وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :


مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ


هر که علم اولین و آخرین را میخواهد،

باید آن را در قرآن بجوید.


کنزل العمال ج1 ص548




مدیر وبلاگ :سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید






برچسبها



بعد مرگ چی میشه؟


سخنرانی حجت الاسلام عالی


[
]


<div id="15387646289973115"><script type="text/JavaScript" src="https://www.aparat.com/embed/dfxwX?data[rnddiv]=15387646289973115&data[responsive]=yes"></script></div>






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار مــرگ، 
برچسب ها : کلیپ سخنرانی حجت الاسلام عالی،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 13 مهر 1397


الَّذِینَ یَأْکُلُونَ الرِّبَا لا یَقُومُونَ إِلا کَمَا یَقُومُ الَّذِی یَتَخَبَّطُهُ الشَّیْطَانُ مِنَ الْمَسِّ ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا إِنَّمَا الْبَیْعُ مِثْلُ الرِّبَا وَأَحَلَّ اللَّهُ الْبَیْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا فَمَنْ جَاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَانْتَهَى فَلَهُ مَا سَلَفَ وَأَمْرُهُ إِلَى اللَّهِ وَمَنْ عَادَ فَأُولَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ ﴿بقرة/275

كسانى كه ربا می ‏خورند [در میان مردم براى امور زندگى خود] به پاى نمی ‏خیزند ، مگر مانند به پاى خاستن كسى كه شیطان او را با تماس خود آشفته حال كرده [و تعادل روانى و عقلى‏ اش را مختل ساخته] این بدان سبب است كه آنان گفتند : خرید و فروش هم مانند رباست . در حالى كه خدا خرید و فروش را حلال ، و ربا را حرام كرده است . پس هر كه از سوى پروردگارش پندى به او رسد و [از كار زشت خود] بازایستد ، سودهایى كه [پیش از تحریم آن] به دست آورده ، مال خود اوست ، و كارش [از جهت آثار گناه و كیفر آخرتى] با خداست . و كسانى كه [به عمل زشت خود] بازگردند [و نهى خدا را احترام نكنند] اهل آتش‏اند ، و در آن جاودانه ‏اند .

 *****

یَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبَا وَیُرْبِی الصَّدَقَاتِ وَاللَّهُ لا یُحِبُّ کُلَّ کَفَّارٍ أَثِیمٍ ﴿بقرة/276

 خدا ربا را نابود می ‏كند ، و صدقات را فزونى می ‏دهد ؛ و خدا هیچ ناسپاس بزه‏كارى را دوست ندارد.

 ***** 

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَذَرُوا مَا بَقِیَ مِنَ الرِّبَا إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ ﴿بقرة/278

اى اهل ایمان ! از خدا پروا كنید ، و اگر مؤمن [واقعى] هستید آنچه را از ربا [بر عهده مردم] باقى مانده رها كنید .


نکته ها :

* «ربا»، در لغت به معنای زیادی وافزایش است.و در شریعت اسلام به معنای زیاده گرفتن در وام یا بیع است.

مورد ربا،یا پول است یا جنس، گاهی پول را قرض می دهد و بیش از آنچه داده باز پس میگیرد، که این ربای در وام است و گاهی جنسی را می دهد و مقدار بیشتری از همان جنس را تحویل می گیرد، که این نیز در مواردی ربا می شود مانند فروش با وزن یا پیمانه.

* رباخوار، به کسی تشبیه شده که شیطان او را خبط کرده است.«خَبط»به معنای افتادن و برخاستن و عدم تعادل به هنگام حرکت است.

رباخوار در قیامت همچون دیوانگان محشور می شود،چرا که در دنیا روش او باعث بهم خوردن تعادل جامعه گردیده است.

ثروت پرستی،چشم عقلش را کور کرده و با عمل خود چنان اختلافات طبقاتی و کینه را بر می انگیزد که فقر و کینه سبب انفجار شده و اصل مالکیّت را نیز متزلزل می کند.برای این افراد،گویا ربا اصل و خرید و فروش فرع است، فلذا می گویند:بیع و معامله هم مثل رباست و تفاوتی ندارند.

* انتقاد از رباخواری،ربا گرفتن و ربا دادن،از ابتدای اسلام مطرح بوده است.

در سوره روم که در مکّه نازل شده است،می فرماید: «وَ ما آتَیْتُمْ مِنْ رِباً لِیَرْبُوَا فِی أَمْوالِ النّاسِ فَلا یَرْبُوا عِنْدَ اللّهِ» [151]یعنی آنچه به قصد ربا می دهید تا برای شما در اموال مردم بیفزاید، بدانید که نزد خداوند افزون نمی شود.سپس در سوره ی آل عمران با فرمان «لا تَأْکُلُوا الرِّبَوا» [152]از آن نهی گردیده و بیشترین انتقاد از رباخواری در همین آیات آمده است، ضمناً آیه «وَ أَخْذِهِمُ الرِّبَوا وَ قَدْ نُهُوا عَنْهُ»[153]،یادآور می شود که در مذهب یهود نیز «ربا» حرام بوده، همچنان که این حرمت در تورات[154]ذکر شده است.

* آیات مربوط به ربا، بدنبال آیات انفاق آمد، تا دو جهت خیر و شر را که توسط مال و ثروت پدید می آید مطرح کند.انفاق یعنی دادن بلاعوض و ربا یعنی گرفتن بلاعوض. هر آثارخوبی که انفاق دارد،مقابلش آثار سوئی است که ربا در جامعه پدید می آورد.به همین جهت قرآن می فرماید:«یَمْحَقُ اللّهُ الرِّبا وَ یُرْبِی الصَّدَقاتِ» خداوند ثروت بدست آمده از ربا را نابود،ولی صدقات را افزایش می دهد.

* تهدیدهایی که در قرآن برای اخذ ربا و پذیرش حاکمیّت طاغوت آمده،برای قتل، ظلم، شرب خمر،قمار و زنا نیامده است.[155] حرمت ربا نزد تمام فرق اسلامی،قطعی واز گناهان کبیره است.وقتی به امام صادق علیه السلام خبر دادند که فلانی رباخوار است، فرمود:اگر قدرت می داشتم گردنش را می زدم.[156] همچنان که حضرت علی علیه السلام وقتی با رباخواری مواجه شد، از او خواست توبه کند،وقتی توبه کرد او را رها نمود و به دنبال آن فرمود: رباخوار را باید از عمل خود توبه دهند،همچنان که از شرک توبه می دهند.از امام باقر علیه السلام نقل شده است که فرمود: خبیث ترین درآمدها، رباخواری است.[157] و رسول خدا صلی الله علیه و آله فرموده اند: هرگاه خداوند اراده هلاک قریه ای را داشته باشد، رباخواری در آن قریه ظاهر می شود.[158]و خداوند، فرد رباخوار، وکیل، شاهد و کاتب ربا را لعنت نموده است.[159] در حدیث میخوانیم: رباخواران، در قیامت همچون دیوانگان محشور می شوند.[160]

* امام صادق علیه السلام علّت تکرار آیات ربا را آماده سازی ثروتمندان برای کار خیر و صدقات می داند و می فرماید:چون از یکسو «ربا» حرام است و از طرف دیگر کنز و انباشتن ثروت به صورت راکد نیز است،پس چاره ای برای ثروتمندان جز انفاق و یا کارهای تولیدی مفید باقی نمی ماند. [161]همچنان که درباره علّت تحریم ربا گفته اند: رباخواری مانع جریان پول در مسیر تولید و کارهای عام المنفعه است و به جای تلاش و فکر و بازو،فقط از سود پول بهره گیری می شود، لذا ربا تحریم شده است.

از امام صادق علیه السلام روایت شده است که فرمودند:«لو کان الربا حلالا لترک الناس التجارات»اگر ربا حلال بود،مردم کسب و کار را رها می کردند.[162] 

و از امام رضا علیه السلام نیز روایت شده است که فرمودند: اگر ربا شیوع پیدا کند راه قرض دادن بسته می شود. [163]

ضمناً چون احتمال در دام ربا افتادن در امور اقتصادی زیاد است، در حدیث می خوانیم: «من اتّجر بغیر فقه فقد ارتطم فی الربا» [164]هرکس بدون دانش و آگاهی از مسائل فقهی تجارت وارد تجارت شود،گرفتار ربا می شود.

آثار ربـا :

* گرفتن پول اضافی، بدون انجام کاری مفید و یا مشارکت در تولید، نوعی ظلم و اجحاف است که موجب پیدایش دشمنی و قساوت می شود.

ربا دهنده به جهت بدهی های تصاعدی،گاهی ورشکست و مجبور به قبول انواع ذلّت ها و اسارت ها می شود.[165]

ربا،تعادل جامعه را بهم زده و موجب تقسیم جامعه به دو قطب مستکبر و مستضعف می شود. [166]

با توجّه به این آثار تخریبی،نه تنها در شریعت اسلام،بلکه در تمام ادیان آسمانی ربا تحریم شده است.

امّا برخی به بهانه هایی می خواهند ربا را توجیه کنند و به دنبال راه فرار هستند. کلاه شرعی ساختن، همانند حیله یهود برای گرفتن ماهی در روز شنبه که در آیات قبل ماجرای آن بیان شد، نوعی بازی بیش نیست و قرآن از این گونه بازی ها انتقاد کرده است.

ربا، آثار تخریبی خود را دارد هرچند که جوامع انسانی آن را در سیستم اقتصادی خود پذیرفته باشند. علّت پیشرفت جوامع غربی،توجّه به علم و صنعت است،نه اینکه رباخواری موجب ترقّی آنها شده باشد.

پیام ها :

1-رباخواران،از تعادل روحی و روانی برخوردار نیستند و جامعه را نیز از تعادل اقتصادی خارج می سازند. «کَما یَقُومُ الَّذِی یَتَخَبَّطُهُ الشَّیْطانُ»

2-تشبیه بیع حلال به ربای حرام،نشانه عدم تعادل فکری آنان است. «یَتَخَبَّطُهُ الشَّیْطانُ... بِأَنَّهُمْ قالُوا إِنَّمَا الْبَیْعُ مِثْلُ الرِّبا»

3-توجیه گناه،راه را برای انجام گناه باز می کند. «إِنَّمَا الْبَیْعُ مِثْلُ الرِّبا»

4-تا قبل از ابلاغ تکیف،مسئولیّتی نیست. «فَمَنْ جاءَهُ مَوْعِظَهٌ مِنْ رَبِّهِ»

5-احکام الهی،در جهت پند وتربیت مردم است. «جاءَهُ مَوْعِظَهٌ مِنْ رَبِّهِ»

6-قانون امروز،شامل گذشته افراد نمی شود. «فَلَهُ ما سَلَفَ»

7-از گناه ناآگاهان اغماض می شود،ولی از آگاهانِ مغرض و مُصرّ هرگز. «وَ مَنْ عادَ فَأُولئِکَ أَصْحابُ النّارِ»

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 [151] روم،39

[152] - آل عمران،130

[153] - نساء،161

[154] - تورات،سِفر خروج،فصل 23 جمله 25 و سِفر لاویان،فصل 25.

[155] - تفسیر المیزان،ذیل آیه

[156] - وسائل،ج12،ص429

[157] - کافی،ج5،ص147

[158] - کنز العمّال،ج4،ص104

[159] - وسائل،ج12،ص430

[160] - تفسیر درالمنثور،ج2،ص102.

[161] وسائل،ج12،ص423.

[162] - وسائل،ج12،ص424 و بحار،ج103،ص119

[163] - الحیاه،ج4،ص334

[164] نهج البلاغه،قصار 447

[165] - تفسیر مراغی،ذیل آیه

[166] - تفسیر المیزان



«ادامه مطلب»


نوع مطلب : 02-سوره بـقـرة، 30-سوره روم، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، علل الشرایع، اسرار گناه و بررسی آثار آن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 13 مهر 1397



اسرار تحریم پرندگان درنده و حیوانات وحشى و درنده‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 235-مطلب شماره 445


على بن احمد با همان اسناد قبل نقل كرده :

حضرت رضا علیه السّلام مكتوبى به محمّد بن سنان نوشته و در آن مرقوم فرمودند:

تمام پرندگان درنده و حیوانات وحشى درنده حرام هستند زیرا مردار و گوشت انسانها و قاذورات و اشباه اینها را مى‏ خورند لذا خداوند عزّوجل نشانه‏ هایى را جهت امتیاز حیوانات وحشى از حلال گوشت و پرندگان حلال از حرام گوشت آنها قرار داده.

 چنانچه پدرم علیه السّلام در همین باره فرموده:

هرحیوان درنده‏ اى كه صاحب دندان نیش بوده و هر پرنده ‏اى كه چنگال داشته باشد

حرام گوشت است چنانچه هر پرنده ‏اى كه سنگدان دارد گوشتش حلال میباشد.

و فرق و امتیاز دیگرى كه بین پرندگان حلال و حرام مى ‏باشد این است كه در فرموده پدرم علیه السّلام به آن اشاره شده و آن حضرت فرموده ‏اند:

هر پرنده ‏اى كه در وقت پرواز بالش را تكان دهد آن را بخورد كه حلال بوده و آنچه از پرندگان هنگام پرواز بالشان را صاف نگاه مى‏ دارند نخور كه حرام گوشت هستند.

سپس فرمودند: خرگوش حرام بوده زیرا به منزله سنّور (نوعى گربه) است و همانطورى كه حیوانات درنده وحشى و سنّور چنگال دارند خرگوش نیز داراى چنگال مى‏ باشد مضافاً به اینكه ذاتاً خرگوش قذر و خبیث است و از این گذشته در وصف آن گفته ‏اند همچون زنان خون حیض مى‏ بیند زیرا از جمله ممسوخات است و این خود یكى از عوامل قذر و خبیث بودنش محسوب میشود.





نوع مطلب : علل الشرایع، اســــــــــــــرار عالم خلفت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 13 مهر 1397

إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنْزِیرِ وَمَا أُهِلَّ بِهِ لِغَیْرِ اللَّهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَیْرَ بَاغٍ وَلا عَادٍ فَلا إِثْمَ عَلَیْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ ﴿بقره/173

جز این نیست كه خدا [براى مصون ماندن شما از زیان‏هاى جسمی  و روحى] مردار و خون و گوشت خوك و حیوانى را كه [هنگام ذبح] نام غیر خدا بر آن برده شده ، بر شما حرام كرده . پس كسى كه [براى نجات جانش از خطر] به خوردن آنها ناچار شود ، در حالى كه خواهان لذّت نباشد و از حدّ لازم تجاوز نكند ، گناهى بر او نیست ؛ زیرا خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.

 

حُرِّمَتْ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةُ وَالدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِیرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَیْرِ اللَّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّیَةُ وَالنَّطِیحَةُ وَمَا أَکَلَ السَّبُعُ إِلا مَا ذَکَّیْتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالأزْلامِ ذَلِکُمْ فِسْقٌ الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ دِینِکُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الإسْلامَ دِینًا فَمَنِ اضْطُرَّ فِی مَخْمَصَةٍ غَیْرَ مُتَجَانِفٍ لإثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ ﴿مائده/3

]خوردن مواد ناپاک که تناسبی با جسم و روح شما ندارند[ بر شما حرام شده است ]مانند[ گوشت مردار و خون و گوشت خوک و آنچه به نام غیر خدا کشته اند و حیوان خفه شده و آنچه به ضرب چوب و سنگ مرده و آنچه به سبب پرت شدن از بلندی جان داده و حیوانی که به ضرب شاخ حیوان دیگر از بین رفته و حیوانی که درنده ای آن را کشته و از آن خورده، مگر آنچه را که در آستانه مرگ، قابل تذکیه بوده و شما به دستور شرع تذکیه کرده اید، و نیز آنچه برای بت ها قربانی شده، و آنچه به وسیله تیرهای قمار سهم بندی می کنید بر شما حرام گشته است. [همه] این [امور] فسق و نافرمانی [از احکام خدا] ست. امروز کفرپیشگان از [شکست] دین شما ناامید شده اند؛ بنابراین از آنان مترسید و از من بترسید. امروز [با نصبِ علی بن ابی طالب به ولایت، امامت، حکومت و فرمانروایی بر امت] دین تان را برای شما کامل، و نعمتم را بر شما تمام کردم، و اسلام را برایتان به عنوان دین پسندیدم. پس هر که در حال گرسنگی شدید بی آنکه مایل به گناه باشد [به خوردن مُحرّمات بیان شده] ناچار شود، [می تواند به اندازه ضرورت از آنها بهره گیرد]؛ یقیناً خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.

 

فَکُلُوا مِمَّا ذُکِرَ اسْمُ اللَّهِ عَلَیْهِ إِنْ کُنْتُمْ بِآیَاتِهِ مُؤْمِنِینَ ﴿انعام/118

پس اگر به آیات خدا ایمان دارید، از آنچه [از گوشت حیوان حلال گوشتی] که [وقت ذبح شدن] نام خدا بر او برده شده بخورید [نه از ذبیحه گمراهان].

 

وَلا تَأْکُلُوا مِمَّا لَمْ یُذْکَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَیْهِ وَإِنَّهُ لَفِسْقٌ وَإِنَّ الشَّیَاطِینَ لَیُوحُونَ إِلَى أَوْلِیَائِهِمْ لِیُجَادِلُوکُمْ وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّکُمْ لَمُشْرِکُونَ ﴿انعام/121

از آنچه [هنگام ذبح شدن] نام خدا بر آن برده نشده نخورید؛ مسلماً خوردن آن فسق [و بیرون رفتن از عرصه طاعت خدا] است؛ قطعاً شیاطین [شبهات ناروایی را به ضد احکام خدا] به دوستانشان القاء می کنند تا با شما [درباره احکام خدا] مجادله و ستیزه کنند، و اگر از آنان پیروی کنید، یقیناً شما هم مشرکید.


قُلْ لا أَجِدُ فِی مَا أُوحِیَ إِلَیَّ مُحَرَّمًا عَلَى طَاعِمٍ یَطْعَمُهُ إِلا أَنْ یَکُونَ مَیْتَةً أَوْ دَمًا مَسْفُوحًا أَوْ لَحْمَ خِنْزِیرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقًا أُهِلَّ لِغَیْرِ اللَّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَیْرَ بَاغٍ وَلا عَادٍ فَإِنَّ رَبَّکَ غَفُورٌ رَحِیمٌ ﴿انعام/145

بگو: در احکامی که به من وحی شده [خوراک] حرامی را بر خورنده ای که میل دارد آن را بخورد نمی یابم، مگر آنکه مردار یا خون ریخته شده [از رگ های حیوان] یا گوشت خوک باشد که یقیناً همه نجس و پلیدند، یا حیوانی که از روی نافرمانی از دستور خدا [هنگام ذبح] نام غیر خدا بر آن برده شده؛ پس کسی که [برای نجات جانش از خطر] به خوردن آنها ناچار شود در حالی که خواهان لذت نباشد و از حدّ لازم تجاوز نکند [گناهی بر او نیست؛] یقیناً پروردگارت بسیار آمرزنده و مهربان است.

 

إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنْزِیرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَیْرِ اللَّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَیْرَ بَاغٍ وَلا عَادٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ ﴿نحل/115

خدا فقط مردار وخون و گوشت خوک و آنچه را با نام غیر خدا ذبح کرده اند، بر شما حرام کرده است؛ پس کسی که [برای نجات جانش از خطر، به خوردن آنها] ناچار شود در حالی که خواهان لذت نباشد و از حد لازم تجاوز نکند [گناهی بر او نیست] یقیناً خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.

 

عبارت "اهل لغیر الله" در چهار آیه از قرآن کریم وارد شده است؛[1] یعنى دو سوره انعام و نحل که هر دو مکى است و یکى در اوائل بعثت نازل شده و دیگرى در اواخر توقف رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم در مکه و در دو سوره بقره و مائده که در اوائل هجرت به مدینه و اواخر آن نازل شده است. یکی از صریح ترین این آیات، آیه 173 سوره بقره است که به تفسیر و ترجمه آن پرداخته می شود و همچنین مباحث ذیل به ترتیب عرضه می شود تا بتوان نتیجه گیری دقیق تری انجام داد

قرآن در این آیه می فرماید:

"إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةَ وَ الدَّمَ وَ لَحْمَ الْخِنزِیرِ وَ مَا أُهِلَّ بِهِ لِغَیرِْ اللَّهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَیرَْ بَاغٍ وَ لَا عَادٍ فَلَا إِثْمَ عَلَیْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیم‏".

 

معنای "اُهل" در "أُهِلَّ لِغَیْرِ اللَّهِ" :

الإهلال به معنای بلند کردن صوت است، مشرکان در هنگام ذبح می گفتند: به نام لات و عزی (دو بت در جاهلیت). هرگاه طفل بعد از ولادت، صدایش با گریه باز شود می گویند: "استهلّ الصبیّ".[2]

 

برداشت از آیه :

آیه می فرماید: بر شما میته ... و آن چه نام غیر خدا برده شده، حرام است. آیه گویا با ظرافت و اختصاری که مخصوص قرآن است، دو مطلب را می خواهد به اثبات برساند.

الف. آن که بر هر ذبیحه ای باید نام خداوند برده شود. 

ب. اگر نام غیر خدا برده شود آن ذبیحه حرام است؛ زیرا چهار فرض در این جا قابل تصور است.

اول آن که نام خدا فقط برده شود، دوم آن که نام غیر خدا برده شود. سوم؛ نام خدا و غیر خدا با هم برده شود، و چهارم آن که نام هیچ کس برده نشود. فرض اول که مسلماً مطلوب و بدون اشکال است و با دلالت مفهوم آیه فهمیده می شود.

فرض دوم را هم آیه به همین دلالت نفی می کند. در فرض سوم چون نام غیر خدا هم برده شده است، پس صدق می کند که بگوییم: "ذبح با نام غیر خدا کشته شده است". در فرض چهارم اگر چه ظاهر آیه می رساند که اگر نامی برده نشد، پس ذبح حلال است. ولی اگر کمی در معنا دقت شود، غیر از آن فهمیده می شود؛ زیرا وقتی می فرماید: صدا بلند شده است، به این نکته عنایت دارد که برای ذبح، نام چیزی را می بردند، ولی بت پرستان نام بتان خود را می آورند. اگر این برداشت صد در صد مورد قبول واقع نشود، لا اقل برداشتی است در کنار برداشت شما، ولی برای این برداشت قرائن محکمی وجود دارد که ذکر می کنیم:

1. آیه 121 انعام می فرماید:  "از ذبحى که نام خدا بر آن یاد نشده مخورید که عصیان است".[3] در این آیه تصریح دارد؛ خوردن ذبحی که نام خداوند بر آن برده نشده حرام است. پس اگر هیچ نامی برده نشود، باز هم حرام است؛ زیرا نام خداوند بر آن برده نشده است.

2. در آیه 118 از همین سوره می فرماید: "از آن چه که نام خدا بر آن برده شده بخورید".[4] با استفاده از مفهوم مخالف می توان نتیجه گرفت که از ذبحی که نام خداوند بر آن برده نشده، نباید بخوریم.

3. آن قدر ذکر نام خداوند در هنگام ذبح مهم است که خداوند به شکارچیان می فرماید هنگامی که سگ های شکاری خود را به طرف صید رها می کنید، باید نام خداوند را ذکر کنید.[5]

4. در برخی از کتب آیات الاحکام نیز به این مطلب اشاره شده است که عبارت «ما اهل لغیر الله» ذبح های که بدون نام خداوند، کشته شده اند را، نیز در بر می گیرد.[6]

5. روایات ائمه معصومین (ع) نیز این معنا را ثابت می کند. امام رضا (ع) در روایتی می فرمایند: "خداوند آن ذبحی که نام غیر خدا بر آن برده شود را حرام کرده است؛ زیرا خداوند اقرار به یگانگی خود، و ذکر اسمش را در هنگام ذبح، بر بندگانش واجب کرده است و در ذکر اسم خداوند، اقرار به ربوبیت و توحیدش است".[7]

بر این اساس؛ همه علمای اسلام بر این نکته اذعان دارند که عدم ذکر نام خداوند (چه این که هیچ اسمی برده نشود، و یا اسم غیر خداوند برده شود)، موجب حرمت ذبح می شود و می توان گفت که در مذهب تشیع هیچ اختلافی بر این مطلب نیست که، بردن نام خداوند، برای حلیت ذبح لازم است.[8] بله در میان اهل سنت، شافعیه می گویند:«تسمیه، شرط در حلال بودن خوردن ذبیحه نیست. بله اگر نام غیر خدا را آورده شود، حرام می شود».[9]

ناگفته پیدا است که این قول مخالف آیات مذکور قرآن و مذاهب سه گانه اهل سنت و شیعه است.

از این روست که همه مراجع محترم فعلی فتوا داده اند که اگر، حیوان بدون نام خداوند، کشته شود، خوردن آن حرام است. بله اگر از روی فراموشی نام خداوند برده نشود؛ اشکالی ندارد.[10]

ذکر نام خداوند فقط جنبه یک اقرار خشک را ندارد، بلکه چه بسا این اقرار اثرات وضعی گوناگونی بر روی ذبیحه بگذارد .

ثالثاً :  امروزه در اکثر کشورها، گوشت حلال موجود است، و در صورت نبود گوشت های حلال باید از گوشت هایی استفاده کرد که نیازی به ذبح ندارد؛ مانند انواع ماهی ها.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1] بقره؛173؛ مائده؛ 3 ؛ انعام ؛ 145 ؛ نحل ؛115

 

[2] درویش، محی الدین، إعراب القرآن و بیانه، ج ‏2، ص 408، دارالارشاد،سوریه، چاپ چهارم، 1415.

 

[3] "وَ لا تَأْکُلُوا مِمَّا لَمْ یُذْکَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَیْه‏".

 

[4] "فَکُلُوا مِمَّا ذُکِرَ اسْمُ اللَّهِ عَلَیْه".‏

 

[5] مائده،4.

 

[6] مقداد، جمال الدین، کنز العرفان فی فقه القرآن، ج ‏2، ص 301، قم، بی تا؛ کاظمی ، جواد، مسالک الأفهام إلى آیات الأحکام، ج ‏4، ص 141، مرتضوی، 1389ق.

 

[7] حرعاملی، محمد بن الحسن، وسائل الشیعة، ج ‏24، ص 213، احیاءالتراث، قم.

 

[8] حلی، شیخ حسین، دلیل العروة الوثقى، ج ‏1، ص 376، مطبعة النجف، 1379ق.

 

[9] الجزیری، عبدالرحمان و یاسر مازح، السید محمد، الفقه علی المذاهب الاربعة، ج 1، ص 400، المکتبة العصریة، بیروت 1426.

 

[10] توضیح المسائل مراجع، ج 2، ص 573، م 2594.




****************


 اسرار حرام بودن حیوانى كه هنگام ذبح

 نام غیر خدا بر آن برده شده‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 234-مطلب شماره 444


حدیث (1) 

على بن احمد از محمّد بن ابى عبد اللَّه از محمّد بن اسماعیل، از على بن عباس، از قاسم بن ربیع صحّاف از محمّد بن سنان نقل كرده كه وى گفت: حضرت ابو الحسن الرضا علیه السّلام در مكتوبى به او در جواب مسائلش مرقوم فرمود:

حیوانى كه هنگام ذبح نام غیر خدا بر آن برده شده به خاطر این حرام است كه حق عزّوجلّ بر مخلوقاتش واجب كرده كه اقرار به او نموده و اسم آن حضرت را بر ذبایح محلّل ببرند نه نام دیگرى است.

و سرّ دیگرش این است كه بین آنچه به واسطه ‏اش به حضرت بارى تقرّب حاصل مى شود كه و آنچه عبادت و پرستش شیاطین و بت ها است نباید مساوات باشد و وقتى ذبیحه ‏اى كه اسم غیر خدا بر آن برده شده را حرام بدانیم رعایت این جهت شده است چه آنكه در نام خدا را بردن، شخص بدین وسیله به ربوبیّت و وحدانیّت حضرت حق عزّ و جل اقرار كرده و اگر اسم غیر او را ببرد اظهار شرك نموده و به غیر ذات جلالش تقرّب جسته، پس ذكر نام «اللَّه» بر ذبیحه فرق است بین ذبیحه محلّل و محرّم به این معنا كه اگر نام حق عزّوجلّ بر آن برده شود حلال بوده و در غیر این صورت حرام مى ‏باشد.





نوع مطلب : 02-سوره بـقـرة، 05-سوره مـائـده، 06-سوره انـعـام، 16-سوره نـحـل، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، علل الشرایع، اســــــــــــــرار عالم خلفت، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 13 مهر 1397

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِذَا لَقِیتُمُ الَّذِینَ كَفَرُواْ زَحْفاً فَلاَ تُوَلُّوهُمُ الأَدْبَار ﴿انفال/15 

«اى اهل ایمان، هرگاه با تهاجم و تعرض كافران در میدان كارزار روبرو شدید، مبادا از بیم آنها پشت كرده و از جنگ بگریزید».

 

وَ مَن یُوَلِّهِمْ یَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلاَّ مُتَحَرِّفاً لِّقِتَالٍ أَوْ مُتَحَیِّزاً إِلَى فِئَةٍ فَقَدْ بَاء بِغَضَبٍ مِّنَ اللّهِ وَمَأْوَاهُ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِیرُ ﴿انفال/16

«و هركه در روز جنگ، پشت به آنها كرده، بگریزد به طرف خشم خدا روى آورده، جایگاهش در دوزخ خواهد بود كه بدترین منزل است، مگر آنكه هدفش كناره گیرى از میدان براى حمله مجدد و یا به قصد پیوستن به گروهى (از مجاهدان) بوده باشد».


***


فرار از جبهه جنگ از دیدگاه قرآن و ائمه

بى شك یكى از گناهان بسیار بزرگ فرار از میدان جنگ در وقت نبرد و رویاروئى با دشمن اسلام و مسلمانان است.

و در این مورد روایات بسیار زیادى از شیعه و سنّى نقل گردیده است، ریشه فرار از جهاد، عدم برخوردارى آدمى از ایمان و اعتقادى كامل، و پندارى غلط است كه گاه در او پدید مى آید، بنابراین یك زمنده باید قبل از هر چیز موضع خود را ارزیابى كند، كه در كدامین صف است؟

با یك ملاحظه اجمالى، به خوبى مى تواند، جبهه حق را از باطل تمیز دهد، با ارزیابى بافت نیروها و یا مقایسه سخن فرماندهانشان و با در نظرگیرى هدفها و آمالهاى طرفین مى تواند به نتیجه مطلوب برسد.

نیروهاى صف حق، با ایمان مى جنگند، در گفتار فرماندهانشان سخن از انجام وظیفه الهى است و هدف كسب عزت و نابودى متجاوز و نجات مستضعفین و رفع فتنه است، اما نیروهاى باطل، با زور مى جنگند ایمان ندارند، در گفتار فرماندهانشان صحبت از مقاصد شیطانى و رسیدن به هواهاى نفسانى است و هدف آنان ذلّت مردم و در بند كشیدن ایشان و سپردن آنان به بیگانه است.

و پس از این، باید انتخاب صف كرد، كه در تاریخ همیشه این دو صف در برابر هم ایستاده اند و خواهند ایستاد:

 

صف هابیل در برابر قابیل.

صف ابراهیم در برابر نمرود.

صف موسى در برابر فرعون.

صف محمد(ص) در برابر مشركین.

و سرانجام امروز انقلاب اسلامى ایران در برابر استكبار جهانى.

و فردا...

و پس از آن دیگر معنایى براى فرار وجود نخواهد داشت.

راستى فرار براى چى؟

راستى فرار براى كى؟

راستى فرار به كجا؟

مگر مى توان با فرار از صحنه نبرد قضاى الهى را تغییر داد؟ و آیا مى توان با چنین عملى، مشیّت او را عوض نمود؟ و آیا مى توان از سلطه خداوند گریخت؟ كجاست كه او نباشد؟! و آن كدامین مكان است كه تحت حاكمیّت او نباشد؟!!

بلى جابجائى تاكتیكى و ملحق شدن به نیروهاى خودى براى مقابله با دشمن، غیر از فرار اصطلاحى است.

در این آیات شریفه دقت كنید:

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِذَا لَقِیتُمُ الَّذِینَ كَفَرُواْ زَحْفاً فَلاَ تُوَلُّوهُمُ الأَدْبَار ﴿انفال/15 

«اى اهل ایمان، هرگاه با تهاجم و تعرض كافران در میدان كارزار روبرو شدید، مبادا از بیم آنها پشت كرده و از جنگ بگریزید».

 

وَ مَن یُوَلِّهِمْ یَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلاَّ مُتَحَرِّفاً لِّقِتَالٍ أَوْ مُتَحَیِّزاً إِلَى فِئَةٍ فَقَدْ بَاء بِغَضَبٍ مِّنَ اللّهِ وَمَأْوَاهُ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِیرُ ﴿انفال/16

«و هركه در روز جنگ، پشت به آنها كرده، بگریزد به طرف خشم خدا روى آورده، جایگاهش در دوزخ خواهد بود كه بدترین منزل است، مگر آنكه هدفش كناره گیرى از میدان براى حمله مجدد و یا به قصد پیوستن به گروهى (از مجاهدان) بوده باشد».

 

بطور اجمال، اثرات فرار از صحنه نبرد چنین است:

غضب خدا.

عار و ننگ همیشگى.

ذلّت همیشگى.

جسور شدن دشمن.

و سرانجام، مستحقّ آتش جهنّم شدن.

 

1- عن امیرالمؤمنین(ع): «الفِرارُ مِنَ الزَّحْفِ مِنَ الْكَبائِرِ» (مستدرك الوسائل، ج 2, ص 255.)

حضرت على(ع) فرمود: «فرار از جهاد، از گناهان كبیره است».

2- قال امیرالمؤمنین(ع): «... و فیهِ استیجابُ النّارِ بِالْفِرارِ مِنَ الزَّحْفِ عِنْدَ حَضْرَةِ القِتالِ...» (وسائل الشیعه، ج 11, ص 71 - فروع، ج 5, ص 38.)

حضرت على(ع) فرمود: «... و در آن سزاوارى و استحقاق آتش (جهنّم) است به خاطر فرار از جهاد در وقت نبرد...».

3- حضرت امیر(ع) در جنگ صفین خطاب به لشكریانش فرمود: «... واستَحیُوا الْفَرَّ فَاِنَّهُ عارٌ باقِ فِى الأعْقابِ وَ نارْ یَوُمَ الْحِسابِ» (مستدرك الوسائل، ج 2, ص 259 ).

«... و شرم كنید از اینكه از میدان جنگ فرار كنید، پس به درستى كه فرار موجب ننگى باقى در فرزندان آینده و آتش روز قیامت خواهد شد».

4- ... و قال امیرالمؤمنین(ع): «... و أیْمُ اللّهِ لاِنْ فَرَرْتُمْ مِن سَیْفِ العاجِلَةِ لا تَسْلَمُونَ مِن سَیْفِ الاخِرَةِ». (مستدرك الوسائل، ج 2, ص 259 - نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبه 124, ص 382 .)

... و حضرت على(ع) فرمود: «قسم به خدا، اگر شما از شمشیر دنیا فرار كنید (و از جبهه نبرد بگریزید) از شمشیر آخرت (و عذاب الهى) سالم نمى مانید».

5- قال على (ع): «... و أیْمُ اللّهِ لاِنْ فَرَرْتُمْ مِن سُیوُفِ العاجِلَةِ لا تَسْلَمُونَ مِن سُیُوفِ الاجِلَةِ» (وسائل الشیعه، ج 11, ص 72 ).

حضرت على(ع) فرمود: «قسم به خدا اگر از شمشیرهاى دنیا فرار كنید از شمشیرهاى آینده (قیامت) سالم نمى مانید».

6- عن عمران بن حصین قال: «لَمّا تَفَرَّقَ النّاسُ عَن رسولِ اللّه(ص) فى یَوُمِ الاُْحُدِ جاءَ عَلى(ع) مُتَقَلِّداً سَیْفَهُ حتّى قامَ بَینَ یَدیْهِ، فَرَفَعَ رَسولُ اللّه(ص) رأسَهُ فَقالَ لَهُ: ما بَالُكَ لَمْ تَفَرَّ مَعَ النّاسِ؟! فَقالَ: یا رَسُولِ اللّه أرجِعُ كافِراً بَعْدَ إسلامِى». (مستدرك الوسائل، ج 2, ص 256).

عمران بن حصین مى گوید: «وقتى كه مردم در روز جنگ احد (بر اثر شكست ابتدایى مسلمین از مشركین) از اطراف پیامبر اكرم(ص) متفرق شدند، على(ع) درحالى كه شمشیرش را حمائل كرده بود، آمد تا در مقابل پیامبر ایستاد (و به دفاع از پیامبر(ص) پرداخت)، پس پیامبر خدا سرش را بلند كرد و فرمود: چگونه است كه تو با مردم فرار نمى كنى؟ حضرت على(ع) عرض كرد: اى رسول خدا آیا من به حالت كفر بازگردم، پس از آنكه اسلام آوردم...».

7- قال امیرالمؤمنین(ع): «ولیعلم المنهزم بأنّه مُسخِطٌ ربّه: وموبق نفسه، و أنّ فى الفرار موجدة اللّه، و الذّلّ اللازم و العار الباقى و أن الفارّ لغیر مزید فى عمره، ولا محجوز بینه و بین قومه و لا یرضى ربه ولموت الرجل محقا قبل اتیان هذه الخصال خیر من الرضا بالتلبّس بها و الإقرار علیها...» (وسائل الشیعه، ج 11, ص 65 - فروع، ج 5, ص 41 با اندكى فرق).

حضرت على(ع) فرمود: «و كسى كه (از میدان رزم و جنگ) فرار مى كند باید بداند كه خدا را به غضب آورده است، و خود را هلاك گردانیده است و همانا در فرار، خشم خدا و ذلت همیشگى و ننگ باقى خواهد بود و به درستى كه بر عمر او چیزى افزوده نمى شود و نمى تواند بین خود و مرگش فاصله اندازد، و خدایش را خشنود نمى گرداند و همانا مرگ و نیستى قبل از یافتن این خصلت (فرار از جنگ) بهتر است از راضى شدن به فرار، و اقرار بر آن...».

8- كتاب صفین (كتاب وقعة صفین، ص 256, چاپ مصر) للنصر بن مزاحم... عن زید بن وهب أن علیّاً... قال: ««ولیعلم المنهزم أنّه مُسخِطٌ لربّه: وموبق نفسه، و فى الفرار موجدة اللّه علیه، و الذّلّ اللازم و فساد العیش علیه، و أن الفارّ منه لایزید فى عمره، ولا یرضى ربه فموت الرجل محقا قبل اتیان هذه الخصال خیر من الرضا بالتلبّس بها و الإقرار علیها...» (بحارالانوار، ج 100, ص 28 .)

در كتاب صفین نصر بن مزاحم... از زید بن وهب نقل مى كند، كه حضرت على(ع) (به یاران خود در جنگ صفین) فرمود: «و باید فرار كننده (از جبهه جنگ) بداند كه او خدایش را به غضب آورده است و خود را به هلاك انداخته است و در فرار خشم خدا و ذلت همیشگى و فساد زندگى بر او خواهد بود. و به درستى كه فرار كننده (از جنگ) چیزى بر عمرش افزوده نمى گردد، و خدایش را راضى نمى كند، پس اگر مرد در حالت باطل بمیرد قبل از آنكه این خصلت (ننگ فرار) را بیابد (براى او) از رضایت به فرار كردن و اقرار بر آن بهتر است.»

9- قال امیرالمؤمنین(ع): «وَ إنَّ الفَارَّ لَغَیْرُ مَزِید فى عُمرِهِ وَ لا مَحْجُوز بَیْنَهُ وَ بَیْنَ یَوُمِهِ» (نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبه 124, ص 383).

حضرت على(ع) فرمود: و به درستى كه به عمر و زندگانى فرار كننده افزوده نمى شود و فرار مانع از مرگش نمى گردد».

10- قال امیرالمؤمنین(ع): «... واعلموا أنكم بعین اللّه، و مع ابن عم رسول اللّه(ص) فعاودوا الكَر، و استَحیوا من الفَرّ، فإنّه عار فِى الأعقاب، و نارٌ یَومُ الحِساب». (نهج البلاغه، فیض الاسلام، خطبه 65, ص 158).

حضرت على(ع) (به اصحاب خود در صفین) فرمود: «و بدانید كه شما مدّ نظر خدا هستید و همراه با پسرعموى رسول خدا(ص) پس پى در پى (به دشمن حمله كنید) و از گریختن شرم نمائید، زیرا فرار ننگى براى اعقاب است (بعد از شما فرزندانتان را سرزنش خواهند كرد) و موجب آتش روز حساب و رستاخیز است (در قیامت به عذاب الهى گرفتار خواهید شد)».



****************


 اسرار حرام بودن فرار از جبهه جنگ و تعرّب بعد از هجرت‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 233-مطلب شماره 443


حدیث (1) 

على بن احمد از محمّد بن ابى عبد اللَّه، از محمّد بن اسماعیل، از على بن عبّاس از قاسم بن ربیع صحّاف، از محمّد بن سنان نقل كرده كه وى گفت: حضرت ابا الحسن الرّضا علیه السّلام در مكتوبى به او در جواب مسائلش فرمودند: خداوند تبارك و تعالى گریختن از جبهه جنگ را حرام كرده و علّتش چند چیز است.

الف: گریختن موجب سستى و شكست در دین مى ‏باشد.

ب: گریز از جنگ باعث سبك شمردن رسل و پیشوایان عادل دین خواهد بود.

ج: فرار از جهاد معنایش ترك نصرت و یارى نمودن ائمّه علیهم السّلام است بر علیه دشمنان و رها كردن آن حضرات و همراهى نكردنشان در عقوبت و تنبیه كردن دشمنان در مقابل انكار آنها آنچه را كه به آن از سوى رؤساى دین دعوت به آن شده ‏اند یعنى اقرار به ربوبیّت و اظهار عدل و ترك جور و ستم و از بین بردن فساد مى ‏باشد.

د: گریختن از میدان نبرد سبب مى‏شود كه دشمنان بر مسلمین جرات پیدا كرده و دست به اسارت و كشتار مسلمانان دراز كرده و دین خدا را تباره و باطل نمایند.

سپس حضرت فرمودند:

تعرّب بعد از هجرت (یعنى بعد از مستبصر شدن در دین و هجرت از كفر به اسلام، دوباره به بلاد كفرنشین رفتن و با آنها حشر و نشر داشتن) نیز حرام است و جهتش چند چیز است:

1- تعرّب بعد از هجرت(1) معنایش رجوع از دین و ترك یارى كردن انبیاء و حجج علیهم السلام است.

2- در آن فساد و ابطال حق هر صاحب حقّى است.

علت و سبب حرمت همان است كه گفته شد نه صرف سكنا نمودن در بلاد اهل جهل و كفر فلذا اگر شخصى كاملا به دین عارف و عالم باشد باز جایز نیست كه با اهل جهل و كفر هم مسكن گردد و در بلاد مشركین متمركز شود زیرا بیم آن هست كه وى به مرور از اعتقادات مذهبى دست كشیده و علم را رها نموده و با اهل كفر و جهل هم مرام شود و سپس به عقیده باطل مستمر بماند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

(1)-به سکنی گزیدن در سرزمینى که موجب نقص در دین فرد مى‌گردد تعرب بعد از هجرت گفته می شود. عنوان یاد شده در روایات متعدّد آمده و از آن نهی شده است.

براساس آنچه از روایات و کلمات فقها استفاده مى‌شود- آن است که فرد پس از معرفت و اعتقاد به آیین اسلام و فراگیرى احکام و معارفآن، جایى را براى سکونت خود برگزیند که موجب وهن و نقصان دین وى مى‌گردد، مانند سرزمین کفر






نوع مطلب : 08-سوره انـفـال، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، علل الشرایع، اسرار گناه و بررسی آثار آن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 13 مهر 1397


وَلا تَقْرَبُوا مَالَ الْیَتِیمِ إِلا بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ حَتَّى یَبْلُغَ أَشُدَّهُ... ﴿انعام/152

و به مال یتیم جز به روشی که نیکوتر است، نزدیک نشوید تا به حدّ بلوغِ [بدنی و عقلیِ] خود برسد.

 

وَلا تَقْرَبُوا مَالَ الْیَتِیمِ إِلا بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ حَتَّى یَبْلُغَ أَشُدَّهُ... ﴿اسراء/34

و به مال یتیم تا زمانی که به سنّ بلوغ و رشدش برسد، جز به بهترین شیوه نزدیک نشوید.

 

کَلا بَل لا تُکْرِمُونَ الْیَتِیمَ ﴿فجر/17

این چنین نیست که می پندارید، بلکه [زبونی، خواری و دور شدن شما از رحمت خدا برای این است که] یتیم را گرامی نمی دارید.

 

فَذَلِکَ الَّذِی یَدُعُّ الْیَتِیمَ ﴿ماعون/2

(آیا کسی که همواره روز جزا را انکار می کند، دیدی؟) همان که یتیم را به خشونت و جفا از خود می راند،

************


اسرار حرام شدن خوردن مال یتیم به ظلم و ستم‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 232-مطلب شماره 442


حدیث (1) 

على بن احمد از محمّد بن ابى عبد اللَّه، از محمّد بن اسماعیل، از على بن عبّاس، از قاسم بن ربیع صحّاف، از محمّد بن سنان نقل كرده كه وى گفت:


حضرت ابى الحسن على بن موسى الرّضا علیه السّلام در مكتوبى به او در جواب مسائلش فرمودند: خوردن مال یتیم از روى ظلم و ستم به خاطر علل و اسباب بسیارى حرام است:


اوّل: هر گاه كسى از روى ستم مال یتیمى را بخورد بر كشتنش كمك كرده زیرا یتیم محتاج و فقیر بوده و از طرفى نمى ‏تواند خود را بكشد و بردارد و اساسا قائم به خویش نبوده و كسى را هم ندارد كه همچون پدر و مادر وى را كفایت كنند از این رو وقتى كسى مالش را بخورد گویا او را كشته و به فقر و فاقه انداخته ‏اش مضافاٌ به هشدارى كه حق عزّوجل داده و از ستم به یتیم و افراد ضعیف بر حذر داشته و اخبار به عقوبت داده چنانچه در قرآن فرموده:

باید بندگان از مكافات عمل خود بترسند (و با یتیمان نیك رفتار كنند) كسانى مى‏ ترسند كودكان ناتوان از آنها باقى ماند و زیر دست مردم شوند، آنان باید از خدا بترسند.


دوّم: حضرت ابو جعفر علیه السّلام فرمودند: خداوند عزّ و جل در خوردن مال یتیم وعده دو عقوبت داده، یك عقوبت در دنیا و دیگرى در آخرت.

پس حكمت و مصلحت در تحریم مال یتیم یكى ابقاء یتیم و قائم به نفس نمودنش بوده و دیگرى حفظ نمودن اعقاب و فرزندان از آنچه به ایتام مى‏ رسد چه آنكه متصدّیان امور ایتام وقتى وعده عقوبت حق عزّوجلّ به متصرّفین در اموال ایتام را ملاحظه كردند از خوردن اموال ایشان اجتناب كرده و هیچ گونه خیانتى در مال آنها نمى‏ كنند در نتیجه هم ایتام با داشتن مال قائم به نفس گشته و نیاز به مال دیگران ندارند و هم فرزندان متصدّیان به سرنوشت سوء ایتامى كه مالشان را اولیاء خورده ‏اند كه مبتلا نمى‏ شوند از این گذشته آنان كه مال ایتام را مى‏ خورند بعدا كه اطفال یتیم رشد كرده و به سن درك و بلوغ رسیدند حق خود را مطالبه كرده و بدین ترتیب عداوت و خصومت و بغض و كینه بین طرفین حاكم مى‏ شود. 





نوع مطلب : 06-سوره انـعـام، 17-سوره اســراء، 89-سوره فجر، 107-سوره ماعون، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، علل الشرایع، اسرار گناه و بررسی آثار آن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 13 مهر 1397


إِنَّ الَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ الْغَافِلَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ

لُعِنُوا فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ ﴿نـــور/23


بی گمان، کسانی که به زنان پاکدامن بیخبر (از همه جا) و با ایمان نسبت زنا میدهند، در دنیا و آخرت لعنت شدهاند، و برای آنها عذابی سخت خواهد بود.


قرآن کریم در این آیه کسانی را که به زنان پاکدامن و با ایمان تهمت زده- و نسبت انجام عمل ناشایست به آنها می دهند- مورد نکوهش شدید قرار می دهد و محروم بودن آنان از رحمت الهی را اعلام می نماید و اینگونه افراد را به کیفر دنیوی و عقوبت اخروی وعده می دهد.


 امام صادق علیه السلام فرمود: نسبت دادن زنان پاکدامن به ارتکاب عمل ناشایست زنا از گناهان کبیره محسوب می گردد  و موجب از بین رفتن و نابودی ثواب صد سال عبادت می گردد.

 امام صادق علیه السلام فرمود: نسبت دادن زنان پاکدامن به ارتکاب عمل ناشایست زنا موجب از بین رفتن و نابودی اعمال نیک یک سال شخص می گردد.

پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: نسبت دادن ارتکاب عمل ناشایست زنا- به شخصی که این کار را نکرده- نشانه ای از کفر است. و جایگاه کفر در آتش خواهد بود.


آثار سوء و عواقب شوم در دنیا

امام صادق علیه السلام فرمود: نسبت دادن زنان پاکدامن به ارتکاب عمل ناشایست زنا از گناهان کبیره محسوب می گردد. زیرا خداوند در باره این گروه- در قرآن- فرموده است: در دنیا و آخرت مورد لعن قرار گرفته. و عذابی بزرگ برای آنها خواهد بود.


در حدیث آمده است: شخصی که افراد پاکدامن را مورد تهمت قرار می دهد، خداوند متعال اعمال خیر او را نابود خواهد نمود.


امام صادق علیه السلام فرمود: نسبت دادن زنان پاکدامن به ارتکاب عمل ناشایست زنا موجب از بین رفتن و نابودی اعمال نیک یک سال شخص می گردد.


امام صادق علیه السلام فرمود: نسبت دادن زنان پاکدامن به ارتکاب عمل ناشایست زنا موجب از بین رفتن و نابودی ثواب صد سال عبادت می گردد.


در حدیث آمده است: از هفت چیزی که موجب هلاکت و نابودی است اجتناب کنید.

تهمت زدن به زنان با ایمان و پاکدامن از جمله آن هفت چیز می باشد.


جعفی می گوید: مردی با امام صادق علیه السلام بسیار دوست و رفیق بود. بگونه ای که همیشه همراه آن حضرت علیه السلام راه می رفت.

روزی آن مرد- به همراه غلام خود- امام صادق علیه السلام را در بازار کفّاشها همراهی میکرد، و آن غلام پشت سر آن مرد راه می رفت.

پس از آنکه مدتی راه رفتند. آن مرد متوجّه شد که غلام او پشت سرش راه نمیرود  و به جائی رفته است.

و هنگامی که آن غلام به نزد آن مرد بازگشت. او با تندی به غلام گفت:

ـــ ای فرزند مادر بدکاره- کجا رفته بودی؟

هنگامی که آن مرد این جمله را بر زبان جاری کرده و با غلام خود این گونه سخن گفت. امام صادق علیه السلام بسیار ناراحت شدند.

و از فرط ناراحتی با دست مبارک بر پیشانی خود زدند.

سپس آن حضرت علیه السلام با لحن سرزنش آمیزی به آن مرد فرمود: به مادر این غلام تهمت می زنی و به او نسبت ناروا می دهی؟

من تا امروز فکر می کردم که تو انسان باتقوا و پرهیزگاری هستی.

امّا امروز- با این کار- فهمیدم که تو اهل تقوا و پرهیزگاری نیستی.

آن مرد برای توجیه این عمل ناپسند خود به امام صادق علیه السلام گفت: مادر این غلام مسلمان نیست.

در این هنگام امام صادق علیه السلام به تندی به آن مرد فرمود: از من دور شو.

مگر نمی دانی که برای هر قوم و جماعتی ازدواج و پیمان زناشوئی وجود دارد- که با انجام دادن آن- خود را از زنا و عمل نامشروع منزّه و پاک می گردانند؟!

راوی می گوید: پس از این ماجرا امام صادق علیه السلام- تا آخر عمر- همراه با آن مرد راه نرفتند.


در زمان کودکی حضرت دانیال علیه السلام پادشاهی از پادشاهان بنی اسرائیل حکمرانی می کرد.

آن پادشاه دو قاضی داشت که مرد نیکوکاری با آن دو قاضی دوست و رفیق بود  و این مرد نیکوکار دارای همسری زیبا و با ایمان بود.

روزی آن پادشاه به آن دو قاضی گفت: شخصی را برای انجام مأموریتی به من معرفی کنید.

آن دو قاضی. آن مرد نیکوکار را که دوست آنها بود به پادشاه معرفی کردند.

سپس آن مرد نیکوکار برای انجام مأموریتی که از طرف پادشاه به او محوّل شده بود به سفر رفت.

آن مرد قبل از سفر به نزد آن دو قاضی آمده و به آنها گفت: هنگامی که در مسافرت هستم از همسرم مواظبت کرده و مایحتاج زندگی او را تأمین نمائید.

در مدتی که آن مرد در مسافرت بود این دو قاضی به نزد همسر این مرد آمده و پیشنهاد گناه و معصیت را به او دادند.

و از آن زن پاکدامن خواستند تا به خواسته نامشروع آنها تن دهد.

اما آن زن از اجابت نمودن خواسته نامشروع آنها امتناع ورزیده و دست رد بر سینه آنها زد.

آن دو قاضی به آن زن پاکدامن گفتند: چنانچه خواسته ما را اجابت نکنی به نزد پادشاه رفته و شهادت می دهیم که تو مرتکب عمل شنیع زنا شده ای.

آن زن پاکدامن در جواب به آنها گفت: هر کاری که می خواهید بکنید. من دامن خود را به گناه آلوده نمی کنم.

آن دو قاضی پس از آنکه از دست یافتن به خواسته نامشروع خود مأیوس شدند به نزد پادشاه رفته و در نزد- او به دروغ- گواهی دادند که این زن مرتکب زنا شده است و مجازات آن زن را از پادشاه درخواست نمودند.

آن پادشاه چون از پاکدامن بودن آن زن خبر داشت از این امر بسیار شگفت زده شد.

و از این امر بسیار غمگین و اندوهناک گشت.

اما چون آن دو قاضی به انجام این امر شهادت و گواهی داده بودند کاری از دست پادشاه برنمی آمد.

اما به آن دو قاضی گفت: شهادت و گواهی شما را قبول می کنم امّا از شما می خواهم تا سه روز به آن زن مهلت دهید. سپس او را مجازات نمائید.

آنگاه پادشاه به شخصی دستور داد تا در شهر ندا دهد:- ای مردم- زنی که عبادت می کرد و ادعای پاکدامنی داشت مرتکب زنا شده است.

و دو قاضی بر این امر شهادت و گواهی داده اند و خواستار مجازات او گشته اند.

و برای مشاهده اجرای مجازات او در فلان وقت حاضر شوید.

مردم از شنیدن این خبر متعجّب و مبهوت شدند.

زیرا آن زن را به عفاف و پاکدامنی می شناختند.

و به همین جهت در میان مردم شهر ولوله افتاد.

آن پادشاه از وزیر خود درخواست چاره نمود.

اما وزیر برای رفع این مشکل چاره ای نیافت.

سه روز سپری شد و روز اجرای مجازات فرا رسید.

در این روز آن وزیر در شهر گشت می زد که گذارش به چند بچه افتاد که با هم بازی می کردند و حضرت دانیال علیه السلام در میان آن بچه ها بود.

در این هنگام حضرت دانیال علیه السلام به آن بچه ها گفت:- ای بچه ها- بیائید تا بازی جدیدی را شروع کنیم. و در این بازی من نقش پادشاه را بازی خواهم کرد.

و فلان کودک دیگر نقش آن زن پاکدامن را بازی خواهد کرد. و دو کودک دیگر نقش آن دو قاضی را بازی خواهند نمود.

در این هنگام آن وزیر در آن محل ایستاد تا شاهد بازی این کودکان باشد.

حضرت دانیال علیه السلام در بازی خود- به عنوان پادشاه- آن دو قاضی را از هم دور کرده و از هر کدام جداگانه بازجوئی نمود.

و از هر یک از آنها خواست تا جزئیات ماجرا را برای او بگوید.

و از هر یک از آنها سؤال کرد که این عمل در چه روز و در چه ساعتی و در کجا و با چه شخصی انجام گرفته است؟

جواب هر یک از دو قاضی با هم متفاوت و مختلف بود.

در این هنگام حضرت دانیال علیه السلام ندای اللَّه اکبر سر داده. سپس به آن کودکان گفت:

این دو قاضی دروغ گفته اند و شهادت ناروا داده اند. و به آن زن پاکدامن تهمت زده و افترا بسته اند. زیرا جواب هر یک از آنها مخالف جواب دیگری بود.

اینک لازم است که این دو قاضی را بخاطر گواهی دروغی که داده اند و افترا و تهمتی که به آن زن پاکدامن زده اند مورد مجازات قرار داده و آنها را به قتل برسانیم.

پس از پایان این بازی کودکانه وزیر که شاهد آن بود بی درنگ به نزد پادشاه رفته و از او خواست تا آن دو قاضی را احضار نموده و آنها را از هم دور ساخته و از هر یک جداگانه بازجوئی کنند. و پس از انجام این امر. آن دو قاضی جوابهای مختلف و دوگانه دادند. و بدین ترتیب در نزد پادشاه معلوم گشت که گواهی و شهادت آنها علیه آن زن پاکدامن دروغ بوده است. و بدینوسیله پاکدامن بودن آن زن برای مردم و پادشاه آشکار گشت.

سپس آن پادشاه دستور داد تا آن دو قاضی را به دار مجازات آویخته و آنها را به قتل برسانند.

منبع : مردان رحمت شده و مردان نفرین شده، ص: 153


****************


اسرار حرام شدن نسبت ناروا دادن به زنان عفیفه ‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 231-مطلب شماره 441



حدیث (1) 

على بن احمد مى‏ گوید:

محمّد بن ابى عبد اللَّه از محمّد بن اسماعیل، از على بن عبّاس از قاسم بن ربیع صحّاف، از محمّد بن سنان نقل كرده كه وى گفت: حضرت ابو الحسن على بن موسى الرّضا علیه السّلام در مكتوبى به او در جواب مسائلش مرقوم فرمودند:

خداوند عزّ و جل نسبت ناروا به زنان عفیفه را حرام كرده زیرا در آن مفاسدى است باین شرح:

الف : فساد و تباه شدن انساب.

ب : نفى و سلب كردن فرزند از مادر.

ج : ابطال و از بین بردن مواریث.

د : ترك تربیت فرزند.

هـ : نابود شدن معارف.

و : مسادى و شرور و علّت‏هاى دیگرى كه جملگى موجب فساد مخلوق مى‏ باشند.


حدیث (2)

 محمّد بن موسى بن متوكّل از على بن الحسین سعدآبادى، از احمد بن محمّد از عبد العظیم بن عبد اللَّه الحسنى، از حضرت محمّد بن على علیهما السّلام، حضرت فرمودند:

پدرم فرمود: شنیدم از پدرم كه مى‏ فرمود: از حضرت جعفر بن محمّد علیهما السّلام شنیدم كه مى ‏فرمودند:

نسبت ناروا به زن عفیفه دادن از معاصى كبیره است زیرا حق عزّ و جل در قرآن مى ‏فرماید:


إِنَّ الَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ الْغَافِلَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ

لُعِنُوا فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ ﴿نـــور/23


بی گمان، کسانی که به زنان پاکدامن بیخبر (از همه جا) و با ایمان نسبت زنا میدهند، در دنیا و آخرت لعنت شدهاند، و برای آنها عذابی سخت خواهد بود.





نوع مطلب : 24-سوره نـــــــــور، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، علل الشرایع، علل الشرایع(بانوان)، اسرار گناه و بررسی آثار آن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 13 مهر 1397



وَلا تَقْرَبُوا الزِّنَا إِنَّهُ کَانَ فَاحِشَةً وَسَاءَ سَبِیلا ﴿اسراء/32

و نزدیک زنا نشوید که کاری بسیار زشت و راهی بد است.


الزَّانِی لا یَنْکِحُ إلا زَانِیَةً أَوْ مُشْرِکَةً وَالزَّانِیَةُ لا یَنْکِحُهَا إِلا زَانٍ أَوْ مُشْرِکٌ وَحُرِّمَ ذَلِکَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ ﴿نور/3

مرد زناکار نباید جز با زن زناکار یا مشرک ازدواج کند، و زن زناکار نباید جز با مرد زناکار یا مشرک ازدواج نماید، و این [ازدواج] بر مؤمنان حرام شده است.


وَاللاتِی یَأْتِینَ الْفَاحِشَةَ مِنْ نِسَائِکُمْ فَاسْتَشْهِدُوا عَلَیْهِنَّ أَرْبَعَةً مِنْکُمْ فَإِنْ شَهِدُوا فَأَمْسِکُوهُنَّ فِی الْبُیُوتِ حَتَّى یَتَوَفَّاهُنَّ الْمَوْتُ أَوْ یَجْعَلَ اللَّهُ لَهُنَّ سَبِیلا ﴿نساء/15

و از زنان شما [امتِ اسلام] کسانی که مرتکب زنا می شوند، چهار نفر مرد از خودتان را بر آنان به گواهی بخواهید؛ پس اگر [به ارتکاب آن] گواهی دادند، آن زشت کاران را در خانه ها [به عنوان حبس ابد] نگاه دارید تا مرگشان فرا رسد، یا خدا [برای نجات] آنان راهی قرار دهد.



****************



اسرار حرام شدن زنا


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 230-مطلب شماره 440


حدیث (1)

على بن احمد از محمّد بن ابى عبد اللَّه، از محمّد بن اسماعیل، از على بن عبّاس از قاسم بن ربیع صحّاف، از محمّد بن سنان نقل كرده كه وى گفت:

حضرت ابا الحسن على بن موسى الرّضا علیه السّلام در مكتوبى به او در جواب مسائلش فرمودند: زنا حرام شده زیرا در آن فساد مى ‏باشد و آن عبارت است از:

كشتن نفوس، از بین رفتن انساب، ترك تربیت اطفال، تباه شدن میراث و امورى شبیه به اینها كه جملگى از وجوه فساد محسوب مى ‏شوند.


حدیث (2) 

على بن حاتم از محمّد بن نوفلى، از احمد بن هلال، از على بن اسباط، از ابن اسحاق خراسانى، از پدرش نقل كرده كه گفت: على علیه السّلام فرمودند: بر شما است كه از زنا دورى كنید زیرا در آن شش خصلت و خصیصه مى ‏باشد سه تا در دنیا و سه تا در آخرت :


 امّا سه ‏تایى كه در دنیا است :


1- نشاط و درخشندگى صورت را از بین مى‏ برد.

2- رزق حلال را قطع مى‏ كند.

3- مرگ و فنا را نزدیك و فاعل را به جهنّم مى‏ برد.


و امّا سه‏ تایى كه در آخرت مى‏ باشد :


1- فاعل را گرفتار سوء حساب مى‏ كند.

2-  موجب غضب بارى تعالى مى‏ باشد.

3- فاعل را در آتش مخلّد مى‏ نماید.





نوع مطلب : علل الشرایع، اسرار گناه و بررسی آثار آن، 04-سوره نسـاء، 17-سوره اســراء، 24-سوره نـــــــــور، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 12 مهر 1397





دشمن ترین دشمنان آدمی چیست؟










نوع مطلب : امـــــــام علـــــــــــــــــی، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 12 مهر 1397


جایگاه و شأن پدر و مادر در قرآن کریم


وَإِذْ أَخَذْنَا مِیثَاقَ بَنِی إِسْرَائِیلَ لا تَعْبُدُونَ إِلا اللَّهَ وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا وَذِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاکِینِ وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا وَأَقِیمُوا الصَّلاةَ وَآتُوا الزَّکَاةَ ثُمَّ تَوَلَّیْتُمْ إِلا قَلِیلا مِنْکُمْ وَأَنْتُمْ مُعْرِضُونَ ﴿بقرة/83

و [یاد كنید] زمانى كه از بنى ‏اسرائیل پیمان گرفتیم كه جز خدا را نپرستید ، و به پدر و مادر و خویشان ویتیمان ومستمندان نیكى كنید ، و با مردم با خوش زبانى سخن گویید ، و نماز را بر پا دارید ، و زكات بپردازید ، سپس همه شما جز اندكى [از پیمان خدا] روى گردانیدید ؛ و شما [به طور عادت] روى گردان هستید .

 

وَاعْبُدُوا اللَّهَ وَلا تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئًا وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا وَبِذِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاکِینِ وَالْجَارِ ذِی الْقُرْبَى وَالْجَارِ الْجُنُبِ وَالصَّاحِبِ بِالْجَنْبِ وَابْنِ السَّبِیلِ وَمَا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ مَنْ کَانَ مُخْتَالا فَخُورًا ﴿نساء/36

و خدا را بپرستید، و چیزی را شریک او قرار ندهید، و به پدر و مادر و خویشاوندان و یتیمان و مستمندان و همسایه نزدیک و همسایه دور و همنشینان و همراهان و در راه ماندگان و بردگان نیکی کنید؛ یقیناً خدا کسی را که متکبّر و خودستاست، دوست ندارد.

 

قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّکُمْ عَلَیْکُمْ أَلا تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئًا وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا وَلا تَقْتُلُوا أَوْلادَکُمْ مِنْ إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُکُمْ وَإِیَّاهُمْ وَلا تَقْرَبُوا الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللَّهُ إِلا بِالْحَقِّ ذَلِکُمْ وَصَّاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ ﴿انعام/151

بگو: بیایید تا آنچه را پروردگارتان بر شما حرام کرده بخوانم: اینکه چیزی را شریک او قرار مدهید، و به پدر و مادر نیکی کنید، و فرزندانتان را از [ترسِ] تنگدستی نکشید، ما شما و آنان را روزی می دهیم، و به کارهای زشت چه آشکار و چه پنهانش نزدیک نشوید، و انسانی را که خدا محترم شمرده جز به حق نکشید؛ خدا این [گونه] به شما سفارش کرده تا بیندیشید.

 

وَقَضَى رَبُّکَ أَلا تَعْبُدُوا إِلا إِیَّاهُ وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا إِمَّا یَبْلُغَنَّ عِنْدَکَ الْکِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ کِلاهُمَا فَلا تَقُلْ لَهُمَا أُفٍّ وَلا تَنْهَرْهُمَا وَقُلْ لَهُمَا قَوْلا کَرِیمًا﴿اسراء/23

و پروردگارت فرمان قاطع داده است که جز او را نپرستید، و به پدر و مادر نیکی کنید؛ هرگاه یکی از آنان یا دو نفرشان در کنارت به پیری رسند [چنانچه تو را به ستوه آورند] به آنان اُف مگوی و بر آنان [بانگ مزن و] پرخاش مکن، و به آنان سخنی نرم و شایسته [و بزرگوارانه] بگو.


***************


 اسرار عاق والدین و اثرات آن


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 229-مطلب شماره 439

 

حدیث (1)

 على بن احمد از محمّد بن ابى عبد اللَّه از محمّد بن اسماعیل، از على بن عبّاس از قاسم بن ربیع صحّاف از محمّد بن سنان نقل كرده كه وى گفت: حضرت رضا علیه السّلام در مكتوبى به او مرقوم فرمودند: خداوند متعال عقوق والدین و نافرمانى از ایشان را حرام كرده و سرّ آن چند چیز است كه ذیلا شرح داده مى ‏شوند:

الف: در نافرمانى و الدین انسان از توفیق براى اطاعت حق تعالى خارج میشود.

ب: عقوق والدین و نافرمانى از ایشان موجب مى‏ شود كه شخص پدر و مادر را توقیر(احترام) و تعظیم نكند.

ج: نافرمانى والدین انسان را از اجتناب نمودن از كفران نعمت محروم می‏نماید.

د: عقوق والدین شكر نعمت را باطل و تباه مى ‏كند.

هـ: عقوق والدین منجر به قلّت(حدّاقل) نسل و انقطاع(قطع) آن مى‏ شود زیرا از ناحیه آن تعظیم نكردن والدین و آگاه نبودن به حق ایشان و قطع نمودن ارحام و بى‏ رغبت شدن‏ والدین نسبت به فرزند و رها كردنشان تربیت فرزندان را ناشى مى‏ گردد و علّت و سبب تمام اینها آن است كه فرزند احسان به پدر و مادر را ترك نموده است.


حدیث (2)

 محمّد بن موسى، از على بن الحسین سعدآبادى، از احمد بن ابى عبد اللَّه، از عبد العظیم بن عبد اللَّه الحسنى، از محمّد بن على، از پدرش، از جدّش نقل كرده كه گفت:

از حضرت ابا عبد اللَّه علیه السّلام شنیدم كه مى‏ فرمودند:

عقوق والدین و نافرمانى ایشان از كبائر است زیرا حق تعالى عاقّ را عاصى و شقىّ قرار داده است.





نوع مطلب : علل الشرایع، اسرار گناه و بررسی آثار آن، 02-سوره بـقـرة، 04-سوره نسـاء، 06-سوره انـعـام، 17-سوره اســراء، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 12 مهر 1397


( کل صفحات : 25 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار وبلاگ نویسی

وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت

اخبار ایران:

اخبار جهان:

اخبار اقتصادی:

اخبار علمی

اخبار فناوری و اطلاعات

اخبار هنری:

اخباراجتماعی

اخبار ورزشی

--------------------------------------------------------------------------------------

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

--------------------------------------------------------------------------------------
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
-------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------- ساخت وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic