وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :


مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ


هر که علم اولین و آخرین را میخواهد،

باید آن را در قرآن بجوید.


کنزل العمال ج1 ص548




مدیر وبلاگ :سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید






برچسبها




باب شصت و هفتم

دستور رکعات نمازهای یومیه


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 282


حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن محمّد بن عیسى، از على بن حدید و عبد الرّحمن بن ابى نجران، از حمّاد بن عیسى، از حریز بن عبد اللَّه سجستانى، از زراره بن اعین، وى مى ‏گوید از حضرت ابو جعفر علیه السّلام راجع به نمازى كه خداوند عزّ و جل واجب فرمود سؤال گردید؟

حضرت فرمودند: در شبانه روز پنج نماز مى ‏باشد.

زراره مى‏ گوید: عرض كردم: آیا حق تعالى اسم آنها را برده و در كتابش بیان فرموده است؟

حضرت فرمودند: بلى، خداوند تبارك و تعالى به نبى مكرّمش صلّى اللَّه علیه و آله فرمود:

أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلى‏ غَسَقِ اللَّیْلِ‏

نماز را بپا كن از وقت زوال تا فرا رسیدن ظلمت شب

دلوك شمس یعنى زوال شمس كه همان وقت ظهر مى‏باشد بارى بین دلوك‏ شمس تا غسق لیل (تاریكى شب) چهار نماز واقع است كه حق تعالى از آنها اسم برده و بیانشان كرده است و غسق لیل یعنى نصف شدن شب، بنا بر این چهار نماز مزبور عبارتند از: ظهر، عصر، مغرب و عشاء.

سپس حق تعالى به دنبال آیه مذكور فرموده:

 وَ قُرْآنَ الْفَجْرِ، إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كانَ مَشْهُوداً

و بپا دارید نماز فجر و صبح را كه آن مورد شهود و حضور فرشتگان شب و روز مى ‏باشد

این نماز (نماز صبح) نماز پنجمى است و نیز در بیان نمازهاى واجب فرموده:

 وَ أَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَیِ النَّهارِ وَ زُلَفاً مِنَ اللَّیْلِ[1]

نماز را در دو طرف روز بپا دارید و نیز در ساعت تاریكى شب

دو طرف روز عبارتند از: مغرب و صبح و مقصود از «زُلَفاً مِنَ اللَّیْلِ‏» نماز عشاء است.

و همچنین فرمود:

حافِظُوا عَلَى الصَّلَواتِ وَ الصَّلاةِ الْوُسْطى[2]

بر نمازها و نماز وسطى محافظت نمایید

نماز وسطى، نماز ظهر بوده و آن اوّلین نمازى است كه رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم خواند، این نماز بین دو نماز در روز فاصله شده و آن دو عبارتند از: نماز صبح و نماز عصر.

و در بعضى از قراءات خوانده شده: حافِظُوا عَلَى الصَّلَواتِ وَ الصَّلاةِ الْوُسْطى (و صلاة العصر) وَ قُومُوا لِلَّهِ قانِتِینَ (فی صلاة العصر)

 بر نمازها و نماز وسطى و نماز عصر محافظت نمایید و براى خدا بایستید و در نماز عصر قنوت بخوانید

سپس امام علیه السّلام فرمود: این آیه در روز جمعه هنگامى كه رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله در سفر بودند نازل شد پس حضرت در آن نماز وسطى قنوت خوانده و بعد نماز را به حال خود واگذارده و چیزى به آن اضافه نكردند ولى براى مقیم و غیر مسافر دو ركعت اضافه نمودند و اسرار ساقط شدن دو ركعت نماز ظهر جمعه كه حضرت براى مقیم ساقط نمودند، بخاطر بودن دو خطبه نماز جمعه مى ‏باشد، بنا بر این كسى كه آن را تنها و بدون جماعت بخواند باید چهار ركعت اداء نماید همچون نماز ظهر در سایر ایّام، و وقت نماز عصر روز جمعه همان وقت ظهر در سایر ایّام است.

 



[1]- سوره هود آیه( 114)

[2]- سوره بقره آیه( 238)






نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــــــرار نماز، علل الشرایع، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 28 مرداد 1397



باب شصت و ششم

عاقبت کار عابد و فاسقی که وارد مسجد میشوند چه شد؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 281


حدیث (1)

 پدرم رحمة اللَّه علیه از محمّد بن یحیى عطّار از محمّد بن احمد، از احمد بن محمّد بن طور مرفوعه از حضرت صادق علیه السّلام نقل كرده كه حضرت فرمودند: دو نفر داخل مسجد مى‏ شوند یكى عابد و دیگرى فاسق بعد هر دو از مسجد خارج مى‏شوند در حالى كه فاسق صدیق و راستگو گشته و عابد فاسق و فاجر گردیده و جهتش آن است كه عابد در مسجد داخل شده در حالى كه به عبادت و فكر خود مى ‏بالد و مغرور آن واقع می‏شود و در مقابل فاسق داخل مى‏شود در حالى كه از فسق و فجور خود نادم و پشیمان بوده و از خدا طلب آمرزش گناهان خود مى ‏كند.

 






نوع مطلب : علل الشرایع، اســـــــــــــــــــــــرار نماز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 28 مرداد 1397



داستان و معجزه برگشت خورشید(دو نوبت) برای نماز عصر 

امیر المؤمنین علیه السّلام


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 61-مطلب شماره 279


حدیث (1) 

احمد بن حسن قطّان از عبد الرحمن بن محمّد الحسینى از فرات بن ابراهیم كوفى از جعفر بن محمّد فزارى از محمّد بن الحسین از محمّد بن اسماعیل از احمد بن نوح و احمد بن هلال از محمّد بن ابى عمیر، از حنان، وى مى‏ گوید:

محضر امام صادق علیه السّلام عرض كردم : با این كه جمع بین نماز ظهر و عصر بر امیرالمؤمنین علیه السّلام واجب بود، پس چه علّتى داشت كه حضرت نماز عصر را تأخیر انداخته و آن را ترك نمودند؟

حضرت فرمودند: زمانى كه امیر المؤمنین علیه السّلام نماز ظهر را خواندند استخوان جمجمه ‏اى توجّه آن حضرت را جلب كرد، حضرت با آن به سخن پرداخت و فرمود: كیستى؟

عرضه داشت: من فلانى پسر فلانى سلطان بلاد آن فلان هستم.

امیرالمؤمنین علیه السّلام به آن فرمود : قصّه خود را براى من نقل كن و بگو چه بودى و در چه عصر و زمانى مى‏ زیستى؟

جمجمه جلو آمد و از قصّه خود و آنچه از خیر و شر در عصرش اتّفاق افتاده بود براى آن جناب خبر داد حضرت سر گرم او بودند كه خورشید غائب شد، حضرت با سه حرف از انجیل با جمجمه تكلّم فرمود كه عرب متوجّه كلامش نشوند و پس از فراغ از آن به خورشید فرمود: برگرد.

خورشید عرضه داشت: من غروب كرده ‏ام و دیگر باز نمى‏ گردم.

امیرالمؤمنین علیه السّلام از خداى عزّوجل خواست كه آفتاب را بازگرداند، حق تعالى هفتاد هزار فرشته با هفتاد هزار زنجیر آهنى به طرف خورشید فرستاد، فرشتگان زنجیرها را در گردن خورشید انداخته و آن را به رو كشاندند تا با نورى درخشان و صاف برگشت و حضرت نمازشان را خواندند آنگاه همچون ستارگان فرو رفت و این است علّت تأخیر نماز عصر آن حضرت.


حدیث (2)

 احمد بن حسن قطّان رحمة اللَّه علیه از ابو الحسن محمّد بن صالح از عمر بن خالد مخزومى از ابن نباته، از محمّد بن موسى، از عمارة بن مهاجر، از امّ جعفر یا امّ محمّد دختران محمّد بن جعفر، از اسماء بنت عمیس كه جدّه آن دو بود، یكى از آن دو مى‏ گوید: با جدّه خود اسماء بنت عمیس و عمویم عبد اللَّه بن جعفر خارج شدیم تا به «صهباء»[1]رسیدیم، اسماء بنت عمیس فرمود: دخترم ما با رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلم در این‏ مكان بودیم، حضرت نماز ظهر را خواند.

سپس على علیه السّلام را خوانده و از آن جناب نسبت به برخى از نیازمندی هایش كمك خواست، پس زمان عصر فرا رسید و آن سرور نماز عصر را خواند در این وقت على علیه السّلام آمد و در پهلوى پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله نشست خدا به رسولش وحى فرستاد، پس نبى اكرم سر به دامان على علیه السّلام نهاد تا خورشید غروب كرد و از آن چیزى نه بر زمین و نه بر كوه رؤیت نمى‏ شد، سپس رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله نشست و به على علیه السّلام فرمودند : آیا نماز عصر را خوانده ‏اى؟

حضرت عرض كرد: خیر یا رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله، به من خبر دادند كه شما نماز نخوانده ‏اید و وقتى سر در دامن من نهادید نخواستم آن را تكان دهم لذا همچنان نشستم تا خورشید غروب كرد پیامبر در مقام دعاء بر آمد و به درگاه الهى عرض كرد:

بار خدایا این على بنده تو است كه خود را به خاطر پیغمبرت محبوس نمود پس خورشید را براى او بازگردان، بلافاصله خورشید طلوع كرد و هیچ كوه و زمینى نبود مگر آنكه خورشید بر آن تابید، سپس على علیه السّلام ایستاد و وضوء گرفت و نماز خواند آنگاه خورشید تار شد و غروب نمود.


حدیث (3) 

پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن محمّد بن عیسى، از حسین بن سعید، از احمد بن عبد اللَّه قزوینى از حسین بن مختار قلانسى، از ابى بصیر، از عبد الواحد بن مختار انصارى، از امّ مقدام الثقفیّه، وى مى‏ گوید:

جویریة بن مسهره به من گفت: ما با امیرالمؤمنین علیه السّلام هنگام عصر از روى پل «صراة»[2] میگذشتیم، حضرت فرمودند:

این جا سرزمینى است كه عذاب نازل شده سزاوار نیست براى پیامبر و وصى پیامبرى كه در آن نماز بخواند، حال هر كس از شما كه مى‏ خواهد در اینجا نماز بخواند، بخواند! مردم به سمت راست و چپ پراكنده شدند و به خواندن نماز پرداختند، من با خود گفتم به خدا قسم امروز در خواندن نمازم تقلید از این آقا نموده و نماز نمیخوانم تا ایشان نماز بگذارند، پس با حضرت سیر و حركت مى ‏كردیم، كم‏ كم خورشید به افول مى ‏گرایید و از این رهگذر بسیار مضطرب بودم كه هنوز نماز را نخوانده ‏ام و وقت بسیار تنگ شده بارى خورشید غروب كرد و ما راه را طى كردیم، حضرت فرمودند: اى جویریّه اذان بگو.

عرض كردم: مى ‏فرمایید اذان بگویم در حالى كه خورشید غروب كرده!!! حضرت فرمودند: اذان بگو، پس اذان گفتم، سپس به من فرمود: اقامه بگو، پس اقامه گفتم همین كه جمله «قد قامت الصّلوة» را گفتم دیدم دو لب مبارك حضرت حركت مى‏ كند و كلامى كه گویا به زبان عبرانى بود شنیدم بلافاصله خورشید بالا آمد تا به جایى رسید كه در وقت نماز عصر در آن جا قرار مى‏ گیرد، حضرت نماز عصر را خواند و وقتى از نماز فارغ شدیم دوباره خورشید به مكان افولش فرو رفت و ستارگان در آسمان ظاهر شدند، عرضه داشتم: شهادت مى‏ دهم كه شما وصى رسول خدا هستى.

 حضرت فرمودند: اى جویریّه: مگر نشنیده ‏اى كه خداوند عزّوجل میفرماید:

فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِیمِ‏ (تسبیح بگو به اسم پروردگار بزرگت) عرض كردم: آرى شنیده ‏ام.

فرمود: من از خدا به نام عظیم و بزرگش درخواست كردم خورشید را برگرداند، پس خدا آن را براى من بازگرداند.

و من در كتاب «المعرفة فی الفضائل» اخبار متعدى به همین مضمون نقل كرده ‏ام.



( 1)- مكانى است كه بین آن و خیبر یك مرحله فاصله مى ‏باشد.

( 2)- صراة نهرى است در عراق و در برخى از نسخ قاموس آمده: نهرى است در فرات.






نوع مطلب : علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، اســـــــــــــــــــــــرار نماز، امـــــــام علـــــــــــــــــی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 28 مرداد 1397





باب پنجاه و هشتم

آیا نماز نمازگزار با عبور و مرور چیزى از مقابلش قطع مى ‏شود؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 278


حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه از احمد بن ادریس، از محمّد بن احمد، از على بن ابراهیم جعفرى، از ابى سلیمان مولى ابى الحسن العسكرى علیه السّلام، وى گفت: برخى از دوستان امام علیه السّلام از حضرتش سؤال كرده و من نیز حاضر بودم، سائل پرسید: آیا با عبور و مرور چیزى از مقابل نمازگزار، نمازش قطع مى‏ شود؟

حضرت فرمودند: خیر، نماز با حایل شدن كسى و عبور نمودن چیزى از بین نمى ‏رود، تنها زمانى از بین مى‏ رود و قطع مى ‏شود كه شیئى مساوى و مقابل صورت نمازگزار قرار بگیرد.






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 28 مرداد 1397





باب پنجاه و هفتم

 آیا مرد مى ‏تواند با انگشتر حدید نماز بخواند؟ علّت عدم جواز پوشیدن طلا و خواندن نماز در آن‏ چیست؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 276


حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن الحسن بن على بن فضّال،

از عمرو بن سعید مدائنى، از مصدق بن صدقه، از عمّار بن موسى، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، عمّار مى‏پرسد: آیا مرد مى‏ تواند انگشتر حدید به دست كرده و نماز بخواند؟

حضرت مى ‏فرمایند: خیر و اساساٌ مرد نمى ‏تواند انگشتر حدید به دست نماید اگر چه در غیر نماز زیرا حدید لباس اهل آتش است.

و نیز فرمود: مرد لباس طلا نپوشد و در آن نماز نخواند زیرا لباس طلا، لباس اهل جهنّم مى‏ باشد.

حدیث (2)

 محمّد بن الحسن از محمّد بن الحسن الصفّار، از ابراهیم بن هاشم، از نوفلى، از سكونى از حضرت جعفر بن محمّد از آباء گرامش علیهم السّلام فرمود: رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند:

مرد در انگشتر حدید نماز نخواند.

حدیث (3)

پدرم رحمة اللَّه علیه از احمد بن ادریس، از محمّد بن احمد، از محمّد بن الحسن، از عبد اللَّه بن جبلّه، از ابى الجارود، از حضرت ابى جعفر علیه السّلام، حضرت فرمودند: نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله به على علیه السّلام فرمودند: من دوست دارم براى تو آنچه را كه براى خود دوست دارم و كراهت دارم براى تو از آنچه براى خود كراهت دارم لذا سفارش مى‏ كنم:

انگشتر طلا به دست مكن زیرا زینت ما در آخرت است و لباس قرمز مپوش زیرا لباس ابلیس مى ‏باشد و سوار مركبى كه بالشچه سرخ پیش زین آن نهاده ‏اند مشو، زیرا آن از مراكب شیطان است و لباس حریر به تن مكن كه خدا در روز قیامت پوست تو را مى‏ سوزاند.

 






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 28 مرداد 1397


 چرا کسیکه مشروب می خورد نمازش تا چهل روز

 قبول نمی شود‏؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 52-مطلب شماره 276


 حسین بن احمد رحمة اللَّه علیه، از پدرش، از احمد بن محمّد بن عیسى، از حسین بن خالد، وى مى‏ گوید: محضر مبارك حضرت رضا علیه السّلام عرض كردم: براى ما روایت شده كه نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلم فرموده ‏اند : 

كسى كه خمر بیاشامد تا چهل روز نمازش مقبول نیست، آیا این روایت صحیح است؟

حضرت فرمودند: راویان این حدیث راست گفته و حدیث را صحیح نقل كرده ‏اند.

عرض كردم: چرا نمازش تا چهل روز مقبول نیست نه كمتر از آن و نه بیشتر؟

حضرت فرمودند: براى این كه حق تعالى خلقت انسان را مقدّر و معین فرموده با این بیان : 

نطفه را بعد از چهل روز ایجاد كرده سپس آن را به مرحله بعدى نقل داده پس از چهل روز علقه ‏اش مى‏ كند و بعد آن را به مرحله بعدى منتقل نموده و پس از چهل روز مضغه ‏اش مى‏ نماید و همچنین تا مرحله نهایى و چون انسان وقتى شراب خورد بقایاى آن شراب چهل روز در مثانه ‏اش مى‏ ماند همانطورى كه غذا و مأكولات و مشروبات دیگر نیز ذرّات و بقایاى آنها تا چهل روز در مثانه مى‏ مانند، لا جرم تا وقتى كه این بقایا در مثانه او هست نماز نباید مقبول درگاه الهى واقع شود.





نوع مطلب : علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، اســـــــــــــــــــــــرار نماز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 27 مرداد 1397



باب چهل و نهم

 چرا در زمان رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلم زنان مأمور 

بودند در ركوع و سجود پیش از مردان سر بلند نكنند؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 274


پدرم رحمة اللَّه علیه از على بن ابراهیم از پدرش از عبد اللَّه بن میمون از جعفر بن محمّد علیهما السّلام، حضرت فرمودند:

در زمان رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلم زنان مأمور بودند در ركوع و سجود پیش از مردان سر بلند نكنند زیرا ساتر و پوشش مردان كوتاه بود لذا وقتى در سجود و ركوع بودند اسافل اعضاء آنها (عورتشان) نمایان بود لذا براى این كه چشم زنان به این منظره نیفتد امر شدند كه قبل از مردان سر از ركوع و سجود بر ندارند.

و نیز بسا رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله در نماز بودند و صداى بچه را مى‏ شنیدند كه مى‏ گریست پس نماز را مخفّف(کوتاه کردن) مى‏ كردند تا سریع‏تر تمام شود و مادر طفل كه در نماز شركت داشت زودتر خود را به كودكش برساند.






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 27 مرداد 1397




باب چهل و هشتم

چرا جائز نیست مرد در حالى كه بر شاربش حناء 

گذارده نماز بخواند؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 273


حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه از على بن ابراهیم، از پدرش، از اسماعیل بن مرار[1]، از یونس بن عبد الرحمن‏[2]، از جماعتى اصحاب نقل كرده كه از حضرت ابو عبد اللَّه علیه السّلام سؤال شد: سرّ این كه بر مرد حلال و جائز نیست در حالى كه بر شاربش حناء گذارده نماز بخواند چیست؟

حضرت فرمودند: زیرا وى در این حال قادر بر قرائت و دعاء نیست.

 



[1]- اسماعیل بن مرار معمولا از یونس عبد الرحمن روایت كرده چنانچه ابراهیم بن هاشم و پدرش هاشم از او نیز روایت مى‏كنند، بارى مرحوم ممقانى در رجال فرموده وى محل وثوق مى‏باشد.

[2]- وى مولى على بن یقطین است و اگر چه قمیّون وى را تضعیف كرده‏اند ولى اهل رجال وى را به ثقه و عظیم المنزله و وجه توصیف كرده‏اند، مرحوم اردبیلى در جامع الرواة مى‏گوید: مال بسیارى به وى بذل شد تا به مذهب واقفیه درآید ولى از قبول آنها امتناع ورزید و همچنان بر حق باقى ماند.






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 27 مرداد 1397




باب چهل و هفتم

اسرار عدم جواز خواندن نماز هنگام طلوع و غروب آفتاب‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 272


محمّد بن على ما جیلویه از محمّد بن یحیى عطّار، از محمّد بن احمد بن یحیى، از على بن اسباط، از حسن بن على، از سلیمان بن جعفر جعفرى وى مى‏ گوید شنیدم كه حضرت رضا علیه السّلام مى‏ فرمودند:

 براى احدى سزاوار نیست وقتى خورشید طلوع مى‏ كند نماز بخواند(نماز صبح) زیرا خورشید بر دو فرق شیطان طالع مى ‏گردد و هنگامى كه بالا آمد و از كدورت بخارهایى كه بین ما و آن حائلند خارج گردید و صاف و درخشان شد در چنین وقتى مستحب است نماز بخوانند(نماز ظهر)  و هنگامى كه روز نصف گردید شیطان مقارنش(نزدیک) بوده و در این هنگام كه خورشید به قرب زوال رسیده و نهایت ارتفاع و اوج را دارد تسویل(زیبا جلوه دادن) و وسوسه ابلیس در حق عبادت‏ كنندگان كره آفتاب شدیدتر و زیادتر است لذا شایسته نیست احدى در این وقت نماز بخواند(نماز ظهر و عصر در موقع غروب آفتاب) چه آنكه درب‏ هاى آسمان بسته ‏اند ولى وقتى زوال شد و خورشید به افول گرایید و بادهاى‏ رحمت الهى وزید و با افول كره آفتاب معلوم شد كه این موجود نیز مخلوق و مسخّر خالق مى ‏باشد استیلاء شیطان بر بندگان كمتر شده و القاء شبهه ‏اش چندان مؤثّر واقع نمى ‏گردد لذا گویا ابلیس از شمس و آفتاب مفارقت مى‏ نماید.






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 27 مرداد 1397




باب چهل و ششم

اسرار استحباب خواندن نمازهای نوافل در اماكن مختلف‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 271


پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از محمّد بن الحسین بن ابى الخطّاب، از حكم بن مسكین، از عبد اللَّه بن على زرّاد، وى مى‏ گوید: ابو كهمس از حضرت ابا عبد اللَّه علیه السّلام سؤال كرد و عرض نمود: 

آیا شخص نمازهاى نافله ‏اش را در یك جا بخواند یا آنها را توزیع و تفریق بین اماكن نماید؟

حضرت فرمودند: در یك جا نخواند، بلكه آنها را در جاهای مختلف بخواند، یعنى بین اماكن توزیع نماید زیرا این اماكن روز قیامت به نفع او شهادت میدهند.

مؤلف این كتاب مى‏ گوید: یعنى بقاع و اماكن زمین به نفعش شهادت میدهند.






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 27 مرداد 1397


( کل صفحات : 14 )    ...   2   3   4   5   6   7   8   ...   


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار وبلاگ نویسی

وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت

اخبار ایران:

اخبار جهان:

اخبار اقتصادی:

اخبار علمی

اخبار فناوری و اطلاعات

اخبار هنری:

اخباراجتماعی

اخبار ورزشی

--------------------------------------------------------------------------------------

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

--------------------------------------------------------------------------------------
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
-------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------- ساخت وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات