وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :


مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ


هر که علم اولین و آخرین را میخواهد،

باید آن را در قرآن بجوید.


کنزل العمال ج1 ص548




مدیر وبلاگ :سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید






برچسبها


اسرار زرد بودن صورت انسان ‏ها و كبود بودن چشم ‏های آنان 


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 377-مطلب شماره 530


احمد بن محمّد بن عیسى علوى حسینى رضى اللَّه عنه، از محمّد بن اسباط، از احمد بن محمّد بن زیاد قطان، از ابو الطیّب احمد بن محمّد بن عبد اللَّه، از عیسى بن جعفر علوى عمرى رضى اللَّه عنه از پدرانش، از عمر بن على، از پدر بزرگوارش على بن ابى طالب علیه السّلام در مدینة النبى صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم حضرت فرمودند: نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند:

برادرم عیسى به شهرى گذشت كه مردمانش صورت‏ هایى زرد و چشم‏ هایى كبود داشتند، آنها تا جناب عیسى را دیدند با فریادى بلند از آفت و بیمارى خود شكایت كردند.

حضرت فرمودند: دواء این بیمارى با خودتان هست، هر گاه گوشت مى‏ خورید بدون این كه آن را بشویید مى پزید و این كار را نباید بكنید زیرا هیچ موجودى از دنیا نمى‏ رود مگر آنكه به جنابت مبتلا مى‏ گردد و خوردن گوشت حیوانى كه مبتلا به جنابت است موروث این بیمارى است آنها پس از آن گوشت را شسته و سپس مى‏ پختند و مى ‏خورند، لذا مرض و بیمارى از آنها بر طرف شد.





نوع مطلب : علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 1 آذر 1397

وَلَقَدْ جَاءَتْ رُسُلُنَا إِبْرَاهِیمَ بِالْبُشْرَى قَالُوا سَلامًا قَالَ سَلامٌ فَمَا لَبِثَ أَنْ جَاءَ بِعِجْلٍ حَنِیذٍ ﴿هود/69

و به راستی فرستادگان ما ابراهیم را مژده آورده، سلام گفتند، او هم گفت: سلام [بر شما]. و درنگ نکرد تا گوساله ای بریان [برای آنان] آورد.





****************





خداوند متعال هویج را از چه آفرید؟



برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 376-مطلب شماره 529


 از حضرت امیر المؤمنین على علیه السّلام رواىت شده است كه آن حضرت فرمودند: از نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم سؤال شد: 

خداوند متعال هویج را از چه آفرید؟

پیامبر فرمودند:

روزى براى ابراهیم علیه السّلام میهمانى رسید و آن حضرت چیزى نداشت كه با آن میهمانش را پذیرایى نماید در دلش گفت: متوجّه سقف اطاق شده و تیرى از تیرهاى سقف را بیرون بكشم و آن را به نجّار بفروشم تا از آن بت بسازد، ولى این كار را نكرد و صرفا به حدیث نفس اكتفاء نمود، پس از خانه بیرون رفت و با خود ازار (قطیفه) و پارچه ‏اى برد، به مكانى رسید و در آن جا دو ركعت نماز گذارد، فرشته ‏اى حاضر شد و از سنگریزه ‏ها و سنگ هاى آن موضع مشتى برداشت و در ازار (قطیفه) ابراهیم ریخت و سپس در هیئت شخصى آن ازار (قطیفه) را حمل كرد و به خانه ابراهیم علیه السّلام آورد، دقّ الباب كرد و وقتى اهل بیت آن حضرت آمدند، گفت: این ازار ابراهیم است و بگیرید، آنها وقتى ازار را گشودند سنگریزه ‏ها به ذرّت و سنگ هاى دراز به هویج و سنگ هاى گرد و مدور به شلغم تبدیل شده بود.





نوع مطلب : علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 11-سوره هــــــود، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 1 آذر 1397


خــداوند جُــو را از چـه آفــرید؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 376-مطلب شماره 528


 از حضرت امیر المؤمنین على بن ابیطالب علیه السّلام‏  منقول است كه پرسیدند: 

خداوند جو را از چه آفرید؟

حضرت فرمودند: خداوند تبارك و تعالى به آدم علیه السّلام امر فرمود كه از آنچه براى خود اختیار كرده ‏اى زراعت نما، جبرئیل علیه السّلام مشتى از گندم برایش آورد، آدم یك قبضه و حوّا نیز قبضه‏ اى از آن برداشتند، جناب آدم به حوّا فرمود: تو زراعت مكن حوّا نپذیرفت و امر او را اطاعت نكرد، پس آنچه را كه آدم كاشت گندم بار داد و آنچه را كه حوّا حَـرَس(زراعت) نمود ثمره‏ اش جو گردید.





نوع مطلب : علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 02-سوره بـقـرة، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 1 آذر 1397


باب سیصد و هفتاد و ششم/1

 اسرار پیدا شدن كرم در میوه ‏ها 

 

برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 527


 از على بن ابیطالب علیه السّلام نقل كرده اند كه آن جناب فرمودند:

نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند: برادرم عیسى علیه السّلام به شهرى عبور كردند كه در میوه درختان شان كرم بود، مردم آن دیار شكایت نزد حضرت كرده و از بودن كرم در میوه‏ ها اظهار ناخرسندى نمودند.

حضرت فرمود: دواء این آفت نزد خود شما است و شما از آن بى ‏اطّلاع هستید شما وقتى درختان را مى‏ كارید ابتداء خاك ریخته و سپس آب مى‏ریزید در حالى كه اینطور نیست بلكه سزاوار است اوّل آب پاى ریشه درختان ریخته، سپس خاك بریزید تا در میوه‏ ها كرم پیدا نشود.

مردم به دستور جناب عیسى از نو درختان را به شرحى كه ایشان دستور داده بودند كاشتند و كرم‏ها از میوه‏ ها زایل گشت.





نوع مطلب : علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، شگفتیهای خلقت طبیعت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 1 آذر 1397


باب سیصد و هفتاد و پنجم

اسرار زرد بودن رنگ زرد آلو و شیرین بودن هسته بعضى از آنها



برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 526


 از على بن ابیطالب علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند:

خداوند عزّ و جل پیامبرى از پیامبران را به سوى قومش مبعوث نمود، وى مدّت چهل سال در میان قوم خود به ارشاد آنها همّت گماشت ولى احدى به او ایمان نیاورد در یكى از سالها كه آن مردم در كلیسا و معبدى عیدى گرفته بودند آن پیامبر نیز به متابعت ایشان در آن عید شركت نمود به آنها گفت: به خدا ایمان آورید.

گفتند: تو اگر پیامبر هستى براى ما دعا كن كه خدا طعامى همرنگ لباس ما حاضر كند، لباس آنها زرد رنگ بود.

آن پیامبر چوب خشكى را آورد پس خداوند متعال را خواند و از ذات جلالش خواست آن چوب را سبز كند، چوب سبز شد و میوه آورد و میوه ‏اش زرد آلو بود، آنها جملگى از آن میوه خوردند، هر كس از آن میوه خورد و نیّت داشت كه مسلمان شود هسته در جوف زرد آلویى كه خورده بود شیرین در آمد و آن كس كه میوه را خورد و نیّت داشت كه به دست آن پیامبر مسلمان نشود هسته در جوف زرد آلویى كه خورد بود تلخ از كار در آمد.





نوع مطلب : علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، شگفتیهای خلقت طبیعت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 1 آذر 1397

اسرار این كه چرا برخى از درختان میوه ‏دار و بعضى بدون میوه

 و پاره ‏اى تیغ دارند؟

 

برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 374-مطلب شماره 525


حدیث (1)

 از امام صادق علیه السّلام نقل كرده اند كه آن جناب فرمودند:

حق عزّ و جل درختى را نیافرید مگر آنكه داراى میوه خوراكى بود، پس از آنكه مردم براى خدا فرزند اتّخاذ كردند حق تعالى نیمى از درختان را بى ‏میوه نمود و بعد از آنكه براى خدا، اله و شریكى قرار دادند، پاره‏اى از درختان را تیغ‏دار گردانید.


حدیث (2)

 ابو الحسن احمد بن محمّد بن عیسى بن على بن الحسین بن على بن ابى طالب علیهم السّلام مى ‏فرماید:

ابو عبد اللَّه محمّد بن ابراهیم بن اسباط، از احمد بن محمّد بن زیاد قطان، از ابو الطیّب احمد بن محمّد بن عبد اللَّه، از عیسى بن جعفر بن محمّد بن عبد اللَّه بن محمّد بن على بن ابى طالب از پدرانش، از عمر بن على، از پدر بزرگوارش حضرت على بن ابى طالب علیه السّلام نقل كرده كه آن حضرت فرمودند:

از پیامبر اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم سؤال شد: چگونه برخى از درختان باردار و بعضى بدون بار مى ‏باشند؟

حضرت فرمودند: هر گاه جناب آدم علیه السّلام تسبیح مى‏ گفتند در قبال هر تسبیحش یك درخت باردار (میوه ‏دار) در دنیا پدید مى‏ آمد و هر زمانى كه حوّا تسبیح مى‏ گفت در ازاء آن یك درخت بدون بار پیدا مى ‏شد.






نوع مطلب : علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، شگفتیهای خلقت طبیعت، 02-سوره بـقـرة، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 1 آذر 1397


باب سیصد و هفتاد و سوّم

اسرار نامیده شدن شهر «قم» به «قم»

 

برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 5244


على بن عبد اللَّه ورّاق رضى اللَّه عنه از سعد بن عبد اللَّه از احمد بن محمّد بن عیسى و فضل بن عامر اشعرى از سلیمان بن مقبل از محمّد بن زیاد ازدى، از عیسى بن عبد اللَّه اشعرى، از حضرت صادق جعفر بن محمّد علیهما السّلام، آن جناب فرمودند:

پدرم، از جدّم، از پدرش علیهم السّلام نقل كردند كه فرمودند: رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند: هنگامى كه مرا به آسمان سیر و عروج دادند جبرئیل مرا بر كتف راستش حمل مى‏ كرد پس چشمم در زمین به بقعه‏ اى سرخ كه رنگش از زعفران زیباتر و بویش از مشك معطّرتر بود افتاد، در آن بقعه شیخى و پیر مردى كه بر سرش كلاه بلندى نهاده بود دیدم، به جبرئیل گفتم: این بقعه سرخ رنگى كه رنگش از زعفران زیباتر و بویش از مشك معطّرتر است چیست؟

جبرئیل عرضه داشت: اینجا مكان شیعیان شما و پیروان وصىّ شما على علیه السّلام است.

به جبرئیل گفتم: این شیخ و پیر مردى كه كلاه بلند بر سر دارد كیست؟

جبرئیل عرض كرد: این ابلیس است.

به او گفتم: او از این شیعیان چه مى‏ خواهد؟

جبرئیل عرضه داشت: مى‏خواهد ایشان را از ولایت و دوستى امیر المؤمنین علیه السّلام باز دارد و آنها را به فسق و فجور دعوت مى‏ كند.

به او گفتم: اى جبرئیل، به سوى ایشان فرود آییم، پس با سرعتى سریع تر از برق جهنده و تیزتر از شعاع چشم خود را به ایشان رسانیدیم، به ابلیس گفتم: قم یا ملعون (بایست اى مطرود درگاه حق) و در اموال و اولاد و زنان دشمنان شیعیانم شركت كن نه در اموال و اولاد و زنان ایشان زیرا بر شیعه من و على تو را دستى نیست و سلطه‏اى بر ایشان نخواهى داشت، از این رو این سرزمین به نام «قم» موسوم گشت.

 

 






نوع مطلب : حضـــرت معصـــــــــــــــومه ، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 1 آذر 1397

الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ

 وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ (نساء/34)

مردان را بر زنان تسلّط و حق نگهبانى است به واسطه آن برترى كه خدا بعضى را بر برخى مقرّر داشته و هم به واسطه آنكه مردان از مال خود باید به زن نفقه دهند.


**********


اسرار اینكه چرا هر مذكّرى معادل دو برابر مؤنّث ارث مى‏ برد؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 371-مطلب شماره 523


حدیث (1)

 على بن احمد رحمة اللَّه علیه، از محمّد بن ابى عبد اللَّه، از محمّد بن اسماعیل، از على بن عبّاس، از قاسم بن ربیع صحّاف از محمّد بن سنان، وى گفت:

حضرت ابا الحسن الرّضا علیه السّلام در جواب مسائلى كه از آن جناب سؤال كردم مكتوبى برایم فرستادند كه در آن نوشته شده بود:

سرّ این كه به زنان نصف میراث مردان مى‏رسد آن است كه زن وقتى ازدواج نمود مال را از مرد مى ‏ستاند (شاید مراد گرفتن مهریّه یا نفقه باشد) ولى مرد پس از ازدواج باید اعطاء كند از این رو حظّ و نصیب او را بیشتر از نصیب زن قرار داده‏ اند.

علّت دیگر براى دو برابر ارث بردن مردان از زنان این است كه زن اگر محتاج باشد در سلك عیال و نان‏ خورهاى مرد داخل بوده و بر مرد لازم است او را اداره كند و نفقه‏ اش را بپردازد ولى بر زن واجب نیست مرد را اداره كرده و در صورت احتیاج وى نفقه ‏اش را بدهد لذا حظّ مردان را دو برابر نصیب زنان قرار داده ‏اند و به همین معنا اشاره دارد فرموده حق تعالى:

الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ

 وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ‏(نساء/34)

مردان را بر زنان تسلّط و حق نگهبانى است به واسطه آن برترى كه خدا بعضى را بر برخى مقرّر داشته و هم به واسطه آنكه مردان از مال خود باید به زن نفقه دهند.

 

حدیث (2)

 على بن حاتم از قاسم بن محمّد از حمدان بن الحسین از حسین بن ولید، از ابن بكیر از عبد اللَّه ابن سنان از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده، وى مى‏ گوید: محضر مباركش عرضه داشتم براى چه میراث مذكّر دو مقابل میراث زن قرار داده شده؟

حضرت فرمودند: زیرا در مقابل آن خداوند براى زنان مهریّه قرار داده است.

 

حدیث (3)

 على بن حاتم، از محمّد بن احمد كوفى، از عبد اللَّه بن احمد نهیكى، از ابن ابى عمیر، از هشام بن سالم نقل كرده كه از ابى العوجاء به احول گفت:

چرا با این كه زن ضعیف است نصیب ارثى او یك سهم بوده و مرد كه قوى و نیرومند و توانا است دو سهم برایش منظور كرده ‏اند؟

احوال گفت: این معنا را محضر مبارك امام صادق علیه السّلام من نیز عرضه داشتم حضرت در جواب فرمودند:

بر زن عاقله و نفقه و جهاد نیست و به دنبال اینها اشیاء دیگرى را نیز شمردند بعد فرمودند: ولى این امور و امثال اینها بر مرد مى ‏باشد از این رو براى وى دو سهم و براى زن یك سهم منظور شده است.

 

حدیث (4)

على بن احمد بن محمّد رضى اللَّه عنه، از محمّد بن ابى عبد اللَّه كوفى از موسى بن عمران نخعى از عمویش حسین بن یزید از على بن سالم، از پدرش نقل كرده كه وى گفت: از حضرت ابا عبد اللَّه علیه السّلام سؤال كرده و محضرش عرض كردم: چگونه میراث هر مذكّرى دو برابر میراث مؤنث گردیده است؟

حضرت فرمودند:

به خاطر آنكه حبّه ‏هایى كه آدم و حوا در بهشت از آنها تناول كردند هیجده حبّه بود، آدم علیه السّلام دوازده تا و حوّا شش تا از آن را خورد لذا میراث مذكر دو برابر مؤنث گردید.

 

حدیث (5)

 ابو الحسن محمّد بن عمر بن على بن عبد اللَّه بصرى از ابو عبد اللَّه محمّد بن عبد اللَّه بن احمد بن خالد بن جبلة الواعظ از ابو القاسم عبد اللَّه بن احمد بن عامر طایى از پدرش از حضرت على بن موسى الرّضا، از پدرش، از آباء گرامش از امیرالمؤمنین علیهم السّلام، راوى مى‏ گوید:

مردى از اهل شام از آن حضرت سؤالاتى كرد در ضمن مسائلى كه پرسید عرض كرد:

چرا میراث مذكّر دو برابر مؤنّث است؟

حضرت فرمودند: خوشه گندم سه حبّه داده بود حوّا یك حبّه را خورد و آدم دو حبّه را تناول كرد از این رو مذكّر دو برابر مؤنّث ارث مى ‏برد.





نوع مطلب : 04-سوره نسـاء، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 1 آذر 1397

اسرار اینكه چرا سهام  ورثه بیش از فرائض ششگانه نمى‏ شود؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب سیصد و هفتادم-مطلب شماره 522


 از امام صادق علیه السّلام نقل شده كه آن جناب فرمودند :

سهام ارث شش سهم است و زاید بر آن نیست.

محضر مباركش عرض شد: یا ابن رسول اللَّه چرا شش سهم قرار داده شده؟

حضرت فرمودند:

زیرا انسان از شش چیز آفریده شده چنانچه حق تعالى در قرآن فرموده:

وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن سُلَالَةٍ مِّن طِینٍ*ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِی قَرَارٍ مَّكِینٍ*ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَمًا فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحمًا* ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًاءَاخَرَ*فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الخَالِقِین* ثُمَّ إِنَّكُمْ بَعْدَ ذَلِكَ لَمَیِّتُونَ *ثُمَّ إِنَّكُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ تُبْعَثُونَ(مومنون/16-12)

 

 انسان را از گل خالص آفریدیم، سپس او را نطفه گردانیده و در جاى استوار (صلب و رحم) قرار دادیم، آنگاه نطفه را علقه نمودیم، پس از آن علقه را مضغه گردانیدیم، بعد مضغه (گوشت پاره) را استخوان و سپس بر استخوان گوشت پوشانیدیم. 

سپس آن را آفرینش تازه ‏اى دادیم(دمیدن روح)، پس شایسته‏ تكریم و تعظیم است خداوندى كه بهترین آفرینندگان است.و بعد از این همه شما خواهید مُـرد،باز در روز قیامت زنده و مبعوث می گردید

كلمه‏‏ «سُلالَةٍ» به معناى عصاره و كلمه‏ «عَلَقَةً» به معناى خون غلیظ و بسته شده و كلمه‏ «مُضْغَةً» به معناى پاره گوشت بدون استخوان است.

امام باقر علیه السلام فرمودند: مراد از «خَلْقاً آخَرَ» دمیده شدن روح در بدن است.

 

مصنّف این كتاب محمّد بن على (ره) مى‏ گوید:

براى حكم مذكور علّت دیگرى هست و آن این است كه مستحقّین ارث و اهل آن كه همیشه ارث مى ‏برند شش نفر مى ‏باشند باین شرح: پدر، مادر، پسر، دختر، شوهر، همسر.




[
]




نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، اســـــــــــــــــــــــرار مــرگ، 23-سوره مـؤمنـون، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 1 آذر 1397

ستم در وصیّت از معاصى كبیره مى‏ باشد 

برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم- باب سیصد و شصت و نهم/1-مطلب شماره 521 

 

حدیث (1)

امام صادق علیه السّلام از پدر بزرگوارش نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

مردى از انصار فوت كرد و دختر بچّه ‏اى و شش مملوك داشت، در وقت مرگ ممالیك را آزاد نمود و غیر از آنها مال دیگرى نداشت پس از مرگش بازماندگانش محضر نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم رفته و خبر او را به آن حضرت دادند، حضرت فرمودند:

صاحب خود را چه كردید؟

عرض كردند: او را دفن كردیم.

حضرت فرمودند: اگر مى‏ دانستم او را در قبرستان مسلمانان دفن نمى‏ كردم، وى فرزندى از خود بجا گذارده و او را محتاج و نیازمند به مردم نموده است.


حدیث (2)

 و با همین اسناد نقل شده كه امیر المؤمنین على علیه السّلام فرمودند:

ستم در وصیّت از معاصى كبیره مى‏ باشد.

 

حدیث (4)

 از امام صادق علیه السّلام نقل كرده اند كه آن جناب در ذیل فرموده حق تعالى:

فَمَنْ خافَ مِنْ مُوصٍ جَنَفاً أَوْ إِثْماً فَأَصْلَحَ بَیْنَهُمْ فَلا إِثْمَ عَلَیْهِ ﴿بقره/182

و هر كس چنین پندارد كه از وصیّت موصى به وارث او جفا و ستمى رفته و به اصلاح آن پردازد بر او گناهى نیست.

 فرمودند:

مقصود این است كه شخص در هنگام وصیّت ظلم و ستم كند به این نحو كه بیشتر از ثلث مالش را مورد وصیت قرار دهد.

 

حدیث (5)

 و با همین اسناد از حضرت جعفر بن محمّد علیهما السّلام نقل شده كه آن جناب فرمودند: كسى كه در وصیّتش به عدالت رفتار كند مثل این است كه مال مورد وصیّت را در زمان حیاتش صدقه داده و كسى كه به جور و ستم عمل كند خدا را روز قیامت ملاقات كند در حالى كه حق تعالى از او اعراض دارد.

 

حدیث (6)

 و با همین اسناد امام علیه السّلام فرمود: حضرت على علیه السّلام فرمودند:

اگر خمس مالم را وصیّت كنم محبوب‏تر است نزد من تا این كه ربع آن را وصیت نمایم. چنانچه اگر به ربع وصیّت كنم بهتر است تا به ثلث وصیّت نمایم و كسى كه ثلث مالش را وصیّت كند براى ورثه چیزى از خود بجا نگذاشته است.

 

تفسیر :

فَمَنْ خافَ مِنْ مُوصٍ جَنَفاً أَوْ إِثْماً فَأَصْلَحَ بَیْنَهُمْ فَلا إِثْمَ عَلَیْهِ

 إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ‏

بنا بر این استثناء تنها مربوط به مواردى است كه وصیت بطور شایسته صورت نگرفته، فقط در اینجا است كه وصى حق تغییر دارد، البته اگر وصیت كننده زنده است مطالب را به او گوشزد مى‏ كند تا تغییر دهد و اگر از دنیا رفته شخصا اقدام به تغییر مى‏ كند و این از نظر فقه اسلامى منحصر به موارد زیر است:

1- هر گاه وصیت به مقدارى بیش از ثلث مجموع مال باشد، چرا كه در روایات متعددى از پیامبر ص و ائمه اهل بیت ع نقل شده كه وصیت تا ثلث مال مجاز است و زائد بر آن ممنوع مى ‏باشد[1].

بنا بر این آنچه در میان افراد نا آگاه معمول است كه تمام اموال خود را از طریق وصیت تقسیم مى‏ كنند به هیچ وجه از نظر قوانین اسلامى صحیح نیست‏ و بر شخص وصى لازم است كه آن را اصلاح كند و تا سر حد ثلث تقلیل دهد.

2- در آنجا كه وصیت به ظلم و گناه و كار خلاف كرده باشد، مثل اینكه وصیت كند قسمتى از اموالش را صرف توسعه مراكز فساد كنند، و همچنین اگر وصیت موجب ترك واجبى باشد.

3- آنچه كه وصیت موجب نزاع و فساد و خونریزى گردد كه در اینجا باید زیر نظر حاكم شرع اصلاح شود.

ضمنا تعبیر به" جنف" (بر وزن كنف) كه به معنى انحراف از حق و تمایل یك جانبه است، اشاره به انحرافاتى است كه ناآگاهانه دامنگیر وصیت كننده مى‏شود و تعبیر به" اثم" اشاره به انحرافات عمدى است.

جمله‏ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ‏ كه در ذیل آیه آمده، ممكن است اشاره به این حقیقت باشد كه هر گاه وصى با اقدام مؤثر كار خلافى را كه از وصیت كننده سرزده اصلاح كند و او را براه حق باز گرداند خداوند از خطاى او نیز صرفنظر خواهد كرد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

(1) وسائل الشیعه جلد 13 صفحه 361( كتاب احكام الوصایا باب 10).






نوع مطلب : 02-سوره بـقـرة، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط : « اسرار اینكه چرا وصیّت به ثلث مال تعلّق مى ‏گیرد؟»،
          
پنجشنبه 1 آذر 1397

 اسرار اینكه وصیّت چرا به ثلث مال تعلّق مى ‏گیرد


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 369-مطلب شماره 520


 پدرم رحمة اللَّه علیه از احمد بن ادریس از احمد بن محمّد بن عیسى، از حسین بن سعید، از حمّاد بن عیسى از معاویة بن عمّار، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

براء بن مغرور انصارى(1) در مدینه بود و رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم در مكّه، موت براء فرا رسید وى وصیّت نمود كه ثلث مالش را برایش به مصرف رسانند از آن تاریخ سنّت بر این جارى شد كه وصیّت را به ثلث تعلّق دادند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1-بَراءِ بْن‌ِ مَعْرور بن صَخر، از انصار و صحابی‌ پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بود. وی‌ از تیره بنی‌ سلمه خزرج‌ بود. و در یثرب‌ سرور قوم‌ خویش‌ به‌ شمار می‌رفت. او یکی از هفتاد و پنج تن انصاری بود که در تابستان ۶۲۲ ( سه ماه پیش از هجرت) به هنگامِ مراسم حج در عَقَبه جمع شدند تا با پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بیعت کنند.





نوع مطلب : 02-سوره بـقـرة، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 1 آذر 1397


باب سیصد و شصت و هفتم

 اسرار طولانى شدن و كوتاه شدن سلطنت سلاطین‏

 

 برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 519

 

پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن محمّد بن عیسى، از عثمان بن عیسى، از ابى اسحاق ارجانى، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

خداوند تبارك و تعالى براى كسى كه به او سلطنت و فرمانروایى داده مدّتى از شب ها و ایّام و سال ها و ماهها را منظور و مقدّر فرموده، حال اگر در بین مردم به عدالت رفتار كند حق عزّوجل به صاحب فلك امر مى‏ فرماید كه در حركتش كند سیر كند در نتیجه ایّام و شب ها و سنوات و ماهها طولانى گشته و بدین ترتیب سلطنت وى طولانى مى‏ شود.

 و اگر در بین مردم ستم و ظلم كند، بارى تعالى به صاحب فلك امر مى‏ فرماید كه در حركتش تسریع نموده و شبها و روزها و سنوات و ماهها را زود و به سرعت طى كند و بدین ترتیب سلطنت وى كوتاه مى ‏گردد.

 






نوع مطلب : علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 1 آذر 1397

اسرار حرمت نگاه كردن به موهاى زنان پوشیده شده


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب سیصد و شصت و چهارم-مطلب شماره 518


حدیث (1)

 امام رضا علیه السّلام در جواب سؤالات مكتوبى مرقوم فرمودند که در آن آمده است :

نگاه كردن به موهاى زنان مستور(پوشیده شده) و بانوان شوهردار و غیر ایشان حرام است، زیرا این نگاه مرد را تهییج و تحریك نموده و تهییج شخص را به فساد و چیزى كه حلال و پسندیده نیست مى‏ كشاند و همچنین است حكم غیر مو كه نگاه مرد به آنها حلال نیست مگر در موردى كه حق تعالى در قرآن آن را استثناء كرده و فرموده است:


وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللَّاتِی لا یَرْجُونَ نِكاحاً فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُناحٌ‏...(نور/60)

و زنان سالخورده كه از ولادت و عادت بازنشسته و امید ازدواج ندارند بر آنان باكى نیست كه لباس هایشان غیر از چادر را بر زمین بگذارند و اشكالى ندارد كه به موهاى مثل این زنان نگاه شود.


============

 

تفسیر :

وَالْقَوَاعِدُ مِنَ النِّسَاء اللَّاتِی لَا یَرْجُونَ نِكَاحًا فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُنَاحٌ أَن یَضَعْنَ ثِیَابَهُنَّ غَیْرَ مُتَبَرِّجَاتٍ بِزِینَةٍ وَأَن یَسْتَعْفِفْنَ خَیْرٌ لَّهُنَّ وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ 

پیرزنان که دیگر امید شوی کردنشان نیست، بی آنکه زینت های خود را، آشکارکنند، اگر چادر خویش بنهند مرتکب گناهی نشده اند و خودداری کردن برای شان بهتر است و خدا شنوا و داناست.


در واقع براى این استثناء دو شرط وجود دارد:

نخست اینكه به سن و سالى برسند كه معمولا امیدى به ازدواج ندارند، و به تعبیر دیگر جاذبه جنسى را كاملا از دست داده ‏اند.

دیگر اینكه در حال بر داشتن حجاب خود را زینت ننمایند.

روشن است كه با این دو قید مفاسد كشف حجاب در مورد آنان وجود نخواهد داشت و به همین دلیل اسلام این حكم را از آنان برداشته است.

این نكته نیز روشن است كه منظور برهنه شدن و بیرون آوردن همه لباسها نیست بلكه تنها كنار گذاشتن لباسهاى رو است كه بعضى روایات از آن تعبیر به چادر و روسرى كرده است (الجلباب و الخمار).

در حدیثى از امام صادق ع در ذیل همین آیه مى‏ خوانیم كه فرمود:

الخمار و الجلباب، قلت بین یدى من كان؟ 

قال: بین یدى من كان غیر متبرجة بزینة

"منظور روسرى و چادر است، راوى مى‏ گوید از امام پرسیدم: در برابر هر كس كه باشد؟ 

فرمود: در برابر هر كس باشد، اما خود آرایى و زینت نكند"[1]

روایات دیگرى نیز به همین مضمون یا نزدیك به آن از ائمه اهل بیت ع نقل شده است‏[2]

در پایان آیه اضافه مى‏كند كه با همه احوال" اگر آنها تعفف كنند و خویشتن را بپوشانند براى آنها بهتر است" (وَ أَنْ یَسْتَعْفِفْنَ خَیْرٌ لَهُنَ‏).

چرا كه از نظر اسلام هر قدر زن جانب عفاف و حجاب را رعایت كند پسندیده ‏تر و به تقوا و پاكى نزدیكتر است.

و از آنجا كه ممكن است بعضى از زنان سالخورده از این آزادى حساب شده و مشروع سوء استفاده كنند، و احیانا با مردان به گفتگوهاى نامناسب بپردازند و یا طرفین در دل افكار آلوده‏اى داشته باشند در آخر آیه به عنوان یك اخطار مى‏ فرماید:" خداوند شنوا و دانا است" (وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ‏).

آنچه را مى‏گوئید مى‏ شنود و آنچه را در دل دارید و یا در سر مى‏ پرورانید

تفسیر نمونه، ج‏14، ص: 543



(1) وسائل الشیعه جلد 14 كتاب النكاح صفحه 147 باب 110.

(2) براى توضیح بیشتر به مدرك سابق مراجعه شود.





نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، علل الشرایع، علل الشرایع(بانوان)، 24-سوره نـــــــــور، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 1 آذر 1397


وَلا تَقْرَبُوا الزِّنَا إِنَّهُ کَانَ فَاحِشَةً وَسَاءَ سَبِیلا ﴿اسراء/32

و نزدیک زنا نشوید که کاری بسیار زشت و راهی بد است.

 

الزَّانِی لا یَنْکِحُ إلا زَانِیَةً أَوْ مُشْرِکَةً وَالزَّانِیَةُ لا یَنْکِحُهَا إِلا زَانٍ أَوْ مُشْرِکٌ وَحُرِّمَ ذَلِکَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ ﴿نور/3

مرد زناکار نباید جز با زن زناکار یا مشرک ازدواج کند، و زن زناکار نباید جز با مرد زناکار یا مشرک ازدواج نماید، و این [ازدواج] بر مؤمنان حرام شده است.

 

وَاللاتِی یَأْتِینَ الْفَاحِشَةَ مِنْ نِسَائِکُمْ فَاسْتَشْهِدُوا عَلَیْهِنَّ أَرْبَعَةً مِنْکُمْ فَإِنْ شَهِدُوا فَأَمْسِکُوهُنَّ فِی الْبُیُوتِ حَتَّى یَتَوَفَّاهُنَّ الْمَوْتُ أَوْ یَجْعَلَ اللَّهُ لَهُنَّ سَبِیلا ﴿نساء/15

و از زنان شما [امتِ اسلام] کسانی که مرتکب زنا می شوند، چهار نفر مرد از خودتان را بر آنان به گواهی بخواهید؛ پس اگر [به ارتکاب آن] گواهی دادند، آن زشت کاران را در خانه ها [به عنوان حبس ابد] نگاه دارید تا مرگشان فرا رسد، یا خدا [برای نجات] آنان راهی قرار دهد.


**********


اسرار اینكه  چرا فرزند زنا داخل بهشت نمى‏ شود؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 363-مطلب شماره 517


حدیث (1)

 از سعد بن عمر جلاب نقل كرده اند كه وى گفت:

امام صادق علیه السّلام به من فرمودند:

خداوند متعال بهشت را پاك و پاكیزه آفریده لذا داخل آن نمى‏شود مگر كسى كه ولادتش پاك و فرزند حلال باشد، سپس آن حضرت فرمودند:

خوشا به حال كسى كه مادرش عفیفه و صالحه باشد.

 

حدیث (2)

 از محمّد بن احمد از ابراهیم بن اسحاق، از محمّد بن سلیمان دیلمى، از پدرش حدیث را مرفوعاٌ به حضرت صادق علیه السّلام رسانده و نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

ولد زنا به درگاه الهى عرضه مى‏ دارد: 

پروردگارا، گناه من چیست، من راجع به خود كارى نكرده ‏ام؟

منادى نداء مى‏ كند: تو بدترین افراد سه‏ گانه هستى پدر و مادرت مرتكب گناه شدند، پس تو بر آنها مهربان شدى و به فعل شان راضى گشته، تو پلید و ناپاك مى‏ باشى و در بهشت داخل نمى‏ شود مگر كسى كه پاك باشد. 





نوع مطلب : 17-سوره اســراء، 24-سوره نـــــــــور، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 04-سوره نسـاء، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 1 آذر 1397

قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ ﴿زمر /53

بگوای بندگان من که [با ارتکاب گناه] بر خود زیاده روی کردید! از رحمت خدا نومید نشوید، یقیناً خدا همه گناهان را می آمرزد؛ زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است.



نَبِّئْ عِبَادِی أَنِّی أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِیمُ ﴿حجر/49

به بندگانم خبر ده که یقیناً من [نسبت به مؤمنان] بسیار آمرزنده و مهربانم.


*****

باب سیصد و شصت و دوّم

چرا روز قیامت مردم را به اسم مادرهایشان مى‏ خوانند؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 516


از حضرت امام صادق علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

خداوند تبارك و تعالى روز قیامت مردم را به اسم مادرهایشان مى ‏خواند و نداء مى‏ رسد:

كجا است فلان بن فلانه (فلانى پسر فلان زن) و این بخاطر آن است كه حق تعالى ایشان را در ستر و پوشش خوانده باشد نه بطور علنى و آشكار.

 






نوع مطلب : 39-سوره زمـر، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 15-سوره حـجـر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 1 آذر 1397


باب سیصد و شصت و یكم

 اسرار مكروه بودن خواستن حوائج از مخالفین‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 515


حدیث (1)

 پدرم از احمد بن ادریس، از حنان نقل كرده كه وى گفت: از حضرت ابا جعفر علیه السّلام شنیدم كه مى ‏فرمودند:

از مخالفین حوائج خود را نخواهید و آنها را مكلّف به رفع نیازمندی هاى خود نكنید زیرا ایشان نیز روز قیامت ما را مكلّف مى‏ كنند حوائج شان را بر طرف نماییم.

 

حدیث (2)

 و با همین اسناد از حضرت ابو جعفر علیه السّلام منقول است كه فرمودند:

حوائج و نیازهاى خود را از مخالفین نخواهید چه آنكه این وسیله ‏اى مى‏ شود براى آنكه در روز قیامت ایشان به رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم راه پیدا كنند.

 






نوع مطلب : علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 1 آذر 1397


باب سیصد و شصتم

اسرار مكروه بودن سوت زدن‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 514


از امام صادق علیه السّلام نقل كرده اند كه محضر مباركش عرض شد:

چگونه و چطور قوم لوط دانستند رجالى نزد حضرت لوط آمده‏ اند؟

حضرت فرمودند: همسر لوط از خانه خارج شد و سوت زد و بانگ نمود و وقتى قوم لوط صداى سوت او را شنیدند به خانه لوط آمدند فلذا سوت زدن از آن تاریخ به بعد مكروه اعلام شد.






نوع مطلب : 11-سوره هــــــود، 29-سوره عـنکبوت، 37- سوره صـافّـات، 51-سوره ذاریـات، 54-سوره قـمـر، 64-سوره تـغـابن، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 1 آذر 1397


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار وبلاگ نویسی

وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت

اخبار ایران:

اخبار جهان:

اخبار اقتصادی:

اخبار علمی

اخبار فناوری و اطلاعات

اخبار هنری:

اخباراجتماعی

اخبار ورزشی

--------------------------------------------------------------------------------------

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

--------------------------------------------------------------------------------------
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
-------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------- ساخت وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات