آیند . نکیر و منکر به یکدیگر می گویند که آن حجتی که باید همراه این متوفا باشد به او تلقین شد ، برویم . آقای حائری یزدی که مرجع تقلید بیست و شش سال پیش بود ، یکی از دوستانشان فوت کرده بودند و ایشان وارد قبر شدند و کمی طول کشید .از ایشان سوال کردند که چرا این قدر طول دادید؟ ایشان گفتند که می خواستم نکیرین که آمدند بشنوم که درست جواب داده است و خیالم راحت بشود . پس زمان سوال قبر همان اول ورود به عالم برزخ است . بخاطر همین گفتیم که وقتی همه قبرستان را ترک می کنند عده ای در کنار قبر بمانند و دعا و تلقین بخوانند که اینها بسیار برای او موثر و مفید است . 
سوال – با توجه به اینکه ما باید در روز قیامت هم این سوالها را پاسخ بدهیم ، چه لزومی دارد که در برزخ هم این سوالات پاسخ بدهیم ؟
پاسخ – ما یک سوال در عالم برزخ داریم و یک سوال هم در عالم قیامت داریم . سوالاتی که در عالم برزخ می شود یک بازجویی اولیه است که سوال از کلیات و اصول عقاید و بعضی از اصول اعمال است ولی در قیامت از ریز و درشت عقاید اخلاقیات سوال می کنند . مثلا در برزخ از اصل نماز سوال می کنند که آیا نماز می خواندی یا خیراما در قیامت می پرسند که فلان نمازی که خواندی نیت تو چه بود و آیا لباس تو غصبی یود یا خیر ؟ قرائت و رکوع و سجود تو درست بوده است یا خیر ؟ جز به جز سوال می کنند . در برزخ کلیات عقاید را سوال می کنند .یعنی آن چیزی که محور اصلی تشکیل شخصیت انسان است . اصلی ترین عنصری که شخصیت انسان را و جهت گیری و مسیر زندگی دنیایی انسان را تشکیل می دهد باورها وعقاید او هست که آیا عقاید کلی در زندگی را باور دارد یا ندارد. این اولیه و مهمترین عنصر تشکیل دهنده ی شخصیت فرد است . درست است که اخلاقیات و رفتارهای انسان هم در شخصیت او اثرگذار است اما مهمترین عنصر تشکیل دهنده ی شخصیت عقاید است و لذا از آنها سوال می کنند . می پرسند که معبود تو در این عالم که بود ؟ دین تو چه بود ؟ پیامبر و امام تو که بود ؟ و از یک تعداد محدود اعمالی که آن اعمال شاهد اعتقادات هستند . مثل نماز، روزه ،خمس ، حج . از انجام این اعمال سوال می کنند و دیگر اینکه می پرسند کسب و درآمد تو از چه راهی بوده است حلال یا حرام ؟جوانی و عمر خودت را در چه راهی مصرف کرده ای ؟ حالا چرا از این اعمال می پرسند؟ چون این اعمال اصلی ترین اعمالی است که شاهد بر صدق اعتقادات است . اگر من بگویم که من خدا را قبول دارم و اعتقادات را دارم ، بعد می گویند نشانه ی تو که نماز است کجاست ؟ تو که می گویی امام و پیامبر را قبول دارم چرا سهم امام را غصب کردی ؟ خمس ندادی ؟ چرا درآمد خودت را از هر راهی درآوردی ؟ چرا عمرت را به بطالت گذراندی و در راه معصیت خدا گذراندی ؟ پس از جزئیات نمی پرسد. این سوالات مثل سوالات امتحانی پرسیده نمی شود که وقتی برای آن بگذارند . ملائک خیلی راحت آنها را از فرد در می آورند . داریم که اگر سوال را سربلند جواب داد نتیجه اش این می شود که عالم برزخ گشایش پیدا می کند و دری از بهشت به او باز می کنند . یعنی از آن باغ ، یک باغچه ای به او می دهند ، یک جلوه ای از بهشت قیامتی به او می دهند که در این مدت راحت باشد. اما کسی که از این سوالات رد شد نتیجه اش این می شود که یک دری از جهنم را برای او باز می کنند . باید تکلیف فرد از همان قدم اول روشن بشود ،پس سوال قبر از همان ابتدای ورو به برزخ است . ما سرگردانی نداریم .
سوال – آیا همه انسانها سوال قبر را دارند ؟
پاسخ –
می گویند که کسی وصیت کرده بود که وقتی من مردم من را با یک کفن کهنه بپوشانید که وقتی نکیر و منکر آمدند گمان کنند که من مرده ی قدیمی هستم و قبلا از من سوال کرده اند . سوال قبر را از همه می پرسند منتها از همه ی کسانی که در دنیا یک موضع اعتقادی یا ضد اعتقادی داشته اند . هر کسی که در دنیا آنقدر آگاهی و فهم داشته که برای خودش موضعی انتخاب بکند .حالا یا این موضع درست دینی و اعتقادی است که ما به آن مومن می گوییم یا یک موضع ضددین است که ما به آن کافر می گوییم . از این دو دسته سوال قبر می شود . داریم که سوال نمی شود مگر از کسانی که در طریق ثبیت دین یا در طریق تثبیت کفر بوده اند . اما دو دسته هستند که سوال قبر ندارد . یک دسته کسانی که شان شان بالاتر از این است که از آنها سوال بپرسند ، مثل انبیاء و امامان . بی معنا است که از پیامبر بپرسند که پیامبر تو کیست . آنها امتحان شان را در دنیا پس داده اند . پیامبر خودش دین و کتاب را آورده است .همچنین از شهدا هم سوال نمی شود . پیامبر فرمود : شهید در قبر مورد سوال قرار نمی گیرد . پرسیدند که چرا از مومنین سوال می کنند ولی از شهدا سوال نمی کنند. پیامبر فرمود: همین که او به زیر تیغ شمشیر بخاطر خدا رفت ، آن بالاترین امتحان برای شهید است . عزیزی است که دو چشم و دو دستش را برای خدا داده است. ایشان می گفتند که من زمان جنگ آرپیچی زن بودم . یکی از دوستان ما که مجروح هم بود نزدیک تانگ شد تا موشک بزند ولی موشک به تانک اصابت نکرد . تانک از روی بدن او رد شد و من گوشت های بدن او را می دیدم که به اطراف پرت می شد. من خودم را به بالین او رساندم . وقتی آخرین نفس هایش را می کشید می گفت که خدایا از من راضی شدی ؟ کسی که این جوری جانش را داده است و عملا اعتقادش را نشان داده دیگر احتیاجی به سوال ندارد . یک دسته ی دیگر شان شان پایین تر از این است که از آنها سوال بشود . مثلا کسانی که درفرهنگ دینی ما مستضعف فرهنگی و فکری شمرده شده اند . یا در دنیا به حد رشد فکر نرسیده اند که ایمان داشته باشند یا نداشته باشند مثل بچه ها یا دیوانگان که تکلیفی ندارند . که اینها نه جزو مومن و نه جزو کافر به حساب می آیند . یا کسانی که انسانهای بالغی هستند که حجت بر آنها تمام نشده است . کسانی که دین حق به آنها عرضه نشده است چه بسا اگر دین حق به آنها عرضه بشود آنها هیچ انکاری ندارند . این جور افراد نه مومن هستند نه کافر . فردی که اطلاعات در اختیار او قرار نگرفته است . یک وقت اطلاعات هست و ما باید تحقیق بکنیم و اگر این کار رانکنیم ما مقصر هستیم ولی یک موقع اصلا به فرد صدایی نرسیده است و مقصر نیست . ممکن است که پیرو دینی بوده است و احتمال نمی داده که اسلام دین حقی است که برود سوال بکند. این جور افراد که دست رسی به حق نداشته اند و حجت بر آنها تمام نشده است ، مستضعف نام دارند . رحمت خدا وسیع تر از این است که کسانی که حجت بر آنها تمام نشده عذاب بکند . به تعبیر قرآن امر آنها به خداواگذار شده است . و خدا خودش می داند که با آنها چه رفتاری بکند. چیزی که از آیه بر می آید این است که آنها مورد عفو خدا واقع می شوند . در آیه ی متسضعفین می فرماید که امید است که عفو خدا شامل حال آنها بشود. پس این دو دسته سوال قبر ندارند . 


سوال – سوره مریم آیه 39 را توضیح بدهید . 
پاسخ – در این آیه ی سی و نه خدا از روز حسرت نام می برد ، روزی که کار به پایان رسیده است . یک عده ای در غفلت هستند و به ایمان نمی رسند . آن روز حسرت بالایی است . یکی از اسامی روز قیامت یوم الحسرة است . پیامبر فرمود : به ازای هر روز زندگی انسان بیست و چها رتا مخزن برای انسان در روز قیامت باز می شود . وقتی در یک جعبه را باز می کنند برای شخص مومن آنچنان نور و سروری و هدیه ای است که بقدری خوشحال می شود که اگر این سرور و خوشخالی را در اهل جهنم توزیع بکنند مقداری از عذاب شان کاسته می شود . وقتی یکی از این خزانه ها را باز می کنند بقدری وحشت و ظلمت وغم در آن است و آن ساعتی است که در آن معصیت کرده است که شخص دچار عذاب می شود که اگر این عذاب و ناراحتی را در بین اهل بهشت توزیع بکنند از خوشحالی آنها کم می شود. یک خزانه را برای فرد باز می کنند که خالی است و فرد بقدری حسرت می خورد که این حسرت برای فردی قاب درک نیست . این یعنی ساعتی که فرد در دنیا از دست داده و نتوانسته کار مفیدی انجام بدهد . لذا این ساعتها را غنیمت بشمارید . 
سوال – با اینکه ما سوالات روز برزخ را می دانیم چرا نمی توانیم آنها را پاسخ بدهیم و پاسخ دادن به آنها سخت است ؟
پاسخ –
به ظاهر این سوالات ساده است و پاسخ آن هم ساده است . چون ما این سوالات را با سوالات دنیایی مقایسه می کنیم . دردنیا وقتی از ما امتحان می گیرند یا مسابقه ای هست از محفوظات ذهنی ما می پرسند . اگر کسی از قبل مطالبی را حفظ کرده می تواند اینها را جواب بدهد . ما فکر می کنیم که سوالاتی که در برزخ می پرسند مثل سوال دنیایی است که در محفوظات ما هست و جواب آن ساده است . در حالیکه ما نباید سوال کردن دنیایی را با سوال کردن برزخی مقایسه بکنیم . سوالات برزخی از محفوظات ذهنی نیست بلکه از باورهای قلبی است یعنی وقتی ملائکه سوال می کنند عقاید و باورها را واکاوی می کنند . بخاطر همین اینجا کار سخت می شود. در اینجا لازم نیست که ذهن کار بکند قلب باید باورهایشا را رو بیاورد . قلب بایدباورهای محکمی داشته باشد که وقتی سوال کردند بتواند قلبا اعتقاد خودش را به آنها برساند و آنها می فهمند که تو به رب اعتقاد داری یا خیر . فیض کاشانی می گوید که افرادی هستند که قرن ها اسم پیامبر را فراموش می کنند و یادشان نمی آید . این نشان می دهد که عقاید و باور به پیامبر در قلب شان نفوذ نکرده است . سوالات قبر را از بدن ظاهری و گوشتی نمی پرسند . سوالات را از باطن می پرسند و در باطن دروغ نیست . در این دنیا می توان به ظاهر دروغ گفت ولی در برزخ ظاهر کنار رفته و دروغ معنا ندارد . می پرسند که در دنیا رب تو و معبود تو چه کسی بوده است ؟ کسی که در دنیا معبودش مال و ثروتش بوده است ، می گوید شیطان است . آنها خودشان درمی یابند و احتیاج به گفتن نیست . این عقیده و باطن مخفی نیست و رو است . اما کسی که در دنیا معبود و هدفش خدا بوده است و باورش در دنیا این بوده است ، وقتی از او می پرسند امام تو که بود ، چون در دنیا از علی و آل او تبعیت کرده است نام امامش را می گوید ولی کسی که دردنیا هر کاری خواسته کرده و از امام تبعیت نکرده است ، وقتی از او می پرسند که امام تو که بوده است می گوید : نفس من بوده است . چیزی که به درد برزخ می خورد عقاید و باورهای قلبی است . قلب باید خدا را بعنوان معبود باور کرده باشد ، امام را بعنوان یک جلودار قبول کرده باشد . در بعضی از روایات از این دو فرشته بعنوان کسی که خالص را از ناخالص جدا می کند نام برده شده است یعنی وقتی آنها واکاوی می کنند قلب خالص از ناخالص را جدا می کنند. اینها بسته به باورهایی دارد که در دنیا برای خودمان تثبیت کرده ایم و واقعا در قلب مان نفوذ کرده است . کسانی که این اعتقادات در قلب شان نفوذ کرده است و با نماز و روزه اعتقادات را تثبیت کرده اند ، آنها آنجا کاملا جوابگو هستند . 


سوال – آیا می شود کاری کرد که ما پاسخ این سوالات را براحتی بدهیم ؟ 
پاسخ –
امام سجاد (ع) هر جمعه در مسجد النبی در مدینه موعظه می کرد . در کتاب بحار جلد ششم داریم که می فرماید : بعد از این که از خدا و پیامبر سوال می کنند ، به هوش باش و به خودت فکر کن ، قبل از اینکه از تو سوال کنند دراین دنیا آماده باش . آمادگی این امتحان به این صورت نیست که محفوظات ذهنی مان را زیاد کنیم یا کتاب بخوانیم که جواب بدهیم بلکه باید اعتقادات و باورهای مان را در این دنیا تقویت کنیم . وقتی بحران های زندگی به سراغ من می آید بحران های مالی ، سیاسی ، جنسی و خانوادگی ، دست از اعتقادم برندارم و با کوچکترین مشکل با خدا قهر نکنم و نمازم را ترک نکنم . با بالا و پایین شدن مد دست از حجابم برندارم . با یک تغییر در زندگی تمام عقایدم را دور نریزم . وقتی درا ینجا در باورهایم ثابت قدم هست در آنجا با غرش ملائکه ( در روایت داریم که صدای این دو ملک مثل غرش رعد است ) شخص نمی ترسد . زیرا در بحران های زندگی اعتقادش را نگه داشته است. حالا چطور باورهای مان را تقویت کنیم که بتوانیم پاسخ سوالات قبر را درست بدهیم . جواب سوالات ما باورهاست . قرآن می فرماید : اگر می خواهی باورهایت قوی بشود باید طبق باورهایت عمل بکنی . من اگر طبق اعتقاداتم عمل بکنم در زندگی کسب و کار و ... اینها باورهای من را تقویت می کند. موقع نماز وقتی کارم را رها می کنم و به سراغ نماز می آیم ، این باعث می شود که اعتقادات من محکم بشود . وقتی دلم می خواهد هر جوری کاسبی بکنم ولی دلم را کنار می گذارم و آنچیزی را که خدا می خواهد رفتار می کنم این باعث می شود که اعتقادات من قوی بشود . هر عملی برخلاف اعتقادات مثل موریانه ای است که از درون اعتقادات ما را پوک می کند . هر معصیت بند ارتباط با خدا را قطع می کند . پس آن چیزی که اعتقادات را تثبیت می کند عمل بر طبق بندگی و دستورات الهی است . کسی که در این دنیا سعی اش را کرده است اگر در آن دنیا کم بیاورد ائمه دست او را می گیرند . روایتی از امام صادق (ع ) داریم که در قبر از پنج چیز می پرسند : از نماز ، روزه ، حج ، زکات و ولایت . ولایت اهل بیت کناری می ایستد و می گوید هر جا شما کم آوردید من آنرا تکمیل می کنم . هر نقصی که بر شما وارد شد من آنرا تمام می کنم . مرحوم آیت الله حائری عاشق امام رضا (ع) بود . گاهی ایشان برای رفتن به مشهد بلیط اتوبوس گیرش نمی آمد و این پیرمرد روی پیت حلبی می نشستند و به مشهد می رفتند . مدتی هم که در مشهد بود در حرم می ماند . در طول عمرش هفتاد بار به مشهد رفته بود. در آخرین بار که ایشان به مشهد رفته بودند می گفتند که امام رضا (ع) فرموده که تو دیگر نیا ، نوبت ماست . ایشان می گفت که من فهمیدم که این آخرین باری است که به زیارت می روم . مرحوم آیت الله مرعشی نجفی با آیت الله حائری با هم قراری گذاشته بودند که هر کدام که از دنیا بروند به یکدیگر خبری بدهند . آیتالله حائری زودتر ازدنیا رفتند . آیت الله نجفی در حالتی ایشان را دید و ایشان گفتند که وقتی من از دنیا رفتم دو ملک برای سوال قبر آمدند که من خیلی ترسیدم که در عمرم اینقدر نترسیده بودم . یک دفعه یک صدای دلنوازی از پشت گفت که نترس . با نزدیک ترین شدن این صدا ، این دو ملک رفتند . وقتی چهره را دیدم پرسیدم شما چه کسی هستید ؟ گفت : یک بار از آن هفتاد بار به ملاقات تو آمدم ، شصت و نه بار دیگر به ملاقات تو می آیم . این کمکی ها برای کسی است که اعمالی انجام داده و یک جایی کم آورده است . 


سوال - یک تحفه ای در طلیعه ی ماه مبارک رمضان به ما بدهید تا قدر لحطات خودمان را بدانیم . 

پاسخ –
شما این ماه مبارک رمضان را یک بستر مناسبی برای تقویت باورها قرار بدهید . یکی از این چیزهایی که باورها را تقویت می کند درک سحر است . خدا در سحر گنجی گذاشته است . در قرآن خدا می فرماید که کسی نمی داند که در این سحر من چه چیزی برایشان مخفی کرده ام . امام حسن عسگری (ع) فرمود : راه رسیدن به خدا یک راه بی نهایت است که یک مرکبی می خواهد که بهترین مرکب شب و سحر است . از شب استفاده کنید . بخاطر همین برای پیامبر درک سحر و شب زنده داری واجب بود . وقتی حضرت علی (ع) می خواست آخرین اذان صبحش را بگوید به فجر نگاهی کرد که فجر یک شب چشم او را خفته ندیده بود و او همیشه بیدار بود . ما می توانیم سه رکعت نماز شب را در این سحرهای ماه رمضان بخوانیم .

 «والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آل الطاهرین»




نوع مطلب : اســــرار مـــــرگ و مـعـــاد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 20 خرداد 1398

اســــرار مـــــرگ و مـعـــاد

قسمت ششم

«شب اوّل قبـــــــر»

(بر اساس تـدبّـر قـرآنـی)

از مجموعه برنامه های "سمت خدا"

توسط حاج آقای عالی

تاریخ پخش 90/5/2




بسم الله الرحمن الرحیم

 اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم


سوال – شب اول قبر چیست؟ در شب اول قبر چه اتفاقی می افتد که همه ازآن وحشت دارند؟ آیا اصولاً در آن زمان شب و روز مفهومی دارد یا خیر؟

پاسخ – هر مسلمان معتقدی می داند که در آینده ی دور یا نزدیک با چنین شبی روبرو خواهد بود. ما در روایات داریم که کلمه ی قبر همان عالم برزخ است. این قبری که حفره ای است در قبرستان و بدن مادی را در داخل آن قرار می دهند. دیگر با این بدن دنیایی کاری ندارند و نظام دنیا برچیده می شود. یک نظام کامل تری بعنوان عالم برزخ افتتاح می شود. و با این بدن تا قیامت کاری نیست. بنابراین اگر گفته می شود فشار قبر، سوال اول قبر، وحشت قبر و تعبیراتی از این قبیل، مراد برزخ است.

 از همان زمان مرگ که فرد از عالم دنیا مفارقت می کند و روح از بدن جدا می شود شخص وارد برزخ میشود. از امام صادق (ع) سوال کردند که برزخ چیست فرمود: برزخ همان قبر است، از هنگام مرگ تا قیامت. این فاصله ی زمانی از زمان مرگ تا قیامت، زندگی برزخی است.

 آن ساعات اولیه ای که روح از بدن مفارقت کرده و جدا می شود، ساعات عجیبی است و حتی روزهای اولیه که روح انسان از بدن جدا شده و فرد می میرد روزهای عجیبی است. از این جهت که در عین حالی که شخص از دنیا رفته هنوز به این خاطر که انس با آن عالم و موجودات برزخی نگرفته و سالها با این بدن و نظام دنیوی انس گرفته، آنچنان تحیر و سردرگمی و ابهامی دارد که درست نمی تواند دریابد که کیست. یعنی هنوز فکر می کند همان بدن خاکی است که در داخل حفره می گذارند. با اینکه از آن بدن جدا شده اما به این خاطر که درست خود را نیافته گمان می کند که همان بدن است. باید زمان بگذرد تا کم کم با عالم برزخ انس پیدا کرده و از این عالم دنیا دور شده و بداند که دیگر جدا شده است.

 در دین و توصیه های دینی ما اکیداً گفته شده که مراعات حالات اولیه ی میت را بکنید. که او خود را بیابد و در درک آن حالات و رفع سردرگمی و گیجی او را کمک بدهید. توصیه های دینی چقدر زیبا شما را پیش برده تا آن میت بتواند خود را بیابد و درک کند که کجا است.

در قدم اول گفته شده که هنگام غسل آب داغ بر روی فرد نریخته و ادب بدن را حفظ کنید. در روایت داریم که با او مدارا کرده و مهربان باشید. چون شخص میت در آن جا حضور داشته و گمان می کند که همان بدن است. چه بسا زمانی که می خواهند او را چپ و راست کنند اذیت می شود. او مانند تنه ی درخت نیست که هرکاری خواستند بکنند و آب داغ بر روی او بریزند. در روایتی از پیامبر اکرم (ص) است که خدا غضب می کند بر کسی که با مومن ضعیفی مدارا نمی کند. این میّت الان مومن ضعیف است و دست او از همه جا کوتاه بوده و کاری از او بر نمی آید بنابراین باید مراعات او را کرد.

در قدم دوّم گفته شده وقتی او را تشییع می کنید و به سمت قبر می برید، آهسته آهسته ببرید. 

با شتاب نبرده و ناگهان او را وارد قبر نکنید. چون او هنوز خود را نیافته و خیلی سخت است که بدن او وارد حفره شود. امام صادق(ع) در روایتی فرمود که میت را در چند قدمی قبر بر روی زمین بگذارید، چند لحظه صبر کنید. بعد بلند کنید و یک مقدار جلوتر ببرید، برای بار دوم بر روی زمین بگذارید. باز یک مقدار جلوتر ببرید و برای بار سوم همین کاررا تکرار کنید. در آخر در کنار قبر بر روی زمین بگذارید، چون قبر وحشت های زیادی دارد. بگذارید آمادگی پیدا کند. برای بار چهارم او را بلند کنید و بدن را وارد قبر کنید.

چقدر خوب است افرادی که این آداب را می دانند و می خواهند این کارها را بکنند در موقع دفن زیارت عاشورا بخوانند. یا صدای قرآن و ذکر و صلوات بلند شود. ما نمی دانیم ارتباط آن چیست ولی فقط می دانیم که ذکر به میّت کمک میکند که زودتر خود را بیابد. 

در قدم سوم گفته شده که وقتی او را داخل قبر می گذارید تلقین همراه با تکان دادن بکنید. یعنی شخصی که وارد قبر می شود میّت را تکان داده و به او تفهیم کند که کجا است. به او بگوید توجه داشته باش، حواس خود را جمع کن و نترس. وقتی که دو ملک می آیند و از تو سوال می کنند به آنها این جواب ها را بده. چون میت گیج است فوق العاده این مسائل به درد او می خورد.

 در قدم چهارم گفته شده که وقتی روی قبر را پوشاندند، نزدیکان میت که او در زمان حیات با آنها انس داشته و صدای آنها برای او آشنا است در کنار او بمانند. یک بار دیگر از روی قبر و در قسمت بالای سر او را تلقین کنند. حضرت زهرا(س) در وصیت خود به امیرالمومنین (ع) فرمودند که بعد از مرگ من بالای سر من بنشین. بدرستی که این ساعتی است که میت نیاز دارد که افراد زنده یک انسی با او داشته باشند. یک دفعه نرفته و او را تنها نگذارند.

 متأسفانه گاهی اوقات در این زمان برخی از افراد به زور بستگان میت را از سر قبر دور می کنند. درست است که امکان دارد برخی از بستگان خیلی بی تابی کنند ولی این بی تابی کردن ها در آن زمان باید به گونه ای باشد که بیشتر به درد فرد متوفی بخورد. یعنی انسان فقط نخواهد که غم خود را تخلیه کند. چند نفر از آشنایان او بمانند و این تلقینات را انجام دهند. این کارها قدم به قدم باعث می شود که فرد متوفی انس بگیرد. او فریادهایی دارد که ما نمی شنویم. 

مرحوم آیت الله انصاری همدانی رضوان اله که استاد شهید دستغیب بودند میگفتند یک بار در همدان در حال تشییع شخصی بودند که من او را با بدن برزخی بالای جنازه دیدم. البته کسی او را نمی دید. می دیدم که او را به سمت تاریکی عمیق و مبهمی می برند. می خواست فریاد بزند که خدایا من را نجات بده اما زبان او به سمت کلمه ی خدا نمی چرخید. من او را می شناختم که فرد بسیار ستمگر و از حکام آن زمان بود. زبان او به خدا و کمک از خدا خواستن نمی چرخید. او به مردم التماس می کرد که من را نبرید. واقعاً یک حالاتی است که ما نمی شنویم. 

بنابراین حالات اولیه، حالات تحیر و ترس است. شب اول قبر همان شبی است که فرد را دفن کرده اند. عالم برزخ بر خلاف قیامت شب و روز دارد. در قیامت خورشید و ماه و شب و روز برچیده می شود. اما در برزخ هنوز شب و روز وجود دارد. در قرآن در رابطه با فرعونیان داریم که آنها صبح و شام بر آتش عرضه می شوند. امام صادق (ع) فرمود: این آیه مربوط به برزخ است که صبح و شام گفته است، چون قیامت روز و شب ندارد. در برزخ چون اولین شبی است که فرد با یک عالم ناشناخته و موجودات ناشناخته برخورد می کند و شب بودن نیز مزید بر علت است. آیا کسی می تواند به سادگی یک شب را در قبرستان بخوابد؟ معمولاً افراد از این کار وحشت دارند. حالا این فرد از یک طرف در عالم نامأنوس و ناشناخته و با دیدن چهره های عجیب و غریب از طرف دیگر که برخی از چهره های برزخی بسیار وحشتناک هستند وتنهایی و دلتنگی از کسانی که با آنها مأنوس بوده از طرف سوم، در یک تحیر و ترس و اضطراب شدیدی فرو می رود. لذا پیامبراکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود: شدیدترین ساعات بر میّت شب اول قبر است. این همان شب اولی است که او را دفن میکنند. امّا چون تحیّری دارد که هنوز خود را نیافته و نمی خواهد در آن قبر زندگی کند ترس دارد. البته تعلق روح به بدن تعلق تدبیری نیست به آن معنا که بدن را مدیریت کرده و بتواند حرکت کند. اما انسی که از قبل بوده برقرار است. 

لذا کسانی که به زیارت قبر متوفی می آیند، میّت متوجه می شود و با آنها اُنس دارد.


سوال – چکار می توان کرد که از این ترس و وحشت کاسته شود؟

پاسخ – در همین روایتی که پیامبر(ص) فرمود: سخت ترین ساعات شب اول قبر است. فرمود بر اموات خود رحم کنید اولاً با صدقه دادن در آن هنگام و بعد اگر نتوانستید دو رکعت نماز هدیه کنید. این دورکعت نماز به غیر از آن دو رکعت نماز لیلة الدّفن است. دو رکعت نماز به کیفیت نماز صبح است که آن را هدیه می کنیم. پیامبر(ص) در روایتی فرمود: این دو رکعت نماز که شما کوچک می شمارید، نمی دانید برای او چکار می کند. و البته نماز لیلة الدّفن که باید خوانده شود. و از همه مهمتر در این دنیا انس با خداوند داشته باشید. یا انیس من لا انیس له که در تنهایی های ما در همیشه ی زندگی و پس از مرگ، خدا است.


سوال- چکار کنیم که در روز قیامت برهنه محشور نشویم؟

پاسخ – مسئله ی عریان بودن در قیامت و نه در برزخ در روایات بسیار زیادی مطرح شده است. در روایتی داریم که یکی از همسران پیامبر همین سوال را از پیامبر اکرم (ص) پرسید. پیغمبر (ص) فرمود: آنجا هر کسی به فکر خود است و وحشت بسیاری وجود دارد. این مسئله آنقدر افراد را از یکدیگر باز می دارد که مانند نظام دنیا چشم چرانی و نگاه وجود ندارد.

 اما نکته ی مهمتر این است که در روایات داریم که شیعیان و مومنین خالص که ولایت اهل بیت (ع) را دارند مستور هستند. در روایتی از پیامبر اکرم (ص) است که فرمودند: شیعیان علی (ع) کسانی هستند که با لباس های سفید در قیامت از قبر ها برانگیخته می شوند. این لباس های سفید یا همان کفن ها است ویا اینکه به قدری نور آنها را فرا گرفته که بدن آنها قابل دیدن نیست. در روایت دیگری از امام صادق علیه السّلام داریم که شیعیان ما از قبور برانگیخته می شوند در حالی که بدن آنها مستور و پوشیده هستند. بنابراین باید ولایت خود نسبت به اهل بیت علیهم السّلام را تقویت کنیم و جزو همین شیعیانی باشیم که مستور هستند.


سوال – لطفاً درخصوص آیات 62 تا 74 سوره ی کهف توضیح بفرمایید.

پاسخ – در این صفحه و صفحه بعد داستان حضرت موسی و خضر که یکی از داستان های بسیار زیبا و پر رمز و راز قرآنی است بیان شده. مرحوم علامه طباطبایی در المیزان فرمودند که سوره کهف برای بیان سه داستان آمده است. یکی داستان موسی و خضر، یکی داستان اصحاب کهف و سوم داستان ذوالقرنین است که آنقدر اهمیت داشته که یک سوره برای آن آمده است.

 این داستان حضرت موسی و خضر یک داستان به هم پیوسته است که اگر قرار باشد کل نکات آن بیان شود باید کل داستان مطرح شود. در آیه  شصت و پنج و شصت و شش آداب استادی و شاگردی و آداب تعلم و تعلیم بیان شده است. آیه ی شصت و پنج ویژگی های استاد را بیان می کند. 

اینکه استاد کسی است که باید عبد باشد. مهمترین خصلت حضرت خضر که موسی را برای شاگردی او فرستادند تا چیزهایی را به موسی بیاموزد عبد بودن او بود. به خاطر همین خصلت او است که خداوند فرمود: ما رحمت هم به او داده بودیم و علم هم به او داده بودیم. عبودیت درس اصلی است که باید محور همه ی درس های استاد باشد. حضرت موسی وقتی که درخواست کرد اجازه می دهید یک مدت من از شما استفاده کنم؟ تعبیر حضرت موسی این است که اجازه می دهید من از علم شما در مسیر رشد استفاده کنم ؟ یعنی تعلم و یادگیری باید در مسیر رشد باشد. اگر غیر از این باشد تعلم ارزشی ندارد.

کلاً در ارتباط با زندگی برزخی دست ما کوتاه است و تا زمانی که ما به آنجا نرویم نمی توانیم آن را درک کنیم. مرحوم حاج آقا بزرگ تهرانی نقل می کنند که استاد ایشان آیت اله سید احمد کربلایی که از عرفا بود زمانی که از دنیا رفت در یک حالتی ایشان را دید (ظاهراً در حالت خواب بوده است) دست ایشان را گرفت و گفت ازآن طرف چه خبر دارید؟ او با یک حالتی دست خود را کشید و گفت باید اینجا بیایی تا ببینی چه خبر است. شبیه همین مطلب را نیز مرحوم آیت الله گلپایگانی که از مراجع بزرگ تقلید و همزمان با آیت الله بروجردی بود نقل می کنند. ایشان مرحوم میرزای نائینی را در حالتی دید و از ایشان پرسید از عالم برزخ چه خبر؟ مرحوم نائینی فرمودند: یک چیزی می گوییم، یک چیزی می شنوید و یک چیزی می شنویم. باید آن را ببینید. این واقعیت مسئله است.

 اما آن چیزی که از اهل بیت به ما رسیده و ما به غیر از این سند دیگری نداریم این است که بعد از مرگ زندگی برزخی به این شکل شروع می شود که روح که تا به حال با این بدن سنگین، خاکی و گوشتی و استخوانی کار می کرد، زندگی خود را با یک بدن سبک آغاز می کند. بدن سبک همان بدن برزخی است که به آن بدن مثالی هم می گویند. چون شکل و مثل این بدن است. از امام صادق (ع) پرسیدند که بعد از مرگ چطور زندگی می کنیم؟ حضرت در یک روایتی فرمودند: در یک بدن هایی مثل بدن های دنیایی. بهترین مثال شبیه همان چیزی است که در خواب می بینیم. در خواب بدن گوشتی زیر لحاف است و هیچ تحرکی ندارد، اما آن بدن را می بینیم که کاملاً فعال است، حرکت می کند، می فهمد، می خورد، می آشامد، درد می کشد و لذت می برد. 

البته بدنی که با آن در برزخ هستیم این بدن که ما در خواب می بینیم نیست. هزاران بار متکامل تر از این بدن است چون بدن در خواب هنوز متعلق به عالم دنیا است. اما بدن برزخی، ما از عالم دنیا بیرون رفته ایم و به عالم کامل تری رسیده ایم. در روایت دیگری امام صادق(ع) فرمود که وقتی بعد از مرگ ما وارد عالم برخ می شویم در یک شکل و قالبی مانند همین قالب دنیا هستیم. پس شکل و صورت دارد اما جرم و سنگینی ندارد. بدن برزخی می خورد، می آشامد، لذت می برد و درک و فهم دارد. لذت و عذاب او یا درک و فهم او به مراتب قوی تر از درک و فهم و لذت و عذاب هایی است که در عالم دنیا می برد چون کامل تر بوده و حجاب هایی دنیایی برداشته شده است. شخصی از امام صادق (ع) پرسید که بعد از مرگ ارواح کجا می روند؟ امام صادق (ع) فرمود: ارواح مومنین در یک اتاق هایی مربوط به بهشت برزخی از غذاهای آنجا می خورند. از نوشیدنی های آنجا می آشامند. البته خوردن و آشامیدن در بهشت مانند دنیا فقط تأمین غریزه نیست، آنجا قرب می آورد. در این دنیا بدن ما نیاز دارد و یک تأمین غریزه است. حیوانات نیز می خورند و می آشامند. اما در آن جا خوردن برای شخص قرب به همراه می آورد. بعد حضرت فرمودند: مومنین در برزخ یکدیگر را می بینند، می شناسند و با یکدیگر اُنس داشته و مراوده دارند. شخصی که از دنیا می رود اگر بهشتی باشد به دور او جمع می شوند. از او سوال کرده و راجع به فامیل می پرسند. البته نظام زندگی برزخی اجتماعی نیست و نظام فردی است. زندگی ما در عالم دنیا اجتماعی است. در جامعه همه به یکدیگر احتیاج داریم. ما به مشاغل مختلف احتیاج داریم و به تنهایی نمی توانیم نیازهای خود را برآورده کنیم. احتیاج به نانوا، قصاب، پزشک و.. داریم. اما آنجا دیگر اینگونه نیست. آنجا زندگی هر نفر فردی است. یعنی هر کسی در گرو اخلاقیات، عقاید و اعمال خود است. زندگی اجتماعی به این معنا که به یکدیگر وابسته بوده و به هم کمک کنیم وجود ندارد. اما می تواند به صورت جمعی بوده و در کنار هم جمع شویم و یکدیگر را ببینیم. یعنی خانواده ها می توانند یکدیگر را ببینند. جزو لذت های بهشت برزخی این است که افراد یکدیگر را دیده و با هم انس بگیرند. این یک لذتی است که شامل حال مومن می شود. از طرف دیگر شخصی که دچار جهنم و عذاب برزخی می شود هم خوردن و آشامیدن دارد اما این خوردن و آشامیدن برای او عذاب است. درزندگی برزخی تکامل و رشد وجود دارد. اما تکامل برزخی، تکامل عملی نیست. یعنی آنگونه نیست که ما آنجا بتوانیم اعمال انجام دهیم یعنی خیرات کرده، نماز بخوانیم و بتوانیم کارهای خود را جبران کنیم. یعنی دار عمل و مزرعه همین دنیا است. اما تکامل معرفتی و علمی است. یعنی مرحله به مرحله حجاب ها کنار رفته و اسراری برای فرد کشف می شود. افرادی که اهل بهشت هستند با دیدن و فهمیدن لذت آنها بیشتر می شود. افرادی که اهل عذاب هستند، حسرت و عذاب آنها بیشتر می شود.

 در روایتی از امام موسی ابن جعفر(ع) در جلد دوم اصول کافی است که حضرت به یکی از افرادی که در کنار ایشان نشسته بودند فرمودند که دوست دارید در دنیا عمر شما طولانی شود ؟ آن شخص گفت بله. حضرت فرمود به چه دلیل؟ گفت خیلی سوره ی قل هو الله احد را دوست دارم و دوست دارم که این سوره را زیاد بخوانم. امام چند لحظه سکوت کردند و بعد فرمودند: شخصی از مومنین که از دنیا برود اگر دردنیا قرآن را نیاموخته باشد (البته به شرطی که برای آموختن کوتاهی نکرده باشد) در عالم قبر به او تعلیم می دهند. 

بنابراین تعلیم و رشد علمی درآنجا وجود دارد. بعد حضرت فرمود: به این خاطر که درجه ی او را بالا ببرند. چون درجات بهشت به اندازه ی آیاتی است که خوانده اید و بر جان شما نشسته است، به شما می گویند بخوانید و بالا بروید. لذا در آن دنیا به او تعلیم می دهند. درروایاتی است که بچه ها ی کوچکی که هنوز بالغ نشده و از دنیا می روند و یا حتی سقط شده و از دنیا رفته اند در یک روایت است که حضرت ابراهیم (ع) آنها را در عالم برزخ تربیت کرده و از جهت معرفتی آنها را رشد می دهد. پیامبر فرمود: من در معراج دیدم که بچه های زیادی به دور او نشسته بودند. در روایت دیگری است که امام صادق (ع) فرمودند: اطفال شیعیان ما که از دنیا می روند حضرت زهرا (س) آنان را تربیت می کنند. اینها همه تکامل های برزخی است. 

به همین خاطر است که شما در دعاها صلوات برای اهل بیت فرستاده و ترفیع درجه برای آنها می خواهید. در تشهد نماز شما می گویید که خدایا درجه ی پیامبر را بالا ببر. دعا برای ترفیع درجه نشان می دهد که درجات هنوز وجود دارد.


سوال – در بهشت برزخی این رشد و تکامل می تواند وجود داشته باشد، آیا در جهنم برزخی نیز ممکن است رشد و تکاملی بوجود بیاید که فرد دیگر بعد از برزخ وارد جهنم نشود؟

پاسخ – کسانی که حداقل های شرایط ورود به بهشت را دارند یعنی اصل ایمان را دارند اما در دنیا گناهان زیادی مرتکب شده اند. کسانی که اصل ایمان، اعتقاد به پیامبر و ولایت اهل بیت را دارند یعنی عقائد را دارند ولی عمل نداشته یا معصیت زیاد دارند، باید در مراحلی پاک شده و کفاره ی اعمال بدی را که انجام داده اند ببینند.

 این پاک شدن یا در فشار هنگام مرگ است، یا شب اول قبر است و یا در مراحل برزخ است. لذا درروایتی داریم که عذاب های برزخ برای مومنین کفاره ی گناهان است تا پاک شده و به بهشت بروند. اما برای کافران و کسانی که اعتقادات نداشته و با حضرت حق عناد دارند. یعنی مستضعف فکری نبوده اند که حق به آنها نرسیده، رسیده اما قبول نکرده اند. 

این افراد در جهنم برزخی هستند و تکامل آنها به سمت غضب خدا است. یعنی مرحله به مرحله درکات آنها بالا رفته و بیشتر به باتلاق فرو می روند. هرچه قدر حجاب ها بیشتر برداشته شود حسرت و پشیمانی آنها بیشتر می شود. خیلی از افراد می پرسند برزخ کجا است؟ فکر میکنند برزخ در آسمان ها است. یعنی یک گمان عوامانه ای در اذهان شکل می گیرد که گویی برزخ در آسمان ها و کهکشان ها است. به هیچ وجه اینگونه نیست. تمام آسمان ها و کهکشان ها که با ملیاردها سال نوری با ما فاصله داشته باشند هنوز در عالم دنیا هستند. 

فاصله ی عالم برزخ با ما فاصله ی مکانی نیست. فاصله ی زمانی هم نیست که چند میلیون سال دیگر به آن برسیم. فاصله ی رتبی است. مثلاً اگر الان یک حیوانی دریک مکان و یک زمان کنار ما باشد، ما چیزهایی می فهمیم که او نمی فهمد. چون رتبه ی ما متفاوت است.

 پس الان رتبه ما پایین تر از برزخ است که نمی توانیم بشنویم و درک کنیم. همین الان اینجا برزخ است. یعنی در باطن این عالم برزخ وجود دارد اما نباید به سراغ بعد زمانی و مکانی برویم. و اگر بخواهیم باطن را بفهمیم اینگونه است که ما موقع خواب ظاهر را از دست داده و به سراغ باطن می رویم.

 «والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آل الطاهرین»





نوع مطلب : اســــرار مـــــرگ و مـعـــاد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 18 خرداد 1398


( کل صفحات : 79 )    ...   5   6   7   8   9   10   11   ...   


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار وبلاگ نویسی

وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت

اخبار ایران:

اخبار جهان:

اخبار اقتصادی:

اخبار علمی

اخبار فناوری و اطلاعات

اخبار هنری:

اخباراجتماعی

اخبار ورزشی

--------------------------------------------------------------------------------------

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

--------------------------------------------------------------------------------------
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
-------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------- ساخت وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic