وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :


مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ


هر که علم اولین و آخرین را میخواهد،

باید آن را در قرآن بجوید.


کنزل العمال ج1 ص548




مدیر وبلاگ :سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید






برچسبها



اعمال روز جمعه



«یا على!در هر جمعه غسل كن،گرچه به خاطر آن غذاى خود را براى بدست آوردن آب جهت‏ غسل كردن بفروشى و گرسنه بمانى»

براى روز جمعه اعمال بسیارى است كه در اینجا تنها به بیان چند مورد اكتفا مى‏ كنیم:


اول:در ركعت اوّل نماز صبح سوره‏ «جمعه»و در ركعت دوّم:«توحید»خوانده شود.


دوّم:پس از نماز صبح،پیش از آنكه سخن بگوید،این دعا را بخواند تا كفّاره كناهان او از این جمعه‏ تا جمعه دیگر باشد:




ترجمه :

خدایا! هر سخنى كه در این جمعه بر زبان آورم، و یا هر سوگندى كه در آن ادا نمایم‏ و یا هر نذرى كه در آن‏ جارى كنم،خواست و اراده تو پیشاپیش همه اینهاست، پس در این میان هرچه را تو بخواهى كه بشود میشود، و هرچه را كه نخواهى نشود.

 بار خدایا! مرا بیامرز و از من درگذر.

خدایا!هركه را تو بر او درود فرستى پس درودم بر او باد، و هركه را كه تو لعنت كنى پس لعنتم بر او باد.

و دست‏ كم در هر ماه یك بار این عمل را بجا آورد و نیز روایت شده:هركس در روز جمعه پس از نماز صبح بنشیند،و به تعقیب بپردازد تا آفتاب برآید،هفتاد درجه در بهشت برین براى‏ او بالا رود.و شیخ طوسى روایت كرده : كه سنّت است این دعا را در تعقیب نماز صبح‏ روز جمعه بخواند:


ترجمه :

خدایا!با حاجت خویش آهنگ تو كرده ‏ام و امروز بر تو فرود آورده‏ ام فقر و تنگدستى و درماندگى‏ ام را و به آمرزش تو امیدوارتر از كردار خویشم و بخشایش و رحمت تو دامنه‏ دارتر از گناهان من است. 

پس برآور نیاز مرا با قدرتى كه بر آن دارى و با سهولتى كه نزد تو دارد، و نیازى كه من به تو دارم، چون من به خیرى دست نیافته‏ ام جز از سوى تو، و جز تو هرگز كسى گزندى را از من نرانده است و براى آن جهان و این‏ جهانم و نه براى گاه تهیدستى ‏ام. 

آنگاه كه مردم در قبرم‏ تنها گذارند و گناهم را به نزد تو آورم،جز به مهر تو امید ندارم.


 

سوّم:روایت شده:هركس در روز جمعه‏ و دیگر روزها پس از نماز ظهر و نماز صبح بگوید:
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ
خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و طلوع ظهورشان را زود گردان‏
نمیرد تا حضرت قائم(عج)را دریابد.و اگر صد مرتبه این صلوات را بخواند،خدا شصت حاجت،سى حاجت از حاجات‏ دنیا و سى حاجت از حاجات آخرتش را برآورده سازد 


چهارم:پس از نماز صبح سوره«الرحمن»را بخواند و بعد از آیه:
فَبِأَیِّ ءَالاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ
كدامین نعمتهاى پروردگارتان را تكذیب مى‏كنید.
بگوید:
لا بِشَیْ‏ءٍ مِنْ آلائِكَ رَبِّ أُكَذِّبُ
هیچیك از نعمت هاى تو را اى پروردگارم تكذیب نمى‏ كنم

پنجم:شیخ طوسى رحمة اللّه فرموده:مستحب است پس از نماز صبح روز جمعه صد مرتبه سوره«توحید»را بخواند و صد مرتبه بر محمّد و آل‏ محمّد صلوات فرستد و صد مرتبه استغفار كند و سوره‏ هاى«نساء،هود،كهف،صافات،الرّحمن»را بخواند.

ششم:سوره‏هاى:«احقاف» و «مؤمنون»را بخواند،از امام صادق علیه السّلام روایت شده:هركه در هر شب جمعه یا در هر روز جمعه سوره«احقاف»را بخواند در دنیا هراسى به دلش راه نیابد و از وحشت بزرگ روز قیامت ایمن گردد و نیز آن حضرت فرمود:هركس جمعه‏ها بر خواندن‏ سوره«مؤمنون»مداومت نماید،خداى تعالى پایان كارش را به نیكبختى و سعادت قرار دهد،و جایگاهش در بهشت برین‏ با پیامبران الهى باشد،

هفتم:پیش از طلوع آفتاب ده مرتبه سوره «قل یا ایّها الكافرون» را بخواند و دعا كند تا خواسته ‏اش‏ اجابت شود.روایت شده:حضرت زین العابدین علیه السّلام چون صبح روز جمعه مى‏ شد تا ظهر«ایة الكرسى»[آیه 255 سوره بقره: اللّه‏ لا اله الاّ هو الحىّ...و لا یؤوده حفظهما و هو العلى العظیم ]را مى‏ خواند،و چون از نمازها فراغت می یافت،به تلاوت سوره: «انّا انزلناه» مى‏پرداخت.و آگاه باش براى خواندن آیة الكرسى على التنزیل در روز جمعه فضیلت بسیار روایت شده است‏ [علاّمه مجلسى گوید:آیة الكرسى على التنزیل بنا بر روایت على بن ابراهیم و شیخ كلینى عبارت است از: «اللّه لا اله الا هو الحى....تا:هم فیها خالدون»


هشتم:غسل جمعه كند،و آن از جمله اعمال مستحبى است كه بر آن تأكید بسیار شده و در روایت آمده كه حضرت رسول صلى اللّه علیه و آله‏ به امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود:

یا على!در هر جمعه غسل كن،گرچه به خاطر آن غذاى خود را براى بدست آوردن آب جهت‏ غسل كردن بفروشى و گرسنه بمانى؛زیرا هیچ عمل مستحبّى برتر از غسل روز جمعه نیست و از امام صادق علیه السّلام روایت شده: هركه در روز جمعه غسل كند و این دعا را بخواند:

أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِیكَ لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدا عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اجْعَلْنِی مِنَ التَّوَّابِینَ وَ اجْعَلْنِی مِنَ الْمُتَطَهِّرِینَ.
گواهى مى‏دهم كه شایسته پرستشى جز خدا نیست،شریك و انبازى ندارد،و گواهى مى‏دهم كه محمّد بنده و فرستاد اوست، بار خدایا،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و مرا از بسیار توبه ‏كنندگان و پاكان قرار ده.
براى او تا جمعه آینده حالت پاكى و طهارت پیدا شود؛یعنى:از گناهان پاك مى‏ گردد،یا آنكه اعمال او با طهارت‏ معنوى انجام مى‏گیرد و مورد قبول حق واقع مى‏شود.و به احتیاط نزدیك‏تر آن است كه تا جائى كه ممكن است،غسل جمعه را ترك نكنند.باید دانست وقت غسل جمعه پس از طلوع فجر تا زمان ظهر است و هرچه نزدیك‏تر به ظهر انجام شود،بهتر است


نهم:سر را با گل خطمى بشوید؛زیرا كه این كار از بیمارى پیسى و دیوانگى ایمنى مى‏ بخشد.


دهم:ناخن و موى پشت لبش را بزداید زیرا كه ثواب بسیار دارد و روزى را افزون مى ‏سازد،و او را از گناه تا جمعه دیگر دور مى‏ كند،و از بیمارى دیوانگى‏ و جذام و پیسى ایمنى مى‏ دهد،و بهتر است در وقت چیدن ناخن و زدودن موى پشت لب بخواند:
بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ عَلَى سُنَّةِ مُحَمَّدٍ [رَسُولِ اللَّهِ ‏] وَ آلِ مُحَمَّدٍ
به نام خدا و به یاد خدا و بر روش محمّد و خاندان محمّد
و در گرفتن ناخن،از انگشت كوچك دست‏ چپ شروع،و به انگشت كوچك دست راست ختم نماید،و این شیوه را در گرفتن ناخن هاى پاى خود نیز رعایت كند پس از آن‏ ناخن هاى چیده را دفن كند.


یازدهم:بوى خوش استعمال كند و جامه‏ هاى پاكیزه خود را بپوشد.


دوازدهم:صدقه دهد،چه بر طبق یك روایت:ثواب صدقه دادن در شب و روز جمعه،هزار برابر اوقات دیگر است.


سیزدهم:براى خانواده خود خوردنیهاى خوب و تازه از قبیل میوه و گوشت تهیه كند تا به آمدن جمعه شاد شوند.


چهاردهم:پیش از خوردن صبحانه انار و پیش‏ از ظهر هفت برگ كاسنى بخورد،از موسى بن جعفر علیهما السّلام روایت شده:هركه در روز جمعه وقتى كه ناشتاست یك انار بخورد،تا چهل‏ روز دل او را نورانى گرداند.و اگر دو انار بخورد تا هشتاد روز و اگر سه انار،تا صدوبیست روز،وسوسه شیطان را از او دور گرداند و هركس وسوسه شیطان از او دور شود نافرمانى خدا نكند و هركه نافرمانى خدا نكند وارد بهشت شود. شیخ طوسى در كتاب«مصباح»فرموده:در مورد خوردن انار در روزوشب جمعه فضیلت بسیار روایت شده.


پانزدهم: خود را از كارهاى دنیا فارغ كند،و به آموختن دین بپردازد،نه آنكه روز جمعه را به گشت و گذار،و تفرّج در باغها و كشتزارهاى‏ مردم،و هم سخنى با اراذل و مردمان بى‏عار و مسخره‏ گى و عیب‏ گوئى از مردم،و خنده‏ هاى قهقهه،و خواندن اشعار و غوطه ‏ور شدن‏ در كارهاى باطل و امثال اینها صرف كند،كه مفاسدش بیش از آن است كه بیان شود.
از امام صادق علیه السّلام نقل شده:بدا به‏ حال مسلمانى كه د رطول هفته روز جمعه را صرف یادگیرى مسائل دینى خود نكند،و براى این عمل مهم،خود را از كارهاى دیگر فارغ نسازد.از حضرت رسول صلى اللّه علیه و آله روایت شده:هرگاه در روز جمعه ببینید پیرمردى سرگذشت دوران جاهلیت و كفر را براى‏ مردم بیان مى ‏كند،بر سرش سنگریزه بزنید.


شانزدهم:هزار مرتبه صلوات فرستد،از اما باقر علیه السّلام روایت شده:هیچ عبادتى‏ در روز جمعه نزد من محبوب‏تر از صلوات بر محمّد و آل مطهّر او-صلى اللّه علیهم اجمعین-نیست.مؤلّف گوید:اگر براى هزار مرتبه‏ صلوات فرصت نكرد،دست‏ كم صد مرتبه را ترك نكند،تا در روز قیامت چهره ‏اش نورانى گردد.و روایت شده:هركس روز جمعه صد مرتبه صلوات فرستد و صد مرتبه
اَستَغفِرُاللهَ رَبَّی وَ اَتُوبُ اِلَیهِ
از خدا؛پروردگارم آمرزش مى‏جویم و به سوى او مى‏ پویم
گوید و صد مرتبه سوره«توحید» را بخواند،آمرزیده خواهد شد.و نیز روایت شده:كه ثواب صلوات بر محمّد و آل محمّد،بین نماز ظهر و عصر برابر با ثواب‏ هفتاد حج است.


هفدهم:حضرت رسول و ائمه طاهرین علیهم السّلام را زیارت نماید و كیفیت آن در باب زیارات خواهد آمد


هجدهم:به زیارت گذشتگان به ویژه پدر و مادر یا یكى از ایشان برود،كه این عمل ثواب بسیار دارد.از امام باقر علیه السّلام‏ روایت شده:مردگان را در روز جمعه زیارت كنید،زیرا مى‏دانند چه كسى به زیارت ایشان رفته است و ازاین‏رو شاد مى ‏شوند.


 
نوزدهم:دعاى«ندبه»را كه از اعمال عیدهاى چهارگانه است بخواند.این دعا بعد از این،در جاى خودش خواهد، آمد.


بیستم:آگاه باش براى روز جمعه جز نافله آن،كه بیست ركعت است،نمازهاى بسیارى ذكر شده‏ است.كیفیت نافله مذكور بنا بر مشهور آن است كه شش ركعت آن زمانى كه نور آفتاب افق را فرا گیرد بجا آورده شود، و شش ركعت دیگر وقتى كه خورشید بالا بیاید،و شش ركعت دیگر نزدیك ظهر،و دو ركعت پس از ظهر پیش از نماز ظهر،و یا آنكه شش ركعت اوّل را پس از نماز جمعه یا نماز ظهر بجا آورد،به صورتى كه در كتب فقها و(مصابیح)ذكر شده. البته نمازهاى بسیار دیگرى نیز نقل شده،كه ذكر بعضى از آنها در این مقام مناسبت دارد،هر چند بیشتر آنها اختصاصى به روز جمعه ندارد،ولى بجا آوردن آنها در روز جمعه بیشتر فضیلت دارد: از جمله آنها نماز كامله است كه شیخ طوسى،و سیّد ابن طاووس و شهید و علاّمه حلّى و دیگران به سندهاى بسیار و معتبر از امام صادق علیه السّلام و ایشان از پدران بزرگوارشان علیهم السّلام از حضرت رسول صلى اللّه علیه و آله روایت كرده ‏اند كه آن حضرت فرمود: «هركس در روز جمعه پیش از ظهر چهار ركعت نماز بخواند،و در هر ركعت سوره«حمد»را ده مرتبه و هر یك از: «قل اعوذ بربّ النّاس» و «قل اعوذ بربّ الفلق» و «قل هو اللّه احد» و «قل یا ایّها الكافرون» و «ایة الكرسى»را ده مرتبه،و به روایت دیگر:«انّا انزلناه» و آیة «شهد اللّه...» [آیه 18 سوره آل عمران] را نیز هر یك ده مرتبه بخواند،و آنگاه كه از چهار ركعت فارغ شود،صد مرتبه استغفار كند، و صد مرتبه بگوید:
سُبحانَ اللهِ وَالحَمدُلِلّهِ وَ لا اِلهَ اِلّا اللهُ اَکبَرُ وَ لا حَولَ وَلا قُوَّة الّا بِاللهِ العَلِیِّ العَظیمِ .
خدا پاك و منزه است و ستایش تنها او را سزاست و خدایى جز او نیست،و خدا بزرگتر از هر وصفى است و هیچ نیرو و توانى جز برآمده از خداى‏ بلند مرتبه بزرگ نیست.
و پس از آن صد مرتبه صلوات فرستد،خدا شرّ اهل آسمان و شرّ اهل زمین،و شرّ شیطان و شرّ پادشاهان ستمگر را از او برطرف كند»تا پایان روایت كه همه در بیان فضیلت این نماز است.نماز دیگر:حارث همدانى‏ از امیر المؤمنین علیه السّلام روایت كرده:اگر بتوانى روز جمعه ده ركعت نماز بجاى آر،و ركوع و سجودش را تمام و كامل ادا كن،و پس‏ از هر دو ركعت صد مرتبه بگو:
سبحانَ اللهِ وَ بِحَمدِهِ
پاك و منزه است خدایى كه ستایش تنها شایسته اوست
كه فضیلت بسیار دارد.


برگرفته از سایت :

باشگاه خبرنگاران

https://www.yjc.ir/fa/news/4961281/



﴿سورة الجمعة - سورة ٦٢ - تعداد آیات ١١﴾

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

یُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأرْضِ الْمَلِکِ الْقُدُّوسِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ ﴿1﴾ هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الأمِّیِّینَ رَسُولا مِنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَکِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ وَإِنْ کَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ ﴿2﴾ وَآخَرِینَ مِنْهُمْ لَمَّا یَلْحَقُوا بِهِمْ وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ ﴿3﴾ ذَلِکَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشَاءُ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ ﴿4﴾ مَثَلُ الَّذِینَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ یَحْمِلُوهَا کَمَثَلِ الْحِمَارِ یَحْمِلُ أَسْفَارًا بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ ﴿5﴾ قُلْ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ هَادُوا إِنْ زَعَمْتُمْ أَنَّکُمْ أَوْلِیَاءُ لِلَّهِ مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِینَ ﴿6﴾ وَلا یَتَمَنَّوْنَهُ أَبَدًا بِمَا قَدَّمَتْ أَیْدِیهِمْ وَاللَّهُ عَلِیمٌ بِالظَّالِمِینَ ﴿7﴾ قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِی تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلاقِیکُمْ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَیْبِ وَالشَّهَادَةِ فَیُنَبِّئُکُمْ بِمَا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿8﴾ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا نُودِیَ لِلصَّلاةِ مِنْ یَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَى ذِکْرِ اللَّهِ وَذَرُوا الْبَیْعَ ذَلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿9﴾ فَإِذَا قُضِیَتِ الصَّلاةُ فَانْتَشِرُوا فِی الأرْضِ وَابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَاذْکُرُوا اللَّهَ کَثِیرًا لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ ﴿10﴾ وَإِذَا رَأَوْا تِجَارَةً أَوْ لَهْوًا انْفَضُّوا إِلَیْهَا وَتَرَکُوکَ قَائِمًا قُلْ مَا عِنْدَ اللَّهِ خَیْرٌ مِنَ اللَّهْوِ وَمِنَ التِّجَارَةِ وَاللَّهُ خَیْرُ الرَّازِقِینَ ﴿11﴾

 





نوع مطلب :
برچسب ها : اعمال روز جمعه،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 27 مهر 1397


ده جزء اسلام به فرمایش پیامبر اکرم

صلّى اللَّه علیه و آله وسلّم



الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَیُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنْفِقُونَ ﴿بقرة/3

آنان كه به غیب ایمان دارند و نماز را بر پا می ‏دارند و از آنچه به آنان روزى داده‏ایم انفاق می ‏كنند .



إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الإسْلامُ﴿آل عمران/19

مسلماً دینِ [واقعی که همه پیامبرانْ مُبلّغ آن بودند] نزد خدا، اسلام است.



وَمَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الإسْلامِ دِینًا فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِی الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِینَ﴿آل عمران/85

 

و هرکه جز اسلام، دینی طلب کند، هرگز از او پذیرفته نمی شود و او در آخرت از زیانکاران است.



على بن حاتم از احمد بن على عبدى از حسن بن ابراهیم هاشمى از اسحاق بن ابراهیم دیرى از عبد الرّزاق بن همّام از معمر، از قتاده از انس بن مالك، وى مى‏ گوید:

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله فرمودند: جبرئیل نزد من آمد و گفت:

 اى احمد اسلام ده جزء دارد و كسى كه سهمى و جزئى از آن را ندارد زیانكار و ناامید مى‏ باشد. آن ده جزء عبارت است از:


1-شهادت دادن به لا اله الّا اللَّه و آن كلمه توحید است.


2-دوّم نماز است كه پاك‏كننده از گناهان مى‏ باشد.


 3-سوّم زكات بوده كه آن دین مى‏ باشد.


 4-چهارم روزه است كه سپر از آتش جهنّم مى ‏باشد.


 5-پنجم حج است كه آن از اعظم شرایع مى‏ باشد.


 6-ششم جهاد است، كه موجب عزّت و بزرگى دین مى‏ باشد.


 7-هفتم امر به معروف است، كه وفاء به عهد خدا مى ‏باشد.


 8-هشتم نهى از منكر است، كه اتمام حجّت حقّ تعالى است بر خلائق.


 9-نهم جماعت است در نماز و آن موجب الفت بین مردم مى ‏باشد.


 10-دهم طاعت است كه آن مردم را از گناهان باز مى ‏دارد.


 حبیب من جبرئیل خبر داد كه مَثَلِ این دین، همچون مثل درخت ثابت بوده كه ایمان پایه آن و نماز ریشه‏ هایش و زكات آبش و روزه شاخه‏ هایش و حسن خلق برگهاى آن و خوددارى از محارم میوه‏ اش مى ‏باشد و همانطورى كه درخت كامل نمى ‏شود مگر با میوه، همانطور هم ایمان كامل نمى‏ گردد مگر با نگهدارى از محارم.

 

برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد یک-صفحه 791-باب182






نوع مطلب : پیامبـــــــــــر اکــــــــــــرم ، احادیث در تمام زمینه ها، 02-سوره بـقـرة، 03-سوره آل عـمـران، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 18 مهر 1397



ستون بدن انسان عقل او است


از حضرت امام صادق علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

ستون انسان عقل او است و زیركى و فهم و حفظ و دانش از عقل ناشى مى ‏شوند، و هر گاه عقل انسان با نور تأیید گردد البته وى حافظ، زیرك و تیز و با ادراك مى‏ شود و با عقل تمام نقائصش تكمیل شده و همین عقل راهنما و روشن‏ كننده چشم و كلید همه امور مى ‏باشد.



برگرفته از: کتاب ارزشمند علل الشرایع شیخ صدوق-جلد اوّل-باب نود و یکم




نوع مطلب : احادیث در تمام زمینه ها، 02-سوره بـقـرة، 06-سوره انـعـام، 13-سوره رعـــــد، 29-سوره عـنکبوت، 30-سوره روم، 36-سوره یس، 43-سوره زخـرف، 57-سوره حـدیـد، 67-سوره ملک، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 17 مهر 1397



اسرار مكروه بودن تناول گوشت كلاغ‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 238-مطلب شماره 448


حدیث (1)

 پدرم رضى اللَّه عنه از سعد بن عبد اللَّه، از محمّد بن حسین بن ابى الخطاب، از محمّد بن یحیى خزّاز، از غیاث بن ابراهیم، از حضرت جعفر بن محمّد علیهما السّلام نقل كرده كه آن حضرت تناول گوشت كلاغ را خوش نداشتند زیرا فاسق و بدكار است. 





نوع مطلب : علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 15 مهر 1397



مراد از واژگان «جِبت» و «طاغوت» که در قرآن آمده چیست؟



أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ أُوتُوا نَصِیبًا مِّنَ الْكِتَابِ یُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَالطَّاغُوتِ وَیَقُولُونَ لِلَّذِینَ كَفَرُوا هَٰؤُلَاءِ أَهْدَىٰ مِنَ الَّذِینَ آمَنُوا سَبِیلًا

( نساء آیه 51)

ترجمــه
آیا کسانی را که نصیبی از کتاب داده شده اند ندیده ای که به جبت و طاغوت ایمان می آورند و درباره کافران می گویند که راه اینان از راه مومنان به هدایت نزدیکتر است.

تفســیر

سوره النساء آیه 51 در كافى از حضرت صادق علیه السّلام روایت كرده ذیل آیه‏ أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ أُوتُوا نَصِیباً مِنَ الْكِتابِ یُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَ الطَّاغُوتِ...‏تا آخر و فرمودند وَ كَفى‏ بِجَهَنَّمَ سَعِیراً ( نساء آیه 55)و باز فرمود هر پرچمى بلند شود پیش از ظهور حضرت حجت علیه السّلام صاحبش طاغوت است كه غیر خدا را عبادت كند.

و نیز از برید عجلى روایت كرده گفت از حضرت باقر علیه السّلام معناى آیه‏ أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْكُمْ‏ را سؤال نمودم جواب فرمود بآیه‏ أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ أُوتُوا نَصِیباً تا آخر آیه و فرمود مى‏گویند ائمه ضلال و گمراه كه بطرف جهنم رهبرى و دعوت میكنند بهترند از آل محمد صلّى اللّه علیه و آله و سلّم كه مردم را به بهشت هدایت میكنند و مراد از أَمْ لَهُمْ نَصِیبٌ مِنَ الْمُلْكِ‏ امامت و خلافت است كه خداوند بما عطا فرموده و مائیم كه در مقابل این عطاى خداوند مورد حسد مردم میباشیم كه بغیر ما بخلایق دیگر چنین عطائى نشده است و معناى‏ فَقَدْ آتَیْنا آلَ إِبْراهِیمَ آنست كه خداوند پیغمبران و امامان را از آل ابرهیم قرار داده و تعجب است كه مردم امامت را در آل ابرهیم تصدیق نموده و اقرار دارند ولى براى آل محمد صلّى اللّه علیه و آله و سلّم انكار مینمایند در صورتى كه آل محمد صلّى اللّه علیه و آله و سلّم همان آل ابرهیم میباشد.

و نیز از حضرت موسى بن جعفر علیه السّلام روایت كرده فرمود ما كسانى هستیم كه مردم بر ما حسد میبرند و این دو روایت را عیاشى نیز بسند خود نقل نموده است.

و در كتاب سلیم بن قیس روایت كرده از امیر المؤمنین علیه السّلام خطاب نمود به معاویه و فرمود بدان رحمت و استغفار نیست بر تو و طلحه و زبیر مگر لعنت و عذاب و نیستید شما از جهت بدعت گذاردن در دین و معصیت و گناه كمتر از آنكسی كه وثوق باو داشته‏ و در صدد خون بهاى او قیام كرده‏اید،(مرادخ 3) شما و او بر ما اهل بیت ستم كردید و مردم را بر ما جرئت دادید خداوند حال شما را در این آیه بیان میفرماید:

 أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ أُوتُوا نَصِیباً مِنَ الْكِتابِ یُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَ الطَّاغُوتِ...‏ تا آخر آیه را تلاوت نمود و فرمود اى معاویه ما همان مردم هستیم كه حسد میبرند بر ما اهل بیت و ما اشخاصى هستیم كه خداوند میفرماید در باره ما وَ آتَیْناهُمْ مُلْكاً عَظِیماً اى معاویه ملك و سلطنت بزرگ ما آنستكه خداوند اطاعت و فرمانبردارى از ما را اطاعت خود و نافرمانى بما را معصیت خود قرار داده این مردم اقرار دارند باطاعت و فرمانبردارى آل ابراهیم و انكار میكنند او را در آل محمد صلّى اللّه علیه و آله و سلّم و حال آنكه آل محمد صلّى اللّه علیه و آله و سلّم همان آل ابراهیم میباشند اى معاویه اگر تو و پشینیان تو از اعراب قبیله ربیعه و مضر بما جفع كردند همانا خداوند طایفه‏اى را بیافریند كه ایمان بما ائمه خواهند داشت و هرگز كافر بما نخواهند بود عیاشى بسند خود از داود بن فرقد روایت كرده گفت شنیدم حضرت صادق علیه السّلام تلاوت نمود آیه:‏ أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ‏ را اسمعیل فرزند آنحضرت كه در حضورش نشسته‏ بود توجهى باو نمود و فرمود مراد از ملك عظیم اطاعت كردن از ما اهل بیت است كه خداوند بر مردم واجب كرده سپس تلاوت فرمود اینقسمت آیه را وَ مِنْهُمْ مَنْ صَدَّ عَنْهُ‏ عرض كردم استغفار میكنم و ندانستم كه مراد آل محمد صلّى اللّه علیه و آله و سلّم هستند و فرمود حضرت بلى بعض از مردم بآل ابراهیم و فرزندان او كه ما ائمه هستیم ایمان آورند و بعضى دیگر رو بگردانند. 

روایت كرده در كافى از برید عجلى گفت از حضرت باقر علیه السّلام آیه‏ إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى‏ أَهْلِها را سؤال نمودم؟ فرمود خداوند از این آیه ما را قصد نموده كه علم و سلاح را امام اول رها كند بدوم و دوم بسوم تا برسد بحجت عصر علیه السّلام امام دوازدهم.


صاحبان امر، ائمه می باشند


ابن بابویه بسند خود از جابر بن یزید جعفى روایت كرده در آیه‏ 

یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْكُمْ‏‏ بدین مناسبت نازل شد و نیز فرمود این آیه شامل میشود تمام دشمنان آل محمد (ص) را و در ذیل آیه‏ فَكَیْفَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِیبَةٌ از صادقین روایت كرده فرمودند این آیه از آیاتی است كه تأویلش بعد از تنزیل او مى ‏باشد همین كه در قیامت فاسقین زنده شدند براى پیغمبر بدروغ قسم میخورند كه ما خلافت را از امیر المؤمنین كه برگردانیدیم قصدمان احسان و توفیق بود و شاهد اینكه راجع بقیامت است روایت ابن ابى عمیر است از حضرت صادق (ع) فرمود بخدا قسم مصیبة عبارت از آنستكه فاسقین را عذابى فرا گیرد در كنار حوض كوثر براى انكه خداوند میفرماید فَكَیْفَ إِذا أَصابَتْهُمْ‏ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْكُمْ گفت از جابر انصارى شنیدم زمانى كه این آیه نازل شد حضور پیغمبر اكرم عرض كردیم شما شناسانیدید بما خدا و رسولش را كه خودتان میباشید اولى الامر كه اطاعت او در مرتبه خدا و رسول قرار گرفته كیست؟

فرمود اینجا بر مراد از اولى الامر جانشینان من میباشند كه اول آنها على بن أبی طالب علیه السّلام است بعد حسن سپس حسین بعد على بن الحسین بعد محمد بن على كه در تورات معروف به باقر است و تو او را درك كنى ایجابر هر وقت خدمتش رسیدى سلام مرا باو برسان بعد از او جعفر صادق بعد موسى بن جعفر و پس از او على بن موسى و بعد از او محمد بن على و بعد از او على بن محمد بعد از او حسن بن على بعد از او هم نام و هم كنیه من حجت خدا در روى زمین فرزند حسن بن على عسكرى آن امامى است كه خدا او را از نظر شیعیان پنهان و غایب میكند و بدست او مشرق تا مغرب زمین فتح میشود و خداوند بدست او نام خود را بتمام مردم برساند و خداوند آن امام را غایب نمی گرداند مگر براى امتحان نمودن دلها و آزمایش مراتب ایمان آنها جابر گفت عرض كردم ایرسول خدا آیا در زمان غیبت او شیعیان از جنابش انتفاعى میبرند؟ فرمود آرى بآن خدائى كه‏ جانم بدست قدرت اوست و مرا بسوى خلق فرستاده است شیعیان از نور او روشن میشوند و از ولایت او منتفع و بهره ‏مند شوند مانند آنكه مردم از آفتاب منتفع شوند و آفتاب در زیر ابر باشد ایجابر اینها از مكنونات و سر خدا بود و از خزائن علم اوست و از غیر اهلش اینها را پنهان كن.

در كافى از ابى بصیر روایت كرده گفت سؤال نمودم از حضرت صادق علیه السّلام معنى آیه‏ أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْكُمْ‏ را فرمود مراد از اولى الامر امیر المؤمنین و فرزندانش میباشد و در حق آنان این آیه نازل شده، عرض كردم مردم میگویند چنانچه آیه در حق آن بزرگواران نازل شده پس چرا خداوند آنها را بنام در قرآن بیان نفرموده؟ فرمود بمردم بگو خداوند در قرآن آیه‏ أَقِیمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ را نازل كرده و بیان نفرموده چگونگى نماز و تعداد ركعات او را و همچنین بیان نكرده مقدار زكوة را و پیغمبر اكرم تفسیر نموده نماز و زكوة را براى مردم و حج را نازل نموده و بیان نكرده تعداد طواف و كیفیت حج را تمام آنها را پیغمبر تفسیر كرده‏ براى مردم این آیه را هم نازل كرده در حق امیر المؤمنین و فرزندانش و پیغمبر بیان تفسیر او را نموده و فرموده ایمردم بدانید من هر كه را مولا و آقایم، على نیز مولا و آقاى او است سفارش میكنم شما را بكتاب خدا و اهل بیت خود و از خداوند در خواست نمودم كه جدائى نیفكند میان آندو تا كنار حوض كوثر بر من وارد شوند پروردگار هم مسئول مرا اجابت فرمود ایمردم به اهل بیت من یاد ندهید چیزی را، زیرا آنها داناتر از همه شما میباشند و هرگز از راه راست خارج نكنند كسى را و براه ضلالت و گمراهى وارد نكردانند اى ابى بصیر اگر پیغمبر ساكت شده بود و بیان نمى‏ فرمود مراد از اولى الامر را، همانا فلان و فلان مردم را بسوى خود دعوت نمیكردند؟

 خداوند در قرآن نازل فرمود آیه تطهیر را تا شاهد و گواه بر بیان پیغمبرش باشد و فرمود:


 إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَكُمْ تَطْهِیراً







نوع مطلب : 04-سوره نسـاء، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 15 مهر 1397



إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنْزِیرِ وَمَا أُهِلَّ بِهِ لِغَیْرِ اللَّهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَیْرَ بَاغٍ وَلا عَادٍ فَلا إِثْمَ عَلَیْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ ﴿بقره/173

جز این نیست كه خدا [براى مصون ماندن شما از زیان‏هاى جسمی  و روحى] مردار و خون و گوشت خوك و حیوانى را كه [هنگام ذبح] نام غیر خدا بر آن برده شده ، بر شما حرام كرده . پس كسى كه [براى نجات جانش از خطر] به خوردن آنها ناچار شود ، در حالى كه خواهان لذت نباشد و از حدّ لازم تجاوز نكند ، گناهى بر او نیست ؛ زیرا خدا بسیار آمرزنده و مهربان است .

  

حُرِّمَتْ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةُ وَالدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِیرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَیْرِ اللَّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّیَةُ وَالنَّطِیحَةُ وَمَا أَکَلَ السَّبُعُ إِلا مَا ذَکَّیْتُمْ وَ مَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالأزْلامِ ذَلِکُمْ فِسْقٌ الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ دِینِکُمْ... ﴿مائده/3

] خوردن مواد ناپاک که تناسبی با جسم و روح شما ندارند] بر شما حرام شده است ] مانند] گوشت مردار و خون و گوشت خوک و آنچه به نام غیر خدا کشته اند و حیوان خفه شده و آنچه به ضرب چوب و سنگ مرده و آنچه به سبب پرت شدن از بلندی جان داده و حیوانی که به ضرب شاخ حیوان دیگر از بین رفته و حیوانی که درنده ای آن را کشته و از آن خورده، مگر آنچه را که در آستانه مرگ، قابل تذکیه بوده و شما به دستور شرع تذکیه کرده اید، و نیز آنچه برای بت ها قربانی شده، و آنچه به وسیله تیرهای قمار سهم بندی می کنید بر شما حرام گشته است. [همه] این [امور] فسق و نافرمانی [از احکام خدا] ست.



قُل لَّا أَجِدُ فِی مَا أُوحِیَ إِلَیَّ مُحَرَّمًا عَلَىٰ طَاعِمٍ یَطْعَمُهُ إِلَّا أَن یَكُونَ مَیْتَةً أَوْ دَمًا مَّسْفُوحًا أَوْ لَحْمَ خِنزِیرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ ﴿انعام/145

بگو: در احکامی  که به من وحی شده خوراک حرامی را بر خورنده ای که میل دارد آن را بخورد نمی  یابم، مگر آنکه مردار یا خون ریخته شده از رگ های حیوان یا گوشت خوک باشد که یقیناً همه نجس و پلیدند.


**********


اسرار حرام كردن شراب، مردار، خون و گوشت خوك، 

بوزینه، خرس، فیل و سپرز


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 237-مطلب شماره 447


حدیث (1)

محمّد بن الحسن رحمة اللَّه علیه از محمّد بن حسن صفّار، از محمّد بن حسین بن ابى الخطّاب، از محمّد بن اسماعیل بن بزیع، از محمّد بن عذافر، از برخى رجالش، از حضرت ابى جعفر علیه السّلام راوى مى‏ گوید: محضر مبارك امام علیه السّلام عرض كردم:

 براى چه خداوند عزّوجل شراب و مردار و خون و گوشت خوك را حرام فرموده است؟

حضرت فرمودند: خداوند تبارك و تعالى این اشیاء را بر بندگان حرام نكرد و غیر آنها را حلال قرار نداد تا ایشان را به آنچه حلال كرده راغب و از آنچه حرام فرموده بى‏ میل نموده باشد بلكه پس از آفرینش مخلوقات آنچه كه ابدان ایشان به آن قائم است و در راستاى مصلحت و خیر آنها هست را به آنها تعلیم فرمود و پس از آن تفهیم شان نمود كه این سنخ از اشیاء بر ایشان مباح و حلال است و نیز آنچه به ضرر ابدانشان هست را به آنها هشدار داد و اعلام فرمود كه این قبیل از اشیاء بر آنها حرام است.

 سپس فرمود:  كسى كه از شما در وقتى از اوقات مضطرّ شد و بدنش قائم و پا بر جا نشد مگر به یكى از این محرّمات البته در چنین وضعى مى‏ تواند به مقدارى كه حاجتش برطرف شده و مشكلش حلّ شود از آن استفاده كند نه بیش از این مقدار.

پس از آن فرمود: امّا مردار: احدى حق ندارد از آن تناول كند مگر آنكه بدنش مبتلا به ضعف مفرط بوده یا قوّت از او رفته و بدون استفاده از آن نسلش منقطع مى‏ گردد و اساساٌ خورنده مردار مبتلا به مرگ ناگهانى مى‏ گردد.

و امّا خون: خوردن آن در خورنده آن زرد(سمّ) ایجاد كرده و او را مبتلا به مرض عطش و قساوت قلب و كم مهرى نموده بطورى كه به خویشاوندان و یارانش هیچ ایمان و اعتقادى ندارد.

و امّا گوشت خوك : خداوند تبارك و تعالى طائفه‏ اى را در صورت‏ هاى مختلف نظیر صورت خوك و بوزینه و خرس مسخ فرمود و سپس نهى كرد از خوردن گوشت حیوانات مماثل و هم شكل ایشان تا بدین وسیله از استفاده شدن ممسوخات جلوگیرى به عمل آمده و از طرفى به عقوبت و بلایى كه آنها به آن مبتلا شده ‏اند استخفافى واقع نگردد.

و امّا خمر و شراب : خداوند متعال آن را حرام فرمود زیرا هم مستى ایجاد مى‏كند و هم فاسد است سپس فرمود: خورنده شراب به منزله كسانى است كه بت مى‏ پرستند و شرب خمر در شارب ارتعاش و لرزه ایجاد كرده و مروّت و جوانمردى را از او زائل نموده و باعث مى‏ شود كه وى بر انجام محارم الهى از قبیل ریختن خونها و مرتكب شدن زنا جرات پیدا نماید حتى كار بجایى مى‏رسد كه از آدم مست بعید نیست كه با محارم خود در حال زوال عقل جمع شود، بارى شراب در شارب هر شر و بدى را ایجاد مى‏ كند.


حدیث (2)

 على بن احمد بن محمّد رضى اللَّه عنه، از محمّد بن ابى عبد اللَّه كوفى، از محمّد بن اسماعیل برمكى، از على بن عبّاس از قاسم بن ربیع صحّاف، از محمّد بن سنان نقل كرده كه وى گفت: حضرت رضا علیه السّلام در مكتوبى به من در جواب مسائل هم فرمودند:

خوك به خاطر این حرام شده كه حیوانى است بسیار كریه و زشت، حق تبارك و تعالى این زشتى را وسیله پند و عبرت خلائق و سبب خوف و بیم مردمان و نشانه وقوع مسخ بر خلقتش قرار داده است.

و دلیل دیگر بر حرمتش آن است غذاء این حیوان ناپاك‏ترین ناپاكى‏ ها است و علل بسیار دیگر كه نامى از آنها در اینجا برده نشده.

و امّا بوزینه : نیز حرام است زیرا همچون خوك از ممسوخات بوده و حق تعالى زشتى این حیوان را نیز وسیله عبرت خلائق و نشانه وقوع مسخ بر خلقتش قرار داده است.

ناگفته نماند كه حق جلّ و على یك شباهتى از انسان در این حیوان گذارده تا مردم بدانند كه این موجود از مخلوقاتى است كه مورد غضب و سخط الهى واقع شده است.

و نیز حضرت رضا علیه السّلام در مكتوبى به محمّد بن سنان 

در جواب مسائلش مرقوم ‏فرمودند: 

و امّا مردار : نیز حرام است زیرا تغذیه از آن موجب فساد و تباه شدن ابدان و پیدا شدن آفات در آنها مى‏ باشد و وجه دیگر براى حرمت آن این است كه حق تعالى بدین وسیله خواسته است هشدار دهد كه تسمیه (گفتن بسم اللَّه در وقت ذبح) سبب است براى حلال شدن مذبوح و تركش باعث حرام بودن آن مى ‏باشد.


و امّا خون : حق تعالى خون را نیز همچون مردار حرام فرموده زیرا تغذیه از آن سبب فساد ابدان و موجب پیدا شدن آب زرد و بوى متعفّن دهان و بد بو شدن شخص و بد خلق شدن وى و سخت دل شدن و كم مهر گردیدن نسبت به دیگران مى‏ گردد حتى كار بجایى مى ‏رسد كه فرزند به واسطه تغذیه از آن پدر و دوست و همسرش را به قتل مى‏ رساند.

و امّا طحال و سپرز را حق عزّوجل حرام فرمود زیرا در آن خون مى ‏باشد و از طرفى علّت تحریم آن با علّت تحریم خون و مردار یكى مى ‏باشد چه آنكه طحال در فساد به منزله آنها مى‏ باشد.


حدیث (3) 

و امّا تناول گوشت فیل :

محمّد بن على بن ماجیلویه رضى اللَّه عنه، از عمویش محمّد بن ابى القاسم، از احمد بن ابى عبد اللَّه برقى از محمّد بن اسلم جبلى، از حسین بن خالد نقل كرده كه وى گفت:

از حضرت ابا الحسن الرّضا علیه السّلام پرسیدم: آیا تناول گوشت فیل حلال است؟

حضرت فرمودند: خیر.

عرض كردم: چرا؟

فرمودند: زیرا فیل مماثل این حیوانات است و حق تعالى گوشت ممسوخات و گوشت آنچه كه مثل آنها هستند را حرام فرموده.






نوع مطلب : 02-سوره بـقـرة، 05-سوره مـائـده، 06-سوره انـعـام، 16-سوره نـحـل، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، اسرار گناه و بررسی آثار آن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 15 مهر 1397




آشنایی با قوم بنی اسد

بنی اسد، نام تیره‌ای از قبایل عرب، از فرزندان اسد بن خزیمه  بن مدرکه می‌باشد. گفته شده این قبیله پیکر کشته‌شدگان واقعه عاشورا   در سال ۶۱ ه. ق دفن کرده‌اند. برخی از همسران پیامبر اکرم(ص)  نیز از همین قبیله بوده‌اند

این قبیله درسال ۱۹ هجری از بلاد حجاز به عراق رفته، در کوفه و قازریه از نواحی کربلا سکونت کردند. هنگام بنای کوفه، این قبیله محله خاصی را در جنوب مسجد کوفه  به خویش اختصاص دادند. در سال ۳۶ هجری در جنگ جمل، با علی بیعت کردند و در کنار وی جنگیدند

 در واقعه عاشورا در سال ۶۱ به سه دسته تقسیم شدند: 1-موافق با حسین بن علی 2-مخالف با حسین بن علی 3-بی‌طرف.

حبیب بن مظاهر، انس بن حرث،مسلم بن عوسجه، قیس بن مسهر، موقع بن ثمامه و عمرو بن خالد صیداوی از سران موافق بودند و حرملة بن کاهل اسدی ، قاتل طفل شیرخوار، از سران مخالف بود.

گروهی از دسته سوم (بی‌طرف‌ها) پس از کشته شدن حسین، زنانشان بر میدان جنگ گذر کرده و اجساد را دیدند و تحت تأثیر قرار گرفتند و به سرزمین خود رفته، مردان را جهت دفن اجساد، خبر کردند. ابتدا زنان بیل و کلنگ به دست گرفته به طرف کربلا روان شدند. پس ازمدتی وجدان مردان بنی اسد بیدار گشت و به خود آمدند و به دنبال زنان راه افتاده به دفن اجساد کشته‌شدگان پرداختند .[۱] ادعا شده در این هنگام علی بن حسین  بصورت ناشناس در جمع آنان حاضر و یکی یکی بدن‌ها را به بنی اسد معرفی کرده و آنها بدن‌ها را دفن می‌کردند. پس از دفن آن‌ها وی خود را به آنان معرفی کرده است.[۲] این اقدام سبب شهرت این قبیله شد و از آن پس شیعیان به نظر احترام و محبت به قبیله بنی اسد می‌نگرند


منابع:

(1)-جواد محدثی، دائرةالمعارف تشیع، ج ۳، ص ۳۴۰؛ فرهنگ عاشورا، واژه بنی اسد.

(2)-عبداالرزاق الموسوی المقرم، مقتل الحسین، ص ۴۱۴؛ محمد باقر ملبوبی، الوقایع و الحوادث، ج ۴، صص ۵۹ ـ ۶۰ ـ ۶۱


برگرفته از سایت ویکی پدیا: 

https://fa.wikipedia.org/wiki/


***************



عاقبت قوم بنی اسد بعد از تدفین

 پیکر مطهر امام حسین علیه السّلام


سال 62 هجری، حضرت امام حسین(ع) به همراه یارانش برای اشاعه امر به معروف و نهی از منکر و برپاداشتن نماز علیه حکومت غاصب بنی امیه قیام کردند و در مقابل ستم این خاندان خونخوار سکوت پیشه نکرده و با هیچ یک از خلفای زمان بیعت نکردند. همین فریاد "هیهات من الذله" امام حسین(ع) قیام خونین کربلا را به پا داشت و هر آنچه کینه از احد و بدر و خیبر از امیر المومنین علی (ع) بر دل دشمنان اسلام مانده بود، در کربلا بر سر فرزند آن حضرت و خاندان اهل بیت(ع) خالی شد.

ظلم و ستم بنی امیه به حدی رسیده بود که حتی پس از واقعه کربلا نیز کسی جرات ورود به منطقه جنگ برای تدفین پیکر مطهر شهدای کربلا را نداشت، تا اینکه پس از 3 روز قوم بنی اسد در کنار امام سجاد(ع) وارد این صحرا شده و پیکر شهدا را دفن کردند. اما شاید بسیاری از عاشقان اهل بیت عصمت و طهارت(ع) از آینده قوم بنی اسد خبر چندانی نداشته باشند. اینکه با توجه به شرایط سیاسی حاکم بر آن زمان و خفقان ایجاد شده از سوی ابن زیاد در کوفه، چه بلایی سر قوم بنی اسد که جرات کرده بود وارد صحرای کربلا شده و پیکر شهدا را دفن کند، آمد. این گزارش روایتی است تاریخی از آنچه بعد از تدفین پیکر امام حسین(ع) و یارانش برای قوم بنی اسد به وقوع پیوست.

پس از قتل امام حسین (ع) طایفه ای از قوم بنی اسد که به دفن اجساد شهدا مبادرت نموده و از ستم یزید و اعوانش در امان نبوده اند نزد امام چهارم حضرت زین العابدین(ع) آمده طالب مکانی امن شده اند. حضرت نیز فرمودند شتران خود را سوار شده همه جا رو به شرق روید تا جایی که شتر شما زانو زده و جای پایش آب درآید، همانجا مسکن گزینید که در امان خواهید بود. این اعراب طبق دستور امام رفتار نموده و حرکت کردند. پس از طی مسافتی طولانی و رنج بسیار به مکانی رسیدند که در آنجا شتر زانو زده و جای پایش آب درآمد. لذا در آن سرزمین مکان اختیار نمودند. این مردم کم کم به حفر قناتی مبادرت نموده و به کار شکار و گله داری و سرانجام کشاورزی مشغول شدند و در تربیت بهائم همت گماشتند. پس از چندی چون پیشوایی جهت ارشاد خود و انجام مراسم مذهبی نداشتند، مجددا به امام سجاد(ع) مراجعه نموده و خواستار پیشوایی شدند. بنابراین یکی از نوادگان حضرت امام زین العابدین(ع) بنام میر محمد برای رهبری و ارشاد آنها به این منطقه رهسپار شد.


محل زندگی جدید بنی اسد کجا بود؟

میر محمد و یارانش پس از مدتی اقامت در آن مکان باغی ساختند. از آن پس محل مذکور را "باغ میران" نامیدند و به این ترتیب مزرعه "باغ میران" ایجاد گردید. باغ میران منطقه ای است در حوالی استان اصفهان و شهر مورچه خورت که فاصله ای سه فرسنگی با این شهر دارد. در حال حاضر در این روستا کمتر از 10 خانوار زندگی می کنند و آبی مشروب و زراعتی از قنات گوارا در این منطقه وجود دارد. در صحرای مزبور آهو در کمال فراوانی است و بقعه امامزاده سید محمد، از نوادگان امام سجاد(ع) نیز در این قریه است.

بنابراین با توجه به اسناد و مدارک تاریخی این منطقه می توان گفت مزرعه باغ میران تقریبا در سال 61 هجری و یکسال پس از شهادت امام حسین(ع) بنا شده و از تاریخ بنای آن بیش از هزار سال می گذرد. اما در اطراف این منطقه نیز روستاهایی وجود دارد که یکی از مهمترین آنها روستای کلهرود است. قدر مسلم این است که کلهرودی ها قبلا ساکن باغ میران بوده اند. چراکه همانطور که گفته شد نخست اعراب بنی اسد در باغ میران ساکن بوده اند. همچنین طبق اسناد موجود در این منطقه شاه طهماسب ثانی فرمان داده بود از آنجایی که مردم این منطقه از قوم بنی اسد هستند و به دلیل خدمت مردم باغ میران و کلهرود به دیانت در دفن اجساد شهدای کربلا، از پرداخت مالیات و عوارض و دادن سرباز به دولت معاف هستند و این سند حتی به امضای شاه عباس صفوی و عده ای دیگر از سلاطین درآمده است. تا اینکه در زمان ناصرالدین شاه قاجار جهت اخذ مالیات به این منطقه مراجعه می کنند و مردم روستا سند مزبور را به نظر فرستاده حکومت می رسانند. ناصرالدین شاه نیز طبق یادداشتی مبلغ ناچیزی مالیات برای آنها تعیین می نماید.

بنابر اسناد تاریخی مالک باغ میران خانمی به نام هنده یا هندی بوده است که با آمدن طایفه بنی اسد به این سرزمین، مالک مزبور نصف منطقه باغ میران که به گفته ای جورک نامیده می شده است را به مبلغ 700 درهم به بنی اسد و نصف دیگر را وقف امامزاده سید محمد می نماید. با ورود به این روستا آثار تاریخی بسیاری مشاهده می شود که از جمله معروفترین آنها سنگی قبری به خط کوفی مربوطه به 1100 سال قبل است. همچنین چشمه زیر ساختمان امامزاده سید محمد باغ میران که آب گوارایی نیز دارد همان چشمه ای است که زیر زانوی شتر قافله بنی هاشم و بنی اسد جوشیده است.


برگرفته از سایت شبکه راه دانا: 

http://www.dana.ir/news/177170.html/





نوع مطلب : امـــــــام حـســـــــــــــین ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 14 مهر 1397




چرا باید در عزای امام حسین علیه السّلام طبل و دهل زد؟




چرا باید طبل ودُهُل نواخت و سنج و دمّاع و شیپور زد؟

.اطـلاعـیه.

«اطلاع» مشتق از كلمه‌ی «طلع» به معنای روشنی می باشد.

به همین جهت به بالا آمدن خورشید و روشن نمودن شهر، «طلوع» می گویند.

و نیز چهره‌ی نورانی را «طلیعه» می نامند.

به كسانی هم كه آینده‌ی انسان برایشان روشن است، «طالع بین» گویند.

حسین علیه السلام هم می خواست همه را «مطَلع»و روشن سازد.

«اطلاعیه» نیز آن چیزی است كه از موضوعی خبر می دهد و آن ر ا روشن می سازد.

.طـبل و دهـل و دمَـاع و سِـنج و شـیپور و....

ابزارهایی كه در قدیم برای «اطلاع رسانی» در شهر می نواختند، تا توجه ها را جلب و خبر را گفته و مردم را روشن سازند.

. طبل بی عاری .

اما این وسیله های تاریخی در برهه‌ای از زمان نه تنها برای روشنگری و «مطّلع»كردنمردم از حقایق استفاده نشد بلكه در راستای منحرف نمودن و دوركردن مسلمین از حقایق استفاده گردید.

برای اولین بار قبل از كربلا، طبل و دهل ها را برداشته و در شهر صدا زدند: «حسین بن علی علیه السلام از دین خدا خارج شده، خونش مباح و جنگ با او واجب است» .

برای دومین مرتبه در كربلا،هنگام خطبه خواندن حسین علیه السلام برای لشكر دشمن. می خواست مردم را« مطّلع»و روشن سازد لذا نواختند.

و سومین دفعه بعد از كربلا، باز در شهر طبلِ خارجی بودن و بی دینی اسیران را زدند. گمانشان این بود كه اینگونه از خطر «اطلاع رسانی»زینب سلام الله علیها در امان‌اند.

اما چون زینب سلام الله علیها خطبه هایش را شروع كرد، مجبور شدند برای مرتبه چهارم دست به دامان طبل و دهل و دمَاع و شیپور و كف و هورا شوند. اما با یك حركت دست زینب سلام الله علیها نفس ها در سینه حبس شد، و حتی زنگوله شتران از صدا افتاد.

آری، طبل و دهل و سر و صدا باید در خدمت مكتب تبلیغی زینب باشد وگرنه دشمنان بدانند، كه صدایشان به جایی نخواهد رسید.

و اما برای پنجمین بار كه برای رسوا نشدنشان امید به سر و صدای این ابزارها بستند، هنگام سخن گفتن سر مبارك حسین علیه السلام بود..

حال شیعه نیز كه مغز متفكر نبرد نرم و لطیف است، همان طبل و دهل و سنج و دمَاع و شیپور و بوق و بلندگو را برداشته و سر و صدا و شلوغ كاری می كند، تا همه سرشان را از خانه هایشان به نشانه كنجكاوی بیرون كشیده و پیگیر ماجرا شوند، و آن موقع است كه آنچه نگذاشتند حسین علیه السلام و اهل بیتش به مردم برسانند، كم كم به دنیا مخابره می شود.

لذا هنوز یزیدیان قرن ما برای «مطّلع»نشدن مردم، سرو صدا می كنند. فقط طبل و دهل و دماعشان تبدیل شده به دادو هوارهایشان در رسانه ها...

ولی این بار سخنان آنهاست كه در بین سر و صدای طبل و دهلِ دسته های محرم گُم می شود.

حـواسمان بـاشد، تا با هـر کسـی هـمنوا نـشویم

فرقه هایی چون وهابیت كه می بینند با وجود صدای طبل و دهل و سنج و دماع و نواهای غم انگیز بوق و بلندگوها  دیگر گوش كسی بدهكار حرفهایشان نیست، برای از راه برداشتن این مناسك، در نبرد خود با شیعه، شروع به شبهه افكنی می كنند. برای مثال اینكه:« این طبل و دهل ها ابزار غناست و حرام می باشند» كه متأسفانه خیلی از شیعیان بدون آنكه بدانند، این شبهات از كجا آب می‌خورد، به راحتی تكرارشان كرده و ترویج می دهند.

همچنین است شبهه هایی از جمله سر و صدای زیاد این طبل ها و مردم آزاریشان...

بدانیم كه این سر و صداهای حسینی بیشتر از همه سر دشمنان را به درد آورده، لذا:

این زورگویان دنیا با همه رسانه های پیشرفته و ابزار آلات مدرنشان و با تمام قدرت و زورشان در مقابل این ابزارهای سنتی شیعه صف كشیده‌اند. اینجاست كه قدرت این طبل و دهل ها عیان می‌شود.

ولی هنوز عده‌ای نمی خواهند بفهمند.

اگر كسی عروسیش تا نیمه شب محله را شلوغ كند، خیلی متعرض او نمی شوند. آری، باید برای غربت همیشگی حسین علیه السلام جان داد...

چشمان را باید شست و نیك نگریست كه تحمل سردرد خیلی آسانتر از تحمل خواری زندگی در زیر سلطه‌ی ابر قدرتان دنیاست.

ایـن فـرهـنـگ حـسـیـنـی اسـت

«هیهات من الذله»

نـكته ای مُـجزّا راجـع بـه صـدای سـنج

صدای سنج دسته‌های عزا، تداعی كننده‌ی صدای برخورد ضربات شمشیر می‌باشد. شمشیر هم در فرهنگ شیعی سمبلیست از مبارزه علیه باطل است. البته شیعه جنگ‌طلب نیست كه هیچ، نقطه‌ی جیمِ جنگ شیعه به تمام مهربانی‌های عالم فائق است. سربازان شیعیِ جنگ تحمیلی هیچ‌گاه در حین مبارزه و زیر آتش دشمن با رؤیت یك مورچه او را لگد نمی‌كردند، ولی همین سربازان در نبرد با ظالمانی كه به مورچه‌ها هم رحم نمی‌كردند از خون خود گذشتند. چونان شهدای كربلا...

و این صدای سنج، همان صدای شمشیر كربلایی‌هاست كه هیچ‌گاه خاموش نخواهد شد...

چشم دشمنان كور، چراكه همین صداها اینچنین سربازان شیعی ساخته...‌

 


برگرفته از: 

http://aashuraa.blogfa.com/post/25





نوع مطلب : امـــــــام حـســـــــــــــین ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 14 مهر 1397



قیامت و نامه عمل



 حجت الاسلام عالی





[
]



<div id="15387674845290715"><script type="text/JavaScript" src="https://www.aparat.com/embed/Cwkem?data[rnddiv]=15387674845290715&data[responsive]=yes"></script></div>





نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار مــرگ، 
برچسب ها : کلیپ سخنرانی حجت الاسلام عالی،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 13 مهر 1397




حسیب بودن خدا در قیامت



 حجت الاسلام عالی




[
]



<div id="15387669452956673"><script type="text/JavaScript" src="https://www.aparat.com/embed/L23gx?data[rnddiv]=15387669452956673&data[responsive]=yes"></script></div>





نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار مــرگ، 
برچسب ها : کلیپ سخنرانی حجت الاسلام عالی،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 13 مهر 1397


( کل صفحات : 25 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار وبلاگ نویسی

وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت

اخبار ایران:

اخبار جهان:

اخبار اقتصادی:

اخبار علمی

اخبار فناوری و اطلاعات

اخبار هنری:

اخباراجتماعی

اخبار ورزشی

--------------------------------------------------------------------------------------

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

--------------------------------------------------------------------------------------
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
-------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------- ساخت وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات