وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :


مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ


هر که علم اولین و آخرین را میخواهد،

باید آن را در قرآن بجوید.


کنزل العمال ج1 ص548




مدیر وبلاگ :سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید






برچسبها



چرا نماز یک راه حل بسیار عالی برای رسیدن 


به موفقیت است؟



توسط استاد محمّد افلاکی




[http://www.aparat.com/v/5Bo7w]

[http://www.aparat.com/v/5Bo7w]




نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، 
برچسب ها : چگونه به یک حال خوب برسیم؟،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 30 خرداد 1399



اهمیّت نماز جماعت


همه موجودات نماز جماعت می خوانند!!!


دکتر منصوری لاریجانی 




[http://www.aparat.com/v/r5fpU]


[http://www.aparat.com/v/r5fpU]









نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، اســــــــــــــرار عالم خلفت، 
برچسب ها : کلیپ سخنرانی دکتر منصوری لاریجانی،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 23 اسفند 1398



تقلید صدا (شگفت انگیز)



[http://www.aparat.com/v/l0LJ2]

[http://www.aparat.com/v/l0LJ2]




نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، شگفتیهای خلقت انسان، عچائب و زیبائی های خلقت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 6 دی 1398



شرط قبولى نماز صلوات است


رسول خدا - صلى الله علیه و آله – فرمودند:


من صلى صلوة لم یصل فیها على و على اَهل بیتى لم تقبل منه 


هر كس نمازى را به جا آورد و در آن بر من اهل بیتم درود نفرستد آن نماز مورد قبول خدا واقع نخواهد شد.






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، احادیث فضائل ذکر صلـــوات، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 29 دی 1397




صلوات مایه تمامیّت نماز 


امام صادق - علیه السلام – فرمودند:
البته پرداخت زكات فطر (در آخر ماه رمضان ) مایه تمامیّت روزه است ، همچنانكه صلوات بر محمد و آل او (باعث تمامیّت نماز است) یعنى نماز، با صلوات و روزه با زكات فطر كامل مى شود.



كتاب آثار و برکات صلوات در دنیا، برزخ و قیامت

مؤلف : عباس عزیزى 


.

.

.


اهمیّت صلوات در نماز

 

در مورد شخصیت عظیم پیامبر گرامی اسلام (صلّ الله علیه و آله و سلّم)، بیانات متعددی در آموزه‌های دینی وارد شده است، اما یکی از کلمات شیرینی ‌که نشان دهنده اوج مقام حضرت می‌باشد، بیان حضرت ثامن الائمه علی بن موسی الرضا (علیه السلام) است.

صلوات بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) ذکر بسیار مبارک و با عظمتی است که بر زبان آوردن آن در همه احوال و زمان ها دارای ثواب است و در حال نماز از مستحبات موکد است، البته در تشهد واجب است . در قرآن خداوند خطاب به مومنین می فرماید: "خدا و ملائکه به پیامبر(صلی الله علیه و آله) صلوات می فرستند شما هم بر او صلوات بفرستید. از این رو فضیلت داشتن صلوات شامل صلوات در رکوع و سجده هم می شود.

امام باقر (علیه السلام) فرمودند: هر کس در رکوع و سجود و قیام نمازش صلوات بر محمد (صلی الله علیه و آله) و آل او بفرستد خداوند ثواب آن را مانند ثواب رکوع و سجود و قیام  (در نامه اعمال او) مى ‏نویسد. لذا می توان گفت فضائلی که برای صلوات بیان شده چون اطلاق دارد همه آنها در صلوات در رکوع و سجده هم وجود دارد به علاوه روایاتی گویای این مطلب است که صلوات جزء نماز و باعث کمال نماز است.

الّلهم...صَلِّ عَلَى مَنْ شَرَّفْتَ‏ الصَّلَاةَ بِالصَّلَاةِ عَلَیْه

«خدایا درود بفرست بر کسی‌ که نمازت را به واسطه درود بر او شریف قرار دادی»

نماز با همه عظمتی ‌که دارد تا جاییکه ستون دین معرفی شده ، شرافت خود را از همان صلواتی دارد که در تشهد، بعد از نام حضرت ختمی مرتبت (صلّی الله علیه و آله و سلّم) ذکر می‌شود.

همان صلواتی که چه بر طبق مذهب تشیع و چه بر طبق مذهب اهل تسنن ذکر آن در تشهد واجب است، و نگفتن آن به صورت عمدی، باعث بطلان نماز است.

صلوات فرستادن بر حضرت ختمی مرتبت (صلّی الله علیه و آله و سلّم) در نماز، علاوه بر نقشی ‌که در صحت نماز دارد، باعث کمال نماز نیز می‌گردد. چنانچه امام صادق (علیه السلام) در این زمینه می ‌فرمایند:

«اِنَّ مِن تَمامِ الصَّومِ اِعطاءُ الزَّکاةِ یَعنى الفِطرَة کَما اَنَّ الصَّلوةَ عَلَى النَّبِى مِن تَمامِ الصَّلوةِ «تکمیل روزه به پرداخت زکاة یعنى فطره است، هم ‌چنان ‌که صلوات بر پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) کمال نماز است»

امام باقر (علیه السلام) درباره صلوات در رکوع و سجده فرمودند: "هر کس در رکوع و سجود و قیام نمازش صلوات بر محمد (صلی الله علیه و آله) و آل او بفرستد خداوند ثواب آن را مانند ثواب رکوع و سجود و قیام (در نامه اعمال او) مى‏ نویسد. هم چنین صلوات در نماز را باعث سنگینی اعمال حسنه شمرده اند .

البته منظور از صلوات، صلوات کامل است که کیفیت آن در روایات وارد شده که: "صلوات کامل آن صلواتی است که با آل همراه باشد." (اللهم صل علی محمد و آل محمد) .

فقهای شیعه هم درباره صلوات فرموده اند: "صلوات بر پیغمبر و آل او در تشهد اول و دوم نماز واجب است، و در غیر آن مستحبّ است."

از فقهاى اهل سنت (شافعى) آن را در تشهد دوم واجب مى‏ داند، لذا در نماز مخصوصا در رکوع و سجده و در غیر نماز در سایر حالات از مستحبات موکد است.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و سهل مخرجهم

 و اهلک عدوهم آمین یا رب العالمین

 

http://imamhussain.org/persian/islamic/12713





نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، احادیث فضائل ذکر صلـــوات، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 29 دی 1397


الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَیُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنْفِقُونَ ﴿بقرة/3

آنان كه به غیب ایمان دارند و نماز را بر پا می ‏دارند و از آنچه به آنان 

روزى داده ‏ایم انفاق می ‏كنند .





داستان کوتاه آموزنده/ شماره 31



 

شکرگذاری یک سگ 

روزی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به همراه عده ای از اصحاب خود از جایی عبور می کردند، ناگهان سگی شروع به پارس کردن کرد

پیامبر ایستادند و به پارس سگ گوش دادنداصحاب نیز توقف کردند.

 آنگاه رو به یاران خود کردند و فرمودند: آیا فهمیدید که این سگ چه گفت؟اصحاب گفتند خیر.

پیامبر فرمودند: این حیوان گفت ای پیامبر خدا، من همیشه خدای مهربان را شکر می کنم که بهره ی من در این جهان خلقت، این شد که سگ شوم.اگر انسان بی نماز بودم چه می کردم؟


کتاب بهترین پناهگاه - رحیم کارگر محمدیاری






نوع مطلب : 14-سوره ابـراهیـم، 31-سوره لقـمان، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــــــرار نماز، شگفتیهای خلقت حیوانات، پیامبـــــــــــر اکــــــــــــرم ، داستانهای کوتاه آموزنده ، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 10 دی 1397



اهمیّت حفظ اوقات نماز و موضوع تأخیر در نماز عصر حضرت سلیمان



إِنَّ الصَّلاةَ كانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ كِتاباً مَوْقُوتاً (نساء/103)

همانا نماز را به پا دارید زیرا نماز بر مؤمنان در اوقات معین مقرر شده است.


امام صادق علیه السّلام در ذیل آیه فرموده اند:

فرمودند: كِتاباً مَوْقُوتاً یعنى فریضه ‏اى واجب و مقصود وجوب آن بر مؤمنین است و اگر آنطور كه مخالفین مى‏ گویند باشد باید سلیمان بن داود هلاك شده باشد، چه آنكه وى نماز عصرش را تأخیر انداخت تا خورشید پشت حجاب كوهها پنهان و مخفى شد و اگر قبل از غایب‏ شدنش نماز را خوانده بود در وقتش اداء كرده بود و هیچ نمازى از نظر وقت طولانى‏ تر از نماز عصر نمى ‏باشد[1]



( 1)- مرحوم مصنّف در كتاب من لا یحضره الفقیه ح(1) ص(129) در توضیح این حدیث مى‏ فرماید:

جهّال از اهل خلاف اینطور پنداشته ‏اند كه حضرت سلیمان علیه السّلام روزى اسب ها را سان مى‏ دید و آنها را از نظر مى‏ گذرانید، حضرت مشغول و سرگرم آنها بود كه خورشید غروب كرد و وقت نماز منقضى شد و وقتى متوجه شد بسیار متأثر و ناراحت گردید و از شدّت غضب فرمان داد اسب ها را برگردانند و سپس امر نمود ساق پاها و گردنهاى آنها را زده و بدین ترتیب این حیوانات را كشتند و فرمود: این حیوانات مرا از ذكر پروردگارم باز داشتند.

این گفتار صحیح نیست و واقع امر طبق گفته اهل خلاف نمى‏ باشد چه آنكه شأن نبى و پیامبر خدا اجلّ است از مثل چنین كردارى زیرا اسبها گناهى نداشته تا مستوجب چنین فعل قبیحى باشند و اساساٌ آنها خود را بر وى عرضه نكرده و او را آنها مشغول ننموده بودند و از این كه بگذاریم اسبها مكلّف نبودند تا مرتكب گناه باشند در نتیجه عقاب و مؤاخذه شوند و صحیح آن است كه سلیمان علیه السّلام عصرى بود كه بهایم و اسب ها را از نظر مى‏ گذراند و به واسطه سرگرم شدن به آنها نمازش تأخیر افتاد تا خورشید غروب كرد وقتى متوجه شد به فرشتگان گفت: آفتاب را برگردانید تا من نمازم را بخوانم، آنها آفتاب را باز گردانیدند، وى ایستاد ساق پا و گردن خود را مسح نمود( وضوء آنها را در آن شریعت چنین بود) و سپس به اصحابش كه نمازهای شان قضاء شده بود فرمان داد با او نمازهای شان را خواندند و پس از فراغت از نماز خورشید غروب كرد و ستارگان در آسمان ظاهر شدند.

 

برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب385 –(نوادر)-حدیث 79-مطلب شماره 578




حضرت سلیمان، فرزند حضرت داوود(ع)، سومین پیامبر بزرگ بنی‌اسرائیل است که خداوند از مواهب هستی، فضل بی‌شماری بدو عطا کرده از جمله خلافت بر پهنه وسیعی از مناطق جغرافیایی، تسخیر لشکریانی از جن، انس و حیوانات و نیز علم تکلم به زبان حیوانات. با این همه برخی از اهل تفسیر به نقل از سیر و تواریخ اسلامی، داستانی را آورده‌اند که با نگاهی علمای شیعی در مساله عصمت پیامبران، منافات دارد.

بزرگان شیعی از جمله سید مرتضی در تنزیه الانبیاء، ساحت مقدس این پیامبر عظیم الشان را مبرای از هر گونه خطا و سهو دانسته و در تنزیه چهره حضرتش از این گونه نسبت‌ها کوشیده‌اند. این نگاه بعدتر توسط اجلّه مفسران شیعه همچون فیض کاشانی و علامه طباطبایی تقویت شد. با این تفاوت که صاحب تفسیر المیزان، بر این باور است که انبیاء در حوزه امور فردی که دخلی به احکام و دیانت مردم ندارد، معصوم از خطا و رخنه شیطان نیستند. دیدگاه علامه سپس توسط برخی شاگردان وی، آیت الله جوادی آملی و آیت الله سبحانی به نقد کشیده شد.

بنابر نقل برخی از مفسران، سلیمان نبی، به خیول و اسب‌های تیزپا و چالاک بسیار علاقمند بود تا بدانجا که گاهی آنچنان در تماشای آنها غرقه می‌شد که خدا را نیز از یاد می‌برد!

مورد استناد آنها، آیاتی است از سوره مبارکه «ص» که می‌فرماید:
 
وَوَهَبْنَا لِدَاوُودَ سُلَیْمَانَ نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ * إِذْ عُرِضَ عَلَیْهِ بِالْعَشِیِّ الصَّافِنَاتُ الجِیَادُ * فَقَالَ إِنِّی أَحْبَبْتُ حُبَّ الخَیْرِ عَن ذِكْرِ رَبِّی حَتَّىٰ تَوَارَتْ بِالحِجَابِ * رُدُّوهَا عَلَیَّ فَطَفِقَ مَسْحًا بِالسُّوقِ وَالأَعْنَاقِ (ص/۳۳-۳۰)

و سلیمان را به داود بخشیدیم، چه نیکو بنده ای بود به راستی او بسیار رجوع کننده [به خدا] بود * [یاد کن] هنگامی را که در پایان روز اسب های چابک و تیزرو بر او عرضه کردند * پس گفت: من دوستی اسبان را بر یاد پروردگارم [که نماز مستحب پایان روز استاختیار کردم [زیرا می خواهم از آنان در جهاد با دشمن استفاده کنم و همواره به آنها نظر میکرد] تا [خورشید] پشت پرده افق پنهان شد. * [اسب ها چنان توجه او را جلب کرده بودند که گفت:] آنها را به من بازگردانید. پس [برای نوازش آنها] به دست کشیدن به ساق ها و گردن های آنها پرداخت.

 

فقه اللّغة آیات

نخست نگاهی بیفکنیم به معانی واژگان این آیات(فقه اللغه)
«عشىّ» به معناى آخر روز و عصر است و «صافنات» (جمع «صافنة») به اسب‌هایى گفته مى‌شود که بر روى سه دست و پا ایستاده و دست راست خود را کمى بلند مى‌کنند و تنها نوک جلوى سم را بر زمین مى‌گذارند (این حالت مخصوص اسب‌هاى نجیب و اصیل است).[

«جیاد» جمع «جواد» در اینجا به معنى اسب‌هاى سریع السیر و تندرو است و در اصل از ماده «جود» و بخشش گرفته شده، منتهى «جود» در انسان از طریق بخشیدن مال است و در اسب 

از طریق سرعت سیر.[


دو اشکال مبنایی
برخی تفسیرها مناقشه انگیز بوده و دو اشکال جدی متوجه آنهاست:
یک. حضرت سلیمان(ع) دیدن اسبان را بر ذکر خدا مقدم داشت و این خلاف شاء انبیاست.

دو. سلیمان آنچنان غرق در تماشای اسبان شد که خورشید غروب کرد و نماز حضرتش قضا شد.


پاسخ اهل تفسیر

مفسران در تفسیر این آیات سه گونه دیدگاه به میان آورده‌اند:


دیدگاه اول

برخی، کلمه «أَحْبَبْتُ» در عبارت «إِنىّ‏ أَحْبَبْتُ حُبَّ الخیر عَن ذِکْرِ رَبىّ‏» را به معنای «أنبت» گرفته‌اند؛ و چنین توجیه کرده‌اند که سلیمان اسب را برای جهاد در راه خدا دوست داشته و نه از روی هوا و هوس، بنابراین دوستی اسبان در امتداد محبت خداست و از این رو، قدحی به ساحت شریف ایشان وارد نیست.[

 

اما از آنجا که در برداشت این گروه، مرجع ضمیر در «تَوَارَتْ بِالحْجَابِ» و «رُدُّوهَا» به شمس (خورشید) بر می‌گردد، لذا اشکال دوم همچنان بر آنها وارد است.

 

علامه طباطبایی، کلمه «العشی» در آیه قبل را مویدی بر این برداشت می‌داند و جمله «فَطَفِقَ مَسْحَا بِالسُّوقِ وَ الْأَعْنَاقِ» را کنایه از وضو گرفتن سلیمان. آنگاه در پاسخ اشکال دوم می گوید: «علاقه سلیمان(ع) به اسبان براى خدا بوده، و علاقه به خدا او را علاقه‌مند به اسبان می‌کرد، چون می‌خواست آنها را براى جهاد در راه خدا تربیت کند، پس رفتنش و حضورش براى عرضه اسبان به وى، خود عبادت بوده است. پس در حقیقت عبادتى او را از عبادتى دیگر بازداشته، چیزى که هست نماز در نظر وى مهم‌تر از آن عبادت 

دیگر بوده است».[

 

به نظر می‌رسد آنچه موجب شده است مرحوم علامه، پدیده «رد الشمس» را مفروض بینگارند، روایات پرشماری است که در منابع روایی عامه و شیعی آمده است.

این در حالی است که سید مرتضی، این روایات را ضعیف برشمرده بر این باور است که حتی اگر روایات صحیح هم باشد با فرض مخالفت با اقتضای ادله، نباید بدانها وقعی نهاد. آنگاه به یکی از ادله اشاره کرده 

و می‌گوید:
«
خداوند در ابتدای آیه مدح و تعریف سلیمان را می‌کند: نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ‏ و با این بیان دیگر معنا ندارد که در ابتدا مدح سلیمان گفته شود و در انتهای آیه، مطلبی در نکوهش و تقبیح عمل سلیمان 

آورده شود».[

دیدگاه دوم

با گروه اول برخی با ارجاع ضمیر در «تَوَارَتْ بِالحْجَابِ» و «رُدُّوهَا» به «الصافنات الجیاد» به جای «شمس»، به گونه‌ای سخن گفته‌اند که دو اشکال فوق پاسخ یافته است.

 

چنانکه گفته‌اند: «سلیمان كه از مشاهده این اسب‌هاى چابك و آماده براى جهاد و پیكار با دشمن خرسند شده بود همچنان آنها را نگاه مى‌كرد و چشم به آنها دوخته بود تا از دیدگانش پنهان شدند (حتى توارت بالحجاب). صحنه آنقدر جالب و زیبا و براى یك فرمانده بزرگ همچون سلیمان نشاط آور بود كه او دستور داد بار دیگر این اسب‌ها را براى من بازگردانید (ردوها على). به هنگامى كه مامورانش این فرمان را اطاعت كردند و اسب‌ها را بازگرداندند سلیمان شخصا آنها را مورد نوازش قرار داد و دست به ساق‌ها و گردن‌هاى آنها كشید (فطفق مسحا بالسوق و الاعناق). و به این وسیله هم مربیان آنها را تشویق كرد، و هم از آنها قدردانى نمود، زیرا معمول است هنگامى كه مى‌خواهند از مركبى قدردانى كنند دست بر سر و صورت و یال و گردن، یا بر پایش مى‌كشند، و چنین ابراز علاقه‌اى در برابر وسیله مؤثرى كه انسان را در هدف‌هاى والایش كمك مى‌كنند از پیغمبر بزرگى همچون سلیمان تعجب آور نیست».[

 

ارزیابی نهایی

چنانکه گذشت بر دیدگاه دوم کمترین اشکال وارد است. سید مرتضی علم الهدی در تنزیه الأنبیاء (ص ۹۵ـ۹۷)، فخر رازی در مفاتیح الغیب(ج۷، ص ۱۳۶) و مرحوم مجلسی در بحار الأنوار(ج۱۴، ص ۱۰۲-۱۰۴)، به این قول گرایش نشان داده‌اند اما به نظر راقم این سطور، تنقیح و مدلل سازی این نظریه در زمان ما، توسط صاحب تفسیر موضوعی منشور جاوید، صورت پذیرفته است. 

ایشان با طرح اشکالاتی بر دیدگاه نخست، سعی در تقویت دیدگاه اخیر نموده‌اند؛ که از آن جمله‌اند: 

۱. اگر مقصود از آن خطاب به فرشتگان است كه خورشید را براى او باز گردانند، یك چنین خطاب آمرانه‌اى از سلیمان به ملائكه خدا، با مقام او سازگار نیست.

 

۲. اگر مقصود از (فَطَفِقَ مَسْحاً بِالسُّوقِ وَالأَعْناقِ) شستن ساق و گردن به عنوان وضو است، چرا اوّلاً، به جاى «غسل» ، «مسح» به كار برده؟ و ثانیاً چرا به جاى «عُنُق» از لفظ «اعناق» كه جمع است استفاده كرده است در حالى كه سلیمان یك گردن بیش نداشت و ثالثاً اطلاق لفظ «سوق» و اراده دو «ساق» كاملاً بر خلاف ظاهر است.

 

۳. ارجاع ضمیر به خورشید، نادرست است چون گذشته از اینكه نامى از آن در آیه‌ها نیامده، خلاف ظاهر است و كلمه «بِالعشی» در آیه پیشین نیز در تعیین مرجع ضمیر «توارت» کفایت نمی‌کند.

 

۴. تصرف در جهان آفرینش براى پیامبران در مقام اعجاز و اظهار كرامت كاملاً امكان پذیر است و آیات قرآن كاملاً بر آن دلالت دارد: ولى این مورد، مقام اعجاز و اظهار كرامت نبوده كه او به چنین كار عظیمى دست بزند، در حالى كه مى‌توانست آن فریضه را قضا كند، و اگر هم نمازِ فوت شده، نمازِ نافله بوده -چنان كه در برخى از تفاسیر آمده است - فوت آن اشكالى نداشت و نیازى نبود كه از ولایت تكوینى خود براى قضاى آن بهره بگیرد.[

 

پی‌نوشت‌ها :

۱تفسیر راهنما، جمعی از نویسندگان
۲تفسیر نمونه، مکارم شیرازی، جلد ۱۹، ص ۲۷۳
۳. تفسیر الصافی، فیض کاشانی، ملامحسن، ج ۴، ص ۲۹۸
۴. ترجمه تفسیر المیزان، موسوی همدانی، سید محمد باقر، ج ۱۷، ص ۳۰۹– ۳۰۸
۵. تنزیه الأنبیاء(ع)، علم الهدی، علی بن حسین، ص ۹۳

۶. تفسیر نمونه، مکارم شیرازی، جلد ۱۹، صفحه ۲۷۳

۷. بنگرید به: تفسیر منشور جاوید، سبحانی، جعفر، ج۴، ص ۱۹۸-۱۹۶ 





نوع مطلب : 04-سوره نسـاء، 38-سوره ص، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، پیــــامبـــــــــران الــــــهی، علل الشرایع، اســـــــــــــــــــــــرار نماز، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 10 آذر 1397




 آیا تأویل(تفسیر) نمازت را مى ‏دانى؟


امیرالمؤمنین علیه السّلام به آستانه بیت اللَّه الحرام عبور كردند در این هنگام مردى را دیدند كه نمازش را نیكو مى‏ خواند، حضرت به او فرمودند:

 آیا تأویل(تفسیر) نمازت را مى ‏دانى؟

آن مرد گفت: اى پسر عموى بهترین خلق خدا آیا براى نماز غیر از 

تعبّد تأویلى هست؟

على علیه السّلام فرمود:

اى مرد بدان كه خداوند تبارك و تعالى نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم را به امرى از امور نفرستاده مگر آنكه آن امر متشابه و تأویل و تنزیل دارد و تمام تعبّدى است، پس كسى كه تأویل نمازش را نداند، نمازش خدعه و نیرنگ بوده و علاوه بر آن ناقص و غیر تام مى‏ باشد.


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب385 –(نوادر)-حدیث 45-مطلب شماره 568





نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، امـــــــام علـــــــــــــــــی، علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 8 آذر 1397




نماز چیست؟

نماز جنگ با طاغوت است
نمار راه اولیای خداست
نماز راه مستقیم انسان هاست
نماز درس شكر گزاری است
نماز جنگ با شیطان است
نماز رأس همه ی عبادات است
نماز نردبان ترقی است
نماز میزان سنجش است
نماز اوج اخلاص مؤمن است
نماز آرامش دهنده ی دلهاست
نمار طهارت روح است
نماز لوح نیازمندی به خالق است
نماز عزّت دهنده ی مومن است
نمار كلید بهشت است
نماز زیباترین جلوه نیایش است
نماز موجب خشنودی خداست
نماز وسیله ی جهت یابی مؤمن است
نماز بهترین ذكر است
نماز كامل ترین وصف است
نماز سرچشمه ی خوبی هاست
نماز عطر جان بخش مؤمن است
نماز حماسه ای الهی است
نماز كلاس خداشنا سی است
نماز بهترین راه خودكاوی است
نماز بهترین راه تكامل است
نمازاتصال به محبوب است
نماز سلاح مؤمن است
نماز معراج مؤمن است
نماز احیاگر دین است
نماز احیاگر ارزش هاست
نماز تكرار نیست معراج است
نماز الفبای زندگی است
نماز نشا نه ی قدرت اسلام است
نماز حق ا... است
نماز بی نیازی از مخلوق خداست
نماز ستون دین است
نماز دژی در برابر حملات شیطان است
نماز انسان را از سركشی باز می دارد
نماز عامل تحرك و پویایی است...
نماز روشنی چشم مؤمن است
نمار زینت عبادات است
نماز پیو ند دهنده ی مخلوق به خداست
نمازكمال ادب است
نماز از فحشا و منكر باز می دارد
نماز اوج نواضع است
نماز خلوتگاه عارفان است
نماز دل را صفا می دهد
نماز كدو رت ها را می زداید
نماز توكل انسان را زیاد می كند
نماز پرواز روح است
نماز گیرنده ی الطاف الهی است
نماز موجب ریزش فیض است
نماز بریدن از خود است
نماز مظهر وارستگی است
نماز نگهدارنده ی دین است
نماز پرچم اسلام است
نماز تعهد به خداست
نماز افق ساز زندگی است
نماز امر به معروف و نهی از منكر است
نماز اصلاح كننده فرد و اجتما ع است
نماز نشاط آور است
نماز تولّد است
نماز زایل كننده پریشانی است
نماز جرأت آفرین است
نماز اولین سوال در قیامت است
نماز سرود وحدانیت است
نماز جلوه حق پرستی است
نماز وصل عاشقانه است
نماز معامله با خداست
نماز مدال مسلمانی است
نمار عطیه الهی است
نماز مایه ی فخر بشر است
نمار حضور در محضر است
نماز فرهنگ ساز است
نماز آشنا ترین رفیق مؤمن است
نماز بیدار كننده هر غافلی است
نمازامید مومن است
نماز هستی مؤمن است
نماز ذكر در بهشت است
نماز همه ی خواسته حق است
نماز تسلّا بخش انسان در بحران است
نماز خروش دریای درون است
نماز فریاد رهایی موجود است
نماز فریاد رهایی از زمین است
نماز فریاد تنهایی در زمان است
نماز ناله زندانی در خاك است
نماز شعر بلند رهایی است
نماز شكوفایی شوق پرواز است
نماز راز گفتن است
نماز پلی است از خاك تا افلاك
نماز پیوستن قطره به دریاست
نماز پنجره ای از برهوت یه ملكوت
نماز پنجره ای است به تماشاگه راز
نماز گسستن طوق علایق است
نماز شكفتن اندیشه است و سبز شدن ریشه
نماز سرمایه ی وصال محبوب است
نماز وصیت انبیای الهی است
نماز ملاك قبولی اعمال است
نماز بهشت خلوت انسان است
نمار نوسازی معنوی است
نماز عالی ترین مظهر عبودیت است
نماز راه همه ی انبیاست
نماز مبارزه با هوی و هوس است
نماز مبارزه با خواسته های غیر عقلی است
نماز اوج خشوع است






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 22 آبان 1397




نماز-تعقیبات

بعد از تکبیراتی که بعد از هر نماز خوانده می شود، دعای زیر نیز ذکر گردیده است.

لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ إِلَهاً وَاحِداً وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ 

وَ لاَ نَعْبُدُ إِلاَّ إِیَّاهُ‏

خدایى بجز خداى یكتاى عالم نیست و ما تسلیم حكم او هستیم معبودى بجز خدا نیست و ما جز او هیچكس را پرستش نمى‏ كنیم

مُخْلِصِینَ لَهُ‏اَلدِّینَ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ رَبُّنَا 

وَ رَبُّ آبَائِنَا الْأَوَّلِینَ‏

و طاعت ما خالص براى اوست هر چند خلاف میل مشركان است خدایى بجز خداى ما نیست كه پروردگار ما و پدران پیشین ما است

لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَحْدَهُ وَحْدَهُ وَحْدَهُ أَنْجَزَ وَعْدَهُ وَ نَصَرَ عَبْدَهُ وَ أَعَزَّ جُنْدَهُ‏

خدایى بجز خدا نیست كه او یكتاى یكتا است او به عهد خود وفا كند و بنده خود را یارى كند و سپاه خود را عزت دهد

وَ هَزَمَ الْأَحْزَابَ وَحْدَهُ فَلَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ یُحْیِی وَ یُمِیتُ 

وَ یُمِیتُ وَ یُحْیِی‏

و به تنهایى لشكرهاى مخالف را در هم شكند پس ملك هستى و ستایش خلق مختص اوست كه زنده كند و بمیراند و باز بمیراند و زنده كند

وَ هُوَ حَیٌّ لاَ یَمُوتُ بِیَدِهِ الْخَیْرُ وَ هُوَ عَلَى كُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ

و او خود زنده است كه هرگز نمیرد هر خیر به دست اوست و قادر به هر چیز اوست

.

.

.

پیامبر اکرم صلّی الله علی و آله و سلّم به اصحابشان فرمودند: این دعاء را دنبال هر نماز واجبى بخوانید زیرا كسى كه بعد از سلام چنین كند و این دعاء را بخواند در مقابل این كه حق عزّ و جل اسلام و جنود مسلمین را تقویت كرده شكرش را كه واجب است اداء نموده.


کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب هفتاد و هشتم






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 28 مهر 1397


( کل صفحات : 14 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار وبلاگ نویسی

وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت

اخبار ایران:

اخبار جهان:

اخبار اقتصادی:

اخبار علمی

اخبار فناوری و اطلاعات

اخبار هنری:

اخباراجتماعی

اخبار ورزشی

--------------------------------------------------------------------------------------

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

--------------------------------------------------------------------------------------
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
-------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------- ساخت وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic