وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :


مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ


هر که علم اولین و آخرین را میخواهد،

باید آن را در قرآن بجوید.


کنزل العمال ج1 ص548




مدیر وبلاگ :سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید






برچسبها




داستان حیوانات در قیامت


داستان های گرگی که متهم به خوردن یوسف بود،  

الاغ بلعم باعور، سگ اصحاب کهف





1-گرگی که متهم به خوردن یوسف بود

بر اساس حدیثی که از امام صادق(ع) نقل شده است بهائم و حیوانات وارد بهشت نمی شوند مگر سه تا از آنها ، الاغ بلعم باعورا، و گرگی که متهم به خوردن یوسف بود، و سگ اصحاب کهف. «لا یدخل الجنة من البهائم الاّ ثلاثة:حمار بلعم بن باعوراء و ذئب یوسف و کلب اصحاب الکهف»، (سفینة البحار، ج ۷، ص ۵۰۹)داستان گرگ متهم به دریدن حضرت یوسف علیه السلام:در تفسیر «منهج‌ الصّادقین‌» ج‌ ۵، ص‌ ۲۲ و ۲۳، در ذیل‌ آیۀ ۱۷ و ۱۸ از سورۀ یوسف‌:

«قَالُوا یَـٰٓأَبَانَا إِنَّا ذَهَبْنَا نَسْتَبِقُ وَ تَرَکْنَا یُوسُفَ عِندَ مَتَـٰعِنَا فَأَکَلَهُ الذِّئْبُ...»

برادران‌ یوسف‌ گفتند: ای‌ پدر، ما برای‌ مسابقه‌ به‌ صحرا رفتیم‌ و یوسف‌ را تنها نزد اثاثمان‌ گذاشتیم‌ پس‌ گرگ‌ او را خورد.» گوید: مروی‌ است‌ که‌... پدر، ایشان‌ را گفت‌: اگر چنانست‌ که‌ راست‌ میگوئید، این‌ گرگ‌ که‌ یوسف‌ را خورده‌ بگیرید نزد من‌ آورید تا صدق‌ قول‌ شما را از او معلوم‌ کنم‌. ایشان‌ به‌ صحرا رفتند و گرگی‌ بگرفتند و دست‌ و پای‌ وی‌ را ببستند و نزد پدر آورده‌ بیفکندند و گفتند: این‌ گرگی‌ است‌ که‌ یوسف‌ را خورده‌. یعقوب‌ گفت‌: دست‌ و پای‌ او را بگشائید! چون‌ وی‌ را گشودند یعقوب‌ گفت‌: ای‌ گرگ‌ نزد من‌ آی‌! آن‌ گرگ‌ بیامد و نزد یعقوب‌ بایستاد. یعقوب‌ گفت‌: ای‌ گرگ‌! شرم‌ نداری‌ که‌ میوۀ دل‌ من‌ و روشنی‌ هر دو چشم‌ مرا بخوردی‌؟ گرگ‌ به‌ آواز آمد که‌:

لا بِحَقِّ شَیْبَتِکَ یا نَبیَّ اللَهِ ما أکَلْتُ وَلَدَکَ! وَ إنَّ لُحومَکُمْ وَ دِمآءَکُمْ مَعاشِرَ الانْبیآءِ مُحَرَّمَةٌ عَلَیْنا، وَ إنّی‌ لَمَظْلومٌ مَکْذوبٌ عَلَیَّ غَریبٌ فی‌ بِلادِکُمْ

 بحقّ پیری‌ و موی‌ سفید تو که‌ من‌ فرزند تو را نخورده‌ام‌! بدرستیکه‌ خون‌ و گوشت‌ شما که‌ پیغمبرانید بر ما حرام‌ است‌، و من‌ مظلومم‌ و بر من‌ دروغ‌ بسته‌اند و در این‌ زمین‌ غریبم‌.
گفت‌: برای‌ چه‌ به‌ این‌ زمین‌ آمده‌ای‌؟ گفت‌: یا نبیّ الله‌! مرا اینجا خویشانند؛ دیروز به‌ زیارت‌ ایشان‌ آمده‌ بودم‌ پسران‌ تو مرا گرفتند و بر بستند و نزد شما آوردند و این‌ دروغ‌ بر من‌ بستند. یعقوب‌ نزد دیدن‌ این‌ حال‌ و شنیدن‌ این‌ مقال‌ از گرگ‌، گفت‌ که‌: بلسَوَّلَتْ لَکُمْ أَنفُسُکُمْ.
همین‌ جریان‌ را در «تفسیر أبوالفتوح‌ رازی‌» ج‌ ۶، ص‌ ۳۵۱ و ۳۵۲؛ و «الدّرّالمنثور» ج‌ ۴، ص‌ ۱۰؛ و «تفسیر سورۀ یوسف‌» أبوحامد غزالی‌، ص‌ ۴۵ تا ص‌ ۴۷ از طبع‌ سنگی‌ نیز در ذیل‌ همین‌ آیه‌ نقل‌ نموده‌اند.
و مؤیّد این‌ داستان‌ روایتی‌ است‌ که‌ مرحوم‌ مجلسی‌ در «بحار الانوار» طبع‌ حروفی‌، ج‌ ۴۱، ص‌ ۲۳۸ و ۲۳۹، از «کشف‌ الیقین‌» نقل‌ کرده‌ است‌ که‌: روزی‌ حضرت‌ أمیرالمؤمنین‌ علیه‌ السّلام‌ در بعضی‌ از طرقات‌ کوفه‌ با گرگی‌ برخورد کردند و او در ضمن‌ کلام‌ خود با حضرت‌، عرض‌ کرد: من‌ گرگ‌ شریفی‌ هستم‌. چون‌ حضرت‌ دلیل‌ این‌ مطلب‌ را از او پرسیدند گفت‌
«لاِنّی‌ مِنْ شیعَتِکَ، وَ أخْبَرَنی‌ أبی‌ أنّی‌ مِنْ وُلْدِ ذَلِکَ الذِّئْبِ الَّذی‌ اصْطادَهُ أوْلادُ یَعْقوبَ فَقالوا: هَذا أکَلَ أخانا بِالامْسِ وَ إنَّهُ مُتَّهَمٌ»

 زیرا من‌ از شیعیان‌ شما هستم‌، و پدرم‌ به‌ من‌ خبر داد که‌ من‌ از نسل‌ آن‌ گرگی‌ هستم‌ که‌ فرزندان‌ یعقوب‌ او را گرفتند و گفتند: او برادر ما را خورده‌، و به‌ او تهمت‌ زدند
و نیز مرحوم‌ مجلسی‌ در ج‌ ۱۰ «بحار» ص‌ ۷۹، به‌ نقل‌ از «عیون‌ أخبار الرّضا» ج‌ ۱، ص‌ ۲۴۴، و «علل‌ الشّرآئع‌» ص‌ ۵۹۵؛ و ص‌ ۸۵، به‌ نقل‌ از «مناقب‌» ابن‌ شهر آشوب‌ ج‌ ۱، ص‌ ۵۱۰ روایتی‌ را از أمیرالمؤمنین‌ علیه‌ السّلام‌ و در ج‌ ۴۶، ص‌ ۳۵۳ به‌ نقل‌ از «احتجاج‌» ج‌ ۲، ص‌ ۶۶ 

از امام‌ محمّد باقر علیه‌ السّلام‌ آورده‌ است‌ که‌ از آن‌ حضرت‌ سؤال‌ شد:

 عَنْ شَیْءٍ مَکْذوبٍ عَلَیْهِ لَیْسَ مِنَ الْجِنِّ وَ لا مِنَ الإنْسِ، فَقالَ: الذِّئْبُ الَّذی‌ کَذَبَ عَلَیْهِ إخْوَةُ یوسُفَ
«گرگ‌ یوسف‌» در أشعار، مَثَل‌ برای‌ کسی‌ است‌ که‌ متّهم‌ به‌ کاری‌ شده‌ که‌ هرگز آنرا انجام‌ نداده‌ است‌:

2- الاغ بلعم باعور

على بن ابراهیم قمى در تفسیر خود در ذیل آیه ((و اتل علیهم نبا الذى آتیناه آیاتنا...)) مى گوید: پدرم از حسین بن خالد از ابى الحسن امام رضا (علیه السلام ) برایم نقل کرد که آن حضرت فرمود:
« بلعم باعورا داراى اسم اعظم بود، و با اسم اعظم دعا مى کرد و خداوند دعایش را اجابت مى کرد، در آخر بطرف فرعون میل کرد، و از درباریان او شد، این بود تا آنروزى که فرعون براى دستگیر کردن موسى و یارانش در طلب ایشان مى گشت ، عبورش به بلعم افتاد، گفت : از خدا بخواه موسى و اصحابش را به دام ما بیندازد، بلعم بر الاغ خود سوار شد تا او نیز به جستجوى موسى برود.

الاغش از راه رفتن امتناع کرد، بلعم شروع کرد به زدن آن حیوان ، خداوند قفل از زبان الاغ برداشت و به زبان آمد و گفت : واى بر تو براى چه مرا مى زنى ؟ آیا مى خواهى با تو بیایم تا تو بر پیغمبر خدا و مردمى با ایمان نفرین کنى ؟ بلعم این را که شنید آنقدر آن حیوان را زد تا کشت ، و همانجا اسم اعظم از زبانش برداشته شد، و قرآن درباره اش فرموده : 

فانسلخ منها فاتبعه الشیطان فکان من الغاوین ، و لو شئنا لرفعناه بها و لکنه اخلد الى الارض و اتبع هواه فمثله کمثل الکلب ان تحمل علیه یلهث او تترکه یلهث

خبر آن مرد را بر ایشان بخوان که آیات خویش را به او عطا کرده بودیم و او از آن علم عارى گشت و شیطان در پى اش افتاد و در زمره گمراهان درآمد
اگر خواسته بودیم به سبب آن علم که به او داده بودیم رفعتش مى بخشیدیم، ولى او در زمین بماند و از پى هواى خویش رفت. مثَل او چون مثَل آن سگ است که اگر به او حمله کنى زبان از دهان بیرون آرد و اگر رهایش کنى بازهم زبان از دهان بیرون آرد. مثَل آنان که آیات را دروغ انگاشتند نیز چنین است. قصه را بگوى، شاید به اندیشه فرو روند. (اعراف/176-175)


3-سگ اصحاب کهف

داستان سگ اصحاب کهف هم مشهور است یکی از اصحاب کهف چوپانی بود که سگی برای نگهداری گله داشت ، آن سگ به همراه صاحب خود وارد قار شدند و با آنها ماند و نگهبانی میکرد.


برگرفته شده از سایت :

https://www.porseman.com/article/%DA%AF%D8%B1%DA%AF-%D9%8A%D9%88%D8%B3%D9%81-%D8%B9%D9%84%D9%8A%D9%87-%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D9%8A%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%AA--%D8%AD%D9%8A%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D9%8A%D8%A7%D9%85%D8%AA/54552





نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، داستـــان های قــــــــرآنــی، شگفتیهای خلقت حیوانات، سخنــرانی های کوتـاه قــــرآنی، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 7 آذر 1397
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار وبلاگ نویسی

وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت

اخبار ایران:

اخبار جهان:

اخبار اقتصادی:

اخبار علمی

اخبار فناوری و اطلاعات

اخبار هنری:

اخباراجتماعی

اخبار ورزشی

--------------------------------------------------------------------------------------

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

--------------------------------------------------------------------------------------
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
-------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------- ساخت وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic