وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
درباره وبلاگ


قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :

مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ

هر که علم اولین و آخرین را می خواهد، باید آن را در قرآن بجوید.

کنزل العمال ج1 ص548

سلام علیکم
ورود شما بازدید کننده گرامی از این سایت و مجموعه
"وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت"
فرصت مغتنمی است. ان شاءالله با نظرات مفید و ارزنده خود یاری گر حقیر در این مسیر باشید.

مدیر وبلاگ : سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید









باب اوّل

 اسرار وضوء و اذان و نماز


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 231

حدیث (1)

شیخ فقیه ابو جعفر محمّد بن على بن الحسین بن موسى بن بابویه قمى مصنّف این كتاب مى‏ گوید:

پدرم و محمّد بن الحسن بن احمد بن الولید رضى اللَّه عنهما از سعد بن عبد اللَّه از محمّد بن عیسى بن عبید، از محمّد بن ابى عمیر و محمّد بن سنان از صباح سدى و سدیر صیرفى‏[1] و محمّد بن نعمان مؤمن طاق‏[2] و عمر بن اذینه، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام و محمّد بن الحسن بن احمد بن ولید رضى اللَّه عنه از محمّد بن الحسن الصفّار و سعد بن عبد اللَّه از محمّد بن الحسین بن ابى الخطاب و یعقوب بن یزید و محمّد بن عیسى، از عبد اللَّه بن جبله، از صباح مزنى و سدیر صیرفى و محمّد بن نعمان احول و عمر بن اذینه، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، این چهار نفر محضر مبارك امام صادق علیه السّلام حاضر شدند، حضرت فرمودند:

اى عمر بن اذینه، نظرت در باره اذانى كه این گروه ناصبى ‏ها مى‏ گویند و نمازى كه مى‏ خوانند چیست؟

عرض كرد: فدایت شوم: ایشان مى‏ گویند: ابى بن كعب انصارى خدا را در خواب دیده و او این كیفیت را به ایشان تعلیم نموده.

حضرت فرمودند: به خدا سوگند دروغ مى‏ گویند، خداوند تبارك و تعالى منزّه ‏تر از آن است كه در خواب دیده شود.

و نیز فرمودند: خداوند عزیز جبّار نبىّ اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلم را هفت بار به آسمان عروج داد در مرتبه اوّل بركت و توسعه بر او داد و در بار دوّم فرائض را بر او تعلیم فرمود و در دفعه سوّم خداوند عزیز جبّار محملى از نور كه در آن چهل نوع از انواع نور بود بر وى نازل فرمود این نورها اطراف عرش خداوند تبارك و تعالى مى ‏گردیدند و دیدگان ناظرین را از فرط روشنایى مى ‏پوشاندند.

یكى از این نورها زرد بود كه رنگ زردى ناشى از آن است و یكى دیگر از آنها قرمز بود كه رنگ قرمزى از آن پدید آمد و دیگرى سفید بود كه سفیدى اشیاء از آن به وجود آمده و باقى نورها به عدد سایر انوار و الوانى است كه حق تعالى آفریده.

در این محمل حلقه ‏ها و زنجیرهایى از نقره بود بارى حضرت بر آن محمل نشسته و به آسمان دنیا عروج كردند فرشتگان به اطراف و اكناف آسمان پراكنده شدند و سپس به سجده افتاده و گفتند:

سبّوح، قدّوس ربّنا و ربّ الملائكه و الرّوح بعد اضافه كردند: چقدر این نور شبیه به نور پروردگار ما است!! پس از این كلام، جبرئیل علیه السّلام براى نفى تشبیهى كه از كلام آنها استفاده مى‏ شود فرمود:

اللّه اكبر یعنى خدا بزرگ‏تر است از این كه احدى به او شبیه باشد.

فرشتگان ساكت شدند و درب‏ هاى آسمان گشوده شد و فرشتگان اجتماع نمودند سپس محضر مبارك نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلم مشرّف شده و فوج فوج جلو آمده و به آن سرور سلام نمودند بعد عرضه داشتند یا محمّد، برادرت چطور است؟

حضرت فرمودند: خوب مى‏ باشد.

عرض كردند: وقتى به او رسیدى از طرف ما به او سلام نما.

نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلم فرمودند: آیا او را مى‏ شناسید؟

عرضه داشتند: چگونه او را نشناسیم و حال آنكه حق تعالى پیمان تو و او را از ما گرفته و ما بر تو و او صلوات فرستاده و طلب رحمت مى‏ كنیم سپس چهل نوع از انواع نورها كه هیچ شباهتى به نور اوّل نداشتند را حق تعالى به آنها افزود و به حلقه ‏ها و زنجیرهاى محمل نیز اضافه فرمود سپس حق تعالى آن حضرت را به آسمان دوّم عروج داد، زمانى كه آن جناب نزدیك درب آسمان رسید فرشتگان به اطراف آسمان پراكنده شده و به سجده افتاده و گفتند:

سبّوح، قدّوس، ربّ الملائكة و الرّوح، سپس افزودند: چقدر این نور شبیه به نور پروردگار ما است!! جبرئیل علیه السّلام گفت:      اشهد ان لا اله الّا اللَّه، اشهد ان لا اله الّا اللَّه، پس از آن فرشتگان اجتماع كرده و درب ‏هاى آسمان گشوده شد و گفتند:

اى جبرئیل، این كیست كه با تو مى ‏باشد؟

جبرئیل فرمود: این حضرت محمّد صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم است.

فرشتگان گفتند: آیا مبعوث شده است؟

جبرئیل فرمود: بلى.

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلم فرمودند: فرشتگان به سرعت به طرف من آمده و سلام كرده و گفتند: به برادرت سلام ما را برسان.

حضرت مى‏ فرمایند: به ایشان گفتم: آیا او را مى‏ شناسید؟

گفتند: آرى، چگونه آن حضرت را نشناسیم و حال آنكه خداوند پیمان شما و او و شیعه او را تا روز قیامت از ما گرفته است و ما در هر روز پنج بار (مقصود در هر یك از اوقات نماز مى ‏باشد) به صورت‏ هاى شیعیان آن حضرت نظر مى ‏افكنیم.

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلم فرمودند: سپس پروردگارم چهل نوع از انواع نور را برایم افزود كه اصلا به انوار اوّلى شباهت نداشتند چنانچه حلقه‏ ها و زنجیرهاى دیگرى بر آنچه قبلا یاد شد افزود.

سپس مرا به آسمان سوّم عروج داد، فرشتگان این آسمان به اطراف پراكنده شده و به سجده افتاده و گفتند: سبّوح، قدّوس، ربّ الملائكة و الرّوح، سپس اضافه كردند:

این چه نورى است كه شبیه نور پروردگارمان است، جبرئیل پس از استماع این كلام گفت:

اشهد انّ محمّدا رسول اللَّه، اشهد انّ محمّدا رسول اللَّه، فرشتگان اجتماع كرده و درب ‏هاى آسمان گشوده شد فرشتگان گفتند: آفرین به اوّل و ابتدائت از حیث خلقت و رتبه و آفرین به پایانت از جهت ظهور و بعثت و آفرین به كسى كه زمان امّتش متّصل به حشر است و آفرین به كسى كه پیش از خلق خلائق آفریده شد و تمام حساب ها با او است یعنى محمّد خاتم النبیین و على خیر الوصیین.

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلم فرمودند: به من سلام كرده و از برادرم على علیه السّلام پرسیدند؟

گفتم: او در زمین خلیفه و جانشین من است، مگر او را مى ‏شناسید؟

گفتند: آرى، چگونه او را نشناسیم و حال آنكه در هر سال یك بار بیت المعمور را زیارت كرده و بر روى آن جلد و پارچه نازك سفیدى است كه اسم محمّد صلّى اللَّه علیه و آله و سلم و على و حسن و حسین و ائمه و شیعیان تا روز قیامت نوشته شده و ما با دستهایمان بر سرهاى ایشان كشیده و تبرك مى‏جوییم.

سپس پروردگارم چهل نوع از انواع نور كه با هیچ یك از انوار اوّل شبیه نبود برایم‏

افزود و حلقه‏ ها و زنجیرها را نیز اضافه كرد.

سپس مرا به آسمان چهارم عروج داد در این آسمان فرشتگان هیچ نگفتند و صدایى شنیدم از ایشان كه گویا در سینه‏ ها حبس بود، بارى آنها اجتماع كرده و درب‏ هاى آسمان گشوده شد و به سرعت به طرف من شتافتند، جبرئیل علیه السّلام گفت:

حىّ على الصّلوة، حىّ على الصّلوة، حىّ على الفلاح، حىّ على الفلاح.

پس از او فرشتگان با دو آواز مقرون به هم گفتند: بمحمّد تقوم الصّلوة (به حضرت ختمى مرتبت نماز قائم است) و بعلىّ الفلاح (یعنى به حضرت علوى صلوات اللَّه علیه رستگارى وابسته است).

جبرئیل فرمود: قد قامت الصّلوة، قد قامت الصّلوة.

فرشتگان گفتند: نماز تعلق دارد به شیعیان على علیه السّلام كه تا روز قیامت آن را بپا مى‏ دارند.

سپس فرشتگان اجتماع كرده و به نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلم عرض كردند: برادرت را كجا گذاردى و چطور مى ‏باشد؟

حضرت به ایشان فرمود: آیا او را مى ‏شناسید؟

عرضه داشتند: آرى او و شیعیانش را مى‏ شناسیم، او (یعنى على علیه السّلام) نورى است كه اطراف عرش خدا مى‏ باشد و در بیت المعمور پارچه و جلد رقیق و نازكى از نور هست كه با خط نور در آن نام محمّد و على و حسن و حسین و ائمه و شیعیانشان بدون این كه نام یكى از ایشان كم یا زیاد شده باشد نوشته شده است، میثاق و پیمان حضرتش را از ما گرفته‏ اند و در هر روز جمعه بر ما قرائتش مى‏ نمایند، پس من به سجده شكر افتادم.

حق تعالى فرمود: اى محمّد سر خود را بالا كن.

من سر بالا نمودم، طبقات آسمان را دیدم كه از هم شكافته و پرده ‏ها برداشته شده است، سپس به من فرمود:

سر پایین كن و ببین چه مى‏بینى.

من سرم را پایین كرده نظرم به بیت و حرم شما افتاد كه مانند بیت المأمورى كه در آن بودم مى ‏باشد، بیت المأمور دقیقا مقابل بیت و حرم شما قرار داشت بطورى كه اگر من چیزى را از دستم مى‏ انداختم در حرم و بیت مى ‏افتاد بارى حق تعالى به من فرمود: اى محمّد! این حرم است و تو حرام مى ‏باشى، یعنى احترام بیت به خاطر حرمت تو است و براى هر مثلى، مثالى مى‏ باشد یعنى هر چیزى در زمین مثالى در آسمان دارد، پس از آن به من فرمود: اى محمّد، دستت را دراز كن پس برخورد مى‏ كنى با آبى كه از طرف راست عرش جارى است، پس آب فرو ریخت و من با دست راست با آن برخورد نمودم فلذا است كه اوّلین فعل در وضوء برداشتن آب با دست راست مى ‏باشد، سپس پروردگارم فرمود:

آب را بگیر و با آن صورتت را بشوى (امام صادق علیه السّلام فرمود: البته حق تعالى شستن صورت را در وضوء همان جا به پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله تعلیم فرمود) زیرا تو مى‏ خواهى با این دو دستت با كلام من مواجه شوى.

سپس با رطوبت زیادى در دو دستت سر و پای خود را تا روى برآمدگى پاها مسح كن امام صادق علیه السّلام فرمود: البته حق تعالى مسح سر و پاها را همان جا به پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله تعلیم نمود و فرمود:

من مى‏ خواهم كه تو سرت را مسح كنى و باقى بدارمت و امّا مسح بر پاهایت، به خاطر آن است كه میخواهم قدم‏هایت را جایى بگذارم كه نه پیش از تو و نه بعد از تو كسى آن جا قدم نگذاشته و نخواهد گذاشت.

تا اینجا حدیث علّت وضوء و اذان را شرح و توضیح داد.

سپس حقّ عزّ و جل فرمود: اى محمّد رو به حجر الاسود كه در مقابلم هست نما و به عدد حجاب هایم (تعداد آنها هفت تا است) مرا با گفتن تكبیر به بزرگى یاد نما و از اینجاست كه تكبیرات افتتاحیه هفت تا است چه آنكه حجاب ها همانطورى كه اشاره شد هفت تا مى‏باشند و پس از انقطاع حجب قرائت را شروع نما و از اینجا است كه افتتاح سنّت شده و حجبى كه طبق طبق روى هم قرار گرفته ‏اند سه تا بوده به عدد نورى كه بر محمّد صلّى اللَّه علیه و آله نازل گردید، یعنى سه مرتبه از این رو افتتاح سه مرتبه بوده و تكبیر هفت مرتبه مى‏ باشد.

و وقتى از تكبیر و افتتاح فارغ شده خداوند عزّ و جل فرمود: آلان به من رسیدى پس اسم مرا یاد كن: حضرت فرمود: بسم اللَّه الرحمن الرحیم و به همین خاطر در اوّل هر سوره گفتن بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏ مشروع گردید سپس حق تعالى به آن حضرت فرمود: مرا ستایش كن.

حضرت عرضه داشت: الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ‏ نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله در نفس خود پس از تحمید عرضه داشت: شكرا.

بلافاصله حق تعالى فرمود:

اى محمّد، حمد و ستایش مرا با گفتن (شكرا) قطع كردى پس دوباره اسم مرا ببر و به همین خاطر در سوره حمد عبارت‏ «الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» دو مرتبه گفته مى ‏شود و وقتى به «و لا الضّالّین» رسید نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله فرمود: الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ‏ شكرا (یعنى در مقام شكر این عبارت را فرمود) خداى عزیز جبار فرمود:

ذكر مرا قطع كردى پس اسمم را یاد كن.

پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله فرمودند: بسم اللَّه الرحمن الرحیم و به خاطر همین بعد از حمد ابتداء سوره بعدى گفتن بسم اللَّه الرحمن الرحیم مشروع گردید، پس از آن حق تعالى به حضرت فرمود: بخوان: قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ تا آخر به همان نحوى كه نازل گردیده چه آنكه این سوره نسبت و نعت و اوصاف مرا بیان مى‏ كند.

سپس دو دستت را پایین آور و بر دو كاسه زانوهایت قرار بده و پس از آن به عرش من بنگر.

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله مى‏ فرماید: به بزرگى عرش نگریستم روحم طیران كرد و حالت غش بر من عارض شد پس الحام شدم به این كه بگویم: سبحان ربى العظیم و بحمده، به خاطر آن عظمتى كه دیده بودم، بارى وقتى این كلام را گفتم حالت غش از من بطرف شد تا جایى كه آن را هفت بار گفتم (البته نسبت به هفت بار نیز الحام شدم) بارى به نفس و روحم مراجعه نموده و همانطورى كه قبلا بودم، گردیدم و به همین جهت گفتن سبحان ربى العظیم و بحمده در ركوع مشروع گردید، بعد حق عزّ و جل فرمود: سر را بردار من سر برداشتم نظرم به چیزى افتاد كه عقل از سرم پرید پس بلافاصله با صورت و دو دست به زمین رفته و الحام شدم كه بگویم: سبحان ربى الاعلى و بحمده و این به خاطر علو و بلندى چیزى بود كه دیدم: ذكر مزبور را هفت بار گفتم و هر بار كه مى ‏گفتم اندكى به حال آمده و حالت غش از من دور مى‏ شد بارى پس از اتمام هفت بار نشستم، پس در سجود گفتن: سبحان ربى الاعلى و بحمده و نیز نشستن بین دو سجده كه حضرت آن را به منظور استراحت از غش و علو و بزرگى آنچه دیده بودند انجام دادند مشروع گردید.

سپس پروردگارم به من الهام فرمود و خواست كه سر را بالا كنم، پس سر را بالا كرده و آن علو و بلندمرتبگى را كه دیدم حالت غش به من دست داد پس به رو افتاده و صورت و دستهایم را رو به زمین قرار داده و گفتم سبحان ربى الاعلى و بحمده، این ذكر را هفت بار گفتم و سپس سر را بلند كرده و پیش از آنكه بایستم نشستم تا دو باره به علو و بلندمرتبگى حضرتش نظر افكنم، و به خاطر همین دو سجده در یك ركعت قرار گردید و نیز به همین جهت نشستن خفیف پیش از برخاستن مشروع شد بارى پس از آن ایستادم، حق عزّ و جل فرمود: یا محمّد سوره حمد را بخوان، پس آن را به همان نحوى كه اوّل خوانده بودم، خواندم، پس از آن فرمود: بخوان: إِنَّا أَنْزَلْناهُ‏... زیرا این سوره نسبت تو و اهل بیت تو تا روز قیامت را بیان مى‏ كند، پس از آن به ركوع رفتم و در ركوع و سجودش همان ذكرهایى را كه اوّل گفته بودم، گفتم و پس از آن خواستم كه برخیزم پروردگار متعال فرمود: اى محمّد نعمت‏هایى كه به تو دادم را به یاد آور و اسم مرا ببر حق تبارك و تعالى به من الهام نمود كه بگویم: بسم اللَّه، لا اله الّا اللَّه، و الاسماء الحسنى كلّها للَّه.

پس به من فرمود: یا محمّد بعد از این درود بر خود و اهل بیتت بفرست.

من گفتم: صلّى اللَّه علىّ و على اهل بیتى، و خداوند هم خواسته مرا انجام داد یعنی رحمت بر من و اهل بیتم فرستاد سپس ملتفت شدم خود را در صفوف فرشتگان و انبیاء یافتم، پروردگارم فرمود: یا محمّد، سلام بده گفتم: السّلام علیكم و رحمة اللَّه و بركاته.

حق تعالى فرمود: اى محمّد من محققا سلام و تحیّت بوده و رحمت و بركات تو و ذریّه تو مى‏ باشد، پس از آن امر فرمود كه به سمت چپ توجه نكنم.

و اوّلین سوره‏اى كه بعد از قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ شنیدم، إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ بود، بارى به خاطر آنچه گفته شد سلام را یك بار مى ‏دهند و در آن حال صورت باید به طرف قبله باشد و نیز به جهت آنچه ذكر شد تسبیح و در ركوع و سجود به عنوان شكر بجا آورده مى ‏شود.

و امّا «سمع اللَّه لمن حمده» گفتم آن به خاطر این جهت مشروع گردید كه نبیّ اكرم صلّى اللَّه علیه و آله فرمودند از ركوع كه سر برداشتم صداى ضجّه و ناله فرشتگان را شنیدم، گفتم: سمع اللَّه لمن حمده بالتسبیح و التهلیل و به جهت كلّ آنچه بیان داشتیم است كه هر گاه در دو ركعت اوّل و دوّم نماز حدثى حادث شود و خللى اتّفاق بیفتد مصلّى باید نمازش را اعاده كند و این دو ركعت فرض اوّل محسوب مى‏ شود و آن در وقت زوال یعنى نماز ظهر واجب گردید.



[1]- به فرموده ممقانى در رجال وى حسن مى ‏باشد.

[2]- محمّد بن نعمان بجلى احول، ابو جعفر شاه الطّاق، مخالفین او را ملقب به شیطان الطّاق نموده و شیعه او را مؤمن طاق مى‏ گویند، وى از اصحاب حضرت امام صادق علیه السّلام است، متكلم و حاذق و حاضر الجواب بوده و ثقه مى ‏باشد.




نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، نمــــــــاز و مسجـــــد، کتاب علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت

اخبار ایران:

اخبار جهان:

اخبار اقتصادی:

اخبار علمی

اخبار فناوری و اطلاعات

اخبار هنری:

اخباراجتماعی

اخبار ورزشی

اخبارحوادث

اخبار متفرقه

تنظیم فونت

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
آیه قرآن حدیث موضوعی مهدویت امام زمان (عج) پخش زنده حرم