وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
درباره وبلاگ


قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :

مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ

هر که علم اولین و آخرین را می خواهد، باید آن را در قرآن بجوید.

کنزل العمال ج1 ص548

سلام علیکم
ورود شما بازدید کننده گرامی از این سایت و مجموعه
"وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت"
فرصت مغتنمی است. ان شاءالله با نظرات مفید و ارزنده خود یاری گر حقیر در این مسیر باشید.

مدیر وبلاگ : سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید








همراهی یهودی و زرتشتی

مرد یهودی و فقیر با شخصی آتش پرست كه مال زیاد داشت ، به راهی می رفتند ، آتش پرست شتری داشت و اسباب سفر نیز همراه داشت ؛ از یهودی سؤ ال كرد : مذهب و مرام تو چیست؟ 

گفت : عقیده ام آن است كه جهان را آفریدگاری است و او را پرستش می كنم و به او پناه می برم ، و هر كس موافق مذهب من می باشد به او نیكی می كنم و هر كس مخالف مذهب من است خون او را بریزم. 

یهودی از آتش پرست سؤ ال كرد: مرام تو چیست؟ گفت : خود و همه موجودات را دوست می دارم و به كسی بدی نمی كنم و به دوست و دشمن احسان و نیكی می كنم . اگر كسی با من بدی كند به او جز با نیكی رفتار نكنم ، به سبب آنكه می دانم كه جهان هستی را آفریدگاری است . یهودی گفت : این قدر دروغ مگو كه من همنوع تو هستم ، و تو روی شتر با وسایل مسافرت می كنی و من با پای پیاده با تهی دستی ، نه از خوراك خود می دهی و نه سوار بر شترت می نمایی. 

آتش پرست از شتر پیاده شد و سفره غذا را در مقابل یهودی پهن كرد یهودی مقداری نان خورد و با خواهش بر شتر او نشست تا خستگی بگیرد . مقداری راه كه با یكدیگر حركت كردند ، یهودی ناگهان تازیانه بر شتر نواخت و فرار نمود . آتش پرست هر چند فریاد كرد : كه ای مرد من به تو احسان نمودم آیا این جزای احسان من است كه مرا در بیابان تنها بگذاری ، فایده ای نكرد . یهودی با فریاد می گفت : قبلا مرام خود را به تو گفتم كه هر كس مخالف مرام من است او را هلاك كنم. 

آتش پرست رو به آسمان كرد و گفت : خدایا من به این مرد نیكوئی كردم و او بدی نمود ، داد مرا از او بستان. 

این گفت و به راه خود ادامه داد . هنوز مقداری راه را نپیموده بود كه ناگهان چشمش به شترش افتاد كه ایستاده و یهودی را بر زمین انداخته و تمام بدنش مجروح و ناله اش بلند است. 

خوشحال شد و شتر خود را گرفت و بر آن نشست و می خواست حركت كند كه ناله یهودی بلند شد : ای مرد نیكوكار تو میوه احسان را چشیدی و من پاداش بدی را دیدم ، اینك به عقیده خودت از راه احسان رومگردان و به من نیكی كن و مرا در این بیابان رها مكن. 

او بر یهودی رحم و شفقت نمود او را بر شتر خویش سوار كرد

 و به شهر رساند. 



نوع مطلب : داستانهای آموزنده و قشنگ، 
برچسب ها : داستانهای آموزنده و قشنگ،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت

اخبار ایران:

اخبار جهان:

اخبار اقتصادی:

اخبار علمی

اخبار فناوری و اطلاعات

اخبار هنری:

اخباراجتماعی

اخبار ورزشی

اخبارحوادث

اخبار متفرقه

تنظیم فونت

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
آیه قرآن حدیث موضوعی مهدویت امام زمان (عج) پخش زنده حرم خرید هاست لینوکس فروشگاه اینترنتی لیوان لنزی