وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :


مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ


هر که علم اولین و آخرین را میخواهد،

باید آن را در قرآن بجوید.


کنزل العمال ج1 ص548




مدیر وبلاگ :سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید






برچسبها





باب هشتاد و ششم

سرّ مدح نمودن حق تعالى از كسانیكه در سحر استغفار مى‏ كنند


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 300


حدیث (1)

 پدرم رحمة اللَّه علیه از على بن ابراهیم، از پدرش، از حسن بن محبوب از معاویة عمّار، وى مى‏ گوید:

شنیدم از حضرت ابا عبد اللَّه علیه السلام كه در ذیل آیه شریفه: وَ بِالْأَسْحارِ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ‏ مى ‏فرمودند: آنان در پایان شب و آخر نماز وتر هفتاد مرتبه استغفار مى‏ كنند.

حدیث (2)

 پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن محمّد، از محمّد بن اسماعیل بن بزیع، از ابى اسماعیل سرّاج از عبد اللَّه بن مسكان، از عبد اللَّه بن ابى یعفور، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند: در نماز وتر هفتاد مرتبه استغفار كن و در هنگام استغفار دست چپ را بلند كن و با دست راست عدد استغفار را بشمار.

حدیث (3)

 محمّد بن الحسن رحمة اللَّه علیه از محمّد بن یحیى عطّار، از محمّد بن احمد از ابو سعید آدمى، از احمد بن عبد العزیز رازى، از برخى اصحاب، وى مى ‏گوید:

حضرت ابى الحسن اوّل (امام كاظم علیه السّلام) هر گاه از ركوع در آخر ركعت نماز وتر سر برداشته و مى‏ ایستادند به درگاه الهى عرض مى‏ كردند:

اللّهم انّك قلت فی كتابك المنزل

 (بار خدایا خود در كتاب عزیزت فرموده ‏اى):

كانُوا قَلِیلًا مِنَ اللَّیْلِ ما یَهْجَعُونَ وَ بِالْأَسْحارِ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ

الذّاریات/17

 و از شب اندكى را خواب مى‏ كردند و سحرگاهان از درگاه خدا طلب آمرزش و مغفرت مى‏ كنند

طال و اللَّه هجوعى و قلّ قیامى 

(به خدا سوگند خواب من در شب طولانى شد و قیامم در آن اندك)

 و هذا السّحر و انا استغفرك لذنوبى استغفار من لا یملك لنفسه ضرّا و لا نفعا و لا موتا و لا حیاة و لا نشورا 

(و این است سحر و من براى گناهانم در آن از تو طلب آمرزش مى‏ كنم، طلب نمودن كسى كه مالك ضرر و نفع و مرگ و حیات و نشور خود نیست) سپس به سجده مى‏ رفتند.

حدیث (4)

جعفر بن على بن الحسن بن على بن عبد اللَّه بن مغیره، از جدّش حسن بن على، از عبّاس بن عامر، از جابر از ابى عبیدة الحذّاء، از حضرت ابى جعفر علیه السلام نقل كرده كه آن جناب در ذیل آیه شریفه:

تَتَجافى‏ جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً

سجده/16

شبها پهلو از بستر خواب حركت دهند و با بیم و امید در نماز شب خداى خود را بخوانند...

فرمودند: شاید تو مى ‏پندارى كه این جماعت كه حق تعالى در قرآن آنها را ستوده اصلا شب‏ها را خواب ندارند؟

ابو عبیده مى ‏گوید: محضر مباركش عرضه داشتم: خدا و رسول و فرزند و رسولش داناتر هستند و من چیزى نمى‏ دانم.

سپس ابو عبیده گفت: حضرت فرمودند: براى این بدن لازم است كه استراحت كرده و مقدارى بخوابد تا نفس و روح از آن جارى شود و وقتى روح خارج شد بدن استراحت مى ‏كند و پس از آنكه روح به بدن برگشت بدن با قوّه و نیروى بیشترى به كار مى‏پردازد، بارى حق تعالى در آیه مذكور آن جماعت را ستوده و مى ‏فرماید: شبها پهلو از بستر خواب حركت دهند و با بیم و امید در نماز شب خداى خود را بخوانند، این آیه در شأن امیر المؤمنین علیه السلام و اتباعش از شیعیان ما نازل شده چه آنكه ایشان در اوّل شب مى‏ خوابند و وقتى دو ثلث از شب گذشت یا مقدارى كه خدا مى‏ خواهد از خواب برخاسته و به درگاه الهى پناه برده در حالى كه به عبادتش راغب و از عذابش بیمناك و در رحمت و آنچه نزد او است طمع و امید دارند، خداوند رحمان آنها را در كتابش یاد كرده پس از آنچه به ایشان داده تو را اطّلاع داده و خاطرنشان كرده كه ایشان را در جوار رحمتش اسكان داده و در بهشت برینش داخل نموده و از هر خوف و هراسى ایمن شان نموده است.

ابو عبیده مى ‏گوید: محضر مباركش عرضه داشتم: فدایت شوم اگر در آخر شب از

خواب برخاستم چه بگویم؟

حضرت فرمودند: هر گاه از خواب برخاستى بگو:

الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ‏ 

حمد و سپاس مر خداوند جهانیان است.

و صلّى اللَّه على المرسلین 

خداوند درود و رحمت فرستد بر پیامبران.

و الحمد للَّه الّذى یحیى الموتى و یَبْعَثُ مَنْ فِی الْقُبُورِ 

حمد سزاوار خداوندى است كه مردگان را زنده نموده و اهل قبور را مبعوث مى‏ گرداند.


پس هر گاه این عبادات را گفتى پلیدى و وسوسه شیطان از تو

 ان شاء اللَّه تعالى برطرف مى‏ شود.

 





نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــــــرار نماز، علل الشرایع، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 30 مرداد 1397





باب هشتاد و پنجم

چرا شخص وقتى به نماز شب مى ‏ایستد صدایش را بلند كند؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 299


حدیث (1)

 پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن محمّد بن خالد، از على بن‏ اسباط، از عمویش یعقوب بن سالم وى از حضرت ابا عبد اللَّه علیه السلام پرسید: شخص در آخر شب براى نماز مى ‏ایستد آیا صدایش را به قرائت حمد بلند كند یا نه؟

حضرت فرمودند: براى شخص سزاوار است وقتى براى نماز شب ایستاد صدایش را به اهلش برساند تا آنهایى كه خواب هستند بیدار شده و آنها نیز از خود تحرّكى نشان دهند.






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 30 مرداد 1397





باب هشتاد و چهارم

 برخى از اسرار و خواص نماز شب‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 298


حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه از محمّد بن یحیى عطّار، از محمّد بن احمد، از ابى زهیر نهدى، از آدم بن اسحاق، از برخى اصحابش، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السلام، حضرت فرمودند:

بر شما باد به نماز در شب زیرا آن سنّت پیامبر شما و عمل افراد صالح قبل از شما بوده، نماز شب مرض را از اجساد شما دور مى‏ كند.

و نیز حضرت فرمودند: 

نماز شب صورت را نورانى و بوى را خوش نموده و موجب جلب روزى است.

حدیث (2)

محمّد بن الحسن رضى اللَّه عنه، از محمّد بن یحیى عطّار، از محمّد بن احمد، از ابراهیم بن اسحاق، از محمّد بن سلیمان دیلمى، از پدرش، وى مى ‏گوید: حضرت ابى عبد اللَّه علیه السلام فرمودند:

اى سلیمان قیام در شب را ترك مكن زیرا مغبون كسى است كه از قیام در شب محروم باشد.

حدیث (3)

پدرم رحمة اللَّه علیه از محمّد بن یحیى، از محمّد بن الحسین بن ابى الخطّاب، از على بن اسباط، از محمّد بن على بن ابى عبد اللَّه، از حضرت ابى الحسن علیه السلام نقل كرده كه آن جناب در ذیل فرموده حق تعالى:

وَ رَهْبانِیَّةً ابْتَدَعُوها ما كَتَبْناها عَلَیْهِمْ إِلَّا ابْتِغاءَ رِضْوانِ اللَّهِ(1)

 رهبانیة و تارك دنیا بودن را بدعت نهادند، ما بر آنها جز آنكه رضا و خشنودى خدا را طلبند چیزى ننوشتیم

فرمودند: مقصود از «رضوان اللَّه» نماز شب مى ‏باشد.

حدیث (4)

پدرم رحمة اللَّه علیه از محمّد بن یحیى عطّار، از محمّد بن حسان رازى، از محمّد بن على، وى مرفوعا حدیث را نقل كرده و گفته: رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند:

كسى كه در شب نماز خواند صورتش در روز نیكو به نظر مى ‏آید.

حدیث (5)

پدرم رحمة اللَّه علیه از على بن ابراهیم، از پدرش، از محمّد بن ابى عمیر، از هشام بن سالم، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السلام در ذیل فرموده حقّ عزّ و جل:

إِنَّ ناشِئَةَ اللَّیْلِ هِیَ أَشَدُّ وَطْئاً وَ أَقْوَمُ قِیلًا(2)

(البتّه نماز شب بهترین شاهد اخلاص و صفاى قلب و دعوى صدق ایمان است)

 حضرت فرمودند: مقصود از «أَقْوَمُ قِیلًا» برخاستن شخص از بستر استراحت و در مقابل حق عزّ و جل عبادت كردن است و غیر از این معنا، معناى دیگر مراد نیست.

حدیث (6)

 پدرم رحمة اللَّه علیه از محمّد بن اسحاق بن خزیمه نیشابورى از حریش بن‏ محمّد بن حریش نقل كرده كه وى گفت: از جدّم شنیدم كه مى‏گفت: شنیدم انس بن مالك مى‏ گفت: از رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله شنیدم كه مى‏فرمودند: دو ركعت در دل شب نماز خواندن نزد من محبوب‏تر است از دنیا و آنچه در آن مى ‏باشد.

حدیث (7)

 پدرم رحمة اللَّه علیه از على بن ابراهیم، از پدرش، از حمّاد بن عیسى، از ابراهیم بن عمر از كسى كه براى او حدیث گفته از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السلام نقل كرده كه آن جناب در ذیل فرموده حق تعالى: إ

اِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئاتِ(3)‏

كارهاى نیك اعمال زشت را محو مى‏ كنند

 فرمودند: نماز مؤمن در شب گناهان روز را محو مى‏ نماید.

حدیث (8)

 و با همین اسناد از حماد بن عیسى، از حریز، از زراره نقل كرده كه وى گفت:

محضر مبارك حضرت ابى جعفر علیه السلام عرض كردم: مراد از آیه :

 آناءَ اللَّیْلِ ساجِداً وَ قائِماً یَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَ یَرْجُوا رَحْمَةَ رَبِّهِ، قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذِینَ لا یَعْلَمُونَ(4)

 چیست؟ حضرت فرمودند: مقصود نماز شب است.

حدیث (9) 

محمّد بن على ماجیلویه از محمّد بن یحیى عطّار، از محمّد بن احمد، از موسى بن جعفر بغدادى، از محمّد بن الحسن بن شمون از على بن محمّد نوفلى، وى مى‏ گوید:

شنیدم از او كه مى‏ فرمود:

بنده خدا در شب مى‏ ایستد براى عبادت پس چرت و پینكى به او چیره مى ‏شود و وى را به راست و چپ مایل مى ‏نماید در حالى كه چانه ‏اش روى سینه ‏اش افتاده در این وقت حق تبارك و تعالى امر مى ‏فرماید كه ابواب آسمان را بگشایند آنگاه به فرشتگانش مى‏ فرماید: به بنده من بنگرید با عبادتى كه بر او واجب نكرده ‏ام به من تقرّب مى‏جوید و امید بر آوردن سه حاجتش را از من دارد، گناهى كه كرده بیامرزم، توبه ‏اش را مكرّر بپذیرم، روزى و رزقش را اضافه كنم، شما فرشتگان من شاهد باشید كه هر سه را براى او جمع كردم.

 

 ===========

1-حدید/27

2-مزمل/6

3-هود/114

4-زمر/9






نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــــــرار نماز، علل الشرایع، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 30 مرداد 1397




باب هشتاد و سوّم

سرّ محروم ماندن شخص از خواندن نماز شب‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 297



حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه از محمّد بن یحیى عطّار، از عمران بن موسى، از حسن بن على بن نعمان، از پدرش از برخى رجالش، وى گفت: مردى محضر مبارك امیر المؤمنین علیه السّلام مشرّف شد و عرض كرد:

یا امیر المؤمنین: من از خواندن نماز شب محروم هستم چه كار كنم؟

امیر المؤمنین علیه السّلام فرمودند: گناهانت تو را مقیّد و ممنوع از خواندن نماز شب كرده ‏اند.


حدیث (2) 

محمّد بن الحسن رحمة اللَّه علیه از محمّد بن حسن صفّار از هارون بن مسلم، از على بن حكم، از حسین بن حسن كندى، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

 شخص یك دروغ مى‏ گوید و به واسطه آن از خواندن نماز شب محروم مى‏ گردد و وقتى از نماز شب محروم شد، از روزى و رزق نیز محروم مى‏ گردد.

 






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 30 مرداد 1397




باب هشتاد و دوّم

وضعیّت قضاء نوافل بر كسى كه به واسطه 

مریضی آنها را ترك كرده‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 296


حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن محمّد بن عیسى، از على بن حدید و عبد الرّحمن بن ابى نجران از حمّاد، از حریز، از محمّد بن مسلم، از حضرت ابى جعفر علیه السّلام، محمّد بن مسلم میگوید: محضر مبارك امام علیه السّلام عرض كردم:

شخصى بیمار شد پس از انجام دادن مستحبّات امتناع نمود و در نتیجه نافله را ترك كرد حكم وى چیست؟

حضرت فرمود: اى محمّد نافله فریضه نیست، اگر خواست آن را قضاء كند البته برایش بهتر است و اگر قضاء هم نكند تكلیفى بر او نیست.

حدیث (2)

 پدرم رحمة اللَّه علیه از على بن ابراهیم، از پدرش، از محمّد بن ابى عمیر، از مرازم نقل كرده كه وى گفت:

اسماعیل بن جابر از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام سؤال كرد و عرضه داشت:

نوافل زیادى بر عهده من هست چگونه آنها را انجام دهم؟

حضرت فرمودند: تمام را قضا نما.

عرض كردم: نوافل فوت شده بیش از آن است كه قضا كنم.

حضرت فرمودند: تمام را قضا نما.

عرض كرد: تعداد آنها را نمى ‏دانم چه مقدار است.

حضرت فرمودند: پى‏گیرى كن ببین چه مقدار بوده.

مرازم مى‏ گوید: من مدّت چهار ماه مریض بودم و در این مدّت نافله نخواندم.

حضرت فرمودند: قضا آنها بر تو نیست زیرا شخص مریض مانند صحیح و سالم نمى‏ باشد زیرا هر چه بر انسان غلبه كند و به واسطه غلبه از او تكلیفى فوت گردد حق تعالى سزاوارتر است به این كه عذر او را بپذیرد و از او تكلیف فوت شده را مطالبه نفرماید.

 






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 30 مرداد 1397




باب هشتاد و یكم 

 تنها ایستادن مأموم در صف جماعت‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 295


حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از ایّوب بن نوح، از محمّد بن فضل، از ابى الصّباح الكنانى، وى میگوید از حضرت امام صادق علیه السّلام پرسیدم: آیا مأموم مى‏ تواند به تنهایى در صف بایستد؟

حضرت فرمودند: اشكالى ندارد زیرا صفوف از تك تك و یكى بعد از یكى افراد تشكیل مى ‏شود یعنى اینطور نیست كه صف ناگهان و یك جا و در آن واحد تحقّق یابد بلكه از آمدن افراد یكى پس از دیگرى درست میشود.






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 30 مرداد 1397




باب هشتادم 

 شستن منى و زدودنش از لباس‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 294


حدیث (1) 

پدرم رحمة اللَّه علیه از على بن ابراهیم، از پدرش، از حمّاد، از حریز، از زراره نقل كرده كه وى گفت: محضر مبارك ابو جعفر علیه السّلام عرض كردم: به جامه‏ام خون بینى یا نجاست دیگر و یا ذرّه‏اى از منى اصابت كرد، آن جا را نشان گذاردم تا به آب رسیدم آب بكشم، دست به آب یافتم و زمان نماز نیز فرا رسید ولى فراموش كردم كه جامه ‏ام متنجّس شده، پس نماز خواندم سپس بعد از نماز متذكّر آن شدم تكلیفم چیست؟

حضرت فرمودند: باید نماز را اعاده كرده و آن مكان را آب بكشى.

زراره مى‏ گوید: عرض كردم: اگر جاى اصابت نجس را نیافتم ولى قطع داشتم كه نجس به جامه‏ ام رسیده و هر چه تفحّص كردم آن را نیافتم ولى بعد از نماز آن را پیدا كردم در این صورت تكلیف چیست؟

حضرت فرمودند: آن را آب بكش و نماز خود را اعاده نما.

گفت: محضرش عرض كردم: اگر گمان كردم كه نجاستى به لباسم اصابت نمود و یقین ننمودم، پس نظر كرده چیزى را ندیدم ولى بعدا كه تفحّص كردم یعنى بعد از نماز آن را یافتم حال تكلیفم چیست؟

حضرت فرمودند: آن را آب بكش ولى نماز خود را اعاده مكن.

زراره مى‏ گوید: عرض كردم: چرا؟

فرمودند: چون قبلا به نظافت و طهارت لباس خود یقین داشتى و بعد در آن شك نمودى، پس سزاوار نیست كه یقین را با شك نقض كنى.

عرضه داشتم: اگر یقین كردم نجاست با جامه ‏ام اصابت كرده ولى جایش را پیدا نكردم تا آب بكشم حال باید چه كرد؟

حضرت فرمودند: ناحیه و حوالى را كه دید نجاست اصابت كرده و تمامش را باید آب بكشى تا یقین كنى محل اصابت نجاست را تطهیر كرده‏ اى.

زراره مى‏ گوید: عرض كردم: اگر شك كردم نجاستى به لباسم اصابت كرده آیا تكلیف دارم تفحّص كرده و نظر بیفكنم؟

حضرت فرمودند: خیر ولى چون مى‏خواهى شك را از خودت زائل كنى البتّه مى‏توانى تفحّص نمایى.

زراره مى‏ گوید: عرضه داشتم: اگر در حال نماز نجاست را به جامه ‏ام دیدم چه كنم؟

حضرت فرمودند: نماز را نقض كن و لباس را آب بكش و سپس نماز را اعاده نما مشروط به این كه قبل از نماز در نقطه ‏اى از جامه ‏ات شك كنى كه متنجس شده یا نه و سپس در نماز دیدى كه متنجس گردیده است ولى اگر قبلا شك نكرده بودى بلكه بدوا در نماز دیدى كه نقطه ‏اى از جامه‏ ات مرطوبى است در اینجا باید نماز را قطع‏ كنى و آن نقطه را آب بكشى و سپس نمازت را ادامه دهى نه آنكه اعاده كنى زیرا نمى‏ دانى شاید در همان حال نماز نجاستى با جامه‏ات ملاقات كرده و تا قبل از آن یقین داشتى و سزاوار نیست یقین به طهارت را با شك در آن نقض كنى.

 





نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 30 مرداد 1397



باب هفتاد و نهم

اسرار سجده شكر بعد از نماز واجب


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 293


حدیث (1)

محمّد بن ابراهیم بن اسحاق طالقانى رضى اللَّه عنه، از احمد بن محمّد بن سعید كوفى، از على بن حسن بن على بن فضّال، از حضرت ابى الحسن الرّضا علیه السّلام، حضرت فرمودند:

سجده بعد از نماز فریضه به خاطر تشكّر نمودن بنده است از خداوند متعال كه او را موفّق ساخت بر اداء واجب و انجام فریضه و كمترین عبارتى كه در آن مجزى مى‏باشد آن است كه دو مرتبه بگوید:

 شكرا للَّه على ما وفّقنى له من خدمته و اداء فرضه

یعنى: این سجده از من به جهت شكر خدا و تشكر از بارى تعالى است كه مرا موفّق نمود بر خدمتش و اداء واجبش.

باید توجه داشت كه شكر موجب زیاده توفیق بوده و اگر در نماز نقصانى واقع شده باشد با این سجده تتمیم و ترمیم مى‏ گردد.






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 30 مرداد 1397




باب هفتاد و هشتم

 اسرار گفتن سه تكبیر و بلند كردن دستها پس از سلام‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 292


حدیث (1) 

على بن احمد بن محمّد رضى اللَّه عنه، از حمزة بن قاسم علوى، از جعفر بن محمّد بن مالك‏ فزارى كوفى، از محمّد بن حسین بن زید زیّات از محمّد بن سنان، از مفضّل بن عمر، وى گفت: محضر ابى عبد اللَّه علیه السّلام عرض كردم: براى چه نمازگزار بعد از سلام سه مرتبه تكبیر گفته و دست هایش را بلند مى‏ كند؟

حضرت فرمودند: زیرا نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلم وقتى مكّه را فتح نمودند، با اصحابشان نزدیك حجر الاسود نماز ظهر را خواندند و وقتى سلام دادند دو دست را بلند كرده و سه مرتبه تكبیر گفتند، بعد از آن فرمودند:

لا اله الّا اللَّه وحده، وحده، انجز وعده و نصر عبده و اعزّ جنده و غلّب الاحزاب وحده، فله الملك و له الحمد، یحیى و یمیت و یمیت و یحیى و هو على كلّ شی‏ء قدیر.

سپس رو كردند به اصحابشان و فرمودند: این تكبیر را ترك نكنید و این دعاء را دنبال هر نماز واجبى بخوانید زیرا كسى كه بعد از سلام چنین كند و این دعاء را بخواند در مقابل این كه حق عزّ و جل اسلام و جنود مسلمین را تقویت كرده شكرش را كه واجب است اداء نموده.






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 30 مرداد 1397




باب هفتاد و هفتم 

اسرار «سلام» در نماز


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 291


حدیث (1)

على بن احمد بن محمّد رضى اللَّه عنه از محمّد بن ابى عبد اللَّه اسدى كوفى از محمّد بن اسماعیل برمكى از على بن عبّاس از قاسم بن ربیع صحّاف، از محمّد بن سنان از مفضل بن عمر، وى مى ‏گوید: از حضرت ابا عبد اللَّه علیه السّلام پرسیدم علّت وجوب «سلام» در نماز چیست؟

حضرت فرمودند: به خاطر آنكه سلام تحلیل نماز مى‏ باشد یعنى با سلام تمام ممنوعات و محظورات در نماز حلال مى‏ گردد.

عرض كردم: چرا سلام بر سمت راست نموده نه طرف چپ؟

حضرت فرمودند: زیرا فرشته‏ اى كه موكّل نوشتن حسنات است در سمت راست بوده و فرشته موكّل بر نوشتن سیئات در جانت چپ مى‏ باشد و نماز از حسنات بوده و در آن سیئه نیست لذا بر سمت راست باید سلام داد نه سمت چپ.

عرض كردم: چرا گفته نمى ‏شود: السّلام علیك با این كه فرشته بر سمت راست یك نفر است و به جاى آن مى‏ گویند: السّلام علیكم؟

حضرت فرمودند: به خاطر آنكه سلام هم بر فرشته جانب راست بوده‏

و هم بر ملك سمت چپ منتهى چون فرشته سمت راست افضل است از فرشته جانب چپ ایماء و اشاره را در سلام به سمت راست مى‏ كنند.

عرض كردم: چرا در وقت سلام با تمام صورت اشاره نكرده بلكه اگر نمازگزار تنها است وظیفه دارد با بینى و در صورتى كه با جماعت است با چشم اشاره كند؟

حضرت فرمودند: به خاطر آنكه جایگاه این دو فرشته دو كنج دهان انسان بوده باین نحو كه فرشته سمت راست در كنج راست دهان و فرشته جانب چپ در كنج چپ دهان مى‏ باشد و این كه نمازگزار به فرشته سمت راست سلام مى‏ دهد به خاطر آن است كه ملك مزبور نماز را در نامه اعمال وى ثبت و ضبط مى‏ كند.

عرض كردم: چرا مأموم سه تا سلام مى ‏دهد؟

حضرت فرمودند: یكى ردّ سلام بر امام است كه در این سلام قصد مأموم سلام بر امام و دو ملك موكّل بر او (امام) بوده و سلام دوّمى بر كسى است كه در صف جانب راست او نشسته و بر دو ملك موكّل آن شخص و سلام سوّم بر شخصى است كه در صف جانب چپ او قرار دارد و بر دو ملك موكّل او و اگر در طرف چپ كسى نبود سلام سوّم را بر سمت چپ ندهد مگر آنكه جانب راست دیوار بوده و سمت چپش نمازگزارى باشد كه هر دو پشت سر امام نماز مى‏ خوانند كه در این صورت موظّف است بر سمت چپش سلام دهد.

عرض كردم: پس امام جماعت به چه كسى سلام دهد؟

فرمود: بر دو فرشته موكّل بر خودش و نیز بر مأمومین، در سلام بر دو فرشته بگوید: صحت و سلامت نمازم را براى كسى كه نمازش را فاسد كرده بنویسید و در سلام بر مأمومین بگوید: سالم و در امان مانید از عذاب حق عزّوجل.

عرض كردم: براى چه تحلیل نماز سلام قرار داده شده؟

حضرت فرمودند: به خاطر آنكه سلام تحیّت و درود بر دو فرشته است.

سپس حضرت فرمودند: وقتى نماز با حدود و ركوع و سجودش اقامه و اداء گردید به مجرّدى كه بنده نمازگزار سلام داد با این سلام، سلامتى بنده از آتش تضمین مى‏ گردد و اگر این نماز در روز قیامت مقبول درگاه حضرت حق واقع شود اعمال دیگر نیز پذیرفته مى‏ شوند در نتیجه وقتى نماز بنده ‏اى سالم باشد تمام اعمالش سالم هستند و اگر سالم نبود و مردود از درگاه الهى واقع شد دیگر اعمال صالح نیز مردود واقع مى‏ شوند.

 






نوع مطلب : علل الشرایع(اسرار)، اســـــــــــــــــــــــرار نماز، علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 30 مرداد 1397



باب هفتاد و ششم

نحوه انجام سجده واجب در حال حرکت


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 290


وقتی كه سوار بر حیوانی هستیم و آیه سجده داری خوانده می شود، به هر طرفى كه حیوان رو به آن طرف دارد، سجده به همان طرف 

درست است‏.

حدیث (1)

جعفر بن محمّد بن مسرور رحمة اللَّه علیه از حسین بن محمّد بن عامر از عمویش عبد اللَّه بن عامر، از محمّد بن ابى عمیر، از حمّاد از حلبى، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، حلبى مى‏ گوید: از امام علیه السّلام پرسیدم: اگر شخصى روى حیوان سوار بوده و آیه سجده را قرائت كرد وظیفه‏ اش چیست؟

حضرت فرمودند: به همان طرفى كه حیوان رو نموده باید سجده كند زیرا رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلم روى ناقه‏ اى كه به طرف مدینه مى ‏رفت نماز مى‏ خواندند، خداوند عزّ و جل فرمود: 


فَأَیْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ‏ 

(به هر طرف كه رو كنید همان طرف قبله است)


 توضیح مدیر وبلاگ: باتوجه به اینکه وسائط نقلیّه آن زمان حیوان بوده در زمان کنونی وسائط نقلیّه ماشینی شده اند، بنظر میرسد این حکم در وسائط نقلیّه جدید نیز به همان شکل مترتّب خواهد بود.






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 30 مرداد 1397




باب هفتاد و پنجم

چرا نباید قبور را در نماز قبله قرار داد؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 289


حدیث (1)

 محمّد بن موسى بن متوكّل از على بن ابراهیم، از پدرش، از حمّاد، از حریز، از زراره، از حضرت ابى جعفر علیه السّلام، زراره مى‏ گوید: محضر مبارك امام علیه السّلام عرض كردم:

آیا بین قبور مى‏ توان نماز خواند؟

حضرت فرمودند: قبور را در دو طرف خود قرار بده و هیچ قبرى را در نماز قبله خود مكن زیرا رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله از آن نهى نموده و فرمودند: قبر مرا قبله و مسجد خود قرار ندهید زیرا حق تبارك و تعالى كسانى را كه قبور انبیائشان را مساجد خود نموده ‏اند لعن فرموده.






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 29 مرداد 1397




باب هفتاد و چهارم 

نکاتی چند در مورد خواندن نماز


1-به نماز خود روى آورده و اقبال داشته باشى زیرا از نماز همان مقدارى قبول مى‏ شود كه به آن قلباٌ اقبال داشتى.


2-دست بسته به نماز نایست چه آنكه این از فعل مجوس و زرتشتیان است.


3-با كسالت و حالت چرت و سنگین بودن به نماز نایست زیرا این حالت از نشانه ‏هاى نفاق مى‏ باشد.


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 288


حدیث (1) 

محمّد بن على ماجیلویه از على بن ابراهیم، از پدرش، از حمّاد، از حریز، از زراره، از حضرت ابى جعفر علیه السّلام حضرت فرمودند: بر تو باد كه به نماز خود روى آورده و اقبال داشته باشى زیرا از نماز همان مقدارى قبول مى‏ شود كه به آن قلباٌ اقبال داشتى و نیز در نماز با دست و سر ریش خود بازى مكن و حدیث نفس مگو، خمیازه مكش، با كشیدن دستها رفع خستگى مَنُما، دست بسته به نماز نایست چه آنكه این از فعل مجوس و زرتشتیان است.

و هر گاه از خواندن حمد فارغ شدى، آمین مگو ولى اگر خواستى بگو: الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ‏. و نیز فرمود: لثام(نقاب) و دهانه بر دهان خویش مگذار و شتاب و عجله در اتمام نماز منما و بر سر دو پا منشین و دو ذراع خود را در وقت سجده روى زمین فرش مكن و انگشتان را تا نكن تا با شكستن آنها صدایشان بلند شود چه آنكه تمام این افعال نهى شده و موجب نقصان نماز مى ‏باشند.

و نیز حضرت فرمودند: و با كسالت و حالت چرت و سنگین بودن به نماز نایست زیرا این حالت از نشانه ‏هاى نفاق مى‏ باشد و حق تبارك و تعالى مؤمنین را از خواندن نماز با حالت كسالت و خواب آلوده بودن نهى فرموده و به منافقین نیز هشدار داده:

وَ إِذا قامُوا إِلَى الصَّلاةِ قامُوا كُسالى‏ یُراؤُنَ النَّاسَ وَ لا یَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِیلًا[1] 

(و چون به نماز مى ایستند از روى بى‏ میلى و به حال كسالت نماز مى‏كنند، براى ریا كارى عبادت حق تعالى نمایند و ذكر خدا را جز به اندك نكنند)



[1]- آیه( 142) از سوره نساء






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 29 مرداد 1397



باب هفتاد و سوّم

 اسرار سعى نمودن و رفتن به طرف نماز جمعه


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 287


حدیث (1)

جعفر بن محمّد بن مسرور رحمة اللَّه علیه از حسین بن محمّد بن عامر، از عبد اللَّه بن عامر، از محمّد بن ابى عمیر، از حمّاد از حلبى، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، حضرت فرمودند:

هر گاه خواستى به نماز بایستى اگر خدا خواست نحوه ‏اى ترتیب بده كه بین تو و محل خواندن نماز فاصله باشد تا براى خواندنش مجبور باشى سعى كرده و حركت نمایى، البته مراقب باش در وقت حركت با وقار و آهستگى راه روى، حال اگر نماز را درك كردى و به آن رسیدى البته آن را بخوان و اگر مقدارى از آن را خوانده بودند خود را برسان و تمامش نما، خداوند عزّوجل مى ‏فرماید:

یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا نُودِیَ لِلصَّلاةِ مِنْ یَوْمِ الْجُمُعَةِ 

فَاسْعَوْا إِلى‏ ذِكْرِ اللَّهِ‏ جمعه/9

اى اهل ایمان هر گاه در روز جمعه براى خواندن نماز نداء بلند شد به طرف نماز سعى كنید و حركت كنید

معناى فرموده خدا در واژه «فاسعوا» این است كه: هجوم آورده و یورش ببرید.






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 29 مرداد 1397




باب هفتاد و یكم

 اسرار اجازه در پوشیدن خز در نماز


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 286


حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه از على بن ابراهیم، از پدرش، از صفوان بن یحیى، از عبد الرحمن بن حجّاج نقل كرده كه وى گفت: مردى از حضرت ابو عبد اللَّه علیه السّلام از پوست خز سؤال كرد و من هم حاضر بودم؟

حضرت فرمودند: پوشیدن آن اشكالى ندارد.

عبد الرحمن مى ‏گوید: عرض كردم: فدایت شوم، صید این حیوان شغل و حرفه من است، این حیوان سگ دریایى است كه از آب بیرون آورده مى‏شود، پس چطور مى‏ فرمایید در پوست آن مى‏توان نماز خواند؟! حضرت فرمودند: وقتى از آب بیرون مى ‏آید، خارج آب آیا زندگى مى‏كند یا نه؟

عرض كردم: خیر.

حضرت فرمودند: پس در پوستش اشكالى ندارد كه نماز بخوانند.

حدیث (2)

 پدرم رحمة اللَّه علیه از محمّد بن یحیى و احمد بن ادریس جمیعا از احمد بن محمّد بن عیسى و محمّد بن عیسى، از ایّوب بن نوح روایت را به طور مرفوع نقل كرده كه حضرت ابو عبد اللَّه علیه السّلام فرمودند:

خواندن نماز در خز خالص اشكالى ندارد و امّا لباسى كه مخلوط باشد از خز و پوست خرگوش یا حیوان دیگرى كه مشابه آن باشد البته در آن لباس نماز مخوان.






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 29 مرداد 1397




باب هفتادم

اسرار نهى نمودن از استخفاف نماز و كوچك شمردن بول‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 285


حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن محمّد بن عیسى، از على بن حدید و عبد الرّحمن بن ابى نجران از حمّاد بن عیسى جهنى، از حریز بن عبد اللَّه سجستانى، از زراره از حضرت ابى جعفر علیه السّلام، حضرت فرمودند: ادرار را كوچك مشمار و نماز را سهل و بى ‏مقدار مپندار، چه آنكه رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله هنگام رحلت و مرگشان فرمودند:

كسى كه نمازش را كوچك شمرد از من نیست و بر حوض كوثر بر من وارد نشود، نه به خدا سوگند! از من نخواهد بود كسى كه خمر بیاشامد، وى بر حوض كوثر بر من وارد نخواهد شد.

حدیث (2) 

پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از یعقوب بن یزید، از محمّد بن ابى عمیر، از حسن بن زیاد عطّار از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده كه آن حضرت فرمود: رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله فرمودند: كسى كه نماز را خفیف و خوار شمرد از من نیست و به خدا سوگند بر حوض كوثر بر من وارد نشود.

حدیث (3)

 پدرم رحمة اللَّه علیه از على بن ابراهیم، از پدرش، از صفوان بن یحیى، از موسى بن بكر[1]، از زراره از حضرت ابى جعفر علیه السّلام، حضرت فرمودند:

فرشته‏ اى است موكّل و مأمور كه مى ‏گوید: كسى كه بخوابد تا نصف شب و نماز عشاء را نخواند خدا هرگز چشمانش را به خواب نیاورد.

حدیث (4)

پدرم رحمة اللَّه علیه از على بن ابراهیم، از پدرش، از محمّد بن ابى عمیر، از حمّاد بن عثمان، از عبید اللَّه بن على الحلبى، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام،

حضرت فرمودند: رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلم فرمودند: آن كسى كه تنها و بدون اهل و مال میباشد كسى است كه نماز عصر را ضایع نماید.

حلبى مى ‏گوید: عرض كردم: تنها و بدون اهل و مال كیست؟

حضرت فرمودند: كسى كه در بهشت برایش نه اهلى است و نه مال.

محضر مباركش عرض شد: تضییع نماز عصر چیست؟

فرمودند: مقصود آن است كه شخص نماز عصر را عمدا ترك كند تا آفتاب زرد شده و غائب شود.

 


[1]- موسى بن بكر واسطى، اصلش كوفى است و مذهبش واقفى مى‏ باشد.






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 29 مرداد 1397




باب شصت و نهم 

اسرار این كه سزاوار است در روز جمعه سوره 

جمعه و منافقین قرائت شوند


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 284


حدیث (1) 

پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از یعقوب بن یزید، از حمّاد بن عیسى عن حریز، از زرارة بن اعین، از حضرت ابى جعفر علیه السّلام در ضمن حدیثى طولانى مى ‏فرماید:

سوره جمعه و منافقین را بخوان زیرا قرائت این دو روز جمعه در نماز صبح و ظهر و عصر سنّت مى‏باشد و سزاوار نیست در نماز ظهر روز جمعه غیر این دو را بخوانى چه امام باشى و چه غیر امام.

______________________________

(1)- مرحوم مجلسى در بحار مى‏فرماید: ظاهرا در اینجا راوى محمّد بن عیسى است نه عیسى بن محمّد بنا بر این حدیث صحیح مى‏ باشد.




نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 29 مرداد 1397



باب شصت و هشتم 

اسرار این كه بر زن اذان و اقامه نمى ‏باشد


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 283

 

حدیث (1)

 پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از محمّد بن اسماعیل، از عیسى بن محمّد[1]، از محمّد بن ابى عمیر، از حمّاد بن عیسى از حریز بن عبد اللَّه، از زراره بن اعین، از حضرت ابى جعفر علیه السّلام، زراره می‏گوید: محضر امام علیه السّلام عرض كردم: آیا بر زن اذان و اقامه هست؟

حضرت فرمودند: اگر زن اذان قبیله را مى‏ شنود هیچ فصلى از فصول اذان را لازم نیست بگوید و در غیر این صورت بیش از شهادتین بر او واجب نمى‏ باشد زیرا خداوند تبارك و تعالى به مردان فرموده: 

أَقِیمُوا الصَّلاةَ 

(نماز را بپا دارید) 


و به زنان نیز فرموده:

وَ أَقِمْنَ الصَّلاةَ وَ آتینَ الزَّكاةَ وَ أَطِعْنَ اللَّه‏

(نماز را بپا داشته و زكات را داده و خدا و رسولش را اطاعت نمایید)


زراره مى ‏گوید: سپس امام علیه السّلام فرمودند: هر گاه زن به نماز ایستاد دو قدم خود را جمع كرده و به هم بچسباند و سعى كند بین آنها فاصله قرار ندهد و نیز دستهایش را به خاطر برآمدگی هاى سینه‏ اش به سینه بچسباند و هنگامى كه ركوع نمود دست‏ها را بالاى كاسه زانو روى رانها قرار دهد تا بدین وسیله زیاد خم نشده و پشتش بالا نرود و وقتى نشست روى كپل‏هایش نشیند نه آنطورى كه مرد مى ‏نشیند و هر گاه به سجده رفت ابتداء زانوها را پیش از دستها بر زمین نهاده و بنشیند آنگاه به سجده رود در حالى كه خود را به زمین چسبانده باشد و وقتى مى‏ نشیند رانها را به هم چسبانده و زانوها را از زمین بلند نماید و وقتى مى‏ خواهد بایستد دو دست را در دو طرف خود نهاده بدون این كه پشت خود را بلند كند از میان درآید.

 



[1]- مرحوم مجلسى در بحار مى ‏فرماید: ظاهرا در اینجا راوى محمّد بن عیسى است نه عیسى بن محمّد بنا بر این حدیث صحیح مى ‏باشد.






نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــــــرار نماز، علل الشرایع، علل الشرایع(بانوان)، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 28 مرداد 1397




باب شصت و هفتم

دستور رکعات نمازهای یومیه


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 282


حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن محمّد بن عیسى، از على بن حدید و عبد الرّحمن بن ابى نجران، از حمّاد بن عیسى، از حریز بن عبد اللَّه سجستانى، از زراره بن اعین، وى مى ‏گوید از حضرت ابو جعفر علیه السّلام راجع به نمازى كه خداوند عزّ و جل واجب فرمود سؤال گردید؟

حضرت فرمودند: در شبانه روز پنج نماز مى ‏باشد.

زراره مى‏ گوید: عرض كردم: آیا حق تعالى اسم آنها را برده و در كتابش بیان فرموده است؟

حضرت فرمودند: بلى، خداوند تبارك و تعالى به نبى مكرّمش صلّى اللَّه علیه و آله فرمود:

أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلى‏ غَسَقِ اللَّیْلِ‏

نماز را بپا كن از وقت زوال تا فرا رسیدن ظلمت شب

دلوك شمس یعنى زوال شمس كه همان وقت ظهر مى‏باشد بارى بین دلوك‏ شمس تا غسق لیل (تاریكى شب) چهار نماز واقع است كه حق تعالى از آنها اسم برده و بیانشان كرده است و غسق لیل یعنى نصف شدن شب، بنا بر این چهار نماز مزبور عبارتند از: ظهر، عصر، مغرب و عشاء.

سپس حق تعالى به دنبال آیه مذكور فرموده:

 وَ قُرْآنَ الْفَجْرِ، إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كانَ مَشْهُوداً

و بپا دارید نماز فجر و صبح را كه آن مورد شهود و حضور فرشتگان شب و روز مى ‏باشد

این نماز (نماز صبح) نماز پنجمى است و نیز در بیان نمازهاى واجب فرموده:

 وَ أَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَیِ النَّهارِ وَ زُلَفاً مِنَ اللَّیْلِ[1]

نماز را در دو طرف روز بپا دارید و نیز در ساعت تاریكى شب

دو طرف روز عبارتند از: مغرب و صبح و مقصود از «زُلَفاً مِنَ اللَّیْلِ‏» نماز عشاء است.

و همچنین فرمود:

حافِظُوا عَلَى الصَّلَواتِ وَ الصَّلاةِ الْوُسْطى[2]

بر نمازها و نماز وسطى محافظت نمایید

نماز وسطى، نماز ظهر بوده و آن اوّلین نمازى است كه رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم خواند، این نماز بین دو نماز در روز فاصله شده و آن دو عبارتند از: نماز صبح و نماز عصر.

و در بعضى از قراءات خوانده شده: حافِظُوا عَلَى الصَّلَواتِ وَ الصَّلاةِ الْوُسْطى (و صلاة العصر) وَ قُومُوا لِلَّهِ قانِتِینَ (فی صلاة العصر)

 بر نمازها و نماز وسطى و نماز عصر محافظت نمایید و براى خدا بایستید و در نماز عصر قنوت بخوانید

سپس امام علیه السّلام فرمود: این آیه در روز جمعه هنگامى كه رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله در سفر بودند نازل شد پس حضرت در آن نماز وسطى قنوت خوانده و بعد نماز را به حال خود واگذارده و چیزى به آن اضافه نكردند ولى براى مقیم و غیر مسافر دو ركعت اضافه نمودند و اسرار ساقط شدن دو ركعت نماز ظهر جمعه كه حضرت براى مقیم ساقط نمودند، بخاطر بودن دو خطبه نماز جمعه مى ‏باشد، بنا بر این كسى كه آن را تنها و بدون جماعت بخواند باید چهار ركعت اداء نماید همچون نماز ظهر در سایر ایّام، و وقت نماز عصر روز جمعه همان وقت ظهر در سایر ایّام است.

 



[1]- سوره هود آیه( 114)

[2]- سوره بقره آیه( 238)






نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــــــرار نماز، علل الشرایع، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 28 مرداد 1397



باب شصت و ششم

عاقبت کار عابد و فاسقی که وارد مسجد میشوند چه شد؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 281


حدیث (1)

 پدرم رحمة اللَّه علیه از محمّد بن یحیى عطّار از محمّد بن احمد، از احمد بن محمّد بن طور مرفوعه از حضرت صادق علیه السّلام نقل كرده كه حضرت فرمودند: دو نفر داخل مسجد مى‏ شوند یكى عابد و دیگرى فاسق بعد هر دو از مسجد خارج مى‏شوند در حالى كه فاسق صدیق و راستگو گشته و عابد فاسق و فاجر گردیده و جهتش آن است كه عابد در مسجد داخل شده در حالى كه به عبادت و فكر خود مى ‏بالد و مغرور آن واقع می‏شود و در مقابل فاسق داخل مى‏شود در حالى كه از فسق و فجور خود نادم و پشیمان بوده و از خدا طلب آمرزش گناهان خود مى ‏كند.

 






نوع مطلب : علل الشرایع، اســـــــــــــــــــــــرار نماز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 28 مرداد 1397





باب شصت و پنجم 

چرا رسول خدا (ص)هر صبح و شام 360 مرتبه مى‏ فرمود:

«الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ‏ كثیرا على كلّ حال‏»

 

برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 280


پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از یعقوب بن یزید، از محمّد بن الحسن المیثمى‏[1]، از یعقوب بن شعیب‏[2] نقل كرده كه وى گفت: از حضرت ابا عبد اللَّه علیه السّلام شنیدم كه مى‏ فرمود:

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلم فرمود:

 در بنى آدم سیصد و شصت رگ بوده كه صد و هشتاد رگ متحرّك و صد و هشتاد رگ دیگر ساكن میباشند، اگر رگ‏هاى متحرّك ساكن شده و با بالعكس رگ‏هاى ساكن متحرك گردند شخص را خواب نمى‏ برد و رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلم هر صبح و شام به شكرانه سالم بودن رگ‏ها سیصد و شصت مرتبه می‏فرمودند:

الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ‏ كثیرا على كلّ حال




[1]- محمّد بن الحسن المیثمى، مرحوم ممقانى در رجال فرموده كه وى در رجال مهمل است.

[2]- یعقوب بن شعیب بن میثم الاسدى، مرحوم علّامه در خلاصه فرموده كه وى ثقه مى‏باشد.






نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، پیــــامبـــــــــران الــــــهی، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 28 مرداد 1397





باب شصت و یكم

داستان و معجزه برگشت خورشید(دو نوبت) برای نماز عصر 

امیر المؤمنین علیه السّلام


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 279


حدیث (1) 

احمد بن حسن قطّان از عبد الرحمن بن محمّد الحسینى از فرات بن ابراهیم كوفى از جعفر بن محمّد فزارى از محمّد بن الحسین از محمّد بن اسماعیل از احمد بن نوح و احمد بن هلال از محمّد بن ابى عمیر، از حنان، وى مى‏ گوید:

محضر امام صادق علیه السّلام عرض كردم: با این كه جمع بین نماز ظهر و عصر بر امیر المؤمنین علیه السّلام واجب بود، پس چه علّتى داشت كه حضرت نماز عصر را تأخیر انداخته و آن را ترك نمودند؟

حضرت فرمودند: زمانى كه امیر المؤمنین علیه السّلام نماز ظهر را خواندند استخوان جمجمه ‏اى توجّه آن حضرت را جلب كرد، حضرت با آن به سخن پرداخت و فرمود: كیستى؟

عرضه داشت: من فلانى پسر فلانى سلطان بلاد آن فلان هستم.

امیر المؤمنین علیه السّلام به آن فرمود: قصّه خود را براى من نقل كن و بگو چه بودى و در چه عصر و زمانى مى‏ زیستى؟

جمجمه جلو آمد و از قصّه خود و آنچه از خیر و شر در عصرش اتّفاق افتاده بود براى آن جناب خبر داد حضرت سر گرم او بودند كه خورشید غائب شد، حضرت با سه حرف از انجیل با جمجمه تكلّم فرمود كه عرب متوجّه كلامش نشوند و پس از فراغ از آن به خورشید فرمود: برگرد.

خورشید عرضه داشت: من غروب كرده ‏ام و دیگر باز نمى‏ گردم.

امیر المؤمنین علیه السّلام از خداى عزّوجل خواست كه آفتاب را بازگرداند، حق تعالى هفتاد هزار فرشته با هفتاد هزار زنجیر آهنى به طرف خورشید فرستاد، فرشتگان زنجیرها را در گردن خورشید انداخته و آن را به رو كشاندند تا با نورى درخشان و صاف برگشت و حضرت نمازشان را خواندند آنگاه همچون ستارگان فرو رفت و این است علّت تأخیر نماز عصر آن حضرت.


حدیث (2)

 احمد بن حسن قطّان رحمة اللَّه علیه از ابو الحسن محمّد بن صالح از عمر بن خالد مخزومى از ابن نباته، از محمّد بن موسى، از عمارة بن مهاجر، از امّ جعفر یا امّ محمّد دختران محمّد بن جعفر، از اسماء بنت عمیس كه جدّه آن دو بود، یكى از آن دو مى‏ گوید: با جدّه خود اسماء بنت عمیس و عمویم عبد اللَّه بن جعفر خارج شدیم تا به «صهباء»[1]رسیدیم، اسماء بنت عمیس فرمود: دخترم ما با رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلم در این‏ مكان بودیم، حضرت نماز ظهر را خواند.

سپس على علیه السّلام را خوانده و از آن جناب نسبت به برخى از نیازمندی هایش كمك خواست، پس زمان عصر فرا رسید و آن سرور نماز عصر را خواند در این وقت على علیه السّلام آمد و در پهلوى پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله نشست خدا به رسولش وحى فرستاد، پس نبى اكرم سر به دامان على علیه السّلام نهاد تا خورشید غروب كرد و از آن چیزى نه بر زمین و نه بر كوه رؤیت نمى‏ شد، سپس رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله نشست و به على علیه السّلام فرمود: آیا نماز عصر را خوانده ‏اى؟

حضرت عرض كرد: خیر یا رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله، به من خبر دادند كه شما نماز نخوانده ‏اید و وقتى سر در دامن من نهادید نخواستم آن را تكان دهم لذا همچنان نشستم تا خورشید غروب كرد پیامبر در مقام دعاء بر آمد و به درگاه الهى عرض كرد:

بار خدایا این على بنده تو است كه خود را به خاطر پیغمبرت محبوس نمود پس خورشید را براى او بازگردان، بلافاصله خورشید طلوع كرد و هیچ كوه و زمینى نبود مگر آنكه خورشید بر آن تابید، سپس على علیه السّلام ایستاد و وضوء گرفت و نماز خواند آنگاه خورشید تار شد و غروب نمود.


حدیث (3) 

پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن محمّد بن عیسى، از حسین بن سعید، از احمد بن عبد اللَّه قزوینى از حسین بن مختار قلانسى، از ابى بصیر، از عبد الواحد بن مختار انصارى، از امّ مقدام الثقفیّه، وى مى‏ گوید:

جویریة بن مسهره به من گفت: ما با امیر المؤمنین علیه السّلام هنگام عصر از روى پل «صراة»[2] میگذشتیم، حضرت فرمودند:

این جا سرزمینى است كه عذاب نازل شده سزاوار نیست براى پیامبر و وصى پیامبرى كه در آن نماز بخواند، حال هر كس از شما كه مى‏ خواهد در اینجا نماز بخواند، بخواند! مردم به سمت راست و چپ پراكنده شدند و به خواندن نماز پرداختند، من با خود گفتم به خدا قسم امروز در خواندن نمازم تقلید از این آقا نموده و نماز نمیخوانم تا ایشان نماز بگذارند، پس با حضرت سیر و حركت مى ‏كردیم، كم‏كم خورشید به افول مى ‏گرایید و از این رهگذر بسیار مضطرب بودم كه هنوز نماز را نخوانده ‏ام و وقت بسیار تنگ شده بارى خورشید غروب كرد و ما راه را طى كردیم، حضرت فرمودند: اى جویریّه اذان بگو.

عرض كردم: مى ‏فرمایید اذان بگویم در حالى كه خورشید غروب كرده!!! حضرت فرمودند: اذان بگو، پس اذان گفتم، سپس به من فرمود: اقامه بگو، پس اقامه گفتم همین كه جمله «قد قامت الصّلوة» را گفتم دیدم دو لب مبارك حضرت حركت مى‏ كند و كلامى كه گویا به زبان عبرانى بود شنیدم بلافاصله خورشید بالا آمد تا به جایى رسید كه در وقت نماز عصر در آن جا قرار مى‏ گیرد، حضرت نماز عصر را خواند و وقتى از نماز فارغ شدیم دوباره خورشید به مكان افولش فرو رفت و ستارگان در آسمان ظاهر شدند، عرضه داشتم: شهادت مى‏ دهم كه شما وصى رسول خدا هستى.

 حضرت فرمودند: اى جویریّه: مگر نشنیده ‏اى كه خداوند عزّوجل میفرماید:

فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِیمِ‏ (تسبیح بگو به اسم پروردگار بزرگت) عرض كردم: آرى شنیده ‏ام.

فرمود: من از خدا به نام عظیم و بزرگش درخواست كردم خورشید را برگرداند، پس خدا آن را براى من بازگرداند.

و من در كتاب «المعرفة فی الفضائل» اخبار متعدى به همین مضمون نقل كرده‏ام.



( 1)- مكانى است كه بین آن و خیبر یك مرحله فاصله مى‏باشد.

( 1)- صراة نهرى است در عراق و در برخى از نسخ قاموس آمده: نهرى است در فرات.






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، امـــــــام علـــــــــــــــــی، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 28 مرداد 1397





باب پنجاه و هشتم

آیا نماز نمازگزار با عبور و مرور چیزى از مقابلش قطع مى ‏شود؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 278


حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه از احمد بن ادریس، از محمّد بن احمد، از على بن ابراهیم جعفرى، از ابى سلیمان مولى ابى الحسن العسكرى علیه السّلام، وى گفت: برخى از دوستان امام علیه السّلام از حضرتش سؤال كرده و من نیز حاضر بودم، سائل پرسید: آیا با عبور و مرور چیزى از مقابل نمازگزار، نمازش قطع مى‏ شود؟

حضرت فرمودند: خیر، نماز با حایل شدن كسى و عبور نمودن چیزى از بین نمى ‏رود، تنها زمانى از بین مى‏ رود و قطع مى ‏شود كه شیئى مساوى و مقابل صورت نمازگزار قرار بگیرد.






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 28 مرداد 1397





باب پنجاه و هفتم

 آیا مرد مى ‏تواند با انگشتر حدید نماز بخواند؟ علّت عدم جواز پوشیدن طلا و خواندن نماز در آن‏ چیست؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 276


حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن الحسن بن على بن فضّال،

از عمرو بن سعید مدائنى، از مصدق بن صدقه، از عمّار بن موسى، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، عمّار مى‏پرسد: آیا مرد مى‏ تواند انگشتر حدید به دست كرده و نماز بخواند؟

حضرت مى ‏فرمایند: خیر و اساساٌ مرد نمى ‏تواند انگشتر حدید به دست نماید اگر چه در غیر نماز زیرا حدید لباس اهل آتش است.

و نیز فرمود: مرد لباس طلا نپوشد و در آن نماز نخواند زیرا لباس طلا، لباس اهل جهنّم مى‏ باشد.

حدیث (2)

 محمّد بن الحسن از محمّد بن الحسن الصفّار، از ابراهیم بن هاشم، از نوفلى، از سكونى از حضرت جعفر بن محمّد از آباء گرامش علیهم السّلام فرمود: رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند:

مرد در انگشتر حدید نماز نخواند.

حدیث (3)

پدرم رحمة اللَّه علیه از احمد بن ادریس، از محمّد بن احمد، از محمّد بن الحسن، از عبد اللَّه بن جبلّه، از ابى الجارود، از حضرت ابى جعفر علیه السّلام، حضرت فرمودند: نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله به على علیه السّلام فرمودند: من دوست دارم براى تو آنچه را كه براى خود دوست دارم و كراهت دارم براى تو از آنچه براى خود كراهت دارم لذا سفارش مى‏ كنم:

انگشتر طلا به دست مكن زیرا زینت ما در آخرت است و لباس قرمز مپوش زیرا لباس ابلیس مى ‏باشد و سوار مركبى كه بالشچه سرخ پیش زین آن نهاده ‏اند مشو، زیرا آن از مراكب شیطان است و لباس حریر به تن مكن كه خدا در روز قیامت پوست تو را مى‏ سوزاند.

 






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 28 مرداد 1397



باب پنجاه و دوّم

 چرا کسیکه مشروب می خورد نمازش تا چهل روز

 قبول نمی شود‏؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 276


 حسین بن احمد رحمة اللَّه علیه، از پدرش، از احمد بن محمّد بن عیسى، از حسین بن خالد، وى مى‏ گوید: محضر مبارك حضرت رضا علیه السّلام عرض كردم: براى ما روایت شده كه نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلم فرموده ‏اند: كسى كه خمر بیاشامد تا چهل روز نمازش مقبول نیست، آیا این روایت صحیح است؟

حضرت فرمودند: راویان این حدیث راست گفته و حدیث را صحیح نقل كرده ‏اند.

عرض كردم: چرا نمازش تا چهل روز مقبول نیست نه كمتر از آن و نه بیشتر؟

حضرت فرمودند: براى این كه حق تعالى خلقت انسان را مقدّر و معین فرموده با این بیان: 

نطفه را بعد از چهل روز ایجاد كرده سپس آن را به مرحله بعدى نقل داده پس از چهل روز علقه ‏اش مى‏ كند و بعد آن را به مرحله بعدى منتقل نموده و پس از چهل روز مضغه ‏اش مى‏ نماید و همچنین تا مرحله نهایى و چون انسان وقتى شراب خورد بقایاى آن شراب چهل روز در مثانه ‏اش مى‏ ماند همانطورى كه غذا و مأكولات و مشروبات دیگر نیز ذرّات و بقایاى آنها تا چهل روز در مثانه مى‏ مانند، لا جرم تا وقتى كه این بقایا در مثانه او هست نماز نباید مقبول درگاه الهى واقع شود.

 






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 27 مرداد 1397





 وَ فِی السَّماءِ رِزْقُكُمْ وَ ما تُوعَدُونَ(ذاریات/22) 


باب پنجاهم 

چرا در هنگام دعاء دو دست را به طرف آسمان بلند مى‏ كنند؟

 با اینكه خداوند در هر مكانى می‏ باشد


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 275


 محمّد بن الحسن از محمّد بن الحسن الصفّار، از محمّد بن عیسى، از محمّد بن عیسى، از قاسم بن یحیى، از جدّش حسن بن راشد، از ابو بصیر از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند: پدرم از پدرش از پدران گرامش علیهم السّلام نقل كرده ‏اند كه امیر المؤمنین علیه السّلام فرمودند:

هر گاه یكى از شما نمازش تمام شد دو دستش را به طرف آسمان بلند كند و دعاء نماید.

ابن سبا عرض كرد: یا امیر المؤمنین آیا خدا در همه مكانها نیست؟

امیر المؤمنین علیه السّلام فرمودند: آرى.

عرضه داشت: پس چرا دست ها را به طرف آسمان بلند كنیم؟

حضرت فرمودند: مگر این آیه را نخوانده ‏اى؟ وَ فِی السَّماءِ رِزْقُكُمْ وَ ما تُوعَدُونَ (روزى شما با همه وعده‏ ها كه به شما داده ‏اند در آسمان مى‏ باشد) پس روزى را طلب نمى‏ كنند مگر از مكان و جایگاه روزى و جایگاه روزى و آنچه حق تعالى وعده‏ اش را داده است آسمان مى ‏باشد.






نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 27 مرداد 1397



باب چهل و نهم

 چرا در زمان رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلم زنان مأمور 

بودند در ركوع و سجود پیش از مردان سر بلند نكنند؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 274


پدرم رحمة اللَّه علیه از على بن ابراهیم از پدرش از عبد اللَّه بن میمون از جعفر بن محمّد علیهما السّلام، حضرت فرمودند:

در زمان رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلم زنان مأمور بودند در ركوع و سجود پیش از مردان سر بلند نكنند زیرا ساتر و پوشش مردان كوتاه بود لذا وقتى در سجود و ركوع بودند اسافل اعضاء آنها (عورتشان) نمایان بود لذا براى این كه چشم زنان به این منظره نیفتد امر شدند كه قبل از مردان سر از ركوع و سجود بر ندارند.

و نیز بسا رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله در نماز بودند و صداى بچه را مى‏ شنیدند كه مى‏ گریست پس نماز را مخفّف(کوتاه کردن) مى‏ كردند تا سریع‏تر تمام شود و مادر طفل كه در نماز شركت داشت زودتر خود را به كودكش برساند.






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 27 مرداد 1397




باب چهل و هشتم

چرا جائز نیست مرد در حالى كه بر شاربش حناء 

گذارده نماز بخواند؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 273


حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه از على بن ابراهیم، از پدرش، از اسماعیل بن مرار[1]، از یونس بن عبد الرحمن‏[2]، از جماعتى اصحاب نقل كرده كه از حضرت ابو عبد اللَّه علیه السّلام سؤال شد: سرّ این كه بر مرد حلال و جائز نیست در حالى كه بر شاربش حناء گذارده نماز بخواند چیست؟

حضرت فرمودند: زیرا وى در این حال قادر بر قرائت و دعاء نیست.

 



[1]- اسماعیل بن مرار معمولا از یونس عبد الرحمن روایت كرده چنانچه ابراهیم بن هاشم و پدرش هاشم از او نیز روایت مى‏كنند، بارى مرحوم ممقانى در رجال فرموده وى محل وثوق مى‏باشد.

[2]- وى مولى على بن یقطین است و اگر چه قمیّون وى را تضعیف كرده‏اند ولى اهل رجال وى را به ثقه و عظیم المنزله و وجه توصیف كرده‏اند، مرحوم اردبیلى در جامع الرواة مى‏گوید: مال بسیارى به وى بذل شد تا به مذهب واقفیه درآید ولى از قبول آنها امتناع ورزید و همچنان بر حق باقى ماند.






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 27 مرداد 1397



معنی واژه تسویل در قرآن چیست؟ 

و اینکه شیطان عمل انسان را زینت می‌کند چگونه است؟


وَ جاؤُ عَلى‏ قَمیصِهِ بِدَمٍ کَذِبٍ قالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَکُمْ أَنْفُسُکُمْ أَمْرا [یوسف/18

و پیراهن او را با خونى دروغین [آغشته ساخته، نزد پدر] آوردند، گفت: هوس‌هاى نفسانى شما این کار را برایتان آراسته نمود.


 إِنَّ الَّذینَ ارْتَدُّوا عَلى‏ أَدْبارِهِمْ مِنْ بَعْدِ ما تَبَیَّنَ لَهُمُ الْهُدَى الشَّیْطانُ 

سَوَّلَ لَهُمْ وَ أَمْلى‏ لَهُم [محمد/ 25

کسانى که بعد از روشن شدن هدایت براى آنها، پشت به حق کردند، شیطان اعمال زشتشان را در نظرشان زینت داده و آنان را با آرزوهاى طولانى فریفته است.


الف. معنای تسویل در قرآن

واژه «تسویل» مصدر «سول» به معناى جلوه دادن چیزى است که نفس آدمى بر آن حریص است، به گونه‌ای که زشتی‌هایش هم در نظر زیبا می‌شود.[1]

«سَوَّلَتْ له نفسه کذا، زَیَّنَتْه له»؛[2] نفس او فلان چیز را برایش تسویل نمود؛ یعنی آن‌را برایش زیبا جلوه داد. «التسویل‏: تحسین الشی‏ء و تزیینه و تحبیبه إلى الإنسان لیفعله أو یقوله»؛[3] تسویل؛ یعنی نیکو نمودن، تزیین و محبوب کردن چیزی برای انسان، تا آن کار را انجام دهد یا آن حرف را بگوید.

بنابراین، تسویل به معنای زیبا جلوه دادن زشتی‌ها است که البته با نوعی فریب همراه است. چنانچه در قرآن مشاهده می‌کنیم:

«وَ جاؤُ عَلى‏ قَمیصِهِ بِدَمٍ کَذِبٍ قالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَکُمْ أَنْفُسُکُمْ أَمْرا»؛[4]

و پیراهن او را با خونى دروغین [آغشته ساخته، نزد پدر] آوردند، گفت: هوس‌هاى نفسانى شما این کار را برایتان آراسته نمود.

برادران یوسف(ع) براى فریب دادن یعقوب(ع) که دروغ آنها را باور کند، پیراهن یوسف را که آغشته به خونى دروغین کرده بودند، به یعقوب نشان دادند و گفتند: این پیراهن خون‌آلود یوسف است. آنان از خون یک بز پیراهن یوسف را آغشته کرده بودند، ولى یادشان رفته بود که پیراهن را پاره پاره کنند و همین سالم بودن پیراهن دروغ‌گویى آنان را آشکار ‏کرد؛ زیرا اگر یوسف را گرگ خورده بود، به طور طبیعی پیراهن او پاره پاره می‌شد. آنها با این پیراهن و با گریه‌اى که می‌کردند سعى داشتند که خود را بی‌گناه قلمداد کنند. یعقوب سخن آنان را باور نکرد و علاوه بر شواهد و قرائن موجود، دل او گواهى می‌داد که یوسف زنده است؛ لذا در پاسخ آنان گفت؛ بلکه نفس شما کار زشتی را در نظرتان زیبا جلوه داده است.[5]

در آیه دیگری از قرآن می‌خوانیم:

 «إِنَّ الَّذینَ ارْتَدُّوا عَلى‏ أَدْبارِهِمْ مِنْ بَعْدِ ما تَبَیَّنَ لَهُمُ الْهُدَى الشَّیْطانُ سَوَّلَ لَهُمْ وَ أَمْلى‏ لَهُم‏»؛[6] 

کسانى که بعد از روشن شدن هدایت براى آنها، پشت به حق کردند، شیطان اعمال زشتشان را در نظرشان زینت داده و آنان را با آرزوهاى طولانى فریفته است.

گفتنی است که «تسویل» در همه جا یا از طرف شیطان است، و یا از طرف نفس و جنود شیطان که می‌خواهند انسان را فریب دهند.[7]


ب. زیبا جلوه دادن اعمال زشت توسط شیطان

قرآن کریم در آیات متعدد به این نکته اشاره می‌کند که شیطان هنگامی که می‌خواهد در انسان نفوذ کند و او را از راه هدایت منحرف سازد، اعمال زشت را در نظرش زیبا جلوه می‌دهد؛ به عنوان نمونه می‌فرماید: «وَ إِذْ زَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطانُ أَعْمالَهُمْ»؛[8] هنگامى را که شیطان، اعمال آنها (مشرکان‏) را در نظرشان زیبا جلوه داد.

گفتنی است که شیطان همواره در کمین انسان است. وقتی ببیند که انسان دست به کار خلاف می‌زند و آمادگى گمراه شدن را پیدا کرده، فوراً به سراغ او می‌رود و با وسوسه‌هاى خود هر گونه شک و تردید را در ارتکاب گناه از او می‌گیرد و آن‌کار را چنان در برابر او آرایش می‌دهد که انسان خیال می‌کند آن کار خوبى است.

شیطان اعمال انسان را به وسیله تحریک عواطف درونی مربوط به آن عمل تزیین می‌کند؛ یعنی در دل انسان می‌اندازد که فلان کار، کار بسیار خوبی است. در نتیجه انسان از عمل خود لذت می‌برد و قلباً آن‌را دوست می‌دارد. قلب آن‌قدر متوجه آن عمل می‌شود که دیگر فرصتى برایش نمی‌ماند تا در عواقب وخیم و آثار سوء و شوم آن اندیشه‌ای کند.[9]

البته، این‌کار شیطان انحصار در اعمال ندارد، بلکه شامل عقاید، افکار و اقوال هم می‌شود؛ یعنی این سه بخش(عقاید، اقوال و افعال) در قلمرو نفوذ شیطنت شیطان قرار دارد. شیطان یک فکر یا یک سخن و یا یک کار را برای انسان زیبا نشان می‌دهد، آن‌وقت انسان تصور می‌کند این‌کار که در حقیقت خلاف فطرت انسانی و تعالیم الهی است، کار خوبی است.

در آیه فوق که در ارتباط با جنگ بدر نازل شد، قرآن کریم می‌فرماید؛ در جنگ بدر نیز شیطان به سراغ مشرکان قریش آمد تا آنها را در جنگ با مسلمانان محکم‌تر کند و شک و تردید آنها را از بین ببرد. شیطان اعمال آنها را برایشان زیبا جلوه داد و آنها را وسوسه کرد که شما توان بیشترى دارید؛ تعداد شما زیاد است؛ بنابراین امکان ندارد که مسلمانان بر شما غلبه کنند. من نیز یاورتان هستم و به شما پناه می‌دهم و پیروزى شما را تضمین می‌کنم! مشرکان قریش با وسوسه شیطان باور کردند که مسلمانان را شکست خواهند داد. اما سرانجام شیطان پس از تحریک آنان در گرماگرم نبرد آنها را رها کرد و آنان در برابر لشکر خدا دچار شکست سنگینی شدند.

 

=============


[1]. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، تحقیق، داودی، صفوان عدنان، ص 437، دمشق، بیروت، دارالقلم‏، الدارالشامیة، چاپ اول، 1412ق.

[2]. ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج ‏11، ص 350، بیروت، دار صادر، چاپ سوم، 1414ق.

[3]. همان.

[4]. یوسف، 18.

[5]. ‏جعفری، یعقوب، کوثر، ج ‏5، ص 355، قم، هجرت، چاپ اول، 1376ش.

[6]. محمد، 25.

[7]. مصطفوی، حسن، تفسیر روشن، ج ‏11، ص 363، تهران، مرکز نشر کتاب، چاپ اول، 1380ش.

[8]. انفال، 48.

[9]. طباطبائی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ‏9، ص 97، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ پنجم، 1417ق.


برگرفته از:

http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa64752






نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، معـانی و تـدبّـر در واژه هـا، اســـــــــــــــــــرار شیطان ، 12-سوره یـوسف، 47-سوره مـحـمّـد، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 27 مرداد 1397




باب چهل و هفتم

اسرار عدم جواز خواندن نماز هنگام طلوع و غروب آفتاب‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 272


محمّد بن على ما جیلویه از محمّد بن یحیى عطّار، از محمّد بن احمد بن یحیى، از على بن اسباط، از حسن بن على، از سلیمان بن جعفر جعفرى وى مى‏ گوید شنیدم كه حضرت رضا علیه السّلام مى‏ فرمودند:

 براى احدى سزاوار نیست وقتى خورشید طلوع مى‏ كند نماز بخواند(نماز صبح) زیرا خورشید بر دو فرق شیطان طالع مى ‏گردد و هنگامى كه بالا آمد و از كدورت بخارهایى كه بین ما و آن حائلند خارج گردید و صاف و درخشان شد در چنین وقتى مستحب است نماز بخوانند(نماز ظهر)  و هنگامى كه روز نصف گردید شیطان مقارنش(نزدیک) بوده و در این هنگام كه خورشید به قرب زوال رسیده و نهایت ارتفاع و اوج را دارد تسویل(زیبا جلوه دادن) و وسوسه ابلیس در حق عبادت‏ كنندگان كره آفتاب شدیدتر و زیادتر است لذا شایسته نیست احدى در این وقت نماز بخواند(نماز ظهر و عصر در موقع غروب آفتاب) چه آنكه درب‏ هاى آسمان بسته ‏اند ولى وقتى زوال شد و خورشید به افول گرایید و بادهاى‏ رحمت الهى وزید و با افول كره آفتاب معلوم شد كه این موجود نیز مخلوق و مسخّر خالق مى ‏باشد استیلاء شیطان بر بندگان كمتر شده و القاء شبهه ‏اش چندان مؤثّر واقع نمى ‏گردد لذا گویا ابلیس از شمس و آفتاب مفارقت مى‏ نماید.






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 27 مرداد 1397


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار وبلاگ نویسی

وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت

اخبار ایران:

اخبار جهان:

اخبار اقتصادی:

اخبار علمی

اخبار فناوری و اطلاعات

اخبار هنری:

اخباراجتماعی

اخبار ورزشی

--------------------------------------------------------------------------------------

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

--------------------------------------------------------------------------------------
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
-------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------- ساخت وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic