وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


@@@@@@@@@@@@

«به نام خداوند علیم و حكیم»

جهان آفرینش دارای رموز و معمّاهایی است كه انسان ها باید همیشه در جست و جوی آن باشند و هر یك از شگفتیهای این جهان دارای كلیدهایی است كه قفل این رموز را باز می كنند.

ما انسانها با تلاش و كوشش می توانیم توانایی آن را داشته باشیم که با كمی اندیشه همراه با عمل و با استفاده از شاه كلید اصلی یعنی «قرآن کریم» این كلیدها را از آن خود كنیم و به راز آفرینش دست پیدا كنیم.

زندگی بدون كاوش معنا ندارد و زمانی زندگی معنا پیدا می كند كه در آن رمزی وجود داشته با شد و همچنین فردی باشد كه در جست و جوی یافتن آن رمز باشد.

@@@@@@@@@@@@

قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :


مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ


هر که علم اولین و آخرین را میخواهد،

باید آن را در قرآن بجوید.


کنزالعمال ج1 ص548

مدیر وبلاگ :سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید






برچسبها



شرحى بر دعاى ندبه - قسمت 1



اَلحَمدُ للّهِ رَبِّ العالَمینَ

ستایش برای خداوندى  كه پروردگار عالمیان است 




الحمد لله الّذى لا اله الا هو

ستایش خداوندى را سزا است كه هیچ معبود بحقى جز ذات مقدس او نیست. 

شرح :
 بدانكه حمد در برابر احسان اختیارى است . ولى مدح، ستایش بر مطلق احسان و نـیـكـى اسـت. و شكر ستایش در برابر نعمت مى باشد . خواه بزبان باشد، و آن را ثـنـا گـویـند . و یا بقلب كه اعتقاد به صفات نیك نعمت دهنده داشته باشد. و یا بسایر اعـضـاء و جـوارح، كـه آن تـحـمـل زحـمـات اطـاعـت و فـرمـانـبـرى نـعـمـت دهـنـده بـاشـد. حاصل آنكه شكر، عملى است در مقابل نعمت منعم. و چون هر كمالى از رشحات فیض كمالات حـضـرت حـق اسـت ، و كـمـال حـضـرت حـق تـعـالى مـفـیـض كـمـال هـر مـوجـودى اسـت، پـس سـتـایـش كـمـال هـر مـوجـودى بـازگـشـت بـسـتـایـش كـمـال حـضـرت احـدیـث اسـت .

 لذا بـصـورت جـمـله الحـصـاریـه گـفـته مى شـود الحـمـدلله كـه تـمـام افـراد حـمـد مـخـتـص اسـت بـه خـداونـد مـتـعـال، و سـتـایـش هـر حـمـد كننده نسبت بهر محمودى ستایش ‍ خداوند است، خواه حمد كننده التفات باین مطلب داشته باشد و خواه غافل باشد .

حـمـد را هـم مـراتـبـى اسـت :  

اول - حـمـد و ثـناى حضرت حق بر كمالات ذاتیه خود. چنانكه رسـول خـدا صـلى الله علیه و آله فرمود : لا احصى ثناء علیك كما اثنیت على نفسك. یـعـنـى : (مـن نـتـوانم ثناى تو را نمایم آن نحوى كه تو بر ذات مقدس خود ثنا گلشن). 

دوم - حـمـد و ثـنـاى مـلائكـه مقربین عالم اعلى و آسمانها.

  سوم - حمد و ثناى افراد انسان در برابر نعمتهاى ظاهرى و باطنى.

 چهارم - حمد و ثناى سایر موجودات كه هـر یـك بـا زبـان خـویـش در مـقـام ستایش حضرت حق مى باشند.  
و ان من شىء الا یُسبِّح بـحـمـده و لكـن لا تفقهون تسبیحهم (اسراء آیه 44) 
و هیچ موجودى نیست مگر اینكه تسبیح و ستایش او را مى كند ولى شما تسبیح آنها را نمى فهمید. وتمام موجودات عالم هر یك بزبانى ستایش حق تعالى را مى كنند .

آنچه در چشم جهان بینت نكو است
عكس حسن و پرتو احسان اوست

گر بر آن احسان و حسن اى حق شناس
و زتو روزى در وجود آید سپاس

در حقیقت آن سپاس او بود
نام این ، و آن لباس او بود


الله اسـم عـلم اسـت بـراى آن وجـود مـقـدس كه جامع جمیع صفات كمالیه و جـمـالیـه، و مـنـزه از صـفـات مـمـكـنـات اسـت. و لذا تـمـام اسـمـاء و صـفات حق در لفظ الله بـطـور اجمال جمعى مندرج است. و كلمه الله نزدیكترین اءسماء باسم اءعظم است.

در كـتـاب تـوحـیـد صـدوق از امـیـر المـومـنـیـن عـلیـه السـلام نـقـل شده كه فرمود : ان قولك الله اعظم اسم من اسماء الله و هو الاسم الذى لا یـنـبـغـى ان یـسـمـى بـه غـیـر الله ... یـعـنـى : مـحـقـقـا گـفـتـار تو به لفظ الله بزرگترین اسمى است از اءسماء الهى ، اسمى است كه شایسته نیست غیر از خدا - نام مخلوق - بدان نامیده شود.

البته این اسم مبارك مختص به ذات واجب الوجود است . در تفسیر صافى از حضرت رضا عـلیـه السلام نقل شده كه فرمود : ... آنها اقرب الى اسم اءلاعظم من ناظر العین الى بـیـاضـهـا یعنى : كلمه الله نزدیك ترین اسم است باسم اءعظم كه از ناظر چشم به سفیدى چشم نزدیكتر است. 

لا اله الا هو این جمله در مواضع متعددى از قرآن آمده ، و از اءشرف آیات قرآنى است ، كـه دلالت بـر یـگـانـگـى ذات خـداونـد دارد . و ركـن اعـظـم اصـول دیـن مـى بـاشـد . در كـتـاب تـوحـیـد صـدوق از رسـول خـدا صـلى الله عـلیـه و آله نـقـل شـده كـه فـرمـود مـن قـال لا اله الا الله مـخـلصـا دخـل الجـنة (هر كس كه از روى اخلاص - این كلمه - لا اله لا الله را بـر زبان آورد بهشت شد) . بعد فرمود : گفتن از روى اخلاص آن است كه او را از معاصى باز دارد.

و نـیـز در كـتـاب تـوحـیـد در تـفـسـیر كلمه الله از امام صادق علیه السلام نقل شده كه فرمود : حرف الف كلمه الله اشاره به نعمت هاى ما مى باشد ، كـه خـداونـد بـخـلق خـود عطا فرموده ، و لام اشاره باین است كه خداوند خلق خود را به ولایـت مـا الزام نـمـوده . راوى گـویـد سـپـس مـن سـؤ ال كـردم از حـرف هـاء آخـر كـلمـه ، امام فرمود : اشاره است به اینكه خوار و ذلیل است هر كه مخالفت كند محمد و آل محمد را (36).

نکته - ذكر كلمه هو در مجلد لا اله الا هو كه نفرمود لا اله الا الله و از اسـم ظـاهـر بـه ضـمـیـر عدول كرد ، مشتمل بر اءسرار معنویه است ، كه بیان آن مناسب با وضع این تاءلیف نیست . در اینجا فقط بذكر اجمالى از آن اكتفاء مى كنیم.

بدان كه هر اسمى از اسماء خداوند متعال مـثـل : عـلیـم ، قدیر ، مرید و... دلالت دارد بر اتصاف ذات احدیت به آن صفت. مثلا علیم دلالت بر علم، و قدیر بر قدرت ، و مرید بر اراده و همچنین است سایر اسماء . و اما لفظ ضمیر هو اشاره بذات احدیث مـن حـیـث الذات اسـت، و لذا گـفـتـه شـده كـه لفـظ هـو اخص از لفظ الله است كه دلالت بر ذات دارد به لحاظ الوهیت آن ، و بهمین جهت گفته شده كه جمله لا اله الا هو عماد و ستون توحید است .

در تـفـسـیـر بـرهـان (37) از امـیـرالمـومـنـیـن عـلیـه السـلام نقل شده كه فرمود : یك شب قبل از جنگ بدر خضر را در خواب دیدم ، و گفتم چیزى به من تعلیم كن كه بوسیله آن بر دشمنان پیروز شوم . گفت : بگو : یا هـو مـن لا هو الا هو و چون صبح شد، خدمت رسول خدا صلى الله علیه و آله رفتم ، و آن داسـتـان را بـراى آن حـضـرت نـقـل كـردم . آنـحضرت فرمود : یا على اسم اعظم را آمـوخـتـه اى و روز بـدر هـم پـیـوسـتـه ایـن كـلمات ورد زبانم بود .



و له الحمد



و براى اوست حمد و ستایش ، و اءحدى از ممكنات را این حمد و ستایش سزا نیست
 

شرح:

وجه انحصار حمد بذات مقدس احدیت براى آنست كه هر موجودى از ممكنات ، هر چـنـد صـاحـب كـمـال بـاشـد ولى فـاقـد كـمـالى دیـگـر اسـت . مـثـلا نـبـات واجـد كـمـال قـوه نـامـیه و جاذبه و دافعه است ، ولى كمال حیوانى را ندارد ، و همچنین حیوان كه داراى كـمـال قـواى ظـاهـرى از دیـدن و شـنـیـدن و بـوئیـدن و چـشـیـدن اسـت ، ولى فـاقـد كـمال انسانى است ، و قوه عاقله ندارد . و هكذا افراد انسان نسبت به یكدیگر، و حتى خود انسان نسبت به موت و حیات، ولى ذات مقدس الهى واجد جمیع كمالات است ، و نقص ‍ صفتى از صـفـات كـمـال در او راه نـدارد . و چـون حـمـد و سـتـایش براى هر موجودى باعتبار صفت كـمـال اسـت، پـس حـقـیـقـت حـمد اختصاص بذات اقدس الهى دارد. و چون نقصى نسبت باو تصور نمى شود. و به لحاظ همین نكته كلمه له كه جمله خبریه است ، بر كـلمـه الحمد كه مبتداء است مقدم شده، و در جاى خود ثابت شده كه تقدیم مـا هـو حقه التاخیر یفید الحصر ، و در اینجا خبر مقدم بر مبتداء شده ، تا افاده حصر را برساند، كه جنس حمد و تمام افراد حمد مختص به ذات الهى است . 


 بـدانـكه تمام موجودات امكانى نیاز به مربّى دارند، كه بدون آن قابلیت بـقـا و دوام را نـدارنـد، و بـه كـمـال مـمكنه نمى رسند ، و مددهاى وجودى كه افاضه به ممكنات مى شود، شرط دوا و بقاى آنهاست. و این عین تربیت مطلقه حضرت ربوبى است ، و تمام اجزاى عالم در بقاء و استمرار آن ، نیاز به جنبه ربوبیت حضرت احدیت دارد. 

ربـنا الذى اعطى كل شىءٍ خلقه ثم هدى (طه 50) 

پروردگار ما كسى است كه خلقت هر چیزى را به آن داده.

سـپـس هدایت كرده است و افاضات وجودى و كمال ذرات عالم همه بر بوبیت ربّ صورت مـى گیرد، همچنانكه حضرت ابراهیم علیه السلام در مقام توصیف رب گوید : 

فانهم عـدولى الا رب العـالمـیـن * الذى خـلقـنـى فـهـو یـهدین * و الذى هو یطمعنى و یسقین* و اذا مـرضـت فـهـو یـشـفـیـن * و الذى یمیتنى ثم یحیین * و الذى اطمع ان یغفرلى خطیتى یوم الدیـن * رب هـب لى حكما و الحقنى بالصالحین (شعراء آیات 77 تا 83) 

یعنى : كه آنـان دشـمـن مـنند مگر پروردگار عالمیان ، كه مرا آفرید ، و هم او هدایتم مى كند ، و هم او غـذایـم مـى دهـد ، و سیرابم مى كند ، و چون بیمار مى شوم شفایم مى دهد ، و كسى كه مرا مـى مـیراند ، سپس ‍ زنده ام مى كند . و كسى است كه موجبات سعادت مرا در آخرت فراهم مى كـنـد . و طـمـع دارم كـه گـنـاه مـرا روز جـزا بـیـامـرزد ، پـروردگـارا بـه مـن كمال علم و حكمت را عطا كن و مرا با شایستگان قرین گردان.

العـالمـیـن - جـمـع عالم است و هر نوعى از انواع موجودات، عالمى نسبت بخود دارد . همچون عالم ملائكه ، و عالم انسان ، و عالم حیوان ، و عالم نبات و نظایر آنها.

و البـته شكل تربیت موجودات در هر یك از عوالم مختلف است . و در هر عالمى نسبت به هر مـوجـودى بـطـریـق خـاص انـجـام مـى گیرد . و ثمرات آنها با هم مختلف است . و عدد عوالم ذكرش در اءخبار آمده ، و مختلف است (39) .

تو پندارى جهانى غیر از این نیست  
زمین و آسمانى غیر از این نیست  

چو آن كرمى كه در گندم نهان است  
زمین و آسمان او همان است  



......................................................................................................

[39]به مجلد 57 بحار چاپ جدید ص 316 باب العوالم مراجعه شود و روایتى هم در حصال صدوق ص 639 در این زمینه آمده است .




نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 30 آبان 1396
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار وبلاگ نویسی

وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت

اخبار ایران:

اخبار جهان:

اخبار اقتصادی:

اخبار علمی

اخبار فناوری و اطلاعات

اخبار هنری:

اخباراجتماعی

اخبار ورزشی

--------------------------------------------------------------------------------------

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

--------------------------------------------------------------------------------------
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
-------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------- ساخت وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات