وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


@@@@@@@@@@@@

«به نام خداوند علیم و حكیم»

جهان آفرینش دارای رموز و معمّاهایی است كه انسان ها باید همیشه در جست و جوی آن باشند و هر یك از شگفتیهای این جهان دارای كلیدهایی است كه قفل این رموز را باز می كنند.

ما انسانها با تلاش و كوشش می توانیم توانایی آن را داشته باشیم که با كمی اندیشه همراه با عمل و با استفاده از شاه كلید اصلی یعنی «قرآن کریم» این كلیدها را از آن خود كنیم و به راز آفرینش دست پیدا كنیم.

زندگی بدون كاوش معنا ندارد و زمانی زندگی معنا پیدا می كند كه در آن رمزی وجود داشته با شد و همچنین فردی باشد كه در جست و جوی یافتن آن رمز باشد.

@@@@@@@@@@@@

قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :


مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ


هر که علم اولین و آخرین را میخواهد،

باید آن را در قرآن بجوید.


کنزالعمال ج1 ص548

مدیر وبلاگ :سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید






برچسبها


باب سیصد و پنجاه و نهم

 چرا پیامبر اکرم(ص) از خوردن گوشت الاغ اهلى 

و قاطر نهى فرمودند؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 513


حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه از محمّد بن الحسین، از ابن ابى عمیر، از ابن اذینه، از زراره و محمّد بن مسلم از حضرت ابى جعفر علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب وقتى از خوردن گوشت الاغ‏ هاى اهلى سؤال شدند : فرمودند:

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم روز خیبر از خوردن آنها نهى فرمودند و سرّ نهى از آن این است كه این حیوان باركش مردم است (یعنى حرام نیست ولى مكروه مى ‏باشد) چه آنكه حرام آن است كه خداى متعال در قرآن حرام كرده است.


حدیث (2) 

محمّد بن الحسن رحمة اللَّه علیه از محمّد بن الحسن الصفّار، از احمد بن محمّد بن عیسى، از حسین بن سعید، از حمّاد از حریز از محمّد بن مسلم، از حضرت ابى جعفر علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم از تناول گوشت الاغ‏ هاى اهلى نهى فرمودند و نهى آن حضرت به خاطر آن است كه از پشت این حیوانات جهت حمل و نقل استفاده مى ‏شود و ذبح آنها و خوردن گوشت شان بسا آنها را در معرض فانى و نابود شدن قرار مى‏ دهد و باب این استفاده بسته مى‏شود و الّا خوردن گوشت آنها حرام نیست سپس حضرت این آیه را قرائت فرمودند:

قُلْ لا أَجِدُ فِی ما أُوحِیَ إِلَیَّ مُحَرَّماً عَلى‏ طاعِمٍ یَطْعَمُهُ... 

بگو اى پیامبر در آنچه خدا به من وحى كرده حرامى را بر خورندگان نمى ‏یابیم كه خوردنش حرام باشد.


حدیث (3) 

پدرم رحمة اللَّه علیه از عبد اللَّه بن جعفر حمیرى از هارون بن مسلم نقل كرده كه وى گفت:

ابو الحسن لیثى از قول حضرت جعفر بن محمّد علیهما السّلام حدیثى را به این شرح حكایت نمود:

حضرت فرمودند: از پدرم علیه السّلام راجع به گوشت الاغ اهلى سؤال شد؟

حضرت فرمودند: پیامبر اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم از خوردن این گوشت نهى فرمودند زیرا الاغ اهلى در آن روز باركش براى مردم بود نه آنكه تناول گوشتش حرام باشد بلكه حرام صرفا همان است كه خداوند متعال در قرآن تحریم فرموده است.


حدیث (4)

 على بن احمد رحمة اللَّه علیه از محمّد بن ابى عبد اللَّه، از محمّد بن اسماعیل، از على بن العبّاس از قاسم بن ربیع صحّاف، از محمّد بن سنان نقل كرده كه وى گفت:

حضرت رضا علیه السّلام در مكتوبى كه مشتمل بود بر جواب هاى مسائل من مرقوم فرمودند:

خوردن گوشت قاطر و الاغ اهلى مكروه است زیرا مردم از پشت این دو حیوان استفاده كرده و به منظور حمل و نقل محموله‏ هاى خود به آن نیاز دارند لذا اگر آنها را ذبح كرده و صرف خوردن كنند خوف این هست كه نسل این دو به خاطر كم بودنشان نه زشتى خلقت و یا بدخوراك بودنشان فانى و نابود شود.

 






نوع مطلب : کتاب ارزشمند علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 30 آبان 1397


باب سیصد و پنجاه و هشتم

اسرار مكروه بودن تناول كلیه (قلوه ‏ها)


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 512


على بن حاتم از حسین بن على بن زكریا از محمّد بن صدقه، از حضرت موسى بن جعفر، از پدرش، از حضرت محمّد بن على علیهم السّلام نقل شده كه فرمودند:

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم بدون این كه حكم به تحریم تناول قلوه ‏ها كنند آن را نمى‏ خوردند زیرا این دو عضو نزدیك به ادرار مى‏ باشند.





نوع مطلب : کتاب ارزشمند علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 30 آبان 1397


باب سیصد و پنجاه و هفتم

اسرار حرام بودن تناول نخاع و طحال و بیضتین‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 511


حدیث (1)

 احمد بن محمّد بزنطى، از ابان بن عثمان نقل كرده كه وى گفت: 

محضر مبارك امام صادق علیه السّلام عرض كردم:

چگونه است که تناول طحال (سپرز) حرام گشته با اینكه از ذبیحه محسوب مى‏ شود؟

حضرت فرمودند:

قوچى از «ثبیر» كه كوهى است در مكّه بر جناب ابراهیم علیه السّلام فرود آمد تا آن حضرت ذبحش نماید، ابلیس نزد آن جناب آمد و عرض كرد: نصیب من را از این قوچ بده.

ابراهیم علیه السّلام فرمود: تو چه نصیبى در این دارى با این كه قربانى پروردگارم و فداء براى فرزندم مى ‏باشد.

خداوند متعال به حضرتش وحى فرمود: او در این قوچ نصیبى دارد و آن طحال حیوان مى‏ باشد زیرا طحال مركز تجمّع خون است و بیضتین نیز حرام است زیرا مكان نكاح و جماع بوده و مجراى نطفه مى‏ باشد. ابراهیم طحال و بیضتین را به ابلیس داد.

راوى مى ‏گوید: محضر مباركش عرض كردم: چرا «نخاع» حرام شده است؟

حضرت فرمودند: زیرا محل آب جهنّده (منى) بوده كه در هر مذكّر و مؤنّثى مى ‏باشد نخاع رشته مغزى است طولانى كه در مهره‏ هاى پشت كشیده شده است.

ابان مى‏ گوید: سپس  امام صادق  علیه السّلام فرمودند:

از حیوانى كه سر بریده‏ اند تناول ده چیز به این شرح مكروه است :

طحال (سپرز) بیضتین، نخاع (مغز حرام) خون، پوست، استخوان، شاخ، سُم، غدّه‏ ها، آلت نرینه.

و ده چیز از میته و مردار آزاد و غیر ممنوع است باین شرح:

پشم، مو، پر، بیضه (تخم) دندان، شاخ، سمّ، نافچه، پوست، شیر زمانى كه در پستان حیوان باشد و حیوان بمیرد.

حدیث (2)

 محمّد بن الحسن از محمّد بن الحسن الصفّار، از ابى طالب عبد اللَّه بن صلت، از عثمان بن عیسى عامرى از سماعة بن مهران، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

«جرّى» (ماهى باریك و درازى است كه پولك ندارد) و «مارماهى» و «طافى» (ماهى مرده كه روى آب آمده) و «اربیان» (نوعى از ماهى است) و سپرز را نخور و علّت نهى از سپرز آن است كه این عضو حیوان جاى خون و جویده شده شیطان مى ‏باشد.






نوع مطلب : کتاب ارزشمند علل الشرایع، اســــــــــــــرار عالم خلفت/کتاب هزار و یک چرا؟، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 30 آبان 1397


باب سیصد و پنجاه و ششم

 اسرار مكروه بودن تناول  غدّه‏ ها


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 510


مسمع بن عبد الملك، از امام صادق علیه السّلام نقل كرده كه آن حضرت فرمود:

امیرالمؤمنین علیه السّلام فرمودند:

وقتى یكى از شما گوشت خرید غدّه ‏هاى داخل آن را بیرون بیاورد زیرا تناول این غدّه ‏ها رگ جذام را تحریك مى ‏كند.






نوع مطلب : کتاب ارزشمند علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 30 آبان 1397


باب سیصد و پنجاه و پنجم

اسرار این كه حق تعالى چرا گوشت گاو و گوسفند و شتر 

و سایر حیوانات مأكول را حلال كرده‏؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 509


على بن احمد رحمة اللَّه علیه، از محمّد بن ابى عبد اللَّه، از محمّد بن اسماعیل، از على بن عبّاس، از قاسم بن ربیع صحّاف، از محمّد بن سنان نقل كرده كه حضرت ابا الحسن الرّضا علیه السّلام در جواب مسائلش مكتوبى فرستاده و در آن مرقوم فرمودند:

حق تعالى گوشت گاو و گوسفند و شتر را حلال كرد چون این حیوانات زیاد بوده و وجودشان ممكن است و نیز گاو وحشى و غیرش را از انواع حیوانات وحشى مأكول اللّحم را حلال فرمود زیرا غذایى كه مى ‏خورند نه حرام بوده و نه مكروه و از طرفى این حیوانات نسبت به هم مضرّ نبوده چنانچه به انسان‏ها نیز ضررى وارد نكرده مضافاٌ به اینكه در آفرینش آنها هیچ زشتى و قباحتى دیده نمى‏ شود.





نوع مطلب : کتاب ارزشمند علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 29 آبان 1397



إِنَّ رَبَّکُمُ اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ، ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ یُغْشِی اللَّیْلَ النَّهَارَ یَطْلُبُهُ حَثِیثًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومَ مُسَخَّرَاتٍ بِأَمْرِهِ أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَالأمْرُ تَبَارَکَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِینَ ﴿اعراف/54

به یقین پروردگار شما خداست که آسمان ها و زمین را در شش روز آفرید، سپس بر تخت [فرمانروایی و تدبیر امور آفرینش] چیره و مسلط شد، شب را در حالی که همواره با شتابْ روز را می جوید بر روز می پوشاند، و خورشید و ماه و ستارگان را که مُسخّر فرمان اویند [پدید آورد]؛ آگاه باشید که آفریدن و فرمان [نافذ نسبت به همه موجودات] مخصوص اوست؛ همیشه سودمند و با برکت است، پروردگار عالمیان.

 

إِنَّ رَبَّکُمُ اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ یُدَبِّرُ الأمْرَ مَا مِنْ شَفِیعٍ إِلا مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ ذَلِکُمُ اللَّهُ رَبُّکُمْ فَاعْبُدُوهُ أَفَلا تَذَکَّرُونَ ﴿یونس/3

یقیناً پروردگارتان خدای یکتاست که آسمان ها و زمین را در شش روز پدید آورد، آن گاه بر تخت فرمانروایی و حکومت بر آفرینش چیره شد، همواره کار جهان را [با قوانینی استوار و منظم] تدبیر می کند. [کار] هیچ واسطه ای [در همه جهان هستی برای جابجایی عناصر وترکیب اجزا وبه جریان انداختن امور] جز پس از اذن او نیست. این است خدا، پروردگار شما، پس او را بپرستید؛ آیا متذکّر  [حقایق] نمی شوید؟

 

وَهُوَ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ وَکَانَ عَرْشُهُ عَلَى الْمَاءِ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلا وَلَئِنْ قُلْتَ إِنَّکُمْ مَبْعُوثُونَ مِنْ بَعْدِ الْمَوْتِ لَیَقُولَنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا إِنْ هَذَا إِلا سِحْرٌ مُبِینٌ ﴿هود/7

و او کسی است که آسمان ها و زمین را در شش روز آفرید، در حالی که تخت فرمانروایی اش بر آب [که زیربنای حیات است] قرار داشت، تا شما را بیازماید که کدام یک نیکوکارترید؟ و اگر بگویی: [ای مردم!] شما یقیناً پس از مرگ برانگیخته می شوید، بی تردید کافران می گویند: این سخنان جز جادویی آشکار نیست.

 

الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ وَمَا بَیْنَهُمَا فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ الرَّحْمَنُ فَاسْأَلْ بِهِ خَبِیرًا ﴿فرقان/59

همان که آسمان ها و زمین و آنچه را میان آنهاست در شش روز آفرید، آن گاه بر تخت فرمانروایی و تدبیر امور آفرینش چیره و مسلط شد، او رحمان است پس [ای انسان! درباره خدا و کیفیت آفرینش جهان هستی] از خبیر آگاهی بپرس.

 

اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ وَمَا بَیْنَهُمَا فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ مَا لَکُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِیٍّ وَلا شَفِیعٍ أَفَلا تَتَذَکَّرُونَ ﴿سجده/4

خداست که آسمان ها و زمین را و آنچه را میان آنهاست در شش روز آفرید، سپس بر تخت فرمانروایی و تدبیر امور آفرینش چیره و مسلط شد. برای شما جز او هیچ یاور و شفاعت کننده ای نیست، [با این حال] آیا متذکّر و هوشیار نمی شوید؟

 

هُوَ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ یَعْلَمُ مَا یَلِجُ فِی الأرْضِ وَمَا یَخْرُجُ مِنْهَا وَمَا یَنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ وَمَا یَعْرُجُ فِیهَا وَهُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ مَا کُنْتُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ ﴿حدید/4

اوست که آسمان ها و زمین را در شش روز آفرید، سپس بر تخت فرمانروایی و تدبیر امور آفرینش چیره و مسلط شد. آنچه در زمین فرو می رود و آنچه از آن بیرون می آید و آنچه از آسمان نازل می شود، و آنچه در آن بالا می رود می داند. و او با شماست هرجا که باشید، و خدا به آنچه انجام می دهید، بیناست.



****************


چرا شش تا از ماههای قمری بیست و نه روزه است؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 347-مطلب شماره 508


پدرم رحمة اللَّه علیه، از سعد بن عبد اللَّه، از یعقوب بن یزید، از حمّاد بن عیسى، از صباح بن سیابه از حضرت ابى جعفر علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

خداوند متعال ماه‏ها را دوازده‏ تا آفریده و مجموعا سیصد و شصت روز مى‏ باشند، پس شش روز از آن كسر نمود و در آن آسمان‏ها و زمین را آفرید فلذا در ماه‏ها نقص و قصور پیدا شده است.


اشاره مدیر وبلاگ :


جالب است که به فرموده خداوند و طبق آیات فوق جهان در شش روز یا شش مرحله به حُکمش پدید آمده است و تعداد این آیات هم در قرآن کریم شش تاست.





نوع مطلب : 07-سوره اعـراف، 10-سوره یـونس، 11-سوره هــــــود، 25-سوره فــرقــان، 32-سوره سـجـده، 57-سوره حـدیـد، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 29 آبان 1397


برخی از ویژگی های مؤمن در علل الشرایع



چرا مؤمن گاهى از همه تیزبین‏ تر-بخیل تر و مشتاق‏ تر از همه

به نكاح مى ‏باشد؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 348-مطلب شماره 507



از امام صادق علیه السّلام نقل كرده اند كه آن حضرت فرمودند : 


محضر مبارك پدرم عرض شد : 

چرا مؤمن از همه افراد تیزبین‏ تر مى ‏باشد؟

حضرت فرمودند: زیرا حدّت و باریك بینى قرآن در قلب او بوده و ایمان خالص در سینه ‏اش مى ‏باشد و او بنده‏ اى است مطیع حق تعالى و تصدیق‏ كننده رسولش.


محضرش عرض شد: 

چرا مؤمن از همه بخیل ‏تر مى ‏باشد؟

فرمودند: زیرا رزق خود را سعى مى ‏كند از راه حلال تحصیل كند و بدیهى است مطلوب حلال نزد طالب عزیز بوده لا جرم دوست ندارد آن را از خود جدا كند چه آنكه مى‏ داند تهیه و تحصیل مطلوبش دشوار و سخت است و اگر نفسش سخاوت وجود نشان دهد صرفاٌ آن مطلوب را در موردش قرار داده و سعى مى ‏كند در جایى كه شایسته است صرفش كند.


محضر مباركش عرض شد: 

چرا مؤمن گاهى از دیگران به نكاح و دفع غریزه جنسى

 مشتاق ‏تر بوده و از همه مبادرتش به آن بیشتر است؟

حضرت فرمودند: زیرا مؤمن مى‏ خواهد خود را از نامحرمان بر حذر داشته و نسبت به فروجى كه بر او حرام هستند تعدّى نكند لذا نمى‏ گذارد شهوتش به هر طرف میل كند بلكه آن را مهار مى‏ نماید ولى وقتى به حلال دست یابد به آن اكتفاء كرده و با استفاده كامل از آن خود را از غیرش مستغنى و بى‏ نیاز قرار مى‏ دهد.


سپس امام علیه السّلام فرمودند:

قوّت و نیروى مؤمن در قلبش مى‏ باشد، لذا مى‏ بینید با این كه بسا مؤمن ضعیف البدن و نحیف الجسم است مع ذلك قائم اللّیل و صائم النّهار مى ‏باشد.


و نیز فرمودند:

مؤمن در دینش از كوههاى راسخ استوارتر است و شاهد بر این گفتار آن است كه بسا از كوهها برخى از اجزائشان را جدا مى‏ كنند ولى احدى قادر نیست كه از دین مؤمن بكاهد و آن را تجزیه نماید و سرّش آن است كه مؤمن نسبت به دینش بخیل بوده و از آن به كسى نمیدهد. 





نوع مطلب : 23-سوره مـؤمنـون، کتاب ارزشمند علل الشرایع، بوستان حدیث، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 29 آبان 1397

اسرار بدتر بودن غیبت از عمل فحشاء و زنا

وَاللاَّتِی یَأْتِینَ الْفاحِشَةَ مِنْ نِسائِکُمْ فَاسْتَشْهِدُوا عَلَیْهِنَّ أَرْبَعَةً مِنْکُمْ فَإِنْ شَهِدُوا فَأَمْسِکُوهُنَّ فِی الْبُیُوتِ حَتَّی یَتَوَفَّاهُنَّ الْمَوْتُ أَوْ یَجْعَلَ اللَّهُ لَهُنَّ سَبِیلاً * وَ الَّذانِ یَأْتِیانِها مِنْکُمْ فَآذُوهُما فَإِنْ تابا وَ أَصْلَحا فَأَعْرِضُوا عَنْهُما إِنَّ اللَّهَ کانَ تَوَّاباً رَحِیماً نساء/16-15

و از زنان شما امتِ اسلام کسانی که مرتکب زنا می  شوند، چهار نفر مرد از خودتان را بر آنان به گواهی بخواهید؛ پس اگر به ارتکاب آن گواهی دادند، آن زشت کاران را در خانه ها به عنوان حبس ابد نگاه دارید تا مرگشان فرا رسد، یا خدا برای نجات آنان راهی قرار دهد.



وَ لا تَقْرَبُوا الزِّنی‏ إِنَّهُ کانَ فاحِشَةً وَ ساءَ سَبِیلاً


و نزدیک زنا نشوید که کار بسیار زشت و بد راهی است.


اسراء/32


الزَّانِیَةُ وَ الزَّانِی فَاجْلِدُوا کُلَّ واحِدٍ مِنْهُما مِائَةَ جَلْدَةٍ وَ لا تَأْخُذْکُمْ بِهِما رَأْفَةٌ فِی دِینِ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ لْیَشْهَدْ عَذابَهُما طائِفَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ * الزَّانِی لا یَنْکِحُ إِلاَّ زانِیَةً أَوْ مُشْرِکَةً وَ الزَّانِیَةُ لا یَنْکِحُها إِلاَّ زانٍ أَوْ مُشْرِکٌ وَ حُرِّمَ ذلِکَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ

زن و مرد زناکار را هر یک، صد تازیانه بزنید، و هرگز در دین خدا رافت (و محبت کاذب) شما را نگیرد اگر به خدا و روز جزا ایمان دارید، و باید گروهی از مؤمنان مجازات آنها را مشاهده کنند.
مرد زناکار جز با زن زناکار یا مشرک ازدواج نمی‏کند، و زن زناکار را جز مرد زناکار یا مشرک به ازدواج خود در نمی‏آورد، و این کار بر مؤمنان تحریم شده است.

نور/3-2



*****


باب سیصد و چهل و پنجم

اسرار بدتر بودن غیبت از عمل فحشاء و زنا


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 506


 از حضرت نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم نقل كرده اند كه آن حضرت فرمودند :

غیبت بدتر از زنا است.


محضر مباركش عرض شد، یا رسول اللَّه براى چه غیبت از زنا شدیدتر است؟

حضرت فرمودند: زیرا صاحب زنا توبه مى‏ كند و خداوند توبه‏اش را مى ‏پذیرد ولى صاحب غیبت توبه مى ‏نماید و خداوند توبه ‏اش را نمى ‏پذیرد تا وقتى كه شخص غیبت شده او را حلال كند.

 






نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، اسرار گناه و بررسی آثار آن، 04-سوره نسـاء، 17-سوره اســراء، 24-سوره نـــــــــور، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 29 آبان 1397



سوره «زلزال» در شأن آقا امیرالمؤمنین علیه السّلام

از حضرت فاطمه علیهما السّلام نقل كرده اند كه آن حضرت فرمودند:

در عهد ابو بكر زلزله‏ اى آمد مردم فزع كنان و با شیون نزد ابو بكر و عمر آمده، دیدند آن دو نیز با فزع و جزع محضر على علیه السّلام آمده ‏اند، مردم به تبعیّت از آن دو خود را به درب منزل على علیه السّلام رساندند، على علیه السّلام از منزل خارج شده و به طرف مردم آمد در حالى كه از آنچه مردم به خاطرش وحشت زده و محزون بودند، اندوهى نداشته و غمگین نبودند، امام علیه السّلام از مردم گذشتند و مردم هم به دنبال حضرتش حركت كردند، حضرت رفتند تا به تپّه ‏اى رسیدند و بر بالاى آن نشسته و مردم اطراف تپّه قرار و آرام گرفته و چشم به دیوارهاى شهر دوخته و وحشت زده مى‏ دیدند كه دیوارها مى‏ جنبند و در حال رفتن و آمدن مى‏ باشند.

حضرت به آنها فرمودند: گویا از آنچه مى‏ بینید به هول و وحشت افتاده‏ اید؟

عرضه داشتند: چگونه هول و وحشت نداشته باشیم و حال آنكه هرگز مثل این صحنه را ندیده ‏ایم.

حضرت فاطمه سلام اللَّه علیها فرمودند: امیر المؤمنین علیه السّلام دو لب مبارك را حركت داده سپس دست بر زمین زده و فرمودند: تو را چه مى‏ شود آرام باش.

زمین آرام گرفت، مردم بیش از آن وقتى كه حضرت از منزل خارج شد و به طرفشان آمد در شگفت شدند، بارى امام علیه السّلام به آنها فرمودند: از این عمل و حركت من تعجّب كردید؟

گفتند: آرى.

حضرت فرمودند: من كسى هستم كه خداوند متعال در قرآن راجع به او فرموده:


إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزالَها، وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقالَها وَ قالَ الْإِنْسانُ ما لَها 

هنگامى كه زمین به سخت‏ ترین زلزله خود به لرزه در آید و بارهاى سنگین اسرار درون خویش همه را از دل خاك بیرون افكند، در آن روز انسان گوید: زمین را چه مى ‏شود.


من همان انسانى هستم كه به زمین مى‏ گوید: تو را چه مى ‏شود.


یَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَها 

در آن روز زمین مردم را به حوادث بزرگ خویش آگاه مى‏ سازد.


منظور از «اخبارها»، من هستم كه زمین اخبار از من مى‏ نماید.

 

برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 343






نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 99-سوره زلزلة، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 29 آبان 1397

اسرار پدید آمدن زلزله‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دومباب 343-مطلب شماره 505


حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه از محمّد بن یحیى عطّار، از محمّد بن احمد، از یعقوب بن یزید از برخى اصحابش، از محمّد بن سنان از كسى كه نامش را برده، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

خداوند متعال زمین را آفرید سپس به ماهى امر فرمود آن را به پشت خود گرفته حمل نماید، ماهى گفت:

با نیرو و قوّت خود آن را برداشته و حمل كردم، حق تعالى سپس ماهى كوچكى به قدر یك وجب را آفرید و آن ماهى كوچك داخل منفذ بینى آن ماهى بزرگ شد، ماهى تا چهل بامداد مضطرب بود و هر وقت خداوند متعال اراده كند زمین را بلرزاند ماهى كوچك را نازل كرده و فرو مى‏ فرستد بلافاصله زمین به لرزه در مى‏ آید.


حدیث (2)

 مروى است كه وقتى ذو القرنین به سدّ رسید از آن جا گذشت و داخل وادى ظلمات شد و در آن جا به فرشته ‏اى برخورد كه بر روى كوهى ایستاده، طول آن فرشته پانصد ذراع بود، آن فرشته به ذو القرنین گفت: پشت سر تو سلطانى است كه به او ذو القرنین مى‏ گویند: ذو القرنین به او گفت تو كیستى؟

گفت: فرشته ‏اى از فرشتگان رحمان بوده و موكّل این كوه مى ‏باشم، هیچ كوهى را خداوند نیافریده مگر رشته ‏اى از آن به این كوه متّصل مى ‏شود و وقتى خداوند عزّوجلّ بخواهد شهرى را بلرزاند به من وحى مى‏ فرماید و من آن را به لرزه در مى‏آورم.

محمّد بن احمد مى‏ گوید: عیسى بن محمّد از على بن مهزیار، از عبد اللَّه بن عمر، از عباد بن حماد از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام این حدیث را براى من نقل كرده است.


حدیث (3)

محمّد بن الحسن رحمة اللَّه علیه مى‏ گوید:

محمّد بن الحسن الصفّار به اسنادش به طور مرفوعه از امام باقر یا امام صادق علیهما السّلام نقل كرده كه آن حضرت فرمودند:

خداوند تبارك و تعالى ماهى را امر نمود كه زمین را به پشت خود حمل كرده و هر شهرى از شهرها را روى پولكى از پولك‏ هایش قرار داد و هر گاه حق تعالى اراده نمود نقطه‏اى از زمین را بلرزاند ماهى را امر نمود آن پولكى كه نقطه مقصود روى آن قرار گرفته است را حركت دهد و با حركت دادن ماهى پولك را آن نقطه از زمین به لرزه در مى‏آید و اگر پولك را بلند مى‏ كرد و آن قسمت از زمین به اذن خداى عزّوجلّ زیر و زبر و واژگون مى‏ شد.


حدیث (4)

 احمد بن محمّد از پدرش، از محمّد بن احمد از هیثم نهدى، از برخى اصحاب به اسنادش به طور مرفوع نقل كرده كه حضرت امیر المؤمنین صلوات اللَّه علیه در هنگام وقوع زلزله دو آیه ذیل را قرائت مى‏ فرمودند:

الف: إِنَّ اللَّهَ یُمْسِكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ أَنْ تَزُولا وَ لَئِنْ زالَتا 

إِنْ أَمْسَكَهُما مِنْ أَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ إِنَّهُ كانَ حَلِیماً غَفُوراً ﴿فاطر/41

محققا خدا آسمان‏ها و زمین را از این كه نابود شوند نگه مى ‏دارد و اگر رو به زوال نهند گذشته از او هیچ كس آنها را محفوظ نتواند داشت و بدانید كه خدا بر كیفر و گناه خلق بسیار بردبار و آمرزنده است.


ب: ...وَ یُمْسِكُ السَّماءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُفٌ رَحِیمٌ‏ ﴿حج/65

و آسمان را او نگه داشته كه بر زمین نیفتند كه همانا خدا در باره بندگان بسیار رئوف و مهربان است.


حدیث (5)

 و با همین اسناد از محمّد بن احمد، از یحیى بن محمّد بن ایّوب، از علىّ بن مهزیار، از ابن سنان از یحیى حلبى، از عمر بن ابان، از جابر نقل كرده كه گفت:

تمیم بن جذیم گفت: هنگامى كه على علیه السّلام به طرف بصره مى‏ رفتند در محضر مباركش بودم در وقتى كه از مركب‏ ها پایین آمده بودیم زمین لرزید، امام علیه السّلام دست بر زمین زده سپس به زمین فرمودند: تو را چه مى‏ شود پس از آن روى به ما آورده و فرمودند:

اگر این زلزله همان زلزله‏ اى بود كه حق عزّوجلّ در كتابش از آن یاد كرده جواب من را مى‏ داد ولى این، آن زلزله نیست.


حدیث (6)

 و با همین اسناد از محمّد بن خالد، از محمّد بن عیسى، از على بن مهزیار نقل كرده كه گفت: محضر مبارك حضرت ابو جعفر علیه السّلام مكتوبى فرستاده و در آن از كثرت زلزله در اهواز شكایت كرده و معروض داشتم آیا صلاح مى ‏دانید از آن جا به مكان دیگرى منتقل شویم:

حضرت در جواب نوشتند : از آن جا منتقل نشوید، روزهاى چهارشنبه و پنجشنبه و جمعه را روزه بگیرید و سپس غسل كرده و لباس‏هاى طاهر بپوشید و روز جمعه از منازل بیرون آمده و خدا را بخوانید و دعاء نمایید مسلّما حق تعالى آن را از شما بر طرف مى‏ كند.

راوى مى‏ گوید: ما همین كار را كردیم پس زلزله‏ ها ساكت شدند و نیز امام علیه السّلام فرمودند: هر كس كه از شما گنه‏كار است توبه و انابه نماید و دعاى خیر نماید.


حدیث (7)

و با همین اسناد از محمّد بن احمد، از ابراهیم بن اسحاق، از محمّد بن سلیمان دیلمى نقل كرده كه وى گفت: از حضرت ابا عبد اللَّه علیه السّلام پرسیدم: زلزله چیست؟

حضرت فرمودند: آیه و نشانه ‏اى است.

عرضه داشتم: سبب آن چیست؟

فرمودند: خداوند تبارك و تعالى براى رشته‏ هاى زمین فرشته‏ اى را موكّل قرار داده و هر گاه بخواهد زمین را بلرزاند به آن فرشته وحى مى‏ كند فلان رشته و فلان رشته را حركت بده، پس آن فرشته، رشته‏ هاى زمین را كه حق تعالى امر فرموده حركت مى‏ دهد بلافاصله زمین با اهلش به حركت و لرزه در مى‏ آیند.

راوى مى ‏گوید: عرضه داشتم وقتى چنین پیش آمد چكار بكنم؟

حضرت فرمود: نماز كسوف (آیات) بخوان و وقتى از نماز فارغ شدى به سجده برو و در سجود بگو: 

یا من یمسك السّموات‏ وَ الْأَرْضَ أَنْ تَزُولا وَ لَئِنْ زالَتا إِنْ أَمْسَكَهُما مِنْ أَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ إِنَّهُ كانَ حَلِیماً غَفُوراً امسك عنّا السّوء إِنَّكَ عَلى‏ كُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ

اى كسى كه آسمانها و زمین را از این كه نابود شوند نگه مى‏ دارى و اگر رو به‏ زوال نهند گذشته از او هیچ كس آنها را محفوظ نتواند داشت كه او بردبار و آمرزنده است بدى و شر را از ما دور بدار محقّقا تو بر هر چیزى قادر هستى.


حدیث (8)

و با همین اسناد از محمّد بن احمد از ابو عبد اللَّه رازى، از احمد بن محمّد بن ابى نصر، از روح بن صالح، از هارون بن خارجه مرفوعاٌ از حضرت فاطمه علیهما السّلام نقل كرده كه آن حضرت فرمودند:

در عهد ابو بكر زلزله‏ اى آمد مردم فزع كنان و با شیون نزد ابو بكر و عمر آمده، دیدند آن دو نیز با فزع و جزع محضر على علیه السّلام آمده ‏اند، مردم به تبعیّت از آن دو خود را به درب منزل على علیه السّلام رساندند، على علیه السّلام از منزل خارج شده و به طرف مردم آمد در حالى كه از آنچه مردم به خاطرش وحشت زده و محزون بودند، اندوهى نداشته و غمگین نبودند، امام علیه السّلام از مردم گذشتند و مردم هم به دنبال حضرتش حركت كردند، حضرت رفتند تا به تپّه ‏اى رسیدند و بر بالاى آن نشسته و مردم اطراف تپّه قرار و آرام گرفته و چشم به دیوارهاى شهر دوخته و وحشت زده مى‏ دیدند كه دیوارها مى‏ جنبند و در حال رفتن و آمدن مى‏ باشند.

حضرت به آنها فرمودند: گویا از آنچه مى‏ بینید به هول و وحشت افتاده‏ اید؟

عرضه داشتند: چگونه هول و وحشت نداشته باشیم و حال آنكه هرگز مثل این صحنه را ندیده ‏ایم.

حضرت فاطمه سلام اللَّه علیها فرمودند: امیرالمؤمنین علیه السّلام دو لب مبارك را حركت داده سپس دست بر زمین زده و فرمودند: تو را چه مى ‏شود آرام باش.

زمین آرام گرفت، مردم بیش از آن وقتى كه حضرت از منزل خارج شد و به طرفشان آمد در شگفت شدند، بارى امام علیه السّلام به آنها فرمودند: از این عمل و حركت من تعجّب كردید؟

گفتند: آرى.

حضرت فرمودند: من كسى هستم كه خداوند متعال در قرآن راجع به او فرموده :


إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزالَها وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقالَها *

وَ قالَ الْإِنْسانُ ما لَها ﴿زلزله/3-1

هنگامى كه زمین به سخت‏ ترین زلزله خود به لرزه در آید و بارهاى سنگین اسرار درون خویش همه را از دل خاك بیرون افكند، در آن روز انسان گوید: زمین را چه مى ‏شود.


من همان انسانى هستم كه به زمین مى‏ گوید: تو را چه مى ‏شود؟


یَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَها ﴿زلزله/4

در آن روز زمین مردم را به حوادث بزرگ خویش آگاه مى‏ سازد.

منظور از «اخبارها» من هستم كه زمین اخبار از من مى‏ نماید.





نوع مطلب : 22-سوره حـج، 35-سوره فـاطـر، 99-سوره زلزلة، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، اســــــــــــــرار عالم خلفت/کتاب هزار و یک چرا؟، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 29 آبان 1397


جزر و مدّ

معنی لغوی جزر و مد 
در روز با تابش افتاب به ساحل، هوای ساحل داغ تر از هوای درارتباط با اب دریا شده لذا هوای گرم کنار دریا بالا رفته و هوای سرد مچاور ابهای دریا به طرف ساحل حرکت میکند ،تا جای ان را بگیرد در این جاست که ابها هم با امدن هوای مجاورش بطرف دریا درحرکت میشود وباعث مدّ آب به ساحل میشود ولی در شب که هوای ساحل سردتر از هوای اب مجاورِ در تماس با اب است میشود هوای مجاورِ ساحل به طرف دریا میرود و باعث جزر و جمع شدن اب و فشار ان به داخل 

میشود.

وقتی ماه در نیمه میرسد گرانش بیشتری با رخ نشان دادن ۱۸درصدی خود به اب دریا وارد میکند این باعث زیادتر شدن جزر و مد میشود
و همچنین وقتی اول ماه است و ماه با خورشید در یک راستا میشود نیروی بیشتری به اب دریا وارد میکند
حدود هفت درصد جزر و مدبه خورشید و بقیه به ماه برمیگردد
از فواید جزر و مد، عدم تعفن ابها است محیط و حیات را مطبوع میکند
شاید علت کراهت داشتن همبستری برای بچه دار شدن در اول و اخر و وسط ماه و ایام محاق همین باشد یعنی نیروی گرانشی ماه بیشتر به زمین و ابها حتی اب نطفه داخل رحم شده و همانطور که در روایت امده باعث سقط و عدم تشکیل نطفه میشود. 

بیان علّت جزر و مد دریا در روایت زیبای امیرالمومنین علیه السلام 

یغدو علیکم و یروح
امیرمؤمنان على (علیه السلام) فرمودند: 

سَخَّرَلَکُمُ الماءَ یُغْدُو عَلَیْکُمْ وَ یَرُوحُ صَلاحآ لِمَعاشِکُمْ 
وَالَبحْرَ سَبَبآ لِکَثْرةِ اَمْوالِکُم ﴿بحارالانوار باب الماء و انواعه

خداوند اب دریا را برای شما مسخّر کرد که روز بر شما می وزد (از دریا به ساحل، چون با علیکم امده) و شامگاه این باد به دریا میوزد.

و دریا را سبب ازدیاد مال شما قرار داد.این را سبب صلاح معیشت شما قرار داد 

توضیح : 

یروح، باد عصر گاه به بعد است و چون علیکم ندارد یعنی از پیش شما میرود بطرف دریا

به راستی هر کشوری و هرشهری که در ساحل دریا ست از ماهی ها و خوراکی ها و غواصی ها و غیره در داخل دریا در معرض ثروت های نهفته است و انچنان باعث دریانوردی و و تجارت با دریاست قرار میگیرد که اگر درست این توریست و تجارت و اقتصاد مدیریت شود پول است که از دریا پارو میتوان کرد ولاحول ولاقوه الابالله


****************


اسرار وقوع جزر و مدّ


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 342-مطلب شماره 504


حدیث (1)

 ابو الحسن محمّد بن عمر بن على بن عبد اللَّه بصرى از ابو عبد اللَّه بن احمد بن خالد بن جبله واعظ از ابو القاسم عبد اللَّه بن احمد بن عامر طایى از پدرش، از حضرت على بن موسى الرضا علیه السّلام از پدرش از آباء گرامش از حضرت على بن ابى طالب علیهم السلام، از آن حضرت راجع به مدّ و جزر سؤال شد كه این دو چه مى ‏باشند؟

حضرت فرمودند: فرشته ‏اى موكّل دریاها است به نام «رومان» هنگامى كه گام در دریا مى ‏نهد آب بالا مى ‏آید و مدّ ایجاد مى ‏شود و زمانى كه آن را از دریا بیرون مى‏آورد آب پایین مى ‏رود و جزر به وقوع مى‏ پیوندد.

 

حدیث (2)

محمّد بن على بن ماجیلویه رحمة اللَّه علیه، از عمویش محمّد بن ابى القاسم، از احمد بن ابى عبد اللَّه برقى از پدرش از خلف بن حمّاد اسدى، از ابى الحسن العبدى، از سلیمان بن مهزیار، از عبایة بن ربعى، وى گفت: از عبد اللَّه بن عبّاس راجع به مدّ و جزر سؤال شد؟

وى گفت: خداوند متعال فرشته ‏اى را موكّل وسط دریاها قرار داده، این فرشته هر گاه پا در دریا نهد آب آن بالا آمده و مدّ پیدا مى‏ شود و هنگامى كه پا از آن بردارد، آب پایین رفته و جزر واقع مى‏ گردد.


****************


آیات قرآن کریم در مورد منافع دریا برای مردم


إِنَّ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَاخْتِلافِ اللَّیْلِ وَالنَّهَارِ وَالْفُلْکِ الَّتِی تَجْرِی فِی الْبَحْرِ بِمَا یَنْفَعُ النَّاسَ وَمَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّمَاءِ مِنْ مَاءٍ فَأَحْیَا بِهِ الأرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَبَثَّ فِیهَا مِنْ کُلِّ دَابَّةٍ وَتَصْرِیفِ الرِّیَاحِ وَالسَّحَابِ الْمُسَخَّرِ بَیْنَ السَّمَاءِ وَالأرْضِ لآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ ﴿بقره/164﴾ 25

بی ‏تردید در آفرینش آسمان‏ها و زمین و رفت و آمد شب و روز و كشتى‏ هایى كه در دریاها [با جابجا كردن مسافر و كالا] به سود مردم روانند و بارانى كه خدا از آسمان نازل كرده و به وسیله آن زمین را پس از مردگى‏اش زنده ساخته و در آن از هر نوع جنبنده‏ اى پخش كرده و گرداندن بادها و ابرِ مسخّر میان آسمان و زمین ، نشانه‏ هایى است [از توحید ، ربوبیّت و قدرت خدا] براى گروهى كه می ‏اندیشند .

 

وَهُوَ الَّذِی سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْکُلُوا مِنْهُ لَحْمًا طَرِیًّا وَتَسْتَخْرِجُوا مِنْهُ حِلْیَةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْکَ مَوَاخِرَ فِیهِ وَلِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَلَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ ﴿نحل/14﴾ 268

و اوست که دریا را رام و مسخّر کرد تا از آن گوشت تازه بخورید، و زینتی را که می پوشید از آن بیرون آورید و در آن کشتی ها را می بینی که آب را می شکافند [تا شما را برای حمل کالا، تجارت و داد و ستد جابجا کنند] و برای اینکه از فضل واحسان خدا طلب کنید و [در نهایت] به سپاس گزاری خدا برخیزید.

 

رَبُّکُمُ الَّذِی یُزْجِی لَکُمُ الْفُلْکَ فِی الْبَحْرِ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ 

إِنَّهُ کَانَ بِکُمْ رَحِیمًا ﴿اسراء/66 288

پروردگارتان کسی است که کشتی ها را در دریا برای شما روان می کند تا [با رفتن از اقلیمی به اقلیم دیگر] از رزقش بطلبید؛ زیرا او همواره به شما مهربان است.

 

أَلَمْ تَرَ أَنَّ الْفُلْکَ تَجْرِی فِی الْبَحْرِ بِنِعْمَةِ اللَّهِ لِیُرِیَکُمْ مِنْ آیَاتِهِ 

إِنَّ فِی ذَلِکَ لآیَاتٍ لِکُلِّ صَبَّارٍ شَکُورٍ ﴿لقمان/31﴾ 414

آیا ندانسته ای که کشتی ها به سبب نعمت های خدا [چون باد، هوا و دیگر عوامل] در دریا روانند تا خدا برخی از نشانه های قدرت خود را به شما نشان دهد؛ بی تردید در این [واقعیت] برای هر شکیبای سپاس گزاری نشانه هایی [از توحید، قدرت و ربوبیت خدا] ست.

 

وَمَا یَسْتَوِی الْبَحْرَانِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ سَائِغٌ شَرَابُهُ وَهَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَمِنْ کُلٍّ تَأْکُلُونَ لَحْمًا طَرِیًّا وَتَسْتَخْرِجُونَ حِلْیَةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْکَ فِیهِ مَوَاخِرَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ ﴿فاطر/12﴾ 436

دو دریا مساوی نیستند، این یکی شیرین و از بین برنده تشنگی و نوشیدنش گوارا و آن یکی شور و تلخ است؛ و از هر یک گوشتی تازه می خورید و زینتی که آن را می پوشید، استخراج می کنید. و کشتی ها را در آن می بینی که آب را می شکافند و می روند تا شما [با رسیدن به مقاصد و هدف هایتان] از فضل او بجویید و باشد که سپاسگزاری کنید.


وَآیَةٌ لَهُمْ أَنَّا حَمَلْنَا ذُرِّیَّتَهُمْ فِی الْفُلْکِ الْمَشْحُونِ ﴿یس/41﴾ 443

و برای آنان نشانه ای دیگر [از قدرت و رحمت ما] این [است] که فرزندانشان را در کشتی هایی پر [از اجناس و وسایل] حمل کردیم. 

 

إِنْ یَشَأْ یُسْکِنِ الرِّیحَ فَیَظْلَلْنَ رَوَاکِدَ عَلَى ظَهْرِهِ إِنَّ فِی ذَلِکَ لآیَاتٍ 

لِکُلِّ صَبَّارٍ شَکُورٍ ﴿شوری/33﴾ 487

اگر بخواهد باد را فرومى‏ نشاند ، در نتیجه كشتى ‏ها به روى آب ساكن و بى‏ حركت مى ‏مانند ؛ یقیناً در این واقعیت براى هر شكیباى سپاس گزارى نشانه ‏هایى [بر قدرت و ربوبیت خدا] ست .

 

وَسَخَّرَ لَکُمْ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأرْضِ جَمِیعًا مِنْهُ 

إِنَّ فِی ذَلِکَ لآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ ﴿جاثیه/12﴾ 499

خداست که دریا را برای شما مسخّر و رام کرد تا کشتی ها به فرمانش در آن روان شوند و تا شما [با سفرهای دریایی] از فضل و رزق و روزی اش بهره جویید و تا شما [بر نعمت هایش] سپاس گزاری کنید. 





نوع مطلب : 25-30، 265-270، 283-288، 409-414، 433-438، 439-444، 487-492، 499-504، 02-سوره بـقـرة، 16-سوره نـحـل، 17-سوره اســراء، 31-سوره لقـمان، 35-سوره فـاطـر، 36-سوره یس، 42-سوره شـوری، 45-سوره جـاثیـة، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 29 آبان 1397

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا تَدَایَنْتُمْ بِدَیْنٍ إِلَىٰ أَجَلٍ مُسَمًّى فَاكْتُبُوهُ ۚ وَلْیَكْتُبْ بَیْنَكُمْ كَاتِبٌ بِالْعَدْلِ ۚ وَلَا یَأْبَ كَاتِبٌ أَنْ یَكْتُبَ كَمَا عَلَّمَهُ اللَّهُ ۚ فَلْیَكْتُبْ وَلْیُمْلِلِ الَّذِی عَلَیْهِ الْحَقُّ وَلْیَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَلَا یَبْخَسْ مِنْهُ شَیْئًا ۚ فَإِنْ كَانَ الَّذِی عَلَیْهِ الْحَقُّ سَفِیهًا أَوْ ضَعِیفًا أَوْ لَا یَسْتَطِیعُ أَنْ یُمِلَّ هُوَ فَلْیُمْلِلْ وَلِیُّهُ بِالْعَدْلِ ۚ وَاسْتَشْهِدُوا شَهِیدَیْنِ مِنْ رِجَالِكُمْ ۖ فَإِنْ لَمْ یَكُونَا رَجُلَیْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْدَاهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحْدَاهُمَا الْأُخْرَىٰ ۚ وَلَا یَأْبَ الشُّهَدَاءُ إِذَا مَا دُعُوا ۚ وَلَا تَسْأَمُوا أَنْ تَكْتُبُوهُ صَغِیرًا أَوْ كَبِیرًا إِلَىٰ أَجَلِهِ ۚ ذَٰلِكُمْ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ وَأَقْوَمُ لِلشَّهَادَةِ وَأَدْنَىٰ أَلَّا تَرْتَابُوا ۖ إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجَارَةً حَاضِرَةً تُدِیرُونَهَا بَیْنَكُمْ فَلَیْسَ عَلَیْكُمْ جُنَاحٌ أَلَّا تَكْتُبُوهَا ۗ وَأَشْهِدُوا إِذَا تَبَایَعْتُمْ ۚ وَلَا یُضَارَّ كَاتِبٌ وَلَا شَهِیدٌ ۚ وَإِنْ تَفْعَلُوا فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِكُمْ ۗ وَاتَّقُوا اللَّهَ ۖ وَیُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ ۗ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ ﴿بقره/282﴾ 48

ای اهل ایمان، چون به قرض و نسیه معامله کنید تا زمانی معیّن، سند و نوشته در میان باشد، و بایست نویسنده درستکاری معامله میان شما را بنویسد، و نباید کاتب از نوشتن خودداری کند، که خدا به وی نوشتن آموخته پس باید بنویسد، و مدیون باید مطالب را املاء کند، و از خدا بترسد و از آنچه مقرّر شده چیزی نکاهد، و اگر مدیون سفیه یا ناتوان (صغیر) است و صلاحیّت املا ندارد ولیّ او به عدل و درستی املا کند و دو تن از مردان خود (از مسلمانان عادل) گواه آرید، و اگر دو مرد نیابید یک مرد و دو زن، از هر که (به عدالت) قبول دارید گواه گیرید تا اگر یک نفر از آن دو زن فراموش کند دیگری به خاطرش آورد، و هرگاه شهود را (به محکمه) بخوانند امتناع از رفتن نکنند، و در نوشتن آن تا تاریخ معیّن مسامحه نکنید چه معامله کوچک و چه بزرگ باشد. این عادلانه‌تر است نزد خدا و محکمتر برای شهادت و نزدیکتر به اینکه شکّ و ریبی در معامله پیش نیاید (که موجب نزاع شود) مگر آنکه معامله نقد حاضر باشد که دست به دست میان شما برود، در این صورت باکی نیست که ننویسید، و گواه گیرید هرگاه معامله کنید، و نبایست به نویسنده و گواه ضرری رسد (و بی‌اجر مانند)، و اگر چنین کنید نافرمانی کرده‌اید. و از خدا بترسید و خداوند هم به شما تعلیم مصالح امور می‌کند و خدا به همه چیز داناست.



****************



اسرار اینكه چرا حق تبارك و تعالى به بندگانش امر فرمود در وقت 

قرض دادن و معامله كردن نوشته ‏اى بین خود تنظیم كنند؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب-باب سیصد و چهل و یكم-حدیث (1)


از امام باقر علیه السّلام نقل شده است كه آن حضرت فرمودند:

حق تعالى اسماء و عمرهاى انبیاء را بر حضرت آدم علیه السّلام عرضه داشت به اسم داود و عمر آن جناب كه رسید عمرش را در دنیا چهل سال معرّفى كرد.

حضرت آدم علیه السّلام عرضه داشت: پروردگارا چقدر عمر داود كم و چقدر عمر من زیاد است، بار خدایا آیا ممكن است سى سال از عمر من را به او ببخشى؟

خداوند فرمود: آرى اى آدم.

آدم علیه السّلام عرض كرد: پس از عمر من سى سال كم كن و به عمر او بیافزا.

حضرت ابو جعفر علیه السّلام فرمودند: خداوند متعال سى سال به عمر حضرت داود علیه السّلام افزود و آن را براى حضرتش ثابت قرار داد و این امر البته نزد حق جلّت عظمته ثابت بود و فرمود حق تعالى كه مى‏ فرماید:


یَمْحُوا اللَّهُ ما یَشاءُ وَ یُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ‏ ﴿رعد/39﴾ 254

آنچه را كه خدا بخواهد محو نموده و اثبات مى‏ كند و نزد او امّ الكتاب 

یعنى لوح محفوظ مى‏ باشد.


به همین معنا اشاره دارد.

سپس امام علیه السّلام فرمودند: بنا بر این آنچه نزد حق تعالى براى آدم ثابت بود را حضرتش محو نمود و آنچه نزدش براى داود ثابت نبود را ثابت قرار داد، پس از آن حضرت فرمودند:

پس عمر آدم سپرى و منقضى شد و ملك الموت براى قبض روحش نزد او حاضر گردید، آدم به او گفت: اى ملك الموت هنوز سى سال از عمر من باقى مانده است.

ملك الموت گفت: روزى كه تو در وادى «دخیاء» بودى و حق تعالى اسماء انبیاء و عمرهاى ایشان را به تو عرضه كرد مگر این سه سال را از عمر خود كسر نكرده و براى فرزندت داود پیغمبر علیه السّلام قرار دادى؟

آدم گفت: یادم نمى‏ آید.

ملك الموت گفت: این را انكار مكن، مگر از خداى تعالى نخواستى كه آن را براى داود ثابت كرده و از عمر تو محوش نماید، حق تعالى آن را در زبور داود اثبات و در ذكر از عمر تو محو نمود.

آدم علیه السّلام گفت: تا آن را بدانم.

حضرت ابو جعفر علیه السّلام فرمود: آدم علیه السّلام راست مى‏گفت؛ زیرا یادش نبود و انكار هم نمى‏ كرد. فلذا از آن روز به بعد حق تعالى به بندگانش امر فرمود در وقت قرض دادن یا انجام معامله و تعیین كردن وقت قرض و معامله نوشته‏ اى مشتمل بر جزئیات معامله را بین خود تنظیم كنند زیرا آدم علیه السّلام آنچه را كه بر خود ملتزم شده بود فراموش كرد و انكار نمود.





نوع مطلب : 43-48، 253-258، 02-سوره بـقـرة، 13-سوره رعـــــد، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، سخنــرانی های کوتـاه قــــرآنی، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 28 آبان 1397


اسرار اینكه چرا مرد وقتى به همسرش نسبت ناروا داد

 باید چهار بار شهادت دهد ولى اگر غیر شوهر

 این نسبت را دهد حدّ مى‏ خورد؟

 

برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 336-مطلب شماره 501


حسین بن احمد، از محمّد بن على كوفى، از محمّد بن اسلم جبلى، از برخى اصحابش نقل كرده كه گفت:

از حضرت رضا علیه السّلام سؤال كرده و محضرش عرضه داشتم: 

چرا مرد وقتى همسرش را مورد قذف (نسبت ناروا) قرار دهد چهار بار باید شهادت دهد و اگر غیر شوهر این نسبت را بدهد او را مورد حدّ قرار مى ‏دهند اگر چه پدر یا برادر آن زن باشد؟

حضرت فرمودند: از حضرت جعفر بن محمّد علیهما السّلام همین سؤال را كردند، آن جناب در جواب فرمودند: علّتش آن است كه شوهر وقتى همسرش را مورد قذف و نسبت ناروا اقرار داد به او مى‏ گویند: چگونه دانستى كه همسرت مرتكب فحشاء شده؟

اگر بگوید آن را با چشم خود از او دیدم، پس موظّف است چهار بار خدا را شاهد بگیرد این معنا را شهادت دهد.

و اینكه چطور مى‏تواند بگوید این فعل را با چشم خود از او دیدم، جهتش آن است كه براى شوهر جایز است در مواضع پنهانى كه دیگران حق ورود به آن جا را ندارند داخل شده و همسرش را زیر نظر بگیرد در حالیكه این معنا بر احدى حتّى فرزند و پدر زن جایز نیست نه در شب و نه در روز.

 از این رو وقتى ادّعا رؤیت با چشم نمود مى‏ باید چهار مرتبه خدا را بر آن گواه و شاهد قرار دهد و به ذات او قسم بخورد و امّا اگر گفت: با چشم خود این را ندیده ‏ام، در این فرض قاذف محسوب شده و بدین ترتیب به او حدّ مى‏زنند مگر آنكه بیّنه عادل اقامه كند.

و امّا اگر غیر شوهر این نسبت را دهد و ادّعا كند كه فعل مزبور را از زن دیده، به او مى‏ گویند: چگونه دیدى و چطور در پنهانى او را زیر نظر قرار دادى در حالى كه در دیدنت متّهم مى‏ باشى؟

 پس اگر صادقى، در مرتبه تهمت بوده به ناچار باید تو را تأدیب نمود.

و امّا این كه شوهر باید چهار مرتبه قسم بخورد جهتش آن است كه هر یك بار به جاى یك شاهد عادل محسوب مى ‏شود.





نوع مطلب : کتاب ارزشمند علل الشرایع، اسرار گناه و بررسی آثار آن، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 28 آبان 1397


وَلا تَقْرَبُوا الزِّنَا إِنَّهُ کَانَ فَاحِشَةً وَسَاءَ سَبِیلا ﴿اسراء/32 285

و نزدیک زنا نشوید که کاری بسیار زشت و راهی بد است.

 

الزَّانِیَةُ وَالزَّانِی فَاجْلِدُوا کُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا مِائَةَ جَلْدَةٍ وَلا تَأْخُذْکُمْ بِهِمَا رَأْفَةٌ فِی دِینِ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ وَلْیَشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَائِفَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ ﴿نـور/2 350

به زن زناکار و مرد زناکار صد تازیانه بزنید، و اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید، نباید شما را در [اجرای] دین خدا درباره آن دو نفر دلسوزی و مهربانی بگیرد، و باید گروهی از مؤمنان، شاهد مجازات آن دو نفر باشند.



یَسْأَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَیْسِرِ ۖ قُلْ فِیهِمَا إِثْمٌ كَبِیرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُمَا أَكْبَرُ مِنْ نَفْعِهِمَا

درباره شراب و قمار از تو سؤال می‌کنند، بگو: 'در آنها گناه و زیان بزرگی است و منافعی (از نظر مادی) برای مردم دربر دارد، (ولی) گناه آنها از نفعشان بیشتر است ﴿بقره/219﴾ 34


یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَیْسِرُ وَالْأَنْصَابُ وَالْأَزْلَامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ﴿مائده/90﴾ 123

ای کسانی که ایمان آورده‌اید شراب و قمار و بتها و از لام (که یک نوع بخت‌آزمایی بوده) پلیدند و از عمل شیطانند از آنها دوری کنید تا رستگار شوید. (مائده/90)


****************


چرا  حدّ «زنا» را صد تازیانه و «شارب خمر» را 

هشتاد تازیانه مى‏زنند؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب-باب سیصد و سى و یكم


حدیث (1)

از محضر امام صادق علیه السّلام سؤال شد : آیا «زنا» بدتر است یا «شرب خمر»؟

حضرت فرمودند: شرب خمر.

عرض كردم: پس چرا شارب خمر را هشتاد تازیانه و زانى را صد تازیانه مى‏ زنند؟

حضرت فرمودند: اى اسحاق حدّ همیشه یكى است و این كه در زنا اضافه مى‏ باشد بخاطر آن است كه زانى نطفه را تباه كرده و آن را در غیر موضعى كه خدا امر نموده در آن بریزند، ریخته است.


حدیث (2)

 محمّد بن سنان نقل كرده كه وى گفت: حضرت ابا الحسن علیه السّلام در جواب مسائل من مرقوم فرمودند:

علّت این كه تازیانه را به بدن زانى شدید و سخت مى ‏زنند آن است كه وى مباشرت و مبادرت به «زنا» نموده و تمام بدنش را با این فعل منكر التذاذ برده ‏اند از این رو به منظور عقوبت وى و عبرت گرفتن دیگران تازیانه را به بدن وى مى‏ زنند و این فعل قبیح از اعظم جنایات مى ‏باشد.





نوع مطلب : 31-36، 121-126، 283-288، 349-354، 02-سوره بـقـرة، 04-سوره نسـاء، 05-سوره مـائـده، 17-سوره اســراء، 24-سوره نـــــــــور، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، اسرار گناه و بررسی آثار آن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط : آیات مربوط به زنا،
          
دوشنبه 28 آبان 1397


باب سیصد و بیست و نهم

اسرار اینكه چرا قاتل مجنون را قصاص نمى‏ كنند؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 499


حدیث (1)

 پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن محمّد بن عیسى، از حسن بن محبوب، از على بن رئاب، از ابو بصیر نقل كرده كه وى گفت: شنیدم كه حضرت ابو جعفر علیه السّلام در باره مردى كه دیوانه ‏اى را كشته بود فرمودند:

اگر دیوانه قصد كشتن وى را كرده و او در مقام دفع دیوانه وى را كشته چیزى در عهده‏ اش نیست نه قصاص و نه دیه بلكه دیه دیوانه را از بیت المال مسلمین به ورثه‏ اش مى‏ دهند و اگر بدون این كه مجنون به او حمله كند وى را كشته البتّه قاتل را قصاص نمى‏ كنند ولى باید از مال خود دیه مجنون را به ورثه اش بدهد و علاوه بر آن از خدا طلب آمرزش نماید.






نوع مطلب : کتاب ارزشمند علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 28 آبان 1397


باب سیصد و هفدهم

 اسرار نهى شدن از خوردن گِل‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 498


حدیث (1)

امام صادق  علیه السّلام فرمودند:

خداوند متعال آدم را از گل آفرید از این رو خوردن طین و گل را بر ذرّیه آدم حرام نمود.


حدیث (2)

  امام صادق  علیه السّلام فرمودند:

گل مانند گوشت خوك حرام است و كسى كه آن را بیاشامد و سپس بمیرد من بر او نماز نمى ‏گزارم مگر گل قبر حضرت امام حسین علیه السّلام كه در آن شفاء از هر دردى است و كسى كه آن را با میل بخورد نه به قصد استشفاء البته در آن شفاء نمى ‏باشد.


حدیث (3)

  امام صادق  علیه السّلام فرمودند:

كسى كه سعى كند در خوردن گل و خاك در خون خود شریك مى‏ باشد.


حدیث (4)

  امام صادق  علیه السّلام فرمودند:

كسى كه خاك كوفه را بخورد گوشت مردم را خورده زیرا كوفه ابتداء نیزار و بیشه بوده سپس به قبرستان مبدّل گشت پس خاك آن، خاك مردگان است و حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام فرمود كه رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند:

هر كسى كه خاك بخورد ملعون و از رحمت خدا به دور مى‏ باشد.


حدیث (5)

  امام صادق  علیه السّلام فرمودند:

خوردن خاك كردارى ناهنجار بوده و بیشترین مورد دام شیطان محسوب مى‏شود، خوردن خاك باعث پیدایش بیمارى در جسد بوده و مهیّج مرض مى ‏باشد، كسى كه خاك بخورد نیروى قبل از خاك خوردنش ضعیف و از عملى كه انجام مى‏دهد ناتوان مى‏ گردد و بر آنچه از او در بین ضعف و قوّتش صادر شده محاسبه شده و عذاب مى‏ گردد.

اخبارى را كه در این باب نقل كردم در مبحث مناهى از كتاب عقاب الاعمال آورده‏ ام.





نوع مطلب : کتاب ارزشمند علل الشرایع، اسرار گناه و بررسی آثار آن، بوستان حدیث، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 28 آبان 1397



وَاللَّهُ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ ﴿بقره/258﴾ 43


و خداوند قوم ستمکار را هدایت نمیکند...



«در قرآن کریم 191 بار واژه «هدایت» با مشتقّات آن تکرار 


شده است»







وَاللَّهُ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفَاسِقِینَ ﴿مائده/108﴾ 125

و خدا گروه فاسقان را هدایت نمیکند.


«در قرآن کریم 58 بار واژه «فاسقین» با مشتقّات آن تکرار 


شده است»





****************




 اسرار گسیخته شدن پرده و آشكار شدن راز بنده‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 316-مطلب شماره 497


حدیث (1)

 از حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام نقل كرده اند كه آن حضرت فرمودند:

هیچ بنده ‏اى نیست مگر آنكه بر او چهل پرده و پوشش احاطه كرده است تا هنگامى كه چهل معصیت كبیره از او صادر شود و پس از انجام چهل گناه كبیره پرده‏ ها گسیخته مى ‏شوند و فرشتگانى كه حافظ و نگهبان او بوده و با وى مى ‏باشند مى‏ گویند:


پروردگارا، این بنده تو است كه پرده ‏ها و پوشش ‏ها از او كنار رفته است، حق تعالى به ایشان وحى مى‏ فرماید كه بنده ‏ام را بابال هایتان مستور كنید، فرشتگان حسب الامر بارى تعالى با بالهاى خود او را میپوشانند، وى هیچ قبیح و عمل منكرى نیست مگر آنكه مرتكبش مى ‏شود و به انجام آنها نزد مردم افتخار نیز مى‏ كند.

فرشتگان به درگاه پروردگار عرضه مى‏ دارند: بار الها، این بنده ‏ات فعل قبیح و منكرى نیست مگر آنكه انجامش داده و ما از كردار او شرمسار مى‏ باشیم.


حق تعالى به آنها وحى مى‏ فرماید: بال  هاى خود را از او بردارید، هنگامى كه این عبد عاصى به ما و اهل بیت بغض ورزید و نسبت به ما شروع به اظهار عداوت نمود، حق تبارك و تعالى پرده ‏ها و حجاب‏ ها را كه قبایح او را مستور نموده بودند در آسمان كنار زد و آنها را بر اهل آن ظاهر و روشن ساخت ولى در زمین منكران و كردار زشت او را همچنان بر اهل زمین مستور نگاه داشت، فرشتگان عرضه داشتند:

پروردگارا، این بنده گنهكارت همچنان مهتوك السّتر (نداشتن پوشش) مانده و حجاب از اعمال زشتش كنار نرفته است.

خداوند به ایشان وحى فرمود: اگر حاجت و نیاز به او مى‏ داشتم فرمان نمى ‏دادم كه بالهاى خود را از او بردارید.


****************

قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ (ع) :

مَا مِنْ عَبْدٍ إِلَّا وَ عَلَیهِ أَرْبَعُونَ جُنَّةً حَتَّی یعْمَلَ أَرْبَعِینَ کبِیرَةً فَإِذَا عَمِلَ أَرْبَعِینَ کبِیرَةً انْکشَفَتْ عَنْهُ الْجُنَنُ(سپرها و پرده ها) فَیوحِی اللَّهُ إِلَیهِمْ أَنِ اسْتُرُوا عَبْدِی بِأَجْنِحَتِکمْ فَتَسْتُرُهُ الْمَلَائِکةُ بِأَجْنِحَتِهَا قَالَ فَمَا یدَعُ شَیئاً مِنَ الْقَبِیحِ إِلَّا قَارَفَهُ حَتَّی یمْتَدِحَ إِلَی النَّاسِ بِفِعْلِهِ الْقَبِیحِ فَیقُولُ الْمَلَائِکةُ یا رَبِّ هَذَا عَبْدُک مَا یدَعُ شَیئاً إِلَّا رَکبَهُ وَ إِنَّا لَنَسْتَحْیی مِمَّا یصْنَعُ فَیوحِی اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَیهِمْ أَنِ ارْفَعُوا أَجْنِحَتَکمْ عَنْهُ فَإِذَا فُعِلَ ذَلِک أَخَذَ فِی بُغْضِنَا أَهْلَ الْبَیتِ فَعِنْدَ ذَلِک ینْهَتِک سِتْرُهُ فِی السَّمَاءِ وَ سِتْرُهُ فِی الْأَرْضِ (پرده اش در آسمان و زمین و پیش بندگان و ملایک و در عالم مُلک و ملکوت،دریده می شود(

فَیقُولُ الْمَلَائِکةُ یا رَبِّ هَذَا عَبْدُک قَدْ بَقِی مَهْتُوک السِّتْرِ فَیوحِی اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَیهِمْ لَوْ کانَتْ لِلَّهِ فِیهِ حَاجَةٌ مَا أَمَرَکمْ أَنْ تَرْفَعُوا أَجْنِحَتَکمْ عَنْهُ

(کلینی،الکافی،1407،ج2،ص279(

حضرت امیر المؤمنین صلوات اللَّه علیه فرمودند: 

بر هر بنده ئی چهل پرده(سپر و حفاظ) کشیده شده تا وقتی چهل گناه کبیره مرتکب شود،(به دنبال هر گناه کبیره یک پرده برداشته می شود و ظرفیت پر می گردد تا به انفجار نزدیک شود) چون مرتکب چهل کبیره شد، پرده ها از او برداشته شود، آنگاه خدا بآن (فرشته) ها وحی فرماید: که بنده ام را با بالهای خود بپوشانید، فرشتگان او را با بالهای خود بپوشانند.سپس آن بنده کار زشتی را نگذارد جز آنکه مرتکب شود تا آنجا که با ارتکاب زشتکاری میان مردم ببالد آنگاه فرشتگان گویند: پروردگارا این بنده تو هر عملی را مرتکب می شود و ما از کردار او خجالت میکشیم، خدای عز و جل بآنها وحی فرماید: بال های خود را از او بردارید، و چون کارش بدینجا کشد آغاز دشمنی با ما خانواده گذارد، و آنگاه است که پرده او در آسمان و نیز پرده او در زمین دریده شود، سپس فرشتگان گویند: پروردگارا این بنده تو پرده دریده مانده است، خدای عز و جل بآنها وحی فرماید اگر خدا باو نیاز و توجهی میداشت بشما دستور نمیداد بال های خود را از او بردارید.

شرح :

مرحوم مجلسی در بیان پرده های چهل گانه شش قول نقل میکند که گویا بهترش اینست که آنها کنایه از الطاف خداوند سبحان نسبت به بنده خویش است که سبب ترک معصیت می شود، و ارتکاب هر گناه کبیره ئی عاصی را مستحق منع یکی از آن الطاف مینماید، ولی باز هم او را رسوا نکند و بفرشتگان دستور پرده پوشی و آبرو نگهداری او دهد تا بآنجا رسد که شاعر گوید:

لطف حق با تو مداراها کند

چون که از حد بگذرد رسوا کند


****************


الإمامُ الصّادقُ علیه السلامإنّ للّهِ تَبارَكَ وَ تَعالى عَلى عبدِهِ المؤمنِ أربَعینَ جُنَّةً ، فمتى أذنَبَ ذنباً (كبیراً) رَفَعَ عَنهُ جُنَّةً ، فإذا عابَ أخاهُ المؤمنَ بشیءٍ یَعلَمُهُ مِنهُ انكَشَفَتْ تلكَ الجُنَنُ عَنهُ ، و یَبقى مَهتوكَ السِّترِ ، فَیَفتَضِحُ فی السماءِ على ألسِنَةِ المَلائكةِ و فی الأرض على ألسِنَةِ الناسِ

امام صادق علیه السلامخداوند تبارك و تعالى براى بنده مؤمن خود چهل پرده قرار داده است .

هر گاه گناهى [بزرگ] از او سر زند یك پرده كنار مى رود و چون از برادر مؤمن خود عیبى بداند و او را بدان سرزنش كند دیگر پرده ها كنار روند و بى پرده ماند و بدین سان رسوایى اش در آسمان بر سر زبان فرشتگان افتد و در زمین بر سر زبان مردم .

 

بحار الأنوار : 73/361/87



****************



واقعاً وقتی کسی گناه میکند یا معصیتی انجام میدهد، در واقع به خودش ظلم و ستم میکند و اینجاست که مشمول جمله «ظلمت نفسی» میشود و تا حدود زیادی خداوند با او مدارا میکند تا آنجا که چهل پرده حجاب خود را برمیدارد و آنگاه مشمول آیه فوق میشود که خداوند میفرماید : «وَاللَّهُ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ» و «وَاللَّهُ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفَاسِقِینَ» میشود و دیگر هدایتی برای او در کار نیست. 





نوع مطلب : 43-48، 121-126، 02-سوره بـقـرة، 05-سوره مـائـده، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، اسرار گناه و بررسی آثار آن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 27 آبان 1397


اسرار مكروه بودن پاره ‏اى از مشاغل و حرفه ها


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 314-مطلب شماره 496

 

حدیث (1)

محمّد بن الحسن رحمة اللَّه علیه، از محمّد بن الحسن الصفّار، از احمد بن محمّد از جعفر بن یحیى خزاعى، از یحیى بن ابى العلاء، از اسحاق بن عمّار نقل كرده كه وى گفت: محضر مبارك امام صادق علیه السّلام رسیدم و عرضه داشتم خداوند فرزندى به من عطاء فرموده.

حضرت فرمودند: آیا نامش را محمّد نگذاشتى؟

عرض كردم: چرا، او را به این نام موسوم كردم.

حضرت فرمودند: محمّد را نزن و دشنامش نده، خداوند او را در هنگام حیاتت نور چشمت و بعد از مماتت خلف و جانشین صالحى قرار داده است.

عرضه داشتم: فدایت شوم، او را به چه شغل و حرفه‏ اى مشغول نمایم؟

حضرت فرمودند: از پنج حرفه بازش دار و به هر شغل دیگرى كه مشغولش نمودى اشكالى ندارد.

او را به «زرگر» مسپار و به این حرفه سرگرمش مكن زیرا زرگر از ربا سالم نمى ‏ماند و نیز او را نزد «كفن فروش» مگذار زیرا از مبتلا شدن مردم به مرض وبا و مردن آنها مسرور مى‏شود و همچنین وى را به «طعام فروش» مسپار چه آنكه این گروه از سوداگران از احتكار سالم نیستند و به «سلّاخ» نیز او را تسلیم مكن زیرا مهربانى از ایشان سلب شده و قساوت قلب دارند و بالاخره او را نزد «برده فروش» مگذار؛ زیرا رسول خدا فرمودند: بدترین مردم كسانى هستند كه مردم را مى‏ فروشند.


حدیث (2) 

امام رضا علیه السّلام فرمودند:

مردى محضر مبارك نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم مشرّف شد و عرض كرد: 

یا رسول اللَّه به فرزندم كتابت و نوشتن را تعلیم كرده ‏ام پس از آن به چه حرفه و شغلى او را وا دارم؟

حضرت فرمودند: خدا پدرت را رحمت كند او را به هر كارى كه خواستى مشغول كن فقط به پنج حرفه وادارش ننما و به دست پنج گروه مسپار، این پنج گروه عبارتند از:

سیّاء، صائغ(زرگر)، قصّاب، حنّاط(حنوط کننده میّت) و نخّاس(فروشنده ٔ حیوانات)

آن مرد عرضه داشت: یا رسول اللَّه، سیّاء كیست؟

حضرت فرمودند: كفن فروش بوده كه مرگ امّت من را آرزومند است در حالى كه یك مولود از امّت من برایم بهتر است از آنچه خورشید بر او مى‏ تابد.






نوع مطلب : کتاب ارزشمند علل الشرایع، بوستان حدیث، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 27 آبان 1397


اسرار مكروه بودن قرض‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 312-مطلب شماره 494


حدیث (1)

امام باقر علیه السلام فرمودند که رسول خدا فرمودند:

از قرض گرفتن و پیدا شدن دیْن اجتناب كنید زیرا موجب حزن و غم در شب و ذلّت و خوارى در روز مى‏ شود.


حدیث (2)

حضرت على علیه السلام فرمودند:

از قرض كردن دورى كنید زیرا موجب ذلّت در روز و حزن در شب و پرداختن آن در دنیا و آخرت مى ‏باشد.


حدیث (3)

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم مى‏ فرمودند:

پناه به خدا مى ‏برم از كفر و قرض.

محضر مباركشان عرض شد: آیا قرض را معادل و در عرض كفر قرار مى‏دهید؟

فرمودند: آرى.


حدیث (4)

از امام صادق علیه السّلام نقل كرده اند كه آن جناب فرمودند:

 هر گناهى را كشته شدن در راه خدا جبران مى‏كند مگر قرض كه هیچ جابر و كفّاره ‏اى ندارد مگر آنكه بدهكار آن را پرداخته یا رفیقش از جانب او پرداخت كند و یا صاحب قرض وى را ببخشد.


حدیث (5)

نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند: 

تا مادامى كه مؤمن قرض دارد نفسش گرفتار و ناراحت است.


حدیث (6)

 از ائمه معصومین علیهم السّلام نقل كرده اند كه فرمودند:

روز قیامت بدهكار را در حالى كه از همّ و حزن شكایت مى‏ كند مى ‏آورند، در صورتى كه اعمال حسنه داشته باشد آنها را براى طلبكارش منظور مى ‏كنند و اگر افعال و اعمال نیك نداشته باشد سیّئات و قبایح طلبكار را براى وى حساب مى‏ نمایند.

در زمان رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم مردى كه در عهده ‏اش دو دینار قرض بود از دنیا رفت به‏ رسول گرامى صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم خبر دادند، آن جناب از خواندن نماز بر او امتناع فرمودند.

سپس امام علیه السّلام فرمودند: البته این عمل از رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله به خاطر این بود كه مردم برگرفتن قرض جرات پیدا نكنند نه این كه واقعا دیْن و قرض حرام باشد چه آنكه رسول اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلم از دنیا رفتند و در عهده‏ اش قرض بوده و همچنین على علیه السّلام در حالى كه قرض ‏دار بودند شهید شدند چنانچه امام حسن مجتبى علیه السّلام با داشتن دین از دنیا رحلت نمودند و بالاخره حضرت سیّد الشّهداء وقتى شهید شدند در عهده‏اشان قرض بود.


حدیث (7)

مردی خدمت امام صادق علیه السّلام رسید و عرضه داشت : فدایت شوم، من مردى هستم كه مى‏ خواهم ملازم مكّه شده و آن جا بمانم و در عهده ‏ام دینى مى ‏باشد كه صاحبش شخصى است از فرقه مرجئه چه مى‏ فرمایید.

حضرت فرمودند:

نزد دهنده قرض برو و صبر و تأمّل كن تا دیْن او را پرداخته آنگاه بدون این كه در عهده‏ ات قرض باشد خدا را ملاقات كنى چه آنكه مؤمن خیانت نمى ‏كند.


حدیث (8)

مردى محضر امام صادق علیه السّلام رسید و ادّعاء مى‏ كرد كه در عهده معلى بن خنیس[1] دین دارد، وى مى‏ گفت: معلى بن خنیس حقّ مرا برده و تلف كرده است. امام علیه السّلام فرمودند: حقّ تو را كسى تلف كرده كه معلّى بن خنیس را كه كشته است پس از آن حضرت به ولید فرمودند: پیش این مرد مدّعى برو و حقّش را اداء كن چون دوست دارم معلّى بن خنیس را خنك كنم اگر چه خنك مى ‏باشد.


حدیث (9)

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند:

دردى نیست مگر درد چشم و رنج و تعبى نیست مگر تعب و رنج قرض.

و همچنین رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند:

قرض و دین علامت خداى تعالى در زمین است و وقتى خدا بخواهد بنده ‏اى را ذلیل كند آن را در گردنش قرار مى‏ دهد.


ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

(1)- معلى بن خنیس المدنى، وى آزاد كرده حضرت امام صادق علیه السّلام بوده و در باره وى اختلاف است برخى او را ضعیف و گروهى او را ثقه و ممدوح مى‏دانند و از عباراتى كه دلالت بر وثاقت و مدح او دارد كلام كشتى است كه مى‏فرماید: وقتى خبر قتل معلى بن خنیس را به امام صادق علیه السّلام دادند حضرت فرمودند: به خدا سوگند او داخل بهشت شد و نیز منقول است كه وقتى داود بن على او را كشت حضرت با حالتى غضبناك بر او وارد شده در حالى كه اسماعیل فرزندشان به دنبال آن حضرت بود، فرمود: اى داود غلام مرا كشتى، او گفت من نكشتم و شرطه من او را كشت، حضرت فرمود: با اذن تو بود یا بدون اذن، گفت: بدون اذن من بود حضرت به اسماعیل فرمود:

سزایش را بده، اسماعیل با شمشیر برهنه به سراغ شرطه رفت و او را كشت.






نوع مطلب : کتاب ارزشمند علل الشرایع، بوستان حدیث، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 27 آبان 1397

 

مِن شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ


از شرّ وسوسه گر نهانی


سوره ناس آیه 4


باب سیصد و هفتم

اسرار نامیدن شیطان خنّاس به «خنّاس‏»


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 493


حدیث (1)

از امام صادق علیه السّلام، راوى مى‏ گوید :

از آن جناب راجع به «خنّاس» پرسیدم؟

حضرت فرمودند: ابلیس بر قلب و دل مسلّط مى‏ شود و وقتى ذكر خدا در آن شود مى‏ گریزد لذا بخاطر همین است كه به آن «خنّاس» یعنى گریزنده میگویند.






نوع مطلب : 114-سوره ناس، کتاب ارزشمند علل الشرایع، اســـــــــــــــــــرار شیطان ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 27 آبان 1397


( کل صفحات : 12 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار وبلاگ نویسی

وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت

اخبار ایران:

اخبار جهان:

اخبار اقتصادی:

اخبار علمی

اخبار فناوری و اطلاعات

اخبار هنری:

اخباراجتماعی

اخبار ورزشی

--------------------------------------------------------------------------------------

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

--------------------------------------------------------------------------------------
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
-------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------- ساخت وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic