وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :


مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ


هر که علم اولین و آخرین را میخواهد،

باید آن را در قرآن بجوید.


کنزل العمال ج1 ص548




مدیر وبلاگ :سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید






برچسبها


مَا جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَیْنِ فِی جَوْفِهِ... (احزاب/4)

خداوند براى هیچكس دو قلب در درون وجودش نیافریده.


تفسیر :

ادعاهاى بیهوده

در تعقیب آیات گذشته كه به پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم) دستور مى داد تنها از وحى الهى تبعیت كند نه از كافران و منافقان ، در آیات مورد بحث نتیجه تبعیت از آنها را منعكس مى كند كه پیروى از آنان انسان را به یك مشت خرافات و اباطیل و انحرافات دعوت مى نماید كه سه مورد آن در نخستین آیه مورد بحث بیان شده است :

نخست مى فرماید: (خداوند براى هیچكس دو قلب در درون وجودش قرار نداده است)! (ما جعل الله لرجل من قلبین فى جوفه).

جمعى از مفسران در شان نزول این قسمت از آیه نوشته اند، كه در زمان جاهلیت مردى بود بنام (جمیل بن معمر) داراى حافظه بسیار قوى ، او ادعا مى كرد كه در درون وجود من (دو قلب)! است كه با هر كدام از آنها بهتر از محمد (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) مى فهمد! لذا مشركان قریش او را (ذو القلبین)! (صاحب دو قلب) مى نامیدند.

در روز جنگ بدر كه مشركان فرار كردند، جمیل بن معمر نیز در میان آنها بود، ابو سفیان او را در حالى دید كه یك لنگه كفشش در پایش بود و لنگه دیگر را به دست گرفته بود و فرار مى كرد، ابو سفیان به او گفت : چه خبر؟! گفت : لشكر فرار كرد، گفت : پس چرا لنگه كفشى را در دست دارى و دیگرى را در پا؟! جمیل بن معمر گفت : به راستى متوجه نبودم ، گمان مى كردم هر دو لنگه در پاى من است (معلوم شد با آنهمه ادعا چنان دست و پاى خود را گم كرده كه به اندازه یك قلب هم چیزى نمى فهمد - البته منظور از قلب در این موارد عقل است).

به هر حال پیروى از كفار و منافقان و ترك تبعیت از وحى الهى ، انسان را به این گونه مطالب خرافى دعوت مى كند.

ولى گذشته از اینها، این جمله معنى عمیقترى نیز دارد و آن اینكه انسان یك قلب بیشتر ندارد و این قلب جز عشق یك معبود نمى گنجد، آنها كه دعوت به شرك و معبودهاى متعدد مى كنند، باید قلبهاى متعددى داشته باشند تا هر یك را كانون عشق معبودى سازند!

اصولا شخصیت انسان ، یك انسان سالم شخصیت واحد، و خط فكرى او خط واحدى است ، در تنهائى و اجتماع ، در ظاهر و باطن ، در درون و برون ، در فكر و عمل ، همه باید یكى باشد، هر گونه نفاق و دوگانگى در وجود انسان امرى است تحمیلى و بر خلاف اقتضاى طبیعت او.

انسان به حكم اینكه یك قلب بیشتر ندارد باید داراى یك كانون عاطفى و تسلیم در برابر یك قانون باشد.

مهر یك معشوق در دل بگیرد و یك مسیر معین را در زندگى تعقیب كند.

با یك گروه و یك جمعیت هماهنگ گردد، و گر نه تشتت و تعدد و راههاى مختلف و اهداف پراكنده او را به بیهودگى و انحراف از مسیر توحیدى فطرى مى كشاند.

لذا در حدیثى از امیر مؤ منان على (علیه السلام) در تفسیر این آیه مى خوانیم : كه فرمود: لا یجتمع حبنا و حب عدونا فى جوف انسان ، ان الله لم یجعل لرجل قلبین فى جوفه ، فیحب بهذا و یبغض بهذا فاما محبنا فیخلص الحب لنا كما یخلص الذهب بالنار لا كدر فیه فمن اراد ان یعلم فلیمتحن قلبه فان شارك فى حبنا حب عدونا فلیس منا و لسنا منه : (دوستى ما و دوستى دشمن ما در یك قلب نمى گنجد چرا كه خدا براى یك انسان دو قلب قرار نداده است كه با یكى دوست بدارد و با دیگرى دشمن ، دوستان ما در دوستى ما خالصند همانگونه كه طلا در كوره خالص مى شود هر كس مى خواهد این حقیقت را بداند، قلب خود را آزمایش كند اگر چیزى از محبت دشمنان ما در قلبش با محبت ما آمیخته است از ما نیست و ما هم از او نیستیم ).

بنابر این قلب واحد كانون اعتقاد واحدى است و آنهم برنامه عملى واحدى را اجراء مى كند چرا كه انسان نمى تواند حقیقتا معتقد به چیزى باشد اما در عمل از آن جدا شود و اینكه بعضى در عصر ما براى خود شخصیت هاى متعددى قائل هستند و مى گویند فلان عمل را از جنبه سیاسى انجام دادم و فلان كار را از جنبه دینى و كار دیگر را از نظر جنبه اجتماعى و به این ترتیب اعمال متضاد خود را

توجیه مى كنند منافقان زشت سیرتى هستند كه مى خواهند قانون آفرینش را با این سخن زیرا پا بگذارند.

درست است كه جنبه هاى زندگى انسان مختلف است ولى باید خط واحدى بر همه آنها حاكم باشد.

تفسیر نمونه





نوع مطلب : 33-سوره احــزاب، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 27 اردیبهشت 1399
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار وبلاگ نویسی

وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت

اخبار ایران:

اخبار جهان:

اخبار اقتصادی:

اخبار علمی

اخبار فناوری و اطلاعات

اخبار هنری:

اخباراجتماعی

اخبار ورزشی

--------------------------------------------------------------------------------------

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

--------------------------------------------------------------------------------------
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
-------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------- ساخت وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات