وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :


مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ


هر که علم اولین و آخرین را میخواهد،

باید آن را در قرآن بجوید.


کنزل العمال ج1 ص548




مدیر وبلاگ :سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید






برچسبها


باب سیصد و پنجاه و نهم

 چرا پیامبر اکرم(ص) از خوردن گوشت الاغ اهلى 

و قاطر نهى فرمودند؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 513


حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه از محمّد بن الحسین، از ابن ابى عمیر، از ابن اذینه، از زراره و محمّد بن مسلم از حضرت ابى جعفر علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب وقتى از خوردن گوشت الاغ‏ هاى اهلى سؤال شدند : فرمودند:

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم روز خیبر از خوردن آنها نهى فرمودند و سرّ نهى از آن این است كه این حیوان باركش مردم است (یعنى حرام نیست ولى مكروه مى ‏باشد) چه آنكه حرام آن است كه خداى متعال در قرآن حرام كرده است.


حدیث (2) 

محمّد بن الحسن رحمة اللَّه علیه از محمّد بن الحسن الصفّار، از احمد بن محمّد بن عیسى، از حسین بن سعید، از حمّاد از حریز از محمّد بن مسلم، از حضرت ابى جعفر علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم از تناول گوشت الاغ‏ هاى اهلى نهى فرمودند و نهى آن حضرت به خاطر آن است كه از پشت این حیوانات جهت حمل و نقل استفاده مى ‏شود و ذبح آنها و خوردن گوشت شان بسا آنها را در معرض فانى و نابود شدن قرار مى‏ دهد و باب این استفاده بسته مى‏شود و الّا خوردن گوشت آنها حرام نیست سپس حضرت این آیه را قرائت فرمودند:

قُلْ لا أَجِدُ فِی ما أُوحِیَ إِلَیَّ مُحَرَّماً عَلى‏ طاعِمٍ یَطْعَمُهُ... 

بگو اى پیامبر در آنچه خدا به من وحى كرده حرامى را بر خورندگان نمى ‏یابیم كه خوردنش حرام باشد.


حدیث (3) 

پدرم رحمة اللَّه علیه از عبد اللَّه بن جعفر حمیرى از هارون بن مسلم نقل كرده كه وى گفت:

ابو الحسن لیثى از قول حضرت جعفر بن محمّد علیهما السّلام حدیثى را به این شرح حكایت نمود:

حضرت فرمودند: از پدرم علیه السّلام راجع به گوشت الاغ اهلى سؤال شد؟

حضرت فرمودند: پیامبر اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم از خوردن این گوشت نهى فرمودند زیرا الاغ اهلى در آن روز باركش براى مردم بود نه آنكه تناول گوشتش حرام باشد بلكه حرام صرفا همان است كه خداوند متعال در قرآن تحریم فرموده است.


حدیث (4)

 على بن احمد رحمة اللَّه علیه از محمّد بن ابى عبد اللَّه، از محمّد بن اسماعیل، از على بن العبّاس از قاسم بن ربیع صحّاف، از محمّد بن سنان نقل كرده كه وى گفت:

حضرت رضا علیه السّلام در مكتوبى كه مشتمل بود بر جواب هاى مسائل من مرقوم فرمودند:

خوردن گوشت قاطر و الاغ اهلى مكروه است زیرا مردم از پشت این دو حیوان استفاده كرده و به منظور حمل و نقل محموله‏ هاى خود به آن نیاز دارند لذا اگر آنها را ذبح كرده و صرف خوردن كنند خوف این هست كه نسل این دو به خاطر كم بودنشان نه زشتى خلقت و یا بدخوراك بودنشان فانى و نابود شود.

 






نوع مطلب : علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 1 آذر 1397


باب سیصد و پنجاه و هشتم

اسرار مكروه بودن تناول كلیه (قلوه ‏ها)


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 512


على بن حاتم از حسین بن على بن زكریا از محمّد بن صدقه، از حضرت موسى بن جعفر، از پدرش، از حضرت محمّد بن على علیهم السّلام نقل شده كه فرمودند:

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم بدون این كه حكم به تحریم تناول قلوه ‏ها كنند آن را نمى‏ خوردند زیرا این دو عضو نزدیك به ادرار مى‏ باشند.





نوع مطلب : علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 30 آبان 1397


باب سیصد و پنجاه و هفتم

اسرار حرام بودن تناول نخاع و طحال و بیضتین‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 511


حدیث (1)

 احمد بن محمّد بزنطى، از ابان بن عثمان نقل كرده كه وى گفت: 

محضر مبارك امام صادق علیه السّلام عرض كردم:

چگونه است که تناول طحال (سپرز) حرام گشته با اینكه از ذبیحه محسوب مى‏ شود؟

حضرت فرمودند:

قوچى از «ثبیر» كه كوهى است در مكّه بر جناب ابراهیم علیه السّلام فرود آمد تا آن حضرت ذبحش نماید، ابلیس نزد آن جناب آمد و عرض كرد: نصیب من را از این قوچ بده.

ابراهیم علیه السّلام فرمود: تو چه نصیبى در این دارى با این كه قربانى پروردگارم و فداء براى فرزندم مى ‏باشد.

خداوند متعال به حضرتش وحى فرمود: او در این قوچ نصیبى دارد و آن طحال حیوان مى‏ باشد زیرا طحال مركز تجمّع خون است و بیضتین نیز حرام است زیرا مكان نكاح و جماع بوده و مجراى نطفه مى‏ باشد. ابراهیم طحال و بیضتین را به ابلیس داد.

راوى مى ‏گوید: محضر مباركش عرض كردم: چرا «نخاع» حرام شده است؟

حضرت فرمودند: زیرا محل آب جهنّده (منى) بوده كه در هر مذكّر و مؤنّثى مى ‏باشد نخاع رشته مغزى است طولانى كه در مهره‏ هاى پشت كشیده شده است.

ابان مى‏ گوید: سپس  امام صادق  علیه السّلام فرمودند:

از حیوانى كه سر بریده‏ اند تناول ده چیز به این شرح مكروه است :

طحال (سپرز) بیضتین، نخاع (مغز حرام) خون، پوست، استخوان، شاخ، سُم، غدّه‏ ها، آلت نرینه.

و ده چیز از میته و مردار آزاد و غیر ممنوع است باین شرح:

پشم، مو، پر، بیضه (تخم) دندان، شاخ، سمّ، نافچه، پوست، شیر زمانى كه در پستان حیوان باشد و حیوان بمیرد.

حدیث (2)

 محمّد بن الحسن از محمّد بن الحسن الصفّار، از ابى طالب عبد اللَّه بن صلت، از عثمان بن عیسى عامرى از سماعة بن مهران، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

«جرّى» (ماهى باریك و درازى است كه پولك ندارد) و «مارماهى» و «طافى» (ماهى مرده كه روى آب آمده) و «اربیان» (نوعى از ماهى است) و سپرز را نخور و علّت نهى از سپرز آن است كه این عضو حیوان جاى خون و جویده شده شیطان مى ‏باشد.






نوع مطلب : علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، اســــــــــــــرار عالم خلفت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 30 آبان 1397


باب سیصد و پنجاه و ششم

 اسرار مكروه بودن تناول  غدّه‏ ها


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 510


مسمع بن عبد الملك، از امام صادق علیه السّلام نقل كرده كه آن حضرت فرمود:

امیرالمؤمنین علیه السّلام فرمودند:

وقتى یكى از شما گوشت خرید غدّه ‏هاى داخل آن را بیرون بیاورد زیرا تناول این غدّه ‏ها رگ جذام را تحریك مى ‏كند.






نوع مطلب : علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 30 آبان 1397


باب سیصد و پنجاه و پنجم

اسرار این كه حق تعالى چرا گوشت گاو و گوسفند و شتر 

و سایر حیوانات مأكول را حلال كرده‏؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 509


على بن احمد رحمة اللَّه علیه، از محمّد بن ابى عبد اللَّه، از محمّد بن اسماعیل، از على بن عبّاس، از قاسم بن ربیع صحّاف، از محمّد بن سنان نقل كرده كه حضرت ابا الحسن الرّضا علیه السّلام در جواب مسائلش مكتوبى فرستاده و در آن مرقوم فرمودند:

حق تعالى گوشت گاو و گوسفند و شتر را حلال كرد چون این حیوانات زیاد بوده و وجودشان ممكن است و نیز گاو وحشى و غیرش را از انواع حیوانات وحشى مأكول اللّحم را حلال فرمود زیرا غذایى كه مى ‏خورند نه حرام بوده و نه مكروه و از طرفى این حیوانات نسبت به هم مضرّ نبوده چنانچه به انسان‏ها نیز ضررى وارد نكرده مضافاٌ به اینكه در آفرینش آنها هیچ زشتى و قباحتى دیده نمى‏ شود.





نوع مطلب : علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 29 آبان 1397


باب سیصد و چهل و هفتم

چرا شش تا از ماههای قمری بیست و نه روزه است؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 508


پدرم رحمة اللَّه علیه، از سعد بن عبد اللَّه، از یعقوب بن یزید، از حمّاد بن عیسى، از صباح بن سیابه از حضرت ابى جعفر علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

خداوند متعال ماه‏ها را دوازده‏ تا آفریده و مجموعا سیصد و شصت روز مى‏ باشند، پس شش روز از آن كسر نمود و در آن آسمان‏ها و زمین را آفرید فلذا در ماه‏ها نقص و قصور پیدا شده است.






نوع مطلب : علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 29 آبان 1397


برخی از ویژگی های مؤمن در علل الشرایع



باب سیصد و چهل و ششم

چرا مؤمن گاهى از همه تیزبین‏ تر-بخیل تر و مشتاق‏ تر از همه

به نكاح مى ‏باشد؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 507



از امام صادق علیه السّلام نقل كرده اند كه آن حضرت فرمودند : 


محضر مبارك پدرم عرض شد : 

چرا مؤمن از همه افراد تیزبین‏ تر مى ‏باشد؟

حضرت فرمودند: زیرا حدّت و باریك بینى قرآن در قلب او بوده و ایمان خالص در سینه ‏اش مى ‏باشد و او بنده‏ اى است مطیع حق تعالى و تصدیق‏ كننده رسولش.


محضرش عرض شد: 

چرا مؤمن از همه بخیل ‏تر مى ‏باشد؟

فرمودند: زیرا رزق خود را سعى مى ‏كند از راه حلال تحصیل كند و بدیهى است مطلوب حلال نزد طالب عزیز بوده لا جرم دوست ندارد آن را از خود جدا كند چه آنكه مى‏ داند تهیه و تحصیل مطلوبش دشوار و سخت است و اگر نفسش سخاوت وجود نشان دهد صرفاٌ آن مطلوب را در موردش قرار داده و سعى مى ‏كند در جایى كه شایسته است صرفش كند.


محضر مباركش عرض شد: 

چرا مؤمن گاهى از دیگران به نكاح و دفع غریزه جنسى

 مشتاق ‏تر بوده و از همه مبادرتش به آن بیشتر است؟

حضرت فرمودند: زیرا مؤمن مى‏ خواهد خود را از نامحرمان بر حذر داشته و نسبت به فروجى كه بر او حرام هستند تعدّى نكند لذا نمى‏ گذارد شهوتش به هر طرف میل كند بلكه آن را مهار مى‏ نماید ولى وقتى به حلال دست یابد به آن اكتفاء كرده و با استفاده كامل از آن خود را از غیرش مستغنى و بى‏ نیاز قرار مى‏ دهد.


سپس امام علیه السّلام فرمودند:

قوّت و نیروى مؤمن در قلبش مى‏ باشد، لذا مى‏ بینید با این كه بسا مؤمن ضعیف البدن و نحیف الجسم است مع ذلك قائم اللّیل و صائم النّهار مى ‏باشد.


و نیز فرمودند:

مؤمن در دینش از كوههاى راسخ استوارتر است و شاهد بر این گفتار آن است كه بسا از كوهها برخى از اجزائشان را جدا مى‏ كنند ولى احدى قادر نیست كه از دین مؤمن بكاهد و آن را تجزیه نماید و سرّش آن است كه مؤمن نسبت به دینش بخیل بوده و از آن به كسى نمیدهد. 





نوع مطلب : 23-سوره مـؤمنـون، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 29 آبان 1397

اسرار بدتر بودن غیبت از عمل فحشاء و زنا

وَاللاَّتِی یَأْتِینَ الْفاحِشَةَ مِنْ نِسائِکُمْ فَاسْتَشْهِدُوا عَلَیْهِنَّ أَرْبَعَةً مِنْکُمْ فَإِنْ شَهِدُوا فَأَمْسِکُوهُنَّ فِی الْبُیُوتِ حَتَّی یَتَوَفَّاهُنَّ الْمَوْتُ أَوْ یَجْعَلَ اللَّهُ لَهُنَّ سَبِیلاً * وَ الَّذانِ یَأْتِیانِها مِنْکُمْ فَآذُوهُما فَإِنْ تابا وَ أَصْلَحا فَأَعْرِضُوا عَنْهُما إِنَّ اللَّهَ کانَ تَوَّاباً رَحِیماً نساء/16-15

و از زنان شما امتِ اسلام کسانی که مرتکب زنا می  شوند، چهار نفر مرد از خودتان را بر آنان به گواهی بخواهید؛ پس اگر به ارتکاب آن گواهی دادند، آن زشت کاران را در خانه ها به عنوان حبس ابد نگاه دارید تا مرگشان فرا رسد، یا خدا برای نجات آنان راهی قرار دهد.



وَ لا تَقْرَبُوا الزِّنی‏ إِنَّهُ کانَ فاحِشَةً وَ ساءَ سَبِیلاً


و نزدیک زنا نشوید که کار بسیار زشت و بد راهی است.


اسراء/32


الزَّانِیَةُ وَ الزَّانِی فَاجْلِدُوا کُلَّ واحِدٍ مِنْهُما مِائَةَ جَلْدَةٍ وَ لا تَأْخُذْکُمْ بِهِما رَأْفَةٌ فِی دِینِ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ لْیَشْهَدْ عَذابَهُما طائِفَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ * الزَّانِی لا یَنْکِحُ إِلاَّ زانِیَةً أَوْ مُشْرِکَةً وَ الزَّانِیَةُ لا یَنْکِحُها إِلاَّ زانٍ أَوْ مُشْرِکٌ وَ حُرِّمَ ذلِکَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ

زن و مرد زناکار را هر یک، صد تازیانه بزنید، و هرگز در دین خدا رافت (و محبت کاذب) شما را نگیرد اگر به خدا و روز جزا ایمان دارید، و باید گروهی از مؤمنان مجازات آنها را مشاهده کنند.
مرد زناکار جز با زن زناکار یا مشرک ازدواج نمی‏کند، و زن زناکار را جز مرد زناکار یا مشرک به ازدواج خود در نمی‏آورد، و این کار بر مؤمنان تحریم شده است.

نور/3-2



*****


باب سیصد و چهل و پنجم

اسرار بدتر بودن غیبت از عمل فحشاء و زنا


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 506


 از حضرت نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم نقل كرده اند كه آن حضرت فرمودند :

غیبت بدتر از زنا است.


محضر مباركش عرض شد، یا رسول اللَّه براى چه غیبت از زنا شدیدتر است؟

حضرت فرمودند: زیرا صاحب زنا توبه مى‏ كند و خداوند توبه‏اش را مى ‏پذیرد ولى صاحب غیبت توبه مى ‏نماید و خداوند توبه ‏اش را نمى ‏پذیرد تا وقتى كه شخص غیبت شده او را حلال كند.

 






نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، اسرار گناه و بررسی آثار آن، 04-سوره نسـاء، 17-سوره اســراء، 24-سوره نـــــــــور، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 29 آبان 1397



سوره «زلزال» در شأن آقا امیرالمؤمنین علیه السّلام

از حضرت فاطمه علیهما السّلام نقل كرده اند كه آن حضرت فرمودند:

در عهد ابو بكر زلزله‏ اى آمد مردم فزع كنان و با شیون نزد ابو بكر و عمر آمده، دیدند آن دو نیز با فزع و جزع محضر على علیه السّلام آمده ‏اند، مردم به تبعیّت از آن دو خود را به درب منزل على علیه السّلام رساندند، على علیه السّلام از منزل خارج شده و به طرف مردم آمد در حالى كه از آنچه مردم به خاطرش وحشت زده و محزون بودند، اندوهى نداشته و غمگین نبودند، امام علیه السّلام از مردم گذشتند و مردم هم به دنبال حضرتش حركت كردند، حضرت رفتند تا به تپّه ‏اى رسیدند و بر بالاى آن نشسته و مردم اطراف تپّه قرار و آرام گرفته و چشم به دیوارهاى شهر دوخته و وحشت زده مى‏ دیدند كه دیوارها مى‏ جنبند و در حال رفتن و آمدن مى‏ باشند.

حضرت به آنها فرمودند: گویا از آنچه مى‏ بینید به هول و وحشت افتاده‏ اید؟

عرضه داشتند: چگونه هول و وحشت نداشته باشیم و حال آنكه هرگز مثل این صحنه را ندیده ‏ایم.

حضرت فاطمه سلام اللَّه علیها فرمودند: امیر المؤمنین علیه السّلام دو لب مبارك را حركت داده سپس دست بر زمین زده و فرمودند: تو را چه مى‏ شود آرام باش.

زمین آرام گرفت، مردم بیش از آن وقتى كه حضرت از منزل خارج شد و به طرفشان آمد در شگفت شدند، بارى امام علیه السّلام به آنها فرمودند: از این عمل و حركت من تعجّب كردید؟

گفتند: آرى.

حضرت فرمودند: من كسى هستم كه خداوند متعال در قرآن راجع به او فرموده:


إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزالَها، وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقالَها وَ قالَ الْإِنْسانُ ما لَها 

هنگامى كه زمین به سخت‏ ترین زلزله خود به لرزه در آید و بارهاى سنگین اسرار درون خویش همه را از دل خاك بیرون افكند، در آن روز انسان گوید: زمین را چه مى ‏شود.


من همان انسانى هستم كه به زمین مى‏ گوید: تو را چه مى ‏شود.


یَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَها 

در آن روز زمین مردم را به حوادث بزرگ خویش آگاه مى‏ سازد.


منظور از «اخبارها»، من هستم كه زمین اخبار از من مى‏ نماید.

 

برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 343






نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، امـــــــام علـــــــــــــــــی، 99-سوره زلزلة، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 29 آبان 1397


باب سیصد و چهل و سوّم 

اسرار زلزله‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 505


حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه از محمّد بن یحیى عطّار، از محمّد بن احمد، از یعقوب بن یزید از برخى اصحابش، از محمّد بن سنان از كسى كه نامش را برده، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

خداوند متعال زمین را آفرید سپس به ماهى امر فرمود آن را به پشت خود گرفته حمل نماید، ماهى گفت:

با نیرو و قوّت خود آن را برداشته و حمل كردم، حق تعالى سپس ماهى كوچكى به قدر یك وجب را آفرید و آن ماهى كوچك داخل منفذ بینى آن ماهى بزرگ شد، ماهى تا چهل بامداد مضطرب بود و هر وقت خداوند متعال اراده كند زمین را بلرزاند ماهى كوچك را نازل كرده و فرو مى‏فرستد بلافاصله زمین به لرزه در مى‏ آید.


حدیث (2)

 مروى است كه وقتى ذو القرنین به سدّ رسید از آن جا گذشت و داخل وادى ظلمات شد و در آن جا به فرشته ‏اى برخورد كه بر روى كوهى ایستاده، طول آن فرشته پانصد ذراع بود، آن فرشته به ذو القرنین گفت: پشت سر تو سلطانى است كه به او ذو القرنین مى‏گویند: ذو القرنین به او گفت تو كیستى؟

گفت: فرشته ‏اى از فرشتگان رحمان بوده و موكّل این كوه مى‏باشم، هیچ كوهى را خداوند نیافریده مگر رشته‏اى از آن به این كوه متّصل مى‏شود و وقتى خداوند عزّ و جلّ بخواهد شهرى را بلرزاند به من وحى مى‏ فرماید و من آن را به لرزه در مى‏آورم.

محمّد بن احمد مى‏گوید: عیسى بن محمّد از على بن مهزیار، از عبد اللَّه بن عمر، از عباد بن حماد از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام این حدیث را براى من نقل كرده است.


حدیث (3)

محمّد بن الحسن رحمة اللَّه علیه مى‏گوید:

محمّد بن الحسن الصفّار به اسنادش به طور مرفوعه از امام باقر یا امام صادق علیهما السّلام نقل كرده كه آن حضرت فرمودند:

خداوند تبارك و تعالى ماهى را امر نمود كه زمین را به پشت خود حمل كرده و هر شهرى از شهرها را روى پولكى از پولك‏ هایش قرار داد و هر گاه حق تعالى اراده نمود نقطه‏اى از زمین را بلرزاند ماهى را امر نمود آن پولكى كه نقطه مقصود روى آن قرار گرفته است را حركت دهد و با حركت دادن ماهى پولك را آن نقطه از زمین به لرزه در مى‏آید و اگر پولك را بلند مى‏كرد و آن قسمت از زمین به اذن خداى عزّ و جلّ زیر و زبر و واژگون مى‏ شد.

حدیث (4)

 احمد بن محمّد از پدرش، از محمّد بن احمد از هیثم نهدى، از برخى اصحاب به اسنادش به طور مرفوع نقل كرده كه حضرت امیر المؤمنین صلوات اللَّه علیه در هنگام وقوع زلزله دو آیه ذیل را قرائت مى‏ فرمودند:

الف: إِنَّ اللَّهَ یُمْسِكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ أَنْ تَزُولا وَ لَئِنْ زالَتا 

إِنْ أَمْسَكَهُما مِنْ أَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ إِنَّهُ كانَ حَلِیماً غَفُوراً 

محققا خدا آسمان‏ها و زمین را از این كه نابود شوند نگه مى‏دارد و اگر رو به زوال نهند گذشته از او هیچ كس آنها را محفوظ نتواند داشت و بدانید كه خدا بر كیفر و گناه خلق بسیار بردبار و آمرزنده است.

ب: وَ یُمْسِكُ السَّماءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُفٌ رَحِیمٌ‏ 

و آسمان را او نگه داشته كه بر زمین نیفتند كه همانا خدا در باره بندگان بسیار رئوف و مهربان است.


حدیث (5)

 و با همین اسناد از محمّد بن احمد، از یحیى بن محمّد بن ایّوب، از علىّ بن مهزیار، از ابن سنان از یحیى حلبى، از عمر بن ابان، از جابر نقل كرده كه گفت:

تمیم بن جذیم گفت: هنگامى كه على علیه السّلام به طرف بصره مى‏رفتند در محضر مباركش بودم در وقتى كه از مركب‏ ها پایین آمده بودیم زمین لرزید، امام علیه السّلام دست بر زمین زده سپس به زمین فرمودند: تو را چه مى‏شود پس از آن روى به ما آورده و فرمودند:

اگر این زلزله همان زلزله‏ اى بود كه حق عزّوجلّ در كتابش از آن یاد كرده جواب من را مى‏ داد ولى این، آن زلزله نیست.

حدیث (6)

 و با همین اسناد از محمّد بن خالد، از محمّد بن عیسى، از على بن مهزیار نقل كرده كه گفت: محضر مبارك حضرت ابو جعفر علیه السّلام مكتوبى فرستاده و در آن از كثرت زلزله در اهواز شكایت كرده و معروض داشتم آیا صلاح مى‏دانید از آن جا به مكان دیگرى منتقل شویم:

حضرت در جواب نوشتند: از آن جا منتقل نشوید، روزهاى چهارشنبه و پنجشنبه و جمعه را روزه بگیرید و سپس غسل كرده و لباس‏هاى طاهر بپوشید و روز جمعه از منازل بیرون آمده و خدا را بخوانید و دعاء نمایید مسلّما حق تعالى آن را از شما بر طرف مى‏ كند.

راوى مى‏ گوید: ما همین كار را كردیم پس زلزله‏ها ساكت شدند و نیز امام علیه السّلام فرمودند: هر كس كه از شما گنه‏كار است توبه و انابه نماید و دعاى خیر نماید.


حدیث (7)

و با همین اسناد از محمّد بن احمد، از ابراهیم بن اسحاق، از محمّد بن سلیمان دیلمى نقل كرده كه وى گفت: از حضرت ابا عبد اللَّه علیه السّلام پرسیدم: زلزله چیست؟

حضرت فرمودند: آیه و نشانه ‏اى است.

عرضه داشتم: سبب آن چیست؟

فرمودند: خداوند تبارك و تعالى براى رشته‏ هاى زمین فرشته‏ اى را موكّل قرار داده و هر گاه بخواهد زمین را بلرزاند به آن فرشته وحى مى‏ كند فلان رشته و فلان رشته را حركت بده، پس آن فرشته، رشته‏ هاى زمین را كه حق تعالى امر فرموده حركت مى‏ دهد بلافاصله زمین با اهلش به حركت و لرزه در مى‏ آیند.

راوى مى ‏گوید: عرضه داشتم وقتى چنین پیش آمد چكار بكنم؟

حضرت فرمود: نماز كسوف (آیات) بخوان و وقتى از نماز فارغ شدى به سجده برو و در سجود بگو: 

یا من یمسك السّموات‏ وَ الْأَرْضَ أَنْ تَزُولا وَ لَئِنْ زالَتا إِنْ أَمْسَكَهُما مِنْ أَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ إِنَّهُ كانَ حَلِیماً غَفُوراً امسك عنّا السّوء إِنَّكَ عَلى‏ كُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ

اى كسى كه آسمانها و زمین را از این كه نابود شوند نگه مى‏ دارى و اگر رو به‏ زوال نهند گذشته از او هیچ كس آنها را محفوظ نتواند داشت كه او بردبار و آمرزنده است بدى و شر را از ما دور بدار محقّقا تو بر هر چیزى قادر هستى.


حدیث (8)

و با همین اسناد از محمّد بن احمد از ابو عبد اللَّه رازى، از احمد بن محمّد بن ابى نصر، از روح بن صالح، از هارون بن خارجه مرفوعاٌ از حضرت فاطمه علیهما السّلام نقل كرده كه آن حضرت فرمودند:

در عهد ابو بكر زلزله‏ اى آمد مردم فزع كنان و با شیون نزد ابو بكر و عمر آمده، دیدند آن دو نیز با فزع و جزع محضر على علیه السّلام آمده‏اند، مردم به تبعیّت از آن دو خود را به درب منزل على علیه السّلام رساندند، على علیه السّلام از منزل خارج شده و به طرف مردم آمد در حالى كه از آنچه مردم به خاطرش وحشت زده و محزون بودند، اندوهى نداشته و غمگین نبودند، امام علیه السّلام از مردم گذشتند و مردم هم به دنبال حضرتش حركت كردند، حضرت رفتند تا به تپّه ‏اى رسیدند و بر بالاى آن نشسته و مردم اطراف تپّه قرار و آرام گرفته و چشم به دیوارهاى شهر دوخته و وحشت زده مى‏ دیدند كه دیوارها مى‏ جنبند و در حال رفتن و آمدن مى‏ باشند.

حضرت به آنها فرمودند: گویا از آنچه مى‏ بینید به هول و وحشت افتاده‏ اید؟

عرضه داشتند: چگونه هول و وحشت نداشته باشیم و حال آنكه هرگز مثل این صحنه را ندیده ‏ایم.

حضرت فاطمه سلام اللَّه علیها فرمودند: امیر المؤمنین علیه السّلام دو لب مبارك را حركت داده سپس دست بر زمین زده و فرمودند: تو را چه مى‏شود آرام باش.

زمین آرام گرفت، مردم بیش از آن وقتى كه حضرت از منزل خارج شد و به طرفشان آمد در شگفت شدند، بارى امام علیه السّلام به آنها فرمودند: از این عمل و حركت من تعجّب كردید؟

گفتند: آرى.

حضرت فرمودند: من كسى هستم كه خداوند متعال در قرآن راجع به او فرموده:

إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزالَها، وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقالَها وَ قالَ الْإِنْسانُ ما لَها 

هنگامى كه زمین به سخت‏ ترین زلزله خود به لرزه در آید و بارهاى سنگین اسرار درون خویش همه را از دل خاك بیرون افكند، در آن روز انسان گوید: زمین را چه مى ‏شود.

من همان انسانى هستم كه به زمین مى‏ گوید: تو را چه مى ‏شود.

یَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَها 

در آن روز زمین مردم را به حوادث بزرگ خویش آگاه مى‏ سازد.

منظور از «اخبارها» من هستم كه زمین اخبار از من مى‏ نماید.

 






نوع مطلب : علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، اســــــــــــــرار عالم خلفت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 29 آبان 1397


باب سیصد و چهل و دوّم

اسرار وقوع جزر و مدّ


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 504


حدیث (1)

 ابو الحسن محمّد بن عمر بن على بن عبد اللَّه بصرى از ابو عبد اللَّه بن احمد بن خالد بن جبله واعظ از ابو القاسم عبد اللَّه بن احمد بن عامر طایى از پدرش، از حضرت على بن موسى الرضا علیه السّلام از پدرش از آباء گرامش از حضرت على بن ابى طالب علیهم السلام، از آن حضرت راجع به مدّ و جزر سؤال شد كه این دو چه مى ‏باشند؟

حضرت فرمودند: فرشته ‏اى موكّل دریاها است به نام «رومان» هنگامى كه گام در دریا مى ‏نهد آب بالا مى ‏آید و مدّ ایجاد مى ‏شود و زمانى كه آن را از دریا بیرون مى‏آورد آب پایین مى ‏رود و جزر به وقوع مى‏ پیوندد.

 

حدیث (2)

محمّد بن على بن ماجیلویه رحمة اللَّه علیه، از عمویش محمّد بن ابى القاسم، از احمد بن ابى عبد اللَّه برقى از پدرش از خلف بن حمّاد اسدى، از ابى الحسن العبدى، از سلیمان بن مهزیار، از عبایة بن ربعى، وى گفت: از عبد اللَّه بن عبّاس راجع به مدّ و جزر سؤال شد؟

وى گفت: خداوند متعال فرشته ‏اى را موكّل وسط دریاها قرار داده، این فرشته هر گاه پا در دریا نهد آب آن بالا آمده و مدّ پیدا مى‏ شود و هنگامى كه پا از آن بردارد، آب پایین رفته و جزر واقع مى‏ گردد.





نوع مطلب : علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 29 آبان 1397


چرا خداوند به بندگانش امر فرمود در وقت قرض دادن 

و معامله كردن نوشته‏ اى (قرارداد) بین خود تنظیم كنند؟


یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا تَدَایَنْتُمْ بِدَیْنٍ إِلَىٰ أَجَلٍ مُسَمًّى فَاكْتُبُوهُ ۚ وَلْیَكْتُبْ بَیْنَكُمْ كَاتِبٌ بِالْعَدْلِ ۚ وَلَا یَأْبَ كَاتِبٌ أَنْ یَكْتُبَ كَمَا عَلَّمَهُ اللَّهُ ۚ فَلْیَكْتُبْ وَلْیُمْلِلِ الَّذِی عَلَیْهِ الْحَقُّ وَلْیَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَلَا یَبْخَسْ مِنْهُ شَیْئًا ۚ فَإِنْ كَانَ الَّذِی عَلَیْهِ الْحَقُّ سَفِیهًا أَوْ ضَعِیفًا أَوْ لَا یَسْتَطِیعُ أَنْ یُمِلَّ هُوَ فَلْیُمْلِلْ وَلِیُّهُ بِالْعَدْلِ ۚ وَاسْتَشْهِدُوا شَهِیدَیْنِ مِنْ رِجَالِكُمْ ۖ فَإِنْ لَمْ یَكُونَا رَجُلَیْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْدَاهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحْدَاهُمَا الْأُخْرَىٰ ۚ وَلَا یَأْبَ الشُّهَدَاءُ إِذَا مَا دُعُوا ۚ وَلَا تَسْأَمُوا أَنْ تَكْتُبُوهُ صَغِیرًا أَوْ كَبِیرًا إِلَىٰ أَجَلِهِ ۚ ذَٰلِكُمْ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ وَأَقْوَمُ لِلشَّهَادَةِ وَأَدْنَىٰ أَلَّا تَرْتَابُوا ۖ إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجَارَةً حَاضِرَةً تُدِیرُونَهَا بَیْنَكُمْ فَلَیْسَ عَلَیْكُمْ جُنَاحٌ أَلَّا تَكْتُبُوهَا ۗ وَأَشْهِدُوا إِذَا تَبَایَعْتُمْ ۚ وَلَا یُضَارَّ كَاتِبٌ وَلَا شَهِیدٌ ۚ وَإِنْ تَفْعَلُوا فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِكُمْ ۗ وَاتَّقُوا اللَّهَ ۖ وَیُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ ۗ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ )بقره/282(

ای اهل ایمان، چون به قرض و نسیه معامله کنید تا زمانی معیّن، سند و نوشته در میان باشد، و بایست نویسنده درستکاری معامله میان شما را بنویسد، و نباید کاتب از نوشتن خودداری کند، که خدا به وی نوشتن آموخته پس باید بنویسد، و مدیون باید مطالب را املاء کند، و از خدا بترسد و از آنچه مقرّر شده چیزی نکاهد، و اگر مدیون سفیه یا ناتوان (صغیر) است و صلاحیّت املا ندارد ولیّ او به عدل و درستی املا کند و دو تن از مردان خود (از مسلمانان عادل) گواه آرید، و اگر دو مرد نیابید یک مرد و دو زن، از هر که (به عدالت) قبول دارید گواه گیرید تا اگر یک نفر از آن دو زن فراموش کند دیگری به خاطرش آورد، و هرگاه شهود را (به محکمه) بخوانند امتناع از رفتن نکنند، و در نوشتن آن تا تاریخ معیّن مسامحه نکنید چه معامله کوچک و چه بزرگ باشد. این عادلانه‌تر است نزد خدا و محکمتر برای شهادت و نزدیکتر به اینکه شکّ و ریبی در معامله پیش نیاید (که موجب نزاع شود) مگر آنکه معامله نقد حاضر باشد که دست به دست میان شما برود، در این صورت باکی نیست که ننویسید، و گواه گیرید هرگاه معامله کنید، و نبایست به نویسنده و گواه ضرری رسد (و بی‌اجر مانند)، و اگر چنین کنید نافرمانی کرده‌اید. و از خدا بترسید و خداوند هم به شما تعلیم مصالح امور می‌کند و خدا به همه چیز داناست.


*****


از امام باقر علیه السّلام نقل شده است كه آن حضرت فرمودند:

حق تعالى اسماء و عمرهاى انبیاء را بر حضرت آدم علیه السّلام عرضه داشت به اسم داود و عمر آن جناب كه رسید عمرش را در دنیا چهل سال معرّفى كرد.

حضرت آدم علیه السّلام عرضه داشت: پروردگارا چقدر عمر داود كم و چقدر عمر من زیاد است، بار خدایا آیا ممكن است سى سال از عمر من را به او ببخشى؟

خداوند فرمود: آرى اى آدم.

آدم علیه السّلام عرض كرد: پس از عمر من سى سال كم كن و به عمر او بیافزا.

حضرت ابو جعفر علیه السّلام فرمودند: خداوند متعال سى سال به عمر حضرت داود علیه السّلام افزود و آن را براى حضرتش ثابت قرار داد و این امر البته نزد حق جلّت عظمته ثابت بود و فرمود حق تعالى كه مى‏ فرماید:


یَمْحُوا اللَّهُ ما یَشاءُ وَ یُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ‏ (رعد/39)

آنچه را كه خدا بخواهد محو نموده و اثبات مى‏ كند و نزد او امّ الكتاب یعنى لوح محفوظ مى‏ باشد.


به همین معنا اشاره دارد.

سپس امام علیه السّلام فرمودند: بنا بر این آنچه نزد حق تعالى براى آدم ثابت بود را حضرتش محو نمود و آنچه نزدش براى داود ثابت نبود را ثابت قرار داد، پس از آن حضرت فرمودند:

پس عمر آدم سپرى و منقضى شد و ملك الموت براى قبض روحش نزد او حاضر گردید، آدم به او گفت: اى ملك الموت هنوز سى سال از عمر من باقى مانده است.

ملك الموت گفت: روزى كه تو در وادى «دخیاء» بودى و حق تعالى اسماء انبیاء و عمرهاى ایشان را به تو عرضه كرد مگر این سه سال را از عمر خود كسر نكرده و براى فرزندت داود پیغمبر علیه السّلام قرار دادى؟

آدم گفت: یادم نمى‏ آید.

ملك الموت گفت: این را انكار مكن، مگر از خداى تعالى نخواستى كه آن را براى داود ثابت كرده و از عمر تو محوش نماید، حق تعالى آن را در زبور داود اثبات و در ذكر از عمر تو محو نمود.

آدم علیه السّلام گفت: تا آن را بدانم.

حضرت ابو جعفر علیه السّلام فرمود: آدم علیه السّلام راست مى‏گفت؛ زیرا یادش نبود و انكار هم نمى‏ كرد. فلذا از آن روز به بعد حق تعالى به بندگانش امر فرمود در وقت قرض دادن یا انجام معامله و تعیین كردن وقت قرض و معامله نوشته‏ اى مشتمل بر جزئیات معامله را بین خود تنظیم كنند زیرا آدم علیه السّلام آنچه را كه بر خود ملتزم شده بود فراموش كرد و انكار نمود.[1]


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب-باب سیصد و چهل و یكم-حدیث (1)



ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

(1) ابن بابویه، محمد بن على، علل الشرائع / ترجمه ذهنى تهرانى، 2جلد، انتشارات مؤمنین - ایران ؛ قم، چاپ: اول، 1380ش.





نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، سخنــرانی های کوتـاه قــــرآنی، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 02-سوره بـقـرة، 13-سوره رعـــــد، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 28 آبان 1397


باب سیصد و سى و ششم

اسرار اینكه چرا مرد وقتى به همسرش نسبت ناروا داد

 باید چهار بار شهادت دهد ولى اگر غیر شوهر

 این نسبت را دهد حدّ مى‏ خورد؟

 

برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 501


حسین بن احمد، از محمّد بن على كوفى، از محمّد بن اسلم جبلى، از برخى اصحابش نقل كرده كه گفت:

از حضرت رضا علیه السّلام سؤال كرده و محضرش عرضه داشتم: 

چرا مرد وقتى همسرش را مورد قذف (نسبت ناروا) قرار دهد چهار بار باید شهادت دهد و اگر غیر شوهر این نسبت را بدهد او را مورد حدّ قرار مى ‏دهند اگر چه پدر یا برادر آن زن باشد؟

حضرت فرمودند: از حضرت جعفر بن محمّد علیهما السّلام همین سؤال را كردند، آن جناب در جواب فرمودند: علّتش آن است كه شوهر وقتى همسرش را مورد قذف و نسبت ناروا اقرار داد به او مى‏ گویند: چگونه دانستى كه همسرت مرتكب فحشاء شده؟

اگر بگوید آن را با چشم خود از او دیدم، پس موظّف است چهار بار خدا را شاهد بگیرد این معنا را شهادت دهد.

و اینكه چطور مى‏تواند بگوید این فعل را با چشم خود از او دیدم، جهتش آن است كه براى شوهر جایز است در مواضع پنهانى كه دیگران حق ورود به آن جا را ندارند داخل شده و همسرش را زیر نظر بگیرد در حالیكه این معنا بر احدى حتّى فرزند و پدر زن جایز نیست نه در شب و نه در روز.

 از این رو وقتى ادّعا رؤیت با چشم نمود مى‏ باید چهار مرتبه خدا را بر آن گواه و شاهد قرار دهد و به ذات او قسم بخورد و امّا اگر گفت: با چشم خود این را ندیده ‏ام، در این فرض قاذف محسوب شده و بدین ترتیب به او حدّ مى‏زنند مگر آنكه بیّنه عادل اقامه كند.

و امّا اگر غیر شوهر این نسبت را دهد و ادّعا كند كه فعل مزبور را از زن دیده، به او مى‏ گویند: چگونه دیدى و چطور در پنهانى او را زیر نظر قرار دادى در حالى كه در دیدنت متّهم مى‏ باشى؟

 پس اگر صادقى، در مرتبه تهمت بوده به ناچار باید تو را تأدیب نمود.

و امّا این كه شوهر باید چهار مرتبه قسم بخورد جهتش آن است كه هر یك بار به جاى یك شاهد عادل محسوب مى ‏شود.

 






نوع مطلب : اسرار گناه و بررسی آثار آن، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 28 آبان 1397




چرا حدّ «زنا» را صد تازیانه و «شارب خمر» را هشتاد تازیانه مى‏زنند؟


یَسْأَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَیْسِرِ ۖ قُلْ فِیهِمَا إِثْمٌ كَبِیرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُمَا أَكْبَرُ مِنْ نَفْعِهِمَا

درباره شراب و قمار از تو سؤال می‌کنند، بگو: 'در آنها گناه و زیان بزرگی است و منافعی (از نظر مادی) برای مردم دربر دارد، (ولی) گناه آنها از نفعشان بیشتر است (بقره/219)


یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَیْسِرُ وَالْأَنْصَابُ وَالْأَزْلَامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ

ای کسانی که ایمان آورده‌اید شراب و قمار و بتها و از لام (که یک نوع بخت‌آزمایی بوده) پلیدند و از عمل شیطانند از آنها دوری کنید تا رستگار شوید. (مائده/90)



چرا  حدّ «زنا» را صد تازیانه و «شارب خمر» را 

هشتاد تازیانه مى‏زنند؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب-باب سیصد و سى و یكم


حدیث (1)

از محضر امام صادق علیه السّلام سؤال شد : آیا «زنا» بدتر است یا «شرب خمر»؟

حضرت فرمودند: شرب خمر.

عرض كردم: پس چرا شارب خمر را هشتاد تازیانه و زانى را صد تازیانه مى‏ زنند؟

حضرت فرمودند: اى اسحاق حدّ همیشه یكى است و این كه در زنا اضافه مى‏ باشد بخاطر آن است كه زانى نطفه را تباه كرده و آن را در غیر موضعى كه خدا امر نموده در آن بریزند، ریخته است.


حدیث (2)

 محمّد بن سنان نقل كرده كه وى گفت: حضرت ابا الحسن علیه السّلام در جواب مسائل من مرقوم فرمودند:

علّت این كه تازیانه را به بدن زانى شدید و سخت مى ‏زنند آن است كه وى مباشرت و مبادرت به «زنا» نموده و تمام بدنش را با این فعل منكر التذاذ برده ‏اند از این رو به منظور عقوبت وى و عبرت گرفتن دیگران تازیانه را به بدن وى مى‏ زنند و این فعل قبیح از اعظم جنایات مى ‏باشد.





نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، اسرار گناه و بررسی آثار آن، 02-سوره بـقـرة، 04-سوره نسـاء، 05-سوره مـائـده، 17-سوره اســراء، 24-سوره نـــــــــور، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط : آیات مربوط به زنا،
          
دوشنبه 28 آبان 1397


باب سیصد و بیست و نهم

اسرار اینكه چرا قاتل مجنون را قصاص نمى‏ كنند؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 499


حدیث (1)

 پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن محمّد بن عیسى، از حسن بن محبوب، از على بن رئاب، از ابو بصیر نقل كرده كه وى گفت: شنیدم كه حضرت ابو جعفر علیه السّلام در باره مردى كه دیوانه ‏اى را كشته بود فرمودند:

اگر دیوانه قصد كشتن وى را كرده و او در مقام دفع دیوانه وى را كشته چیزى در عهده‏ اش نیست نه قصاص و نه دیه بلكه دیه دیوانه را از بیت المال مسلمین به ورثه‏ اش مى‏ دهند و اگر بدون این كه مجنون به او حمله كند وى را كشته البتّه قاتل را قصاص نمى‏ كنند ولى باید از مال خود دیه مجنون را به ورثه اش بدهد و علاوه بر آن از خدا طلب آمرزش نماید.






نوع مطلب : علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 28 آبان 1397


باب سیصد و هفدهم

 اسرار نهى شدن از خوردن گِل‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 498


حدیث (1)

امام صادق  علیه السّلام فرمودند:

خداوند متعال آدم را از گل آفرید از این رو خوردن طین و گل را بر ذرّیه آدم حرام نمود.


حدیث (2)

  امام صادق  علیه السّلام فرمودند:

گل مانند گوشت خوك حرام است و كسى كه آن را بیاشامد و سپس بمیرد من بر او نماز نمى ‏گزارم مگر گل قبر حضرت امام حسین علیه السّلام كه در آن شفاء از هر دردى است و كسى كه آن را با میل بخورد نه به قصد استشفاء البته در آن شفاء نمى ‏باشد.


حدیث (3)

  امام صادق  علیه السّلام فرمودند:

كسى كه سعى كند در خوردن گل و خاك در خون خود شریك مى‏ باشد.


حدیث (4)

  امام صادق  علیه السّلام فرمودند:

كسى كه خاك كوفه را بخورد گوشت مردم را خورده زیرا كوفه ابتداء نیزار و بیشه بوده سپس به قبرستان مبدّل گشت پس خاك آن، خاك مردگان است و حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام فرمود كه رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند:

هر كسى كه خاك بخورد ملعون و از رحمت خدا به دور مى‏ باشد.


حدیث (5)

  امام صادق  علیه السّلام فرمودند:

خوردن خاك كردارى ناهنجار بوده و بیشترین مورد دام شیطان محسوب مى‏شود، خوردن خاك باعث پیدایش بیمارى در جسد بوده و مهیّج مرض مى ‏باشد، كسى كه خاك بخورد نیروى قبل از خاك خوردنش ضعیف و از عملى كه انجام مى‏دهد ناتوان مى‏ گردد و بر آنچه از او در بین ضعف و قوّتش صادر شده محاسبه شده و عذاب مى‏ گردد.

اخبارى را كه در این باب نقل كردم در مبحث مناهى از كتاب عقاب الاعمال آورده‏ ام.





نوع مطلب : علل الشرایع، اسرار گناه و بررسی آثار آن، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 28 آبان 1397



وَاللَّهُ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ (بقره/258)


و خداوند قوم ستمکار را هدایت نمیکند...



وَاللَّهُ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفَاسِقِینَ (مائده/108)

و خدا گروه فاسقان را هدایت نمیکند.



*****


باب سیصد و شانزدهم

 اسرار گسیخته شدن پرده و آشكار شدن راز بنده‏

برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 497


حدیث (1)

 از حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام نقل كرده اند كه آن حضرت فرمودند:

هیچ بنده ‏اى نیست مگر آنكه بر او چهل پرده و پوشش احاطه كرده است تا هنگامى كه چهل معصیت كبیره از او صادر شود و پس از انجام چهل گناه كبیره پرده‏ ها گسیخته مى ‏شوند و فرشتگانى كه حافظ و نگهبان او بوده و با وى مى ‏باشند مى‏ گویند:


پروردگارا، این بنده تو است كه پرده ‏ها و پوشش ‏ها از او كنار رفته است، حق تعالى به ایشان وحى مى‏ فرماید كه بنده ‏ام را بابال هایتان مستور كنید، فرشتگان حسب الامر بارى تعالى با بالهاى خود او را مى‏ پوشانند، وى هیچ قبیح و عمل منكرى نیست مگر آنكه مرتكبش مى ‏شود و به انجام آنها نزد مردم افتخار نیز مى‏ كند.

فرشتگان به درگاه پروردگار عرضه مى‏ دارند: بار الها، این بنده ‏ات فعل قبیح و منكرى نیست مگر آنكه انجامش داده و ما از كردار او شرمسار مى‏ باشیم.


حق تعالى به آنها وحى مى‏ فرماید: بالهاى خود را از او بردارید، هنگامى كه این عبد عاصى به ما و اهل بیت بغض ورزید و نسبت به ما شروع به اظهار عداوت نمود، حق تبارك و تعالى پرده ‏ها و حجاب‏ ها را كه قبایح او را مستور نموده بودند در آسمان كنار زد و آنها را بر اهل آن ظاهر و روشن ساخت ولى در زمین منكران و كردار زشت او را همچنان بر اهل زمین مستور نگاه داشت، فرشتگان عرضه داشتند:

پروردگارا، این بنده گنهكارت همچنان مهتوك السّتر مانده و حجاب از اعمال زشتش كنار نرفته است.

خداوند به ایشان وحى فرمود: اگر حاجت و نیاز به او مى‏ داشتم فرمان نمى ‏دادم كه بالهاى خود را از او بردارید.


*****

واقعاً وقتی کسی گناه میکند یا معصیتی انجام میدهد، در واقع به خودش ظلم و ستم میکند و اینجاست که مشمول جمله «ظلمت نفسی» میشود و تا حدود زیادی خداوند با او مدارا میکند تا آنجا که چهل پرده حجاب خود را برمیدارد و آنگاه مشمول آیه فوق میشود که خداوند میفرماید : «وَاللَّهُ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ» و «وَاللَّهُ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفَاسِقِینَ» میشود و دیگر هدایتی برای او در کار نیست. 





نوع مطلب : 02-سوره بـقـرة، 05-سوره مـائـده، علل الشرایع، اسرار گناه و بررسی آثار آن، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 28 آبان 1397


باب سیصد و چهاردهم

سرّ مكروه بودن پاره ‏اى از مشاغل و حرفه ها


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 496

 

حدیث (1)

محمّد بن الحسن رحمة اللَّه علیه، از محمّد بن الحسن الصفّار، از احمد بن محمّد از جعفر بن یحیى خزاعى، از یحیى بن ابى العلاء، از اسحاق بن عمّار نقل كرده كه وى گفت: محضر مبارك امام صادق علیه السّلام رسیدم و عرضه داشتم خداوند فرزندى به من عطاء فرموده.

حضرت فرمودند: آیا نامش را محمّد نگذاشتى؟

عرض كردم: چرا، او را به این نام موسوم كردم.

حضرت فرمودند: محمّد را نزن و دشنامش نده، خداوند او را در هنگام حیاتت نور چشمت و بعد از مماتت خلف و جانشین صالحى قرار داده است.

عرضه داشتم: فدایت شوم، او را به چه شغل و حرفه‏ اى مشغول نمایم؟

حضرت فرمودند: از پنج حرفه بازش دار و به هر شغل دیگرى كه مشغولش نمودى اشكالى ندارد.

او را به «زرگر» مسپار و به این حرفه سرگرمش مكن زیرا زرگر از ربا سالم نمى ‏ماند و نیز او را نزد «كفن فروش» مگذار زیرا از مبتلا شدن مردم به مرض وبا و مردن آنها مسرور مى‏شود و همچنین وى را به «طعام فروش» مسپار چه آنكه این گروه از سوداگران از احتكار سالم نیستند و به «سلّاخ» نیز او را تسلیم مكن زیرا مهربانى از ایشان سلب شده و قساوت قلب دارند و بالاخره او را نزد «برده فروش» مگذار؛ زیرا رسول خدا فرمودند: بدترین مردم كسانى هستند كه مردم را مى‏ فروشند.


حدیث (2) 

امام رضا علیه السّلام فرمودند:

مردى محضر مبارك نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم مشرّف شد و عرض كرد: 

یا رسول اللَّه به فرزندم كتابت و نوشتن را تعلیم كرده ‏ام پس از آن به چه حرفه و شغلى او را وا دارم؟

حضرت فرمودند: خدا پدرت را رحمت كند او را به هر كارى كه خواستى مشغول كن فقط به پنج حرفه وادارش ننما و به دست پنج گروه مسپار، این پنج گروه عبارتند از:

سیّاء، صائغ، قصّاب، حنّاط و نخّاس.

آن مرد عرضه داشت: یا رسول اللَّه، سیّاء كیست؟

حضرت فرمودند: كفن فروش بوده كه مرگ امّت من را آرزومند است در حالى كه یك مولود از امّت من برایم بهتر است از آنچه خورشید بر او مى‏ تابد.






نوع مطلب : علل الشرایع، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 28 آبان 1397


باب سیصد و دوازدهم

اسرار مكروه بودن قرض‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 494


حدیث (1)

امام باقر علیه السلام فرمودند که رسول خدا فرمودند:

از قرض گرفتن و پیدا شدن دیْن اجتناب كنید زیرا موجب حزن و غم در شب و ذلّت و خوارى در روز مى‏ شود.


حدیث (2)

حضرت على علیه السلام فرمودند:

از قرض كردن دورى كنید زیرا موجب ذلّت در روز و حزن در شب و پرداختن آن در دنیا و آخرت مى ‏باشد.


حدیث (3)

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم مى‏ فرمودند:

پناه به خدا مى ‏برم از كفر و قرض.

محضر مباركشان عرض شد: آیا قرض را معادل و در عرض كفر قرار مى‏دهید؟

فرمودند: آرى.


حدیث (4)

از امام صادق علیه السّلام نقل كرده اند كه آن جناب فرمودند:

 هر گناهى را كشته شدن در راه خدا جبران مى‏كند مگر قرض كه هیچ جابر و كفّاره ‏اى ندارد مگر آنكه بدهكار آن را پرداخته یا رفیقش از جانب او پرداخت كند و یا صاحب قرض وى را ببخشد.


حدیث (5)

نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند: 

تا مادامى كه مؤمن قرض دارد نفسش گرفتار و ناراحت است.


حدیث (6)

 از ائمه معصومین علیهم السّلام نقل كرده اند كه فرمودند:

روز قیامت بدهكار را در حالى كه از همّ و حزن شكایت مى‏ كند مى ‏آورند، در صورتى كه اعمال حسنه داشته باشد آنها را براى طلبكارش منظور مى ‏كنند و اگر افعال و اعمال نیك نداشته باشد سیّئات و قبایح طلبكار را براى وى حساب مى‏ نمایند.

در زمان رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم مردى كه در عهده ‏اش دو دینار قرض بود از دنیا رفت به‏ رسول گرامى صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم خبر دادند، آن جناب از خواندن نماز بر او امتناع فرمودند.

سپس امام علیه السّلام فرمودند: البته این عمل از رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله به خاطر این بود كه مردم برگرفتن قرض جرات پیدا نكنند نه این كه واقعا دیْن و قرض حرام باشد چه آنكه رسول اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلم از دنیا رفتند و در عهده‏ اش قرض بوده و همچنین على علیه السّلام در حالى كه قرض ‏دار بودند شهید شدند چنانچه امام حسن مجتبى علیه السّلام با داشتن دین از دنیا رحلت نمودند و بالاخره حضرت سیّد الشّهداء وقتى شهید شدند در عهده‏اشان قرض بود.


حدیث (7)

مردی خدمت امام صادق علیه السّلام رسید و عرضه داشت : فدایت شوم، من مردى هستم كه مى‏ خواهم ملازم مكّه شده و آن جا بمانم و در عهده ‏ام دینى مى ‏باشد كه صاحبش شخصى است از فرقه مرجئه چه مى‏ فرمایید.

حضرت فرمودند:

نزد دهنده قرض برو و صبر و تأمّل كن تا دیْن او را پرداخته آنگاه بدون این كه در عهده‏ ات قرض باشد خدا را ملاقات كنى چه آنكه مؤمن خیانت نمى ‏كند.


حدیث (8)

مردى محضر امام صادق علیه السّلام رسید و ادّعاء مى‏ كرد كه در عهده معلى بن خنیس[1] دین دارد، وى مى‏ گفت: معلى بن خنیس حقّ مرا برده و تلف كرده است. امام علیه السّلام فرمودند: حقّ تو را كسى تلف كرده كه معلّى بن خنیس را كه كشته است پس از آن حضرت به ولید فرمودند: پیش این مرد مدّعى برو و حقّش را اداء كن چون دوست دارم معلّى بن خنیس را خنك كنم اگر چه خنك مى ‏باشد.


حدیث (9)

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند:

دردى نیست مگر درد چشم و رنج و تعبى نیست مگر تعب و رنج قرض.

و همچنین رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند:

قرض و دین علامت خداى تعالى در زمین است و وقتى خدا بخواهد بنده ‏اى را ذلیل كند آن را در گردنش قرار مى‏ دهد.



(1)- معلى بن خنیس المدنى، وى آزاد كرده حضرت امام صادق علیه السّلام بوده و در باره وى اختلاف است برخى او را ضعیف و گروهى او را ثقه و ممدوح مى‏دانند و از عباراتى كه دلالت بر وثاقت و مدح او دارد كلام كشتى است كه مى‏فرماید: وقتى خبر قتل معلى بن خنیس را به امام صادق علیه السّلام دادند حضرت فرمودند: به خدا سوگند او داخل بهشت شد و نیز منقول است كه وقتى داود بن على او را كشت حضرت با حالتى غضبناك بر او وارد شده در حالى كه اسماعیل فرزندشان به دنبال آن حضرت بود، فرمود: اى داود غلام مرا كشتى، او گفت من نكشتم و شرطه من او را كشت، حضرت فرمود: با اذن تو بود یا بدون اذن، گفت: بدون اذن من بود حضرت به اسماعیل فرمود:

سزایش را بده، اسماعیل با شمشیر برهنه به سراغ شرطه رفت و او را كشت.






نوع مطلب : علل الشرایع، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 28 آبان 1397

 

مِن شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ


از شرّ وسوسه گر نهانی


سوره ناس آیه 4


باب سیصد و هفتم

اسرار نامیدن شیطان خنّاس به «خنّاس‏»


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 493


حدیث (1)

از امام صادق علیه السّلام، راوى مى‏ گوید :

از آن جناب راجع به «خنّاس» پرسیدم؟

حضرت فرمودند: ابلیس بر قلب و دل مسلّط مى‏ شود و وقتى ذكر خدا در آن شود مى‏ گریزد لذا بخاطر همین است كه به آن «خنّاس» یعنى گریزنده میگویند.






نوع مطلب : 114-سوره ناس، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، اســـــــــــــــــــرار شیطان ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 27 آبان 1397


فَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ


پس چون قرآن میخوانی از شیطان مطرود به خدا پناه ببر.


سوره نحل آیه 98


باب سیصد و ششم

 اسرار نامیدن شیطان به «رجیم‏»


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 492


حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه، از على بن ابراهیم، از پدرش از حمّاد، از حلبى نقل كرده كه وى گفت: از حضرت ابا عبد اللَّه علیه السّلام پرسیدم: 

براى چه شیطان رجیم به «رجیم» نامیده شده است؟

حضرت فرمودند: زیرا رجم و سنگباران شد.

عرض كردم: پس از رجم شدن آیا مرد؟

فرمود: خیر ولى در علم خدا بود كه ابلیس رجم و سنگباران مى‏ شود.






نوع مطلب : 03-سوره آل عـمـران، 15-سوره حـجـر، 16-سوره نـحـل، 38-سوره ص، 81-سوره تکویر، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، اســـــــــــــــــــرار شیطان ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 27 آبان 1397


إِلَىٰ یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ


تا روز (و) وقت معلوم.


سوره حجر آیه 38


باب سیصد و پنجم

 اسرار اینكه چرا حق تعالى ابلیس را تا وقتى معلوم مهلت داده‏؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 491


حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از حسن بن عطیّه‏[1] نقل كرده كه وى گفت: محضر مبارك حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام عرض كردم: بفرمایید چرا و براى چه خداوند عزّوجل به ابلیس فرمود تو از مهلت داده‏شدگانى تا وقت معلوم؟

حضرت فرمودند: براى چیزى كه خداوند متعال خواست از آن تشكّر بجا آورد.

عرض كردم: آن چه بود؟

حضرت فرمودند: دو ركعت نماز بود كه ابلیس آن را در آسمان بجا آورد و دو یا چهار هزار سال طول كشید.


حدیث (2)

پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن محمّد بن عیسى، از على بن حسان، از على بن عطیّه‏[2] نقل كرده كه وى گفت: حضرت ابو عبد اللَّه علیه السّلام فرمودند:

ابلیس در آسمان دو ركعت نماز را ظرف هفت هزار سال بجا آورد و حق تعالى در مقابل عبادتش ثواب آن را اعطاء كرد به او آنچه اعطاء فرمود.



[1] ( 1)- حسن بن عطیه حناط كوفى، به فرموده نجاشى ثقه مى‏باشد.

[2] ( 1)- على بن عطیّه، مرحوم ممقانى در رجال فرموده وى امامى و مجهول الحال مى‏باشد.






نوع مطلب : 15-سوره حـجـر، 38-سوره ص، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، اســـــــــــــــــــرار شیطان ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 27 آبان 1397


باب سیصد و چهارم

اسرار نامیدن طبیب به «طبیب»‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 490


حدیث (1)

 پدرم رحمة اللَّه علیه، از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن ابى عبد اللَّه برقى با اسنادش به طور مرفوعه از حضرت امام صادق علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

طبیب را قبلا معالج مى‏خواندند، حضرت موسى بن عمران علیه السّلام به درگاه الهى عرضه داشت پروردگارا، درد از كیست؟

خدا فرمود: از من.

جناب موسى عرضه داشت، دواء از كیست؟

خدا فرمود: از من عرض كرد: پس مردم با معالج چكار دارند كه به وى مراجعه مى ‏نمایند؟

خدا فرمود: با مراجعه به او فقط دلشان خوش مى ‏شود.

سپس امام علیه السّلام فرمود: بعد از این سخن طبیب را طبیب گفتند (یعنى موجب دلخوشى).

 






نوع مطلب : علل الشرایع، 
برچسب ها : ایـستــــگاه ســــــلامـتی،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 27 آبان 1397


باب سیصد و دوّم

اسرار حلال بودن مال فرزند براى پدر


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 489


على بن احمد رحمة اللَّه علیه، از عمیر بن ابى عبد اللَّه، از محمّد بن اسماعیل، از على بن عبّاس، از قاسم بن ربیع صحّاف، از محمّد بن سنان، 

وى گفت:

حضرت ابا الحسن الرّضا علیه السّلام در جواب مسائل او مرقوم فرمودند:

سرّ حلال بودن مال فرزند براى پدر و بدون اذن او و حلال نبودن مال پدر بدون اذنش براى فرزند این است كه:

فرزند در فرموده حق تعالى بخشیده شده به پدر معرّفى شده، خداوند فرموده:


یَهَبُ لِمَنْ یَشاءُ إِناثاً وَ یَهَبُ لِمَنْ یَشاءُ الذُّكُورَ (شوری/49)

خدا به هر كسى كه بخواهد مؤنث بخشیده و به آن كس كه دوست داشته باشد مذكّر هبه مى ‏كند.


و بدیهى است وقتى خود فرزند بخشیده شده به پدر باشد مالش به طریق اولى موهوب او محسوب میگردد.

از این گذشته پدر مسئول مئونه فرزند است در حال صغر و كبر و از این نظر مورد مواخذه واقع مى ‏شود چنانچه فرزند را به او نسبت داده و به مقتضاى فرموده حق تعالى او را براى پدر مى‏ خواند حق تعالى در قرآن مى‏ فرماید:


ادْعُوهُمْ لِآبائِهِمْ هُوَ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ(احزاب/5)

 شما پسر خوانده ‏ها را به پدرانشان نسبت دهید كه این نزد خدا به عدل و راستى نزدیك‏تر است.


و دلیل دیگر بر این كه پدر مى ‏تواند مال فرزند را بدون اذنش بر دارد فرموده نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم است كه مى‏ فرماید:

اَنتَ وَ مَالِكَ لِاَبیك

تو و مالت، مال پدرت مى‏ باشید.

ولى مادر اینطور نبوده و حق ندارد از مال فرزندش بدون اذن او یا اذن پدرش بردارد چه آنكه پدر در ارتباط با نفقه فرزند مورد مؤاخذه است نه مادر.

 






نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، اســــــــــــــرار عالم خلفت، 33-سوره احــزاب، 42-سوره شـوری، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 27 آبان 1397

وَالَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَٰئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ

و کسانی که ایمان آورده، و کارهای شایسته کرده اند، آنان اهل بهشتند، و در آن جاودان خواهند ماند...

سوره بقره آیه 82


تعداد تکرار «وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ» درقرآن کریم 52 بار

باب سیصد و یكم

چرا نیّت مؤمن بهتر از عملش مى ‏باشد؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 488


حدیث (1) 

پدرم رحمة اللَّه علیه، از حبیب بن الحسین الكوفى از محمّد بن الحسین بن ابى الخطاب، از احمد بن صبیح الاسدى، از زید شحّام نقل كرده كه وى گفت:

 محضر مبارك حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام عرض كردم: شنیده‏ام كه فرموده ‏اید: نیّت مؤمن از عملش بهتر است. سؤالم این است كه چگونه نیّت بهتر از عمل مى‏باشد؟

حضرت فرمودند: زیرا عمل بسا از روى ریاء صورت گرفته در حالى كه نیت خالص براى پروردگار مى‏ باشد از این رو حق تعالى در مقابل نیّت چیزى عطاء مى‏ فرماید كه در قبال عمل منظور نمى ‏كند.

حضرت امام صادق علیه السّلام به عنوان شاهد این گفتار فرمودند:

بنده در روز نیّت مى‏كند كه در شب نماز نافله بخواند ولى به واسطه غلبه خواب این عبادت از او فوت مى‏شود، حق تبارك و تعالى برایش نماز ثبت و ضبط فرموده و نفسش را تسبیح و خوابش را صدقه محسوب مى ‏فرماید.


حدیث (2)

پدرم رحمة اللَّه علیه، از محمّد بن یحیى عطّار، از محمّد بن احمد، از عمران بن موسى، از حسن بن على بن نعمان، از حسن بن حسین انصارى، از برخى رجالش، از حضرت ابى جعفر علیه السّلام آن جناب فرمودند:

نیّت مؤمن از عملش برتر است زیرا وى نیت كار خیرى را مى‏ كند ولى دركش نمى ‏نماید و نیّت كافر از عملش بدتر است چه آنكه كافر نیّت كار شرّى را مى ‏كند و آرزوى انجامش را داشته ولى به آن نمى‏ رسد.






نوع مطلب : 02-سوره بـقـرة، 03-سوره آل عـمـران، 04-سوره نسـاء، 05-سوره مـائـده، 07-سوره اعـراف، 10-سوره یـونس، علل الشرایع، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 27 آبان 1397




برخی از ویژگی های مؤمن در علل الشرایع



مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثَى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَاةً طَیِّبَةً وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ ﴿٩٧

از مرد و زن، هر کس کار شایسته انجام دهد در حالی که مؤمن است، مسلماً او را به زندگی پاک و پاکیزه ای زنده می داریم و پاداششان را بر پایه بهترین عملی که همواره انجام می داده اند، میدهیم.




باب سیصدم

چرا مؤمن به مؤمن‏ نامیده شد؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 487


حدیث (1)

 پدرم رحمة اللَّه علیه، از سعد بن عبد اللَّه، از محمّد بن الحسین بن ابى الخطاب، از محمّد بن سنان، از على بن فضّال، از مفضّل بن عمر، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

مؤمن را به این خاطر مؤمن مى‏ گویند كه در دنیا و آخرت براى غیر دعاء نموده و از آنها شفاعت مى‏ كند پس حق تعالى نیز دعایش را مستجاب و شفاعتش را قبول مى‏ كند.


حدیث (2)

پدرم رحمة اللَّه علیه، از عبد اللَّه بن جعفر، از هارون بن مسلّم، از مسعدة بن صدقه، از حضرت جعفر بن محمّد علیهما السّلام، حضرت فرمود: رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند: كسى كه برادر مؤمنش را با كلمه ‏اى كه به واسطه‏ اش اظهار لطف مى‏ نماید اكرام كرده یا حاجتش را بر آورد و یا حزن و اندوهى را از او بر طرف كند پیوسته در ظل حمایت حق تعالى بوده و تا مادامى كه به اكرام و بر آوردن حاجت او مشغول است رحمت حق تعالى بر او نازل مى‏ گردد.

سپس فرمود:

آیا خبر بدهم شما را كه چرا به مؤمن، مؤمن مى‏ گویند، جهتش آن است كه مردم او را بر نفس و مال خود امین و مطمئن مى ‏دانند.

آیا خبر بدهم شما را كه چرا به مسلمان، مسلمان مى‏ گویند، سببش آن است كه مسلمان كسى است كه مردم از دست و زبانش سالم باشند.

آیا خبر بدهم شما را از مهاجر كه چرا به او مهاجر مى‏ گویند، جهتش آن است كه مهاجر كسى است كه از وادى سیّئات و قبایح هجرت كرده و از آنچه بر او خدا حرام فرموده دورى گزیند سپس فرمودند:

كسى كه مؤمنى را دفع كرده تا بدین وسیله او را ذلیل و خوار نماید یا لطمه و سیلى به او زند یا امر مكروهى را به او وارد نماید فرشتگان وى را مورد لعن و نفرین قرار مى‏دهند تا مادامى كه آن مؤمن را خشنود كرده و حقّش را ترمیم نموده و توبه و طلب آمرزش نماید.

پس از آن فرمودند:

بر حذر باش از تنى به كسى؛ زیرا شاید او مؤمن بوده و شما مطّلع نباشید.

و بر شما باد به نرمى و آرامى و فرار از سلاح شیطان، چه آنكه چیزى نزد خدا محبوب‏ تر از آرامى و نرمش نمى‏ باشد.





نوع مطلب : 16-سوره نـحـل، 23-سوره مـؤمنـون، علل الشرایع، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 27 آبان 1397


صلوات امام حسن عسکری علیه السلام






اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ

مُحَمَّدٍ الْبَرِّ التَّقِیِّ الصَّادِقِ الْوَفِیِّ النُّورِ الْمُضِی ءِ

خَازِنِ عِلْمِكَ وَ الْمُذَكِّرِ بِتَوْحِیدِكَ وَ وَلِیِّ أَمْرِكَ وَ خَلَفِ

أَئِمَّةِ الدِّینِ الْهُدَاةِ الرَّاشِدِینَ وَ الْحُجَّةِ عَلَى أَهْلِ

الدُّنْیَا فَصَلِّ عَلَیْهِ یَا رَبِّ أَفْضَلَ مَا صَلَّیْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ

أَصْفِیَائِكَ وَ حُجَجِكَ وَ أَوْلادِ رُسُلِكَ یَا إِلَهَ الْعَالَمِینَ

 

خدایا درود فرست بر حسن بن على بن محمّد، نیكوكار،

پرهیزگار، صادق، وفادار، نور تابنده، خزانه دار دانشت، به یاد اندازه توحیدت، و

ولىّ امرت، و یادگار پیشوایان دین، آن راهنمایان رشد یافته، و حجّت بر اهل دنیا،

پس بر او درود فرست، اى پروردگار، برترین درودى كه بر یكى از برگزیدگان و حجّت

هایت، و اولاد رسولانت فرستادى، اى معبود جهانیان


 







نوع مطلب : امـــــــام عســــــــــــــگری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 27 آبان 1397

باب دویست و نود و نهم


چرا اهل بهشت در بهشت و اهل جهنّم در جهنّم جاودانه هستنند؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 486 

 

إِنَّ الَّذِینَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَالْمُشْرِكِینَ فِی نَارِ جَهَنَّمَ 

خَالِدِینَ فِیهَا أُولَٰئِكَ هُمْ شَرُّ الْبَرِیَّةِ

به یقین کافرانِ از اهل کتاب و مشرکان در آتش دوزخ اند و در آن جاودانه اند (ابدی) اینانند که بدترین مخلوقاتند.

(بینه/6)


جَزَاؤُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا أَبَدًا

 رَّضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذَٰلِكَ لِمَنْ خَشِیَ رَبَّهُ

پاداش شان نزد پروردگارشان بهشت های پاینده ای است که از زیرِ درختانِ آن نهرها جاری است، در آنها جاودانه اند (ابدی) خدا از آنان خشنود است و آنان هم از خدا خشنودند؛ این پاداش برای کسی است که از پروردگارش بترسد.

(بینه/8)

 

پدرم رحمة اللَّه علیه، از سعد بن عبد اللَّه، از قاسم بن محمّد، از سلیمان بن داود شاذكونى از احمد بن یونس، از ابى هاشم، وى مى‏ گوید: از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام راجع به خلود اهل بهشت در بهشت و جاودانى بودن اهل دوزخ در دوزخ پرسیدم؟

حضرت فرمودند:

اهل دوزخ به خاطر این در دوزخ مخلّد هستند كه نیّتشان این بود كه اگر براى همیشه در دنیا باشند عصیان و نافرمانى حق تعالى را بنمایند.

و اهل بهشت به این جهت در بهشت جاودانى هستند كه نیّت شان در دنیا این بود كه اگر در آن باقى بمانند پیوسته اطاعت خداوند را نمایند پس نیّت این دو گروه باعث مخلّد بودنشان در بهشت و دوزخ گردیده، سپس آن جناب فرموده حق تعالى را تلاوت فرمود:

قُلْ كُلٌّ یَعْمَلُ عَلَىٰ شَاكِلَتِهِ فَرَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدَىٰ سَبِیلًا

(پیامبر) بگو : هر کس بر پایه خلق و خوی و عادت های اکتسابی خود عمل می  کند، پس پروردگارتان به کسی که راه یافته تر است، داناتر است

سوره اسراء آیه 84

 بعد حضرت دنبال آیه فرمودند: یعنى بر حسب نیّت و قصد خود.





نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، علل الشرایع، اسرار گناه و بررسی آثار آن، 98-سوره بیّنة، 17-سوره اســراء، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 27 آبان 1397


تکرار واژه «عذاب»در قرآن کریم = 306 

وَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ

و برای آنان عذابی بزرگ است

سوره بقره آیه 7

    


وَ لَهُمْ عَذَابٌ ألیمٌ

و برای آنان عذابی دردناک است.

سوره بقره آیه 10

    

وَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِینٌ

و برای آنان عذابی خوار کننده است

سوره آل عمران آیه 178




باب دویست و نود و هشتم

 اسرار اینكه چرا خداوند متعال عقوبت بندگان را تأخیر مى‏ اندازد؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 485



حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه، از محمّد بن یحیى عطّار از عمركى، از على بن جعفر، از برادرش حضرت موسى بن جعفر، از پدرش، از حضرت على علیهم السّلام، حضرت فرمودند:

خداوند متعال هنگامى كه بخواهد اهل زمین را به عذابى مبتلا نماید میفرماید:

اگر نبودند آنان كه مشتاق جلال من بوده و مساجد مرا آباد كرده و در بامدادان استغفار مى ‏كنند البته عذابم را فرو مى‏ فرستادم.


حدیث (2)

 محمّد بن موسى بن متوكّل از على بن الحسین السّعدآبادی، از احمد بن ابى عبد اللَّه البرقى، از على بن الحكم، از سیف بن عمیره، از سعد بن طریف‏[1]، از اصبغ بن نباته نقل كرده كه وى گفت:


امیر المؤمنین علیه السّلام فرمودند:

حق تبارك و تعالى وقتى مى‏بیند اهل زمین مرتكب معاصى شده و به قبائح مبادرت مى‏ورزند قصد مى‏ كند تمام ایشان را عذاب كند حتّى یك نفر را هم باقى نگذارد ولى چون نظرش به پیران مى‏ افتد كه به طرف نماز گام بر مى‏ دارند و اطفال كه قرآن مى ‏آموزند به ایشان ترحّم نموده و عذابشان را تأخیر مى ‏اندازد.


حدیث (3)

پدرم رحمة اللَّه علیه، از عبد اللَّه بن جعفر، از هارون بن مسلّم، از سعدة بن صدقه، از حضرت جعفر بن محمّد علیه السّلام، حضرت فرمود: پدرم علیه السّلام فرمود:

امیر المؤمنین علیه السّلام فرمودند: رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله 

و سلّم فرمودند:

خداوند جلّ جلاله هنگامى كه ببیند اهل قریه ‏اى در معاصى اسراف و زیاده روى مى‏ كنند و حال آنكه در بین ایشان سه نفر از اهل ایمان مى‏ باشند آنان را خوانده و مى ‏فرماید: اى اهل عصیان اگر میان شما مؤمنینى كه مشتاق جلال من هستند و با نمازشان زمین و مساجد مرا آباد نموده و در سحرها از خوف من استغفار و طلب آمرزش مى‏ كنند نبودند عذابم را بر شما فرو مى‏ فرستادم و باكى هم نداشتم.


حدیث (4)

محمّد بن على ماجیلویه، از عمویش محمّد بن ابى القاسم، از محمّد بن على همدانى، از على بن ابى حمزه، از ابو بصیر نقل كرده كه وى گفت: از حضرت ابا عبد اللَّه علیه السّلام شنیدم كه مى‏فرمود: اگر مردم زیارت این بیت (بیت اللَّه) را ترك مى‏ كردند قطعا حق تعالى عذاب بر ایشان نازل مى‏فرمود و مهلت شان هم نمى‏ داد.


حدیث (5)

 پدرم رحمة اللَّه علیه از على بن ابراهیم، از پدرش، از ابن ابى عمیر از هشام بن سالم از ابن عبّاس، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، حضرت فرمودند: مردمى مرتكب گناهانى شدند و از این بابت در هراس و وحشت افتادند پس مردمى دیگر نزدشان آمده و به آنها گفتند: شما را چه مى ‏شود؟

آنها گفتند: گناهانى مرتكب شده و از این جهت بیمناك هستیم.

ایشان گفتند: ما گناهان شما را به عهده مى‏ گیریم.

حق تبارك و تعالى فرمود: آنها خوف داشته و ایشان جرات، و هراسى از عذاب من ندارند!! در ساعت عذابش را بر آنها نازل فرمود.


حدیث (6)

 پدرم رحمة اللَّه علیه، از عبد اللَّه بن جعفر از هارون بن مسلم، از مسعدة بن صدقة، از حضرت جعفر بن محمّد علیهما السّلام، حضرت فرمود: حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام فرمودند:

اى مردم، خداوند متعال عموم را به واسطه گناه خصوصى از مردم عذاب نمى‏ كند مشروط به این كه گناه كنندگان پنهانى و بدون اطّلاع عموم مبادرت به عصیان نمایند ولى اگر علنى و در حضور عموم مرتكب نافرمانى خدا شوند و عامّه مردم نیز از اعمال ایشان متأثّر نشده و آنها را از گناه باز ندارند البتّه هر دو گروه مستحقّ عقوبت خداوند متعال مى ‏شوند.


حدیث (7)

 على بن حاتم، از احمد بن محمّد عاصمى و على بن محمّد بن یعقوب عجلى، این دو از على بن الحسین، از عباس بن على غلام حضرت ابى الحسن موسى علیه السّلام نقل كرده ‏اند كه وى گفت: از حضرت رضا علیه السّلام شنیدم كه مى‏فرمود: هر گاه بندگان مرتكب گناهان شناخته نشده‏اى شوند حق تعالى آنها را به بلاهاى غیر شناخته‏ شده ‏اى مبتلا مى‏ كند.

 



(1)- سعد بن طرف الحنظلی معروف به سعد الخفّاف، وى صحیح الحدیث مى‏باشد.






نوع مطلب : 02-سوره بـقـرة، 03-سوره آل عـمـران، 05-سوره مـائـده، 07-سوره اعـراف، 09-سوره تــوبــة، 22-سوره حـج، 58-سوره مجادلة، 61-سوره صف، 71-سوره نوح، 73-سوره مزّمل، 74-سوره مـدّثـر، 76-سوره انسان، 84-سوره انشقاق، علل الشرایع، اسرار گناه و بررسی آثار آن، احادیث در تمام زمینه ها، 28-سوره قـصـص، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 27 آبان 1397


اسرار احكام مهریه و برخی مسائل ازدواج


باب دویست و هشتاد و نهم

اسرار احكام نادره(کمیاب)نكاح‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 484


حدیث (1)

محمّد بن الحسن رضى اللَّه عنه از محمّد بن الحسن الصفّار، از احمد بن محمّد بن عیسى، از حسن بن محبوب، از هشام بن سالم، از حسین بن زراره، از پدرش نقل كرده كه وى گفت: از حضرت ابى جعفر علیه السّلام پرسیدم: اگر مردى با زنى ازدواج كند و تعیین مقدار مهر را موكول به حكم زن نماید چه صورت دارد؟


حضرت فرمودند: به حكم زن از مهریه های آل محمّد تجاوز نكند، مهریه های ایشان دوازده اوقیه و نیم كه معادل پانصد درهم نقره است مى‏ باشد.

عرض كردم: چه مى‏ فرمایید اگر زن با مرد ازدواج نمود و راضى شد هر چه مرد حكم نماید همان ممضى(فوت شده) باشد.


حضرت فرمودند: آنچه مرد حكم كند بر زن نافذ بوده كم باشد یا زیاد.


عرض كردم: چرا حكم زن را بر مرد نافذ قرار ندادید ولى حكم مرد را بر زن ممضى(فوت شده) دانستید؟

حضرت فرمودند: زیرا زن حق ندارد از آنچه رسول خدا سنّت قرار داده و زنان و همسرانش را با آن عقد فرموده تجاوز كند لذا در صورت تجاوز از آن به مهر السنّه برگردانده مى‏شود ولى حكم مرد از این جهت نافذ است كه خود زن امر مهر را به او واگذار كرده و به حكمش راضى گشته لا جرم به آنچه وى حكم كند زن باید قبول كند كم بوده یا زیاد باشد.


حدیث (2)

در خبر دیگر نقل شده كه امام صادق علیه السّلام فرمودند: سرّ این كه مهر بر عهده مرد است نه زن با این كه فعل هر دو یكى مى‏ باشد آن است كه: مرد وقتى نیازش از زن بر طرف شد (مقصود اشباع شدن مرد از زن است در وقتى عمل نزدیكى) از او جدا شده و منتظر بر طرف حاجت زن نمى ‏گردد از این رو مهر بر عهده او است نه بر ذمّه زن.


حدیث (3) 

محمّد بن على (شبامى) ابو الحسین فقیه در مروروذ از ابو حامد احمد بن محمّد بن احمد بن الحسین، از ابو الحسن احمد بن خالد خالدى از محمّد بن احمد بن صالح تمیمى از ابو احمد صالح تمیمى از محمّد بن حاتم عطّار، از حمّاد بن عمرو، از حضرت جعفر بن محمّد، از پدرش، از جدّش، از حضرت على بن ابى طالب علیهم السّلام:


حضرت در حدیث طولانى وصیّت نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم را ذكر نموده و مى‏ فرماید رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم اظهار كراهت كردند از این كه مرد با زن در حال حیض هم بستر شود و اگر چنین كرد و فرزندى مبتلا به جذام یا برص متولّد شد كسى غیر از خود را ملامت نكند و نیز ناپسند دانستند كه مرد در حالى كه محتلم شده و غسل نكرده با همسرش نزدیكى كند و اگر مرتكب این عمل شده و فرزندى متولّد گشت كه دیوانه بود غیر از خود كسى دیگرى را سرزنش نكند.


حدیث (4) 

محمّد بن احمد سنانى رحمة اللَّه علیه از محمّد بن ابى عبد اللَّه كوفى، از سهیل بن زیاد آدمى، از عبد العظیم بن عبد اللَّه الحسنى، از حضرت على بن محمّد العسكرى، از پدر بزرگوارش حضرت محمّد بن على، از پدر گرامش حضرت رضا (على بن موسى) از پدرش موسى، از پدرش جعفر از پدرش علیهم السّلام، حضرت فرمودند:


مكروه است كه مرد در شب اوّل و وسط و آخر ماه با همسرش نزدیكى كند و اگر چنین نمود فرزند دیوانه متولّد مى‏شود، مگر نمى‏ بینى اكثر اوقاتى كه صرع بر مجانین عارض مى‏شود اوّل و وسط و آخر ماه مى ‏باشد.


و نیز فرمودند: كسى كه ازدواج كرده و قمر در عقرب باشد خوبى نخواهد دید و همچنین فرمودند: كسى كه در آخر ماه و وقت محاق( سه شب آخر ماه قمری که در آن ماه از چشم ناظر زمینی دیده نمی شود) ازدواج كند باید تسلیم سقط شدن فرزند باشد.


حدیث (5) 

محمّد بن ابراهیم ابو العبّاس الطالقانى رحمة اللَّه علیه مى‏ گوید: از ابو سعید الحسن بن على العدوى از یوسف بن یحیى اصفهانى از ابو یعقوب، از ابو على اسماعیل بن حاتم نقل كرده كه وى گفت:


ابو جعفر احمد بن صالح بن سعید مكّى از عمر بن حفص، از اسحاق بن نجیح، از حصین از مجاهد، از ابو سعید خدرى نقل كرده كه وى گفت: رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم به على بن ابى طالب علیه السّلام وصیّت نموده و فرمودند:


اى على، وقتى عروس داخل اطاقت شد وقتى كه مى‏ نشینند كفشهایش را در بیاور و پاهایش را بشوى و آب جمع شده را از درب خانه ‏ات تا دورترین موضع خانه‏ات كه حدّ آن است بریز و وقتى چنین نمودى خداوند هفتاد نوع فقر را از خانه‏ات دور و هفتاد نوع بركت به جاى آن داخل منزلت نموده و هفتاد رحمت بر تو نازل كرده كه بالاى سر عروس قرار مى ‏گیرند و از آن جا به هر گوشه ‏اى از خانه‏ات توزیع شده و تا مادامى كه این رحمت‏ ها و بركاتشان در این خانه مى‏ باشند عروس از جنون و جذام و برص در امان است.

سپس پیامبر اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند: اى على در هفته اوّل ازدواج عروس را از تناول شیرها و سركه و خربزه و سیب ترش بازدار.


على علیه السّلام عرضه داشت: یا رسول اللَّه براى چه او را از تناول این چهار تا بازدارم؟


حضرت فرمودند: در اثر تناول این چهار تا رحم عقیم شده و از پرورش و نشو و نما نمودن فرزند در آن سرد مى‏ شود و یك حصیر و بوریا كه در گوشه ‏اى از خانه افتاده باشد بهتر است از زنى كه عقیم بوده و نازا است.

على علیه السّلام عرضه داشت: یا رسول اللَّه، چطور سركه را از او منع نمایم؟


حضرت فرمودند: زیرا زنى كه سركه خورده اگر حیض شود هرگز به طور كلّى پاك نمى‏ شود و خربزه نیز خون حیض را در شكم زن زیاد نموده و كار ولادت را دشوار مى‏ سازد چنانچه سیب ترش حیض را بند آورده و مورث مرض و بیمارى مى ‏شود.


نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند: یا على در اوّل و وسط و آخر ماه با همسرت نزدیكى مكن چه آنكه به واسطه هم بستر شدن در این اوقات جنون و جذام و بیمارى فلجى به زن و فرزندش متوجّه مى‏ گردد.


یا على، بعد از ظهر با همسرت نزدیكى مكن زیرا اگر فرزندى بین شما مقدّر شده باشد دو بین مى‏گردد و شیطان از بیمار مزبور در انسان مسرور و خوشحال مى‏ گردد.


یا على، هنگام نزدیكى زیاد سخن مگو زیرا اگر فرزندى متولّد شود از مرض لالى در امان نیست و هنگام نزدیكى به فرج و آلت همسرت نگاه مكن و دیدگانت را بپوشان زیرا نظر به عورت موجب كورى مى‏باشد (یعنى كورى فرزند) یا على با تمایل و شهوت به زن دیگرى با همسرت نزدیكى مكن زیرا بیم آن دارم كه فرزندت مخنّث(1) و زن صفت و بخیل گردد.


یا على، هر گاه در بستر با همسرت بودى و جنب گردیدى قرآن مخوان زیرا خوف دارم كه آتش از آسمان بر شما ببارد و بسوزاند شما را.


یا على، با همسرت نزدیكى مكن مگر آنكه با تو و در بدنت جبّه‏ اى(لباس) و در تن همسرت نیز لباسى باشد و با یك خرقه و پارچه هر دو خود را پاك نكرده و استفاده نكنید چه آنكه شهوت بر شهوت واقع شده و به دنبال آن بین شما عداوت حاكم مى‏گردد و این منجر به جدایى و طلاق خواهد شد.


یا على، در حال ایستاده مجامعت مكن زیرا این فعل درازگوش بوده و اگر فرزندى از شما متولّد گردد در بسترش ادرار كرده همچون درازگوش كه در هر مكانى بول مى‏ كند.


یا على، در شب عید فطر مجامعت مكن زیرا اگر خداوند فرزندى نصیب شما كرده باشد این فرزند بزرگى كه شد خداوند به او فرزندى نمى‏دهد مگر در كبر سن یا على در شب عید قربان با همسرت نزدیك مكن زیرا اگر فرزندى متولّد شود شش یا چهار انگشتى مى ‏باشد.


یا على، زیر درخت میوه‏ دار با همسرت مجامعت مكن زیرا اگر فرزندى به دنیا باید جلّاد و قاتل و كاهن مى‏ گردد.


یا على، مقابل قرص خورشید و شعاع آن مجامعت مكن مگر بین شما و آفتاب ساتر و پرده‏اى باشد زیرا اگر چنین نمودى و فرزندى متولّد شد پیوسته در فقر و فاقه‏ خواهد بود تا از دنیا برود.


یا على، بین اذان و اقامه با همسرت نزدیكى مكن زیرا اگر فرزندى متولّد شد بر ریختن خون مردم حریص مى‏ باشد.


یا على، هر گاه همسرت حامله و باردار بود بدون وضوء با او جماع مكن زیرا اگر فرزند متولّد شود كورباطن و بخیل و ممسك مى ‏گردد.


یا على، در نیمه شعبان با همسرت وقاع مكن زیرا اگر فرزند متولّد شود زشت و بد مو و بد صورت خواهد بود.


یا على، در آخر درجه و آخرین اوقات ماه شعبان (یعنى هنگامى كه دو روز از آن باقى مانده) با همسرت مجامعت مكن زیرا اگر فرزندى متولد شود احمق و كم فهم مى‏گردد.


یا على، با همسرت به عشق خواهرش مجامعت مكن زیرا اگر فرزندى متولّد شود عشّار (گمركچى) یا مددكار ظالم شده و گروهى از مردم به دستش هلاك مى‏ گردند.


یا على، روى سقف ساختمان با همسرت مجامعت مكن زیرا اگر فرزندى متولّد شود منافق و مخاصم و مبدع مى‏ گردد.

یا على، وقتى به سفر رفتى در آن شب با همسرت هم بستر مشو زیرا اگر فرزندى متولّد شود مالش را در راه باطل و غیر حق صرف مى‏كند و رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم این آیه را قرائت فرمود:

إِنَّ الْمُبَذِّرِینَ كانُوا إِخْوانَ الشَّیاطِینِ‏ (تبذیركنندگان هم بستگان و یاوران شیاطین هستند)!! 


یا على، هر گاه به سفرى كه سه شبانه روز مى ‏باشد رفتى با همسرت مجامعت مكن زیرا اگر فرزندى متولّد شود مددكار ظالمى كه به تو ستم مى‏ كند مى‏ گردد.


یا على، بر تو باد كه شب دوشنبه مبادرت به جماع نمایى زیرا فرزندى كه متولّد مى‏شود حافظ قرآن بوده و به آنچه حق عزّ و جل تقسیم كرده خشنود و راضى مى ‏باشد.


یا على، اگر با اهل خود در شب سه شنبه هم بستر شوى و فرزندى متولّد شود به وحدانیت حق تعالى و رسالت محمّد مصطفى شهادت داده و به فیض شهادت نائل خواهد گشت، حق عزّوجل او را در آخرت با مشركین عذاب نمى‏ كند دهانش خوشبو و قلبش مهربان و سخاوتمند و زبانش از غیبت و دروغ و بهتان منزّه مى‏ باشد.


یا على، اگر در شب پنجشنبه با همسرت نزدیكى نمودى و خدا فرزندى به شما عنایت فرمود فرمانروایى از فرمانروایان یا عالمى از علماء خواهد شد و اگر در روز پنجشنبه هنگام زوال آفتاب مواقعه نمودى و فرزندى متولّد شد تا زمانى كه این فرزند پیر شود شیطان نزدیكش نرفته و شخصى بافهم بوده و سلامت در دین و دنیا را خداوند نصیبش مى‏ فرماید و اگر شب جمعه مجامعت نمودى و فرزندى متولّد شد خطیب و سخنور مى‏ گردد و اگر روز جمعه بعد از عصر مواقعه نمودى و فرزندى متولّد گردید معروف و مشهور مى ‏شود. و اگر در شب جمعه بعد از عشاء مجامعت نمودى امید مى‏رود كه فرزند بدلى از ابدال گردد.


یا على، در اوّل ساعت از شب با اهل خود مجامعت مكن زیرا اگر فرزندى به دنیا بیاید ساحر گشته و دنیا را بر آخرت بر مى‏ گزیند.


یا على، این وصایا و سفارشات را از من حفظ نما همان طورى كه من از جبرئیل علیه السّلام حفظ نمودم.


حدیث (6)

 محمّد بن الحسن رحمة اللَّه علیه، از محمّد بن الحسن الصفّار، از ابراهیم بن هاشم، از صالح بن سعید(2) و غیرش از اصحاب یونس، از یونس، از اصحابش از حضرت ابى جعفر و ابى عبد اللَّه علیهما السّلام، راوى مى‏ گوید: محضر مبارك امام علیه السّلام عرض كردم مردى همسرش به كفّار ملحق شده و حق تعالى در كتابش مى ‏فرماید:


وَإِن فَاتَكُمْ شَیْءٌ مِّنْ أَزْوَاجِكُمْ إِلَى الْكُفَّارِ فَعَاقَبْتُمْ فَآتُوا الَّذِینَ ذَهَبَتْ أَزْوَاجُهُم مِّثْلَ مَا أَنفَقُوا 

وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِی أَنتُم بِهِ مُؤْمِنُونَ

 اگر برخی از همسران شما با پیوستن به کفار از دست شما رفتند و کافران مهریه مورد مطالبه شما را ندادند و شما غنیمتی یافتید، پس به کسانی که همسرانشان را به خاطر پیوستن به کفار از دست داده اند، معادل مهریه ای که داده اند از غنایم بپردازید، و از خدایی که به او ایمان دارید پروا کنید. (متحنه/11)



معناى عقوبت در اینجا چیست؟


حضرت فرمودند: مردى كه همسرش رفته و به كفّار ملحق شده او را عقوبت كند یعنى همسرى دیگر اختیار كند و وقتى ازدواج نمود بر امام واجب است كه مهریه زنى را كه رفته است به مرد بپردازد.

پرسیدم: پس چگونه است كه مؤمنین مهر را به همسر آن زن ردّ نموده با این كه ایشان هیچ عملى كه موجب رفتن آن زن به بلاد اهل كفر باشد مرتكب نشده ‏اند و نیز چگونه است كه مؤمنین از غنائمى كه به دستشان رسیده نفقه ‏اى را كه شوهر بر آن زن خرج كرده به وى مى‏ دهند؟


حضرت فرمودند: امام مسلمین بر شوهر زن مزبور مهریّه و نفقات خرج شده را ردّ مى‏ كند اعم از آنكه مسلمانان غنیمتى از كفّار به دست آورده یا به دست نیاورده باشند زیرا بر امام واجب است كه از آنچه در دست دارد حاجت این مرد را ترمیم و جبران كند و هنگامى كه غنائم را تقسیم مى‏ كنند امام علیه السّلام به كسانى كه پیش از قسمت از طرفش نائب بودند از غنیمت داده و رفع نیازشان را مى ‏نمایند و اگر بعد از آن چیزى از غنائم باقى ماند بین مؤمنین تقسیم نموده و در صورتى كه باقى نماند دیگر آنها نصیبى ندارند(3)


حدیث (7)

 پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از احمد و عبد اللَّه فرزندان محمّد بن عیسى، از حسن بن محبوب، از جمیل، از ابى عبیده، وى مى‏گوید: از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام پرسیدم:

مردى با دخترى باكره یا زنى ثیّب ازدواج مى‏ كند سپس بر آن مرد و زن و بین شان ستر و حاجبى فاصله شده یا درب به روى آنها بسته مى‏شود (مقصود آن است كه بینشان بغض و كینه واقع شده و از هم منزجر مى‏ گردند) در نتیجه مرد زن را طلاق مى‏دهد، زن مى‏ گوید مرد با من تماس پیدا نكرده و مرد نیز مدّعى است كه با زن نزدیكى نكرده حكم چیست؟


حضرت فرمودند: آن دو را نباید تصدیق كرد زیرا زن مدّعى است كه مدخول بها نیست تا تكلیف نگه داشتن عدّه در عهده ‏اش نیاید و مرد نیز مدّعى است با او نزدیكى نكرده تا تمام مهر در ذمّه ‏اش نیاید.


حدیث (8) 

پدرم رحمة اللَّه علیه از احمد بن ادریس از محمّد بن احمد، از ابراهیم بن هاشم، از حسین بن الحسن القزوینى، از سلیمان بن جعفر بصرى، از عبد اللَّه بن الحسین بن زید بن على بن ابى طالب از پدرش، از حضرت جعفر بن محمّد، از پدرش، از آباء گرامش علیهم السّلام، حضرت فرمود: رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند:


هر گاه مرد و زن مجامعت مى ‏نمایند همچون دو درازگوش عریان نشوند زیرا در این صورت فرشتگان از بین ایشان مى ‏روند.



(1)- مقصود از« مخنّث» مردى است كه تمایل به مفعول واقع شدن دارد همچون زنان لذا كلمه« مونّثا» در متن روایت عطف تفسیر است براى آن.

(2)- صالح بن سعید، از ابو سعید قماط، مرحوم ممقانى در رجال فرموده كه وى حسن است.

(3)- از احكام زنان مهاجر آن است كه: اگر زنى از كفّار به مسلمین ملحق شد ابتداء او را امتحان نموده و سوگندش مى‏دهند كه بغض شوهر او را به هجرت وادار نكرده چنانچه عشق و علاقه به مرد مسلمانى او را به دار الاسلام نكشانده بلكه صرفا به خاطر اسلام پناهنده به مسلمین شده است و پس از خوردن چنین سوگندى امام مسلمین مهریّه‏اش را به شوهرش كه در دار الكفر مانده مى‏پردازد، حال اگر زنى از مسلمین به كفّار ملحق شد حكم آن است كه بر امام علیه السّلام واجب است مهریّه و هزینه‏هایى را كه شوهرش متحمّل شده را به شوهر بپردازد اعم از آنكه غنائمى از كفّار به دست آمده یا به دست نیامده است و مدرك این حكم آیه شریفه‏\i« وَ إِنْ فاتَكُمْ شَیْ‏ءٌ مِنْ أَزْواجِكُمْ ...»\E است و سبب نزول آن این بود كه عمر بن خطاب شوهر قاطبه دختر ابى امیّه بود و وقتى عمر از بلاد شرك هجرت نمود و به دار الاسلام ملحق شد همسرش از مهاجرت با او كراهت داشت و نیامده و معاویه با او ازدواج كرد، حق تعالى رسولش را امر فرموده كه مهریّه او را به عمر بدهند.






نوع مطلب : خـــــــــانواده قــــــــــرآنی، علل الشرایع، علل الشرایع(بانوان)، احادیث در تمام زمینه ها، 60-سوره ممتحنه، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 27 آبان 1397


( کل صفحات : 8 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار وبلاگ نویسی

وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت

اخبار ایران:

اخبار جهان:

اخبار اقتصادی:

اخبار علمی

اخبار فناوری و اطلاعات

اخبار هنری:

اخباراجتماعی

اخبار ورزشی

--------------------------------------------------------------------------------------

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

--------------------------------------------------------------------------------------
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
-------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------- ساخت وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic