وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :


مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ


هر که علم اولین و آخرین را میخواهد،

باید آن را در قرآن بجوید.


کنزل العمال ج1 ص548




مدیر وبلاگ :سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید






برچسبها







داستان حضرت زكریّا علیه‌ السلام


حضرت زكریا(علیه‌ السلام) یكی از پیامبران الهی است، كه نام مباركش هفت بار در كلام الله مجید آمده است،[1] وی پنج هزار و پانصد سال بعد از هبوط آدم متولد شد.

نام پدرش «برخیا» است كه سلسله نسبش به حضرت داوود (علیه‌ السلام) می‌رسد. او رئیس عباد و علمای بنی اسرائیل بود،[2] و مردم را به شریعت حضرت موسی(علیه‌ السلام) دعوت می‌كرد، عمر با بركت خویش را در راه دعوت به خداپرستی و خدمت در بیت‌المقدس سپری نمود.

سرانجام در صد و پانزده سالگی به شهادت رسید،[3] و مرقد او در داخل شبستان مسجد جامع الكبیر حلب و در سمت چپ محراب واقع شده است، قبر او داخل ایوانی به وسیله ضریح محصور شده و در آن تابوتی چوبین با پوشش سبز دیده می‌شود.

ابتدا در این مكان صندوقی بوده و نام زكریا بر آن ثبت شده، بعدها در این مكان، مقبره مذكور را ساخته‌اند، كه امروز زائرین بی‌شماری در مسیر زیارت حضرت زینب(سلام‌الله ‌علیها) آن حضرت را نیز در این مكان زیارت می‌نمایند.[4]

 

ازدواج زكریا(علیه‌ السلام) با اشیاع

در میان بنی اسرائیل دو خواهر برجسته و بزرگ زاده وجود داشتند، یكی به نام «حَنّه» و دیگری به نام «اشیاع»،[5] (یا حنانه)[6] كه نام پدرشان «فاقوذا» فرزند «فتیل» از اولاد سلیمان بن داوود(علیهماالسلام) و از خاندان «یهودا» فرزند حضرت یعقوب(علیه‌ السلام) و نام مادرشان «مرتا» كه به عربی «وهیبه» (یعنی بخشیده شده) می‌باشد.[7]

«حنه و اشیاع» هر دو از یك پدر و مادر بودند و هر دو به افتخار همسری پیامبری درآمده، اولی به همسری «عمران»[8] كه از شخصیت‌های برجسته بنی اسرائیل بود درآمد،[9] و دومی را «زكریا(علیه‌ السلام)» پیامبر خدا به همسری انتخاب كرد و به این ترتیب زكریا و عمران، دو شخصیت بزرگ بنی اسرائیل، باجناق همدیگر شدند.

اشیاع از بانوان مجلله دنیا و خواهر حضرت مریم(سلام الله علیها) است، مقام عفت، و عصمت، نجابت، صبر و تحمل این بانوی معظمه، مشهور و معروف است. وی از جمله زنانی است كه در قرآن مجید به وی اشاره شده است.[10]

 

دعای زكریا و بشارت تولد یحیی(علیه ‌السلام)

سالها بود كه حضرت زكریا(علیه‌ السلام) و همسرش «اشیاع» عقیم و بی‌بچه زندگی می‌كردند، در حالی كه در دوران پیری به سر برده و همسرش ایام باردار شدن را پشت سر گذاشته بود. [11]

زكریا(علیه‌ السلام) بارها تقاضای فرزندی از خداوند نموده بود تا پس از او وارث او گردد،[12] ولی نتیجه نگرفته بود، بنابراین انتظار بچه دار شدن را نداشت، چون خودش و همسرش در نهایت پیری رسیده بودند.[13]

او روزی وارد اتاق مریم(سلام الله علیها) شد كه در محرابش مشغول عبادت بود و انواع نعمت‌های آسمانی در برابرش، زكریا(علیه‌ السلام) از دیدن چنین وضع معجزه آسا دگرگون شد و با دیدن منظره میوه‌های بهشتی تابستانی در فصل زمستان و به عكس، دریافت كه می‌تواند در فصل پیری دارای میوه فرزند شود، چنانكه مریم(سلام الله علیها) در غیر فصل میوه، دارای میوه‌های گوناگون شده است.

در همین جا بود كه با قلبی لبریز از امید، دست به سوی خدا بر داشت و عرض كرد: «خداوندا! از طرف خود فرزند پاكیزه‌ای نیز به من عطا فرما، كه تو دعا را می‌شنوی».[14]

طولی نكشید بر زكریا(علیه‌ السلام) كه در محراب عبادت مشغول مناجات بود، جبرئیل (علیه السلام) نازل شد و بشارت تولد یحیی(علیه‌ السلام) را به اطلاع او رسانید وسیمای درونی و امتیازات فرزندش را كه رسالت و نبوت از جمله آن‌ها بود بیان داشت.[15]

زكریا(علیه‌ السلام) از شنیدن این خبر مسرت آمیز غرق شادی گردید و آنچنان دگرگون شد كه در اثر ندای غیبی مبهوت و مدهوش افتاد.[16]

لحظه‌ای گذشت، به خود آمد و اظهار داشت: «ای خدا، چگونه من بچه‌دار می‌گردم، در حالی كه پیر و فرتوت گشته‌ام و همسرم نازا است؟

خطاب رسید: خداوند هر كاری را بخوهد میسور است.»[17]

وی كه می‌خواست قلبش سرشار از یقین گردد عرض كرد: «پروردگارا! نشانه‌ای برای من قرار ده!

خداوند فرمود: نشانه تو آن است كه سه روز جز به اشاره و رمز با مردم سخن نخواهی گفت (و زبانت بدون علت ظاهری از كار می‌ افتد)، پروردگارت را به شكرانه این نعمت بسیار یاد كن، و به هنگام صبح و شام او را تسبیح بگو.[18]

زكریا(علیه‌ السلام) از محراب عبادتش به سوی مردم بیرون آمد و با اشاره به آن‌ها گفت: صبح و شام به شكرانه این نعمت خدا را تسبیح گویید.[19]

آری این علامت آشكار شد، زكریا(علیه‌ السلام) دید بدون علت زبانش بسته شد، ولی هنگام ذكر خدا زبانش گشوده می‌شد، ا و از همین راه دریافت و یقین كرد همان خدایی كه زبان بسته را برای ذكرش می‌گشاید، قادر است كه رحم بسته (بر اثر نازایی) را بگشاید و از آن فرزندی به وجود آورد.

و در این سه روز، با اشاره لب‌ها و تكان دادن سر، با مردم سخن می‌گفت و بقیه را به ذكر خدا و سپاسگزاری پروردگار به خاطر بشارت داشتن فرزند اشتغال داشت.[20]

طولی نكشید كه همسر زكریا(علیه‌ السلام) احساس بارداری كرد و پس از شش ماه یحیی (علیه‌ السلام) متولد گردید، ملائكه آسمانی وی را به آسمان بردند و طبق فرمایش امام باقر (علیه‌ السلام) نخستین غذای او را از آب‌های بهشتی به وی خورانده و سپس به آغوش پدرش زكریا(علیه‌ السلام) برگرداندند، در حالی كه خانه نبوت از جمال دل آرای او فوق‌العاده روشن بود.[21] در این حال صدای صلوات و درود از سوی خداوند به این نوزاد طنین انداز شد.[22]

و نوزاد زكریا(علیه‌ السلام) ضمن گزینش به رسالت الهی، مورد عنایت خاص پروردگار قرار گرفت.[23]

 

شهادت حضرت زكریا(علیه‌ السلام)

هنگامی كه حضرت مریم(سلام الله علیها) به قدرت الهی بدون شوهر حامله شد،[24] شیطان به میان بنی اسرائیل رفت و این تهمت بسیار زشت را به مردم القاء كرد، كه اگر مریم باردار شده، كار زكریا(علیه‌ السلام) است.

همین باعث شد تا آنكه بنی اسرائیل به زكریا(علیه‌ السلام) شوریدند و تصمیم بر قتل آن حضرت گرفتند، او از دست آن‌ها گریخت، در بیابان به نزدیكی درختی رسید، آن درخت به زبان آمد و گفت: «ای پیامبر خدا نزد من بیا».

زكریا(علیه‌ السلام) نزد آن درخت رفت، درخت شكافته شد، و او به داخل تنه درخت رفت، سپس شكاف درخت بهم آمد و آن حضرت از نظر ان‌ها پنهان شد.

شیطان به آن‌جا رسید و گوشه‌ای از عبای زكریا(علیه‌ السلام) را گرفت و در بیرون درخت نگه داشت، سپس دید گروهی در جستجوی كسی هستند از آن‌ها پرسید: در جستجوی چه كسی هستید؟‌

گفتند: زكریا(علیه‌ السلام).

شیطان گفت: او كنار این درخت آمد و جادو كرد بر اثر سحر و جادوی او، تنه این درخت شكافته شد، و به درون این درخت رفت، نشانه‌اش همین قسمت عبای اوست كه در بیرون درخت مانده است.

سپس شیطان به آن‌ها امر كرد ایشان را كه اره آورند و آن موضع را با اره بریدند و آن حضرت را در میان درخت بدو نیم كردند و او را به آن حال گذاشتند و برگشتند.

به این ترتیب حضرت زكریا(علیه‌ السلام) مظلومانه به شهادت رسید، پس از شهادت وی، خداوند ملائكه را فرستاد آن حضرت را غسل دادند و كفن كردند و سه روز بر او نماز خواندند، سپس او را به خاك سپردند.[25]


==============

[1] - قاموس قرآن: ج 3، ص 164 – سور و آیاتی كه نام زكریا(علیه‌ السلام) در آن‌ها ذكر شده است عبارتند از: آل عمران، آیات 37و38 – انعام، آیه 85 – مریم،‌ آیات 2 و 7 – انبیاء، آیه 89.

[2] - تفسیر نورالثقلین: ج 3، ص 322 – تاریخ یعقوبی: ص 83.

[3] - قصص الانبیاء: ص 187.

[4] - تاریخ و اماكن زیارتی سوریه: ص 264 – گرچه بعضی می‌گویند در بیت المقدس مدفون است (قصص قرآن یا تاریخ انبیاء: ج 2، ص 297).

[5] - در بعضی از نسخه‌ها «ایشاع» ضبط شده است.

[6] - بحارالانوار: ج 14، ص 202.

[7] - تفسیر نمونه:‌ج 13، ص 14 – تفسیر مجمع البیان: ج 6،‌ذیل آیه 6 سوره مریم – ریاحین الشریعه: ج 2، ص 275 – سیمای زنان در اسلام: ص 58.

[8] - عمران بن ماثان از فرزندان حضرت ابراهیم(علیه‌ السلام) و پدر حضرت مریم(سلام الله علیها) است. (تفسیر المیزان: ج 3، ص 180).

[9] - از پاره‌ای روایات، استفاده می‌شود كه «عمران» نیز پیامبر بود و به او وحی فرستاده می‌شد و باید توجه داشت كه این عمران غیر از عمران پدر موسی(علیه‌ السلام) است و در میان آن‌ها هزار و هشتصد سال فاصله است (تفسیر نمونه: ج 2، ص 394 – سفینة البحار: ج 2،‌ص 274).

[10] - سوره‌های آل عمران، آیه 40 – مریم، آیات 5، 8 – انبیاء، آیه 90.

[11] - زكریا(علیه‌ السلام) صد و بیست ساله بود و همسرش اشیاع نود و هشت ساله بود، كه به یحیی (علیه السلام) حامله گشت و شش ماه بعد او را به دنیا آورد (ریاحین الشریعه: ج 5،‌ص 137 – مجمع البیان: ج 1، و 2 ص 439).

[12] - سوره مریم، آیه 6 – تفسیر قمی، ج 2، ص 48.

[13] - سوره مریم، ایه 8 . زكریا پیرمردی خشك و فرتوت و همسرش نیز پیرزنی نازا و افتاده بود.»

[14] - سوره‌های آل عمران‌، آیه 38 – انبیاء، آیه 98 از حضرت امام رضا(علیه‌ السلام) منقول است: روز اول محرم روزی است كه زكریا(علیه‌ السلام) از خدا فرزند طلبید و دعای او مستجاب شد، هر كه آن روز را روزه بدارد و دعا كند خدا دعای او را مستجاب می‌گرداند. (حیوة القلوب: ج 1، ص 386 – عیون الاخبار الرضا: ج 1، ص 268).

[15] - سوره‌های آل عمران، آیه 39 – مریم، آیه 7.

[16] - قصص قرآن: ص 227.

[17] - سوره‌های آل عمران، آیه 40 – مریم، آیه 9و 8.

[18] - سوره‌های آل عمران، آیه 41 – مریم، آیه 10.

[19] - سوره مریم،‌آیه 11.

[20] - حیوة القلوب: ج 1، ص 380.

[21] - بحارالانوار: ج 14، ص 180 – حیوة القلوب: ج 1، ص 386.

[22] - سوره مریم، ایه 15.

[23] - همان، آیه 12 و 13.

[24] - ریان باردار شدن آن حضرت در شرح حال حضرت عیسی(علیه‌ السلام) تفصیلا ذكر می‌شود.

[25] - حیوة القلوب: ج 1، ص 382-386 – بحارالانوار: ج 14، ص 179 – علل الشرایع: ص 80.


http://www.sibtayn.com/fa/index.php?option=com_content&view=article&id=572&Itemid=862




نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، داستـــان های قــــــــرآنــی، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط : تهمت شیطان به زکریا،
          
یکشنبه 7 بهمن 1397


داستان حضرت موسی و خضر(ع) در سوره کهف

خدای سبحان به موسی وحی کرد که در سرزمینی بنده ای دارد که دارای علمی است که وی آن را ندارد، و اگر به طرف مجمع البحرین برود او را در آنجا خواهد دید به این نشانه که هر جا ماهی زنده - و یا گم - شد همانجا او را خواهد یافت.

 

موسی(ع)تصمیم گرفت که آن عالم را ببیند، و چیزی از علوم او را فراگیرد، لا جرم به رفیقش اطلاع داده به اتفاق به طرف مجمع البحرین حرکت کردند و با خودیک عدد ماهی مرده برداشته به راه افتادند تا بدانجا رسیدند و چون خسته شده بودند بر روی تخته سنگی که بر لب آب قرار داشت نشستند تا لحظه ای بیاسایند و چون فکرشان مشغول بود ازماهی غفلت نموده فراموشش کردند.

 

از سوی دیگر ماهی زنده شد و خود را به آب انداخت - و یا مرده اش به آب افتاد -رفیق موسی با اینکه آن را دید فراموش کرد که به موسی خبر دهد، از آنجا برخاسته به راه خودادامه دادند تا آنکه از مجمع البحرین گذشتند و چون بار دیگر خسته شدند موسی به او گفت غذایمان را بیاور که در این سفر سخت کوفته شدیم.در آنجا رفیق موسی به یاد ماهی و آنچه که از داستان آن دیده بود افتاد، و در پاسخش گفت: آنجا که روی تخته سنگ نشسته بودیم ماهی را دیدم که زنده شد و به دریا افتاد و شنا کرد تا ناپدید گشت، من خواستم به تو بگویم ولی شیطان از یادم برد - و یا ماهی را فراموش کردم در نزد صخره پس به دریا افتاد و رفت.

 

موسی گفت: این همان است که ما، در طلبش بودیم و آن تخته سنگ همان نشانی مااست پس باید بدانجا برگردیم.بی درنگ از همان راه که رفته بودند برگشتند، و بنده ای ازبندگان خدا را که خدا رحمتی از ناحیه خودش و علمی لدنی به او داده بود بیافتند. موسی خود را بر او عرضه کرد و درخواست نمود تا او را متابعت کند و او چیزی از علم و رشدی که خدایش ارزانی داشته به وی تعلیم دهد.آن مرد عالم گفت: تو نمی توانی با من باشی و آنچه از من و کارهایم مشاهده کنی تحمل نمایی، چون تاویل و حقیقت معنای کارهایم رانمی دانی، و چگونه تحمل توانی کرد بر چیزی که احاطه علمی بدان نداری؟ موسی قول دادکه هر چه دید صبر کند و ان شاء الله در هیچ امری نافرمانیش نکند.عالم بنا گذاشت که خواهش او را بپذیرد، و آنگاه گفت پس اگر مرا پیروی کردی باید که از من از هیچ چیزی سؤال نکنی، تا خودم در باره آنچه می کنم آغاز به توضیح و تشریح کنم.

 

موسی و آن عالم حرکت کردند تا بر یک کشتی سوار شدند، که در آن جمعی دیگرنیز سوار بودند موسی نسبت به کارهای آن عالم خالی الذهن بود، در چنین حالی عالم کشتی را سوراخ کرد، سوراخی که با وجود آن کشتی ایمن از غرق نبود، موسی آنچنان تعجب کردکه عهدی را که با او بسته بود فراموش نموده زبان به اعتراض گشود و پرسید چه می کنی؟

 

می خواهی اهل کشتی را غرق کنی؟عجب کار بزرگ و خطرناکی کردی؟عالم با خونسردی جواب داد: نگفتم تو صبر با من بودن را نداری؟موسی به خود آمده از در عذرخواهی گفت من آن وعده ای را که به تو داده بودم فراموش کردم، اینک مرا بدانچه از در فراموشی مرتکب شدم مؤاخذه مفرما، و در باره ام سخت گیری مکن.

 

سپس از کشتی پیاده شده به راه افتادند در بین راه به پسری برخورد نمودند عالم آن کودک را بکشت.باز هم اختیار از کف موسی برفت و بر او تغیر کرد، و از در انکار گفت این چه کار بود که کردی؟کودک بی گناهی را که جنایتی مرتکب نشده و خونی نریخته بود بی جهت کشتی؟راستی چه کار بدی کردی!عالم برای بار دوم گفت: نگفتم تو نمی توانی درمصاحبت من خود را کنترل کنی؟این بار دیگر موسی عذری نداشت که بیاورد، تا با آن عذراز مفارقت عالم جلوگیری کند و از سوی دیگر هیچ دلش رضا نمی داد که از وی جدا شود،بناچار اجازه خواست تا به طور موقت با او باشد، به این معنا که مادامی که از او سؤالی نکرده بااو باشد، همینکه سؤال سوم را کرد مدت مصاحبتش پایان یافته باشد و درخواست خود را به این بیان اداء نمود: اگر از این به بعد از تو سؤالی کنم دیگر عذری نداشته باشم.

 

عالم قبول کرد، و باز به راه خود ادامه دادند تا به قریه ای رسیدند، و چون گرسنگیشان به منتها درجه رسیده بود از اهل قریه طعامی خواستند و آنها از پذیرفتن این دو میهمان سر باززدند.در همین اوان دیوار خرابی را دیدند که در شرف فرو ریختن بود، به طوری که مردم ازنزدیک شدن به آن پرهیز می کردند، پس آن دیوار را به پا کرد.موسی گفت: اینها که از ماپذیرائی نکردند، و ما الآن محتاج به آن دستمزد بودیم.

 

مرد عالم گفت: اینک فراق من و تو فرا رسیده.تاویل آنچه کردم برایت می گویم واز تو جدا می شوم، اما آن کشتی که دیدی سوراخش کردم مال عده ای مسکین بود که با آن دردریا کار می کردند و هزینه زندگی خود را به دست می آوردند و چون پادشاهی از آن سوی دریا کشتی ها را غصب می کرد و برای خود می گرفت، من آن را سوراخ کردم تا وقتی او پس از چندلحظه می رسد کشتی را معیوب ببیند و از گرفتنش صرفنظر کند.

 

و اما آن پسر که کشتم خودش کافر و پدر و مادرش مؤمن بودند، اگر او زنده می ماند باکفر و طغیان خود پدر و مادر را هم منحرف می کرد، رحمت خدا شامل حال آن دو بود، و به همین جهت مرا دستور داد تا او را بکشم، تا خدا به جای او به آن دو فرزند بهتری دهد،فرزندی صالح تر و به خویشان خود مهربانتر و بدین جهت او را کشتم.

 

و اما دیواری که ساختم، آن دیوار مال دو فرزند یتیم از اهل این شهر بود و در زیر آن گنجی نهفته بود، متعلق به آن دو بود، و چون پدر آن دو، مردی صالح بود به خاطر صلاح پدررحمت خدا شامل حال آن دو شد، مرا امر فرمود تا دیوار را بسازم به طوری که تا دوران بلوغ آن دو استوار بماند، و گنج محفوظ باشد تا آن را استخراج کنند، و اگر این کار را نمی کردم گنج بیرون می افتاد و مردم آن را می بردند.

 

آنگاه گفت: من آنچه کردم از ناحیه خود نکردم، بلکه به امر خدا بود و تاویلش هم همان بود که برایت گفتم: این بگفت و از موسی جدا شد.

 

2 - شخصیت خضر(علیه السلام)در روایات

در قرآن کریم در باره حضرت خضر غیر از همین داستان رفتن موسی به مجمع البحرین چیزی نیامده و از جوامع اوصافش چیزی ذکر نکرده مگر همینکه فرموده: " فوجدا عبدا من عبادنا اتیناه رحمة من عندنا و علمناه من لدنا علما" (1).

 

از آنچه از روایات نبوی و یا روایات وارده از طرق ائمه اهل بیت(ع)درداستان خضر رسیده چه می توان فهمید؟از روایت محمد بن عماره که از امام صادق (ع)نقل شده و در بحث روایتی آینده خواهد آمد، چنین برمی آید که آن جناب پیغمبری مرسل بوده که خدا به سوی قومش مبعوثش فرموده بود، و او مردم خود را به سوی توحیدو اقرار به انبیاء و فرستادگان خدا و کتابهای او دعوت می کرده و معجزه اش این بوده که روی هیچ چوب خشکی نمی نشست مگر آنکه سبز می شد و بر هیچ زمین بی علفی نمی نشست مگرآنکه سبز و خرم می گشت، و اگر او را خضر نامیدند به همین جهت بوده است و این کلمه بااختلاف مختصری در حرکاتش در عربی به معنای سبزی است، و گرنه اسم اصلی اش تالی بن ملکان بن عابر بن ارفخشد بن سام بن نوح است...

 

مؤید این حدیث در وجه نامیدن او به خضر مطلبی است که در الدر المنثور از عده ای ازارباب جوامع حدیث از ابن عباس و ابی هریره از رسول خدا(ص)نقل شده که فرمود: خضر را بدین جهت خضر نامیدند که وقتی روی پوستی سفید رنگ نماز گزارد، همان پوست هم سبز شد (2).

 

و در بعضی از اخبار مانند روایت عیاشی (3) از برید از یکی از دو امام باقر یا صادق(ع)آمده که:

 

خضر و ذو القرنین دو مرد عالم بودند نه پیغمبر.و لیکن آیات نازله درداستان خضر و موسی خالی از این ظهور نیست که وی نبی بوده، و چطور ممکن ست بگوییم نبوده در حالی که در آن آیات آمده که حکم بر او نازل شده است.

 

و از اخبار متفرقه ای که از امامان اهل بیت(ع)نقل شده برمی آید که اوتاکنون زنده است و هنوز از دنیا نرفته.و از قدرت خدای سبحان هیچ دور نیست که بعضی ازبندگان خود را عمری طولانی دهد و تا زمانی طولانی زنده نگهدارد.برهانی عقلی هم بر محال بودن آن نداریم و به همین جهت نمی توانیم انکارش کنیم.

 

علاوه بر اینکه در بعضی روایات از طرق عامه سبب این طول عمر هم ذکر شده. درروایتی که الدر المنثور از دارقطنی و ابن عساکر از ابن عباس نقل کرده اند چنین آمده که:

 

او فرزند بلا فصل آدم است و خدا بدین جهت زنده اش نگه داشته تا دجال را تکذیب کند (4).و دربعضی دیگر که در الدر المنثور از ابن عساکر از ابن اسحاق روایت شده نقل گردیده که آدم برای بقای او تا روز قیامت دعا کرده است (5).

 

و در تعدادی از روایات که از طرق شیعه (6) و سنی (7) رسیده آمده که خضر از آب حیات که واقع در ظلمات است نوشیده، چون وی در پیشاپیش لشکر ذو القرنین که در طلب آب حیات بود قرار داشت، خضر به آن رسید و ذو القرنین نرسید.و این روایات و امثال آن روایات آحادی است که قطع به صدورش نداریم، و از قرآن کریم و سنت قطعی و عقل هم دلیلی برتوجیه و تصحیح آنها نداریم.

 

قصه ها و حکایات و همچنین روایات در باره حضرت خضر بسیار است و لیکن چیزهایی است که هیچ خردمندی به آن اعتماد نمی کند.مانند اینکه در روایت الدر المنثور ازابن شاهین از خصیف آمده که: چهار نفر از انبیاء تاکنون زنده اند، دو نفر آنها یعنی عیسی وادریس در آسمانند و دو نفر دیگر یعنی خضر و الیاس در زمینند، خضر در دریا و الیاس درخشکی است (8).

 

و نیز مانند روایت الدر المنثور از عقیلی از کعب که گفته: خضر در میان دریای بالا ودریای پائین بر روی منبری قرار دارد، و جنبندگان دریا مامورند که از او شنوایی داشته باشند واطاعتش کنند، و همه روزه صبح و شام ارواح بر وی عرضه می شوند (9).

 

و مانند روایت الدر المنثور از ابی الشیخ در کتاب"العظمة"و ابی نعیم در حلیه ازکعب الاحبار که گفته: خضر پسر عامیل با چند نفر از رفقای خود سوار شده به دریای هندرسید - و دریای هند همان دریای چین است - در آنجا به رفقایش گفت: مرا به دریا آویزان کنید، چند روز و شب آویزان بوده آنگاه صعود نمود گفتند: ای خضر چه دیدی؟ خدا عجب اکرامی از تو کرد که در این مدت در لجه دریا محفوظ ماندی!گفت: یکی از ملائکه به استقبالم آمده گفت: ای آدمی زاده خطاکار از کجا می آیی و به کجا می روی؟گفتم: می خواهم ته این دریا را ببینم.گفت: چگونه می توانی به ته آن برسی در حالی که از زمان داود(ع)مردی به طرف قعر آن می رود و تا به امروز نرسیده. با اینکه از آن روز تاامروز سیصد سال می گذرد (10).و روایاتی دیگر از این قبیل روایات که مشتمل بر نوادر داستانهااست.

 

بحث روایتی (روایاتی در باره داستان مصاحبت و مفارقت موسی و خضر(ع

لیهما السلام)و اختلاف فراوان روایات در جهات و جزئیات این داس

تان)

در تفسیر برهان از ابن بابویه و او به سند خود از جعفر بن محمد بن عماره از پدرش ازجعفر بن محمد(ع)روایت کرده که در ضمن حدیثی فرمود:

 

خدا وقتی با موسی تکلم کرد، تکلم کردنی، و تورات را بر او نازل کرد و در الواح برایش از همه چیز موعظه و تفصیل بنوشت و معجزه ای در دست او و معجزه ای در عصای او قرار داد، و معجزه هایی در جریان طوفان و ملخ و قورباغه و سوسمار و خون و شکافته شدن دریا و غرق فرعون و لشگرش به دست او جاری ساخت طبع بشری او بر آنش داشت که در دل بگوید: گمان نمی کنم خدا خلقی آفریده باشد که داناتر از من باشد، به محضی که این خیال در دلش خطور نمود خدای عز و جل به جبرئیلش وحی کرد، بنده ام را قبل از آنکه(در اثر عجب)هلاک گردد دریاب و به او بگوکه در محل تلاقی دو دریا مرد عابدی است، باید او را پیروی کنی و از او تعلیم بگیری.

 

جبرئیل بر موسی نازل شد و پیام خدای را به او رسانید.موسی(ع)فهمید که این دستور به خاطر آن خیالی است که در دل کرده، لا جرم با همراه خود یوشع بن نون به راه افتاد تا به مجمع البحرین رسیدند.در آنجا به خضر برخوردند که مشغول عبادت خدای عز و جل بود و قرآن کریم در این باره فرموده"فوجدا عبدا من عبادنا اتیناه رحمة من عندنا و علمناه من لدنا علما..." (11).

 

مؤلف: این حدیث داستان را مفصل آورده و جزئیات مصاحبت موسی و خضر را که قرآن کریم هم بازگو کرده شرح داده است.

 

و عیاشی داستان را در تفسیرش (12) به دو طریق و قمی (13) نیز به دو طریق یکی با سند ویکی بی سند روایت کرده اند.و الدر المنثور (14) آن را به طرق زیادی از ارباب جوامع از قبیل بخاری، مسلم، نسائی، ترمذی و غیر ایشان از ابن عباس و از ابی بن کعب از رسول خدا(ص) روایت کرده است.

 

همه احادیث در آن مضمونی که ما از حدیث محمد بن عماره آوردیم متفقند.و نیز در اینکه آن ماهی که با خود داشته اند در روی تخت سنگ زنده شده و راه خود را در دریا گرفته وناپدید شده، اتفاق دارند.لیکن در بسیاری از جزئیات که زائد بر آنچه از قصه در قرآن آمده است اختلاف دارند.

 

یکی آن مطلبی است که از روایت ابن بابویه و قمی به دست می آید که مجمع البحرین در سرزمین شامات و فلسطین واقع بوده، به قرینه اینکه در روایت، این دوبزرگوار آن قریه ای که در کنار آن دیوار ساختند ناصره نامیده شده که نصاری منسوب به آنند وناصره در این سرزمین است.ولی در بعضی از روایات، مجمع البحرین را اراضی آذربایجان دانسته.این معنا را الدر المنثور هم از سدی نقل کرده که گفته است: آن دو بحر عبارت بوده از"کر"و"رس"که در دریا می ریختند و قریه نامبرده در داستان" باجروان"نامیده می شده که مردمش بسیار لئیم و پست بوده اند.و از ابی روایت شده که آن قریه"افریقیه"بوده و ازقرظی نقل شده که گفته است"طنجه"بوده.و از قتاده نقل شده که مجمع البحرین محل تلاقی دریای روم و دریای فارس است (15).


 



«ادامه مطلب»


نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، داستـــان های قــــــــرآنــی، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط : "ادامه مطلب در پُست بعدی"، اسرار نامیدن حضرت خضر(ع)به خضر،
          
یکشنبه 7 بهمن 1397




شگفیهای زندگی زنبور عسل-مقدمه 

(تـدبّـر قـرآنـی)



وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِی مِنَ الْجِبَالِ بُیُوتًا وَمِنَ الشَّجَرِ 

وَ مِمَّا یَعْرِشُونَ

و پروردگار تو به زنبور عسل وحى [=الهام غریزى] كرد كه از پاره‏ اى كوهها و از برخى درختان و از آنچه داربست [و چفته ‏سازى] مى كنند خانه ‏هایى براى خود درست كن.

سوره نحل/آیه 68




شگفیهای زندگی زنبور عسل-مقدمه 

مجموعهٔ زنبورهای نر و کارگر و ملکه هر کندو را «یک جمعیت زنبورعسل» می‌نامند.

یک ملکه،صد تا هزار عدد زنبورنر – هزار تا ده هزار زنبور کارگر دارد.

ملکه عسل و همه زنبورهای کارگر ماده‌اند و فرق بین این دو در این است که دستگاه تناسلی کارگران ناقص بوده و جفتگیری برایشان ممکن نیست.


زندگی زوج چینی با میلیون‌ها زنبور


 و حال آنکه دستگاه تناسلی ملکه کامل است، امکان جفت گیری برایش وجود دارد وجفت گیری هم می‌کند.

محلی که یک جمعیت زنبورعسل در داخل آن زندگی، تولید و رشد می‌کند یک «کندو» نامیده می‌شود. کندو خانهٔ زنبورعسل است.

فرق ظاهری بین ملکه وکارگر در طویل تر بودن شکم و اندام است. شناختن «ملکه» در داخل جمعیت و بین دهها هزار زنبور عسل کار ساده‌ای نیست، ولی زنبوردارهای با سابقه وکار کشته و مجرب با کمی زحمت و دقّت ملکه را از بین آنهمه از زنبورها پیدا می‌کنند.



 فرق ظاهری بین زنبورهای «نر» با «کارگران» و «ملکه» در این است که:

اولاً: چشمهای مرکب زنبور نر از پشت سر به یگدیگر می‌رسند وحال آنکه چشمهای کارگران وملکه مثل هم بوده وبه همدیگر نمی‌رسند.

دوماٌ: زنبورهای نر چاقند وکلفتر از کارگران وملکه‌اند.

سوماٌ: انتهای شکم زنبور نر گرد است ولی ملکه وکارگران دارای انتهای نوک تیز می‌باشند.




برگرفته از سایت :

http://www.pirastefar.ir/?p=6586




نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، حیـــــــــــــــــــــــــوانات در قرآن، شگفتیهای خلقت زنبور عسل، شگفتیهای خلقت حیوانات، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 6 بهمن 1397



زنبور عسل کارگر

(تـدبّـر قـرآنـی)



وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِی مِنَ الْجِبَالِ بُیُوتًا وَمِنَ الشَّجَرِ 

وَ مِمَّا یَعْرِشُونَ

و پروردگار تو به زنبور عسل وحى [=الهام غریزى] كرد كه از پاره‏ اى كوهها و از برخى درختان و از آنچه داربست [و چفته ‏سازى] مى كنند خانه ‏هایى براى خود درست كن.

سوره نحل/آیه 68



زنبور عسل کارگر

زنبور کارگر مانند ملکه همیشه از تخم بارور شده بوجود می‌آید وباز مانند ملکه از جنس ماده‌است. دوران رشدش «از تخم تا زنبور کامل» ۲۱ روز است. تمام کارهای داخلی وخارجی کندو و جمعیت را کارگران انجام می‌دهند که مهمترینشان عبار تند از:

تمیز کردن داخل سلولهای مومی./ تغذیه ملکه/  تغذیه لاروها/   گرم کردن لاروها/  تنظیم گرمای داخلی کندو/تولید موم/ ساختن سلولهای مومی/  دفاع/ تعویض هوای داخلی کندو/جمع آوری شهد وگرده گل/  تهیه بره موم/  آوردن آب به داخل کندو و… 


زنبورعسل-کارگران کندو


 دونوع زنبور کارگر وجود دارد که از لحاظ شکل ظاهری کوچکترین فرقی بین آنها دیده نمی‌شود

  کارگران بهاری که از اوائل بهار تا نیمهٔ تابستان متولد می‌گردند وحد اکثر سنشان «از تولد تا مرگ» از شش هفته تجاوز نمی‌کند.

 کارگران پائیزی که از نیمهٔ دوم تابستان به بعد تولد می‌یابند، حد اکثر سِّن آنها اغلب از هفت ماه بیشتر است.

تعداد زنبورهای کارگر یک جمعیت نسبتاً خوب در حد اکثر قدرتش درسال «حدود خرداد ماه» به ۶۰۰۰۰ عدد یا بیشتر هم می‌رسد. در صورتیکه که در زمستان تعدادشان از ۸۰۰۰ الی ۱۲۰۰۰ تجاوز نمی‌کند.

زنبورها از گلهای خوشبو و معطر بهاری تغذیه می‌کنند. در فصل بهار و پائیز کندوها پر می‌گردد و هر کندو در حدود یک تا دو کیلو واحیاناً ۴ کیلو در فصل های پُربار عسل بدست می‌آید.

با مهارت خیلی بسیار کسانی که شغل جمع آوری عسل پیشه گرفته‌اند عسل از این کندوها خارج و در ظرف خالی می‌نمایند و کندو را بیرون نمی‌آورند، چون زنبور عسل طبق عادت همیشه یک جاه سکن می‌نماید بشرطی که کسی اذیت وآزار بر او ننماید.

 توضیح مدیر سایت:

نرها،کارشان فقط بارور کردن ملکه های جدید است./کارگرها،ماده عقیم هستند.



برگرفته از سایت :

http://www.pirastefar.ir/?p=6586




نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، حیـــــــــــــــــــــــــوانات در قرآن، شگفتیهای خلقت زنبور عسل، شگفتیهای خلقت حیوانات، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 6 بهمن 1397



مهندسی کندو

(تـدبّـر قـرآنـی)



وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِی مِنَ الْجِبَالِ بُیُوتًا وَمِنَ الشَّجَرِ 

وَ مِمَّا یَعْرِشُونَ

و پروردگار تو به زنبور عسل وحى [=الهام غریزى] كرد كه از پاره‏ اى كوهها و از برخى درختان و از آنچه داربست [و چفته ‏سازى] مى كنند خانه ‏هایى براى خود درست كن.

سوره نحل/آیه 68




مهندسی کندو

هنگامیکه در یک جای خانه (کندو) می‌سازند خانه‌های آنها به شکل «مسدس متساوی الاضلاع» است در حالیکه مسطر وبیکار وسایر آلات ندارند، ساختن همه آشیانه‌ها به یک شکل منتظم موجب حیرت است. حکماء می‌گویند که اگر از مسدس کدام شکل دیگر اختیار می‌شد در بین خواه نا خواه یک مقداری جای خالی می‌ماند. سردار این زنبورها «یعسوب» نام دارد که با آن جماعت زنبورها می‌رود. خداوند آنهارا فطرتاً به‌طرف شکلی راهنمائی فرموده که یک فرجه جزئی هم بیکار نماند. همه اوامر تکوینیه‌است، خداوند به او هدایت داده که فطرتا مطابق خواست و استعداد مزاج خود غذای خودرا از اقسام میوه‌ها و گلها بدست آورد، چنانکه زنبورها از آشیانه خود بیرون آمده ومیوه و گلهای مختلف و رنگارنگ را که از آنها شهد و موم وغیره بدست می‌آید می‌مکند. وچون برای بدست آوردن غذا بهر طرف پرواز می‌کنند در حین مراجعت راه را کم نکرده ومستقیما به آشیانه خود بر می‌گردند. وبدین مطلب گرفته‌اند که به آن راههای فطری که قدرت برای عمل وتصرف تو مقرر کرده‌است مطیع ومنقاد بوده روان باش مثلاً گل و میوه را می‌مکد و بنا به سرشت خود شهد (عسل) را فراهم می‌کند. شعد دارای رنگهای مختلف است، سفید، سرخ، و زرد وسیاه، می‌گویند رنگها در اثر اختلاف موسم، غذا وعمر زنبور و غیره تفاوت می‌کند.

 


چرا کندوی زنبور ۶ ضلعی است؟

حجره های زنبور عسل همیشه شش گوشه اند و دانشمندان می گویندکه چنین حجره هایی با کمترین مواد ساختمانی ، بیشتری جا را فراهم می کنند. اگر حجره ها به شکل مربع ساخته می شد، زوایای داخل لانه ها خالی و بی مصرف می ماند چون حجم بدن زنبور تقریباً استوانه ای است و اگر حجره ها کاملاً استوانه ای ساخته می شد، در بین آن ها فضاهای خالی و فاصله هایی به وجود می آمد که بیهوده و بی مصرف می ماند.

خلاصه این که ، هر چه دانشمندان به ساختمان لانه ی زنبور عسل بیشتر دقت می کنند ، بیشتر غرق اعجاب و حیرت می شوند

در آزمایشی ثابت شد که در یک محیط مشخص سلول هایی با اشکال مثلث ، مربع ، دایره ، پنج ضلعی ، شش ضلعی و هشت ضلعی ، بیشترین حجره ها و ایجاد کمترین فضای خالی متعلق به محیط با حجره های ۶ ضلعی می باشند .

مترلینگ دانشمند معروف بلژیکی در کتاب زنبور عسل از یکی از دانشمندان، به نام رایت نقل می کند: تنها سه روش علمی در هندسه برای تقسیم فاصله های منظم و ارتباط آن ها و ایجاد اشکال بزرگ و کوچک در دست است؛ این سه شکل عبارت است از مثلث قائم الزاویه، مربع و شش ضلعی. در ساختمان حجره های زنبور عسل از روش سوم استفاده شده است و این شکل برای استحکام بنا مناسب تر است (؛زیرا اگر کمی دقت کنیم، می بینیم که شکل شش ضلعی از هر طرف مانند طاق های ضربی است که در برابر فشار حداکثر مقاومت را دارد، در حالی که مثلث و مربع در مقابل فشار بسیار آسیب پذیر هستند).

از این گذشته حجم بدن زنبور، به طور تقریبی استوانه ای شکل است و برای ورود و خروج در چنین خانه ای مناسب است.


طراحی ساخت مهندسی کندو

– تهویه به آسانی صورت بپذیرد .

 حرارت ایجاد شده به آسانی از لانه خارج نشود .

 جهت ساخت لانه با جهت تابش طلوع خورشید یکی باشد .

 محل هایی برای ساخت لانه انتخاب می گردد که کم رفت و آمد باشند .

زنبور عسل یک معمارقهار است . زیرا از ۶ ضلعی در ساخت خانه اش استفاده کرده . ۶ ضلعی منتظم یک شکل استوار و پایدار است چون از ۶ مثلث متساوی الاضلاع برای کشیدنش استفاده شده . و همه ضلعها و زاویه ها برابر است.


برگرفته از سایت :

http://www.pirastefar.ir/?p=6586




نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، حیـــــــــــــــــــــــــوانات در قرآن، شگفتیهای خلقت زنبور عسل، شگفتیهای خلقت حیوانات، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 6 بهمن 1397



ملکه زنبور عسل

(تـدبّـر قـرآنـی)



وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِی مِنَ الْجِبَالِ بُیُوتًا وَمِنَ الشَّجَرِ 

وَ مِمَّا یَعْرِشُونَ

و پروردگار تو به زنبور عسل وحى [=الهام غریزى] كرد كه از پاره‏ اى كوهها و از برخى درختان و از آنچه داربست [و چفته ‏سازى] مى كنند خانه ‏هایى براى خود درست كن.

سوره نحل/آیه 68



ملکه زنبور عسل

ملکه تنها موجود مادهٔ کامل وتنها تخمگذار جمعیت است که مثل زنبور کارگر از تخم بارور شده به وجود می‌آید.«ملکه» مادر تمام زنبورهایی است که باوی در یک کندو زندگی می‌کنند.

مدت رشدش از تخم تا موجود کامل ۱۷ تا ۱۸ روز بوده و پس از رسیدن به سِّن بلوغ (۴ تا ۵ روز بعد از تولد) در یک یا چند روز آفتابی قبل از ظهرها از کندو به خارج پرواز نموده و با چند یا چندین زنبور نر جفتگیری می‌کند.

بنا براین خیلی از زنبورهای یک جمعیت باوجودی که از یک ملکه به وجود می‌آیند باز هم نسبت نا خواهری دارند، چون دارای پدرهای متفاوتی می‌باشند.

 به همین دلیل هم خیلی از اوقات زنبورهایی که از ملکه تولید شده‌اند رنگهای مختلفی دارند.

 پس از شروع تخمگذاری ملکه معمولاً تا آخر عمر دیگر کندویش را ترک نمی‌ کند مگر هنگام بچه زادن.

 


عمرملکه زنبور

ملکه معمولاً ۵ سال و بطور استثنایی ۶ سال هم ممکن است عمر کند، ولی اگر بخواهیم جمعیت پر محصول باشد باید وی را حد اکثر در سِّن سه سالگی حذف نموده ویک ملکه جوان وفعال به جای آن به جمعیت داد(جانشین) چون با بالا رفتن سِّن وپیری، قدرت تخم گذاری ملکه نیز کمتر می‌شود، در نتیجه جمعیت پس از مدتی ضعیف وضعیفتر می‌گردد، از یک جمعیت ضعیف هم هرگز نباید انتظار محصول عسل فراوان را داشت.

 

کشتار «رقبا» توسط ملکه

  وقتی که ملکه زنبور عسل به رشد کافی رسید، با آرواره هایش درپوش سلول خود را  پاره می کند و از آن خارج می گردد. ملکه پس از خروج از سلول، ابتدا مقداری عسل می خورد،پس از آن شروع به گردش در کلنی می کند. در فاصله کوتاهی به جستجوی رقبای بالقوه خود می پردازد و آنها را می کشد. در این هنگام اگر ملکه به ملکه دیگر (خواهران خود) برخورد کند با آنها می جنگد تا یکی از آنها فاتح شود، پس از آن در جستجوی سلولهای بسته ملکه برمی آید و نوزاد ملکه داخل آنها را می کشد. 

 

نامزدبازی و معاشقه زنبورها

جفت گیری ملکه در فاصله ۶ تا ۱۰ روز پس از خروج ملکه از سلول صورت می گیرد. 

قبل از پرواز جفتگیری، ملکه چندین پرواز آشنایی انجام می دهدکه ۲ تا ۳۰ دقیقه ممکن است طول بکشد.

 پرواز جفتگیری ممکن است ۵ تا ۲۰ دققیقه طول بکشد. بیشتر، پروازهای جفتگیری درروزهایی که درجه حرارت بیشتر از ۲۰ درجه سانتیگراد باشد در ساعات بین ۲ تا ۴ بعدازظهر صورت می گیرد.

در خلال جفتگیری ملکه به اندازه تمام عمرش اسپرم دریافت داشته و آن را در کیسه اسپرم جای می دهد . تخمگذاری ملکه معمولا ۲ تا ۳ روز پس از بازگشت به کندو شروع می شود و تا آخر عمر، مگر در اواخر پاییز در هنگام نبودن گرده ادامه دارد.

ملکه اولین تخمهای خویش را در همان کادری می گذارد که خودش در آن متولد شده است .

 

ملکه ،دیگرزنبوران را عفیم می کند

ملکه از خود موادی را ترشح می کند که باعث می گردد کلنی به صورت یک واحد متشکل در آید و همچنین باعث می شود که کارگران نتوانند ملکه جدیدی تولید کنند و نیز مانع رشد تخمدان کارگران کلنی میگردد.





نحوه تولیدمثل

ملکه تنها موجود مادهٔ کامل وتنها تخمگذار جمعیت است که مثل زنبور کارگر از تخم بارور شده به وجود می‌آید. «ملکه» مادر تمام زنبورهایی است که باوی در یک کندو زندگی می‌کنند. مدت رشدش از تخم تا موجود کامل ۱۷ تا ۱۸ روز بوده وپس از رسیدن به سِّن بلوغ (۴ تا ۵ روز بعد از تولد) در یک یا چند روز آفتابی قبل از ظهرها از کندو به خارج پرواز نموده وبا چند یا چندین زنبور نر جفتگیری می‌کند. بنا براین خیلی از زنبورهای یک جمعیت باوجودی که از یک ملکه به وجود می‌آیند باز هم نسبت نا خواهری دارند، چون دارای پدرهای متفاوتی می‌باشند. به همین دلیل هم خیلی از اوقات زنبورهایی که از ملکه تولید شده‌اند رنگهای مختلفی دارند. پس از شروع تخمگذاری ملکه معمولاً تا آخر عمر دیگر کندویش را ترک نمی‌ کند مگر هنگام بچه زادن. ملکه معمولاً ۵ سال وبه طور استثنایی ۶ سال هم ممکن است عمر کند، ولی اگر بخواهیم جمعیت پر محصول باشد باید وی را حد اکثر در سِّن سه سالگی حذف نموده ویک ملکه جوان وفعال به جای آن به جمعیت داد، به زبان زنبورداران (ملکه را جانشین نمود)، چون با بالا رفتن سِّن وپیری، قدرت تخم گذاری ملکه نیز کمتر می‌شود، در نتیجه جمعیت پس از مدتی ضعیف وضعیفتر می‌گردد، از یک جمعیت ضعیف هم هرگز نباید انتظار محصول عسل فراوان را داشت.

توضیح مدیریت سایتملکه جوان ۶ روز بعد از بیرون آمدن، با یک زنبور نر جفت گیری می کند، اندام های جفت گیری نر پاره شده و در کیسه تناسلی ماده باقی می ماند و تا اینکه بعد از بازگشتن به کندو، کارگرها آن را از بین می برند.

اسپرماتورزوئیدهایی که بدین صورت در کیسه ذخیره اسپرم، جای می گیرد، به کار همه تخم های لقاح یافته ای که ملکه خواهد گذاشت، بکار می رود. تخمدان های ملکه پر شده و شکم را پر می کند و ظرف دو روز، شروع به تخم گذاری می کند.

ملکه همانند روح کندو محسوب می شود و اگر ملکه را بردارند و جانشینی برای او وجود نداشته باشد بعد از سه یا چهار ساعت تمام کارهای کندو متوقف می شود و بعد از مدتی زنبورها بر اثر اندوه نداشتن ملکه نابود می گردند. 


برگرفته از سایت :

http://www.pirastefar.ir/?p=6586




نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، حیـــــــــــــــــــــــــوانات در قرآن، شگفتیهای خلقت زنبور عسل، شگفتیهای خلقت حیوانات، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 6 بهمن 1397




زنبور عسل نر

(تـدبّـر قـرآنـی)



وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِی مِنَ الْجِبَالِ بُیُوتًا وَمِنَ الشَّجَرِ 

وَ مِمَّا یَعْرِشُونَ

و پروردگار تو به زنبور عسل وحى [=الهام غریزى] كرد كه از پاره‏ اى كوهها و از برخى درختان و از آنچه داربست [و چفته ‏سازى] مى كنند خانه ‏هایى براى خود درست كن.

سوره نحل/آیه 68



زنبور عسل نر

زنبورهای نر از تخم های بارور نشده بوجود می‌آیند، یعنی پدر نداشته وتنها دارای مادرند، ولی از جانب مادری دارای پدر بزرگ هم می‌باشند. مدت رشدشان «از تخم تا زنبور کامل» ۲۴ روز است. زنبور نر ۱۲ روز پس از تولد به سِّن بلوغ رسیده وقادر به جفتگیری می‌باشد. زنبورهای نر از اواسط فروردین تا نیمه دوم تابستان در کندوها وهمراه کارگران وملکه زندگی می‌کنند. جمعیتهایی که دارای ملکه‌اند از نیمهٔ دوم تابستان نرها را به زور از داخل کندو بیرون می‌رانند ویا مانع ورودشان به کندو می‌شوند تا از گرسنگی بمیرند. این پدیده به نام «نرکشی» معروف است. بنا براین در حالت طبیعی در فصول پائیز وزمستان در کندوها از زنبور نر خبری نیست. وجود زنبورهای نر تنها برای جفتگیری با ملکه‌هایی است که معمولاً در جمعیت تولید می‌ گردند واین کار همیشه در خارج از کندو ودر هوای آزاد وآفتابی انجام می‌گیرد. هر زنبور نر تنها یکبار در زندگی می‌تواند جفت گیری کند چون هنگام جفت گیری دستگاه تناسلی وقسمتی از بدنش پاره شده ودر داخل بدن ملکه باقی می‌ماند. وی در اثر این زخم می‌میرد وزندگیش پایان می‌پذیرد. بدین طریق زنبور نر هرگز فرزندش را نمی‌بیند.

زنبورهای نر از تخمهای بارور نشده بوجود می‌آیند، یعنی پدر نداشته وتنها دارای مادرند، ولی از جانب مادری دارای پدر بزرگ هم می‌باشند.

مدت رشدشان «از تخم تا زنبور کامل» ۲۴ روز است. زنبور نر ۱۲ روز پس از تولد به سِّن بلوغ رسیده وقادر به جفتگیری می‌باشد.

زنبورهای نر از اواسط فروردین تا نیمه دوم تابستان در کندوها وهمراه کارگران و ملکه زندگی می‌کنند. جمعیت هایی که دارای ملکه‌اند از نیمهٔ دوم تابستان نرها را به زور از داخل کندو بیرون می‌رانند ویا مانع ورودشان به کندو می‌شوند تا از گرسنگی بمیرند. این پدیده به نام «نرکشی» معروف است. بنا براین در حالت طبیعی در فصول پائیز وزمستان در کندوها از زنبور نر خبری نیست. 

وجود زنبورهای نر تنها برای جفتگیری با ملکه‌هایی است که معمولاً در جمعیت تولید می‌ گردند و این کار همیشه در خارج از کندو و در هوای آزاد و آفتابی انجام می‌گیرد. 



هر زنبور نر تنها یکبار در زندگی می‌تواند جفت گیری کند چون هنگام جفت گیری دستگاه تناسلی وقسمتی از بدنش پاره شده ودر داخل بدن ملکه باقی می‌ماند

وی در اثر این زخم می‌میرد و زندگیش پایان می‌پذیرد. بدین طریق زنبور نر هرگز فرزندش را نمی‌بیند.





برگرفته از سایت :

http://www.pirastefar.ir/?p=6586




نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، حیـــــــــــــــــــــــــوانات در قرآن، شگفتیهای خلقت زنبور عسل، شگفتیهای خلقت حیوانات، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 6 بهمن 1397



زنبور  عسل کارگر

(تـدبّـر قـرآنـی)



وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِی مِنَ الْجِبَالِ بُیُوتًا وَمِنَ الشَّجَرِ 

وَ مِمَّا یَعْرِشُونَ

و پروردگار تو به زنبور عسل وحى [=الهام غریزى] كرد كه از پاره‏ اى كوهها و از برخى درختان و از آنچه داربست [و چفته ‏سازى] مى كنند خانه ‏هایى براى خود درست كن.

سوره نحل/آیه 68



زنبور  عسل کارگر

زنبور کارگر مانند ملکه همیشه از تخم بارور شده بوجود می‌آید و باز مانند ملکه از جنس ماده‌است. دوران رشدش «از تخم تا زنبور ماکل» ۲۱ روز است.تمام کارهای داخلی وخارجی کندو و جمعیت را کارگران انجام می‌دهند کهمهمتری وظایف کارگران (بهاری،پائیزی)

تمیز کردن داخل سلولهای مومی.  -تغذیه ملکه.  –تغذیه لاروها.–گرم کردن لاروها.–تنظیم گرمای داخلی کندو.–تولید موم–ساختن سلولهای مومی.–حفاظت ازکندو.–تعویض هوای داخلی کندو–جمع آوری شهد وگرده گل.–تهیه بره موم.–آوردن آب به داخل کندو… 



کارگران بهاری که از اوائل بهار تا نیمهٔ تابستان متولد می‌گردند، حد اکثر سنشان «از تولد تا مرگ» از شش هفته تجاوز نمی‌کند.


کارگران پائیزی که از نیمهٔ دوم تابستان به بعد تولد می‌یابند، حد اکثر سِّن آنها اغلب از هفت ماه بیشتر است.

تعداد زنبورهای کارگر یک جمعیت نسبتاً خوب در حد اکثر قدرتش درسال «حدود خرداد ماه» به ۶۰۰۰۰ عدد یا بیشتر هم می‌رسد. در صورتیکه که در زمستان تعدادشان از ۸۰۰۰ الی ۱۲۰۰۰ تجاوز نمی‌کند.

 

زنبورها از گلهای خوشبو ومعطر بهاری تغذیه می‌کنند. در فصل بهار و پائیز کندوها پر می‌گردد و هرکندو در حدود یک تا دو کیلو واحیاناً ۴ کیلو در فصلهای پُربار عسل بدست می‌آید. با مهارت خیلی بسیار کسانی که شغل جمع آوری عسل پیشه گرفته‌اند عسل از این کندوها خارج و در ظرف خالی می‌نمایند و کندو را بیرون نمی‌آورند، چون زنبور عسل طبق عادت همیشه یک جا مسکن می‌نماید بشرطی که کسی اذیت وآزار بر او ننماید. 


برگرفته از سایت :

http://www.pirastefar.ir/?p=6586




نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، حیـــــــــــــــــــــــــوانات در قرآن، شگفتیهای خلقت زنبور عسل، شگفتیهای خلقت حیوانات، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 6 بهمن 1397


تقسیم کاری کارگران کندو

(تـدبّـر قـرآنـی)



وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِی مِنَ الْجِبَالِ بُیُوتًا وَمِنَ الشَّجَرِ 

وَ مِمَّا یَعْرِشُونَ

و پروردگار تو به زنبور عسل وحى [=الهام غریزى] كرد كه از پاره‏ اى كوهها و از برخى درختان و از آنچه داربست [و چفته ‏سازى] مى كنند خانه ‏هایى براى خود درست كن.

سوره نحل/آیه 68




تقسیم کاری کارگران کندو

کار ملکه زنبور عسل تخم ریزی است ملکه از لحاظ جثه از زنبوران دیگر درشت تر است و دارای موقعیت مخصوص است.


 برخی از زنبورها مامورند تا درجه حرارت داخل کندو را درحال تعادل نگه دارند برخی از آنها مامور ساخت و مرمت کندو هستند کارگرانی نیز که مسئول نوشیدن شهد گلها هستند از کندو بیرون می روند و هرکدام از نوع مخصوصی از گلها استفاده می کنند.

براستی این همه کارهای حیرت انگیز با این نظام دقیق ازکجا سرچشمه گرفته است ؟ زنبورها برای رسیدن به منطقه گلها گاهی راه خود را نشانه گذاری می کنند و ازطریق پراکندن بوهای مختلف در مسیر راه را چنان مشخص می کنند که کمتر امکان دارد زنبوری سرگردان شود زنبورها شیره گلها را به بعضی از حفره های داخل بدن خود می فرستند و درآنجا که حکم یک کارخانه کوچک مواد شیمیایی دارد شهد گل تغییر و طی تحولات مختلف به عسل تبدیل می شود زنبورها مجددا عسل ساخته شده را از بدن خود بیرون می فرستند رنک عسل برحسب آنکه زنبور بر روی کدام گل یا میوه نشسته و از آن بهره گیری کرده متفاوت است.


خدمتی که زنبور عسل برای محیط زیست و انسان انجام می دهد به همین ختم نمی شود زیرا نقش این موجود کوچک در دستگاه عظیم آفرینش بیش از اینها است چنانچه یکی از خدمات این حشره گرده افشانی و تکثیر گیاهان است زنبور عسل بیش از حشرات دیگر عامل نقل و انتقال گرده گلهاست کشاورزان و باغداران با تجربه همیشه در گوشه و کنار کشتزار و باغ خود چند کندو از زنبور عسل دارند تا آنان را در کار گرده افشانی گلها و گیاهان یاری دهند تحقیقات زیست شناسان بیانگر آن است که اگر زنبور عسل از بین برود هزاران نوع از گیاهان و گلها و میوه ها از بین خواهند رفت.


برگرفته از سایت :

http://www.pirastefar.ir/?p=6586




نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، حیـــــــــــــــــــــــــوانات در قرآن، شگفتیهای خلقت زنبور عسل، شگفتیهای خلقت حیوانات، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 6 بهمن 1397



سیطره «درب ورودی کندو»

(تـدبّـر قـرآنـی)



وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِی مِنَ الْجِبَالِ بُیُوتًا وَمِنَ الشَّجَرِ 

وَ مِمَّا یَعْرِشُونَ

و پروردگار تو به زنبور عسل وحى [=الهام غریزى] كرد كه از پاره‏ اى كوهها و از برخى درختان و از آنچه داربست [و چفته ‏سازى] مى كنند خانه ‏هایى براى خود درست كن.

سوره نحل/آیه 68




سیطره «درب ورودی کندو»

موضوع جالب دیگر در زندگی زنبوران عسل این است که آنها نسبت به نظافت و پاکیزگی بسیار حساس هستند بطوریکه هیچگاه روی نقاط آلوده و کثیف نمی نشینند

اگر یکی از آنها روی نقطه آلوده ای نشسته باشد وقتی که بخواهد وارد کندو شود زنبورهای محافظ از ورود آن جلوگیری می کنند و در مواردی زنبور آلوده را با خشونت می کشند به همین جهت دسته ای از زنبورهای کارگر ماموریت پاکیزگی کندو را برعهده دارند.



 امام صادق (ع) درمورد زندگی اسرارآمیز زنبور عسل می فرمایند :

در زنبور عسل دقت کنید و در زندگی اجتماعی آن فکر کنید اگر در بدست آوردن ذخایر غذایی و ساختن خانه شش گوشه منظم و اعمال حیرت انگیز این حیوان درست دقت کنید موضوع بسیار جالبی خواهید دید نتایج فعالیت این حشره بسیار گرانبها حیرت انگیز است و عجیب تر اینکه موجودی که این همه عجائب را انجام می دهد حیوانی است که حتی نمی تواند به وجود و موقعیت خود پی ببرد تا چه رسد به نتایج این اعمال شگفت انگیز این خود دلیلی است روشن که اینها همه به الهام خداوند دانا و تواناست و این حشره فعال مسخر قدرت لایزال الهی است


برگرفته از سایت :

http://www.pirastefar.ir/?p=6586






نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، حیـــــــــــــــــــــــــوانات در قرآن، شگفتیهای خلقت زنبور عسل، شگفتیهای خلقت حیوانات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 6 بهمن 1397


( کل صفحات : 9 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار وبلاگ نویسی

وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت

اخبار ایران:

اخبار جهان:

اخبار اقتصادی:

اخبار علمی

اخبار فناوری و اطلاعات

اخبار هنری:

اخباراجتماعی

اخبار ورزشی

--------------------------------------------------------------------------------------

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

--------------------------------------------------------------------------------------
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
-------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------- ساخت وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic