وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :


مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ


هر که علم اولین و آخرین را میخواهد،

باید آن را در قرآن بجوید.


کنزل العمال ج1 ص548




مدیر وبلاگ :سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید






برچسبها


اصطلاحات حدیثی/2

"ادامه مطلب از پُست قبلی"


 القاب غیر معصومان

گروهی از اصطلاحات در بین محدّثان، رایج می‌باشد که برای محدّثین غیر معصوم به کار می‌رود و آن‌ها چنین است:

 

محمدون ثلاث

عبارت «محمدون ثلاث» اگر با قید اُوَل باشد، مقصود از آن‌ها صاحب کتب اربعه، یعنی جوامع حدیثی اوّلیه شیعه و به شرح ذیل است:

۱. محمّد بن یعقوب کلینی (م / ۳۲۸) صاحب «کافی».

۲. محمّد بن علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی (م / ۳۸۱) صاحب کتاب «من لایحضره الفقیه».

۳.محمّد بن حسن طوسی، (م / ۴۶۰) صاحب کتاب «تهذیب‌الاحکام و الاستبصار فیما اختلف من الاخبار».

و اگر محمّدون ثلاث با قید اُخر باشد مقصود صاحبان جوامع ثانویه شیعه و به شرح ذیل است:

۱. محمّدمحسن ملقب به فیض کاشانی (م / ۱۰۹۱) صاحب کتاب «الوافی».

۲. محمّد بن حسن حر عاملی (م / ۱۱۰۴) صاحب کتاب «تفصیل وسائل الشیعه».

۳. محمّد باقر بن محمّد تقی مجلسی (م / ۱۱۱۰) صاحب کتاب «بحار الانوار الجامعه لدرر اخبار الائمّه الاطهار».

 

اصحاب اجماع

اصطلاح «اصحاب اجماع» مربوط به آن گروه از راویان حدیث است که روایات آن‌ها تلقّی به قبول شده و نزد کشّی، شیخ طوسی و نجاشی و ... از علمای متأخّران، اجماع حاصل شده که روایات آن‌ها قابل قبول است. مامقانی چنین نقل می‌کند: قولهم:

أجمعت العصابه علی تصحیح ما یصح عنه، لا شبهه فی وقوع هذا الاجماع فی حق جمع و اول من ادّعاه فیما نعلم الشیخ الثقه الجلیل ابو عمر الکشّی فی رجاله ثم الشیخ و النجاشی ... و المراد بهذا الاجماع ... هو الاتفاق الکاشف عن رأی المعصوم علی أن یکون المجمع علیه هو القبول و العمل بروایات اولئک الذین قیل فی حقّهم ذلک. [۲۸]

اصحاب اجماع هجده نفرند که در سه طبقه به شرح ذیل می‌باشند. [۲۹]

الف) اصحاب امام باقر (علیه‌السّلام) و امام صادق (علیه‌السّلام): زراره بن أعین، محمد بن مسلم، معروف بن خربوذ، برید، ابوبصیر اسدی، فضیل بن یسار.

ب) اصحاب امام صادق (علیه‌السّلام): جمیل بن دراج، عبدالله بن مسکان، عبدالله بن بکیر، حمّاد بن عیسی، ابان بن عثمان، حمّاد بن عثمان.

ج) اصحاب امام کاظم (علیه‌السّلام) و امام رضا (علیه‌السّلام) : یونس بن عبدالرحمن، صفوان بن یحیی، محمّد بن ابی عمیر، عبدالله بن مغیره، حسن بن محبوب، احمد بن محمّد بن ابی نصر بزنطی.

 

نوّاب اربعه

گروه خاصی از یاران امام زمان (عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) را که در عصر غیبت صغری، واسطه بین آن حضرت با مردم بوده و بسا مطالب و روایاتی را از آن حضرت نقل نموده‌اند، «نواب اربعه» گویند که به شرح ذیل است:

الف) ابو عمر، عثمان بن سعید عمری؛

ب) ابو جعفر محمّد بن عثمان عمری؛

ج) ابو القاسم حسین بن روح نوبختی؛

د) علی بن محمّد سمری.

 

صدوق

مقصود از صدوق، محمّد بن علی بن الحسین بن بابویه صاحب کتاب «من لا یحضره الفقیه» می‌باشد و اگر مقیّد به اوّل شود، نام پدر او یعنی علی بن الحسین منظور است و از هر دو هم تعبیر به «صدوقین» شده و مراد از ابن بابویه، پدر می‌باشد.

 

شیخ

مراد از «شیخ» ابو جعفر محمّد بن حسن طوسی، صاحب کتاب «تهذیبین» می‌باشد که از او «شیخ‌الطائفه» تعبیر شده است و مراد از «شیخین»، همو و استادش یعنی شیخ مفید، محمّد بن نعمان می‌باشد و مراد از «شیوخ ثلاثه»، آن دو و سید مرتضی علم‌الهدی می‌باشد و مراد از «شیوخ خمسه»، آن سه نفر به همراه شیخ صدوق و پدرش می‌باشد. [۳۰]

 

صحابه

کلمه صحابه به معنی ملازم و برای کسانی که پیامبر اسلام (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) را در حال اسلام درک نموده و با او مصاحبت داشته و بسا از او روایت نقل کرده‌اند به کار می‌رود و همین طور برای کسانی که با ائمه مصاحبت داشته‌اند، صحابی آن معصوم (علیه‌السّلام) گفته شده است و از مراتب گوناگونی برخوردارند. شهید ثانی می‌گوید:

«الصاحبی من لقی النبی (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) مؤمناً به و مات علی الاسلام ... ثم الصحابه علی مراتب کثیره بحسب التقدّم فی الاسلام و الهجره و الملازمه و القتال معه و القتل تحت رایته و الروایه عنه. [۳۱]

 

تابعین

عبارت «تابعین» برای کسانی به کار می‌رود که پیامبر اسلام (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) را درک نکرده ولی از طریق صحابه ایمان آورده‌اند و بسا به واسطه آن‌ها روایت نقل نموده‌اند و گروهی را نیز تبع تابعین می‌گویند که نسل پس از آن‌ها هستند.

 

مولی

عبارت «مولی» که بسا در سند احادیث می‌آید می‌تواند دارای معانی ذیل باشد.

الف) سید و آقا، مانند: مولانا صاحب الزمان، و من کنت مولاه فهذا علی مولاه؛

ب) عبد و بنده، مانند:‌ عکرمه مولی ابن عباس؛

ج) هم پیمان و هم عهد، مانند؛ مالک مولی تیم.

ابن اثیر می‌گوید:

و قد تکرّر ذکر المولی فی الحدیث و اسم جماعه یقع علی جماعه کثیره فهو الرب، و المالک و السیّد و المنعم، المعتق و الناصر و المحب و التابع و الجار و ابن العم و الحلیف. [۳۲]

 

محدّث

مقصود از اصطلاح «محدّث» که برای برخی از صاحبان کتاب‌های روایی مانند: محدّث کلینی، محدّث قمی، محدّث نوری و ... به کار می‌رود، کسی است که بر سندهای حدیثی آگاه و از اسمای راویان و حال آن‌ها و بسا تعارض روایات مطلع است و می‌تواند طریق و سند حدیث را معیّن و حدیث را از غیر آن ممیّز کند. مامقانی می‌گوید:

«اما المحدّث فالذی یظهر منهم انه مَن علم طرق اثبات الحدیث و اسماء رواته و عدالتهم و انه هل زید فی الحدیث شیء او نقص ام لاء فلا یصدّق المحدّث علی من لیس له الاّ مجرد سماع الحدیث او تحمّله». [۳۳]

 

مسند

مقصود از «مُسنِد» آن راوی است که حدیث را به همراه سند و طریق آن بیان می‌دارد، خواه از کیفیّت سند آگاه باشد یا نباشد. [۳۴]

 

مخرج

مقصود از «مُخرِج» و همینطور «مُخرّج» برای آن راوی به کار می‌رود که احادیث را در کتاب خود ذکر می‌کند، مانند: کلینی و صدوق ... و عبارت أخرجه یا خرّجه فلان، یعنی فلانی حدیث را در کتاب خود آورده است،‌ ولی میرداماد معتقد است که بین آن‌ها تفاوت است؛ زیرا: اخراج حدیث، برای نقل تمام حدیث، ولی تخریج حدیث، برای نقل بخشی از حدیث می‌باشد. [۳۵]

 

مملی و مستملی

در مواردی راویان حدیث از استاد خود درخواست املای حدیث داشته‌اند؛ از این رو استاد حدیث که روایت را املا و القا می کرده «مُملی» و آن راوی را که در خواست املا و القا می‌نموده «مستملی» و آن حدیث را پس از آن که از استاد، شنیده و برای دیگران بازگو می‌کرده «معید» گویند. مامقانی می‌گوید:

«المملی و المستملی هما اسم فاعل من الاملاء و الذی هو بمعنی القاء الکلام للکاتب لیکتب و فی الحدیث: صحیفه هی املاء رسول الله و خط علی (علیه‌السّلام) فالمملی هو الملقی للحدیث و المستملی الذی یطلب املاء الحدیث من الشیخ». [۳۶]

 

مخضرم

عبارت «مُخَضرم» برای آن راوی به کار می‌رود که جاهلیّت و اسلام را درک کرده است، ولی بر خلاف صحابه، پیامبر (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) را ملاقات نکرده، خواه اسلام او در زمان پیامبر (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) باشد، یا پس از او اسلام آورده باشد.

 

اصطلاحات مربوط به تحمّل حدیث

برای سلامت و محفوظ ماندن روایات پیشوایان معصوم (علیهم‌السّلام) هر راوی از طُرق و راه‌های خاصّی حدیث معصوم (علیه‌السّلام) را فرا می‌گرفته که به آن‌ها «طُرق تحمّل حدیث» می‌گویند و این روش تا قبل از تدوین جوامع حدیثی و گسترش نسخه‌های آن، رایج بوده ولی اکنون رواج کم‌تری دارد. هدف از آگاهی از آن‌ها، اطلاع بر چگونگی روایت] راویان از یکدیگر و میزان ارزش و اعتبار آن‌ها است؛ زیرا آن‌ها، همه از نظر اعتبار یکسان و همسان نیستند و برخی بر بقیّه برتری دارد. محدّثان بزرگوار برای آن که از طرق کامل‌تری در نقل روایات برخوردار باشند، بر خود زحمت فراوانی را هموار نموده و سفرهای متعدّد انجام می‌داده‌اند تا آن که برای نسل‌های بعد، دسترسی بر روایات امامان معصوم (علیهم‌السّلام) سهل‌تر و کامل‌تر باشد؛ آن طرق به ترتیب اهمیّت، چنین است:

 

سماع

بهترین و نخستین طریق تحمّل، «سماع» هر راوی از دیگری، یعنی سماع و شنیدن روایت هر شاگردی از استاد خویش است.

«شهید ثانی» در این خصوص می‌گوید:

«الحقل الاوّل فی موقعیّه السماع و هو، أی السماع من الشیخ أرفع الطرق الواقعه فی التحمّل عند جمهور المحدّثین، لانّ الشیخ أعرف بوجوه ضبط الحدیث و تأدیته». [۳۷]

شیخ کلینی در کافی، در کتاب فضل العلم، در باب روایه الکتب و الحدیث، روایاتی را ذکر می‌کند که از مفاد آن‌ها، اهمیت سماع حدیث، معلوم می‌گردد؛ از جمله در روایتی از عبدالله بن سنان نقل شده که می‌گوید: خدمت امام صادق (علیه‌السّلام) عرض کردم، مردم می‌آیند تا حدیث شما را از من بشنوند ولی من چون مقداری می خوانم، خسته می‌شوم و دیگر نمی‌توانم، حضرت می‌فرماید: به اندازه توان بخوان؛ آن روایت چنین است:

«عن عبدالله بن سنان قال: قلت لأبی عبدالله (علیه‌السّلام) : یجیئنی القوم فیستمعون منّی حدیثکم فاَضجَرُ و لا أقوی، قال (علیه‌السّلام) : فاقرأ علیهم من أوّله حدیثاً و من وسطه حدیثاً و من آخره حدیثاً. [۳۸]

 

مراتب سماع حدیث

سماع حدیث دارای مراتبی به شرح ذیل است:

۱. سماع خصوصی شاگرد از استاد به شکلی که استاد از کتاب، یا از حفظ می‌خواند.

۲. سماع شاگرد از استاد در جمع دیگر شاگردان به شکلی که استاد از کتاب، یا از حفظ می‌خواند.

۳.سماع راوی از شیخ الحدیث به شکلی که استاد برای دیگران می‌خواند و او هم حاضر بوده است، اعم از آن که استاد از متن کتاب می‌خوانده، یا از حفظ.

در سماع حدیث، گاهی راوی به بالاترین مرتبه آن اشاره می‌کند و می‌گوید: «سمعت فلاناً یقول»، یا «حدّثنا فلان یقول»؛ همچنان که لفظ «أخبر» و «قال» نیز از مراتب بعدی سماع است و عبارت «عن فلان» هم، مخفّف «اخبر فلان عن فلان» می‌باشد که می‌تواند به سماع حدیث هر یک از راویان از دیگری، اشاره کند.

"ادامه مطلب در پُست بعدی"

 




نوع مطلب : معـانی و تـدبّـر در واژه هـا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 11 آذر 1397
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار وبلاگ نویسی

وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت

اخبار ایران:

اخبار جهان:

اخبار اقتصادی:

اخبار علمی

اخبار فناوری و اطلاعات

اخبار هنری:

اخباراجتماعی

اخبار ورزشی

--------------------------------------------------------------------------------------

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

--------------------------------------------------------------------------------------
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
-------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------- ساخت وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات