وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :


مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ


هر که علم اولین و آخرین را میخواهد،

باید آن را در قرآن بجوید.


کنزل العمال ج1 ص548




مدیر وبلاگ :سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید






برچسبها



پرسش-هنگام تلاوت قرآن چه آدابى را رعایت كنیم تا بیشترین بهره را ببریم؟آیا خواندن ترجمه فارسى قرآن هم ثواب دارد؟


براى تلاوت قرآن، آداب خاصّى هست كه به بعضى از آنها با استفاده از آیات و روایات اشاره مى شود:


1.
در حال طهارت و با وضو به تلاوت قرآن بپردازید.


2. در حالى كه مسواك كرده اید قرآن را تلاوت كنید.


3. با صوت زیبا تلاوت كنید.


4. با جَهر متوسّط بخوانید؛ نه با صداى آهسته باشد و نه با صداى بسیار بلند.


5. در حال تلاوت، با اَدَب و با طمأنینه و رو به قبله باشید؛ چه نشسته و چه ایستاده و اگر نشسته مى خوانید، تكیه نكنید.


6. از روى «مصحف» تلاوت كنید، كه نگاه در «مصحف» و تلاوت از روى آن آثار خاصّى دارد اگرچه آیات را حفظ باشید.
در روایتى از رسول اكرم صلى الله علیه و آله نقل شده است:

«لیس شى ء أشدّ على الشّیطان من القرائة فى المحصف نظراً»114

 «چیزى براى شیطان سخت تر و كوبنده تر از تلاوت قرآن نیست، آن هم از روى مصحف و با نگاه كردن در آن»


7. قبل از شروع بگویید: «أستعیذ باللّه السّمیع العلیم من الشّیطان الرّجیم»؛ «به خداوند شنوا و دانا، از شیطان رانده شده پناه مى برم» و یا بگویید: «أعوذ باللّه السّمیع العلیم من الشّیطان الرّجیم» و بعد بگویید: «بسم اللّه الرّحمن الرّحیم». سپس تلاوت را شروع كنید، تا با عنایت خداى متعال از دخالت هاى شیطانى در نفس خود محفوظ بمانید. قرآن مى فرماید:
«فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللّهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجِیمِ إِنَّهُ لَیْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَلى رَبِّهِمْ یَتَوَكَّلُونَ»؛ «وقتى قرآن را تلاوت مى كنى، پناه ببر به خداى متعال از شیطان مطرود. البته شیطان را بر آنانى كه ایمان آورده و به پروردگارشان توكل مى كنند، تسلّط و سیطره اى نیست».115


8. ترتیل را مراعات كنید؛ قرآن، خطاب به رسول اكرم صلى الله علیه و آله مى فرماید:
«وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِیلاً»116

 «و قرآن را با ترتیل مناسب آن بخوان»
امام موسى بن جعفر از پدران بزرگوار خود نقل مى كند: از رسول اكرم صلى الله علیه و آله در خصوص آیه «وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِیلاً» سؤال شد و آن حضرت در توضیح و تفسیر آیه فرمود:

 «بیّنه تبیاناً و لاتنثره نثر الرّمل، و لا تهذّه هذا الشعر، قفو عند عجائبه، و حرّكوا به القلوب، و لا یكون همّ أحدكم آخر السّورة»117

 «قرآن را روشن و واضح تلاوت كن و حروف و كلمات آن را جدا از هم و پراكنده مساز، مانند پراكنده ساختن دانه هاى ریگ از یكدیگر، و آن را سریع و تند تلاوت نكن، همانند تند خواندن شعر. وقتى به عجایب قرآن مى رسید، توقف كنید و به تدبّر و تأمّل بپردازید و با تلاوت آن دل ها را به حركت آورید و با شتاب و بى تأمّل نخوانید؛ به نحوى كه بخواهید زود به آخر سوره برسید»


9. به هنگام تلاوت قرآن، به چیز دیگرى فكر نكنید و متوجه آیات قرآن باشید.


10. در آیات قرآن تدّبر كنید كه در این صورت، از انوار، هدایت ها، حقایق، معارف و دقایق و اسرار قرآن كریم، به اندازه خود بهره مند خواهید شد.
تلاوتى كه در آن تدبّر نباشد، آن طور كه شایسته است، فایده اى نخواهد داشت. البته این بدان معنا نیست كه اگر كسى اهل تدبّر نباشد و یا معانى آیات را حتّى در حدّ ترجمه نداند، از تلاوت قرآن بهره اى نخواهد برد! چنین كسى هم با مراعات قسمتى از آداب تلاوت، بهره خود را خواهد برد.


11. حقّ آیات را مراعات كنید؛ به این معنا كه به هنگام تلاوت قرآن، وقتى از رحمت و بهشت یاد مى شود، خود را از آن رحمت محروم نبینید و وقتى به آیات عذاب و آتش و سخط و غضب مى رسید، بترسید و به خداى متعال پناه ببرید كه از اهل عذاب و آتش نباشید و مشمول سخط و غضب نگردید. وقتى به آیات تكبیر، تعظیم، تسبیح و تحمید مى رسید، به تكبیر، تعظیم، تسبیح و تحمید حقّ بپردازید. هنگامى كه به آیات استغفار و طلب عفو و بخشش مى رسید، استغفار كنید و طلب عفو و مغفرت نمایید. آنجایى كه به ذكر صالحان مى رسید، از خدا بخواهید شما را نیز از آنان و در جمع آنان قرار دهد و آن گاه كه به ذكر اهل طغیان و غفلت مى رسید، از خدا بخواهید كه شما را از ورود به جمع آنان حفظ كند.
امام صادق علیه السلام فرمود:

«اذا مررت بآیة فیها ذكر الجنّة فاسأل اللّه الجنّة، و اذا مررت بآیة فیها ذكر النّار فتعوّذ باللّه من النّار»118

 «به هنگام تلاوت قرآن وقتى به آیه اى رسیدى كه در آن ذكر بهشت شده است، از خدا بهشت را بخواه، و وقتى به آیه اى رسیدى كه در آن ذكر آتش به میان آمده است، به خدا پناه ببر از آتش»


در پایان تذكر این نكته بایسته است كه هر چه مى توانید در تلاوت قرآن و مراعات آداب آن، جدّیّت داشته باشید و این امر را مهم بشمارید و بدانید كه هر چه در تلاوت قرآن بكوشید و با آن وحدت یابید؛ به همان اندازه به «حقیقت نورى قرآن» نزدیك شده و در نتیجه «حقیقت نورى خود» را خواهید یافت؛ زیرا «حقیقت نورى انسان» از «حقیقت نورى قرآن» و مرتبه اى از مراتب آن است و این سرّ براى اهل آن معلوم، و از نا اهلان محجوب است.
«حقیقت قرآن» تجلّیات حقّ است كه در وراى این الفاظ و مفاهیم ظاهرى بوده و در كتاب مكنون و نزد حضرت محبوب است:

«وَ إِنَّهُ فِى أُمِّ الْكِتابِ لَدَیْنا لَعَلِىٌّ حَكِیمٌ»119

 «و همانا كه آن در كتاب اصلى به نزد ما سخت والا و پر حكمت است»

در عین حال، با همین الفاظ و مفاهیم، ظاهر و متجلّى است. آن كه از «حقیقت قرآن» دور مانده، از «حقیقت خود»دور گشته و از حضرت محبوب، محجوب مانده است.


اما اصرار بر تلاوت قرآن به زبان عربى، دلایل متعددى دارد، از جمله:
1. ایجاد زبانى مشترك در میان همه پیروان و در واقع فراهم سازى نوعى وحدت و پیوند بین الملل دینى، باعث تأكید بر قرائت و حفظ زبان عربى شده است.


2. روح و محتواى هر پیام و سخنى در قالب زبان خاص خود، عمیق تر درك مى شود تا زمانى كه به زبان هاى دیگر برگردانده شود و قرآن كه داراى مضامین بسیار بلند و عالى است، هرگز قابل ترجمه دقیق و كامل به هیچ زبانى نیست. فرق بین قرآن و ترجمه هایش، همان فرق بین كتاب الهى و بشرى است.


بنا بر آنچه گفته شد، تلاش و همت ما باید بر آن باشد كه تلاوت قرآن را به زبان عربى پیگیرى كنیم و هر چه بیشتر با ترجمه آن آشنا شویم. حتى اگر كمتر بخوانیم؛ بهره ما بیشتر خواهد بود و كم كم تسلط ما بیشتر خواهد شد.


: برگرفته از 

کتاب قرآن شناسی(جلد دوّم)

مؤلف: صالح قنادى با همكارى جمعى از محققان





نوع مطلب : آداب تلاوت قرآن را بیان کنید؟ آیا خواندن ترجمه فارسى قرآن هم ثواب دارد؟ / آیا تفسیر نمادین و سمبلیك از قرآن صحیح است؟، کتاب قرآن شناسی، 
برچسب ها : کتاب قرآن شناسی،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 2 دی 1396



پرسش-چگونه مى توان استخاره كرد و شرایط آن چیست؟



«استخاره»
در لغت، به معناى طلب خیر از خداوند متعال است كه دانا به امور و عواقب كارها است. در كنار این معنا، گاهى استخاره به معناى نوعى قرعه در هنگام تحیّر است كه همراه با دعا و درخواست از خداوند متعال به كار برده مى شود. این نوع استخاره معمولاً با تسبیح و قرآن انجام مى شود.
در روایات، استخاره به معناى طلب خیر از خداوند متعال، بسیار مورد سفارش قرار گرفته است، و ائمه اطهار علیهم السلام، شیعیان را ترغیب كرده اند كارهاى خود را بر اساس استخاره انجام دهند.
امام باقر علیه السلام فرموده است: 

«كُنَّا نَتَعَلَّمُ الاِسْتِخَارة كَمَا نَتَعَلَّمُ السُّورَه مِنَ الْقُرْآنِ»107

 «ما استخاره را آموزش مى دهیم، همان گونه كه سوره قرآن را آموزش مى دهیم».
روایت دوم تصریح دارد كه پس از طلب خیر از خداوند متعال، هر اتفاقى كه براى استخاره كننده بیفتد، مى بایست از آن راضى باشد.
امام صادق علیه السلام نیز فرموده است:

«... مَا أُبَالِى إِذَا اسْتَخَرْتُ اللَّهَ عَلَى أَیِّ جَنْبِی وَقَعْتُ»108

 «... آن گاه كه استخاره كردم، باكى ندارم كه چه بر من واقع مى شود».
دلیل آن را بایست در این نكته جست و جو كرد كه استخاره كننده، خود را به خدا سپرده و خداوند متعال نیز به خیر او آگاه تر است. بنابراین در صورت عمل بر اساس استخاره، هر اتفاقى كه بیفتد، باید ایمان داشته باشد كه خیر او در آن بوده است.
روش هاى استخاره:
از آنجا كه معناى اصلى استخاره، طلب خیر از خداوند متعال است، بهترین روش آن، دعا است؛ زیرا در حقیقت استخاره نوعى دعا و طلب خیر از پیشگاه خداوند متعال است كه دانا به همه كارها و اسرار است و خیر و شرّ ما نیز در دست او است. دعاهاى متعددى براى استخاره نقل شده از جمله:


1. امام باقر علیه السلام مى فرماید: «من هرگاه در كار مهمى اراده استخاره دارم؛ در حال نشسته صد بار با دعاى زیر، از خدا طلب خیر مى كنم. اما براى خرید چیزى و كارهاى شبیه آن سه بار این دعا را در حال نشسته مى خوانم:
«اللَّهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِأَنَّكَ عَالِمُ الْغَیْبِ وَ الشَّهَادَةِ إِنْ كُنْتَ تَعْلَمُ أَنَّ كَذَا وَ كَذَا خَیْرٌ لِى فَخِرْهُ لِى وَ یَسِّرْهُ وَ إِنْ كُنْتَ تَعْلَمُ أَنَّهُ شَرٌّ لِى فِى دِینِى وَ دُنْیَاىَ وَ آخِرَتِى فَاصْرِفْهُ عَنِّى إِلَى مَا هُوَ خَیْرٌ لِى وَ رَضِّنِى فِى ذَلِكَ بِقَضَائِكَ فَإِنَّكَ تَعْلَمُ وَ لاَ أَعْلَمُ وَ تَقْدِرُ وَ لاَ أَقْدِرُ وَ تَقْضِى وَ لاَ أَقْضِى إِنَّكَ عَلاَّمُ الْغُیُوب)»109.


2. در صحیفه سجادیه آمده است:

«اللَّهُمَّ إِنِیِّ أَسْتَخِیرُكَ بِعِلْمِكَ، فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اقْضِ لِی بِالْخِیَرَةِ؛ وَ أَلْهِمْنَا مَعْرِفَةَ الاِخْتِیَارِ، وَ اجْعَلْ ذَلِكَ ذَرِیعَةً إِلَى الرِّضَا بِمَا قَضَیْتَ لَنَا وَ التَّسْلِیمِ لِمَا حَكَمْتَ فَأَزِحْ عَنَّا رَیْبَ الاِرْتِیَابِ، وَ أَیِّدْنَا بِیَقِینِ الْمُخْلِصِینَ. وَ لَا تَسُمْنَا عَجْزَ الْمَعْرِفَةِ عَمَّا تَخَیَّرْتَ فَنَغْمِطَ قَدْرَكَ، وَ نَكْرَهَ مَوْضِعَ رِضَاكَ، وَ نَجْنَحَ إِلَى الَّتِى هِیَ أَبْعَدُ مِنْ حُسْنِ الْعَاقِبَةِ، وَ أَقْرَبُ إِلَى ضِدِّ الْعَافِیَةِ؛ حَبِّبْ إِلَیْنَا مَا نَكْرَهُ مِنْ قَضَائِكَ، وَ سَهِّلْ عَلَیْنَا مَا نَسْتَصْعِبُ مِنْ حُكْمِكَ؛ وَ أَلْهِمْنَا الِانْقِیَادَ لِمَا أَوْرَدْتَ عَلَیْنَا مِنْ مَشِیَّتِكَ حَتَّى لَا نُحِبَّ تَأْخِیرَ مَا عَجَّلْتَ، وَ لاَ تَعْجِیلَ مَا أَخَّرْتَ، وَ لاَ نَكْرَهَ مَا أَحْبَبْتَ، وَ لاَ نَتَخَیَّرَ مَا كَرِهْتَ. وَ اخْتِمْ لَنَا بِالَّتِى هِیَ أَحْمَدُ عَاقِبَةً، وَ أَكْرَمُ مَصِیراً، إِنَّكَ تُفِیدُ الْكَرِیمَةَ، وَ تُعْطِى الْجَسِیمَةَ، وَ تَفْعَلُ مَا تُرِیدُ، وَ أَنْتَ عَلَى كُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ».110


استخاره با قرآن
یكى از روش هاى استخاره، استخاره با قرآن است. در روایات به این نوع روش نیز در كنار روش هاى دیگر اشاره شده است.
در روایتى آمده است: الْیَسَعِ الْقُمِّیِّ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام أُرِیدُ الشَّیْءَ وَ أَسْتَخِیرُ اللَّهَ فِیهِ فَلَا یُوَفَّقُ فِیهِ الرَّأْیُ إِلَى أَنْ قَالَ فَقَالَ: «افْتَتِحِ الْمُصْحَفَ فَانْظُرْ إِلَى أَوَّلِ مَا تَرَى فَخُذْ بِهِ إِنْ شَاءَ اللَّهُ»111؛ الیسع قمى مى گوید: به امام صادق علیه السلام عرض كردم: كارى مى خواهم انجام دهم و در آن كار از خدا نیز استخاره مى كنم؛ اما به نظر ثابتى موفق نمى شوم. آن حضرت فرمود: «قرآن را بگشا و به نخستین آیه كه مى بینى نگاه كن و آن را بگیر كه اگر خدا بخواهد [خیر تو در آن است]».
اما درباره چگونگى فهم خیر از آیات قرآن، دعاهاى مختلفى وارد شده كه یكى از آنها به پیامبر گرامى اسلام صلى الله علیه و آله منسوب است. آن حضرت مى فرماید: هنگامى كه خواستى به كتاب خدا استخاره بزنى و از تحیّر بیرون بیایى، سه بار سوره اخلاص (توحید) را بخوان و سه صلوات بر پیامبر اكرم و آل او بفرست و سپس این دعا را بخوان:

«اللَّهُمَّ إِنِّى تَفَألْتُ بِكِتَابِكَ وَ تَوَكَّلْتُ عَلَیْكَ فَأَرِنِى مِنْ كِتَابِكَ مَا هُوَ الْمَكْتُومُ مِنْ سِرِّكَ الْمَكْنُونِ فِى غَیْبِكَ».
سپس قرآن را باز كن و بدون اینكه خطوط و صفحات را بشمارى، از خط اول عاقبت كار را بخوان.112


استخاره با تسبیح
براى استخاره با تسبیح مشهور آن است كه: بعد از نیت، حداقل سه بار صلوات و یك بار حمد و سه مرتبه سوره اخلاص و چند مرتبه «استخیراللّه برحمته»؛ «از رحمت خدا طلب خیر مى كنم» را بگویید و بعد یك قبضه از دانه هاى تسبیح را به دست گرفته و دو تا دو تا بشمارید. اگر یك عدد باقى ماند، «خوب» و اگر دو تا ماند «بد» است.


پنج نكته درباره استخاره
درباره استخاره و روش آن، رعایت پنج نكته ضروررى است:


1.
استخاره هیچ گاه جاى اندیشه و مشورت را نمى گیرد؛ بلكه استخاره پس از اندیشه و مشورت است؛ یعنى، هر كارى را كه مى خواهیم انجام بدهیم، ابتدا باید درباره آن بیندیشیم و سود و زیان آن را بسنجیم. در مرحله دوم با كسانى كه در آن موضوع صاحب نظرند مشورت كنیم و آن گاه یكى از دعاهاى استخاره را تلاوت كنیم و اگر تحیّر ما برطرف نشد، با قرآن استخاره كنیم.


2. به رغم اینكه امروزه، استخاره با قرآن رواج بیشترى دارد؛ اما بهترین راه و روش استخاره، قرائت دعاهاى استخاره است. در استخاره با قرآن نیز باید دقت كرد كه هركس حق ندارد فهم خود را بر قرآن تحمیل كند و بر اساس برداشت خود از قرآن و آیات آن عمل نماید. بهتر است در استخاره با قرآن، از علماى آشنا با قرآن، كمك گرفت تا خداى ناكرده دچار اشتباه در فهم قرآن و تحمیل آنها به قرآن نشویم؛ زیرا الهام گیرى از آیات قرآن، كار آسانى نیست و نیاز به كسانى است كه آگاهى و آشنایى تخصصى نسبت به قرآن دارند. پس نمى توان به خوب و بدى كه در بالاى بعضى از قرآن ها نوشته شده اعتماد كرد.


3. خواندن دعاى استخاره براى هر كارى توصیه شده است؛ زیرا خیر ما به دست خداوند متعال است و ما در هر كارى، باید خیر خود را از او بخواهیم. در این صورت استخاره با قرآن، نباید به صورت عادت و روش دائمى درآید و جایگزین اندیشه و مشورت و تحقیق شود.


4. همان گونه كه در انجام دادن واجبات و ترك محرمات، استخاره نباید كرد؛ در كارهایى كه عقل آنها را تأیید مى كند و همه شواهد و قرائن به خوبى آن گواهى مى دهند نیز نباید استخاره كرد. به عبارت دیگر استخاره، نظیر قرعه اى است كه به دنبال بررسى هاى همه جانبه و عدم كشف راه صحیح، انجام مى شود و هیچ گاه نقش اصلى را در تعیین وظایف و درستى یا خطاى راه ها ایفا نمى كند.


5. استخاره به معناى طلب خیر از خداوند متعال است؛ اما تفأل به معناى فهم عاقبت كارها است. به این دلیل در روایتى از تفأل زدن به قرآن نهى شده است: «عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: لاَ تَتَفَألْ بِالْقُرْآنِ»113؛ «امام صادق علیه السلام مى فرماید: به قرآن تفأل نزنید».
بر این اساس فهم عاقبت امور و استنباط آن، تنها بر اهلش میسر است و هر كسى نمى تواند از قرآن به چنین استنباطى برسد؛ زیرا اگرچه استنباط عاقبت از آیات قرآن، براى كسى كه اهلش باشد امكان دارد، اما همه كس را بدان راه نیست. پس اكثریت مردم در همان حد استخاره با قرآن، باید توقف كنند و اهل معرفت مى توانند به عواقب امور نیز پى ببرند.


: برگرفته از 

کتاب قرآن شناسی(جلد دوّم)

مؤلف: صالح قنادى با همكارى جمعى از محققان





نوع مطلب : چگونه مى توان با قرآن استخاره كرد و شرایط آن چیست؟ / منشأ پیدایش اختلاف در تعداد آیات چیست؟، کتاب قرآن شناسی، 
برچسب ها : کتاب قرآن شناسی،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 2 دی 1396


پرسش-منظور از حروف مقطّعه قرآن چیست؟



در ابتداى 29 سوره از سوره هاى قرآن، یك یا چند حرف از حروف الفبا وجود دارد (مجموعاً 87 حرف) كه با حذف موارد تكرارى 14 حرف مى شود (یعنى نصف حروف الفباى عربى كه 28 حرف است). اینها «حروف مقطعه» نامیده مى شوند. حروف مقطعه در كتابت سرهم و به صورت یك كلمه مثل «الم، المص و...» نوشته؛ ولى هنگام خواندن جدا از هم خوانده مى شوند.


براى مثال «الف»، «لام»، «میم» یا «الف»، «لام»، «میم»، «صاد»، این حروف چهارده گانه عبارت است از:

 «ا . ح . س . ص . ط . ع . ق . ك . ل . م . ن . ه . ر . ى»


بدرالدین زركشى از تركیب این حروف، جمله «نصٌ حكمٌ، قاطعٌ لَهُ سرٌ» و فیض كاشانى جمله «صراطُ علىٍ حقٌ نُمْسِكُه» را ساخته اند.


در رابطه با «حروف مقطعه» نظرات متفاوتى از سوى قرآن پژوهان ابراز شده كه به طور خلاصه به بخشى از آنها اشاره مى شود:


1. «حروف مقطعه» نمونه اى از حروف الفباست و آیات قرآن از همین حروف تشكیل شده اما دیگران از آوردن همانند آن ناتوانند.

2. «حروف مقطعه» از نوع متشابهات قرآنى است كه علم آن مخصوص به خداوند است.96


3. حروف مقطعه هر سوره نام همان سوره است؛ چنان كه سوره هاى «یس» و «طه» و... هر یك به این اسامى نامیده شده اند.97

4. هر یك از این حروف اشاره به اسمى از اسماى حسناى الهى است و بعضى نیز رمز و اشاره به نام پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله است.

5. حروف مقطعه از ناحیه خدا، سوگندهایى است مبنى بر اینكه این كتاب از سوى او است.98

6. این حروف براى متنبه كردن مردم و برقرارى آرامش مجلس به هنگام رساندن آیات الهى از سوى پیامبر صلى الله علیه و آله است.99

7. این حروف در واقع رمز و سرى میان خداوند و رسول اكرم صلى الله علیه و آله است كه تنها پیامبر و افراد پاك مى توانند از آنها آگاهى یابند.100

8. حروف مذكور براى آگاه كردن پیامبر صلى الله علیه و آله از نزول وحى و تمایز آن از سخنان بشرى نازل شده است.101

9. با تدبر در سوره هاى داراى حروف مقطعه مشترك، روشن مى شود كه مضامین و سیاق آنها با یكدیگر مشابه و متناسب است.102

10. تمامى بحث ها بر محور حكمت وجود حروف مقطعه دور مى زند و ربطى به كنه و حقیقت وجود آنها ندارد؛ زیرا انسان از آگاهى یافتن بر آنها ناتوان است.103

11. این حروف گرچه از متشابهات قرآن محسوب مى شود؛ اما گروه راسخان در علم مى توانند از آنها آگاهى یابند.104

12. اینها سرآغاز سوره هایى است كه خداوند قرآن را با آنها شروع كرده است. از میان مفسران، مجاهد این قول را پذیرفته است.105
گفتنى است تفاسیر دیگرى نیز درباره «حروف مقطعه» از جانب قرآن پژوهان ارائه گشته و روایات زیادى نیز در این باره نقل شده است.106

: برگرفته از 

کتاب قرآن شناسی(جلد دوّم)

مؤلف: صالح قنادى با همكارى جمعى از محققان





نوع مطلب : منظور از حروف مقطّعه قرآن چیست؟ / علّت تعدّد سوره ها و تقسیم بندى آیات قرآن چیست؟ ، کتاب قرآن شناسی، 
برچسب ها : کتاب قرآن شناسی،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 2 دی 1396



پرسش- منشأ پیدایش اختلاف در تعداد آیات چیست؟



درباره علّت این اختلاف گفته شده است: نبى اكرم صلى الله علیه و آله بر سر هر آیه اى، اندكى توقف مى كرد تا یارانش بدانند كه پایان و آغاز آیه كجا است؛ ولى پاره اى از موارد نیز وجود داشت كه محل وقف پیامبراكرم صلى الله علیه و آله، فاصله میان دو آیه نبود.


در اینجا گروهى قبل از وقف را به مابعد آن وصل مى كردند و دسته دیگر، آن وقف را پایان آیه تلقى كرده و دنباله آن را وصل نمى كردند. چنین بود كه در شمارش آیات، در مصحف هاى مختلف، اختلافى پیش آمد.

البّته امروزه تقریباً بیشتر آیات قرآن، از نظر شماره به طریق كوفیان است كه عدد آن 6236 ثبت شده و ابو عبدالرحمن المسلمى از امیر مؤمنان على بن ابیطالب علیه السلام نقل كرده و امام الشاطبى آن را 

در «ناظمةُ الزُهر» آورده است.95


: برگرفته از 

کتاب قرآن شناسی(جلد دوّم)

مؤلف: صالح قنادى با همكارى جمعى از محققان





نوع مطلب : کتاب قرآن شناسی، چگونه مى توان با قرآن استخاره كرد و شرایط آن چیست؟ / منشأ پیدایش اختلاف در تعداد آیات چیست؟، 
برچسب ها : کتاب قرآن شناسی،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 2 دی 1396



پرسش-علّت تقسیم بندى قرآن به 30 جزء و 120 حزب

 چه بوده است؟



تقسیم بندى قرآن به صورت 30 جزء و 120 حزب، به جهت آسان سازى حفظ و یا تقسیم در تلاوت بوده است. از این رو روایت یا حدیثى از پیامبر صلى الله علیه و آله یا ائمه معصومین علیهم السلام در زمینه این نوع تقسیم بندى وجود ندارد. از این رو، در برخى از كشورها هر جزء به دو حزب تقسیم مى شود و در مجموع قرآن را داراى 60 حزب مى دانند.


: برگرفته از 

کتاب قرآن شناسی(جلد دوّم)

مؤلف: صالح قنادى با همكارى جمعى از محققان





نوع مطلب : علّت تقسیم بندى قرآن به 30 جزء و 120 حزب چه بوده است؟ / در مورد تشبیهات و تمثیلات در قرآن، علت، معنا و تفسیر آن، توضیح بفرمایید.، کتاب قرآن شناسی، 
برچسب ها : کتاب قرآن شناسی،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 2 دی 1396


پرسش-علّت تعدّد سوره ها و تقسیم بندى آیات قرآن چیست؟



قرآن پژوهان درباره حكمت تقسیم قرآن به سوره هاى مختلف، نظریه هاى گوناگونى را بیان كرده اند. برخى در این باره گفته اند: حكمت تقسیم قرآن به سوره ها، براى اثبات این مسئله است كه هر سوره اى از قرآن ـ حتى در حداقل آیات آن ـ معجزه و آیتى از نشانه هاى الهى است. همچنین اشاره به آن است كه هر سوره، داراى روش و سبك مستقل و مخصوص به خود است.


براى مثال سوره «یوسف» از داستان یوسف و سوره «برائت» از احوال و اسرار منافقان صحبت مى كند.91 به علاوه هر سوره داراى حداقل یك هدف اصلى و پیام ویژه اى مى باشد كه آیات سوره بر محور آن دور میزند.92 

برخى نیز به حكمت هاى دیگرى اشاره كرده اند؛ از جمله: تقسیم قرآن به آیات و سوره هاى مختلف موجب ملاحظه و شناخته شدن معانى و نظم بیشتر مى گردد.93
در پایان لازم است به دو نكته اشاره شود:
یكم. تقسیم قرآن به سوره ها به دستور خدا بوده و در زمان پیامبر صلى الله علیه و آله تعیین شده است. هر سوره با «بسم اللّه الرحمن الرحیم» شروع و با نزول «بسم اللّه » بعدى، سوره پیشین ختم مى شده است.
دوم. تقسیم قرآن به سوره ها، اختصاص به این كتاب آسمانى ندارد؛ زیرا كتاب هاى آسمانى پیشین (مانند تورات و انجیل) هم به شكل تبویب و سوره بندى نازل شده است؛ چنان كه زمخشرى بدین موضوع اشاره كرده است.94

: برگرفته از 

کتاب قرآن شناسی(جلد دوّم)

مؤلف: صالح قنادى با همكارى جمعى از محققان





نوع مطلب : کتاب قرآن شناسی، منظور از حروف مقطّعه قرآن چیست؟ / علّت تعدّد سوره ها و تقسیم بندى آیات قرآن چیست؟ ، 
برچسب ها : کتاب قرآن شناسی،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 2 دی 1396


پرسش-سوره هاى قرآن به دست چه كسى و بر اساس

 چه معیارى، نام گذارى شده است؟



برخى از مفسران در رابطه با نام گذارى سوره هاى قرآنى، 

معیارهاى زیر را ارائه داده اند:


1. نام سوره گاهى با عنوانى كه در آن سوره واقع شده یا با موضوعى كه در آن سوره از آن بحث شده، انتخاب مى شود. براى مثال: نام گذارى سوره «نساء» به اعتبار بیان احكام زنان، سوره «مائده» به لحاظ سخن رفتن از مائده آسمانى، سوره «انعام» به جهت سخن از چهار پایان، سوره «نحل» به علت تكیه بر زنبور عسل و سوره «نمل» به جهت به میان آمدن نام مورچگان در آن است. در قرآن هاى قدیمى، ابتداى سوره مى نوشتند: «سورةٌ تُذكر فیها البقرة»؛ «سوره اى كه در آن گاو ذكر مى گردد» و «سورةٌ یذكر فیها آل عمران»؛ «سوره اى كه در آن از آل عمران سخن به میان مى آید».


2. گاهى جمله اى از اول سوره را معرف و نام آن سوره قرار مى دهند، چنان كه گفته مى شود: سوره «اقرا بسم ربك»، «انا انزلناه»، «حم سجده» و نظایر آنها.
3. گاهى با وصفى كه سوره دارد، به معرفى آن مى پردازند. براى مثال سوره حمد به مناسبت اینكه در اول قرآن آمده، «فاتحة الكتاب» و به مناسبت هفت آیه بودنش «سبع المثانى» نامیده مى شود و یا سوره «قل هوالله» به لحاظ اینكه مشتمل بر توحید خالص است «سوره اخلاص» نامیده مى شود.


4. گاهى تسمیه سوره به لحاظ نوع حروف مقطعه موجود در آن است مانند: سوره ق، ص، حم، عسق و... .
حاصل سخن اینكه این عمل به صورت طبیعى، شكل گرفته و نمى توان گفت به دستور رسول اكرم صلى الله علیه و آله بوده است. به همین دلیل بسیارى از سوره ها، بیش از یك اسم دارند؛ مانند بقره، آل عمران، نحل، توبه، غاشیه و...89.


اما براساس نظریه دیگرى ـ كه نام گذارى را توقیفى مى داند ـ هر سوره اى در قرآن كریم، هم زمان با حیات رسول اكرم صلى الله علیه و آله داراى نام و عنوان یا نام ها و عناوینى است كه از طریق وحى معین و مشخص شده بود.


در نظریه سومى؛ علاوه بر معین بودن اسامى سوره ها در زمان حیات پیامبر صلى الله علیه و آله پس از وفات آن حضرت نیز هر سوره اى حتى بسیارى از آیات به جهت خصوصیات و مزایا و یا جهت مشتمل شدنشان بر موضوع خاصى داراى عناوین و اسامى دیگرى از جانب علما گردید90.


: برگرفته از 

کتاب قرآن شناسی(جلد دوّم)

مؤلف: صالح قنادى با همكارى جمعى از محققان





نوع مطلب : سوره هاى قرآن بدست چه كسى و بر چه اساسی ،نامگذارى شده است؟/چرا به سوره هاى «یس» و «الرحمن» قلب و عروس قرآن میگویند؟، کتاب قرآن شناسی، 
برچسب ها : کتاب قرآن شناسی،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 2 دی 1396



پرسش-چرا سوره هاى «یس» و «الرّحمن» به قلب و عروس 

قرآن معروف اند؟


سوره «یس» مشتمل بر پایه ها و اركان عقیدتى و نیز اصول برنامه هاى پیامبران است؛ به ویژه آخرین آیه آن كه شامل معارف بلندى است:

 «فَسُبْحانَ الَّذِی بِیَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَیْءٍ وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ»87

 از این رو آن را در روایات «قلب قرآن» نامیده اند.
در این سوره، انسان با صحنه هاى مختلفى از آفرینش و قیامت، زندگى و مرگ، انذار و بشارت روبه رو مى شود كه مجموعه اى بیداركننده و نسخه اى شفابخش را تشكیل مى دهد.88
سوره «الرحمن» نیز به دلیل زیبایى فوق العاده آیاتش، «عروس قرآن» نامیده شده است.


توضیح مدیر سایت: در سوره مبارکه «یس» علاوه بر مطالب مؤلف محترم، می توان به وجود آیات الهی مثل «زمین» و «شب» و «وسائط حمل و نقل مثل کشتی و...» اشاره نمود و این موارد می تواند کمک به تأیید اینکه این سوره قلب قرآن است باشد.

«وَآیَةٌ لَّهُمُ الْأَرْضُ الْمَیْتَةُ أَحْیَیْنَاهَا وَأَخْرَجْنَا مِنْهَا حَبًّا فَمِنْهُ یَأْكُلُونَیس/33»

و زمین مُرده بُـرهانى است براى ایشان، كه آن را زنده گردانیدیم و دانه از آن برآوردیم كه از آن میخورند.

«وَآیَةٌ لَّهُمْ اللَّیْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهَارَ فَإِذَا هُم مُّظْلِمُونَیس/37»

و نشانه ‏اى [دیگر] براى آنها شب است كه روز را [مانند پوست] از آن برمى‏كنیم و بناگاه آنان در تاریكى فرو میروند.

«وَآیَةٌ لَّهُمْ أَنَّا حَمَلْنَا ذُرِّیَّتَهُمْ فِی الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ یس/41» 

و نشانه ‏اى [دیگر] براى آنان اینكه ما نیاكانشان را در كشتى انباشته سوار كردیم 

درمورد سوره مبارکه «الرّحمن»نیز بر اساس بعضی از تفاسیر میتوان گفت که آیه شریفه «مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیَانِ الرحمن/19» اشاره به عروسی حضرت زهراء سلام الله علیها با آقا امیرالمؤمنین دارد و در بعضی از تفاسیر از این وجه این سوره را «عروس قرآن» نامیده اند، ضمن اینکه در هر آیه به یک نعمت زیبای خداوند اشاره دارد.  


:
 برگرفته از 

کتاب قرآن شناسی(جلد دوّم)

مؤلف: صالح قنادى با همكارى جمعى از محققان





نوع مطلب : کتاب قرآن شناسی، سوره هاى قرآن بدست چه كسى و بر چه اساسی ،نامگذارى شده است؟/چرا به سوره هاى «یس» و «الرحمن» قلب و عروس قرآن میگویند؟، 
برچسب ها : کتاب قرآن شناسی،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 1 دی 1396


پرسش-چرا در قرآن نام تعداد كمى از پیامبران آمده است؟ و بیشتر 

پیامبرانى كه در قرآن نام برده شده از منطقه خاورمیانه هستند؟


نخست باید دانست یكى از مهمترین وظایف پیامبران به ویژه پیامبران اولى العزم، هدایت و داورى میان مردمى است كه به دلیل شكل گیرى نظام اجتماعى و تزاحم منافع با همدیگر اختلاف پیدا كرده بودند زیرا انسان ها در ابتدا به صورت گروه هاى كوچك و بطور اشتراكى زندگى مى كردند. اما رفته رفته با پیدایش آتش و فلز و گسترش امكانات، برخى بر برخى سلطه پیدا كردند و بسیارى از هدایت الهى دور شدند و آن یكپارچگى اولیه را از دست دادند. این بحران ها بیشتر در سرزمین هاى با تمدن كهن كه بطور عموم در منطقه خاورمیانه بودند شكل گرفت. از این رو بیشتر پیامبران و به ویژه پیامبران اولوالعزم در این مناطق مبعوث شدند. چنان كه در قرآن مجید نیز مى خوانیم:
«كانَ النّاسُ أُمَّةً واحِدَةً فَبَعَثَ اللّهُ النَّبِیِّینَ مُبَشِّرِینَ وَ مُنْذِرِینَ وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتابَ بِالْحَقِّ لِیَحْكُمَ بَیْنَ النّاسِ فِیمَا اخْتَلَفُوا فِیهِ وَ مَا اخْتَلَفَ فِیهِ إِلاَّ الَّذِینَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَیِّناتُ بَغْیاً بَیْنَهُمْ فَهَدَى اللّهُ الَّذِینَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فِیهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَ اللّهُ یَهْدِی مَنْ یَشاءُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ»78

«مردم، امتى یگانه بودند؛ پس خداوند پیامبران را نوید آور و بیم دهنده برانگیخت و با آنان، كتاب [خود ]را به حق فرو فرستاد تا میان مردم در آنچه با هم اختلاف داشتند داورى كند. و جز كسانى كه [كتاب ]به آنان داده شد - پس از آن كه دلایل روشن براى آنان آمد - به خاطر ستم [و حسدى ]كه میانشان بود [هیچ كس ]در آن اختلاف نكرد. پس خداوند آنان را كه ایمان آورده بودند، به توفیق خویش، به حقیقت آنچه كه در آن اختلاف داشتند هدایت كرد و خدا هر كه را بخواهد به راه راست هدایت مى كند».


براى توضیح بیشتر نظر شما را به مطالب زیر جلب مى كنیم:
یكى از لوازم نبوت عامه این است كه هیچ مردمى بدون راهنما نیستند و ممكن نیست خداوند ملتى را بدون راهنما، رها كند زیرا خدا مربى و مدبر انسان است و انسان مسافرى است كه عوالمى را پشت سر گذاشته و عوالمى پیش روى دارد انسان بدون راهنمایى وحى نمى داند از چه عوالمى آمده است و به كدام عوالم مى رود قرآن كریم در این مورد مى فرماید هیچ امتى بدون بیم دهنده نخواهد بود «إِنْ مِنْ أُمَّةٍ إِلاّ خَلا فِیها نَذِیرٌ»79.
انفكاك بشریت و نبوت ممكن نیست یا خود پیغمبر در یك جامعه معین به سر مى برد و یا نماینده و جانشین او و یا كتاب و تعالیمش.
درباره این كه آیا در غرب پیامبرى ظهور كرده است یا نه؟ باید گفت ممكن است در آن مناطق، جمعیتى نبوده و یا اگر بوده ما دلیلى نداریم كه خداوند براى آنها انبیایى نفرستاده است چون انبیایى كه آمار و نامشان در قرآن و جوامع روایى هست معدود هستند و نام همگى را در دسترس نداریم. خداى سبحان مى فرماید:
«مِنْهُمْ مَنْ قَصَصْنا عَلَیْكَ وَ مِنْهُمْ مَنْ لَمْ نَقْصُصْ عَلَیْكَ»80؛ «ما پیش از تو رسولانى فرستادیم سرگذشت گروهى از آنان را براى تو باز گفته و گروهى را براى تو بازگو نكرده ایم».
لذا شاید در غرب نیز انبیایى بوده اند كه در قرآن قصه آنان نیامده است و علت عدم ذكر نام و قصه به جهت بیان سرگذشت پیامبران بزرگ و تمدن ساز بوده، به طورى كه نیازى به طرح داستان دیگر پیامبران نبوده است. آنان در قرآن چه بسا، عدم حضور احتمالى پیامبران و با جانشینان آنان در برخى مناطق بیشتر در اثر موانعى بوده كه دشمنان و زورمداران، در راه گسترش دعوت انبیاء بوجود آورده بودند. لذا گناه محرومیت بسیارى از مردم از هدایت انبیاء بگردن كسانى است كه جلو گسترش دعوت ایشان را گرفته اند.81
البته در این صورت به طور قطع مى توان گفت؛ خداوند متعال در دنیا هیچ گروه و امتى را عذاب نخواهد كرد مگر اینكه پیام وحى براى آنان قابل دسترسى باشد. چنان كه در قرآن مجید مى خوانیم:
«وَ ما كانَ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرى حَتّى یَبْعَثَ فِی أُمِّها رَسُولاً یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِنا وَ ما كُنّا مُهْلِكِی الْقُرى إِلاّ وَ أَهْلُها ظالِمُونَ»82

 «و پروردگار تو [هرگز ]ویرانگر شهرها نبوده است تا [پیشتر] در مركز آنها پیامبرى برانگیزد كه آیات ما را بر ایشان بخواند، و ما شهرها را - تا مردمشان ستمگر نباشند - ویران كننده نبوده ایم».


و همچنین اگر به جهت سلطه سران شرك و كفر از وحى الهى محروم باشند از مستضعفان به شمار خواهند آمد و در قیامت، مشمول رحمت الهى قرار خواهند گرفت. چنان كه در قرآن مجید مى خوانیم:
«إِلاَّ الْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ لا یَسْتَطِیعُونَ حِیلَةً وَ لا یَهْتَدُونَ سَبِیلاً»83

 «مگر آن مردان و زنان و كودكان فرودستى كه چاره جویى نتوانند و راهى نیابند».


اهمیت استراتژیك خاورمیانه
علّت اینكه بیشتر پیامبرانى كه در قرآن نام آنها آمده از منطقه خاورمیانه مى باشد این است كه خاورمیانه محل تلاقى سه قاره بزرگ آسیا، اروپا و آفریقا و مشتمل بر قلمروها و آبراه هایى است كه در زمره پراهمیت ترین مناطق ژئواستراتژیك جهان مى باشد. اهمیت استراتژیك و نظامى خاورمیانه به لحاظ مجاورت با دو اقیانوس اطلس و هند و وجود دریاهایى مانند دریاى مدیترانه، دریاى احمر، دریاى خزر، دریاى سیاه و همچنین خلیج فارس، از دیرباز مورد توجه كانون هاى قدرت جهانى بوده است. علاوه بر این كه وجود كانال ها و تنگه هاى استراتژیكى چون كانال سوئز (محل اتصال دریاهاى مدیترانه و سرخ در مصر)، تنگه هرمز (محل اتصال خلیج فارس و دریاى عمان)، تنگه هاى بسفر و داردانل (در شمال غرب تركیه)، تنگه باب المندب (دریاى سرخ به خلیج عدن در جنوب غربى عربستان)، تنگه جبل الطارق (اتصال دریاى مدیترانه با اقیانوس اطلس)، نقش برجسته خاورمیانه را دو چندان كرده است. به همین جهت خاورمیانه از نخستین خاستگاه هاى تمدن جهان بوده است. بسیارى از باورها و آیین هاى جهان از اینجا برخواسته اند و زادگاه ادیان مهمى چون یهودیت، مسیحیت و اسلام شده است و اماكن متبركه این سه دین نیز در این منطقه قرار دارد.


نام پیامبران
تعداد پیامبران الهى بنا بر قول مشهور، یكصد و بیست و چهارهزار نفر است ولى نام هاى تعداد كمى از آنان در قرآن آمده است. زیرا بیشتر پیامبران، صاحب شریعت مستقل نبوده اند؛ بلكه دعوت كننده به شریعت پیامبر اولوالعزم دیگر بوده اند و بسیارى از پیامبران، بر یك شهر یا روستا و یا حتى برخى بر یك خانواده مبعوث بوده اند و برخى از آنها مبعوث بر كسى نبوده اند و مأمور به تبلیغ نبوت خود به كسى نبوده اند84 گرچه مورد اخیر را برخى نپذیرفته اند.
اسامى پیامبرانى كه در قرآن آمده است عبارتند از: آدم، نوح، ادریس، هود، صالح، ابراهیم، لوط، اسماعیل، الیسع، ذوالكفل، الیاس، یونس، اسحاق، یعقوب، یوسف، شعیب، موسى، هارون، داوود، سلیمان، ایوب، زكریا، یحیى، اسماعیل صادق الوعد، عیسى و محمد صلى الله علیه و آله.
برخى هم پیامبریشان محل بحث است كه عبارتند از: ذى القرنین، عمران پدر مریم و عُزیر.
برخى آیات هم اوصاف پیامبرانى را ذكر كرده و اسم آن پیامبر نیامده مثل آیه 243 و 246 بقره كه به ترتیب در مورد حزقیل و اشموئیل است و یا آیه 259 بقره كه در مورد ارمیا یا عُزیر مى باشد. همچنین آیه 65 كه در مورد خضر مى باشد اگر چه پیامبرى جناب خضر محل بحث است.85
در روایات نیز نام برخى انبیاء آمده است همچون شعیا؛ حیقوق یا حبقوق، دانیال، جرجیس و حنظله و خالد.86

: برگرفته از 

کتاب قرآن شناسی(جلد دوّم)

مؤلف: صالح قنادى با همكارى جمعى از محققان





نوع مطلب : چرا در قرآن نام تعداد كمى از پیامبران آمده و چرا بیشتر آنان از خاورمیانه هستند؟ / آیا قرآنرا میتوان بر اساس علم روز تفسیر کرد؟، کتاب قرآن شناسی، 
برچسب ها : کتاب قرآن شناسی،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 1 دی 1396



پرسش-كلمه قرآن یعنى چه؟ و اوصاف «مجید» و «كریم» از سوى 

چه كسى، بر قرآن نهاده شده است؟



كلمه «قرآن» در آیات نیز به كار رفته است:

«إِنَّ عَلَیْنا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ. فَإِذا قَرَأْناهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ»73.

مثل «فرقان» و «رجحان» كه مصدر مى باشند. «قرآن» نیز مصدر است به معنى اسم مفعول (مقروء) قرآن كتابى است خواندنى باید آن را خواند و در معنایش دقت نمود.
برخى «قرآن» را به معناى «جمع» گرفته اند زیرا كه اصل «قَـرَءَ» به معنى جمع است و از آنجا كه این كتاب آسمانى، جامع حقایق و فرموده هاى الهى است؛ و جامع همه كتب الهى در گذشته است و ثمره همه علوم را دارا هست، قرآن نامیده شده است.74


اسامى و اوصاف قرآن را خود خداوند در آیات بیان فرموده است:


1. «بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجِیدٌ»75.
2. «إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِیمٌ»76.
3. «وَ لَقَدْ آتَیْناكَ سَبْعاً مِنَ الْمَثانِى وَ الْقُرْآنَ الْعَظِیمَ»77


: برگرفته از 

کتاب قرآن شناسی(جلد دوّم)

مؤلف: صالح قنادى با همكارى جمعى از محققان





نوع مطلب : كلمه قرآن یعنى چه؟ و اوصاف «مجید» و «كریم» از سوى چه كسى، بر قرآن نهاده شده است؟، کتاب قرآن شناسی، 
برچسب ها : کتاب قرآن شناسی،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 1 دی 1396


( کل صفحات : 7 )    1   2   3   4   5   6   7   


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار وبلاگ نویسی

وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت

اخبار ایران:

اخبار جهان:

اخبار اقتصادی:

اخبار علمی

اخبار فناوری و اطلاعات

اخبار هنری:

اخباراجتماعی

اخبار ورزشی

--------------------------------------------------------------------------------------

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

--------------------------------------------------------------------------------------
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
-------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------- ساخت وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات