وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :


مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ


هر که علم اولین و آخرین را میخواهد،

باید آن را در قرآن بجوید.


کنزل العمال ج1 ص548




مدیر وبلاگ :سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید






برچسبها

باب دویست و هشتاد و ششم

 اسرار برترى داده شدن مردان بر زنان‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 483


محمّد بن على ماجیلویه، از عمویش، از احمد بن ابى عبد اللَّه، از ابى الحسن برقى، از عبد اللَّه بن جبله، از معاویة بن عمّار، از حسن بن عبد اللَّه، از پدرانش، از جدّش حسن بن على بن ابى طالب علیهم السّلام، حضرت فرمودند: گروهى از یهود محضر مبارك رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلم رسیدند، اعلم و داناترین ایشان مسائلى چند از آن حضرت پرسید و در بین این سؤالات عرض نمود: برترى مردان بر زنان چیست؟

نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند:

فضل و برترى مردان بر زنان همچون برترى آسمان است بر زمین و مانند برترى آب است بر خاك و همانطورى كه آب خاك و زمین را زنده مى‏كند مردان نیز زنان را احیاء مى‏ نمایند، اگر مردان نبودند زنان را خداوند نمى‏ آفرید، خداوند عزّوجل مى‏ فرماید:


الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ

 وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ‏ أَمْوالِهِمْ (نساء/34)

  مردان، کارگزاران و تدبیرکنندگانِ زندگی زنانند، به خاطر آنکه خدا مردان را از جهت توان جسمی ، تحمل مشکلات و قدرت روحی و فکری بر زنان برتری داده، و به خاطر آنکه مردان از اموالشان هزینه زندگی زنان را به عنوان حقّی واجب می  پردازند.


یهودى عرض كرد: چرا چنین مى ‏باشد؟

نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند:

خداوند متعال آدم علیه السّلام را از گل آفرید و از زیادى و باقیمانده آن حوّا را خلق فرمود و اوّل كسى كه اطاعت زنان را نمود جناب آدم علیه السّلام بود پس حق تعالى او را از بهشت به زمین هبوط و نزول داد و برترى مردان بر زنان در دنیا را بیان فرمود و آن این است كه:

مگر نمى‏ بینى زنان حیض مى ‏بینند و در آن حال ناپاكى امكان ندارد به نماز بایستند ولى مردان اصلا به این ناپاكى مبتلا نمى‏ گردند.

یهودى عرضه داشت : راست فرمودى یا محمّد ( صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم)





نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، علل الشرایع، علل الشرایع(بانوان)، 04-سوره نسـاء، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 27 آبان 1397

وَالَّذِینَ یَرْمُونَ أَزْوَاجَهُمْ وَلَمْ یَکُنْ لَهُمْ شُهَدَاءُ إِلا أَنْفُسُهُمْ فَشَهَادَةُ أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شَهَادَاتٍ بِاللَّهِ إِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقِینَ ﴿نـــور/6

و کسانی که همسران خود را متهم به زنا می کنند و بر آنان شاهدانی جز خودشان نباشد، پس هر کدام از آن شوهران [برای اثبات اتهامش] باید چهار بار شهادت دهد که سوگند به خدا، او [درباره همسرش] در این زمینه قطعاً راست می گوید.



****************



چرا زنى كه با شوهرش لعان[1] نموده‏ حرام ابدى می شوند؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 278-مطلب شماره 482


حدیث (1)

على بن حاتم از قاسم بن محمّد، از حمدان بن حسین از حسین بن ولید، از مروان ابن دینار، از حضرت ابى الحسن موسى بن جعفر علیهما السّلام، راوى مى‏ گوید:

محضر امام علیه السّلام عرض كردم: براى چه زنى كه با شوهرش لعان نموده براى ابد و همیشه با هم حرام مى‏ شوند؟

حضرت فرمودند: به خاطر آنكه قسم ‏هایى كه به ذات جلاله خورده ‏اند قولشان را تصدیق و تثبیت مى‏ كند زیرا لفظ و قولشان اقتضاء دارد براى همیشه از هم جدا شوند و بدیهى است قسم‏ هایى كه هر دو خورده ‏اند این معنا را ثابت مى‏ نماید.

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

( 1)-«لعان» بر وزن کتاب، مصدر باب مفاعله از مادّه «لعن» به معنای نفرین و طرد از خیر است و در اصطلاح شرعی، نوعی مباهله است برای دفع حد یا نفی ولد (فرزند) است.

مقصود از«لعان» آن است كه وقتى مردى فرزندى كه همسرش زاییده را از خود نفى نمود یا نسبت فحشاء به متعلّقه ‏اش داد و شاهدى براى اثبات آن نداشت باید هر دو نفر نزد حاکم شرع بروند و در حضور او، «لعان» کنند.

کیفیت لعان به این ترتیب است:

۱- هر دو در حضور حاکم شرع، به حالت قیام می‌ایستند.

۲- مرد پس از تکرار ادعای خود، چهار بار می‌گوید: «اُشْهِدُ بِاللَّهِ اَنّی‌ لَمِنَ الصَّادِقینَ فیما قُلتُ»؛ یعنی «خدا را گواه می‌گیرم که در ادعای خود (نسبت به زنا یا نفی ولد) صادق و راستگو هستم».

۳- سپس یک بار می‌گوید: «لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَیَّ انْ کُنْتُ مِنَ الْکاذِبینَ»؛ یعنی «اگر در ادعای‌ خود دروغگو باشم، لعنت خدا بر من باد».

۴- اگر زن ادعای مرد را قبول نداشته باشد، چهار بار می‌گوید: «اُشْهِدُ بِاللَّهِ انّهُ لَمِنَ الکاذِبینَ فی‌ مَقالَتِهِ»؛ یعنی «خدا را گواه می‌گیرم که او (شوهر) در ادعای خود دروغگو است».

۵- آنگاه می‌گوید: «اِنَّ غَضَبَ اللَّهِ عَلَیَّ انْ کانَ مِنَ الصَّادِقینَ»؛ یعنی «اگر او در ادعای خود راستگو باشد، خشم خدا بر من باشد». 

آثار لعان‌ :

اگر لعان با شروط مقرّر و به طور صحیح، انجام پذیرد و حاکم شرع به صحت آن حکم دهد، آثار ذیل را به دنبال خواهد داشت:

۱- به هم خوردن عقد نکاح و جدایی بین زن و شوهر (بدون طلاق).

۲- حرمت ابدی، یعنی آن زن و مرد هیچ گاه به یکدیگر حلال نمی‌شوند، حتی با عقد مجدّد.

این دو اثر در هر «لعان»- چه در قذف باشد و چه در نفی ولد- وجوددارد.

۳- در لعان، برای قذف، حد قذف از مرد و حدّ زنا از زن ساقط می‌گردد. پس اگر مرد به دنبال قذف، لعان کرد، ولی زن از لعان خودداری نمود، مرد از حدّ قذف نجات می‌یابد و به زن حدّ زنا زده می‌شود؛ زیرا لعان مرد به منزله چهار شاهد عادل است.

۴- در لعان برای نفی ولد، نسبت بین آن بچه و مرد و خویشاوندان او قطع می‌شود و از همدیگر ارث نمی‌برند، ولی نسبت میان بچه و مادرش و خویشاوندان او قطع نمی‌شود و از همدیگر ارث می‌برند. 





نوع مطلب : علل الشرایع، علل الشرایع(بانوان)، 24-سوره نـــــــــور، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 26 آبان 1397

...فَاتَّبِعُوا مِلَّةَ إِبْرَاهِیمَ حَنِیفًا وَمَا کَانَ مِنَ الْمُشْرِکِینَ ﴿آل عمران/95

بنابراین از آیین ابراهیم که یکتاپرست و حق گرا بود و از مشرکان نبود، پیروی کنید.

 

ثُمَّ أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ أَنِ اتَّبِعْ مِلَّةَ إِبْرَاهِیمَ حَنِیفًا وَمَا کَانَ مِنَ الْمُشْرِکِینَ ﴿نحل/123

آن گاه به تو وحی کردیم که از آیین [یکتاپرستیِ] ابراهیم حق گرا پیروی کن که از مشرکان نبود.



****************

فلسفه ختنه

ختنه در اسلام

ختنه کردن از نظر اسلام واجب است و اگر این کار انجام نشد بعد از بلوغ بر خود فرزند واجب است این کار را انجام دهد و اگر غیر مسلمانی که ختنه نشده است اسلام آورد، بر او واجب است این کار را انجام دهد. (تحریر الوسیله، ج۳، ص۵۵۲ م۴و۵)

ختنه در صحّت برخی عبادات مانند طواف حج یا عمره شرط است و اگر انجام ندهد عبادتش باطل خواهد بود.

درباره سؤال شما براساس پرس و جو و تحقیق از برخی منابع، گفته شده است که وجود این پوست زاید که بعد از تولد به دلیل های پزشکی زاید بلکه زیان بار است، لذا در کشورهای غربی نیز خیلی از افراد نه به دلیل مذهبی بلکه به دلیل پزشکی، ختنه می کنند، قبل از تولد و در رحم مادر محل تجمع میکروب هایی است که اگر این پوست نباشد، آلت تناسلی که از جهت آسیب پذیری بسیار حساس است در رحم مادر آسیب می بیند، به عبارت دیگر، وجود این پوست قبل از تولد به عنوان سپر دفاعی است.
 
یکى از سنت هاى حضرت ابراهیم (علیه السلام) که مورد تأیید اسلام بلکه مورد تأیید تمام پیامبران بعد از حضرت ابراهیم(علیه السلام) واقع شده است سنّت خِتان یا ختنه است.

در روایات از طریق شیعه واهل سنت بر این سنت تأکید شده است.

عن جعفر بن محمد عن ابیه عن آبائه عن على (علیه السلام) قال : قال رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم:

إن الله عزّوجل بعث خلیله بالحنیفیة وأمره بأخذ الشارب وقص الاظفار ونتف الابط و حلق العانة والختان 

(وسائل الشیعه : ۱۵ / ۱۶۳ باب ۵۲ از ابواب احکام اولاد)

على (علیه السلام)از پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم نقل مى فرماید: که خداوند عزوجل حضرت ابراهیم(علیه السلام) را به روش پسندیده مبعوث کرد وبه کوتاه کردن سبیل وناخن وازاله موهاى زیر بغل وتراشیدن موهاى بالاى عورت وختنه کردن سفارش کرد. هنگامى که شخصى از امام صادق (علیه السلام) پرسید : آیا جائز است که به کارهاى خدایى ودر خلقت او دست ببریم؟

حضرت فرمودند : نه،

او گفت : پس چرا ختنه مى کنید و پوستى را که خدا خلق کرده جدا مى کنید؟

آیا خدا این پوست را اضافه و بر اساس غیر حکمت آفریده است؟

امام صادق (علیه السلام)فرمود : خلقت آن پوست بر اساس حکمت است و ازاله آن بر اساس حکمتى بالاتراست همانطورى که وقتى بچه به دنیا مى آید ، ناف او به مادرش وصل است این هم مخلوق خدااست وخدا اینطور قرار داده ولى براى نجات فرزند و مادر، خداوند حکیم دستور داده آن را قطع کنیم ، همینطور ناخن هاى انسان را خدا خلق کرده و بلند شدن آن ها بر اساس قانون خدا است و خدا می توانست از اول ناخن ها را طورى بیآفریند که همیشه به اندازه خاصى باشد ولى با این حال چون بزرگ مى شود به ما دستور داده آن ها را کوتاه کنیم و همینطور در مورد موهاى بدن .
 
اینگونه دخالت ها در خلقت ، منافاتى با حکمت الهى ندارد و بر اساس مصلحتى بالاتر صورت مى گیرد. (همان : ۱۶۲ )

در کنز العمال که از منابع اهل سنت است ازعلى (علیه السلام) نقل مى کند : اختنوا اولادکم یوم السابع فانه اطهر واسرع نباتاً للحم واروح للقلب (کنز العمال : ۱۶ / ۴۳۶ )

فرزندان خود را در روز هفتم تولد شان ختنه کنید زیرا باعث پاکیزگى بیشتر و باعث سرعت در رویش گوشت بر بدن و موجب شادمانى قلب مى شود.

باز در حدیث دیگر آمده : ختنه کردن باعث نضارت و خوش رنگى صورت و باعث لذت بیشتر در جماع مى شود. (همان : ۴۳۵ )

ختنه کردن در مردان باعث پاکیزگى آلت تناسلى مى شود چون وجود پوسته رویى باعث جمع شدن کثافات و ماندن بول زیر پوست شده و باعث بیمارى و بوى بد می شود. (وسائل الشیعه : ۱۵ باب ۵۲ از ابواب احکام اولاد ص ۱۶۱)


فوائد بهداشتى و پزشکى ختنه:

 ۱ ـ آمار نشان مى دهد در بین مسلمانان و یهودیان که ختنه مى کنند حتى یک مورد سرطان آلت دیده نشده است از نظر پزشکى امروزه ختنه به عنوان نوعى واکسن و پیشگیرى از سرطان سر آلت محسوب مى شود ولى در جاهایى که ختنه نمى کنند مانند آمریکا 8/1 تلفات ناشى از سرطان ها مربوط به سرطان اندام هاى تناسلى است .
 
۲ ـ سرطان گردنِ رَحم (محل تماس آلت بارحم یا مهبل) در کسانى که شوهرانشان مختون نبوده اند ، هنگام نزدیکى مخصوصاً در زمانى که زن به خاطر زایمان یا قاعدگى دچار التهاب دیواره مهبل بوده اند ، بیشتر اتفاق افتاده است.
 
۳ ـ سرطان پروستات نزد آنان که ختنه مى کنند، کمتر است.
 
۴ـ پیلونفریت (عفونت كلیه در اثر هجوم باكتری به كلیه) و آلودگى هاى چرکى مجارى ادرارى از مثانه و کلیه در ختنه شدگان کمتراست چون قطع پوست سبب مى شود دفع ترشحات به آسانى صورت گیرد ولى اگر ختنه نشده باشد چون آلت تناسلى در حالت نعوظ وسفت شدن در فشار آن پوسته قرار مى گیرد وسطح داخلى پوسته رشته هاى عصبى فراوانى فراگرفته و لذا آن را فوق العاده حساس ساخته و در آن قسمت که به تنه آلت مى چسبد ، غدد مترشحه فراوانى موجوداست که ترشحات شیرى رنگ و غلیظ ( smegma ) را بر روى حشفه (دور ختنه گاه) پخش مى کند و همین ترشحات است که توانسته اند واکنش هاى سرطانى ایجاد نماید. در اغلب موارد این پوست بر حشفه وآلت فشار وارد مى آورد واز خارج شدن ادرار بطور کامل جلوگیرى نموده باعث حبس بول مى شود وقطره قطره بول خارج میشود و سبب التهاب و تورم شده ، تجمع ترشحات غددى و التهاب و گرد و غبار و باتوجه به تاریکى و رطوبت آن جا محل بسیارى مناسبى براى ایجاد عفونت مى شود و به تدریج عفونت را به داخل مجارى ادرار وکلیه ها مى رساند.
 
۵ ـ آمیزش براى ختنه شدگان لذت بخش تر است وبراى زن نیز لذت بخش تر است. ۶ـ وجود شبکه عصبى والتهاب وخارش در ختنه نشدگان سبب مى شود که همواره دستشان را براى خاراندن به آن جا بمالند و باعث آلودگى شود. (دکتر سید رضا پاک نژاد ، اولین دانشگاه وآخرین پیامبر : ۱۶ / ۱۴۹ به بعد باتلخیص)

در باره تاریخچه ختنه در بین اقوام گذشته آمده است ،درمیان مصریان و اقوام قدیم جنوب آفریقا ختنه رواج داشته در بین یهودیان و برخى از مسیحیان از جمله مقررات مذهبى محسوب مى شود در بین یهود ختان واجب است و غالباً پسران خود را در هشت روزگى ختنه مى کنند ، به موجب روایات ما رسم ختنه از قدیم بین اعراب وجود داشته است ، شیعیان وشافعى آن را واجب شمرده و مالکى آن را سنت شمرده و نزد عامه مسلمانان مهمترین نشانه مسلمانى شناخته مى شود. (دائره المعارف بزرگ فارسى ( مصاحب) : ۱ / ۸۸۴)

آیت الله خویى فرموده اند : (یستحب فى الیوم السابع ختانه ویجب الختان بعد البلوغ لو لم یختن قبله (منهاج الصالحین ج ۲ / ۲۸۴ ، مسئله ۱۳۸۲ )

مستحب است پسر را در روز هفتم از ولادت ختنه کنند و اگر او را ختنه نکرده باشید بعد از بلوغ برخودِ او واجب است . آیت الله سیستانى (مد ظله ) نیز فرموده است : شرط صحت طواف در مردان ختنه کردن است. (مناسک محشى : ص ۲۱۲ )

اما در قرآن در مورد ختنه آیه اى نداریم ولى به صورت کلى خطاب به پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم در مواردى مى فرماید : از دین ابراهیم پیروى کن. در سوره نحل آیه ۱۲۳ مى فرماید (اوحینا الیک ان اتبع ملة ابراهیم حنیفاً) به تو وحى کردیم که از آئین ابراهیم پیروى کن. ودر سوره آل عمران آیه ۹۸ آمده است : (فاتبعوا ملة ابراهیم حنیفاً) از کیش ابراهیم که همان آئین پاک وبى آلایش بوده پیروى کنید. از سنت هاى ابراهیمى (علی نبیّنا و آله و علیه السّلام) یکى همین ختنه بوده که در روایات بدان اشاره شده است.

برداشت از سایت : پرسمان دانشگاهیان

https://www.porseman.com/article/%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87-%D8%AE%D8%AA%D9%86%D9%87-%D8%AE%D8%AA%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85/111882



«ادامه مطلب»


نوع مطلب : 03-سوره آل عـمـران، 16-سوره نـحـل، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، پیــــامبـــــــــران الــــــهی، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 26 آبان 1397


...فَانْکِحُوا مَا طَابَ لَکُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَى وَثُلاثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ ذَلِکَ أَدْنَى أَلا تَعُولُوا ﴿نساء/3

زنانی که شما را خوش آید دو یا سه یا چهار به همسری بگیرید. پس اگر می ترسید که با آنان به عدالت رفتار نکنید، به یک زن یا به کنیزانی که مالک شده اید [اکتفا کنید]؛ این [اکتفای به یک همسر عقدی] به اینکه ستم نورزید و از راه عدالت منحرف نشوید، نزدیک تر است.


****************



چرا مرد مى‏ تواند چهار زن بگیرد و زن بیش از یك شوهر 

نمى‏ تواند بكند؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 271-مطلب شماره 480


حدیث (1)

 على بن احمد، از محمّد بن ابى عبد اللَّه، از محمّد بن اسماعیل، از على بن عبّاس، از قاسم بن ربیع صحّاف، از محمّد بن سنان نقل كرده كه وى گفت: حضرت رضا علیه السّلام در جواب مسائلش مرقوم فرمودند:

سرّ این كه مرد مى‏ تواند چهار زن گرفته ولى بر زن حرام است بیش از یك شوهر نماید آن است كه اگر مرد چهار همسر داشته باشد فرزند از هر كدام كه بهم رسد به مرد منسوب است ولى اگر زن دو شوهر یا بیشتر داشته باشد و از وى فرزندى متولّد گردد معلوم نیست كه فرزند از كدام شوهر مى‏ باشد چه آنكه جملگى در این كه با زن نكاح كرده و با وى هم بستر شده‏ اند با هم مشترك مى ‏باشند و بدون تردید این امر موجب فساد نسب و میراث و معارف شرعى خواهد گردید.


وَلَنْ تَسْتَطِیعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَیْنَ النِّسَاءِ وَلَوْ حَرَصْتُمْ فَلا تَمِیلُوا کُلَّ الْمَیْلِ فَتَذَرُوهَا کَالْمُعَلَّقَةِ وَإِنْ تُصْلِحُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ اللَّهَ کَانَ غَفُورًا رَحِیمًا ﴿نساء/129

و شما هر چند حریص [بر عدالت] باشید، هرگز نمی توانید [از نظر علاقه و میل قلبی] میان زن ها [یی که در عقد خود دارید] عدالت ورزید، پس تمایل خود را به طور کامل متوجه یک طرف ننمایید تا دیگری را به صورت زنی سرگردان و بلاتکلیف رها کنید. و اگر توافق و سازش نمایید و تقوا را [در محیط خانواده] رعایت کنید [مورد آمرزش قرار می گیرید]؛ زیرا خدا همواره بسیار آمرزنده و مهربان است 





نوع مطلب : 04-سوره نسـاء، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، علل الشرایع، علل الشرایع(بانوان)، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 26 آبان 1397


حُرِّمَتْ عَلَیْکُمْ أُمَّهَاتُکُمْ وَبَنَاتُکُمْ وَأَخَوَاتُکُمْ وَعَمَّاتُکُمْ وَخَالاتُکُمْ وَبَنَاتُ الأخِ وَبَنَاتُ الأخْتِ وَأُمَّهَاتُکُمُ اللاتِی أَرْضَعْنَکُمْ وَأَخَوَاتُکُمْ مِنَ الرَّضَاعَةِ وَأُمَّهَاتُ نِسَائِکُمْ وَرَبَائِبُکُمُ اللاتِی فِی حُجُورِکُمْ مِنْ نِسَائِکُمُ اللاتِی دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَإِنْ لَمْ تَکُونُوا دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَلا جُنَاحَ عَلَیْکُمْ وَحَلائِلُ أَبْنَائِکُمُ الَّذِینَ مِنْ أَصْلابِکُمْ وَأَنْ تَجْمَعُوا بَیْنَ الأخْتَیْنِ إِلا مَا قَدْ سَلَفَ إِنَّ اللَّهَ کَانَ غَفُورًا رَحِیمًا ﴿نساء/23

ازدواج با این زنان] بر شما حرام شده است: مادرانتان، و دخترانتان، و خواهرانتان، و عمه هایتان، و خاله هایتان، و دختران برادر، و دختران خواهر، و مادرانی که شما را شیر داده اند، و خواهران رضاعی شما، و مادران همسرانتان، و دختران همسرانتان که در دامان شمایند [و تحت سرپرستی شما پرورش یافته اند، البته] از آن همسرانی که با آنان آمیزش داشته اید، و اگر آمیزش نداشته اید، بر شما گناهی نیست [که مادرشان را رها کرده با آنان ازدواج کنید]، و [نیز] همسران پسرانتان که از نسل شما هستند [بر شما حرام شده است]. و هم چنین جمع میان دو خواهر [در یک زمان ممنوع است]، جز آنچه [پیش از اعلام این حکم] انجام گرفته باشد؛ زیرا خدا همواره بسیار آمرزنده و مهربان است



****************



اسرار حرام بودن جمع بین دو خواهر در ازدواج‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 256-مطلب شماره 479


حدیث (1)

على بن حاتم، از قاسم بن محمّد، از حمدان بن حسین، از حسن بن ولید، از مروان بن دینار، وى مى‏ گوید: محضر مبارك حضرت ابى ابراهیم علیه السّلام (امام هفتم علیه السّلام) عرض كردم: چرا مرد نمى ‏تواند بین دو خواهر جمع كرده و با هر دو ازدواج كند؟

حضرت فرمودند: براى حفظ اسلام، چه آنكه سائر ادیان آن را تجویز مى‏ كنند.


 ****************



بررسی اشکالات ازدواج با دو خواهر در یک زمان

 

الف)حرمت ازدواج با دو خواهر

ازدواج با دو خواهر بطور همزمان از دیدگاه اسلام وبراساس آیۀ شریفۀ ۲۳ سورۀ مبارکۀ نساء که می فرماید : 

«حُرِّمَتْ عَلَیْکُمْ أُمَّهاتُکُمْ....وَ أَنْ تَجْمَعُوا بَیْنَ اْلأُخْتَیْنِ إِلاّ ما قَدْ سَلَفَ إِنَّ اللّهَ کانَ غَفُورًا رَحیمًا» 

حرام شده است بر شما (ازدواج با) مادرانتان و ... و این که بین دو خواهر جمع کنید(هم زمان با آن دو ازدواج کنید) باطل و حرام شده است.  مگر آنچه در گذشته واقع شده است همانا خداوند آمرزنده مهربان است»(نساء، آیه ۲۳)

اما ازدواج با دو خواهر اگر در دو زمان باشد اشکال ندارد و اینکه گفته شده است حضرت یعقوب نبی علیه السلام با دوخواهر از دختران دائی خود ازدواج نموده است بیشتر در منابع سنی آمده و در منابع شیعه ازجمله بحار الانوار (ج۱۲، تهران دارالکتب الاسلامیه) و در تفسیر مجمع البیان قول طبرسی(ره) و در تفاسیر دیگر گفته شده «یعقوب، راحیل را پس از اینکه لیا خواهرش (همسر یعقوب) از دنیا رفت، بگرفت و جمع میان دو خواهر نکرد.» اختلاف سن فرزندان حضرت یعقوب(ع) با یوسف(ع)( از جمله فرزند بزرگ حضرت یعقوب(ع) حدود ۵۰ سال است و خداوند به حضرت یعقوب در ۸۰ سالگی یوسف و بنیامین را عطا می کند، و در سن بالای ۹۰ سالگی یوسف را از دست می دهد و در سن حدود ۱۳۰ سالگی به مصر می رود و یوسف را می بیند و در سن حدود ۱۴۷ سالگی در مصر فوت می کند)، موید همین مطلب است زیرا، اگر سن فرزندان حضرت یعقوب را کنار هم بگذاریم خواهیم دید لیا همسر اول حضرت یعقوب فوت کرده، سپس با راحیل ازدواج می کند و راحیل زنده مانده و یوسف و بنیامین پس از ۱۰ اولاد دیگر به دنیا آمده و یکی از عامل های حسادت به خصوص شش برادر یعنی فرزندان لیا نسبت به یوسف نبودن مادر آنها، فوت کردن مادرشان و زنده بودن راحیل است و همچنین در تفسیر برهان، ج۲، ص ۲۴۳ و تفسیر راهنما و بقیه تفاسیر گفته شده راحیل زنده بوده و با یعقوب و ۱۱ فرزند به مصر وارد می شوند.


ب) حرمت ذاتی و حرمت اعتباری :

در مباحث اصول استنباط احکام شرعی آمده است. احکام فقهی از جهت حرام و حلال بودن وابسته به اعتبار شارع است و تکوینی نیست. البته احکام شرعی تابع مصالح و مفاسد می باشد. با این تفاوت که برخی مصالح و مفاسد به حسن و قبح عقلی متکی است و یا همیشگی و ذاتی است. مانند حرمت شرب خمر و یا قتل بی گناه، که مفسده آن همیشگی و ذاتی است. امابرخی مصالح و مفاسد وابسته به زمان و مکان و یا شرط خاص است. مانند صید در روزهای شنبه که برای بنی اسرائیل حرام شده بود. (سوره نساء، آیه ۱۵۴) اما در دوران قبل از آن و بعد از آن حرام نبوده و نیست.

اینگونه موارد اعتباری و متغیر از ابتدای آفرینش انسان ها، نمونه هایی داشته است چنانکه درباره ازدواج هابیل و قابیل با خواهرانشان، مرحوم طبرسی حدیثی از امام سجاد(ع) نقل می کند که آن حضرت در ضمن گفتاری که به مردی قریشی بیان داشت جریان ازدواج هابیل را با بلوزا خواهر قابیل هم چنین ازدواج قابیل را با اقلیما خواهر هابیل شرح می داد به او فرمود: این مطلب را انکار مکن چه آن که روش الهی بر این جاری شده است مگر نه این است که خداوند زوجه آدم را از خود او آفرید و سپس برای او حلالش کرد... (ر.ک: میزان الحکمه، ج ۴، ح ۳۰۳۱)

علامه طباطبائی در توجیه این نظریه می فرماید حکم ازدواج یک حکم تشریعی و تابع مصالح و مفاسد است و حکم تکوینی نیست که قابل تغییر نباشد زمام چنین حکمی به دست خداست از این رو ممکن است روزی به خاطر ضرورت از جانب خدا حلال گردد. در جامعه آن روز که فقط چند خواهر و برادر بوده اند با در نظر گرفتن مشیت خداوند عنوان فحشا صدق نخواهد کرد حال چه اشکالی دارد که به طور موقت برای گروهی به خاطر ضرورت این گونه ازدواج مباح باشد. 

(برای مطالعه بیشتر ر.ک: ۱. ترجمه تفسیر المیزان، ج ۴، ص ۲۳۹؛ ۲. سبحانی، جعفر، منشور جاوید، ج ۴، ص ۱۹۸)


ازدواج هم زمان با دو خواهر نیز از این گونه موارد است که قبل از اسلام رایج بود. و در زمان حضرت یعقوب نیز جاری بوده است. (ر.ک: بحارالانوار، ج ۱۰، ص ۷۶)

اما با ظهور اسلام به عنوان کامل ترین شریعت، پس از نزول آیه شریفه ۲۳، سوره نساء، چنین ازدواجی تحریم شد. و این خود دلیلی است بر تکامل شرایع تا شریعت اسلام که دستورات آن سزاوار اجراء، برای جامعه بشریت تا هنگام برپایی قیامت است. 

(برای مطالعه بیشتر ر.ک: ۱. تفسیر المیزان، ج ۴، ص ۲۸۳، ط عربی؛ ۲. تفسیر نمونه، ج ۳، ص ۴۱۷)

 

برداشت از سایت : پرسمان دانشگاهیان

https://www.porseman.com/article/%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC-%D8%A8%D8%A7-%D8%AF%D9%88-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%B1-%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC-%D9%87%D8%A7%D9%8A-%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA-%D9%8A%D8%B9%D9%82%D9%88%D8%A8(%D8%B9)/6475





نوع مطلب : 04-سوره نسـاء، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، علل الشرایع، علل الشرایع(بانوان)، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 26 آبان 1397


یَا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا 

وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالا کَثِیرًا وَنِسَاءً... ﴿نساء/1

ای مردم! از [مخالفت با فرمان هایِ] پروردگارتان بپرهیزید، آنکه شما را از یک تن آفرید و جفتش را [نیز] از [جنس] او پدید آورد و از آن دو تن، مردان و زنان بسیاری را پراکنده و منتشر ساخت.


****************


چرا زن ها قصد و توجه شان به مردان است‏؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 254-مطلب شماره 478


حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه، از سعد بن عبد اللَّه، از محمّد بن حسین بن ابى الخطّاب، از محمّد بن یحیى خزّاز، از غیاث بن ابى ابراهیم، از امام صادق علیه السّلام نقل كرده كه آن حضرت فرمودند:

زن از مرد آفریده شده[1] لذا قصد و توجّه زن ها به مردان معطوف است از این رو آنها را در خانه‏ ها حبس و حفظ نمایید ولى مرد چون از زمین خلق شده‏[2] تمام همّت و قصد او به خاك متوجّه مى‏ باشد.


ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1] ( 1)- اشاره است به خلقت حوّاء از جناب آدم علیه السّلام.

[2] ( 2)- اشاره است به آفرینش حضرت آدم علیه السّلام از خاك



****************



مراد از نفس واحده و زوج او كه انسان از آن آفریده 

شده است چیست؟


«تفســـیر المـــــیزان»


از ظاهر سیاق برمى آید كه مراد از (نفس واحده) آدم (علیه السلام) و مراد از (زوجها) حوا باشد كه پدر و مادر نسل انسان است كه ما نیز از آن نسل مى باشیم و بطورى كه از ظاهر قرآن كریم برمى آید همه افراد نوع انسان به این دو تن منتهى مى شوند همچنانكه از آیات زیر همین معنا برمى آید كه : (خلقكم من نفس واحده، ثم جعل منها زوجها).

(یا بنى آدم لا یفتننكم الشیطان كما اخرج ابویكم من الجنّة) و آیه زیر كه حكایت گفتار ابلیس است: (لئن اخرتن الى یوم القیمة لاحتنكنّ ذریتة الاّ قلیلا)

و اما احتمالى كه بعضى از مفسرین در معناى (نفس واحده) و (زوجها) داده اند، ذیلا از نظر خوانندگان مى گذرد كه البته به هیچ وجه درست نیست، آنان گفته اند كه : مراد از (نفس واحده) و (زوج او) در آیه شریفه مطلق ذكور و اناث نسل بشر است كه كل بشر از مجموع پدر و مادر متولد مى شود، در نتیجه معناى آیه چنین مى شود كه مثلا آیه فرموده است كه هر یك نفر از شما نوع بشر از یك پدر و مادر و یا به عبارت دیگر: از دو فرد بشر خلق شده اید بدون اینكه در این معنا فرقى میان شما باشد، بنابه گفته این مفسر آیه شریفه همان را مى خواهد افاده كند كه آیه : (یا ایها النّاس انا خلقناكم من ذكر و انثى و جعلناكم شعوبا و قبائل لتعارفوا ان اكرمكم عند اللّه اتقیكم) آن را افاده مى كند و مى فرماید: هان اى مردم ما شما را از یك نر و یك ماده آفریدیم و شما را تیره تیره و قبیله قبیله نمودیم تا یكدیگر را بشناسید و از میان همه شما آنكه باتقواتر است نزد خدا گرامى تر است و خلاصه مفادش این است كه شما افراد بشر از این جهت كه هر یك متولد از پدرى و مادرى هستید هیچ فرقى ندارید.

و وجه نادرستى این احتمال روشن است براى اینكه : این مفسر غفلت كرده از اینكه بین دو آیه، یعنى آیه سوره حجرات و آیه سوره نسا فرق واضحى است زیرا آیه سوره حجرات در مقام بیان این جهت است كه افراد انسان از نظر (حقیقت انسانیّت) یكسانند و هیچ فرقى در این جهت ندارند كه هر یك آنان از پدرى و مادرى از جنس بشر متولد شده اند پس دیگر جا ندارد یكى بر دیگرى تكبر ورزد و خود را از دیگران بهتر بشمارد مگر به یك ملاك كه آن هم تقوا است.

و اما آیه سوره نسا كه مورد بحث ما است در مقام دیگرى است این آیه مى خواهد بیان كند كه افراد انسان از حیث (حقیقت و جنس) یك واقعیتند و با همه كثرتى كه دارند همه از یك ریشه منشعب شده اند مخصوصا از جمله : (و بثّ منهما رجالا كثیرا و نساء...) این معنا به روشنى استفاده مى شود به طورى كه ملاحظه مى كنید چنین معنائى با این احتمال كه مراد از (نفس واحده) و (زوج او) تمامى نر و ماده هاى بشرى باشد نمى سازد گذشته از این دلیل آن معنا با غرضى كه سوره نسا آن را تعقیب مى كند كه بیانش گذشت سازگارى ندارد.





نوع مطلب : 04-سوره نسـاء، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، علل الشرایع، علل الشرایع(بانوان)، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 26 آبان 1397

إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ 


﴿بقره/153



باب دویست و پنجاه و سوّم


 علامات صبر و شكیبایى‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 470


حدیث (1) 

احمد بن محمّد بن عیسى علوى حسینى رضى اللَّه عنه از محمّد بن ابراهیم بن اسباط، از احمد بن محمّد بن زیاد قطّان، از ابو الطیّب احمد بن محمّد بن عبد اللَّه نقل كرده كه وى گفت:

عیسى بن جعفر علوى عمرى از پدرانش، از عمر بن على بن ابى طالب علیه السّلام نقل كرده كه فرمود: نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند:


علامت شخص صابر و شكیبا سه چیز است :


اوّل: آنكه سست و بى‏حال نیست.

دوّم: آنكه ملول و محزون نمى ‏باشد.

سوّم: آنكه از پروردگار متعال شكایت نمى‏ كند.

زیرا شخص وقتى كسل و سست شد حقوق دیگران را ضایع نموده و وقتى ملول و محزون گردید اداء شكر نمى‏ كند و هر گاه از پروردگار شاكى شد عصیانش را مى‏ نماید.





نوع مطلب : علل الشرایع، پیامبـــــــــــر اکــــــــــــرم ، احادیث در تمام زمینه ها، 02-سوره بـقـرة، 03-سوره آل عـمـران، 08-سوره انـفـال، 16-سوره نـحـل، 18-سوره کـهـف، 22-سوره حـج، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 26 آبان 1397


اسرار پیدایش ذرّات منتشر در فضا


وَلَمَّا جَاءَ مُوسَىٰ لِمِیقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِی أَنظُرْ إِلَیْكَ قَالَ لَن تَرَانِی وَلَٰكِنِ انظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِی فَلَمَّا تَجَلَّىٰ رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ مُوسَىٰ صَعِقًا فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَیْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِینَ

 زمانی که موسی به میعادگاه ما آمد، و پروردگارش با وی سخن گفت، عرض کرد: پروردگارا جمال با کمال ذات بی نهایتت را به قلب من بنمای تا تو را به رؤیت ویژه باطنی بنگرم خدا فرمود: هرگز مرا نخواهی دید، ولی به این کوه بنگر اگر پس از جلوه من بر جای خود ثابت و برقرار ماند، تو هم مرا خواهی دید. چون پروردگارش بر کوه جلوه کرد، آن را متلاشی نمود و موسی بی هوش شد، پس هنگامی که به هوش آمد گفت: تو منزّهی از اینکه مشاهده شوی، به سویت بازگشتم، و من در میان مردم این روزگار نخستین باور کننده این حقیقت که هرگز دیده نمی  شوی هستم.

سوره اعراف آیه 143


باب دویست و پنجاه و یكم

اسرار پیدایش ذرّات منتشر در فضا


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 476


حدیث (1)

 احمد بن محمّد بن عیسى علوى حسینى رحمة اللَّه علیه، از محمّد بن ابراهیم بن اسباط، از احمد بن محمّد بن زیاد قطّان، از ابو الطیّب احمد بن محمّد بن عبد اللَّه، از عیسى بن جعفر علوى عمرى از پدرانش از عمر بن على، از پدر بزرگوارش حضرت على بن ابى طالب علیه السّلام، از حضرت سؤال شد: 

خداوند متعال ذرّاتى را كه داخل در روزنه‏ هاى خانه مى‏ باشند از چه آفریده؟

حضرت فرمودند: هنگامى كه موسى علیه السّلام به حضرت پروردگار عرض نمود:

پروردگارا خود را به من بنما تا به تو نظر كنم.

خداوند تبارك و تعالى فرمود: اگر این كوه به خاطر نور من پا بر جا ماند البتّه قدرت خواهى داشت به من نظر كنى و اگر پا بر جا نماند ضعف دیدگانت مانع مى ‏شوند از اینكه قدرت نظر به من را داشته باشى، بارى وقتى حق جلّت عظمته بر كوه تجلّى نمود، كوه سه قطعه شد، یك بخش آن به آسمان بالا رفت و بخش دیگرش به زمین فرو رفت و یك قطعه دیگرش ذرّه، ذرّه شد و در فضا منتشر گردید، این ذرّات داخل در روزنه خانه‏ ها از غبار آن كوه مى‏ باشد.






نوع مطلب : 07-سوره اعـراف، پیــــامبـــــــــران الــــــهی، علل الشرایع، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 26 آبان 1397


باب دویست و پنجاهم

اسرار آفرینش سگ‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 475


حدیث (1)

احمد بن محمّد بن محمّد بن عیسى علوى حسینى رضى اللَّه عنه، از محمّد بن ابراهیم بن اسباط، از احمد بن محمّد بن زیاد قطان، از ابو الطیّب احمد بن محمّد بن عبد اللَّه، از عیسى بن جعفر علوى عمرى، از پدرانش، از عمر بن على، از پدرش حضرت على بن ابى طالب علیه السّلام نقل كرده كه آن حضرت فرمودند: از پیامبر اكرم صلّى اللَّه علیه و آله سؤال شد: 

خداوند سگ را از چه آفرید؟

حضرت فرمودند: حق تعالى آن را از آب دهان ابلیس آفرید.

محضر مباركش عرض شد: یا رسول اللَّه چگونه؟

حضرت فرمودند: هنگامى كه خداوند متعال آدم و حوّا را به زمین هبوط داد، آن دو همچون دو جوجه لرزان مى ‏لرزیدند، ابلیس نزد درندگانى كه پیش از آدم در زمین بودند رفت و به آنها گفت: دو پرنده از آسمان به زمین آمده ‏اند كه تا به حال بزرگتر از آنها دیده نشده، برویم و آنها را بخورید.

درندگان به طرف ایشان حركت كردند و ابلیس پیوسته ایشان را تحریص و ترغیب مى‏ كرد و فریاد مى ‏زد و درندگان را به مسافتى نزدیك آدم و حوّا آورده بود، از سرعت و شتاب در كلامش آب دهان او بیرون ریخت و خداوند متعال از آن آب دو سگ آفرید، یكى نر و دیگرى ماده، این دو سگ در اطراف آدم و حوّا ایستادند سگ‏ ماده در جدّه و سگ نر در هند و نگذاردند كه درندگان نزدیك آن دو شوند و از همان روز سگ دشمن درندگان و درندگان نیز دشمن سگ گردیدند.


****************


چرا سگ نجس است؟

بررسی نجاست سگ از دیدگاه اسلام و قرآن



سگ یکی از حیواناتی است که زیاد مورد توجه انسان  قرار می گیرد و به عنوان حیوان باوفا در میان آدمیان شناخته می شود. همه شما می دانید که سگ نجس است و به علت نجس بودن سگ شاید از زمان کودکی از این حیوان دوری کرده اید. در روایات و احادیث زیادی به  این مورد ، اشاره شده است. در واقع شاید علت اصلی نجاست سگ را نمی دانید و بطور کامل با این مسئله آشنا نشده اید. ما در این مقاله قصد داریم همه شما را با این مفهوم آشنا کنیم تا علت "نجاست سگ" را از نظر اسلام درک کنید. به این منظور با ما همراه باشید.


مفهوم نجس چیست؟

بهتر است قبل از پی بردن به نجس بودن سگ، در مورد کلمه نجس مطالبی را در اختیار شما قرار دهیم. معنای لغوی " نجس"، کثیف بودن، ناپاک بودن و پلیدی می باشد. هر چیزی را که اسلام نجس معرفی کرده باشد باید تمامی مسلمانان  از آن دوری کنند. راغب اصفهانی کلمه نجس را در نوع تعریف می کند:

  1. نجاستی که با حواس انسان ها قابل درک باشد.
  2. نوعی از آن که با دیده بصیرت قابل درک باشد.


در قرآن چه اشاره هایی به سگ شده است؟

خیلی از افراد علاقه مند هستند بدانند که در قرآن چه اشاره هایی به نجاست سگ شده است. در قرآن در برخی از بخش ها از سگ سخن گفته شده است، اما به نجس بودن یا طهارت آن اشاره ای نشده است.  به همین علت به چندین مورد اشاره    می کنیم:

  1. ماجرای اصحاف کهف، که خداوند در سوره کهف می فرماید:  سگشان بر آستانه ی غار دو دست خود را دراز کرده بود... در این بخش به طهارت یا نجاست سگ اشاره نشده است و تنها می توان چنان برداشت کرد که سگ نگهبانی برای اصحاف کهف بود.
  2. در سوره اعراف به ماجرای بلعم باعورا اشاره شده است که ماجرای دانشمند عالمی است که از راه حق انحراف پیدا می کند و به علت هوا پرستی به سگ تشبیه شده است.
  3. در ابتدای سوره مائده به حکم صید سگ شکارچی اشاره شده است. حیوانی که توسط سگ شکارچی صید می شود، گوشت حلالی دارد.


چرا سگ نجس است؟ +بررسی نجاست سگ از دیدگاه اسلام و قرآن


به چه علت در قرآن کریم به نجاست سگ اشاره ای نشده است؟

همان طور که مطالعه کردید قرآن کریم هیچ سخنی از نجاست یا طهارت سگ  به میان نیاورده است. زیرا قرآن کریم در مورد مسائل فقهی به کلیات اشاره کرده است و برای صحت نجس بودن سگ باید به روایات مراجعه کنیم. دلیل دوم آن، این است که قرآن دستور داده است علاوه بر مطالبی که در قرآن آورده شده است باید به احادیث و روایات پیامبران و امامان عمل کنیم.


روایتی که در آن به نجاست سگ اشاره شده است!

عذافر از امام صادق (ع) سوال کرد که نوشیدن و یا وضو گرفتن با آبی که پس مانده برخی حیوانات مانند گوسفند و شتر و اسب و ... می باشد چه حکمی دارد؟

امام پاسخ دادند: بنوش و وضو بگیر.

اما وقتی فرد راجب به سگ سوال کرد، امام فرمودند: نه.

فرد پرسید آیا او یک درنده مانند دیگر درندگان نیست؟

امام فرمودند: نه به خدا، او نجس است. نه به خدا، او نجس است.

روایت دوم در این زمینه: عبدالله بن ابی یعفور به نقل از امام صادق (ع)  می گوید: همانا خداوند نیافرید خلقی را که نجس تر از سگ است.


چرا سگ نجس است؟ +بررسی نجاست سگ از دیدگاه اسلام و قرآن


نجاست در انواع سگ های مختف، چه تفاوتی دارد؟

بسیاری از مردم گمان می کنند که تنها سگ هایی نجس هستند که از آن ها نگهداری نمی شود و در کوچه و خیابان ها سپری می کنند و سگ هایی که در خانه ها توسط اشخاصی نگهداری می شود تمیز می باشند. این نظریه کاملا اشتباه می باشد و در نجس بودن سگ ها هیچ فرقی نیست و همه آن ها نجس می باشند. تمامی سگ ها اعم از سگ های شکاری، نگهبان و ...نجس هستند و آب دهان و تمامی بدن آن ها نجس می باشد.


روایتی از امام علی (ع) در مورد نجاست سگ

همانطور که گفته شد روایات و احادیث زیادی در این زمینه وجود دارند. امام علی (ع)  در مورد نجاست سگ می فرمایند: از نزدیک شدن به سگ ها بپرهیزید و کسی که سگ مرطوبی را لمس کرد، لباسش را بشوید و چنان چه سگ خشک بود، بر لباسش آب بپاشد.

همچنین محمد بن مسلم از امام صادق(ع) در مورد سگ سلوقی که نوعی سگ شکاری معروفی می باشد سوال کرد. امام فرمودند: چنان چه که او را لمس کرده ای دستت را بشوی.

شیخ صدوق (ره) در مورد سگ های شکاری فرموده است: مقداری آب به محل ملاقات بپاشید، کافی است و شستن لازم نیست اما با این حال باز هم سگ را نجس می دانند.


نگهداری از سگ در خانه چه پیامدهایی دارد؟

پیامبر (ص) فرموده اند: خانه ای که سگ در آن باشد، ملائکه الهی به آن در نمی آید.

امام علی(ع) می فرمایند: از نگهداری سگ در خانه بپرهیزید.

به علت آلوده بودن و انتقال دادن میکروب ها،  نگهداری این حیوان در خانه نهی شده است و برای رعایت بهداشت و نظافت های شخصی و عمومی و منزل و کودکان نباید سگ را در خانه نگهداری کرد.  با این حال برخی افراد سگ های آموزش دیده را برای کارهایی مانند نگهبانی  مزرعه ، کارخانه و ... نگهداری می کنند. چرا که امام علی (ع) می فرمایند: در نگهداری سگ خیری نیست، مگر در سگ شکاری برای نگهبانی و سگ همراه گله گوسفندان.


نجاست سگ در دیگر مذهب های اسلامی

تنها گروهی که سگ را نجس نمی دانند گروه "مالکی ها" می باشند که آن هم با این که سگ را نجس نمی دانند اما معتقد هستند که باید با سگ ها به صورت تعبدی عمل شود. یعنی اگرسگ از ظرفی آب و یا غذا خورده است باید آن ظرف را 7 مرتبه شست و شو دهند تا پاک شود.

کار هایی که اسلام انجام آن ها را منع کرده است یقینا به خیر مسلمانان می باشد، پس زمانی که نجاست سگ در روایات و احادیث فراوانی آمده است باید از آن دوری کنیم و به دستورات شرع عمل کنیم.


برداشت از سایت : باشگاه خبرنگاران جوان

https://www.yjc.ir/fa/news/6598487/





نوع مطلب : علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، شگفتیهای خلقت حیوانات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 26 آبان 1397


یَا أَیُّهَا النَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ إِنَّ الَّذِینَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَنْ یَخْلُقُوا ذُبَابًا وَلَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ وَإِنْ یَسْلُبْهُمُ الذُّبَابُ شَیْئًا لا یَسْتَنْقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ الطَّالِبُ وَالْمَطْلُوبُ ﴿حج/73 

ای مردم! [برای شما و معبودانتان] مَثَلی زده شده است؛ پس به آن گوش فرا دهید، یقیناً کسانی که به جای خدا می پرستید، هرگز نمی توانند مگسی بیافرینند اگر چه برای آفریدن آن گرد آیند و اگر مگس، چیزی را از آنان برباید، نمی توانند آن را از او بازگیرند، هم پرستش کنندگان و هم معبودان ناتوانند.


****************



 اسرار آفرینش و خلقت مگس‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 249-مطلب شماره 474



حدیث (1) 

محمّد بن على ماجیلویه رضى اللَّه عنه، از عمویش محمّد بن ابى القاسم، از احمد بن‏ ابى عبد اللَّه برقى، از پدرش، از كسى كه ذكرش نموده، از ربیع ندیم و صاحب منصور دوانیقى، وى میگوید: 

روزى منصور در محضر مبارك امام صادق علیه السّلام بود مگسى بر او نشست، منصور آن را پراند، باز بر وى نشست و منصور براى بار دوّم آن را پراند، مگس براى مرتبه سوّم بر او نشست، وى به امام علیه السّلام عرض كرد: براى چه خداوند متعال مگس را آفریده است؟

حضرت فرمودند: براى این كه به واسطه ‏اش ستمگران را خوار و ذلیل كند.


حدیث (2) 

حسین بن احمد بن ادریس رضى اللَّه عنه از پدرش، از محمّد بن ابى صهبان، از ابن ابى عمیر، از هشام بن سالم، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

اگر مگس بر روى طعام مردم نمى‏ نشست تمام آنها مبتلا

 به جذام مى‏ شدند.


****************


کشف خواص بال مگس



به تازگی یکی از تذکرات بهداشتی و پزشکی حضرت محمد (ص) کشف شده و محققان به این نتیجه رسیدند: مگسی که بیشترین بیماری ها را حمل می کند، پادزهر همان بیماری را نیز با خود دارد؛ مسئله ای که نبی اکرم (ص) 1400 سال پیش بارها توصیه کرده بودند

استفاده از پادزهر حشرات از اوایل قرن بیستم آغاز شد. خانم دکتر "جوآن کلارک" در استرالیا به این مسئله اهتمام ورزید و در اثر تجربه فهمید که در سطح خارجی مگس پادزهر وجود دارد که برخی از امراض و بیماریها را معالجه می کند، بنابراین اذعان داشت که در مگس شفا وجود دارد

هر کسی در این زمینه نظریه ای ارائه کرد. اما کسب تجربه همچنان ادامه داشت تا اینکه تعدادی از اندیشمندان بحث هایی در این زمینه مطرح کردند و فهمیدند که مگسی که بیشتر بیماریها را حمل می کند، بیشترین پادزهر را که منجر به شفای بیماریها می شود، نیز حمل می کند؛ به گونه ای که تنها ناقل امراضی که حمل می کند، نیست

وجود این مسئله امری منطقی است، زیرا مگس باکتریهای مضر زیادی در جسمش حمل می کند تا بتواند به زندگی ادامه دهد؛ بنابراین باید ضد این باکتریها را نیز حمل کند و این مواد را که خداوند افزایش داده برای این است که از برخورد ویروسها و بیماریها با او جلوگیری کند

محققان می گویند: مگس انواع زیادی از باکتری، ویروس ها و میکروب های بیماری زا را حمل می کند، اما همزمان در سطح جسمش مواد ضد این میکروبها را نیز حمل می کند. بهترین شیوه برای آزادسازی پادزهر از مگس فروبردن آن در مایعات است. این کشف جدیدی است که محققان را متحیر کرده و هرگز توقع نداشتند که بیماری و دارو را در یک مخلوق و آن هم در مگس بیابند و سؤال این است :

آیا این همان چیزی نیست که پیامبر اکرم حضرت محمد صلّی الله علیه و آله و سلّم قرن ها پیش بیان کرده بود؟ 

محققان به صورت ناگهانی دریافتند که بهترین شیوه برای آزاد سازی این مواد یا همان پادزهرها فروبردن مگس در مایع است. زیرا پادزهرها بر سطح خارجی جسم مگس و بالهایش وجود دارد

البته این اطلاعات طی سال های اخیر مطرح شد و هنگامی که محققان غرب از آن صحبت می کردند آنرا بسیار عجیب می دانستند و از آن شگفت زده می شدند. زیرا برای آنها اطلاعات جدید و عجیبی به شمار می رفت.

امروز پزشکان روسیه تلاش می کنند تا درمان جدید با مگس را توسعه دهند؛ زیرا دریافتند که مگس حاوی مواد زیادی است که بیشتر از داروهای سنتی و قدیمی به شفا و درمان بیماریها کمک می کند . آنها می گویند که این درمان جدید در دنیای پزشکی انقلابی به پا خواهد کرد

بنابراین دو حقیقت علمی موجود است: یکی آنکه سطح خارجی مگس حاوی پادزهرهایی است که میکروبها و ویروسها را از بین می برد. دوم آنکه بهترین شیوه برای آزادسازی این پادزهرها فروبردن مگس در مایعات است


در حدیثی از حضرت محمد (ص)، این دو حقیقت مطرح شده است:

إذا وقع الذباب فی شراب أحدکم فلیغمسه ثم لینزعه، فإن فی أحد جناحیه داء وفی الآخر شفاء

 "هنگامی که مگسی در نوشیدنی یکی از شما افتاد، آنرا در آب فروبرید سپس از آن نوشیدنی استفاده کنید؛ زیرا در یکی از بالهای مگس درد و در دیگری درمان است"

  

این حدیث شریف نبوی برای این است تا غذایی که در آن مگس افتاده را هدر ندهیم، کافی است که آنرا در آب فرو بریم تا مواد ضد میکروبها آزاد شود. ما امروز می بینیم که محققان بی آنکه بدانند کلام پیامبر گرامی اسلام صلّی الله علیه و آله و سلّم را تکرار می کنند

پروفسور جان الوارز براوو از دانشگاه توکیو می گوید: چیزهای دیگری وجود دارد که انسان قبول کند در مگس شفا وجود دارد. بنابراین به زودی خواهیم دید که درمانی موفق برای بیشتر بیماریها از مگس استخراج می شود. همچنین برخی از محققان ایالات متحده آمریکا تلاش می کنند تا راه جدید شفا در استفاده از مگس بیابند و تأکید می کنند که درمان با مگس امری مقبول و علمی در آینده ای نزدیک است

حشره شناسان در دیگر بررسی های خود تشابه زیاد میان قلب مگس و قلب انسان را مورد تأکید قرار دادند. آنها سعی می کنند تا امراض قلبی را با استفاده از مگس درمان و برطرف کنند. این یعنی اینکه درمان بیماریهای قلبی نیز در مگس وجود دارد

طی چند ماه محققان دانشگاه آبرن به وجود پروتئینی در بزاق مگس پی برده اند . این پروتئین ممکن است که التیام زخمها و شکافهای پوستی مزمن را تسریع کند.

محققان دانشگاه استنفورد اعلام کردند: برای اولین بار است که کشف کرده اند ماده ای در مگس وجود دارد که سیستم دفاعی بدن انسان را تقویت می کند

خانم کلارک می گوید: " ما درباره پادزهرها در جایی صحبت می کنیم که هیچ کس پیش از این توقع نداشته است." اما این محقق و محققان دیگر سخنان پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد صلّی الله علیه و آله و سلّم را درباره شفا در بالهای مگس که بیش از 1400 سال پیش گفته بود را فراموش کرده اند

به جای اینکه شخص از دقت تعبیر نبی گرامی تعجب کند، از وجود شفا در بالهای مگس و شیوه آزادسازی این مواد، یعنی چگونگی به دست آوردن پادزهر در فرو بردن مگس در آب تعجب می کند.

این اطلاعات چند سال پیش کشف شده؛ اما این حدیت شاهد صدق و راستی پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد صلّی الله علیه و آله و سلّم و در پاسخ به ادعای کسانی است که احادیث محمد مصطفی صلّی الله علیه و آله و سلّم را مملو از اساطیر و افسانه می خوانند، چرا که هر کلمه ای که با آن سخن گفت کلامی حق از جانب خداوند بلند مرتبه بوده است.

 

برداشت از سایت : باشگاه خبرنگاران جوان

https://www.yjc.ir/fa/news/4134783/





نوع مطلب : 22-سوره حـج، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، شگفتیهای خلقت حیوانات، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 26 آبان 1397


( کل صفحات : 24 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار وبلاگ نویسی

وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت

اخبار ایران:

اخبار جهان:

اخبار اقتصادی:

اخبار علمی

اخبار فناوری و اطلاعات

اخبار هنری:

اخباراجتماعی

اخبار ورزشی

--------------------------------------------------------------------------------------

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

--------------------------------------------------------------------------------------
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
-------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------- ساخت وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic