وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :


مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ


هر که علم اولین و آخرین را میخواهد،

باید آن را در قرآن بجوید.


کنزل العمال ج1 ص548




مدیر وبلاگ :سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید






برچسبها


فَأَزَلَّهُمَا الشَّیْطَانُ عَنْهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا کَانَا فِیهِ وَقُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُکُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَلَکُمْ فِی الأرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَى حِینٍ ﴿بقرة/36

پس شیطان ، هر دو را از [طریق] آن درخت لغزانید و آنان را از آنچه در آن بودند [چه مقام و مرتبه معنوى ، و چه منزلت و جایگاه ظاهرى] بیرون كرد . و ما گفتیم : [اى آدم و حوا و اى ابلیس !] در حالى كه دشمن یكدیگرید [و تا ابد ، بین شما آدمیان و ابلیسیان صلح و صفایى نخواهد بود ، از این جایگاه] فرود آیید و براى شما در زمین ، قرارگاهى [براى زندگى] و تا مدتى معین وسیله بهره ‏ورى اندكى خواهد بود.




****************



اسرار نامگذاری روزهای 15-14-13 از هر ماه به ایّام البیض

 و علّت پدید آمدن ریش براى مردان‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 111-مطلب شماره 319


حدیث (1)

 ابو الحسن على بن عبد اللَّه بن احمد الاسوارى الفقیه از مكّى بن سعدویه برذعى، از ابو محمّد نوح بن الحسن از ابو سعید جمیل بن سعد از احمد بن عبد الواحد بن سلیمان عسقلانى از قاسم بن حمید از حماد بن سلمه، از عاصم بن ابى النجود، از زر بن حبیش، وى مى‏گوید: از ابن مسعود راجع به ایّام البیض سؤال كرده و گفتم:

سبب نامیدن این ایّام به «ایام البیض» چیست و چگونه شنیده ‏اى؟

ابن مسعود گفت: از نبىّ اكرم صلّى اللَّه علیه و آله شنیدم كه مى ‏فرمودند:

هنگامى كه جناب آدم علیه السّلام عصیان پروردگارش را نمود منادى از عرش ندا داد:

اى آدم از جوار رحمت من بیرون شو، زیرا كسى كه عصیان مرا كند در جوار من نیست، آدم گریست و فرشتگان نیز گریستند، پس حق عزّ و جل جبرئیل را نزد آدم فرستاد.

جبرئیل آدم را در حالى كه سر تا پا سیاه شده بود به زمین فرود آورد، فرشتگان وقتى آدم علیه السّلام را با این هیئت دیدند به ضجّه در آمده و گریستند و سخت نالیده و به درگاه حق تعالى عرضه داشتند: پروردگارا مخلوقى را آفریدى و از روح خود در او دمیدى و فرشتگانت را به سجده كردنش وادار نمودى حال با یك گناه رنگ سفیدش را به سیاهى مبدّل فرمودى!؟

منادى از آسمان ندا كرد: امروز را براى پروردگارت روزه بگیر، آدم علیه السّلام آن روز را كه موافق با روز سیزدهم از ماه بود روزه گرفت، پس یک سوّم سیاهى از حضرت محو و زائل گشت سپس منادى در روز چهاردهم نداء كرد: امروز را براى پروردگارت روزه بگیر، جناب آدم علیه السّلام آن روزه را هم روزه گرفت و دو سوّم از سیاهى زائل گردید، روز پانزدهم باز منادى نداء كرد و حضرتش را به گرفتن روزه دعوت نمود، حضرت آن روز را هم روزه گرفتند، یک سوّم دیگرش نیز سفید گشت‏ و بدین ترتیب تمام سیاهى او زائل گردید و به همین خاطر این ایّام به ایّام البیض موسوم شد چه آنكه در همین ایّام حق تعالى سفیدى آدم را به وى بازگرداند، بعد منادى از آسمان نداء كرد اى آدم این سه روز را براى تو و فرزندانت قرار دادم، كسى كه این ایّام را در هر ماه روزه بدارد گویا تمام دهر را روزه گرفته است.

حمید مى‏ گوید: احمد بن عبد الواحد گفت: از احمد بن شیبان برمكى شنیدم كه مى‏ گفت: حمیرى این فقره را در حدیث اضافه نمود:

آدم علیه السّلام نشست در حالى كه زانوها را در بغل گرفت و سر را بین دو زانو نهاد با حالى حزین و غمگین، پس خداوند تبارك و تعالى جبرئیل علیه السّلام را نزدش فرستاد، جبرئیل گفت: اى آدم چرا تو را غمگین و محزون مى‏ بینم؟

جناب آدم علیه السّلام فرمود: پیوسته حزین و غمگین هستم تا امر خدا بیاید.

جبرئیل علیه السّلام عرض كرد: من فرستاده خداوند عزّ و جل به سوى تو بوده و حق تو را سلام مى ‏رساند و مى‏ فرماید:

اى آدم: حیّاك اللَّه و بیّاك.

جناب آدم فرمود: امّا حیّاك معنایش را مى‏ دانم (یعنى خدا عمرت را طولانى كند و باقى بدارد تو را) امّا بیّاك را ندانسته و معنایش چه مى ‏باشد؟

جبرئیل علیه السّلام عرض كرد: یعنى خدا تو را بخنداند.

نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلم فرمودند: 

آدم سجده كرد بعد سر برداشت و به طرف آسمان بلند كرد و عرضه داشت: پروردگارا به جمال و زیبایى من بیفزا، پس برایش ریشى مشكى همچون ذغال رویید، پس دست زد و محاسن خود را گرفت و عرض كرد:

الهى این چیست؟

خداوند فرمود: این ریش است و تو و فرزندان ذكورت تا روز قیامت را با آن زینت دادم.

مقاله مرحوم مصنف رحمة اللَّه علیه مصنّف این كتاب (مرحوم صدوق) مى‏ گوید:

این خبر صحیح و درست است ولى حق تبارك و تعالى امر دینش را به نبىّ مكرّمش حضرت محمّد صلّى اللَّه علیه و آله و سلم واگذار نموده و فرموده: آنچه را كه رسول براى شما آورد اخذ كرده و از آنچه شما را نهى نمود بر حذر باشید.

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلم به جاى ایام البیض روزه اوّلین پنجشنبه دهه اوّل و اوّلین چهارشنبه دهه وسط و پنجشنبه آخر از هر ماه‏ را سنّت قرار داده و روزه این ایّام را معادل روزه سال معرّفى نموده و فرمودند:

كسى كه روزه این سه روز را از هر ماه رعایت كند مانند كسى است كه تمام دهر را روزه گرفته باشد و دلیلش فرموده حق عزّ و جل مى‏باشد: مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها یعنى: كسى كه یك عمل حسنه و نیكى انجام دهد ده برابرش اجر و پاداش دریافت خواهد نمود.

وجه ذكر نمودن مرحوم مصنّف حدیث مذكور را مرحوم مصنّف فرموده: این حدیث را به خاطر دو جهت ذكر نمودم:

الف: در آن علّت خلقت ریش در مردان ذكر گردیده است.

ب: سبب نامیده شدن ایام البیض به این اسم بیان شده است چه آنكه اكثر مردم اینطور معتقدند كه وجه تسمیه این ایّام به ایام البیض آن است كه شب‏هاى این سه روز از اوّل تا آخر درخشان و روشن است و حال آنكه وجه تسمیه این نیست بلكه همان است كه در حدیث بیان گردیده مضافا به این كه شب‏هاى این سه روز از اوّل تا آخر درخشان نیست زیرا شب سیزدهم مانند شب چهاردهم و پانزدهم نمى ‏باشد.

و لا حول و لا قوة الّا باللَّه العلىّ العظیم. 





نوع مطلب : پیــــامبـــــــــران الــــــهی، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، اســـــــــــــــــــــــرار روزه، 02-سوره بـقـرة، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 2 شهریور 1397


چرا رسول خدا (ص)هر صبح و شام 360 مرتبه مى‏ فرمودند :

«الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ‏ كثیرا على كلّ حال‏»

 

برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 65-مطلب شماره 280


پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از یعقوب بن یزید، از محمّد بن الحسن المیثمى‏[1]، از یعقوب بن شعیب‏[2] نقل كرده كه وى گفت: از حضرت اباعبد اللَّه (امام صادق) علیه السّلام شنیدم كه میفرمودند:

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلم فرمودند :

 در بنى آدم سیصد و شصت رگ بوده كه صد و هشتاد رگ متحرّك و صد و هشتاد رگ دیگر ساكن میباشند، اگر رگ‏هاى متحرّك ساكن شده و یا بالعكس رگ‏هاى ساكن متحرك گردند شخص را خواب نمى‏ برد و رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلم هر صبح و شام به شكرانه سالم بودن رگ‏ها سیصد و شصت مرتبه می‏فرمودند :

الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ‏ كثیرا على كلّ حال


ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1]- محمّد بن الحسن المیثمى، مرحوم ممقانى در رجال فرموده كه وى در رجال مهمل است.

[2]- یعقوب بن شعیب بن میثم الاسدى، مرحوم علّامه در خلاصه فرموده كه وى ثقه مى باشد.





نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، پیــــامبـــــــــران الــــــهی، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 28 مرداد 1397



باب صد و هشتاد و پنجم


 علّت نامگذاری سدرة المنتهى، به این نام‏  



برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد یک-مطلب شماره 171




حدیث (1)

 از امام صادق علیه السّلام راجع به آیه شریفه:

ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى* فَكانَ قابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنى*‏ فَأَوْحى‏ إِلى‏ عَبْدِهِ ما أَوْحى*‏

سوره نجم/آیات 10-8

سؤال شد، حضرت فرمودند:

 اى حبیب این آیه را اینگونه قرائت مكن، بلكه بخوان: ثمّ دنى، فتدانا، فَكانَ قابَ قَوْسَیْنِ‏ فی القرب‏ أَوْ أَدْنى‏، فَأَوْحى‏ اللَّه الى عبده یعنی رسول اللَّه صلّى اللَّه علیه و آله ما اوحى.

اى حبیب، رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله هنگامى كه مكّه را فتح نمودند نفس شریف خود را در عبادت حقّ تعالى و شكر نعمت‏ هایش با طواف كردن بیت به تعب و رنج انداختند و امیر المؤمنین على علیه السّلام نیز با آن حضرت همراه بودند سپس امام علیه السّلام فرمودند: زمانى كه تاریكى شب اهل مكّه را در خود گرفت رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و امیر المؤمنین علیه السّلام به قصد سعى به صفا و مروه رفتند و وقتى از صفا به مروه فرود آمدند و در وادى نزدیك نشانه‏ اى كه دیدى قرار گرفتند نورى از آسمان تابید و آن دو بزرگوار را در خود گرفت، كوههاى مكّه روشن شده، دیدگان آن دو حضرت خشوع پیدا كرد پس هر دو فزع شدیدى نموده سپس رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله سر به سوى آسمان بلند كردند ناگهان بر سر مبارك دو انار دیدند، حضرت آن دو را تناول فرمودند، حقّ عزّوجلّ وحى نمود:

اى محمد این دو انار از میوه‏ هاى بهشت بوده پس از آن دو فقط تو و وصىّ تو على بن ابى طالب بخورید، پس رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله یكى از آن دو را خورده و على علیه السّلام دیگرى را تناول فرمودند، سپس خداوند به پیامبر اكرم صلّى اللَّه علیه و آله وحى فرمود آنچه را كه وحى نمود.

حضرت ابو جعفر علیه السّلام فرمودند: اى حبیب یك بار دیگر در «سدرة المنتهى» حضرت رسول صلى اللَّه علیه و آله جبرئیل علیه السّلام را مشاهده فرمود در نزد سدرة المنتهى بهشتى‏ است كه جایگاه متّقیان میباشد، یعنى هنگامى كه رسول خدا به آسمان بالا رفتند جبرئیل در سدرة المنتهى به آن جناب رسید، زمانى كه سیر و حركت جبرئیل به محل سدرة منتهى شد همان جا ایستاد و به رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله عرض كرد:

اى محمد این جا محلّ توقف و ایستادن من و جایى است كه خداى عزّوجلّ مرا در آن قرار داده و هرگز قدرت ندارم جلوتر بروم ولى شما بگذرید و به جلو بروید تا به سدره برسید سپس در آنجا توقف نمایید، رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله به طرف سدره جلو رفتند و جبرئیل ایستاد و توقف نمود.

حضرت ابو جعفر علیه السّلام فرمودند: چون فرشتگان نگهبان اعمال اهل زمین را به محلّ سدره بالا برده و آنجا مى‏ نهند این مكان به سدرة المنتهى موسوم گردیده است بارى اعمال وقتى به آنجا برده شد فرشتگان نگهبان كه جملگى كرام و برره هستند آنها را مى ‏نویسند.

امام علیه السّلام فرمودند: فرشتگان اعمال بندگان را به محل سدره مى‏ رسانند، رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله نظر مى‏اندازند شاخه ‏هاى این درخت (سدره) را مى‏ بینند كه زیر عرش و اطراف آن مى ‏باشند.

پس از آن امام علیه السّلام فرمودند: نورِ جبّارِ عزّوجلّ به رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله تجلّى كرده و آن حضرت را فرا مى‏ گیرد در این هنگام از شدّت نور و عظمت آن چشمان مبارك حضرت باز مانده به طورى كه لحظه ‏اى به هم نیامده و شانه‏ هاى مباركش به لرزه مى‏ آید.

پس از آن فرمودند: خداى متعال قلب رسولش را محكم و نور دیدگانش را قوى نمود تا از آیات پروردگار دید آنچه را كه دید و همین است معناى فرموده حقّ عزّوجلّ:

وَ لَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرى*‏ عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهى*‏ عِنْدَها جَنَّةُ الْمَأْوى‏*

سوره نجم/آیات 15-13

منظور موافات(1)  و رسیدن آن حضرت است به سدرة المنتهى و پس از رسیدن حضرتش دیدند آنچه را كه با چشم ملاحظه كردند یعنى آیات بزرگ الهى را كه مقصود بزرگ‏ترین آیات پروردگار مى‏ باشد با چشم دیدند.

حضرت ابو جعفر علیه السّلام فرمودند: قطر و ضخامت سدره به مقدار صد سال راه از ایّام دنیا بوده و هر برگى از آن اهل دنیا را مى ‏پوشاند و حقّ تعالى فرشتگانى دارد كه آنها را موكّل درخت و نخل خرما قرار داده، لذا هیچ درخت و نخلى نیست مگر آنكه با آن فرشته‏ اى است كه او را نگهدارى مى‏ كند و اگر چنین نمى‏ بود سباع(2) و حشرات زمین تمام آنها را در حالى كه میوه داشتند مى‏ خوردند.



--------------------------------------

(1)-معنای لغوی موافات:

موافات از وفاء گرفته شده و مصدر باب مفاعله آن است و سه حرف (و،ف،ی) کلمه ای است که بر اکمال و اتمام دلالت می کند.

در لسان العرب نیز آمده که: موافات به معنای اتمام می باشد اوفی الکیل؛ یعنی، آن را تمام نمود و چیزی از آن کم نگذاشت.
مجمع البحرین، آن را به معنای آمدن و حاضر شدن گرفته است و روایتی را نقل می کند که حجر الأسود بر موافات (یعنی حضور و آمدن نزد آن) کسی که آن را استلام نموده، شهادت می دهد.

راغب می نویسد: وفای به عهد به معنای تمام نمودن آن (انجام آن) است.

(2)-سباع=درندگان





نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، پیــــامبـــــــــران الــــــهی، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 9 تیر 1397
          
پنجشنبه 7 تیر 1397
          
پنجشنبه 7 تیر 1397



باب یکصد و سی و پنجم

اسرار و علّت تفاوت مأموریت های امامت ائمه معصومین

 علیه السّلام در چیست؟



برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-مطلب شماره 129



حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه فرمود: عبد اللَّه بن جعفر حمیرى از ابو القاسم هاشمى، از عبید بن قیس انصارى، از حسن بن سماعه، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند: 

جبرئیل علیه السّلام به رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله نازل شد و صفحه و ورقى را از آسمان با خود آورد كه نه قبلا و نه بعدا مشابه آن نازل نگردید، در آن صفحه مهرهایى از طلا بود، جبرئیل به رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله عرض كرد: اى محمّد این وصیّت تو است به نجیب و برگزیده از اهلت.

حضرت فرمود: اى جبرئیل نجیب از اهل من كیست؟

عرضه داشت: على بن ابى طالب، به او امر كن پس از آن كه رحلت و وفات نمودید مهر این صفحه را بشكند و به آنچه در آن نوشته عمل نماید.

پس از رحلت رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله على علیه السّلام مهر از نامه برداشت و به آنچه در آن نوشته بود عمل نمود.

 سپس هنگام رحلت آن را به حسن بن على علیه السّلام داد، آن جناب مهر بعدى را شكست و به آنچه در آن نوشته بود عمل كرد و در وقت وفات ورقه را به حسین بن على علیه السّلام داد.

 آن حضرت (امام حسین علیه السّلام) مهر بعدى را برداشت در نامه نوشته بود: قوم و خویشانت را با خود به سمت شهادت ببر و خود را قربانى خدا كن، حضرت به آنچه در آن بود عمل فرمود و سپس در وقت ارتحال از این عالم ورقه را به امام بعدى مسترد فرمود.

 آن حضرت (امام سجّاد علیه السّلام) مهر بعدى را شكست در آن نوشته بود: خاموش و ساكت و ملازم منزل باش و پروردگارت را عبادت كن تا زمان رحلت فرا رسد سپس آن حضرت ورقه را به امام بعد از خود سپرد.

 آن حضرت (امام باقر علیه السّلام) نیز مهر از آن برداشت در صفحه نوشته بود:

براى مردم حدیث بگو و فتوى بده و علم پدرانت را منتشر نما، حضرت به آنچه در آن نوشته بود عمل نمود سپس در وقت رحلت صفحه را به امام بعدى تسلیم كرد.

 آن حضرت (امام صادق علیه السّلام)  مهرش را شكست در آن نوشته بود براى مردم حدیث بگو و فتوى بده و پدرانت را تصدیق كن و اصلا خوف و هراس نداشته باش مگر از خدا چه آن كه تو در امان خدا و ضمان او هستى، سپس آن حضرت صفحه را به امام بعد از خود دفع نمود و آن حضرت نیز آن را به امام بعد از خود داد و او نیز به امام بعد و به همین منوال تا روز قیامت بپا شود.







نوع مطلب : پیــــامبـــــــــران الــــــهی، علل الشرایع، پیامبـــــــــــر اکــــــــــــرم ، حـضـرت زهـــــــــــــــــــراء، امـــــــام علـــــــــــــــــی، امـــــــام مجــــــــــــــتبی، امـــــــام حـســـــــــــــین ، امـــــــام سجّــــــــــــــــــاد، امـــــــام باقــــــــــــــــــــر، امـــــــام صـــــــــــــــــادق، امـــــــام کـــاظــــــــــــــم، امـــــــام جــــــــــــــــــواد، امـــــــام رضـــــــــــــــــــا، امـــــــام هــــــــــــــــــادی، امـــــــام عســــــــــــــگری، امـــــــام زمـــــــــــــــــــان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 28 خرداد 1397



ذَلِکَ الَّذِی یُبَشِّرُ اللَّهُ عِبَادَهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ قُلْ لَا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَى وَمَنْ یَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِیهَا حُسْنًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَکُورٌ ﴿شوری/23

این است چیزى كه خدا آن را به بندگانش كه ایمان آورده و كارهاى شایسته انجام داده‏اند مژده مى‏دهد . بگو : از شما [در برابر ابلاغ رسالتم] هیچ پاداشى جز مودّت نزدیكانم را [كه بنابر روایات معتبر اهل بیت ـ علیهم السلام ـ هستند]نمى‏ خواهم . و هر كس كار نیكى كند ، بر نیكى ‏اش مى‏ افزاییم ؛ یقیناً خدا بسیار آمرزنده و بخشنده پاداش فراوان در برابر عمل اندك است.



باب صد و هفدهم 


اسرار واجب بودن محبّت داشتن بندگان، به خدا و رسولش

 و اهل بیت پیامبر اکرم صلوات الله علیهم اجمعین



برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد یک صفحه 471-مطلب شماره 112



حدیث (1) 

ابو سعید محمّد بن فضل بن محمّد بن اسحاق نیشابورى از احمد بن عبّاس بن حمزه از احمد بن یحیى صوفى كوفى از یحیى بن معین از هشام بن یوسف از

عبد اللَّه بن سلیمان نوفلى، از محمّد بن على بن عبد اللَّه بن عبّاس، از پدرش، از جدّش، وى مى‏گوید رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله فرمودند :

خدا را دوست دارید به خاطر نعمت ‏هایى كه به شما داده و مرا هم دوست بدارید چون خدا مرا دوست دارد و اهل بیت مرا نیز دوست بدارید چون من آنها را دوست دارم.


حدیث (2) 

محمّد بن ابراهیم بن اسحاق طالقانى رحمة اللَّه علیه مى‏ گوید:

ابو احمد قاسم بن بندار معروف به ابى صالح حذّاء از ابو حاتم محمّد بن ادریس حنظلى از محمّد بن عبد اللَّه بن مثنّى بن عبد اللَّه بن انس بن مالك انصارى از حمید طویل، از انس بن مالك نقل كرده كه وى گفت: مردى از اهل بادیه آمد و ما بسیار دوست داشتیم كه شخصى از اهل بادیه محضر نبىّ اكرم صلّى اللَّه علیه و آله مشرّف شود و از آن حضرت سؤال كند، بارى وى عرض كرد: یا رسول اللَّه چه وقت ساعت بپا مى ‏شود (یعنى زمان قیامت كى خواهد بود)؟

چون وقت نماز رسیده بود حضرت نماز را خوانده و پس از آن فرمودند: چه كسى بود كه از ساعت قیامت سؤال نمود؟

سائل عرضه داشت: یا رسول اللَّه من بودم.

حضرت فرمودند: براى آن روز چه عمل آماده كرده ‏اى؟

عرضه داشت: به خدا سوگند عمل زیادى ندارم نه نماز و نه روزه فقط خدا و رسولش را دوست مى‏دارم.

حضرت فرمودند: شخص هر كسى را كه دوست دارد در آن روز با او محشور مى‏ شود.

انس مى ‏گوید: من ندیدم كه مسلمانان بعد از اسلام به عملى شادمان و مسرورتر باشند از سرورشان به محبّت به خدا و رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله.


حدیث (3) 

عبد اللَّه بن محمّد بن عبد الوهّاب قرشى از ابو نصر منصور بن عبد اللَّه بن ابراهیم اصفهانى از على بن عبد اللَّه از عثمان بن خرداد از محمّد بن عمران از سعید بن عمرو، از عبد الرّحمن بن ابى لیلى، از پدرش ابى لیلى نقل كرده كه وى گفت: 

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله فرمودند: هیچ بنده اى ایمان نمى‏ آورد مگر آن كه من نزد او از خودش محبوب‏تر و فرزندان من پیش او عزیزتر از فرزندان خودش و اهل و خویشانم از اهل‏ و خویشانش پیش او گرامى‏ تر و ذات من از ذات خودش از نظر او دوست داشتنى ‏تر باشد.





نوع مطلب : 42-سوره شـوری، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، پیــــامبـــــــــران الــــــهی، علل الشرایع، پیامبـــــــــــر اکــــــــــــرم ، حـضـرت زهـــــــــــــــــــراء، امـــــــام علـــــــــــــــــی، امـــــــام مجــــــــــــــتبی، امـــــــام حـســـــــــــــین ، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 25 خرداد 1397

ذَلِکَ الَّذِی یُبَشِّرُ اللَّهُ عِبَادَهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ قُلْ لَا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَى وَمَنْ یَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِیهَا حُسْنًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَکُورٌ ﴿شوری/23

این است چیزى كه خدا آن را به بندگانش كه ایمان آورده و كارهاى شایسته انجام داده‏اند مژده مى‏دهد . بگو : از شما [در برابر ابلاغ رسالتم] هیچ پاداشى جز مودّت نزدیكانم را [كه بنابر روایات معتبر اهل بیت ـ علیهم السلام ـ هستند]نمى‏ خواهم . و هر كس كار نیكى كند ، بر نیكى ‏اش مى‏ افزاییم ؛ یقیناً خدا بسیار آمرزنده و بخشنده پاداش فراوان در برابر عمل اندك است.




باب صد و شانزدهم 


اسرار نامیده شدن عزیزان حق تبارک و تعالی به 

محمّد، علی، فاطمه، حسن و حسین صلوات الله علیهم اجمعین



برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد یک صفحه 459-مطلب شماره 111




حدیث (1) ابو نصر احمد بن حسین بن احمد بن ابى عبید نیشابورى كه با احدى عالى مقام ‏تر از او ملاقات نكردم مى‏ فرماید: محمّد بن اسحاق بن ابراهیم بن مهران سراج از حسن بن عرفة العبدى از وكیع بن جرّاح، از محمّد بن اسرائیل از ابو صالح، از ابو ذر رحمة اللَّه علیه نقل كرده كه فرمود: از رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله شنیدم كه مى ‏فرمود:

من و على بن ابى طالب از یك نور آفریده‏ شده ‏ایم، دو هزار سال پیش از خلقت آدم علیه السّلام ما در جانب راست عرش تسبیح خدا مى‏ گفتیم، وقتى حقّ تعالى آدم را آفرید نور ما را در صلب او نهاد، زمانى كه او در بهشت سكنى گرفت در صلبش بودیم و وقتى خواست مرتكب گناه شود نیز در صلبش قرار داشتیم و نیز وقتى نوح در سفینه نشست در صلبش بودیم و هنگامى كه ابراهیم را در آتش انداختند در صلب او بودیم و پیوسته حقّ عزّ و جلّ ما را از اصلاب طاهره به ارحام پاكیزه انتقال مى‏داد تا نهایة در صلب عبد المطلب قرار گرفتیم سپس ما را به دو نیم نمود مرا در صلب عبد اللَّه و على علیه السّلام را در صلب ابو طالب قرار داد، در من نبوّت و بركت و در على علیه السّلام فصاحت و نیكو اسب دوانى را قرار داد، دو اسم از اسماء خودش را براى ما مشتقّ نمود او ذو العرش و محمود بوده و من محمّد مى ‏باشم، او خداى اعلى است و این على مى‏ باشد.

حدیث (2) حسن بن محمّد بن سعید هاشمى كوفى مى‏گوید: فرات بن ابراهیم كوفى، از حسن بن على بن حسین بن محمّد از ابراهیم بن فضل بن جعفر بن على بن ابراهیم بن‏ سلیمان بن عبد اللَّه بن عبّاس از حسن بن على زعفرانى بصرى از سهل بن یسار، از ابو جعفر محمّد بن على الطّائفى از محمّد بن عبد اللَّه مولى بنى هاشم، از محمّد بن اسحاق، از واقدى، از هذیل، از مكحول، از طاوس، از ابن عبّاس، وى مى ‏گوید:

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله به على بن ابى طالب علیه السّلام فرمود:

زمانى كه خداوند (تعالى ذكره) آدم را آفرید و از روحش در او دمید و فرشتگان را به سجده كردن به او امر فرمود و وى را در بهشت ساكن كرد و كنیز خود حوّاء را به تزویجش درآورد آدم چشم به طرف عرش دوخت پنج سطر نوشته به نظر آورد به درگاه الهى عرض كرد: پروردگارا، اینان كیانند؟

حقّ تعالى فرمود : ایشان كسانى هستند كه هر گاه شفاعت خلق مرا نمایند، شفاعت شان را قبول مى‏كنم.

آدم عرض كرد: پروردگارا، به قدر و عظمت آنها نزد خودت نام ایشان چیست؟

حقّ تعالى فرمود: امّا اوّلى: من محمود بوده و او محمّد است، دوّمى: من عالى هستم و او على است، سوّمى: من فاطرم و او فاطمه است، چهارمى: من محسن بوده و او حسن است، پنجمى، من ذو الاحسان مى ‏باشم و او حسین است، تمامشان حمد و ثناء الهى را بجا مى‏ آورند.

حدیث (3) على بن احمد بن محمّد دقاق رحمة اللَّه علیه مى‏ گوید:

محمّد بن جعفر اسدى از موسى بن عمران نخعى از حسین بن یزید از محمّد بن سنان، از مفضّل بن عمر، از ثابت بن دینار، از سعید بن جبیر، وى مى ‏گوید:

یزید بن قعنب گفت: با عبّاس بن عبد المطلب و گروهى از كسانى كه بت عزّى را مى‏پرستیدند در مقابل بیت اللَّه الحرام نشسته بودیم كه در این هنگام علیا مخدّره فاطمه بنت اسد والده ماجده امیر المؤمنین علیه السّلام كه باردار و نه ماهه بود جلو آمد در حالى كه درد وضع حمل بر او چیره شده بود عرض كرد: پروردگارا، من به تو و به آنچه از نزدت آمده اعمّ از رسولان و كتب آسمانى مؤمن هستم، كلام جدّم ابراهیم خلیل علیه السّلام را تصدیق داشته و قبول دارم كه او بیت عتیق (كعبه) را بنا نهاده، پس بحقّ كسى كه این بیت را ساخته و بحقّ مولودى كه در شكم دارم ولادتش را بر من سهل و آسان نما.

یزید بن قعنب مى‏ گوید: دیدم بیت از پشت شكافت و مخدّره فاطمه بنت اسد داخل بیت گردید و سپس از دیدگان ما پنهان شد و دیوار هم آمده، اراده كردیم قفل‏

درب خانه خدا را بگشاییم ولى درب باز نشد دانستیم كه این امر از جانب خدا است، سپس بعد از گذشت چهار روز در حالى كه امیرالمؤمنین علیه السّلام در دست آن علیا مخدره بود از بیت خارج شد، سپس فرمود:

من بر تمام زنان پیش از خودم برترم زیرا آسیه دختر مزاحم خداوند را مخفیانه در جایى كه عبادت حقّ جلّ و علا در آن محبوب و مطلوب نبود مگر اضطرارا پرستش مى‏كرد و مریم دختر عمران درخت خرماى خشك شده را با دست تكاند تا خرماى تازه از آن ریخت و تناول نمود ولى من به داخل بیت اللَّه الحرام وارد شده و از میوه ‏هاى بهشتى و ارزاق و طعام‏هاى آن تناول كردم و هنگامى كه خواستم خارج شوم هاتفى مرا صدا زد و گفت: اى فاطمه این مولود را على نام كن، پس او على است و حقّ تعالى على اعلى است، بارى تعالى مى‏فرماید: اسم او را از اسم خود مشتقّ كرده و به آداب و روش خود تأدیبش نموده و بر مشكلات و غوامض علم خویش واقفش كردم، او كسى است كه بت‏هاى در خانه مرا مى‏شكند، و او كسى خواهد بود كه بالاى پشت خانه‏ام اذان گفته و مرا تقدیس و تمجید مى‏نماید، پس خوشا به حال كسى كه او را دوست داشته و اطاعتش نماید و واى بر كسى كه از او سرپیچى نموده و دشمنش دارد و درود خدا بر محمّد و آل پاكش باد.

حدیث (4) محمّد بن ابراهیم بن اسحاق طالقانى رضى اللَّه عنه مى‏ گوید: عبد العزیز بن یحیى جلودى از مغیرة بن محمّد از رجاء بن سلمه، از عمرو بن شمر از جابر جعفى در ضمن حدیث طولانى اسامى مبارك امیر المؤمنین علیه السّلام در تورات و انجیل و زبور و نزد اهل هند و روم و فارس و ترك و زنگ و نزد كهنه و اهل حبشه و پیش پدر و مادر و دایه و نزد عرب را ذكر نموده سپس هر یك از اسامى را تفسیر فرموده و در آخر حدیث آمده است:

اهل معرفت با هم اختلاف دارند در این كه چرا امیر المؤمنین علیه السّلام به نام على موسوم گردیده؟

طائفه ‏اى مى‏ گویند: احدى قبلا نه در عرب و نه در عجم به این نام موسوم نگردیده، البتّه در عرب بسا كسى مى‏گفت: پسرم على است ولى این نه به آن معنا بو كه نام پسرش را على گذارده است بلكه مرادش على از ماده علوّ بود و به عبارت دیگر مقصود از عبارت فوق این بود كه بگوید پسرم عالى مرتبه و رفیع المنزله است، بارى نام‏گذارى به این نام بعد و در زمان موسوم شدن امیر المؤمنین علیه السّلام به آن صورت گرفت.

دسته ‏اى دیگر مى‏گویند: امیر المؤمنین به خاطر آن موسوم به «على» شد كه بر هر كسى كه با او مبارزه نمود غالب گشت و علوّ پیدا نمود.

گروهى دیگر مى ‏گویند: امیرالمؤمنین علیه السّلام را على نامیدند به خاطر آن كه منزل حضرت در بهشت به حدّى رفیع و عالى است كه محاذى منازل انبیاء مى‏باشد.

برخى دیگر مى‏گویند:

امیرالمؤمنین علیه السّلام را به خاطر این على نامیده‏ اند كه به منظور اطاعت خدا بالاى دوش رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله رفت تا بت‏ها را از وسط خانه خدا به زیر آورد و احدى بالاى دوش نبىّ اكرم صلّى اللَّه علیه و آله غیر از آن حضرت نرفت.

جماعتى دیگر مى ‏گویند: امیر المؤمنین علیه السّلام را به این جهت على خوانده ‏اند كه در اعلا و بالاترین طبقات آسمان تزویج فرموده و احدى غیر از آن حضرت در آن مكان ازدواج ننموده.

طائفه دیگر گفته‏اند: امیر المؤمنین علیه السّلام را به این خاطر على مى‏گویند كه از نظر علم بعد از رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله اعلا و برتر از همه مردم مى ‏باشد.



«ادامه مطلب»


نوع مطلب : 42-سوره شـوری، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، پیــــامبـــــــــران الــــــهی، علل الشرایع، پیامبـــــــــــر اکــــــــــــرم ، حـضـرت زهـــــــــــــــــــراء، امـــــــام علـــــــــــــــــی، امـــــــام مجــــــــــــــتبی، امـــــــام حـســـــــــــــین ، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 25 خرداد 1397



چرا پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم تناول از 

کِتفِ گوسفند را از سایر اعضاء بیشتر دوست می داشتند؟



برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-مطلب شماره 110








نوع مطلب : پیــــامبـــــــــران الــــــهی، علل الشرایع، پیامبـــــــــــر اکــــــــــــرم ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 24 خرداد 1397




چرا پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم نسبت به

عقیل ابن ابیطالب دو محبّت داشتند؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-مطلب شماره 109





نوع مطلب : پیــــامبـــــــــران الــــــهی، علل الشرایع، پیامبـــــــــــر اکــــــــــــرم ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 24 خرداد 1397


( کل صفحات : 12 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار وبلاگ نویسی

وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت

اخبار ایران:

اخبار جهان:

اخبار اقتصادی:

اخبار علمی

اخبار فناوری و اطلاعات

اخبار هنری:

اخباراجتماعی

اخبار ورزشی

--------------------------------------------------------------------------------------

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

--------------------------------------------------------------------------------------
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
-------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------- ساخت وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات