وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :


مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ


هر که علم اولین و آخرین را میخواهد،

باید آن را در قرآن بجوید.


کنزل العمال ج1 ص548




مدیر وبلاگ :سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید






برچسبها



 اسرار مستحب بودن خواندن نماز صبح با طلوع فجر


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 34-مطلب شماره 261


 پدرم رحمة اللَّه علیه، از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن محمّد بن عیسى، از احمد بن محمّد بن ابى نصر، از عبد الرحمن بن سالم، از اسحاق بن عمّار نقل كرده كه وى گفت: محضر حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام عرض كردم: خبر دهید به ما از افضل اوقات در نماز صبح؟

حضرت فرمودند: افضل اوقات نماز صبح با طلوع فجر(1) است زیرا حق تعالى مى ‏فرماید:

إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كانَ مَشْهُوداً (اسراء/78)

یعنى نماز صبح را ملائكه شب و فرشتگان روز حاضر مى ‏باشند پس وقتى بنده نماز صبح را با طلوع فجر خواند دو بار برایش ثبت مى‏ شود یك بار فرشتگان شب آن را ثبت نموده و بار دیگر فرشتگان روز ثبتش مى ‏كنند.


******


(1)-طلوع فجر یا صبح صادق (فجر صادق) به زمانی از شبانه روز می گویند که اولین و با فضیلت ترین وقت ادای نماز صبح است. موضوع برخی احکام شرعی مرتبط با فجر است.در بامدادان، دو فجر و هاله نور در آسمان مشرق دیده می شود که یکی فجر کاذب و دیگری فجر صادق نامیده می شود. فجر کاذب نوری است که به درازا در آسمان پدید می آید و به جای پهن شدن بر روی افق، به صورت عمودی شکل به سمت بالا انعکاس می یابد. فجر صادق که دقایقی بعد روی می دهد، در آسمان پهن می گردد.در قرآن از فجر صادق با تعبیر خیط الابیض یاد شده که به واسطه آن خوردن و نوشیدن در روزه، حرام شده و آغاز وجوب نماز صبح است.





نوع مطلب : علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، اســـــــــــــــــــــــرار نماز، 17-سوره اســراء، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 31 تیر 1397



باب سى و سوّم 

اسرار استحباب همراه داشتن آلات و زیاد نمودن جامه در نماز


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 260


حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه از على بن ابراهیم، از پدرش، از عبد اللَّه بن میمون قداح[1]، از حضرت جعفر بن محمّد از پدر بزرگوارش علیهما السّلام، حضرت فرمودند:

هر چه در نماز به تن دارى با تو تسبیح مى‏ گوید، سپس فرمودند:

و رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلم وقتى نماز بپا مى‏ شد نعلین مى‏ پوشیدند و در آن نماز مى‏ گذاردند.

حدیث (2) 

محمّد بن الحسن بن متیل از محمّد بن الحسن، از محمّد بن یحیى، از طلحة بن زید[1]، از جعفر بن محمّد، از پدر بزرگوارش از على علیهم السلام نقل كرده ‏اند كه آن حضرت فرمودند:

انسان وقتى در نماز است جسد و لباس و هر چیزى كه اطرافش هست تسبیح مى‏ گوید.






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 30 تیر 1397


اسرار اینكه نماز دو ركعت چرا با چهار سجده مى‏ باشد؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 32-مطلب شماره 259


حدیث (1)

محمّد بن على ماجیلویه، از عمویش محمّد بن ابى القاسم، از محمّد بن على كوفى، از صباح حذاء، از اسحاق بن عمّار، وى مى‏ گوید: از حضرت ابى الحسن موسى بن جعفر علیهما السّلام پرسیدم:

چگونه نماز یك ركعت با دو سجده گردیده است و چگونه با دو سجده دو ركعت خوانده نمى‏ شود؟

حضرت فرمودند : 

حال كه از مطلبى جویا شدى دل را از اوهام و خیالات خالى كن تا آنچه برایت مى‏ گویم را بفهمى، اوّلین نمازى را كه رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلم خواند در آسمان مقابل حق تبارك و تعالى و در جلو عرش الهى بجا آوردند و شرح آن این است كه : 

وقتى آن سرور را سیر داده و به آسمان بردند (سفر معراج) و حضرتش به عرش بارى تعالى رسید، حق تعالى تجلّى نمود و رسول گرامى با دیدگان خود جلوه حق جلّت عظمته را دید، حق تعالى فرمود: اى محمّد نزدیك صاد[1] شو و مساجد (مواضعى كه در سجود روى زمین قرار میگیرد) خود را بشوى و طاهر نما و سپس براى پروردگارت نماز كن.

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلم به مكانى كه خدا امر به او فرموده بود نزدیك شد و از آن وضوء شادابى گرفت سپس رو به جبّار تبارك و تعالى ایستاد، حق تعالى امر فرمود كه تكبیر افتتاح نماز را بگوید، حضرت گفت، حق تعالى فرمود: اى محمّد بخوان:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ، الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ، الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ.... تا آخر سوره، 

حضرت سوره را تا آخر خواندند بعد حق تعالى امر نمود كه اوصاف او را قرائت نماید به این نحو :

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ، قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ به اینجا كه رسید حق كلام را قطع نمود، پس رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلم گفت: قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ.

سپس حق تعالى فرمود: بگو : 

لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ وَ لَمْ یَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ و سخن را قطع نمود، رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله سه مرتبه گفت: كذلك اللَّه ربى.


و وقتى حضرت این جمله را تمام كرد حق تعالى فرمود: اى محمّد براى پروردگارت ركوع كن، پس حضرت ركوع نمود و در آن حال سه مرتبه گفت: سبحان ربّى العظیم و بحمده، سپس پروردگار فرمود: اى محمّد سر خود را بردار، حضرت سر برداشت و در مقابل حق عزّوجل ایستاد، پس خداوند فرمود: اى محمّد براى پروردگارت سجده كن، پس رسول خدا به سجده رفت، حق فرمود: بگو : سبحان ربّى الاعلى و بحمده، حضرت این ذكر را سه مرتبه گفت، پس حق تعالى فرمود اى محمّد آرام بنشین، حضرت آرام نشست و متذكر جلال و عظمت پروردگاریش گردید پس بدون اینكه حق تعالى او را امر نماید به سجده دیگر، به سجده رفت و در آن سه مرتبه ذكر سجود را گفت، پس خطاب آمد كه بایست، پس ایستاد و آن عظمتى را كه دیده بود دیگر ندید، بارى حق تعالى فرمود: بخوان و بجا آور همان طورى كه در ركعت اوّل خواندى و بجا آوردى، پس حضرت مانند ركعت اوّل، ركعت دیگر بجا آورد و سپس یك سجده انجام داد و وقتى سر از آن برداشت متذكر جلالت پروردگار تبارك و تعالى گردید، پس بدون این كه حق تعالى به او امر كند، حضرت از نزد خود به سجده رفت و در آن تسبیح حق تعالى را گفت و پس از آن حق تعالى به او گفت: سر را بردار كه خدا تو را ثابت بدارد.

و این عبارت را بگو:

أشهد أن لا اله الّا اللَّه و أنّ محمّدا رسول اللَّه و أَنَّ السَّاعَةَ آتِیَةٌ لا رَیْبَ فِیها وَ أَنَّ اللَّهَ یَبْعَثُ مَنْ فِی الْقُبُورِ، اللّهمّ صلّ على محمّد و آله محمّد و ارحم محمّدا و آل محمّد كما صلّیت و باركت و ترحّمت و مننت على ابراهیم و آل ابراهیم إنّك حمید مجید، اللّهمّ تقبّل شفاعته فی امّته و ارفع درجته.

حضرت این عبارات را اداء نمود، سپس حق تعالى فرمود: یا محمّد رو به قبله نما و به طرف قبله سلام بده پس حضرت به طرف قبله به پروردگار تبارك و تعالى سلام داد و گفت:

 السّلام علیك، جبّار جلّ جلاله در جواب فرمود: و علیك السلام یا محمّد، بنعمتى قوّیتك على طاعتى و بعصمتى ایّاك اتّخذتك نبیّا و حبیبا.

سپس حضرت ابى الحسن علیه السّلام فرمود: نمازى كه پیامبر مأمور به خواندنش شدند دو ركعت با دو سجده بود منتهى آن سرور در هر ركعت دو سجده نمود و جهتش همان بود كه به تو خبر داده و گفتم وقتى حضرت متذكّر عظمت پروردگارش گردید دوباره‏ سجده نمود و پس از صدور آن از رسول گرامى حق تعالى آن را در نماز فرض و واجب گرداند.

عمّار مى‏ گوید: عرض كردم فدایت شوم: «صاد» ى كه حق تعالى امر فرمود رسولش مواضع وضوء را از آن بشوید چیست؟

حضرت فرمودند: چشمه ‏اى است كه از شكافتن ركنى از اركان عرش جارى گشته بود و به آن آب حیات گفته مى‏شود و این همان است كه حق تعالى در قرآن یاد كرده و فرموده:

ص وَ الْقُرْآنِ ذِی الذِّكْرِ(2)خدا پیامبرش را مأمور ساخت از چشمه صاد وضوء بگیرد و سپس قرائت حمد نموده و نماز بخواند.

حضرت فرمودند: تأویلش آن است كه: اللّهمّ انّك منها خلقتنى (بار خدا تو مرا از زمین آفریدى) و سر خود را كه از سجده برمى ‏دارى یعنى و منها اخرجتنا (و از زمین ما را بیرون راندى).

و به سجده دوّم كه مى‏ روى معنایش این است كه: و الیها تعیدنا (یعنى ما را بسوى زمین عود خواهى داد) و سر كه از سجده دوّم بر مى‏ دارى یعنى: و منها تخرجنا تارة اخرى (و بار دیگر ما را از آن اخراج مى‏ نمایى) آن مرد عرض كرد:

 اینكه در تشهد پاى راست را بلند كرده و روی پای چپ مى‏ اندازیم، معنایش چیست؟

حضرت فرمودند: تأویلش این است كه: 

اللّهم امت الباطل و اقم الحق 

بار خدا یا باطل را نابود و حق را سر پا بدار.


ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

(1)- از امام صادق علیه السّلام پرسیدند: صاد چیست؟ حضرت فرمودند: چشمه‏ اى است زیر ركنى از اركان عرش كه خداوند متعال آن را براى محمّد صلّى اللَّه علیه و آله و سلم آماده كرده بود.

(2)-سوره( ص) آیه( 1)





نوع مطلب : علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، اســـــــــــــــــــــــرار نماز، 01-سوره حــمــد، 38-سوره ص، 112-سوره اخلاص، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 30 تیر 1397



باب سى و یكم

 اسرار اینكه چرا براى امام جماعت گفتن یك تكبیر در افتتاح نماز كافى است؟‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 258


حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه، از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن محمّد بن عیسى، از حسین بن سعید، از فضاله، از معاویة بن عمّار، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

وقتى تنها نماز مى‏ خوانى كافى است كه در افتتاح نماز سه تكبیر بگویى و زمانى كه امام جماعت هستى اگر یك تكبیر بگویى براى تو كافى است زیرا در بین افرادى كه با تو هستند محتاج، ضعیف و پیر مى ‏باشند پس نماز را طولانى مكن.






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 30 تیر 1397


اسرار تکبیر هفتگانه و اینكه چرا در ركوع سبحان ربّى العظیم و 

بحمده و در سجود سبحان ربّى الاعلى و بحمده مى‏ گویند؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 30-مطلب شماره 257


حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن محمّد بن عیسى، از حسین بن سعید از نصر و فضاله، از عبد اللَّه بن سنان، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده كه حضرت فرمودند:

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلم در نماز بودند در كنارشان حضرت امام حسین علیه السّلام قرار داشتند، رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله تكبیر گفته ولى حسین علیه السّلام تكبیر نگفتند پس پیوسته رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله تكبیر مى‏ فرمود و منتظر بودند كه حسین علیه السّلام نیز تكبیر بگویند ولى آن جناب جواب نمى ‏دادند تا هفت تكبیر از پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله گفته شد پس حسین علیه السّلام در مرتبه هفتم جواب تكبیر را دادند، امام صادق علیه السّلام فرمودند: از اینجا گفتن هفت تكبیر در ابتداء نماز سنّت گردید.


حدیث (2)

پدرم با همین اسناد از حسین بن سعید، از ابن أبى عمیر، از عمر بن أذینه، از زراره، از حضرت أبى جعفر علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

حضرت حسین بن على علیه السّلام دیر به سخن آمده تا جایى كه در این فاصله‏ اى كه حضرتش تكلّم نمى‏ كردند دیگران خوف داشتند كه آن جناب نتوانند تكلّم كرده و سخن بگویند در چنین موقعیّتى رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله براى خواندن نماز بیرون رفتند در حالى كه حسین علیه السّلام را به دوش مبارك گرفته بودند، مردم پشت سر آن حضرت‏ صف بستند، رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله حسین علیه السّلام را در طرف راست خود ایستاند، پس تكبیر افتتاح نماز را فرمود حسین علیه السّلام نیز تكبیر گفت دوباره رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله تكبیر فرمود و این بار نیز حسین علیه السّلام تكبیر گفت بارى تا هفت بار پیامبر تكبیر گفتند و حسین علیه السّلام نیز تبعیّت كرده هفت مرتبه تكبیر گفت و از اینجا این سنّت رائج گردید.

زراره مى ‏گوید: محضر مبارك امام علیه السّلام عرض كردم: ما چه كار كنیم و چه بگوییم؟ حضرت فرمودند: هفت مرتبه تكبیر و هفت بار تحمید و هفت مرتبه تسبیح بگو و سپس خدا را سپاس و ثناء بگو و بعد از آن به قرائت حمد بپرداز.


حدیث (3)

 پدرم با همین اسناد از حسین بن سعید، از فضاله، از حسین، از زید شحّام[1]، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، زید مى‏ گوید: محضر امام علیه السّلام عرضه داشتم: افتتاح چیست؟

امام علیه السّلام فرمودند: تكبیره‏ایی كه تو را كفایت مى‏ كند.

عرض كردم: هفت بار بگویم.

فرمودند: این عدد مرتبه فضل و استحباب آن مى ‏باشد.


حدیث (4)

على بن حاتم از قاسم بن محمّد، از حمدان بن حسین، از حسین بن ولید، از حسین بن ابراهیم، از محمّد بن زیاد از هشام بن حكم، از حضرت ابى الحسن موسى علیه السّلام، راوى مى ‏گوید محضر مباركش عرض كردم:

براى چه در ابتداء نماز گفتن هفت تكبیر افضل است و چرا در ركوع سبحان ربّى العظیم و بحمده گفته و در سجود سبحان ربّى الاعلى و بحمده مى‏ گویند؟

حضرت فرمودند: اى هشام خداوند تبارك و تعالى آسمان‏ها را هفت طبقه و زمین را نیز هفت طبقه آفرید و حجابها را هفت تا قرار داد و زمانى كه نبىّ مكرّمش را سیر داد و آن حضرت به قرب پروردگارش همچون قاب قوسین او ادنى رسید حجابى از حجاب ها را برایش برداشت، بلافاصله رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلم تكبیر گفت و شروع كرد كلماتى را كه در افتتاح نماز مى‏ گویند، فرمود و وقتى حجاب دوّم را برایش كنار زد حضرت تكبیر گفت و پیوسته امر به همین منوال صورت مى ‏گرفت تا حضرتش به هفت حجاب رسید و آنها كنار زده شدند و آن جناب هفت تكبیر گفت و بخاطر همین علّت در افتتاح نماز هفت تكبیر مستحب گردید. و وقتى حضرتش متذكّر عظمت پروردگار گردید شانه‏ هایش لرزید، پس بر سر زانو تكیه داد و عرضه داشت: سبحان ربّى العظیم و بحمده و وقتى از ركوع سر برداشت و ایستاد به نقطه ‏اى بالاتر از مكان قبلى نظر افكند پس بخاك افتاد و صورت بر زمین نهاد و عرضه داشت: سبحان ربّى الاعلى و بحمده و وقتى این ذكر را هفت بار گفت رعب از آن جناب بر طرف شد و آرام گردید و به همین جهت گفتن این اذكار به عدد هفت بار سنّت گردید.

حدیث (5)

 على بن حاتم، از ابراهیم بن على، از احمد بن محمّد انصارى از حسین بن على علوى، از ابى حكیم زاهد، از احمد بن عبد اللَّه، وى مى‏گوید: مردى محضر مبارك امیر المؤمنین علیه السّلام عرض كرد: اى پسر عمّ بهترین خلق خدا این كه در تكبیر اوّل دست‏ها را بلند مى ‏كنند معنایش چیست؟

فرمودند: معنایش این است كه: خدا بزرگ است، واحد و احدى است كه مانند ندارد، به چیزى قیاس و سنجیده نمى‏ شود، با پنج انگشت لمس نشده و با حواس درك نمى‏ گردد.

آن مرد عرض كرد: معناى این كه گردن را در وقت ركوع مى‏ كشید چیست؟

حضرت فرمودند: تأویلش آن است كه: پروردگارا، به وحدانیّت تو ایمان دارم اگر چه گردنم را بزنى.


حدیث (6)

پدرم رحمة اللَّه علیه از احمد بن ادریس، از محمّد بن احمد، از یوسف بن حارث، از عبد اللَّه بن یزید مقرى از موسى بن ایّوب غافقى، از عقبة بن عامر جهنى، وى مى‏ گوید: 

وقتى، آیه: «فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِیمِ» نازل شد، رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلم به ما فرمودند: این ذكر را در ركوع خود بگویید.

و هنگامى كه آیه‏ «سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى» نازل شد آن حضرت فرمودند:

این ذكر را در سجود خود بگویید.


ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1]- زید بن یونس الشّحّام، وى از حضرت صادق و امام كاظم علیهما السّلام روایت مى‏كند و به فرموده مرحوم شیخ در فهرست و علّامه در خلاصه ثقه(محل اعتماد بودن) مى ‏باشد.






نوع مطلب : علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، اســـــــــــــــــــــــرار نماز، 56-سوره واقـعـة، 87-سوره اعلی، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 30 تیر 1397



باب بیست و نهم

سرّ قرار دادن دو دست بر روى زمین در سجود

 پیش از قرار گرفتن دو زانو روى خاك


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 256

على بن حاتم از قاسم بن محمّد، از حمدان بن الحسین از حسین بن ولید، از طلحه سلمى، از ابى عبد اللَّه علیه السّلام راوى مى‏ گوید: محضر امام علیه السّلام عرض كردم: براى چه در سجود دو دست را پیش از دو كاسه زانو روى زمین مى‏ گذارند؟

حضرت فرمودند: بخاطر آنكه دو دست كلید نماز مى ‏باشند.






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 30 تیر 1397



باب بیست و هشتم

 اسرار مستحب بودن گذاردن دو دست را در حال سجود 

بر روى زمین‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 255



محمّد بن الحسن از محمّد بن الحسن الصفّار، از ابراهیم بن هاشم، از نوفلى، از سكونى، از حضرت جعفر بن محمّد، از پدر بزرگوارش علیهما السّلام، حضرت فرمودند:

هر گاه یكى از شما سجده نمود دو دستش را روى زمین بگذارد شاید خداوند متعال در روز قیامت سوزش تشنگى را از او برطرف نماید.






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 30 تیر 1397




باب بیست و هفتم

چرا رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله دو ركعت نافله بعد از عشاء را 

خود نمى‏ خواندند ولى امر به آن مى‏ فرمودند؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 254


حدیث (1)

على بن احمد، از محمّد بن ابى عبد اللَّه، از موسى بن عمران، از عمویش حسین بن یزید از على بن ابى حمزه، از ابو بصیر، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، حضرت فرمودند:

كسى كه به خدا و به روز قیامت ایمان دارد شب را به روز نخواهد آورد مگر آنكه‏ نماز وتر را خوانده باشد.

راوى مى‏ گوید: محضرش عرضه داشتم مقصودتان از «وتر» دو ركعت بعد از نماز عشاء است؟

حضرت فرمودند: آرى، این دو ركعت، یك ركعت محسوب مى‏ شوند.

پس كسى كه این دو ركعت را خواند و پس از آن فوت نمود، از دنیا رفته در حالى كه نماز وتر را خوانده است، و اگر فوت ننمود در آخر شب البته نماز وتر را بخواند.

محضر مباركش عرضه داشتم: آیا رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله این دو ركعت را مى‏ خواندند؟

حضرت فرمودند: خیر.

عرض كردم: چرا؟

حضرت فرمودند: زیرا به رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلم وحى مى‏ رسید و مى ‏دانست كه آیا این امشب از دنیا مى‏ روند یا نه ولى دیگران چنین علمى ندارند و به همین خاطر بود كه آن حضرت خودشان این دو ركعت را نمى‏ خواندند ولى به آن امر مى‏ فرمودند كه دیگران بخوانند.






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 30 تیر 1397




باب بیست و ششم

 اسرار دو ركعت نافله نشسته بعد از نماز عشاء و اهمیّت آن


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 253


حدیث (1)

على بن حاتم از قاسم بن محمّد، از حمدان بن حسین، از ابراهیم بن مخلد، از احمد بن ابراهیم از محمّد بن بشیر از محمّد بن سنان، از ابى عبد اللَّه قزوینى، وى مى ‏گوید:

 محضر حضرت ابى جعفر محمّد بن على الباقر علیهما السّلام عرض كردم: براى چه بعد از نماز عشاء دو ركعت نشسته مشروع گردیده؟

حضرت فرمودند: براى این كه حق تبارك و تعالى هفده ركعت واجب فرمود پس رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله دو برابر آن را به آن افزودند پس مجموع پنجاه و یك ركعت گردید، پس‏ این دو ركعت را امر فرمودند نشسته بخوانند تا یك ركعت محسوب شده و بدین ترتیب در مقابل هر یك ركعت فریضه دو ركعت نافله واقع می‏شود.

حدیث (2)

 محمّد بن حمدان از حسن بن محمّد بن سماعة، از جعفر بن سماعه، از مثنى، از مفضّل، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل نموده، وى میگوید: محضر مباركش عرض كردم: نماز عشاء را كه مى‏ خوانم در حال نشسته دو ركعت نافله مى‏ خوانم چطور است؟

حضرت فرمودند: این نماز یك ركعت است و اگر بعد از خواندنش فوت شدى آن را نماز وتر براى تو محسوب و منظور مى‏ نمایند.

حدیث (3)

 پدرم رحمة اللَّه علیه، از سعد بن عبد اللَّه، از محمّد بن عیسى، از محمّد بن اسماعیل بن بزیع، از عمر بن اذینه، از حمدان، از حضرت ابى جعفر علیه السّلام، حضرت فرمودند:

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله فرمودند: مردى شب را به روز نیاورد و حال آنكه بر عهده ‏اش نماز وتر باشد.

حدیث (4)

 محمّد بن الحسن بن احمد بن ولید رضى اللَّه عنه از محمّد بن الحسن الصفّار، از یعقوب بن یزید، از محمّد بن ابى عمیر، از حمّاد، از حریز، از زرارة بن أعین، وى مى‏ گوید:

حضرت أبو جعفر علیه السّلام فرمودند:

كسى كه به خدا و روز قیامت ایمان داشته باشد شب را به روز نخواهد آورد مگر وتر را خوانده باشد.






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 30 تیر 1397




باب بیست و پنجم 

چرا نماز با وِشَاح جایز نیست؟

 و چرا ترك اذان و اقامه حتّی براى مریض جایز نیست؟‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 252


حدیث (1)

 پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن الحسن بن على بن فضّال، از عمرو بن سعید، از مصدق بن صدقه، از عمّار ساباطى، وى مى ‏گوید: از حضرت امام صادق علیه السّلام پرسیدم، آیا شخصى كه امام جماعت است براى گروهى جایز است در هنگام امامت وِشَاح بپوشد؟

حضرت فرمودند: خیر، شخص با جماعت و گروهى نماز نخواند و حال آنكه روى لباسهایش جامه ‏اى را به صورت حمایل به تن نموده اگر چه لباسهایش زیاد هم باشند زیرا امامى كه وِشَاح (پارچة رنگین و زینت شده ای که به شانه و پهلو حمایل کنند) پوشیده حق ندارد با مردم نماز جماعت بخواند و سپس ‏حضرت فرمودند: براى مریض چاره ‏اى نیست از این كه وقتى مى‏ خواهد نماز بخواند باید اذان و اقامه بگوید اگر چه آهسته و براى خودش باشد مشروط به این كه قادر به تكلّم نباشد و اگر دردش شدید و سخت بود باز چاره ‏اى نیست از این كه اذان و اقامه را بگوید چه آنكه نماز بدون اذان و اقامه، نماز نیست.

حدیث (2)

پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از هیثم بن ابى مسروق نهدى، از حسن بن محبوب، از هیثم بن واقد، از ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده كه آن حضرت فرمودند:

سرّ مكروه بودن وِشَاح (پارچة رنگین و زینت شده ای که به شانه و پهلو حمایل کنند) روى پیراهن آن است كه این فعل از كردار جبابره و ظلمه مى ‏باشد.

حدیث (3)

محمّد بن الحسن بن احمد بن ولید رضى اللَّه عنه از محمّد بن الحسن الصفّار، از ابراهیم بن هاشم، از اسماعیل بن مرار از یونس بن عبد الرحمن، از جماعتى، از حضرت ابى جعفر و ابى عبد اللَّه علیهما السّلام سؤال كردند:

علّت چیست كه شخص نباید در حال نماز روى پیراهنش وِشَاح پوشیده باشد؟

حضرت فرمودند: علّتش آن است كه در نماز باید با تواضع و خوارى باشند و وِشَاح پوشیدن نشانه تكبّر و گردن فرازى است از این رو در نماز جایز نیست اینطور لباس بپوشید.






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 29 تیر 1397




باب بیست و چهارم

 چرا نمازهای نافله جزو شریعت قرار گرفت؟ ‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 251


حدیث (1)

 محمّد بن الحسن بن احمد بن ولید رضى اللَّه عنه از محمّد بن الحسن الصفّار، از احمد بن محمّد بن عیسى، از علىّ بن الحكم، از عثمان بن عبد الملك، از ابو بكر، وى مى‏ گوید:

حضرت ابو جعفر علیه السّلام به من فرمودند:

آیا مى‏ دانى براى چه نماز تطوّع(1) و نافله مشروع گردیده؟

عرض كردم: فدایت شوم نمى‏ دانم.

حضرت فرمودند: این نماز تطوّع(چیزی که نه فریضه باشد و نه سنت) مستحب است براى شما و فریضه زائد مى ‏باشد براى انبیاء علیهم السّلام آیا مى ‏دانى چرا تطوّع مشروع گردید؟

عرض كردم: فدایت شوم نمى‏ دانم.

حضرت فرمودند: براى این مشروع شده كه اگر در نمازهاى واجب نقصانى باشد نافله بر فریضه خوانده شده و اداء مى ‏گردد تا آن را تكمیل و تتمیم نماید، حق تعالى به نبىّ مكرّمش صلّى اللَّه علیه و آله و سلم می‏فرماید:

وَ مِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَكَ

مقدارى از شب را بیدار و متهجّد باش و نماز شب خاص تو است. 

(باشد كه خدایت تو را به مقام محمود «شفاعت» مبعوث گرداند).

حدیث (2)

 پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از ایّوب بن نوح، از ابن ابى عمیر، از هشام بن سالم، از محمّد بن مسلم، وى مى ‏گوید: حضرت ابو عبد اللَّه علیه السّلام فرمودند:

بسا نماز بنده نصف یا ثلث و یا ربع و یا خمسش بالا مى‏ رود و بالا نمى ‏رود از نماز مگر همان مقدارى كه بنده آن را با حضور قلب خوانده و انجام داده فلذا بندگان مأمور شده ‏اند به خواندن نوافل تا بدین ترتیب نقائص از فرائض خود را تتمیم و تكمیل كنند.

حدیث (3)

 على بن حاتم از قاسم بن محمّد، از حمدان بن حسین، از حسین بن ولید، از عبد اللَّه بن حمّاد، از عبد اللَّه بن سنان، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، وى گفت: محضر مبارك امام علیه السّلام عرض كردم: براى چه رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله قبل از فریضه ظهر هشت ركعت نماز و قبل از فریضه عصر نیز هشت ركعت دیگر واجب فرمود(2) و چرا آن حضرت در وضوء مغرب ترغیب كامل مى‏ فرمود و نیز چرا آن حضرت چهار ركعت نماز بعد از فریضه مغرب واجب فرمود و چرا نماز شب را در آخر شب مى‏ خواندند نه در ابتداء آن؟

حضرت فرمودند: مشروع نمودن نوافل به خاطر تأكید فرائض مى‏ باشد چه آنكه اگر نماز مردم فقط همان چهار ركعت ظهر مى ‏بود قطعا به آن استخفاف مى‏ كردند به حدّى كه بسا وقت مى‏ گذشت و آن را انجام نمى‏ دادند ولى وقتى غیر از فریضه نمازدیگر در حقّشان قرار داده شد به خاطر كثرت نمازها جهت انجامشان سرعت نموده تا بلكه تمام را در وقت درك كنند و همچنین است سرّ مشروع شدن نوافلى كه قبل از عصر مى‏ خوانند یعنى پس از مشروعیّت آن مردم سرعت كرده تا تمام نمازهاى واجب و نافله را بخوانند و توضیح آن این است كه:

مردم با خود مى‏ گویند: اگر تسویف (تأخیر انداختن) نموده و نماز را تأخیر انداخته و در زوال بخوانیم وقت از ما فوت مى‏ شود و همچنین است وضوء در مغرب، یعنى ایشان مى‏ گویند: نماز را به تأخیر مى‏ اندازیم تا وضوء بگیریم و این سبب مى‏شود كه وقت گذشته و از آنها فوت شود لذا براى پیشگیرى از چنین امرى به وضوء آن بسیار ترغیب و تحریص شده ‏اند تا سرعت كرده و قیام به آن نمایند و نیز چهار ركعت نافله بعد از مغرب و نماز شب را دستور است آخر شب خوانده تا به خواندن نماز صبح سرعت شود، پس براى این علّت نمازها به این كیفیت واجب شده ‏اند.

حدیث (4)

 محمّد بن موسى بن متوكّل رضى اللَّه عنه از محمّد بن یحیى عطّار، از یعقوب بن یزید، از حمّاد، از حریز، از زراره، از حضرت ابى جعفر علیه السّلام نقل كرده كه آن حضرت فرمودند:

براى این نافله مشروع شده است كه به واسطه‏ اش فسادى(اشکالی) كه در فریضه پدید مى‏آید ترمیم و جبران شود.



(1)-تطوّع از مادّه (طَوَعَ) به معناى به‏جا آوردن طاعت است. مراد از آن در کلمات فقها انجام دادن طاعتهایى است که بر مکلف واجب نیست، بلکه مستحب است. 

(2)-مقصود از« وجوب» استحباب مؤكّد است و به فرموده مرحوم مجلسى این استعمال در اخبار شایع مى‏ باشد.





نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 29 تیر 1397




باب بیست و سوّم

 اسرار اینكه چرا نمازهاى واجب و مستحب در شبانه روز 

پنجاه و یک ركعت مى ‏باشد؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 250


حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه از محمّد بن یحیى عطّار، از محمّد بن احمد بن یحیى، از ابراهیم بن اسحاق‏[1]، از محمّد بن الحسن بن شمون‏[2] از ابو هاشم خادم، وى گفت:

محضر ابو الحسن ماضى (امام هفتم) علیه السّلام عرض كردم: براى چه نمازهاى واجب و مستحب پنجاه و یک ركعت بوده نه زیادتر و نه كمتر از آن مى ‏باشند؟

حضرت فرمودند: براى این است كه ساعات شب دوازده ساعت و ما بین طلوع فجر و طلوع آفتاب یك ساعت و ساعات روز نیز دوازده ساعت میباشد و حق تعالى براى هر ساعت دو ركعت نماز قرار داده كه جمع این ها پنجاه ركعت میشود و ما بین غروب آفتاب تا سقوط شفق ظلمت است كه براى آن نیز یك ركعت نماز منظور گردیده است که مجموعاٌ پنجاه و یک ركعت میشود.



[1]- ابراهیم بن اسحاق النهاوندى وى به فرموده نجاشى و شیخ در فهرست و علّامه در خلاصه ضعیف مى ‏باشد.

[2]- محمّد بن الحسن بن شمون بصرى، وى ابتداء واقفى بود سپس غالى شد، بهر صورت ضعیف مى ‏باشد.






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 28 تیر 1397




باب بیست و دوّم

چرا مرد ختنه نشده نمى‏ تواند امام جماعت باشد؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 249


حدیث (1) 

پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن ابى عبد اللَّه، از ابى الجوزاء[1] نقل كرده كه وى گفت: مرد ختنه نشده امام جماعت براى دیگران نشود اگر چه قرائتش از همه بهتر باشد زیرا وى بزرگترین سنّت را ضایع نموده و شهادتش به همین خاطر مقبول نبوده و وقتى از دنیا برود بر جنازه‏اش نماز نباید خواند مگر آنكه ترك ختان به خاطر این باشد كه بر نفس خود خوف از آن داشته مثلا احتمال قوى مى‏ داد در صورت اقدام به ختان تلف شود.

______________________________
(1)- نام او منبه بن عبد اللَّه است، به فرموده مرحوم علّامه در خلاصه و نجاشى در رجال وى صحیح الحدیث و ثقه مى‏ باشد.






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 28 تیر 1397




باب بیست و یكم

چرا خواندن نماز روى زمین شوره‏ زار جایز نیست؟‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 248


حدیث (1)

 پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن محمّد بن عیسى، از على بن الحكم، از ابان بن عثمان، از داود بن حصین بن سرى، وى مى‏گوید: محضر امام صادق علیه السّلام عرض كردم: براى چه خداوند متعال خواندن نماز روى زمین شوره ‏زار را حرام فرموده؟

حضرت فرمودند: زیرا پیشانى روى این زمین تمكّن پیدا نمى‏ كند.

عرض كردم: اگر زمین هموار و صاف باشد چطور؟

فرمودند: در این صورت اشكالى ندارد.

حدیث (2)

محمّد بن الحسن بن احمد بن ولید رضى اللَّه عنه از محمّد بن الحسن الصفّار، از یعقوب بن یزید، از صفوان بن یحیى از عبد اللَّه بن مسكان، از حلبى، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، حلبى مى‏ گوید: از امام علیه السّلام پرسیدم: آیا خواندن نماز روى زمین شوره ‏زار چه حكمى دارد؟

فرمود: مكروه است زیرا پیشانى روى آن به طور مستوى(هموار و صاف)واقع نمى ‏شود.

عرض كردم: اگر زمین مستوى(هموار و صاف)باشد چطور؟

فرمود: اشكالى ندارد.






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 28 تیر 1397




باب بیستم

اسرار اینكه چرا نمى ‏توان پشت سر سفیه و فاسق نماز خواند؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 247


حدیث (1)

 محمّد بن الحسن بن احمد بن ولید رضى اللَّه عنه از محمّد بن الحسن الصفّار، از عبّاس بن‏ معروف، از محمّد بن سنان، از طلحة بن زید از نور بن غیلان، از ابى ذر رحمة اللَّه علیه نقل كرده كه ایشان گفتند:

امام تو شفاعتت را نزد خدا خواهد نمود، پس هرگز شفیع خود نزد خدا را سفیه و فاسق قرار مده.

حدیث (2)

پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از هیثم بن ابى مسروق‏[1]، از حسن بن محبوب، از على بن رئاب از ابى عبیده نقل كرده كه وى گفت: بعضى از دوستان از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام سؤال كرد و عرضه داشت:

 گروهى از اصحاب و یاران اجتماع كرده ‏اند و وقت نماز حاضر مى ‏شود و بعضى به برخى دیگر پیشنهاد مى‏ كند كه فلانى جلو بایست تا با تو نماز بگذاریم، این چه صورت دارد؟

حضرت فرمودند: رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله فرمودند:

در میان جماعت هر كدام كه قرآن را بهتر قرائت مى‏ كنند جلو ایستاده و امام جماعت شود و اگر تمام از این نظر با هم مساوى بودند آنكسى كه از دیگران زودتر از بلاد كفر هجرت كرده و به بلاد اسلامى وارد گردیده است امام شود و اگر در هجرت با هم مساوى باشند هر كس كه سنّش از دیگران بیشتر است امام گردد و اگر همگى در سن با هم مساوى بودند هر كدام كه به سنّت و احكام اعلم است و افقه از دیگران مى‏ باشد امام گردد و اگر در منزل یكى از شما اجتماعى شد غیر از صاحب منزل دیگرى جلو نایستد چنانچه در محل قدرت و سلطنت كسى اگر جماعتى فراهم شد غیر از صاحب سلطنت دیگرى جلو نایستد.

و در حدیث دیگر این طور روایت شده:

اگر جملگى در سن با هم مساوى بودند هر كدام كه زیباروى‏تر است جلو بایستد.

حدیث (3) 

پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن محمّد مرفوعا از على بن سلیمان، از عبد اللَّه بن سنان از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده كه آن حضرت فرمودند: رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلم فرمودند: اگر دوست دارید كه نمازتان مورد قبول واقع شود بهترین افراد از میان خود را در نماز مقدم قرار دهید.

حدیث (4)

 محمّد بن الحسن بن احمد بن ولید رضى اللَّه عنه از محمّد بن الحسن الصفّار، از ایّوب بن نوح، از عبّاس بن عامر از داود بن حصین، از سفیان حریزى، از عرزمى، از پدرش مرفوعا تا نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله حدیث را نقل كرده، پیامبر اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلم فرمودند:

كسى كه امام جماعتى گردد و در میان آن جماعت شخصى اعلم از وى باشد كار آن جماعت تا روز قیامت به زوال و انحطاط مى ‏گراید.



[1]- هیثم بن ابى مسروق، مرحوم ممقانى در رجال فرموده: وى حسن بلكه ثقه مى‏ باشد.






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 28 تیر 1397



باب نوزدهم

 اسرار اینكه چرا مأموم پشت سر امام نباید 

قرائت(حمد و سوره) بخواند؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 246


حدیث (1)

 پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه و احمد بن ادریس‏[1] جمیعا از محمّد بن عبد الجبّار[2]، از صفوان بن یحیى‏[3]، از عبد الرحمن بن حجّاج‏[4] نقل كرده كه وى گفت: از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام پرسیدم: آیا در نمازى كه مأموم پشت سر امام مى‏ خواند مى ‏تواند قرائت را بخواند؟

امام علیه السّلام فرمودند: امّا نمازهایى كه باید آهسته خوانده شوند حكم آن است كه اختیار با مأموم است اگر خواست بخواند و اگر هم نخواست نخواند منتهى اگر قرائت را نخوانند بهتر است و امّا نمازهایى كه بلند خوانده میشوند، امام جماعت امر شده كه قرائتش را بلند بخواند تا آنان كه پشت سر او هستند سكوت كنند و نخوانند لذا اگر صداى امام را شنیدى سكوت كن و الّا قرائت را بخوان.



[1]- احمد بن ادریس، ابو على الاشعرى القمى، مرحوم علّامه در خلاصه فرموده: وى ثقه بوده و از فقهاء امامیّه است، كثیر الحدیث، و صحیح الرّوایه مى‏باشد، فوت آن جناب سنه 306 هجرى است.

[2]- محمّد بن عبد الجبّار قمى ثقه مى‏باشد.

[3]- صفوان بن یحیى البجلیّ، بفرموده مرحوم شیخ در فهرست و علامه در خلاصه وى ثقه و از وجوه شیعه مى‏باشد.

[4]- عبد الرحمن بن الحجّاج البجلیّ وى استاد صفوان بن یحیى بوده و در ابتداء مذهب كیسانیه را داشته ولى پس از شهادت امام هفتم علیه السّلام رجوع به حق مى‏نماید و محضر مبارك حضرت ثامن الحجج علیه السّلام مى‏رسد به فرموده مرحوم علّامه در خلاصه ثقه و ثبت و از وجوه امامیّه است.






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 28 تیر 1397




باب هجدهم

اسرار تشریع شدن و اهمیّت جماعت در نماز


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 245


حدیث (1)

 حسین بن احمد بن ادریس رحمة اللَّه علیه از پدرش، از محمّد بن على بن محبوب، از محمّد بن حسین، از ذبیان بن حكیم ازدى، از موسى نمیرى، از ابن‏ ابى یعفور، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده كه آن حضرت فرمودند:

جماعت و اجتماع نمودن براى انجام نماز به خاطر این جهت مشروع و قرار گردید تا نمازگزار از تارك(ترک کننده) آن و كسى كه رعایت و حفظ اوقات نماز را نموده از مضیّع(ضایع کننده) آن ممتاز گردد و اگر جماعت نبود براى احدى ممكن نبود كه در حق دیگرى بتواند شهادت به صلاح و خوبى دهد، زیرا كسى كه نمازش را با جماعت نخواند پس بین مسلمین نمازى براى او نیست چه آنكه رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله فرمودند:

كسى كه در مسجد نمازش را به مسلمانان نخواند نمازش، نماز نیست مگر آنكه سبب و علّتى داشته باشد.






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 28 تیر 1397




باب هفدهم

 چرا در نماز جماعت وقتى مأموم یك نفر باشد، طرف 

راست امام مى‏ ایستد؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 244


حدیث (1)

 على بن حاتم‏[1]، از قاسم بن محمّد، از حمدان بن الحسین، از حسین بن ولید، از احمد بن رباط، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، راوى مى‏ گوید:

 محضر مباركش عرض كردم: براى چه وقتى دو نفر با هم نماز مى‏ خوانند تابع (مأموم) باید سمت راست متبوع (امام) بایستد؟

حضرت فرمودند: زیرا متبوع جلو او قرار دارد و اطاعت از فرد جلو حقّى است متعلّق به او و از طرفى حق تعالى مطیعین را اصحاب یمین را اهل نجات قرار داده است لذا به خاطر این علّت مأموم در سمت راست امام مى ‏ایستد نه چپ او.



[1]- على بن حاتم بن ابى حاتم القزوینى، نجاشى فرموده كه وى ثقه است ولى از ضعفاء نقل مى‏ كند و مرحوم شیخ طوسى در باره ‏اش فرموده: كه وى داراى كتب كثیر و نیكویى مى ‏باشد.






نوع مطلب : علل الشرایع(اسرار)، اســـــــــــــــــــــــرار نماز، علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 28 تیر 1397



باب شانزدهم

چرا نماز صبح در سفر و حضر به یکسان می باشد؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 243


وَ قُرْآنَ الْفَجْرِ، إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كانَ مَشْهُوداً

اِسراء/78


حدیث (1)

 پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن محمّد بن عیسى، از حسن بن‏ محبوب از هشام بن سالم از ابو حمزه، از سعید، از مسیّب نقل كرده كه وى گفت:

از حضرت على بن الحسین علیهم السّلام سؤال كردم: نمازى كه امروز مسلمین آن را به این كیفیّت میخوانند در چه زمانى بر ایشان واجب گردید؟

حضرت فرمودند: در مدینه وقتى دعوت پیامبر اكرم صلّى اللَّه علیه و آله علنى گردید و اسلام قوّت گرفت و خداوند متعال جهاد را بر مسلمین واجب گردانید، رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله هفت ركعت به نمازها اضافه كردند به این كیفیت: دو ركعت به ظهر، دو ركعت به عصر، یك ركعت به مغرب و دو ركعت به عشاء و نماز صبح را به همان حالى كه در مكّه نازل شده بود باقى گذاردند تا فرشتگان شب در عروج آسمان و فرشتگان روز در نزول به زمین شتاب نمایند، پس بدین ترتیب فرشتگان روز و شب با رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله نماز صبح را حاضر و شاهد بودند و به همین خاطر حق تعالى فرمود:

وَ قُرْآنَ الْفَجْرِ، إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كانَ مَشْهُوداً

(نماز صبح را بجا آور كه آن به حقیقت مشهود نظر فرشتگان روز و شب است) 



مراد از «مشهود بودن» نماز صبح


روایات از طرق عامه و خاصه متفقا جمله «إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ کانَ مَشْهُوداً» را تفسیر کرده ‏اند به اینکه: 

«نماز صبح را هم ملائکه شب (در موقع مراجعت) و هم ملائکه صبح (در موقع آمدن) مى ‏بینند»

 






نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــــــرار نماز، علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 28 تیر 1397




باب پانزدهم

چرا نماز مغرب و نوافل آن در سفر و حضر یکسان مى‏ باشد؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 242


حدیث (1)

 احمد بن محمّد بن یحیى عطّار از پدرش از ابو محمّد علوى دینورى باسنادش حدیث را مرفوعا از امام صادق علیه السّلام نقل كرده، راوى میگوید: محضر امام علیه السّلام عرضه داشتم: براى چه نماز مغرب سه ركعت و نوافلى كه بعدش مى ‏خوانند چهار ركعت بوده و در سفر و حضر(محل سکونت) شكسته نمى شوند؟

حضرت فرمودند: خداوند عزّوجل حكم نماز در حضر را بر پیامبر اكرم اینطور نازل فرمود كه هر نمازى را دو ركعت بخواند پس آن حضرت به هر نمازى در حضر (محل سکونت) دو ركعت افزوده و در سفر آنها را قصر(کم نمودن) نمودند مگر نماز مغرب و صبح و زمانى كه نماز مغرب را خواندند خبر میلاد حضرت فاطمه سلام اللَّه علیها به سمع مباركش رسید به جهت شكر و سپاس از خداى عزّ و جل یك ركعت به نماز مغرب افزودند و هنگامى كه حضرت حسن مجتبى سلام اللَّه علیه متولّد شدند به خاطر تشكّر از خداى مهربان دو ركعت بعد از آن اضافه نمودند و پس از متولّد گردیدن حضرت امام حسین علیه السّلام به شكرانه این عطیّه الهى دو ركعت دیگر به آن اضافه كرده و فرمودند:

براى مذكّر مانند دو نصیب مؤنث ملاحظه مى‏ گردد و پس از آن در سفر و حضر نماز مغرب و این چهار نافله بعدش را به حال خود گذاردند.






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 28 تیر 1397



باب چهاردهم

چرا نماز مغرب در سفر سه ركعت و سایر نمازها 

دو ركعت خوانده مى ‏شود؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 241


حدیث (1)

على بن حاتم در مكتوبى كه به من نوشت گفت: قاسم بن محمّد از حمدان بن الحسین، از حسن بن ابراهیم مرفوعا تا محمّد بن مسلم نقل كرده كه وى گفت: محضر مبارك امام صادق علیه السّلام عرض كردم: براى چه نماز مغرب در سفر سه ركعت‏ خوانده مى ‏شود ولى سایر نمازها دو ركعت مى ‏باشند؟

حضرت فرمودند: زیرا نماز بر رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلم دو ركعت، دو ركعت واجب گردید و ایشان به آنها دو ركعت اضافه فرمودند و مجموع آن چهار ركعت گردید.

 سپس از نماز مغرب یك ركعت كاستند و نیز در سفر از هر كدام دو ركعت كم نمودند ولى مغرب را به همان حال سه ركعت باقى گذارده و فرمودند:

من حیاء میكنم در نماز مغرب دو بار بكاهم و به خاطر همین جهت نماز مغرب در سفر سه ركعت خوانده می‏شود.






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 28 تیر 1397



باب دوازدهم

چرا«قرائت» بعضی نمازها بلند و بعضی آهسته است؟ 

چرا در دو ركعت آخر«تسبیحات»افضل از«قرائت»مى ‏باشد؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 240


حدیث (1)

 حمزة بن محمّد علوى رحمة اللَّه از على بن ابراهیم بن هاشم، از پدرش، از على بن معبد، از حسن بن خالد، از محمّد بن حمزة نقل كرده كه وى گفت: 

محضر امام صادق علیه السّلام عرض نمودم: براى چه در نماز فجر(صبح) و مغرب و عشاء قرائت بلند خوانده مى شود و سایر نمازها مثل ظهر و عصر ایّام(روزها) را بلند نمى ‏خوانند؟

و براى چه تسبیح در دو ركعت آخر افضل و برتر از قرائت مى‏ باشد؟

حضرت فرمودند: به خاطر آنكه وقتى نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلم را به آسمان بردند اوّلین نمازى كه حق تعالى بر آن سرور واجب نمود نماز ظهر روز جمعه بود، پس از آن حق تبارك و تعالى فرشتگان را به آن جناب افزود و آنها پشت سر حضرتش به نماز ایستادند، بارى حق عزّ و جل به نبى گرامیش امر فرمود كه قرائت نماز را بلند بخواند تا بر فرشتگان فضل و برتریش نسبت به آنها معلوم و آشكار گردد و پس از نماز ظهر، نماز عصر را بر پیامبر فرض و واجب گردانید، در هنگام خواندن آن احدى از فرشتگان را خداوند عزّ اِسمُه به پیامبرش نیفزود و به او امر نمود كه قرائت را مخفى‏ و آهسته بخواند زیرا پشت سر آن جناب كسى نبود و پس از آن نماز مغرب را بر او واجب كرد و سپس فرشتگان را به آن حضرت افزود پس امر كرد كه قرائت این نماز را نیز بلند بخواند و همچنین در نماز عشاء، 

و وقتى نزدیك طلوع فجر رسید نماز صبح را حق تبارك و تعالى بر حضرتش فرض نمود و امر كرد كه آن را نیز بلند بخواند تا فضل او بر دیگران معلوم گردد همانطورى كه بر فرشتگان معلوم گردید و به همین خاطر نماز صبح را باید بلند خواند.

راوى مى‏ گوید: محضرش عرض كردم: براى چه تسبیح در دو ركعت آخر افضل از قرائت است؟

 حضرت فرمودند: زیرا وقتى پیامبر اكرم صلّى اللَّه علیه و آله در دو ركعت اخیر متذكر عظمت حق عزّ و جلّ شد وحشت و هراس او را گرفت و فرمود: سبحان اللَّه و الحمد للَّه و لا إله إلّا اللَّه و اللَّه اكبر و به همین خاطر تسبیح قرائت افضل و برتر گشت.






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 27 تیر 1397




باب یازدهم

اسرار اینکه چرا می توانیم دو نماز ظهر و عصر

و مغرب و عشاء را پشت سر هم بخوانیم؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 239


حدیث (1)

حسین بن احمد بن ادریس رحمة اللَّه علیه، از پدرش، از احمد بن محمّد بن عیسى، از على بن الحكم، از اسحاق بن عمّار، از مولانا حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، حضرت فرمودند: رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلم نماز ظهر و عصر را بدون هیچ سببى در یك جا خواندند عمر كه با جرأت‏ ترین افراد بر پیامبر اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلم بود به حضرت عرض كرد:

آیا در باره نماز حكمى نازل شده؟

حضرت فرمودند: خیر منتهى خواستم بر امّتم توسعه بدهم.

حدیث (2)

 احمد بن محمّد بن یحیى عطّار از پدرش، از احمد بن محمّد بن عیسى: از محمّد بن سنان، از عبد الملك القمى، وى مى‏ گوید: محضر امام صادق علیه السّلام عرضه داشتم:

 آیا بدون هیچ علّت و سببى مى‏توانم بین دو نماز جمع كنم؟

حضرت فرمودند: رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله این كار را كردند و قصدشان تخفیف بر امّت بود.

حدیث (3)

 پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن محمّد، از على بن حكم، از عبد اللَّه بن بكیر، از زراره، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، حضرت فرمودند:

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله در هنگامى كه آفتاب به زوال رفت نماز ظهر و عصر را با جماعت بدون هیچ علّت و سببى خواندند و بین آن دو فاصله نیانداختند چنانچه نماز مغرب و عشاء را پس از سقوط شفق جماعة بجا آورده و بدون هیچ سببى بین آن دو فاصله نگذاردند و سر این كار آن بود كه حضرت خواستند وقت بر امّت توسعه داشته باشند.

حدیث (4)

على بن عبد اللَّه ورّاق و على بن محمّد بن الحسن القزوینى معروف به ابن قبره از سعد بن عبد اللَّه، از عبّاس بن سعید ازرق از زهیر بن حرب از سفیان بن عیینه، از ابى الزّبیر، از سعید بن جبیر، از ابن عبّاس، وى مى‏ گوید: رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله بین نماز ظهر و عصر بدون هیچ خوفى و بدون این كه در سفر باشند جمع فرمودند، سپس وى گفت:

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله مقصودشان از این كار این بود كه بر امّتش حرج و مشقّتى پیش نیاید.

حدیث (5)

 على بن عبد اللَّه ورّاق و على بن محمّد بن الحسن معروف به ابن قبره قزوینى از سعد بن عبد اللَّه از عبّاس بن سعید ازرق از ابن عون بن سلام كوفى، از وهب بن معاویه جعفى، از ابى زبیر از سعید بن جبیر، از ابن عباس مثل روایت چهارم را نقل كرده است.

حدیث (6)

 على بن عبد اللَّه ورّاق و على بن محمّد بن الحسن القزوینى از سعد بن عبد اللَّه از محمّد بن عبد اللَّه بن ابى خلف از ابو یعلى بن اللّیث برادر محمّد بن اللّیث والى قم از عون بن جعفر مخزومى، از داود بن قیس فراء از صالح مولى با هم، از ابن عباس نقل كرده كه وى گفت: رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلم بدون این كه بارانى بیاید و یا در سفر باشند بین نماز ظهر و عصر و مغرب و عشاء جمع فرمودند:

راوى گفت: به ابن عبّاس گفته شد: مقصود پیامبر از این كار چه بود؟

ابن عبّاس گفت: آن بود كه بر امّت خود توسعه دهند.

حدیث (7)

 على بن عبد اللَّه ورّاق، از ابو خثیمة زهیر بن حرب از اسماعیل بن علیه، از لیث، از ابن عباس نقل كرده كه وى گفت: رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله در سفر و حضر بین نماز ظهر و عصر و مغرب و عشاء جمع نمودند.

حدیث (8)

على بن عبد اللَّه ورّاق و على بن محمّد الحسن القزوینى از سعد بن عبد اللَّه از عبّاس بن سعید ازرق از سوید بن سعید انبارى از محمّد بن عثمان از جمحى، از حكم بن ابان، از عكرمه، از ابن عبّاس و از نافع از عبد اللَّه عمر نقل شده نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله با این كه در مدینه مقیم بوده و مسافر نبودند نمازشان را جمع و تمام خواندند.






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 27 تیر 1397



باب دهم

اسرار بلند كردن دو دست در تكبیر اوّل و اسراركشیدن 

گردن در ركوع چیست؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 238


على بن حاتم از ابراهیم بن على، از احمد بن مختار انصارى از حسن بن على علوى، از ابو حكیم زاهد از احمد بن عبد اللَّه، وى مى‏ گوید: شخصى محضر امیر المؤمنین علیه السّلام عرض كرد:

اى پسر عمِّ بهترین مخلوقِ خدا، معناى بلند كردن دو دست در تكبیر اوّل چیست؟

حضرت فرمودند: معناى آن اللّه اكبر است و معناى اللّه كبر آن است كه خدا واحد و احدى است كه هیچ چیز مانندش نبوده و با هیچ چیز قیاس نشده و با اشیاء و اجناس مشتبه نگردیده و با حواس درك نمى ‏شود.

آن شخص عرضه داشت:

 این كه گردن را در وقت ركوع مى ‏كشند معنایش چیست؟

حضرت فرمودند: تأویلش آن است كه:

 آمنت بوحدانیّتك و لو ضربت عنقى 

(به وحدانیت تو ایمان آورده‏ ام اگر چه گردن مرا بزنى)






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 27 تیر 1397



باب نهم 

 چرا واجب است بر كسى كه اگر سنگریزه ‏هاى مسجدى 

را بیرون بیاورد باید دوباره به همان مسجد یا به مسجد

 دیگری باز گرداند؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 237


 محمّد بن على ماجیلویه، از پدرش، از احمد بن ابى عبد اللَّه، از پدرش، از وهب بن وهب، از حضرت جعفر بن محمّد از پدر بزرگوارش نقل كرده كه فرمودند:

هر گاه كسى سنگریزه‏ هاى مسجدى را از آن بیرون آورد باید آنها را یا به

 همان جا و یا به مسجد دیگرى بازگرداند زیرا سنگریزه ‏ها تسبیح 

خدا مى‏ گویند(1)


______________________________
(1)- مرحوم مجلسى در كتاب بحار ج (84) ص (8) مى ‏فرماید:

ممكن است تسبیح سنگریزه‏ ها كنایه از این باشد كه آنها جزء مسجد هستند چه آنكه مسجد به خاطر آنكه محلّ عبادت است بر عظمت و جلال حق تعالى دلالت دارد پس به طور كلّى مسجد با جمیع اجزائش حق تعالى را از آنچه لائق به او نیست تنزیه و تقدیس مى‏ كند.

و ممكن است كلمه «تسبیح» را به فتح باء خواند یعنى سنگریزه‏ها از نجاسات و آنچه لائق به مسجد نیست منزّه مى‏باشند و طبق این احتمال تسبیح باز كنایه از جزئیت مى ‏باشد.





نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 27 تیر 1397




باب هشتم

بناى مساجد نباید مشرف به ساختمانهاى حوالى 

و اطرافش باشند


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 236


حدیث (1)

 پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن محمّد بن عیسى، از محمّد بن یحیى خزّاز، از طلحة بن زید، از حضرت جعفر بن محمّد، از پدر بزرگوارش علیهما السّلام نقل كرده كه فرمودند:

على علیه السّلام در كوفه مسجدى را دیدند كه بنائش به ساختمانهاى اطراف مشرف بود، حضرت فرمودند: گویا این معبد یهود و نصارى است، مساجد را نباید مرتفع و بلند ساخت بلكه پست و كوتاه باید بنا نمود.






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، علل الشرایع، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 27 تیر 1397




باب ششم

 مسجد جای این کارها نیست


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 235


حدیث (1)

 پدرم رحمة اللَّه علیه از محمّد بن یحیى عطّار، از محمّد بن احمد به اسنادش بطور مرفوعه نقل كرده كه مردى آمد به مسجد و از مال گمشده خود خبر داد و خواست در صورت پیدا شدن به او ردّ كنند.

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله فرمودند: به او بگویید: 

خدا گمشده ‏ات را به تو ردّ نكند، مسجد براى غیر این بنا شده است، سپس راوى گفت: بلند كردن صدا در مساجد مكروه است و نیز رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله به مردى گذشتند كه در مسجد تیر مى‏ تراشید، پس او را از این عمل نهى نموده و فرمودند: مسجد براى غیر این بنا شده است.

حدیث (2)

 و با همین اسناد از محمّد بن احمد، از حسن بن موسى خشاب از على بن اسباط، از برخى رجالش نقل كرده كه گفت: حضرت امام صادق علیه السّلام فرمودند:

بیع و شراء و دیوانگان و كودكان را از مساجد دور كنید و نیز گمشده ‏ها را در مساجد تعریف نكرده و طلب ننمایید و همچنین در مساجد حكم نكرده و حدود جارى ننمایید و صداى خویش را در آنها بلند نكنید.






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، علل الشرایع، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 27 تیر 1397



باب چهارم

 چرا خداوند امر به تعظیم مساجد فرمود؟

 و علّت مسلّط شدن بخت نصر بر بیت المقدس‏ چیست؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 234


حدیث (1)

 على بن احمد بن محمّد از محمّد بن ابى عبد اللَّه كوفى از موسى بن عمران، از عمویش حسین بن یزید نوفلى از على بن ابى حمزه، از ابو بصیر مى‏ گوید:

 از حضرت‏ امام صادق علیه السلام پرسیدم:

 علّت تعظیم و بزرگداشت مساجد چیست؟

حضرت فرمودند: خداوند امر فرموده به تعظیم مساجد به خاطر آنكه آنها بیوت خدا در زمین مى ‏باشند.

حدیث (2)

پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از محمّد بن الحسن، از صفوان بن یحیى، از كلیب صیداوى، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده كه حضرت فرمودند:

در تورات نوشته: خانه‏ هاى من در زمین مساجد مى‏ باشند، پس خوشا به حال كسى كه در خانه ‏اش خود را مطهّر و پاكیزه ساخته سپس من را در خانه ‏ام زیارت كند و حقّ مزور آن است كه زائر را اكرام نماید.

حدیث (3)

 محمّد بن الحسن بن احمد بن ولید رضى اللَّه عنه از محمّد بن الحسن الصفّار، از عبّاس بن معروف، از موسى بن بكر، از حضرت ابى الحسن الاوّل علیه السّلام، نقل كرده كه آن جناب فرمودند: نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله فرمودند:

خداوند به موسى علیه السّلام وحى فرمود: من آتش را از آسمان براى تو فرستادم پس از آن در بیت المقدس روشن نما.

موسى علیه السّلام عرض كرد: وقتى بخت نصر بیت المقدس را خراب نمود و در آن زباله‏ ها را مى ‏ریخت و مردم در آن قضاء حاجت مى‏ كردند، آن مكان به خداى عزّ و جل شكایت نمود و گفت: پروردگارا به وسیله فرشتگانت مرا آباد كرده و بیت خودت قرارم دادى و نیز جایگاه انبیاء و رسولانت مرا نمودى سپس مجوسى و آتش ‏پرستى را بر من مسلّط كردى كه بجا آورده با من آنچه بجا آورد.

خداوند متعال به آن وحى فرمود: من با تو این كار به خاطر آن نمودم كه اهالى شهر بدانند هر گاه نافرمانى مرا كنند خیلى بر من آسان است كه آنها را به بلیّات مبتلا كنم.






نوع مطلب : علل الشرایع(اسرار)، اســـــــــــــــــــــــرار نماز، علل الشرایع، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 27 تیر 1397




باب سوّم 

اسرار قبله و انحراف به سمت چپ‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 233


حدیث (1)

 حسن بن محمّد بن ادریس رحمة اللَّه علیه، از پدرش، از محمّد بن حسان، از محمّد بن على كوفى، از على بن حسان واسطى از عمویش عبد الرحمن بن كثیر از مفضّل بن عمر نقل كرده كه وى گفت: 

راجع به دوستان و یارانى كه در سمت چپ كعبه قرار گرفته ‏اند و مى ‏توانند به جانب چپ منحرف شوند به خلاف آنان كه در سمت راست كعبه مى ‏باشند از حضرت امام صادق علیه السّلام سببش را پرسیدم؟

حضرت فرمودند: وقتى حجر الاسود از بهشت به زمین آورده شد و آن را در جایش گذاردند اعلام حدود و حرم را در جایى نصب كردند كه نور حجر الاسود به آن جا مى ‏رسید لذا از راست كعبه چهار میل نور حجر برد داشت و از جانب چپ هشت میل قهرا كلّ فاصله بین یمین و یسار دوازده میل بود لذا آنان كه در سمت راست كعبه هستند اگر به چپ منحرف شوند از حدّ قبله خارج مى‏ شوند به خلاف آنان كه جانب چپ كعبه مى باشند كه با چنین انحرافى از حدّ قبله خارج نمى ‏گردند.

حدیث (2)

محمّد بن الحسن بن احمد بن ولید رضى اللَّه عنه از محمّد بن الحسن الصفّار، از عبّاس بن معروف، از على بن مهزیار از حسن بن سعید، از ابراهیم بن ابى البلاد، از ابى غرة، وى مى‏ گوید: حضرت امام صادق علیه السّلام به من فرمودند: بیت قبله است براى مسجد و مسجد براى شهر مكه و شهر مكه براى حرم و حرم قبله است براى دنیا.






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 27 تیر 1397



باب دوّم

 اسرار اینكه چرا خداوند عزّوجلّ نماز را واجب فرمود؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 232

حدیث (1)

على بن احمد بن محمّد رحمة اللَّه علیه از محمّد بن ابى عبد اللَّه كوفى، از محمّد بن اسماعیل برقى، از على بن عبّاس، از عمر بن عبد العزیز از هشام بن الحكم، وى مى‏ گوید:

 راجع به علّت وجوب نماز از حضرت امام صادق علیه السّلام سؤال كرده و محضرش عرض كردم: با این كه این عبادت مردم را از بر آوردن نیازمندی هایشان مشغول نموده و بدن هایشان را به رنج مى ‏اندازد چطور حق تعالى آن را بر ایشان واجب كرده؟

حضرت فرمودند: در آن اسرار و عللى است و توضیح آن این است كه:

اگر مردم به حال خود واگذارده شده و هیچ تنبیه و تذكیرى از ناحیه نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله متوجه ایشان نمى‏ شد و كتاب خدا صرفا در دستشان باقى مى‏ ماند حالشان همچون حال مردمان اوّل مى‏ گشت چه آنكه آنها اگر چه دین را اخذ نموده و كتب را وضع و جعل كرده و مردمانى را هم به كیش و آیین خود فرا خوانده و احیاناٌ با آنها به مقاتله نیز پرداختند ولى پس از رفتن از این دنیا اسم شان از یادها رفته و امرشان مندرس و كهنه گردید گویا اصلا ایشان در این دنیا نبوده ‏اند و خداوند تبارك و تعالى اراده كرد دین و آیین و آمر محمّد صلّى اللَّه علیه و آله فراموش نشود و بدین جهت بر امتش نماز را فرض و واجب قرار داد، در این نماز هر روزه مردم پنج بار با صداى بلند اسم نامى پیامبر را برده و با انجام افعال نماز خدا را عبادت كرده و او را یاد مینمایند و بدین ترتیب از آن حضرت غافل نشده و فراموشش نمى‏ كنند و در نتیجه ذكرش مندرس و كهنه نمى‏ گردد.

حدیث (2)

على بن احمد بن محمّد از محمّد بن یعقوب، از محمّد بن ابى عبد اللَّه، از محمّد بن اسماعیل، از على بن عبّاس، از قاسم بن ربیع صحّاف، از محمّد بن سنان نقل كرده كه وى گفت: حضرت ابا الحسن على بن موسى الرّضا علیه السلام در جواب سؤالاتى كه كتبا از آن جناب نقل نموده بودم چنین مرقوم فرمودند:

علّت و سرّ واجب شدن نماز امورى است: اقرار به ربوبیّت حق عزّ و جل و خلع انداد و اضداد از او، ایستادن در مقابل جبّار جلّ جلاله با حالتى خوار و نیازمندانه، خضوع و اعتراف به گناه و در خواست عفو از آنها، گذاردن صورت در هر روز پنج بار روى خاك به خاطر تعظیم و بزرگداشت حقّ عزّوجل، متذكر خدا بودن و فراموش نكردن او، خاشع و خاضع بودن در مقابل حضرتش و راغب و طالب بودن در زیادى دین و دنیا و انزجار از غیر خدا، مداومت بر ذكر حق عزّ و جل در شب و روز تا بدین ترتیب بنده سیّد و سرور و مدبّر و خالق خود را فراموش نكند تا به طغیان او منتهى گردد و در این به یاد بودن بنده پروردگار خود را فائده‏ اى كه هست آن است كه از معاصى سرباز زده و باعث مى ‏شود از انواع فساد كناره بگیرد.






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 26 تیر 1397


( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5   


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار وبلاگ نویسی

وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت

اخبار ایران:

اخبار جهان:

اخبار اقتصادی:

اخبار علمی

اخبار فناوری و اطلاعات

اخبار هنری:

اخباراجتماعی

اخبار ورزشی

--------------------------------------------------------------------------------------

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

--------------------------------------------------------------------------------------
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
-------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------- ساخت وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات