وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :


مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ


هر که علم اولین و آخرین را میخواهد،

باید آن را در قرآن بجوید.


کنزل العمال ج1 ص548




مدیر وبلاگ :سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید






برچسبها



دلایل تحریف ناپذیرى قرآن کریم



پرسش-چگونه مى توان عدم تحریف قرآن را اثبات كرد؟
بهطور كلى در رابطه با تحریف ناپذیرى قرآن، دلایل متعدّدى اقامه شده است كه از جمله آنها «گواهى تاریخ» است. پژوهش هاى تاریخى و مقایسه بین قرآن هاى موجود و قرآن هاى صدر اسلام، نشان میدهد كه حتّى یك كلمه از این كتاب الهى، كم یا زیاد نشده است.
اینجا به بیان بخشى از آنها بطور اختصار اكتفا مى كنیم:


1. برهان حكمت1
خداوند آخرین كتاب آسمانى خود را به نام قرآن، براى هدایت بشر فرستاده است. خداوند دیگر نه كتابى مى فرستد و نه پیامبرى؛ بنابراین قرآن اولین و آخرین منبع هدایت بشر تلقى مى شود. تحریف چنین كتابى، مساوى با گمراهى و یا حداقل سرگردانى بشر است و این با حمید و حكیم بودن خداوند سازگار نیست. بنابراین خداوند خود به مقتضاى حكیم بودنش این كتاب را حفظ مى كند.


2. برهان اعجاز
این دلیل به تعبیر علامه طباطبایى2 بهترین و استوارترین دلیل براى صیانت قرآن در زمان كنونى به شمار میرود. تمام وجوه اعجازى كه براى قرآن، زمان رسول اللّه وجود داشت مثل تحدّى، فصاحت و بلاغت و زیبایى الفاظ آن، هدایت انسان به سوى حق، صدق مطلق مطالب آن و... بر همین قرآن كنونى منطبق و یافت میشود.

بى تردید در صورتى كه بین این فاصله زمانى، كمترین نقصان و یا اضافه اى در آن بوقوع مى پیوست، بطور یقین دیگر از آن اوصاف اعجازى، خبرى نمى ماند و حال آنكه همه آنها در قرآن كنونى باز هم یافت میشود.


3. برهان خاتمیت
قرآن از طرفى، در چندین جا تصریح مى كند كه كلام خدا و سند نبوّت است و كتاب اسلام به شمار مى آیدو از طرف دیگر، دین اسلام را دین خاتم معرفى مى كند4. روشن است كه معناى خاتمیت، مصونیت از تحریف است. اما سخن در این است كه چه چیزى از دین باید مصون از تحریف باشد؟ یقینا آنچه به نام دین و مجموعه هدایت الهى براى یك پیامبر نازل گشته است؛ یعنى، كتاب او باید مصون از تحریف باشد و این شرط لازم مصونیت دین از تحریف است5.


4. برهان تحدّى دائمى
قرآن در همه زمان ها و مكان ها و حتى در زمان حاضر، توان و قدرت فكرى و ذهنى بشر را براى همانندسازى به مبارزه فرا مى خواند. اما بشر حاضر، مثل انسان هاى گذشته، عاجزانه در مقابل آن شكست را پذیرا میشود. از این ناتوانى موجود، به راحتى مى توان پى برد كه حتى قرآن كنونى به تحریف دچار نشده است.


5. برهان جامعیت
قرآن در راستاى هدایت و راهنمایى بشر، از بیان چیزى كه لازمه بشر در امر سعادت باشد، فروگذارى نكرده است. قرآن حاضر همانند قرآن موجود در گذشته ها داراى این صفت است. حال اگر قرآن در زمان حاضر، داراى صفتى است، چگونه مى توان احتمال نقصان یا زیادت را در آن داد؟ بنابراین قرآن كنونى از هرگونه تغییرى مصون است.


6. برهان تواتر
تمام آیات و سوره هاى كنونى قرآن مجید، همانند قرآن گذشته، دست به دست و سینه به سینه بطور همگانى، توسط مسلمانان نقل گردیده است. این تواتر منطقى، دلالت مى كند هیچ كلمه و آیه یا سوره اى، نه از قرآن كاسته و نه بر آن افزوده شده است. بنابراین قرآن كنونى با توجه به واجد بودن صفت تواتر، از هرگونه تحریفى سالم است.


7. شیوه وحیانى قرآن
این برهان مبتنى بر نوع نگرش مسلمانان بر مسئله وحى و تمایز مسیحیان از آن است. مسلمانان معتقدند وحى در واقع، تكلم و گفتار لفظى خداوند است كه به وسیله جبرئیل به پیامبر صلى الله علیه و آله مى رسید و پیامبر صلى الله علیه و آله موظف بود عین همان الفاظ را به مردم برساند. اما مسیحیان بر این باورند كه وحى در حقیقت انكشاف خدا و تجربه انسان است كه در بشر تجلى مى كند و این عامل انسانى است كه آن را در مقام بازگو، تعبیر مى كند و لذا ممكن است در تعبیر آن، مرتكب اشتباه هم بشود. روشن است كه طبق نگرش اول به یقین الفاظ قرآن نمى تواند از نقش عامل انسانى متأثر شود. از این رو، چاره اى جز پذیرفتن تحریف ناپذیرى قرآن بر اساس دیدگاه مسلمانان در بین نمى ماند.


8. شیوه بیانى قرآن
قرآن در جهت تعارض با منافع زورمندان و سلطه جویان، بیش از آنكه به نام اشخاص بپردازد به بیان شاخص ها توجه كرده است و به استثناى تصریح نام برخى افراد، به موارد جزئى نپرداخته است. و این یكى از تمهیدات الهى در مصونیت قرآن است كه به نوبه خود باعث گردیده، براى كسى انگیزه كتمان یا تحریف آیات پیش نیاید و بهانه اى براى دسیسه حاكمان به طور آشكار نباشد.


9. شیوه نزول قرآن6
یكى از تمهیدات الهى براى مصون ماندن قرآن، نزول تدریجى آن، آن هم با سبك و برنامه اى ویژه است. در مدت تقریبا 23 سال، آیات قرآن به دو شكل نازل شده است. آیاتى كه در آغاز بعثت در مكه نازل گردیده، آیاتش كوتاه و موزون است؛ مانند:
«وَ الضُّحى وَ اللَّیْلِ إِذا سَجى ما وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَ ما قَلى...»
«الرَّحْمنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ خَلَقَ الْإِنْسانَ عَلَّمَهُ الْبَیانَ...»

این مقاطع كوتاه و موزون، در حفظ آیات، تأثیر بى شائبه اى داشته است، آن هم در میان مردم روزگارى كه امى بوده اند. اما در سال هاى بعد، آیات و سوره هاى بزرگ ترى در مدینه نازل شده است؛ زیرا در مدینه، هم آرامش بیشترى براى مسلمانان بوده و هم امكانات نوشتن و ثبت آیات وجود داشته است. بالاخره، نزول تدریجى قرآن، این نتیجه را داشت كه وقتى حتى چند آیه نازل مى شد، پیامبر آن را براى مسلمان ها مى خواند (و آنان نیز حفظ مى كردند) و بعد آیه اى دیگر نازل مى گشت.


10. شیوه تعلیم قرآن
در تاریخ قرآن مهم است بدانیم كه پیامبر صلى الله علیه و آله چگونه آیات را بر مردم مى خوانده و آنها را تعلیم مى داد؟ راوى مى گوید: پیامبر صلى الله علیه و آله در مدینه هر بار ده آیه به ما مى آموخت. ما ده آیه را یاد مى گرفتیم، سپس ده آیه دیگر و... براى مثال، یكى از صحابه در مسجد دمشق 1600 شاگرد را تعلیم قرآن مى داده است. به این شكل كه آنها را به گروه هاى ده نفرى تقسیم كرده بود و هر ده نفر یك ناظر داشته اند كه مجموع این ناظران و سرگروه ها 160 نفر مى شدند. افزون بر آن7 به شهادت تاریخ، در صدر اسلام عده زیادى از مسلمانان ـ كه تعداد آنان را تا 43 نفر نوشته اند ـ به دستور پیامبر صلى الله علیه و آله و سلّم هر آیه و یا سوره اى كه نازل مى شد، بلافاصله مى نوشتند؛ از جمله معروف ترین اصحاب پیامبر كه به نوشتن قرآن اهتمام خاصى مى ورزیدند، حضرت على علیه السلام و زید بن ثابت بودند.


11. اهتمام مسلمانان
بى شك از اهتمام پیامبر صلى الله علیه و آله بر قرائت قرآن و تحفیظ آن، مسلمانان جامعه آن روز، فضیلت بزرگى براى حفظ قرآن قائل بودند. مؤمن و منافق در این جهت بر یكدیگر سبقت مى گرفتند. معاشرت و انس با قرآن، جزو آداب و رسوم مردم در آمده بود و در مسائل و مشكلات خود به آن مراجعه مى كردند. تقدّس و فضیلت یافتن قرآن نزد مسلمانان، این نتیجه را به دنبال داشت كه كسى نمى توانست ایده تغییر قرآن را در سر بپروراند8.
اهتمام به نگه دارى و حفظ قرآن كریم در میان مسلمانان به اندازه اى بود كه پس از نبى اكرم و در زمان خلافت ابوبكر، وقتى در جنگ یمامه تعدادى از حافظان قرآن كشته شدند، مسلمانان تصمیم گرفتند توجه بیشترى در حفظ قرآن به خرج دهند و به این منظور همه نسخه هاى قرآن را در یك جا جمع آورى كرده و از اینكه نقصانى در آنها واقع شود، جلوگیرى نمودند. حفظ این نسخه ها به شدت مورد توجه قرار گرفت و همینطور نسل بعد، قرآن را سینه به سینه حفظ مى كردند و به نسل بعد انتقال مى دادند
9.


12. تكامل خط و كتابت
براى حفظ یك متن به صورت اصلى، باید شرایط طبیعى چنین امرى فراهم باشد. در عصرهاى گذشته تكامل خط و پیشرفت كتابت به آن میزان نبوده است كه بتواند متنى را در بستر خویش و به صورت كامل حفظ كند. البته با رشد تمدن بشرى، زمینه هاى لازم براى چنین امرى پدیدار مى شد؛ چنانكه به نظر برخى10 در زمان رسول اللّه شرایط و موقعیت حصول چنین كارى مهیا شد و زمینه را براى حفظ و صیانت قرآن فراهم آورد.
در پایان گفتنى است: اكثریت اهل سنت و شیعیان بر مصونیت قرآن موجود اتفاق نظر دارند اما برخى از اهل سنت و اندكى از شیعه گمان كرده اند كه آیات فراوان دیگرى در قرآن وجود داشته كه حذف شده است.
چنان كه سیوطى از خلیفه دوم عمربن خطاب نقل كرده است: «آیات سوره احزاب به اندازه سوره بقره بوده و آیه رجم در آن بوده است!!» اما واقعیت این است كه این گروه در اشتباهند و بنا بر تحقیق، آیات قرآن بدون كاستى و فزونى همین است كه الان موجود است.
11

 

: برگرفته از 

کتاب قرآن شناسی(جلد دوّم)

مؤلف: صالح قنادى با همكارى جمعى از محققان





نوع مطلب : کتاب قرآن شناسی، چطور میتوان حقّانیت و صحّت تمام مطالب قرآنرا ثابت كرد؟ / انواع وحـى / فرق قرآن با احادیث قدسى چیست؟ / دلایل تحریف ناپذیرى قرآن ، 
برچسب ها : کتاب قرآن شناسی،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 29 آذر 1396




فرق قرآن با احادیث قدسى




پرسش-فرق قرآن با احادیث قدسى چیست؟


احادیث قدسى، روایاتى است كه به وسیله جبرئیل از سوى خدا بر پیامبر صلى الله علیه و آله فرود آمده است. فرق آنها با قرآن این است كه :



 1-قرآن معجزه و سند رسالت است؛ ولى احادیث قدسى چنین نیست.

 2-قرآن تحریف ناپذیر و قطعى است و به تواتر ثابت شده است؛ ولى امكان تحریف در احادیث قدسى وجود دارد.

 3-قرآن وحى رسالى است و آن حضرت صلى الله علیه و آله مأمور به ابلاغ آن مى باشد؛ در حالى كه پیامبر صلى الله علیه و آله چنین وظیفه اى را در برابر احادیث قدسى ندارد.

 4-مهمترین تفاوت قرآن و احادیث قدسى آن است كه در قرآن، معانى و الفاظ از سوى خداوند و معجزه است؛ اما در احادیث قدسى، معانى از سوى خداوند و الفاظ از پیامبر صلى الله علیه و آله است و معجزه نمى باشد.31
و بنا بر گفته برخى از صاحب نظران؛ احادیث قدسى اگرچه الفاظ و معانى آن از سوى خداوند مى باشد، اما به مانند نظم و نثر قرآن و همراه با تحدى نیست و تفاوت احادیث قدسى با احادیث نبوى این است كه در احادیث قدسى مكالمه از سوى خداست اما در احادیث نبوى، الفاظ از سوى پیامبر صلى الله علیه و آله است و معانى، از نفس ملكوتى و الهام گرفته از سوى خداوند و به دور از هرگونه خطا و اشتباه مى باشد.32

برگرفته از :

کتاب قرآن شناسی(جلد اوّل-فصل اول."وحى و زبان وحى")

مؤلف: صالح قنادى با همكارى جمعى از محققان





نوع مطلب : کتاب قرآن شناسی، چطور میتوان حقّانیت و صحّت تمام مطالب قرآنرا ثابت كرد؟ / انواع وحـى / فرق قرآن با احادیث قدسى چیست؟ / دلایل تحریف ناپذیرى قرآن ، 
برچسب ها : کتاب قرآن شناسی،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 24 آذر 1396



حقانیت قرآن




پرسش-چطور میتوان حقّانیت و صحّت تمام مطالب قرآن را ثابت كرد؟


از آنجا كه ما اعتقاد داریم خداوند صادق بوده و جز كلام راست و درست سخنى نمى گوید و هر چه مى گوید حق و صحیح است؛ چنانچه اثبات كنیم تمام مطالب قرآن از سوى خداوند متعال بوده و اكنون نیز آنچه به نام قرآن در دسترس همگان است، همان قرآنى مى باشد كه از سوى خداوند نازل گشته و هیچ عنصر غیرخدایى ـ چه به عمد و چه به خطا ـ در آن راه نیافته است، مى توانیم اثبات كنیم كه تمام مطالب قرآن حق و صحیح است. براى اثبات این مدعا، ادله «حجیت صدورى» قرآن مطرح است :

یكم. قرآن كتاب خدا است.


این مدّعا در سطوح مختلف قابل طرح بوده، معانى عمیق و متعددى دارد.

 1-مفاد و محتواى قرآن از سوى خداوند است.

 2-تك تك الفاظ نیز از سوى او است.

3-تركیبات این الفاظ (در قالب آیات) از سوى خداوند است.

 4-ترتیب این آیات (به صورت سوره ها) از ناحیه خداوند مى باشد.
از این رو وجوه مختلفى براى اعجاز قرآن گفته شده كه مى توان آنها را به سه بخش طبقه بندى كرد:
18

الف. اعجاز لفظى؛ قرآن ثابت مى كند كه الفاظ و تركیبات قرآن، الهى است. علاوه بر آنكه روشن مى سازد آن مقدار از آیاتى كه به یكدیگر مرتبط بوده و در یك سیاق اند، از ناحیه خداوند است.


ب. اعجاز محتوایى؛ قرآن نشان از عدم وجود اختلاف در قرآن دارد. بعضى از آیات، از غیب و مطالب آینده خبر مى دهد و برخى از علوم و معارفى كه لااقل در آن زمان هیچ بشرى نمى توانسته به آنها دسترسى پیدا كند. این نوع اعجاز حقانیت قرآن و آسمانى بودن آن را اثبات مى كند.


ج. اعجاز قرآن از جهت آورنده آن؛ بر این مطلب تكیه دارد كه رسول گرامى اسلام صلى الله علیه و آله فردى امى بوده است و نمى توانسته از پیش خود كتابى بیاورد. این نوع اعجاز نیز اثبات مى كند كه مفاد قرآن از ناحیه خداوند است.


دوم. وحى مصون از خطا است


براساس این دلیل اگر كسى به حقیقت وحى توجه نموده و مفاد آن را خوب دریافت كند و تصورى صحیح از آن داشته باشد به مصونیت وحى از خطا اعتراف خواهد كرد. حقیقت «وحى» نوعى علم شهودى و حضورى است كه در آن «حقایق هستى» در محضر شاهد و كاشف حاضر است؛ به خلاف علم حصولى كه فقط صورتى از علوم در ذهن وجود دارد. در واقع این صورت ذهنى، پلى براى ارتباط با جهان خارج است. از این رو چون واسطه در نزد ذهن حاضر است، امكان دارد به دلیل تفسیر اشتباه، در تطبیق آن با صورت خارج به خطا بیفتد. اما در علم حضورى چون نفس معلوم مكشوف و مشهود در نزد عالم كاشف و شاهد حاضر است و واسطه اى در كار نیست، امكان خطا معنا ندارد و چون حقیقت وحى كشف و شهود عالم غیب است و از نوع علم حضورى مى باشد، در آن خطا معنا ندارد.
19

 .سوم. رسول اكرم صلى الله علیه و آله معصوم است


عنایت به حكمت خداوند درباره نبوت و انزال كتاب هاى آسمانى، «پیامبر» باید از هرگونه گناه و اشتباه و هرگونه خطا در هنگام دریافت وحى و رساندن آن به مردم معصوم باشد؛ چرا كه اگر چنین نباشد؛ اعتماد مردم بر پیام رسانى و الهى بودن همه تكالیف و پیام ها از میان مى رود20.

آنچه گفتیم ثابت كرد كه قرآن از سوى خدا است و به طور صحیح و كامل در اختیار ما قرار گرفته است، پس تمام مطالب آن حق و درست است. البته درباره كشف حقانیت و صحت تك تك گزاره هاى قرآنى، باید بگوییم؛ هر چند برخى از گزاره هاى دینى را عقل ما به طور مستقیم درك مى كند و در دایره داورى تجارب بشرى و علوم قرار مى گیرد؛ اما بسیارى از آنها فراتر از گستره عقل و خارج از حوزه نفى و اثبات علوم و تجربه هاست
براى مثال خصوصیت نعمت هاى بهشتى یا ویژگى جن، ملائكه، حوادث عالم برزخ و... در دسترس عقل و دانش بشرى نیست. در اینجا راهى جز پذیرش اعتبار منابعى كه گزارش این وقایع را داده اند وجود ندارد، چنانكه در بسیارى از علوم ادبى و تاریخى نیز از همین روش استفاده شود.


بله، برخى از همین معارف، از طریق كشف و شهود عرفانى و باطنى به دست مى آید؛ اما این راهكار، قابل توصیه به عموم مردم و اندیشمندان نیست و گستره آن، تمام معرفت هاى قرآنى را شامل نمى شود.

برگرفته از :

کتاب قرآن شناسی(جلد اوّل-فصل اول."وحى و زبان وحى")

مؤلف: صالح قنادى با همكارى جمعى از محققان





نوع مطلب : چطور میتوان حقّانیت و صحّت تمام مطالب قرآنرا ثابت كرد؟ / انواع وحـى / فرق قرآن با احادیث قدسى چیست؟ / دلایل تحریف ناپذیرى قرآن ، کتاب قرآن شناسی، 
برچسب ها : کتاب قرآن شناسی،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 24 آذر 1396



انواع وحـى


پرسش- آیا موضوع وحى به پیامبر صلى الله علیه و آله فقط آیات قرآن بوده است یا خیر؟


از آیات قرآن و روایات برمى آید كه وحى نازل شده بر پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله، دو نوع بوده است: قسمتى از آن وحى رسالى یا «وحى تنزیلى» قرآن است و قسم دیگر، وحى غیر رسالى یا «وحى تبیینى» نامیده مى شود كه برخى به عنوان احادیث نبوى صلى الله علیه و آله و برخى به عنوان احادیث قدسى مى باشند. قرآن مى فرماید.


«وَ أَنْزَلْنا إِلَیْكَ الذِّكْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنّاسِ ما نُزِّلَ إِلَیْهِمْ»29 


«ما ذكر (قرآن) را بر تو نازل كردیم تا آنچه را براى مردم نازل مى شود، براى آنان تفسیر نمایى»


امام صادق علیه السلام نیز احادیث پیامبر اكرم را سرچشمه گرفته از سخنان خداوند متعال به حساب آورده است30؛ به طورى كه مى توان از احادیث نبوى به عنوان بیانگر مراد اصلى پروردگار بهره گرفت.





پرسش- چرا اصلاً باید وحى و نزول وحیانى باشد؟


در تاریخ ادیان توحیدى، پس از نام مقدس خداوند هیچ كلمه اى به اهمیت و شگرفى «وحى» نیست؛ اگر وحى نبود

1-خداوند در پرده غیب الغیوب باقى مى ماند و بشریت با یك پاى چوبین (عقل عدد اندیش) تنها مى ماند.1

2-ضرورت قیامت و جهان پس از مرگ از راه تفكر و برهان و استدلال قابل اثبات است2؛ اما شناخت بسیارى از ویژگى ها و جزئیات هستى فراتر از دسترسى دانش و تجربه بشرى است و تنها از راه «وحى» قابل بیان و تبیین است

 3-اگر وحى نبود، انسان با تردیدهاى جدى در مسائل معرفتى ـ نظیر شناخت انسان، هدف خلقت و زندگى اجتماعى آغاز و فرجام طبیعت، وظایف انسان در قبال خدا، جامعه، طبیعت خود ـ روبه رو مى شد.

 4-اگر وحى نبود، بسیارى از ظرفیت هاى فطرى و عقلانى انسان شناخته نمى شد و یا به درستى شكوفا نمى گشت. البته وحى الهى را نباید در محدوده رسولان و كتاب هاى آسمانى خلاصه كرد. بلكه علاوه بر «وحى رسالى» به تصریح قرآن، «وحى» شامل الهامات ویژه به اولیاى خدا نیز مى گردد. براساس روایات، در طول تاریخ حدود 124 هزار پیامبر ظهور كرده اند كه تنها گروهى اندك وظیفه ابلاغ پیام هاى الهى را به مردم داشته اند. اما گروه بیشترى براى به كمال رساندن ظرفیت هاى عقلى و فطرى خود، هدایت هاى ویژه دریافت مى كردند و در محیط اجتماعى آلوده، مسیر سلامت را مى پیمودند.
در قرآن آمده است كه مادر حضرت موسى علیه السلام به مدد وحى الهى، فرزند خود را در سبد گذاشت و به دریا انداخت.

وَ أَوْحَیْنا إِلى أُمِّ مُوسى أَنْ أَرْضِعِیهِ فَإِذا خِفْتِ عَلَیْهِ فَأَلْقِیهِ فِی الْیَمِّ وَ لا تَخافِی وَ لا تَحْزَنِی إِنّا رَادُّوهُ إِلَیْكِ وَ جاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِینَ3

 

و به مادر موسى الهام كردیم كه او را شیر بده و چون بر او بیمناك شدى، او را در [جعبه اى به دریا بیفكن و مترس و غم مخور، [چرا كه ]ما او را به سوى تو بازگرداننده و او را از پیامبران قرار خواهیم داد.


همچنین عنایاتى به حضرت مریم علیهاالسلام شد و ملائكه با او به گفتگو پرداختند.
وَ إِذْ قالَتِ الْمَلائِكَةُ یا مَرْیَمُ إِنَّ اللّهَ اصْطَفاكِ وَ طَهَّرَكِ وَ اصْطَفاكِ عَلى نِساءِ الْعالَمِینَ. یا مَرْیَمُ اقْنُتِی لِرَبِّكِ وَ اسْجُدِی وَ ارْكَعِی مَعَ الرّاكِعِینَ

 

و یاد كن [زمانى كه ]فرشتگان گفتند: اى مریم! خداوند تو را برگزیده و پاكیزه داشته و بر زنان جهانیان برترى داده است. اى مریم! پروردگارت را اطاعت كن و سجده بر و همراه نمازگزاران نماز بگزار.


البته «وحى رسالى» جایگاه ویژه اى دارد و در این میان نقش قرآن بسیار ممتاز است، به طورى كه قرآن كریم بیش از كتاب هاى آسمانى پیشین، جهت شناخت حق و باطل و تعدیل شهوت و غضب و تصحیح محبت و عداوت انسان ها، بشیر و نذیر است.


لیك گر واقف شوى زین آب پاك
كه كلام ایزد است و روحناك
نیست گردد وسوسؤ كلى ز جان
دل بیابد ره به سوى گلستان
ز آنكه در باغى و در جویى پرد
هر كه از سر صحف بویى برد
6

بدون قرآن چه بسا آدمى در غفلت بود و عمر خود را به غفلت سپرى مى كرد؛ زیرا تنها نگاه خود را محدود به دنیاى مادى مى ساخت و آن را چون سراى حقیقت مى انگاشت و از این رو، جهان براى او معنایى ورا و بالاتر از خود نداشت؛ بلكه هر چه را مى دید و مى نگریست، تنها موجودات تقطیع شده اى مى پنداشت كه فارغ از مبدأ و غایت است و نه «از جایى است» و نه «رو به جایى» دارد. اما آیات قرآن انسان را به تدبر واداشته و او را از این غفلت بیدار مى سازد7.8
به هر روى دلیل نزول قرآن، نیاز آدمى است و تا زمانى كه این نیاز هست - كه تا ابد خواهد بود - باید قرآن باشد.


برگرفته از :

کتاب قرآن شناسی(جلد اوّل-فصل اول."وحى و زبان وحى")

مؤلف: صالح قنادى با همكارى جمعى از محققان





نوع مطلب : کتاب قرآن شناسی، چطور میتوان حقّانیت و صحّت تمام مطالب قرآنرا ثابت كرد؟ / انواع وحـى / فرق قرآن با احادیث قدسى چیست؟ / دلایل تحریف ناپذیرى قرآن ، 
برچسب ها : کتاب قرآن شناسی،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 24 آذر 1396





موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار وبلاگ نویسی

وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت

اخبار ایران:

اخبار جهان:

اخبار اقتصادی:

اخبار علمی

اخبار فناوری و اطلاعات

اخبار هنری:

اخباراجتماعی

اخبار ورزشی

--------------------------------------------------------------------------------------

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

--------------------------------------------------------------------------------------
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
-------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------- ساخت وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic