وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


@@@@@@@@@@@@

«به نام خداوند علیم و حكیم»

جهان آفرینش دارای رموز و معمّاهایی است كه انسان ها باید همیشه در جست و جوی آن باشند و هر یك از شگفتیهای این جهان دارای كلیدهایی است كه قفل این رموز را باز می كنند.

ما انسانها با تلاش و كوشش می توانیم توانایی آن را داشته باشیم که با كمی اندیشه همراه با عمل و با استفاده از شاه كلید اصلی یعنی «قرآن کریم» این كلیدها را از آن خود كنیم و به راز آفرینش دست پیدا كنیم.

زندگی بدون كاوش معنا ندارد و زمانی زندگی معنا پیدا می كند كه در آن رمزی وجود داشته با شد و همچنین فردی باشد كه در جست و جوی یافتن آن رمز باشد.

@@@@@@@@@@@@

قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :


مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ


هر که علم اولین و آخرین را میخواهد،

باید آن را در قرآن بجوید.


کنزالعمال ج1 ص548

مدیر وبلاگ :سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید






برچسبها



باب چهل و سوّم

چرا جایز نیست در لباسى كه از مو و كرك حیوان غیر مأكول اللحم درست شده نماز خواند؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 268


حدیث (1)

على بن احمد رحمة اللَّه علیه، از محمّد بن عبد اللَّه، از محمّد بن اسماعیل‏

باسنادى كه تا حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام مرفوعه است نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

در مو و كرك حیوانى كه مأكول اللحم نیست خواندن نماز جائز نیست زیرا اكثر این حیوانات ممسوخ(مسخ شده)هستند.

محمّد بن على مؤلّف این كتاب مى ‏گوید: یعنى اكثر حیواناتى كه گوشت آنها خوردنى نیست از ممسوخات مى ‏باشند.

حدیث (2)

پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از ایّوب بن نوح، از حسن بن على الوشاء مرفوعا نقل كرده و میگوید: حضرت ابو عبد اللَّه علیه السّلام كراهت داشتند از خواندن نماز در كرك هر حیوانى كه گوشت آن خوردنى نبود.






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 31 تیر 1397




باب چهل و دوّم

 اسرار اینكه سجده جایز نیست مگر بر زمین یا آنچه از زمین 

مى‏ روید به شرطى كه مأكول یا ملبوس نباشد


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 267


حدیث (1)

على بن احمد از محمّد بن ابى عبد اللَّه، از محمّد بن اسماعیل، از على بن عبّاس، از عمر بن عبد العزیز، از هشام بن حكم، وى مى‏ گوید: محضر امام صادق علیه السّلام عرض كردم: بفرمایید سجده بر چه چیز جائز و بر چه چیز جائز نیست؟

حضرت فرمودند: جایز نیست سجده مگر بر زمین یا بر آنچه از زمین مى‏ روید به شرط آنكه مأكول(خوردنی) یا ملبوس(پوشیدنی) نباشد.

عرض كردم: فدایت شوم، علّت آن چیست؟

فرمود: زیرا سجود و خضوع و فروتنى براى خداى عزّ و جل است لذا سزاوار نیست كه آن را بر مأكول و ملبوس قرار دهند چه آنكه ابناء دنیا بندگان مأكولات و ملبوسات هستند و حال آنكه سجده‏كننده در سجودش مشغول عبادت حق تبارك و تعالى است از این رو شایسته نیست این كه پیشانى خود را در حال سجود بر معبود ابناء دنیا كه فریفته او هستند بگذارد و سجده بر زمین افضل است زیرا نسبت به تواضع و خضوع در مقابل حق عزّوجل رساننده ‏تر مى ‏باشد.

حدیث (2)

پدرم رحمة اللَّه علیه از محمّد بن یحیى عطّار، از محمّد بن احمد، از یعقوب بن یزید به طور مرفوع تا حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده كه آن حضرت فرمودند:

سجود بر زمین فریضه و بر غیر آن سنّت است.

حدیث (3)

محمّد بن الحسن از محمّد بن الحسن الصفّار، از عبّاس بن معروف، از محمّد بن یحیى صیرفى، از حمّاد بن عثمان، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، راوى مى‏ گوید:

شنیدم كه حضرت مى‏ فرمودند:

سجود باید بر چیزى باشد كه از زمین مى‏ روید به شرطى كه مأكول یا ملبوس نباشد.

حدیث (4)

 پدرم رحمة اللَّه علیه از محمّد بن یحیى عطّار، از محمّد بن احمد، از على بن الحسین، از احمد بن اسحاق قمى، از یاسر خادم، وى مى‏ گوید: حضرت ابى الحسن علیه السّلام بر من گذشته در حالى كه بر حصیر طبرى كه روى آن را چیزى انداخته بودم نماز مى ‏خواندم، فرمودند:

چرا بر حصیر طبرى سجده نمى‏ كنى؟ مگر آن از نبات زمین نیست؟

محمّد بن احمد مى‏ گوید: من از احمد بن اسحاق از این واقعه پرسیدم، وى گفت:

من آن را روایت كرده ‏ام.

حدیث (5)

 پدرم رحمة اللَّه علیه، از محمّد بن یحیى، از محمّد بن احمد، از سیّارى نقل كرده كه بعضى از اهل مدائن محضر ابى الحسن ماضى علیه السّلام نامه‏ اى نوشت و در آن پرسید:

آیا خواندن نماز روى شیشه چطور است؟

نویسنده نامه مى‏ گوید: وقتى نامه ‏ام محضر مبارك امام علیه السّلام رسید با خود اندیشیدم و گفتم: شیشه از اشیایى است كه جزء نبات الارض است و من نمى‏ باید سؤال مى‏ كردم زیرا بر نبات الارض خواندن نماز و سجده بر آن جایز است.

بارى امام علیه السّلام در جواب نوشتند: بر شیشه نماز مخوان و اگر در نفست خطور كرده كه شیشه از نبات الارض است پس بدان اگر چه شیشه از نبات الارض مى‏ باشد ولى ماده اصلى آن شن و نمك است و این دو بر ماهیت اصلى خود باقى نمانده و تغییر كرده‏ اند.

مؤلّف این كتاب (صدوق رحمة اللَّه علیه) مى‏ گوید: هر شن و نمكى ممسوخ و متغیّر نیست بلكه شن و نمكى كه شیشه را از آن مى‏ سازند تغییر یافته ‏اند.






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 31 تیر 1397



باب چهل و یكم

سرّ جواز سجود بر پشت دست 


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 266


حدیث (1)

محمّد بن على ماجیلویه از محمّد بن یحیى عطّار، از محمّد بن احمد، از ابراهیم بن اسحاق، از عبد اللَّه بن حمّاد از ابى بصیر وى مى‏ گوید: محضر حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام عرضه داشتم: فدایت شوم، شخصى در سفر راه بر او قطع مى‏ شود پس در حالى كه یك زیر شلوار پایش هست در میان بیابان عریان مانده و مهرى هم‏ ندارد كه در نماز بر آن سجده كند و از طرفى چون ریگ‏ هاى زمین خیلى گرم و سوزان هستند مى‏ ترسد اگر بر آن سجده كند صورتش بسوزد تكلیفش چیست؟

حضرت فرمودند: 

بر پشت دستش سجده كند، زیرا پشت دست یكى از مساجد محسوب مى‏ شود.






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 31 تیر 1397



باب سى و نهم

سرّ اینكه چرا مستحب است سجود را طولانى كنند؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 265


حدیث (1)

محمّد بن الحسن از محمّد بن الحسن الصفّار، از عبّاس بن معروف، از سعدان بن‏ مسلم، از ابى بصیر، وى مى ‏گوید حضرت ابو عبد اللَّه علیه السّلام فرمودند: اى ابا محمّد، بر تو باد به طولانى كردن سجده زیرا این از سنّت‏ هاى توبه‏ كنندگان مى ‏باشد.

حدیث (2)

 پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از محمّد بن عیسى بن عبید، از قاسم بن یحیى، از جدّش حسن بن راشد از ابو بصیر، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

پدرم، از جدّم، از آباء گرامش علیهم السلام نقل كردند كه رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلم فرمودند:

سجود را طولانى كنید زیرا هیچ عملى سخت‏ تر بر ابلیس نیست از این كه ببیند فرزند آدم در حال سجده است چه آنكه خودش مأمور به سجده شد ولى عصیان كرد حال مى‏ بیند كه این بنده امر به سجده شده و در آوردنش امتثال مى ‏كند.






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 31 تیر 1397



اسرار نامیده شدن تارك نماز به «كافر»


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 37-مطلب شماره 264


حدیث (1)

 پدرم رحمة اللَّه علیه از عبد اللَّه بن جعفر حمیرى، از هارون بن مسلم، از مسعدة بن صدقه، وى گفت: از حضرت ابا عبد اللَّه علیه السّلام شنیدم كه وقتى از آن سرور سؤال شد: 

چرا به زانى كافر نگفته ولى تارك صلاة را كافر خوانده ‏اند و دلیل آن چیست؟

آن حضرت فرمودند: زیرا زانى و امثال او به خاطر شهوتى كه بر آنها غالب شده مبادرت به این معصیت میكنند ولى تارك نماز، آن را ترك نكرده مگر صرفا به خاطر خوار شمردن این عبادت الهى و توضیح آن این است كه:

زانى وقتى با زنى تماس پیدا مى‏ كند از این تماس لذّت برده و قصدش تنها همین التذاذ است امّا تمام كسانى كه نماز را ترك مى‏كنند قصدشان فقط ترك و رها كردن آن مى ‏باشد و هیچ قصد لذّتى از این ترك ندارند و وقتى لذّت منتفى شد قهرا قصدشان فقط خوار شمردن مى ‏باشد و وقتى قصد خفیف نمودن نماز بود بدون شكّ حالت كفر در آنها پیدا شده و كفرشان ثابت مى‏ گردد.

محضر مباركش عرض شد: چه فرقى است بین كسى كه به زنى نگاه كرده و با وى زنا نموده یا شراب مى‏ آشامد و بین كسى كه نماز را ترك كند؟ و چرا زانى و شارب الخمر مستخف محسوب نشده ولى تارك الصلاة مستخف شمرده مى ‏شود و در نتیجه وى كافر است ولى آنها كافر نمى ‏باشند!! حجّت و برهان آن چیست؟ و علّتى كه آنها را از هم جدا مى‏ كند چه مى‏ باشد؟

حضرت در جواب فرمودند: 

دلیل و برهان آن است كه بطور كلّى نفس را به هر چه وادار كنى كه انجام دهد بدون این كه داعى و شهوت غالبى در بین باشد قطعاً انجام این فعل استخفاف به حكم الهى است ولى اگر منشأ انجام فعل شهوت غالب باشد نظیر زنا و شرب خمر استخفاف محسوب نمیشود، بنابر این وقتى نفس خود را وادار میكنى به ترك نماز بدون این كه شهوتى در بین باشد غیر از استخفاف منشأ دیگرى براى این ترك نیست و همین بیان فارق بین ترك نماز و فعل زنا و شرب خمر میباشد.





نوع مطلب : کتاب ارزشمند علل الشرایع، اســـــــــــــــــــــــرار نماز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 31 تیر 1397



اسرار اینكه چرا خداوند پنج نماز را در پنج وقت واجب كرده است؟‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 36-مطلب شماره 263


حدیث (1)

 محمّد بن على ماجیلویه، از عمویش محمّد بن ابى القاسم، از احمد بن ابى عبد اللَّه، از ابى الحسن على بن الحسین البرقى، از عبد اللَّه بن جبله، از معاویة بن عمّار، از حسن بن عبد اللَّه، از آباء و پدرانش از جدّش حسن بن على بن ابى طالب علیهم السّلام،

حضرت فرمودند: چند نفر یهودى محضر رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلم رسیدند. داناترین آنها مسائلى چند از آن سرور پرسید، در ضمن مسایل این سؤال مطرح شد:

خداوند عزّ و جلّ براى چه این پنج نماز را در پنج وقت بر امّت تو در ساعات شب و روز واجب كرده؟

نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند: 

نماز ظهر : هنگام زوال، (1) خورشید حلقه ‏اى دارد كه در آن داخل میشود و وقتى داخل آن شد زوال آفتاب حاصل مى‏ گردد در این هنگام هر موجودى زیر عرش تسبیح و تحمید پروردگارم را مى‏ گوید و آن ساعتى است كه پروردگارم بر من درود و رحمت مى ‏فرستد در همان ساعت حق عزّ و جلّ بر من و امت من نماز را فرض و واجب نموده و فرموده:

أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلى‏ غَسَقِ اللَّیْلِ ﴿اسراء/78﴾ 290

نماز را وقت زوال آفتاب تا اوّل تاریكى شب به یاد آور. 

و این همان ساعتى است كه در آن روز قیامت جهنم را آماده كرده و مى ‏آورند و هیچ مؤمنى نیست كه در این ساعت سجود یا ركوع نموده و یا در نماز ایستاده مگر آنكه جسدش را بر آتش حرام نموده‏ اند.

و امّا نماز عصر : این نماز در ساعتى است كه جناب آدم در آن ساعت از شجره منهیّه تناول نمود و حق تعالى وى را از بهشت برین اخراج كرد لذا پروردگار متعال به ذریّه او امر كرد تا روز قیامت در این ساعت نماز عصر را بخوانند و من این نماز را براى امّت خود برگزیدم و این نماز محبوب ترین نمازها نزد حق عزّ و جل بوده و مرا وصیّت و سفارش به حفظش كرده كه از بین نمازها آن را مراعات و مراقبت كامل نمایم.

و امّا نماز مغرب : در ساعتى است كه حق تعالى توبه جناب آدم علیه السّلام را در آن پذیرفت و بین زمانى كه آدم از شجره منهیه تناول كرد تا زمانى كه وى توبه نمود و حق عزّ و جلّ آن را پذیرفت سیصد سال از سالهاى دنیا فاصله شد و در ایّام آخرت یك روزى است به منزله هزار سال كه بین عصر و عشاء فاصله است و جناب آدم سه ركعت نماز در این فاصله خوانده، یك ركعتش به خاطر لغزشى كه از او صادر شد و یك ركعت دیگر به خاطر لغزش جناب حوّاء و یك ركعت هم به خاطر توبه ‏اى كه كرد، پس حق تعالى این سه ركعت را بر امّت من واجب نمود و این همان ساعتى است كه در آن دعاء مستجاب مى‏ گردد چه آنكه پروردگارم به من وعده داده هر كسى كه او را در این ساعت بخواند دعایش را مستجاب نماید و این همان نمازى است كه حق تعالى مرا در فرموده خودش به آن مأمور ساخته است.

فَسُبْحانَ اللَّهِ حِینَ تُمْسُونَ وَ حِینَ تُصْبِحُونَ‏ ﴿روم/71 406

پس خدا را هنگامی که وارد شب می شوید و هنگامی که 

به صبح در می آیید تسبیح گویید.

و امّا نماز عشاء : چون قبر ظلمانى است و روز قیامت نیز تاریك و تار مى‏ باشد لا جرم حق تبارك و تعالى من و امّتم را به این نماز امر نمود كه در این وقت بخوانیم تا قبر نورانى گردد و نیز نور من و امّتم را بر صراط تبعیّت كند و از دنبال بیاید و هیچ قدمى براى خواندن نماز عشاء برداشته نمى‏ شود مگر آنكه پروردگار جسد او را بر آتش حرام مى ‏نماید.

و این همان نمازى است كه حق تعالى براى انبیاء قبل از من اختیار فرمود.

و امّا نماز صبح : هنگامى كه آفتاب طلوع مى ‏كند بر دو قرن شیطان ظاهر و آشكار مى‏ گردد و حق عزّوجل مرا مأمور مى‏ سازد پیش از طلوع خورشید و قبل از این كه كافر آن را سجده كند نماز صبح را بخوانم، پس امّت من خداى عزّ و جلّ را سجده مى ‏نمایند و سریع خواندن این نماز محبوب حق جلّ و على است، این همان نمازى است كه فرشتگان شب و فرشتگان روز حاضر و شاهد بر آن هستند.

یهودى عرضه داشت: راست گفتى اى محمّد.

حدیث (2)

محمّد بن موسى بن متوكّل، از على بن الحسین سعدآبادى، از احمد بن ابى عبد اللَّه، از پدرش، از فضالة بن ایّوب، از حسین بن ابى العلاء، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، حضرت فرمودند:

زمانى كه حق تعالى جناب آدم علیه السّلام را از بهشت به زمین فرود آورد دانه ‏ها و خال‏ هاى سیاهى در صورت و نیز از فرق سر تا پاهاى آن حضرت ظاهر شد پس حزن و گریه آن جناب از این بابت به درازا كشید و مدّتها غم و غصه حضرتش را آزار مى‏ داد تا هنگامى كه جبرئیل علیه السّلام نزدش آمد و عرض كرد: چه شما را گریانیده؟

حضرت فرمود: این خال هاى سیاه كه در من ظاهر شده است.

جبرئیل علیه السّلام: عرض كرد: بایست و نماز بخوان، الآن وقت نماز اوّل است.

آدم علیه السّلام ایستاد و نماز گذارد، پس خال ها تا گردن زایل و بر طرف شدند، پس جبرئیل در وقت نماز دوّم به نزدش آمد و عرضه داشت: بایست و نماز بخوان كه اینك وقت نماز دوّم مى ‏باشد جناب آدم علیه السّلام ایستاد و نماز گذارد بلافاصله خال ها تا ناف بر طرف شدند در مرتبه سوّم به نزد آن حضرت آمد و عرض كرد: برخیز و نماز بخوان كه اكنون وقت نماز سوّم مى ‏باشد.

جناب آدم علیه السّلام نماز سوّم را خواند پس خال ها تا سر زانو محو شدند،

آنگاه جبرئیل علیه السّلام در وقت نماز چهارم نزدش آمد و عرضه داشت: بایست و نماز بگذار كه این ساعت وقت نماز چهارم است، پس حضرت ایستاد و نماز خواند پس خال هاى سیاه تا قدمهاى آن حضرت محو شدند و بالاخره براى بار پنجم در وقت نماز پنجم جبرئیل علیه السّلام به نزد حضرتش آمد و عرضه داشت: بایست و نماز بخوان كه فعلا وقت نماز پنجم مى‏ باشد.

آدم علیه السّلام ایستاد و نماز گذارد و بلافاصله تمام نقاط و خالهاى سیاه از وى محو گردید، آن جناب حمد الهى و ثناء بارى تعالى را بجا آورد، جبرئیل عرضه داشت:

اى آدم مثل فرزندان تو در این نمازها همچون مثل تو است در این نقطه‏ هاى سیاهى، هر كدام از فرزندانت در هر روز و شب این پنج نماز را بخوانند از گناهان و ظلمت معاصى نجات یافته همانطورى كه تو از سیاهى و تیرگى این خال ها رها گردیدى.


*******


ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

(1)متمایل شدن آفتاب از وسط آسمان به سوی مغرب(موقع ظهر)






نوع مطلب : 17-سوره اســراء، 30-سوره روم، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، اســـــــــــــــــــــــرار نماز، 289-294، 403-408، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 31 تیر 1397




باب سى و پنجم

 اسرار عدم ترك اذان و اقامه در نماز صبح و مغرب نه در سفر

 و نه در حضر چیست؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 262


 محمّد بن الحسن از محمّد بن الحسن الصفّار، از محمّد بن عبد الحمید عطار و احمد بن محمّد بن عیسى، از احمد بن محمّد بن ابى نصر بزنطى از صفوان بن مهران، از ابى عبد اللَّه علیه السّلام، حضرت فرمودند:

فصول اذان و اقامه دو بار دو بار گفته مى‏ شود و در نماز صبح و مغرب چاره‏ اى نیست از گفتن اذان و اقامه چه در حضر(وطن) و چه در سفر، زیرا این نماز نه در سفر قصر مى ‏شود و نه در حضر ولى در نماز ظهر و عصر و عشاء گفتن اقامه بدون اذان كفایت مى‏ كند منتهى باید توجّه داشت كه گفتن اذان و اقامه در تمام نمازها از تركش افضل است.






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 31 تیر 1397



 اسرار مستحب بودن خواندن نماز صبح با طلوع فجر


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 34-مطلب شماره 261


 پدرم رحمة اللَّه علیه، از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن محمّد بن عیسى، از احمد بن محمّد بن ابى نصر، از عبد الرحمن بن سالم، از اسحاق بن عمّار نقل كرده كه وى گفت: محضر حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام عرض كردم: خبر دهید به ما از افضل اوقات در نماز صبح؟

حضرت فرمودند: افضل اوقات نماز صبح با طلوع فجر(1) است زیرا حق تعالى مى ‏فرماید:

...إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كانَ مَشْهُوداً ﴿اسراء/78﴾ 290

یعنى نماز صبح را ملائكه شب و فرشتگان روز حاضر مى ‏باشند پس وقتى بنده نماز صبح را با طلوع فجر خواند دو بار برایش ثبت مى‏ شود یك بار فرشتگان شب آن را ثبت نموده و بار دیگر فرشتگان روز ثبتش مى ‏كنند.


ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

(1)-طلوع فجر یا صبح صادق (فجر صادق) به زمانی از شبانه روز می گویند که اولین و با فضیلت ترین وقت ادای نماز صبح است. موضوع برخی احکام شرعی مرتبط با فجر است.در بامدادان، دو فجر و هاله نور در آسمان مشرق دیده می شود که یکی فجر کاذب و دیگری فجر صادق نامیده می شود. فجر کاذب نوری است که به درازا در آسمان پدید می آید و به جای پهن شدن بر روی افق، به صورت عمودی شکل به سمت بالا انعکاس می یابد. فجر صادق که دقایقی بعد روی می دهد، در آسمان پهن می گردد.در قرآن از فجر صادق با تعبیر خیط الابیض یاد شده که به واسطه آن خوردن و نوشیدن در روزه، حرام شده و آغاز وجوب نماز صبح است.


****************


سئوال : علت واجب بودن نماز صبح چیست؟ ‌چرا باید طلوع فجر تا طلوع آفتاب این نماز خوانده شود؟ با توجه به اینکه نماز صبح بسیاری از مردم قضا می‌شود، آیا بهتر نبود که مثلاً از روشن شدن هوا تا پخش شدن آفتاب این نماز خوانده شود؟ معمولاً در جواب این سؤال روایتی از پیامبر(ص) می‌خوانند لیکن بنده جواب منطقی و علمی می‌خواهم.

 

پاسخ : منشأ واجب بودن برخی از عبادات و مستحب بودن برخی دیگر از آنها، دستور الهی است. آفرینش انسان به گونه‌ای است که توانایی رسیدن به قله‌های کمال و جایگاه والایی در عالم هستی را دارد. خدای مهربان برای این‌که انسان بتواند خود را به این کمالات برساند، راه رسیدن به این مقصد را از طریق پیامبران و اوصیای آنان برای او تبیین کرده و ضروریات پیمودن این راه را که در مرحله اول همان انجام واجبات و ترک محرمات باشد، به او نشان داده است.
نتیجه این‌که علت واجب بودن واجبات از جمله نماز صبح و دیگر نمازها، نیاز ضروری به این عمل، برای رسیدن به نقطه اوجی است که خدا برای انسان تعیین کرده‌ است.[1]
باین‌که برخی از عبادات و اعمال، منحصر به زمان خاصی شده است، به این دلیل است که برخی از زمان‌ها خاصیتی دارند که در زمان‌های دیگر، آن ویژگی وجود ندارد. همان‌طور که برخی از مکان‌ها این‌چنین هستند؛ مثل کعبه و مسجد الحرام. به همین دلیل است که برخی از ماه‌ها مثل ماه رمضان و یا برخی از روزها همچون روز جمعه، عید قربان، عید غدیر و... از جایگاه خاصی در دین برخوردار شده‌اند. ساعت‌های مختلف شبانه‌روز هم از این قاعده مستثنا نیستند. زمان‌هایی مثل شب قدر[2] یا شب جمعه[3] یا عصر عرفه، خصوصیت‌های منحصر به خود را دارند. زمان قبل از طلوع فجر(سحر) و بعد از آن تا طلوع خورشید(بین ‌الطلوعین) نیز از مهم‌ترین و با فضیلت‌ترین ساعت‌های شبانه‌روز محسوب می‌شوند، زیرا تمرکز فکری بیشتری برای انسان در این زمانها وجود دارد.[4]
محروم ماندن از برکات این ساعت‌ها، مانع بزرگی در رسیدن به مقامات و آثار مادی و معنوی انسانی است. در داستان حضرت یوسف(ع)، وقتی که برادران او از حضرت یعقوب(ع) خواستند تا از خدا برای آنان استغفار کند، او فرمود: «سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَکُمْ رَبِّ»؛[5] بعداً برای شما استغفار خواهم کرد. در روایات آمده که حضرت یعقوب(ع) منتظر سحر شب جمعه ماند تا در آن وقت برای فرزندانش استغفار کند.[6]
هنگام فجر که زمان مخصوص نماز صبح است و بعد از آن تا طلوع خورشید، نیز از خواص و برکات خاصی برخوردار است. در این اوقات خاص راه طی کمالات آسان‌تر شده و توجه خاص الهی شامل انسان می‌شود تا جایی که امام صادق(ع) می‌فرماید: «قبل از طلوع خورشید... به دعا بپرداز و در این کار جدیت داشته باش و هر چیزی که می‌خواهی، از خدا بخواه و نگو که این خواسته من برآورده نمی‌شود؛ زیرا خدا هر کاری را که بخواهد، انجام می‌دهد».[7] این اثر منحصر به امور معنوی نبوده، بلکه در امر دنیایی نیز تأثیر شگرفی دارد. امام صادق(ع) در این‌باره فرمود: «اگر بعد از نماز صبح مشغول دعا و تعقیبات شوی تا طلوع خورشید، بیشتر از سفر تجاری، جلب روزی می‌کنی«.[8]
جدای این خواصی که ذکر شد؛ سخنی از پیامبر اکرم(ص) درباره زمان نماز صبح روایت شده که فرمود: «خدا به من دستور داده تا قبل از طلوع خورشید، نماز صبح بخوانم. قبل از این‌که کافران، برای خورشید سجده کنند. این نماز را هم فرشتگان شب و هم فرشتگان روز می‌بینند و هر دو گروه آن‌را می‌نویسند«.[9]
حکمتی که می‌توان برای این موضوع ذکر کرد این است که؛ انجام کارهای سخت، جسم انسان را برای روبرو شدن با مشکلات و فائق آمدن بر آنان تمرین می‌دهد. همین دشواری کار است که ارزش آن‌را دو چندان می‌کند.
با توجه به مطالب ذکر شده، اگر نماز صبح به زمان بعد از طلوع آفتاب موکول می‌شد، برکات و توفیقات زیادی از انسان سلب می‌شد. اما بیدار نشدن برخی از افراد برای نماز صبح، علت‌های مختلفی دارد؛ مانند بیدار ماندن طولانی در شب که عموماً صرف کارهای غیر ضروری و بی‌اهمیتی می‌شود که می‌توان آنها را در زمان دیگری انجام داد و یا اساساً از آنها صرف نظر کرد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1] -ر.ک«علت وجوب نماز»، سؤال 2552؛ «اسرار و فلسفه نماز در مذهب شیعه»، سؤال 13873.

[2] -ر.ک«فضایل شب قدر»، سؤال 26788؛ «شب قدر و تقدیر روزی»، سؤال 3310.

[3] -ر.ک«فضیلت شب و روز جمعه»، سؤال 5942.

[4] -مزمل، 6-7.

[5] -یوسف، 98.

[6] -بحرانی، سید هاشم، البرهان فی تفسیر القرآن، ج 3، ص 204، بنیاد بعثت، تهران، چاپ اول، 1416ق.

[7] -کوفی اهوازی، حسین بن سعید، الزهد، محقق و مصحح: عرفانیان یزدی، غلامرضا، ص 19، المطبعة العلمیة، قم، چاپ دوم، 1402ق.

[8] -تهذیب الاحکام، 2 138

[9] -برقی، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، محقق و مصحح: محدث، جلال الدین،‏ ج 2، ص 323، دار الکتب الإسلامیة، قم، چاپ دوم، 1371ق.

 

برداشت از سایت : 

https://www.islamquest.net/fa/archive/fa34427





نوع مطلب : 289-294، 17-سوره اســراء، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، اســـــــــــــــــــــــرار نماز، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط : ساعتی از ساعات بهشت،
          
یکشنبه 31 تیر 1397



باب سى و سوّم 

اسرار استحباب همراه داشتن آلات و زیاد نمودن جامه در نماز


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 260


حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه از على بن ابراهیم، از پدرش، از عبد اللَّه بن میمون قداح[1]، از حضرت جعفر بن محمّد از پدر بزرگوارش علیهما السّلام، حضرت فرمودند:

هر چه در نماز به تن دارى با تو تسبیح مى‏ گوید، سپس فرمودند:

و رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلم وقتى نماز بپا مى‏ شد نعلین مى‏ پوشیدند و در آن نماز مى‏ گذاردند.

حدیث (2) 

محمّد بن الحسن بن متیل از محمّد بن الحسن، از محمّد بن یحیى، از طلحة بن زید[1]، از جعفر بن محمّد، از پدر بزرگوارش از على علیهم السلام نقل كرده ‏اند كه آن حضرت فرمودند:

انسان وقتى در نماز است جسد و لباس و هر چیزى كه اطرافش هست تسبیح مى‏ گوید.






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 30 تیر 1397


اسرار اینكه نماز دو ركعت چرا با چهار سجده مى‏ باشد؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 32-مطلب شماره 259


حدیث (1)

محمّد بن على ماجیلویه، از عمویش محمّد بن ابى القاسم، از محمّد بن على كوفى، از صباح حذاء، از اسحاق بن عمّار، وى مى‏ گوید: از حضرت ابى الحسن موسى بن جعفر علیهما السّلام پرسیدم:

چگونه نماز یك ركعت با دو سجده گردیده است و چگونه با دو سجده دو ركعت خوانده نمى‏ شود؟

حضرت فرمودند : 

حال كه از مطلبى جویا شدى دل را از اوهام و خیالات خالى كن تا آنچه برایت مى‏ گویم را بفهمى، اوّلین نمازى را كه رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلم خواند در آسمان مقابل حق تبارك و تعالى و در جلو عرش الهى بجا آوردند و شرح آن این است كه : 

وقتى آن سرور را سیر داده و به آسمان بردند (سفر معراج) و حضرتش به عرش بارى تعالى رسید، حق تعالى تجلّى نمود و رسول گرامى با دیدگان خود جلوه حق جلّت عظمته را دید، حق تعالى فرمود: اى محمّد نزدیك صاد[1] شو و مساجد (مواضعى كه در سجود روى زمین قرار میگیرد) خود را بشوى و طاهر نما و سپس براى پروردگارت نماز كن.

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلم به مكانى كه خدا امر به او فرموده بود نزدیك شد و از آن وضوء شادابى گرفت سپس رو به جبّار تبارك و تعالى ایستاد، حق تعالى امر فرمود كه تكبیر افتتاح نماز را بگوید، حضرت گفت، حق تعالى فرمود: اى محمّد بخوان:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ * الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ * الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ * مَالِكِ

 یَوْمِ الدِّینِ * إِیَّاكَ نَعْبُدُ وإِیَّاكَ نَسْتَعِینُ * اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِیمَ * صِرَاطَ الَّذِینَ أَنعَمتَ عَلَیهِمْ غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِمْ وَلاَ الضَّالِّینَ

﴿حمد/7-1﴾ 1

حضرت سوره را تا آخر خواندند بعد حق تعالى امر نمود كه اوصاف او را قرائت نماید به این نحو :

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ، قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿اخلاص/1﴾ 604

به اینجا كه رسید حق كلام را قطع نمود، پس رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلم گفت: 

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿اخلاص/2-1﴾ 604

سپس حق تعالى فرمود: بگو : 

لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ وَ لَمْ یَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ ﴿اخلاص/4-3﴾ 604

و سخن را قطع نمود، رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله سه مرتبه گفت: كذلك اللَّه ربى.


و وقتى حضرت این جمله را تمام كرد حق تعالى فرمود: اى محمّد براى پروردگارت ركوع كن، پس حضرت ركوع نمود و در آن حال سه مرتبه گفت: سبحان ربّى العظیم و بحمده، سپس پروردگار فرمود: اى محمّد سر خود را بردار، حضرت سر برداشت و در مقابل حق عزّوجل ایستاد، پس خداوند فرمود: اى محمّد براى پروردگارت سجده كن، پس رسول خدا به سجده رفت، حق فرمود: بگو : سبحان ربّى الاعلى و بحمده، حضرت این ذكر را سه مرتبه گفت، پس حق تعالى فرمود اى محمّد آرام بنشین، حضرت آرام نشست و متذكر جلال و عظمت پروردگاریش گردید پس بدون اینكه حق تعالى او را امر نماید به سجده دیگر، به سجده رفت و در آن سه مرتبه ذكر سجود را گفت، پس خطاب آمد كه بایست، پس ایستاد و آن عظمتى را كه دیده بود دیگر ندید، بارى حق تعالى فرمود: بخوان و بجا آور همان طورى كه در ركعت اوّل خواندى و بجا آوردى، پس حضرت مانند ركعت اوّل، ركعت دیگر بجا آورد و سپس یك سجده انجام داد و وقتى سر از آن برداشت متذكر جلالت پروردگار تبارك و تعالى گردید، پس بدون این كه حق تعالى به او امر كند، حضرت از نزد خود به سجده رفت و در آن تسبیح حق تعالى را گفت و پس از آن حق تعالى به او گفت: سر را بردار كه خدا تو را ثابت بدارد.

و این عبارت را بگو:

أشهد أن لا اله الّا اللَّه و أنّ محمّدا رسول اللَّه و أَنَّ السَّاعَةَ آتِیَةٌ لا رَیْبَ فِیها وَ أَنَّ اللَّهَ یَبْعَثُ مَنْ فِی الْقُبُورِ، اللّهمّ صلّ على محمّد و آله محمّد و ارحم محمّدا و آل محمّد كما صلّیت و باركت و ترحّمت و مننت على ابراهیم و آل ابراهیم إنّك حمید مجید، اللّهمّ تقبّل شفاعته فی امّته و ارفع درجته.

حضرت این عبارات را اداء نمود، سپس حق تعالى فرمود: یا محمّد رو به قبله نما و به طرف قبله سلام بده پس حضرت به طرف قبله به پروردگار تبارك و تعالى سلام داد و گفت:

 السّلام علیك، جبّار جلّ جلاله در جواب فرمود: و علیك السلام یا محمّد، بنعمتى قوّیتك على طاعتى و بعصمتى ایّاك اتّخذتك نبیّا و حبیبا.

سپس حضرت ابى الحسن علیه السّلام فرمود: نمازى كه پیامبر مأمور به خواندنش شدند دو ركعت با دو سجده بود منتهى آن سرور در هر ركعت دو سجده نمود و جهتش همان بود كه به تو خبر داده و گفتم وقتى حضرت متذكّر عظمت پروردگارش گردید دوباره‏ سجده نمود و پس از صدور آن از رسول گرامى حق تعالى آن را در نماز فرض و واجب گرداند.

عمّار مى‏ گوید: عرض كردم فدایت شوم: «صاد» ى كه حق تعالى امر فرمود رسولش مواضع وضوء را از آن بشوید چیست؟

حضرت فرمودند: چشمه ‏اى است كه از شكافتن ركنى از اركان عرش جارى گشته بود و به آن آب حیات گفته مى‏شود و این همان است كه حق تعالى در قرآن یاد كرده و فرموده:


ص وَ الْقُرْآنِ ذِی الذِّكْرِ ﴿ص/1﴾ 453


خدا پیامبرش را مأمور ساخت از چشمه صاد وضوء بگیرد و سپس قرائت حمد نموده و نماز بخواند.

حضرت فرمودند: تأویلش آن است كه: اللّهمّ انّك منها خلقتنى (بار خدا تو مرا از زمین آفریدى) و سر خود را كه از سجده برمى ‏دارى یعنى و منها اخرجتنا (و از زمین ما را بیرون راندى).

و به سجده دوّم كه مى‏ روى معنایش این است كه: و الیها تعیدنا (یعنى ما را بسوى زمین عود خواهى داد) و سر كه از سجده دوّم بر مى‏ دارى یعنى: و منها تخرجنا تارة اخرى (و بار دیگر ما را از آن اخراج مى‏ نمایى) آن مرد عرض كرد:

 اینكه در تشهد پاى راست را بلند كرده و روی پای چپ مى‏ اندازیم، معنایش چیست؟

حضرت فرمودند: تأویلش این است كه: 

اللّهم امت الباطل و اقم الحق 

بار خدایا باطل را نابود و حق را سر پا بدار.


ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

(1)- از امام صادق علیه السّلام پرسیدند: صاد چیست؟ حضرت فرمودند: چشمه‏ اى است زیر ركنى از اركان عرش كه خداوند متعال آن را براى محمّد صلّى اللَّه علیه و آله و سلم آماده كرده بود.





نوع مطلب : 01-06، 451-456، 601-604، 01-سوره حــمــد، 38-سوره ص، 112-سوره اخلاص، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، اســـــــــــــــــــــــرار نماز، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 30 تیر 1397



باب سى و یكم

 اسرار اینكه چرا براى امام جماعت گفتن یك تكبیر در افتتاح نماز كافى است؟‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 258


حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه، از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن محمّد بن عیسى، از حسین بن سعید، از فضاله، از معاویة بن عمّار، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

وقتى تنها نماز مى‏ خوانى كافى است كه در افتتاح نماز سه تكبیر بگویى و زمانى كه امام جماعت هستى اگر یك تكبیر بگویى براى تو كافى است زیرا در بین افرادى كه با تو هستند محتاج، ضعیف و پیر مى ‏باشند پس نماز را طولانى مكن.






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 30 تیر 1397


فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّکَ الْعَظِیمِ ﴿واقعه/73 536

پس به نا پروردگار بزرگت تسبیح گوی 


سَبِّحِ اسْمَ رَبِّکَ الأعْلَى ﴿اعلی/1 591

نام پروردگار برتر و بلند مرتبه ات را [از هرچه رنگ شرک خفی و جلی دارد] منزّه و پاک بدار.





****************



اسرار تکبیر هفتگانه و اینكه چرا در ركوع سبحان ربّى العظیم و 

بحمده و در سجود سبحان ربّى الاعلى و بحمده مى‏ گویند؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 30-مطلب شماره 257


حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن محمّد بن عیسى، از حسین بن سعید از نصر و فضاله، از عبد اللَّه بن سنان، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده كه حضرت فرمودند:

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلم در نماز بودند در كنارشان حضرت امام حسین علیه السّلام قرار داشتند، رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله تكبیر گفته ولى حسین علیه السّلام تكبیر نگفتند پس پیوسته رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله تكبیر مى‏ فرمود و منتظر بودند كه حسین علیه السّلام نیز تكبیر بگویند ولى آن جناب جواب نمى ‏دادند تا هفت تكبیر از پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله گفته شد پس حسین علیه السّلام در مرتبه هفتم جواب تكبیر را دادند، امام صادق علیه السّلام فرمودند: از اینجا گفتن هفت تكبیر در ابتداء نماز سنّت گردید.


حدیث (2)

پدرم با همین اسناد از حسین بن سعید، از ابن أبى عمیر، از عمر بن أذینه، از زراره، از حضرت أبى جعفر علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

حضرت حسین بن على علیه السّلام دیر به سخن آمده تا جایى كه در این فاصله‏ اى كه حضرتش تكلّم نمى‏ كردند دیگران خوف داشتند كه آن جناب نتوانند تكلّم كرده و سخن بگویند در چنین موقعیّتى رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله براى خواندن نماز بیرون رفتند در حالى كه حسین علیه السّلام را به دوش مبارك گرفته بودند، مردم پشت سر آن حضرت‏ صف بستند، رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله حسین علیه السّلام را در طرف راست خود ایستاند، پس تكبیر افتتاح نماز را فرمود حسین علیه السّلام نیز تكبیر گفت دوباره رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله تكبیر فرمود و این بار نیز حسین علیه السّلام تكبیر گفت بارى تا هفت بار پیامبر تكبیر گفتند و حسین علیه السّلام نیز تبعیّت كرده هفت مرتبه تكبیر گفت و از اینجا این سنّت رائج گردید.

زراره مى ‏گوید: محضر مبارك امام علیه السّلام عرض كردم: ما چه كار كنیم و چه بگوییم؟ حضرت فرمودند: هفت مرتبه تكبیر و هفت بار تحمید و هفت مرتبه تسبیح بگو و سپس خدا را سپاس و ثناء بگو و بعد از آن به قرائت حمد بپرداز.


حدیث (3)

 پدرم با همین اسناد از حسین بن سعید، از فضاله، از حسین، از زید شحّام[1]، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، زید مى‏ گوید: محضر امام علیه السّلام عرضه داشتم: افتتاح چیست؟

امام علیه السّلام فرمودند: تكبیره‏ایی كه تو را كفایت مى‏ كند.

عرض كردم: هفت بار بگویم.

فرمودند: این عدد مرتبه فضل و استحباب آن مى ‏باشد.


حدیث (4)

على بن حاتم از قاسم بن محمّد، از حمدان بن حسین، از حسین بن ولید، از حسین بن ابراهیم، از محمّد بن زیاد از هشام بن حكم، از حضرت ابى الحسن موسى علیه السّلام، راوى مى ‏گوید محضر مباركش عرض كردم:

براى چه در ابتداء نماز گفتن هفت تكبیر افضل است و چرا در ركوع سبحان ربّى العظیم و بحمده گفته و در سجود سبحان ربّى الاعلى و بحمده مى‏ گویند؟

حضرت فرمودند: اى هشام خداوند تبارك و تعالى آسمان‏ها را هفت طبقه و زمین را نیز هفت طبقه آفرید و حجابها را هفت تا قرار داد و زمانى كه نبىّ مكرّمش را سیر داد و آن حضرت به قرب پروردگارش همچون قاب قوسین او ادنى رسید حجابى از حجاب ها را برایش برداشت، بلافاصله رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلم تكبیر گفت و شروع كرد كلماتى را كه در افتتاح نماز مى‏ گویند، فرمود و وقتى حجاب دوّم را برایش كنار زد حضرت تكبیر گفت و پیوسته امر به همین منوال صورت مى ‏گرفت تا حضرتش به هفت حجاب رسید و آنها كنار زده شدند و آن جناب هفت تكبیر گفت و بخاطر همین علّت در افتتاح نماز هفت تكبیر مستحب گردید. و وقتى حضرتش متذكّر عظمت پروردگار گردید شانه‏ هایش لرزید، پس بر سر زانو تكیه داد و عرضه داشت: سبحان ربّى العظیم و بحمده و وقتى از ركوع سر برداشت و ایستاد به نقطه ‏اى بالاتر از مكان قبلى نظر افكند پس بخاك افتاد و صورت بر زمین نهاد و عرضه داشت: سبحان ربّى الاعلى و بحمده و وقتى این ذكر را هفت بار گفت رعب از آن جناب بر طرف شد و آرام گردید و به همین جهت گفتن این اذكار به عدد هفت بار سنّت گردید.

حدیث (5)

 على بن حاتم، از ابراهیم بن على، از احمد بن محمّد انصارى از حسین بن على علوى، از ابى حكیم زاهد، از احمد بن عبد اللَّه، وى مى‏ گوید: مردى محضر مبارك امیر المؤمنین علیه السّلام عرض كرد: اى پسر عمّ بهترین خلق خدا این كه در تكبیر اوّل دست‏ها را بلند مى ‏كنند معنایش چیست؟

فرمودند: معنایش این است كه: خدا بزرگ است، واحد و احدى است كه مانند ندارد، به چیزى قیاس و سنجیده نمى‏ شود، با پنج انگشت لمس نشده و با حواس درك نمى‏ گردد.

آن مرد عرض كرد: معناى این كه گردن را در وقت ركوع مى‏ كشید چیست؟

حضرت فرمودند: تأویلش آن است كه: پروردگارا، به وحدانیّت تو ایمان دارم اگر چه گردنم را بزنى.


حدیث (6)

پدرم رحمة اللَّه علیه از احمد بن ادریس، از محمّد بن احمد، از یوسف بن حارث، از عبد اللَّه بن یزید مقرى از موسى بن ایّوب غافقى، از عقبة بن عامر جهنى، وى مى‏ گوید: 

وقتى، آیه: «فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِیمِ» نازل شد، رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلم به ما فرمودند: این ذكر را در ركوع خود بگویید.

و هنگامى كه آیه‏ «سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى» نازل شد آن حضرت فرمودند: این ذكر را در سجود خود بگویید.


ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1]- زید بن یونس الشّحّام، وى از حضرت صادق و امام كاظم علیهما السّلام روایت مى‏كند و به فرموده مرحوم شیخ در فهرست و علّامه در خلاصه ثقه(محل اعتماد بودن) مى ‏باشد.






نوع مطلب : 01-06، 535-540، 589-594، 01-سوره حــمــد، 56-سوره واقـعـة، 87-سوره اعلی، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، اســـــــــــــــــــــــرار نماز، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 30 تیر 1397



باب بیست و نهم

سرّ قرار دادن دو دست بر روى زمین در سجود

 پیش از قرار گرفتن دو زانو روى خاك


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 256

على بن حاتم از قاسم بن محمّد، از حمدان بن الحسین از حسین بن ولید، از طلحه سلمى، از ابى عبد اللَّه علیه السّلام راوى مى‏ گوید: محضر امام علیه السّلام عرض كردم: براى چه در سجود دو دست را پیش از دو كاسه زانو روى زمین مى‏ گذارند؟

حضرت فرمودند: بخاطر آنكه دو دست كلید نماز مى ‏باشند.






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 30 تیر 1397



باب بیست و هشتم

 اسرار مستحب بودن گذاردن دو دست را در حال سجود 

بر روى زمین‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 255



محمّد بن الحسن از محمّد بن الحسن الصفّار، از ابراهیم بن هاشم، از نوفلى، از سكونى، از حضرت جعفر بن محمّد، از پدر بزرگوارش علیهما السّلام، حضرت فرمودند:

هر گاه یكى از شما سجده نمود دو دستش را روى زمین بگذارد شاید خداوند متعال در روز قیامت سوزش تشنگى را از او برطرف نماید.






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 30 تیر 1397




باب بیست و هفتم

چرا رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله دو ركعت نافله بعد از عشاء را 

خود نمى‏ خواندند ولى امر به آن مى‏ فرمودند؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 254


حدیث (1)

على بن احمد، از محمّد بن ابى عبد اللَّه، از موسى بن عمران، از عمویش حسین بن یزید از على بن ابى حمزه، از ابو بصیر، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، حضرت فرمودند:

كسى كه به خدا و به روز قیامت ایمان دارد شب را به روز نخواهد آورد مگر آنكه‏ نماز وتر را خوانده باشد.

راوى مى‏ گوید: محضرش عرضه داشتم مقصودتان از «وتر» دو ركعت بعد از نماز عشاء است؟

حضرت فرمودند: آرى، این دو ركعت، یك ركعت محسوب مى‏ شوند.

پس كسى كه این دو ركعت را خواند و پس از آن فوت نمود، از دنیا رفته در حالى كه نماز وتر را خوانده است، و اگر فوت ننمود در آخر شب البته نماز وتر را بخواند.

محضر مباركش عرضه داشتم: آیا رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله این دو ركعت را مى‏ خواندند؟

حضرت فرمودند: خیر.

عرض كردم: چرا؟

حضرت فرمودند: زیرا به رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلم وحى مى‏ رسید و مى ‏دانست كه آیا این امشب از دنیا مى‏ روند یا نه ولى دیگران چنین علمى ندارند و به همین خاطر بود كه آن حضرت خودشان این دو ركعت را نمى‏ خواندند ولى به آن امر مى‏ فرمودند كه دیگران بخوانند.






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 30 تیر 1397




باب بیست و ششم

 اسرار دو ركعت نافله نشسته بعد از نماز عشاء و اهمیّت آن


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 253


حدیث (1)

على بن حاتم از قاسم بن محمّد، از حمدان بن حسین، از ابراهیم بن مخلد، از احمد بن ابراهیم از محمّد بن بشیر از محمّد بن سنان، از ابى عبد اللَّه قزوینى، وى مى ‏گوید:

 محضر حضرت ابى جعفر محمّد بن على الباقر علیهما السّلام عرض كردم: براى چه بعد از نماز عشاء دو ركعت نشسته مشروع گردیده؟

حضرت فرمودند: براى این كه حق تبارك و تعالى هفده ركعت واجب فرمود پس رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله دو برابر آن را به آن افزودند پس مجموع پنجاه و یك ركعت گردید، پس‏ این دو ركعت را امر فرمودند نشسته بخوانند تا یك ركعت محسوب شده و بدین ترتیب در مقابل هر یك ركعت فریضه دو ركعت نافله واقع می‏شود.

حدیث (2)

 محمّد بن حمدان از حسن بن محمّد بن سماعة، از جعفر بن سماعه، از مثنى، از مفضّل، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل نموده، وى میگوید: محضر مباركش عرض كردم: نماز عشاء را كه مى‏ خوانم در حال نشسته دو ركعت نافله مى‏ خوانم چطور است؟

حضرت فرمودند: این نماز یك ركعت است و اگر بعد از خواندنش فوت شدى آن را نماز وتر براى تو محسوب و منظور مى‏ نمایند.

حدیث (3)

 پدرم رحمة اللَّه علیه، از سعد بن عبد اللَّه، از محمّد بن عیسى، از محمّد بن اسماعیل بن بزیع، از عمر بن اذینه، از حمدان، از حضرت ابى جعفر علیه السّلام، حضرت فرمودند:

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله فرمودند: مردى شب را به روز نیاورد و حال آنكه بر عهده ‏اش نماز وتر باشد.

حدیث (4)

 محمّد بن الحسن بن احمد بن ولید رضى اللَّه عنه از محمّد بن الحسن الصفّار، از یعقوب بن یزید، از محمّد بن ابى عمیر، از حمّاد، از حریز، از زرارة بن أعین، وى مى‏ گوید:

حضرت أبو جعفر علیه السّلام فرمودند:

كسى كه به خدا و روز قیامت ایمان داشته باشد شب را به روز نخواهد آورد مگر وتر را خوانده باشد.






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 30 تیر 1397




باب بیست و پنجم 

چرا نماز با وِشَاح جایز نیست؟

 و چرا ترك اذان و اقامه حتّی براى مریض جایز نیست؟‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 252


حدیث (1)

 پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن الحسن بن على بن فضّال، از عمرو بن سعید، از مصدق بن صدقه، از عمّار ساباطى، وى مى ‏گوید: از حضرت امام صادق علیه السّلام پرسیدم، آیا شخصى كه امام جماعت است براى گروهى جایز است در هنگام امامت وِشَاح بپوشد؟

حضرت فرمودند: خیر، شخص با جماعت و گروهى نماز نخواند و حال آنكه روى لباسهایش جامه ‏اى را به صورت حمایل به تن نموده اگر چه لباسهایش زیاد هم باشند زیرا امامى كه وِشَاح (پارچة رنگین و زینت شده ای که به شانه و پهلو حمایل کنند) پوشیده حق ندارد با مردم نماز جماعت بخواند و سپس ‏حضرت فرمودند: براى مریض چاره ‏اى نیست از این كه وقتى مى‏ خواهد نماز بخواند باید اذان و اقامه بگوید اگر چه آهسته و براى خودش باشد مشروط به این كه قادر به تكلّم نباشد و اگر دردش شدید و سخت بود باز چاره ‏اى نیست از این كه اذان و اقامه را بگوید چه آنكه نماز بدون اذان و اقامه، نماز نیست.

حدیث (2)

پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از هیثم بن ابى مسروق نهدى، از حسن بن محبوب، از هیثم بن واقد، از ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده كه آن حضرت فرمودند:

سرّ مكروه بودن وِشَاح (پارچة رنگین و زینت شده ای که به شانه و پهلو حمایل کنند) روى پیراهن آن است كه این فعل از كردار جبابره و ظلمه مى ‏باشد.

حدیث (3)

محمّد بن الحسن بن احمد بن ولید رضى اللَّه عنه از محمّد بن الحسن الصفّار، از ابراهیم بن هاشم، از اسماعیل بن مرار از یونس بن عبد الرحمن، از جماعتى، از حضرت ابى جعفر و ابى عبد اللَّه علیهما السّلام سؤال كردند:

علّت چیست كه شخص نباید در حال نماز روى پیراهنش وِشَاح پوشیده باشد؟

حضرت فرمودند: علّتش آن است كه در نماز باید با تواضع و خوارى باشند و وِشَاح پوشیدن نشانه تكبّر و گردن فرازى است از این رو در نماز جایز نیست اینطور لباس بپوشید.






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 29 تیر 1397




باب بیست و چهارم

 چرا نمازهای نافله جزو شریعت قرار گرفت؟ ‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 251


حدیث (1)

 محمّد بن الحسن بن احمد بن ولید رضى اللَّه عنه از محمّد بن الحسن الصفّار، از احمد بن محمّد بن عیسى، از علىّ بن الحكم، از عثمان بن عبد الملك، از ابو بكر، وى مى‏ گوید:

حضرت ابو جعفر علیه السّلام به من فرمودند:

آیا مى‏ دانى براى چه نماز تطوّع(1) و نافله مشروع گردیده؟

عرض كردم: فدایت شوم نمى‏ دانم.

حضرت فرمودند: این نماز تطوّع(چیزی که نه فریضه باشد و نه سنت) مستحب است براى شما و فریضه زائد مى ‏باشد براى انبیاء علیهم السّلام آیا مى ‏دانى چرا تطوّع مشروع گردید؟

عرض كردم: فدایت شوم نمى‏ دانم.

حضرت فرمودند: براى این مشروع شده كه اگر در نمازهاى واجب نقصانى باشد نافله بر فریضه خوانده شده و اداء مى ‏گردد تا آن را تكمیل و تتمیم نماید، حق تعالى به نبىّ مكرّمش صلّى اللَّه علیه و آله و سلم می‏فرماید:

وَ مِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَكَ

مقدارى از شب را بیدار و متهجّد باش و نماز شب خاص تو است. 

(باشد كه خدایت تو را به مقام محمود «شفاعت» مبعوث گرداند).

حدیث (2)

 پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از ایّوب بن نوح، از ابن ابى عمیر، از هشام بن سالم، از محمّد بن مسلم، وى مى ‏گوید: حضرت ابو عبد اللَّه علیه السّلام فرمودند:

بسا نماز بنده نصف یا ثلث و یا ربع و یا خمسش بالا مى‏ رود و بالا نمى ‏رود از نماز مگر همان مقدارى كه بنده آن را با حضور قلب خوانده و انجام داده فلذا بندگان مأمور شده ‏اند به خواندن نوافل تا بدین ترتیب نقائص از فرائض خود را تتمیم و تكمیل كنند.

حدیث (3)

 على بن حاتم از قاسم بن محمّد، از حمدان بن حسین، از حسین بن ولید، از عبد اللَّه بن حمّاد، از عبد اللَّه بن سنان، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، وى گفت: محضر مبارك امام علیه السّلام عرض كردم: براى چه رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله قبل از فریضه ظهر هشت ركعت نماز و قبل از فریضه عصر نیز هشت ركعت دیگر واجب فرمود(2) و چرا آن حضرت در وضوء مغرب ترغیب كامل مى‏ فرمود و نیز چرا آن حضرت چهار ركعت نماز بعد از فریضه مغرب واجب فرمود و چرا نماز شب را در آخر شب مى‏ خواندند نه در ابتداء آن؟

حضرت فرمودند: مشروع نمودن نوافل به خاطر تأكید فرائض مى‏ باشد چه آنكه اگر نماز مردم فقط همان چهار ركعت ظهر مى ‏بود قطعا به آن استخفاف مى‏ كردند به حدّى كه بسا وقت مى‏ گذشت و آن را انجام نمى‏ دادند ولى وقتى غیر از فریضه نمازدیگر در حقّشان قرار داده شد به خاطر كثرت نمازها جهت انجامشان سرعت نموده تا بلكه تمام را در وقت درك كنند و همچنین است سرّ مشروع شدن نوافلى كه قبل از عصر مى‏ خوانند یعنى پس از مشروعیّت آن مردم سرعت كرده تا تمام نمازهاى واجب و نافله را بخوانند و توضیح آن این است كه:

مردم با خود مى‏ گویند: اگر تسویف (تأخیر انداختن) نموده و نماز را تأخیر انداخته و در زوال بخوانیم وقت از ما فوت مى‏ شود و همچنین است وضوء در مغرب، یعنى ایشان مى‏ گویند: نماز را به تأخیر مى‏ اندازیم تا وضوء بگیریم و این سبب مى‏شود كه وقت گذشته و از آنها فوت شود لذا براى پیشگیرى از چنین امرى به وضوء آن بسیار ترغیب و تحریص شده ‏اند تا سرعت كرده و قیام به آن نمایند و نیز چهار ركعت نافله بعد از مغرب و نماز شب را دستور است آخر شب خوانده تا به خواندن نماز صبح سرعت شود، پس براى این علّت نمازها به این كیفیت واجب شده ‏اند.

حدیث (4)

 محمّد بن موسى بن متوكّل رضى اللَّه عنه از محمّد بن یحیى عطّار، از یعقوب بن یزید، از حمّاد، از حریز، از زراره، از حضرت ابى جعفر علیه السّلام نقل كرده كه آن حضرت فرمودند:

براى این نافله مشروع شده است كه به واسطه‏ اش فسادى(اشکالی) كه در فریضه پدید مى‏آید ترمیم و جبران شود.



(1)-تطوّع از مادّه (طَوَعَ) به معناى به‏جا آوردن طاعت است. مراد از آن در کلمات فقها انجام دادن طاعتهایى است که بر مکلف واجب نیست، بلکه مستحب است. 

(2)-مقصود از« وجوب» استحباب مؤكّد است و به فرموده مرحوم مجلسى این استعمال در اخبار شایع مى‏ باشد.





نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 29 تیر 1397




باب بیست و سوّم

 اسرار اینكه چرا نمازهاى واجب و مستحب در شبانه روز 

پنجاه و یک ركعت مى ‏باشد؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 250


حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه از محمّد بن یحیى عطّار، از محمّد بن احمد بن یحیى، از ابراهیم بن اسحاق‏[1]، از محمّد بن الحسن بن شمون‏[2] از ابو هاشم خادم، وى گفت:

محضر ابو الحسن ماضى (امام هفتم) علیه السّلام عرض كردم: براى چه نمازهاى واجب و مستحب پنجاه و یک ركعت بوده نه زیادتر و نه كمتر از آن مى ‏باشند؟

حضرت فرمودند: براى این است كه ساعات شب دوازده ساعت و ما بین طلوع فجر و طلوع آفتاب یك ساعت و ساعات روز نیز دوازده ساعت میباشد و حق تعالى براى هر ساعت دو ركعت نماز قرار داده كه جمع این ها پنجاه ركعت میشود و ما بین غروب آفتاب تا سقوط شفق ظلمت است كه براى آن نیز یك ركعت نماز منظور گردیده است که مجموعاٌ پنجاه و یک ركعت میشود.



[1]- ابراهیم بن اسحاق النهاوندى وى به فرموده نجاشى و شیخ در فهرست و علّامه در خلاصه ضعیف مى ‏باشد.

[2]- محمّد بن الحسن بن شمون بصرى، وى ابتداء واقفى بود سپس غالى شد، بهر صورت ضعیف مى ‏باشد.






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 28 تیر 1397




باب بیست و دوّم

چرا مرد ختنه نشده نمى‏ تواند امام جماعت باشد؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 249


حدیث (1) 

پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن ابى عبد اللَّه، از ابى الجوزاء[1] نقل كرده كه وى گفت: مرد ختنه نشده امام جماعت براى دیگران نشود اگر چه قرائتش از همه بهتر باشد زیرا وى بزرگترین سنّت را ضایع نموده و شهادتش به همین خاطر مقبول نبوده و وقتى از دنیا برود بر جنازه‏اش نماز نباید خواند مگر آنكه ترك ختان به خاطر این باشد كه بر نفس خود خوف از آن داشته مثلا احتمال قوى مى‏ داد در صورت اقدام به ختان تلف شود.

______________________________
(1)- نام او منبه بن عبد اللَّه است، به فرموده مرحوم علّامه در خلاصه و نجاشى در رجال وى صحیح الحدیث و ثقه مى‏ باشد.






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 28 تیر 1397


( کل صفحات : 7 )    1   2   3   4   5   6   7   


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار وبلاگ نویسی

وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت

اخبار ایران:

اخبار جهان:

اخبار اقتصادی:

اخبار علمی

اخبار فناوری و اطلاعات

اخبار هنری:

اخباراجتماعی

اخبار ورزشی

--------------------------------------------------------------------------------------

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

--------------------------------------------------------------------------------------
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
-------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------- ساخت وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات