وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


@@@@@@@@@@@@

«به نام خداوند علیم و حكیم»

جهان آفرینش دارای رموز و معمّاهایی است كه انسان ها باید همیشه در جست و جوی آن باشند و هر یك از شگفتیهای این جهان دارای كلیدهایی است كه قفل این رموز را باز می كنند.

ما انسانها با تلاش و كوشش می توانیم توانایی آن را داشته باشیم که با كمی اندیشه همراه با عمل و با استفاده از شاه كلید اصلی یعنی «قرآن کریم» این كلیدها را از آن خود كنیم و به راز آفرینش دست پیدا كنیم.

زندگی بدون كاوش معنا ندارد و زمانی زندگی معنا پیدا می كند كه در آن رمزی وجود داشته با شد و همچنین فردی باشد كه در جست و جوی یافتن آن رمز باشد.

@@@@@@@@@@@@

قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :


مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ


هر که علم اولین و آخرین را میخواهد،

باید آن را در قرآن بجوید.


کنزالعمال ج1 ص548

مدیر وبلاگ :سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید






برچسبها


سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت 

علیهم السّـلام



سیّد محمّد روحـانی

مـدیـر وبــلاگ

ROHANI.BAYGI@GMAIL.COM


Related image


أَلَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یَرَى

آیا او (انسان) ندانست كه خداوند (همه اعمالش را) می بیند؟!

 

﴿سوره عَـلَـق آیه 14


 

فَأَیْنَ تَذْهَبُونَ 


پس (ای انسان)به كجا مى‏ روید؟


 

إِنْ هُوَ إِلا ذِکْرٌ لِلْعَالَمِینَ


این [قرآن] بجز پندى براى عالمیان نیست.


 

لِمَنْ شَاءَ مِنْکُمْ أَنْ یَسْتَقِیمَ


براى هر یك از شما كه بخواهد به راه راست رود.


﴿سوره تکویر آیات 28-26









نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 12 خرداد 1394



 تفسیر کامل سوره قارعة

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

اَلْقارِعَهُ«1» مَا الْقارِعَهُ«2» وَ ما أَدْراکَ مَا الْقارِعَهُ«3» یَوْمَ یَکُونُ النّاسُ کَالْفَراشِ الْمَبْثُوثِ«4» وَ تَکُونُ الْجِبالُ کَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ«5» فَأَمّا مَنْ ثَقُلَتْ مَوازِینُهُ«6» فَهُوَ فِی عِیشَهٍ راضِیَهٍ«7» وَ أَمّا مَنْ خَفَّتْ مَوازِینُهُ«8» فَأُمُّهُ هاوِیَهٌ«9» وَ ما أَدْراکَ ما هِیَهْ«10» نارٌ حامِیَهٌ«11»

حادثه کوبنده.(1)آن حادثه کوبنده چیست؟(2) و تو چه دانی آن حادثه کوبنده چیست؟(3)روزی که مردم مانند پروانه ها پراکنده باشند.(4)و کوهها مانند پشمِ رنگارنگِ زده شده.(5)پس هر کس کفّه های(عمل خیرش در)ترازویش سنگین باشد،(6)پس او در زندگی رضایت بخشی است.(7)ولی هر کس کفّه های(کار خیرش در)ترازویش سبک باشد،(8)پس در آغوش آتش است.(9)و تو چه دانی آن چیست؟(10)آتشی سوزان(11)

 

نکته ها :

*وجه تسمیه قیامت به «قارعة» و تشبیه مردم پس از بر انگیخته شدن، به توده ملخ است.

*بعضى گفته اند : بدین مناسبت قیامت را قارعه نامیده كه دلها را با فَـزَعِ شدیدش و دشمنان خدا را با عذابش مى كوبد.

*«قارعه»از«قرع»به معنای کوبیدن چیزی بر چیزی است.

*كلمه«فراش» بطورى كه از فراء نقل شده به معناى ملخى است كه زمین را فرش كند، یعنى روى گرده هم سوار شده باشند، پس فراش به معناى غوغاى ملخ است.

*كلمه «مبثوث» از ماده «بث» است كه به معناى تفرقه است، و «فراش مبثوث» یعنى ملخ ‌هاى متفرق.

*بعضى از مفسرین در اینكه چرا مردم روز قیامت را به فراش تشبیه كرد؟

گفته اند : براى این است كه فراش وقتى جست و خیز مى كند نقطه معلومى را در نظر نمیگیرد، مانند مرغان، و به طرف معینى نمى پرد، بلكه بدون جهت پرواز مى كند، مردم نیز در روز قیامت چنین حالتى دارند، وقتى از قبورشان سر بر  مى آورند آنچنان ترس و فَـزَع از همه جهات احاطه شان مى كند كه بى اختیار و بى هدف به راه مى افتند، و در جستجوى منزلها كه یا سعادت است و یا شقاوت سر گردانند.

* در روایات می خوانیم:حضرت علی علیه السلام و فرزندان معصومش،میزان و معیار سنجش اعمال انسان ها در قیامت هستند.[1]

*كلمه « عِهن»به معناى پشمى است كه رنگهاى مختلف داشته باشد، و كلمه «مَنفُوش» از مصدر «نَفَشَ» است، كه به معناى شیت كردن پشم است یا با دست و یا با كمان چه حلاجى، و یا با چیز دیگر.

پس «عهن منفوش» به معناى پشم شیث شده اى است كه داراى رنگهاى مختلف باشد، و این تشبیه اشاره دارد به اینكه در آن روز كوه ها كه رنگهاى مختلف دارند با زلزله قیامت متلاشى، و چون پشم حلاجى شده مى گردند.

فاما من ثقلت موازینه فهو فى عیشه راضیة

این آیه اشاره دارد به اینكه اعمال - هم مانند هر چیزى براى خود - وزن و ارزشى دارد، و اینكه بعضى اعمال در ترازوى عمل سنج سنگین است، و آن عملى است كه نزد خداى تعالى قدر و منزلتى داشته باشد، مانند ایمان به خدا و انواع اطاعتها، و بعضى دیگر اینطور نیستند، مانند كفر و انواع نافرمانیها و گناهان، كه البته اثر هر یك از این دو نوع مختلف است، یكى سعادت را دنبال دارد، و آن اعمالى است كه در ترازو سنگین باشد، و دیگرى شقاوت را، و ما در تفسیر سوره هاى قبلى در معناى میزان سخن گفتیم و بحث كردیم.

«فهو فى عیشة راضیة» كلمه «عیشة» به كسر عین-نظیر كلمه جلسه به كسر جیم-از مصادیق بناى «فعله» است، كه نوعیت را میرساند.

مثلًا جلسه، به معناى نوعى نشستن است، و عیشه به معناى نوعى زندگى كردن است، مانند «عیشة راضیة»، یك زندگى خوش، و اگر راضیه و خوشى را به خود عیش نسبت داد، با اینكه صاحب عیش راضى و خشنود است.

*شاید دلیل آنکه کلمه«موازین»به صورت جمع آمده،این باشد که کارهای گوناگون انسان با ابزارهای گوناگون سنجیده می شود و هر کار،میزان مخصوص به خود را دارد.

* «موازین»جمع«میزان»به معنای وسیله سنجش است و روشن است که اعمال انسان، امری مادی و دارای وزن و جرم نیست که با ترازوهای معمولی سنجیده شود،بلکه هر دسته از اعمال انسان،معیار سنجش مخصوص به خود دارد.

* مادر برای همه فرزندان،مأوی و پناهگاه است،اما در آنجا مادر و پناهگاه گروهی از انسان ها دوزخ است.

* «هاوِیَة» از«هوی»به معنای سقوط است و دوزخ،محلّ سقوط گروهی است.

* «حامِیَهٌ» از«حمی»به معنای شدّت حرارت است.

* کوه های رنگارنگ در اثر قطعه قطعه شدن و خورد و خاک شدن،مثل پشم زده رنگارنگ میشوند. «کَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ» «منفوش»از«نَفَشَ»به معنای باز کردن و کشیدن پشم است تا آنجا که اجزای آن از هم بگسلد[2]

* سبک و سنگینی مخصوص مادیات نیست.

لذا به سخنان بی محتوی می گویند : سخن سبک.

شاید مراد از «ثَقُلَتْ مَوازِینُهُ» و «خَفَّتْ مَوازِینُهُ» ارزش و کیفیّت عمل باشد و شاید هم مراد،قلّت و کثرت آن باشد.

*حضرت علی علیه السلام فرمودند : مراد از سبکی عمل، کم بودن عمل و مراد از سنگینی عمل، زیادی آن است.«قلة الحساب و کثرته»[3]

* شخصی سلمان را تحقیر کرد که تو کیستی و چیستی؟

پاسخ داد : اول من و تو نطفه و آخر من و تو مردار است.

این دنیاست، اما در قیامت، «من ثقلت موازینه فهو الکریم و من خفت موازینه فهو لئیم»[4]

هر کس میزان او سنگین باشد،تکریم می شود و هر کس سبک باشد، تحقیر و ملامت خواهد شد.

پیام ها :

1- قیامت،کوبنده مستکبران و روحیه های متکبّرانه است. «الْقارِعَهُ مَا الْقارِعَهُ»

2- قیامت فراتر از فکر بشر است.حتی پیامبر بدون بیان الهی از آن خبر ندارد. «وَ ما أَدْراکَ مَا الْقارِعَهُ»

3- قیامت روز تحیّر و سرگردانی بشر است. «کَالْفَراشِ الْمَبْثُوثِ»

4- بهشت را به بها دهند نه بهانه. «مَنْ ثَقُلَتْ مَوازِینُهُ فَهُوَ فِی عِیشَهٍ راضِیَهٍ»

5- زندگیِ سراسر شاد، مخصوص قیامت است. زیرا در دنیا در کنار کامیابی ها، دغدغه بیماری، سرقت، حسادت، از دست دادن و گذرا بودن هست. «عِیشَهٍ راضِیَهٍ»

6- رضایت از زندگی، از نشانه های جامعه بهشتی است. «فَهُوَ فِی عِیشَهٍ راضِیَهٍ»

7- مبنای کیفر و پاداش،عمل است که با ترازوی عدل سنجیده می شود. ثَقُلَتْ مَوازِینُهُ ... خَفَّتْ مَوازِینُهُ

 

«والحمدللّه ربّ العالمین»


[1] - بحارالانوار،ج7،ص:252.

[2] - تفسیر راهنما.

[3] - احتجاج طبرسی،ج1،ص363.به نقل راهنما.

[4] تفسیر نور الثقلین.






نوع مطلب : 101-سوره قارعـة، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 25 اردیبهشت 1399



فضیلت و خواص سوره قارعة


قارعة یکصد و یکمین سوره قران کریم که مکّی است و 11 آیه دارد.

محتوای این سوره درباره قیامت و سختی های آن است و از سوره هایی است که رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند : مرا پیر کرده است.(1)

امام باقر علیه السلام در فضیلت این سوره فرمودند :

هر کس سوره قارعه را قرائت کند و آن را استمرار بخشد خداوند عزیز و جلیل او را از فتنه دجال و ایمان آوردن به او در امان می دارد و نیز از گرفتارشدن در آتش جهنم نگاه می دارد.(2)

از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم نقل شده است: هر کس که این سوره را قرائت نماید در روز قیامت ترازوی حسنات او سنگین می شود. (3)


آثار و برکات سوره


1) گشایش در کار

در این باره از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم روایت کرده اند: هر کس سوره قارعه را بنویسد و همراه نیازمندی قرار دهد خداوند در کار او آسانی و گشایش قرار می دهد.(4)

همچنین از امام صادق علیه السلام نقل شده است: هر گاه این سوره را نوشته و همراه کسی که بازارش کساد و بی رونق است باشد خداوند به کارش رونق می بخشد.(5)

 

 

2) برآورده شدن حاجات

به جهت برآورده شدن هر حاجتی 180 بار این سوره را بخواند مفید است و اگر معیشت بر او تنگ باشد بنویسد و و با خود همراه داشته باشد روزی او وسیع می گردد .همچنین این سوره را نوشته و با خود همراه داشته باشد حاجتش برآورده خواهد شد. (6)

 (1) الجامع الصغیر، ج2، ص82

(2) ثواب الاعمال، ص125

 (3) مجمع البیان، ج10، ص426

(4) تفسیرالبرهان، ج5، ص739

(5) همان

(6) درمان با قران، ص160

منابع: «قرآن درمانی روحی و جسمی، محسن آشتیانی، سید محسن موسوی»؛ درمان با قرآن،محمدرضا کریمی





نوع مطلب : 101-سوره قارعـة، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 25 اردیبهشت 1399



 تفسیر کامل سوره تکاثر


بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

أَلْهکُمُ التَّکاثُرُ«1» حَتّی زُرْتُمُ الْمَقابِرَ«2»

 کَلاّ سَوْفَ تَعْلَمُونَ«3» ثُمَّ کَلاّ سَوْفَ تَعْلَمُونَ«4»

 کَلاّ لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْیَقِینِ«5» لَتَرَوُنَّ الْجَحِیمَ«6»

ثُمَّ لَتَرَوُنَّها عَیْنَ الْیَقِینِ«7» ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ یَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِیمِ«8»

فزون طلبی(و تفاخر)شما را سرگرم کرد.(1)

تا آنجا که به زیارت مقبره ها رفتید.(2)

چنین نیست(که می پندارید)به زودی خواهید فهمید. (3)

باز چنین نیست(که می پندارید)،در آینده خواهید دانست.(4)

چنین نیست(که می پندارید)،اگر شما(به آخرت)علم یقینی داشتید.(5) قطعاً دوزخ را می دیدید.(6)

سپس آن را با عین الیقین می دیدید.(7) سپس در آن روز از نعمت ها سؤال خواهید شد.(8)

نکته ها :

*«تکاثر» از «کثرت»به معنای فزون طلبی و فخرفروشی به دیگران، به واسطه کثرت اموال و اولاد است.

جلوه های تکاثر

تکاثر در شرک و چند خدایی

«أَ أَرْبابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَیْرٌ أَمِ اللّهُ الْواحِدُ الْقَهّارُ»[1]

(حضرت یوسف به هم زندانی های خود که مشرک بودند، گفت : آیا ارباب متفرق بهتر است یا خداوند یکتای قهار؟)

تکاثر در غذا :

بنی اسرائیل می گفتند : ما بر یک نوع غذا صبر نداریم «لَنْ نَصْبِرَ عَلی طَعامٍ واحِدٍ» ما خوردنی های دیگر همچون پیاز و سیر و عدس و خیار میخواهیم. «قِثّائِها وَ فُومِها وَ عَدَسِها وَ بَصَلِها»[2]


تکاثر در عمر :

چنان که بعضی دوست دارند هزار سال عمر کنند. «یَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ یُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَهٍ»[3]


تکاثر در مال :

قرآن می فرماید:برخی افراد به دنبال جمع مال و شمارش آن هستند. «الَّذِی جَمَعَ مالاً وَ عَدَّدَهُ[4]


تکاثر در مسکن :

قرآن در مقام سرزنش بعضی می فرماید:در دامنه هر کوهی ساختمان های بلند بنا میکنید. «أَتَبْنُونَ بِکُلِّ رِیعٍ آیَهً تَعْبَثُونَ»[5]


تکاثر در شهوت :

اسلام برای مسئله جنسی،راه ازدواج را تجویز کرده و بهره گیری از همسر را بدون ملامت شمرده:

«إِلاّ عَلی أَزْواجِهِمْ أَوْ ما مَلَکَتْ أَیْمانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَیْرُ مَلُومِینَ»[6]

و ارضای شهوت از غیر راه ازدواج را تجاوز دانسته است.

«فَمَنِ ابْتَغی وَراءَ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ العادُونَ» [7]

*«أَلْهکُمُ» از«لهو»به معنای سرگرم شدن به امور جزئی و ناچیز است که انسان را از اهداف بلند باز دارد.

*«زُرْتُمُ» از زیارت و«مقابر»جمع مقبره است.

*میان دو قبیله بر سر تعداد نفرات گفتگو شد، تصمیم گرفتند سرشماری کنند بعد از زنده ها به قبرستان رفتند تا آمار مردگان را نیز به حساب آورند.

*حضرت علی علیه السلام در خطبه 221 نهج البلاغه،بعد از تلاوت این سوره مطالبی دارند که ابن ابی الحدید در شرح آن می گوید :

در طول پنجاه سال،بیش از هزار بار این خطبه را خوانده ام و عظمت این خطبه به قدری است که سزاوار است بهترین گویندگان عرب جمع شوند و این خطبه برایشان تلاوت شود و همه به سجده افتند، همانگونه که هنگام تلاوت بعضی از آیات قرآن، همه به سجده می افتند[8]ما دو جمله از آن خطبه را در اینجا بازگو می کنیم:

«آبائهم یفخرون»آیا به مقبره پدرانشان افتخار می کنند؟

«ام بعدید الهلکی یتکاثرون»یا به تعداد معدومین فزون طلبی می کنند؟

«اجساد خرت و حرکات سکنت»آنان جسدهایی بودند که متلاشی شدند و متحرک هایی بودند که ساکن شدند.

«و لئن یکونوا عبرا احق من ان یکونا مفتخرا»آن جسدها سزاوارترند که سبب عبرت شوند تا مایه افتخار.

*از حضرت علی علیه السلام حدیثی نقل شده که فرمودند : اولین «سَوْفَ تَعْلَمُونَ» مربوط به عذاب قبر است و دومی مربوط به عذاب آخرت[9]

*یقین، باور قلبی است که عمیق تر از دانستن است.

مثلا همه مردم می دانند که مرده کاری به کسی ندارد ولی حاضر نیستند در کنار مرده بخوابند، ولی مرده شور در کنار مرده به راحتی می خوابد، زیرا مردم فقط می دانند ولی مرده شور باور کرده و به یقین رسیده است.

راه بدست آوردن یقین عمل به دستورات الهی است، همانگونه که مرده شور در اثر تکرار عمل به این باور رسیده است.

*بر اساس روایات، نشانه یقین، توکل بر خداوند و تسلیم او شدن و راضی بودن به مقدرات او و واگذاری امور به اوست[10]

*یقین درجاتی دارد که دو مرحله اش در این سوره آمده و مرحله دیگرش در آیه 95 سوره واقعه آمده است.

مراحل یقین عبارتند از :

علم الیقین، حق الیقین و عین الیقین

انسان، گاهی از دیدن دود پی به آتش می برد که این علم الیقین است،گاهی خودِ آتش را می بیند که عین الیقین است و گاهی دستی بر آتش می نهد و سوزندگی آن را احساس می کند که حق الیقین است.

*مراد از دیدن آتش در «لَتَرَوُنَّ الْجَحِیمَ» ،یا دیدن آن در قیامت است و یا دیدن آن با چشم برزخی و مکاشفه در همین دنیا که این معنا با یقین سازگارتر است.

*بر اساس احادیث، مراد از نعمتی که در قیامت مورد سوال قرار می گیرد، آب و نان نیست، که بر خداوند قبیح است از این امور سؤال کند.بلکه مراد نعمت ولایت و رهبری معصوم است [11] امام رضا علیه السلام فرمود:سؤال از آب و نان و...از مردم قبیح است تا چه رسد به خداوند، بنابراین مراد از سؤال از نعمت، همان نعمت رهبری معصوم است.[12]

*تکاثر تنها در آمار و نفرات جمعیّت نیست، بلکه گاهی در ثروت و فرزند است. «وَ تَکاثُرٌ فِی الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ»[13]

و لذا در قرآن سفارش شده که مال و فرزند شما را سرگرم نکند.

«لا تُلْهِکُمْ أَمْوالُکُمْ وَ لا أَوْلادُکُمْ» [14]

*پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم به دنبال تلاوت این سوره فرمودند :

«تکاثر الاموال جمعها من غیر حقها و منعها من حقها و سدها فی الاوعیه»[15]

گردآوری اموال از راه نامشروع و نپرداختن حقوق واجب آنها و نگهداری آنها در صندوق ها تکاثر است.

 * در شعری منسوب به حضرت علی علیه السلام آمده است:


یا من بدنیاه اشتغل

قد غرّه طول الامل

 

الموت یأتی بغته

والقبر صندوق العمل



«ادامه مطلب»


نوع مطلب : 102-سوره تکاثر، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 25 اردیبهشت 1399


فضیلت و خواص سوره تکاثر

یکصد و دومین سوره قرآن کریم است که مکی  و 8 آیه دارد.

در فضیلت این سوره به نقل از امیرالمؤمنین علیه السلام آمده است که این سوره درباره حقانیت عذاب قبر نازل شده است. (1)

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلّم فرموده اند :

قرائت این سوره برابر با 1000 آیه قرآن میباشد.(2)

هم چنین فرموده اند : هر کس سوره تکاثر را قرائت نماید در ملکوت ادا کننده شکر، خوانده می شود.(3)

امام صادق علیه السلام فرمودند :

هر کس سوره تکاثر را در نمازهای واجب یا مستحب خود بخواند خداوند برای او اجر و ثواب صد شهید را بنویسد و هر که ان را در نماز مستحبی بخواند برای او ثواب 50 شهید نوشته می شود و در نماز واجبش چهل صف از فرشتگان به همراه او نماز می گزارند.(4)

از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم نقل شده که هر کسی سوره تکاثر را قرائت نماید خداوند درباره نعمت هایی که در دنیا به او داده است از او حسابرسی نکند و هر که هنگام باریدن باران آن را بخواند و وقتی آن را به پایان برد خداوند گناهانش را می آمرزد.(5)

در روایت آمده هر کس هنگام نماز عصر این سوره را بخواند تا غروب روز بعد در امان خواهد بود.(6)

هم چنین رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم فرموده اند :

هر کس سوره تکاثر را در هنگام خواب با نیّت صادق قرائت نماید 70 هزار حسنه به او داده می شود و 70 هزار گناه از او پاک می شود و 70 هزار درجه به او عطا می شود. قرائت کننده این سوره می تواند از خانواده ، همسایه و دوستانش شفاعت کند و خداوند سختی های برخورد با فرشتگان نکیر و منکر را برای او هموار می سازد.(7)

آثار و برکات سوره

 

1) به دست آوردن مالی عظیم

گفته شده هر کس سوره تکاثر را روز دوشنبه یا چهارشنبه 40 بار بخواند مال عظیم یابد و به خیری رسد که در ذهن و تصورات او نگنجد. (8)

 

2) برآورده شدن حاجات

امام جعفر صادق علیه السلام فرمودند: 22 بار  سوره تکاثر را بخوانید در خلوت، و بعد از آن 1000 بار صلوات بفرستید و حاجت خود را بخواهید که خداوند نیز برآورده خواهد نمود.(9)

 

3) رفع سردرد

هر کس این سوره را بر صاحب سردرد بخواند دردش باذن الله زایل گردد. (10)

4) هدیه و خیر کثیر به اموات

در روایت امده  که دو رکعت نماز با این کیفیت خیر کثیره دارد :

در رکعت اول«فاتحه » و «آیه الکرسی» و دو بار «توحید» و در رکعت دوم یک بار «فاتحه» و 10 بار سوره «تکاثر» را بخوان و چون نماز تمام شد آن را به مرده مورد نظر هدیه نما به این صورت: «اللهم صلی علی محمد و آل محمد و ابعث الی قبر فلان [به جای فلان نام مرده را بگو]» (11)

 (1) الدرالمنثور، ج6، ص387

(2) کنزالعمال

(3) الجامع الصغیر، ج2، ص234

(4) ثواب الاعمال، ص125

(5) تفسیرالبرهان، ج5، ص743

(6) همان

(7) الدرالمنثور، ج6، ص386

(8) کشکول، افشاری ارومیه ای ، ص11

(9) درمان با قران، ص161

 (10) همان

(11) همان

منابع: «قرآن درمانی روحی و جسمی، محسن آشتیانی، سید محسن موسوی»؛ درمان با قرآن،محمدرضا کریمی





نوع مطلب : 102-سوره تکاثر، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 25 اردیبهشت 1399


 تفسیر کامل سوره عصر


بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

وَیْلٌ لِکُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ«1»

 اَلَّذِی جَمَعَ مالاً وَ عَدَّدَهُ«2»

 یَحْسَبُ أَنَّ مالَهُ أَخْلَدَهُ«3»

 کَلاّ لَیُنْبَذَنَّ فِی الْحُطَمَةِ«4»

 وَ ما أَدْراکَ مَا الْحُطَمَةُ«5»

 نارُ اللّهِ الْمُوقَدَةُ«6»

 اَلَّتِی تَطَّلِعُ عَلَی الْأَفْئِدَةِ«7»

 إِنَّها عَلَیْهِمْ مُؤْصَدَةٌ«8»

 فِی عَمَدٍ مُمَدَّدَةٍ«9»

وای بر هر عیب جوی طعنه زن.(1)

آنکه مالی جمع کرد و شماره اش کرد.(2)

او خیال می کند که اموالش او را جاودان ساخته است.(3)

چنین نیست (که می پندارد) قطعاً او در (آتش) شکننده ای افکنده شود.(4)

و تو چه دانی که (آتش) خورد کننده چیست؟(5)

آتش افروخته الهی،(6)

که بر دلها راه یابد.(7)

 

آن آتش بر آنان فرو بسته شده (و راه گریزی از آن نیست.)(8)

در ستونهایی بلند و کشیده. (9)

 

نکته ها :

*«هُمَزَةٍ» از«همز»به معنای عیب جویی از طریق چشم و ابرو و اشاره است.

«لُمز»به معنای عیب جویی با زبان است.

حرف(ه)در پایان این دو کلمه برای مبالغه است،

نظیر«ضحکه» به معنای کسی که زیاد میخندد.

*«حطمة»به معنای خورد کردن و شکستن کامل است.

«مُؤْصَدَةٌ» به حفره ای گفته می شود که در کوه ایجاد کنند و درب آن را محکم ببندند.

*منظور از «عَمَدٍ مُمَدَّدَةٍ» (ستون های بلند و کشیده)،یا میخ های بلندی است که اهل عذاب را با آن میخکوب و زندانی می کنند و یا شعله های عظیم آتش که همچون ستون های بلند، کشیده است.

*در لسان قرآن اگر بعد از توجه به خدا به سراغ مال رفتید ارزش است، «فَإِذا قُضِیَتِ الصَّلاةُ فَانْتَشِرُوا فِی الْأَرْضِ وَ ابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللّهِوَ اذْکُرُوا اللّهَ کَثِیراً لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ» [1]

* در فرهنگ قرآن،مالِ دنیا فضل الهی است،لذا در این آیه می فرماید: «وَ ابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللّهِ» ،بعد از پایان (نماز جمعه)، به سراغ فضل خدا یعنی درآمد و تجارت بروید.

چنانکه درسوره بقره آیه 180 مالِ دنیا را «خیر» شمرده و می فرماید: «إِنْ تَرَکَ خَیْراً الْوَصِیَّةُ» اگر کسی خیری(مالی) باقی گذارده، وصیت کند که در اینجا مراد از خیر،مال دنیاست.

*در حدیثی زیبا پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند :

هرکس در بازار و محل کسب و کار با اخلاص خدا را یاد کند، در حالی که مردم از خدا غافلند و به کارهای خود مشغولند، خداوند برای او هزار حسنه ثبت می کند و روز قیامت او را مورد مغفرت ویژه خویش قرار می دهد.

امّا، اگر به جای یاد خدا، به سراغ مال رفتید مورد انتقاد است. وَ إِذا رَأَوْا تِجارَهً أَوْ لَهْواً انْفَضُّوا...[2]

*عیب جویی و طعنه به هر نحو و شکل ممنوع و حرام است.

غیابی یا حضوری،با زبان یا اشاره، شوخی یا جدی، کوچک یا بزرگ مربوط به کار و صنعت یا آفرینش طبیعت.

*برخی افراد از شمارش اموال خود، به رخ کشیدن آن و سرگرم شدن به آن لذّت می بردند و گمان می کنند این ثروت همیشگی است و آنها را برای همیشه در دنیا نگه می دارد و دیگر بیماری و مرگ به سراغ آنها نمی آید.

قرآن این دیدگاه را مذمّت کرده و می فرماید: این نگاه به دنیا،انسان را دوزخی می کند.و گرنه داشتن مال دنیا و بهره بردن از آن مذمّتی ندارد.

*چون آخر این سوره کیفر اهل نیش و زخم زبان را دوزخ سرپوشیده و در بسته دانسته و این نوع عذاب برای کافران است، پس به نظر می رسد که سوره مربوط به کسانی است که پیامبران الهی را مسخره می کنند.

پیام ها :

1- یکی از آفات و خطرات ثروت اندوزی،تحقیر دیگران است. هُمَزَهٍ لُمَزَهٍ... جَمَعَ مالاً وَ عَدَّدَهُ

2- مسائل اخلاقی جزء دین است و انسان مؤمن، باید زبان و نگاه خود را کنترل کند. «وَیْلٌ لِکُلِّ هُمَزَهٍ لُمَزَهٍ»

3- مراقب باشیم فریب دنیا را نخوریم و به مال دنیا مغرور نشویم. «یَحْسَبُ أَنَّ مالَهُ أَخْلَدَهُ»

4- آنان که به جای انفاق مال،در فکر جمع و احتکار اموال هستند،منتظر عذاب

خورد کننده قیامت باشند. جَمَعَ مالاً وَ عَدَّدَهُ... لَیُنْبَذَنَّ فِی الْحُطَمَهِ

5- نیش زبان و طعنه زدن،از گناهان کبیره است، زیرا درباره آن وعده عذاب آمده است. وَیْلٌ لِکُلِّ هُمَزَهٍ لُمَزَهٍ... لَیُنْبَذَنَّ فِی الْحُطَمَهِ

6- آتشی که خدا بیفروزد،نه فقط بر جسم،بلکه بر جان و دل مجرمان نفوذ می کند. «نارُ اللّهِ الْمُوقَدَهُ اَلَّتِی تَطَّلِعُ عَلَی الْأَفْئِدَهِ»

7- فکر بشر از درک حقایق دوزخ و بهشت عاجز است. «وَ ما أَدْراکَ مَا الْحُطَمَهُ»

8- ستون های بلند آتش،راه فرار را بر دوزخیان می بندد. «مُؤْصَدَهٌ فِی عَمَدٍ مُمَدَّدَهٍ»

 

«والحمدللّه ربّ العالمین»

[1] جمعه،10.

[2] - جمعه،11.





نوع مطلب : 103-سوره عـصر، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 25 اردیبهشت 1399


فضیلت و خواص سوره عصر

سوره عصر یکصد و سومین سوره قرآن کریم است که مکی و دارای 3 آیه است.

از منابع اهل سنت نقل شده است که این سوره در فضیلت امیرالمومنین علی علیه السلام است.(1) 

این سوره در میان یاران رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم به قدری مهم و ارزشمند بود که هر گاه یکدیگر را دیدار می کردند تا سوره عصر را برای هم نمی خواندند از هم جدا نمی شدند.(2)

امام صادق علیه السلام در تفسیر این سوره فرمودند: «الا الذین امنوا» یعنی کسانی که به ولایت امیرالمومنین علی علیه السلام ایمان آورده اند.(3)

هم چنین در فضیلت این سوره فرمودند :

هر کس سوره عصر را در نمازهای مستحبی قرائت کند، خداوند در روز قیامت چهره اش را نورانی و خندان و چشمش را روشن کرده تا او را وارد بهشت نماید.(4)

از رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلّم نقل شده است :

هر کس این سوره را قرائت نماید عاقبت کار او به صبر و شکیبایی ختم خواهد شد و در روز قیامت همراه با یاران حق محشور خواهد شد.(5)

آثار و برکات سوره

گویند اگر سوره عصر را بر کسی که تب داشته باشد بخوانند تب او زائل گردد و اگر این سوره را بر فرد افسرده بخوانند از افسردگی بیرون آید. (6)

 (1) الدرالمنثور، ج6، ص392

(2) همان، ص391

(3) تفسیرالقمی، ج27، ص441

(4) ثواب الاعمال، ص125

(5) مجمع البیان، ج10، ص434

(6) درمان با قرآن، ص162

منابع: «قرآن درمانی روحی و جسمی، محسن آشتیانی، سید محسن موسوی»؛ درمان با قرآن،محمدرضا کریمی





نوع مطلب : 103-سوره عـصر، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 25 اردیبهشت 1399


تفسیر کامل سوره همزه


بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

وَیْلٌ لِکُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ«1»

 اَلَّذِی جَمَعَ مالاً وَ عَدَّدَهُ«2»

 یَحْسَبُ أَنَّ مالَهُ أَخْلَدَهُ«3»

 کَلاّ لَیُنْبَذَنَّ فِی الْحُطَمَةِ«4»

 وَ ما أَدْراکَ مَا الْحُطَمَةُ«5»

 نارُ اللّهِ الْمُوقَدَةُ«6»

 اَلَّتِی تَطَّلِعُ عَلَی الْأَفْئِدَةِ«7»

 إِنَّها عَلَیْهِمْ مُؤْصَدَةٌ«8»

 فِی عَمَدٍ مُمَدَّدَةٍ«9»

وای بر هر عیب جوی طعنه زن.(1)

آنکه مالی جمع کرد و شماره اش کرد.(2)

او خیال می کند که اموالش او را جاودان ساخته است.(3)

چنین نیست (که می پندارد) قطعاً او در (آتش) شکننده ای افکنده شود.(4)

و تو چه دانی که (آتش) خورد کننده چیست؟(5)

آتش افروخته الهی،(6)

که بر دلها راه یابد.(7)

 

آن آتش بر آنان فرو بسته شده (و راه گریزی از آن نیست.)(8)

در ستونهایی بلند و کشیده. (9)

 

نکته ها :

*«هُمَزَةٍ» از«همز»به معنای عیب جویی از طریق چشم و ابرو و اشاره است.

«لُمز»به معنای عیب جویی با زبان است.

حرف(ه)در پایان این دو کلمه برای مبالغه است،

نظیر«ضحکه» به معنای کسی که زیاد میخندد.

*«حطمة»به معنای خورد کردن و شکستن کامل است.

«مُؤْصَدَةٌ» به حفره ای گفته می شود که در کوه ایجاد کنند و درب آن را محکم ببندند.

*منظور از «عَمَدٍ مُمَدَّدَةٍ» (ستون های بلند و کشیده)،یا میخ های بلندی است که اهل عذاب را با آن میخکوب و زندانی می کنند و یا شعله های عظیم آتش که همچون ستون های بلند، کشیده است.

*در لسان قرآن اگر بعد از توجه به خدا به سراغ مال رفتید ارزش است، «فَإِذا قُضِیَتِ الصَّلاةُ فَانْتَشِرُوا فِی الْأَرْضِ وَ ابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللّهِوَ اذْکُرُوا اللّهَ کَثِیراً لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ» [1]

* در فرهنگ قرآن،مالِ دنیا فضل الهی است،لذا در این آیه می فرماید: «وَ ابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللّهِ» ،بعد از پایان (نماز جمعه)، به سراغ فضل خدا یعنی درآمد و تجارت بروید.

چنانکه درسوره بقره آیه 180 مالِ دنیا را «خیر» شمرده و می فرماید: «إِنْ تَرَکَ خَیْراً الْوَصِیَّةُ» اگر کسی خیری(مالی) باقی گذارده، وصیت کند که در اینجا مراد از خیر،مال دنیاست.

*در حدیثی زیبا پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند :

هرکس در بازار و محل کسب و کار با اخلاص خدا را یاد کند، در حالی که مردم از خدا غافلند و به کارهای خود مشغولند، خداوند برای او هزار حسنه ثبت می کند و روز قیامت او را مورد مغفرت ویژه خویش قرار می دهد.

امّا، اگر به جای یاد خدا، به سراغ مال رفتید مورد انتقاد است. وَ إِذا رَأَوْا تِجارَهً أَوْ لَهْواً انْفَضُّوا...[2]

*عیب جویی و طعنه به هر نحو و شکل ممنوع و حرام است.

غیابی یا حضوری،با زبان یا اشاره، شوخی یا جدی، کوچک یا بزرگ مربوط به کار و صنعت یا آفرینش طبیعت.

*برخی افراد از شمارش اموال خود، به رخ کشیدن آن و سرگرم شدن به آن لذّت می بردند و گمان می کنند این ثروت همیشگی است و آنها را برای همیشه در دنیا نگه می دارد و دیگر بیماری و مرگ به سراغ آنها نمی آید.

قرآن این دیدگاه را مذمّت کرده و می فرماید: این نگاه به دنیا،انسان را دوزخی می کند.و گرنه داشتن مال دنیا و بهره بردن از آن مذمّتی ندارد.

*چون آخر این سوره کیفر اهل نیش و زخم زبان را دوزخ سرپوشیده و در بسته دانسته و این نوع عذاب برای کافران است، پس به نظر می رسد که سوره مربوط به کسانی است که پیامبران الهی را مسخره می کنند.

پیام ها :

1- یکی از آفات و خطرات ثروت اندوزی،تحقیر دیگران است. هُمَزَهٍ لُمَزَهٍ... جَمَعَ مالاً وَ عَدَّدَهُ

2- مسائل اخلاقی جزء دین است و انسان مؤمن، باید زبان و نگاه خود را کنترل کند. «وَیْلٌ لِکُلِّ هُمَزَهٍ لُمَزَهٍ»

3- مراقب باشیم فریب دنیا را نخوریم و به مال دنیا مغرور نشویم. «یَحْسَبُ أَنَّ مالَهُ أَخْلَدَهُ»

4- آنان که به جای انفاق مال،در فکر جمع و احتکار اموال هستند،منتظر عذاب

خورد کننده قیامت باشند. جَمَعَ مالاً وَ عَدَّدَهُ... لَیُنْبَذَنَّ فِی الْحُطَمَهِ

5- نیش زبان و طعنه زدن،از گناهان کبیره است، زیرا درباره آن وعده عذاب آمده است. وَیْلٌ لِکُلِّ هُمَزَهٍ لُمَزَهٍ... لَیُنْبَذَنَّ فِی الْحُطَمَهِ

6- آتشی که خدا بیفروزد،نه فقط بر جسم،بلکه بر جان و دل مجرمان نفوذ می کند. «نارُ اللّهِ الْمُوقَدَهُ اَلَّتِی تَطَّلِعُ عَلَی الْأَفْئِدَهِ»

7- فکر بشر از درک حقایق دوزخ و بهشت عاجز است. «وَ ما أَدْراکَ مَا الْحُطَمَهُ»

8- ستون های بلند آتش،راه فرار را بر دوزخیان می بندد. «مُؤْصَدَهٌ فِی عَمَدٍ مُمَدَّدَهٍ»

 

«والحمدللّه ربّ العالمین»

[1] جمعه،10.

[2] - جمعه،11.





نوع مطلب : 104-سوره همزه، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 25 اردیبهشت 1399


فضیلت و خواص سوره همزه

یکصد و چهارمین سوره قرآن که در مکه نازل شده است و 9 آیه دارد.

در فضیلت این سوره از امام صادق علیه السلام آمده است :

هر کس سوره همزه را در نمازهای واجبش قرائت کند فقر او زایل می گردد و روزی به سوی او جلب شده و مرگ های بد از او دور میشود.(1)

همچنین روایت شده است : هر که در نمازهایش سوره همزه را قرائت کند به اندازه دنیا ثواب به او داده می شود.(2)

از رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم نیز نقل شده است: هر که این سوره را قرائت نماید به تعداد کسانی که حضرت محمد صلی الله علیه و اله وسلم و یارانش را مسخره کردند ده حسنه عطا می شود.(3)

آثار و برکات سوره

1) دفع چشم زخم

از امام صادق علیه السلام روایت است که هر گاه سوره همزه را برای چشم زخم بخوانند اثر چشم به قدرت خداوند از او زایل می شود.(4)

 

2) برای چشم درد

هر گاه این سوره را بر چشم دردناک بخوانند خداوند او را از آن درد گشایش دهد.(5)

 (1) فقه الرضا، ص344

 (2) الاحتجاج، ج2، ص303

(3) درمان با قران، ص163

(4) تفسیرالبرهان، ج5، ص753

(5) درمان با قرآن، ص 163

منابع: «قرآن درمانی روحی و جسمی، محسن آشتیانی، سید محسن موسوی»؛ درمان با قرآن،محمدرضا کریمی

 






نوع مطلب : 104-سوره همزه، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 25 اردیبهشت 1399


بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

اَلَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِأَصْحابِ الْفِیلِ«1»

 اَلَمْ یَجْعَلْ کَیْدَهُمْ فِی تَضْلِیلٍ«2»

 وَ أَرْسَلَ عَلَیْهِمْ طَیْراً أَبابِیلَ«3»

 تَرْمِیهِمْ بِحِجارَهٍ مِنْ سِجِّیلٍ«4»

 فَجَعَلَهُمْ کَعَصْفٍ مَأْکُولٍ«5»

آیا ندیدی که پرودگارت با یاران فیل(کسانی که سوار فیل شده 

و برای انهدام مکه آمده بودند)چه کرد؟

آیا نیرنگشان را بی اثر نساخت؟

خداوند بر سر آنان پرندگانی را فوج فوج فرستاد.

که بر آنان سنگریزه هایی از گل سفت پرتاب کردند.

پس آنان را مثل کاه خورد شده قرار داد.

 

نکته ها :

* بر خلاف آنچه در میان مردم مشهور شده است، «اَبابِیلَ» نام پرنده ای خاص نیست،بلکه به معنای دسته دسته و گروه گروه است.

«طَیْراً أَبابِیلَ» یعنی پرندگانی فوج فوج در دسته های پراکنده بر سر آنها فرود آمدند.

کلمه «طَیْراً» به معنای جنس پرندگان است،نه به معنای مفرد پرنده.

*در شأن نزول این آیه می خوانیم:پادشاهی به نام ابرهه در یمن معبدی از سنگ مرمر ساخت و دستور داد مردم آن را زیارت و طواف کنند.

مرد عربی به این معبد جسارت کرد.

او لشکری فیل سوار را تا نزدیک مکه آورد تا به انتقام آن جسارت، کعبه را خراب کند.

خداوند نیز پرندگانی را که در منقارشان سنگریزه ای داشتند به سوی آنان فرستاد.

با بارش سنگریزه ها،لشکر ابرهه مانند کاه خُـرد شده و به زمین ریختند و نابود شدند.

آن سال را عام الفیل نامیدند و پیامبر اسلام نیز در همان سال به دنیا آمد.[1]

*اصحاب فیل هم خُـرد شدند، هم تحقیر. «کَعَصْفٍ مَأْکُولٍ» تشبیه به کاهی که خوراک حیوان شده و سپس سرگین آن شده، بدترین تحقیر است.

پیام ها :

1- برای هشدار به مجرمان،از نمونه های پیش رو و نزدیک استفاده کنید.

(شهرت اصحاب فیل به قدری بوده که گویا جلو چشم است و نیازی به دلیل ندارد.) «أَلَمْ تَرَ»

2- تاریخ را فراموش نکنید. «أَلَمْ تَرَ»

3- کعبه قبل از اسلام نیز مقدّس بوده و شکستن حرمت مقدّسات کیفر دارد.

«کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِأَصْحابِ الْفِیلِ»

4- قهر الهی نسبت به مجرمان،جلوه ای از ربوبیّت الهی است. «فَعَلَ رَبُّکَ»

5- پرندگان مأموران خداوند هستند و شعور دارند. «أَرْسَلَ عَلَیْهِمْ طَیْراً أَبابِیلَ»

6- اطلاع از طرح و نقشه دشمن و نقش بر آب کردن آن،مهم است. «یَجْعَلْ کَیْدَهُمْ فِی تَضْلِیلٍ»

7- دشمن از بزرگ ترین تجهیزات جنگی(همچون فیل)برای هجوم استفاده می کند، امّا خداوند با استفاده از کوچک ترین حیوانات یعنی پرندگان آسمان، آنها را نابود می کند. بِأَصْحابِ الْفِیلِ... طَیْراً أَبابِیلَ

8- دشمنان خدا هر چند مجهز باشند ناتوانند. بِأَصْحابِ الْفِیلِ... کَعَصْفٍ مَأْکُولٍ

9- سخت ترین کیفر برای اهانت به مقدسات است.(اقوام دیگر که هلاک شدند هیچ کدام مثل کاه جویده نشدند،بلکه یا روی خاک افتادند یا در آب غرق شدند.) «فَجَعَلَهُمْ کَعَصْفٍ مَأْکُولٍ»

«والحمدللّه ربّ العالمین»

[1] -در سال 1358 شمسی،به دنبال پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و اشغال سفارت آمریکا توسط دانشجویان مسلمان،آمریکا برای آزادی گروگان های خود و ساقط کردن رژیم اسلامی،تعدادی هواپیما و هلی کوپتر را به سوی ایران فرستاد امّا به اراده خداوند شنهای کویر طبس چنان طوفانی ایجاد کردند که بخشی از هواپیماها زمین گیر شدند و خلبانان آنها سوختند و بخشی هم پا به فرار گذارده و منطقه را ترک کردندآنها را نابود کرد.






نوع مطلب : 105-سوره فیل، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 25 اردیبهشت 1399


فضیلت و خواص سوره فیل

سوره فیل؛ یکصدو پنجمین سوره قرآن کریم که مکی  است و 5 ایه دارد.

این سوره درباره داستان اصحاب فیل است که به رهبری ابرهه برای تخریب خانه کعبه لشکر کشی کرده بودند و خداوند با سپاهی از پرندگانی به نام ابابیل آنها را نابود کرد.

در فضیلت این سوره از امام صادق علیه السلام روایت شده است: هر کس سوره فیل را در نمازهای واجبش بخواند در روز قیامت تمامی موجودات عالم شهادت می دهند که او از نمازگزاران بوده و ندا دهنده ای در روز قیامت ندا میدهد که درباره بنده من به راست شهادت دادید.

شهادت شما را درباره او پذیرفتم و او را وارد بهشت کنید او از کسانی است که خداوند او و کارهایش را دوست دارد.(1)

بنا به گفته علمای شیعه قرائت این سوره به تنهایی در نماز جایز نبوده و باید همراه با سوره قریش به عنوان یک سوره خوانده شود.(2)

امام صادق علیه السلام فرمودند : دو سوره در یک رکعت نماز جمع مکن مگر در سوره های ضحی و انشراح؛ و نیز سوره های فیل و قریش. (3)

آثار و برکات سوره

1) رهایی از شر دشمن

از امام صادق علیه السلام روایت شده است : 

سوره فیل در مواجهه با دشمن خوانده شود نتیجه بخش است.

هم چنین آمده است : چهارشنبه که این سوره را 98 بار بخوان و به جانب دشمنت بدم که البته مغلوب خواهد شد.(4)

2) مانع غرق شدن در آب

از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم روایت است که هر کس این سوره را تلاوت نماید خداوند او را تا پایان عمر از غرق شدن در آب و دگرگونی قیافه در امان می دارد.(5)

ختومات مجرب

غلبه بر دشمن

الف : در کتاب حیاة الحیوان آمده است: هر گاه انسان بر کسی که از شرش می ترسد وارد شود کلمات «کهیعص حم عسق» را که ده حرف است بگوید و به ازای هر حرف که بر زبان می اورد یک انگشت از انگشتانش را ببندد از شست دست راست آغاز کند و به شست دست چب پایان برد. وقتی بدین جا رسید سوره فیل را در درونش بخواند و وقتی به لفظ «ترمیهم» رسید ده بار آن را تکرار کند و در هربار تکرار یکی از انگشتانش را که بسته شده را باز نماید. این دستور تجربه شده است.(6)

ب : هر گاه انسان بر کسی که از شرش میترسد سوره فیل را بخواند  و «طیراً ابابیل» را خواند وچون به «ترمیهم» رسید از انگشت کوچک دست چپ گرفته تا به انگشت کوچک دست راس برسد 10 بار بگوید: «ترمیهم»و انگشتان را یکی یکی ببندد چون تمام 10 تا را بست از انگشت کوچک دست راست را یکی یکی بگشایدو در هر بار بگوید: «بحجاره من سجّیل»  تا به انگشت کوچک دست چپ برسد و بعد بقیه سوره را بخواند تا تمام شود و بر آن ظالم بدمد به اذن خداوند غالب شود.(7)

 (1) ثواب الاعمال، ص126

(2) همان

(3) وسائل الشیعه، ج6، ص55

(4) درمان با قران، ص 165

(5) مجمع البیان، ج10، ص441

(6) المصباح کفعمی، ص233

(7) درمان با قرآن، ص165

منابع: «قرآن درمانی روحی و جسمی، محسن آشتیانی، سید محسن موسوی»؛ درمان با قرآن،محمدرضا کریمی





نوع مطلب : 105-سوره فیل، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 25 اردیبهشت 1399


بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

لِإِیلافِ قُرَیْشٍ«1» إِیلافِهِمْ رِحْلَهَ الشِّتاءِ وَ الصَّیْفِ«2»

فَلْیَعْبُدُوا رَبَّ هذَا الْبَیْتِ«3» اَلَّذِی أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ«4»

برای الفت دادن قریش. (به این سرزمین،سپاه فیل را نابود کردیم تا مقدمه ای برای ظهور اسلام باشد.)

الفت آنان در سفرهای زمستانی و تابستانی.پس(به شکرانه این نعمت)باید پرورگار این خانه را پرستش کنند.

همان که آنان را از گرسنگی(و قحطی نجات داد و) سیرشان کرد و از ترس(دشمن)امانشان داد.

 

نکته ها :

*برخی مفسران،این سوره را ادامه سوره قبل دانسته و به روایاتی استناد می کنند که جدا کردن آن دو را در نماز جایز نمی داند.

نظیر دو سوره ضحی و انشراح.

اگر ابرهه پیروز می شد معاش قریش از هم     می پاشید و به خاطر حفظ معاش قریش،خداوند اصحاب فیل را نابود کرد.

*«رِحْلَهَ» پیمودن راه بر روی راحله و مرکب است.

قریش سالی دو بار سفر تجاری داشتند، یکی در زمستان به منطقه یمن و یکی در تابستان به منطقه شام.

*در برابر رسم جاهلیّت که خونریزی و جنگ را ارزش می دانست، تکرار کلمه ایلاف و الفت، بیانگر لطف و رحمت الهی به قریش است.

*سفرهای تجاری موجب رونق صادرات و واردات می شود و بهبود زندگی و تبادل فرهنگ را به دنبال دارد.

*پس از انهدام اصحاب فیل، مردم برای اهل حرم، حریم خاص قائل بودند.

پیام ها :

1- شکست دشمنان عامل همبستگی شماست. «فَجَعَلَهُمْ کَعَصْفٍ مَأْکُولٍ»

2- وحدت و الفت میان اقشار جامعه،از نعمتهای الهی است. «لِإِیلافِ قُرَیْشٍ»

3- تا مسائل اقتصادی و امنیّتی جامعه حل نشود،نمی توان آنان را به عبادت دعوت کرد. فَلْیَعْبُدُوا ... اَلَّذِی أَطْعَمَهُمْ ... وَ آمَنَهُمْ

4- یکی از فلسفه های عبادت،شکر مُنعم است. «فَلْیَعْبُدُوا رَبَّ هذَا الْبَیْتِ»

5-خداوند امور مکّه و کعبه را تدبیر می کند. «رَبَّ هذَا الْبَیْتِ»

6- تأمین معیشت و امنیّت جامعه،باید در مسیر بندگی و عبادت خدا باشد.

فَلْیَعْبُدُوا... اَلَّذِی أَطْعَمَهُمْ... وَ آمَنَهُمْ

7- گرسنگی و نیاز به غذا،ویژگی بشر است و تأمین این نیاز،نشانه لطف و رحمت خداوند است. «أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ»

8-برقراری امنیّت و برطرف کردن عوامل ترس،کار خدایی است. «آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ»

9- سفر برای کسب درآمد،مورد پذیرش اسلام است. «رِحْلَهَ الشِّتاءِ وَ الصَّیْفِ»

«والحمدللّه ربّ العالمین»





نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 106-سوره قریش، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 25 اردیبهشت 1399


فضیلت و خواص سوره قریش

یکصد و ششمین سوره قران کریم که مکی است  و 4 آیه دارد.

از امام صادق علیه السلام روایت شده است:  هر کس سوره قریش را زیاد بخواند و برآن مداومت ورزد خداوند در روز قیامت در حالی او را محشور می کند که سوار بر مرکبی از مرکب های بهشتی است تا اینکه بر سفره های نور بنشیند.(1)

از رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم نقل شده استک هر کس سوره قریش را قرائت نماید خداوند به تعداد طواف کنندگان و معتکفان در مسجد الحرام به ازای هر یک، ده حسنه به او عطا می شود.(2)

 

آثار و برکات سوره

1) دفع مسمومیت غذایی

از رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله  وسلم روایت شده اگر سوره قریش را بر غذایی که از زیانش می ترسند خوانده شود در آن شفا قرار داده می شود و خورنده ان هیچ آزاری از آن غذا نمی بیند.(3)

2) درمان بیماری قلبی

از امام صادق علیه السلام نقل شده است که اگر این سوره را بر آبی بخوانند و بر کسی که بیماری قلبی دارد و سببش نیز ناشناخته است ریخته شود خداوند بیماری او را از او دفع می کند.(4)

 

3) وسعت رزق

دو رکعت نماز بجا آور در هر رکعت پس از قرائت سوره «حمد» 15 بار سوره قریش قرائت شود. و پس از سلام 10 مرتبه صلوات بر محمد و آلش فرستاده شود و پس از صلوات به سجده رفته و بگوید: «اللهم أغنِنی بِفَضلِکَ عَن خَلقِک». (5)

 (1) ثواب الاعمال، ص126

(2) مجمع البیان، ج10، ص441

(3) تفسیرالبرهان، ج5، 759

(4) همان

(5) بحارالانوار، ج88، ص359

منبع: «قرآن درمانی روحی و جسمی، محسن آشتیانی، سید محسن موسوی»





نوع مطلب : 106-سوره قریش، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 25 اردیبهشت 1399


تفسیر کامل سوره ماعـون

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

أَرَأَیْتَ الَّذِی یُکَذِّبُ بِالدِّینِ«1» فَذلِکَ الَّذِی یَدُعُّ الْیَتِیمَ«2» وَ لَایَحُضُّ عَلی طَعامِ الْمِسْکِینِ«3» فَوَیْلٌ لِلْمُصَلِّینَ«4» اَلَّذِینَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ«5»

اَلَّذِینَ هُمْ یُراؤُنَ«6» وَ یَمْنَعُونَ الْماعُونَ«7»

آیا کسی که قیامت را انکار می کند دیده ای؟(1) او همان کسی است که یتیم را با خشونت میراند.(2) و دیگران را بر اطعام مسکین تشویق نمیکند.(3) پس وای به حال نمازگزاران.(4) آنان که از نمازشان غافلند.(5)آنان که پیوسته ریا می کنند.(6) و از دادن زکات(و وسایل ضروری زندگی)

باز میدارند.(7)

 

نکته ها :

* این سوره سیمای افراد منفی را معرفی میکند.

کسانی که نسبت به دین،دیدگاه منفی دارند. «یُکَذِّبُ بِالدِّینِ»

نسبت به یتیم و مسکین منفی هستند و آنان را طرد می کنند. «یَدُعُّ الْیَتِیمَ وَ لا یَحُضُّ»

در عبادت و نماز منفی هستند و اخلاص ندارند. «ساهُونَ -یُراؤُنَ»

در خدمت به مردم منفی هستند. «یَمْنَعُونَ الْماعُونَ»

* مراد از«دین»در اینجا روز قیامت است، مانند «مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ»

«دَعَ»راندن همراه با خشونت و«حَضَ»تشویق و ترغیب دیگران است.

* مراد از تکذیب دین و معاد در این سوره، تکذیب قلبی است، نه قولی؛زیرا مخاطب سوره، کسانی هستند که نماز می خوانند ولی نمازشان همراه با ریا و خودنمایی و سهو و غفلت است.

* «ماعون» از «مَعَنَ»به معنای ابزار و وسایلی است که معمولاً همسایگان به یکدیگر عاریه میدهند تا آنکه نیازشان برطرف شود.

مثل ظروف غذاخوری در مهمانی ها.

* دین یک مجموعه به هم پیوسته است.

نمازش از اطعام مسکین و رسیدگی به محرومین جدا نیست.

* در روایات، «ساهُونَ» به معنای سستی، ترک و ضایع کردن نماز آمده است.[1]

* حساب حضور در نماز جماعت، به خاطر حفظ شعائر الهی، از حساب ریا و خودنمائی به خاطر اهداف نفسانی جداست.

* در حدیث می خوانیم : کسی که از دادن لوازم منزل خود به همسایگان دریغ ورزد، خدا روز قیامت لطف خود را نسبت به او دریغ خواهد کرد. [2]

البته در حدیث دیگری می خوانیم که پرسیدند : ما همسایگانی داریم که هرگاه وسائلی به آنان عاریه می دهیم، می شکنند یا خراب میکنند، آیا گناه است که به آنان ندهیم؟ حضرت فرمود:در این صورت مانعی ندارد.[3]

* در حدیث می خوانیم : هر کس به اوقات نماز بی اعتنائی کند و نماز را در اول وقت نخواند، «ویل» دارد.[4]

* امام صادق علیه السلام فرمودند: ماعون، شامل قرض الحسنه و هر کار نیک درباره دیگران و در اختیار قراردادن وسائل خانه و از جمله زکات است.[5]

* سنگدلی انسان به جائی می رسد که:

نسبت به سخت ترین نوع فقر که مسکین است.

نسبت به ضروری ترین نیاز که خوراک است.

آن هم به مقدار مصرف نه ذخیره.

نه خود اقدامی می کند و نه دیگران را تشویق می کند.

 


«ادامه مطلب»


نوع مطلب : 107-سوره ماعون، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 25 اردیبهشت 1399

فضیلت و خواص سوره ماعون

یکصد و هفتمین سوره قرآن که مکّی  است و هفت آیه دارد.

در فضیلت این سوره از رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم روایت شده است : هر کس که زکات اموال خود را پرداخت می کند این سوره را قرائت نماید خداوند او را می آمرزد.(1)

هم چنین از ایشان روایت شده است که هر کس سوره ماعون را پس از نماز عشا قرائت نماید خداوند او را می بخشد و تا و قت اذان صبح او را حفظ می کند.(2)

از امام باقر علیه السلام نیز روایت شده است : هر کس سوره ماعون را  در نمازهای واجب و مستحب خود بخواند جزو کسانی است که خداوند نماز و روزه اش را پذیرفته است و او را درباره آنچه در زندگی دنیا انجام داده است محاسبه نمی کند.(3)

از امام صادق علیه السلام نیز نقل شده است: هر کس سوره ماعون را بعد از نماز عصر بخواند تا عصر روز بعد در حفظ و امان خداوند خواهد بود.(4)


ختم مجرب

به نیت پیروزی و فتوحات عظیمه از شب دوشنبه تا 15 شب، هر شب 15 بار این سوره را بخواند و در پایان هر یکی بگوید: «یا ایها الذین آمنوا ارکعوا و اسجدوا و اعبدوا ربکم و افعلوا الخیر لعلکم تفلحون» و 15 بار صلوات بفرستد و در پایان همه به سجده رود و حاجت خود را در محضر باریتعالی اعلام دارد. (5)

 (1) مجمع البیان، ج10، ص546

(2) تفسیرالبرهان، ج5، ص767

(3) ثواب الاعمال، ص126

(4) همان

(5) درمان با قران، ص166

منابع: «قرآن درمانی روحی و جسمی، محسن آشتیانی، سید محسن موسوی»؛ درمان با قرآن،محمدرضا کریمی





نوع مطلب : 107-سوره ماعون، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 25 اردیبهشت 1399


 تفسیر کامل سوره کوثر-قسمت اول

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

إِنّا أَعْطَیْناکَ الْکَوْثَرَ«1» فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَ انْحَرْ«2» إِنَّ شانِئَکَ هُوَ الْأَبْتَرُ«3»

همانا ما به تو خیر کثیر عطا کردیم.

پس برای پروردگارت نماز بگزار و (شتر) قربانی کن.

همانا دشمن تو بی نسل و دم بریده است.

 

نکته ها :

* آنجا که خداوند در مقام دعوت به توحید است،ضمیر مفرد به کار می برد،همانند «أَنَا رَبُّکُمْ فَاعْبُدُونِ»[2]پروردگار شما من هستم،پس مرا عبادت کنید. «أَنَا رَبُّکُمْ فَاتَّقُونِ»[3]من پروردگار شما هستم،از من پروا کنید. «إِنَّنِی أَنَا اللّهُ» [4]همانا من خداوند یکتا هستم.

همچنین درمواردی که خداوند کاری را بدون واسطه انجام می دهد یا در مقام بیان ارتباط تنگاتنگ خالق با مخلوق است،ضمیر مفرد به کار می رود،همانند:و «أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِیمُ»[5]تنها من بخشنده مهربانم. «فَإِنِّی قَرِیبٌ» [6]من به بندگانم نزدیکم.

اما گاهی آیه در مقام بیان عظمت خداوند و شرافت نعمت است که در این موارد ضمیر جمع همچون «إِنّا» به کار می رود،چنانکه در این آیه می فرماید: «إِنّا أَعْطَیْناکَ الْکَوْثَرَ» زیرا عطای الهی به بهترین خلق خدا،آن هم عطای کوثر،به گونه ای است که باید با عظمت از آن یاد شود.

همچنین در مواردی که خداوند کاری را با واسطه انجام می دهد،نظیر باران که با واسطه تابش خورشید و پیدایش بخار و ابر می بارد،از ضمیر جمع استفاده می شود،چنانکه می فرماید: «وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً» [7]ما از آسمان آبی فرو فرستادیم.

*در قرآن کریم کلمه یا واژه «آتینا» به تعداد زیاد آمده است(70مرتبه)، مانند : «وَ لَقَدْ آتَیْنَا مُوسَى الْكِتَابَ...وَآتَیْنَا عِیسَى ابْنَ مَرْیَمَ الْبَیِّنَاتِ...(بقرة/87)»

«...فَقَدْ آتَیْنَا آلَ إِبْرَاهِیمَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَآتَیْنَا هُم مُّلْكًا عَظِیمًا(نساء/54) »

ولی واژه «أعطَینَا» فقط و فقط یکبار در قرآن کریم و در این سوره آمده است، درصورتی که هر دوی آن یکی است و معنی و منظور آن «اعطا کردن» است.

سؤال : چرا خداوند متعال در اینجا، مثل آن هفتاد مورد دیگر، از کلمه«آتَیْنَا»استفاده نکرده است؟

جواب : در«آتَیْنَا» مورد اعطاء و آن شخصی که این اعطاء به او میشود، منحصر به یک فرد خاص نیست و مشابه آن به کسان دیگر در همان ردیف داده می شود، ولی در «أَعْطَیْنا» مورد اعطاء و آن شخصی که این اعطاء به او میشود، هم شخص خاص است و هم مورد اعطاء و لذا به شخص دیگری داده نمی شود و بعبارتی این اعطاء از نظر اهمیّت، اعطای «ملوکانه»است و شامل هیچکس دیگری نمی شود.

(تفسیر سوره کوثر توسط استاد قنبری/سیمای جمهوری اسلامی ایران)

* از میان یکصد و چهارده سوره قرآن،چهار سوره با کلمه«انّا»آغاز شده است:سوره های فتح،نوح،قدر و کوثر.

«إِنّا فَتَحْنا لَکَ فَتْحاً مُبِیناً» ما برای تو پیروزی آشکار قرار دادیم.

«إِنّا أَرْسَلْنا نُوحاً» ما نوح را به سوی مردم فرستادیم.

«إِنّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَهِ الْقَدْرِ» ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم.

«إِنّا أَعْطَیْناکَ الْکَوْثَرَ» ما به تو کوثر عطا کردیم.

در آغاز یکی از این چهار سوره، از حضرت نوح که اولین پیامبر اولوا العزم است و بعد از حضرت آدم، پدر دوم انسان محسوب می شود،سخن به میان آمده است.

در آغاز سه سوره دیگر،به نعمت های ویژه ای همچون نزول قرآن، پیروزی آشکار و عطای کوثر، اشاره شده است.

شاید میان این چهار موضوع ارتباطی باشد که یکی رسالت اولین پیامبر اولوا العزم، دیگری نزول آخرین کتاب آسمانی، سوّمی پیروزی مکتب اسلام و چهارمی تداوم خط رسالت و ابتر نماندن آن را بیان می کند.

* کلمه«کوثر»از«کثرت»گرفته شده و به معنای خیر کثیر و فراوان است.

و روشن است که این معنا می تواند مصادیق متعدّدی همچون وحی، نبوّت، قرآن، مقام شفاعت، علم کثیر و اخلاق نیکو داشته باشد، ولی آیه آخر سوره،می تواند شاهدی بر این باشد که مراد از کوثر، نسل مبارک پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم است.

زیرا دشمنِ کینه توز با جسارت به پیامبر، او را ابتر می نامید و خداوند در دفاع از پیامبرش فرمود: «إِنَّ شانِئَکَ هُوَ الْأَبْتَرُ»دشمن تو، خود ابتر است.

بنابراین اگر مراد از کوثر، نسل نباشد، برای ارتباط آیه اول و سوم سوره، توجیه و معنایی دل پسند نخواهیم داشت.

* کلمه«أبتر»در اصل به حیوان دم بریده و در اصطلاح به کسی گفته می شود که نسلی از او به یادگار باقی نمانده باشد.

از آنجا که فرزندان پسر پیامبر در کودکی از دنیا رفتند، دشمنان می گفتند :

او دیگر عقبه و نسلی ندارد و ابتر است.

زیرا در فرهنگ جاهلیّت دختر لایق آن نبود که نام پدر را زنده نگاه دارد.

بنابراین جمله «إِنَّ شانِئَکَ هُوَ الْأَبْتَرُ» دلیل آن است که مراد از کوثر،نسل کثیر پیامبر است که بدون شک از طریق حضرت زهرا علیها السلام می باشد.

این نسل پر برکت از طریق حضرت خدیجه نصیب پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله شد.

آری خدیجه مال کثیر داد و کوثر گرفت.

ما نیز تا از کثیر نگذریم به کوثر نمی رسیم.

* فخررازی در تفسیر کبیر می گوید : چه نسلی با برکت تر از نسل فاطمه که مثل باقر و صادق و رضا از آن برخاسته است و با آنکه تعداد بسیاری از آنان را در طول تاریخ، به خصوص در زمان حکومت بنی امیّه و بنی عبّاس شهید کردند، امّا باز هم امروز فرزندان او در اکثر کشورهای اسلامی گسترده اند.

* در زمانی که خبر تولّد دختر سبب اندوه پدر می شد، بگونه ای که صورتش از غصّه سیاه گشته و به فکر فرو می رفت که از میان مردم فرار کند یا دخترش را زنده به گور کند:

«یَتَواری مِنَ الْقَوْمِ...»

أَمْ یَدُسُّهُ فِی التُّرابِ» [8]در این زمان قرآن به دختر لقب کوثر می دهد تا فرهنگ جاهلی را به فرهنگ الهی و انسانی تبدیل کند.

* بر اساس روایات، نام یکی از نهرها و حوض های بهشتی، کوثر است و مؤمنان از آن سیراب می شوند.

چنانکه در روایت متواتر ثقلین نیز پیامبر فرمودند: «انهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض»کتاب و عترت از یکدیگر جدا نمی شوند تا آنکه در قیامت، در کنار حوض به من ملحق شوند.

* کوثر الهی،به جنسیّت بستگی ندارد؛ فاطمه، دختر بود امّا کوثر شد.

به تعداد کثیر بستگی ندارد؛ فاطمه، یک نفر بود امّا کوثر شد.

آری خداوند می تواند کم را کوثر و زیاد را محو کند.

* خداوند از أولیای خود دفاع می کند.

به کسی که پیامبر را بی عَقَبه می شمرد، پاسخ قولی و عملی می دهد.

وجود فاطمه پاسخ عملی و جمله «هُوَ الْأَبْتَرُ» پاسخ قولی است.

خداوند نه تنها از اولیای خود، بلکه از همه مؤمنان دفاع می کند: «إِنَّ اللّهَ یُدافِعُ عَنِ الَّذِینَ آمَنُوا»[9]

* هدیه کننده خداوند،هدیه گیرنده پیامبر و هدیه شده فاطمه است.

لذا عبارت «إِنّا أَعْطَیْناکَ الْکَوْثَرَ» به کار رفته که بیانگر عظمت خداوند و بزرگی هدیه اوست.

* هر چه ضربه به دین و مقدّسات دینی شدیدتر باشد، دفاع هم باید قوی تر باشد.

به پیامبر اسلام جسارت های زیادی کردند و او را ساحر، کاهن، شاعر و مجنون خواندند که همه آنها به نحوی در قرآن جبران شده است.

به پیامبر گفتند: «إِنَّکَ لَمَجْنُونٌ»[10]تو جن زده ای، ولی خداوند فرمود: «ما أَنْتَ بِنِعْمَهِ رَبِّکَ بِمَجْنُونٍ»[11]به لطف الهی تو مجنون نیستی.

به آن حضرت گفتند: «لَسْتَ مُرْسَلاً»[12] تو فرستاده خدا نیستی، خداوند فرمود: «إِنَّکَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ»[13]قطعاً تو از پیامبرانی.

به حضرت نسبت شاعری و خیالبافی دادند : «لِشاعِرٍ مَجْنُونٍ»[14]خداوند فرمود: «وَ ما عَلَّمْناهُ الشِّعْرَ وَ ما یَنْبَغِی لَهُ» [15]ما به او شعر نیاموختیم و برای او سزاوار نیست.

گفتند : این چه پیامبری است که غذا می خورد و در بازار راه می رود: «وَ قالُوا ما لِهذَا الرَّسُولِ یَأْکُلُ الطَّعامَ وَ یَمْشِی فِی الْأَسْواقِ» [16] خداوند فرمود : پیامبران پیش از تو نیز غذا               می خوردند و در بازارها راه می رفتند: «وَ ما أَرْسَلْنا قَبْلَکَ مِنَ الْمُرْسَلِینَ إِلاّ إِنَّهُمْ لَیَأْکُلُونَ الطَّعامَ وَ یَمْشُونَ فِی الْأَسْواقِ»[17]

به آن حضرت ابتر گفتند،خداوند فرمود:  «إِنَّ شانِئَکَ هُوَ الْأَبْتَرُ» .

آری،پاسخ کسی که به اشرف مخلوقات ابتر بگوید، آن است که خداوند به او کوثری عطا کند که چشم همه خیره و عقل همه مبهوت شود.

* خداوند مصداقی برای کوثر در آیه نیاورد تا همچنان مبهم بماند تا شاید اشاره به این باشد که عمق برکت کوثر عطا شده حتّی برای خود پیامبر اکرم در هاله ای از ابهام است.

* در این سوره دو خبر غیبی نهفته است : یکی عطا شدن کوثر به پیامبر، آن هم در مکّه ای که حضرت دست خالی بود و فرزند پسر نداشت، دیگر ابتر ماندن دشمن که دارای فرزندان و ثروت های بسیار بود.

* تاریخ و آمار بهترین شاهد بر کوثر بودن این عطیّه الهی است.

هیچ نسلی از هیچ قومی در جهان، به اندازه نسل حضرت فاطمه علیها السلام رشد و شکوفایی نداشته است.

خصوصاً اگر کسانی را که مادرشان سیّد است، از سادات به حساب آوریم، آمار سادات در جهان نشانه معجزه این خبر غیبی است.

* عطا کردن کوثر به شخصی مثل پیامبر،زمانی معنا دارد که عطا کننده سرچشمه علم و حکمت و قدرت و رحمت باشد.بنابراین عطای کوثر نشانه صفات وکمالات الهی است.

* در این سوره که سه جمله بیشتر ندارد،پنج بار شخص پیامبر مورد خطاب قرار گرفته است.

زیرا علاوه بر ضمیر کاف«ک» «أَعْطَیْناکَ» ،در خطاب«صل»و «لِرَبِّکَ» دو بار و در عبارت «انْحَرْ» و «شانِئَکَ» نیز دو بار،پیامبر مخاطب است. «أَعْطَیْناکَ ، فَصَلِّ،لِرَبِّکَ ، اِنْحَرْ ، شانِئَکَ»

در سراسر قرآن نیز، بیش از دویست بار خداوند به پیامبرش می فرماید:«ربک»

با آنکه او پروردگار تمام هستی: «رَبُّ کُلِّ شَیْءٍ» [18] و پروردگار همه ی مردم است: «بِرَبِّ النّاسِ»[19]،ولی از میان واژه های«رب» کلمه «ربک» بیش از همه به کار رفته و این نشانه آن است که خداوند بر پیامبرش عنایت خاصّی دارد.

چنانکه نمونه این عنایت ویژه را در آیات دیگر نیز مشاهده می کنیم، مثلاً خداوند نام اعضا و جوارح پیامبر را در قرآن مطرح کرده است:

چهره ات: «وَجْهِکَ»[20]،زبانت: «لِسانَکَ» [21] چشمانت: «عَیْنَیْکَ» [22]

گردنت: «عُنُقِکَ»[23]دستانت: «یَدَکَ» [24]سینه ات: «صَدْرِکَ»[25]

 کمرت: «ظَهْرَکَ» [26]

* الطاف خداوند به پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله، گاهی با درخواست آن حضرت صورت گرفته است،

نظیر «قُلْ رَبِّ زِدْنِی عِلْماً» [27] پروردگارا ! مرا از نظر علمی توسعه بده.

امّا کوثر هدیه ای الهی بود که بدون درخواست، به پیامبر عزیز داده شد.



«برای دیدن قسمت دوم گزینه «لینک های مرتبط» را انتخاب نمایید»




نوع مطلب : 108-سوره کوثر، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط : تفسیر کامل سوره کوثر-قسمت دوم،
          
پنجشنبه 25 اردیبهشت 1399


 تفسیر کامل سوره کوثر-قسمت دوم


کوثر چیست؟

از آیه آخر سوره، یعنی «إِنَّ شانِئَکَ هُوَ الْأَبْتَرُ» استفاده می شود که مراد از کوثر چیزی ضد ابتر است و از آنجا که عرب به افراد بی عقبه و بی نسل که فرزند پسر ندارند و با مردن، آثارشان محو می شود، ابتر می گوید، بهترین مصداق برای کوثر، ذریّه پیامبر است که امامان معصوم از نسل فاطمه می باشند.

البتّه کوثر، معنایی عام دارد و شامل هر خیر کثیر می شود.

* اگر مراد از کوثر، علم باشد، همان چیزی است که پیامبر مأمور به خواستنش بود. «قُلْ رَبِّ زِدْنِی عِلْماً»

-اگر مراد از کوثر اخلاق نیک باشد،پیامبر دارای خلق عظیم بود. «إِنَّکَ لَعَلی خُلُقٍ عَظِیمٍ»[28]

-اگر مراد از کوثر عبادت باشد،حضرتش به قدری عبادت می کرد که آیه نازل شد:ما قرآن را نفرستادیم تا این گونه خود را به مشقّت اندازی. «ما أَنْزَلْنا عَلَیْکَ الْقُرْآنَ لِتَشْقی»[29]

-اگر مراد از کوثر نسل کثیر باشد که امروزه بیشترین نسل از اوست.

-اگر مراد از کوثر امّت کثیر باشد، طبق وعده الهی اسلام بر تمام جهان غالب خواهد شد.

«لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ»[30]

-اگر مراد از کوثر شفاعت باشد، خداوند تا جایی که پیامبر راضی شود از امّت او می بخشد. «وَ لَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضی»[31]

* هر کثیری کوثر نیست. قرآن می فرماید : اموال و اولاد مخالفان، شما را به تعجب واندارد، زیرا که خداوند اراده کرده آنان را در دنیا از طریق همان اموال و اولاد عذاب کند. «فَلا تُعْجِبْکَ أَمْوالُهُمْ وَ لا أَوْلادُهُمْ إِنَّما یُرِیدُ اللّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ بِها فِی الْحَیاهِ الدُّنْیا»[32]

*در قرآن سوره ای به نام کوثر داریم و سوره ای به نام تکاثر.

امّا کوثر ارزش است و تکاثر ضدّارزش، زیرا اولی عطیّه الهی است که دنباله اش ذکر خداست:«أَعْطَیْناکَ الْکَوْثَرَ فَصَلِّ» و دومی یک رقابت منفی که دنباله اش غفلت از خداست. «أَلْهکُمُ التَّکاثُرُ»

*کوثر ما را به مسجد می برد برای نماز : «فَصَلِّ لِرَبِّکَ» و تکاثر ما را به گورستان می برد برای سرشماری مردگان. «حَتّی زُرْتُمُ الْمَقابِرَ»

*در عطای کوثر بشارت است : «إِنّا أَعْطَیْناکَ الْکَوْثَرَ» و در تکاثر تهدیدهای پی در پی.

«کَلاّ سَوْفَ تَعْلَمُونَ ثُمَّ کَلاّ سَوْفَ تَعْلَمُونَ»

*کوثر، عامل رابطه با خالق است : «أَعْطَیْناکَ الْکَوْثَرَ فَصَلِّ» و تکاثر، وسیله ای برای سرگرمی با مخلوق. «أَلْهکُمُ التَّکاثُرُ»

*کوثر که بزرگ ترین هدیه الهی است در کوچک ترین سوره قرآن مطرح شده است.

هدیه اشرف معبود به اشرف مخلوق چیزی جز کوثر نمی تواند باشد. «إِنّا أَعْطَیْناکَ الْکَوْثَرَ»

*در ماجرای فتح مکّه که مشرکان دسته دسته و فوج فوج به اسلام وارد می شدند، خداوند تنها دستور تسبیح می دهد : «رَأَیْتَ النّاسَ یَدْخُلُونَ فِی دِینِ اللّهِ أَفْواجاً فَسَبِّحْ» ولی برای عطا کردن کوثر می فرماید : «فَصَلِّ لِرَبِّکَ» نماز بگزار.

گویا اهمیّت کوثر از اسلام آوردن مشرکان بیش تر است.

* عطای استثنایی در سوره استثنایی با الفاظ استثنایی:

عطا بی نظیر است، چون کوثر است؛ سوره بی نظیر است، چون کوچک ترین سوره قرآن است و الفاظ بی نظیرند، چون کلمات«اعطینا»، «الْکَوْثَرَ» ،«صلِ»، «انْحَرْ» ، «شانِئَکَ» ، «ابتر» تنها در این سوره به کار رفته و در هیچ کجای قرآن شبیه ندارد.

* هر زخم زبان و کلامی وزنی دارد.

به شخص پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم توهین ها شد، کلماتی از قبیل مجنون، شاعر، کاهن و ساحر به او گفتند و به یاران او نیز توهین ها شد تا آنجا که گفتند : این بیچارگان را از خود دور کن تا ما دور تو جمع شویم.

برای هیچ کدام سوره ای مستقل نازل نشد،

امّا در نسبت ابتر دادن یک سوره نازل شد که خیر کثیر به تو عطا کردیم و دشمن تو ابتر است و این به خاطر آن است که جسارت به شخص و یاران قابل تحمّل است، امّا جسارت به راه و مکتب که او ابتر و راه او گذرا و بی آینده است، قابل تحمّل نیست.

گاهی جسارت برخاسته از لغوگویی است که باید با کرامت از کنارش گذشت. «إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا کِراماً»

* گاهی جسارت به خاطر جوّ فاسد و دوستان ناباب است،که باید از آنان اعراض کرد. «إِذا رَأَیْتَ الَّذِینَ یَخُوضُونَ فِی آیاتِنا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ» [33]

امّا گاهی جسارت به مکتب و رهبر است، آن هم از سوی افراد سرشناس و سیاسی که باید جواب سخت به آن داده شود. «إِنَّ شانِئَکَ هُوَ الْأَبْتَرُ» همانگونه که منافقان از روی غرور می گفتند : آیا ما مثل افراد بی خرد به پیامبر ایمان بیاوریم. «أَنُؤْمِنُ کَما آمَنَ السُّفَهاءُ» قرآن، جسارت اینگونه افراد را چنین پاسخ می دهد: «أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهاءُ وَ لکِنْ لا یَعْلَمُونَ»[34]آنان خود بی خردند ولی نمی دانند!

* شتر در قرآن، هم در بحث توحید مطرح شده است: «أَفَلا یَنْظُرُونَ إِلَی الْإِبِلِ کَیْفَ خُلِقَتْ»[35]هم در مورد مقدّمات قیامت نام آن آمده است، «وَ إِذَا الْعِشارُ عُطِّلَتْ»[36]هم در احکام و شعائر حج مطرح شده است، «وَ الْبُدْنَ جَعَلْناها»[37]و هم مورد قربانی و کمک رسانی به جامعه قرار گرفته است. «وَانْحَرْ»

* بر اساس روایات،مراد از «وَانْحَرْ» آن است که به هنگام گفتن تکبیرها در نماز، دستان تا مقابل گودی زیر گلو که محلّ نحر است، بالا آورده شود که این زینت نماز است. [38] 



«ادامه مطلب»


نوع مطلب : 108-سوره کوثر، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط : تفسیر کامل سوره کوثر-قسمت اول،
          
پنجشنبه 25 اردیبهشت 1399


بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

إِنّا أَعْطَیْناکَ الْکَوْثَرَ«1» فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَ انْحَرْ«2» إِنَّ شانِئَکَ هُوَ الْأَبْتَرُ«3»

همانا ما به تو خیر کثیر عطا کردیم.

پس برای پروردگارت نماز بگزار و (شتر) قربانی کن.

همانا دشمن تو بی نسل و دم بریده است.

 

نکته ها :

* آنجا که خداوند در مقام دعوت به توحید است،ضمیر مفرد به کار می برد،همانند «أَنَا رَبُّکُمْ فَاعْبُدُونِ»[2]پروردگار شما من هستم،پس مرا عبادت کنید. «أَنَا رَبُّکُمْ فَاتَّقُونِ»[3]من پروردگار شما هستم،از من پروا کنید. «إِنَّنِی أَنَا اللّهُ» [4]همانا من خداوند یکتا هستم.

همچنین درمواردی که خداوند کاری را بدون واسطه انجام می دهد یا در مقام بیان ارتباط تنگاتنگ خالق با مخلوق است،ضمیر مفرد به کار می رود،همانند:و «أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِیمُ»[5]تنها من بخشنده مهربانم. «فَإِنِّی قَرِیبٌ» [6]من به بندگانم نزدیکم.

اما گاهی آیه در مقام بیان عظمت خداوند و شرافت نعمت است که در این موارد ضمیر جمع همچون «إِنّا» به کار می رود،چنانکه در این آیه می فرماید: «إِنّا أَعْطَیْناکَ الْکَوْثَرَ» زیرا عطای الهی به بهترین خلق خدا،آن هم عطای کوثر،به گونه ای است که باید با عظمت از آن یاد شود.

همچنین در مواردی که خداوند کاری را با واسطه انجام می دهد،نظیر باران که با واسطه تابش خورشید و پیدایش بخار و ابر می بارد،از ضمیر جمع استفاده می شود،چنانکه می فرماید: «وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً» [7]ما از آسمان آبی فرو فرستادیم.

*در قرآن کریم کلمه یا واژه «آتینا» به تعداد زیاد آمده است(70مرتبه)، مانند : «وَ لَقَدْ آتَیْنَا مُوسَى الْكِتَابَ...وَآتَیْنَا عِیسَى ابْنَ مَرْیَمَ الْبَیِّنَاتِ...(بقرة/87)»

«...فَقَدْ آتَیْنَا آلَ إِبْرَاهِیمَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَآتَیْنَا هُم مُّلْكًا عَظِیمًا(نساء/54) »

ولی واژه «أعطَینَا» فقط و فقط یکبار در قرآن کریم و در این سوره آمده است، درصورتی که هر دوی آن یکی است و معنی و منظور آن «اعطا کردن» است.

سؤال : چرا خداوند متعال در اینجا، مثل آن هفتاد مورد دیگر، از کلمه«آتَیْنَا»استفاده نکرده است؟

جواب : در«آتَیْنَا» مورد اعطاء و آن شخصی که این اعطاء به او میشود، منحصر به یک فرد خاص نیست و مشابه آن به کسان دیگر در همان ردیف داده می شود، ولی در «أَعْطَیْنا» مورد اعطاء و آن شخصی که این اعطاء به او میشود، هم شخص خاص است و هم مورد اعطاء و لذا به شخص دیگری داده نمی شود و بعبارتی این اعطاء از نظر اهمیّت، اعطای «ملوکانه»است و شامل هیچکس دیگری نمی شود.

(تفسیر سوره کوثر توسط استاد قنبری/سیمای جمهوری اسلامی ایران)

* از میان یکصد و چهارده سوره قرآن،چهار سوره با کلمه«انّا»آغاز شده است:سوره های فتح،نوح،قدر و کوثر.

«إِنّا فَتَحْنا لَکَ فَتْحاً مُبِیناً» ما برای تو پیروزی آشکار قرار دادیم.

«إِنّا أَرْسَلْنا نُوحاً» ما نوح را به سوی مردم فرستادیم.

«إِنّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَهِ الْقَدْرِ» ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم.

«إِنّا أَعْطَیْناکَ الْکَوْثَرَ» ما به تو کوثر عطا کردیم.

در آغاز یکی از این چهار سوره، از حضرت نوح که اولین پیامبر اولوا العزم است و بعد از حضرت آدم، پدر دوم انسان محسوب می شود،سخن به میان آمده است.

در آغاز سه سوره دیگر،به نعمت های ویژه ای همچون نزول قرآن، پیروزی آشکار و عطای کوثر، اشاره شده است.

شاید میان این چهار موضوع ارتباطی باشد که یکی رسالت اولین پیامبر اولوا العزم، دیگری نزول آخرین کتاب آسمانی، سوّمی پیروزی مکتب اسلام و چهارمی تداوم خط رسالت و ابتر نماندن آن را بیان می کند.

* کلمه«کوثر»از«کثرت»گرفته شده و به معنای خیر کثیر و فراوان است.

و روشن است که این معنا می تواند مصادیق متعدّدی همچون وحی، نبوّت، قرآن، مقام شفاعت، علم کثیر و اخلاق نیکو داشته باشد، ولی آیه آخر سوره،می تواند شاهدی بر این باشد که مراد از کوثر، نسل مبارک پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم است.

زیرا دشمنِ کینه توز با جسارت به پیامبر، او را ابتر می نامید و خداوند در دفاع از پیامبرش فرمود: «إِنَّ شانِئَکَ هُوَ الْأَبْتَرُ»دشمن تو، خود ابتر است.

بنابراین اگر مراد از کوثر، نسل نباشد، برای ارتباط آیه اول و سوم سوره، توجیه و معنایی دل پسند نخواهیم داشت.

* کلمه«أبتر»در اصل به حیوان دم بریده و در اصطلاح به کسی گفته می شود که نسلی از او به یادگار باقی نمانده باشد.

از آنجا که فرزندان پسر پیامبر در کودکی از دنیا رفتند، دشمنان می گفتند :

او دیگر عقبه و نسلی ندارد و ابتر است.

زیرا در فرهنگ جاهلیّت دختر لایق آن نبود که نام پدر را زنده نگاه دارد.

بنابراین جمله «إِنَّ شانِئَکَ هُوَ الْأَبْتَرُ» دلیل آن است که مراد از کوثر،نسل کثیر پیامبر است که بدون شک از طریق حضرت زهرا علیها السلام می باشد.

این نسل پر برکت از طریق حضرت خدیجه نصیب پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله شد.

آری خدیجه مال کثیر داد و کوثر گرفت.

ما نیز تا از کثیر نگذریم به کوثر نمی رسیم.

* فخررازی در تفسیر کبیر می گوید : چه نسلی با برکت تر از نسل فاطمه که مثل باقر و صادق و رضا از آن برخاسته است و با آنکه تعداد بسیاری از آنان را در طول تاریخ، به خصوص در زمان حکومت بنی امیّه و بنی عبّاس شهید کردند، امّا باز هم امروز فرزندان او در اکثر کشورهای اسلامی گسترده اند.

* در زمانی که خبر تولّد دختر سبب اندوه پدر می شد، بگونه ای که صورتش از غصّه سیاه گشته و به فکر فرو می رفت که از میان مردم فرار کند یا دخترش را زنده به گور کند:

«یَتَواری مِنَ الْقَوْمِ...»

أَمْ یَدُسُّهُ فِی التُّرابِ» [8]در این زمان قرآن به دختر لقب کوثر می دهد تا فرهنگ جاهلی را به فرهنگ الهی و انسانی تبدیل کند.

* بر اساس روایات، نام یکی از نهرها و حوض های بهشتی، کوثر است و مؤمنان از آن سیراب می شوند.

چنانکه در روایت متواتر ثقلین نیز پیامبر فرمودند: «انهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض»کتاب و عترت از یکدیگر جدا نمی شوند تا آنکه در قیامت، در کنار حوض به من ملحق شوند.

* کوثر الهی،به جنسیّت بستگی ندارد؛ فاطمه، دختر بود امّا کوثر شد.

به تعداد کثیر بستگی ندارد؛ فاطمه، یک نفر بود امّا کوثر شد.

آری خداوند می تواند کم را کوثر و زیاد را محو کند.

* خداوند از أولیای خود دفاع می کند.

به کسی که پیامبر را بی عَقَبه می شمرد، پاسخ قولی و عملی می دهد.

وجود فاطمه پاسخ عملی و جمله «هُوَ الْأَبْتَرُ» پاسخ قولی است.

خداوند نه تنها از اولیای خود، بلکه از همه مؤمنان دفاع می کند: «إِنَّ اللّهَ یُدافِعُ عَنِ الَّذِینَ آمَنُوا»[9]

* هدیه کننده خداوند،هدیه گیرنده پیامبر و هدیه شده فاطمه است.

لذا عبارت «إِنّا أَعْطَیْناکَ الْکَوْثَرَ» به کار رفته که بیانگر عظمت خداوند و بزرگی هدیه اوست.

* هر چه ضربه به دین و مقدّسات دینی شدیدتر باشد، دفاع هم باید قوی تر باشد.

به پیامبر اسلام جسارت های زیادی کردند و او را ساحر، کاهن، شاعر و مجنون خواندند که همه آنها به نحوی در قرآن جبران شده است.

به پیامبر گفتند: «إِنَّکَ لَمَجْنُونٌ»[10]تو جن زده ای، ولی خداوند فرمود: «ما أَنْتَ بِنِعْمَهِ رَبِّکَ بِمَجْنُونٍ»[11]به لطف الهی تو مجنون نیستی.

به آن حضرت گفتند: «لَسْتَ مُرْسَلاً»[12] تو فرستاده خدا نیستی، خداوند فرمود: «إِنَّکَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ»[13]قطعاً تو از پیامبرانی.

به حضرت نسبت شاعری و خیالبافی دادند : «لِشاعِرٍ مَجْنُونٍ»[14]خداوند فرمود: «وَ ما عَلَّمْناهُ الشِّعْرَ وَ ما یَنْبَغِی لَهُ» [15]ما به او شعر نیاموختیم و برای او سزاوار نیست.

گفتند : این چه پیامبری است که غذا می خورد و در بازار راه می رود: «وَ قالُوا ما لِهذَا الرَّسُولِ یَأْکُلُ الطَّعامَ وَ یَمْشِی فِی الْأَسْواقِ» [16] خداوند فرمود : پیامبران پیش از تو نیز غذا               می خوردند و در بازارها راه می رفتند: «وَ ما أَرْسَلْنا قَبْلَکَ مِنَ الْمُرْسَلِینَ إِلاّ إِنَّهُمْ لَیَأْکُلُونَ الطَّعامَ وَ یَمْشُونَ فِی الْأَسْواقِ»[17]

به آن حضرت ابتر گفتند،خداوند فرمود:  «إِنَّ شانِئَکَ هُوَ الْأَبْتَرُ» .

آری،پاسخ کسی که به اشرف مخلوقات ابتر بگوید، آن است که خداوند به او کوثری عطا کند که چشم همه خیره و عقل همه مبهوت شود.

* خداوند مصداقی برای کوثر در آیه نیاورد تا همچنان مبهم بماند تا شاید اشاره به این باشد که عمق برکت کوثر عطا شده حتّی برای خود پیامبر اکرم در هاله ای از ابهام است.

* در این سوره دو خبر غیبی نهفته است : یکی عطا شدن کوثر به پیامبر، آن هم در مکّه ای که حضرت دست خالی بود و فرزند پسر نداشت، دیگر ابتر ماندن دشمن که دارای فرزندان و ثروت های بسیار بود.

* تاریخ و آمار بهترین شاهد بر کوثر بودن این عطیّه الهی است.

هیچ نسلی از هیچ قومی در جهان، به اندازه نسل حضرت فاطمه علیها السلام رشد و شکوفایی نداشته است.

خصوصاً اگر کسانی را که مادرشان سیّد است، از سادات به حساب آوریم، آمار سادات در جهان نشانه معجزه این خبر غیبی است.

* عطا کردن کوثر به شخصی مثل پیامبر،زمانی معنا دارد که عطا کننده سرچشمه علم و حکمت و قدرت و رحمت باشد.بنابراین عطای کوثر نشانه صفات وکمالات الهی است.

* در این سوره که سه جمله بیشتر ندارد،پنج بار شخص پیامبر مورد خطاب قرار گرفته است.

زیرا علاوه بر ضمیر کاف«ک» «أَعْطَیْناکَ» ،در خطاب«صل»و «لِرَبِّکَ» دو بار و در عبارت «انْحَرْ» و «شانِئَکَ» نیز دو بار،پیامبر مخاطب است. «أَعْطَیْناکَ ، فَصَلِّ،لِرَبِّکَ ، اِنْحَرْ ، شانِئَکَ»

در سراسر قرآن نیز، بیش از دویست بار خداوند به پیامبرش می فرماید:«ربک»

با آنکه او پروردگار تمام هستی: «رَبُّ کُلِّ شَیْءٍ» [18] و پروردگار همه ی مردم است: «بِرَبِّ النّاسِ»[19]،ولی از میان واژه های«رب» کلمه «ربک» بیش از همه به کار رفته و این نشانه آن است که خداوند بر پیامبرش عنایت خاصّی دارد.

چنانکه نمونه این عنایت ویژه را در آیات دیگر نیز مشاهده می کنیم، مثلاً خداوند نام اعضا و جوارح پیامبر را در قرآن مطرح کرده است:   چهره ات: «وَجْهِکَ»[20]،زبانت : «لِسانَکَ» [21] چشمانت: «عَیْنَیْکَ» [22]گردنت: «عُنُقِکَ»[23]دستانت: «یَدَکَ» [24]سینه ات: «صَدْرِکَ»[25] کمرت: «ظَهْرَکَ» [26]

* الطاف خداوند به پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله، گاهی با درخواست آن حضرت صورت گرفته است،

نظیر «قُلْ رَبِّ زِدْنِی عِلْماً» [27] پروردگارا ! مرا از نظر علمی توسعه بده.

امّا کوثر هدیه ای الهی بود که بدون درخواست، به پیامبر عزیز داده شد.






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1399



فضیلت و خواص سوره  کوثر

یکصدو هشتمین سوره قرآن کریم است که مکی  و 3 آیه دارد.

مفسران قرآن کریم گفته اند : این سوره در شأن و منزلت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها نازل شده است.(1)

 روزی پیامبر صلی الله علیه واله وسلم را دیدند که در حال تبسم بود پرسیدند : ای رسول خدا چه چیزی موجب خنده شما شده است؟

فرمودند : سوره ای بر من نازل شده است و بعد سوره کوثر را قرائت نمودند و گفتند : آیا میدانید کوثر چیست؟

گفتند : خدا و رسولش آگاهترند.

پیامبر فرمودند : کوثر نهری در بهشت است که خداوند با آن مرا به خیر کثیری وعده داده است و آن حوض من است که اُمّتم در کنار آن بر من وارد می شوند.(2)

در فضیلت این سوره از رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله وسلم روایت شده است : هر کس سوره کوثر را تلاوت نماید خداوند از آب نهرهای بهشت به او می نوشاند و اجر و پاداش او به اندازه تمامی قربانی های روز عید قربان است. (3)

از امام صادق علیه السلام نیز نقل شده است: هر کس در نمازهای واجب یا مستحب خود سوره کوثر را قرائت نماید خداوند از آب حوض کوثر به او بنوشاند و کنار درخت طوبی همجوار رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم خواهد شد.(4)


آثار وبرکات سوره


1) دیدن رسول خدا صلی الله علیه و اله در خواب

از رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم روایت شده: هر کس سوره کوثر را در شب جمعه 100مرتبه تلاوت نماید رسول خدا را درخواب خواهد دید.(5)

به همین مضمون از امام صادق علیه السلام نیز نقل شده استک هر کس سوره کوثر را در شب جمعه پس از نمازی که در نیمه شب می خواند صد مرتبه بخواند به اذن خدا رسولش را در خواب خواهد دید.(6)


2) برای دور کردن افراد از خود

اگر بخواهی کسی را از خود دور کنی 9 مرتبه سوره کوثر را بخوان و به جانب او بدم به اختیار خود راه کج می کند و می رود.(7)

ختم مجرب

برای غنا و توانگری

روز چهارشنبه 40 مرتبه سوره کوثر را به نیت ثروت و توانگری بخواند. (8)

 (1) بحارالانوار، ج8، ص16

(2) منتخب الکلام فی تفسیر الاحلام،ج1، ص74

(3) جامع الاحادیث الشیعه، ج15، ص131

(4) ثواب الاعمال، ص126

(5) منتخب الکلام فی تفسیرالاحلام، ج1، ص74

(6) روض الجنان و روح الجنان، ج20، ص421

(7) تعطیرالانام فی تعبیرالمنام،ج1، ص353

(8) درمان با قران، ص167

منابع: «قرآن درمانی روحی و جسمی، محسن آشتیانی، سید محسن موسوی»؛ درمان با قرآن،محمدرضا کریمی






نوع مطلب : 108-سوره کوثر، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1399

سیمای سوره کوثر

این سوره سه آیه دارد و در مکّه نازل شده و کوچک ترین سوره قرآن کریم است.

نام سوره برگرفته از آیه اول است و به معنای خیر کثیر و فراوان می باشد.

بر اساس روایات متعدّد از شیعه و سنّی، عاص بن وائل، پدر عمرو عاص که از بزرگان مشرکان مکّه بود، پس از آنکه پسران پیامبر از دنیا رفتند و آن حضرت دیگر پسری نداشت، از روی طعنه و زخم زبان، پیامبر را اَبـتَـر و بدون دنباله خواند.

خداوند برای تسلّی خاطر پیامبر و پاسخ به این سخن نابجا، سوره کوثر را نازل فرمود و ناکام بودن دشمنان و دوام و بقای نسل و فکر پیامبر را خبر داد.

در روایات، برای کسی که این سوره را در نمازهای واجب و مستحب بخواند، سیراب شدن از حوض کوثر در قیامت،وعده داده شده است[1]

[1]-تفسیر نورالثقلین.

 

 






نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 108-سوره کوثر، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1399


بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

قُلْ یا أَیُّهَا الْکافِرُونَ«1» لَا أَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ«2» وَ لَا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ«3» 

وَ لَا أَنا عابِدٌ ما عَبَدْتُّمْ«4» وَ لَا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ«5» لَکُمْ دِینُکُمْ وَلِیَ دِینِ«6»


بگو : ای کافران!

 من نمی پرستم آنچه شما می پرستید.

و نه شما می پرستید آنچه من می پرستم.

و نه من می پرستم آنچه را شما پرستش کرده اید.

                           و نه شما می پرستید آنچه را من می پرستم.                             

(حال که چنین است) آیین شما برای خودتان و آیین من برای خودم.

 

نکته ها :

*در شأن نزول این سوره آمده است که بعضی از سران قریش به پیامبر گفتند:ای محمّد تو یک سال از آیین ما پیروی کن،ما سال بعد از تو پیروی می کنیم.آنگاه هر کدام بهتر بود آن را ادامه می دهیم،اما پیامبر نپذیرفت.گفتند:لااقل خدایان ما را مسّ کن و تبرّک بجوی تا ما نیز خدای ترا بپرستیم،در این هنگام این سوره نازل شد.

*کلمه «قُلْ» اندکی از کینه کفار نسبت به پیامبر می کاهد، زیرا می فهمند که سرکارشان با خداست و پیامبر تنها مأمور است.

*گاهی باید مخالفان را به حال خود رها کرد و گفت: «لَکُمْ دِینُکُمْ» چنانکه در سوره قصص آیه 55 می خوانیم: «لَنا أَعْمالُنا وَ لَکُمْ أَعْمالُکُمْ» و این نوعی تحقیر و تهدید است نه اجازه برای هر نوع عمل و عقیده.

*در مواردی از قرآن تکرار برای تأکید است، نظیر:«کَلاّ سَوْفَ تَعْلَمُونَ ثُمَّ کَلاّ سَوْفَ تَعْلَمُونَ»[1]  و «فَقُتِلَ کَیْفَ قَدَّرَ ثُمَّ قُتِلَ کَیْفَ قَدَّرَ» [2]در این سوره نیز تکرار می تواند برای تأکید باشد تا مشرکان از تسلیم شدن مسلمانان قطع امید کنند و می تواند برای تلقین استقامت به مؤمنان باشد تا در مواضع خود پایدار بمانند.

خبر از ایمان نیاوردن گروهی از کفار،بارها در قرآن مطرح شده است،از جمله آنها آیه ششم سوره بقره و آیه هفتم سوره یس است که با صراحت می فرماید: «فَهُمْ لا یُؤْمِنُونَ»

 

پیام ها :

1- پیامبر اکرم امین وحی است و هر چه به او نازل شود بازگو می کند. «قُلْ»

2- مسلمانان باید در برابر پیشنهادات غیر منطقی، صریح و قاطع پاسخ بگویند و دشمنان را از خود مأیوس نمایند. «لا أَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ»

3- به نام وحدت،نباید از اصول و ارزشها سرپیچی کرد. «لا أَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ»

4- دنیای کفر باید از تسلیم شدن مسلمانان مأیوس باشد. لا أَعْبُدُ ... وَ لا أَنا عابِدٌ

5- اعلام برائت از کفار باید مکرّر و مؤکّد و علنی باشد. «قُلْ یا أَیُّهَا الْکافِرُونَ لا أَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ»

6- در دین معامله نکنید، با دشمن سازش و مداهنه نکنید و در برابر تکرار پیشنهادهای نابجا، شما نیز موضع خود را قاطعانه تکرار کنید. لا أَعْبُدُ ... لا أَنْتُمْ عابِدُونَ... وَ لا أَنا عابِدٌ...

7- به خاطر جذب دیگران،دست به هر کاری نزنید. لا أَعْبُدُ... وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ

8- قرآن از غیب خبر می دهد.حتی یک نفر از پیشنهاد دهندگان،حاضر به اسلام آوردن نشد. «وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ»

9- پایداری و قاطعیّت،شرط رهبری است. وَ لا أَنا عابِدٌ...

10- عبادت و بندگی خدا، ملاک تمایز مؤمن از کافر است. یا أَیُّهَا الْکافِرُونَ ... لا أَنْتُمْ

عابِدُونَ ما أَعْبُدُ»

11- انسان در انتخاب دین آزاد است نه مجبور. «لَکُمْ دِینُکُمْ وَ لِیَ دِینِ»

12- باید صف ها از هم جدا شود، حق از باطل و کفر از ایمان متمایز شود. «لَکُمْ دِینُکُمْ وَ لِیَ دِینِ»

13- معبود هر کس،بیانگر دین و آیین اوست. لا أَنا عابِدٌ ... لا أَنْتُمْ عابِدُونَ ... لَکُمْ دِینُکُمْ وَ لِیَ دِینِ

«والحمدللّه ربّ العالمین»


[1] - .تکاثر،3 و 4.

[2] - مدّثر،19 و 20.





نوع مطلب : 109-سوره کافرون، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1399


( کل صفحات : 123 )    ...   6   7   8   9   10   11   12   ...   


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار وبلاگ نویسی

وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت

اخبار ایران:

اخبار جهان:

اخبار اقتصادی:

اخبار علمی

اخبار فناوری و اطلاعات

اخبار هنری:

اخباراجتماعی

اخبار ورزشی

--------------------------------------------------------------------------------------

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

--------------------------------------------------------------------------------------
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
-------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------- ساخت وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات