وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :


مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ


هر که علم اولین و آخرین را میخواهد،

باید آن را در قرآن بجوید.


کنزل العمال ج1 ص548




مدیر وبلاگ :سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید






برچسبها


إِنَّ الَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ الْغَافِلَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ

لُعِنُوا فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ ﴿نـــور/23


بی گمان، کسانی که به زنان پاکدامن بیخبر (از همه جا) و با ایمان نسبت زنا میدهند، در دنیا و آخرت لعنت شدهاند، و برای آنها عذابی سخت خواهد بود.


قرآن کریم در این آیه کسانی را که به زنان پاکدامن و با ایمان تهمت زده- و نسبت انجام عمل ناشایست به آنها می دهند- مورد نکوهش شدید قرار می دهد و محروم بودن آنان از رحمت الهی را اعلام می نماید و اینگونه افراد را به کیفر دنیوی و عقوبت اخروی وعده می دهد.


 امام صادق علیه السلام فرمود: نسبت دادن زنان پاکدامن به ارتکاب عمل ناشایست زنا از گناهان کبیره محسوب می گردد  و موجب از بین رفتن و نابودی ثواب صد سال عبادت می گردد.

 امام صادق علیه السلام فرمود: نسبت دادن زنان پاکدامن به ارتکاب عمل ناشایست زنا موجب از بین رفتن و نابودی اعمال نیک یک سال شخص می گردد.

پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: نسبت دادن ارتکاب عمل ناشایست زنا- به شخصی که این کار را نکرده- نشانه ای از کفر است. و جایگاه کفر در آتش خواهد بود.


آثار سوء و عواقب شوم در دنیا

امام صادق علیه السلام فرمود: نسبت دادن زنان پاکدامن به ارتکاب عمل ناشایست زنا از گناهان کبیره محسوب می گردد. زیرا خداوند در باره این گروه- در قرآن- فرموده است: در دنیا و آخرت مورد لعن قرار گرفته. و عذابی بزرگ برای آنها خواهد بود.


در حدیث آمده است: شخصی که افراد پاکدامن را مورد تهمت قرار می دهد، خداوند متعال اعمال خیر او را نابود خواهد نمود.


امام صادق علیه السلام فرمود: نسبت دادن زنان پاکدامن به ارتکاب عمل ناشایست زنا موجب از بین رفتن و نابودی اعمال نیک یک سال شخص می گردد.


امام صادق علیه السلام فرمود: نسبت دادن زنان پاکدامن به ارتکاب عمل ناشایست زنا موجب از بین رفتن و نابودی ثواب صد سال عبادت می گردد.


در حدیث آمده است: از هفت چیزی که موجب هلاکت و نابودی است اجتناب کنید.

تهمت زدن به زنان با ایمان و پاکدامن از جمله آن هفت چیز می باشد.


جعفی می گوید: مردی با امام صادق علیه السلام بسیار دوست و رفیق بود. بگونه ای که همیشه همراه آن حضرت علیه السلام راه می رفت.

روزی آن مرد- به همراه غلام خود- امام صادق علیه السلام را در بازار کفّاشها همراهی میکرد، و آن غلام پشت سر آن مرد راه می رفت.

پس از آنکه مدتی راه رفتند. آن مرد متوجّه شد که غلام او پشت سرش راه نمیرود  و به جائی رفته است.

و هنگامی که آن غلام به نزد آن مرد بازگشت. او با تندی به غلام گفت:

ـــ ای فرزند مادر بدکاره- کجا رفته بودی؟

هنگامی که آن مرد این جمله را بر زبان جاری کرده و با غلام خود این گونه سخن گفت. امام صادق علیه السلام بسیار ناراحت شدند.

و از فرط ناراحتی با دست مبارک بر پیشانی خود زدند.

سپس آن حضرت علیه السلام با لحن سرزنش آمیزی به آن مرد فرمود: به مادر این غلام تهمت می زنی و به او نسبت ناروا می دهی؟

من تا امروز فکر می کردم که تو انسان باتقوا و پرهیزگاری هستی.

امّا امروز- با این کار- فهمیدم که تو اهل تقوا و پرهیزگاری نیستی.

آن مرد برای توجیه این عمل ناپسند خود به امام صادق علیه السلام گفت: مادر این غلام مسلمان نیست.

در این هنگام امام صادق علیه السلام به تندی به آن مرد فرمود: از من دور شو.

مگر نمی دانی که برای هر قوم و جماعتی ازدواج و پیمان زناشوئی وجود دارد- که با انجام دادن آن- خود را از زنا و عمل نامشروع منزّه و پاک می گردانند؟!

راوی می گوید: پس از این ماجرا امام صادق علیه السلام- تا آخر عمر- همراه با آن مرد راه نرفتند.


در زمان کودکی حضرت دانیال علیه السلام پادشاهی از پادشاهان بنی اسرائیل حکمرانی می کرد.

آن پادشاه دو قاضی داشت که مرد نیکوکاری با آن دو قاضی دوست و رفیق بود  و این مرد نیکوکار دارای همسری زیبا و با ایمان بود.

روزی آن پادشاه به آن دو قاضی گفت: شخصی را برای انجام مأموریتی به من معرفی کنید.

آن دو قاضی. آن مرد نیکوکار را که دوست آنها بود به پادشاه معرفی کردند.

سپس آن مرد نیکوکار برای انجام مأموریتی که از طرف پادشاه به او محوّل شده بود به سفر رفت.

آن مرد قبل از سفر به نزد آن دو قاضی آمده و به آنها گفت: هنگامی که در مسافرت هستم از همسرم مواظبت کرده و مایحتاج زندگی او را تأمین نمائید.

در مدتی که آن مرد در مسافرت بود این دو قاضی به نزد همسر این مرد آمده و پیشنهاد گناه و معصیت را به او دادند.

و از آن زن پاکدامن خواستند تا به خواسته نامشروع آنها تن دهد.

اما آن زن از اجابت نمودن خواسته نامشروع آنها امتناع ورزیده و دست رد بر سینه آنها زد.

آن دو قاضی به آن زن پاکدامن گفتند: چنانچه خواسته ما را اجابت نکنی به نزد پادشاه رفته و شهادت می دهیم که تو مرتکب عمل شنیع زنا شده ای.

آن زن پاکدامن در جواب به آنها گفت: هر کاری که می خواهید بکنید. من دامن خود را به گناه آلوده نمی کنم.

آن دو قاضی پس از آنکه از دست یافتن به خواسته نامشروع خود مأیوس شدند به نزد پادشاه رفته و در نزد- او به دروغ- گواهی دادند که این زن مرتکب زنا شده است و مجازات آن زن را از پادشاه درخواست نمودند.

آن پادشاه چون از پاکدامن بودن آن زن خبر داشت از این امر بسیار شگفت زده شد.

و از این امر بسیار غمگین و اندوهناک گشت.

اما چون آن دو قاضی به انجام این امر شهادت و گواهی داده بودند کاری از دست پادشاه برنمی آمد.

اما به آن دو قاضی گفت: شهادت و گواهی شما را قبول می کنم امّا از شما می خواهم تا سه روز به آن زن مهلت دهید. سپس او را مجازات نمائید.

آنگاه پادشاه به شخصی دستور داد تا در شهر ندا دهد:- ای مردم- زنی که عبادت می کرد و ادعای پاکدامنی داشت مرتکب زنا شده است.

و دو قاضی بر این امر شهادت و گواهی داده اند و خواستار مجازات او گشته اند.

و برای مشاهده اجرای مجازات او در فلان وقت حاضر شوید.

مردم از شنیدن این خبر متعجّب و مبهوت شدند.

زیرا آن زن را به عفاف و پاکدامنی می شناختند.

و به همین جهت در میان مردم شهر ولوله افتاد.

آن پادشاه از وزیر خود درخواست چاره نمود.

اما وزیر برای رفع این مشکل چاره ای نیافت.

سه روز سپری شد و روز اجرای مجازات فرا رسید.

در این روز آن وزیر در شهر گشت می زد که گذارش به چند بچه افتاد که با هم بازی می کردند و حضرت دانیال علیه السلام در میان آن بچه ها بود.

در این هنگام حضرت دانیال علیه السلام به آن بچه ها گفت:- ای بچه ها- بیائید تا بازی جدیدی را شروع کنیم. و در این بازی من نقش پادشاه را بازی خواهم کرد.

و فلان کودک دیگر نقش آن زن پاکدامن را بازی خواهد کرد. و دو کودک دیگر نقش آن دو قاضی را بازی خواهند نمود.

در این هنگام آن وزیر در آن محل ایستاد تا شاهد بازی این کودکان باشد.

حضرت دانیال علیه السلام در بازی خود- به عنوان پادشاه- آن دو قاضی را از هم دور کرده و از هر کدام جداگانه بازجوئی نمود.

و از هر یک از آنها خواست تا جزئیات ماجرا را برای او بگوید.

و از هر یک از آنها سؤال کرد که این عمل در چه روز و در چه ساعتی و در کجا و با چه شخصی انجام گرفته است؟

جواب هر یک از دو قاضی با هم متفاوت و مختلف بود.

در این هنگام حضرت دانیال علیه السلام ندای اللَّه اکبر سر داده. سپس به آن کودکان گفت:

این دو قاضی دروغ گفته اند و شهادت ناروا داده اند. و به آن زن پاکدامن تهمت زده و افترا بسته اند. زیرا جواب هر یک از آنها مخالف جواب دیگری بود.

اینک لازم است که این دو قاضی را بخاطر گواهی دروغی که داده اند و افترا و تهمتی که به آن زن پاکدامن زده اند مورد مجازات قرار داده و آنها را به قتل برسانیم.

پس از پایان این بازی کودکانه وزیر که شاهد آن بود بی درنگ به نزد پادشاه رفته و از او خواست تا آن دو قاضی را احضار نموده و آنها را از هم دور ساخته و از هر یک جداگانه بازجوئی کنند. و پس از انجام این امر. آن دو قاضی جوابهای مختلف و دوگانه دادند. و بدین ترتیب در نزد پادشاه معلوم گشت که گواهی و شهادت آنها علیه آن زن پاکدامن دروغ بوده است. و بدینوسیله پاکدامن بودن آن زن برای مردم و پادشاه آشکار گشت.

سپس آن پادشاه دستور داد تا آن دو قاضی را به دار مجازات آویخته و آنها را به قتل برسانند.

منبع : مردان رحمت شده و مردان نفرین شده، ص: 153


****************


اسرار حرام شدن نسبت ناروا دادن به زنان عفیفه ‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 231-مطلب شماره 441



حدیث (1) 

على بن احمد مى‏ گوید:

محمّد بن ابى عبد اللَّه از محمّد بن اسماعیل، از على بن عبّاس از قاسم بن ربیع صحّاف، از محمّد بن سنان نقل كرده كه وى گفت: حضرت ابو الحسن على بن موسى الرّضا علیه السّلام در مكتوبى به او در جواب مسائلش مرقوم فرمودند:

خداوند عزّ و جل نسبت ناروا به زنان عفیفه را حرام كرده زیرا در آن مفاسدى است باین شرح:

الف : فساد و تباه شدن انساب.

ب : نفى و سلب كردن فرزند از مادر.

ج : ابطال و از بین بردن مواریث.

د : ترك تربیت فرزند.

هـ : نابود شدن معارف.

و : مسادى و شرور و علّت‏هاى دیگرى كه جملگى موجب فساد مخلوق مى‏ باشند.


حدیث (2)

 محمّد بن موسى بن متوكّل از على بن الحسین سعدآبادى، از احمد بن محمّد از عبد العظیم بن عبد اللَّه الحسنى، از حضرت محمّد بن على علیهما السّلام، حضرت فرمودند:

پدرم فرمود: شنیدم از پدرم كه مى‏ فرمود: از حضرت جعفر بن محمّد علیهما السّلام شنیدم كه مى ‏فرمودند:

نسبت ناروا به زن عفیفه دادن از معاصى كبیره است زیرا حق عزّ و جل در قرآن مى ‏فرماید:


إِنَّ الَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ الْغَافِلَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ

لُعِنُوا فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ ﴿نـــور/23


بی گمان، کسانی که به زنان پاکدامن بیخبر (از همه جا) و با ایمان نسبت زنا میدهند، در دنیا و آخرت لعنت شدهاند، و برای آنها عذابی سخت خواهد بود.





نوع مطلب : 24-سوره نـــــــــور، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، علل الشرایع، علل الشرایع(بانوان)، اسرار گناه و بررسی آثار آن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 13 مهر 1397
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار وبلاگ نویسی

وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت

اخبار ایران:

اخبار جهان:

اخبار اقتصادی:

اخبار علمی

اخبار فناوری و اطلاعات

اخبار هنری:

اخباراجتماعی

اخبار ورزشی

--------------------------------------------------------------------------------------

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

--------------------------------------------------------------------------------------
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
-------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------- ساخت وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات