وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :


مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ


هر که علم اولین و آخرین را میخواهد،

باید آن را در قرآن بجوید.


کنزل العمال ج1 ص548




مدیر وبلاگ :سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید






برچسبها





فرمایشات پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم در ذیل آیه :

«إِنَّ الَّذِینَ یُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِی الدُّنْیا

 وَ الْآخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهِیناً» (احزاب/57)

درباره فضائل آقا امیرالمؤمنین علیه السّلام


طبرسى ذیل آیه‏ «إِنَّ الَّذِینَ یُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ» از حضرت عسكرى (ع) روایت كرده فرمود وقتى براى یكى از غزوات، پیغمبر اكرم (ص) لشگرى به سر كردگى و امارت امیر المؤمنین (ع) فرستاد پس از پیروزى در جنگ و موقع تقسیم غنائم امیر المؤمنین (ع) میل داشت جاریه و كنیزى خریدارى و بهاء او را از سهمى كه از غنائم نصیب حضرتش میشود پرداخت نماید.

حاطب بن ابى بلتعه و بریده اسلمى(1) حیله كرده و قیمت جاریه را زیاد كردند و موقع مراجعت آن دو نفر حضور پیغمبر اكرم (ص) شتافته و سعایت كرده و گفتند على (ع) جاریه را خریدارى و قیمت او را از غنایم مسلمانان پرداخته است پیغمبر اكرم (ص) كه همواره متین و شكیبا بودند سخت متغیر و خشمناك شده رنگ چهره مباركش تغییر كرده و اعضاء بدنش بلرزه افتاده فرمودند اى بریده چگونه رسول خدا را اذیّت میكنى و حال آنكه امروز شنیدى ‏: 

«إِنَّ الَّذِینَ یُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ»

تا آخر آیه را قرائت فرمود بریده عرض كرد من با بیان خود قصد آزار شما را نداشتم حضرت فرمودند تو قصد آزار على (ع) را داشتى و على نفس من است مگر نمیدانى من از على و على از من است هر كه على را بیازارد مرا آزرده و هر كه مرا بیازارد خدا را اذیت نموده و بر خدا حتم است كه آزاركننده را بعذاب دردناكى در آتش جهنم معذّب بدارد اى بریده اسلمی، تو بهتر میدانى یا خداوند تبارك و تعالى، تو بهتر میدانى یا خوانندگان لوح محفوظ، تو بهتر میدانى یا فرشتگان ارحام، تو بهتر میدانى یا فرشتگان محافظ على(ع)، بریده اسلمی عرض كرد همه اینها، از من بهتر میدانند پیغمبر اكرم (ص) فرمودند : چگونه تخطئه نموده و على را ملامت و سرزنش میكنى و در كارهاى او خرده گیرى می نمائى.

 این است جبرئیل كه مرا خبر داده كه حفظه (لوح اعمال) على هرگز از زمان كودكى تا كنون گناهى بر او ننوشته ‏اند و این فرشتگان ارحام میباشند كه گواهى میدهند پیش از آنكه على از شكم مادر متولد شود و بعد از آن مرتكب لغزش و گناه نشده و این قرائت كنندگان لوح محفوظ هستند كه در شب معراج بمن خبر دادند كه در لوح نوشته شده على 

معصوم است.

اى «بریده اسلمی» بر خلاف آنچه خداوند فرموده در باره على نیایش و متعرض او نشو على امیر المؤمنین و بزرگ نیكوكاران و یكتا سوار مسلمین و پیشرو سفید رویان و تقسیم ‏كننده‏

بهشت و دوزخ است هیچیك از مسلمانان حق ندارند و نباید در باره او كید و مكر روا بدارند قدر و منزلت على در پیشگاه پروردگار بالاتر از قدر و منزلت تمام مسلمانان است.

 آیا میل دارى كه ترا خبرى بدهم تا موجب روشنى دیده و قوّت قلب تو و تمام مؤمنین شود عرض كرد : بلى.

 فرمود روز قیامت كه می شود خداوند جمعى را مبعوث می گرداند و در مقام سنجش اعمال آنها بر نیاید سیئات اعمال ایشان باعث سنگینى میزان گناهان میشود از آنها مى‏ پرسند پس حسنات اعمال شما كجا است آنها در كمال شرمندگى عرضه میدارند كه ما حسناتى نداریم خطاب میرسد اگر شما براى خود حسناتى قائل نیستید ما حسنات شما را مى‏ شناسیم به باد امر می شود رقعه كوچكى آورده و در كفه حسنات آنها میگذارد و چنان برترى از سیئات حاصل میشود كه فاصله آنها باندازه زمین و آسمان و به آنها می گویند دست پدر و مادر و برادر و خواهر و خاصان خود را گرفته و داخل بهشت شوید اهل محشر فریاد برآورند پروردگارا ما سیئات این جمع را دانستیم ولى حسنات ایشان را نفهمیدیم.

خطاب میرسد اینها دوستداران على بودند چون آنها على را دوست داشتند ما هم ایشان را بدوستى خود پذیرفتیم و بدوستى و محبت على گناهان ایشان را بخشیده و سیئات آنها را بحسنات مبدل ساختیم و بهشت را به ایشان و پدران و دوستانشان واجب كردیم.

اى «بریده اسلمی» كسانیكه بر اثر بغض و دشمنى با على بجهنم میروند تعدادشان بیشتر از سنگریزه‏هائى است كه به جمرة مى اندازند. بترس از آنكه از كسانى نباشى كه بر اثر عداوت و 

بغض با على بجهنم میروند.

این حدیث را جمعى از عامه مانند «تِرْمِذی»(2) در جامع و ابو نعیم در كتاب حلیه و بخارى در صحیح و موصلى در مسند خود و احمد در فضائل و مسند خود و خطیب در اربعین نقل نموده ‏اند.

و فرمود این آیه نازل شده در باره كسانى كه حق امیر المؤمنین(ع) و فاطمه زهرا(ع) را غصب كرده و ایشان را اذیت نموده ‏اند و رسول اكرم (ص) فرمود هر كس فاطمه را در زمان حیاة من اذیت كند مثل آنست كه در ممات من او را اذیت كرده و هر كه او را در ممات من بیازارد مانند آنست كه در حیاة من او را آزرده باشد و هر كس فاطمه را اذیت كند مثل آنست كه مرا اذیت كرده و هر كه مرا اذیت كند البتّه خدا را اذیت نموده و مشمول لعنت ابدى خدا خواهد شد.


تفسیر جامع، ج‏5، ص: 374-370

 

پاورقی

1-از صحابه پیامبر اکرم(ص)

2-الجامع الصحیح، یکی از کتاب‌های شش‌گانه حدیثی ( صحاح ستّه )، اهل سنّت، تألیف «ابوعیسی تِرْمِذی» می‌باشد.






نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، سخنــرانی های کوتـاه قــــرآنی، امـــــــام علـــــــــــــــــی، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 2 اسفند 1397





آیا شبی هزار رکعت نماز می شود خواند؟


یکی از فضائل امیرالمومنین(ع) این است که ، شبی هزار رکعت نماز می خواندند . افراد زیادی میگویند: مگر می شود، در یک شب هزار رکعت نماز خواند؟!....

علامه امینی صاحب کتاب شریف «الغدیر»٬ ماه رمضانی به مشهد مشرّف شد و هر شب هزار رکعت نماز در حرم مطهر خواند ،تا امکان این امر را اثبات کند. ایشان می فرماید : 
هرکس پس از صلوات بر پیامبر (اللهم صل علی محمد و آل محمد) با اخلاص ، برای سلامتی و تعجیل در ظهور امام زمان (عج) دعا کند و عبارت ( عجل فرجهم ) را بگوید ، او را در ثواب نوشتن کتاب الغدیر شریک می نمایم.

(یادنامه علامه امینی ص345)

 






نوع مطلب : امـــــــام علـــــــــــــــــی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 14 بهمن 1397



فضیلت شیعه على بن ابى طالب علیه السّلام


شب بود، جمعى از اصحاب در محضر رسول خدا - صلى الله علیه و آله - نشسته بودند و از بیانات آن بزرگوار بهره مند مى شدند، آن بزرگوار در آن شب این جریان را بیان كرد و فرمودند:
آن شب كه من را به سوى آسمان ها به معراج بردند یعنى در شب 17 یا 21 ماه رمضان سال 10 یا 12 بعثت هنگامى كه به آسمان سوم رسیدم ، منبرى براى من نصب نمودند، من بر عرشه منبر قرار گرفتم و ابراهیم خلیل - علیه السلام - در پله پایین عرش منبر قرار گرفته بودند و سایر پیامبران در پله هاى پایین ترى قرار داشتند. در این هنگام على - علیه السلام - ظاهر شد كه بر شترى از نور، سوار بود و صورتش مانند شب چهارده مى درخشید، و جمعى چون ستارگان تابان در اطراف او بودند، در این وقت ، ابراهیم - علیه السلام - به من گفت :
این (اشاره به على علیه السّلام ) كدام پیامبر بزرگ و یا فرشته بلند مقام است؟
گفتم : او نه پیامبر است و نه فرشته ؛ بلكه برادرم و پسر عمویم و دامادم و وارث علمم على بن ابى طالب است .
پرسیداین گروهى كه در اطراف او هستند، كیانند؟
گفتم : این گروه ، شیعیان على بن ابى طالب هستند.
ابراهیم - علیه السلام - علاقه مند شد كه جزء شیعیان على - علیه السلام - باشد به خدا عرض كردپروردگارا! من را از شیعیان على بن ابى طالب - علیه السلام - قرار بده 
در این هنگام جبرییل نازل شد و آیه 81 سوره صافات را خواند و ان من شیعته لاءبراهیم .؛ و از شیعیان او در اصول اعتقادات ابراهیم است. 
پیامبر - صلى الله علیه و آله - به اصحاب فرمودهر گاه بر پیامبر پیشین صلوات فرستادید، نخست به من صلوات بفرستید، سپس به آنها، جز در مورد ابراهیم خلیل - علیه السلام - كه هر گاه خواستید به من صلوات بفرستید، نخست به ابراهیم خلیل - علیه السلام - صلوات بفرستید
پرسیدند: چرا؟
فرمودندبه همین دلیل كه بیان كردم ، او آرزو كرد تا از شیعیان على بن ابى طالب باشد.


كتاب آثار و برکات صلوات در دنیا، برزخ و قیامت

مؤلف : عباس عزیزى 






نوع مطلب : پیــــامبـــــــــران الــــــهی، امـــــــام علـــــــــــــــــی، احادیث فضائل ذکر صلـــوات، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 27 دی 1397


داستان کوتاه آموزنده/ شماره 40


رعایت حقوق مالی در همسایگی 


موسی ابن عیسی انصاری گفت بعد از نماز عصر با امیر المؤمنین (علیه السلام) نشسته بودم. مردی خدمت ایشان رسید. عرض کرد یا علی تقاضائی دارم. مایلم حرکت کنید، پیش کسی که مورد نظر من است با هم برویم و خواسته مرا برآورید، فرمود کار تو چیست؟ گفت من در خانه شخصی همسایه هستم. در آن خانه درخت خرمائی هست که در موقع وزش باد از خرمای رسیده و نارس می ریزد و یا پرنده ای از بالای درخت می اندازد. من و بچه هایم از آنها می خوریم بدون اینکه به وسیله چوب یا سنگ آنها را بریزیم. اکنون می خواهم شما واسطه شوید که از من بگذرد. موسی بن عیسی می گوید حضرت به من فرمود حرکت کن با هم برویم.
در خدمت ایشان رفتیم، پیش صاحب درخت که رسیدیم علی (علیه السلام) سلام نمود. او جواب داد، احترام کرد و شادمان شد. عرض کرد یا علی به چه منظور تشریف آورده اید. فرمود این مرد در خانه تو می نشیند از درخت خرمائی که داری با یا پرنده می ریزد بدون اینکه باد سنگ یا چوب بزنند آمدم درخواست کنم او را حلال کنی.
صاحب باغ امتناع ورزید. مرتبه دوم حضرت درخواست کرد. باز قبول نکرد. در مرتبه سوم فرمود به خدا قسم از طرف پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ضامن می شوم در قبال این کار خداوند بستانی تو را در بهشت عنایت کند. این بار هم نپذیرفت. کم کم نزدیک شامگاه شد علی (علیه السلام) فرمود آن خانه را به فلان باغستان می فروشی؟ پاسخ داد آری حضرت گفت خداوند و موسی بن عیسی انصاری را به شهادت می گیرم خرمایش در مقابل آن منزل به تو فروختم آیا راضی هستی؟ صاحب منزل باور نمی کرد علی (علیه السلام) این معامله را بکند. گفت من هم خدا و موسی بن عیسی را گواه می گیرم که فروختم خانه را در مقابل آن باغ.
علی (علیه السلام) رو کرد به مردی که در خانه به عنوان همسایگی می نشست فرمود منزل را به رسم مالکیت تصرف کن خداوند به تو برکت دهد حلال باد بر تو. در این هنگام صدای اذان بلند شد. همه حرکت کردند برای انجام فریضه نماز مغرب و عشاء را با پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) خواندیم. هر کسی به منزل خود رفت. فردا پس از نماز صبح پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) مشغول تعقیب بود حالت وحی بر آنجناب عارض گشت. جبرئیل نازل شد. پس از پایان وحی روی به اصحاب کرده فرمود کدامیک از شما دیشب عمل نیکی انجام داده اید خودتان می گوئید یا من بگویم. علی (علیه السلام) عرض کرد شما بفرمائید. پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود اینک جبرئیل بر من نازل شد، گفت شب گذشته علی بن ابیطالب (علیه السلام) کار پسندیده ای انجام داد. پرسیدم چه کار. گفت این سوره را بخوان:

 بسم الله الرحمن الرحیم 

و الّلیل اذا یغشی و النهار اذا تجلی تا به این آیه فاما من اعطی و اتقی و صدق بالحسنی فسنیره للیسری الی آخر سوره.
رو به علی کرد فرمود تو تصدیق به بهشت کردی و خانه را به آن مرد بخشیدی و بستان خود را دادی؟ عرض کرد بلی. فرمود این سوره درباره ات نازل شد. آنگاه حرکت کرد پیشانی او را بوسید و گفت من برادر تو هستم و تو برادر من.(1(


1( جلد نهم بحارالانوار، ص ۵۱۶.

 





نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، امـــــــام علـــــــــــــــــی، داستانهای کوتاه آموزنده ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 15 دی 1397

وَ مِنَ النَّاسِ مَن یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ

و از مردم کسی است که جانش را برای خشنودی خدا میفروشد مانند امیرالمؤمنین (علیه السلام) و خدا به بندگان مهربان است.

(بقره/207)



إِنَّما وَلِیُّکُمُ الله وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُواالَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ

وَ یُؤْتونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ (مائده/55)


*****



نتیجه پاداش دوستی علی ابن ابیطالب علیه السّلام


زید بن ثابت گفت: رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمود:

هر كس على را در زمان حیات آن حضرت و بعد از وفاتش دوست بدارد، خداوند عزّ و جلّ، تا زمانى كه خورشید طلوع و غروب مى‏ كند، براى او ایمنى [از عذاب‏] و [ثبات‏] ایمان مى ‏نویسد و هر كس در زمان حیات على علیه السّلام و یا بعد از وفاتش نسبت به آن حضرت بغض و كینه ورزد، به مرگ جاهلیت خواهد مرد و همه كردار و رفتارش، حسابرسى مى‏ شود.

فضائل الشیعة-شیخ صدوق-ترجمه توحیدى-حدیث پنجم-ص: 28




نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، امـــــــام علـــــــــــــــــی، احادیث فضائل امام علی، احادیث در تمام زمینه ها، 02-سوره بـقـرة، 05-سوره مـائـده، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 20 آذر 1397

وَ مِنَ النَّاسِ مَن یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ

و از مردم کسی است که جانش را برای خشنودی خدا میفروشد مانند امیرالمؤمنین (علیه السلام) و خدا به بندگان مهربان است.

(بقره/207)



إِنَّما وَلِیُّکُمُ الله وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُواالَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ

وَ یُؤْتونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ (مائده/55)

همانا ولی و صاحب اختیار شما، خدا و پیامبرش و کسانی هستند که ایمان آورده و نماز را به پا می دارند و در حال رکوع زکات می پردازند.





محبّت امیرالمؤمنین علیه السّلام سبب عبور از پل صراط



ابو حمزه ثمالى از امام باقر و آن حضرت از پدرانش نقل كرد كه رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم به على علیه السّلام فرمود:

 [هر گاه‏] محبّت و دوستى تو در دل مؤمنى قرار گیرد باعث مى‏شود اگر یك قدمش بر صراط بلغزد، قدم دیگرش ثابت بماند تا اینكه خداوند او را به سبب محبّت تو، به بهشت وارد كند.


فضائل الشیعة-شیخ صدوق-ترجمه توحیدى-حدیث چهارم-ص: 27





نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، امـــــــام علـــــــــــــــــی، احادیث فضائل امام علی، احادیث در تمام زمینه ها، 02-سوره بـقـرة، 05-سوره مـائـده، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 20 آذر 1397

وَ مِنَ النَّاسِ مَن یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ

و از مردم کسی است که جانش را برای خشنودی خدا میفروشد مانند امیرالمؤمنین (علیه السلام) و خدا به بندگان مهربان است.

(بقره/207)



إِنَّما وَلِیُّکُمُ الله وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُواالَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ

وَ یُؤْتونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ (مائده/55)

همانا ولی و صاحب اختیار شما، خدا و پیامبرش و کسانی هستند که ایمان آورده و نماز را به پا می دارند و در حال رکوع زکات می پردازند.





پاداش دوست داشتن علی ابن ابیطالب علیه السّلام

از زبان پیامبر اکرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم 


عبد اللَّه بن عمر گفت: از رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم در مورد على بن ابى طالب علیه السّلام [بطور توهین ‏آمیزى‏] سؤال كردیم. آن حضرت خشمگین شد و فرمود:

چرا عدّه ‏اى به بدى یاد مى‏ كنند از كسى كه مقام و منزلتش نزد خدا، همچون مقام و منزلت من است؟! آگاه باشید هر كس على را دوست بدارد، مرا دوست مى‏ دارد و هر كس مرا دوست بدارد، خداوند از او راضى است و هر كس خدا از او راضى باشد، پاداشش را بهشت قرار مى ‏دهد. بدانید، هر كس على را دوست بدارد، از دنیا نمى‏ رود مگر اینكه از حوض كوثر بنوشد و از درخت طوبى بخورد و جایگاه خود را در بهشت ببیند. آگاه باشید، هر كس على را دوست بدارد، نماز، روزه و شب ‏زنده ‏دارى‏ اش پذیرفته مى ‏شود و دعایش مستجاب مى‏ گردد.

بدانید، هر كس على را دوست بدارد، فرشتگان براى او طلب آمرزش مى‏ كنند و درهاى هشت گانه بهشت بر او گشوده مى ‏شود تا از هر درى كه بخواهد، بدون حساب وارد شود. آگاه باشید، هر كس على را دوست بدارد، خداوند نامه عملش را به دست راستش مى‏ دهد و به حساب او همچون حساب انبیا رسیدگى مى‏ كند. بدانید هر كس على را دوست بدارد، خداوند شدّت و سختى جان دادن را بر او آسان مى ‏كند و قبرش را باغى از باغهاى بهشت قرار مى‏ دهد. آگاه باشید، هر كس على را دوست بدارد، خداوند به تعداد رگ هاى بدنش از حوریه اى بهشت به او مى‏ بخشد و در مورد هشتاد نفر از اقوام و خویشانش، شفاعت مى‏ كند و به تعداد موهاى بدنش، از حوریان بهشتى و از شهرهاى بهشت برخوردار مى‏ شود. بدانید، هر كس على را دوست بدارد، خداوند، ملك الموت (عزرائیل) را براى [قبض روح‏] او، آن گونه مى‏ فرستد كه براى پیامبران فرستاده مى‏ شود و ترس از نكیر و منكر را از او برمى ‏دارد و رویش را سفید مى‏ كند، و او با حضرت حمزه سیدالشّهداء همنشین خواهد بود. آگاه باشید، هر كس على را دوست بدارد، خداوند، حكمت را در قلبش ثابت مى‏ كند و سخن درست را بر زبانش جارى مى ‏سازد و درهاى رحمت را به رویش مى‏ گشاید.

بدانید، هر كس على را دوست بدارد، در آسمانها و زمین، اسیر خدا نامیده مى‏ شود. آگاه باشید، هر كس على را دوست بدارد، فرشته‏ اى از زیر عرش او را صدا مى‏ زند: اى بنده خدا، عمل [به فرامین الهى‏] را از نو آغاز كن، زیرا خداوند تمام گناهانت را آمرزیده است. بدانید، هر كس على را دوست بدارد، روز قیامت در حالى [به صحراى محشر] مى ‏آید كه صورتش همچون ماه شب چهارده مى ‏درخشد. آگاه باشید، هر كس على را دوست بدارد، بر سرش تاج پادشاهى گذاشته مى‏ شود،

و لباس كرامت و بزرگوارى بر او پوشانده مى‏ شود. بدانید، هر كس على را دوست بدارد، از پل صراط همچون برق جهنده مى‏ گذرد. آگاه باشید، هر كس على را دوست بدارد، براى او، دورى از آتش جهنم و جواز عبور از صراط و امان از عذاب دوزخ نوشته مى‏ شود، نامه عملش گشوده نخواهد شد و كردارش سنجیده نمى ‏شود و به او گفته مى شود: بدون حساب به بهشت وارد شو. بدانید، هر كس على را دوست بدارد، ملائكه با او دست مى‏ دهند و انبیا او را زیارت مى‏ كنند و خداوند، تمام حاجت هایش را برمى‏ آورد. آگاه باشید، هر كس آل محمّد صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم را دوست بدارد، از حسابرسى و سنجش كردار و عبور از صراط، در امان است.

بدانید، هر كس بر دوستى آل محمّد صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم بمیرد، من (رسول خدا) همنشینى او را با انبیا در بهشت ضمانت مى‏ كنم. آگاه باشید، هر كس بر بغض و كینه آل محمّد بمیرد، بوى بهشت را استشمام نمى‏ كند.

ابو رجاء گفت: حماد بن زید به این حدیث افتخار مى‏ كرد و مى‏گفت: این حدیث، اصل [مهمى در دین‏] است.


فضائل الشیعة-شیخ صدوق-ترجمه توحیدى-حدیث اوّل-ص: 23-21






نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، امـــــــام علـــــــــــــــــی، احادیث فضائل امام علی، احادیث در تمام زمینه ها، 02-سوره بـقـرة، 05-سوره مـائـده، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 18 آذر 1397



 استدلال به آیه مباهله در برترى امام على علیه السّلام 


بر همگان به جز رسول اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم‏



مقدمه [بیان اقوال شیعه در این باره‏]

شیخ مفید كه خدا از او خشنود باد، گوید: گروه هاى مختلف شیعه در این مسأله همرأى نیستند. «جارودیّه‏»[1] گوید: همانا على علیه السّلام از همه صحابه برتر است. ولى دیگر گروههاى شیعه بر برترى على علیه السّلام بر همه صحابه قطع ندارند و قائلند به اینكه هر كس ایشان را با صحابه نخستین مساوى بداند یا او را از آنها برتر بداند، و یا در این امر تردید داشته باشد، بدعت گذاشته است. این عده همچنین قطع و یقین دارند كه تمام پیامبران علیهم السّلام از على علیه السّلام برترند.

شیعیان دوازده امامى نیز در این باره اختلاف دارند. بیشتر متكلمان ایشان گویند: قطعا و یقینا پیامبران علیهم السلام از على علیه السّلام برترند.

محدثین اهل نقل و تفقد در روایات و گروهى از متكلمان ایشان و اصحاب مناظره گویند: همانا على علیه السّلام از همه انسانها برتر است، جز حضرت ختمى مرتبت محمد بن عبد اللَّه صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم كه ایشان از على علیه السّلام برتر است. گروه اندكى از ایشان نیز در این مسأله توقف نموده‏ اند و گویند: نمى‏دانیم كه آیا على علیه السّلام از جهت سزاوار بودن به پاداش از پیامبران پیشین برتر است و یا برابر با ایشان مى‏ باشد و یا در مرتبه ‏اى پایین‏تر از ایشان قرار داشته است ولى این را مى‏ دانیم كه بى‏شك حضرت ختمى مرتبت محمد بن عبد اللَّه صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم از على علیه السّلام برتر است.

گروهى دیگر از ایشان نیز گویند: امیر المؤمنین صلوات اللَّه علیه از همه انسانها برتر است به جز پیامبران اولو العزم، چه اینكه ایشان در پیش خدا از على علیه السّلام برترند.[2]

*****

آنان كه مى ‏گویند امیر المؤمنین على علیه السّلام از همه پیامبران پیشین و همه مردم بجز پیامبر هدایت محمد علیه و آله السلام برتر است، چنین استدلال مى‏ كنند:

برترى رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم بر همه انسانها، با دلایلى كه همه دشمنان در مقابل آن سر تسلیم فرود مى ‏آوردند، ثابت است. از جمله این دلایل دو سخن پیامبر اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم است. ایشان فرمود: «من گرامی ترین انسانها هستم»[3] و نیز فرمود: «من سرور فرزندان آدم هستم و هیچ فخرى نیست».[4] و چون ثابت گردید كه ایشان برترین انسانهاست، مسلما امیر المؤمنین صلوات اللَّه علیه از نظر فضیلت در مرتبه بعد از ایشان‏ قرار مى‏ گیرد، چه اینكه خود پیامبر اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم بر این مطلب راهنمایى نموده و براى اثبات آن دلیل و برهان اقامه كرده است.

یكى از آن براهین چنین است: آن هنگام كه پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم مسیحیان نجران را به مباهله فرا خواند تا حق خویش را آشكار سازد و براى پیامبرى‏ اش برهان بیاورد و براى آنان ثابت كند كه مخالفت آنها با وجود اقامه برهان از سر دشمنى و عناد بوده، على علیه السّلام را هم رتبه خویش قرار داد و حكم كرد كه او همتا و به منزله نفس اوست. ایشان مرتبه فضیلت على علیه السّلام را از خود پایین‏ تر نیاورد. بلكه برابر خویش قرار داد. پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم در آن هنگام این آیه را از جانب پروردگار متعال در این باره تلاوت كرد و شهادت داده و تأكید نمود:

فَمَنْ حَاجَّكَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبِینَ[5]

«پس هر كه در این باره پس از دانشى كه تو را حاصل آمده، با تو محاجّه كند، بگو: بیایید پسرانمان و پسرانتان و زنانمان و زنانتان و نفس هایمان و نفسهایتان را فراخوانیم، سپس مباهله كنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.» 

سپس ایشان حسن و حسین علیهم السّلام كه ظاهر واژه ابناء بر این دو صدق مى ‏كند و فاطمه سلام اللَّه علیها كه منظور از نساء در این آیه ایشان مى ‏باشد و امیر المؤمنین على علیه السّلام كه مقصود از نفس در آیه اوست را براى مباهله فرا خواند.[6] به طور قطع مى ‏دانیم كه منظور ایشان از نفس، چیزى همانند خون و هوا و غیره كه قوام پیكره مادى انسان به آن است؛ نیست و همچنین مقصود ایشان از جمله ندع انفسنا و انفسكم خود ایشان نمى ‏باشد چرا كه درست نیست انسان نفس خود را به سوى خویش یا دیگرى فرا خواند. تنها چیزى كه باقى مى‏ ماند اینست كه منظور ایشان از كلمه «نفس» رساندن معنى همتا، مثل و نظیر است مراد كسى است كه در عزت، كرامت، محبت، ریاست، ایثار، بزرگى و جلالت در نزد خداوند سبحان جایگاهى چون خود او داشته باشد[7]، بر اساس همان اعتقادى كه خداوند واجب كرده و بندگانش را به آن ملزم نموده است.

اگر هیچ دلیل دیگرى وجود نمى‏ داشت كه حاكى از برترى پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم بر امیر المؤمنین على علیه السّلام باشد همین اشاره پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم (كه فرمود: ندع انفسنا و انفسكم) دلالت بر تساوى آنها هم در فضیلت و هم در رتبه مى‏ كرد. اما دلایل دیگرى موجود است كه حضرت ختمى مرتبت صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم را از این تساوى خارج مى‏كند و برترى على علیه السّلام بر سایر افراد بشر به مقتضاى این مسأله باقى مى‏ ماند.




(1)- «جارودیه» فرقه‏ اى از شیعیان زیدى هستند كه منسوب به ابو جارود زیاد بن منذر( متوفاى حدود سال 150 ه. ق.) مى‏باشد اینان قایل به تفضیل على علیه السلام هستند و گویند:« هیج یك از صحابه به مقام و منزلت ایشان نمى رسند و هر كه ایشان را داراى این مقام و منزلت نداند كافر گردیده است و چون اكثر امت با ایشان بیعت نكردند كافر و گمراه شده ‏اند» اینان بعد از امام على علیه السلام مقام امامت را شایسته امام حسن و پس از او امام حسین علیه السلام و پس از اینان شورایى مركب از فرزندان این دو مى‏ دانند. پس هر كه خروج كند و شمشیر بر كشد شایسته مقام امامت است. بنگرید به المقالات و الفرق: 18، الملل و النحل 1: 140، الفرق بین الفرق: 30، مقالات الاسلامیین 1: 259.


(2)- براى تفضیل اقوال فرقه ‏ها و مذاهب در این مسأله، بنگرید به الفصول المختارة 67- 68.


(3)--صحیح بخارى 6: 223، مستدرك حاكم 4: 573، مجمع الزوائد 9: 116، شرح الاخبار: 195/ 156. پاره‏اى دیگر از مصادرى كه این عبارت« انا سید البشر» در آنها ذكر شده در پاورقى شماره 23 آمده است.


(4)--صحیح مسلم 4: 1782/ 2278، سنن ترمزى 5: 587/ 3615، مسند احمد 1: 5 و 1 و 2 و 295 مستدرك حاكم 3: 124، تاریخ كبیر تألیف بخارى 7: 400/ 1748، مصابیح السنه 4: 32/ 4462، الفردوس 1: 43/ 104، الشفا 2: 352، تهذیب تاریخ دمشق 7: 240، مجمع الزوائد 10: 376، لسان المیزان 4: 290/ 826، كنز العمال 11، 434/ 3204.


(5)--سوره مباركه آل عمران، آیه 61.


(6)--صحیح مسلم 4: 1871/ 32، سنن ترمزى 5: 638/ 3724، مسند احمد 1: 5 و 1 و 2 و 295، مستدرك حاكم 3: 124، تاریخ كبیر تألیف بخارى 7: 400/ 1748، مصابیح السنه 4: 32/ 4462، الفردوس 1: 43/ 104، الشفا 2: 352، تهذیب تاریخ دمشق 7: 240، مجمع الزوائد 10:376، لسان المیزان 4: 290/ 826، كنز العمال 11، 434/ 32040.


(7)--و یكى دیگر از دلایل این مطلب فرمایش تهدید آمیز پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم است كه یك بار به اهل طائف و بار دیگر به قریش خطاب فرمود ایشان فرمودند:« لتسلمن اولا بعثن رجلا منى- در یك روایت به جاى منى، مثل نفسى آمده است فلیضربن اعناقكم. تسلیم شوید! و گر نه از جانب خودم كسى را كه به منزله جان من است به سوى شما مى فرستم تا گردن هایتان را بزند.» استیعاب 3: 46، اسد الغابه 4: 26، شرح الاخبار 1: 111/ 32 و 33، الصواعق المحرقه: 126.


رساله اثبات برترى حضرت أمیر مؤمنان علیه السلام، نوشته شیخ مفید ص: 41-40






نوع مطلب : 03-سوره آل عـمـران، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، امـــــــام علـــــــــــــــــی، احادیث فضائل امام علی، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 17 آذر 1397




استغفار هفتاد بندی مولا امیرالمومنین علی علیه السلام

 

قسمت اوّل(بند های 10-1)



بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ


علامه نوری در کتاب (دارالسلام) می نویسد: امام رضا علیه السلام از پدران بزرگوار خود نقل میکنند که امام حسین علیه السلام فرمودند: روزی نزد امیرالمؤمنین نشسته بودم که عربی وارد شد وعرض کرد یا امیرالمؤمنین! من مرد عیالمند و فقیر هستم و مالی که زندگی مرا کفایت کند ندارم.

حضرت فرمودند: ای برادر عرب! چرا استغفار نمیکنی تا حالت نیکو شود؟

عرض کرد: زیاد استغفار میکنم، اما تغییری در زندگی ام پیدا نشده است.

حضرت فرمودند: ای برادر عرب خدای متعال می فرماید:

فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کانَ غَفَّاراً (نوح/10)

به آنها گفتم: «از پروردگار خویش آمرزش بطلبید که او بسیار آمرزنده است 

(بعد فرمودند) چون به گناه بودن بعضی از اعمالت آگاه نیستی استغفار تو ناقص است؛ زیرا از آنها استغفار نمیکنی و نتیجه نمی گیری. سپس فرمود:

اینک به تو استغفاری می آموزم که اگرآنرا هنگام خواب بخوانی

خدا به تو وسعت رزق عطا فرماید.

دعارا نوشته، به اعرابی داده وفرمودند: شب، قبل از خوابیدن، این استغفار را بخوان وگریه کن و اگر اشکت جاری نشد تباکی کن.

امام حسین علیه السلام فرمود:سال بعداعرابی به خدمت حضرت آمد و عرض کرد: یا امیرالمؤمنین ! خداوند به من نعمت های زیادی عطا فرمود. شتران و گوسفندانم آن قدر زیاد شده اند که محلی برای نگه داری آن ها ندارم. آن حضرت فرمودند: ای برادر عرب! قسم به آن خدایی که محمد صلوات الله علیه را به نبوت برگزید، بنده ای نیست که با این دعا به درگاه خدا استغفار کند، مگر اینکه خدای متعال به برکت آن، گناهانش را آمرزیده، حوائجش را برآورده و به مال و اولادش فراوانی و برکت عطا فرماید. (دار السلام نوری/ج 3 ص 133)

مردم و حتی متدینین و خوبان، از معصیت بودن بسیاری از کارها غافلند و به گناه بودن آن توجه ندارند. این استغفار شریفی که از امیرالمؤمنین نقل شده است و درهفتاد بند است علاوه برجامع بودن و توجه به این گونه گناهانی که غالباً مورد غفلت ماست و دارابودن آثار معنوی و دنیوی مذکور در مقدمه ی استغفار، بسیار مقرّب است و اگر کسی آن را با توجه بخواند آثار عجیبی از آن ظاهر می شود.

حضرت امیر این استغفار ۷۰ بندی را که جامعتر از آن استغفاری هست که به آن اعرابی تعلیم فرمودند را خودشان بعد از نماز صبح می خوانده اند ولی اگرکسی موفق به خواندن آن در هنگام صبح نشود می تواند آن را بعد از نماز عصر بخواند. (البلدالأمین ‏والدّرع ‏الحصین ص:۳۹) 

کَانَ عَلِیٌّ علیه السلام یَسْتَغْفِرُ سَبْعِینَ مَرَّهً فِی سَحَرِ کُلِّ لَیْلَهٍ بِعَقِبِ رَکْعَتَیِ الْفَجْرِ الِاسْتِغْفَارُ :

این استغفار علی علیه السلام است که در ۷۰ بند می باشد 

و مولا آن را هر سحر بعد از نماز صبح می خواندند :


۱- اللَّهُمَّ إِنِّی أُثْنِی عَلَیْکَ بِمَعُونَتِکَ عَلَى مَا نِلْتُ بِهِ الثَّنَاءَ عَلَیْکَ وَ أُقِرُّ لَکَ عَلَى نَفْسِی بِمَا أَنْتَ أَهْلُهُ وَ الْمُسْتَوْجِبُ لَهُ فِی قَدْرِ فَسَادِ نِیَّتِی وَ ضَعْفِ یَقِینِی اللَّهُمَّ نِعْمَ الْإِلَهُ أَنْتَ وَ نِعْمَ الرَّبُّ أَنْتَ وَ بِئْسَ الْمَرْبُوبُ أَنَا وَ نِعْمَ الْمَوْلَى أَنْتَ وَبِئْسَ الْعَبْدُ أَنَا وَنِعْمَ الْمَالِکُ أَنْتَ وَبِئْسَ الْمَمْلُوکُ أَنَافَکَمْ قَدْ أَذْنَبْتُ فَعَفَوْتَ عَنْ ذَنْبِی وَ کَمْ قَدْ تَعَمَّدْتُ فَتَجَاوَزْتَ وَ کَمْ قَدْ عَثَرْتُ فَأَقَلْتَنِی عَثْرَتِی وَ لَمْ تَأْخُذْنِی عَلَى غِرَّتِی فَأَنَا ظَالِمٌ لِنَفْسِی الْمُقِرُّ لِذَنْبِی الْمُعْتَرِفُ بِخَطِیئَتِی فَیَا غَافِرَالذُّنُوبِ أَسْتَغْفِرُکَ لِذَنْبِی وَ أَسْتَقِیلُکَ لِعَثْرَتِی فَأَحْسِنْ إِجَابَتِی فَإِنَّکَ أَهْلُ الْإِجَابَهِ وَ أَهْلُ التَّقْوَى وَ أَهْلُ الْمَغْفِرَهِ.

بار خدایا ! تو را حمد میگویم که به یاری تو موفق به ثناگوئیت شدم، و به سبب فساد نیت و ضعف یقینم، اقرار میکنم که ناتوانم که تو را آنطور که مستحق و سزاوار هستی مدح کنم، بار الها، تو خوب معبود و خوب پروردگاری هستی و من بد پرورش یافته ای هستم!

تو خوب مولایی هستی و من بد بنده ای!

تو خوب مالکی هستی و من بد مملوکی!

چه بسیار گناهی که مرتکب شدم و تو عفو نمودی و چه بسیار جرم هایی که از من سر زد و تو از آن گذشتی!

چه بسیار خطاها کردم، ولی مرا مؤاخذه نکردی و چه بسیار بدی ها که عمداً مرتکب شدم و تو از آن درگذشتی!

و چه بسیار لغزش ها که از من سر زد و از آن چشم پوشی نمودی، و مرا بر غفلتم مأخذه نکردی!

اینک این منم که به خود ظلم کرده ام و به گناهم اقرار و به خطاهایم اعتراف دارم. پس ای آمرزنده گناهان! از تو میخواهم که گناهانم را ببخشی و از لغزش هایم درگذری، پس به نیکی اجابت کن که تو سزاوار اجابت و اهل تقوا و آمرزشی!


۲- اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ قَوِیَ بَدَنِی عَلَیْهِ بِعَافِیَتِکَ أَوْ نَالَتْهُ قُدْرَتِی ‏بِفَضْلِ نِعْمَتِکَ أَوْ بَسَطْتُ إِلَیْهِ یَدِی بِتَوْسِعَةِ رِزْقِکَ وَ احْتَجَبْتُ فِیهِ مِنَ النَّاسِ بِسِتْرِکَ وَ اتَّکَلْتُ فِیهِ عِنْدَ خَوْفِی مِنْهُ عَلَى أَنَاتِکَ وَ وَثِقْتُ مِنْ سَطْوَتِکَ عَلَیَّ فِیهِ بِحِلْمِکَ وَ عَوَّلْتُ فِیهِ عَلَى کَرَمِ عَفْوِکَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

با خدایا! از تو مسألت آمرزش دارم، از هر گناهی که به واسطه عافیت بخشی تو، بدنم بر آن توانا شد؛ یا به واسطه نعمت فراوان تو به آن قدرت پیدا کردم؛ یا به واسطه ی رزق واسع تو به آن دست یافتم؛ و یا با پرده پوشی تو، در آن گناه از مردم پنهان ماندم؛ یا هنگام هراسم از گناه، در آن معصیت بر صبر و درنگ تو تکیه کردم و در آن گناه، ازخشم بر من، به حلمت اعتماد کردم و آن را بر عفو کریمانه ات واگذار نمودم، پس بر محمد و آلش درود فرست و این گونه گناهانم را بیامرز ای بهترین آمرزدندگان.


۳- اَللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ یَدْعُو لِی غَضَبَکَ أَوْ یُدْنِی مِنْ سَخَطِکَ أَوْ یَمِیلُ بِی إِلَى مَا نَهَیْتَنِی عَنْهُ أَوْ یَنْأَى بِی عَمَّا دَعَوْتَنِی إِلَیْهِ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هرگناهی که مرا به سوی غضبت فرا می خواند؛ یا مرا به سوی خشمت نزدیک می سازد؛ یا مرا به سوی آنچه که نهی ام کرده ای می کشاند؛ یا از آنچه که مرا به سوی آن دعوت نموده ای دور می نماید؛ پس بر محمد و آلش درود فرست و این گونه گناهانم را بیامرز ای بهتری آمرزندگان.


۴-اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ اسْتَمَلْتُ إِلَیْهِ أَحَداً مِنْ خَلْقِکَ بِغَوَایَتِی أَوْ خَدَعْتُهُ بِحِیلَتِی فَعَلَّمْتُهُ مِنْهُ مَا جَهِلَ وَ عَمَّیْتُ عَلَیْهِ مِنْهُ مَا عَلِمَ وَ لَقِیتُکَ غَداً بِأَوْزَارِی وَ أَوْزَارٍ مَعَ أَوْزَارِی فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم از هر گناهی که بنده ای از بندگانت را با فریب کاری به سوی آن کشاندم و با نقشه و خدعه او را فریب دادم؛ آنگاه گناهی را که نمی شناخت به او یاد دادم و جلوی دید او را از آنچه میدانست گرفتم و میدانم که فردای قیامت باید با وزر و وبال گناه دیگران، علاوه بر گناه خود، با تو ملاقات کنم؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۵- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ یَدْعُو إِلَى الْغَیِّ وَ یُضِلُّ عَنِ الرُّشْدِ وَ یُقِلُّ الرِّزْقَ وَ یَمْحُو الْبَرَکَهَ وَ یُخْمِلُ الذِّکْرَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم از هر گناهی که به سوی گمراهی می کشاند و از راه رشد دور می کند، و روزی را کم و برکت را از بین میبرد، میراث گذشته را نابود و نام آدمی را از خاطره ها میبرد، پس بر محمد و آلش درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۶- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ أَتْعَبْتُ فِیهِ جَوَارِحِی فِی لَیْلِی وَ نَهَارِی وَ قَدِ اسْتَتَرْتُ مِنْ عِبَادِکَ بِسِتْرِی وَ لَا سِتْرَ إِلَّا مَا سَتَرْتَنِی فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم از هر گناهی که در شب و روزم، اعضا و جوارحم را در آن گناه خسته کردم و خود را در پرده ی پوشش خویش، از بندگانت پنهان کردم، در حالی که پرده ی حفظی جز پوشش تو نیست؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهانم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۷-اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ رَصَدَنِی فِیهِ أَعْدَائِی لِهَتْکِی فَصَرَفْتَ کَیْدَهُمْ عَنِّی وَ لَمْ تُعِنْهُمْ عَلَى فَضِیحَتِی کَأَنِّی لَکَ وَلِیٌّ فَنَصَرْتَنِی وَ إِلَى مَتَى یَا رَبِّ أَعْصِی فَتُمْهِلَنِی وَ طَالَ مَا عَصَیْتُکَ فَلَمْ تُؤَاخِذْنِی وَ سَأَلْتُکَ عَلَى سُوءِ فِعْلِی فَأَعْطَیْتَنِی فَأَیُّ شُکْرٍ یَقُومُ عِنْدَکَ بِنِعْمَهٍ مِنْ نِعَمِکَ عَلَیَّ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم از هر گناهی که دشمنانم با آن درپی آبروریزی من بودند و تو نقشه ی آنها را از من برگرداندی و کمکشان نکردی که مرا مفتضح کنند؛ گویا من دوست توام که مرا یاری کردی .پروردگارا، تا کی معصیت کنم تو را و تو مهلتم دهی؟! چقدر معصیت کردنم طولانی شده و تو مؤاخذه ام نکرده ای و با وجود بدیِ کردارم از تو درخواست کردم و تو عطا نمودی؟! پس کدام شکر است که بتواند در برابر حتی یکی از نعمت هایت قرار گیرد؟ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۸- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ قَدَّمْتُ إِلَیْکَ فِیهِ تَوْبَتِی ثُمَّ وَاجَهْتُ بِتَکَرُّمِ قَسَمِی بِکَ وَ أَشْهَدْتُ عَلَى نَفْسِی بِذَلِکَ أَوْلِیَاءَکَ مِنْ عِبَادِکَ أَنِّی غَیْرُ عَائِدٍ إِلَى مَعْصِیَتِکَ فَلَمَّا قَصَدَنِی بِکَیْدِهِ الشَّیْطَانُ وَ مَالَ بِی إِلَیْهِ الْخِذْلَانُ وَ دَعَتْنِی نَفْسِی إِلَى الْعِصْیَانِ اسْتَتَرْتُ حَیَاءً مِنْ عِبَادِکَ جُرْأَهً مِنِّی عَلَیْکَ وَ أَنَا أَعْلَمُ أَنَّهُ لَا یَکُنُّنِی مِنْکَ سِتْرٌ وَ لَا بَابٌ وَ لَا یَحْجُبُ نَظَرَکَ إِلَیَّ حِجَابٌ فَخَالَفْتُکَ فِی الْمَعْصِیَهِ إِلَى مَا نَهَیْتَنِی عَنْهُ ثُمَّ کَشَفْتَ السِّتْرَ عَنِّی وَ سَاوَیْتُ أَوْلِیَاءَکَ کَأَنِّی لَمْ أَزَلْ لَکَ طَائِعاً وَ إِلَى أَمْرِکَ مُسَارِعاً وَ مِنْ وَعِیدِکَ فَازِعاً فَلُبِّسْتُ عَلَى عِبَادِکَ وَ لَا یَعْرِفُ بِسِیرَتِی غَیْرُکَ فَلَمْ تُسَمِّنِی بِغَیْرِسِمَتِهِمْ بَلْ أَسْبَغْتَ عَلَیَّ مِثْلَ نِعَمِهِمْ ثُمَّ فَضَّلْتَنِی فِی ذَلِکَ عَلَیْهِمْ حَتَّى کَأَنِّی عِنْدَکَ فِی دَرَجَتِهِمْ وَ مَا ذَلِکَ إِلَّا بِحِلْمِکَ وَ فَضْلِ نِعْمَتِکَ فَلَکَ الْحَمْدُ مَوْلَایَ فَأَسْأَلُکَ یَا اللَّهُ کَمَا سَتَرْتَهُ عَلَیَّ فِی الدُّنْیَا أَنْ لَا تَفْضَحَنِی بِهِ فِی الْقِیَامَهِ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم از هر گناهی که در آن توبه ی خویش را تقدیم به تو کردم، سپس مواجه شدم با کرامت و قسم یاد کردنم به تو و اولیاءت را از میان بندگان بر خود شاهد گرفتم که دیگر به سوی معصیت باز نمیگردم ولی آنگاه که شیطان با کید و حیله اش مرا هدف گرفت و خواری و بیچارگیم مرا به سوی آن کشانید و نفسم مرا به سمت آن معصیت خواند، خود را به جهت حیا از بندگانت مخفی ساختم. و این، از گستاخی من نسبت به تو بود در حالی که میدانم هیچ پرده و بابی مرا ازتو پنهان نمیکند و هیچ حجابی نظر تو را از من نمی پوشاند. پس تو را مخالفت کرده و به آنچه مرا از آن نهی کرده بودی مبادرت نمودم ، سپس پرده را کنار زده و خود را با اولیاءت قرار دادم، گویا همیشه مطیع تو بوده و به سوی اوامرت شتابان و از تهدیدهایت هراسان بوده ام. ظاهرم را آنگونه آراستم که بر بندگانم مشتبه شد، درحالی که غیر از تو از درون من آگاه نبود، تو نیز مرا جز آنگونه که آنها مرا میشناختند معرفی نکردی، بلکه حتی نعمتهایی را که به آنها میدادی به من هم عطا کردی. سپس مرا به آنها برتری دادی، گویا نزد تو، همرتبه آنها هستم اینها همه نیست مگربه واسطه ی حلم و بردباری تو و نعمت فراوان تو بر من. پس حمد و سپاس ازان توست ای مولای من ! از تو درخواست میکنم ای خدا! همانطوری که اینگونه گناه را دردنیا مستور و پنهان ساختی، در قیامت نیز مرا رسوا نکنی ای بهترین رحم کنندگان!


۹- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ سَهِرْتُ لَهُ لَیْلِی فِی التَّأَنِّی لِإِتْیَانِهِ وَالتَّخَلُّصِ إِلَى وُجُودِهِ حَتَّى إِذَا أَصْبَحْتُ تَخَطَّأْتُ إِلَیْکَ بِحِلْیَهِ الصَّالِحِینَ وَ أَنَا مُضْمِرٌ خِلَافَ رِضَاکَ یَا رَبَّ الْعَالَمِینَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش میطلبم از هر گناهی که با صرف وقت و تأمل برای انجام آن، شب را به بیداری گذراندم تا توانستم مرتکب شوم،ولی صبح که شد در زیّ صالحین به سوی تو گام برداشتم، در حالی که خلاف رضایتت را در درون خود پنهان کرده بودم ای پروردگار عالمیان ! پس بر محمد و آلش درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۱۰- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ ظَلَمْتُ بِسَبَبِهِ وَلِیّاً مِنْ أَوْلِیَائِکَ أَوْ نَصَرْتُ بِهِ عُدُوّاً مِنْ أَعْدَائِکِ أَوْ تَکَلَّمْتُ فِیهِ بِغَیْرِ مَحَبَّتِکَ أَوْ نَهَضْتُ فِیهِ إِلَى غَیْرِ طَاعَتِکَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم از هر گناهی که به واسطه ی آن به ولی ای از اولیایت ظلم کردم، یا یکی از دشمنانت را یاری کردم، یا به جهت غیر محبت تو سخن راندم، یا در غیر مسیر طاعتت به آن اقدام کردم؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و اینگونه گناهانم را بیامرز ای بهتری آمرزندگان!






نوع مطلب : امـــــــام علـــــــــــــــــی، 
برچسب ها : استغفار هـفـتاد بندی امام علی علیه السّلام،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 15 آذر 1397



استغفار هفتاد بندی مولا امیرالمومنین علی علیه السلام

 

قسمت دوّم(بند های 20-11)



۱۱- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ نَهَیْتَنِی عَنْهُ فَخَالَفْتُکَ إِلَیْهِ أَوْ حَذَّرْتَنِی إِیَّاهُ فَأَقَمْتُ عَلَیْهِ أَوْ قَبَّحْتَهُ لِی فَزَیَّنْتُهُ لِنَفْسِی فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم از هر گناهی که مرا از آن نهی کردی و من مخالفت تو نمودم؛ یا مرا از آن بر حذر داشتی و من بر ارتکاب آن ایستادگی کردم یا آن را برایم زشت شمردی و من آن را برای خود زینت دادم؛ پس بر محمد آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۱۲- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ نَسِیتُهُ فَأَحْصَیْتَهُ وَ تَهَاوَنْتُ بِهِ فَأَثْبَتَّهُ وَ جَاهَرْتُ بِهِ فَسَتَرْتَهُ عَلَیَّ وَ لَوْ تُبْتُ إِلَیْکَ مِنْهُ لَغَفَرْتَهُ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که  آن را فراموش کرده ام ولی تو آنرا شمرده ای، و آن را سبک شمرده ام و تو آن را نوشته ای، و آشکارا آن را مرتکب شده ام و تو آنرا پوشانده ای و اگر از آن توبه 

میکردم حتممی آمرزیدی؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست 

و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۱۳- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ تَوَقَّعْتُ فِیهِ قَبْلَ انْقِضَائِهِ تَعْجِیلَ الْعُقُوبَهِ فَأَمْهَلْتَنِی وَ أَدْلَیْتَ عَلَیَّ سِتْراً فَلَمْ آلِ فِی هَتْکِهِ عَنِّی جَهْداً فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که تعجیل عقوبت را قبل از پایان یافتن گناه توقع داشتم ولی مهلتم دادی و پرده ی پوشش رابر من  افکندی و با این همه از هیچ کوششی در هتک آن فروگذار نکردم؛ پس محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهانم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


 ۱۴- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ یَصْرِفُ عَنِّی رَحْمَتَکَ أَوْ یُحِلُّ بِی نَقِمَتَکَ أَوْ یَحْرِمُنِی کَرَامَتَکَ أَوْ یُزِیلُ عَنِّی نِعْمَتَکَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ‏.

با خدایا از تو آمرزش می طلبم از هر گناهی که رحمتت را از من باز میدارد، یا عذابت را بر من فرود می­آورد، یا مرا از کرامتت محروم می سازد، یا نعمتت را از من زایل میسازد؛ پس بر محمد آل محمد درود فرست و این گونه گناهانم را بر من بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۱۵- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ یُورِثُ الْفَنَاءَ أَوْ یُحِلُّ الْبَلَاءَ أَوْ یَشْمَتُ الْأَعْدَاءَ أَوْ یَکْشِفُ الْغِطَاءَ أَوْ یَحْبِسُ قَطْرَ السَّمَاءِ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ

با خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که هلاک را به دنبال می آورد، یا بلا را فرود می آورد، یا شماتت دشمنان را در پی می آورد، یا پرده را میدرد، یا قطرات آسمان را حبس میکند؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و اینگونه گناهانم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


 ۱۶- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ عَیَّرْتُ بِهِ أَحَداً مِنْ خَلْقِکَ أَوْ قَبَّحْتُهُ مِنْ فِعْلِ أَحَدٍ مِنْ بَرِیَّتِکَ ثُمَّ تَقَحَّمْتُ عَلَیْهِ وَ انْتَهَکْتُهُ جُرْأَهً مِنِّی عَلَى مَعْصِیَتِکَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ، از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که کسی از بندگانت را به آن سرزنش کردم؛ یا در فعل کسی از مخلوقاتت آن گناه را تقبیح کردم، اما پس از آن خودم وارد آن گناه شدم و مرتکب گشتم به خاطر جرأتی که از من بر عصیانت سر زد؛ پس بر محمد و آل محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بر بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۱۷- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ تُبْتُ إِلَیْکَ مِنْهُ وَ أَقْدَمْتُ عَلَى فِعْلِهِ فَاسْتَحْیَیْتُ مِنْکَ وَ أَنَا عَلَیْهِ وَ رَهَبْتُکَ وَ أَنَا فِیهِ ثُمَّ اسْتَقَلْتُکَ مِنْهُ وَ عُدْتُ إِلَیْهِ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که از آن توبه کردم و بر انجامش اقدام نمودم، پس از تو حیا میکردم در حالی که مرتکب آن بودم، و از تو میترسیدم در حالی که من در انجام آن گناه غوطه ور بودم؛ پس از تو خواستم که از من درگذری در حالی که باز به سوی آن برگشتم؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۱۸- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ ثَوَّرَکَ عَلَیَّ وَ وَجَبَ فِی فِعْلِی بِسَبَبِ عَهْدٍ عَاهَدْتُکَ عَلَیْهِ أَوْ عَقْدٍ عَقَدْتُهُ لَکَ أَوْ ذِمَّهٍ آلَیْتُ بِهَا مِنْ أَجْلِکَ لِأَحَدٍ مِنْ خَلْقِکَ ثُمَّ نَقَضْتُ ذَلِکَ مِنْ غَیْرِ ضَرُورَهٍ لِرَغْبَتِی فِیهِ بَلِ اسْتَزَلَّنِی عَنِ الْوَفَاءِ بِهِ الْبَطَرُ وَ اسْتَحَطَّنِی عَنْ رِعَایَتِهِ الْأَشَرُ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که  شعله غضب تو را بر من مشتعل ساخت و باعث شد در اثر ارتکاب آن به خاطر عهدی که با تو بسته بودم، یا پیمانی که با تو داشتم، یا قَسَمی که برای یکی از مردم به خاطر تو خوردم، گناهی بر ذمه ی من لازم آید. اما پس از آن به خاطر میل و رغبتم به گناه ، آن عهدی و پیمان را بدون ضرورت  نقض کردم؛ بلکه خوشگذرانی مرا از وفای به آن بازداشت و سرمستی مرا از رعایت آن فرو انداخت؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


 ۱۹- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ لَحِقَنِی بِسَبَبِ نِعْمَهٍ أَنْعَمْتَ بِهَا عَلَیَّ فَقَوِیتُ بِهَا عَلَى مَعْصِیَتِکَ وَ خَالَفْتُ بِهَا أَمْرَکَ وَ قَدِمْتُ بِهَا عَلَى وَعِیدِکَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! و از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که گریبان گیرم شد به واسطه ی نعمتی که به من عطا کردی و با آن قوّت بر معصیت پیدا کردم و مخلافت امر تو نمودم، و با آن به سوی  وعده ی عذابت نزدیک شدم؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۲۰- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ قَدَّمْتُ فِیهِ شَهْوَتِی عَلَى طَاعَتِکَ وَ آثَرْتُ فِیهِ مَحَبَّتِی عَلَى أَمْرِکَ وَ أَرْضَیْتُ نَفْسِی فِیهِ بِسَخَطِکَ إِذْ رَهَّبْتَنِی مِنْهُ بِنَهْیِکَ وَ قَدَّمْتَ إِلَیَّ فِیهِ بِأَعْذَارِکَ وَ احْتَجَجْتَ عَلَیَّ فِیهِ بِوَعِیدِکَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که شهوت خود را بر طاعتت مقدم داشتم، و دوست داشتن خود را بر امر تو ترجیح دادم، و نفس خویش را با خشم تو راضی ساختم، زیرا با نهی از آن مرا ترسانده بودی و پیشاپیش راه عذر را بر من بسته بودی و با وعده ی عذابت  حجت را بر من تمام کرده بودی؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!






نوع مطلب : امـــــــام علـــــــــــــــــی، 
برچسب ها : استغفار هـفـتاد بندی امام علی علیه السّلام،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 15 آذر 1397


استغفار هفتاد بندی مولا امیرالمومنین علی علیه السلام

 

قسمت سوّم(بند های 30-21)



۲۱- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ عَلِمْتُهُ مِنْ نَفْسِی أَوْ نَسِیتُهُ أَوْ ذَکَرْتُهُ أَوْ تَعَمَّدْتُهُ أَوْ أَخْطَأْتُ فِیمَا لَا أَشُکُّ أَنَّکَ سَائِلِی عَنْهُ وَ إِنَّ نَفْسِی مُرْتَهَنَهٌ بِهِ لَدَیْکَ وَ إِنْ کُنْتُ قَدْ نَسِیتُهُ وَ غَفَلْتُ عَنْهُ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که خود از آن خبر دارم، یا فراموش کرده ام ، یا به یاد می آورم، یا به عمد آن را انجام دادم، یا از روی خطا آورده ام، مواردی که بی شک از من سئوال خواهی کرد و نفسم پیش تو درگرو آن است، هر چند آن را فراموش و ازآن غافل شده باشم؛ پس برمحمدوآل محمد درود فرست و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


 ۲۲- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ وَاجَهْتُکَ بِهِ وَ قَدْ أَیْقَنْتُ أَنَّکَتَرَانِی عَلَیْهِ وَ أُغْفِلْتُ أَنْ أَتُوبَ إِلَیْکَ مِنْهُ وَ أُنْسِیتُ أَنْ أَسْتَغْفِرَکَ لَهُ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که با آن با تو روبه رو شدم ویقین داشتم که تو مرا در آن حال میبینی وغافل شدم که از آن توبه کنم، و فراموش کردم که از آن استغفار نمایم؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و اینگونه گناهانم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان


۲۳- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ دَخَلْتُ فِیهِ بِحُسْنِ ظَنِّی بِکَ أَنْ لَا تُعَذِّبَنِی عَلَیْهِ وَ رَجَوْتُکَ لِمَغْفِرَتِهِ فَأَقْدَمْتُ عَلَیْهِ وَ قَدْ عَوَّلْتُ نَفْسِی عَلَى مَعْرِفَتِی بِکَرَمِکَ أَنْ لَا تَفْضَحَنِی بَعْدَ أَنْ سَتَرْتَهُ عَلَیَّ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

 بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که وارد آن شدم به واسطه ی حسن ظنّ به تو که مرا بر آن عذاب نمیکنی و امیدوار بودم که آن را می آمرزی، پس به آن اقدام کردم، در حالی که اتّکای من بر کَرَمی بود که از تو میشناختم، که دیگر پس از آن که آن را بر من پوشاندی رسوایم نمیکنی؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست

 و اینگونه گناهان را بر من بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۲۴- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ اسْتَوْجَبْتُ مِنْکَ بِهِ رَدَّ الدُّعَاءِ وَ حِرْمَانَ الْإِجَابَهِ وَ خَیْبَهَ الطَّمَعِ وَ انْفِسَاخَ الرَّجَاءِ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که به واسطه ی آن مستحق رد شدن دعا و محرومیت از اجابت و نا امیدی از طمع و گسستن آرزو شده ام؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست 

و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۲۵- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ یَعْقُبُ الْحَسْرَهَ وَ یُورِثُ النَّدَامَهَ وَ یَحْبِسُ الرِّزْقَ وَیَرُدُّ الدُّعَاءَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَاغْفِرْهُ لِی یَاخَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که موجب حسرت و سبب پشیمانی میگرددد و باعث بند آمدن روزی و رد شدن دعا میگردد؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۲۶- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ یُورِثُ الْأَسْقَامَ وَ الْفَنَاءَ وَ یُوجِبُ النِّقَمَ وَ الْبَلَاءَ وَ یَکُونُ فِی الْقِیَامَهِ حَسْرَهً وَ نَدَامَهً فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَاغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که موجب بیماری و نابودی و باعث گرفتاری ها و بلاها میشود، و در قیامت حسرت و ندامت در پیش خواهد داشت؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست

 و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۲۷- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ مَدَحْتُهُ بِلِسَانِی أَوْ أَضْمَرَهُ جِنَانِی أَوْ هَشَّتْ إِلَیْهِ نَفْسِی أَوْ أَتَیْتُهُ بِفِعَالِی أَوْ کَتَبْتُهُ بِیَدِی فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که آن را با زبان تعریف کردم، یا در دل به فکر آن بودم، یا نفسم به آن مشتاق گشت، یا با کردارم آن را انجام دادم، یا با دستم آن را نوشتم؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


 ۲۸- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ خَلَوْتُ بِهِ فِی لَیْلٍ أَوْ نَهَارٍ وَ أَرْخَیْتَ عَلَیَّ فِیهِ الْأَسْتَارَ حَیْثُ لَا یَرَانِی إِلَّا أَنْتَ یَا جَبَّارُ فَارْتَابَتْ فِیهِ نَفْسِی وَ مَیَّزْتُ بَیْنَ تَرْکِهِ لِخَوْفِکَ وَ انْتِهَاکِهِ لِحُسْنِ الظَّنِّ بِکَ فَسَوَّلَتْ لِی نَفْسِیَ الْإِقْدَامَ عَلَیْهِ فَوَاقَعْتُهُ وَ أَنَا عَارِفٌ بِمَعْصِیَتِی فِیهِ لَکَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که در شب یا روز در تنهایی به سراغ آن رفتم و تو پرده های ستّاریت را بر من فرو انداختی، به طوری که هیچ کس جز تو، ای خدای جبّار، نمیدید، پس به تردید افتادم بین این که از ترس تو آن را ترک کنم یا به واسطه ی حسن ظن به تو آن را مرتکب شوم. پس نفس آن را برایم زینت داد و انجام دادم در حالی که میدانستم معصیت تو را مرتکب میشوم؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست

 و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۲۹- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ اسْتَقْلَلْتُهُ أَوِ اسْتَکْثَرْتُهُ أَوِ اسْتَعْظَمْتُهُ أَوِ اسْتَصْغَرْتُهُ أَوْ وَرَّطَنِی جَهْلِی فِیهِ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که آن را کم شمردم یا زیاد، زیاد شمردم یا کوچک، یا این که نادانیم مرا در ورطه ی آن فروبرد؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


‏۳۰- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ مَالَأْتُ فِیهِ عَلَى أَحَدٍ مِنْ خَلْقِکَ أَوْ أَسَأْتُ بِسَبَبِهِ إِلَى أَحَدٍ مِنْ بَرِیَّتِکَ أَوْ زَیَّنَتْهُ لِی نَفْسِی أَوْ أَشَرْتُ بِهِ إِلَى غَیْرِی أَوْ دَلَلْتُ عَلَیْهِ سِوَایَ أَوْ أَصْرَرْتُ عَلَیْهِ بِعَمْدِی أَوْ أَقَمْتُ عَلَیْهِ بِجَهْلِی فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که در آن معاونت(یاری، همراهی) کردم علیه یکی از بندگانت، یا دیگری را به سوی آن راهنمایی کردم، و یا غیر خود را به سوی آن دلالت نمودم، یا با تعمّد در آن اصرار ورزیدم، یا از روی نادانی در آن مقیم شدم؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!






نوع مطلب : امـــــــام علـــــــــــــــــی، 
برچسب ها : استغفار هـفـتاد بندی امام علی علیه السّلام،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 15 آذر 1397


استغفار هفتاد بندی مولا امیرالمومنین علی علیه السلام

 

قسمت چهارم(بند های 40-31)



۳۱- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ خُنْتُ فِیهِ أَمَانَتِی أَوْ بَخَسْتُ فِیهِ بِفِعْلِهِ نَفْسِی أَوْ أَخْطَأْتُ بِهِ عَلَى بَدَنِی أَوْ آثَرْتُ فِیهِ شَهَوَاتِی أَوْ قَدَّمْتُ فِیهِ لَذَّاتِی أَوْ سَعَیْتُ فِیهِ لِغَیْرِی أَوِ اسْتَغْوَیْتُ إِلَیْهِ مَنْ تَابَعَنِی أَوْ کَاثَرْتُ فِیهِ مَنْ مَنَعَنِی أَوْ قَهَرْتُ عَلَیْهِ مَنْ غَالَبَنِی أَوْ غَلَبْتُ عَلَیْهِ بِحِیلَتِی أَوِ اسْتَزَلَّنِی إِلَیْهِ مَیْلِی فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که به امانت خویش در آن خیانت کردم، یا با انجام دادن آن از ارزش نفس خود کاستم، یا با آن بر بدنم صدمه وارد کردم، یا شهواتم را بر آن برگزیدم، یا لذت هایم را در آن مقدم داشتم، یا برای دیگری در آن تلاش نمودم، یا آنکس را که از من پیروی می نمود اغوا نمودم و به سوی آن کشاندم، یا علیه کسی که مرا از آن منع میکرد لشکر کشی کردم تا بر او چیره شوم، یا با قهر بر کسی که میخواست بر من غلبه کند یا با حیله و نیرنگ بر او دست یافتم، یا میلم مرا به سوی آن لغزانید؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۳۲- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ اسْتَعَنْتُ عَلَیْهِ بِحِیلَهٍ تُدْنِی مِنْ غَضَبِکَ أَوِاسْتَظْهَرْتُ بِنَیْلِهِ عَلَى أَهْلِ طَاعَتِکَ أَوِ اسْتَمَلْتُ بِهِ أَحَداً إِلَى مَعْصِیَتِکَ أَوْ رَائَیْتُ فِیهِ عِبَادَکَ أَوْ لَبَسْتُ عَلَیْهِمْ بِفِعَالِی فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که به کمک نقشه ای که مرا به غضب تو نزدیک میکرد به آن دست یافتم، یا با آن بر اهل طاعتت غلبه کردم، یا کسی را با آن به معصیتت مایل نمودم، یا با آن خود را نزد بندگانت خوب نشان دادم، یا با کردارم خود را نزد آنها وارونه جلوه دادم؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


 ۳۳- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ کَتَبْتَهُ عَلَیَّ بِسَبَبِ عُجْبٍ کَانَ مِنِّی بِنَفْسِی أَوْ رِیَاءٍ أَوْ سُمْعَهٍ أَوْ خُیَلَاءَ أَوْ فَرَحٍ أَوْ حِقْدٍ أَوْ مَرَحٍ أَوْ أَشَرٍ أَوْ بَطَرٍ أَوْحَمِیَّهٍ أَوْ عَصَبِیَّهٍ أَوْ رِضاً أَوْ سَخَطٍ أَوْ شُحٍّ أَوْ سَخَاءٍ أَوْ ظُلْمٍ أَوْ خِیَانَهٍ أَوْ سَرِقَهٍ أَوْ کَذِبٍ أَوْ نَمِیمَهٍ أَوْ لَعِبٍ أَوْ نَوْعٍ مِمَّا یُکْتَسَبُ بِمِثْلِهِ الذُّنُوبُ وَ یَکُونُ فِی اجْتِرَاحِهِ الْعَطَبُ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَالْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که بر من نوشته ای به جهت خود پسندی ای که در من به وجود آمده، یا خود نمایی، یا خودستایی(با رساندن عمل خود به گوش دیگران)، یا تکبّر، یا شادمانی، یا کینه، یا خوشی، یا بخشندگی، یا بخل، یا ظلم، یا خیانت، یا دزدی، یا دروغ، یا سخن چینی، یا لهو و لعب، یا هرنوع کاری که با آن مرتکب گناه میشوند و هر که آن را انجام دهد خود را به هلاکت اندازد؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۳۴- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ سَبَقَ فِی عِلْمِکَ أَنِّی فَاعِلُهُ بِقُدْرَتِکَ الَّتِی قَدَرْتَ بِهَا عَلَى کُلِّ شَیْ‏ءٍ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینّ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که در علم تو گذشته که من با کمک و استعانت از قدرت تو انجام داده ام، آن قدرتی که تو را بر همه چیز توانا کرده است؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست 

و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۳۵- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ رَهِبْتُ بِهِ سِوَاکَ أَوْ عَادَیْتُ فِیهِ أَوْلِیَاءَکَ أَوْ وَالَیْتُ فِیهِ أَعْدَاءَکَ أَوْخَذَلْتُ فِیهِ أَحِبَّاءَکَ أَوْ تَعَرَّضْتُ فِیهِ لِشَیْ‏ءٍ مِنْ غَضَبِکَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که در آن از غیر تو ترسیدم، یا به وسیله ی آن با اولیایت دشمنی کردم یا با دشمنانت دوستی کردم، یا دوستانت را واگذاشتم، یا با آن خود را در معرض خشم و غضب در آوردم؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


 ۳۶- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ تُبْتُ إِلَیْکَ مِنْهُ ثُمَّ عُدْتُ فِیهِ وَ نَقَضْتُ الْعَهْدَ فِیمَا بَیْنِی وَ بَیْنَکَ جُرْأَهً مِنِّی عَلَیْکَ لِمَعْرِفَتِی بِکَرَمِکَ وَ عَفْوِکَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که از آن به سویت توبه کردم و مجدّداً به سوی آن برگشتم، و عهدی را که بین من و تو بود با گستاخی و جرأت نقض کردم؛ زیرا با کَرَم و عفو تو آشنا بودم؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


 ۳۷- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ أَدْنَانِی مِنْ عَذَابِکَ أَوْ نَأَى عَنْ ثَوَابِکَ أَوْ حَجَبَ عَنِّی رَحْمَتَکَ أَوْ کَدَرَ عَلَیَّ نِعْمَتَکَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش میطلبم برای هر گناهی که مرا به عذابت نزدیک کرده، یا از پاداش نیکویت دور نموده، یا مانع رحمتت گشته، یا نعمتت را بر من مکدّر نموده است؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست 

و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۳۸- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ حَلَلْتُ بِهِ عَقْداً شَدَدْتُهُ أَوْ حَرَّمْتُ بِهِ نَفْسِی خَیْراً وَعَدْتَنِی بِهِ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش میطلبم برای هر گناهی که به واسطه ی آن پیمانی را که محکم کرده بودی شکستم، یا خود را از خیری که وعده داده بودی محروم کردم؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست 

و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۳۹- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ ارْتَکَبْتُهُ بِشُمُولِ عَافِیَتِکَ أَوْ تَمَکَّنْتُ مِنْهُ بِفَضْلِ نِعْمَتِکَ أَوْ قَوِیتُ عَلَیْهِ بِسَابِغِ رِزْقِکَ أَوْخَیْرٍ أَرَدْتُ بِهِ وَجْهَکَ فَخَالَطَنِی فِیهِ وَ شَارَکَ فِعْلِى مَا لَا یَخْلُصُ لَکَ أَوْ وَجَبَ عَلَیَّ مَا أَرَدْتُ بِهِ سِوَاکَ فَکَثِیرٌ مَا یَکُونُ کَذَلِکَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که به کمک عافیتت آن را مرتکب شدم، یا به نعمت فراوانت متمکّن به انجام آن شدم، یا به واسطه ی رزق واسعت بر آن قدرت پیدا کردم، یا خواستم کار خیری را برای رضای تو انجام دهم، ولی نیّت غیر تو در من وارد شد و کار مرا آلوده ساخت، یا گناهی که وبال آن به واسطه ی این که غیر تو را با آن خواستم دامنگیر من شد که بسیار از موارد همین گونه است؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۴۰- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ دَعَتْنِی الرُّخْصَهُ فَحَلَّلْتُهُ لِنَفْسِی وَ هُوَ فِیمَا عِنْدَکَ مُحَرَّمٌ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

 بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که رخصت در آن انگیزه ی من شد تا برای خود حلال دانستم، در حالی که نزد تو حرام بود؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!






نوع مطلب : امـــــــام علـــــــــــــــــی، 
برچسب ها : استغفار هـفـتاد بندی امام علی علیه السّلام،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 15 آذر 1397


استغفار هفتاد بندی مولا امیرالمومنین علی علیه السلام

 

قسمت پنجم(بند های 50-41)



۴۱- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ خَفِیَ عَنْ خَلْقِکَ وَ لَمْ یَعْزُبْ عَنْکَ فَاسْتَقَلْتُکَ مِنْهُ فَأَقَلْتَنِی ثُمَّ عُدْتُ فِیهِ فَسَتَرْتَهُ عَلَیَّ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که از مردم مخفی است، اما از تو پنهان نیست، پس از تو خواستم که بگذری و تو گذشتی. آنگاه بار دیگر آنرا انجام دادم و آنرا هم بر من پوشاندی؛پس بر محمد و آل محمد درود فرست و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۴۲- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ خَطَوْتُ إِلَیْهِ بِرِجْلِی أَوْ مَدَدْتُ إِلَیْهِ یَدِی أَوْ تَأَمَّلَهُ بَصَرِی أَوْ أَصْغَیْتُ إِلَیْهِ بِسَمْعِی أَوْ نَطَقَ بِهِ لِسَانِی أَوْ أَنْفَقْتُ فِیهِ مَا رَزَقْتَنِی ثُمَّ اسْتَرْزَقْتُکَ عَلَى عِصْیَانِی فَرَزَقْتَنِی ثُمَّ اسْتَعَنْتُ بِرِزْقِکَ عَلَى مَعْصِیَتِکَ فَسَتَرْتَ عَلَیَّ ثُمَّ سَأَلْتُکَ الزِّیَادَهَ فَلَمْ تُخَیِّبْنِی وَ جَاهَرْتُکَ فِیهِ فَلَمْ تَفْضَحْنِی فَلَا أَزَالُ مُصِرّاً عَلَى مَعْصِیَتِکَ وَ لَا تَزَالُ عَائِداً عَلَیَّ بِحِلْمِکَ وَ مَغْفِرَتِکَ یَا أَکْرَمَ الْأَکْرَمِینَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که با پای خود به سوی آن گام برداشتم، یا دستم را به سوی آن دراز کردم، یا چشمم با دقت آن را نظاره کرد، یا گوشم را به سوی آن باز نمودم، یا زبانم به آن گویا شد، یا آنچه را به من عطا کردی در آن خرج کردم، سپس با وجود عصیان از تو روزی خواستم و تو به من دادی. آنگاه از رزق تو در راه معصیت کمک گرفتم و تو آن را پوشاندی، سپس از تو بیشتر خواستم باز ناامیدم نکردی و آشکارا آن را مرتکب شدم، رسوایم ننمودی و پیوسته بر معصیتت اصرار می ورزم، ولی همواره توبه ام را میپذیری و با حلم مغفرتت گذشت میکنی ای کریمترین کریمان! ؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۴۳- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ یُوجِبُ عَلَیَّ صَغِیرُهُ أَلِیمَ عَذَابِکَ وَ یُحِلُّ بِی کَبِیرُهُ شَدِیدَ عِقَابِکَ وَ فِی إِتْیَانِهِ تَعْجِیلُ نَقِمَتِکَ وَ فِی الْإِصْرَارِ عَلَیْهِ زَوَالُ نِعْمَتِکَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِین.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که کوچک آن باعث عذاب دردناک و بزرگ آن عقوبت شدیدت را در پی دارد، و انجام دادن آن باعث تعجیل نقمتت میگردد، و اصرار بر آن زوال نعمتت را در پی دارد؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


‏۴۴- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ لَمْ یَطَّلِعْ عَلَیْهِ أَحَدٌ سِوَاکَ وَ لَا عَلِمَهُ أَحَدٌ غَیْرُکَ وَ لَا یُنْجِینِی مِنْهُ إِلَّا حِلْمُکَ وَ لَا یَسَعُهُ إِلَّا عَفْوُکَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که هیچ کس جز تو بر آن آگاه نشده، و کسی غیر تو آن را ندانسته، و جز حلمت مرا از آن نجاتی نیست و غیر عفوت چیزی فراگیر آن نیست؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۴۵- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ یُزِیلُ النِّعَمَ أَوْ یُحِلُّ النِّقَمَ أَوْ یُعَجِّلُ الْعَدَمَ أَوْیُکْثِرُ النَّدَمَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که نعمتها را از بین میبرد و بدبختی را فرود می آورد یا موجب تعجیل در فنا و نیستی میشود، یا باعث پشیمانی بسیار می گردد؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۴۶- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ یَمْحَقُ الْحَسَنَاتِ وَ یُضَاعِفُ السَّیِّئَاتِ وَ یُعَجِّلُ النَّقِمَاتِ وَ یُغْضِبُکَ یَا رَبَّ السَّمَاوَاتِ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَاغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که حسنات را نابود و سیئات را دوچندان میکند، بدبختی ها را با شتاب به سوی انسان سوق داده و تو را، ای پروردگار آسمان ها، به غضب می آورد؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


  ۴۷- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ أَنْتَ أَحَقُّ بِمَعْرِفَتِهِ إِذْ کُنْتَ أَوْلَى بِسَتْرَتِهِ[بِسَتْرِهِ‏] فَإِنَّکَ أَهْلُ التَّقْوى‏ وَ أَهْلُ الْمَغْفِرَهِ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که تو به شناخت آن آگاه تری زیرا پیش از هر کس تو به پوشانیدن آن سزاوارتری، چون فقط تو سزاوار پرهیز و آمرزش هستی؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست 

و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۴۸- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ تَجَهَّمْتُ فِیهِ وَلِیّاً مِنْ أَوْلِیَائِکَ مُسَاعَدَهً فِیهِ لِأَعْدَائِکَ أَوْ مَیْلًا مَعَ أَهْلِ مَعْصِیَتِکَ عَلَى أَهْلِ طَاعَتِکَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش میطلبم برای هر گناهی که در آن به جهت کمک به دشمنانت، یا خوش آمد گناهکاران و مقدّم داشتن آن ها بر اهل طاعتت، با یکی از اولیایت، رو ترش کرده و اخم نمودم؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست 

و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۴۹- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ أَلْبَسَنِی کِبْرَهً وَ انْهِمَاکِی فِیهِ ذِلَّهٌ أَوْ آیَسَنِی مِنْ وُجُودِ رَحْمَتِکَ أَوْ قَصَّرَ بِیَ الْیَأْسَ عَنِ الرُّجُوعِ إِلَى طَاعَتِکَ لِمَعْرِفَتِی بِعَظِیمِ جُرْمِی وَ سُوءِ ظَنِّی بِنَفْسِی فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که لباس تکبر به من پوشانید و فرو رفتن در آن موجب ذلّت گردید، یا مرا از وجود رحمتت مأیوس گردانید، یا نا امیدی مرا از بازگشت به طاعتت بازداشت، چون به جرم بزرگم آشنا و نفس خویش بدگمان بودم؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست 

و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۵۰- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ أَوْرَدَنِی الْهَلَکَهَ لَوْ لَا رَحْمَتُکَ وَأَحَلَّنِی دَارَ الْبَوَارِ لَوْ لَا تَغَمُّدُکَ وَ سَلَکَ بِی سَبِیلَ الْغَیِّ لَوْ لَا رُشْدُکَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَاخَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که اگر رحمتت شامل نمیشد، مرا به هلاکت انداخته بود، و مرا به دار فنا و نابودی میکشانید؛ و اگر هدایت تو نبود مرا به گمراهی میبرد؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست 

و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!






نوع مطلب : امـــــــام علـــــــــــــــــی، 
برچسب ها : استغفار هـفـتاد بندی امام علی علیه السّلام،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 15 آذر 1397


استغفار هفتاد بندی مولا امیرالمومنین علی علیه السلام

 

قسمت ششم(بند های 70-51)



 ۵۱- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ أَلْهَانِی عَمَّا هَدَیْتَنِی إِلَیْهِ أَوْ أَمَرْتَنِی بِهِ أَوْ نَهَیْتَنِی عَنْهُ أَوْ دَلَلْتَنِی عَلَیْهِ فِیمَا فِیهِ الْحَظُّ لِبُلُوغِ رِضَاکَ وَ إِیْثَارِ مَحَبَّتِکَ وَ الْقُرْبِ مِنْکَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که مرا غافل کرده از آنچه به سوی آن هدایتم کردی، یا به آن امر نمودی، یا از آن نهی فرمودی، یا راهنمایی کردی به سوی آنچه که در آن توفیق رسیدن به خشنودیت، یا برگزیدن محبت و قربت میباشد؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست

و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


 ۵۲- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ یَرُدُّ عَنْکَ دُعَائِی أَوْ یَقْطَعُ مِنْکَ رَجَائِی أَوْ یُطِیلُ فِی سَخَطِکَ عَنَائِی أَوْ یَقْصُرُ عِنْدَکَ أَمَلِی فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که مانع قبولی دعایم میگردد، یا امید مرا ازتو قطع مینماید؛یارنج و زحمت مرا به واسطه خشمت طولانی میکند،یاامیدم را به تو کم مینماید ؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۵۳- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ یُمِیتُ الْقَلْبَ وَ یَشْعَلُ الْکَرْبَ وَ یُرْضِی الشَّیْطَانَ وَ یُسْخِطُ الرَّحْمَنَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که دل را میمیراند، و آتش مشکلات را می افروزد، و شیطان را خشنود و خدای رحمان را به خشم می آورد؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست 

و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۵۴- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ یَعْقُبُ الْیَأْسَ مِنْ رَحْمَتِکَ وَ الْقُنُوطَ مِنْ مَغْفِرَتِکَ وَ الْحِرْمَانَ مِنْ سَعَهِ مَا عِنْدَکَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که یأس از رحمتت، و نا امیدی از مغفرتت و محروم ماندن از فراوانی آنچه نزد توست را در پی دارد؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست

 و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۵۵- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ مَقَتَ نَفْسِی عَلَیْهِ إِجْلَالًا لَکَ فَأَظْهَرْتُ لَکَ التَّوْبَهَ فَقَبِلْتَ وَ سَأَلْتُکَ الْعَفْوَ فَعَفَوْتَ ثُمَّ مَالَ بِیَ الْهَوَى إِلَى مُعَاوَدَتِهِ طَمَعاً فِی سَعَهِ رَحْمَتِکَ وَ کَرِیمِ عَفْوِکَ نَاسِیاً لِوَعِیدِکَ رَاجِیاً لِجَمِیلِ وَعْدِکَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش میطلبم برای هر گناهی که به خاطر تعظیم تو با نفس خویش دشمن گشته و اظهار توبه نمودم و تو پذیرفتی و از تو در خواست عفو کردم و تو عفو نمودی ولی پس از آن هوای نفس مرا به سوی آن مایل کرد تا این که به طمع رحمت واسعه و عفو کریمانه ات و با فراموشی تهدیدت و آرزوی وعده ی جمیلت مجدّداً به آن بازگشتم؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست 

و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۵۶- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ یُوجِبُ سَوَادَ الْوُجُوهِ یَوْمَ تَبْیَضُّ وُجُوهُ أَوْلِیَائِکَ وَ تَسْوَدُّ وُجُوهُ أَعْدَائِکِ إِذْ أَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ یَتَلاوَمُونَ فَقِیلَ لَهُمْ لا تَخْتَصِمُوا لَدَیَّ وَ قَدْ قَدَّمْتُ إِلَیْکُمْ بِالْوَعِیدِ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که باعث روسیاهی میشود در آن روزی که چهره ی دوستانت سفید و چهره دشمنانت سیاه میگردد، آن زمانی که گروهی یکدیگر را ملامت میکنند، پس گفته میشود که “نزد من با همدیگر مخاصمه نکنید، چه من پیش از این وعیدم را به شما رسانده” بودم؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست 

و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


 ۵۷- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ یَدْعُو إِلَى الْکُفْرِ وَ یُطِیلُ الْفِکْرَ وَ یُورِثُ الْفَقْرَ وَیَجْلِبُ الْعُسْرَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاغْفِرْهُ لِی یَاخَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که به کفر میکشد و فکر و تحیّر را زیاد میکند، و موجب فقر میشود و سختی را پیش میکشد؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست 

و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۵۸- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ یُدْنِی الْآجَالَ وَ یَقْطَعُ الْآمَالَ وَ یَبْتُرُ الْأَعْمَارَ فُهْتُ بِهِ أَوْ صَمَتُّ عَنْهُ حَیَاءً مِنْکَ عِنْدَ ذِکْرِهِ أَوْ أَکْنَنْتُهُ فِی صَدْرِی أَوْ عَلِمْتَهُ مِنِّی فَإِنَّکَ تَعْلَمُ السِّرَّ وَ أَخْفَى فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که موجب نزدیکی مرگ و اجل میکردد، و موجب قطع امیدها و آرزوها میگردد و عمرها را کوتاه میکند، چه بر زبان آورده باشم یا هنگامی که آن را به یاد آوردم به خاطر شرمندگی از تو از آن دم فرو بستم، یا آن را در سینه پنهان کرده ام، یا من از آن بی خبرم و تو آن را میدانی، زیرا تو به هر سری و مخفی تر از آن آگاهی؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست 

و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۵۹- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ یَکُونُ فِی اجْتِرَاحِهِ قَطْعُ الرِّزْقِ وَ رَدُّ الدُّعَاءِ وَ تَوَاتُرُ الْبَلَاءِ وَ وُرُودُ الْهُمُومِ وَ تُضَاعُفُ الْغُمُومِ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که در ارتکاب آن قطع روزی، و رد شدن دعا و پی درپی آمدن بلا و روی آوردن ناراحتی ها، و مضاعف شدن غم هاست؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست

 و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


 ۶۰- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ یُبْغِضُنِی إِلَى عِبَادِکَ وَ یَنْفِرُ عَنِّی أَوْلِیَاءَکَ‏ أَوْ یُوحِشُ مِنِّی أَهْلَ طَاعَتِکَ لِوَحْشَهِ الْمَعَاصِی وَ رُکُوبِ الْحُوبِ وَ کَآبَهِ الذُّنُوبِ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که مرا نزد بندگانت مبغوض میدارد و اولیایت را از من متنفّر میسازد، یا اهل طاعتت را به جهت وحشت از معاصی و ارتکاب و اندوه جرائم، از من به وحشت می اندازد؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست 

و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!






نوع مطلب : امـــــــام علـــــــــــــــــی، 
برچسب ها : استغفار هـفـتاد بندی امام علی علیه السّلام،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 15 آذر 1397



استغفار هفتاد بندی مولا امیرالمومنین علی علیه السلام

قسمت هفتم(بند های 70-61)


 ۶۱- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ دَلَّسْتُ بِهِ مِنِّی مَا أَظْهَرْتَهُ أَوْ کَشَفْتُ عَنِّی بِهِ مَا سَتَرْتَهُ أَوْ قَبَّحْتُ بِهِ مِنِّی مَا زَیَّنْتَهُ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که با آن، آنچه را ظاهر کرده بودی واونه جلوه دادم، یا با آن، آنچه را ازمن پوشانده بودی بر ملا کردم، یا با آن آنچه را زینت داده بودی زشت شمردم؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست 

و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


 ۶۲- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ لَا یُنَالُ بِهِ عَهْدُکَ وَ لَا یُؤْمَنُ بِهِ غَضَبُکَ وَ لَا تَنْزِلُ مَعَهُ رَحْمَتُکَ وَ لَا تَدُومُ مَعَهُ نِعْمَتُکَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَاغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که به جهت آن به عهد تو نمیتوان رسید، و از خشم و غضبت نمیتوان در امان ماند، و با وجود آن، رحمتت نازل نمی شود، و نعمتت به واسطه ی آن از تداوم باز می ایستد؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست 

و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۶۳- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ اسْتَخْفَیْتُ لَهُ ضَوْءَ النَّهَارِ مِنْ عِبَادِکَ وَ بَارَزْتُ بِهِ فِی ظُلْمَهِ اللَّیْلِ جُرْأَهً مِنِّی عَلَیْکَ عَلَى أَنِّی أَعْلَمُ أَنَّ السِّرَّ عِنْدَکَ عَلَانِیَهٌ وَ أَنَّ الْخَفِیَّهَ عِنْدَکَ بَارِزَهٌ وَ أَنَّهُ لَنْ یَمْنَعَنِی مِنْکَ مَانِعٌ وَ لَا یَنْفَعُنِی عِنْدَکَ نَافِعٌ مِنْ مَالٍ وَ بَنِینٍ إِلَّا أَنْ أَتَیْتُکَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که در روشنایی روز، خود را از دید بندگانت پنهان کردم و در تاریکی شب، با جسارت در پیشگاهت آشکارا مرتکب آن شدم، با آنکه میدانستم سرّ پیش تو آشکار است و پنهان، نزد تو هویداست و اینکه هیچ مانعی از تو باز نمیدارد و چیزی از مال و اولاد پیش تو به من سودی نمی بخشد مگر این که با قلب سلیم نزد تو آیم؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست 

و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۶۴- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ یُورِثُ النِّسْیَانَ لِذِکْرِکَ وَ یُعَقِّبُ الْغَفْلَهَ عَنْ تَحْذِیرِکَ أَوْ یُمَادِی فِی الْأَمْنِ مِنْ أَمْرِکَ أَوْ یَطْمَعُ فِی طَلَبِ الرِّزْقِ مِنْ عِنْدِ غَیْرِکَ أَوْ یُؤْیِسُ مِنْ خَیْرِ مَا عِنْدَکَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که باعث فراموشی یاد تو و غفلت از هشدارهایت خواهد بود، یا مرا در امنیّت از مکرت قرار میدهد، یا مرا به طمع می اندازد که از غیر تو طلب روزی کنم، یا از خیری که نزد توست مأیوس می سازد؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست 

و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۶۵- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ لَحِقَنِی بِسَبَبِ عُتْبَی عَلَیْکَ فِی احْتِبَاسِ الرِّزْقِ عَنِّی وَ إِعْرَاضِی عَنْکَ وَ مَیْلِی إِلَى عِبَادِکَ بِالِاسْتِکَانَهِ لَهُمْ وَ التَّضَرُّعِ إِلَیْهِمْ وَ قَدْ أَسْمَعْتَنِی قَوْلَکَ فِی مُحْکَمِ کِتَابِکَ فَمَااسْتَکانُوا لِرَبِّهِمْ وَ ما یَتَضَرَّعُونَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که مرا به خاطر پرخاش و ناشکری و روگردانی از تو و رفتن در خانه ی بندگانت با خواری و ذلت در هنگام حبس رزق و بسته شدن در روزی در برگرفته، آن گاه که با زاری به سراغ بندگانت رفتم در حالی که کلامت را در کتاب محکمت به گوشم رسانده بودی که “آنان برای پروردگارشان اظهار خضوع و تضرّع نکردند.” ؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست 

و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۶۶- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ لَزِمَنِی بِسَبَبِ کُرْبَهٍ اسْتَعَنْتُ عِنْدَهَا بِغَیْرِکَ أَوِ اسْتَبْدَدْتُ بِأَحَدٍ مِنْهَا دُونَکَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که همراهم گشت به خاطر گرفتاری که در آن از غیر تو کمک خواستم، یا در آن گرفتاری به کسی جز تو پناه بردم؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست 

و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۶۷- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ حَمَلَنِی عَلَى الْخَوْفِ مِنْ غَیْرِکَ أَوْ دَعَانِی إِلَى التَّوَاضُعِ لِأَحَدٍ مِنْ خَلْقِکَ أَوِ اسْتَمَالَنِی إِلَیْهِ الطَّمَعُ فِیمَا عِنْدَهُ أَوْ زَیَّنَ لِی طَاعَتَهُ فِی مَعْصِیَتِکَ اسْتِجْرَاراً لِمَا فِی یَدِهِ وَ أَنَا أَعْلَمُ بِحَاجَتِی إِلَیْکَ لَا غِنَا لِی عَنْکَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که مرا واداشت که از غیر تو بترسم، یا مرا به تواضع کردن پیش یکی از مخلوقاتت کشانید، یا به طمع آنچه نزد او بود به سوی او مایل شدم، یا چون پیروی اش را در معصیت تو برای من زینت و جلوه داده بود مرتکب شدم، در حالی که من میدانم همواره به تو محتاجم و هرگز از تو بی نیاز نیستم؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست

 و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۶۸- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ مَدَحْتُهُ بِلِسَانِی أَوْ هَشَّتْ إِلَیْهِ نَفْسِی أَوْ حَسَّنْتُهُ بِفِعَالِی أَوْ حَثَثْتُ إِلَیْهِ بِمَقَالِی وَ هُوَ عِنْدَکَ قَبِیحٌ تُعَذِّبُنِی عَلَیْهِ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که با زبان آن را مدح کردم، یا نفسم به سوی آن مشتاق گشت، یا با کردار خود آن را نیکو جلوه دادم، یا با گفتارم به آن تشویق کردم، در حالی که آن نزد تو قبیح بوده و بر آن عذابم میکنی؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست 

و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۶۹- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ مَثَّلَتْهُ فِیَّ نَفْسِی اسْتِقْلَالًا لَهُ وَ صَوَّرَتْ لِی اسْتِصْغَارَهُ وَهَوَّنَتْ عَلَیَّ الِاسْتِخْفَافَ بِهِ حَتَّى أَوْرَطَتْنِی فِیهِ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ  وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که با کوچک شمردن آن در نفسم آن را تصوّر کردم، پس حقیر شمردن آن را برایم مجسّم نمود، و خفیف شمردن را بر من آسان کرد تا آن که مرا در ورطه ی آن فرو برد؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست 

و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!


۷۰- اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ جَرَى بِهِ عِلْمُکَ فِیَّ وَ عَلَیَّ إِلَى آخِرِ عُمُرِی بِجَمِیعِ ذُنُوبِی لِأَوَّلِهَا وَ آخِرِهَا وَ عَمْدِهَا وَ خَطَائِهَا وَ قَلِیلِهَا وَ کَثِیرِهَا وَ دَقِیقِهَا وَ جَلِیلِهَا وَ قَدِیمِهَا وَ حَدِیثِهَا وَ سِرِّهَا وَ عَلَانِیَتِهَا وَ جَمِیعِ مَا أَنَا مُذْنِبُهُ وَ أَتُوبُ إِلَیْکَ وَ أَسْأَلُکَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَغْفِرَ لِی جَمِیعَ مَا أَحْصَیْتَ مِنْ مَظَالِمِ الْعِبَادِ قِبَلِی فَإِنَّ لِعِبَادِکَ عَلَیَّ حُقُوقاً أَنَا مُرْتَهَنٌ بِهَا تَغْفِرُهَا لِی کَیْفَ شِئْتَ وَ أَنَّى شِئْتَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِین.

بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که در علم تو درباره ی من و علیه من تا آخر عمرم ثبت گردیده، همه گناهانم از اول و آخرش، و عمدی و سهوی، و کم و زیاد، ظریف و باریک و یا جلیل و بزرگش، قدیم و جدیدش، پنهان و آشکارش، و همه ی آن گناهانی که من مرتکب آن می شوم و به سوی تو توبه میکنم. و میخواهم که بر محمد و آل محمد درود فرستی و همه ی مظالم بندگان را که بر ذمه ی من آمده و تو آن ها را به شماره آورده ای ببخشی؛ زیرا بندگانت برگردنم حقوقی دارند که من در گرو آنها هستم، پس هرگونه و هر زمان که خواستی آنها را بیامرز ای مهربانترین مهربانان!






نوع مطلب : امـــــــام علـــــــــــــــــی، 
برچسب ها : استغفار هـفـتاد بندی امام علی علیه السّلام،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 15 آذر 1397





حدیث جامع کیفیّت حال و روز  شیعیان و محبّین و حال و روز 

دشمنان علی ابن ابیطالب علیه السّلام در قیامت


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب385 –(نوادر)-حدیث 81-مطلب شماره 580



اسحاق بن یحیى اللیثى معروف به ابراهیم، از محضر مبارك امام باقر علیه السّلام سؤال کرد : اى فرزند رسول خدا بفرمایید آیا مؤمنى كه مستبصر است وقتى صاحب معرفت شد و كمال یافت مرتكب زنا مى‏ شود.؟

حضرت فرمودند: خیر.

عرض كردم: آیا لواط مى‏ كند؟

فرمودند: خیر.

عرض كردم: دزدى مى‏ نماید؟

فرمودند: خیر.

عرض كردم: شرب خمر مى‏ كند؟

فرمودند: خیر.

عرض كردم: آیا كبیره‏ اى از این كبائر یا فاحشه‏ اى از فواحش را انجام مى‏ دهد؟

فرمودند: خیر.

عرض كردم: گناهى مى‏ كند؟

فرمودند: آرى، او مؤمن گناهكارى است كه ملمّ مى ‏باشد.

عرض كردم: معناى ملمّ چیست؟

فرمودند: «الملمّ بالذنب» یعنى كسى كه گناهى مى ‏كند ولى ملازم با آن نبوده و اصرار بر آن نمى‏ ورزد.

راوى مى‏ گوید: عرض كردم: سبحان اللَّه! خیلى جاى تعجب است كه مؤمن زنا و لواط و سرقت نمى ‏كند و شراب نیاشامیده و كبیره ‏اى از كبائر را مرتكب نشده و فاحشه‏ اى از فواحش را انجام نمى‏ دهد!!

حضرت فرمودند: از كار خدا نباید تعجب نمود، حق تعالى آنچه را كه بخواهد انجام مى ‏دهد و از فعلش سؤال نمى‏ شود ولى بندگان مورد سؤال و بازخواست قرار مى‏ گیرند، پس از چه تعجّب كردى اى ابراهیم؟

سؤال كن و خوددارى نكن و شرم و حیا ننما، این علم را متكبّر و كسى كه از سؤال حیاء مى‏ كند فرا نمیگیرد.

عرض كردم: اى فرزند رسول خدا، از شیعیان شما كسانى را سراغ دارم كه شرب خمر نموده، راه را بر مردم مى‏ بندند و راهها را مخوف و خطرناك مى‏ كنند، مرتكب زنا و لواط شده، ربا مى‏ خورند مبادرت به فواحش مى‏ كنند، در خواندن نماز و گرفتن روزه و دادن زكات سستى از خود نشان مى‏دهند، قطع رحم مى‏ نمایند و كبائر و معاصى كبیره را مرتکب مى‏ شود، پس توجیه آن چیست و چرا مؤمنى كه شیعه شما است فاعل این قبایح مى ‏باشد؟

حضرت فرمودند: اى ابراهیم، آیا در سینه ‏ات غیر از این سؤال، سؤال دیگرى خلجان نمى‏ كند؟

عرض كردم: چرا اى فرزند رسول خدا، سؤال بزرگتر از این! حضرت فرمودند: آن سؤال چیست؟

عرض كردم: اى فرزند رسول خدا آن سؤال این است كه: از دشمنان و كسانى كه نصب عداوت و بغض شما را مى‏ كنند كسانى را یافته ‏ام كه نماز زیاد خوانده و بسیار روزه گرفته، زكات اموالش را داده، حج و عمره نموده، بر جهاد راغب و حریص بوده، افعال نیك و كردار پسندیده داشته صله رحم نموده، حقوق برادران دینى را اداء كرده، در مالش با دیگران رعایت مواسات را كرده، از شرب خمر دورى نموده، مرتكب زنا و لواط و سایر فواحش نمى ‏گردد، منشأ آن چیست و چطور مى‏توان این را توجیه كرد؟

پس برایم این راز را گفته و برهان و بیّنه ‏اش را بیان نمایید، به خدا سوگند فكرم را به خود مشغول كرده و خواب شب از من ربوده است.

راوى مى‏ گوید: حضرت باقر علیه السّلام تبسّم نموده و سپس فرمودند:

اى ابراهیم، بیانى كه مشكلت را حل كند و سؤالت را جواب داده باشم برایت ایراد خواهم نمود و علمى نهان از خزائن علم خدا را اظهار خواهم كرد، بگو چگونه اعتقاد این دو گروه 

(شیعیان عاصى و دشمنان مؤدّب به آداب) را یافته ‏اى؟

عرض كردم: محبّین و شیعیان شما كه فاعل افعال یاد شده مى‏ باشند كسانى هستند كه اگر بین مشرق و مغرب را از طلا و نقره پر كنند و به آنها دهند كه دست از دوستى و ولایت شما برداشته و به سراغ غیر شما روند هرگز این كار را نمى‏ كنند و اگر در راه دوستى شما با شمشیر بینى‏ه اى ایشان را ببرند و نیز در این راه كشته شوند از این راه برنگشته و دست از آن بر نمى ‏دارند.

و ناصبى را با آنچه از اوصاف كه بر ایشان نقل كردم اینطور دیده ام كه اگر بین مشرق و مغرب را از طلا و نقره پر كنند و به آنها دهند تا از محبّت طواغیت (طاغوت ها) دست كشیده و ولایت و دوستى شما را پیدا كنند امكان ندارد و در راه محبّت طواغیت و ستمگران اگر با شمشیر بینى آنها را ببرند و یا كشته شوند حاضر نیستند از آن دست بردارند و اگر منقبتى از مناقب و فضیلتى از فضایل شما را بشنوند بد حال شده و از آن مشمئز گردیده و رنگشان تغییر كرده و آثار كراهت در صورتشان دیده مى‏ شود و این به خاطر داشتن بغض شما و محبت ظالمان مى‏ باشد.

راوى مى ‏گوید: امام باقر علیه السّلام تبسّم كرده و فرمودند: اى ابراهیم اینجا است كه ناصبى‏ هاى عامل به اعمال یاد شده هلاك مى‏ شوند و پیوسته در آتش فروزان دوزخ معذّبند و از چشمه ‏هاى آب گرم جهنم آب مى‏ نوشند و به خاطر همین است كه خداى عزّوجلّ مى‏ فرماید:

ما توجه به اعمال فاسد بى‏ خلوص و بى‏ حقیقت آنها نموده و تمام را باطل و نابود مى‏ گردانیم اى ابراهیم، آیا مى‏ دانى سبب و سرّ آنچه گفتى چیست؟

عرض كردم: اى فرزند رسول خدا برایم بیان كنید و برهانش را شرح دهید.

حضرت فرمودند: اى ابراهیم خداوند تبارك و تعالى عالم و قدیم بوده و اشیاء را از هیچ آفریده و كسانى كه معتقدند خداوند اشیاء را از چیزى آفریده به او كفر ورزیده‏اند زیرا آن چیزى كه اشیاء را از آن آفریده باید قدیم و با حق تعالى از ازل بوده باشد در حالى كه اینطور نیست.

بلكه حق تعالى اشیاء را از هیچ آفریده، یكى از مخلوقات حق زمین است كه آن را طیّب و پاك آفرید و سپس آن را شكافت و از درونش آب زلال و صاف و شیرین را بیرون آورد و بر آن ولایت ما اهل بیت را عرضه كرد، آب آن را پذیرفت سپس حق تعالى آن را هفت روز بر روى زمین جارى ساخت تا تمام آن را فرا گرفت، بعد آب را برد و پس از آن مقدارى از گِـل روى زمین را برداشت و آن را گِـل ائمه علیهم السلام قرار داد و بعد گِـل ولاى ته ‏نشین شده آن گِـل را برداشت و از آن شیعیان ما را آفرید و اگر گل شما را اى ابراهیم به حال خود مى‏ گذاشت همانطورى كه گل ما را به حال خود گذاشت البته شما و ما یك چیز مى‏ شدیم.

عرض كردم: اى فرزند رسول خدا: با گل ما مگر خداوند چه كرد؟

حضرت فرمودند: خداوند متعال بعد از آن زمین شور و ناپاك و متعفّنى را آفرید، آن را شكافت و آبى بد مزه و شور از آن بیرون آورد سپس ولایت ما را بر آن عرضه‏ داشت، و آن نپذیرفت، آن آب را بر زمین براى هفت روز جارى ساخت تا تمام آن را فرا گرفت، سپس آب را برد و پس از آن مقدارى از گِـل روى آن زمین را برداشت و از آن طاغیان و پیشوایان شان را آفرید، بعد با ته ‏نشین گِـل شما آن را ممزوج كرد و اگر گِـل آنها را به حال خود مى‏ گذاشت و با گل شما ممزوج نمى‏ كرد شهادتین اصلا به زبان جارى نمى‏ كردند، نماز نمى‏ خواندند، روزه نمى ‏گرفتند، زكات نمى‏ دادند، حجّ بجا نمى ‏آوردند، و امانت را به صاحبش رد نمى‏ نمودند و در صورت اصلاٌ شباهتى به شما نداشتند و هیچ چیز گرانتر و سخت‏تر بر مؤمن از این نیست كه دشمنش را بصورت خود ببیند.

عرض كردم: اى فرزند رسول خدا با این دو گِـل چه شد؟

فرمود: این دو را با آب اوّل (آب شیرین و گوارا) و دوّم (آب شور بدمزه و متعفّن) با هم ممزوج كردند بعد آن گل را مالید مثل مالیدن پوست پس از آن یك مشت از آن را برداشت و فرمود این به طرف بهشت باشد و باكى نیست، بعد مشتى دیگر برداشت و فرمود: این به طرف آتش و دوزخ باشد و باكى ندارم، پس از آن آن دو را مخلوط نمود پس از سنخ مؤمن واقع شد و طینت آن را بر سنخ كافر بود و نیز از سنخ كافر واقع شد و طینت آن بر سنخ مؤمن بود، پس آنچه از شیعیان ما مى‏ بینى از قبیل:

زنا، لواط، ترك نماز، ترك روزه، ترك حجّ، ترك جهاد، خیانت یا كبیره‏اى از كبائر بدان كه ناشى است از طینت و عنصر ناصب كه با طینت مؤمن ممزوج گردیده و طینت ناصبى مقتضى اكتساب مآثم و فواحش و كبائر مى‏ باشد. و آنچه از ناصبى مشاهده مى‏ كنى از قبیل:

مواظبت بر نماز، روزه، زكات، حجّ، جهاد و ابواب خیر ناشى از طینت مؤمن است كه با طینت ناصبى ممزوج شده و طینت مؤمن مقتضى اكتساب حسنات و بكار گرفتن اسباب خیر و اجتناب از مآثم(گناهان) مى‏ باشد.

بارى وقتى این اعمال بر حق تبارك و تعالى عرضه شد فرمود:

من عادل بوده، جور و ستم نمى‏ كنم، منصف هستم ظلم را روا نمى‏ دارم، حاكم بوده در حكم خود جور نكرده و از صواب میل به خطاء ننموده و از حق و واقع دور نمى‏ شوم، اعمال زشت را كه مؤمن را مرتكب شده ملحق به سنخ ناصب و طینتش كنید و اعمال حسنه و پسندیده را كه ناصبى كسب نموده به سنخ مؤمن و طینت وى ملح سازید.

تمام این افعال را به اصل خود برگردانید، من خداوندى هستم كه معبودى غیر از او نیست، آگاه به آشكار و نهان هستم، من بر دلهاى بندگانم مطّلع هستم، جور و ظلم نكرده، احدى را ملزم به فعلى نكرده، مگر به آنچه قبل از آفرینشش از او سراغ دارم.

 



«ادامه مطلب»


نوع مطلب : 02-سوره بـقـرة، 05-سوره مـائـده، 07-سوره اعـراف، 16-سوره نـحـل، 25-سوره فــرقــان، 29-سوره عـنکبوت، 53-سوره نـجـم، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، سخنــرانی های کوتـاه قــــرآنی، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، امـــــــام علـــــــــــــــــی، احادیث فضائل امام علی، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 10 آذر 1397



فرقه «مرجئه» چه کسانی هستند؟


 حدیث (61)

حسین بن احمد رحمة اللَّه علیه، از پدرش، از محمّد بن احمد، از ابو عبد اللَّه رازى، از على بن سلیمان راشد با اسنادش مرفوعاٌ از امیر المؤمنین علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

گروه «مرجئه»(1)قیامت كور محشور مى‏ شوند و پیشوایشان نیز كور است.

پس كسانى كه از امّت ما نبوده و ایشان را مى ‏بینند مى‏ گویند:

امّت محمّد تمام شان نابینا هستند.

پس من به ایشان مى‏ گویم: اینها «مرجئه» از امّت محمّد صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم نیستند؛ زیرا دین شان را تبدیل كرده پس آنچه در آنها بود (بینایى) به غیر آن (نابینایى) تبدیل گشت و آئین شان را تغییر دادند در نتیجه نعمتى كه داشتند تغییر نمود.


حدیث (62)

 و با همین اسناد، از محمّد بن احمد، از محمّد بن عیسى، از فضل بن كثیر مدائنى، از سعید بن ابى سعید بلخى، وى مى‏ گوید: از حضرت ابا الحسن علیه السّلام شنیدم كه مى‏ فرمود:

خداوند متعال در هر یك از اوقات نماز كه این خلق نماز مى‏ خوانند لعنت شان مى‏ كند.

راوى مى‏ گوید: عرض كردم: فدایت شوم براى چه؟

حضرت فرمودند: چون حق ما را انكار كرده و خودمان را تكذیب نموده‏ اند.


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب385 –(نوادر)-حدیث61-62--مطلب شماره 572


============

1-«مرجئه» از ارجاء، به معنی تاخیر افتاده می‌آید. بعضی گفته‌اند: ارجاء به معنی تاخیر به این معنی است که امیرالمومنین علی (علیه‌السّلام) را از رتبه اول به رتبه چهارم خلفاء موخر نموده‌اند. «مرجئه» به این معنی هم بر تمام اهل سنت بکار می‌رود و هم بخصوص بر این فرقه اطلاق می‌شود.

«مرجئهکی» از مذاهب کلامی اهل سنت است. این عقیده و تفکر در حکومت اموی بوده است ولی به عنوان مکتب کلامی در اواخر قرن اول بروز می‌یابد. این اصطلاح از عقیده ایشان برداشت شده، بدین معنا که عمل، موخر از نیت و ایمان است و موجب ضرر به ایمان نمی‌شود و در نتیجه رجاء، به امید داشتن نیز در این فرقه معنی می‌دهد  و می‌گویند کسی‌که گناه کبیره مرتکب شده باشد، مخلد در آتش نیست بلکه کار او به خدا واگذار می‌شود. 


******

مرجئه چه کسانی هستند؟

مرجئه نام فرقه ای است که پایان نیمه اول قرن یک هجری پدید آمد.

لغت مرجئه از مرجی به معنای تاخیر افکندن می آید ؛ به این معنا که آنان کسی را که گناه کبیره مرتکب شده باشد ، مخلد در آتش نمی دانستند ، بلکه کار او را به خدا واگذار می کردند و به همین دلیل مرجئه نام گرفتند.

مرجئه پس از خوارج به وجود آمدند و سوال اصلی و اولیه شان این بود که آیا مرتکب گناه کبیره در آتش مخلد خواهد بود یا نه ؟ به دنبال این ، سوال از حدود ایمان به میان آمد.

آنان معتقد بودند ایمان بر گفتار زبانی و گفتار زبانی بر عمل مقدم است و کسی که عملی نداشته باشد، اما ایمان داشته باشد رستگار خواهد بود.

اعتقاد آنان این بود که اگر کسی ایمان داشته باشد و گناه کند ضرری نخواهد کرد و رستگار است ، چنانچه اگر کافر ، عملی خوب به جا بیاورد ، چون کافر است بهره ای از عمل خود نخواهد برد.

نقطه اشتراک تمامی طرفداران مرجئه ، جدا کردن حوزه ایمان از عمل است.

اما درباره ماهیت ایمان اختلاف هایی بین آنان وجود دارد.

بعضی ایمان را همان معرفت دانسته اند، عده ای دیگر علاوه بر معرفت خضوع قلبی را اضافه کرده اند و بعضی تصدیق (اقرار زبانی) را لازم دانسته اند.

در نظریه افراطی گری ایمان همان تصدیق است و اقرار زبانی و اصولا معرفت خدا ربطی به تعریف ایمان ندارد.

مساله دیگری که وجود دارد درباره داخل شدن اعتراف به حقانیت رسولان در مفهوم ایمان است که این مساله نیز مورد اختلاف است.

یکی دیگر از مسائل اختلافی درباره همین مساله ایمان ، ارتباط درونی اجزای ایمان و مرز کفر است.

به تبع اختلاف نظر در مفهوم ایمان در مرز کفر هم اختلاف هایی به وجود آمده است ؛ مثلا اگر ما ایمان را فقط معرفت بدانیم طبیعتا جهالت مرز کفر است.

البته باید توجه داشت با توجه به فلسفه پیدایش مرجئه ، کشش اصلی به سمت اثبات ایمان و دور شدن از تکفیر و کفر است ، در این صورت شرایط برای ایمان سهل تر و برای تکفیر دشوارتر است ، اشعری می گوید: مرجئه جز کسانی را که همه امت بر تکفیر آنها اجماع دارند ، کافر نمی دانند.

در کنار این مطلب ، توجه به این مساله که عضدالدین ریجی می نویسد ، جمهور فقها و متکلمان احدی از اهل قبله را تکفیر نمی کنند جالب و تامل برانگیز است.


مفهوم فسق نزد مرجئه 

مرجئه با اصرار بر استقلال ایمان از عمل ، مرتکب کبیره را داخل در حوزه ایمان کرده اند ، برخلاف خوارج که اصرار بر کفر مرتکب کبیره دارند.

معتزله نیز حد وسط اختیار کرده و مفهوم فسق را برای حل این مساله عنوان کرده اند ، به طوری که او را تنها فاسق می خوانند ، نه مومن و نه کافر.

مرجئه نیز این تعبیر را درباره مرتکب کبیره به کار می برند ، اما او را مومن می دانند.

البته اطلاق فسق ، بین فرقه های مختلف خوارج شدت و ضعف دارد.


مساله وعید و نظریه مرجئه

مرجئه ، جدا از آن که اصرار بر آن دارند مرتکب کبیره را از خلود در جهنم معاف سازند ، تمایل دارند درباره ورود موقت او نیز مفری بیابند که البته در این راه با مشکلات عدیده ای که مهمترین آنها ظواهر برخی آیات قرآن است رو به رو شده اند.

در این باره که آیا اصولا وعید (عذاب) برای فساق در قرآن آمده است یا خیر ، دیدگاه های مختلفی از ناحیه مرجئه مطرح شده است که بعضا با قدری یا جبری بودن قائل مرتبط است.


دو حیث ارجا

در تقسیم کلی می توان مرجئه را از دو حیث نگریست:

الف) کسانی که درباره حضرت علی و عثمان قضاوتی نکردند و کار آنان را به خدا واگذار کردند.

(مرجئه در رابطه با مسائل اجتماعی)

ب) گروهی که قائلند ایمان تنها گفتار است و عمل در آن نقشی ندارد.

(مرجئه در رابطه با مسائل اعتقادی و کلامی)از حیث دوم مرجئه خود به چند فرقه تقسیم شده اند که عبارتند از:

-1 قائلین به تاخیر و جدایی عمل از ایمان و این که ایمان قابل نقص و زیادت نیست و استثنا نمی پذیرد ، به این گروه مرحبه الفقهاء می گویند.

عده ای از اهل کلام مثل اشاعره و ماتریدیه و ابو حنیفه و بعضی فقها در این جرگه داخل شدند پیدایش این نظریه را بین سالهای 73 تا 83 هجری قمری دانسته اند.

-2 قائلین به این که ایمان مجرد معرفت بوده و معصیت به ایمان ضرری نمی رساند.

جهمیه و غیلانیه و شمریه از این گروهند.

به این عده «مرجئه غالی» می گویند.

-3 قائلان به این که ایمان فقط قول زبانی است و حتی معرفت در آن نقشی ندارد.

این نظریه را به کرامیه نسبت داده اند.

برای مرجئه تقسیمات دیگری هم ذکر کرده اند؛ مثل یونسیه ، عبیدیه ، عنسانیه ، بوثوبانیه ، توفیه و صالحیه که به اعتبار مشایخ این فرقه ها نامگذاری شده اند.

درباره حیث اول می توان به صورت کلی تر چنین گفت: مرجئه گروهی بودند که در رابطه با امور مشتبه ، قضاوتش را به روز قیامت واگذار می کنند تا خداوند درباره آن امور تصمیم بگیرد.

این اعتقاد در صور مختلفی ظهور کرد که یک نمونه آن را ما ذکر کردیم.

مکتب اعتقادی مرجئه برای امویان که از ارتکاب گناهان بزرگ در نهان و آشکار پروایی نداشتند ، پناهگاه و ماوای خوبی بود.

گفته شد مرجئه کار مرتکبین گناهان کبیره را به خدا واگذار می کردند.

آنان را در آتش مخلد نمی دانستند و برای این سخن ، آیه 107 سوره توبه را دلیل بر ادعای خود می آوردند.


و آخرون مرجون لامرالله ، اما یعذبهم و اما یتوب علیهم و الله علیم حکیم (توبه/106)

ترجمه: 

برخی دیگر از گناهکاران آنهایی هستند که کارشان بر مشیت و خواست خدا موقوف است (بستگی دارد) که یا به عدل آنان را عذاب کند ، و یا به لطف و کرم از گناه شان چشم بپوشد و خدا دانا و حکیم است.


نظر کلی آنان در این باب این است که وقتی شخصی با روشی مورد قبول مسلمین (اجماع ، مراجعه به شورای اهل حل و عقد یا نص خلیفه پیشین) به خلافت رسید باید امر او را اطاعت کرد و اطاعت فرمان او را واجب شمرد.

مرجئه عصمت را در تعیین امام شرط نمی دانند و اصولا وارد در بحث امامت مفضول و فاضل نمی شوند.

همان طور که قبلا گفتیم اینان مستقیم و یا غیر مستقیم در ارتباط با خلفای اموی به طرح عقاید خویش می پرداختند.

این سلسله از عقایدشان ، بسیار مقبول دستگاه های حکومتگر نیمه دوم قرن اول هجری و اوایل نیمه دوم هجری بوده است.

در زمینه خلافت علی بن ابیطالب (ع) ، ضمن قبول امامت و خلافت آن حضرت و مشروع دانستن آن ، قاطعانه معتقدند آن حضرت از خلافت و امامت مسلمین ، سهمی بیش از خلیفه چهارم بودن ، ندارد.

در میان مسلمین ، رهبران مرجئه تنها ابوثوبان مرجی بنیانگذار فرقه ثوبانیه است که اعتقاد دارد غیر قریشی نیز می تواند امام باشد و بر آن است که هر کس اقامه کتاب و سنت کند ، می تواند امام باشد.

او معتقد است که امامت به اجماع اثبات می گردد ، اما تقریبا همه فرق دیگر مرجئه اصل و نسب را در موضوع امامت شرط دانسته و اعتقاد دارند امام باید قریشی باشد.

اهمیت مرجئه از حیث سیاسی بیشتر با توجه به دوره حکومت بنی امیه و علی الخصوص حکومت معاویه و یزید مشخص می شود ؛ معاویه که خود فرزند ابوسفیان از بزرگان قریش بود ؛ فرزند کسی که اسلام نیاورد ، مگر زمانی که از جان خود بیمناک شد.

معاویه کسی بود که نسبت به اصحاب پیامبر (ص) - که هنوز در زمان خلافت او زنده بودند - هیچ فضیلتی نداشت تا به او اولویتی برای خلافت ببخشد.

او کسی بود که هیچ تقیدی به شعائر الهی چه در زندگی شخصی و چه در اداره حکومت نداشت.

از مهمترین کارهایی که او با این سابقه نه چندان روشن برای موجه جلوه دادن قدرت خود انجام داد ، تبدیل خلافت به سلطنت بود.

سلطنت دارای یک خصیصه اصلی است و آن این که در سلطنت مردم می باید کاملا نسبت به سلطان مطیع باشند و کوچکترین اعتراضی به شیوه عمل سلطان ننمایند و سلوک سلطان را عین حق بدانند.

این خواسته با توجه به این که هنوز بیش از سه دهه از وفات پیامبر اسلام ص نگذشته بود و با فرهنگ نبوی تقابل آشکار داشت ، براحتی محقق نمی شد.

معاویه برای تحقق بخشیدن سلطنت نیازمند پشتوانه ای تئوریک داشت و این پشتوانه از طریق تفکر ارجائ قابل حصول بود.

با توجه به چگونگی شکل گیری اندیشه مرجئه از حیث تاریخی دست پنهان امویان را در آن می بینیم.

اندیشه مرجئه در ابتدا به این شکل به وجود آمد که گویی گروهی از مسلمانان نمی خواهند خدشه ای بر جامه تقوی و اعتقاد آنان وارد شود.

این عده درباره قتل عثمان گفتند برخی یاران عثمان می گویند او مظلوم کشته شده است.

ما تصدیق می کنیم.

عده ای می گویند علی و یاران او برحقند و ما همگی آنها را بر حق می دانیم.

ما نه آنان را محکوم می کنیم و نه حمایت.

اما همگی آنها را به خداوند وا می گذاریم تا خود در مورد آنها داوری کند.

پیش زمینه این سخن این است که سبب قتل عثمان ؛ علی (ع) و یاران او هستند.

یعنی امری را که توسط معاویه و یارانش به علی (ع) نسبت دادند و حضرت علی (ع) و یارانش هیچ گاه آن را نپذیرفتند ، از پیش برای مرجئه پذیرفته شده است.

آنها پس از پذیرفتن این مطلب می گویند ما نمی دانیم علی (ع) که عثمان را کشت بر حق بوده است و یا اینکه عثمان مظلوم کشته شده است.

تقویت اندیشه مرجئه در زمان خلافت معاویه و یزید سبب شد که مخالفت علنی اعمال خلیفه با شرایع اسلام به این شکل توجیه شود که اولا مرتکب کبائر از دایره اسلام خارج نیست و بنابراین خلیفه زمان که مرتکب کبائر شده ، هنوز مومن است و از این جهت منعی در ادامه خلافت او نیست.

در ثانی در امور سیاسی ، خلیفه خود می داند چه کند و ما از درستی و نادرستی اعمال او مطلع نیستیم و قضاوت در مورد اعمال او به خداوند در روز جزا مربوط می شود.

خلیفه اموی به صرف این که مرتکب اعمالی شده باشد که مسلمین آن را گناه می دانند ، از عضویت در امت اسلامی محروم نمی شود.

بنابراین ، قیام علیه امویان مشروع نبود و مرجئه مقدم بر هر چیز ، گروهی بودند که از امویان بر مبنای احکام دین پشتیبانی می کردند.

نتیجه چنین اندیشه ای این بود که نخبگان جامعه به زهد و انزوای سیاسی روی آورند و از اعتراضات سیاسی پرهیز کنند و زمینه سلطنت بنی امیه فراهم تر شود.

البته بعدها در حکومت بنی امیه بین مرجئه و حکومت اختلافات و حتی نزاع هایی به وجود آمد که علت آن از حوصله این مقاله خارج است.


منابع:

-1 مطهری ، حماسه حسینی

-2 شهیدی ، قیام امام حسین (ع) ، دفتر نشر فرهنگ اسلامی

-3 جعفری ، محمد تقی ، امام حسین شهید فرهنگ پیشرو انسانیت

-4 مهاجرانی ، انقلاب عاشورا

 





نوع مطلب : معـانی و تـدبّـر در واژه هـا، امـــــــام علـــــــــــــــــی، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 9 آذر 1397



حکم دشنام دادن به على علیه السّلام

پدرم رحمة اللَّه علیه از احمد بن ادریس، از احمد بن محمّد، از على بن حكم از هشام بن سالم نقل كرده كه وى گفت: محضر مبارك امام صادق علیه السّلام عرض كردم: چه مى ‏فرمایید در باره مردى كه على علیه السّلام را سبّ و دشنام مى ‏دهد؟

حضرت فرمودند: به خدا سوگند ریختن خونش حلال است مشروط به این كه ریختن این خون ضررش به شخص غیر مستحق نرسد.

عرض كردم: مقصودتان از رسیدن ضرر به غیر مستحق چیست؟

حضرت فرمودند: یعنى به واسطه این كافر (مقتول) مؤمنى كشته شود.

****

 محمّد بن الحسن رحمة اللَّه علیه، از محمّد بن یحیى عطّار، از محمّد بن احمد، از ابراهیم بن اسحاق، از عبد اللَّه بن حمّاد از عبد اللَّه بن سنان، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند: ناصبى كسى نیست كه نصب عداوت ما اهل بیت را نماید زیرا احدى را نمى ‏یابم كه بگوید: من محمّد و آل محمّد را مبغوض داردم، بلكه ناصبى كسى است كه نصب عداوت با شما نماید و بداند كه شما ما را دوست دارید و از شیعیان ما هستید.



برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب385 –(نوادر)-حدیث59-60--مطلب شماره 571







نوع مطلب : امـــــــام علـــــــــــــــــی، علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 9 آذر 1397




 آیا تأویل(تفسیر) نمازت را مى ‏دانى؟


امیرالمؤمنین علیه السّلام به آستانه بیت اللَّه الحرام عبور كردند در این هنگام مردى را دیدند كه نمازش را نیكو مى‏ خواند، حضرت به او فرمودند:

 آیا تأویل(تفسیر) نمازت را مى ‏دانى؟

آن مرد گفت: اى پسر عموى بهترین خلق خدا آیا براى نماز غیر از 

تعبّد تأویلى هست؟

على علیه السّلام فرمود:

اى مرد بدان كه خداوند تبارك و تعالى نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم را به امرى از امور نفرستاده مگر آنكه آن امر متشابه و تأویل و تنزیل دارد و تمام تعبّدى است، پس كسى كه تأویل نمازش را نداند، نمازش خدعه و نیرنگ بوده و علاوه بر آن ناقص و غیر تام مى‏ باشد.


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب385 –(نوادر)-حدیث 45-مطلب شماره 568





نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، امـــــــام علـــــــــــــــــی، علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 8 آذر 1397




سخن گفتن فیل با امیرالمومنین علیه السلام


عمار یاسر روایت می کند: هنگامه که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، علی علیه السلام را به سوی عمان برای جنگ با جلندی بن کرکر فرستاد، بین آنها جنگ سختی روی داد. جلندی به غلامش کلندی گفت: اگر تو به جنگ شخصی که عمامه سیاه و اسب شهباء دارد بروی و او را اسیر کنی یا او را از بین ببری، دخترم را که به پسران پادشاهان نداده ام به عقد تو در می آورم.

کلندی سوار فیل سفید شد. جلندی سی فیل داشت که با فیل ها و لشگر به جنگ مسلمانان رفت. هنگامی که چشم امام علیه السلام به او افتاد از اسب پایین آمد، عمامه از سر برداشت و مدتی قدم زد؛ بعد سوار اسب شده به نزدیک فیل ها آمد و با کلماتی با فیل ها سخن گفت که کسی آن را نمی فهمید. بیست و نه تا از فیل ها سرهایشان را پایین انداخته و به لشگر مشرکان حمله ور شدند و آنها را کشته و به عقب راندند. سپس به سوی حضرت علی علیه السلام برگشته و با آن حضرت سخن گفتند، طوری که مردم صدای آنها را می شنیدند: ای علی! ما محمد را می شناسیم و به پروردگار محمد ایمان داریم؛ مگر آن فیل سفید که او محمد و آل او را نمی شناسد.

حضرت علی علیه السلام خشمگین شده و پیشانی بندش را که در هنگام خشم بر سر می بست بر پیشانی بسته و به آن فیل رو کرده و با ذوالفقار یک ضربه بر او زدند که سرش از بدنش جدا شد.

فیل مانند کوهی بزرگ روی زمین افتاد. حضرت، کلندی را از پشت فیل گرفته و خواستند که هلاکش کنند که جبرئیل بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نازل شده و جریان را تعریف کرد. پس رسول خدا صدایش را از مدینه به گوش حضرت علی علیه السلام رساند و فرمود: ای اباالحسن! او را به من ببخش که اسیر توست. علی علیه السلام او را رها کرد.

کندی گفت: ای اباالحسن! چه چیز باعث شد که مرا نکشتی؟

حضرت فرمود: وای بر تو! نگاه کن. پس خداوند حجاب ها را از جلوی چشمان او برداشت و او، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم با اصحابش را در مدینه دید و گفت: ای اباالحسن! این شخص کیست؟

حضرت علیه السلام فرمود: سید و آقایمان رسول خداست.

کندی گفت: ای علی! از اینجا تا آنجا چقدر فاصله است؟

حضرت فرمود: چهل روز.

گفتای اباالحسن! همانا پروردگارتان خدای بزرگی است و پیامبرتان نبی ای کریم و بخشنده؛ دستت را دراز کن تا ایمان بیاورم. آن گاه گفت: «اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمدا رسول الله»

حضرت علی علیه السلام جلندی را کشت و افراد زیادی با او در دریا غرق شدند و افراد زیادی نیز از آنها را به هلاکت رساندند و افرادی هم که زنده مانده بودند، اسلام آوردند. علی علیه السلام قلعه را به کندی دادند و دختر جلندی را به ازدواج او درآوردند و گروهی از مسلمانان را نیز آنجا گذاشتند که به آنها واجباتشان را یاد بدهند و آن گاه به مدینه برگشتند.[1[



============


 [1].مناقب ابن شهرآشوب،ج2،ص311

بخش نهج البلاغه تبیان

 

 منبع : ابو تراب (سایت تخصصی امام علی علیه السلام)

 

برگرفته شده از سایت :

https://article.tebyan.net/167605/




نوع مطلب : اســــــــــــــرار عالم خلفت، شگفتیهای خلقت حیوانات، امـــــــام علـــــــــــــــــی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 7 آذر 1397



سئوال مرد شامی از آقا امیر المؤمنین علیه السلام

 در مسجد جامع كوفه در مورد: 


چهار چیز است كه از چهار چیز سیر نمى‏ شود، آن چیست؟


حضرت فرمودند: آنها عبارتند از:

 زمین كه از باران سیر نمى ‏شود، زن از مرد سیر نمى ‏شود، چشم از نگریستن سیر نمى ‏شود و بالاخره عالم را از علم سیر نمى‏ گردد.



برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 385-حدیث 44(نـوادر)/25-مطلب شماره 560




نوع مطلب : امـــــــام علـــــــــــــــــی، احادیث در تمام زمینه ها، علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 4 آذر 1397


سئوال مرد شامی از آقا امیر المؤمنین علیه السلام  

 در مسجد جامع كوفه در مورد: 


 انـواع خـواب

 

 

حضرت فرمودند: خواب به چهار قسم واقع مى‏ شود:

الف: خواب انبیاء، ایشان بر قفا(پشت) بصورت طاق و از مى‏ خوابند و چشم هایشان باز و بیدار است و منتظر وحى پروردگارشان مى ‏باشند.

ب: خواب مؤمن، ایشان به سمت راست و رو به قبله مى‏ خوابند.

ج: خواب ملوك و سلاطین، ایشان به سمت چپ مى‏ خوابند تا بدین وسیله آنچه خوردند گواراشان شود.

د: خواب ابلیس و یاوران او و هر دیوانه و صاحب آفتى، ایشان جملگى بر صورت و رو بر زمین نهاده مى‏ خوابند.


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 385-حدیث 44(نـوادر)/18-مطلب شماره 553





نوع مطلب : امـــــــام علـــــــــــــــــی، احادیث در تمام زمینه ها، علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 4 آذر 1397



سوره «زلزال» در شأن آقا امیرالمؤمنین علیه السّلام

از حضرت فاطمه علیهما السّلام نقل كرده اند كه آن حضرت فرمودند:

در عهد ابو بكر زلزله‏ اى آمد مردم فزع كنان و با شیون نزد ابو بكر و عمر آمده، دیدند آن دو نیز با فزع و جزع محضر على علیه السّلام آمده ‏اند، مردم به تبعیّت از آن دو خود را به درب منزل على علیه السّلام رساندند، على علیه السّلام از منزل خارج شده و به طرف مردم آمد در حالى كه از آنچه مردم به خاطرش وحشت زده و محزون بودند، اندوهى نداشته و غمگین نبودند، امام علیه السّلام از مردم گذشتند و مردم هم به دنبال حضرتش حركت كردند، حضرت رفتند تا به تپّه ‏اى رسیدند و بر بالاى آن نشسته و مردم اطراف تپّه قرار و آرام گرفته و چشم به دیوارهاى شهر دوخته و وحشت زده مى‏ دیدند كه دیوارها مى‏ جنبند و در حال رفتن و آمدن مى‏ باشند.

حضرت به آنها فرمودند: گویا از آنچه مى‏ بینید به هول و وحشت افتاده‏ اید؟

عرضه داشتند: چگونه هول و وحشت نداشته باشیم و حال آنكه هرگز مثل این صحنه را ندیده ‏ایم.

حضرت فاطمه سلام اللَّه علیها فرمودند: امیر المؤمنین علیه السّلام دو لب مبارك را حركت داده سپس دست بر زمین زده و فرمودند: تو را چه مى‏ شود آرام باش.

زمین آرام گرفت، مردم بیش از آن وقتى كه حضرت از منزل خارج شد و به طرفشان آمد در شگفت شدند، بارى امام علیه السّلام به آنها فرمودند: از این عمل و حركت من تعجّب كردید؟

گفتند: آرى.

حضرت فرمودند: من كسى هستم كه خداوند متعال در قرآن راجع به او فرموده:


إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزالَها، وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقالَها وَ قالَ الْإِنْسانُ ما لَها 

هنگامى كه زمین به سخت‏ ترین زلزله خود به لرزه در آید و بارهاى سنگین اسرار درون خویش همه را از دل خاك بیرون افكند، در آن روز انسان گوید: زمین را چه مى ‏شود.


من همان انسانى هستم كه به زمین مى‏ گوید: تو را چه مى ‏شود.


یَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَها 

در آن روز زمین مردم را به حوادث بزرگ خویش آگاه مى‏ سازد.


منظور از «اخبارها»، من هستم كه زمین اخبار از من مى‏ نماید.

 

برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 343






نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، امـــــــام علـــــــــــــــــی، 99-سوره زلزلة، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 29 آبان 1397





دشمن ترین دشمنان آدمی چیست؟










نوع مطلب : امـــــــام علـــــــــــــــــی، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 12 مهر 1397



پایان‌بخش سلسلۀ امامان

امام علی علیه ‌السلام :

وَبِمَهْدِیِّنا تَنْقَطِعُ الحُجَجُ، فَهُوَ خاتَمُ الأئِمَّةِ وَمُنْقِذُ الأمَّةِ وَمُنْتَهَی النُّورِ وَغامِضُ السِّرِّ

با مهدیِ ما حجّت‌ها گسسته می‌‌شود؛ او پایان‌بخش سلسلۀ امامان، نجات‌بخش امّت و اوج نور است و رازی پیچیده دارد.

بحار الأنوار، ج 77، ص۳۰۰





نوع مطلب : امـــــــام علـــــــــــــــــی، امـــــــام زمـــــــــــــــــــان، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 11 مهر 1397


اسرار و علوم خاص امامان معصوم

یکی از خصوصیات ائمه اطهار علیهم اسلام بهره مندی از اسرار و علوم ویژه ای است که آنها را نزد خود حفظ می‌کردند و جز برای افراد اندکی که ظرفیت تحمل آن را داشتند، بازگو نمی‌فرمودند.

 ابوبصیر می گوید

روزی به امام صادق علیه السلام عرض کردم:«از شما سئوالی دارم. اینجا کسی نیست که صدای مرا بشنود؟» 
امام پرده بین دو اطاق خانه را کنار زد و نگاهی به اطراف انداخت. آن‌گاه فرمود:«آنچه می‌خواهی بپرس«
عرض کردم:« شیعیان ما می گویند رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به علی علیه السلام علمی آموخت که از آن، هزار باب علمی باز می‌شود؟» 
فرمود:« رسول الله به علی علیه اسلام هزار باب علم آموخت که از هر یک هزار باب باز می‌شود«
گفتم:« قسم به خدا، این «علم» است« 
حضرت فرمود:« آری این علم است ولی علم ما از این بالاتر هم هست«
بعد فرمود:« نزد ما علم جامعه است و مردم چه می دانند « جامعه » چیست؟«
عرض کردم:« فدایت شوم، «جامعه» چیست؟«
فرمود:« صحیفه ای است که رسول الله آن را فرموده و حضرت علی علیه السلام با دست راست آن را نوشت. در آن تمام حلال و حرام و تمام آنچه که مردم به آن نیاز دارند وجود دارد؛ حتی دیه خراشی که به بدن کسی می‌افتد«
سپس امام با دستش مختصری دست مرا فشار داد و فرمود:« حتی دیه این نیز در آن وجود دارد«
بعد، مدتی ساکت شد و سپس فرمود:« نزد ما علم جفر نیز موجود است و مردم چه می دانند «جفر» چیست؟ «
عرض کردم:« جفر چیست؟«
فرمود:« ظرفی از آدم که در آن علم پیامبران و اوصیاء و علم علمایبنی اسرائیل  موجود است«
عرض کردم:« بله؛ این علم است«
و حضرت فرمود:« آری، ولی علم ما بالاتر از این است«
باز مدتی ساکت شد و بعد فرمود:« نزد ما مصحف فاطمه علیهاسلام است و مردم چه می دانند مصحف فاطمه چیست؟ «

عرض کردم:« مصحف فاطمه علیهاسلام چیست؟ «
فرمود:« مصحفی مثل قرآن شما، اما سه برابر آن. ولی قسم به خدا یک حرف از قرآن شما در آن نیست.» 
عرض کردم:« قسم به خداوند که این علم است«
فرمود:« آری ولی علم ما بالاتر از این است«

باز هم برای مدتی ساکت شد و سپس فرمود:« نزد ما علم ماکان (آنچه که بود) و علم ماهو کائن (آنچه که خواهد بود) تا روز قیامت موجود است.» 
عرض کردم:« فدایت شوم سوگند به خدا، این علم است«
فرمود:« آری این علم است ولی علم ما بالاتر از این است«
عرض کردم:« فدایت شوم، پس علم ویژه شما کدام است؟«
فرمود:« آن علمی است که درهر لحظه از شب و روز نسبت به هر امری و هر چیزی ایجاد می شود
همه‌ی این علوم نزد حضرت سجاد علیه السلام نیز موجود بوده است. خود امام در اشعاری منسوب به ایشان، به بهره مندی از این علوم اشاره فرموده

.انی لاکتم من علمی جواهره 
 کی لا یری الحق ذو جهل فیفنتنا 

.وقد تقدم فی هذا ابوحسن 
 الی الحسین و وصی قبله حسناً 

.3 فَرب جوهر علم لوابوح به
لقبل لی انت ممن یعبد الوثنا 

.ولاستمل رجال مسلحون دهی
 یرون اقبح ما یاتونه حسنا 

1.من از دانش خود، گوهرهای آن را پنهان می‌کنم تا جاهلان، « حق » را درنیابند و با دستمایه قرار دادنش، به آزار ما مشغول نشوند.

2 .حضرت ابوالحسن علی بن ابیطالب در بهره مندی از این علوم پیشتاز بود؛ او این دانش را به امام حسن و امام حسین به یادگار نهاد.

.3 چه بسا جوهره علمی که اگر آنها را فاش سازم مرا متهم به بت پرستی خواهند کرد.

.4 و مردان مسلمان ریختن خونم را مباح خواهند شمرد و این زشت ترین کار خود را نیکو خواهند پنداشت.

باید توجه داشت علم مورد نظر حضرت از سنخ علوم ناب توحیدی بوده است.


منابع: 

·         اصول کافی، جلد اول، ص 238

·         اعیان الشیعه، ‌ج1، ص 650


http://danesh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page 






نوع مطلب : امـــــــام علـــــــــــــــــی، امـــــــام مجــــــــــــــتبی، امـــــــام حـســـــــــــــین ، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 2 مهر 1397



دوازده پیام مدیریتی از حضرت علی علیه السلام


۱

 به جای ازدیاد کارها به تداوم صحیح آنها بیندیشید

حکمت ۲۷۰


۲

 برای رسیدن به هدف ها و مقام های بلند، همّت بلند داشته باشید

خطبه ۲۱۱


۳

 از تجارب و اندرزها پند بگیرید و از آنها بهره برداری کنید تا دچار نقص نشوید

نامه ۳۱، خطبه ۱۷۵


۴

 از شدت سختی نهراسید، زیرا هراس، شکننده تر از خود کار است و به گشایش امور امیدوار باشید

حکمت ۱۶۶ و ۲۴۶


۵

 اگر به انجام مسئولیتی گردن نهادید، به آن وفا کنید

حکمت۳۲۷


۶

 هیچ وقت کارهای اهم را فدای امور مهم نکنید

حکمت ۲۷۱


۷

پیش از پذیرش هر کاری، به دانش آن مجهز شوید

حکمت ۴۳۹


۸

 خویشتن را اصلاح کنید تا خداوند کارهای شما را اصلاح کند

نهج البلاغه


۹

 پست ها، امانت و وسیله خدمتگذاری اند، نه منبع بهره برداری

خطبه ۱۳۱


۱۰

 پست ها میزان آزمایش شمایند، بکوشید تا سربلند بیرون آیید

خطبه ۳۳


۱۱

 مشورت پذیر باشید، اگر مشورت نکنید، تباه می شوید

نامه ۶۹


۱۲

 با زیردستان خود مانند پدری مهربان رفتار کنید

 نامه 5 به مالک






نوع مطلب : امـــــــام علـــــــــــــــــی، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 2 مهر 1397



شدیدترین گناهان


قال امیر المؤمنین علیه افضل صلوات المصلّین:

أَشَدُّ الذُّنُوبِ مَا اسْتَخَفَّ بِهِ صَاحِبُه‏


شدیدترین گناهان، گناهی است که صاحبش، آن را خفیف و کوچک شمارد.


وسائل الشیعه ج15 ص312






نوع مطلب : اسرار گناه و بررسی آثار آن، امـــــــام علـــــــــــــــــی، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 2 مهر 1397




چهل حدیث پزشکی از امام علی علیه السّلام


 بخش اول


1

آب

از ایستاده آب خوردن در شب بپرهیزید که باعث دردی می شود که درمان نداشته باشد

 

2

 آب باران

آب باران بنوشید که بدن را پاکیزه نموده و بیماری ها را دفع نماید

 

3

 آب سرد

تطهیر با آب سرد بواسیر را قطع می کند

 

4

 آفتاب

اگر خواستید در آفتاب بنشینید پشت به آن بنشینید , زیرا آفتاب بیماری درون را ظاهر می سازد

 

5

 آویشن

آویشن پرزهای معده را تقویت کرده و سالم نگه می دارد

 

6

 ادرار

بول کردن در حمام باعث فقر و پریشانی است

 

7

 اسپند

ریشه ی اسپند شادی آور و در ساقه و برگ آن درمان هفتاد و دو بیماری وجود دارد

 

8

اشک

خوردن عدس دل را نازک می کند و اشک را جاری می سازد

 

9

اعصاب

خوردن به قلب را قوت بخشد و معده را پاکیزه نماید و اعصاب را خوانا سازد و ترس را از دل می زداید

 

10

 انار

به کودکان خود انار دهید تا زودتر به سخن آیند

 

11

 انجیر

خوردن انجیر انسدادها را نرم می کند و برای باد قولنج مفید است , در روز از آن بسیار ولی در شب اندک بخورید

 

12

 اندوه

شستن لباس غم و اندوه را می زداید

 

13

 انگور

انگور هم قاتق است و هم میوه و هم غذا و هم شیرینی است

 

14

 بادرنجبویه

بادرنجبویه سده را می گشاید و اشتهای به غذا آورد و سل را برطرف سازد و به هضم غذا کمک کند

 

15

 بخور کردن

بخور کردن موجب سلامتی سر ( از بیماری ) است و بدن را از درون پاک می کند و انواع بیماری سر را از بین می برد

 

16

 بدن

حجامت بدن را سالم و خرد را استوار می سازد

 

17

 بلغم

ریشه ی ترب بلغم را قطع و غذا را هضم نماید

 

18

 بنفشه

حرارت تب را به بنفشه و آب خنک بشکنید که گرمای آن از گرمای جهنم است

 

19

 بوی دهان

جویدن کندر دندان ها را محکم و بلغم را دفع می کند و بوی دهان را از بین می برد

 

20

 به

خوردن به قلب ضعیف را تقویت می نماید و معده را پاک و دل را قوی و ترسو را شجاع و کودک در رحم را زیبا می سازد

 

 

 

بخش دوم

 

21

 بهداشت فردی

امیر مومنان دستمالی داشت که پس از وضو ساختن روی خود را بدان خشک می کرد سپس آن را به میخی می آویخت و کسی جز او به آن دست نمی زد

 

22

بیماری

خوراکت را کم کن تا بیماری ات کم شود

 

23

 بینی

روغن بنفشه در بینی بچکانید که حضرت رسول فرمودند: اگر مردم فواید این روغن را بدانند آن را سر می کشیدند

 

24

 پرخوری

پرخوری بدن را بدبو کند و از زیرکی جلوگیری کند

 

25

 پرندگان

از خوردن پرندگانی که سنگدان و چینه دان و خار پا ندارند و پرندگانی که سلاحشان ناخنشان می باشد بپرهیزید

 

26

 پوست

استعمال نوره (جهت زدایش موی زاید) پوست بدن را پاکیزه و منافذ آن را باز می کند

 

27

 پیری

چهار چیز موجب پیری زودرس می گردند : خوردن گوشت مانده و نشستن در جای نمناک و از پله ها بسیار بالا و پایین رفتن و با پیرزن نزدیکی نمودن

 

28

 تب

عناب تب را برطرف می سازد

 

29

 تند خویی

کسی که دوست دارد کمتر خشمگین گردد از گوشت دراج بخورد

 

30

 چاشت

هر که خواهد عمرش طولانی باشد چاشت را بامداد بخورد

 

31

 چشم

دست شستن پیش از غذا خوردن و بعد از آن چشم را جلا می دهد

 

32

 حسد

حسد دل را بیمار نموده و اندوه شدید آورد

 

33

 ختنه

در ختنه کردن فرزندانتان شتاب کنید که برایشان پاک تر است

 

34

 خرما

خرما بخورید که در آن درمان دردها است

 

35

 خطمی

شستن سر با خطمی چرک ها را می زداید و جانوران موجود در آن را نابود می کند

 

36

 خواب

پرخوری و بسیار خوابیدن بدن را تباه سازد و زیان به بار آورد

 

37

 خوره

در حمام آجر و سفال بر پای خود نسایید که مورث خوره است

 

38

 دارو

نوشیدن دارو برای بدن مانند صابون است برای لباس , آن را تمیز می نماید ولی کهنه اش نیز می کند

 

39

شانه کردن

ایستاده شانه کردن باعث فقر و پریشانی می گردد

 

40

 کفش

نیکو انتخاب نمودن کفش به سلامتی بدن و نیز به طهارت در نماز کمک می کند

 

نهج الطبایه

 

 





نوع مطلب : امـــــــام علـــــــــــــــــی، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها : ایـستــــگاه ســــــلامـتی،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 2 مهر 1397



مجموعه ای حدیث از امام علی علیه السّلام




آثار فرعی اخلاص


قال امیر المؤمنین علیه افضل صلوات المصلّین

مَنْ أَصْلَحَ سَرِیرَتَهُ أَصْلَحَ اللَّهُ عَلَانِیَتَهُ وَ مَنْ عَمِلَ لِدِینِهِ کَفَاهُ اللَّهُ أَمْرَ دُنْیَاهُ وَ مَنْ أَحْسَنَ فِیمَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ اللَّهِ أَحْسَنَ اللَّهُ مَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ النَّاس‏

کسى که نهان خود را اصلاح کند، خدا آشکار او را نیکو گرداند. و کسى که براى دین خود کار کند، خدا دنیاى او را کفایت فرماید. و کسى که میان خود و خدا را نیکو گرداند، خدا میان او و مردم را اصلاح خواهد کرد

نهج البلاغه حکمت 423

************

آدمیزاد و فخر!؟

قال امیر المؤمنین علیه افضل صلوات المصلّین

مَا لِابْنِ آدَمَ وَ الْفَخْرِ!؟ أَوَّلُهُ نُطْفَةٌ وَ آخِرُهُ جِیفَةٌ لَا یَرْزُقُ نَفْسَهُ وَ لَا یَدْفَعُ حَتْفَه‏

فرزند آدم را با فخر فروشى چه کار!؟ او که در آغاز نطفه‏اى ، و در پایان مردارى است. نه مى‏تواند روزى خویشتن را فراهم کند، و نه مرگ را از خود دور نماید

نهج البلاغه حكمت 454

************

آزادمرد

قال امیر المؤمنین علیه افضل صلوات المصلّین

أَلَا حُرٌّ یَدَعُ هَذِهِ اللُّمَاظَةَ لِأَهْلِهَا إِنَّهُ لَیْسَ لِأَنْفُسِکُمْ ثَمَنٌ إِلَّا الْجَنَّةَ فَلَا تَبِیعُوهَا إِلَّا بِهَا

آیا آزادمردی نیست که این ته مانده طعام در دهان! (یعنی دنیا) را به اهلش وانهد؟

به راستی برای جان های شما، بهایی جز بهشت نمی باشد. پس آنها را جز به آن بها مفروشید

نهج البلاغه حکمت 456

************

اجر عفاف و پارسایی

قال امیر المؤمنین علیه افضل صلوات المصلّین

مَا الْمُجَاهِدُ الشَّهِیدُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَعْظَمَ أَجْراً مِمَّنْ قَدَرَ فَعَفَّ لَکَادَ الْعَفِیفُ  أَنْ یَکُونَ مَلَکاً مِنَ الْمَلَائِکَة

اجر و پاداش مجاهد شهید در راه خدا، بیشتر نیست از کسی که بر حرام توانایی داشته باشد و عفّت و پاکی ورزد. نزدیک است شخص عفیف، فرشته ای از فرشتگان باشد

نهج البلاغه حکمت474

************

ترازوی منزلت

قال امیر المؤمنین علیه افضل صلوات المصلّین

مَنْ أَرَادَ مِنْکُمْ أَنْ یَعْلَمَ کَیْفَ مَنْزِلَتُهُ عِنْدَ اللَّهِ فَلْیَنْظُرْ کَیْفَ مَنْزِلَةُ اللَّهِ مِنْهُ عِنْدَ الذُّنُوب‏

هر کس می خواهد بداند منزلتش در نزد خداوند چگونه است، بنگرد که در هنگام معاصی، منزلت خداوند در نزد او چگونه است

تحف العقول ص107

************

ثروت پایان ناپذیر

قال امیر المؤمنین علیه افضل صلوات المصلّین

الْقَنَاعَةُ مَالٌ لَا یَنْفَد

قناعت و راضی بودن به قسمت خود، ثروتی است پایان ناپذیر.

نهج البلاغه حکمت 57

************

رابطهٔ جهل و عداوت

قال امیر المؤمنین علیه افضل صلوات المصلّین:

النَّاسُ أَعْدَاءُ مَا جَهِلُوا

مردم دشمن چیزهایى هستند که نمى‏دانند

نهج البلاغه حکمت 172

************

روش ادب نفس

قال امیر المؤمنین علیه افضل صلوات المصلّین

کَفَاکَ أَدَباً لِنَفْسِکَ اجْتِنَابُ مَا تَکْرَهُهُ مِنْ غَیْرِک‏

برای ادب نفست همین بس، که از آنچه از دیگران نمی پسندی، اجتناب کنی.

نهج البلاغه حکمت 412

************

ریزش فراوان رحمت الهی

امیر المؤمنین علیه افضل صلوات المصلّین

أَبْلَغُ مَا تُسْتَدَرُّ بِهِ الرَّحْمَةُ أَنْ تُضْمَرَ لِجَمِیعِ النَّاسِ الرَّحْمَةُ

رساترین و مؤثّرترین چیزی که سبب ریزش فراوان رحمت الهی می شود این است که در باطن خود، برای همهٔ مردم، رحم و مهربانی در نظر گرفته شود.

غرر الحکم حکمت 10344

************

زکات زیبایی

قال امیر المؤمنین علیه افضل صلوات المصلّین

زَکَاةُ الْجَمَالِ الْعَفَاف‏

زکات زیبایی، عفاف و پاکی است

غرر الحکم حکمت 5409

************

سرآمد همهٔ اخلاق

قال امیر المؤمنین علیه افضل صلوات المصلّین

التُّقَى رَئِیسُ الْأَخْلَاق‏

تقوا و خداپروایی، سرآمد همهٔ اخلاق و خلق و خوهاست.

نهج البلاغه حکمت 410

************

شدیدترین گناهان

قال امیر المؤمنین علیه افضل صلوات المصلّین:

أَشَدُّ الذُّنُوبِ مَا اسْتَخَفَّ بِهِ صَاحِبُه‏

شدیدترین گناهان، گناهی است که صاحبش، آن را خفیف و کوچک شمارد

وسائل الشیعه ج15 ص312

************

شرط اصلاح دیگران

قال امیر المؤمنین علیه افضل صلوات المصلّین

مَنْ لَمْ یُصْلِحْ نَفْسَهُ لَمْ یُصْلِحْ غَیْرَه‏

هر کس خود را اصلاح نکند، نمی تواند دیگران را اصلاح کند

غرر الحکم حکمت 4772

************

عزّت

قال امیر المؤمنین علیه افضل صلوات المصلّین:

الْمَنِیَّةُ وَ لَا الدَّنِیَّةُ وَ التَّقَلُّلُ وَ لَا التَّوَسُّل‏

مرگ آری، پستی هرگز

کمبود آری، خواهش هرگز.

نهج البلاغه حکمت396

************

غلبهٔ مطلق حقّ

قال امیر المؤمنین علیه افضل صلوات المصلّین

مَنْ صَارَعَ الْحَقَّ صَرَعَه‏

هر که با حقّ درافتد، حقّ او را به زمین می افکند.

نهج البلاغه حکمت 408

************

کرامت نفس

قال امیر المؤمنین علیه افضل صلوات المصلّین

مَنْ کَرُمَتْ عَلَیْهِ نَفْسُهُ هَانَتْ عَلَیْهِ شَهْوَتُه‏

هر که احساس کرامت نفس کرد و خود را بزرگوار دید،شهوت هایش در دیدهٔ وى خوار گردید.

نهج البلاغه حکمت 449

************

لزوم بیان حکمت

قال امیر المؤمنین علیه افضل صلوات المصلّین

لَا خَیْرَ فِی الصَّمْتِ عَنِ الْحُکْمِ کَمَا أَنَّهُ لَا خَیْرَ فِی الْقَوْلِ بِالْجَهْل‏

خیری نیست در سکوت از حکمت؛ همان طور که خیری نیست در گفتار با جهل.

نهج البلاغه حکمت 182

************

معیاری اساسی در امور دنیوی

قال امیر المؤمنین علیه افضل صلوات المصلّین

کُلُّ مُقْتَصَرٍ عَلَیْهِ کَافٍ‏

هرچه که به آن می توان اکتفاء نمود، بس است

نهج البلاغه حکمت 395

************

نتیجه اهتمام به آخرت

قال امیر المؤمنین علیه افضل صلوات المصلّین

عَلَیْکَ بِالْآخِرَةِ تَأْتِکَ الدُّنْیَا صَاغِرَة

بر تو باد اهتمام به آخرت؛ در این صورت دنیا با ذلّت به سویت می آید.

غرر الحکم حکمت2603

************

نشانه ایمان

قال امیر المؤمنین علیه افضل صلوات المصلّین

عَلَامَةُ الْإِیمَانِ أَنْ تُؤْثِرَ الصِّدْقَ حَیْثُ یَضُرُّکَ عَلَى الْکَذِبِ حَیْثُ یَنْفَعُکَ وَ أَنْ لَا یَکُونَ فِی حَدِیثِکَ فَضْلٌ عَنْ عِلْمِکَ وَ أَنْ تَتَّقِیَ اللَّهَ فِی حَدِیثِ غَیْرِک‏

نشانهٔ ایمان آن است که راست گفتن را ـ در آنجا که به زیان تو است ـ ، بر دروغ گفتن ـ که به سود تو است ـ ، ترجیح‏ دهی.  و آنچه‏ مى‏گویى زیاده بر دانسته‏ات نباشد و در سخن گفتن دربارهٔ دیگران از خدا پروا داشته باشى.

بحار الانوار ج2 ص122

************

و قبرت را یاد کن

قال امیر المؤمنین علیه افضل صلوات المصلّین:

ضَعْ فَخْرَکَ وَ احْطُطْ کِبْرَکَ وَ اذْکُرْ قَبْرَک‏

فخرت را واگذار؛ و کبر و خود بزرگ بینی ات را بیفکن؛  و قبرت را یاد کن

نهج البلاغه خطبهٔ 153

************

هدف آفرینش دنیا

قال امیر المؤمنین علیه افضل صلوات المصلّین:

الدُّنْیَا خُلِقَتْ لِغَیْرِهَا وَ لَمْ تُخْلَقْ لِنَفْسِهَا

دنیا برای غیر دنیا آفریده شده است و برای خودش آفریده نشده است "رهگذری است به سوی آخرت"

نهج البلاغه حکمت463

************

هشدار به نازک نارنجی ها

قال امیر المؤمنین علیه افضل صلوات المصلّین

مَنْ عَظَّمَ صِغَارَ الْمَصَائِبِ ابْتَلَاهُ اللَّهُ بِکِبَارِهَا

هرکس مصائب و اندوه های کوچک را بزرگ شمارد،‌ خداوند او را به مصائب بزرگ مبتلا می سازد

نهج البلاغه حکمت 448

************

 

 





نوع مطلب : امـــــــام علـــــــــــــــــی، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 2 مهر 1397


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار وبلاگ نویسی

وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت

اخبار ایران:

اخبار جهان:

اخبار اقتصادی:

اخبار علمی

اخبار فناوری و اطلاعات

اخبار هنری:

اخباراجتماعی

اخبار ورزشی

--------------------------------------------------------------------------------------

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

--------------------------------------------------------------------------------------
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
-------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------- ساخت وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic