وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :


مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ


هر که علم اولین و آخرین را میخواهد،

باید آن را در قرآن بجوید.


کنزل العمال ج1 ص548




مدیر وبلاگ :سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید






برچسبها



اهمیّت نماز جماعت


همه موجودات نماز جماعت می خوانند!!!


دکتر منصوری لاریجانی 




[http://www.aparat.com/v/r5fpU]


[http://www.aparat.com/v/r5fpU]









نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، اســــــــــــــرار عالم خلفت، 
برچسب ها : کلیپ سخنرانی دکتر منصوری لاریجانی،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 23 اسفند 1398



تقلید صدا (شگفت انگیز)



[http://www.aparat.com/v/l0LJ2]

[http://www.aparat.com/v/l0LJ2]




نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، شگفتیهای خلقت انسان، عچائب و زیبائی های خلقت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 6 دی 1398



شرط قبولى نماز صلوات است


رسول خدا - صلى الله علیه و آله – فرمودند:


من صلى صلوة لم یصل فیها على و على اَهل بیتى لم تقبل منه 


هر كس نمازى را به جا آورد و در آن بر من اهل بیتم درود نفرستد آن نماز مورد قبول خدا واقع نخواهد شد.






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، احادیث فضائل ذکر صلـــوات، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 29 دی 1397




صلوات مایه تمامیّت نماز 


امام صادق - علیه السلام – فرمودند:
البته پرداخت زكات فطر (در آخر ماه رمضان ) مایه تمامیّت روزه است ، همچنانكه صلوات بر محمد و آل او (باعث تمامیّت نماز است) یعنى نماز، با صلوات و روزه با زكات فطر كامل مى شود.



كتاب آثار و برکات صلوات در دنیا، برزخ و قیامت

مؤلف : عباس عزیزى 


.

.

.


اهمیّت صلوات در نماز

 

در مورد شخصیت عظیم پیامبر گرامی اسلام (صلّ الله علیه و آله و سلّم)، بیانات متعددی در آموزه‌های دینی وارد شده است، اما یکی از کلمات شیرینی ‌که نشان دهنده اوج مقام حضرت می‌باشد، بیان حضرت ثامن الائمه علی بن موسی الرضا (علیه السلام) است.

صلوات بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) ذکر بسیار مبارک و با عظمتی است که بر زبان آوردن آن در همه احوال و زمان ها دارای ثواب است و در حال نماز از مستحبات موکد است، البته در تشهد واجب است . در قرآن خداوند خطاب به مومنین می فرماید: "خدا و ملائکه به پیامبر(صلی الله علیه و آله) صلوات می فرستند شما هم بر او صلوات بفرستید. از این رو فضیلت داشتن صلوات شامل صلوات در رکوع و سجده هم می شود.

امام باقر (علیه السلام) فرمودند: هر کس در رکوع و سجود و قیام نمازش صلوات بر محمد (صلی الله علیه و آله) و آل او بفرستد خداوند ثواب آن را مانند ثواب رکوع و سجود و قیام  (در نامه اعمال او) مى ‏نویسد. لذا می توان گفت فضائلی که برای صلوات بیان شده چون اطلاق دارد همه آنها در صلوات در رکوع و سجده هم وجود دارد به علاوه روایاتی گویای این مطلب است که صلوات جزء نماز و باعث کمال نماز است.

الّلهم...صَلِّ عَلَى مَنْ شَرَّفْتَ‏ الصَّلَاةَ بِالصَّلَاةِ عَلَیْه

«خدایا درود بفرست بر کسی‌ که نمازت را به واسطه درود بر او شریف قرار دادی»

نماز با همه عظمتی ‌که دارد تا جاییکه ستون دین معرفی شده ، شرافت خود را از همان صلواتی دارد که در تشهد، بعد از نام حضرت ختمی مرتبت (صلّی الله علیه و آله و سلّم) ذکر می‌شود.

همان صلواتی که چه بر طبق مذهب تشیع و چه بر طبق مذهب اهل تسنن ذکر آن در تشهد واجب است، و نگفتن آن به صورت عمدی، باعث بطلان نماز است.

صلوات فرستادن بر حضرت ختمی مرتبت (صلّی الله علیه و آله و سلّم) در نماز، علاوه بر نقشی ‌که در صحت نماز دارد، باعث کمال نماز نیز می‌گردد. چنانچه امام صادق (علیه السلام) در این زمینه می ‌فرمایند:

«اِنَّ مِن تَمامِ الصَّومِ اِعطاءُ الزَّکاةِ یَعنى الفِطرَة کَما اَنَّ الصَّلوةَ عَلَى النَّبِى مِن تَمامِ الصَّلوةِ «تکمیل روزه به پرداخت زکاة یعنى فطره است، هم ‌چنان ‌که صلوات بر پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) کمال نماز است»

امام باقر (علیه السلام) درباره صلوات در رکوع و سجده فرمودند: "هر کس در رکوع و سجود و قیام نمازش صلوات بر محمد (صلی الله علیه و آله) و آل او بفرستد خداوند ثواب آن را مانند ثواب رکوع و سجود و قیام (در نامه اعمال او) مى‏ نویسد. هم چنین صلوات در نماز را باعث سنگینی اعمال حسنه شمرده اند .

البته منظور از صلوات، صلوات کامل است که کیفیت آن در روایات وارد شده که: "صلوات کامل آن صلواتی است که با آل همراه باشد." (اللهم صل علی محمد و آل محمد) .

فقهای شیعه هم درباره صلوات فرموده اند: "صلوات بر پیغمبر و آل او در تشهد اول و دوم نماز واجب است، و در غیر آن مستحبّ است."

از فقهاى اهل سنت (شافعى) آن را در تشهد دوم واجب مى‏ داند، لذا در نماز مخصوصا در رکوع و سجده و در غیر نماز در سایر حالات از مستحبات موکد است.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و سهل مخرجهم

 و اهلک عدوهم آمین یا رب العالمین

 

http://imamhussain.org/persian/islamic/12713





نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، احادیث فضائل ذکر صلـــوات، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 29 دی 1397


الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَیُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنْفِقُونَ ﴿بقرة/3

آنان كه به غیب ایمان دارند و نماز را بر پا می ‏دارند و از آنچه به آنان روزى داده‏ایم انفاق می ‏كنند .





داستان کوتاه آموزنده/ شماره 31




شکرگذاری یک سگ

روزی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به همراه عده ای از اصحاب خود از جایی عبور می کردند، ناگهان سگی شروع به پارس کردن کرد

پیامبر ایستادند و به پارس سگ گوش دادنداصحاب نیز توقف کردند.
 آنگاه رو به یاران خود کردند و فرمودند: آیا فهمیدید که این سگ چه گفت؟اصحاب گفتند خیر.
پیامبر فرمودند: این حیوان گفت ای پیامبر خدا، من همیشه خدای مهربان را شکر می کنم که بهره ی من در این جهان خلقت، این شد که سگ شوم.اگر انسان بی نماز بودم چه می کردم؟


کتاب بهترین پناهگاه - رحیم کارگر محمدیاری






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، شگفتیهای خلقت حیوانات، پیامبـــــــــــر اکــــــــــــرم ، داستانهای کوتاه آموزنده ، 14-سوره ابـراهیـم، 31-سوره لقـمان، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 10 دی 1397



اهمیّت حفظ اوقات نماز و موضوع تأخیر در نماز عصر حضرت سلیمان



إِنَّ الصَّلاةَ كانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ كِتاباً مَوْقُوتاً (نساء/103)

همانا نماز را به پا دارید زیرا نماز بر مؤمنان در اوقات معین مقرر شده است.


امام صادق علیه السّلام در ذیل آیه فرموده اند:

فرمودند: كِتاباً مَوْقُوتاً یعنى فریضه ‏اى واجب و مقصود وجوب آن بر مؤمنین است و اگر آنطور كه مخالفین مى‏ گویند باشد باید سلیمان بن داود هلاك شده باشد، چه آنكه وى نماز عصرش را تأخیر انداخت تا خورشید پشت حجاب كوهها پنهان و مخفى شد و اگر قبل از غایب‏ شدنش نماز را خوانده بود در وقتش اداء كرده بود و هیچ نمازى از نظر وقت طولانى‏ تر از نماز عصر نمى ‏باشد[1]



( 1)- مرحوم مصنّف در كتاب من لا یحضره الفقیه ح(1) ص(129) در توضیح این حدیث مى‏ فرماید:

جهّال از اهل خلاف اینطور پنداشته ‏اند كه حضرت سلیمان علیه السّلام روزى اسب ها را سان مى‏ دید و آنها را از نظر مى‏ گذرانید، حضرت مشغول و سرگرم آنها بود كه خورشید غروب كرد و وقت نماز منقضى شد و وقتى متوجه شد بسیار متأثر و ناراحت گردید و از شدّت غضب فرمان داد اسب ها را برگردانند و سپس امر نمود ساق پاها و گردنهاى آنها را زده و بدین ترتیب این حیوانات را كشتند و فرمود: این حیوانات مرا از ذكر پروردگارم باز داشتند.

این گفتار صحیح نیست و واقع امر طبق گفته اهل خلاف نمى‏ باشد چه آنكه شأن نبى و پیامبر خدا اجلّ است از مثل چنین كردارى زیرا اسبها گناهى نداشته تا مستوجب چنین فعل قبیحى باشند و اساساٌ آنها خود را بر وى عرضه نكرده و او را آنها مشغول ننموده بودند و از این كه بگذاریم اسبها مكلّف نبودند تا مرتكب گناه باشند در نتیجه عقاب و مؤاخذه شوند و صحیح آن است كه سلیمان علیه السّلام عصرى بود كه بهایم و اسب ها را از نظر مى‏ گذراند و به واسطه سرگرم شدن به آنها نمازش تأخیر افتاد تا خورشید غروب كرد وقتى متوجه شد به فرشتگان گفت: آفتاب را برگردانید تا من نمازم را بخوانم، آنها آفتاب را باز گردانیدند، وى ایستاد ساق پا و گردن خود را مسح نمود( وضوء آنها را در آن شریعت چنین بود) و سپس به اصحابش كه نمازهای شان قضاء شده بود فرمان داد با او نمازهای شان را خواندند و پس از فراغت از نماز خورشید غروب كرد و ستارگان در آسمان ظاهر شدند.

 

برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب385 –(نوادر)-حدیث 79-مطلب شماره 578




حضرت سلیمان، فرزند حضرت داوود(ع)، سومین پیامبر بزرگ بنی‌اسرائیل است که خداوند از مواهب هستی، فضل بی‌شماری بدو عطا کرده از جمله خلافت بر پهنه وسیعی از مناطق جغرافیایی، تسخیر لشکریانی از جن، انس و حیوانات و نیز علم تکلم به زبان حیوانات. با این همه برخی از اهل تفسیر به نقل از سیر و تواریخ اسلامی، داستانی را آورده‌اند که با نگاهی علمای شیعی در مساله عصمت پیامبران، منافات دارد.

بزرگان شیعی از جمله سید مرتضی در تنزیه الانبیاء، ساحت مقدس این پیامبر عظیم الشان را مبرای از هر گونه خطا و سهو دانسته و در تنزیه چهره حضرتش از این گونه نسبت‌ها کوشیده‌اند. این نگاه بعدتر توسط اجلّه مفسران شیعه همچون فیض کاشانی و علامه طباطبایی تقویت شد. با این تفاوت که صاحب تفسیر المیزان، بر این باور است که انبیاء در حوزه امور فردی که دخلی به احکام و دیانت مردم ندارد، معصوم از خطا و رخنه شیطان نیستند. دیدگاه علامه سپس توسط برخی شاگردان وی، آیت الله جوادی آملی و آیت الله سبحانی به نقد کشیده شد.

بنابر نقل برخی از مفسران، سلیمان نبی، به خیول و اسب‌های تیزپا و چالاک بسیار علاقمند بود تا بدانجا که گاهی آنچنان در تماشای آنها غرقه می‌شد که خدا را نیز از یاد می‌برد!

مورد استناد آنها، آیاتی است از سوره مبارکه «ص» که می‌فرماید:
 
وَوَهَبْنَا لِدَاوُودَ سُلَیْمَانَ نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ * إِذْ عُرِضَ عَلَیْهِ بِالْعَشِیِّ الصَّافِنَاتُ الجِیَادُ * فَقَالَ إِنِّی أَحْبَبْتُ حُبَّ الخَیْرِ عَن ذِكْرِ رَبِّی حَتَّىٰ تَوَارَتْ بِالحِجَابِ * رُدُّوهَا عَلَیَّ فَطَفِقَ مَسْحًا بِالسُّوقِ وَالأَعْنَاقِ (ص/۳۳-۳۰)

و سلیمان را به داود بخشیدیم، چه نیکو بنده ای بود به راستی او بسیار رجوع کننده [به خدا] بود * [یاد کن] هنگامی را که در پایان روز اسب های چابک و تیزرو بر او عرضه کردند * پس گفت: من دوستی اسبان را بر یاد پروردگارم [که نماز مستحب پایان روز استاختیار کردم [زیرا می خواهم از آنان در جهاد با دشمن استفاده کنم و همواره به آنها نظر میکرد] تا [خورشید] پشت پرده افق پنهان شد. * [اسب ها چنان توجه او را جلب کرده بودند که گفت:] آنها را به من بازگردانید. پس [برای نوازش آنها] به دست کشیدن به ساق ها و گردن های آنها پرداخت.

 

فقه اللّغة آیات

نخست نگاهی بیفکنیم به معانی واژگان این آیات(فقه اللغه)
«عشىّ» به معناى آخر روز و عصر است و «صافنات» (جمع «صافنة») به اسب‌هایى گفته مى‌شود که بر روى سه دست و پا ایستاده و دست راست خود را کمى بلند مى‌کنند و تنها نوک جلوى سم را بر زمین مى‌گذارند (این حالت مخصوص اسب‌هاى نجیب و اصیل است).[

«جیاد» جمع «جواد» در اینجا به معنى اسب‌هاى سریع السیر و تندرو است و در اصل از ماده «جود» و بخشش گرفته شده، منتهى «جود» در انسان از طریق بخشیدن مال است و در اسب 

از طریق سرعت سیر.[


دو اشکال مبنایی
برخی تفسیرها مناقشه انگیز بوده و دو اشکال جدی متوجه آنهاست:
یک. حضرت سلیمان(ع) دیدن اسبان را بر ذکر خدا مقدم داشت و این خلاف شاء انبیاست.

دو. سلیمان آنچنان غرق در تماشای اسبان شد که خورشید غروب کرد و نماز حضرتش قضا شد.


پاسخ اهل تفسیر

مفسران در تفسیر این آیات سه گونه دیدگاه به میان آورده‌اند:


دیدگاه اول

برخی، کلمه «أَحْبَبْتُ» در عبارت «إِنىّ‏ أَحْبَبْتُ حُبَّ الخیر عَن ذِکْرِ رَبىّ‏» را به معنای «أنبت» گرفته‌اند؛ و چنین توجیه کرده‌اند که سلیمان اسب را برای جهاد در راه خدا دوست داشته و نه از روی هوا و هوس، بنابراین دوستی اسبان در امتداد محبت خداست و از این رو، قدحی به ساحت شریف ایشان وارد نیست.[

 

اما از آنجا که در برداشت این گروه، مرجع ضمیر در «تَوَارَتْ بِالحْجَابِ» و «رُدُّوهَا» به شمس (خورشید) بر می‌گردد، لذا اشکال دوم همچنان بر آنها وارد است.

 

علامه طباطبایی، کلمه «العشی» در آیه قبل را مویدی بر این برداشت می‌داند و جمله «فَطَفِقَ مَسْحَا بِالسُّوقِ وَ الْأَعْنَاقِ» را کنایه از وضو گرفتن سلیمان. آنگاه در پاسخ اشکال دوم می گوید: «علاقه سلیمان(ع) به اسبان براى خدا بوده، و علاقه به خدا او را علاقه‌مند به اسبان می‌کرد، چون می‌خواست آنها را براى جهاد در راه خدا تربیت کند، پس رفتنش و حضورش براى عرضه اسبان به وى، خود عبادت بوده است. پس در حقیقت عبادتى او را از عبادتى دیگر بازداشته، چیزى که هست نماز در نظر وى مهم‌تر از آن عبادت 

دیگر بوده است».[

 

به نظر می‌رسد آنچه موجب شده است مرحوم علامه، پدیده «رد الشمس» را مفروض بینگارند، روایات پرشماری است که در منابع روایی عامه و شیعی آمده است.

این در حالی است که سید مرتضی، این روایات را ضعیف برشمرده بر این باور است که حتی اگر روایات صحیح هم باشد با فرض مخالفت با اقتضای ادله، نباید بدانها وقعی نهاد. آنگاه به یکی از ادله اشاره کرده 

و می‌گوید:
«
خداوند در ابتدای آیه مدح و تعریف سلیمان را می‌کند: نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ‏ و با این بیان دیگر معنا ندارد که در ابتدا مدح سلیمان گفته شود و در انتهای آیه، مطلبی در نکوهش و تقبیح عمل سلیمان 

آورده شود».[

دیدگاه دوم

با گروه اول برخی با ارجاع ضمیر در «تَوَارَتْ بِالحْجَابِ» و «رُدُّوهَا» به «الصافنات الجیاد» به جای «شمس»، به گونه‌ای سخن گفته‌اند که دو اشکال فوق پاسخ یافته است.

 

چنانکه گفته‌اند: «سلیمان كه از مشاهده این اسب‌هاى چابك و آماده براى جهاد و پیكار با دشمن خرسند شده بود همچنان آنها را نگاه مى‌كرد و چشم به آنها دوخته بود تا از دیدگانش پنهان شدند (حتى توارت بالحجاب). صحنه آنقدر جالب و زیبا و براى یك فرمانده بزرگ همچون سلیمان نشاط آور بود كه او دستور داد بار دیگر این اسب‌ها را براى من بازگردانید (ردوها على). به هنگامى كه مامورانش این فرمان را اطاعت كردند و اسب‌ها را بازگرداندند سلیمان شخصا آنها را مورد نوازش قرار داد و دست به ساق‌ها و گردن‌هاى آنها كشید (فطفق مسحا بالسوق و الاعناق). و به این وسیله هم مربیان آنها را تشویق كرد، و هم از آنها قدردانى نمود، زیرا معمول است هنگامى كه مى‌خواهند از مركبى قدردانى كنند دست بر سر و صورت و یال و گردن، یا بر پایش مى‌كشند، و چنین ابراز علاقه‌اى در برابر وسیله مؤثرى كه انسان را در هدف‌هاى والایش كمك مى‌كنند از پیغمبر بزرگى همچون سلیمان تعجب آور نیست».[

 

ارزیابی نهایی

چنانکه گذشت بر دیدگاه دوم کمترین اشکال وارد است. سید مرتضی علم الهدی در تنزیه الأنبیاء (ص ۹۵ـ۹۷)، فخر رازی در مفاتیح الغیب(ج۷، ص ۱۳۶) و مرحوم مجلسی در بحار الأنوار(ج۱۴، ص ۱۰۲-۱۰۴)، به این قول گرایش نشان داده‌اند اما به نظر راقم این سطور، تنقیح و مدلل سازی این نظریه در زمان ما، توسط صاحب تفسیر موضوعی منشور جاوید، صورت پذیرفته است. 

ایشان با طرح اشکالاتی بر دیدگاه نخست، سعی در تقویت دیدگاه اخیر نموده‌اند؛ که از آن جمله‌اند: 

۱. اگر مقصود از آن خطاب به فرشتگان است كه خورشید را براى او باز گردانند، یك چنین خطاب آمرانه‌اى از سلیمان به ملائكه خدا، با مقام او سازگار نیست.

 

۲. اگر مقصود از (فَطَفِقَ مَسْحاً بِالسُّوقِ وَالأَعْناقِ) شستن ساق و گردن به عنوان وضو است، چرا اوّلاً، به جاى «غسل» ، «مسح» به كار برده؟ و ثانیاً چرا به جاى «عُنُق» از لفظ «اعناق» كه جمع است استفاده كرده است در حالى كه سلیمان یك گردن بیش نداشت و ثالثاً اطلاق لفظ «سوق» و اراده دو «ساق» كاملاً بر خلاف ظاهر است.

 

۳. ارجاع ضمیر به خورشید، نادرست است چون گذشته از اینكه نامى از آن در آیه‌ها نیامده، خلاف ظاهر است و كلمه «بِالعشی» در آیه پیشین نیز در تعیین مرجع ضمیر «توارت» کفایت نمی‌کند.

 

۴. تصرف در جهان آفرینش براى پیامبران در مقام اعجاز و اظهار كرامت كاملاً امكان پذیر است و آیات قرآن كاملاً بر آن دلالت دارد: ولى این مورد، مقام اعجاز و اظهار كرامت نبوده كه او به چنین كار عظیمى دست بزند، در حالى كه مى‌توانست آن فریضه را قضا كند، و اگر هم نمازِ فوت شده، نمازِ نافله بوده -چنان كه در برخى از تفاسیر آمده است - فوت آن اشكالى نداشت و نیازى نبود كه از ولایت تكوینى خود براى قضاى آن بهره بگیرد.[

 

پی‌نوشت‌ها :

۱تفسیر راهنما، جمعی از نویسندگان
۲تفسیر نمونه، مکارم شیرازی، جلد ۱۹، ص ۲۷۳
۳. تفسیر الصافی، فیض کاشانی، ملامحسن، ج ۴، ص ۲۹۸
۴. ترجمه تفسیر المیزان، موسوی همدانی، سید محمد باقر، ج ۱۷، ص ۳۰۹– ۳۰۸
۵. تنزیه الأنبیاء(ع)، علم الهدی، علی بن حسین، ص ۹۳

۶. تفسیر نمونه، مکارم شیرازی، جلد ۱۹، صفحه ۲۷۳

۷. بنگرید به: تفسیر منشور جاوید، سبحانی، جعفر، ج۴، ص ۱۹۸-۱۹۶ 





نوع مطلب : 04-سوره نسـاء، 38-سوره ص، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، پیــــامبـــــــــران الــــــهی، علل الشرایع، اســـــــــــــــــــــــرار نماز، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 10 آذر 1397




 آیا تأویل(تفسیر) نمازت را مى ‏دانى؟


امیرالمؤمنین علیه السّلام به آستانه بیت اللَّه الحرام عبور كردند در این هنگام مردى را دیدند كه نمازش را نیكو مى‏ خواند، حضرت به او فرمودند:

 آیا تأویل(تفسیر) نمازت را مى ‏دانى؟

آن مرد گفت: اى پسر عموى بهترین خلق خدا آیا براى نماز غیر از 

تعبّد تأویلى هست؟

على علیه السّلام فرمود:

اى مرد بدان كه خداوند تبارك و تعالى نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم را به امرى از امور نفرستاده مگر آنكه آن امر متشابه و تأویل و تنزیل دارد و تمام تعبّدى است، پس كسى كه تأویل نمازش را نداند، نمازش خدعه و نیرنگ بوده و علاوه بر آن ناقص و غیر تام مى‏ باشد.


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب385 –(نوادر)-حدیث 45-مطلب شماره 568





نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، امـــــــام علـــــــــــــــــی، علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 8 آذر 1397




نماز چیست؟

نماز جنگ با طاغوت است
نمار راه اولیای خداست
نماز راه مستقیم انسان هاست
نماز درس شكر گزاری است
نماز جنگ با شیطان است
نماز رأس همه ی عبادات است
نماز نردبان ترقی است
نماز میزان سنجش است
نماز اوج اخلاص مؤمن است
نماز آرامش دهنده ی دلهاست
نمار طهارت روح است
نماز لوح نیازمندی به خالق است
نماز عزّت دهنده ی مومن است
نمار كلید بهشت است
نماز زیباترین جلوه نیایش است
نماز موجب خشنودی خداست
نماز وسیله ی جهت یابی مؤمن است
نماز بهترین ذكر است
نماز كامل ترین وصف است
نماز سرچشمه ی خوبی هاست
نماز عطر جان بخش مؤمن است
نماز حماسه ای الهی است
نماز كلاس خداشنا سی است
نماز بهترین راه خودكاوی است
نماز بهترین راه تكامل است
نمازاتصال به محبوب است
نماز سلاح مؤمن است
نماز معراج مؤمن است
نماز احیاگر دین است
نماز احیاگر ارزش هاست
نماز تكرار نیست معراج است
نماز الفبای زندگی است
نماز نشا نه ی قدرت اسلام است
نماز حق ا... است
نماز بی نیازی از مخلوق خداست
نماز ستون دین است
نماز دژی در برابر حملات شیطان است
نماز انسان را از سركشی باز می دارد
نماز عامل تحرك و پویایی است...
نماز روشنی چشم مؤمن است
نمار زینت عبادات است
نماز پیو ند دهنده ی مخلوق به خداست
نمازكمال ادب است
نماز از فحشا و منكر باز می دارد
نماز اوج نواضع است
نماز خلوتگاه عارفان است
نماز دل را صفا می دهد
نماز كدو رت ها را می زداید
نماز توكل انسان را زیاد می كند
نماز پرواز روح است
نماز گیرنده ی الطاف الهی است
نماز موجب ریزش فیض است
نماز بریدن از خود است
نماز مظهر وارستگی است
نماز نگهدارنده ی دین است
نماز پرچم اسلام است
نماز تعهد به خداست
نماز افق ساز زندگی است
نماز امر به معروف و نهی از منكر است
نماز اصلاح كننده فرد و اجتما ع است
نماز نشاط آور است
نماز تولّد است
نماز زایل كننده پریشانی است
نماز جرأت آفرین است
نماز اولین سوال در قیامت است
نماز سرود وحدانیت است
نماز جلوه حق پرستی است
نماز وصل عاشقانه است
نماز معامله با خداست
نماز مدال مسلمانی است
نمار عطیه الهی است
نماز مایه ی فخر بشر است
نمار حضور در محضر است
نماز فرهنگ ساز است
نماز آشنا ترین رفیق مؤمن است
نماز بیدار كننده هر غافلی است
نمازامید مومن است
نماز هستی مؤمن است
نماز ذكر در بهشت است
نماز همه ی خواسته حق است
نماز تسلّا بخش انسان در بحران است
نماز خروش دریای درون است
نماز فریاد رهایی موجود است
نماز فریاد رهایی از زمین است
نماز فریاد تنهایی در زمان است
نماز ناله زندانی در خاك است
نماز شعر بلند رهایی است
نماز شكوفایی شوق پرواز است
نماز راز گفتن است
نماز پلی است از خاك تا افلاك
نماز پیوستن قطره به دریاست
نماز پنجره ای از برهوت یه ملكوت
نماز پنجره ای است به تماشاگه راز
نماز گسستن طوق علایق است
نماز شكفتن اندیشه است و سبز شدن ریشه
نماز سرمایه ی وصال محبوب است
نماز وصیت انبیای الهی است
نماز ملاك قبولی اعمال است
نماز بهشت خلوت انسان است
نمار نوسازی معنوی است
نماز عالی ترین مظهر عبودیت است
نماز راه همه ی انبیاست
نماز مبارزه با هوی و هوس است
نماز مبارزه با خواسته های غیر عقلی است
نماز اوج خشوع است






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 22 آبان 1397




نماز-تعقیبات

بعد از تکبیراتی که بعد از هر نماز خوانده می شود، دعای زیر نیز ذکر گردیده است.

لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ إِلَهاً وَاحِداً وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ 

وَ لاَ نَعْبُدُ إِلاَّ إِیَّاهُ‏

خدایى بجز خداى یكتاى عالم نیست و ما تسلیم حكم او هستیم معبودى بجز خدا نیست و ما جز او هیچكس را پرستش نمى‏ كنیم

مُخْلِصِینَ لَهُ‏اَلدِّینَ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ رَبُّنَا 

وَ رَبُّ آبَائِنَا الْأَوَّلِینَ‏

و طاعت ما خالص براى اوست هر چند خلاف میل مشركان است خدایى بجز خداى ما نیست كه پروردگار ما و پدران پیشین ما است

لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَحْدَهُ وَحْدَهُ وَحْدَهُ أَنْجَزَ وَعْدَهُ وَ نَصَرَ عَبْدَهُ وَ أَعَزَّ جُنْدَهُ‏

خدایى بجز خدا نیست كه او یكتاى یكتا است او به عهد خود وفا كند و بنده خود را یارى كند و سپاه خود را عزت دهد

وَ هَزَمَ الْأَحْزَابَ وَحْدَهُ فَلَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ یُحْیِی وَ یُمِیتُ 

وَ یُمِیتُ وَ یُحْیِی‏

و به تنهایى لشكرهاى مخالف را در هم شكند پس ملك هستى و ستایش خلق مختص اوست كه زنده كند و بمیراند و باز بمیراند و زنده كند

وَ هُوَ حَیٌّ لاَ یَمُوتُ بِیَدِهِ الْخَیْرُ وَ هُوَ عَلَى كُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ

و او خود زنده است كه هرگز نمیرد هر خیر به دست اوست و قادر به هر چیز اوست

.

.

.

پیامبر اکرم صلّی الله علی و آله و سلّم به اصحابشان فرمودند: این دعاء را دنبال هر نماز واجبى بخوانید زیرا كسى كه بعد از سلام چنین كند و این دعاء را بخواند در مقابل این كه حق عزّ و جل اسلام و جنود مسلمین را تقویت كرده شكرش را كه واجب است اداء نموده.


کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب هفتاد و هشتم






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 28 مهر 1397





باب دویست و بیست و پنجم

 اسرار بدتر بودن شرب خمر از ترك نماز


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 435


حدیث (1)

پدرم رضى اللَّه عنه از ابراهیم بن هاشم، از پدرش، از محمّد بن ابى عمیر، از اسماعیل بن یسار نقل كرده كه وى گفت: مردى از حضرت ابا عبد اللَّه علیه السّلام پرسید: آیا شرب خمر بدتر است یا ترك نماز؟

حضرت فرمودند: شرب خمر از ترك نماز بدتر است، سپس فرمودند: مى ‏دانى چرا؟

آن مرد عرضه داشت: خیر.

حضرت فرمودند: زیرا شخص با شرب خمر در حالتى قرار مى‏ گیرد كه نه خداى تعالى را مى‏ شناسد و نه میداند كه خالقش كیست.






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، اسرار گناه و بررسی آثار آن، علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 12 مهر 1397




تاریخچه تسبیح فاطمه زهرا سلام الله علیها




تاریخچه تسبیح فاطمه زهرا سلام الله علیها را از زبان حضرت علی علیه السّلام می شنویم که فرمود: او با وجود اینکه از محبوبترین اشخاص در نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلّم بود ولی خدمتکاری نداشت و خود کارهای منزل را انجام می داد. او با مشک آب می آورد تا آنجا که اثر بند آن در شانه و سینه او باقی مانده بود و آنقدر خانه را جارو کرد که غبار تمام لباس هایش را در بر گرفته بود و آنقدر در زیر دیگ غذا آتش افروخته بود که لباس هایش رنگ عوض کرده و بوی دود می داد.

هنگامی که سختی های او بیشتر شد به او گفتم چرا نزد پیامبر نمی روی و از او کنیزی نمی خواهی تا در کارهای خانه به تو کمک کند؟ فاطمه سلام الله علیها به نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلّم رفت تا دراین باره با وی سخن بگوید، ولی از آن جهت که اشخاصی نزد پیامبر بودند، چیزی نگفت و به خانه بازگشت.
پیامبر که دریافته بود فاطمه برای عرض حاجتی به نزد وی آمده ، صبح روز بعد به نزد ما آمد و از فاطمه درباره علت مراجعه روز گذشته اش سوال نمود و من آنچه را که بین خودم و فاطمه صحبت شده بود، به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلّم عرض کردم .

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلّم فرمود: فعلا کنیزی در اختیار ندارم ولی بهتر از خدمتکار آن است که هرگاه می خواهید در بستر خویش بخوابید، 34 بار الله اکبر و 33 بار الحمدلله و33 بار سبحان الله بگویید که آن برای شما بهتر است. در این حال فاطمه سه بار گفت: از خدا و رسولش راضی شدم و چنین خواهم کرد.
تسبیح حضرت فاطمه سلام الله علیها بهترین تعقیب برای نمازهای واجب است و امام صادق علیه السّلام در این باره فرمودند: هر کسی پس از به جای آوردن نماز واجب خود تسبیح حضرت فاطمه سلام الله علیها را به جای آورد و در انتهای آن یک مرتبه لا اله الا الله بگوید، مشمول مغفرت خداوند واقع می شود.
امام صادق علیه السّلام در روایتی دیگر فرمودند: تسبیح فاطمه زهرا سلام الله علیها بعد از نماز واجب در نزد من محبوبتر از هزار رکعت نماز در هر روز است.
شیخ بهایی گوید: مشهور است که تسبیح حضرت فاطمه سلام الله علیها در دو هنگام مستحب است. یکی بعد از نمازهای واجب و دیگری قبل از خواب.

امام صادق علیه السّلام فرمودند: هر که به هنگام خواب تسبیح حضرت فاطمه سلام الله علیها را به جای آورد از کسانی محسوب می شود که خداوند را ذکر کثیر گفته اند.

قاضی نعمان مغربی گوید: علت معروف شدن این تسبیح به نام حضرت فاطمه سلام الله علیها آن است که آن حضرت پس از آموختن تسبیح از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلّم همواره بر آن مداومت می کرد و هرگز آن را ترک نمی کرد و همین امر باعث شد که این تسبیح به نام حضرت فاطمه مشهور شود.

تسبیح، عبادتی برگزیده است که هرکس در سیر معنوی خویش، به قدر طاقت و معرفتش از آن بهره می‌گیرد و این در حالی است که از ائمه(ع) قبل از خلقت عالم مادی، به تسبیح ذات اقدس حق مشغول بوده‌اند.

بهترین تعقیبات نماز،‌ تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها است و شایسته است که بعد از نمازهای واجب و زمان‌های دیگری چون وقت خواب و ابتدای زیارت بزرگان و پیشوایان دین بر آن مداومت شود.

 

هدیه‌ای آسمانی از جانب پدر

هنگامی که فاطمه سلام الله علیها از سختی کارهای خانه در زحمت بود،‌امیر‌مؤمنان به ایشان فرمود: نزد پدر برود و خدمتکاری درخواست کند تا در امور منزل یار و همکارش باشد.

وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلّم از خواسته‌آنان آگاهی یافت، فرمودند:

ای فاطمه، می‌خواهی چیزی به تو عطا کنم که از خدمتکاری و همه دنیا با آنچه در آن است، ارزش‌مند تر است؟ حضرت فاطمه سلام الله علیها فرمودند:

 مشتاقم بدانم چیست؟ پیامبر(ص) فرمود: بعداز نماز سی و چهار مرتبه «الله اکبر» و سی و سه مرتبه «الحمد لله» و سی و سه مرتبه «سبحان الله» بگو و آن را با «لا اله الا الله» ختم کن. این کار برایت از چیزی که می‌خواهی و از دنیا و هرچه در آن است،‌بهتر است.

در آن لحظه که این هدیه آسمانی به فاطمه سلام الله علیها عطا شد، فرمودند

از خدا و رسول راضی شدم.

امام باقر علیه السّلام درباره تسبیح حضرت زهرا می‌فرمایند:

خداوند متعال با هیچ ستایشی بالاتر از تسبیحات فاطمه زهرا سلام الله علیها عبادت نشده است و اگر چیزی افضل از آن وجود داشت، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلّم آن را به فاطمه سلام الله علیها اعطاء می‌کرد.

تسبیح حضرت زهرا که به مناسبت مداومت آن حضرت در انجام آن، به ایشان منسوب گردیده است، درواقع تسبیح حضرت حق‌تعالی است.

 

معنای تسبیح حضرت زهرا سلام الله علیها 

الله اکبر 

انسان با گفتن «الله اکبر» به نهایت عجز خود اعتراف می‌کند و به ناتوانی‌اش به درگاه الهی بارها اقرار می‌کند. 

جمیع بن عمیر می‌گوید: در محضر امام‌صادق علیه السّلام بودم. حضرت از من پرسید: جمله «الله اکبر» یعنی چه؟‌گفتم:‌یعنی خدا از همه چیز بزرگ‌تر است. 

حضرت فرمود:‌ مطابق این معنا خدا را چیزی تصور کرده ای و او را بزرگ تر از آن چیزها تصور نموده‌ای. عرض کردم: پس معنی «الله اکبر» چیست‌ حضرت پاسخ دادند :‌ معنایش این است.

الله اکبر من ان یوصف؛ خداوند بزرگ‌تر از آن است که توصیف گردد.

 

الحمدلله 

پس از آنکه انسان به عجز و ناتوانی خویش در شناخت خالق اعتراف کرد، با گفتن «الحمدلله» که از افضل اذکار تسبیح است،‌وارد مرحله بعدی می‌شود.

حضرت امام‌ خمینی در باب حمد می‌فرماید: حمد خدا مساوی شکر است؛ چنانچه در روایات کثیره وارد است، کسی که «الحمدلله»بگوید شکر خدا را ادا کرده است، چنانچه امام‌صادق علیه السّلام فرمود:‌شکر هر نعمتی اگرچه بزرگ باشد،‌این است که حمد خدای عزوجل کنی.

 

سبحان الله 

شخصی از حضرت علی علیه السّلام پرسید:‌ معنی «سبحان الله» چیست؟ حضرت فرمود: «سبحان الله» تعظیم مقام بلند و با عظمت خدا و منزه دانستن او از آنچه مشرکان می‌پندارند، است و زمانی‌که بنده این کلمه را می‌گوید، همه فرشتگان بر او درود می‌فرستند

 

ثواب تسبیح حضرت زهرا با تربت امام‌ حسین علیه السّلام 

درباره ثواب تسبیح حضرت زهرا سلام الله علیها با تربت امام‌حسین علیه السّلام از حضرت صاحب الامر عجل الله تعالی فرجه الشّریف روایت شده است.

هرکه تسبیح تربت امام‌حسین علیه السّلام را در دست داشته باشد و ذکر را فراموش کند، ثواب ذکر برای او نوشته می‌شود.

بعداز آنکه رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم تسبیحات را به کوثرش عطا کرد، حضرت فاطمه ابتدا رشته‌ای از پشم تابیده و با آن به تسبیح پرداخت، تا این که حضرت حمزة بن عبدالمطلب شهید شد. پس حضرت فاطمه سلام الله علیها از تربت قبر آن بزرگوار خاک برداشت و تسبیح ساخت و با آن تسبیح می‌کرد و مردم نیز چنان کردند و چون سید‌الشهدا شهید شد، سنت شد که از تربت آن امام‌مظلوم،‌تسبیح سازند و با آن ذکر گویند.

 

فضیلت و آداب تسبیح حضرت زهرا 

درباره فضیلت و آداب گفتن تسبیح حضرت زهرا سلام الله علیها روایات زیادی از ائمه معصومین علیه السّلام وارد شده است که به برخی اشاره می‌شود.

 

جلوگیری از تیره بختی 

ابو‌هارون مکفوف می‌گوید: امام‌صادق علیه السّلام به من فرمودند:

 ای ابو‌هارون،‌ ما کودکان خود را همانگونه که به نماز فرمان می‌دهیم،‌به تسبیح حضرت زهرا سلام الله علیها نیز امر می‌کنیم. پس بر این ذکر مداومت کن؛ زیرا هر بنده‌ای بر آن مداومت کند، تیره بخت نمی‌شود.

 

خوشنودی خداوند، دوری کردن شیطان 

امام باقر علیه السّلام فرمود:‌هرکس تسبیح حضرت زهرا را بگوید،‌سپس طلب آمرزش کند، آمرزیده خواهد شد. این تسبیح به زبان یک‌صد مرتبه است، ولی در میزان عمل یک هزار تسبیح به حساب می‌آید و شیطان را دور و خداوند رحمان را خوشنود می‌سازد

 

آمرزش گناهان 

امام صادق علیه السّلام نیز به فضیلت تسبیح بعداز نمازهای واجب چنین اشاره کرد:‌ مَنْ سَبَّحَ تَسْبِیحَ فَاطِمَةَ قَبْلَ أَنْ یَثْنِیَ رِجْلَیْهِ مِنْ صَلَاتِهِ الْفَرِیضَةِ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ ، هرکس بعداز نماز واجب تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها را بجا آورد قبل از اینکه پای راست را از بالای پای چپ بردارد، جمیع گناهانش آمرزیده می‌شود

کافی ج 3 ص 343

 

و در حدیثی دیگر فرمود:  مَنْ سَبَّحَ تَسْبِیحَ فَاطِمَةَ ع فَقَدْ ذَكَرَ اللَّهَ الذِّكْرَ الْكَثِیر ، کسی که تسبیح فاطمه زهرا سلام الله علیها را بگوید خدا را به ذکر کثیر یاد کرده است

معانی الاخبار ص 193

 

شرایط تسبیح حضرت زهرا سلام الله علیها 

یکی از شرایطی که در این تسبیح باید رعایت شود، این است که بعداز نماز بلافاصله خوانده شود؛‌یعنی وقتی نماز به پایان رسید، نمازگزار قبل از این‌که تغییر وضع دهد و به عبارتی از حالت تشهد و سلام در نماز خارج شود، تسبیح را شروع کند و از آنچه در سرّ عدد مستور است می‌توان فهمید که بلافاصله بودن تسبیح بعداز نماز دارای حسابی است که در غیر این‌صورت نیست. 

با فضایلی که برای حضرت زهرا سلام الله علیها نقل شد، و نیز تاکیدات بسیاری که در مداومت بر آن از ناحیه ائمه معصومین(ع) آمده است، شایسته است که این عمل، عاشقانه و با نشاط به‌جا آورده شود.

اگرچه ممکن است نفس تسبیح بعداز نماز نشانه ای از نشاط در عبادت باشد،‌ اما متاسفانه بسیار دیده می‌شود که به هنگام تسبیح، اذکار را چنان سریع و بی‌توجه می‌گویند که شاید بیان‌گر این واقعیت باشد که تسبیح را بر اثر عادت یا تاثیر محیط می‌گویند، نه از روی نشاط.

 





نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، حـضـرت زهـــــــــــــــــــراء، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 2 مهر 1397




سستى و سهل انگارى در نماز


قالَتْ: سَأَلْتُ أَبى رَسُولَ اللّهِ(صلى الله علیه وآله وسلم) لِمَنْ تَهاوَنَ بِصَلاتِهِ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ
قال صلى الله علیه وآله وسلم: مَنْ تَهاوَنَ بِصَلاتِهِ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ إِبْتَلاهُ اللّهُ بِخَمْسَ عَشَرَةَ خَصْلَةً:یَرْفَعُ اللّهُ الْبَرَكَةَ مِنْ عُمْرِهِ، وَ یَرْفَعُ اللّهُ الْبَرَكَةَ مِنْ رِزْقِهِ، وَ یَمْحُوا اللّهُ عَزَّوَجَلَّ سیماءَ الصّالِحینَ مِنْ وَجْهِهِ، وَكُلُّ عَمَل یَعْمَلُهُ لا یُوجَرُ عَلَیْهِ، وَ لا یَرْتَفِعُ دُعاؤُهُ إِلىَ السَّماءِ، وَ لَیْسَ لَهُ حَظٌّ فى دُعاءِ الصّالِحینَ، وَ أَنّهُ یَمُوتُ ذَلیلاً، وَ یَمُوتُ جائِعًا، وَ یَمُوتُ عَطْشانًا، فَلَوْ سُقِىَ مِنْ أَنْهارِ الدُّنْیا لَمْ یُرْوَ عَطَشُهُ، وَ یُوَكِّلُ اللّهُ مَلَكًا یَزْعَجُهُ فى قَبْرِهِ، وَ یَضیقُ عَلَیْهِ قَبْرُهُ وَ تَكُونُ الظُّلْمَةُ فى قَبْرِهِ، وَ یُوَكِّلُ اللّهُ بِهِ مَلَكًا یَسْحَبُهُ عَلى وَجْهِهِ، وَ الْخَلائِقُ یَنْظُرُونَ إِلَیْهِ، وَ یُحاسَبُ حِسابًا شَدیدًا، وَ لا یَنْظُرُ اللّهُ إِلَیْهِ وَ لا یُزَكّیهِ وَ لَهُ عَذابٌ أَلیمٌ

 

از پدرم رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم)درباره مردان و زنانى كه در نمازشان سستى و سهل انگارىمیكنند، پرسیدم، آن حضرت فرمودند:

 هر زن و مردى كه در امر نماز، سستى و سهل انگارى داشته باشد، خداوند او را به پانزده بلا مبتلا میگرداند:

 خداوند، بركت را از عمرش مى گیرد،2ـ خداوند، بركت را از رزق و روزىاش مى گیرد، خداوند، سیماى صالحین را از چهره اش محو مى كند هر كارى كه بكند بدون پاداش خواهد ماند،5ـ دعایش مستجاب نخواهد شد برایش بهره اى از دعاى صالحین نخواهد بود، ذلیل خواهد مُرد گرسنه جان خواهد داد، تشنه كام خواهد مرد، به طورى كه اگر با همه نهرهاى دنیا آبش دهند، تشنگىاش برطرف نخواهد شد10ـ خداوند، فرشته اى را برمى گزیند تا او را در قبرش ناآرام سازد11ـ قبرش را تنگ گرداند،12ـ قبرش تاریك باشد13ـخداوند فرشته اى را برمى گزیند تا او را به صورتش به زمین كشد، در حالى كه خلایق به او بنگرند،14ـ به سختى مورد محاسبه قرار گیرد،15ـ و خداوند به او ننگرد و او را پاكیزه نگرداند و او را عذابى دردناك باشد.

 





نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، حـضـرت زهـــــــــــــــــــراء، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 2 مهر 1397



سه چیز گرانبها

پیامبر اکرم صلی الله‏ علیه‏ و‏آله وسلّم

ثَلاثٌ لَو یَعلَمُ النّاسُ ما فیهِنَّ ما اُخِذنَ اِلاّ بِسَهمَةٍ حِرصا عَلى ما فیهِنَّ مِن الخَیرِ وَ البَرَكَةِ

 

اَلتَّذینُ بِالصَّلاةِ

وَ التَّهجیُر بِالجَماعاتِ

 وَ الصَّلاةُ فى اَوَّلِ الصُّفوفِ

سه چیز است كه اگر مردم آثار آن را مى ‏دانستند، به جهت حریص بودن به خیر و بركتى كه در آنها هست، به قرعه متوسل مى‏ شدند. 

 اذان نماز

 شتاب به نماز جماعت

 نماز در صف اول

 

كنزالعمّال، ح 43235

 






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، پیامبـــــــــــر اکــــــــــــرم ، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 1 مهر 1397



پانزده بلا و نکبت در مورد کسانی که به نماز خود

 بی اعتنایی می کنند





در روایتی آمده است که حضرت فاطمه زهرا (س) از پدر بزرگوار خویش سؤال فرمودند:
پدر جان! کسانی که به نماز خود بی اعتنایی می کنند و آن را سبک می شمارند چه حالی خواهند داشت؟ 
رسول خدا فرمودند: «ای فاطمه! هر کس از امت من- چه مرد و چه زن- به نماز خود بی اعتنا باشد و آن را سبک بشمارد خداوند او را به پانزده بلا و نکبت مبتلا خواهد نمود، شش بلا در دنیا، و سه بلا در هنگام مرگ، و سه بلا در عالم قبر و برزخ، و سه بلا در وقت خروج از قبر و حضور در قیامت»



امّا بلاهایی که در دنیا می بیند:


.1 
خداوند برکت را از عمر او برمی دارد.


.2 
خداوند برکت را از رزق او برمی دارد.


.3 
خداوند آبروی صورت صالحین را از صورت او می گیرد.


.4 
خداوند برای هیچ عملی که انجام می دهد پاداشی قرار نمی دهد.


.5 
خداوند دعای او را مستجاب نمی کند.


.6 
برای او بهره ای در دعای صالحین نیست.


 


و اما بلاهایی که در هنگام مرگ می بیند:


.1 
ذلیل از دنیا می رود.


.2 
گرسنه از دنیا می رود.


.3 
تشنه از دنیا می رود؛ به طوری که اگر نهرهای دنیا را به او بدهند سیراب نمی شود.


 


و اما بلاهایی که در قبر به او می رسد:


.1 
خداوند ملکی را مامور می کند که او را در قبر زجر و شکنجه بدهد.


.2 
قبر برای او تنگ می شود.


.3 
قبر برای او تاریک می شود
.


و امّا بلاهایی که در قیامت به او می رسد:


.1 
خداوند ملکی را مامور می کند که او را به صورت بر زمین بکشد و اهل محشر به او نگاه کنند.


.2 
حساب سختی از او خواهند گرفت و چیزی را بر او نخواهند بخشید.


.3
خداوند نظر رحمت به او نخواهد نمود و اعمال او را نخواهند پذیرفت و عذاب دردناکی برای او خواهد بود.


منابع:

1. محدث نوری. مستدرک الوسائل، ج1: 171
 ح  2.حسینی بهارانچی. آیین همسرداری و آداب زندگی در اسلام: 236- 238

 






نوع مطلب : احادیث در تمام زمینه ها، اســـــــــــــــــــــــرار نماز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 25 شهریور 1397




باب دویست و بیست و دوّم/19


نماز شب مختصر


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 417


 على بن عبد اللَّه ورّاق و على بن محمّد الحسن معرف به ابن مقبره قزوینى، از سعد بن عبد اللَّه، از محمّد بن حكم، از بشر بن غیاث، از ابو یوسف از ابن ابى لیلى، از نافع، از ابن عمر، از رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم حضرت فرمودند:

نماز شب دو ركعت، دو ركعت است و اگر وقت ضیق بود و بیم داشتى كه صبح طالع شود فقط یك ركعت وتر را بخوان، خداوند متعال وتر را دوست دارد زیرا خودش وتر و واحد مى ‏باشد.






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 24 شهریور 1397


باب دویست و بیست و دوّم/15


پاهاى ایشان را نسوزاند زیرا با این قدم‏ ها به مساجد مى‏ رفتند


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 413



احمد بن محمّد از پدرش، از عمركى، از على بن جعفر از برادر بزرگوارش حضرت موسى بن جعفر از آباء گرامیش علیهم السّلام، فرمود:

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند:

 روز قیامت امر مى‏شود كه مردانى را به دوزخ ببرند سپس حق عزّ و جلّ به مالك كه خازن دوزخ است مى ‏فرماید به آتش بگو: 

پاهاى ایشان را نسوزاند زیرا با این قدم‏ها به مساجد مى ‏رفتند و نیز صورت هایشان را نسوزاند چون آنها را وضوء شاداب مى ‏دادند و دست هایشان را هم نسوزاند زیرا براى دعاء آنها را بلند مى‏ كردند و همچنین زبانهایشان را نسوزاند براى این كه زیاد با آن تلاوت قرآن مى‏ كردند سپس حضرت فرمودند:

خازن جهنّم به آنها مى ‏گوید: اى اشقیاء براى چه شما را به دوزخ آورده‏ اند؟

آنها مى‏ گویند: ما چون براى غیر خدا كار مى ‏كردیم، به ما گفته شد پاداش عملتان را از كسى كه برایش كار كردید بگیرید.






نوع مطلب : علل الشرایع، اســـــــــــــــــــــــرار نماز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 24 شهریور 1397




باب صد و سیزدهم

 اسرار وجوب افطار بر مریض و مسافر


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 321


حدیث (1)

 پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از ابراهیم بن هاشم، از نوفلى، از سكونى، از حضرت جعفر بن محمّد، از پدر بزرگوارش علیهما السّلام، حضرت فرمودند:

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلم فرمودند: خداوند عزّ و جل براى من و امّتم لطف و كرامت نموده هدیه‏ اى فرستاده كه براى هیچ یك از امّت‏ ها چنین هدیه ‏اى نفرستاده است.

عرض كردند: یا رسول اللَّه آن هدیه چیست؟

فرمودند: جواز افطار در سفر و تقصیر نمودن نماز در آن، لذا كسى كه در سفر، روزه ‏اش را افطار نكرده و نمازش را قصر نكند هدیه حق تعالى را ردّ كرده و نپذیرفته است.

حدیث (2)

 محمّد بن الحسن، از حسین بن حسن بن ابان، از حسین بن سعید، از سلیمان بن‏ عمرو، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، آن حضرت فرمودند:

در ماه رمضانى امّ سلمه به واسطه روزه داشتن چشمش مبتلا به عارضه ‏اى شد لذا از آن نزد رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله شكایت كرد، رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله به او امر فرمود كه روزه‏ اش را افطار كند و سپس فرمودند:

تاریكى شب چشمت را از بین مى ‏برد یعنى اگر طول روز را روزه باشى شب كه فرا رسید چشمانت نابود میشوند.

حدیث (3)

 حسین بن احمد، از پدرش، از احمد بن محمّد بن عیسى، از على بن حكم، از عبد الملك بن عتبه، از اسحاق بن عمّار، از یحیى بن ابى العلاء، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، حضرت فرمودند:

مردى محضر رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلم مشرّف شد و عرض كرد: اى رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلم آیا در سفر روزه ماه رمضان را بگیرم؟

حضرت فرمودند: خیر عرضه داشت: یا رسول اللَّه، گرفتن روزه در سفر بر من آسان و سهل است؟

حضرت فرمودند: خداوند عزّ و جل بر مریض ‏ها و مسافران در ماه رمضان صدقه داده و آن این است كه به ایشان اجازه افطار داده است آیا یكى از شما دوست دارد وقتى به كسى صدقه ‏اى مى‏دهد آن شخص صدقه را ردّ كرده و قبول ننماید؟

حدیث (4)

و با همین اسناد (یعنى حسین بن احمد، از پدرش، از احمد بن محمّد بن عیسى) از على بن حكم، از محمّد بن یحیى، از ابى بصیر، از حضرت صادق علیه السّلام نقل كرده، ابو بصیر مى ‏گوید: از امام علیه السّلام پرسیدم: زنى در ماه رمضان مریض شده و در ماه شوّال از دنیا رفته است، وى وصیّت كرده كه روزه رمضان را برایش قضاء كنم، حكم چیست؟

حضرت فرمود: آیا در رمضان مرضش بهبودى پیدا كرد یا نه؟

عرض كردم: خیر، در همان ماه فوت شد.

حضرت فرمود: قضاء بر او واجب نیست، زیرا حق تعالى روزه این رمضان را كه وى بیمار بوده بر او جعل نكرده (قرار نداده)است.

عرضه داشتم: من مایل هستم آن را براى وى قضاء كنم؟

فرمود: اگر مایل هستى براى خودت روزه بگیرى، بگیر ولى براى او نمیتوانى.

حدیث (5)

محمّد بن موسى بن المتوكّل از على بن الحسین السّعدآبادی، از احمد بن‏

ابى عبد اللَّه البرقى، از محمّد بن على الكوفى، از محمّد بن اسلم الجبلى، از صباح الحذاء، از اسحاق بن عمار، وى مى ‏گوید:

از حضرت ابا الحسن موسى بن جعفر علیهما السّلام پرسیدم: جماعتى به سفر رفته و وقتى به موضعى رسیدند كه تقصیر نماز بر آنها لازم گشت، نمازشان را قصر كردند و هنگامى كه به دو یا سه و یا چهار فرسخ رسیدند یكى از ایشان عقب ماند بطورى كه بدون او ادامه سفر ایشان صحیح نبود پس در آن جا چند روز ماندند و نمى دانستند سفر را ادامه داده یا بر مى‏ گردند آیا تكلیف شان اتمام نماز بوده یا باید شكستن نماز را ادامه داده و بر آن باقى باشند؟

حضرت فرمودند: اگر به چهار فرسخ رسیده ‏اند باید بر قصر نماز باقى باشند چه در آن جا بخواهند بمانند یا برگردند و اگر كمتر از چهار فرسخ آمده ‏اند تا مادامى كه در آن جا اقامه دارند نمازشان را تمام بخوانند و وقتى از آن جا رفته و به مسافرتشان ادامه دادند البته باید نماز را شكسته بخوانند.

سپس حضرت فرمودند: مى‏دانى چرا حكم چنین است؟

عرضه داشتم: نمى ‏دانم.

فرمودند: زیرا شكسته شدن نماز در دو برید (چهار فرسخ) مى‏باشد و در كمتر از آن نیست لذا وقتى یك برید سیر كرده باشند و بخواهند برگردند مقدار آمدن و برگشتن شان چون به اندازه سفر تقصیر هست لا جرم نمازشان شكسته مى‏شود ولى اگر كمتر از این مقدار رفته باشند حق ندارند نمازشان را بشكنند.

عرض كردم: مگر به مكانى نرسیده‏ اند كه در آن اذان شهرشان را كه از آن بیرون آمده‏ اند را نمى‏ شنوند؟

فرمود: چرا، زمانى در چنین مكان نمازشان شكسته مى‏ شود كه در سیر و سفر به مقدار مسافت قصر شك نداشته باشند لذا همین علّت وقتى در كمتر از سیر یك برید(دو فرسخ) وجود داشته باشد حكم، شكستن نماز می‏باشد.






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، اســـــــــــــــــــــــرار روزه، علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 3 شهریور 1397




باب هشتاد و نهم

چرا از اذان حىّ على خیر العمل حذف شده؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 304


حدیث (1)

على بن عبد اللَّه ورّاق و على بن محمّد بن الحسن معروف به ابن مقبرة قزوینى از سعد بن عبد اللَّه بن ابى خلف از عبّاس بن سعید ازرق از سوید بن سعید انبارى از محمّد بن عثمان جمحى، از حكم بن ابان، از عكرمه، وى گفت: به ابن عبّاس گفتم:

چرا از اذان حىّ على خیر العمل حذف شده؟

ابن عبّاس گفت: قصد عمر از حذف آن این بود كه مردم بر نماز اعتماد و اتّكال نداشته و به جهاد روى آورند از این رو آن را از اذان حذف نمود.

حدیث (2)

 عبد الواحد بن محمّد بن عبدوس نیشابورى رضى اللَّه عنه از على بن قتیبه از فضل بن شاذان، از محمّد بن ابى عمیر وى از حضرت ابا الحسن علیه السلام راجع به حىّ على خیر العمل سؤال كرد و عرضه داشت چرا از اذان برداشته شده است؟

حضرت فرمودند: علّت ظاهرش را جویا هستى یا از علّت باطنى آن سؤال مى ‏كنى؟

محمّد بن ابى عمیر مى‏گوید: عرض كردم از هر دو مى ‏پرسم.

حضرت فرمودند: امّا علّت ظاهرش، آن است كه مردم جهاد را به خاطر نماز ترك نكنند و امّا علّت باطنى آن، خیر العمل ولایت است لذا كسى كه امر به ترك «حىّ على خیر العمل» از اذان نمود قصدش این بود كه بر ولایت تحریص و تحریكى نباشد.

حدیث (3)

 على بن عبد اللَّه ورّاق و على بن محمّد بن الحسن معروف به ابن مقبره قزوینى از سعد بن عبد اللَّه از عبّاس بن سعید ازرق از ابو بصیر عیسى بن مهران از حسن بن عبد الوهاب از محمّد بن مروان، از حضرت ابو جعفر علیه السّلام، حضرت فرمودند: آیا تفسیر «حىّ على خیر العمل» را مى ‏دانى؟

راوى مى‏ گوید: عرضه داشتم: خیر.

حضرت فرمود: مؤذّن تو را به خوبى و نیكى دعوت مى‏ كند، آیا مى دانى به نیكى و خوبى چه كسى؟

عرضه داشتم: خیر.

حضرت فرمود: تو را به نیكى و خوبى فاطمه و فرزندانش سلام اللَّه علیهم دعوت مى‏ كند.

 






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 1 شهریور 1397





باب هشتاد و نهم

(حدبث 1)

احکامی از نماز مسافر


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 303


حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن ابى عبد اللَّه، از محمّد بن على الكوفى، از محمّد بن اسلم جبلى از صباح حذّاء، از اسحاق بن عمّار نقل كرده كه وى گفت: از حضرت ابا الحسن موسى بن جعفر علیهما السّلام پرسیدم: جماعتى با هم به سفر رفتند و وقتى به مكانى كه شكستن نماز بر ایشان واجب شد رسیدند نمازهایشان را قصر نمودند و زمانى كه به دو یا سه و یا چهار فرسخى رسیدند یك نفر از ایشان عقب مانده و او كسى بود كه دیگران بدون وى نمى ‏توانستند سفر كنند، پس چند روز در آن جا توقّف كردند و در این چند روز نمى‏ دانستند آیا به سفرشان ادامه داده یا از آن برمى‏ گردند حال تكلیف ایشان چیست؟ آیا سزاوار است كه نماز را تمام خوانده یا بر تقصیرشان باقى بمانند؟

حضرت فرمودند: اگر چهار فرسخ سیر كرده ‏اند باید بر تقصیرشان باقى باشند چه آن جا مانده و چه برگردند و اگر كمتر از چهار فرسخ آمده ‏اند تا مادامى كه آن جا هستند نماز را تمام خوانده و وقتى حركت كردند و به چهار فرسخ رسیدند البته نماز را قصر كنند.

سپس امام علیه السلام فرمودند: آیا مى‏دانى چرا حكم چنین مى ‏باشد؟

عرض كردم: نمى‏ دانم.

حضرت فرمودند: تقصیر در دو برید(دو فرسخ) مى ‏باشد و در كمتر از آن نیست لذا اگر یك برید (یک فرسخ)  آمده باشند و بخواهند برگردند پس آمدن و برگشتن آنها به مقدار سفر تقصیر مى‏ باشد از این رو نمازشان در اینجا قصر است و اگر كمتر از این مقدار آمده ‏اند نمازشان را باید تمام بخوانند.

اسحاق بن عمّار مى‏ گوید: عرض كردم آیا به موضعى كه در آن اذان شهرشان را نمى ‏شنوند مگر نرسیده، پس چرا مى‏ فرمایید نمازش را باید تمام بخواند؟

حضرت فرمودند: آرى، نماز را در این موضعى كه صداى اذان شهر را نمى‏ شنوند قصر باید بخوانند زیرا شك ندارند در این كه سفر را ادامه مى‏ دهند و سیرشان در سفر جدّى و قطعى است حال اگر به مقدار كمتر از برید سیر كرده باشند و در آن جا اقامه كنند در صورتى كه علّت مزبور یعنى جدّش بودن سفر و ادامه دادن سیر جارى باشد باز باید نمازشان را قصر بخوانند.







نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 1 شهریور 1397




باب هشتاد و هشتم

 اسرار تسبیحات حضرت فاطمه زهرا سلام اللَّه علیها


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 302


احمد بن الحسن القطان از ابو سعید حسن بن على بن الحسین السكرى از حكم بن اسلم از ابن علیه، از حریرى از ابى الورد بن تمامه، از على علیه السلام، حضرت به مردى از قبیله بنى سعد فرمود:

خبر بدهم تو را از خود و از فاطمه؟ او نزد من بود و حال آنكه محبوب‏ترین افراد نزد اهلش بود، با مشك آنقدر آب كشید تا اثر آن در سینه ‏اش ماند و آنقدر با آسیا گندم و جو آرد نمود تا دست هایش پینه بست و به قدرى خانه را روفت تا لباسهایش‏ غبار آلود گشت و به اندازه ‏اى آتش زیر دیگر افروخت تا جامه ‏اش از دود سیاه گردید لذا از ناحیه این امور ضرر شدید و چشمگیرى به آن مخدّره رسید.

به آن بانو پیشنهاد كردم نزد پدرش رفته و از حضرتش درخواست خادمى كند كه نیازمندى‏هایش را بر طرف نموده و بدین ترتیب از این اعمال و كارها بركنار بماند.

فاطمه سلام اللَّه علیها نزد نبى اكرم صلى اللَّه علیه و آله و سلّم رفت تا خواسته‏ اش را به عرض آن حضرت برساند محضر پیامبر صلى اللَّه علیه و آله كه رسید جماعتى را در خدمت آن سرور دید از بازگو نمودن حاجتش حیاء نمود و بدون این كه اظهارى كند بازگشت، نبى اكرم صلى اللَّه علیه و آله و سلم دانستند كه فاطمه علیهما السّلام حاجتى داشت، سپس امیر المؤمنین علیه السلام فرمودند:

فردا صبح رسول اكرم صلى اللَّه علیه و آله و سلّم به خانه ما آمدند و ما زیر لحاف بودیم، حضرت با صداى بلند فرمود: سلام بر شما اى اهل بستر.

ما ساكت مانده و به خاطر موقعیّت مكانى حیاء نمودیم.

سپس فرمود: سلام بر شما، باز ما ساكت ماندیم، براى مرتبه سوّم فرمود: سلام بر شما، ما ترسیدیم اگر جواب ندهیم حضرت برگردند و این در حالى بود كه حضرتش سه بار سلام كرده بودند لا جرم اگر اذن به جنابش داده نمى‏ شد برمى‏ گشتند، از این رو عرض كردم: و علیك السّلام یا رسول اللَّه داخل شوید، پس آن سرور بالاى سر ما نشستند، بعد فرمود: اى فاطمه: دیروز چه حاجتى داشتى؟

امیر المؤمنین علیه السلام مى ‏فرماید: ترسیدم اگر پاسخ ندهم آن حضرت بایستند و بروند لذا سر از زیر لحاف بیرون آورده عرضه داشتم: یا رسول اللَّه، من خبر خواهم داد، فاطمه آن قدر با مشك آب كشیده كه اثر آن روى سینه‏ اش مانده و به قدرى دست به آسیا كشیده كه دست هایش پینه بسته و به اندازه‏اى خانه جاروب كرده كه لباسهایش غبار آلود گردیده و به واسطه كثرت افروختن آتش زیر دیگر جامه‏ هایش از دود سیاه گردیده است لذا من به او پیشنهاد كردم نزد پدر برو و از آن حضرت خادمى كه تو را كفایت كند طلب نما تا به این اعمال مبادرت نورزى.

رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله فرمودند: آیا چیزى كه از خادم براى شما بهتر است را به شما یاد بدهم؟

هر گاه خواستید بخوابید سى و سه مرتبه تسبیح و سى و سه بار تحمید و سى و چهار بار تكبیر بگویید. و پس فاطمه سلام اللَّه علیها سر را از زیر لحاف بیرون آورده و گفتند: از خدا و رسولش راضى شدم این عبارت را سه دفعه تكرار كردند.

 






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، حـضـرت زهـــــــــــــــــــراء، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 1 شهریور 1397



باب هشتاد و هفتم

چرا اهل تهجّد در شب، در روز از همه مردم 

نیكومنظرتر مى ‏باشند؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 301



پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از یعقوب بن یزید، از اسماعیل بن موسى بن جعفر از برادر بزرگوارش حضرت على بن موسى الرّضا سلام اللَّه علیهما از پدر بزرگوارش از جدّش علیهم السلام، فرمود:

از حضرت على بن الحسین علیهما السّلام سؤال شد: چرا اهل تهجّد و عبادت در شب نیكو منظرترین مردم مى‏ باشند؟

فرمودند: زیرا ایشان با خدا خلوت مى‏ كنند پس حق تعالى از نور خودش ایشان را مى ‏پوشاند.

 






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 1 شهریور 1397





باب هشتاد و ششم

سرّ مدح نمودن حق تعالى از كسانیكه در سحر استغفار مى‏ كنند


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 300


حدیث (1)

 پدرم رحمة اللَّه علیه از على بن ابراهیم، از پدرش، از حسن بن محبوب از معاویة عمّار، وى مى‏ گوید:

شنیدم از حضرت ابا عبد اللَّه علیه السلام كه در ذیل آیه شریفه: وَ بِالْأَسْحارِ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ‏ مى ‏فرمودند: آنان در پایان شب و آخر نماز وتر هفتاد مرتبه استغفار مى‏ كنند.

حدیث (2)

 پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن محمّد، از محمّد بن اسماعیل بن بزیع، از ابى اسماعیل سرّاج از عبد اللَّه بن مسكان، از عبد اللَّه بن ابى یعفور، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند: در نماز وتر هفتاد مرتبه استغفار كن و در هنگام استغفار دست چپ را بلند كن و با دست راست عدد استغفار را بشمار.

حدیث (3)

 محمّد بن الحسن رحمة اللَّه علیه از محمّد بن یحیى عطّار، از محمّد بن احمد از ابو سعید آدمى، از احمد بن عبد العزیز رازى، از برخى اصحاب، وى مى ‏گوید:

حضرت ابى الحسن اوّل (امام كاظم علیه السّلام) هر گاه از ركوع در آخر ركعت نماز وتر سر برداشته و مى‏ ایستادند به درگاه الهى عرض مى‏ كردند:

اللّهم انّك قلت فی كتابك المنزل

 (بار خدایا خود در كتاب عزیزت فرموده ‏اى):

كانُوا قَلِیلًا مِنَ اللَّیْلِ ما یَهْجَعُونَ وَ بِالْأَسْحارِ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ

الذّاریات/17

 و از شب اندكى را خواب مى‏ كردند و سحرگاهان از درگاه خدا طلب آمرزش و مغفرت مى‏ كنند

طال و اللَّه هجوعى و قلّ قیامى 

(به خدا سوگند خواب من در شب طولانى شد و قیامم در آن اندك)

 و هذا السّحر و انا استغفرك لذنوبى استغفار من لا یملك لنفسه ضرّا و لا نفعا و لا موتا و لا حیاة و لا نشورا 

(و این است سحر و من براى گناهانم در آن از تو طلب آمرزش مى‏ كنم، طلب نمودن كسى كه مالك ضرر و نفع و مرگ و حیات و نشور خود نیست) سپس به سجده مى‏ رفتند.

حدیث (4)

جعفر بن على بن الحسن بن على بن عبد اللَّه بن مغیره، از جدّش حسن بن على، از عبّاس بن عامر، از جابر از ابى عبیدة الحذّاء، از حضرت ابى جعفر علیه السلام نقل كرده كه آن جناب در ذیل آیه شریفه:

تَتَجافى‏ جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً

سجده/16

شبها پهلو از بستر خواب حركت دهند و با بیم و امید در نماز شب خداى خود را بخوانند...

فرمودند: شاید تو مى ‏پندارى كه این جماعت كه حق تعالى در قرآن آنها را ستوده اصلا شب‏ها را خواب ندارند؟

ابو عبیده مى ‏گوید: محضر مباركش عرضه داشتم: خدا و رسول و فرزند و رسولش داناتر هستند و من چیزى نمى‏ دانم.

سپس ابو عبیده گفت: حضرت فرمودند: براى این بدن لازم است كه استراحت كرده و مقدارى بخوابد تا نفس و روح از آن جارى شود و وقتى روح خارج شد بدن استراحت مى ‏كند و پس از آنكه روح به بدن برگشت بدن با قوّه و نیروى بیشترى به كار مى‏پردازد، بارى حق تعالى در آیه مذكور آن جماعت را ستوده و مى ‏فرماید: شبها پهلو از بستر خواب حركت دهند و با بیم و امید در نماز شب خداى خود را بخوانند، این آیه در شأن امیر المؤمنین علیه السلام و اتباعش از شیعیان ما نازل شده چه آنكه ایشان در اوّل شب مى‏ خوابند و وقتى دو ثلث از شب گذشت یا مقدارى كه خدا مى‏ خواهد از خواب برخاسته و به درگاه الهى پناه برده در حالى كه به عبادتش راغب و از عذابش بیمناك و در رحمت و آنچه نزد او است طمع و امید دارند، خداوند رحمان آنها را در كتابش یاد كرده پس از آنچه به ایشان داده تو را اطّلاع داده و خاطرنشان كرده كه ایشان را در جوار رحمتش اسكان داده و در بهشت برینش داخل نموده و از هر خوف و هراسى ایمن شان نموده است.

ابو عبیده مى ‏گوید: محضر مباركش عرضه داشتم: فدایت شوم اگر در آخر شب از

خواب برخاستم چه بگویم؟

حضرت فرمودند: هر گاه از خواب برخاستى بگو:

الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ‏ 

حمد و سپاس مر خداوند جهانیان است.

و صلّى اللَّه على المرسلین 

خداوند درود و رحمت فرستد بر پیامبران.

و الحمد للَّه الّذى یحیى الموتى و یَبْعَثُ مَنْ فِی الْقُبُورِ 

حمد سزاوار خداوندى است كه مردگان را زنده نموده و اهل قبور را مبعوث مى‏ گرداند.


پس هر گاه این عبادات را گفتى پلیدى و وسوسه شیطان از تو

 ان شاء اللَّه تعالى برطرف مى‏ شود.

 





نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــــــرار نماز، علل الشرایع، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 30 مرداد 1397





باب هشتاد و پنجم

چرا شخص وقتى به نماز شب مى ‏ایستد صدایش را بلند كند؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 299


حدیث (1)

 پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن محمّد بن خالد، از على بن‏ اسباط، از عمویش یعقوب بن سالم وى از حضرت ابا عبد اللَّه علیه السلام پرسید: شخص در آخر شب براى نماز مى ‏ایستد آیا صدایش را به قرائت حمد بلند كند یا نه؟

حضرت فرمودند: براى شخص سزاوار است وقتى براى نماز شب ایستاد صدایش را به اهلش برساند تا آنهایى كه خواب هستند بیدار شده و آنها نیز از خود تحرّكى نشان دهند.






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 30 مرداد 1397





باب هشتاد و چهارم

 برخى از اسرار و خواص نماز شب‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 298


حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه از محمّد بن یحیى عطّار، از محمّد بن احمد، از ابى زهیر نهدى، از آدم بن اسحاق، از برخى اصحابش، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السلام، حضرت فرمودند:

بر شما باد به نماز در شب زیرا آن سنّت پیامبر شما و عمل افراد صالح قبل از شما بوده، نماز شب مرض را از اجساد شما دور مى‏ كند.

و نیز حضرت فرمودند: 

نماز شب صورت را نورانى و بوى را خوش نموده و موجب جلب روزى است.

حدیث (2)

محمّد بن الحسن رضى اللَّه عنه، از محمّد بن یحیى عطّار، از محمّد بن احمد، از ابراهیم بن اسحاق، از محمّد بن سلیمان دیلمى، از پدرش، وى مى ‏گوید: حضرت ابى عبد اللَّه علیه السلام فرمودند:

اى سلیمان قیام در شب را ترك مكن زیرا مغبون كسى است كه از قیام در شب محروم باشد.

حدیث (3)

پدرم رحمة اللَّه علیه از محمّد بن یحیى، از محمّد بن الحسین بن ابى الخطّاب، از على بن اسباط، از محمّد بن على بن ابى عبد اللَّه، از حضرت ابى الحسن علیه السلام نقل كرده كه آن جناب در ذیل فرموده حق تعالى:

وَ رَهْبانِیَّةً ابْتَدَعُوها ما كَتَبْناها عَلَیْهِمْ إِلَّا ابْتِغاءَ رِضْوانِ اللَّهِ(1)

 رهبانیة و تارك دنیا بودن را بدعت نهادند، ما بر آنها جز آنكه رضا و خشنودى خدا را طلبند چیزى ننوشتیم

فرمودند: مقصود از «رضوان اللَّه» نماز شب مى ‏باشد.

حدیث (4)

پدرم رحمة اللَّه علیه از محمّد بن یحیى عطّار، از محمّد بن حسان رازى، از محمّد بن على، وى مرفوعا حدیث را نقل كرده و گفته: رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند:

كسى كه در شب نماز خواند صورتش در روز نیكو به نظر مى ‏آید.

حدیث (5)

پدرم رحمة اللَّه علیه از على بن ابراهیم، از پدرش، از محمّد بن ابى عمیر، از هشام بن سالم، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السلام در ذیل فرموده حقّ عزّ و جل:

إِنَّ ناشِئَةَ اللَّیْلِ هِیَ أَشَدُّ وَطْئاً وَ أَقْوَمُ قِیلًا(2)

(البتّه نماز شب بهترین شاهد اخلاص و صفاى قلب و دعوى صدق ایمان است)

 حضرت فرمودند: مقصود از «أَقْوَمُ قِیلًا» برخاستن شخص از بستر استراحت و در مقابل حق عزّ و جل عبادت كردن است و غیر از این معنا، معناى دیگر مراد نیست.

حدیث (6)

 پدرم رحمة اللَّه علیه از محمّد بن اسحاق بن خزیمه نیشابورى از حریش بن‏ محمّد بن حریش نقل كرده كه وى گفت: از جدّم شنیدم كه مى‏گفت: شنیدم انس بن مالك مى‏ گفت: از رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله شنیدم كه مى‏فرمودند: دو ركعت در دل شب نماز خواندن نزد من محبوب‏تر است از دنیا و آنچه در آن مى ‏باشد.

حدیث (7)

 پدرم رحمة اللَّه علیه از على بن ابراهیم، از پدرش، از حمّاد بن عیسى، از ابراهیم بن عمر از كسى كه براى او حدیث گفته از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السلام نقل كرده كه آن جناب در ذیل فرموده حق تعالى: إ

اِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئاتِ(3)‏

كارهاى نیك اعمال زشت را محو مى‏ كنند

 فرمودند: نماز مؤمن در شب گناهان روز را محو مى‏ نماید.

حدیث (8)

 و با همین اسناد از حماد بن عیسى، از حریز، از زراره نقل كرده كه وى گفت:

محضر مبارك حضرت ابى جعفر علیه السلام عرض كردم: مراد از آیه :

 آناءَ اللَّیْلِ ساجِداً وَ قائِماً یَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَ یَرْجُوا رَحْمَةَ رَبِّهِ، قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذِینَ لا یَعْلَمُونَ(4)

 چیست؟ حضرت فرمودند: مقصود نماز شب است.

حدیث (9) 

محمّد بن على ماجیلویه از محمّد بن یحیى عطّار، از محمّد بن احمد، از موسى بن جعفر بغدادى، از محمّد بن الحسن بن شمون از على بن محمّد نوفلى، وى مى‏ گوید:

شنیدم از او كه مى‏ فرمود:

بنده خدا در شب مى‏ ایستد براى عبادت پس چرت و پینكى به او چیره مى ‏شود و وى را به راست و چپ مایل مى ‏نماید در حالى كه چانه ‏اش روى سینه ‏اش افتاده در این وقت حق تبارك و تعالى امر مى ‏فرماید كه ابواب آسمان را بگشایند آنگاه به فرشتگانش مى‏ فرماید: به بنده من بنگرید با عبادتى كه بر او واجب نكرده ‏ام به من تقرّب مى‏جوید و امید بر آوردن سه حاجتش را از من دارد، گناهى كه كرده بیامرزم، توبه ‏اش را مكرّر بپذیرم، روزى و رزقش را اضافه كنم، شما فرشتگان من شاهد باشید كه هر سه را براى او جمع كردم.

 

 ===========

1-حدید/27

2-مزمل/6

3-هود/114

4-زمر/9






نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــــــرار نماز، علل الشرایع، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 30 مرداد 1397




باب هشتاد و سوّم

سرّ محروم ماندن شخص از خواندن نماز شب‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 297



حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه از محمّد بن یحیى عطّار، از عمران بن موسى، از حسن بن على بن نعمان، از پدرش از برخى رجالش، وى گفت: مردى محضر مبارك امیر المؤمنین علیه السّلام مشرّف شد و عرض كرد:

یا امیر المؤمنین: من از خواندن نماز شب محروم هستم چه كار كنم؟

امیر المؤمنین علیه السّلام فرمودند: گناهانت تو را مقیّد و ممنوع از خواندن نماز شب كرده ‏اند.


حدیث (2) 

محمّد بن الحسن رحمة اللَّه علیه از محمّد بن حسن صفّار از هارون بن مسلم، از على بن حكم، از حسین بن حسن كندى، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

 شخص یك دروغ مى‏ گوید و به واسطه آن از خواندن نماز شب محروم مى‏ گردد و وقتى از نماز شب محروم شد، از روزى و رزق نیز محروم مى‏ گردد.

 






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 30 مرداد 1397




باب هشتاد و دوّم

وضعیّت قضاء نوافل بر كسى كه به واسطه 

مریضی آنها را ترك كرده‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 296


حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن محمّد بن عیسى، از على بن حدید و عبد الرّحمن بن ابى نجران از حمّاد، از حریز، از محمّد بن مسلم، از حضرت ابى جعفر علیه السّلام، محمّد بن مسلم میگوید: محضر مبارك امام علیه السّلام عرض كردم:

شخصى بیمار شد پس از انجام دادن مستحبّات امتناع نمود و در نتیجه نافله را ترك كرد حكم وى چیست؟

حضرت فرمود: اى محمّد نافله فریضه نیست، اگر خواست آن را قضاء كند البته برایش بهتر است و اگر قضاء هم نكند تكلیفى بر او نیست.

حدیث (2)

 پدرم رحمة اللَّه علیه از على بن ابراهیم، از پدرش، از محمّد بن ابى عمیر، از مرازم نقل كرده كه وى گفت:

اسماعیل بن جابر از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام سؤال كرد و عرضه داشت:

نوافل زیادى بر عهده من هست چگونه آنها را انجام دهم؟

حضرت فرمودند: تمام را قضا نما.

عرض كردم: نوافل فوت شده بیش از آن است كه قضا كنم.

حضرت فرمودند: تمام را قضا نما.

عرض كرد: تعداد آنها را نمى ‏دانم چه مقدار است.

حضرت فرمودند: پى‏گیرى كن ببین چه مقدار بوده.

مرازم مى‏ گوید: من مدّت چهار ماه مریض بودم و در این مدّت نافله نخواندم.

حضرت فرمودند: قضا آنها بر تو نیست زیرا شخص مریض مانند صحیح و سالم نمى‏ باشد زیرا هر چه بر انسان غلبه كند و به واسطه غلبه از او تكلیفى فوت گردد حق تعالى سزاوارتر است به این كه عذر او را بپذیرد و از او تكلیف فوت شده را مطالبه نفرماید.

 






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 30 مرداد 1397




باب هشتاد و یكم 

 تنها ایستادن مأموم در صف جماعت‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 295


حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از ایّوب بن نوح، از محمّد بن فضل، از ابى الصّباح الكنانى، وى میگوید از حضرت امام صادق علیه السّلام پرسیدم: آیا مأموم مى‏ تواند به تنهایى در صف بایستد؟

حضرت فرمودند: اشكالى ندارد زیرا صفوف از تك تك و یكى بعد از یكى افراد تشكیل مى ‏شود یعنى اینطور نیست كه صف ناگهان و یك جا و در آن واحد تحقّق یابد بلكه از آمدن افراد یكى پس از دیگرى درست میشود.






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 30 مرداد 1397




باب هشتادم 

 شستن منى و زدودنش از لباس‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 294


حدیث (1) 

پدرم رحمة اللَّه علیه از على بن ابراهیم، از پدرش، از حمّاد، از حریز، از زراره نقل كرده كه وى گفت: محضر مبارك ابو جعفر علیه السّلام عرض كردم: به جامه‏ام خون بینى یا نجاست دیگر و یا ذرّه‏اى از منى اصابت كرد، آن جا را نشان گذاردم تا به آب رسیدم آب بكشم، دست به آب یافتم و زمان نماز نیز فرا رسید ولى فراموش كردم كه جامه ‏ام متنجّس شده، پس نماز خواندم سپس بعد از نماز متذكّر آن شدم تكلیفم چیست؟

حضرت فرمودند: باید نماز را اعاده كرده و آن مكان را آب بكشى.

زراره مى‏ گوید: عرض كردم: اگر جاى اصابت نجس را نیافتم ولى قطع داشتم كه نجس به جامه‏ ام رسیده و هر چه تفحّص كردم آن را نیافتم ولى بعد از نماز آن را پیدا كردم در این صورت تكلیف چیست؟

حضرت فرمودند: آن را آب بكش و نماز خود را اعاده نما.

گفت: محضرش عرض كردم: اگر گمان كردم كه نجاستى به لباسم اصابت نمود و یقین ننمودم، پس نظر كرده چیزى را ندیدم ولى بعدا كه تفحّص كردم یعنى بعد از نماز آن را یافتم حال تكلیفم چیست؟

حضرت فرمودند: آن را آب بكش ولى نماز خود را اعاده مكن.

زراره مى‏ گوید: عرض كردم: چرا؟

فرمودند: چون قبلا به نظافت و طهارت لباس خود یقین داشتى و بعد در آن شك نمودى، پس سزاوار نیست كه یقین را با شك نقض كنى.

عرضه داشتم: اگر یقین كردم نجاست با جامه ‏ام اصابت كرده ولى جایش را پیدا نكردم تا آب بكشم حال باید چه كرد؟

حضرت فرمودند: ناحیه و حوالى را كه دید نجاست اصابت كرده و تمامش را باید آب بكشى تا یقین كنى محل اصابت نجاست را تطهیر كرده‏ اى.

زراره مى‏ گوید: عرض كردم: اگر شك كردم نجاستى به لباسم اصابت كرده آیا تكلیف دارم تفحّص كرده و نظر بیفكنم؟

حضرت فرمودند: خیر ولى چون مى‏خواهى شك را از خودت زائل كنى البتّه مى‏توانى تفحّص نمایى.

زراره مى‏ گوید: عرضه داشتم: اگر در حال نماز نجاست را به جامه ‏ام دیدم چه كنم؟

حضرت فرمودند: نماز را نقض كن و لباس را آب بكش و سپس نماز را اعاده نما مشروط به این كه قبل از نماز در نقطه ‏اى از جامه ‏ات شك كنى كه متنجس شده یا نه و سپس در نماز دیدى كه متنجس گردیده است ولى اگر قبلا شك نكرده بودى بلكه بدوا در نماز دیدى كه نقطه ‏اى از جامه‏ ات مرطوبى است در اینجا باید نماز را قطع‏ كنى و آن نقطه را آب بكشى و سپس نمازت را ادامه دهى نه آنكه اعاده كنى زیرا نمى‏ دانى شاید در همان حال نماز نجاستى با جامه‏ات ملاقات كرده و تا قبل از آن یقین داشتى و سزاوار نیست یقین به طهارت را با شك در آن نقض كنى.

 





نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 30 مرداد 1397



باب هفتاد و نهم

اسرار سجده شكر بعد از نماز واجب


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 293


حدیث (1)

محمّد بن ابراهیم بن اسحاق طالقانى رضى اللَّه عنه، از احمد بن محمّد بن سعید كوفى، از على بن حسن بن على بن فضّال، از حضرت ابى الحسن الرّضا علیه السّلام، حضرت فرمودند:

سجده بعد از نماز فریضه به خاطر تشكّر نمودن بنده است از خداوند متعال كه او را موفّق ساخت بر اداء واجب و انجام فریضه و كمترین عبارتى كه در آن مجزى مى‏باشد آن است كه دو مرتبه بگوید:

 شكرا للَّه على ما وفّقنى له من خدمته و اداء فرضه

یعنى: این سجده از من به جهت شكر خدا و تشكر از بارى تعالى است كه مرا موفّق نمود بر خدمتش و اداء واجبش.

باید توجه داشت كه شكر موجب زیاده توفیق بوده و اگر در نماز نقصانى واقع شده باشد با این سجده تتمیم و ترمیم مى‏ گردد.






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 30 مرداد 1397




باب هفتاد و هشتم

 اسرار گفتن سه تكبیر و بلند كردن دستها پس از سلام‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 292


حدیث (1) 

على بن احمد بن محمّد رضى اللَّه عنه، از حمزة بن قاسم علوى، از جعفر بن محمّد بن مالك‏ فزارى كوفى، از محمّد بن حسین بن زید زیّات از محمّد بن سنان، از مفضّل بن عمر، وى گفت: محضر ابى عبد اللَّه علیه السّلام عرض كردم: براى چه نمازگزار بعد از سلام سه مرتبه تكبیر گفته و دست هایش را بلند مى‏ كند؟

حضرت فرمودند: زیرا نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلم وقتى مكّه را فتح نمودند، با اصحابشان نزدیك حجر الاسود نماز ظهر را خواندند و وقتى سلام دادند دو دست را بلند كرده و سه مرتبه تكبیر گفتند، بعد از آن فرمودند:

لا اله الّا اللَّه وحده، وحده، انجز وعده و نصر عبده و اعزّ جنده و غلّب الاحزاب وحده، فله الملك و له الحمد، یحیى و یمیت و یمیت و یحیى و هو على كلّ شی‏ء قدیر.

سپس رو كردند به اصحابشان و فرمودند: این تكبیر را ترك نكنید و این دعاء را دنبال هر نماز واجبى بخوانید زیرا كسى كه بعد از سلام چنین كند و این دعاء را بخواند در مقابل این كه حق عزّ و جل اسلام و جنود مسلمین را تقویت كرده شكرش را كه واجب است اداء نموده.






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 30 مرداد 1397


( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5   


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار وبلاگ نویسی

وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت

اخبار ایران:

اخبار جهان:

اخبار اقتصادی:

اخبار علمی

اخبار فناوری و اطلاعات

اخبار هنری:

اخباراجتماعی

اخبار ورزشی

--------------------------------------------------------------------------------------

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

--------------------------------------------------------------------------------------
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
-------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------- ساخت وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic