وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :


مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ


هر که علم اولین و آخرین را میخواهد،

باید آن را در قرآن بجوید.


کنزل العمال ج1 ص548




مدیر وبلاگ :سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید






برچسبها




زندگینامه شیطان-قسمت هشتم/1



سؤال موسى از شیطان

روزى حضرت موسى بن عمران علیه السلام براى مناجات به کوه طور مى رفت . در بین راه به شیطان برخورد و شروع کرد با او صحبت کردن و شیطان هم جواب مى داد.


موسى علیه السلام فرمود: چرا آدم را سجده نکردى تا به لعنت خدا و ملائکه و جن و انس گرفتار نشوى ؟ در جواب گفت :اى موسى ! من به تو راست مى گویم . غرض خداوند سجده بر آدم نبود، بلکه مى خواست مرا بیازماید و بداند آیا من غیر او را سجده مى کنم یا خیر! ولى من چون عاشق خدا بودم ، حاضر نشدم غیر او را سجده کنم و دست از عبادت او بردارم.

پور عمران بدن غرقه نور
مى شد از بهر مناجات به طور


دید در راه سرد و نان را
غایت لشکر محزونان را


گفت : کز سجده آدم به چه رو
تافتى روى رضا راست بگو


گفت : شیطان به تو مى گویم راست
که تو را نى خبر از عالم ماست


من و ما نیست میان من و دوست
آن چنانم که خدا گویدم اوست 


گفت : موسى که اگر کار این است
لعن و طعن تو چرا آیین است


گفت : شیطان که از این گفت و شنود
امتحان کردن من بد نه سجود


گفت : عاشق که بود کامل سیر
پیش جانان نبرد سجده به غیر


این دم از کمشکش خود رستم
پیش زانوى ادب بنشستم


همچنین در جواب شخص دیگرى که از او پرسید: چرا آدم را سجده نکردى تا مورد لعن ابدى قرار نگیرى ؟ گفت : مثلى براى تو بیاورم تا مطلب معلوم شود.


مردى دختر سلطان را دید و عاشق او شد. داستان عشق او در شهر پیچید. روزى دختر سلطان به آن مرد گفت : مرا خواهرى است از من زیباتر، که من کنیز او هم نمى شوم و حسن و جمال او از من بهتر است .


گر ببینى خواهرم را یک زمان
تیر مژگانش کند پشتت کمان


بنگر اکنون گر ندارى باورم
کز عقب مى آید اکنون خواهرم


آن مرد که مدعى عشق بود پشت سر خود نگاه کرد تا او را ببیند. دختر دست بر سینه اش زد و او را انداخت.گفت :

 

گر عاشق بدى یک ذره اى
کى شدى هرگز به غیرى غره اى

قصه ابلیس و این قصه یکى است
من ندانم تا کرا اینجا شکى است

ترک سجده از حسد گیرم که بود
آن حسد از عشق خیزد نه از سجود(1)



=============

1- کتاب ابلیس ص 22




برگرفته شده از سایت :

http://tabarak.ir/maref/8293-2015-08-25-13-08-17.html 





نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــرار شیطان ، پیــــامبـــــــــران الــــــهی، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 14 آبان 1397
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار وبلاگ نویسی

وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت

اخبار ایران:

اخبار جهان:

اخبار اقتصادی:

اخبار علمی

اخبار فناوری و اطلاعات

اخبار هنری:

اخباراجتماعی

اخبار ورزشی

--------------------------------------------------------------------------------------

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

--------------------------------------------------------------------------------------
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
-------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------- ساخت وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات