وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :


مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ


هر که علم اولین و آخرین را میخواهد،

باید آن را در قرآن بجوید.


کنزل العمال ج1 ص548




مدیر وبلاگ :سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید






برچسبها



اهمیّت نماز جماعت


همه موجودات نماز جماعت می خوانند!!!


دکتر منصوری لاریجانی 




[http://www.aparat.com/v/r5fpU]


[http://www.aparat.com/v/r5fpU]









نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، اســــــــــــــرار عالم خلفت، 
برچسب ها : کلیپ سخنرانی دکتر منصوری لاریجانی،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 23 اسفند 1398




منظور از ستاره ی «شِعرا» در قران چیست؟


وَأَنَّهُ هُوَ رَبُّ الشِّعْرَىٰ

و او پروردگار ستاره شِعری است

سوره نجم آیه 49


مشهور این است که این ستاره ، از ستارگان پر نور آسمان است که در تابستان در آخرهای شب طلوع می کند و معبود بعضی از مشرکان قریش بوده و به همین جهت خداوند خود را به عنوان "رب الشعری" خوانده تا آنان را به خدا و رب حقیقی سوق دهد. ظاهرا اولین کسی که سیره قریش در عبادت بت ها را رها کرد و ستاره پرست شد و این ستاره را پرستید، "ابن ابی کبشه" بود . (1)
در بعضی تفاسیر راجع به این ستاره آمده:
این ستاره عجیب که به خاطر درخشندگی فوق العاده‏اش پادشاه ستارگان نامیده می‏شود، دارای شگفتی‌هایی است که به بعضی از آنها اشاره می‏شود (با توجه به اینکه در آن روز این حقایق درباره ستاره شعری ناشناخته بوده، تکیه قرآن روی این موضوع پر معنی است) :
الف) طبق تحقیقاتی که در رصدخانه‏های معروف دنیا به عمل آمده حرارت عظیمی که در سطح شعری حکم فرماست تا 120 هزار درجه سانتیگراد برآورد شده، در حالی که حرارت سطح کره خورشید ما را فقط 6500 درجه می‏دانند و این تفاوت عظیم گرمای ستاره شعری را نسبت به خورشید نشان می‏دهد.
ب) جرم مخصوص این ستاره در حدود 50 هزار مرتبه از آب سنگین‏تر است یعنی وزن یک لیتر آب در آنجا معادل 50 تن در کره زمین خواهد بود!، حال آنکه در میان سیارات منظومه شمسی ما "عطارد" که از همه سنگین تر است جرم مخصوصش 6 برابر آب بیشتر نیست.
با این توصیف باید دید که این ستاره شگفت‏انگیز از چه عنصری تشکیل یافته که این همه فشرده است؟
ج) ستاره شعری که در قرن ما در فصل زمستان ظاهر می‏شود، در عصر منجمین قدیم مصر ظهور این کوکب با آغاز تابستان مقارن بوده، کره بسیار عظیمی است که حجم آن 20 برابر کره آفتاب است، و فاصله آن از ما، نسبت به فاصله خورشید از زمین فوق العاده زیاد است، به طوری که این فاصله را یک میلیون برابر فاصله آفتاب برآورد کرده‏اند!
می‏دانیم سرعت سیر نور در ثانیه 300 هزار کیلومتر است، و نور آفتاب ظرف 8 دقیقه و 13 ثانیه به ما می‏رسد، در حالی که فاصله آن از ماه 15 میلیون کیلومتر است، اما اگر تعجب نکنید نخستین شعاع کره شعری پس از حدود 10 سال به ما می‏رسد! حال محاسبه کنید که فاصله‏اش چه اندازه است؟
د) شعرای یمانی ستاره‏ای همراه دارد که از ستارگان مرموز آسمان است، اولین بار دانشمندی به نام "بسل" به وجود آن پی برد و این در سال 1844 میلادی بود، اما در سال 1862 با تلسکوپ مشاهده شده، دوره گردش ستاره همراه به دور ستاره اصلی 50 سال است! (2) اینها همه نشان می‏دهد که تعبیرات قرآن تا چه اندازه پر معنی است، و در کوچکترین تعبیراتش حقایقی نهفته شده که اگر در روز نزولش کاملا مشخص نبوده با گذشت زمان روشن شده است. (3)

پی نوشت ها :

1. قبل از پیامبر اسلام، شخصی از بنی خزاعه به نام ابن ابی کبشه بود که با قریش در پرستش بت‌ها مخالفت می‌کرد. از این‌رو، وقتی که پیامبر(ص) بنای مخالفت علنی با بت‌ها داشت و آن‌را اعلان کرد و مردم را به دوری از بت‌ها دعوت کرد، قریش از باب تشبیه کار پیامبر با ابن ابی کبشه این نام را به ایشان دادند.


2. أطیب البیان ، ج‏12، ص 342 ؛ الأصفى ، ج‏2، ص 1229 ؛ أنوار التنزیل و أسرار التأویل، ج‏ 5 ، ص 162 ، البحر المدید ، ج‏5، ص516 ؛ تفسیر كنز الدقائق ، ج‏12، ص 519 .


3. مکارم شیرازی ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه ، 1374 ش، ج‏22، ص 563 - 566.






نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، سخنــرانی های کوتـاه قــــرآنی، اســــــــــــــرار عالم خلفت، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 10 اسفند 1398



زیبایی های عالم طبیعت و حیوانات



[http://www.aparat.com/v/zJs2E]


[http://www.aparat.com/v/zJs2E]




نوع مطلب : شگفتیهای خلقت حیوانات، اســــــــــــــرار عالم خلفت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 15 دی 1398




تغییر رنگ عجیب سوسمار درختی



[http://www.aparat.com/v/s4cyn]


[http://www.aparat.com/v/s4cyn]




نوع مطلب : اســــــــــــــرار عالم خلفت، شگفتیهای خلقت حیوانات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 15 دی 1398




خدا با ماهی کف دریا نقاشی میکشد!!!




[http://www.aparat.com/v/g6ft4]


[http://www.aparat.com/v/g6ft4]




نوع مطلب : اســــــــــــــرار عالم خلفت، شگفتیهای خلقت حیوانات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 14 دی 1398









نمونه هایی از حکمت و لطف و راهنمایی خداوند در خلقت





[http://www.aparat.com/v/JL50j]


[http://www.aparat.com/v/JL50j]









نوع مطلب : اســــــــــــــرار عالم خلفت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 14 دی 1398



تفکر در خلقت انسان

شگفتی های خلقت، هر یک دفتری است در معرفت کردگار و آیه ای است در توحید که سیر و توجّه در آن، فطرت پرستش انسان را بیدار و او را به سلوک إلی اللَّه رهنمون می کند.

*****

 

« مغز انسان »
ماشین مغز انسان از نظر علم ، حیرت انگیزترین ماشین هاست و وظایفی را انجام می دهد كه پرقدرت ترین ماشین های ساخته بشری از انجام آنها ناتوان است .

یكی از وظایف مغز ، ثبت و ضبط وقایع گوناگون است كه نیروی حافظه را تشكیل می دهد . حافظه ی انسانی فقط به قسمت كوچكی از مغز ارتباط دارد . برای نشان دادن قدرت حافظه مثالی آورده اند :

فرض كنیم مردی پنجاه سال از عمرش گذشته باشد و بخواهد خاطرات خود را بدون كم و زیاد بنویسد ، برای درج این خاطرات معادل 160 میلیون نسخه روزنامه به قطع بزرگ كه در بیست صفحه و سراسر با حروف ریز چاپ شده باشد نیاز خواهد بود . مكانیسم به یاد آوردن خاطرات گذشته ، از بسیاری از جهات ، مانند نوارهای ضبط صوت است ، فرقی كه دارد این است كه : نیروی برقِ نوارهای مغز ، از اعصاب بدن تأمین می شود و هیچ گونه احتیاجی به چرخیدن ندارد .
مطابق حساب دقیق ، اگر بخواهند ماشینی بسازند كه كم و بیش كار یك مغز انسانی را انجام دهد ، باید دستگاهی دو برابر بزرگترین ساختمانهای جهان تهیه كنند ، و برای تهیه ی نیروی برق آن تمام برق حاصله از بزرگترین آبشار جهان را به آن اختصاص دهند ، و چون ناگزیر لامپ های الكترونی و سیم های این ماشین گرم می شود ، باید تمام آب آن آبشار برای خنك كردن آن گرداگرد ماشین بگردد و با این همه كار ، ماشین اختراعی نخواهد توانست تمام وظایف مغز یك انسان معمولی را از نظر تفكر و اندیشه انجام دهد .

الَّذِینَ یَذْكُرُونَ اللَّهَ قِیَامًا وَ قُعُودًا وَ عَلَىٰ جُنُوبِهِمْ وَ یَتَفَكَّرُونَ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَٰذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ

آنان كه همواره خدا را ایستاده و نشسته و به پهلو آرمیده یاد می كنند، و پیوسته در آفرینش آسمان ها و زمین می اندیشند، [و از عمق قلب همراه با زبان می گویند:] پروردگارا! این [جهان با عظمت] را بیهوده نیافریدی، تو از هر عیب و نقصی منزّه و پاكی؛ پس ما را از عذاب آتش نگاهدار.

سوره آل عمران آیه 191

 

برگرفته از کتاب شرح دعای کمیل استاد حسین انصاریان






نوع مطلب : اســــــــــــــرار عالم خلفت، شگفتیهای خلقت انسان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 28 آذر 1398



فلا اقسم بمواقع النّجوم* انّه لقسم لو تعلمون عظیم


(واقعه/76-75)


قسم به وقت و موقع قرار گرفتن ستارگان*و اگر بدانید بی تردید این سوگندی بس بزرگ است



جزر و مد بالا رفتن و پایین آمدن بخش بزرگی از آب است.

 

جزر و مدها به این دلیل ایجاد می شوند که زمین و ماه یکدیگر را جذب میکنند. درست مثل آهن رباها که یکدیگر را جذب می کنند.

 

ماه می کوشد هرچیزی که برروی زمین قرار دارد را به سوی خود بکشد تا آن را به خودش نزدیک تر کند. اما زمین قادر است همه چیز به جز آب ها را نگه دارد. از آن جایی که آب ها همیشه در حال حرکتند زمین نمی تواند آنها را نگه دارد و ماه می تواند آب ها را به سوی خودش بکشد.

 


هر روز دو جزر و مد بلند و دو جزر و مد کوتاه به وجود می آید. اقیانوس ها به طور دایم از وضعیت جزر و مد بلند به جزر و مد کوتاه حرکت می کنند و سپس به جزر و مد بلند برمی گردند. 12 ساعت و 25 دقیقه بین دو جزر و مد بلند زمان هست.

 

جزر و مد صعود و سقوط دوره ای حجم بزرگی از آب است. بادها و جریانات آب موجب حرکت آب سطح می شوند و امواج را ایجاد می کنند.

 

در این شرایط اثر جاذبه زمین بر ماه باعث می شود آب ها در مسیر ماه صعود کنند. صعود دیگر وقتی رخ می دهد که برخلاف وضعیت قبل، زمین هم به طرف ماه کشیده می شود.

 

به این ترتیب سطح اقیانوس ها روزانه در حال نوسانند چراکه زمین، ماه و خورشید با هم در تعاملند. هنگامی که ماه به دور زمین می گردد و هنگامی که زمین و ماه هر دو به دور خورشید می گردند، ترکیب نیروهای گرانشی باعث می شود که اقیانوس های زمین بالا و پایین بروند. از آن جایی که زمین درحال گردش است، هنگامی که این اتفاق می افتد، دو جزر و مد در هر روز رخ می دهد. 

 جزر و مدهای بهاره مخصوصاً جزر و مدهای قوی تری هستند. البته آنها ربطی به فصل بهار ندارند. این جزر و مدها وقتی رخ می دهند كه زمین، خورشید و ماه در یك راستا قرار می گیرند. 



در این حالت نیروهای جاذبه ای ماه و خورشید با هم به جزر و مد منجر می شوند. جزر و مدهای بهاره در طول ماه كامل و ماه نو رخ می دهند.


جزر و مدهای پروكسیجین (Proxigean) 

جزر و مدهای قوی ای هستند که به ندرت به وجود می آیند. این جزر و مدها وقتی رخ می دهند كه از سویی ماه به شكل غیر معمولی به زمین نزدیك می شود و از طرف دیگر هم در فاز ماه نو است. یعنی موقعی كه ماه بین خورشید و زمین است. این جزر و مد بیشتر هر 1.5 سال یك بار رخ می دهد.



جزر و مدهای نیپ

جزر و مدهای نیپ جزر و مدهای ضعیفی هستند. این جزر و مدها موقعی رخ می دهند كه ماه و خورشید نسبت به زمین در خط عمود با یكدیگر قرار دارند. جزر و مدهای نیپ در طول ماه های یك چهارم رخ می دهند.





برگرفته از سایت :

http://www.020.ir/%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86/%D8%AC%D8%B2%D8%B1-%D9%88-%D9%85%D8%AF-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F




نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، سخنــرانی های کوتـاه قــــرآنی، اســــــــــــــرار عالم خلفت، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 25 اسفند 1397




موجودات خارق العاده




[
]




نوع مطلب : اســــــــــــــرار عالم خلفت، شگفتیهای خلقت حیوانات، عچائب و زیبائی های خلقت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 13 دی 1397



این گُــل مال من است!!!





رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند:

وقتى مرا به آسمان بردند یك قطره از عرق من چكید و از آن گلى رویید و افتاد در دریا، ماهى‏ ها رفتند تا آن را بگیرند و «دِعمُوص‏»[1] نیز براى گرفتن آن رفت، و وقتی به آنجا رسیدند،

ماهى گفت: این مال من است «دِعمُوص» هم گفت: این مال من است، خداوند متعال فرشته ‏اى را نزد آنها فرستاد تا بین شان حكم كند، فرشته نصف از آن را براى ماهى و نیم دیگرش را براى «دِعمُوص» قرار داد.

برگ هاى گل پنج تا است كه به این هیئت دیده مى‏ شوند:

دو عدد به شكل ماهى و دو تا به صفت «دِعمُوص» و یكى دیگر نصفش به شكل ماهى و نصف دیگرش به شكل «دِعمُوص» است.



[1]- «دعموص» كرم دراز و سیاهى است كه در گودالهاى آب زندگى مى‏ كند.




برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب385 –(نوادر)-حدیث 58-مطلب شماره 570







نوع مطلب : اســــــــــــــرار عالم خلفت، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، پیامبـــــــــــر اکــــــــــــرم ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 9 آذر 1397


سئوالات مرد شامی از آقا امیر المؤمنین علیه السلام

 در مسجد جامع كوفه در مورد :


 اوّلین كسى كه كفر ورزید و آن را انشاء كرد چه كسى بود؟

حضرت فرمودند: ابلیس لعنت خدا بر او باد.

 

 اسم نوح چه بود؟

حضرت فرمودند: اسم او سكن بود و به خاطر این كه نهصد و پنجاه سال بر قومش نوحه و زارى كرد به این نام موسوم شد.

 

مرد نشست و دیگرى ایستاد و عرضه داشت:

اى امیر المؤمنین بفرمایید اوّلین درختى كه در زمین 

كاشته شد چه بود؟

حضرت فرمودند: عوسجه (درخت خاردار) كه عصاى حضرت موسى از آن بود.

 

اوّلین درختى كه در زمین رویید چه بود؟

حضرت فرمودند: دبا كه كدو باشد.

 

اوّلین كسى كه از اهل آسمان حجّ نمود چه كسى بود؟

حضرت فرمودند: جبرئیل.

 

در ایّام طوفان نوح اوّلین بقعه‏اى كه از زمین گسترده شد چه بود؟

حضرت فرمودند: مكان كعبه كه از زبرجد سبز بود.

 

بهترین وادى روى زمین كجا است؟

حضرت فرمودند: وادى است كه به آن سراندیب گویند، جناب آدم علیه السّلام از آسمان در آن جا افتاد.

 

بدترین وادى روى زمین كجا است؟

حضرت فرمودند: وادى است در یمن كه به آن برهوت مى‏ گویند و آن از وادى‏ هاى جهنم است.

 

آن چه زندانى بود كه صاحبش را سیر و حركت داد؟

حضرت فرمودند: آن زندان ماهى بود كه یونس بن متى را سیر داد.

 

شش چیز در رحم مادر قدم نگذاردند، آنها كدامند؟

حضرت فرمودند: آدم و حوّا و قوچ ابراهیم و عصاى موسى و ناقه صالح و شب ‏كورى كه عیسى بن مریم آن را ساخت و به اذن خدا پرواز كرد.

 

آن چه چیز بود كه بر او دروغ بسته شد در حالى كه نه از 

جن بود و نه از انس؟

حضرت فرمودند: آن گرگى بود كه برادران یوسف دروغ بر او بستند.

 

آن چه چیز بود كه حق تعالى به آن وحى فرمود بدون این كه جن بوده یا انس باشد؟

حضرت فرمودند: آن زنبور عسل بود.

 

آن چه مكانى بود كه آفتاب یك ساعت از روز به آن تابید 

و دیگر بر آن طالع نشد؟

حضرت فرمودند: آن دریا بود كه حق تعالى براى موسى شكافتش و خورشید بر زمین آن تابید بعد آب روى آن را گرفت و دیگر آفتاب به آن نتابید.

 

آن چه چیز بود كه آشامید در حالى كه زنده بود و خورد

در حالى كه مرده بود؟

حضرت فرمودند: آن عصاى حضرت موسى بود.

 

نذیر و ترساننده ‏اى كه قوم خود را ترساند ولى نه از جن بود

 و نه از انس چه بود؟

حضرت فرمودند: آن مورچه بود.

 

اوّلین كسى كه مأمور به ختان شد چه كسى بود؟

حضرت فرمودند: جناب ابراهیم علیه السّلام.

 

اوّلین زنى كه مورد تواضع و فروتنى واقع شد چه كسى بود؟

حضرت فرمودند: هاجر مادر اسماعیل بود كه ساره برایش فروتنى نمود تا وى از راست او خارج شود.

 

اوّلین زنى كه دامنش به زمین كشیده شد چه كسى بود؟

حضرت فرمودند: هاجر بود و آن در زمانى اتّفاق افتاد كه از ساره گریخت.

 

اوّلین مردى كه دامنش بر زمین كشیده شد چه كسى بود؟

حضرت فرمودند: قارون بود.

 

اوّلین كسى كه نعلین به پا نمود چه كسى بود؟

حضرت فرمودند: ابراهیم علیه السّلام بود.

 

كریم‏ ترین مردم از نظر نسب چه كسى بود؟

حضرت فرمودند: او صدیق اللَّه، یوسف بن یعقوب، اسرائیل اللَّه بن اسحاق‏

ذبیح اللَّه بن ابراهیم خلیل اللَّه بود.

 

برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 385-حدیث 44نـوادر-/32-مطلب شماره 567




نوع مطلب : اســــــــــــــرار عالم خلفت، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 8 آذر 1397


سئوال مرد شامی از آقا امیر المؤمنین علیه السلام

 در مسجد جامع كوفه در مورد: 



 كشتى نوح طول و عرضش چقدر بود؟


حضرت فرمودند: طولش هشتصد ذراع و عرضش پانصد ذراع و ارتفاعش در آسمان هشتاد ذراع بود.



برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 385-حدیث 44نـوادر-/31-مطلب شماره 566




نوع مطلب : پیــــامبـــــــــران الــــــهی، اســــــــــــــرار عالم خلفت، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 8 آذر 1397




سخن گفتن فیل با امیرالمومنین علیه السلام


عمار یاسر روایت می کند: هنگامه که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، علی علیه السلام را به سوی عمان برای جنگ با جلندی بن کرکر فرستاد، بین آنها جنگ سختی روی داد. جلندی به غلامش کلندی گفت: اگر تو به جنگ شخصی که عمامه سیاه و اسب شهباء دارد بروی و او را اسیر کنی یا او را از بین ببری، دخترم را که به پسران پادشاهان نداده ام به عقد تو در می آورم.

کلندی سوار فیل سفید شد. جلندی سی فیل داشت که با فیل ها و لشگر به جنگ مسلمانان رفت. هنگامی که چشم امام علیه السلام به او افتاد از اسب پایین آمد، عمامه از سر برداشت و مدتی قدم زد؛ بعد سوار اسب شده به نزدیک فیل ها آمد و با کلماتی با فیل ها سخن گفت که کسی آن را نمی فهمید. بیست و نه تا از فیل ها سرهایشان را پایین انداخته و به لشگر مشرکان حمله ور شدند و آنها را کشته و به عقب راندند. سپس به سوی حضرت علی علیه السلام برگشته و با آن حضرت سخن گفتند، طوری که مردم صدای آنها را می شنیدند: ای علی! ما محمد را می شناسیم و به پروردگار محمد ایمان داریم؛ مگر آن فیل سفید که او محمد و آل او را نمی شناسد.

حضرت علی علیه السلام خشمگین شده و پیشانی بندش را که در هنگام خشم بر سر می بست بر پیشانی بسته و به آن فیل رو کرده و با ذوالفقار یک ضربه بر او زدند که سرش از بدنش جدا شد.

فیل مانند کوهی بزرگ روی زمین افتاد. حضرت، کلندی را از پشت فیل گرفته و خواستند که هلاکش کنند که جبرئیل بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نازل شده و جریان را تعریف کرد. پس رسول خدا صدایش را از مدینه به گوش حضرت علی علیه السلام رساند و فرمود: ای اباالحسن! او را به من ببخش که اسیر توست. علی علیه السلام او را رها کرد.

کندی گفت: ای اباالحسن! چه چیز باعث شد که مرا نکشتی؟

حضرت فرمود: وای بر تو! نگاه کن. پس خداوند حجاب ها را از جلوی چشمان او برداشت و او، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم با اصحابش را در مدینه دید و گفت: ای اباالحسن! این شخص کیست؟

حضرت علیه السلام فرمود: سید و آقایمان رسول خداست.

کندی گفت: ای علی! از اینجا تا آنجا چقدر فاصله است؟

حضرت فرمود: چهل روز.

گفتای اباالحسن! همانا پروردگارتان خدای بزرگی است و پیامبرتان نبی ای کریم و بخشنده؛ دستت را دراز کن تا ایمان بیاورم. آن گاه گفت: «اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمدا رسول الله»

حضرت علی علیه السلام جلندی را کشت و افراد زیادی با او در دریا غرق شدند و افراد زیادی نیز از آنها را به هلاکت رساندند و افرادی هم که زنده مانده بودند، اسلام آوردند. علی علیه السلام قلعه را به کندی دادند و دختر جلندی را به ازدواج او درآوردند و گروهی از مسلمانان را نیز آنجا گذاشتند که به آنها واجباتشان را یاد بدهند و آن گاه به مدینه برگشتند.[1[



============


 [1].مناقب ابن شهرآشوب،ج2،ص311

بخش نهج البلاغه تبیان

 

 منبع : ابو تراب (سایت تخصصی امام علی علیه السلام)

 

برگرفته شده از سایت :

https://article.tebyan.net/167605/




نوع مطلب : اســــــــــــــرار عالم خلفت، شگفتیهای خلقت حیوانات، امـــــــام علـــــــــــــــــی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 7 آذر 1397

وَمَن یُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَٰئِكَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِم مِّنَ النَّبِیِّینَ وَالصِّدِّیقِینَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِینَ وَحَسُنَ أُولَٰئِكَ رَفِیقًا (نساء/69)

و کسانی که از خدا و پیامبر اطاعت کنند، در زمره کسانی خواهند بود که خدا ایشان را گرامی داشته (یعنی) با پیامبران و راستان و شهیدان و شایستگانند و آنان چه نیکو همدمانند..



 إِنَّا نَحْنُ نُحْیِی الْمَوْتَى وَ نَکْتُبُ مَا قَدَّمُوا وَآثَارَهُمْ وَکُلَّ شَیْءٍ أحْصَیْنَاهُ فِی إِمَامٍ مُبِینٍ (یس/12) 


بی تردید ما مردگان را زنده می کنیم و آنچه را پیش فرستاده اند و [خوبی ها و بدی های] بر جا مانده از ایشان را ثبت می کنیم و همه چیز را در کتابی روشن [که اصل همه کتاب هاست و آن لوح محفوظ است] برشمرده ایم


*****




 هیچ طفلى نیست، مگر آنكه امام خود را دیده 
و با او مناجات مى‏ نماید

برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب سیصد و هشتاد و پنجم(نـوادر)/8


حدیث (28) 

 از مفضّل بن عمر نقل شده كه وى گفت: از امام صادق علیه السّلام پرسیدم: این كه طفل بدون تعجّب خندیده و بدون درد و المى مى ‏گرید سبب آن چیست؟


حضرت فرمودند: اى مفضّل هیچ طفلى نیست مگر آنكه امام خود را دیده و با او مناجات مى‏ نماید، پس گریه ‏اش به خاطر غیبت امام از او است و خنده ‏اش زمانى است كه امام به او رو می‏كند.

و وقتى زبان طفل باز شد این باب بر رویش بسته شده و دیگر امام را ندیده و در دلش نسبت به آنچه قبلا برایش اتّفاق افتاده نسیان و فراموشى پیدا مى شود.






نوع مطلب : علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، اســــــــــــــرار عالم خلفت، امـــــــام زمـــــــــــــــــــان، 04-سوره نسـاء، 36-سوره یس، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 2 آذر 1397


باب سیصد و پنجاه و هفتم

اسرار حرام بودن تناول نخاع و طحال و بیضتین‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 511


حدیث (1)

 احمد بن محمّد بزنطى، از ابان بن عثمان نقل كرده كه وى گفت: 

محضر مبارك امام صادق علیه السّلام عرض كردم:

چگونه است که تناول طحال (سپرز) حرام گشته با اینكه از ذبیحه محسوب مى‏ شود؟

حضرت فرمودند:

قوچى از «ثبیر» كه كوهى است در مكّه بر جناب ابراهیم علیه السّلام فرود آمد تا آن حضرت ذبحش نماید، ابلیس نزد آن جناب آمد و عرض كرد: نصیب من را از این قوچ بده.

ابراهیم علیه السّلام فرمود: تو چه نصیبى در این دارى با این كه قربانى پروردگارم و فداء براى فرزندم مى ‏باشد.

خداوند متعال به حضرتش وحى فرمود: او در این قوچ نصیبى دارد و آن طحال حیوان مى‏ باشد زیرا طحال مركز تجمّع خون است و بیضتین نیز حرام است زیرا مكان نكاح و جماع بوده و مجراى نطفه مى‏ باشد. ابراهیم طحال و بیضتین را به ابلیس داد.

راوى مى ‏گوید: محضر مباركش عرض كردم: چرا «نخاع» حرام شده است؟

حضرت فرمودند: زیرا محل آب جهنّده (منى) بوده كه در هر مذكّر و مؤنّثى مى ‏باشد نخاع رشته مغزى است طولانى كه در مهره‏ هاى پشت كشیده شده است.

ابان مى‏ گوید: سپس  امام صادق  علیه السّلام فرمودند:

از حیوانى كه سر بریده‏ اند تناول ده چیز به این شرح مكروه است :

طحال (سپرز) بیضتین، نخاع (مغز حرام) خون، پوست، استخوان، شاخ، سُم، غدّه‏ ها، آلت نرینه.

و ده چیز از میته و مردار آزاد و غیر ممنوع است باین شرح:

پشم، مو، پر، بیضه (تخم) دندان، شاخ، سمّ، نافچه، پوست، شیر زمانى كه در پستان حیوان باشد و حیوان بمیرد.

حدیث (2)

 محمّد بن الحسن از محمّد بن الحسن الصفّار، از ابى طالب عبد اللَّه بن صلت، از عثمان بن عیسى عامرى از سماعة بن مهران، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

«جرّى» (ماهى باریك و درازى است كه پولك ندارد) و «مارماهى» و «طافى» (ماهى مرده كه روى آب آمده) و «اربیان» (نوعى از ماهى است) و سپرز را نخور و علّت نهى از سپرز آن است كه این عضو حیوان جاى خون و جویده شده شیطان مى ‏باشد.






نوع مطلب : علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، اســــــــــــــرار عالم خلفت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 30 آبان 1397


باب سیصد و چهل و سوّم 

اسرار زلزله‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 505


حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه از محمّد بن یحیى عطّار، از محمّد بن احمد، از یعقوب بن یزید از برخى اصحابش، از محمّد بن سنان از كسى كه نامش را برده، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

خداوند متعال زمین را آفرید سپس به ماهى امر فرمود آن را به پشت خود گرفته حمل نماید، ماهى گفت:

با نیرو و قوّت خود آن را برداشته و حمل كردم، حق تعالى سپس ماهى كوچكى به قدر یك وجب را آفرید و آن ماهى كوچك داخل منفذ بینى آن ماهى بزرگ شد، ماهى تا چهل بامداد مضطرب بود و هر وقت خداوند متعال اراده كند زمین را بلرزاند ماهى كوچك را نازل كرده و فرو مى‏فرستد بلافاصله زمین به لرزه در مى‏ آید.


حدیث (2)

 مروى است كه وقتى ذو القرنین به سدّ رسید از آن جا گذشت و داخل وادى ظلمات شد و در آن جا به فرشته ‏اى برخورد كه بر روى كوهى ایستاده، طول آن فرشته پانصد ذراع بود، آن فرشته به ذو القرنین گفت: پشت سر تو سلطانى است كه به او ذو القرنین مى‏گویند: ذو القرنین به او گفت تو كیستى؟

گفت: فرشته ‏اى از فرشتگان رحمان بوده و موكّل این كوه مى‏باشم، هیچ كوهى را خداوند نیافریده مگر رشته‏اى از آن به این كوه متّصل مى‏شود و وقتى خداوند عزّ و جلّ بخواهد شهرى را بلرزاند به من وحى مى‏ فرماید و من آن را به لرزه در مى‏آورم.

محمّد بن احمد مى‏گوید: عیسى بن محمّد از على بن مهزیار، از عبد اللَّه بن عمر، از عباد بن حماد از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام این حدیث را براى من نقل كرده است.


حدیث (3)

محمّد بن الحسن رحمة اللَّه علیه مى‏گوید:

محمّد بن الحسن الصفّار به اسنادش به طور مرفوعه از امام باقر یا امام صادق علیهما السّلام نقل كرده كه آن حضرت فرمودند:

خداوند تبارك و تعالى ماهى را امر نمود كه زمین را به پشت خود حمل كرده و هر شهرى از شهرها را روى پولكى از پولك‏ هایش قرار داد و هر گاه حق تعالى اراده نمود نقطه‏اى از زمین را بلرزاند ماهى را امر نمود آن پولكى كه نقطه مقصود روى آن قرار گرفته است را حركت دهد و با حركت دادن ماهى پولك را آن نقطه از زمین به لرزه در مى‏آید و اگر پولك را بلند مى‏كرد و آن قسمت از زمین به اذن خداى عزّ و جلّ زیر و زبر و واژگون مى‏ شد.

حدیث (4)

 احمد بن محمّد از پدرش، از محمّد بن احمد از هیثم نهدى، از برخى اصحاب به اسنادش به طور مرفوع نقل كرده كه حضرت امیر المؤمنین صلوات اللَّه علیه در هنگام وقوع زلزله دو آیه ذیل را قرائت مى‏ فرمودند:

الف: إِنَّ اللَّهَ یُمْسِكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ أَنْ تَزُولا وَ لَئِنْ زالَتا 

إِنْ أَمْسَكَهُما مِنْ أَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ إِنَّهُ كانَ حَلِیماً غَفُوراً 

محققا خدا آسمان‏ها و زمین را از این كه نابود شوند نگه مى‏دارد و اگر رو به زوال نهند گذشته از او هیچ كس آنها را محفوظ نتواند داشت و بدانید كه خدا بر كیفر و گناه خلق بسیار بردبار و آمرزنده است.

ب: وَ یُمْسِكُ السَّماءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُفٌ رَحِیمٌ‏ 

و آسمان را او نگه داشته كه بر زمین نیفتند كه همانا خدا در باره بندگان بسیار رئوف و مهربان است.


حدیث (5)

 و با همین اسناد از محمّد بن احمد، از یحیى بن محمّد بن ایّوب، از علىّ بن مهزیار، از ابن سنان از یحیى حلبى، از عمر بن ابان، از جابر نقل كرده كه گفت:

تمیم بن جذیم گفت: هنگامى كه على علیه السّلام به طرف بصره مى‏رفتند در محضر مباركش بودم در وقتى كه از مركب‏ ها پایین آمده بودیم زمین لرزید، امام علیه السّلام دست بر زمین زده سپس به زمین فرمودند: تو را چه مى‏شود پس از آن روى به ما آورده و فرمودند:

اگر این زلزله همان زلزله‏ اى بود كه حق عزّوجلّ در كتابش از آن یاد كرده جواب من را مى‏ داد ولى این، آن زلزله نیست.

حدیث (6)

 و با همین اسناد از محمّد بن خالد، از محمّد بن عیسى، از على بن مهزیار نقل كرده كه گفت: محضر مبارك حضرت ابو جعفر علیه السّلام مكتوبى فرستاده و در آن از كثرت زلزله در اهواز شكایت كرده و معروض داشتم آیا صلاح مى‏دانید از آن جا به مكان دیگرى منتقل شویم:

حضرت در جواب نوشتند: از آن جا منتقل نشوید، روزهاى چهارشنبه و پنجشنبه و جمعه را روزه بگیرید و سپس غسل كرده و لباس‏هاى طاهر بپوشید و روز جمعه از منازل بیرون آمده و خدا را بخوانید و دعاء نمایید مسلّما حق تعالى آن را از شما بر طرف مى‏ كند.

راوى مى‏ گوید: ما همین كار را كردیم پس زلزله‏ها ساكت شدند و نیز امام علیه السّلام فرمودند: هر كس كه از شما گنه‏كار است توبه و انابه نماید و دعاى خیر نماید.


حدیث (7)

و با همین اسناد از محمّد بن احمد، از ابراهیم بن اسحاق، از محمّد بن سلیمان دیلمى نقل كرده كه وى گفت: از حضرت ابا عبد اللَّه علیه السّلام پرسیدم: زلزله چیست؟

حضرت فرمودند: آیه و نشانه ‏اى است.

عرضه داشتم: سبب آن چیست؟

فرمودند: خداوند تبارك و تعالى براى رشته‏ هاى زمین فرشته‏ اى را موكّل قرار داده و هر گاه بخواهد زمین را بلرزاند به آن فرشته وحى مى‏ كند فلان رشته و فلان رشته را حركت بده، پس آن فرشته، رشته‏ هاى زمین را كه حق تعالى امر فرموده حركت مى‏ دهد بلافاصله زمین با اهلش به حركت و لرزه در مى‏ آیند.

راوى مى ‏گوید: عرضه داشتم وقتى چنین پیش آمد چكار بكنم؟

حضرت فرمود: نماز كسوف (آیات) بخوان و وقتى از نماز فارغ شدى به سجده برو و در سجود بگو: 

یا من یمسك السّموات‏ وَ الْأَرْضَ أَنْ تَزُولا وَ لَئِنْ زالَتا إِنْ أَمْسَكَهُما مِنْ أَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ إِنَّهُ كانَ حَلِیماً غَفُوراً امسك عنّا السّوء إِنَّكَ عَلى‏ كُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ

اى كسى كه آسمانها و زمین را از این كه نابود شوند نگه مى‏ دارى و اگر رو به‏ زوال نهند گذشته از او هیچ كس آنها را محفوظ نتواند داشت كه او بردبار و آمرزنده است بدى و شر را از ما دور بدار محقّقا تو بر هر چیزى قادر هستى.


حدیث (8)

و با همین اسناد از محمّد بن احمد از ابو عبد اللَّه رازى، از احمد بن محمّد بن ابى نصر، از روح بن صالح، از هارون بن خارجه مرفوعاٌ از حضرت فاطمه علیهما السّلام نقل كرده كه آن حضرت فرمودند:

در عهد ابو بكر زلزله‏ اى آمد مردم فزع كنان و با شیون نزد ابو بكر و عمر آمده، دیدند آن دو نیز با فزع و جزع محضر على علیه السّلام آمده‏اند، مردم به تبعیّت از آن دو خود را به درب منزل على علیه السّلام رساندند، على علیه السّلام از منزل خارج شده و به طرف مردم آمد در حالى كه از آنچه مردم به خاطرش وحشت زده و محزون بودند، اندوهى نداشته و غمگین نبودند، امام علیه السّلام از مردم گذشتند و مردم هم به دنبال حضرتش حركت كردند، حضرت رفتند تا به تپّه ‏اى رسیدند و بر بالاى آن نشسته و مردم اطراف تپّه قرار و آرام گرفته و چشم به دیوارهاى شهر دوخته و وحشت زده مى‏ دیدند كه دیوارها مى‏ جنبند و در حال رفتن و آمدن مى‏ باشند.

حضرت به آنها فرمودند: گویا از آنچه مى‏ بینید به هول و وحشت افتاده‏ اید؟

عرضه داشتند: چگونه هول و وحشت نداشته باشیم و حال آنكه هرگز مثل این صحنه را ندیده ‏ایم.

حضرت فاطمه سلام اللَّه علیها فرمودند: امیر المؤمنین علیه السّلام دو لب مبارك را حركت داده سپس دست بر زمین زده و فرمودند: تو را چه مى‏شود آرام باش.

زمین آرام گرفت، مردم بیش از آن وقتى كه حضرت از منزل خارج شد و به طرفشان آمد در شگفت شدند، بارى امام علیه السّلام به آنها فرمودند: از این عمل و حركت من تعجّب كردید؟

گفتند: آرى.

حضرت فرمودند: من كسى هستم كه خداوند متعال در قرآن راجع به او فرموده:

إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزالَها، وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقالَها وَ قالَ الْإِنْسانُ ما لَها 

هنگامى كه زمین به سخت‏ ترین زلزله خود به لرزه در آید و بارهاى سنگین اسرار درون خویش همه را از دل خاك بیرون افكند، در آن روز انسان گوید: زمین را چه مى ‏شود.

من همان انسانى هستم كه به زمین مى‏ گوید: تو را چه مى ‏شود.

یَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَها 

در آن روز زمین مردم را به حوادث بزرگ خویش آگاه مى‏ سازد.

منظور از «اخبارها» من هستم كه زمین اخبار از من مى‏ نماید.

 






نوع مطلب : علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، اســــــــــــــرار عالم خلفت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 29 آبان 1397


باب سیصد و دوّم

اسرار حلال بودن مال فرزند براى پدر


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 489


على بن احمد رحمة اللَّه علیه، از عمیر بن ابى عبد اللَّه، از محمّد بن اسماعیل، از على بن عبّاس، از قاسم بن ربیع صحّاف، از محمّد بن سنان، 

وى گفت:

حضرت ابا الحسن الرّضا علیه السّلام در جواب مسائل او مرقوم فرمودند:

سرّ حلال بودن مال فرزند براى پدر و بدون اذن او و حلال نبودن مال پدر بدون اذنش براى فرزند این است كه:

فرزند در فرموده حق تعالى بخشیده شده به پدر معرّفى شده، خداوند فرموده:


یَهَبُ لِمَنْ یَشاءُ إِناثاً وَ یَهَبُ لِمَنْ یَشاءُ الذُّكُورَ (شوری/49)

خدا به هر كسى كه بخواهد مؤنث بخشیده و به آن كس كه دوست داشته باشد مذكّر هبه مى ‏كند.


و بدیهى است وقتى خود فرزند بخشیده شده به پدر باشد مالش به طریق اولى موهوب او محسوب میگردد.

از این گذشته پدر مسئول مئونه فرزند است در حال صغر و كبر و از این نظر مورد مواخذه واقع مى ‏شود چنانچه فرزند را به او نسبت داده و به مقتضاى فرموده حق تعالى او را براى پدر مى‏ خواند حق تعالى در قرآن مى‏ فرماید:


ادْعُوهُمْ لِآبائِهِمْ هُوَ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ(احزاب/5)

 شما پسر خوانده ‏ها را به پدرانشان نسبت دهید كه این نزد خدا به عدل و راستى نزدیك‏تر است.


و دلیل دیگر بر این كه پدر مى ‏تواند مال فرزند را بدون اذنش بر دارد فرموده نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم است كه مى‏ فرماید:

اَنتَ وَ مَالِكَ لِاَبیك

تو و مالت، مال پدرت مى‏ باشید.

ولى مادر اینطور نبوده و حق ندارد از مال فرزندش بدون اذن او یا اذن پدرش بردارد چه آنكه پدر در ارتباط با نفقه فرزند مورد مؤاخذه است نه مادر.

 






نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، اســــــــــــــرار عالم خلفت، 33-سوره احــزاب، 42-سوره شـوری، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 27 آبان 1397




باب دویست و سى و پنجم 

اسرار تحریم پرندگان درنده و حیوانات وحشى و درنده‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 445



على بن احمد با همان اسناد قبل نقل كرده:

حضرت رضا علیه السّلام مكتوبى به محمّد بن سنان نوشته و در آن مرقوم فرمودند:

تمام پرندگان درنده و حیوانات وحشى درنده حرام هستند زیرا مردار و گوشت انسانها و قاذورات و اشباه اینها را مى‏ خورند لذا خداوند عزّوجل نشانه‏ هایى را جهت امتیاز حیوانات وحشى از حلال گوشت و پرندگان حلال از حرام گوشت آنها قرار داده.

 چنانچه پدرم علیه السّلام در همین باره فرموده:

هرحیوان درنده‏ اى كه صاحب دندان نیش بوده و هر پرنده ‏اى كه چنگال داشته باشد

حرام گوشت است چنانچه هر پرنده ‏اى كه سنگدان دارد گوشتش حلال میباشد.

و فرق و امتیاز دیگرى كه بین پرندگان حلال و حرام مى ‏باشد این است كه در فرموده پدرم علیه السّلام به آن اشاره شده و آن حضرت فرموده ‏اند:

هر پرنده ‏اى كه در وقت پرواز بالش را تكان دهد آن را بخورد كه حلال بوده و آنچه از پرندگان هنگام پرواز بالشان را صاف نگاه مى‏ دارند نخور كه حرام گوشت هستند.

سپس فرمودند: خرگوش حرام بوده زیرا به منزله سنّور (نوعى گربه) است و همانطورى كه حیوانات درنده وحشى و سنّور چنگال دارند خرگوش نیز داراى چنگال مى‏ باشد مضافا به این كه ذاتا خرگوش قذر و خبیث است و از این گذشته در وصف آن گفته ‏اند همچون زنان خون حیض مى‏ بیند زیرا از جمله ممسوخات است و این خود یكى از عوامل قذر و خبیث بودنش محسوب میشود.

 






نوع مطلب : اســــــــــــــرار عالم خلفت، علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 13 مهر 1397




باب دویست و سى و چهارم

 اسرار حرام بودن حیوانى كه هنگام ذبح

 نام غیر خدا بر آن برده شده‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 444


حدیث (1) 

على بن احمد از محمّد بن ابى عبد اللَّه از محمّد بن اسماعیل، از على بن عباس، از قاسم بن ربیع صحّاف از محمّد بن سنان نقل كرده كه وى گفت: حضرت ابو الحسن الرضا علیه السّلام در مكتوبى به او در جواب مسائلش مرقوم فرمود:

حیوانى كه هنگام ذبح نام غیر خدا بر آن برده شده به خاطر این حرام است كه حق عزّوجلّ بر مخلوقاتش واجب كرده كه اقرار به او نموده و اسم آن حضرت را بر ذبایح محلّل ببرند نه نام دیگرى است.

و سرّ دیگرش این است كه بین آنچه به واسطه ‏اش به حضرت بارى تقرّب حاصل مى شود كه و آنچه عبادت و پرستش شیاطین و بت ها است نباید مساوات باشد و وقتى ذبیحه ‏اى كه اسم غیر خدا بر آن برده شده را حرام بدانیم رعایت این جهت شده است چه آنكه در نام خدا را بردن، شخص بدین وسیله به ربوبیّت و وحدانیّت حضرت حق عزّ و جل اقرار كرده و اگر اسم غیر او را ببرد اظهار شرك نموده و به غیر ذات جلالش تقرّب جسته، پس ذكر نام «اللَّه» بر ذبیحه فرق است بین ذبیحه محلّل و محرّم به این معنا كه اگر نام حق عزّوجلّ بر آن برده شود حلال بوده و در غیر این صورت حرام مى ‏باشد.

 






نوع مطلب : اســــــــــــــرار عالم خلفت، علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 13 مهر 1397



باب دویست و بیست و ششم

اسرار حلال شدن بعضی از خوردنیها و مشروبات

 كه باید به ثلث برگردند

 

برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 436


حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه از محمّد بن یحیى عطّار از سهل بن زیاد از حسن بن محبوب، از خالد بن حریز از ابى الربیع الشامى، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند: 

هنگامى كه حضرت آدم علیه السّلام از بهشت به زمین فرود آورده شد میل نمود كه از میوه ‏هاى بهشتى بخورد از این رو خداوند تبارك و تعالى دو شاخه انگور از بهشت بر او فرستاد، آدم علیه السّلام این دو شاخه را كاشت و وقتى برگ و میوه آورده و به حدّ خوردن رسیدند، ابلیس آمد و دور آنها را دیوارى كشید.

حضرت آدم علیه السّلام به او فرمود: اى ملعون تو را چه مى‏شود كه چنین مى‏ كنى؟

ابلیس گفت: این دو درخت مال من مى‏ باشد.

آدم فرمود: دروغ مى‏ گویى، بالاخره با هم تراضى كردند كه هر چه روح القدس حكم كند به آن خشنود باشند وقتى نزد او رفتند آدم داستان را براى او گفت، روح القدس مقدارى آتش برداشت و روى دو درخت پاشید شاخه‏ هاى دو درخت شعله ‏ور گردید به حدّى كه آدم بیمناك شد كه چیزى باقى نمانده و تمام بسوزند چنانچه ابلیس نیز همین تصوّر را نمود.

امام علیه السّلام فرمودند: آتش به آن جا كه باید برسد رسید و دو ثلث از آن دو درخت را سوزاند و یك ثلث باقى ماند روح القدس به آدم گفت: آنچه سوخته از بین رفته حظّ و بهره ابلیس بوده و آنچه باقى مانده بهره تو است.

حدیث (2)

 احمد بن زیاد بن جعفر همدانى رضى اللَّه عنه از على بن ابراهیم بن هاشم، از پدرش از اسماعیل بن مرار، از یونس بن عبد الرحمن، از علاء، از محمّد بن مسلّم، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده كه آن حضرت فرمودند:

پدرم علیه السّلام مى ‏فرمودند: هنگامى كه جناب نوح علیه السّلام مأمور شد به كاشتن درخت انگور

ابلیس در جنب حضرت بود لذا به مجرّد این كه آن جناب اراده كرد انگور بكارد، ابلیس گفت: این درخت مال من است.

نوح به او گفت: دروغ مى ‏گویى.

ابلیس عرض كرد: پس از آن چه مال من مى ‏باشد؟

نوح فرمود: دو ثلث آن مال تو است و یك ثلث تعلّق به من دارد و از همین جا حلّیت مأكولاتى كه به ثلث برمیگردند و از آنها همین مقدار مى‏ ماند ناشى گردیده است.

حدیث (3)

 ابو عبد اللَّه محمّد بن شاذان بن احمد بن عثمان پروازى از ابو على محمّد بن محمّد بن الحارث بن سفیان حافظ سمرقندى از صالح بن سعید ترمذى، از عبد المنعم بن ادریس، از پدرش، از وهب بن منبه یمانى نقل كرده كه وى گفت: 

وقتى نوح علیه السّلام از كشتى بیرون آمد شاخه‏ هاى درختان خرما و انگور و سایر درختان میوه را كه با او در كشتى بودند كاشت پس در ساعت میوه دادند.

زمانى كه نوح علیه السّلام در كشتى قرار داشت شاخه انگور با او بود و آخرین محموله‏ اى كه از كشتى بیرون آورده شد همان شاخه انگور بود كه بعدا جناب نوح نیافتش و جهتش آن بود كه ابلیس آن را مخفیانه برداشت، نوح پس از گردش و نیافتن آن برخاست كه داخل كشتى شده و آن جا را تفحّص كند، فرشته ‏اى كه با نوح بود عرضه داشت:

اى پیامبر خدا بنشین به زودى آن را نزد شما خواهند آورد.

نوح بجایش نشست، فرشته عرض كرد: در عصیر (آبى كه از فشردن انگور به دست مى‏آید) آن شریك دارى لذا حق شریكت را نیكو رعایت نما.

نوح فرمود: یك هفتم از عصیر مال شریك و شش قسمت دیگر مال من.

فرشته عرضه داشت: احسان كن و به او بیشتر بده چه آنكه تو نیكوكار میباشى.

نوح فرمود: یك ششم مال او پنج ششم دیگر مال من.

فرشته عرضه داشت: باز احسان كن كه تو محسن و نیكوكار میباشى.

نوح فرمود: یك پنجم مال او و چهار پنجم دیگر مال من.

فرشته عرضه داشت: احسان كن كه تو محسن و نیكوكار هستى.

نوح فرمود: یك چهارم مال او و سه چهارم دیگر مال من.

فرشته عرضه داشت: باز در حق او احسان كن كه تو محسن و نیكوكار میباشى.

نوح فرمود: نصف مال او و نصف دیگر مال من.

فرشته عرضه داشت: باز در حقّش احسان كن كه تو محسن و نیكوكار هستى.

نوح فرمود: یك ثلث مال من و دو ثلث مال او، فرشته خشنود گشت، پس آنچه زائد بر یك ثلث است و در طبخ بخار مى‏شود از ابلیس بوده و حظّ او مى‏باشد و ثلث باقیمانده و آنچه كمتر از آن است مال نوح است كه حظّ و بهره وى بوده و آن براى آشامیدن حلال و طیّب است.

 






نوع مطلب : اســــــــــــــرار عالم خلفت، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 12 مهر 1397




باب دویست و بیست و دوّم/27



مقدار و اندازه ستارگان


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 425



حسین بن یحیى بن ضریس بجلى از ابو جعفر عمارة سكونى سریانى از ابراهیم بن عاصم در قزوین، از عبد اللَّه بن هارون كرخى از ابو جعفر احمد بن عبد اللَّه بن یزید بن سلام بن عبد اللَّه آزاد كرده رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله از ابى عبد اللَّه بن یزید از یزید بن سلام نقل كرده كه وى از رسول خدا سؤال كرد و محضر مباركش عرض نمود:

با این كه مقدار و اندازه ستارگان با هم مساوى است با این حال چرا كوچك و بزرگ به چشم مى‏ آیند؟

حضرت فرمودند: زیرا بین كواكب و آسمان دنیا دریایى است كه باد وقتى میوزد به سطح این دریا كه میخورد امواج پدید آمده و چون موج‏ ها بزرگ و كوچك هستند قهراٌ ستارگان كه از فراسوى این امواج دیده میشوند به حسب بزرگى و كوچكى امواج متفاوت به نظر مى‏ آیند.





نوع مطلب : اســــــــــــــرار عالم خلفت، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 24 شهریور 1397




باب دویست و بیست و دوّم/25



چرا خورشید و ماه در شعاع و نور با هم مساوى نیستند؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 423



حسین بن یحیى بن ضریس بجلى از ابو جعفر عمارة سكونى سریانى از ابراهیم بن عاصم در قزوین، از عبد اللَّه بن هارون كرخى از ابو جعفر احمد بن عبد اللَّه بن یزید بن سلام بن عبد اللَّه آزاد كرده رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله از ابى عبد اللَّه بن یزید از یزید بن سلام نقل كرده كه وى از رسول خدا سؤال كرد و محضر مباركش عرض نمود:

چرا خورشید و ماه در شعاع و نور با هم مساوى نیستند؟

حضرت فرمودند: وقتى حق تعالى این دو را آفرید، هر دو اطاعت بارى تعالى را نموده و كوچكترین عصیانى ننمودند، پس حق عزّوجلّ به جبرئیل امر فرمود كه شعاع و نور ماه را محو و نابود كند، جبرئیل فرمان حق تعالى را اجراء نمود و نور ماه را محو كرد و اثر این محو خطوط سیاهى است كه در صفحه ماه نمایان مى‏ باشد.

قابل توجّه است اگر ماه به حال خود واگذارده مى ‏شد و همچون خورشید نور از آن محو نمى‏ گشت شب از روز و روز از شب ممتاز و مشخص نبود چنانچه بر روزه‏ داران معلوم نبود كه چه مقدار از زمان باید امساك و خوددارى نمایند و نیز مردم تعداد سالها را نمى‏ دانستند و به همین معنا اشاره دارد فرموده حق تعالى در قرآن شریف:

وَ جَعَلْنَا اللَّیْلَ وَ النَّهارَ آیَتَیْنِ فَمَحَوْنا آیَةَ اللَّیْلِ وَ جَعَلْنا آیَةَ النَّهارِ مُبْصِرَةً لِتَبْتَغُوا فَضْلًا مِنْ رَبِّكُمْ وَ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِینَ وَ الْحِسابَ‏ 

(ما شب و روز را دو نشانه قدرت خود قرار دادیم آنگاه از روشنى ماه كاستیم و خورشید و آیه روز را همیشه تابان ساختیم تا شما در روز، روزى حلال از خدا بخواهید و نیز تا آنكه شما سالها و حساب اوقات را بدانید...)





نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســــــــــــــرار عالم خلفت، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 24 شهریور 1397




باب دویست و بیست و دوّم/13


امتحانات شگفت انگیز الهی


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 411


 محمّد بن الحسن رحمة اللَّه علیه از محمّد بن الحسن الصفّار، از عبّاس بن معروف، از حسن بن محبوب از على بن رئاب، از محمّد بن قیس‏[1] نقل كرده كه وى گفت: از حضرت ابا جعفر علیه السّلام شنیدم كه مى ‏فرمودند: 

دو فرشته از آسمان به زمین فرود آمدند در بین هوا با هم برخوردند، یكى از آنها به دیگرى گفت: براى چه فرود مى ‏آیى؟

گفت: حقّ عزّوجل مرا به طرف دریاى اهل «إیل» فرستاده تا ماهیى را صید نموده و به یكى از جابرین و ستمكاران برسانم چه آنكه وى از خداوند متعال ماهى این دریا را تقاضا و درخواست نموده از این رو حق جلّ و على مرا مأمور ساخت نزد صیّادى كه ماهی هاى آن دریا را صید مى‏ كند رفته و او را به صید ماهى دریاى مزبور ترغیب‏ كرده تا بدین ترتیب حق عزّوجلّ آن جابر و كافر را به انتهاى آرزویش برساند.

سپس او به رفیقش گفت: تو براى چه فرستاده شدى؟

گفت: خداوند عزّ و جل مرا براى امرى عجیب ‏تر از آنچه تو را به آن مبعوث نموده فرستاده، مرا فرستاده به سراغ بنده مؤمنش كه روزه ‏دار و قائم اللیل است و دعاء و روزه ‏اش در آسمان معروف و مشهور مى ‏باشد و امر فرموده كه دیزى طعامى را كه وى پخته و براى افطارش آماده كرده واژگون نمایم تا بدین وسیله آزمایش نهایى ایمان از او صورت گرفته باشد.



[1]- محمّد بن قیس البجلیّ، كنیه وى ابو عبد اللَّه است، مرحوم علّامه در خلاصه فرموده: محمّد بن قیس بجلى ثقه و عین است.






نوع مطلب : اســــــــــــــرار عالم خلفت، علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 24 شهریور 1397




باب دویست و بیست و دوّم/6


اسرار و علّت اینکه چرا بعضی میوه ها تلخ و بعضی 

شیرین هستند؟ 


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 404



حمزة بن محمّد علوى از احمد بن محمّد همدانى از منذر بن محمّد از حسین بن محمّد، از سلیمان بن جعفر، از حضرت رضا علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

پدرم از پدرش از جدّش نقل كردند كه امیر المؤمنین على علیه السّلام خربزه‏ اى را گرفتند تا تناول فرمایند و وقتى آن را شكسته تا بخورند تلخ بود، حضرت آن را به زمین انداخته و فرمودند: بعدا و سحقا (از چشم دور شوى و نابود گردى) محضر مباركش عرض شد: یا امیر المؤمنین این خربزه چه نقصى دارد؟

حضرت فرمودند: رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند:

 خداوند تبارك و تعالى مودّت و دوستى ما را به هر حیوان و نباتى عرضه كرد آنچه از آنها پذیرفتند شیرین و پاكیزه گشته و آنچه نپذیرفتند شور و تلخ گردیدند.






نوع مطلب : علل الشرایع(اسرار)، اســــــــــــــرار عالم خلفت، علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 24 شهریور 1397




باب دویست و بیست و دوّم/3

صاعقه به مؤمن اصابت نمى‏ كند


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 401



پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از ایّوب بن نوح، از صفوان بن یحیى، از معاویة بن عمّار نقل كرده كه وى گفت: حضرت ابو عبد اللَّه علیه السّلام فرمودند:

صاعقه به مؤمن اصابت نمى ‏كند.

مردى عرضه داشت: ما فلانى را كه از اهل ایمان است دیدیم در مسجد الحرام به نماز ایستاده بود و صاعقه‏ اى آمد و با او اصابت كرد.

حضرت فرمودند: آن به خاطر این بود كه كبوتر حرم را با تیر زده بود.

و با همین اسناد نقل شده كه حضرت فرمودند:

صاعقه به مؤمن و كافر اصابت مى‏ كند ولى با ذاكر و آن كس كه یاد خدا باشد اصابتى ندارد.






نوع مطلب : اســــــــــــــرار عالم خلفت، علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 24 شهریور 1397



شگفتی های زنبور عسل

(تـدبّـر قـرآنـی)






جهت بزرگتر شدن تصویر می توانید کلیک راست نموده و گزینه  open image in new tab را انتخاب کنید






نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســــــــــــــرار عالم خلفت، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 25 مرداد 1397




کوهها میخ های زمین



وَالْجِبَالَ أَوْتَادًا


و کوهها را میخ هایی(برای زمین) قرار دادیم





 

جهت بزرگتر شدن تصویر می توانید کلیک راست نموده و گزینه  open image in new tab را انتخاب کنید




نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســــــــــــــرار عالم خلفت، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 25 مرداد 1397




خلقت انسان

(تـدبّـر قـرآنـی)





جهت بزرگتر شدن تصویر می توانید کلیک راست نموده و گزینه  open image in new tab را انتخاب کنید






نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســــــــــــــرار عالم خلفت، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 25 مرداد 1397



آیا می دانید چرا حجاج خلاف جهت عقربه های

 ساعت طواف می کنند؟


حوزه احکام و دستورهای اسلامی هر یک راز و رمزهایی دارد که دستیابی به آنها انسان را در اعتقادات دینی قوی تر و راسخ تر می سازد. بسیاری از این اسرار و معارف از زبان معصومین علیهم السلام در روایات و احادیث دینی نقل شده و برخی نیز به تدریج با گسترش علم و دانش بشری کشف گردیده است.



در این میان مناسک و اعمال حج یک مجموعه رمز آلود است که هر یک از فروع آن دارای اسرار نهفته ای است. یکی از احکام حج آن است که حاجی باید در هنگام طواف جانب چپ بدنش به سمت کعبه باشد. سمت چپ قرار دادنِ کعبه یکی از واجبات طواف است که ترک عمدی یا سهوی آن موجب باطل شدن طواف می شود.


عالمان علوم دینی و تجربی هر یک فلسفه و اسرار خاصی را برای آن برشمرده اند که ذیلا برخی از آنها را ملاحظه می کنید:

برخی گفته اند: علت این که کعبه باید در جانب چپ طواف کننده باشد آن است که این حالت ناظر به این حقیقت است که فرد می باید با توجه به معنا و حقیقت طواف، سمت چپ بدن خویش را که نماد اعتقاد و عملکرد اصحاب شمال(یسار) است، به طرف کعبه محصور و محدود کند و راه را بر بینش و روش باطل شیطان ببند.(1)


چرا که از برخی احادیث استفاده می شود که سمت چپ، نماد دشمنی و مخالفت با ولایت اهل بیت محسوب می شود. مانند این حدیث که که در ذیل آیه« هُمْ أَصْحابُ الْمَشْأَمَةِ»(سوره بلد، آیه 19) بیان گردیده که می فرماید: 

«الْمَشْأَمَةُ أَعْدَاءُ آلِ مُحَمَّد»

اصحاب شمال، دشمنان آل محمّد می باشند

(تفسیر القمی، ج 2، ص 423) 

و نیز روایت شده است که رسول خدا خطاب به نقض کنندگان عهد فرمودند:

«أَخَذْتُمْ بَعْدِی ذَاتَ الشِّمَالِ وَ ارْتَدَدْتُمْ عَلَی أَعْقَابِکمْ الْقَهْقَری»

 شما بعد از من به سمت چپ منحرف شده و با سیر قهقرایی، به بینش قبل از هدایت خود بازمی گردید.»(امالی، شیخ طوسی، ص 94)




برخی دیگر گفته اند: علت آن که سمت چپ باید به سمت کعبه باشد آن است که: طواف ملائکه در بیت المعمور به سمت چپ است. یا به این دلیل است که گردش اجزای تمام اشیا و اجرام آسمانی به سمت چپ است و یا این که جهت طواف به سمتی است که قلب انسان در آن سمت است؛ چون کعبه قلب زمین است.(2)

برخی محققان: با بررسی عوامل فیزیکی علل دیگری را در این باره طرح کرده اند از جمله این که دکتر حسین اردکانی، دکترای علم فیزیک و از شاگردان پروفسور حسابی می گوید: 

هر آنچه در شارع مقدس وجود دارد دارای مبنای علمی است به طوری که در اعمال حج آمده است که جهت حرکت برای طواف به سمت چپ و خلاف جهت عقربه های ساعت باشد یا اینکه اکثر مراجع تقلید می گویند که بهتر است در ناحیه در خانه خدا تا مقام ابراهیم طواف انجام شود.


تمام اینها از نظر علم فیزیک قابل اثبات است. در نیمکره شمالی که خانه خدا واقع شده است وقتی هر ذره یا جسمی خلاف جهت عقربه های ساعت بچرخد، پنج نیرو به آن وارد می شود که جمع این نیروها و انرژی ها به سمت داخل است. در بحث طواف هم همین است، ذرات در اینجا انسان ها هستند و مجموع این نیروها نیز به سمت مرکز که همان خانه خداست هدایت می شود.


اگر در طواف، چرخش به سمت راست انجام می شد در علم فیزیک آمده است که گریز از مرکز رخ می داد و طبق قانون فیزیک ذرات که در اینجا انسان ها هستند به سمت بیرون پرتاب می شدند و نیروی آنها به سمت مرکز که همان خانه خداست هدایت نمی شد.


حالا اگر خانه خدا در نیمکره جنوبی واقع می شد حتماً در دین ما تأکید بر این می شد که باید در جهت عقربه های ساعت یعنی به سمت راست، طواف خانه خدا انجام شود.


درباره تأکید بر طواف بین در خانه خدا و مقام ابراهیم باید گفت هر جسم متحرکی که حرکت دورانی دارد اگر شعاع کم شود، سرعت آن به طور ناخودآگاه زیادتر می شود و تمایل و تمرکز آن به سمت داخل و مرکز بیشتر می شود به همین دلیل اکثر مراجع می گویند که در این فاصله طواف خانه خدا انجام شود چون با این تمرکز، صعود و عروج رخ می دهد.


پی نوشت

1.نمادها و رمزواره‏ های حج (نشانه ‏های الهی در سرزمین وحی)، مجتبی شریفی.
 چهار صد و شصت نکته نورانی درباره حج، رحمان یوسف پور.2





نوع مطلب : اســــــــــــــرار عالم خلفت، اســـــــــــــــــــــــرار حـج، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 24 مرداد 1397




انرژی های خاص موجود در کعبه«مکّه»


چندین نقاط انرژی و کلیدی روی زمین وجود دارد.

وقتی دو خط انرژی همدیگر را قطع می کنند، یا وقتی منشأ انرژی

از زمین باشد.

این انرژی با حرکت دورانی در جهت عقربه های ساعت جریان پیدا

می کند.

 شمانیز بطور دائم از خود انرژی منتشر می کنید. در حقیقت

احساسات و افکار شما انرژیهای در حال حرکت است.

انرژی در حالات گوناگون بصورت امواج منتقل میشود.

 


 خاصیت مغناطیسی زمین

یکی از ویژگیهای مهم کره زمین وجود خاصیت آهنربایی آن است

و مانند این است که درون کره زمین آهنربایی قرار داده شده است.

آخرین نظریه اینست که درون کره زمین مواد مذاب در حال حرکت

وجود دارد و بیشتر این مواد از جنس آهن و نیکل هستند. هنگامی که

این مواد حرکت می کنند، در اطراف جریان های الکتریکی ضعیفی

بوجود می آورند که در مجموع باعث میشود در کره زمین میدان

مغناطیسی بوجود آید. در واقع ما روی آهن ربایی بنام زمین زندگی

می کنیم.

خاصیت مغناطیسی کره زمین نقش بسیار مهمی در جهت یابی

کشتی ها و هواپیماها دارد. اینکه ما می توانیم از هر جای زمین جهت

قرارگیری کعبه را بوسیله «قبله نما » تشخیص دهیم بدلیل وجود

همان امواج مغناطیسی قوی می باشد.

میدان مغناطیسی زمین همانند پوست پیازی، کره خاکی ما را دربر

گرفته است که این میدان مغناطیسی زمین، کره ما را از طوفان های

خورشیدی و تشعشعات فضایی حفظ می کند.

حال اگر کسی در جهت صحیح این میدان مغناطیسی قرار بگیرد

میدان مغناطیس بدنش بر میدان مغناطیس زمین منطبق می گردد

و آن ثمرات شگرف را، برای فرد خواهد داشت. در ضمن این هسته

مرکزی زمین، وقتی به پوسته می رسد کاملاً با کعبه منطبق می باشد.

 

 کعبه

کعبه محل عبور بیشترین تعداد خطوط انرژی روی زمین است.

کعبه قویترین انرژی روی زمین را منتشر می کند و انتقال می دهد.

جالب است بدانید که انرژی کعبه به روشی متفاوت جریان پیدا

میکند.

حرکت این انرژی در جهت عکس عقربه های ساعت است.

 

 فلسفه علمی طواف


...امّا معنای طواف و چرخیدن و بودن در آن مدار به دور کعبه

وجود بالاترین میزان انرژیِ کره زمین در آنجا و وجود میدانهای

مغناطیسی قوی در آن مرکز، یعنی «کعبه » است. خداوند بواسطه

قرار دادن اعمالی خاص برای مسلمانان راه دریافت و جذب این

انرژیهای بالا را برایشان گشوده و اما مدتی که طول می کشد تا انسان

همه این انرژیها را جذب کند به اندازه زمانی است که برای هفت دور

چرخیدن دور کعبه نیاز است و به این ترتیب ما به حقیقت اعمال

حج پی می بریم ...

... شما با چرخیدن هم جهت با این انرژی در طواف خانه خدا، در واقع

روح خود را در حد متعالی بالا می برید و به سطوح معنوی و روحانی

می رسد که بندرت می توانید در سایر نقاط زمین چنین حسّی را

تجربه کنید.

و بدانید با هر بار چرخیدن، از لحاظ روحی شما ازیکی از طبقات

آسمان عبور می کنید. و با این کار، به نهایت معنویت می رسد.

درباره طواف در بین در خانه خدا و مقام ابراهیم نیز، هر جسم

متحرکی که حرکت دورانی دارد، اگر شعاع کم شود، سرعت آن بطور

ناخودآگاه زیادتر میشود و تمایل و تمرکز آن به سمت داخل و مرکز

بیشتر میشود و در این تمرکز، صعود و عروج رخ میدهد.

 

 جلوه هایی از «جهت طواف کعبه » در علم طبیعت

 

جهت طواف کعبه، با جهت حرکات ماه، زمین، و اکثر سیارات منظومه

شمسی، همانند و منطبق است.

اکثریت قریب به اتفاق هسته های عناصری که هستی را تشکیل

می دهند در میدان مغناطیسی جهان، در «جهت طواف کعبه » میچرخند.


کهکشان راه شیری که منظومه شمسی ما در آن واقع است، حدود

200 میلیارد ستاره دارد که شکل آن تداعی کننده طواف است.

حرکت نپتوتن به دور محورش، در جهت عادی مستقیم، یعنی در

جهت طواف حاجیان به دور کعبه است.


هنگامی که منظومه شمسی، از نقطه ای در فضا، بطوری دیده شود

که قطب شمال خورشید، در جلوی دید باشد، مشخص میشود که

همه سیارات"به جز زهره و اورانوس" در یک جهت از غرب به شرق

یا خلاف گردش عقربه های ساعت و در جهت طواف حاجیان به دور

خانه خدا، به دور خود و به دور خورشید می گردند. جهت این گردش

را در ستاره شناسی «مستقیم » می نامند.

زمین در جهت طواف کعبه، به دور خود و نیز به دور خورشید می

چرخد.


ماه در جهت طواف کعبه، حول خود و نیز به دور زمین می چرخد.

جهت طواف کعبه با حاصل ضرب برداری اندازه حرکت زاویه ای و

مکان همسو است.

جهت طواف کعبه با جهت قرار گرفتن قلب در بدن همسو است.

جهت طواف کعبه با جهت حرکات ورزشی همسو است.

جهت طواف کعبه با حاصل ضرب برداری نیرو و مکان همسو است.

جهت طواف کعبه با جهت باز کردن اکثر قفلها، پیچ رادیو، تلویزیون،

لوازم برقی و شیر فلکه ها همسو است.

جهت طواف کعبه با با جهت اوج گرفتن عقاب ها و پل کیان ها همسو

است.

در نیمکره شمالی «جهت طواف کعبه، موافق با جهت چرخش

گردبادهای «بالا برنده» و مخالف با جهت گرداب های «غرق کننده »

است.

ستاره های دنباله دار که عرفا به «نحس بودن » مشهورند، در خلاف

جهت طواف خانه خدا می چرخند.

پیچش رشته های تش یکل دهنده مو و پشم جانداران در جهت طواف

کعبه است.

پیچش رشته های تش یکل دهنده کروموزوم های کلیه جانداران در

جهت طواف کعبه است.

پیچش ذاتی گیاهان، هم جهت با طواف کعبه است.


 جهت طواف کعبه «با کهکشان های مارپیچی  «

کهکشان ها در شکل های گوناگونی دیده م یشوند، ولی کلاً سه نوع

اصلی دارند:{مارپیچی  بیضی شکل  بی نظم}، جالب است بدانید

جهت باز شدن این مارپیچها برخلاف چرخش عقربه های ساعت و

هماهنگ با جهت طواف کعبه است.

اما می دانید چرا طبقه ممتاز ترجیح می دهند از هرم ها استفاده کنند؟ دوستان عزیزم ایلومیناتی ها و فراماسونها خوب میدانند که از قوانین فیزیک و ثابت این جهان نمیتوانند پا را فراتر بزارند و ایشان و اربابشان محدود در این قوانین هستند در نتیجه سعی میکنند نقاط انرژی را به کنترل خود در اورند، بنابراین برای استفاده از مناسک مرموز و مخفی مانند سوزاندن مردگان این نقاط انرژی را کنترل میکنند تا از آن قوانین به نفع خودشان سود ببرند .و یا کشتن و ریختن خون افراد.
چون وقتی موضوع راجع به انرژی هاست ، هرم ها روی نقطه گردابی بسیار موثر هستند چون آنها عناصر ویژه ای دارند که می توانند فضا و مکان را منحرف کنند!!!

چند طبقه روحانی (آسمانی)در این جهان وجود دارد ؟

” هفت طبقه، هفت آسمان و طبقه روحانی بالای سر ما وجود دارد “.
دوستان عزیز کعبه و نقاط انرژی از مهمترین مباحث ایلومیناتی ها هست که در ۳ قرن اخیرر سعی در کنترل نقاط انرژی زمین کردند و معماری و ساخت هرم و ابلیسک با نوک تیز بهه انتقال انرژی منفی کمک میکند!!!

آرزوی دیرینه ماسون ها، غفلت مسلمانان از این سرزمین فوق العاده خاص و بی همتا در شرافت و معنویت می باشد. بدیهی است برای درک و اشراف هرچه بیشتر موضوع مورد بحث، مطالعه حداقلی در خصوص افکار و عقاید فراماسونری داشته باشیم تا ....

 

منبع:کتاب پویش علمی در قرآن حکیم "جلد اول" تالیف اسماعیل افشار صفحه 241 انتشارات ابن سینا

برگرفته از سایت پویش ها

http://pooyeshha.ir/post/






نوع مطلب : اســــــــــــــرار عالم خلفت، اســـــــــــــــــــــــرار حـج، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 24 مرداد 1397


( کل صفحات : 2 )    1   2   


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار وبلاگ نویسی

وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت

اخبار ایران:

اخبار جهان:

اخبار اقتصادی:

اخبار علمی

اخبار فناوری و اطلاعات

اخبار هنری:

اخباراجتماعی

اخبار ورزشی

--------------------------------------------------------------------------------------

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

--------------------------------------------------------------------------------------
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
-------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------- ساخت وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic