وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :


مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ


هر که علم اولین و آخرین را میخواهد،

باید آن را در قرآن بجوید.


کنزل العمال ج1 ص548




مدیر وبلاگ :سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید






برچسبها





اشاره قرآن کریم به پیدا شدن جسد فرعون

(تـدبّـر قـرآنـی)







جهت بزرگتر شدن تصویر می توانید کلیک راست نموده و گزینه  open image in new tab را انتخاب کنید






نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 26 آذر 1397





اشاره قرآن کریم به امواج زیر آب


(تـدبّـر قـرآنـی)





جهت بزرگتر شدن تصویر می توانید کلیک راست نموده و گزینه open image in new tab را انتخاب کنید





نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 26 آذر 1397

وَ مِنَ النَّاسِ مَن یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ

و از مردم کسی است که جانش را برای خشنودی خدا میفروشد مانند امیرالمؤمنین (علیه السلام) و خدا به بندگان مهربان است.

(بقره/207)



إِنَّما وَلِیُّکُمُ الله وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُواالَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ

وَ یُؤْتونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ (مائده/55)


*****



نتیجه پاداش دوستی علی ابن ابیطالب علیه السّلام


زید بن ثابت گفت: رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمود:

هر كس على را در زمان حیات آن حضرت و بعد از وفاتش دوست بدارد، خداوند عزّ و جلّ، تا زمانى كه خورشید طلوع و غروب مى‏ كند، براى او ایمنى [از عذاب‏] و [ثبات‏] ایمان مى ‏نویسد و هر كس در زمان حیات على علیه السّلام و یا بعد از وفاتش نسبت به آن حضرت بغض و كینه ورزد، به مرگ جاهلیت خواهد مرد و همه كردار و رفتارش، حسابرسى مى‏ شود.

فضائل الشیعة-شیخ صدوق-ترجمه توحیدى-حدیث پنجم-ص: 28




نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، امـــــــام علـــــــــــــــــی، احادیث فضائل امام علی، احادیث در تمام زمینه ها، 02-سوره بـقـرة، 05-سوره مـائـده، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 20 آذر 1397

وَ مِنَ النَّاسِ مَن یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ

و از مردم کسی است که جانش را برای خشنودی خدا میفروشد مانند امیرالمؤمنین (علیه السلام) و خدا به بندگان مهربان است.

(بقره/207)



إِنَّما وَلِیُّکُمُ الله وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُواالَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ

وَ یُؤْتونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ (مائده/55)

همانا ولی و صاحب اختیار شما، خدا و پیامبرش و کسانی هستند که ایمان آورده و نماز را به پا می دارند و در حال رکوع زکات می پردازند.





محبّت امیرالمؤمنین علیه السّلام سبب عبور از پل صراط



ابو حمزه ثمالى از امام باقر و آن حضرت از پدرانش نقل كرد كه رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم به على علیه السّلام فرمود:

 [هر گاه‏] محبّت و دوستى تو در دل مؤمنى قرار گیرد باعث مى‏شود اگر یك قدمش بر صراط بلغزد، قدم دیگرش ثابت بماند تا اینكه خداوند او را به سبب محبّت تو، به بهشت وارد كند.


فضائل الشیعة-شیخ صدوق-ترجمه توحیدى-حدیث چهارم-ص: 27





نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، امـــــــام علـــــــــــــــــی، احادیث فضائل امام علی، احادیث در تمام زمینه ها، 02-سوره بـقـرة، 05-سوره مـائـده، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 20 آذر 1397

وَ مِنَ النَّاسِ مَن یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ

و از مردم کسی است که جانش را برای خشنودی خدا میفروشد مانند امیرالمؤمنین (علیه السلام) و خدا به بندگان مهربان است.

(بقره/207)



إِنَّما وَلِیُّکُمُ الله وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُواالَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ

وَ یُؤْتونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ (مائده/55)

همانا ولی و صاحب اختیار شما، خدا و پیامبرش و کسانی هستند که ایمان آورده و نماز را به پا می دارند و در حال رکوع زکات می پردازند.





پاداش دوست داشتن علی ابن ابیطالب علیه السّلام

از زبان پیامبر اکرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم 


عبد اللَّه بن عمر گفت: از رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم در مورد على بن ابى طالب علیه السّلام [بطور توهین ‏آمیزى‏] سؤال كردیم. آن حضرت خشمگین شد و فرمود:

چرا عدّه ‏اى به بدى یاد مى‏ كنند از كسى كه مقام و منزلتش نزد خدا، همچون مقام و منزلت من است؟! آگاه باشید هر كس على را دوست بدارد، مرا دوست مى‏ دارد و هر كس مرا دوست بدارد، خداوند از او راضى است و هر كس خدا از او راضى باشد، پاداشش را بهشت قرار مى ‏دهد. بدانید، هر كس على را دوست بدارد، از دنیا نمى‏ رود مگر اینكه از حوض كوثر بنوشد و از درخت طوبى بخورد و جایگاه خود را در بهشت ببیند. آگاه باشید، هر كس على را دوست بدارد، نماز، روزه و شب ‏زنده ‏دارى‏ اش پذیرفته مى ‏شود و دعایش مستجاب مى‏ گردد.

بدانید، هر كس على را دوست بدارد، فرشتگان براى او طلب آمرزش مى‏ كنند و درهاى هشت گانه بهشت بر او گشوده مى ‏شود تا از هر درى كه بخواهد، بدون حساب وارد شود. آگاه باشید، هر كس على را دوست بدارد، خداوند نامه عملش را به دست راستش مى‏ دهد و به حساب او همچون حساب انبیا رسیدگى مى‏ كند. بدانید هر كس على را دوست بدارد، خداوند شدّت و سختى جان دادن را بر او آسان مى ‏كند و قبرش را باغى از باغهاى بهشت قرار مى‏ دهد. آگاه باشید، هر كس على را دوست بدارد، خداوند به تعداد رگ هاى بدنش از حوریه اى بهشت به او مى‏ بخشد و در مورد هشتاد نفر از اقوام و خویشانش، شفاعت مى‏ كند و به تعداد موهاى بدنش، از حوریان بهشتى و از شهرهاى بهشت برخوردار مى‏ شود. بدانید، هر كس على را دوست بدارد، خداوند، ملك الموت (عزرائیل) را براى [قبض روح‏] او، آن گونه مى‏ فرستد كه براى پیامبران فرستاده مى‏ شود و ترس از نكیر و منكر را از او برمى ‏دارد و رویش را سفید مى‏ كند، و او با حضرت حمزه سیدالشّهداء همنشین خواهد بود. آگاه باشید، هر كس على را دوست بدارد، خداوند، حكمت را در قلبش ثابت مى‏ كند و سخن درست را بر زبانش جارى مى ‏سازد و درهاى رحمت را به رویش مى‏ گشاید.

بدانید، هر كس على را دوست بدارد، در آسمانها و زمین، اسیر خدا نامیده مى‏ شود. آگاه باشید، هر كس على را دوست بدارد، فرشته‏ اى از زیر عرش او را صدا مى‏ زند: اى بنده خدا، عمل [به فرامین الهى‏] را از نو آغاز كن، زیرا خداوند تمام گناهانت را آمرزیده است. بدانید، هر كس على را دوست بدارد، روز قیامت در حالى [به صحراى محشر] مى ‏آید كه صورتش همچون ماه شب چهارده مى ‏درخشد. آگاه باشید، هر كس على را دوست بدارد، بر سرش تاج پادشاهى گذاشته مى‏ شود،

و لباس كرامت و بزرگوارى بر او پوشانده مى‏ شود. بدانید، هر كس على را دوست بدارد، از پل صراط همچون برق جهنده مى‏ گذرد. آگاه باشید، هر كس على را دوست بدارد، براى او، دورى از آتش جهنم و جواز عبور از صراط و امان از عذاب دوزخ نوشته مى‏ شود، نامه عملش گشوده نخواهد شد و كردارش سنجیده نمى ‏شود و به او گفته مى شود: بدون حساب به بهشت وارد شو. بدانید، هر كس على را دوست بدارد، ملائكه با او دست مى‏ دهند و انبیا او را زیارت مى‏ كنند و خداوند، تمام حاجت هایش را برمى‏ آورد. آگاه باشید، هر كس آل محمّد صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم را دوست بدارد، از حسابرسى و سنجش كردار و عبور از صراط، در امان است.

بدانید، هر كس بر دوستى آل محمّد صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم بمیرد، من (رسول خدا) همنشینى او را با انبیا در بهشت ضمانت مى‏ كنم. آگاه باشید، هر كس بر بغض و كینه آل محمّد بمیرد، بوى بهشت را استشمام نمى‏ كند.

ابو رجاء گفت: حماد بن زید به این حدیث افتخار مى‏ كرد و مى‏گفت: این حدیث، اصل [مهمى در دین‏] است.


فضائل الشیعة-شیخ صدوق-ترجمه توحیدى-حدیث اوّل-ص: 23-21






نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، امـــــــام علـــــــــــــــــی، احادیث فضائل امام علی، احادیث در تمام زمینه ها، 02-سوره بـقـرة، 05-سوره مـائـده، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 18 آذر 1397

 

شیخ صـدوق


محمّد بن علىّ بن حسین بن بابویه قمىّ، مشهور به «شیخ صدوق» در سال 306 یا 307 (ه.ق) در خاندان علم و تقوى در شهر مذهبى قم، دیده به جهان گشود. پدر بزرگوارش، علىّ بن حسین بن بابویه قمىّ، از برجسته‏ترین علما و فقهاى زمان خود بود. او در بازار، دكّان كوچكى داشت و از طریق كسب و تجارت، در نهایت زهد و عفاف، امرار معاش مى‏ كرد.

همچنین، ساعاتى از روز را نیز در منزل، به تدریس و تبلیغ معالم دین و نقل روایات اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السّلام مى‏پرداخت.

جلالت شأن و منزلت این فقیه بزرگوار، تا بدان پایه رسید كه حضرت امام حسن عسكرى علیه السّلام، طى نامه‏ اى او را با القابى چون «شیخى»، «معتمدى» و «فقیهى» مورد خطاب قرار داد.

چون این نامه داراى مضامین بسیار بلندى است و در طى آن، نكات دقیقى بیان شده كه آگاهى بر آن، براى سالكین سبیل ولایت كبرویه مرتضویه، ضرورى به نظر مى‏رسد، لذا متن آن را عینا در اینجا نقل مى ‏كنیم:

 

نامه امام حسن عسكرى علیه السّلام به علىّ بن بابویه‏

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ‏ و العاقبة للمتّقین و الجنّة للموحّدین و النّار للملحدین و لا عدوان الّا على الظّالمین و لا اله الّا اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِینَ‏ و الصّلوة على خیر خلقه محمّد و عترته الطّاهرین.

امّا بعد اوصیك یا شیخى و معتمدى و فقیهى ابا الحسن علىّ بن الحسین بن بابویه القمىّ- وفّقك اللَّه لمرضاته و جعل من صلبك اولادا صالحین برحمته- بتقوى‏ اللَّهِ وَ إِقامِ الصَّلاةِ وَ إِیتاءِ الزَّكاةِ فانّه لا تقبل الصّلاة من مانع الزّكاة و اوصیك بمغفرة الذّنب و كظم الغیظ و صلة الرّحم و مواساة الاخوان و السّعى فی حوائجهم فی العسر و الیسر و الحلم و التّفقّه فی الدّین و التّثبّت فی الامر و التّعاهد للقرآن و حسن الخلق و الامر بالمعروف و النّهى عن المنكر، فانّ اللَّه عزّ و جلّ قال: لا خَیْرَ فِی كَثِیرٍ مِنْ نَجْواهُمْ إِلَّا مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلاحٍ بَیْنَ النَّاسِ‏ و اجتناب الفواحش كلّها و علیك بصلاة اللّیل فانّ النّبىّ صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم اوصى علیّا علیه السّلام فقال: یا علىّ علیك بصلاة اللّیل علیك بصلاة اللّیل علیك بصلاة اللّیل و من استخفّ بصلاة اللّیل فلیس منّا، فاعمل بوصیّتى و أمر شیعتى حتّى یعملوا علیه و علیك بالصّبر و انتظار الفرج فانّ النّبىّ صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم قال: افضل اعمال امّتى انتظار الفرج، و لا تزال شیعتنا فی حزن حتّى یظهر ولدى الّذى بشّر به النّبىّ صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم بملاء الارض قسط و عدلا كما ملئت ظلما و جورا. فاصبر یا شیخى یا ابا الحسن علىّ و أمر جمیع شیعتى‏ بالصّبر فانّ‏ الْأَرْضَ لِلَّهِ یُورِثُها مَنْ یَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ‏ و السّلام 

 علیك و على جمیع شیعتنا و رحمة اللَّه و بركاته و صلّى اللَّه على محمّد و آله»[1].

امام حسن عسكرى علیه السّلام در این نامه، پس از حمد خدا و درود بر پیامبر و عترت طاهرینش مى‏ فرماید:

اى فقیه مورد اعتماد من، على بن الحسین بن بابویه القمى، خداوند تو را به كارهاى مورد رضایتش توفیق دهد و از نسل تو، اولاد صالح بیافریند. تو را به رعایت تقوى و برپا داشتن نماز و اداى زكات وصیّت مى ‏كنم، به رعایت تقوى و بر پا داشتن نماز و اداى زكات زیرا كسى كه زكات نپردازد، نمازش قبول نخواهد شد. و نیز تو را سفارش مى‏ كنم به بخشایش گناه دیگران، و خویشتن‏ دارى به هنگام خشم و غضب، ارتباط با خویشاوندان، تعاون و همكارى با برادران دینى و كوشش در رفع نیازهاى آنها در تنگدستى و گشاده‏دستى، بردبارى و كسب آگاهى و معرفت در دین. در كارها ثابت قدم و با قرآن هم ‏پیمان باش، اخلاق خود را نیكو گردان و دیگران را به كارهاى شایسته امر كن و از پلیدى‏ها باز دار، زیرا خداوند فرموده است: «در بسیارى از سخنان آهسته و در گوشى آنها، هیچ خیرى نیست مگر اینكه ضمن آن، به صدقه یا كار نیك و یا اصلاح بین مردم امر نمایند» [و بطور كلّى‏] تو را سفارش مى‏كنم به خوددارى از تمام معاصى و گناهان.

نماز شب را ترك مكن، زیرا پیامبر اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم در وصیّت خود به‏ علىّ علیه السّلام، سه مرتبه فرمود: «بر نماز شب مواظبت نما. و [آگاه باش‏] هر كس نسبت به نماز شب بى اعتنا باشد، از ما نیست» پس اى علىّ بن الحسین، تو خود به سفارشات من عمل كن و شیعیان مرا نیز دستور ده تا عمل كنند.

نیز تو را به صبر و پایدارى و انتظار فرج توصیه مى‏ كنم، زیرا پیامبر اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمود: «بهترین كارهاى امت من، انتظار فرج است». شیعیان ما همواره در غم و اندوه به سر مى‏ برند تا فرزندم ظهور كند، همان كسى كه پیامبر صلى اللَّه علیه و آله و سلّم بشارت آمدنش را داده است. او زمین را از عدل و داد پر مى‏كند، همانگونه كه از ظلم و ستم پر شده است.

پس بار دیگر اى علىّ بن بابویه، تو را به صبر و استقامت توصیه مى‏ كنم و تو نیز به همه شیعیان و پیروان مرا به صبر و استقامت فرمان بده. «به راستى زمین از آن خداست و آن را به هر كس از بندگانش كه بخواهد به ارث مى‏دهد و عاقبت از آن پرهیزگاران است».

سلام و رحمت و بركت حقّ بر تو و بر همه شیعیان ما، و درود خداوند بر محمّد صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم و آل او.[2]

 

چگونگى ولادت‏

عمر با بركت علىّ بن بابویه از پنجاه مى‏ گذشت و هنوز فرزندى نداشت، لذا نامه‏ اى به محضر مبارك حضرت ولىّ عصر علیه السّلام نوشت و از آن حضرت درخواست كرد برایش دعا كند تا خداوند به او فرزندى صالح و فقیه مرحمت فرماید.

ابو جعفر بن علىّ الاسود مى‏ گوید: من نامه ابن بابویه را به حسین بن روح، سومین نایب خاصّ حضرت حجّت رساندم. پس از سه روز به من خبر داد كه حضرت براى علىّ بن حسین بن بابویه دعا فرموده و «انّه سیولد له ولد مبارك ینفع اللَّه به و بعده اولاد» به زودى خداوند به او فرزند مباركى عطا مى ‏فرماید و به سبب او [به مردم‏] خیر مى‏رساند و بعد از او (شیخ صدوق) نیز فرزندان دیگرى به او (ابن بابویه) مرحمت مى ‏فرماید.

شیخ صدوق در یكى از كتابهایش به نام «كمال الدین»، ضمن نقل موضوع فوق، اضافه مى‏ كند كه هر گاه ابو جعفر بن علىّ الاسود مرا مى‏ دید كه براى طلب علم و دانش به محضر استاد مى ‏رفتم، به من مى‏ فرمود: این علاقه و اشتیاق تو به علم، تعجّبى ندارد، زیرا تو به دعاى امام زمان علیه السّلام متولّدشده‏ اى.

مرحوم علّامه مجلسى نیز در كتاب ارزشمند «بحار الانوار»، این قضیه را از معجزات حضرت ولىّ عصر علیه السّلام دانسته است.[3]

 

دیدگاه دانشمندان اسلامى در مورد شیخ صدوق‏

همه علما و فقهاى بزرگ اسلام، با دیده احترام و تعظیم به شیخ صدوق نگریسته ‏اند و عدالت او را توثیق نموده و مقام شامخ علمى او را با عباراتى بلند تصدیق نموده‏اند. ما در اینجا اظهار نظر برخى از علماى بزرگ اسلام را یادآور مى ‏شویم:

 

1- فقیه نامدار، شیخ طوسى در معرّفى شیخ صدوق مى‏ گوید:

«محمّد بن علىّ بن بابویه القمّى جلیل القدر یكنّى ابا جعفر كان جلیلا، حافظا للاحادیث، بصیرا بالرّجال ناقدا للاخبار لم یر فی القمّیّین مثله فی حفظه و كثرة علمه، له نحو من ثلاث مائة مصنّف».

محمّد بن علىّ بن بابویه قمّى، او دانشمندى جلیل القدر و حافظ احادیث بود. از احوال رجال كاملا آگاه، و در سلسله احادیث، نقّادى عالى مقام به شمار مى‏آمد و در میان علماى قم، از نظر حفظ احادیث و كثرت معلومات، بى‏ نظیر بود و در حدود «سیصد اثر تألیفى» از خود به یادگار گذاشت.

 

2- رجالى كبیر نجاشى چنین مى ‏نویسد:

ابو جعفر (شیخ صدوق) ساكن رى، بزرگ ما و فقیه ما و چهره برجسته شیعه در خراسان است. به بغداد نیز وارد شد و با اینكه در سنّ جوانى بود، همه بزرگان شیعه (شیوخ الطائفة) از او استماع حدیث مى ‏كردند.

 

3- سیّد بن طاوس مى‏ فرماید:

شیخ صدوق كسى است كه همه بر علم و عدالت او اتفاق دارند.

 

4- علّامه مجلسى در وصف او چنین مى‏ گوید:

«من عظماء القدماء التّابعین لآثار الائمّة النّجباء الّذین لا یتّبعون الآراء و الاهواء و لذا ینزل اكثر اصحابنا كلامه و كلام ابیه (رضى اللَّه عنهما) منزلة النّصّ المنقول و الخبر المأثور» 

شیخ صدوق از بزرگترین علماى گذشته است و از جمله كسانى است كه از آثار امامان بزرگوار تبعیت مى‏ كنند، نه از پندارها و خواهش هاى نفسانى خود، و به همین دلیل است كه اكثر علماى شیعه، كلام وى و پدرش را به منزله حدیث و روایات اهل بیت علیهم السّلام مى‏ دانند.

 

5- علّامه سیّد هاشم بحرانى بعد از اشاره به عظمت شیخ مى‏ گوید:

جمعى از اصحاب، ما، از جمله علامه در «مختلف»، شهید در «شرح الارشاد» و سیّد محقّق داماد، روایات مرسله صدوق را صحیح مى ‏دانند و به آنها عمل مى‏كنند، زیرا همانگونه كه روایات مرسله ابن ابى عمیر پذیرفته شده، روایات مرسله صدوق هم مورد قبول واقع شده است.

 

6- سیّد محمّد باقر خوانسارى، صاحب روضات الجنّات نیز این چنین آورده است:

«شیخ العلم الامین، عماد الملّة و الدّین، رئیس المحدّثین، ابو جعفر الثّانى ... المشتهر بالشّیخ الصّدوق، امره فی العمل و العدالة و الفهم و النّبالة و الفقه و الجلالة و الثّقة و حسن الحالة و كثرة التّصنیف و جودة التّألیف و غیر ذلك من صفات البارعین و سمات الجامعین اوضح من ان یحتاج الى بیان او یفتقر الى تقریر القلم فی مثل هذا المكان».

 شخصیت نامدار و مورد اعتماد، پایه و ستون دین، رئیس محدّثین، ابو جعفر دوم ...، مشهور به شیخ صدوق، در علم و عدالت و فهم مطالب و برجستگى شخصیت و فقاهت و جلالت قدر و وثوق و درست كردارى و تصانیف بسیار و حسن سلیقه‏ اى كه در تنظیم و تألیف آنها بكار برده و در آراستگى به همه صفاتى كه زیبنده شخصیت هاى نامى و صاحبان فضل و كمال است، بالاتر از آن است كه نیازمند به بیان و گفتار یا محتاج به تقریر قلم و نوشتار باشد.

 

7- و از همه محكم تر، كلام بلند و رساى علّامه بحر العلوم طباطبائى است كه به شیواترین تعبیرات، حقّ مطلب را ادا كرده است. متن كلام سیّد بحر العلوم در تعریف شیخ صدوق، چنین است:

«شیخ مشایخ الشیعة و ركن من اركان الشّریعة رئیس المحدّثین و الصّدوق فیما یرویه عن الائمّة علیهم السّلام ولد بدعاء صاحب الامر صلوات اللَّه علیه و نال بذلك عظیم الفضل و الفخر وصفه الامام علیه السّلام فی التّوقیع الخارج من ناحیة المقدّسة بانّه فقیه، خیّر مبارك، ینفع اللَّه به، فعمّت بركته الانام، و انتفع به الخاصّ و العامّ و بقیت آثاره و مصنّفاته مدى الایّام و عمّ الانتقاع بفقهه و حدیثه فقهاء الاصحاب و من لا یحضره الفقیه من العوامّ ...» 

شیخ صدوق، بزرگ بزرگان و استاد راویان شیعه و ستونى از ستون هاى شریعت اسلام و پیشواى محدّثین است و در آنچه از امامان شیعه علیهم السّلام نقل مى‏كند، راست گفتار است. او به دعاى حضرت صاحب الامر علیه السّلام به دنیا آمد و همین فضیلت و افتخار بزرگ او را بس كه امام عصر علیه السّلام در نامه مباركش، او را با كلماتى همچون «فقیه» (دانشمند)، «خیّر» (نیكوكار)، «مبارك» (با بركت)، «ینفع اللَّه به» (از جانب خداوند سود بخش) وصف فرموده است. از این رو، خیر و بركت او، شامل حال مردم گردید و خواصّ و عوام، از او نفع بردند و كتابهاى و تألیفاتش تا همیشه روزگار باقى است. از فقه و حدیثش، هم دانشمندان استفاده مى‏ كنند و هم عامّه مردم كه دسترسى به فقها ندارند.

 

تألیفات شیخ صدوق‏

شیخ صدوق، علاوه بر آثار متعدّدى كه در زمینه‏هاى مختلف علوم اسلامى از خود به جاى گذاشت، با بیان معارف و معالم دین، فرهنگ غنى شیعه را نیز هر چه بیشتر به جامعه معرفى نمود و در این راه، زحمات طاقت فرسایى را متحمّل گردید. او به راستى یكى از احیاگران علوم اهل بیت علیهم السّلام در تاریخ شیعه است.

شیخ طوسى فرموده: او (شیخ صدوق) سیصد كتاب تألیف كرده است و نجاشى حدود دویست كتاب از كتابهاى صدوق را نام مى‏ برد، ولى چون ذكر همه آنها خارج از حوصله این كتاب است، لذا در اینجا تنها نام تعدادى از آثار مشهور شیخ صدوق را یادآور مى‏ شویم:

- «كتاب من لا یحضره الفقیه»، این كتاب، یكى از كتب اربعه فقه شیعه به شمار مى‏ رود.

- «مدینة العلم»، این كتاب كه به گفته شیخ طوسى بزرگتر از «كتاب من لا یحضره الفقیه» است، حدود 400 سال پیش ناپدید گشته است.

- «عیون اخبار الرضا»، «كتاب التوحید»، «الخصال»، «الامالى»، «معانى الاخبار»، «علل الشرائع»، «كمال الدین و تمام النعمة»، «ثواب الاعمال و عقاب الاعمال» و ...

 

وفات شیخ صدوق‏

سرانجام این عالم بزرگوار، سرانجام پس از گذشت هفتاد و چند سال از عمر شریف و پر بركتش، در سال 381 ه. ق دعوت حق را لبیك گفت و در شهر رى دیده از جهان فرو بست.


پیكر پاكش در میان غم و اندوه شیعیان در نزدیكى مرقد مطهّر حضرت عبد العظیم الحسنى به خاك سپرده شد. آرامگاهش در این ایام به نام «ابن بابویه» در شهر رى مشهور است و قبر منوّرش، زیارتگاه دوست داران آل رسول صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم و محلّ استجابت دعاى مؤمنان است.




ناگفته نماند اكثر تذكره نویسان، قضیه‏اى راجع به سالم ماندن پیكر شریف صدوق، پس از گذشت نهصد سال از وفات وى نقل كرده ‏اند كه ما نیز خلاصه آن را در اینجا ذكر مى‏ كنیم.

علّامه خوانسارى متوفاى 1313 ه. ق در كتاب ارزشمند «روضات الجنّات» مى‏نویسد:

«از كرامات صدوق كه در این اواخر به وقوع پیوسته و عدّه كثیرى از اهالى شهر آن را مشاهده كرده ‏اند، آن است كه در عهد فتحعلى شاه قاجار، در حدود 1238 ه. ق، مرقد شریف صدوق كه در اراضى رى قرار دارد، از كثرت باران خراب شد و رخنه ‏اى در آن پدید آمد. به جهت تعمیر و اصلاح آن، اطرافش را مى‏ كندند، پس به سرداب ه‏اى كه مدفنش بود برخوردند. هنگامى كه وارد سرداب شدند، دیدند كه جثّه او همچنان تر و تازه، با بدن عریان و مستور العورة باقى مانده و در انگشتانش اثر خضاب دیده مى‏ شود. در كنارش نیز تارهاى پوسیده كفن، به شكل فتیله‏ هایى روى خاك قرار گرفته است.

این خبر به سرعت در تهران منتشر شد و به گوش سلطان وقت رسید. وى با جمعى از بزرگان و امناى دولت، به جهت مشاهده حضورى به محلّ آمدند.

جمعى از علما و اعیان داخل سرداب شدند و صدق قضیه را به رأى العین مشاهده كردند. پس از آن، وى، دستور تعمیر و تجدید بنا و تزئینات آن بقعه را صادر كرد.»[4] صاحب روضات كه در آن زمان 12 ساله بوده مى‏نویسد:

«من خود بعضى از افرادى را كه در آن واقعه حضور داشتند ملاقات نموده‏ام.» صاحب «تنقیح المقال» نیز همین قضیه را نقل نموده و اضافه مى‏كند:

«چهل سال پیش به سند صحیح از سید ابراهیم لواسانى- یكى از علماى بزرگ تهران- نقل شده كه وى خود از كسانى بوده است كه‏ به چشم خود جسد مطهّر را به همان حال كه ذكر شد مشاهده كرده است.[5]خداى او را رحمت كند و با پیامبر اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم و ائمّه طاهرین علیهم السّلام محشورش گرداند.[6]


مقدمه مترجم کتاب صفات الشیعة-شیخ صدوق-ترجمه توحیدى، ص:17-6

 

 



[1]-« معادن الحكمة فی مكاتیب الائمّة» تألیف علم الهدى محمد بن المحسن بن مرتضى الكاشانى، ج 2، ص 265، چاپ جامعه مدرّسین حوزه علمیه قم.

[2]- این نامه را اكثر محقّقین و صاحبان تراجم نقل نموده ‏اند كه از جمله آنها، مى‏توان از علامه بحرانى در« لؤلؤة البحرین»، ص 384، محقّق خوانسارى در« روضات الجنّات»، ج 4، ص 273، علامه مجلسى در« بحار الانوار»، ج 50، ص 317 و 318، محدّث نورى در« مستدرك الوسائل»، ج 3، ص 527، قاضى نور اللَّه شوشترى در« مجالس المؤمنین»، ج 1، ص 453، محدّث قمى در« فوائد الرضویة»، ص 281، و علامه شیخ محمّد تقى تسترى در« قاموس الرّجال»، ج 6، ص 474، نام برد.

[3]- بحار الانوار، ج 51، ص 335 و 336

[4]- روضات الجنّات، ج 6، ص 140، ریحانة الادب، ج 3، ص 437

[5]- ریحانة الادب، ج 3، ص 438، قاموس الرجال، ج 8، ص 286، به نقل از تنقیح المقال، ج 3، ص 155

[6]- ما این مقدّمه را از كتاب« شیخ صدوق»، تألیف حجت الاسلام محمّد على خسروى تلخیص و اقتباس نموده ‏ایم.






نوع مطلب : علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، علل الشرایع(بانوان)، 
برچسب ها : چــــــهره هــای مــــانـدگـار،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 18 آذر 1397


تعقیب نماز صبح

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ.

به نام خدا كه رحمتش بسیار و مهربانی اش همیشگى است، هیچ نیرو و توانى نیست مگر آنكه به خداى بلندمرتبه و با عظمت وابسته است.
خدای (تبارك و تعالى) هفتاد نوع از انواع بلاها را كه آسان ترین آنها ریح (بیمارى ورم معده) و پیسى (نوعى بیمارى پوستى) و دیوانگى است از او برطرف سازد، و اگر شقى باشد نامش از دفتر اشقیا محو و در دیوان سعادتمندان ثبت شود.

*****


و نیز از آن حضرت نقل كرده كه براى امور دنیا و آخرت و رفع درد چشم، پس از نماز صبح و مغرب  این دعا را بخوانند 

اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ عَلَیْكَ، صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ اجْعَلِ النُّورَ فِی بَصَرِی، وَ الْبَصِیرَةَ فِی دِینِی، وَ الْیَقِینَ فِی قَلْبِی، وَ الْإِخْلاصَ فِی عَمَلِی، وَ السَّلامَةَ فِی نَفْسِی، وَ السَّعَةَ فِی رِزْقِی، وَ الشُّكْرَ لَكَ أَبَداً مَا أَبْقَیْتَنِی.

خدایا! به حق محمد و خاندان محمد بر تو، درود فرست بر محمد و خاندان محمد، و قرار بده در دیده ام نور، و در دینم بصیرت، و در قلبم یقین، و در عملم اخلاص، و در جانم سلامت، و در روزیم فراوانی، و سپاس جاودان خویش را مادام كه زنده ام نصیبم ساز.

*****


شیخ ابن فهد در كتاب «عدّة الدّاعى» از امام رضا علیه السّلام روایت كرده: هركس پس از نماز صبح این كلمات را ادا كند حاجتى نخواهد مگر آنكه برایش فراهم شود، و خداوند آنچه براى او اهمیت دارد برایش آماده سازد، و آن كلمات این است:

بِسْمِ اللَّهِ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ أُفَوِّضُ أَمْرِی إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِیرٌ بِالْعِبَادِ، فَوَقَاهُ اللَّهُ سَیِّئَاتِ مَا مَكَرُوا، لا إِلَهَ إِلّا أَنْتَ سُبْحَانَكَ إِنِّی كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ، فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَ نَجَّیْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذَلِكَ نُنْجِی الْمُؤْمِنِینَ، حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِیلُ، فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ لَمْ یَمْسَسْهُمْ سُوءٌ، مَا شَاءَ اللَّهُ، لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلّا بِاللَّهِ، مَا شَاءَ اللَّهُ 

لا مَا شَاءَ النَّاسُ.

بنام خدا، درود خدا بر محمد و خاندانش، كارهایم را تنها به خدا واگذار می كنم چه خدا به حال بندگان خویش آگاه است (غافر آیه 45) ، پس خدا او را از نیرنگ آن ها نگاه داشت، معبودی جز تو نیست، پاك و منزهی همانا من از ستمكاران بودم، پس به درخواست او (یونس) پاسخ گفتیم و او را از غم رهانیدیم و بدینسان مؤمنان را رهایی می بخشیم [انبیاء: 8] ، خدا ما را بس است و نیكو وكیلی است، پس همراه با نعمت و فضل خدا و درحالی كه هیچ آسیبی به آن ها نرسیده بود بازگشتند، آنچه خدا بخواهد همان می شود، هیچ نیرو و توانی نیست جز آنكه به خدا متكی است، آنچه خدا بخواهد آن می شود نه آنچه مردمان بخواهند،





نوع مطلب :
برچسب ها : تعقیبات نماز،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 18 آذر 1397


تعقیب نماز ظهر


لَا إِلَهَ إِلّا اللَّهُ الْعَظِیمُ الْحَلِیمُ، لا إِلَهَ إِلّا اللَّهُ رَبُّ الْعَرْشِ الْكَرِیمُ، الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ، اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُكَ مُوجِبَاتِ رَحْمَتِكَ، وَ عَزَائِمَ مَغْفِرَتِكَ، وَ الْغَنِیمَةَ مِنْ كُلِّ بِرٍّ، وَ السَّلامَةَ مِنْ كُلِّ إِثْمٍ، اللَّهُمَّ لا تَدَعْ لِی ذَنْباً إِلّا غَفَرْتَهُ، وَ لَا هَمّاً إِلّا فَرَّجْتَهُ، وَ لَا سُقْماً إِلّا شَفَیْتَهُ، وَ لَا عَیْباً إِلّا سَتَرْتَهُ، وَ لَا رِزْقاً إِلّا بَسَطْتَهُ، وَ لَا خَوْفاً إِلّا آمَنْتَهُ، وَ لَا سُوءَاً إِلّا صَرَفْتَهُ، وَ لَا حَاجَةً هِیَ لَكَ رِضاً وَ لِیَ فِیهَا صَلاحٌ إِلّا قَضَیْتَهَا یَا أَرْحَمَ الْرَّاحِمِینَ، آمِینَ رَبَّ الْعَالَمِینَ.

معبودی جز خدا نیست خدای بزرگ بردبار، معبودی جز خدا نیست پروردگار عرش آن پروردگار كریم، ستایش ویژه خدای پروردگار جهانیان است، خدایا از تو می خواهم مرا موفق به انجام موجبات رحمت خویش، و اسباب آمرزش خویش بگردانی و بهره مندی از هر كار نیك و سلامت از هر كار بدی را از تو می طلبم، خدایا! بر من گناهی مگذار جز آنكه بیامرزی، و اندوهی منه جز آنكه از دلم برداری، و نه دردی مگر آنكه شفا دهی، و نه عیبی مگر آنكه بپوشانی، و نه رزقی مگر آنكه گسترده سازی، و نه ترسی جز اینكه مرا از آن ایمنی دهی، و نه پیش آمد بدی مگر آنكه آن را برگردانی، و نه حاجتی كه تو را در آن رضایت و مرا در آن مصلحت است مگر اینكه روا كنی، ای مهربان ترین مهربانان، دعایم را مستجاب كن اى پروردگار جهانیان.





نوع مطلب :
برچسب ها : تعقیبات نماز،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 18 آذر 1397


تعقیب نماز عصر

أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِی لا إِلَهَ إِلّا هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ، الرَّحْمَنُ الرَّحِیمُ، ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرَامِ، وَ أَسْأَلُهُ أَنْ یَتُوبَ عَلَیَّ تَوْبَةَ عَبْدٍ، ذَلِیلٍ، خَاضِعٍ، فَقِیرٍ، بَائِسٍ، مِسْكِینٍ، مُسْتَكِینٍ، مُسْتَجِیرٍ، لا یَمْلِكُ لِنَفْسِهِ نَفْعَاً وَ لا ضَرّاً وَ لا مَوْتاً وَ لا حَیَاةً وَ لا نُشُوراً

از خدایی كه معبودی جز او نیست آن زنده پاینده و بخشنده مهربان، آن خداوند دارای عظمت و بزرگواری، آمرزش می جویم، و از او می خواهم كه توبه ام را بپذیرد، توبه بنده خوار، فروتن، بینوا، پریشان، زمین گیر و پناهنده ای كه سود و زیان و مرگ و زندگی و رستاخیز خویش را در اختیار ندارد.

پس می گویى : اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِكَ مِنْ نَفْسٍ لا تَشْبَعُ، وَ مِنْ قَلْبٍ لا یَخْشَعُ، وَ مِنْ عِلْمٍ لا یَنْفَعُ، وَ مِنْ صَلاةٍ لا تُرْفَعُ، وَ مِنْ دُعَاءٍ لا یُسْمَعُ، اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُكَ الْیُسْرَ بَعْدَ الْعُسْرِ، وَ الْفَرَجَ بَعْدَ الْكَرْبِ، وَ الرَّخَاءَ بَعْدَ الشِّدَّةِ، اللَّهُمَّ مَا بِنَا مِنْ نِعْمَةٍ فَمِنْكَ، لا إِلَهَ إِلّا أَنْتَ، أَسْتَغْفِرُكَ وَ أَتُوبُ إِلَیْكَ.
خدایا به تو پناه می آورم از نفسی كه سیر نمی شود، و از دلی كه بیم برنمی دارد، و از دانشی كه سود نمی بخشد، و از نمازی كه اوج نمی گیرد، و از دعایی كه مستجاب نمی شود، خدایا! آسانی پس از سختی، و گشایش پس از گرفتاری، و آسایش پس از مشقت را از تو خواستارم، خدایا هر آن نعمتی كه در دست ماست از جانب توست، معبودی جز تو نیست، از تو بخشش گناهانم را می خواهم و به سوی تو باز می گردم.
از حضرت امام صادق علیه السّلام روایت شده: هركه پس از نماز عصر هفتاد مرتبه إِسْتغفار كند، حق تعالى هفتصد گناه او را بیامرزد، و از حضرت امام جواد علیه السّلام روایت شده: كسی كه پس از نماز عصر ده مرتبه سوره قدر را بخواند، در آن روز، همانند اعمال خلایق بر او بگذرد.
و خواندن دعاى «عشرات» در هر صبح و شام مستحب است و بهترین زمان برای خواندن آن بعد از نماز عصر روز جمعه است.





نوع مطلب :
برچسب ها : تعقیبات نماز،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 18 آذر 1397




تعقیب نماز مغرب




اَللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مُوجِبَاتِ رَحْمَتِکَ وَ عَزَائِمَ مَغْفِرَتِکَ 
اى خدا از تو درخواست مى ‏کنم آنچه را که موجب حتمى رحمت و مغفرت توست
وَ النَّجَاةَ مِنَ النَّارِ وَ مِنْ کُلِّ بَلِیَّةٍ
و نجات از آتش دوزخ و هر بلیه و عذاب را
وَ الْفَوْزَ بِالْجَنَّةِ وَ الرِّضْوَانَ (الرِّضْوَانِ) فِی دَارِ السَّلاَمِ 
وصول به بهشت را و رضا و خوشنودى تو را در منزلگاه سلامت
وَ جِوَارَ (جِوَارِ) نَبِیِّکَ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِ وَ آلِهِ السَّلاَمُ‏
در جوار پیغمبر تو حضرت محمد که سلام بر او و آل او باد
اللَّهُمَّ مَا بِنَا مِنْ نِعْمَةٍ فَمِنْکَ 
اى خدا هر نعمت به ما بندگان رسد همه از جانب توست
لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ أَسْتَغْفِرُکَ وَ أَتُوبُ إِلَیْکَ‏
خدایى جز تو نیست از تو آمرزش مى ‏طلبم و بسوى تو از گناه خود باز مى ‏گردم.






نوع مطلب :
برچسب ها : تعقیبات نماز،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 17 آذر 1397



تعقیبت نماز عشا



در مفاتیح الجنان آمده است که هر کس بعد از نماز عشا دو آیه آخر سوره بقره را بخواند ثواب نماز شب را برده است:
آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنْزِلَ إِلَیْهِ مِنْ رَبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ ، کُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَمَلَائِکَتِهِ وَکُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لَا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ ، وَقَالُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا غُفْرَانَکَ رَبَّنَا وَإِلَیْکَ الْمَصِیرُ*لَا یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا ، لَهَا مَا کَسَبَتْ وَعَلَیْهَا مَا اکْتَسَبَتْ ، رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَا إِنْ نَسِینَا أَوْ أَخْطَأْنَا ، رَبَّنَا وَلَا تَحْمِلْ عَلَیْنَا إِصْرًا کَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِینَ مِنْ قَبْلِنَا ، رَبَّنَا وَلَا تُحَمِّلْنَا مَا لَا طَاقَةَ لَنَا بِهِ ، وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا ، أَنْتَ مَوْلَانَا ، 

فَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ (بقره/286-285)


پیامبر به آنچه از سوی پروردگارش بر او نازل شده ایمان آورده است. (و او به تمام سخنان خود کاملاً مؤمن می‌باشد.) و همه مؤمنان (نیز) به خدا و فرشتگان او و کتاب‌ها و فرستادگانش ایمان آورده‌اند (و می‌گویند:) ما در میان هیچ یک از پیامبران او، فرق نمی‌گذاریم (و به همه ایمان داریم) و (مؤمنان) گفتند: «ما شنیدیم و اطاعت کردیم. پروردگارا! (انتظارِ) آمرزش تو را (داریم) و بازگشت (ما) به سوی توست(285)

خداوند هیچکس را جز به اندازه تواناییش تکلیف نمی‌کند. (انسان) هر کار (نیکی) را انجام دهد برای خود انجام داده و هر کار (بدی) کند به زیان خود کرده است. (مؤمنان می‌گویند:) پروردگارا! اگر ما فراموش یا خطا کردیم ما را مؤاخذه مکن. پروردگارا! تکلیف سنگینی بر ما قرار مده، آن چنان که (به خاطر گناه و طغیان) بر کسانی که پیش از ما بودند، قرار دادی. پروردگارا! آنچه طاقت تحمل آن را نداریم بر ما مقرر مدار و آثار گناه را از ما بشوی. ما را ببخش و در رحمت خود قرار ده. تو مولا و سرپرست مایی، پس ما را بر جمعیت کافران، پیروز گردان.(286)





نوع مطلب :
برچسب ها : تعقیبات نماز،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 17 آذر 1397


باب صد و هشتاد و پنجم

 

اسرار نهى شدن از مدفوع کردن


 در زیر درختان خرماتقدس درخت خرما 

 

برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد یک-مطلب شماره 581




 

امام صادق علیه السّلام علیه السّلام فرمودند: 

و سرّ این كه رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله از تخلّى نمودن زیر درخت یا نخل میوه‏ دار نهى فرمودند آن است كه فرشتگان موكّل آنجا هستند و به خاطر همین است كه درخت نخل(خرما) وقتى در آن میوه هست مأنوس مى‏ باشند چه آن كه فرشتگان در آنجا حاضر هستند.





نوع مطلب : علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 18-سوره کـهـف، 19-سوره مـریم، 20-سوره طــــــــه، 23-سوره مـؤمنـون، 06-سوره انـعـام، 36-سوره یس، 50-سوره ق، 54-سوره قـمـر، 55-سوره الرّحمن، 69-سوره حـاقّـة، 80-سوره عبس، 02-سوره بـقـرة، 13-سوره رعـــــد، 16-سوره نـحـل، 17-سوره اســراء، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 17 آذر 1397



 استدلال به آیه مباهله در برترى امام على علیه السّلام 


بر همگان به جز رسول اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم‏



مقدمه [بیان اقوال شیعه در این باره‏]

شیخ مفید كه خدا از او خشنود باد، گوید: گروه هاى مختلف شیعه در این مسأله همرأى نیستند. «جارودیّه‏»[1] گوید: همانا على علیه السّلام از همه صحابه برتر است. ولى دیگر گروههاى شیعه بر برترى على علیه السّلام بر همه صحابه قطع ندارند و قائلند به اینكه هر كس ایشان را با صحابه نخستین مساوى بداند یا او را از آنها برتر بداند، و یا در این امر تردید داشته باشد، بدعت گذاشته است. این عده همچنین قطع و یقین دارند كه تمام پیامبران علیهم السّلام از على علیه السّلام برترند.

شیعیان دوازده امامى نیز در این باره اختلاف دارند. بیشتر متكلمان ایشان گویند: قطعا و یقینا پیامبران علیهم السلام از على علیه السّلام برترند.

محدثین اهل نقل و تفقد در روایات و گروهى از متكلمان ایشان و اصحاب مناظره گویند: همانا على علیه السّلام از همه انسانها برتر است، جز حضرت ختمى مرتبت محمد بن عبد اللَّه صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم كه ایشان از على علیه السّلام برتر است. گروه اندكى از ایشان نیز در این مسأله توقف نموده‏ اند و گویند: نمى‏دانیم كه آیا على علیه السّلام از جهت سزاوار بودن به پاداش از پیامبران پیشین برتر است و یا برابر با ایشان مى‏ باشد و یا در مرتبه ‏اى پایین‏تر از ایشان قرار داشته است ولى این را مى‏ دانیم كه بى‏شك حضرت ختمى مرتبت محمد بن عبد اللَّه صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم از على علیه السّلام برتر است.

گروهى دیگر از ایشان نیز گویند: امیر المؤمنین صلوات اللَّه علیه از همه انسانها برتر است به جز پیامبران اولو العزم، چه اینكه ایشان در پیش خدا از على علیه السّلام برترند.[2]

*****

آنان كه مى ‏گویند امیر المؤمنین على علیه السّلام از همه پیامبران پیشین و همه مردم بجز پیامبر هدایت محمد علیه و آله السلام برتر است، چنین استدلال مى‏ كنند:

برترى رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم بر همه انسانها، با دلایلى كه همه دشمنان در مقابل آن سر تسلیم فرود مى ‏آوردند، ثابت است. از جمله این دلایل دو سخن پیامبر اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم است. ایشان فرمود: «من گرامی ترین انسانها هستم»[3] و نیز فرمود: «من سرور فرزندان آدم هستم و هیچ فخرى نیست».[4] و چون ثابت گردید كه ایشان برترین انسانهاست، مسلما امیر المؤمنین صلوات اللَّه علیه از نظر فضیلت در مرتبه بعد از ایشان‏ قرار مى‏ گیرد، چه اینكه خود پیامبر اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم بر این مطلب راهنمایى نموده و براى اثبات آن دلیل و برهان اقامه كرده است.

یكى از آن براهین چنین است: آن هنگام كه پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم مسیحیان نجران را به مباهله فرا خواند تا حق خویش را آشكار سازد و براى پیامبرى‏ اش برهان بیاورد و براى آنان ثابت كند كه مخالفت آنها با وجود اقامه برهان از سر دشمنى و عناد بوده، على علیه السّلام را هم رتبه خویش قرار داد و حكم كرد كه او همتا و به منزله نفس اوست. ایشان مرتبه فضیلت على علیه السّلام را از خود پایین‏ تر نیاورد. بلكه برابر خویش قرار داد. پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم در آن هنگام این آیه را از جانب پروردگار متعال در این باره تلاوت كرد و شهادت داده و تأكید نمود:

فَمَنْ حَاجَّكَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبِینَ[5]

«پس هر كه در این باره پس از دانشى كه تو را حاصل آمده، با تو محاجّه كند، بگو: بیایید پسرانمان و پسرانتان و زنانمان و زنانتان و نفس هایمان و نفسهایتان را فراخوانیم، سپس مباهله كنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.» 

سپس ایشان حسن و حسین علیهم السّلام كه ظاهر واژه ابناء بر این دو صدق مى ‏كند و فاطمه سلام اللَّه علیها كه منظور از نساء در این آیه ایشان مى ‏باشد و امیر المؤمنین على علیه السّلام كه مقصود از نفس در آیه اوست را براى مباهله فرا خواند.[6] به طور قطع مى ‏دانیم كه منظور ایشان از نفس، چیزى همانند خون و هوا و غیره كه قوام پیكره مادى انسان به آن است؛ نیست و همچنین مقصود ایشان از جمله ندع انفسنا و انفسكم خود ایشان نمى ‏باشد چرا كه درست نیست انسان نفس خود را به سوى خویش یا دیگرى فرا خواند. تنها چیزى كه باقى مى‏ ماند اینست كه منظور ایشان از كلمه «نفس» رساندن معنى همتا، مثل و نظیر است مراد كسى است كه در عزت، كرامت، محبت، ریاست، ایثار، بزرگى و جلالت در نزد خداوند سبحان جایگاهى چون خود او داشته باشد[7]، بر اساس همان اعتقادى كه خداوند واجب كرده و بندگانش را به آن ملزم نموده است.

اگر هیچ دلیل دیگرى وجود نمى‏ داشت كه حاكى از برترى پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم بر امیر المؤمنین على علیه السّلام باشد همین اشاره پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم (كه فرمود: ندع انفسنا و انفسكم) دلالت بر تساوى آنها هم در فضیلت و هم در رتبه مى‏ كرد. اما دلایل دیگرى موجود است كه حضرت ختمى مرتبت صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم را از این تساوى خارج مى‏كند و برترى على علیه السّلام بر سایر افراد بشر به مقتضاى این مسأله باقى مى‏ ماند.




(1)- «جارودیه» فرقه‏ اى از شیعیان زیدى هستند كه منسوب به ابو جارود زیاد بن منذر( متوفاى حدود سال 150 ه. ق.) مى‏باشد اینان قایل به تفضیل على علیه السلام هستند و گویند:« هیج یك از صحابه به مقام و منزلت ایشان نمى رسند و هر كه ایشان را داراى این مقام و منزلت نداند كافر گردیده است و چون اكثر امت با ایشان بیعت نكردند كافر و گمراه شده ‏اند» اینان بعد از امام على علیه السلام مقام امامت را شایسته امام حسن و پس از او امام حسین علیه السلام و پس از اینان شورایى مركب از فرزندان این دو مى‏ دانند. پس هر كه خروج كند و شمشیر بر كشد شایسته مقام امامت است. بنگرید به المقالات و الفرق: 18، الملل و النحل 1: 140، الفرق بین الفرق: 30، مقالات الاسلامیین 1: 259.


(2)- براى تفضیل اقوال فرقه ‏ها و مذاهب در این مسأله، بنگرید به الفصول المختارة 67- 68.


(3)--صحیح بخارى 6: 223، مستدرك حاكم 4: 573، مجمع الزوائد 9: 116، شرح الاخبار: 195/ 156. پاره‏اى دیگر از مصادرى كه این عبارت« انا سید البشر» در آنها ذكر شده در پاورقى شماره 23 آمده است.


(4)--صحیح مسلم 4: 1782/ 2278، سنن ترمزى 5: 587/ 3615، مسند احمد 1: 5 و 1 و 2 و 295 مستدرك حاكم 3: 124، تاریخ كبیر تألیف بخارى 7: 400/ 1748، مصابیح السنه 4: 32/ 4462، الفردوس 1: 43/ 104، الشفا 2: 352، تهذیب تاریخ دمشق 7: 240، مجمع الزوائد 10: 376، لسان المیزان 4: 290/ 826، كنز العمال 11، 434/ 3204.


(5)--سوره مباركه آل عمران، آیه 61.


(6)--صحیح مسلم 4: 1871/ 32، سنن ترمزى 5: 638/ 3724، مسند احمد 1: 5 و 1 و 2 و 295، مستدرك حاكم 3: 124، تاریخ كبیر تألیف بخارى 7: 400/ 1748، مصابیح السنه 4: 32/ 4462، الفردوس 1: 43/ 104، الشفا 2: 352، تهذیب تاریخ دمشق 7: 240، مجمع الزوائد 10:376، لسان المیزان 4: 290/ 826، كنز العمال 11، 434/ 32040.


(7)--و یكى دیگر از دلایل این مطلب فرمایش تهدید آمیز پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم است كه یك بار به اهل طائف و بار دیگر به قریش خطاب فرمود ایشان فرمودند:« لتسلمن اولا بعثن رجلا منى- در یك روایت به جاى منى، مثل نفسى آمده است فلیضربن اعناقكم. تسلیم شوید! و گر نه از جانب خودم كسى را كه به منزله جان من است به سوى شما مى فرستم تا گردن هایتان را بزند.» استیعاب 3: 46، اسد الغابه 4: 26، شرح الاخبار 1: 111/ 32 و 33، الصواعق المحرقه: 126.


رساله اثبات برترى حضرت أمیر مؤمنان علیه السلام، نوشته شیخ مفید ص: 41-40






نوع مطلب : 03-سوره آل عـمـران، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، امـــــــام علـــــــــــــــــی، احادیث فضائل امام علی، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 17 آذر 1397




فضیلت روز در ماه رجب 

امام پنجم علیه السّلام فرمودند:

  هر كه یك روز از ماه رجب را روزه دارد از اول یا وسط یا آخر ماه خدا بهشت را بر او بایست كند و روز قیامت با ما همدرجه‏اش سازد و هر كه دو روز از رجب را روزه دارد باو گویند كردار از سر گیر كه خدا آنچه گذشت از برایت آمرزید و هر كه سه روز از رجب روزه گیرد باو گویند گذشته و آینده‏ات آمرزیده شد براى هر كه از برادران گنهكارت خواهى شفاعت كن و براى آشنایانت و هر كه هفت روز از رجب را روزه دارد هفت در دوزخ بر او بسته گردد و هر كه هشت روز از رجب را روزه دارد هشت در بهشت به رویش باز شود تا از هر كدام‏ خواهد در آید.


امالی شیخ صدوق-مجلس دوّم- ترجمه كمره ‏اى، ص 6






نوع مطلب : احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 15 آذر 1397




استغفار هفتاد بندی مولا امیرالمومنین علی علیه السلام

 

قسمت اوّل(بند های 10-1)



بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ


علامه نوری در کتاب (دارالسلام) می نویسد: امام رضا علیه السلام از پدران بزرگوار خود نقل میکنند که امام حسین علیه السلام فرمودند: روزی نزد امیرالمؤمنین نشسته بودم که عربی وارد شد وعرض کرد یا امیرالمؤمنین! من مرد عیالمند و فقیر هستم و مالی که زندگی مرا کفایت کند ندارم.

حضرت فرمودند: ای برادر عرب! چرا استغفار نمیکنی تا حالت نیکو شود؟

عرض کرد: زیاد استغفار میکنم، اما تغییری در زندگی ام پیدا نشده است.

حضرت فرمودند: ای برادر عرب خدای متعال می فرماید:

فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کانَ غَفَّاراً (نوح/10)

به آنها گفتم: «از پروردگار خویش آمرزش بطلبید که او بسیار آمرزنده است 

(بعد فرمودند) چون به گناه بودن بعضی از اعمالت آگاه نیستی استغفار تو ناقص است؛ زیرا از آنها استغفار نمیکنی و نتیجه نمی گیری. سپس فرمود:

اینک به تو استغفاری می آموزم که اگرآنرا هنگام خواب بخوانی

خدا به تو وسعت رزق عطا فرماید.

دعارا نوشته، به اعرابی داده وفرمودند: شب، قبل از خوابیدن، این استغفار را بخوان وگریه کن و اگر اشکت جاری نشد تباکی کن.

امام حسین علیه السلام فرمود:سال بعداعرابی به خدمت حضرت آمد و عرض کرد: یا امیرالمؤمنین ! خداوند به من نعمت های زیادی عطا فرمود. شتران و گوسفندانم آن قدر زیاد شده اند که محلی برای نگه داری آن ها ندارم. آن حضرت فرمودند: ای برادر عرب! قسم به آن خدایی که محمد صلوات الله علیه را به نبوت برگزید، بنده ای نیست که با این دعا به درگاه خدا استغفار کند، مگر اینکه خدای متعال به برکت آن، گناهانش را آمرزیده، حوائجش را برآورده و به مال و اولادش فراوانی و برکت عطا فرماید. (دار السلام نوری/ج 3 ص 133)

مردم و حتی متدینین و خوبان، از معصیت بودن بسیاری از کارها غافلند و به گناه بودن آن توجه ندارند. این استغفار شریفی که از امیرالمؤمنین نقل شده است و درهفتاد بند است علاوه برجامع بودن و توجه به این گونه گناهانی که غالباً مورد غفلت ماست و دارابودن آثار معنوی و دنیوی مذکور در مقدمه ی استغفار، بسیار مقرّب است و اگر کسی آن را با توجه بخواند آثار عجیبی از آن ظاهر می شود.

حضرت امیر این استغفار ۷۰ بندی را که جامعتر از آن استغفاری هست که به آن اعرابی تعلیم فرمودند را خودشان بعد از نماز صبح می خوانده اند ولی اگرکسی موفق به خواندن آن در هنگام صبح نشود می تواند آن را بعد از نماز عصر بخواند. (البلدالأمین ‏والدّرع ‏الحصین ص:۳۹) 

کَانَ عَلِیٌّ علیه السلام یَسْتَغْفِرُ سَبْعِینَ مَرَّهً فِی سَحَرِ کُلِّ لَیْلَهٍ بِعَقِبِ رَکْعَتَیِ الْفَجْرِ الِاسْتِغْفَارُ :

این استغفار علی علیه السلام است که در ۷۰ بند می باشد 

و مولا آن را هر سحر بعد از نماز صبح می خواندند :


۱- اللَّهُمَّ إِنِّی أُثْنِی عَلَیْکَ بِمَعُونَتِکَ عَلَى مَا نِلْتُ بِهِ الثَّنَاءَ عَلَیْکَ وَ أُقِرُّ لَکَ عَلَى نَفْسِی بِمَا أَنْتَ أَهْلُهُ وَ الْمُسْتَوْجِبُ لَهُ فِی قَدْرِ فَسَادِ نِیَّتِی وَ ضَعْفِ یَقِینِی اللَّهُمَّ نِعْمَ الْإِلَهُ أَنْتَ وَ نِعْمَ الرَّبُّ أَنْتَ وَ بِئْسَ الْمَرْبُوبُ أَنَا وَ نِعْمَ الْمَوْلَى أَنْتَ وَبِئْسَ الْعَبْدُ أَنَا وَنِعْمَ الْمَالِکُ أَنْتَ وَبِئْسَ الْمَمْلُوکُ أَنَافَکَمْ قَدْ أَذْنَبْتُ فَعَفَوْتَ عَنْ ذَنْبِی وَ کَمْ قَدْ تَعَمَّدْتُ فَتَجَاوَزْتَ وَ کَمْ قَدْ عَثَرْتُ فَأَقَلْتَنِی عَثْرَتِی وَ لَمْ تَأْخُذْنِی عَلَى غِرَّتِی فَأَنَا ظَالِمٌ لِنَفْسِی الْمُقِرُّ لِذَنْبِی الْمُعْتَرِفُ بِخَطِیئَتِی فَیَا غَافِرَالذُّنُوبِ أَسْتَغْفِرُکَ لِذَنْبِی وَ أَسْتَقِیلُکَ لِعَثْرَتِی فَأَحْسِنْ إِجَابَتِی فَإِنَّکَ أَهْلُ الْإِجَابَهِ وَ أَهْلُ التَّقْوَى وَ أَهْلُ الْمَغْفِرَهِ.

بار خدایا ! تو را حمد میگویم که به یاری تو موفق به ثناگوئیت شدم، و به سبب فساد نیت و ضعف یقینم، اقرار میکنم که ناتوانم که تو را آنطور که مستحق و سزاوار هستی مدح کنم، بار الها، تو خوب معبود و خوب پروردگاری هستی و من بد پرورش یافته ای هستم!

تو خوب مولایی هستی و من بد بنده ای!

تو خوب مالکی هستی و من بد مملوکی!

چه بسیار گناهی که مرتکب شدم و تو عفو نمودی و چه بسیار جرم هایی که از من سر زد و تو از آن گذشتی!

چه بسیار خطاها کردم، ولی مرا مؤاخذه نکردی و چه بسیار بدی ها که عمداً مرتکب شدم و تو از آن درگذشتی!

و چه بسیار لغزش ها که از من سر زد و از آن چشم پوشی نمودی، و مرا بر غفلتم مأخذه نکردی!

اینک این منم که به خود ظلم کرده ام و به گناهم اقرار و به خطاهایم اعتراف دارم. پس ای آمرزنده گناهان! از تو میخواهم که گناهانم را ببخشی و از لغزش هایم درگذری، پس به نیکی اجابت کن که تو سزاوار اجابت و اهل تقوا و آمرزشی!


۲- اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ قَوِیَ بَدَنِی عَلَیْهِ بِعَافِیَتِکَ أَوْ نَالَتْهُ قُدْرَتِی ‏بِفَضْلِ نِعْمَتِکَ أَوْ بَسَطْتُ إِلَیْهِ یَدِی بِتَوْسِعَةِ رِزْقِکَ وَ احْتَجَبْتُ فِیهِ مِنَ النَّاسِ بِسِتْرِکَ وَ اتَّکَلْتُ فِیهِ عِنْدَ خَوْفِی مِنْهُ عَلَى أَنَاتِکَ وَ وَثِقْتُ مِنْ سَطْوَتِکَ عَلَیَّ فِیهِ بِحِلْمِکَ وَ عَوَّلْتُ فِیهِ عَلَى کَرَمِ عَفْوِکَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

با خدایا! از تو مسألت آمرزش دارم، از هر گناهی که به واسطه عافیت بخشی تو، بدنم بر آن توانا شد؛ یا به واسطه نعمت فراوان تو به آن قدرت پیدا کردم؛ یا به واسطه ی رزق واسع تو به آن دست یافتم؛ و یا با پرده پوشی تو، در آن گناه از مردم پنهان ماندم؛ یا هنگام هراسم از گناه، در آن معصیت بر صبر و درنگ تو تکیه کردم و در آن گناه، ازخشم بر من، به حلمت اعتماد کردم و آن را بر عفو کریمانه ات واگذار نمودم، پس بر محمد و آلش درود فرست و این گونه گناهانم را بیامرز ای بهترین آمرزدندگان.


۳- اَللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ یَدْعُو لِی غَضَبَکَ أَوْ یُدْنِی مِنْ سَخَطِکَ أَوْ یَمِیلُ بِی إِلَى مَا نَهَیْتَنِی عَنْهُ أَوْ یَنْأَى بِی عَمَّا دَعَوْتَنِی إِلَیْهِ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هرگناهی که مرا به سوی غضبت فرا می خواند؛ یا مرا به سوی خشمت نزدیک می سازد؛ یا مرا به سوی آنچه که نهی ام کرده ای می کشاند؛ یا از آنچه که مرا به سوی آن دعوت نموده ای دور می نماید؛ پس بر محمد و آلش درود فرست و این گونه گناهانم را بیامرز ای بهتری آمرزندگان.


۴-اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ اسْتَمَلْتُ إِلَیْهِ أَحَداً مِنْ خَلْقِکَ بِغَوَایَتِی أَوْ خَدَعْتُهُ بِحِیلَتِی فَعَلَّمْتُهُ مِنْهُ مَا جَهِلَ وَ عَمَّیْتُ عَلَیْهِ مِنْهُ مَا عَلِمَ وَ لَقِیتُکَ غَداً بِأَوْزَارِی وَ أَوْزَارٍ مَعَ أَوْزَارِی فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم از هر گناهی که بنده ای از بندگانت را با فریب کاری به سوی آن کشاندم و با نقشه و خدعه او را فریب دادم؛ آنگاه گناهی را که نمی شناخت به او یاد دادم و جلوی دید او را از آنچه میدانست گرفتم و میدانم که فردای قیامت باید با وزر و وبال گناه دیگران، علاوه بر گناه خود، با تو ملاقات کنم؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۵- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ یَدْعُو إِلَى الْغَیِّ وَ یُضِلُّ عَنِ الرُّشْدِ وَ یُقِلُّ الرِّزْقَ وَ یَمْحُو الْبَرَکَهَ وَ یُخْمِلُ الذِّکْرَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم از هر گناهی که به سوی گمراهی می کشاند و از راه رشد دور می کند، و روزی را کم و برکت را از بین میبرد، میراث گذشته را نابود و نام آدمی را از خاطره ها میبرد، پس بر محمد و آلش درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۶- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ أَتْعَبْتُ فِیهِ جَوَارِحِی فِی لَیْلِی وَ نَهَارِی وَ قَدِ اسْتَتَرْتُ مِنْ عِبَادِکَ بِسِتْرِی وَ لَا سِتْرَ إِلَّا مَا سَتَرْتَنِی فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم از هر گناهی که در شب و روزم، اعضا و جوارحم را در آن گناه خسته کردم و خود را در پرده ی پوشش خویش، از بندگانت پنهان کردم، در حالی که پرده ی حفظی جز پوشش تو نیست؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهانم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۷-اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ رَصَدَنِی فِیهِ أَعْدَائِی لِهَتْکِی فَصَرَفْتَ کَیْدَهُمْ عَنِّی وَ لَمْ تُعِنْهُمْ عَلَى فَضِیحَتِی کَأَنِّی لَکَ وَلِیٌّ فَنَصَرْتَنِی وَ إِلَى مَتَى یَا رَبِّ أَعْصِی فَتُمْهِلَنِی وَ طَالَ مَا عَصَیْتُکَ فَلَمْ تُؤَاخِذْنِی وَ سَأَلْتُکَ عَلَى سُوءِ فِعْلِی فَأَعْطَیْتَنِی فَأَیُّ شُکْرٍ یَقُومُ عِنْدَکَ بِنِعْمَهٍ مِنْ نِعَمِکَ عَلَیَّ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم از هر گناهی که دشمنانم با آن درپی آبروریزی من بودند و تو نقشه ی آنها را از من برگرداندی و کمکشان نکردی که مرا مفتضح کنند؛ گویا من دوست توام که مرا یاری کردی .پروردگارا، تا کی معصیت کنم تو را و تو مهلتم دهی؟! چقدر معصیت کردنم طولانی شده و تو مؤاخذه ام نکرده ای و با وجود بدیِ کردارم از تو درخواست کردم و تو عطا نمودی؟! پس کدام شکر است که بتواند در برابر حتی یکی از نعمت هایت قرار گیرد؟ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۸- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ قَدَّمْتُ إِلَیْکَ فِیهِ تَوْبَتِی ثُمَّ وَاجَهْتُ بِتَکَرُّمِ قَسَمِی بِکَ وَ أَشْهَدْتُ عَلَى نَفْسِی بِذَلِکَ أَوْلِیَاءَکَ مِنْ عِبَادِکَ أَنِّی غَیْرُ عَائِدٍ إِلَى مَعْصِیَتِکَ فَلَمَّا قَصَدَنِی بِکَیْدِهِ الشَّیْطَانُ وَ مَالَ بِی إِلَیْهِ الْخِذْلَانُ وَ دَعَتْنِی نَفْسِی إِلَى الْعِصْیَانِ اسْتَتَرْتُ حَیَاءً مِنْ عِبَادِکَ جُرْأَهً مِنِّی عَلَیْکَ وَ أَنَا أَعْلَمُ أَنَّهُ لَا یَکُنُّنِی مِنْکَ سِتْرٌ وَ لَا بَابٌ وَ لَا یَحْجُبُ نَظَرَکَ إِلَیَّ حِجَابٌ فَخَالَفْتُکَ فِی الْمَعْصِیَهِ إِلَى مَا نَهَیْتَنِی عَنْهُ ثُمَّ کَشَفْتَ السِّتْرَ عَنِّی وَ سَاوَیْتُ أَوْلِیَاءَکَ کَأَنِّی لَمْ أَزَلْ لَکَ طَائِعاً وَ إِلَى أَمْرِکَ مُسَارِعاً وَ مِنْ وَعِیدِکَ فَازِعاً فَلُبِّسْتُ عَلَى عِبَادِکَ وَ لَا یَعْرِفُ بِسِیرَتِی غَیْرُکَ فَلَمْ تُسَمِّنِی بِغَیْرِسِمَتِهِمْ بَلْ أَسْبَغْتَ عَلَیَّ مِثْلَ نِعَمِهِمْ ثُمَّ فَضَّلْتَنِی فِی ذَلِکَ عَلَیْهِمْ حَتَّى کَأَنِّی عِنْدَکَ فِی دَرَجَتِهِمْ وَ مَا ذَلِکَ إِلَّا بِحِلْمِکَ وَ فَضْلِ نِعْمَتِکَ فَلَکَ الْحَمْدُ مَوْلَایَ فَأَسْأَلُکَ یَا اللَّهُ کَمَا سَتَرْتَهُ عَلَیَّ فِی الدُّنْیَا أَنْ لَا تَفْضَحَنِی بِهِ فِی الْقِیَامَهِ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم از هر گناهی که در آن توبه ی خویش را تقدیم به تو کردم، سپس مواجه شدم با کرامت و قسم یاد کردنم به تو و اولیاءت را از میان بندگان بر خود شاهد گرفتم که دیگر به سوی معصیت باز نمیگردم ولی آنگاه که شیطان با کید و حیله اش مرا هدف گرفت و خواری و بیچارگیم مرا به سوی آن کشانید و نفسم مرا به سمت آن معصیت خواند، خود را به جهت حیا از بندگانت مخفی ساختم. و این، از گستاخی من نسبت به تو بود در حالی که میدانم هیچ پرده و بابی مرا ازتو پنهان نمیکند و هیچ حجابی نظر تو را از من نمی پوشاند. پس تو را مخالفت کرده و به آنچه مرا از آن نهی کرده بودی مبادرت نمودم ، سپس پرده را کنار زده و خود را با اولیاءت قرار دادم، گویا همیشه مطیع تو بوده و به سوی اوامرت شتابان و از تهدیدهایت هراسان بوده ام. ظاهرم را آنگونه آراستم که بر بندگانم مشتبه شد، درحالی که غیر از تو از درون من آگاه نبود، تو نیز مرا جز آنگونه که آنها مرا میشناختند معرفی نکردی، بلکه حتی نعمتهایی را که به آنها میدادی به من هم عطا کردی. سپس مرا به آنها برتری دادی، گویا نزد تو، همرتبه آنها هستم اینها همه نیست مگربه واسطه ی حلم و بردباری تو و نعمت فراوان تو بر من. پس حمد و سپاس ازان توست ای مولای من ! از تو درخواست میکنم ای خدا! همانطوری که اینگونه گناه را دردنیا مستور و پنهان ساختی، در قیامت نیز مرا رسوا نکنی ای بهترین رحم کنندگان!


۹- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ سَهِرْتُ لَهُ لَیْلِی فِی التَّأَنِّی لِإِتْیَانِهِ وَالتَّخَلُّصِ إِلَى وُجُودِهِ حَتَّى إِذَا أَصْبَحْتُ تَخَطَّأْتُ إِلَیْکَ بِحِلْیَهِ الصَّالِحِینَ وَ أَنَا مُضْمِرٌ خِلَافَ رِضَاکَ یَا رَبَّ الْعَالَمِینَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش میطلبم از هر گناهی که با صرف وقت و تأمل برای انجام آن، شب را به بیداری گذراندم تا توانستم مرتکب شوم،ولی صبح که شد در زیّ صالحین به سوی تو گام برداشتم، در حالی که خلاف رضایتت را در درون خود پنهان کرده بودم ای پروردگار عالمیان ! پس بر محمد و آلش درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۱۰- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ ظَلَمْتُ بِسَبَبِهِ وَلِیّاً مِنْ أَوْلِیَائِکَ أَوْ نَصَرْتُ بِهِ عُدُوّاً مِنْ أَعْدَائِکِ أَوْ تَکَلَّمْتُ فِیهِ بِغَیْرِ مَحَبَّتِکَ أَوْ نَهَضْتُ فِیهِ إِلَى غَیْرِ طَاعَتِکَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم از هر گناهی که به واسطه ی آن به ولی ای از اولیایت ظلم کردم، یا یکی از دشمنانت را یاری کردم، یا به جهت غیر محبت تو سخن راندم، یا در غیر مسیر طاعتت به آن اقدام کردم؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و اینگونه گناهانم را بیامرز ای بهتری آمرزندگان!






نوع مطلب : امـــــــام علـــــــــــــــــی، 
برچسب ها : استغفار هـفـتاد بندی امام علی علیه السّلام،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 15 آذر 1397



استغفار هفتاد بندی مولا امیرالمومنین علی علیه السلام

 

قسمت دوّم(بند های 20-11)



۱۱- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ نَهَیْتَنِی عَنْهُ فَخَالَفْتُکَ إِلَیْهِ أَوْ حَذَّرْتَنِی إِیَّاهُ فَأَقَمْتُ عَلَیْهِ أَوْ قَبَّحْتَهُ لِی فَزَیَّنْتُهُ لِنَفْسِی فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم از هر گناهی که مرا از آن نهی کردی و من مخالفت تو نمودم؛ یا مرا از آن بر حذر داشتی و من بر ارتکاب آن ایستادگی کردم یا آن را برایم زشت شمردی و من آن را برای خود زینت دادم؛ پس بر محمد آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۱۲- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ نَسِیتُهُ فَأَحْصَیْتَهُ وَ تَهَاوَنْتُ بِهِ فَأَثْبَتَّهُ وَ جَاهَرْتُ بِهِ فَسَتَرْتَهُ عَلَیَّ وَ لَوْ تُبْتُ إِلَیْکَ مِنْهُ لَغَفَرْتَهُ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که  آن را فراموش کرده ام ولی تو آنرا شمرده ای، و آن را سبک شمرده ام و تو آن را نوشته ای، و آشکارا آن را مرتکب شده ام و تو آنرا پوشانده ای و اگر از آن توبه 

میکردم حتممی آمرزیدی؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست 

و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۱۳- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ تَوَقَّعْتُ فِیهِ قَبْلَ انْقِضَائِهِ تَعْجِیلَ الْعُقُوبَهِ فَأَمْهَلْتَنِی وَ أَدْلَیْتَ عَلَیَّ سِتْراً فَلَمْ آلِ فِی هَتْکِهِ عَنِّی جَهْداً فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که تعجیل عقوبت را قبل از پایان یافتن گناه توقع داشتم ولی مهلتم دادی و پرده ی پوشش رابر من  افکندی و با این همه از هیچ کوششی در هتک آن فروگذار نکردم؛ پس محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهانم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


 ۱۴- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ یَصْرِفُ عَنِّی رَحْمَتَکَ أَوْ یُحِلُّ بِی نَقِمَتَکَ أَوْ یَحْرِمُنِی کَرَامَتَکَ أَوْ یُزِیلُ عَنِّی نِعْمَتَکَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ‏.

با خدایا از تو آمرزش می طلبم از هر گناهی که رحمتت را از من باز میدارد، یا عذابت را بر من فرود می­آورد، یا مرا از کرامتت محروم می سازد، یا نعمتت را از من زایل میسازد؛ پس بر محمد آل محمد درود فرست و این گونه گناهانم را بر من بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۱۵- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ یُورِثُ الْفَنَاءَ أَوْ یُحِلُّ الْبَلَاءَ أَوْ یَشْمَتُ الْأَعْدَاءَ أَوْ یَکْشِفُ الْغِطَاءَ أَوْ یَحْبِسُ قَطْرَ السَّمَاءِ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ

با خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که هلاک را به دنبال می آورد، یا بلا را فرود می آورد، یا شماتت دشمنان را در پی می آورد، یا پرده را میدرد، یا قطرات آسمان را حبس میکند؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و اینگونه گناهانم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


 ۱۶- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ عَیَّرْتُ بِهِ أَحَداً مِنْ خَلْقِکَ أَوْ قَبَّحْتُهُ مِنْ فِعْلِ أَحَدٍ مِنْ بَرِیَّتِکَ ثُمَّ تَقَحَّمْتُ عَلَیْهِ وَ انْتَهَکْتُهُ جُرْأَهً مِنِّی عَلَى مَعْصِیَتِکَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ، از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که کسی از بندگانت را به آن سرزنش کردم؛ یا در فعل کسی از مخلوقاتت آن گناه را تقبیح کردم، اما پس از آن خودم وارد آن گناه شدم و مرتکب گشتم به خاطر جرأتی که از من بر عصیانت سر زد؛ پس بر محمد و آل محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بر بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۱۷- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ تُبْتُ إِلَیْکَ مِنْهُ وَ أَقْدَمْتُ عَلَى فِعْلِهِ فَاسْتَحْیَیْتُ مِنْکَ وَ أَنَا عَلَیْهِ وَ رَهَبْتُکَ وَ أَنَا فِیهِ ثُمَّ اسْتَقَلْتُکَ مِنْهُ وَ عُدْتُ إِلَیْهِ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که از آن توبه کردم و بر انجامش اقدام نمودم، پس از تو حیا میکردم در حالی که مرتکب آن بودم، و از تو میترسیدم در حالی که من در انجام آن گناه غوطه ور بودم؛ پس از تو خواستم که از من درگذری در حالی که باز به سوی آن برگشتم؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۱۸- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ ثَوَّرَکَ عَلَیَّ وَ وَجَبَ فِی فِعْلِی بِسَبَبِ عَهْدٍ عَاهَدْتُکَ عَلَیْهِ أَوْ عَقْدٍ عَقَدْتُهُ لَکَ أَوْ ذِمَّهٍ آلَیْتُ بِهَا مِنْ أَجْلِکَ لِأَحَدٍ مِنْ خَلْقِکَ ثُمَّ نَقَضْتُ ذَلِکَ مِنْ غَیْرِ ضَرُورَهٍ لِرَغْبَتِی فِیهِ بَلِ اسْتَزَلَّنِی عَنِ الْوَفَاءِ بِهِ الْبَطَرُ وَ اسْتَحَطَّنِی عَنْ رِعَایَتِهِ الْأَشَرُ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که  شعله غضب تو را بر من مشتعل ساخت و باعث شد در اثر ارتکاب آن به خاطر عهدی که با تو بسته بودم، یا پیمانی که با تو داشتم، یا قَسَمی که برای یکی از مردم به خاطر تو خوردم، گناهی بر ذمه ی من لازم آید. اما پس از آن به خاطر میل و رغبتم به گناه ، آن عهدی و پیمان را بدون ضرورت  نقض کردم؛ بلکه خوشگذرانی مرا از وفای به آن بازداشت و سرمستی مرا از رعایت آن فرو انداخت؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


 ۱۹- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ لَحِقَنِی بِسَبَبِ نِعْمَهٍ أَنْعَمْتَ بِهَا عَلَیَّ فَقَوِیتُ بِهَا عَلَى مَعْصِیَتِکَ وَ خَالَفْتُ بِهَا أَمْرَکَ وَ قَدِمْتُ بِهَا عَلَى وَعِیدِکَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! و از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که گریبان گیرم شد به واسطه ی نعمتی که به من عطا کردی و با آن قوّت بر معصیت پیدا کردم و مخلافت امر تو نمودم، و با آن به سوی  وعده ی عذابت نزدیک شدم؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۲۰- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ قَدَّمْتُ فِیهِ شَهْوَتِی عَلَى طَاعَتِکَ وَ آثَرْتُ فِیهِ مَحَبَّتِی عَلَى أَمْرِکَ وَ أَرْضَیْتُ نَفْسِی فِیهِ بِسَخَطِکَ إِذْ رَهَّبْتَنِی مِنْهُ بِنَهْیِکَ وَ قَدَّمْتَ إِلَیَّ فِیهِ بِأَعْذَارِکَ وَ احْتَجَجْتَ عَلَیَّ فِیهِ بِوَعِیدِکَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که شهوت خود را بر طاعتت مقدم داشتم، و دوست داشتن خود را بر امر تو ترجیح دادم، و نفس خویش را با خشم تو راضی ساختم، زیرا با نهی از آن مرا ترسانده بودی و پیشاپیش راه عذر را بر من بسته بودی و با وعده ی عذابت  حجت را بر من تمام کرده بودی؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!






نوع مطلب : امـــــــام علـــــــــــــــــی، 
برچسب ها : استغفار هـفـتاد بندی امام علی علیه السّلام،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 15 آذر 1397


استغفار هفتاد بندی مولا امیرالمومنین علی علیه السلام

 

قسمت سوّم(بند های 30-21)



۲۱- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ عَلِمْتُهُ مِنْ نَفْسِی أَوْ نَسِیتُهُ أَوْ ذَکَرْتُهُ أَوْ تَعَمَّدْتُهُ أَوْ أَخْطَأْتُ فِیمَا لَا أَشُکُّ أَنَّکَ سَائِلِی عَنْهُ وَ إِنَّ نَفْسِی مُرْتَهَنَهٌ بِهِ لَدَیْکَ وَ إِنْ کُنْتُ قَدْ نَسِیتُهُ وَ غَفَلْتُ عَنْهُ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که خود از آن خبر دارم، یا فراموش کرده ام ، یا به یاد می آورم، یا به عمد آن را انجام دادم، یا از روی خطا آورده ام، مواردی که بی شک از من سئوال خواهی کرد و نفسم پیش تو درگرو آن است، هر چند آن را فراموش و ازآن غافل شده باشم؛ پس برمحمدوآل محمد درود فرست و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


 ۲۲- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ وَاجَهْتُکَ بِهِ وَ قَدْ أَیْقَنْتُ أَنَّکَتَرَانِی عَلَیْهِ وَ أُغْفِلْتُ أَنْ أَتُوبَ إِلَیْکَ مِنْهُ وَ أُنْسِیتُ أَنْ أَسْتَغْفِرَکَ لَهُ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که با آن با تو روبه رو شدم ویقین داشتم که تو مرا در آن حال میبینی وغافل شدم که از آن توبه کنم، و فراموش کردم که از آن استغفار نمایم؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و اینگونه گناهانم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان


۲۳- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ دَخَلْتُ فِیهِ بِحُسْنِ ظَنِّی بِکَ أَنْ لَا تُعَذِّبَنِی عَلَیْهِ وَ رَجَوْتُکَ لِمَغْفِرَتِهِ فَأَقْدَمْتُ عَلَیْهِ وَ قَدْ عَوَّلْتُ نَفْسِی عَلَى مَعْرِفَتِی بِکَرَمِکَ أَنْ لَا تَفْضَحَنِی بَعْدَ أَنْ سَتَرْتَهُ عَلَیَّ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

 بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که وارد آن شدم به واسطه ی حسن ظنّ به تو که مرا بر آن عذاب نمیکنی و امیدوار بودم که آن را می آمرزی، پس به آن اقدام کردم، در حالی که اتّکای من بر کَرَمی بود که از تو میشناختم، که دیگر پس از آن که آن را بر من پوشاندی رسوایم نمیکنی؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست

 و اینگونه گناهان را بر من بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۲۴- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ اسْتَوْجَبْتُ مِنْکَ بِهِ رَدَّ الدُّعَاءِ وَ حِرْمَانَ الْإِجَابَهِ وَ خَیْبَهَ الطَّمَعِ وَ انْفِسَاخَ الرَّجَاءِ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که به واسطه ی آن مستحق رد شدن دعا و محرومیت از اجابت و نا امیدی از طمع و گسستن آرزو شده ام؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست 

و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۲۵- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ یَعْقُبُ الْحَسْرَهَ وَ یُورِثُ النَّدَامَهَ وَ یَحْبِسُ الرِّزْقَ وَیَرُدُّ الدُّعَاءَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَاغْفِرْهُ لِی یَاخَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که موجب حسرت و سبب پشیمانی میگرددد و باعث بند آمدن روزی و رد شدن دعا میگردد؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۲۶- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ یُورِثُ الْأَسْقَامَ وَ الْفَنَاءَ وَ یُوجِبُ النِّقَمَ وَ الْبَلَاءَ وَ یَکُونُ فِی الْقِیَامَهِ حَسْرَهً وَ نَدَامَهً فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَاغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که موجب بیماری و نابودی و باعث گرفتاری ها و بلاها میشود، و در قیامت حسرت و ندامت در پیش خواهد داشت؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست

 و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۲۷- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ مَدَحْتُهُ بِلِسَانِی أَوْ أَضْمَرَهُ جِنَانِی أَوْ هَشَّتْ إِلَیْهِ نَفْسِی أَوْ أَتَیْتُهُ بِفِعَالِی أَوْ کَتَبْتُهُ بِیَدِی فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که آن را با زبان تعریف کردم، یا در دل به فکر آن بودم، یا نفسم به آن مشتاق گشت، یا با کردارم آن را انجام دادم، یا با دستم آن را نوشتم؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


 ۲۸- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ خَلَوْتُ بِهِ فِی لَیْلٍ أَوْ نَهَارٍ وَ أَرْخَیْتَ عَلَیَّ فِیهِ الْأَسْتَارَ حَیْثُ لَا یَرَانِی إِلَّا أَنْتَ یَا جَبَّارُ فَارْتَابَتْ فِیهِ نَفْسِی وَ مَیَّزْتُ بَیْنَ تَرْکِهِ لِخَوْفِکَ وَ انْتِهَاکِهِ لِحُسْنِ الظَّنِّ بِکَ فَسَوَّلَتْ لِی نَفْسِیَ الْإِقْدَامَ عَلَیْهِ فَوَاقَعْتُهُ وَ أَنَا عَارِفٌ بِمَعْصِیَتِی فِیهِ لَکَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که در شب یا روز در تنهایی به سراغ آن رفتم و تو پرده های ستّاریت را بر من فرو انداختی، به طوری که هیچ کس جز تو، ای خدای جبّار، نمیدید، پس به تردید افتادم بین این که از ترس تو آن را ترک کنم یا به واسطه ی حسن ظن به تو آن را مرتکب شوم. پس نفس آن را برایم زینت داد و انجام دادم در حالی که میدانستم معصیت تو را مرتکب میشوم؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست

 و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۲۹- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ اسْتَقْلَلْتُهُ أَوِ اسْتَکْثَرْتُهُ أَوِ اسْتَعْظَمْتُهُ أَوِ اسْتَصْغَرْتُهُ أَوْ وَرَّطَنِی جَهْلِی فِیهِ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که آن را کم شمردم یا زیاد، زیاد شمردم یا کوچک، یا این که نادانیم مرا در ورطه ی آن فروبرد؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


‏۳۰- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ مَالَأْتُ فِیهِ عَلَى أَحَدٍ مِنْ خَلْقِکَ أَوْ أَسَأْتُ بِسَبَبِهِ إِلَى أَحَدٍ مِنْ بَرِیَّتِکَ أَوْ زَیَّنَتْهُ لِی نَفْسِی أَوْ أَشَرْتُ بِهِ إِلَى غَیْرِی أَوْ دَلَلْتُ عَلَیْهِ سِوَایَ أَوْ أَصْرَرْتُ عَلَیْهِ بِعَمْدِی أَوْ أَقَمْتُ عَلَیْهِ بِجَهْلِی فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که در آن معاونت(یاری، همراهی) کردم علیه یکی از بندگانت، یا دیگری را به سوی آن راهنمایی کردم، و یا غیر خود را به سوی آن دلالت نمودم، یا با تعمّد در آن اصرار ورزیدم، یا از روی نادانی در آن مقیم شدم؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!






نوع مطلب : امـــــــام علـــــــــــــــــی، 
برچسب ها : استغفار هـفـتاد بندی امام علی علیه السّلام،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 15 آذر 1397


استغفار هفتاد بندی مولا امیرالمومنین علی علیه السلام

 

قسمت چهارم(بند های 40-31)



۳۱- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ خُنْتُ فِیهِ أَمَانَتِی أَوْ بَخَسْتُ فِیهِ بِفِعْلِهِ نَفْسِی أَوْ أَخْطَأْتُ بِهِ عَلَى بَدَنِی أَوْ آثَرْتُ فِیهِ شَهَوَاتِی أَوْ قَدَّمْتُ فِیهِ لَذَّاتِی أَوْ سَعَیْتُ فِیهِ لِغَیْرِی أَوِ اسْتَغْوَیْتُ إِلَیْهِ مَنْ تَابَعَنِی أَوْ کَاثَرْتُ فِیهِ مَنْ مَنَعَنِی أَوْ قَهَرْتُ عَلَیْهِ مَنْ غَالَبَنِی أَوْ غَلَبْتُ عَلَیْهِ بِحِیلَتِی أَوِ اسْتَزَلَّنِی إِلَیْهِ مَیْلِی فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که به امانت خویش در آن خیانت کردم، یا با انجام دادن آن از ارزش نفس خود کاستم، یا با آن بر بدنم صدمه وارد کردم، یا شهواتم را بر آن برگزیدم، یا لذت هایم را در آن مقدم داشتم، یا برای دیگری در آن تلاش نمودم، یا آنکس را که از من پیروی می نمود اغوا نمودم و به سوی آن کشاندم، یا علیه کسی که مرا از آن منع میکرد لشکر کشی کردم تا بر او چیره شوم، یا با قهر بر کسی که میخواست بر من غلبه کند یا با حیله و نیرنگ بر او دست یافتم، یا میلم مرا به سوی آن لغزانید؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۳۲- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ اسْتَعَنْتُ عَلَیْهِ بِحِیلَهٍ تُدْنِی مِنْ غَضَبِکَ أَوِاسْتَظْهَرْتُ بِنَیْلِهِ عَلَى أَهْلِ طَاعَتِکَ أَوِ اسْتَمَلْتُ بِهِ أَحَداً إِلَى مَعْصِیَتِکَ أَوْ رَائَیْتُ فِیهِ عِبَادَکَ أَوْ لَبَسْتُ عَلَیْهِمْ بِفِعَالِی فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که به کمک نقشه ای که مرا به غضب تو نزدیک میکرد به آن دست یافتم، یا با آن بر اهل طاعتت غلبه کردم، یا کسی را با آن به معصیتت مایل نمودم، یا با آن خود را نزد بندگانت خوب نشان دادم، یا با کردارم خود را نزد آنها وارونه جلوه دادم؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


 ۳۳- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ کَتَبْتَهُ عَلَیَّ بِسَبَبِ عُجْبٍ کَانَ مِنِّی بِنَفْسِی أَوْ رِیَاءٍ أَوْ سُمْعَهٍ أَوْ خُیَلَاءَ أَوْ فَرَحٍ أَوْ حِقْدٍ أَوْ مَرَحٍ أَوْ أَشَرٍ أَوْ بَطَرٍ أَوْحَمِیَّهٍ أَوْ عَصَبِیَّهٍ أَوْ رِضاً أَوْ سَخَطٍ أَوْ شُحٍّ أَوْ سَخَاءٍ أَوْ ظُلْمٍ أَوْ خِیَانَهٍ أَوْ سَرِقَهٍ أَوْ کَذِبٍ أَوْ نَمِیمَهٍ أَوْ لَعِبٍ أَوْ نَوْعٍ مِمَّا یُکْتَسَبُ بِمِثْلِهِ الذُّنُوبُ وَ یَکُونُ فِی اجْتِرَاحِهِ الْعَطَبُ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَالْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که بر من نوشته ای به جهت خود پسندی ای که در من به وجود آمده، یا خود نمایی، یا خودستایی(با رساندن عمل خود به گوش دیگران)، یا تکبّر، یا شادمانی، یا کینه، یا خوشی، یا بخشندگی، یا بخل، یا ظلم، یا خیانت، یا دزدی، یا دروغ، یا سخن چینی، یا لهو و لعب، یا هرنوع کاری که با آن مرتکب گناه میشوند و هر که آن را انجام دهد خود را به هلاکت اندازد؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۳۴- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ سَبَقَ فِی عِلْمِکَ أَنِّی فَاعِلُهُ بِقُدْرَتِکَ الَّتِی قَدَرْتَ بِهَا عَلَى کُلِّ شَیْ‏ءٍ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینّ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که در علم تو گذشته که من با کمک و استعانت از قدرت تو انجام داده ام، آن قدرتی که تو را بر همه چیز توانا کرده است؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست 

و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۳۵- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ رَهِبْتُ بِهِ سِوَاکَ أَوْ عَادَیْتُ فِیهِ أَوْلِیَاءَکَ أَوْ وَالَیْتُ فِیهِ أَعْدَاءَکَ أَوْخَذَلْتُ فِیهِ أَحِبَّاءَکَ أَوْ تَعَرَّضْتُ فِیهِ لِشَیْ‏ءٍ مِنْ غَضَبِکَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که در آن از غیر تو ترسیدم، یا به وسیله ی آن با اولیایت دشمنی کردم یا با دشمنانت دوستی کردم، یا دوستانت را واگذاشتم، یا با آن خود را در معرض خشم و غضب در آوردم؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


 ۳۶- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ تُبْتُ إِلَیْکَ مِنْهُ ثُمَّ عُدْتُ فِیهِ وَ نَقَضْتُ الْعَهْدَ فِیمَا بَیْنِی وَ بَیْنَکَ جُرْأَهً مِنِّی عَلَیْکَ لِمَعْرِفَتِی بِکَرَمِکَ وَ عَفْوِکَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که از آن به سویت توبه کردم و مجدّداً به سوی آن برگشتم، و عهدی را که بین من و تو بود با گستاخی و جرأت نقض کردم؛ زیرا با کَرَم و عفو تو آشنا بودم؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


 ۳۷- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ أَدْنَانِی مِنْ عَذَابِکَ أَوْ نَأَى عَنْ ثَوَابِکَ أَوْ حَجَبَ عَنِّی رَحْمَتَکَ أَوْ کَدَرَ عَلَیَّ نِعْمَتَکَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش میطلبم برای هر گناهی که مرا به عذابت نزدیک کرده، یا از پاداش نیکویت دور نموده، یا مانع رحمتت گشته، یا نعمتت را بر من مکدّر نموده است؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست 

و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۳۸- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ حَلَلْتُ بِهِ عَقْداً شَدَدْتُهُ أَوْ حَرَّمْتُ بِهِ نَفْسِی خَیْراً وَعَدْتَنِی بِهِ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش میطلبم برای هر گناهی که به واسطه ی آن پیمانی را که محکم کرده بودی شکستم، یا خود را از خیری که وعده داده بودی محروم کردم؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست 

و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۳۹- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ ارْتَکَبْتُهُ بِشُمُولِ عَافِیَتِکَ أَوْ تَمَکَّنْتُ مِنْهُ بِفَضْلِ نِعْمَتِکَ أَوْ قَوِیتُ عَلَیْهِ بِسَابِغِ رِزْقِکَ أَوْخَیْرٍ أَرَدْتُ بِهِ وَجْهَکَ فَخَالَطَنِی فِیهِ وَ شَارَکَ فِعْلِى مَا لَا یَخْلُصُ لَکَ أَوْ وَجَبَ عَلَیَّ مَا أَرَدْتُ بِهِ سِوَاکَ فَکَثِیرٌ مَا یَکُونُ کَذَلِکَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که به کمک عافیتت آن را مرتکب شدم، یا به نعمت فراوانت متمکّن به انجام آن شدم، یا به واسطه ی رزق واسعت بر آن قدرت پیدا کردم، یا خواستم کار خیری را برای رضای تو انجام دهم، ولی نیّت غیر تو در من وارد شد و کار مرا آلوده ساخت، یا گناهی که وبال آن به واسطه ی این که غیر تو را با آن خواستم دامنگیر من شد که بسیار از موارد همین گونه است؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۴۰- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ دَعَتْنِی الرُّخْصَهُ فَحَلَّلْتُهُ لِنَفْسِی وَ هُوَ فِیمَا عِنْدَکَ مُحَرَّمٌ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

 بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که رخصت در آن انگیزه ی من شد تا برای خود حلال دانستم، در حالی که نزد تو حرام بود؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!






نوع مطلب : امـــــــام علـــــــــــــــــی، 
برچسب ها : استغفار هـفـتاد بندی امام علی علیه السّلام،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 15 آذر 1397


استغفار هفتاد بندی مولا امیرالمومنین علی علیه السلام

 

قسمت پنجم(بند های 50-41)



۴۱- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ خَفِیَ عَنْ خَلْقِکَ وَ لَمْ یَعْزُبْ عَنْکَ فَاسْتَقَلْتُکَ مِنْهُ فَأَقَلْتَنِی ثُمَّ عُدْتُ فِیهِ فَسَتَرْتَهُ عَلَیَّ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که از مردم مخفی است، اما از تو پنهان نیست، پس از تو خواستم که بگذری و تو گذشتی. آنگاه بار دیگر آنرا انجام دادم و آنرا هم بر من پوشاندی؛پس بر محمد و آل محمد درود فرست و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۴۲- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ خَطَوْتُ إِلَیْهِ بِرِجْلِی أَوْ مَدَدْتُ إِلَیْهِ یَدِی أَوْ تَأَمَّلَهُ بَصَرِی أَوْ أَصْغَیْتُ إِلَیْهِ بِسَمْعِی أَوْ نَطَقَ بِهِ لِسَانِی أَوْ أَنْفَقْتُ فِیهِ مَا رَزَقْتَنِی ثُمَّ اسْتَرْزَقْتُکَ عَلَى عِصْیَانِی فَرَزَقْتَنِی ثُمَّ اسْتَعَنْتُ بِرِزْقِکَ عَلَى مَعْصِیَتِکَ فَسَتَرْتَ عَلَیَّ ثُمَّ سَأَلْتُکَ الزِّیَادَهَ فَلَمْ تُخَیِّبْنِی وَ جَاهَرْتُکَ فِیهِ فَلَمْ تَفْضَحْنِی فَلَا أَزَالُ مُصِرّاً عَلَى مَعْصِیَتِکَ وَ لَا تَزَالُ عَائِداً عَلَیَّ بِحِلْمِکَ وَ مَغْفِرَتِکَ یَا أَکْرَمَ الْأَکْرَمِینَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که با پای خود به سوی آن گام برداشتم، یا دستم را به سوی آن دراز کردم، یا چشمم با دقت آن را نظاره کرد، یا گوشم را به سوی آن باز نمودم، یا زبانم به آن گویا شد، یا آنچه را به من عطا کردی در آن خرج کردم، سپس با وجود عصیان از تو روزی خواستم و تو به من دادی. آنگاه از رزق تو در راه معصیت کمک گرفتم و تو آن را پوشاندی، سپس از تو بیشتر خواستم باز ناامیدم نکردی و آشکارا آن را مرتکب شدم، رسوایم ننمودی و پیوسته بر معصیتت اصرار می ورزم، ولی همواره توبه ام را میپذیری و با حلم مغفرتت گذشت میکنی ای کریمترین کریمان! ؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۴۳- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ یُوجِبُ عَلَیَّ صَغِیرُهُ أَلِیمَ عَذَابِکَ وَ یُحِلُّ بِی کَبِیرُهُ شَدِیدَ عِقَابِکَ وَ فِی إِتْیَانِهِ تَعْجِیلُ نَقِمَتِکَ وَ فِی الْإِصْرَارِ عَلَیْهِ زَوَالُ نِعْمَتِکَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِین.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که کوچک آن باعث عذاب دردناک و بزرگ آن عقوبت شدیدت را در پی دارد، و انجام دادن آن باعث تعجیل نقمتت میگردد، و اصرار بر آن زوال نعمتت را در پی دارد؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


‏۴۴- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ لَمْ یَطَّلِعْ عَلَیْهِ أَحَدٌ سِوَاکَ وَ لَا عَلِمَهُ أَحَدٌ غَیْرُکَ وَ لَا یُنْجِینِی مِنْهُ إِلَّا حِلْمُکَ وَ لَا یَسَعُهُ إِلَّا عَفْوُکَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که هیچ کس جز تو بر آن آگاه نشده، و کسی غیر تو آن را ندانسته، و جز حلمت مرا از آن نجاتی نیست و غیر عفوت چیزی فراگیر آن نیست؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۴۵- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ یُزِیلُ النِّعَمَ أَوْ یُحِلُّ النِّقَمَ أَوْ یُعَجِّلُ الْعَدَمَ أَوْیُکْثِرُ النَّدَمَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که نعمتها را از بین میبرد و بدبختی را فرود می آورد یا موجب تعجیل در فنا و نیستی میشود، یا باعث پشیمانی بسیار می گردد؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۴۶- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ یَمْحَقُ الْحَسَنَاتِ وَ یُضَاعِفُ السَّیِّئَاتِ وَ یُعَجِّلُ النَّقِمَاتِ وَ یُغْضِبُکَ یَا رَبَّ السَّمَاوَاتِ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَاغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که حسنات را نابود و سیئات را دوچندان میکند، بدبختی ها را با شتاب به سوی انسان سوق داده و تو را، ای پروردگار آسمان ها، به غضب می آورد؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


  ۴۷- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ أَنْتَ أَحَقُّ بِمَعْرِفَتِهِ إِذْ کُنْتَ أَوْلَى بِسَتْرَتِهِ[بِسَتْرِهِ‏] فَإِنَّکَ أَهْلُ التَّقْوى‏ وَ أَهْلُ الْمَغْفِرَهِ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که تو به شناخت آن آگاه تری زیرا پیش از هر کس تو به پوشانیدن آن سزاوارتری، چون فقط تو سزاوار پرهیز و آمرزش هستی؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست 

و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۴۸- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ تَجَهَّمْتُ فِیهِ وَلِیّاً مِنْ أَوْلِیَائِکَ مُسَاعَدَهً فِیهِ لِأَعْدَائِکَ أَوْ مَیْلًا مَعَ أَهْلِ مَعْصِیَتِکَ عَلَى أَهْلِ طَاعَتِکَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش میطلبم برای هر گناهی که در آن به جهت کمک به دشمنانت، یا خوش آمد گناهکاران و مقدّم داشتن آن ها بر اهل طاعتت، با یکی از اولیایت، رو ترش کرده و اخم نمودم؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست 

و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۴۹- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ أَلْبَسَنِی کِبْرَهً وَ انْهِمَاکِی فِیهِ ذِلَّهٌ أَوْ آیَسَنِی مِنْ وُجُودِ رَحْمَتِکَ أَوْ قَصَّرَ بِیَ الْیَأْسَ عَنِ الرُّجُوعِ إِلَى طَاعَتِکَ لِمَعْرِفَتِی بِعَظِیمِ جُرْمِی وَ سُوءِ ظَنِّی بِنَفْسِی فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که لباس تکبر به من پوشانید و فرو رفتن در آن موجب ذلّت گردید، یا مرا از وجود رحمتت مأیوس گردانید، یا نا امیدی مرا از بازگشت به طاعتت بازداشت، چون به جرم بزرگم آشنا و نفس خویش بدگمان بودم؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست 

و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۵۰- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ أَوْرَدَنِی الْهَلَکَهَ لَوْ لَا رَحْمَتُکَ وَأَحَلَّنِی دَارَ الْبَوَارِ لَوْ لَا تَغَمُّدُکَ وَ سَلَکَ بِی سَبِیلَ الْغَیِّ لَوْ لَا رُشْدُکَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَاخَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که اگر رحمتت شامل نمیشد، مرا به هلاکت انداخته بود، و مرا به دار فنا و نابودی میکشانید؛ و اگر هدایت تو نبود مرا به گمراهی میبرد؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست 

و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!






نوع مطلب : امـــــــام علـــــــــــــــــی، 
برچسب ها : استغفار هـفـتاد بندی امام علی علیه السّلام،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 15 آذر 1397


استغفار هفتاد بندی مولا امیرالمومنین علی علیه السلام

 

قسمت ششم(بند های 70-51)



 ۵۱- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ أَلْهَانِی عَمَّا هَدَیْتَنِی إِلَیْهِ أَوْ أَمَرْتَنِی بِهِ أَوْ نَهَیْتَنِی عَنْهُ أَوْ دَلَلْتَنِی عَلَیْهِ فِیمَا فِیهِ الْحَظُّ لِبُلُوغِ رِضَاکَ وَ إِیْثَارِ مَحَبَّتِکَ وَ الْقُرْبِ مِنْکَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که مرا غافل کرده از آنچه به سوی آن هدایتم کردی، یا به آن امر نمودی، یا از آن نهی فرمودی، یا راهنمایی کردی به سوی آنچه که در آن توفیق رسیدن به خشنودیت، یا برگزیدن محبت و قربت میباشد؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست

و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


 ۵۲- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ یَرُدُّ عَنْکَ دُعَائِی أَوْ یَقْطَعُ مِنْکَ رَجَائِی أَوْ یُطِیلُ فِی سَخَطِکَ عَنَائِی أَوْ یَقْصُرُ عِنْدَکَ أَمَلِی فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که مانع قبولی دعایم میگردد، یا امید مرا ازتو قطع مینماید؛یارنج و زحمت مرا به واسطه خشمت طولانی میکند،یاامیدم را به تو کم مینماید ؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۵۳- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ یُمِیتُ الْقَلْبَ وَ یَشْعَلُ الْکَرْبَ وَ یُرْضِی الشَّیْطَانَ وَ یُسْخِطُ الرَّحْمَنَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که دل را میمیراند، و آتش مشکلات را می افروزد، و شیطان را خشنود و خدای رحمان را به خشم می آورد؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست 

و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۵۴- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ یَعْقُبُ الْیَأْسَ مِنْ رَحْمَتِکَ وَ الْقُنُوطَ مِنْ مَغْفِرَتِکَ وَ الْحِرْمَانَ مِنْ سَعَهِ مَا عِنْدَکَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که یأس از رحمتت، و نا امیدی از مغفرتت و محروم ماندن از فراوانی آنچه نزد توست را در پی دارد؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست

 و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۵۵- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ مَقَتَ نَفْسِی عَلَیْهِ إِجْلَالًا لَکَ فَأَظْهَرْتُ لَکَ التَّوْبَهَ فَقَبِلْتَ وَ سَأَلْتُکَ الْعَفْوَ فَعَفَوْتَ ثُمَّ مَالَ بِیَ الْهَوَى إِلَى مُعَاوَدَتِهِ طَمَعاً فِی سَعَهِ رَحْمَتِکَ وَ کَرِیمِ عَفْوِکَ نَاسِیاً لِوَعِیدِکَ رَاجِیاً لِجَمِیلِ وَعْدِکَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش میطلبم برای هر گناهی که به خاطر تعظیم تو با نفس خویش دشمن گشته و اظهار توبه نمودم و تو پذیرفتی و از تو در خواست عفو کردم و تو عفو نمودی ولی پس از آن هوای نفس مرا به سوی آن مایل کرد تا این که به طمع رحمت واسعه و عفو کریمانه ات و با فراموشی تهدیدت و آرزوی وعده ی جمیلت مجدّداً به آن بازگشتم؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست 

و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۵۶- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ یُوجِبُ سَوَادَ الْوُجُوهِ یَوْمَ تَبْیَضُّ وُجُوهُ أَوْلِیَائِکَ وَ تَسْوَدُّ وُجُوهُ أَعْدَائِکِ إِذْ أَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ یَتَلاوَمُونَ فَقِیلَ لَهُمْ لا تَخْتَصِمُوا لَدَیَّ وَ قَدْ قَدَّمْتُ إِلَیْکُمْ بِالْوَعِیدِ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که باعث روسیاهی میشود در آن روزی که چهره ی دوستانت سفید و چهره دشمنانت سیاه میگردد، آن زمانی که گروهی یکدیگر را ملامت میکنند، پس گفته میشود که “نزد من با همدیگر مخاصمه نکنید، چه من پیش از این وعیدم را به شما رسانده” بودم؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست 

و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


 ۵۷- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ یَدْعُو إِلَى الْکُفْرِ وَ یُطِیلُ الْفِکْرَ وَ یُورِثُ الْفَقْرَ وَیَجْلِبُ الْعُسْرَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاغْفِرْهُ لِی یَاخَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که به کفر میکشد و فکر و تحیّر را زیاد میکند، و موجب فقر میشود و سختی را پیش میکشد؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست 

و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۵۸- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ یُدْنِی الْآجَالَ وَ یَقْطَعُ الْآمَالَ وَ یَبْتُرُ الْأَعْمَارَ فُهْتُ بِهِ أَوْ صَمَتُّ عَنْهُ حَیَاءً مِنْکَ عِنْدَ ذِکْرِهِ أَوْ أَکْنَنْتُهُ فِی صَدْرِی أَوْ عَلِمْتَهُ مِنِّی فَإِنَّکَ تَعْلَمُ السِّرَّ وَ أَخْفَى فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که موجب نزدیکی مرگ و اجل میکردد، و موجب قطع امیدها و آرزوها میگردد و عمرها را کوتاه میکند، چه بر زبان آورده باشم یا هنگامی که آن را به یاد آوردم به خاطر شرمندگی از تو از آن دم فرو بستم، یا آن را در سینه پنهان کرده ام، یا من از آن بی خبرم و تو آن را میدانی، زیرا تو به هر سری و مخفی تر از آن آگاهی؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست 

و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۵۹- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ یَکُونُ فِی اجْتِرَاحِهِ قَطْعُ الرِّزْقِ وَ رَدُّ الدُّعَاءِ وَ تَوَاتُرُ الْبَلَاءِ وَ وُرُودُ الْهُمُومِ وَ تُضَاعُفُ الْغُمُومِ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که در ارتکاب آن قطع روزی، و رد شدن دعا و پی درپی آمدن بلا و روی آوردن ناراحتی ها، و مضاعف شدن غم هاست؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست

 و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


 ۶۰- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ یُبْغِضُنِی إِلَى عِبَادِکَ وَ یَنْفِرُ عَنِّی أَوْلِیَاءَکَ‏ أَوْ یُوحِشُ مِنِّی أَهْلَ طَاعَتِکَ لِوَحْشَهِ الْمَعَاصِی وَ رُکُوبِ الْحُوبِ وَ کَآبَهِ الذُّنُوبِ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که مرا نزد بندگانت مبغوض میدارد و اولیایت را از من متنفّر میسازد، یا اهل طاعتت را به جهت وحشت از معاصی و ارتکاب و اندوه جرائم، از من به وحشت می اندازد؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست 

و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!






نوع مطلب : امـــــــام علـــــــــــــــــی، 
برچسب ها : استغفار هـفـتاد بندی امام علی علیه السّلام،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 15 آذر 1397



استغفار هفتاد بندی مولا امیرالمومنین علی علیه السلام

قسمت هفتم(بند های 70-61)


 ۶۱- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ دَلَّسْتُ بِهِ مِنِّی مَا أَظْهَرْتَهُ أَوْ کَشَفْتُ عَنِّی بِهِ مَا سَتَرْتَهُ أَوْ قَبَّحْتُ بِهِ مِنِّی مَا زَیَّنْتَهُ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که با آن، آنچه را ظاهر کرده بودی واونه جلوه دادم، یا با آن، آنچه را ازمن پوشانده بودی بر ملا کردم، یا با آن آنچه را زینت داده بودی زشت شمردم؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست 

و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


 ۶۲- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ لَا یُنَالُ بِهِ عَهْدُکَ وَ لَا یُؤْمَنُ بِهِ غَضَبُکَ وَ لَا تَنْزِلُ مَعَهُ رَحْمَتُکَ وَ لَا تَدُومُ مَعَهُ نِعْمَتُکَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَاغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که به جهت آن به عهد تو نمیتوان رسید، و از خشم و غضبت نمیتوان در امان ماند، و با وجود آن، رحمتت نازل نمی شود، و نعمتت به واسطه ی آن از تداوم باز می ایستد؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست 

و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۶۳- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ اسْتَخْفَیْتُ لَهُ ضَوْءَ النَّهَارِ مِنْ عِبَادِکَ وَ بَارَزْتُ بِهِ فِی ظُلْمَهِ اللَّیْلِ جُرْأَهً مِنِّی عَلَیْکَ عَلَى أَنِّی أَعْلَمُ أَنَّ السِّرَّ عِنْدَکَ عَلَانِیَهٌ وَ أَنَّ الْخَفِیَّهَ عِنْدَکَ بَارِزَهٌ وَ أَنَّهُ لَنْ یَمْنَعَنِی مِنْکَ مَانِعٌ وَ لَا یَنْفَعُنِی عِنْدَکَ نَافِعٌ مِنْ مَالٍ وَ بَنِینٍ إِلَّا أَنْ أَتَیْتُکَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که در روشنایی روز، خود را از دید بندگانت پنهان کردم و در تاریکی شب، با جسارت در پیشگاهت آشکارا مرتکب آن شدم، با آنکه میدانستم سرّ پیش تو آشکار است و پنهان، نزد تو هویداست و اینکه هیچ مانعی از تو باز نمیدارد و چیزی از مال و اولاد پیش تو به من سودی نمی بخشد مگر این که با قلب سلیم نزد تو آیم؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست 

و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۶۴- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ یُورِثُ النِّسْیَانَ لِذِکْرِکَ وَ یُعَقِّبُ الْغَفْلَهَ عَنْ تَحْذِیرِکَ أَوْ یُمَادِی فِی الْأَمْنِ مِنْ أَمْرِکَ أَوْ یَطْمَعُ فِی طَلَبِ الرِّزْقِ مِنْ عِنْدِ غَیْرِکَ أَوْ یُؤْیِسُ مِنْ خَیْرِ مَا عِنْدَکَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که باعث فراموشی یاد تو و غفلت از هشدارهایت خواهد بود، یا مرا در امنیّت از مکرت قرار میدهد، یا مرا به طمع می اندازد که از غیر تو طلب روزی کنم، یا از خیری که نزد توست مأیوس می سازد؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست 

و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۶۵- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ لَحِقَنِی بِسَبَبِ عُتْبَی عَلَیْکَ فِی احْتِبَاسِ الرِّزْقِ عَنِّی وَ إِعْرَاضِی عَنْکَ وَ مَیْلِی إِلَى عِبَادِکَ بِالِاسْتِکَانَهِ لَهُمْ وَ التَّضَرُّعِ إِلَیْهِمْ وَ قَدْ أَسْمَعْتَنِی قَوْلَکَ فِی مُحْکَمِ کِتَابِکَ فَمَااسْتَکانُوا لِرَبِّهِمْ وَ ما یَتَضَرَّعُونَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که مرا به خاطر پرخاش و ناشکری و روگردانی از تو و رفتن در خانه ی بندگانت با خواری و ذلت در هنگام حبس رزق و بسته شدن در روزی در برگرفته، آن گاه که با زاری به سراغ بندگانت رفتم در حالی که کلامت را در کتاب محکمت به گوشم رسانده بودی که “آنان برای پروردگارشان اظهار خضوع و تضرّع نکردند.” ؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست 

و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۶۶- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ لَزِمَنِی بِسَبَبِ کُرْبَهٍ اسْتَعَنْتُ عِنْدَهَا بِغَیْرِکَ أَوِ اسْتَبْدَدْتُ بِأَحَدٍ مِنْهَا دُونَکَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که همراهم گشت به خاطر گرفتاری که در آن از غیر تو کمک خواستم، یا در آن گرفتاری به کسی جز تو پناه بردم؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست 

و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۶۷- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ حَمَلَنِی عَلَى الْخَوْفِ مِنْ غَیْرِکَ أَوْ دَعَانِی إِلَى التَّوَاضُعِ لِأَحَدٍ مِنْ خَلْقِکَ أَوِ اسْتَمَالَنِی إِلَیْهِ الطَّمَعُ فِیمَا عِنْدَهُ أَوْ زَیَّنَ لِی طَاعَتَهُ فِی مَعْصِیَتِکَ اسْتِجْرَاراً لِمَا فِی یَدِهِ وَ أَنَا أَعْلَمُ بِحَاجَتِی إِلَیْکَ لَا غِنَا لِی عَنْکَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که مرا واداشت که از غیر تو بترسم، یا مرا به تواضع کردن پیش یکی از مخلوقاتت کشانید، یا به طمع آنچه نزد او بود به سوی او مایل شدم، یا چون پیروی اش را در معصیت تو برای من زینت و جلوه داده بود مرتکب شدم، در حالی که من میدانم همواره به تو محتاجم و هرگز از تو بی نیاز نیستم؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست

 و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۶۸- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ مَدَحْتُهُ بِلِسَانِی أَوْ هَشَّتْ إِلَیْهِ نَفْسِی أَوْ حَسَّنْتُهُ بِفِعَالِی أَوْ حَثَثْتُ إِلَیْهِ بِمَقَالِی وَ هُوَ عِنْدَکَ قَبِیحٌ تُعَذِّبُنِی عَلَیْهِ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که با زبان آن را مدح کردم، یا نفسم به سوی آن مشتاق گشت، یا با کردار خود آن را نیکو جلوه دادم، یا با گفتارم به آن تشویق کردم، در حالی که آن نزد تو قبیح بوده و بر آن عذابم میکنی؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست 

و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۶۹- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ مَثَّلَتْهُ فِیَّ نَفْسِی اسْتِقْلَالًا لَهُ وَ صَوَّرَتْ لِی اسْتِصْغَارَهُ وَهَوَّنَتْ عَلَیَّ الِاسْتِخْفَافَ بِهِ حَتَّى أَوْرَطَتْنِی فِیهِ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ  وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که با کوچک شمردن آن در نفسم آن را تصوّر کردم، پس حقیر شمردن آن را برایم مجسّم نمود، و خفیف شمردن را بر من آسان کرد تا آن که مرا در ورطه ی آن فرو برد؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست 

و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۷۰- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ جَرَى بِهِ عِلْمُکَ فِیَّ وَ عَلَیَّ إِلَى آخِرِ عُمُرِی بِجَمِیعِ ذُنُوبِی لِأَوَّلِهَا وَ آخِرِهَا وَ عَمْدِهَا وَ خَطَائِهَا وَ قَلِیلِهَا وَ کَثِیرِهَا وَ دَقِیقِهَا وَ جَلِیلِهَا وَ قَدِیمِهَا وَ حَدِیثِهَا وَ سِرِّهَا وَ عَلَانِیَتِهَا وَ جَمِیعِ مَا أَنَا مُذْنِبُهُ وَ أَتُوبُ إِلَیْکَ وَ أَسْأَلُکَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَغْفِرَ لِی جَمِیعَ مَا أَحْصَیْتَ مِنْ مَظَالِمِ الْعِبَادِ قِبَلِی فَإِنَّ لِعِبَادِکَ عَلَیَّ حُقُوقاً أَنَا مُرْتَهَنٌ بِهَا تَغْفِرُهَا لِی کَیْفَ شِئْتَ وَ أَنَّى شِئْتَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِین.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که در علم تو درباره ی من و علیه من تا آخر عمرم ثبت گردیده، همه گناهانم از اول و آخرش، و عمدی و سهوی، و کم و زیاد، ظریف و باریک و یا جلیل و بزرگش، قدیم و جدیدش، پنهان و آشکارش، و همه ی آن گناهانی که من مرتکب آن می شوم و به سوی تو توبه میکنم. و میخواهم که بر محمد و آل محمد درود فرستی و همه ی مظالم بندگان را که بر ذمه ی من آمده و تو آن ها را به شماره آورده ای ببخشی؛ زیرا بندگانت برگردنم حقوقی دارند که من در گرو آنها هستم، پس هرگونه و هر زمان که خواستی آنها را بیامرز ای مهربانترین مهربانان!






نوع مطلب : امـــــــام علـــــــــــــــــی، 
برچسب ها : استغفار هـفـتاد بندی امام علی علیه السّلام،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 15 آذر 1397



تفسیر سوره حمد از امام حسن عسكرى(ع)

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏»

[اللَّه‏]! همان كسى است كه؛ تمام آفریدگان، به هنگام شدائد و نیازمندی ها! و ناامیدى و انقطاع از جمیع [ما سوى اللَّه‏]، و قطع رابطه از غیر خدا، [بسوى او] و اله و شیدایند! (گوینده) إظهار میكند:

[بِسْمِ اللَّهِ‏]، یعنى: بر تمام امورم، یارى از خدا می طلبم! خدائى كه؛ پرستش و بندگى، جز براى او، شایسته نیست! خدائى كه؛ دادرس است، آنگاه كه؛ از او دادخواهى شود!.

پذیرا و جوابگو است، هر آنگاه كه؛ خوانده شود!.

إمام علیه السّلام، فرمود: و این، همان است كه؛ مردى، بامام صادق علیه السّلام گفت: یابن رسول اللَّه! مرا، بر خدا، دلالت كن! او چیست؟! تحقیقاٌ؛ جدل‏كنندگان و پیكارجویان! بر من، زیاد شده ‏اند، و مرا گیج و حیران ساخته ‏اند!.

إمام علیه السّلام فرمود: اى بنده خدا! آیا هرگز، سوار كشتى شده‏ اى!؟

گفت: آرى! فرمود: آیا؛ (چنین شده كه؛ آن) بشكند! و هیچ كشتى نباشد، كه ترا نجات دهد؟! و هیچ شناورى نباشد، كه ترا بى ‏نیاز سازد!؟

گفت: آرى (پیش آمده است).

فرمود: آیا؛ در آن هنگام، به دلت افتاد كه چیزى از چیزها، قادر است، ترا از ورطه بلایت آزاد كند؟

گفت: آرى! إمام صادق علیه السّلام فرمود: پس؛ آن چیز (كه بدلت افتاد،) همان، خدا است! كه؛ بر آزاد كردن و نجات دادن، توانا است!- هنگامى كه؛ منجى (دیگرى) نیست- و بدادرسى، توانا است! [هنگامى كه؛ فریادرس و دادرسى نیست‏]

و إمام صادق علیه السّلام فرمودند:

و چه بسا! برخى از شیعیان ما، در آغاز كار، [بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏] را (فراموش كند و) واگذارد! نتیجتاٌ؛ خدا بگرفتارى و بلا، دچارش كند[1] براى اینكه؛ آگاه و بیدارش سازد! تا شكر و ثناى او بجاى آورد. و در آن گرفتارى و بلا، لكّه ننگ و تقصیر و كوتاهى او را- به هنگام ترك [بسم اللَّه‏]- از او، بزداید!. 

همچون؛ داستان زیر:

 هر آینه؛ عبد اللَّه بن یحیى، بحضور أمیر المؤمنین علیه السّلام وارد شد. و در مقابلش صندلى بود، أمیرالمؤمنین علیه السّلام باو دستور نشستن داد، و او هم، روى آن نشست. (ناگهان)؛ صندلى، كج شد! و با سرش (بزمین) فرود آمد! و (سرش شكست) و استخوان سرش اندكى نمایان شد! و خون، جارى گشت!. أمیرالمؤمنین علیه السّلام، دستور آب داد. آوردند و خون را از او شست. آنگاه فرمود: نزدیك من بیا. نزدش آمد.

دست خویش بر آن (زخمى) كه؛ استخوانش نمایان بود، گذاشت. از درد آن، بی تاب شد!.

و بر آن، دست مالید و آب دهان انداخت. بمجرّد این كار، زخمش خوب شد! آنچنان كه گوئى- أصلا!- جراحتى باو نرسیده است.

أمیرالمؤمنین علیه السّلام فرمود: اى عبد اللَّه! حمد و ستایش! براى خداوندى است كه؛ پاك كردن گناه شیعیان ما را- در دنیا- به رنج و محنتشان قرار داده است! تا فرمانبرى و طاعت آنان را، برایشان، بى ‏آلایش و سالم گرداند! و مستحقّ أجر و ثواب آن گردند.

عبد اللَّه بن یحیى گفت: یا أمیر المؤمنین! آیا براستى؛ ما به گناهان مان مجازات نمی شویم، جز در دنیا؟! فرمود: آرى! همینطور است. آیا؛ نشنیدى كه رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله فرمود:

«دنیا، زندان مؤمن است! و بهشت كافر!»خدا، شیعیان ما را [بخاطر محنت و رنجى كه در این دنیا متحمّل‏ اند، و بخاطر آمرزشى كه؛ نصیب آنان فرموده است‏] حتما: از گناهان، پاك و پاكیزه میگرداند! از این جهت است كه خدا می فرماید:


وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِیبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَیْدِیكُمْ وَ یَعْفُوا عَنْ كَثِیرٍ(شورى/30)

و هر آسیبی به شما رسد به سبب اعمالی است که مرتکب شده اید، 

و از بسیاری از همان اعمال هم درمیگذرد.


آنچه از گرفتارى و پیشآمدى به شما رسد، از آن چیزى است كه؛ تاب و توان(عمل) شما بدست آورده، و (تعداد) بی شمارى از آن را (گناهان را) مى‏ بخشد و میگذرد(عفو میکند) تا هنگامى كه؛ به آستان رستاخیز در آیند، طاعات و عبادات شان بر آنها، سرشار گردد! و دشمنان محمّد صلّى اللَّه علیه و آله، و دشمنان و بدخواهان ما را-بنا، به فرمانبرى و طاعتى كه از آنان سر میزند، در دنیا، پاداش و جزا میدهد! اگر چه؛ طاعت شان بى‏ وزن و بى‏ ارزش است! چون؛ خلوصى همراهش نیست. تا هنگامى كه؛ به آستان رستاخیز در آمدند، گناه و كینه خود [كه از محمّد و آل محمّد و یاران خوب او، در دل داشتند] بر آنان بار گردد! و بخاطر آن، در آتش افكنده شوند!.

و هر آینه؛ شنیدم: محمّد صلّى اللَّه علیه و آله می فرماید:

«در زمان گذشته- قبل از شما- دو نفر بودند، یكى از آنها، مطیع و مؤمن خدا بود! و دیگرى كافر!- كه آشكارا به دشمنى دوستان او، و موالاة (بدخواهان و) دشمنانش، می پرداخت!- و براى هر كدام، فرمانروائى عظیمى در گوشه‏ اى از زمین بود.

آن كافر (دشمن خدا) بیمار شد. و در غیر وقتش هوس ماهى كرد، چون كه؛ آن نوع ماهى، در آن هنگام، چنان به گردابها جا گرفته بود! كه؛ بدست آوردنش إمكان نداشت.

بنا بر این، پزشكان، او را از زندگى و جانش، ناامید كردند! و گفتند:

جانشین و قائم مقامت را معیّن كن، كه تو از أهل گورستان، پاینده ‏تر نیستى! همانا؛ شفایت در این ماهى است، كه؛ بآن میل و اشتهاء دارى، و بر آن (نیز) راهى نیست!.

در این هنگام؛ خدا، فرشته ‏اى برانگیخت! و باو فرمان داد كه آن ماهى را از جایش برانگیزد! و بطرفى سوق دهد كه؛ بدست آوردنش آسان شود. نتیجة؛ ماهى برایش‏ گرفته شد.  و آن را خورد و از ناخوشى، بهبودى یافت. و در فرمانروائیش سالهاى سال- بعد از آن- بجاى ماند.

سپس؛ (تقدیر الهى!) چنین واقع شد كه؛ آن (پادشاه) مؤمن، مریض شد! همانند مرض آن كافر [زمانى كه؛ عیناٌ! جنس آن ماهى از كنار و سواحل (دریا) كه بدست آوردنش آسان بود، جدا نمی شد نتیجتاٌ؛ (پادشاه)، هوس آن ماهى كرد و پزشكان برایش توصیف كردند و گفتند:

آسوده خاطر باش! اكنون وقت آنست كه برایت بگیرند، و از آن بخورى و شفا یابى!.

در این هنگام؛ خدا، آن فرشته را برانگیخت! و باو فرمان داد كه؛ جنس آن ماهى را از سواحل و كرانه ‏ها به گردابها براند! تا دسترسى به آنها ممكن نشود. در نتیجه؛ (آن ماهى)، بدست نیامد. تا آن مؤمن، بخاطر هوس [و دورى از درمانش‏] از دنیا رفت. و از این جریان، فرشتگان آسمان و أهل آن سامان- در زمین- بشگفتى فرو رفتند! تا آنجا كه؛ نزدیك بود در فتنه قرار بگیرند!. چون؛ خداى تعالى! (از روى فضل و حكمتش) بر آن كافر، آنچه را كه بر او راهى نبود، آسان گردانید. و بر آن مؤمن، آنچه را كه به سادگى، بر آن راهى بود، غیر ممكن گردانید! 

______________________________

(1).در نسخه اى چنین است: «دچارش نمود»



تفسیر فاتحة الكتاب از امام حسن عسكرى علیه السلام، ص: 18-16

"ادامه مطلب در پُست بعدی"

 




نوع مطلب : 01-سوره حــمــد، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، امـــــــام عســــــــــــــگری، ************************* تـدبّـر در قــرآن بر اساس سوره *********************، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن، تفسیر سوره حمد از امام حسن عسكرى علیه السّلام،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 12 آذر 1397

"ادامه مطلب از پُست قبلی"

تفسیر سوره حمد از امام حسن عسكرى(ع)

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏»


آنگاه؛ خدا، به فرشتگان آسمان و پیامبر آن زمان- در زمین- به وحى (خویش) فرمود:

البتّه من! (بدون هیچ شكّ و شبهه ‏اى!) منم خداى كریم تفضّل‏ كننده توانا!. آنچه عطا كنم، زیانی به من نرساند! و آنچه باز دارم، چیزی از من نكاهد! و مقدار [ذرّه ‏اى‏] به كسى ستم نكنم!.

امّا كافر: از اینكه، براى او، بدست آوردن ماهى را- در غیر زمانش- آسان نمودم، جهتش تنها این بود كه؛ جزاى حسنه ‏اى باشد كه وى عمل كرده بود. [چون؛ بر من حقّ است! كه از هیچ كس، حسنه ‏اى از بین نبرم‏] تا به رستاخیز در آید. و هیچ حسنه ‏اى در نامه عملش نباشد! و بكفر خویش، داخل آتش گردد. و بنده مطیع (خودم) را از عین آن ماهى، باز داشتم! بسبب خطائى كه از او سر زده بود! و با منع و ردّ آن میل و هوس! و از بین بردن آن دارو، پاك‏ شدنش را از آن، اراده نمودم. و خواستم كه؛ به (آستان) من بیاید و (جرم و) گناهى در او نباشد! و (پاك و پاكیزه) داخل بهشت گردد!.» در این هنگام؛ عبد اللَّه بن یحیى گفت:

یا أمیرالمؤمنین! حقیقتاٌ، بال و پرم دادى! و مرا تعلیم فرمودى! پس اگر؛ صلاح بدانى، گناهم را در اینجا- كه به آن امتحان شدم- معرّفیم كن، تا همچنان؛ تكرارش نكنم.

فرمود: لحظه ‏اى كه نشستى، [بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏] نگفتى! نتیجه این شد كه؛ بخاطر سهو و نسیانت از آنچه؛ بآن دعوت گشتى و خوانده شدى، خدا، باین مصیبت و گرفتاریت، تمحیص و پاكى از گناه قرار داد. آیا ندانستى كه؛ رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم از جانب خداى عزّوجلّ! فرمود:

«هر إقدام قابل توجّه! كه در آن، یادى از [بسم اللَّه‏] نشود، ناقص و بریده است!»؟

گفتم: آرى، پدر و مادرم فداى شما! بعد از این، تركش نمی كنم.

فرمود: در این صورت: از آن، بهره ‏مند و سعادتمندى! 

سپس عبد اللَّه بن یحیى گفت:

یا أمیرالمؤمنین! و تفسیر «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» چیست؟

فرمود: البتّه؛ بنده هر گاه؛ اراده خواندن یا بجا آوردن عملى داشت، میگوید؛ [بِسْمِ اللَّهِ‏] باین معنا كه: [باین اسم، این كار را بجا مى‏آورم‏]. پس؛ هر عملى كه بجا مى‏ آورد، در آن به‏ [بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏] آغاز كند. یقیناٌ! برایش در آن، میمنت و مباركى است!.

إمام باقر علیه السّلام فرمودند:

محمّد بن علىّ بن مسلم بن شهاب [زهرى‏]، بر علىّ بن الحسین- زین العابدین علیهما السّلام- وارد شد، در حالى كه او، غمگین و محزون بود. زین العابدین علیه السّلام باو فرمود: ترا چه شده كه، 

اندوهناك و غمگینى!؟

گفت: یابن رسول اللَّه! بنا بر امتحانى كه نمودم. او جانب حسودان، و كسانى كه در من طمع دارند! و از كسى كه امید و آرزو باو دارم! و از كسى كه باو حقیقتاٌ؛ إحسان كردم،

پیاپى، غم و اندوه، بر من میرسد. نتیجة؛ ظنّ و گمانم مختلف است!.

امام سجّاد علیه السّلام باو فرمودند:

زبانت به كام خویش، دركش! تا مالك برادران و دوستانت گردى.

زهرى گفت: یا ابن رسول اللَّه! آنچه از سخنم متبادر در (ذهن) است! به آنان نیكى و إحسان، بجا مى‏ آورم.

إمام سجّاد علیه السّلام باو فرمودند: هیهات! هیهات! بر حذر باش! كه به آن، در خویشتن بشگفت آئى! و بر حذر باش! بسخنى لب باز نكنى، كه انكارش به دلها سبقت دارد! اگر چه؛ پوزش و اعتذار آن، بنزد خودت مهیّا است. پس؛ چنین نیست كه؛ بگوش (و دل) هر كس كه؛ بی میلى و إنكار، داخل كنى، از حیث پوزش و اعتذار همچنان) در وسعت باشى!.

آنگاه فرمود: اى زهرى! كسى كه؛ عقلش از كاملترین چیزى كه در او است نباشد! نابودى وى، از ساده‏ ترین چیز باشد، كه در او است.

سپس فرمود: اى زهرى! و چه مانعى دارد كه: مسلمان ها را بمنزله خاندان خویش قرار دهى؟ [بزرگشان را بجاى پدرت! و كوچكشان را بجاى فرزندانت! و همسال خویش را- از آنان- بجاى برادرت!] در این صورت؛ به كدامیك از اینها، میل ظلم و ستم دارى؟! و به كدامیك از اینها، به بدخواهى، متمایلى؟! و خواهان پرده‏درى كدامیك از اینهائى!؟ و اگر؛ إبلیس- كه از رحمت خدا، بدور باد!- إظهار كند كه؛ تو از یكى از قبله‏ گرایان، برترى!، نگاه كن ببین! اگر كه از تو بزرگتر است، بگو: تحقیقا؛ به ایمان و عمل صالح، از من سبقت گرفته، پس؛ او بهتر از من است. و اگر از تو كوچكتر بود، بگو: به گناهان و معاصى، از او، پیش افتاده‏ ام! پس: او بهتر از من است. اگر؛ همسنّ و سال تو بود، بگو: من، از گناه خویش بر یقینم و از كار او، در شكّ!، چرا یقینم را به شكّم رها كنم!؟. و اگر دیدى كه؛ مسلمان ها تعظیم و تكریمت میكنند! و ترا ببزرگى یاد میبرند، بگو: این، (از جانب خدا،) فضلى است كه به آن پرداختند!. و اگر؛ از آنها كناره‏گیرى و جفا دیدى، بگو: این، بخاطر گناهى است، كه پدید آوردم.

 و براستى؛ اگر چنین كارى از تو بروز نمود و آن را عمل كردى، خدا، زندگانى را بر تو آسان گرداند! و دوستانت، زیاد شوند و دشمنانت كم! و از نیكى آنان شادمان گردى! و به تبرّى و جفاى آنان تأسّف نخورى! و بدان! كه؛ محترم ترین و گرامى ‏ترین مردم بر مردم، كسى است كه؛ خیر و بركتش بر آنان جارى و لبریز باشد! و از آنان بى‏ نیاز! (و همچنان) در پرهیز! و گرامیترین مردم، بر آنها- بعد از او- كسى است كه از آنان بر كنار باشد و (همچنان) در پرهیز! اگر چه محتاج و نیازمند آنها است. و تنها؛ أهل دنیا، بأموال دنیا، عشق (و محبّت) دارند! پس هر كه؛ در آنچه باو، عشق (و محبّت) دارند، مزاحم آنان نشود، پیش آنها گرامى و محترم است!. و كسى كه؛ [در آن‏] مزاحم شان نگشت! و از آن- تماما یا قسمتى- برایشان فرصت و امكاناتى فراهم نمود، پیش آنها، عزیزتر و محترم تر است!.

امام باقر علیه السّلام فرمودند: آنگاه؛ مردى، بلند شد و گفت: یابن رسول اللَّه! از معنى‏ [بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏] مرا آگاه كن! علىّ بن الحسین علیهما السّلام فرمود: پدرم از برادرش، از أمیرالمؤمنین علیه السّلام، روایت كرد كه؛ مردى، بلند شد و إظهار نمود: یا أمیر المؤمنین! از [بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏] مرا آگاه كن! معنایش چیست؟ فرمود:

براستى! وقتى كه؛ [اللَّه‏] به زبان آوردى، بزرگترین نام- از نام هاى خدا- را گفته ‏اى! و آن، اسمى است كه؛ غیر خدا، شایسته نیست به آن نامیده شود. و هیچ آفریده ‏اى، به آن نام، خوانده نشده است!.

بدنبالش، مرد سئوال‏ كننده گفت: پس؛ تفسیر [اللَّه‏] چیست؟

فرمود: همان كسى است كه؛ همه آفریدگان، به هنگام شدائد! و نیازمندی ها! و ناامیدى! و انقطاع از جمیع [ما سوى اللَّه‏] و قطع رابطه از غیر خدا! بسوى او، واله و شیدایند!.

و این، بدان جهت است كه؛ هر ریاست طلب و بزرگ منشى!- در این دنیا- اگر چه بى‏ نیازى و طغیان وى، عظیم و چشمگیر است! (ولى؛) هنگامى كه؛ حوائج زیر دستانش به او زیاد شود! (سرانجام)، نیاز و حاجاتى به آنها روى آور مى ‏شود كه؛ این (ریاست طلب و) عظمت خواه، به انجامش قادر نیست! و خود این، نیز، با حاجات و نیازى روبرو مى‏ شود كه در انجامش ناتوان است! نتیجة؛ به هنگام ناچارى و فقر و فاقه ‏اش! بسوى خدا، انقطاع و بریدگى پیدا میكند. تا همّ و غمّ او كه زائل شد، (دوباره) بشرك خود، باز میگردد! آیا؛ بخداى عزّوجلّ! گوش نمیدهى؟ میفرماید:


قُلْ أَ رَأَیْتَكُمْ إِنْ أَتاكُمْ عَذابُ اللَّهِ أَوْ أَتَتْكُمُ السَّاعَةُ أَ غَیْرَ اللَّهِ تَدْعُونَ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِینَ بَلْ إِیَّاهُ تَدْعُونَ فَیَكْشِفُ ما تَدْعُونَ إِلَیْهِ إِنْ شاءَ وَ تَنْسَوْنَ ما تُشْرِكُونَ‏ (أنعام/41-40)

بگو: اگر راستگویید به من خبر دهید چنانچه عذاب خدا بر شما درآید یا قیامت به شما رسد، آیا کسی را جز خدا برای یاری خویش می خوانید؟

قطعاً چنین نیست بلکه فقط خدا را می خوانید، و او هم اگر بخواهد آسیب و گزندی که به سبب آن او را خوانده اید برطرف می کند، و آن زمان است که بت هایی که برای او شریک قرار می دهید، فراموش میکنید.


خداى تعالى! به بندگانش فرمود:

اى نیازمندان رحمتم! براستى؛ ذلّت بندگى را [در همه حال‏] و نیاز را [در همه أوقات‏]، گردنگیرتان ساختم! پس؛ در (هر چیز و) هر كارى كه شروع میكنید و به تمام آن، و بلوغ نهائیش امیدوارید، بسوى من، كُرنش كنید! و یقین بدانید؛ هر گاه اراده كنم كه بخشش و عطا به شما روا دارم، أحدى، بمنع شما قادر نیست! و هر گاه اراده كنم كه (نعمتى) از شما باز دارم، كسى، به عطاى شما قادر نیست!. 

بدین جهت؛ من، ذى حق‏ترین فردى‏ ام كه؛ به آستانش گدائى شود! و لایق ترین كسى كه؛ (بایستى آفریدگان) به سویش تضرّع و زارى كنند! پس؛ در آغاز هر مطلب كوچك و بزرگى، بگوئید: [بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏] كه در واقع، چنین گفته‏ اید:

بر این كار، استعانت و یارى از خدا میطلبم. خدائى كه؛ پرستش و بندگى غیر او، جایز نیست! خدائى كه؛ دادرس است! هر آنگاه كه از او دادخواهى شود!. پذیرا و جوابگو است، هر گاه خوانده شود![رحمان‏] است! چون؛ با توسعه رزق و روزى، بر ما، رحمت آورد! [رحیم‏] است بر ما- در أدیان ما و دنیا و آخرت ما- خدا، دین را بر ما تخفیف داد! و آن را سبك و آسان گردانید! و او بر ما- با جدائى و تمیّز ما از دشمنانش- رحمت آورد! سپس آن جناب، إظهار نمود كه؛ رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله، فرمود:

هر كه را أمرى كه؛ بدان پرداخته، غمگین و محزون كند، آنگاه‏ [بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏] بگوید- در حالى كه از او، خالصانه [براى خدا] سر بزند! و با جان و دل، باو، روى آورد!- در آن، یكى از دو فایده است:

یا رسیدن به نیاز دنیائى او است! و یا چیزى است كه؛ بنزد خدا، برایش مهیّا است!.

و آنچه نزد خدا است، براى مؤمنین، بهتر و پاینده ‏تر است!.

و حسن بن على علیهما السّلام افزود كه؛ أمیر المؤمنین صلوات اللَّه علیه فرمود:

و همانا؛ [بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏]، آیه‏اى از فاتحة الكتاب است. و این سوره، شامل هفت آیه است، كه تمام ‏شدنش به‏ [بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏] است.

و اضافه نمود كه؛ شنیدم رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله می فرماید كه: خداى عزّ و جلّ! بمن فرمود:


اى محمّد! وَ لَقَدْ آتَیْناكَ سَبْعاً مِنَ الْمَثانِی وَ الْقُرْآنَ الْعَظِیمَ‏(حجر/87) 

و به راستی که هفت آیه از مثانی یعنی سوره حمد و قرآن بزرگ را به تو عطا کردیم.


و به [فاتحة الكتاب‏]، منّت خاصّ جداگانه ‏اى بر من نهاد! و آن را مقابل قرآن- كه از جلال و عظمت، دریاى موّاج است!- قرار داد. و یقیناٌ؛ فاتحة الكتاب، بزرگترین و شریف ترین چیزى است كه در گنج هاى عرش (الهى!) است. و براستى؛ خدا، محمّد را بآن، ویژگى بخشید! و شرافت و بزرگى داد!. و در آن، هیچ یك از پیامبرانش را با او، شریك نگردانید- جز سلیمان- كه‏ [بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏] را باو عطا فرمود. آیا نمى‏ بینى كه از زبان بلقیس مى‏ آورد؟ آنگاه كه گفت:


إِنِّی أُلْقِیَ إِلَیَّ كِتابٌ كَرِیمٌ إِنَّهُ مِنْ سُلَیْمانَ وَ إِنَّهُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏(نمل/30) 

یقیناً این نامه از سوی سلیمان است و سرآغازش به نام خدای رحمان و رحیم است.


زنهار! (اى شنوندگان!) كسى كه آن را بخواند، و بدوستى و موالات محمّد و آلش- كه پاكان روزگاراند!- معتقد باشد، و بدستورشان مطیع و منقاد! و بظاهر و باطن شان مؤمن شود، خداى عزّوجلّ! به هر حرفى از آن، به او، حسنه‏ اى مرحمت كند! كه هر حسنه، بالاتر و برتر است از دنیا و آنچه در او است- از مال و منال و أنواع خیرات- و هر كه؛ به خواننده ‏اى [كه آن را میخواند] گوش فرا دهد، برایش باندازه ثلث پاداشى است كه براى خواننده، مهیّا است!. بنا بر این؛ بایستى هر یك از شما، در افزایش این خیر و عنایت- كه (رایگان) به شما روى ‏آور است- بكوشد. پس؛ براى شما، غنیمتى است (هشدار! كه) وقتش منقضى نشود! كه در آن صورت، غم و اندوه و ندامت، در دلهاى شما باقى بماند!.


تفسیر فاتحة الكتاب از امام حسن عسكرى علیه السلام، ص: 23-19

"ادامه مطلب در پُست بعدی"

 




نوع مطلب : 01-سوره حــمــد، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، امـــــــام عســــــــــــــگری، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن، تفسیر سوره حمد از امام حسن عسكرى علیه السّلام،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 12 آذر 1397



«الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ»


تفسیر سوره حمد از امام حسن عسكرى(ع)


امام علیه السّلام، فرمودند:

مردى، حضور إمام رضا علیه السّلام آمد و گفت: یا ابن رسول اللَّه! از [الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ‏] مرا آگاه كن، تفسیرش چیست؟! 

فرمودند: پدرم از جدّم، از باقر، از پدرش- زین العابدین- علیهم السّلام برایم روایت كرد كه؛ مردى حضور أمیر المؤمنین علیه السّلام آمد و گفت:

یا أمیرالمؤمنین! مرا از [الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ‏] آگاه كن، تفسیرش چیست؟! 

فرمودند: «الْحَمْدُ لِلَّهِ‏»، آنست كه؛ خداوند، برخى از نعمى را كه ببندگانش ارزانى داشته! سربسته- به آنها معرّفى كرده است! چون؛ تفصیلاٌ! بشناسائى همه آنان قادر نیستند. زیرا؛ نعم و عطاى او، بیش از آنست كه به شماره درآید و شناخته شود!. از این رو؛ به آنان فرمود:

[بگوئید: حمد و ثناء، ویژه خدا است! بر آن چیزى كه بدان وسیله- بر ما- إنعام فرمود!] رَبِّ الْعالَمِینَ‏، یعنى: مالك و صاحب إختیار جهان ها است! [و جهان ها؛ گروه اجتماعات از همه مخلوق- از جماد و حیوان- است‏]

امّا حیوانات: خداوندگار، آنها را در [ید] توان و قدرتش زیر و زبر میكند! و از روزیش به آنها میخوراند! و در كنف حمایتش نگهدار! و بر آنها محیط است! و بر أساس مصلحتش همه را تدبیر میكند!.

و امّا جمادات: هم او است كه؛ با (دست) قدرتش آنها را نگه میدارد! و آنچه را كه بهم پیوند و پیوستگى دارد، از سقوط شان جلوگیر است. و آنچه كه؛ در حال انهدام و سقوط است، مانع از اتّصال و پیوند آنست!. آسمان را حافظ و نگهدار است، كه بر زمین، واقع نشود!- مگر باذن و اجازه او -  و زمین را حافظ و نگهدار است، كه فرو نرود! [جز بفرمان و أمر او]. براستى كه؛ او، به بندگانش، حقیقتاٌ؛ رأفت و رحمت دارد!.

فرمود: و [رَبِّ الْعالَمِینَ‏]، مالك و خالق و روزى‏ رسان آنها است- از آنجا كه میدانند! و از آنجا كه نمیدانند!- پس؛ روزى، معلوم و تقسیم شده است.

 فرزند آدم، بهر روش و آئین كه میخواهد در دنیا رفتار نماید- در هر حال و موقعیّتى كه هست- روزى، باو میرسد! تقوى تقوى دار، زیادش نمیكند! و تبهكارى (فاسق و) فاجر، بكاهش و نقصانش نمى ‏آلاید. بین بنى آدم و روزیش، پرده‏ اى است! كه؛ روزى، طالب و جویاى او است! تا آنجا كه اگر؛ أحدى از شما، در طلب روزیش درنگى نماید، روزیش در جستجوى او است! همچنان كه؛ مرگ و میر، به جستجوى وى است! أمیرالمؤمنین، افزودند كه: آنگاه خداى تعالى! به آنان فرمود:

بگوئید؛ حمد و ثناء، براى خدا است! بر آن چیزى كه بدان وسیله، بر ما إنعام فرمود.

و بدان وسیله؛ ما را از خیر و عنایتى، قبل از تكوّن ما- كه در كتب و نوشته‏ هاى أوّل است- یادآورى فرمود.

در این، فرض و ایجابى(واجب نمودن)است بر [محمّد و آل محمّد]، بنا بر آنچه كه پروردگار، آن وجود محترم و دودمانش را (نسبت بدیگران،) فضیلت و برترى داد! و بر شیعیان شان، فرض و واجب است كه؛ به آنچه آنان را فضیلت و برترى داد، سپاسگزار او باشند! و آن، بدین جهت است كه؛ رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله فرمود:

زمانى كه؛ خدا، موسى بن عمران (پیامبرش) را برانگیخت! و رازدار، انتخابش نمود! و دریا را شكافت و بنى إسرائیل را با آن نجات داد! و به او، تورات و ألواح، عطا كرد! (او) منزلت و مقام خود را نزد پروردگار عزّوجلّ! خویش دید، إظهار نمود:

پروردگارا: تحقیقاٌ؛ مرا بكرامتى مشرّف گردانیدى كه- پیش از من- هیچ كس را بآن مقام، نرساندى!.

خداى عزّ و جلّ! فرمود: اى موسى! آیا؛ ندانستى كه؛ [محمّد]، نزد من، از تمام فرشتگانم و همه آفریدگانم بالاتر و برتر است!؟

موسى گفت: پروردگارا! پس اگر؛ [محمد]، پیش تو، بالاتر و برتر از همه آفریدگان تو است، آیا؛ در [آل‏] پیامبران، نزد تو، شریف تر و گرامى ‏تر از آل من، وجود دارد؟

خداى تعالى! فرمود: اى موسى! آیا ندانستى كه برترى و فضل [آل محمّد] بر همه آل پیامبران، مانند فضل محمّد است بر جمیع فرستادگان!؟

(موسى) گفت: پروردگارا! پس؛ اگر فضل [آل محمّد]، پیش تو این چنین است، آیا در أصحاب أنبیاء- نزد تو- شریف تر و گرامى ‏تر از صحابه من وجود دارد؟

خدا فرمود: اى موسى! آیا ندانستى كه؛ فضل و برترى أصحاب [محمّد] بر تمام أصحاب فرستادگان، مانند فضل و برترى [آل محمّد] است بر همه آل پیامبران! و مانند فضل و برترى [محمّد] است بر جمیع فرستادگان!؟

موسى گفت: پروردگارا! پس اگر؛ محمّد و آل او و اصحابش، چنان است كه توصیف فرمودى! پس آیا؛ در امّت پیامبران- پیش تو- برتر و بالاتر از امّت من وجود دارد؟ (و حال آنكه؛) ابر آسمان را بر آن داشتى كه بر امّت من، سایه افكند! و [منّ و سلوى‏] بر آنان نازل فرمودى! و برای شان دریا را شكافتى!؟

خداى تعالى! فرمود: اى موسى! آیا ندانستى كه؛ فضل و برترى امّت (محمّد) بر تمام امّت ها، مانند فضل و برترى من است بر همه آفریدگانم! موسى گفت: پروردگارا! اى كاش! آنها را میدیدم! در این هنگام، خداى عزّوجلّ! به او وحى (و إلهام) كرد: اى موسى! یقینا؛ تو، آنها را هرگز نخواهى دید! الآن وقت ظهورشان نیست. امّا؛ [در بهشت‏] در آینده، آنها را مى‏ بینى!- در بهشت عدن و فردوس برین!- به پیشگاه محمّداند!. در نعیم آن، بگردش و تفرّج گوناگون می پردازند! و در خیر و بركاتش مباهات و افتخار میكنند! آیا؛ دوست دارى كه؛ سخن و كلام آنها را بگوشت برسانم!؟

گفت: آرى! پروردگارا! 

 فرمود: روبرویم بایست! و آستین خویش بالا زن! مانند ایستادن بنده ذلیل خوار! مقابل سیّد جلیل صاحب إختیار!.

موسى، چنین كرد.

آنگاه؛ پروردگار عزّ و جلّ ما! ندا در داد: اى امّت محمّد! ناگاه، تمام شان باو جواب دادند:

«لبّیك! اللّهمّ لبّیك! لا شریك لك لبّیك! إنّ الحمد و النّعمة و الملك لك لا شریك لك لبّیك!» و آنها در صلب پدران و رحم مادرانشان بودند.

إمام فرمود: پس؛ خداى تعالى! اجابت آنان را [شعار حج‏] قرار داد.

آنگاه؛ پروردگار عزّوجلّ ما! ندا كرد:

اى امّت محمّد! یقین بدانید، قضا (و قدر) من بر شما، چنین است كه؛ رحمتم بر غضبم پیش افتاده است! و گذشتم بر عقابم! پس؛ حقیقتاٌ! قبل از اینكه مرا بخوانید، دعاى شما را پذیرفتم! و قبل از اینكه از من بخواهید، بشما عطا كردم! از شما، كسى كه با شهادت [لا إله الّا اللَّه وحده لا شریك له و أنّ محمّدا عبده و رسوله‏] بدیدار من آید، و حال آنكه؛ در أقوال و گفتارش صادق، و در أفعال و كردارش، محق باشد! و گواهى دهد كه؛ علىّ بن أبى طالب، برادر و وصىّ بعد از وى است و ولىّ او است،- بطاعت و پیرویش ملتزم باشد، همچون پیروى و طاعت محمّد!- و گواهى دهد كه؛ اولیائش [كه برگزیدگان و أخیار و پاكان روزگارند!] به عجایب آیات حق، ملبّس ‏اند! و دلائل حجج الهى ‏اند! و بعد از خدا و پیامبرش، أولیاء پروردگاراند، او را وارد بهشتم می سازم. اگر چه؛ گناهانش مثل كف دریا باشد!.

فرمود: زمانى كه؛ پیامبر ما- محمّد صلّى اللَّه علیه و آله- برانگیخته شد، خداى تعالى! گفت:

[اى محمّد! و آنگاه كه امّتت را ندا باین كرامت دادیم، بجانب طور نبودى!

و لیكن؛ رحمتى از پروردگار تو است!]  سپس؛ خداى عزّ و جلّ! به محمّد صلّى اللَّه علیه و آله فرمود:

بگو: الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ‏، بر آنچه كه مرا از این فضیلت، بآن، ویژگى بخشید!.

و به امّتش فرمود:

و شما بگوئید: الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ‏، بر آنچه كه ما را از این فضیلت، بآن ویژگى بخشید!.


تفسیر فاتحة الكتاب از امام حسن عسكرى علیه السلام، ص: 31-26

"ادامه مطلب در پُست بعدی"

 




نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، امـــــــام عســــــــــــــگری، 01-سوره حــمــد، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن، تفسیر سوره حمد از امام حسن عسكرى علیه السّلام،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 12 آذر 1397



«الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ»


تفسیر سوره حمد از امام حسن عسكرى(ع)


إمام علیه السّلام فرمودند:

[رحمان‏]، همان كسى است كه؛ به روزى بندگانش شدیداٌ متمایل است! و موادّ روزى خود را از آنان نبرد، اگر چه فرمانش نبرند!.

بأفراد با إیمان، در كاهش بندگى و طاعت شان [رحیم‏] است. و بأفراد كافر كیش و ناسپاس!- كه خواستار كمك و همراهى‏اند، با رفق و مدارا! بآنان- [رحیم‏] است.

أمیرالمؤمنین فرمود:

[رحمان‏]، همان كسى است كه؛ بروزى بندگانش شدیدا متمایل است!.

فرمود: و از رحمت او است! كه چون؛ نیروى بلند شدن و غذا خوردن از كودك، گرفته است! بجاى آن، تاب و توان به مادرش داد! و او را به كودك (خویش) دلسوز و مهربان آفرید! تا به تربیت و پرستاریش قیام كند. و چنانچه؛ (دست روزگار)، مادرى از مادران را سنگدل و بى ‏عاطفه پرورید! تربیت و پرستارى طفل (عاجز) را بدیگر مؤمنین، واجب گردانید.

و از آنجا كه؛ نیروى تربیت و قیام بمصالح فرزند، از (شالوده وجود) برخى از حیوانات، گرفته شده، آن تاب و توان را در أولاد و فرزندشان جایگزین نمود! كه در زادروزش بپاخیزد! و بدنبال روزى مقدّرش براه افتد!.

إمام علیه السّلام فرمودند: و تفسیر [الرَّحْمنِ‏]، اینست:

[الرَّحْمنِ‏] كه قول خدا است، مشتقّ از رحم است‏[1]. شنیدم رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله میفرمایند: خداى عزّوجلّ! فرمود:

من، [رحمان‏] ام، و آن، [رحم‏] است. برایش اسمى از اسمم مشتق نمودم، كسى كه با آن، رابطه برقرار كرد، (من) با او، رابطه برقرار كردم! و كسى كه از او جدا شد، از او جدا شدم!.

آنگاه؛ على علیه السّلام فرمودند: آیا میدانى این [رحم‏] چیست؟- كه هر كه با آن، رابطه برقرار نمود، (خداى) رحمان، با او، رابطه برقرار نمود! و هر كه از آن، برید! (خداى) رحمان، از او برید!؟- گفته شد: یا أمیر المؤمنین! هر قومى را باین وادار نمود كه؛ خویشان و أقوامشان را إكرام و احترام كنند! و صله رحم بجاى آورند! به آنها فرمود: آیا؛ بر این وامیدارد كه؛ با أرحام كافرشان صله رحم كنند!؟ و كسى را بعظمت شناسند كه خدا، كوچكش شمرده!؟ و حال آنكه؛ احتقار و كوچك شمردن كفّار را بر او واجب كرده است!؟.

گفتند: نه، ولى؛ آنها را به صله أرحام مؤمنشان وادار نموده است.

افزود، كه؛ أمیرالمؤمنین علیه السّلام فرمود: آیا؛ براى اتّصال شان به پدر و مادر خویش، حقوق أرحام و خویشان شان را واجب ساخت؟

(مخاطب، إظهار نمود:) گفتم: آرى، اى برادر رسول خدا.

فرمودند: در این صورت، آنها- فقط- حقوق پدران و مادران را در باره آنان، برآورده می سازند!.

گفتم: آرى! اى برادر رسول خدا.

فرمود: پدر و مادرشان- فقط- آنها را در دنیا، غذا میدهند و از ناملایمات و مصائبش نگه میدارند! و آن، نعمتى است نابودشونده! و ناملایمى است كه از بین میرود! در صورتى كه؛ رسول پروردگارشان، بنعمت دائمى- كه از بین نرود- سوق شان داد! و از ناملایمى نگهدارشان بود كه فناناپذیر و أبدى است!.

بنا بر این؛ كدامیك از این دو نعمت، عظیم ‏تر است؟

گفتم: نعمت رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله، أجلّ و أعظم و بزرگتر است! فرمود: پس چگونه جایز باشد كه؛ بر أداى حقّ كسى وادار نماید كه؛ خدا، حقّش را كوچك شمرده! و بر أداى حقّ كسى وادار نكند كه؛ خدا، حقّش را به بزرگى یاد كرده است!؟

گفتم: آن، جایز نیست.

فرمودند: پس؛ در این صورت، حقّ رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله، عظیم تر از حقّ پدر و مادر است! و حقّ رحم پیامبر- نیز- بالاتر و عظیم تر از حقّ رحم والدین است.

بنابر این؛ رحم رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله، به صله و اتّصال، سزاوارتر است و جرم و گناه) قطعش، عظیم ‏تر!.

پس؛ واى! و صد واى!! بر كسى كه؛ در رسول خدا [قطع رحم‏] كند! و واى! و صد واى! بر كسى كه؛ حرمتش را تعظیم و تكریم نكند! آیا ندانستى؛ حرمت رحم رسول خدا (ص)، حرمت رسول خدا (ص) است! و حرمت رسول خدا (ص)، حرمت خدا است!؟ و البتّه! حقّ خدا، از هر منعم غیر او، عظیم ‏تر است!. و یقین بدان! هر منعم- جز او- تنها از این حیث، إنعام كرده كه؛ پروردگارش براى آن، مقدّر او ساخته! و او را بدان توفیق داده است!.

آیا ندانستى؛ خدا به موسى بن عمران، چه گفت؟

گفتم: پدر و مادرم فداى شما! به او چه فرمود؟

إظهار داشت كه؛ خداى تعالى! فرمود: اى موسى! آیا به كُنه این مطلب، پى میبرى؟ كه رحمت من، ترا تا چه حدّى فرا گرفته؟

موسى گفت: تو، از پدر و مادرم بمن مهربانترى! خدا فرمود: اى موسى! و حقیقت، جز این نیست كه؛ بخاطر فضل رحمت من، مادرت بتو رحم آورد! بنا بر این؛ منم كه او را برفق و مدارایش- بر تو- واداشتم! و قلب او را پاك و پاكیزه نمودم! تا خواب شیرین خویش را براى تربیت و پرورشت رها كند! و اگر؛ با او چنین كارى نمیكردم، با دیگر زنان، یكسان بود.

اى موسى! آیا به كُنه این مطلب، پى میبرى كه؛ بنده ‏اى از بندگان مؤمنم برایش خطا و گناهانى است، كه به آخرین كرانه‏ هاى آسمان رسد! آنها را برایش مى ‏آمرزم و باكى ندارم! (موسى) گفت: پروردگارا! چگونه باكى ندارى!؟

فرمود: براى خصلت شریفى كه در بنده من است، و من آن را دوست دارم. و او آنست كه؛ برادران فقیر مؤمنش را دوست دارد! و بآنان سر می زند! و خودش را با آنها، یكى میداند! و بر آنان تكبّر نمیكند. هر گاه؛ چنین فعلى از او سرزد، گناهان او را برایش مى‏ آمرزم و باكى ندارم! اى موسى! یقین بدان! كه فخر (و عظمت)، رداى من است! و كبریاء و بزرگى، روپوش من! پس؛ هر كه؛ در چیزى كه باین دو مربوط است، با من، نزاع (و جدال) كند، به آتش خود، عذابش كنم!.

اى موسى! یقین بدان، از بزرگداشت جلال من اینست: بنده من- كه از حطام دنیا، بهره ‏ورش ساخته‏ ام- به بنده ‏اى از بندگان مؤمنم [كه در دنیا، دست او را كوتاه كرده ‏ام،] إكرام و احترام كند. پس اگر؛ بزرگى و نخوت، بر او إبراز نمود، تحقیقا؛ بزرگى و عظمت جلال مرا، سبك شمرده! و توهین كرده است!.

 سپس؛ أمیر المؤمنین علیه السّلام فرمودند:

البتّه؛ رحمى كه؛ بنا به فرمایش خود- أنا الرّحمن- از رحمت خود، مشتق نموده، همان [رحم محمّد (ص)] است. و یقین بدان! از إجلال و تعظیم خدا، إجلال و تعظیم محمّد (ص) است. و البتّه؛ از إجلال و تعظیم محمّد (ص)، إجلال و تعظیم رحم محمّد (ص) است. و براستى! هر مرد و زن مؤمن، از شیعیان ما- هم او- از رحم محمّد (ص) است. و یقین بدان! كه إجلال و تعظیم آنها، از إجلال و تعظیم محمّد (ص) است. پس؛ واى! بر كسى كه؛ اندكى از حرمت محمّد (ص) را سبك شمارد! و خوشا بر أحوال كسى كه؛ حرمتش را تعظیم كند! و بزرگش بداند! و رحمش را إكرام و احترام كند! و صله رحم بجاى آورد!.

در باره‏ «الرَّحِیمِ» إمام علیه السّلام فرمودند:

و أمّا؛ [الرَّحِیمِ‏]، معنایش این است كه: او به بندگان مؤمنش رحیم است. و از رحمت او است كه صد رحمت آفرید!. از آن، رحمت واحدى در خلایق و همه آفریدگان، قرار داد. و به آن، مردم بیكدیگر، رحیم و دلسوزند! و مادر، بفرزندش مهربان!. و (از این رو) مادران (در عالم) حیوانات، بر اولادشان گرایش و عطوفت دارند! پس؛ آنگاه كه روز رستاخیز، فرا رسد [رحمت واحد] را به نود و نه بخش دیگر، بیفزاید! و با آن، به امّت (جلیل) محمّد (ص) رحمت آورد! آنگاه؛ در باره كسانى از أهل این ملّت- كه برایشان خواهان شفاعت‏ اند- شفیعشان گرداند. تا اینكه؛ فردى پیش مؤمن شیعه مى ‏آید و میگوید:

شفاعتم كن! و (او) گوید: چه حقّى بر من دارى؟

میگوید: روزى، ترا آب دادم.

- آنچه رخ داده، بیادش آورد- پس؛ شفاعتش كند، و شفاعتش در او قبول افتد.

و دیگرى مى ‏آید و میگوید: براستى؛ بر تو حقّى دارم! پس؛ شفاعتم كن! میگوید: و حق تو، بر من چیست؟

جواب میدهد: ساعتى در روز گرم، به سایه دیوارم پناهنده شدى! پس؛ شفاعتش كند، و شفاعت در باره او، قبول افتد. و دائما؛ شفاعت كند! حتّى شفاعت او، در باره آشنایان و همنشینان و همسایگانش پذیرفته شود.

و یقینا؛ مؤمن، نزد خدا، از آنچه گمان ببرید، گرامى ‏تر است!.



(1). یا مشتقّ از رحمة است.



تفسیر فاتحة الكتاب از امام حسن عسكرى علیه السلام، ص: 37-32

"ادامه مطلب در پُست بعدی"

 




نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، امـــــــام عســــــــــــــگری، 01-سوره حــمــد، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن، تفسیر سوره حمد از امام حسن عسكرى علیه السّلام،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 12 آذر 1397



«مالِكِ یَوْمِ الدِّینِ»


تفسیر سوره حمد از امام حسن عسكرى(ع)


امام علیه السّلام فرمود:

(خدا) بر اقامه روز جزا- كه همان روز حساب است- قادر و توانا است. قادر است كه آن را از زمان وقوعش جلو بیندازد! و از أوقات بروزش بتأخیر افكند!.

او، در روز جزا- نیز- مالك است. از این رو؛ بحق، داورى كند. كسى كه؛ دامن خویش بجور و ستم، آلوده است! در آن روز، مالك هیچ حكم و داورى نیست! [همانگونه كه در دنیا، كسى كه صاحب إختیار و مالك أحكام است ستم كند!] فرمود: و أمیر المؤمنین علیه السّلام اضافه نمود كه؛ آن، روز حساب است و فرمود كه: شنیدم رسول خدا (ص) میفرمایند:

آیا؛ شما را به زیرك ترین زیرك ها! و أحمق ‏ترین أحمق ها! خبر ندهم؟

گفتند: آرى! یا رسول اللَّه! فرمود: زیرك ترین زیرك ها، كسى است كه؛ نفسش را محاسبه كند! و براى آنچه بعد از مرگ است، عمل نماید. و أحمق ‏ترین أحمق ها كسى است كه؛ پیرو هواى نفسش باشد! و آرزوهاى پوچ از خدا بخواهد! در این هنگام، مردى گفت: یا أمیرالمؤمنین! و إنسان، نفسش را چطور محاسبه كند؟

فرمود: هر گاه؛ (برایش) بامدادى! سپس شامگاه، فرا رسد، به نفس خویش مراجعه كند و بگوید:

اى نفس! براستى؛ این روز، بر تو سپرى شد. هرگز بسوى تو بر نمیگردد! و خداى تعالى! در باره‏ اش ترا بازخواست نماید كه؛ در چه فانى ‏اش كردى؟ در آن، چه عملى انجام دادى؟ آیا خدا را بیاد آوردى؟ یا او را ستودى؟ آیا؛ حوائج مؤمنى را برآوردى؟ آیا؛ گرفتارى و بلا را از او برطرف ساختى؟ آیا؛ هنگامى كه؛ از تو غایب بود، آبروى او را - در أهل و اولادش- نگهداشتى؟ 

 آیا؛ بعد از مرگ، احترام او را در أخلافش رعایت كردى؟ آیا، از غیبت برادر مؤمنى [بفضل و برترى مقامت‏] صرف نظر كردى؟ آیا؛ مسلمانى را كمك كردى؟ در آن چه كردى؟

و آنچه در كمون (پنهان) وجود او است، بیاد آورد.

پس؛ اگر بیادش آید كه از او، خیرى سر زده، بحمد و ستایش خداى عزّوجلّ! پردازد و به توفیقش، او را به بزرگى یاد كند!. و هر گاه نافرمانى و عصیان یا تقصیرى بیاد آورد، ذات أقدس الهى را- به ترك تكرارش- استغفار كند! و با طرق زیر، از نفس خویش، آن را بزداید:

[به تجدید صلوات بر محمّد و آل پاك و طاهر او! و پیشنهاد بیعت أمیر المؤمنین صلوات اللَّه علیه، بر نفس خویش! و پذیرفتنش براى آن! و تكرار لعن مبغضین و بدخواهان و دشمنان او و بازدارندگان از حقوقش!] پس؛ هر گاه چنین فعلى از او سر زد، خداى عزّوجلّ! گفت: با موالات و دوستیت با أولیاء و دوستان من، و عداوت و دشمنى‏ات با دشمنانم، در چیزى از گناهان، با تو مناقشه نكنم!.


تفسیر فاتحة الكتاب از امام حسن عسكرى علیه السلام، ص: 40-38

"ادامه مطلب در پُست بعدی"

 





نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، امـــــــام عســــــــــــــگری، 01-سوره حــمــد، 
برچسب ها : تفسیر سوره حمد از امام حسن عسكرى علیه السّلام، تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 12 آذر 1397



«إِیَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاكَ نَسْتَعِینُ»


تفسیر سوره حمد از امام حسن عسكرى(ع)



إمام علیه السّلام، إظهار نمود كه؛ در «إِیَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاكَ نَسْتَعِینُ» خداى تعالى! فرمود: اى آفریدگان!- كه در نعمت سرشار (من)، غوطه ‏ورید!- بگوئید:

[تنها، ترا می پرستیم!] اى خدائى كه؛ نعمت فراوان و رحمت گوناگون بما ارزانى داشته‏ اى! با ذلّت و كرنش و فروتنى! بدون ریا و شهرت و جاه!- خالصانه!- ترا فرمانبرداریم!. [و تنها، از تو، یارى مى ‏طلبیم!] بر طاعت و بندگی ات- آنچنان كه فرمودى- از تو كمك میخواهیم. و از دنیاى خود، آنچه از او نهیش كردى، حذر كنیم! و تقوى، پیشه خود سازیم. و از شیطان [كه از درگاه مقدّست دور است!] و از جنّ و إنس گمراه‏ كننده سركش! و از ستمگران آزار پیشه! بدامن عصمتت چنگ زنیم! فرمود: و از أمیر المؤمنین علیه السّلام، از بزرگ شقاوت و بدبختى! سؤال شد.

فرمود:

مردى كه؛ دنیا را بخاطر دنیا، رها نمود! دنیا را از دست داد و زیانكار آخرت شد.

و مردى كه با ریاء مردم، بندگى نمود! و كوشید! و روزه گرفت! او، همان كسى است كه از لذّات دنیا، محروم گردید! و رنج و زحمتى گریبانگیرش شد! كه هر گاه؛ خالصانه باو روى مینمود، سزاوار (پاداش و) ثوابش بود. پس؛ وارد آخرت شد در حالى كه؛ بگمانش از او- واقعا!- عملى آنچنان سر زده، كه با آن، میزان عملش را سنگین و وزین میكند! ولى؛ آن را [هَباءً مَنْثُوراً] می یابد!.

گفته شد: از مردم، چه كسى پشیمانى و حسرتش از همه زیادتر است!؟

فرمود: آنكه؛ مالش را در میزان دیگرى دید! و خدا، او را بآن، وارد آتش نمود! و وارثش را بآن، داخل بهشت گردانید.

گفته شد: این، چگونه شود؟

فرمود: چنان كه برخى از برادران ما، داستان مردى را بیان نمود، كه؛ بر او وارد

شد در حالى كه او، (مركبش را) میراند. باو گفت:

فلانى! در باره صد هزار (پولى) كه در این صندوق است، چه میگوئى؟

گفت: از آن، هرگز زكاتى ندادم! و هرگز صله رحمى از آن، بجا نیاوردم! اضافه نمود، گفتم: پس بر چه (أصول،) آن را گرد آوردى؟

گفت: بخاطر سختگیرى پادشاه! و عائله فراوان! و ترس فقر و تهیدستى عائله! و بعلّت گرفتارى زمانه! گفت: آنگاه؛ از پیش او نرفت، تا قالب تهى كرد! بعد از آن على علیه السّلام فرمود:

الحمد للَّه! كه (خدا)، او را از دنیا خارج كرد، در حالى كه؛ پست و موهون و ملامتگر بود!- بباطلى كه جمعش كرد! و حقّى كه منعش كرد!- آن را جمع و نگهدارى كرد! و آن را بست و بتحكیم درش پرداخت!. در آن، بیابان و سرزمین هاى بى‏ آب و علف! و گرداب دریاها را پیمود!.

اى (بشر) واقف و آگاه! به نیرنگ و خدعه مپردازد!- آنچنان كه رفیقت دیروز، پرداخت!- به یقین! روز رستاخیز، اندوه و پشیمانى فردى، از همه بیشتر است كه؛ مالش را در میزان دیگرى دید! خداى عزّ و جلّ! این را [بدارائى،] وارد بهشت كند! و آن را به [ندارى‏]، وارد آتش!.

 إمام صادق علیه السّلام فرمود:

و روز قیامت، از این پشیمان تر، مردى است كه؛ مالى فراوان، با ترس و هراس! و زحمت زیاد و روى‏ آور شدن خطرات! گردآورى نمود، آنگاه مالش را در صدقات و خیرات و مبرّات، فانى كرد! و نیرو و جوانیش را در عبادات و قربات از دست داد! و او، با این حال، براى علىّ بن أبى طالب علیه السّلام، فضیلت و حقّش را تشخیص ندهد! و براى او، موقعیّت و محلّش را در إسلام نشناسد! و فردى را كه؛ یكدهم و یك صدم از فضائل او را دارا نیست، بالاتر و برتر از آن جناب بداند!. بر حجج و دلائل، آگاه مى‏ شود، امّا؛ روى آن، تأمّل نمیكند! به آیات و أخبار، علیه او، إحتجاج مى ‏شود! در عین حال، زیر بار نمیرود!

جز اینكه به گمراهیش إدامه دهد و سرسختى كند! پس؛ آن، از هر پشیمانى و حسرت، عظیم تر است!، بروز قیامت درآید، و حال آنكه؛ صدقاتش- فی المثل- همانند أفعى، مقابلش نمودار میشوند كه او را نیش بزنند! و عبادات و صلواتش همانند فرشتگان موكّل آتش، در پى او باشند! تا بگونه خاصّى او را بدوزخ افكنند!.

(در این حال) میگوید: اى واى بر من! آیا از نمازگزاران نبودم!؟ آیا از زكات پردازان نبودم!؟. آیا نسبت به ناموس و مال مردم، از پاكدامنان نبودم!؟ پس؛ چرا باین مصیبت عظمى گرفتار شدم!؟

باو گفته شود: اى بدبخت! آنچه عمل كردى، بتو سود نبخشید، و تحقیقاٌ؛ بزرگترین فرائض و واجبات را- بعد از توحید خداى تعالى! و إیمان بنبوّت محمّد [رسول اللَّه‏] (ص)- ضایع كردى!. از معرفت حقّ على [ولىّ اللَّه‏] آنچه؛ لازم و ضرورى بود، از بین بردى!. به امامت و پیشوائى دشمن خدا [كه خدا، بر تو حرام نمود] إقدام كردى و ملتزم شدى!. و اگر؛ بجاى این رفتار و أعمالت، طاعت و عبادت روزگار- از آغاز تا فرجامش- براى تو بود! و بجاى صدقات و خیراتت، تمام أموال دنیا را صدقه میدادى! [بلكه؛ بگنجایش زمین، طلا إنفاق میكردى!] تماماٌ؛ جز اینكه از رحمت خدا، ترا دور سازد، چیز دیگرى نبود! و جز اینكه؛ ترا به خشم خدا، نزدیك كند، در آن أثرى نیست!.

إمام حسن (عسكرى) علیه السّلام فرمود: أمیر المؤمنین علیه السّلام، از قول رسول خدا (ص) إظهار داشت كه خداى تعالى! فرمود:

بگوئید: إِیَّاكَ نَسْتَعِینُ‏.

(یعنى:) بر طاعت و بندگى ‏ات (تنها از تو كمك میخواهیم!) و در كنار زدن حیله و شرّ دشمنانت (اى خدا! تنها، از تو كمك میجوئیم!) و آنچه بفرمائى! أمر، أمر تو است!.

و آن حضرت (ص)، از جبرئیل، از طرف خداى عزّوجلّ! فرمود:

اى بندگان من! تمام شما، گمراهید! جز كسى كه هدایتش كردم. پس؛ از من، راهنمائى و هدایت، درخواست كنید، تا شما را هدایت كنم!. و تمام شما، فقیرید! جز كسى كه بى‏ نیازش كردم. پس؛ از من، بى ‏نیازى و غنا، درخواست كنید، تا روزى و رزقتان دهم.  و تمام شما، گنهكارید! جز آنكه آمرزش و گذشتم را نصیبش كردم، پس؛ از من، مغفرت و آمرزش بخواهید! تا شما را بیامرزم. و هر كه بداند كه من، بآمرزش و مغفرت، داراى توان و قدرتم! و او، بتوان و قدرتم مغفرت و آمرزش بخواهد، او را مى‏ آمرزم و باكى ندارم!.

و اگر براستى! أوّل و آخر شما و زنده و مرده شما، (خلاصه،) از شما، هیچ تر و خشكى نماند، جز اینكه؛ بر پاك و نظیف كردن دل بنده ‏اى از بندگانم اجتماع كنند، در ملك و سلطنتم باندازه پر مگسى نیفزایند! و اگر براستى! أوّل و آخر شما و زنده و مرده شما، (خلاصه،) از شما، هیچ تر و خشكى نماند، جز اینكه؛ بر آلوده و بدبخت كردن دل بنده ‏اى از بندگانم اجتماع كنند، از ملك و سلطنتم باندازه پر مگسى نكاهند!. و اگر براستى! أوّل و آخر شما و زنده و مرده شما، (خلاصه،) از شما، هیچ تر و خشكى نماند، جز اینكه؛ اجتماع كنند و هر یك از آنها، آنچه بخواهد و بذهنش برسد، تمنّا و آرزو كند، باو عطا كنم! آن، در ملك و سلطنتم نمودى ندارد!، همچنان كه اگر؛ یكى از شما، بر لب دریا گذر كند، و در آن، سوزنى فرو برد! آنگاه؛ بیرون آورد. و این، بدان جهت است كه؛ من جواد و بخشنده‏ ام! با عزّت و مجدم! بى‏ نیاز و با محبّتم!. عطایم كلامى است و عذابم كلامى! پس؛ آنگاه كه چیزى اراده نمودم، جز این نیست كه؛ باو میگویم: باشد! بلا درنگ! میباشد.

اى بندگان من! برترین و بزرگترین بندگى و طاعات را بجا آورید! تا اینكه؛ به تسامح و مدارا، با شما رفتار كنم- گرچه در ما سواى آن، كوتاه آمدید!- و بزرگترین و زشت ‏ترین معاصى را رها كنید! تا در ارتكاب گناهان ما عداى آن،(غیر از آن) با شما مناقشه نكنم!

 البتّه؛ بزرگترین طاعات و بندگى، توحید من! و تصدیق پیامبر من! و تسلیم بوصىّ او است، و آن، علىّ بن أبى طالب و پیشوایان پاك نسل او، صلوات اللَّه علیهم است. و البتّه؛ بزرگترین معاصى، نزد من، كفر و ناسپاسى بمن! و پیامبر من! و جدائى و مخالفت ولىّ محمّد است!- یعنى: علىّ بن أبى طالب و أولیاء بعد از او- پس اگر خواستید در [منظر أعلى!] و بالاترین شرف، نزد من باشید! نبایستى؛

هیچ یك از بندگان من، نزد شما، از محمّد و بعدش على- برادر او- آنگاه؛ فرزندانشان [كه بكار و أمور بندگانم قائم‏اند!] ممتازتر و برتر باشد. (1) براستى؛ هر كه عقیده ‏اش چنین باشد، او را از شریفترین پادشاهان بهشتم قرار دهم.

و بدانید كه؛ مبغوض ترین آفریده، براى من، كسى است كه؛ بمن تمثّل و همانندى إبراز كند! و مدّعى ربوبیّتم شود! و بعد از او، مبغوضترینشان براى من، كسى است كه؛ همانندى و تمثّل به محمّد، إظهار نماید! و با نبوّتش، نزاع و درگیرى داشته باشد! و ادّعاى نبوّت كند!. و بعد از او، مبغوض ترینشان براى من، كسى است كه؛ تمثّل و همانندى به جانشین محمّد، نشان دهد! و با شرف و بزرگوارى و مقام او، نزاع و جدال كند! و جانشینى و مقام او را مدّعى گردد!. و بعد از اینها- كه متعرّض سخط من ‏اند! و مدّعى‏ اند آنچه را كه مدّعى‏ اند!- مبغوض ترینشان براى من، كسانى ‏اند كه؛ مددكار و معاون آنها محسوبند! و مبغوض ترین آفریده، براى من، بعد از اینها، كسانى ‏اند كه؛ به رفتار و كردار آنها راضى ‏اند؛ گرچه مددكارشان نباشند.

و همچنین؛ محبوبترین آفریده، براى من، أفراد پایدار و قائمین بحقّ من ‏اند. و برتر و افضلشان نزد من، و گرامی ترینشان بر من، [محمّد]، سرور مخلوقات است. و گرامیترین و افضلشان بر من، پس از وى، برادر (محمّد) مصطفى- علىّ مرتضى- است. آنگاه؛ بعد از او، از أفراد پایدار و قائمین بعدل و داد [از إمامان حقّ و حقیقت‏] اند.

و أفضل مردم، بعد از آنها، كسانى‏ اند كه؛ آنها را بر حقّ مسلّمشان، یارى و مدد كردند. و بعد از آنها، محبوبترین آفریده- نزد من- كسى است كه؛ به آنها محبّت ورزد و به دشمنانشان بغض و عداوت! [اگر چه؛ یارى و مدد إمامان، برایش إمكان نداشته باشد!].

تفسیر فاتحة الكتاب از امام حسن عسكرى علیه السلام، ص: 45-40

"ادامه مطلب در پُست بعدی"

 





نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، امـــــــام عســــــــــــــگری، 01-سوره حــمــد، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن، تفسیر سوره حمد از امام حسن عسكرى علیه السّلام،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 12 آذر 1397



«اِهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ»


تفسیر سوره حمد از امام حسن عسكرى(ع)



إمام علیه السّلام فرمود: در [اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ‏] میگوئیم:

بر ما، توفیقت را إدامه بده! آنچنان كه، در روزگار پیشینمان، ترا اطاعت كردیم! تا همچنان، به روزگار آینده خود، ترا اطاعت كنیم!.

و [صراط مستقیم‏]، خود، دو صراط است: راهى در دنیا، و راهى در آخرت. و أمّا؛ راه مستقیم دنیا؛ همان كوتاهى از غلوّ![1] و از بین بردن تقصیر است! و (شخص،) آنچنان پایدارى و استقامت ورزد كه؛ بچیزى از باطل، گرایش پیدا نكند. و راه دیگر؛ راه مؤمنین به بهشت است! كه خود، (راهى است) مستقیم- از بهشت بآتش و غیر آتش عدول نكنند- جز راه بهشت (راه دیگرى نپویند)!.

 و إمام صادق علیه السّلام، در اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ‏ فرمودند:

میگوئیم: ما را به صراط مستقیم، إرشاد فرما! یعنى؛ به لزوم و پیوستگى راهى كه؛ بدوستى و حبّ تو، منجر شود! و به (سراى جاودان) بهشت و (رضوانت) برساند! و مانع پیروى هوى و هوس ما گردد! [كه اگر پیروى كنیم، پوچ و نابود شویم!] و مانع از اتّخاذ آراء (شخصى) ما گردد! [كه اگر اتّخاذ كنیم، به هلاكت رسیم!] آنگاه؛ فرمود: البتّه! هر كه؛ پیرو هوایش شد! و برأى خویش، با دیده إعجاب نگریست! همانند مردى است كه؛ شنیدم [مردم پست!] او را به بزرگى یاد میكنند و وصفش می نمایند! مایل دیدار او شدم، بنحوى كه مرا نشناسد، تا مقدار و منزلتش را ببینم. به این‏ حساب، او را در موضع و محلّى دیدم كه گروهى از مردم پست! (همچنان) بگردش حلقه زده اند. پنهان و مخفى از آنها ایستادم. باو، و ایشان- با پوشش نقاب- نگاه میكردم.

همواره با مكر و حیله با آنها رفتار مینمود! تا اینكه؛ راهى مخالف راه دیگران، پیش گرفت! و از آنان، جدا شد و براه قبلى برنگشت. و عامّه مردم، بدنبال حوائج خود پراكنده شدند. و من، در پى‏اش راه افتادم. چیزى نگذشت كه به نانوائى، گذر نمود و غافلگیرش كرد! و از دكّانش دو قرص نان، بدزدى برداشت!. از او، در شگفت آمدم! سپس با خود گفتم؛ شاید با همدیگر، حساب و معامله‏اى دارند. آنگاه؛ بعد از این جریان، به صاحب انارى گذر نمود، و پیوسته مراقب بود، تا غافلگیرش كرد! و از پیش او، باندازه حاجتش بدزدى برداشت! سپس؛ دائما! او را دنبال كردم، تا به مریضى گذر نمود، و دو قرص نان و دو انار را پیش او نهاد و رفت، و دنبالش كردم. تا اینكه؛ در بقعه و مكانى از صحرا مستقر شد. باو گفتم: اى بنده خدا! حقیقت اینست كه؛ تعریف و خوبى ترا شنیدم و دیدار ترا مایل شدم! نتیجة؛ ترا ملاقات كردم. امّا؛ از تو چیزى مشاهده كردم كه؛ فكر و ذهنم را مشغول ساخت. آن را از تو میپرسم تا خاطرم آسوده شود.

گفت چیست؟

گفتم كه؛ دیدم بنانوائى، گذر نمودى! و از او، دو قرص نان دزدیدى! آنگاه بصاحب انارى مرور كردى، و از او، دو انار دزدیدى!.

إمام فرمود كه؛ او- قبل از هر چیز- بمن گفت: تو كیستى؟

باو گفتم: مردى از أولاد آدم- از امّت محمّد (ص)- بمن گفت: از چه كسانى؟

گفتم: مردى از أهل بیت رسول خدا (ص).

گفت: شهرت كجا است؟

گفتم: مدینه.

گفت: شاید تو، جعفر بن محمّد بن علىّ بن الحسین بن علىّ بن أبى طالب، هستى!؟

گفتم: آرى!

گفت: با جهل و نادانى‏ ات به چیزى كه به آن مشرّف شدى! و اینكه علم و دانش جدّ و پدرت را رها كردى، شرف جدّ و تبار تو، برایت بى‏ فایده است! چون؛ نبایستى، آنچه را كه حمد و ثناى آن و ستایش فاعل آن، واجب است، منكر شوى!.

گفتم: آن چیست؟

گفت: قرآن- كتاب خدا- گفتم: و آنچه از قرآن كه باو جاهلم چیست!؟

گفت: فرمایش خداى عزّوجلّ : 

مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها وَ مَنْ جاءَ بِالسَّیِّئَةِ فَلا یُجْزى‏ إِلَّا مِثْلَها[2] 

همانا من؛ وقتى كه دو قرص نان، دزدیدم، دو [سیّئه‏] بود. و زمانى كه؛ دو انار دزدیدم، دو [سیّئه‏]. این (روی هم) چهار [سیّئه‏]. و چون، هر یك از آنها را صدقه دادم، چهل [حسنه‏] شد! و از چهل حسنه، در إزاء چهار سیّئه، چهار حسنه، كم كن! سى و شش حسنه، باقى ماند!.

گفتم: مادرت بعزایت بنشیند! تو، بكتاب خدا، جاهلى! آیا؛ گفتار خدا را نشنیدى كه فرمود: 

إِنَّما یَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ‏[3] 

یقینا تو؛ وقتى كه دو قرص نان دزدیدى، دو سیّئه بود، و چون؛ دو انار دزدیدى دو سیّئه!. چون؛ بدون أمر صاحبشان بغیر صاحبشان دادى، جز این نیست كه؛ چهار سیّئه بچهار سیّئه افزودى! و چهل حسنه به چهار سیّئه نیفزودى! پس؛ شروع كرد به نگاه كردن من! كه رهایش كردم و برگشتم!.

إمام صادق علیه السّلام فرمود:

بمانند این تأویل زشت جاهلانه دور از حریم حق، گمراه میشوند! و گمراه میكنند!، و این، تأویل (و توجیه) معاویه است- كه آنچه لایق او است، بر او باد!- او، زمانى كه بقتل عمّار یاسر رحمة اللَّه علیه، پرداخت! لرزه بر اندام گروه كثیرى افتاد! و گفتند؛ رسول خدا (ص) فرمود:

«عمار را، گروه تجاوز كار میكشد!» در این لحظه، [عمر و عاص‏]، بر معاویه وارد شد و گفت: اى أمیر المؤمنین! مردم، به هیجان و اضطراب درآمده ‏اند!.

گفت: براى چه!؟

گفت: بخاطر كشتن عمّار یاسر! آیا چنین نیست كه؛ واقعا! رسول خدا (ص) فرمود: «عمّار را، گروه تجاوز كار میكشد!» معاویه باو گفت: در سخنت كوتاه آمدى! آیا؛ ما او را كشتیم؟! جز این نیست كه؛ علىّ بن أبى طالب- هنگامى كه؛ او را بین سر نیزه‏ هاى ما افكند- او را كشت! این مطلب، به (گوش) على رسید، فرمود:

پس؛ در این صورت، پیامبر خدا (ص) است كه؛ حمزه را كشت!- هنگامى كه او را بین سرنیزه ‏هاى مشركین افكند! آنگاه؛ إمام صادق علیه السّلام فرمود:

خوشا بحال كسانى كه؛ آنها چنانند كه رسول خدا (ص) فرمود:

«این دانش را دادگران هر نسلى حامل‏ اند، كه؛ تحریف خودسران و غالیان! و ادّعاى دروغ پوچگرایان! و تأویل جاهلان را از آن، دور سازند!.» در این لحظه، مردى بآن جناب گفت:

یابن رسول اللَّه! من، بواسطه بدنم از یارى شما عاجزم! و جز بیزارى از دشمنان شما! و لعن آنها را مالك نیستم! پس؛ حالم چگونه است؟

إمام صادق علیه السّلام باو فرمود:

پدرم از پدرش از جدّش حدیث نمود كه، رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله فرمود:

كسى كه؛ از یارى ما- أهل بیت- عاجز و ناتوان شد! و در نهان و خلوت هاى خویش بلعن دشمنان ما پرداخت، صداى او را خدا، بجمیع فرشتگان- از زمین تا عرش الهى- رسانید! و هر زمان كه؛ این مرد، دشمنان ما را لعن خاصّى نمود، او را (فرشتگان)، یارى و مساعدت كردند! و به لعن هر كه مشغول است (آنان نیز) لعنش كردند! آنگاه؛ به ثناى این (مرد الهى) پرداختند و گفتند:

 بار إلها! بر این بنده خود، صلوات (و سلام) بفرست! بنده‏اى كه؛ آنچه در امكانش بود (در راه تو) بخشید! و اگر بیش از آن، توانائى داشت، انجام میداد.

در این هنگام؛ از جانب خداى عزّ و جلّ! ندائى فرا رسد كه:

حقیقتاٌ؛ دعاى شما را دوست داشتم! و ندایتان را شنیدم! و بر روح وى-در روحها- صلوات (و سلام) فرستادم! و او را نزد خودم از أخیار و برگزیدگان و پاكیزگان قرار دادم!.




(1). غلوّ، در جایى است كه؛ إنسان، از حدّ معیّن خودش تجاوز كند! مثلا: چیزى بگوید و إظهار كند كه از ناحیه معصومین نرسیده باشد. چنان كه؛ در باره غالیان، إمام باقر علیه السّلام فرمود:

« گروهى ‏اند كه؛ در باره ما، چیزى قائل‏اند كه ما، راجع بخودمان قائل نیستیم! پس؛ آنها از ما نیستند و ما از آنها نیستیم!» كافى، جلد 2 صفحه 75 و زمینه تفسیر قرآن، صفحه 69.

(2). أنعام، آیه 160

(3). مائده، آیه 27.



تفسیر فاتحة الكتاب از امام حسن عسكرى علیه السلام، ص: 51-46

"ادامه مطلب در پُست بعدی"

 




نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، امـــــــام عســــــــــــــگری، 01-سوره حــمــد، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن، تفسیر سوره حمد از امام حسن عسكرى علیه السّلام،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 12 آذر 1397



«صِراطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ‏»


تفسیر سوره حمد از امام حسن عسكرى(ع)



إمام علیه السّلام فرمودند: [صِراطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ‏] یعنى؛ بگوئید:

ما را براه كسانى هدایت فرما، كه؛ به توفیق دین و طاعتت بر آنان نعمت ارزانى داشتى!، و آنها كسانى ‏اند كه؛ خدا فرمود:

«و آنان كه؛ خدا و رسول (وى) را فرمان ببرند، هم آنها با كسانى‏ اند كه؛ خدا، بر آنان نعمت، ارزانى داشته!- از پیامبران و صدّیقین و شهدا و صالحین- و آنان [از حیث رفاقت‏] چه خوب (أفرادى) اند.»[1] و این مطلب، عیناٌ از أمیر المؤمنین علیه السّلام، بیان شده است. (آن جناب) افزود كه؛ آنگاه فرمود:

اینها، [إنعام ‏شدگان‏][2] بمال و صحّت بدن نیستند- اگر چه؛ همه اینها، نعمت بارزى از جانب خدا است- آیا نمى ‏بینید كه اینها، گاهى كافر یا فاسق ‏اند!؟ پس؛ ترغیب و تحریك نشدید كه در دعا بخواهید كه؛ بر آنان رهنمون گردید! فقط مأمور شدید كه بخواهید: براه كسانى رهنمون شوید كه؛ بر آنان نعمت [إیمان بخدا، و تصدیق رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم، و ولایت محمّد و آل طیّب و طاهر او، و أصحاب نیك و برگزیده‏ اش‏] ارزانى گشته است!. و تقیّه خوب (از درگاهش بخواهید) كه بدان وسیله از شرّ بندگان خدا و شرّ زندیق ها [بدوران دشمنان خدا از كفرشان‏] سالم و در أمان باشید! (تقیّه‏ اى) كه با آن، مدارا كنید! و به آزار خود و مؤمنین، تحریكشان نكنید! (و مأمور شدید كه؛) شناسائى و معرفت حقوق برادران مؤمن را (بخواهید).

پس؛ حقیقت اینست كه؛ هیچ بنده و كنیزى نیست كه موالى محمّد و آل محمّد و یاران آن جناب باشد و با دشمنان شان دشمنى كند، مگر اینكه؛ حقیقة! جایگاه أمن و سپر محكمى از عذاب خدا، اتّخاذ كرده است!. و هیچ بنده و كنیزى نیست كه؛ با بندگان خدا، به بهترین نوع، سازش و مدارا كرد- در حالى كه؛ با آن، در باطلى داخل نشد و از حقّى خارج نگشت- مگر اینكه؛ خدا نفسش را تسبیح! و عملش را پاك و پاكیزه قرار داد! و باو بصیرتى بر كتمان سرّ ما و تحمّل خشم و غیظ [بر آنچه از دشمنان ما میشنوند] عطا كرد! و باو، ثواب كسى را داد كه؛ در راه خدا، بخونش غلطان است!.

و بنده ‏اى نیست كه؛ حقوق برادرانش را بعهده گرفت! و با جدّ و جهد خود، حقّشان را ایفا كرد! و آنچه در امكانش بود، داد! و از آنان، به گذشت و عفوشان راضى شد! و كنجكاوى آنها را رها نمود! و از (اشتباه و) لغزش آنها- هر چه هست- درگذشت! مگر اینكه؛ خداى عزّ و جلّ! روز قیامت، باو فرمود:

اى بنده من! حقوق برادرانت را ادا كردى، و در آنچه بنفع تو بود، باستقصاء و كنجكاوى آنها نپرداختى، و من بخشنده ‏تر و كریم ‏تر و سزاوارترم بآنچه تو از باب كرم و مسامحه رفتار نمودى! و من، امروز، بر آن حقّى كه ترا وعده دادم، رفتار كنم! و از رحمت و فضل بیكرانم بر تو افزون كنم! و در كوتاهیت ببرخى از حقوقم بر تو كنجكاوى نكنم!.

(إمام) فرمود:

آنگاه؛ وی را بمحمّد و آل و اصحابش ملحق كند! و او را از شیعیان برگزیده آنان قرار دهد!.

سپس (آن جناب) افزود كه؛ رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله، روزى به یكى از صحابه خود فرمودند:

اى بنده خدا! در راه خدا، محبّت و دوستى كن. و در راه خدا، بغض كینه ورز. و در راه خدا، موالات كن. و در راه خدا، دشمنى كن. حقیقت اینست كه؛ راهى به [ولایت خدا] جز به موالات طریق، إمكان ندارد. و هیچ كس طعم إیمان را نیابد، تا چنین شود!- اگر چه؛ نماز و روزه‏ اش فراوان باشد- و تحقیقاٌ؛ برادرى مردم، امروزه، اكثرش در (باره) دنیا است! بر این أساس، بیكدیگر إظهار دوستى كنند! و بر این أساس، به همدیگر، خشم و كینه ورزند. و آن، چیزى از خدا، بى ‏نیازشان نكند!.

در این هنگام؛ مرد (صحابى) گفت:

یا رسول اللَّه! برایم چگونه مى‏ شود كه بدانم؛ یقینا و حتما! در راه خدا، موالات و دشمنى إبراز نمودم!؟ و ولىّ خدا كیست؟ تا موالى او باشم!؟ و دشمن خدا كیست؟ تا باو دشمنى ورزم!؟.

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله، بعلىّ بن أبى طالب علیه السّلام اشاره نمود و فرمود:

آیا؛ این را مى‏ بینى!؟

گفت: آرى.

فرمود: ولىّ این، ولىّ خدا است، پس موالى او باش! و دشمن این، دشمن خدا است، پس با او دشمنى كن!. و با ولىّ این، موالات كن! اگر چه براستى؛ او، قاتل پدر و فرزند تو است! و با دشمن این، دشمنى كن! اگر چه براستى؛ او، پدر و فرزند تو است!.

______________________________
(1) وَ مَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ مِنَ النَّبِیِّینَ وَ الصِّدِّیقِینَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحِینَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفِیقاً نساء، آیه 69.

(2) در معنى فارسى‏ «أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ» گرچه عباراتى همچون؛ [كسانى كه بر آنها إنعام فرمودى‏] رساتر است، أمّا؛ در این كتاب، بخاطر سادگى و روانى جمله، [إنعام‏ شدگان‏] برگزیده شد.


تفسیر فاتحة الكتاب از امام حسن عسكرى علیه السلام، ص: 55-52

"ادامه مطلب در پُست بعدی"

 





نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، امـــــــام عســــــــــــــگری، 01-سوره حــمــد، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن، تفسیر سوره حمد از امام حسن عسكرى علیه السّلام،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 12 آذر 1397




«غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَ لَا الضَّالِّینَ»‏


تفسیر سوره حمد از امام حسن عسكرى(ع)


أمیرالمؤمنین علیه السّلام فرمودند:

خدا، به بندگانش فرمان داد كه؛ راه [إنعام‏ شدگان‏] را از او، درخواست كنند! و (گروه ممتاز إنعام شده،) همان پیامبران و صدّیقین و شهداء و شایسته گان‏ند.

و (دستور فرمود) كه؛ از راه غضب‏ شدگان، (دورى كنند و) پناهندگى بخواهند. و (گروه غضب شده،) همان یهودانند! كه خدا، در باره آنان فرمود:

«آیا؛ شما را به بدتر از آن- از حیث پاداش و جزا- نزد خدا، آگاه كنم!؟

كسى (بدترین جزاء، پاداش او است) كه؛ خداوند، او را از در خویش رانده! و بر او، خشم و غضب كرده است!.»[1] و (دستور فرمود:) از طریق گمراهان (دورى كنند و) از او، پناهندگى بخواهند. و آنها، كسانى اند كه؛ خدا، در باره آنان فرمود:

«بگو: اى أهل كتاب! در دین تان- بناحق- غلو نكنید! و از هواى نفس گروهى كه قطعا! پیش از این، گمراه شدند! و (مردم) زیادى را گمراه كردند! و از میان راه راست، بدور افتادند! تبعیّت نكنید!»[2] و (این گروه) همان مسیحییان‏ند.

سپس؛ أمیرالمؤمنین علیه السّلام فرمود:

هر كه، بخدا كافر شد، او كسى است كه بر او غضب شده! و از راه خداى عزّ و جلّ! گمراه گشته! و حضرت رضا علیه السّلام فرمود: این چنین است.

______________________________
(1) قُلْ هَلْ أُنَبِّئُكُمْ بِشَرٍّ مِنْ ذلِكَ مَثُوبَةً عِنْدَ اللَّهِ مَنْ لَعَنَهُ اللَّهُ وَ غَضِبَ عَلَیْهِ‏ مائده، آیه 60.

(2) قُلْ یا أَهْلَ الْكِتابِ لا تَغْلُوا فِی دِینِكُمْ غَیْرَ الْحَقِّ وَ لا تَتَّبِعُوا أَهْواءَ قَوْمٍ قَدْ ضَلُّوا مِنْ قَبْلُ وَ أَضَلُّوا كَثِیراً وَ ضَلُّوا عَنْ سَواءِ السَّبِیلِ‏ مائده، آیه 77.


(1) و در آن افزود: و هر كه؛ در عبودیّت و بندگى، از أمیر المؤمنین، تجاوز كند، او، در زمره كسانى است كه؛ بر آنها غضب شده! و جزو گمراهان است!.


کتاب تفسیر فاتحة الكتاب از امام حسن عسكرى علیه السلام، ص: 56






نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، امـــــــام عســــــــــــــگری، 01-سوره حــمــد، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن، تفسیر سوره حمد از امام حسن عسكرى علیه السّلام،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 12 آذر 1397


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار وبلاگ نویسی

وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت

اخبار ایران:

اخبار جهان:

اخبار اقتصادی:

اخبار علمی

اخبار فناوری و اطلاعات

اخبار هنری:

اخباراجتماعی

اخبار ورزشی

--------------------------------------------------------------------------------------

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

--------------------------------------------------------------------------------------
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
-------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------- ساخت وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic