وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


@@@@@@@@@@@@

«به نام خداوند علیم و حكیم»

جهان آفرینش دارای رموز و معمّاهایی است كه انسان ها باید همیشه در جست و جوی آن باشند و هر یك از شگفتیهای این جهان دارای كلیدهایی است كه قفل این رموز را باز می كنند.

ما انسانها با تلاش و كوشش می توانیم توانایی آن را داشته باشیم که با كمی اندیشه همراه با عمل و با استفاده از شاه كلید اصلی یعنی «قرآن کریم» این كلیدها را از آن خود كنیم و به راز آفرینش دست پیدا كنیم.

زندگی بدون كاوش معنا ندارد و زمانی زندگی معنا پیدا می كند كه در آن رمزی وجود داشته با شد و همچنین فردی باشد كه در جست و جوی یافتن آن رمز باشد.

@@@@@@@@@@@@

قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :


مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ


هر که علم اولین و آخرین را میخواهد،

باید آن را در قرآن بجوید.


کنزالعمال ج1 ص548

مدیر وبلاگ :سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید






برچسبها



اهمیّت نماز جماعت


همه موجودات نماز جماعت می خوانند!!!


دکتر منصوری لاریجانی 




[http://www.aparat.com/v/r5fpU]


[http://www.aparat.com/v/r5fpU]









نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، اســــــــــــــرار عالم خلفت/کتاب هزار و یک چرا؟، 
برچسب ها : کلیپ سخنرانی دکتر منصوری لاریجانی،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 23 اسفند 1398




منظور از ستاره ی «شِعرا» در قران چیست؟


وَأَنَّهُ هُوَ رَبُّ الشِّعْرَىٰ

و او پروردگار ستاره شِعری است

سوره نجم آیه 49


مشهور این است که این ستاره ، از ستارگان پر نور آسمان است که در تابستان در آخرهای شب طلوع می کند و معبود بعضی از مشرکان قریش بوده و به همین جهت خداوند خود را به عنوان "رب الشعری" خوانده تا آنان را به خدا و رب حقیقی سوق دهد. ظاهرا اولین کسی که سیره قریش در عبادت بت ها را رها کرد و ستاره پرست شد و این ستاره را پرستید، "ابن ابی کبشه" بود . (1)
در بعضی تفاسیر راجع به این ستاره آمده:
این ستاره عجیب که به خاطر درخشندگی فوق العاده‏اش پادشاه ستارگان نامیده می‏شود، دارای شگفتی‌هایی است که به بعضی از آنها اشاره می‏شود (با توجه به اینکه در آن روز این حقایق درباره ستاره شعری ناشناخته بوده، تکیه قرآن روی این موضوع پر معنی است) :
الف) طبق تحقیقاتی که در رصدخانه‏های معروف دنیا به عمل آمده حرارت عظیمی که در سطح شعری حکم فرماست تا 120 هزار درجه سانتیگراد برآورد شده، در حالی که حرارت سطح کره خورشید ما را فقط 6500 درجه می‏دانند و این تفاوت عظیم گرمای ستاره شعری را نسبت به خورشید نشان می‏دهد.
ب) جرم مخصوص این ستاره در حدود 50 هزار مرتبه از آب سنگین‏تر است یعنی وزن یک لیتر آب در آنجا معادل 50 تن در کره زمین خواهد بود!، حال آنکه در میان سیارات منظومه شمسی ما "عطارد" که از همه سنگین تر است جرم مخصوصش 6 برابر آب بیشتر نیست.
با این توصیف باید دید که این ستاره شگفت‏انگیز از چه عنصری تشکیل یافته که این همه فشرده است؟
ج) ستاره شعری که در قرن ما در فصل زمستان ظاهر می‏شود، در عصر منجمین قدیم مصر ظهور این کوکب با آغاز تابستان مقارن بوده، کره بسیار عظیمی است که حجم آن 20 برابر کره آفتاب است، و فاصله آن از ما، نسبت به فاصله خورشید از زمین فوق العاده زیاد است، به طوری که این فاصله را یک میلیون برابر فاصله آفتاب برآورد کرده‏اند!
می‏دانیم سرعت سیر نور در ثانیه 300 هزار کیلومتر است، و نور آفتاب ظرف 8 دقیقه و 13 ثانیه به ما می‏رسد، در حالی که فاصله آن از ماه 15 میلیون کیلومتر است، اما اگر تعجب نکنید نخستین شعاع کره شعری پس از حدود 10 سال به ما می‏رسد! حال محاسبه کنید که فاصله‏اش چه اندازه است؟
د) شعرای یمانی ستاره‏ای همراه دارد که از ستارگان مرموز آسمان است، اولین بار دانشمندی به نام "بسل" به وجود آن پی برد و این در سال 1844 میلادی بود، اما در سال 1862 با تلسکوپ مشاهده شده، دوره گردش ستاره همراه به دور ستاره اصلی 50 سال است! (2) اینها همه نشان می‏دهد که تعبیرات قرآن تا چه اندازه پر معنی است، و در کوچکترین تعبیراتش حقایقی نهفته شده که اگر در روز نزولش کاملا مشخص نبوده با گذشت زمان روشن شده است. (3)

پی نوشت ها :

1. قبل از پیامبر اسلام، شخصی از بنی خزاعه به نام ابن ابی کبشه بود که با قریش در پرستش بت‌ها مخالفت می‌کرد. از این‌رو، وقتی که پیامبر(ص) بنای مخالفت علنی با بت‌ها داشت و آن‌را اعلان کرد و مردم را به دوری از بت‌ها دعوت کرد، قریش از باب تشبیه کار پیامبر با ابن ابی کبشه این نام را به ایشان دادند.


2. أطیب البیان ، ج‏12، ص 342 ؛ الأصفى ، ج‏2، ص 1229 ؛ أنوار التنزیل و أسرار التأویل، ج‏ 5 ، ص 162 ، البحر المدید ، ج‏5، ص516 ؛ تفسیر كنز الدقائق ، ج‏12، ص 519 .


3. مکارم شیرازی ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه ، 1374 ش، ج‏22، ص 563 - 566.






نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، سخنــرانی های کوتـاه قــــرآنی، اســــــــــــــرار عالم خلفت/کتاب هزار و یک چرا؟، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 10 اسفند 1398



زیبایی های عالم طبیعت و حیوانات



[http://www.aparat.com/v/zJs2E]


[http://www.aparat.com/v/zJs2E]




نوع مطلب : اســــــــــــــرار عالم خلفت/کتاب هزار و یک چرا؟، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 15 دی 1398




تغییر رنگ عجیب سوسمار درختی



[http://www.aparat.com/v/s4cyn]


[http://www.aparat.com/v/s4cyn]




نوع مطلب : اســــــــــــــرار عالم خلفت/کتاب هزار و یک چرا؟، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 15 دی 1398




خدا با ماهی کف دریا نقاشی میکشد!!!




[http://www.aparat.com/v/g6ft4]


[http://www.aparat.com/v/g6ft4]




نوع مطلب : اســــــــــــــرار عالم خلفت/کتاب هزار و یک چرا؟، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 14 دی 1398









نمونه هایی از حکمت و لطف و راهنمایی خداوند در خلقت





[http://www.aparat.com/v/JL50j]


[http://www.aparat.com/v/JL50j]









نوع مطلب : اســــــــــــــرار عالم خلفت/کتاب هزار و یک چرا؟، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 14 دی 1398



تفکر در خلقت انسان

شگفتی های خلقت، هر یک دفتری است در معرفت کردگار و آیه ای است در توحید که سیر و توجّه در آن، فطرت پرستش انسان را بیدار و او را به سلوک إلی اللَّه رهنمون می کند.

*****

 

« مغز انسان »
ماشین مغز انسان از نظر علم ، حیرت انگیزترین ماشین هاست و وظایفی را انجام می دهد كه پرقدرت ترین ماشین های ساخته بشری از انجام آنها ناتوان است .

یكی از وظایف مغز ، ثبت و ضبط وقایع گوناگون است كه نیروی حافظه را تشكیل می دهد . حافظه ی انسانی فقط به قسمت كوچكی از مغز ارتباط دارد . برای نشان دادن قدرت حافظه مثالی آورده اند :

فرض كنیم مردی پنجاه سال از عمرش گذشته باشد و بخواهد خاطرات خود را بدون كم و زیاد بنویسد ، برای درج این خاطرات معادل 160 میلیون نسخه روزنامه به قطع بزرگ كه در بیست صفحه و سراسر با حروف ریز چاپ شده باشد نیاز خواهد بود . مكانیسم به یاد آوردن خاطرات گذشته ، از بسیاری از جهات ، مانند نوارهای ضبط صوت است ، فرقی كه دارد این است كه : نیروی برقِ نوارهای مغز ، از اعصاب بدن تأمین می شود و هیچ گونه احتیاجی به چرخیدن ندارد .
مطابق حساب دقیق ، اگر بخواهند ماشینی بسازند كه كم و بیش كار یك مغز انسانی را انجام دهد ، باید دستگاهی دو برابر بزرگترین ساختمانهای جهان تهیه كنند ، و برای تهیه ی نیروی برق آن تمام برق حاصله از بزرگترین آبشار جهان را به آن اختصاص دهند ، و چون ناگزیر لامپ های الكترونی و سیم های این ماشین گرم می شود ، باید تمام آب آن آبشار برای خنك كردن آن گرداگرد ماشین بگردد و با این همه كار ، ماشین اختراعی نخواهد توانست تمام وظایف مغز یك انسان معمولی را از نظر تفكر و اندیشه انجام دهد .

الَّذِینَ یَذْكُرُونَ اللَّهَ قِیَامًا وَ قُعُودًا وَ عَلَىٰ جُنُوبِهِمْ وَ یَتَفَكَّرُونَ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَٰذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ

آنان كه همواره خدا را ایستاده و نشسته و به پهلو آرمیده یاد می كنند، و پیوسته در آفرینش آسمان ها و زمین می اندیشند، [و از عمق قلب همراه با زبان می گویند:] پروردگارا! این [جهان با عظمت] را بیهوده نیافریدی، تو از هر عیب و نقصی منزّه و پاكی؛ پس ما را از عذاب آتش نگاهدار.

سوره آل عمران آیه 191

 

برگرفته از کتاب شرح دعای کمیل استاد حسین انصاریان






نوع مطلب : اســــــــــــــرار عالم خلفت/کتاب هزار و یک چرا؟، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 28 آذر 1398



فلا اقسم بمواقع النّجوم* انّه لقسم لو تعلمون عظیم


(واقعه/76-75)


قسم به وقت و موقع قرار گرفتن ستارگان*و اگر بدانید بی تردید این سوگندی بس بزرگ است



جزر و مد بالا رفتن و پایین آمدن بخش بزرگی از آب است.

 

جزر و مدها به این دلیل ایجاد می شوند که زمین و ماه یکدیگر را جذب میکنند. درست مثل آهن رباها که یکدیگر را جذب می کنند.

 

ماه می کوشد هرچیزی که برروی زمین قرار دارد را به سوی خود بکشد تا آن را به خودش نزدیک تر کند. اما زمین قادر است همه چیز به جز آب ها را نگه دارد. از آن جایی که آب ها همیشه در حال حرکتند زمین نمی تواند آنها را نگه دارد و ماه می تواند آب ها را به سوی خودش بکشد.

 


هر روز دو جزر و مد بلند و دو جزر و مد کوتاه به وجود می آید. اقیانوس ها به طور دایم از وضعیت جزر و مد بلند به جزر و مد کوتاه حرکت می کنند و سپس به جزر و مد بلند برمی گردند. 12 ساعت و 25 دقیقه بین دو جزر و مد بلند زمان هست.

 

جزر و مد صعود و سقوط دوره ای حجم بزرگی از آب است. بادها و جریانات آب موجب حرکت آب سطح می شوند و امواج را ایجاد می کنند.

 

در این شرایط اثر جاذبه زمین بر ماه باعث می شود آب ها در مسیر ماه صعود کنند. صعود دیگر وقتی رخ می دهد که برخلاف وضعیت قبل، زمین هم به طرف ماه کشیده می شود.

 

به این ترتیب سطح اقیانوس ها روزانه در حال نوسانند چراکه زمین، ماه و خورشید با هم در تعاملند. هنگامی که ماه به دور زمین می گردد و هنگامی که زمین و ماه هر دو به دور خورشید می گردند، ترکیب نیروهای گرانشی باعث می شود که اقیانوس های زمین بالا و پایین بروند. از آن جایی که زمین درحال گردش است، هنگامی که این اتفاق می افتد، دو جزر و مد در هر روز رخ می دهد. 

 جزر و مدهای بهاره مخصوصاً جزر و مدهای قوی تری هستند. البته آنها ربطی به فصل بهار ندارند. این جزر و مدها وقتی رخ می دهند كه زمین، خورشید و ماه در یك راستا قرار می گیرند. 



در این حالت نیروهای جاذبه ای ماه و خورشید با هم به جزر و مد منجر می شوند. جزر و مدهای بهاره در طول ماه كامل و ماه نو رخ می دهند.


جزر و مدهای پروكسیجین (Proxigean) 

جزر و مدهای قوی ای هستند که به ندرت به وجود می آیند. این جزر و مدها وقتی رخ می دهند كه از سویی ماه به شكل غیر معمولی به زمین نزدیك می شود و از طرف دیگر هم در فاز ماه نو است. یعنی موقعی كه ماه بین خورشید و زمین است. این جزر و مد بیشتر هر 1.5 سال یك بار رخ می دهد.



جزر و مدهای نیپ

جزر و مدهای نیپ جزر و مدهای ضعیفی هستند. این جزر و مدها موقعی رخ می دهند كه ماه و خورشید نسبت به زمین در خط عمود با یكدیگر قرار دارند. جزر و مدهای نیپ در طول ماه های یك چهارم رخ می دهند.





برگرفته از سایت :

http://www.020.ir/%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86/%D8%AC%D8%B2%D8%B1-%D9%88-%D9%85%D8%AF-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F




نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، سخنــرانی های کوتـاه قــــرآنی، اســــــــــــــرار عالم خلفت/کتاب هزار و یک چرا؟، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 25 اسفند 1397




موجودات خارق العاده




[
]




نوع مطلب : اســــــــــــــرار عالم خلفت/کتاب هزار و یک چرا؟، عچائب و زیبائی های خلقت (کلیپ)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 13 دی 1397



این گُــل مال من است!!!





رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند:

وقتى مرا به آسمان بردند یك قطره از عرق من چكید و از آن گلى رویید و افتاد در دریا، ماهى‏ ها رفتند تا آن را بگیرند و «دِعمُوص‏»[1] نیز براى گرفتن آن رفت، و وقتی به آنجا رسیدند،

ماهى گفت: این مال من است «دِعمُوص» هم گفت: این مال من است، خداوند متعال فرشته ‏اى را نزد آنها فرستاد تا بین شان حكم كند، فرشته نصف از آن را براى ماهى و نیم دیگرش را براى «دِعمُوص» قرار داد.

برگ هاى گل پنج تا است كه به این هیئت دیده مى‏ شوند:

دو عدد به شكل ماهى و دو تا به صفت «دِعمُوص» و یكى دیگر نصفش به شكل ماهى و نصف دیگرش به شكل «دِعمُوص» است.



[1]- «دعموص» كرم دراز و سیاهى است كه در گودالهاى آب زندگى مى‏ كند.




برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب385 –(نوادر)-حدیث 58-مطلب شماره 570







نوع مطلب : اســــــــــــــرار عالم خلفت/کتاب هزار و یک چرا؟، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 9 آذر 1397


سئوالات مرد شامی از آقا امیر المؤمنین علیه السلام

 در مسجد جامع كوفه در مورد :


 اوّلین كسى كه كفر ورزید و آن را انشاء كرد چه كسى بود؟

حضرت فرمودند: ابلیس لعنت خدا بر او باد.

 

 اسم نوح چه بود؟

حضرت فرمودند: اسم او سكن بود و به خاطر این كه نهصد و پنجاه سال بر قومش نوحه و زارى كرد به این نام موسوم شد.

 

مرد نشست و دیگرى ایستاد و عرضه داشت:

اى امیر المؤمنین بفرمایید اوّلین درختى كه در زمین 

كاشته شد چه بود؟

حضرت فرمودند: عوسجه (درخت خاردار) كه عصاى حضرت موسى از آن بود.

 

اوّلین درختى كه در زمین رویید چه بود؟

حضرت فرمودند: دبا كه كدو باشد.

 

اوّلین كسى كه از اهل آسمان حجّ نمود چه كسى بود؟

حضرت فرمودند: جبرئیل.

 

در ایّام طوفان نوح اوّلین بقعه‏اى كه از زمین گسترده شد چه بود؟

حضرت فرمودند: مكان كعبه كه از زبرجد سبز بود.

 

بهترین وادى روى زمین كجا است؟

حضرت فرمودند: وادى است كه به آن سراندیب گویند، جناب آدم علیه السّلام از آسمان در آن جا افتاد.

 

بدترین وادى روى زمین كجا است؟

حضرت فرمودند: وادى است در یمن كه به آن برهوت مى‏ گویند و آن از وادى‏ هاى جهنم است.

 

آن چه زندانى بود كه صاحبش را سیر و حركت داد؟

حضرت فرمودند: آن زندان ماهى بود كه یونس بن متى را سیر داد.

 

شش چیز در رحم مادر قدم نگذاردند، آنها كدامند؟

حضرت فرمودند: آدم و حوّا و قوچ ابراهیم و عصاى موسى و ناقه صالح و شب ‏كورى كه عیسى بن مریم آن را ساخت و به اذن خدا پرواز كرد.

 

آن چه چیز بود كه بر او دروغ بسته شد در حالى كه نه از 

جن بود و نه از انس؟

حضرت فرمودند: آن گرگى بود كه برادران یوسف دروغ بر او بستند.

 

آن چه چیز بود كه حق تعالى به آن وحى فرمود بدون این كه جن بوده یا انس باشد؟

حضرت فرمودند: آن زنبور عسل بود.

 

آن چه مكانى بود كه آفتاب یك ساعت از روز به آن تابید 

و دیگر بر آن طالع نشد؟

حضرت فرمودند: آن دریا بود كه حق تعالى براى موسى شكافتش و خورشید بر زمین آن تابید بعد آب روى آن را گرفت و دیگر آفتاب به آن نتابید.

 

آن چه چیز بود كه آشامید در حالى كه زنده بود و خورد

در حالى كه مرده بود؟

حضرت فرمودند: آن عصاى حضرت موسى بود.

 

نذیر و ترساننده ‏اى كه قوم خود را ترساند ولى نه از جن بود

 و نه از انس چه بود؟

حضرت فرمودند: آن مورچه بود.

 

اوّلین كسى كه مأمور به ختان شد چه كسى بود؟

حضرت فرمودند: جناب ابراهیم علیه السّلام.

 

اوّلین زنى كه مورد تواضع و فروتنى واقع شد چه كسى بود؟

حضرت فرمودند: هاجر مادر اسماعیل بود كه ساره برایش فروتنى نمود تا وى از راست او خارج شود.

 

اوّلین زنى كه دامنش به زمین كشیده شد چه كسى بود؟

حضرت فرمودند: هاجر بود و آن در زمانى اتّفاق افتاد كه از ساره گریخت.

 

اوّلین مردى كه دامنش بر زمین كشیده شد چه كسى بود؟

حضرت فرمودند: قارون بود.

 

اوّلین كسى كه نعلین به پا نمود چه كسى بود؟

حضرت فرمودند: ابراهیم علیه السّلام بود.

 

كریم‏ ترین مردم از نظر نسب چه كسى بود؟

حضرت فرمودند: او صدیق اللَّه، یوسف بن یعقوب، اسرائیل اللَّه بن اسحاق‏

ذبیح اللَّه بن ابراهیم خلیل اللَّه بود.

 

برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 385-حدیث 44نـوادر-/32-مطلب شماره 567




نوع مطلب : اســــــــــــــرار عالم خلفت/کتاب هزار و یک چرا؟، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 8 آذر 1397


سئوال مرد شامی از آقا امیر المؤمنین علیه السلام

 در مسجد جامع كوفه در مورد: 



 كشتى نوح طول و عرضش چقدر بود؟


حضرت فرمودند: طولش هشتصد ذراع و عرضش پانصد ذراع و ارتفاعش در آسمان هشتاد ذراع بود.



برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 385-حدیث 44نـوادر-/31-مطلب شماره 566




نوع مطلب : پیــــامبـــــــــران الــــــهی، اســــــــــــــرار عالم خلفت/کتاب هزار و یک چرا؟، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 8 آذر 1397




سخن گفتن فیل با امیرالمومنین علیه السلام


عمار یاسر روایت می کند: هنگامه که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، علی علیه السلام را به سوی عمان برای جنگ با جلندی بن کرکر فرستاد، بین آنها جنگ سختی روی داد. جلندی به غلامش کلندی گفت: اگر تو به جنگ شخصی که عمامه سیاه و اسب شهباء دارد بروی و او را اسیر کنی یا او را از بین ببری، دخترم را که به پسران پادشاهان نداده ام به عقد تو در می آورم.

کلندی سوار فیل سفید شد. جلندی سی فیل داشت که با فیل ها و لشگر به جنگ مسلمانان رفت. هنگامی که چشم امام علیه السلام به او افتاد از اسب پایین آمد، عمامه از سر برداشت و مدتی قدم زد؛ بعد سوار اسب شده به نزدیک فیل ها آمد و با کلماتی با فیل ها سخن گفت که کسی آن را نمی فهمید. بیست و نه تا از فیل ها سرهایشان را پایین انداخته و به لشگر مشرکان حمله ور شدند و آنها را کشته و به عقب راندند. سپس به سوی حضرت علی علیه السلام برگشته و با آن حضرت سخن گفتند، طوری که مردم صدای آنها را می شنیدند: ای علی! ما محمد را می شناسیم و به پروردگار محمد ایمان داریم؛ مگر آن فیل سفید که او محمد و آل او را نمی شناسد.

حضرت علی علیه السلام خشمگین شده و پیشانی بندش را که در هنگام خشم بر سر می بست بر پیشانی بسته و به آن فیل رو کرده و با ذوالفقار یک ضربه بر او زدند که سرش از بدنش جدا شد.

فیل مانند کوهی بزرگ روی زمین افتاد. حضرت، کلندی را از پشت فیل گرفته و خواستند که هلاکش کنند که جبرئیل بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نازل شده و جریان را تعریف کرد. پس رسول خدا صدایش را از مدینه به گوش حضرت علی علیه السلام رساند و فرمود: ای اباالحسن! او را به من ببخش که اسیر توست. علی علیه السلام او را رها کرد.

کندی گفت: ای اباالحسن! چه چیز باعث شد که مرا نکشتی؟

حضرت فرمود: وای بر تو! نگاه کن. پس خداوند حجاب ها را از جلوی چشمان او برداشت و او، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم با اصحابش را در مدینه دید و گفت: ای اباالحسن! این شخص کیست؟

حضرت علیه السلام فرمود: سید و آقایمان رسول خداست.

کندی گفت: ای علی! از اینجا تا آنجا چقدر فاصله است؟

حضرت فرمود: چهل روز.

گفتای اباالحسن! همانا پروردگارتان خدای بزرگی است و پیامبرتان نبی ای کریم و بخشنده؛ دستت را دراز کن تا ایمان بیاورم. آن گاه گفت: «اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمدا رسول الله»

حضرت علی علیه السلام جلندی را کشت و افراد زیادی با او در دریا غرق شدند و افراد زیادی نیز از آنها را به هلاکت رساندند و افرادی هم که زنده مانده بودند، اسلام آوردند. علی علیه السلام قلعه را به کندی دادند و دختر جلندی را به ازدواج او درآوردند و گروهی از مسلمانان را نیز آنجا گذاشتند که به آنها واجباتشان را یاد بدهند و آن گاه به مدینه برگشتند.[1[



============


 [1].مناقب ابن شهرآشوب،ج2،ص311

بخش نهج البلاغه تبیان

 

 منبع : ابو تراب (سایت تخصصی امام علی علیه السلام)

 

برگرفته شده از سایت :

https://article.tebyan.net/167605/




نوع مطلب : اســــــــــــــرار عالم خلفت/کتاب هزار و یک چرا؟، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 7 آذر 1397

وَمَن یُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَٰئِكَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِم مِّنَ النَّبِیِّینَ وَالصِّدِّیقِینَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِینَ وَحَسُنَ أُولَٰئِكَ رَفِیقًا (نساء/69)

و کسانی که از خدا و پیامبر اطاعت کنند، در زمره کسانی خواهند بود که خدا ایشان را گرامی داشته (یعنی) با پیامبران و راستان و شهیدان و شایستگانند و آنان چه نیکو همدمانند..



 إِنَّا نَحْنُ نُحْیِی الْمَوْتَى وَ نَکْتُبُ مَا قَدَّمُوا وَآثَارَهُمْ وَکُلَّ شَیْءٍ أحْصَیْنَاهُ فِی إِمَامٍ مُبِینٍ (یس/12) 


بی تردید ما مردگان را زنده می کنیم و آنچه را پیش فرستاده اند و [خوبی ها و بدی های] بر جا مانده از ایشان را ثبت می کنیم و همه چیز را در کتابی روشن [که اصل همه کتاب هاست و آن لوح محفوظ است] برشمرده ایم


****************




 هیچ طفلى نیست، مگر آنكه امام خود را دیده 
و با او مناجات مى‏ نماید

برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب سیصد و هشتاد و پنجم(نـوادر)/8


حدیث (28) 

 از مفضّل بن عمر نقل شده كه وى گفت: از امام صادق علیه السّلام پرسیدم: این كه طفل بدون تعجّب خندیده و بدون درد و المى مى ‏گرید سبب آن چیست؟


حضرت فرمودند: اى مفضّل هیچ طفلى نیست مگر آنكه امام خود را دیده و با او مناجات مى‏ نماید، پس گریه ‏اش به خاطر غیبت امام از او است و خنده ‏اش زمانى است كه امام به او رو می‏كند.

و وقتى زبان طفل باز شد این باب بر رویش بسته شده و دیگر امام را ندیده و در دلش نسبت به آنچه قبلا برایش اتّفاق افتاده نسیان و فراموشى پیدا مى شود.






نوع مطلب : 04-سوره نسـاء، 36-سوره یس، کتاب ارزشمند علل الشرایع، اســــــــــــــرار عالم خلفت/کتاب هزار و یک چرا؟، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 2 آذر 1397


باب سیصد و پنجاه و هفتم

اسرار حرام بودن تناول نخاع و طحال و بیضتین‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 511


حدیث (1)

 احمد بن محمّد بزنطى، از ابان بن عثمان نقل كرده كه وى گفت: 

محضر مبارك امام صادق علیه السّلام عرض كردم:

چگونه است که تناول طحال (سپرز) حرام گشته با اینكه از ذبیحه محسوب مى‏ شود؟

حضرت فرمودند:

قوچى از «ثبیر» كه كوهى است در مكّه بر جناب ابراهیم علیه السّلام فرود آمد تا آن حضرت ذبحش نماید، ابلیس نزد آن جناب آمد و عرض كرد: نصیب من را از این قوچ بده.

ابراهیم علیه السّلام فرمود: تو چه نصیبى در این دارى با این كه قربانى پروردگارم و فداء براى فرزندم مى ‏باشد.

خداوند متعال به حضرتش وحى فرمود: او در این قوچ نصیبى دارد و آن طحال حیوان مى‏ باشد زیرا طحال مركز تجمّع خون است و بیضتین نیز حرام است زیرا مكان نكاح و جماع بوده و مجراى نطفه مى‏ باشد. ابراهیم طحال و بیضتین را به ابلیس داد.

راوى مى ‏گوید: محضر مباركش عرض كردم: چرا «نخاع» حرام شده است؟

حضرت فرمودند: زیرا محل آب جهنّده (منى) بوده كه در هر مذكّر و مؤنّثى مى ‏باشد نخاع رشته مغزى است طولانى كه در مهره‏ هاى پشت كشیده شده است.

ابان مى‏ گوید: سپس  امام صادق  علیه السّلام فرمودند:

از حیوانى كه سر بریده‏ اند تناول ده چیز به این شرح مكروه است :

طحال (سپرز) بیضتین، نخاع (مغز حرام) خون، پوست، استخوان، شاخ، سُم، غدّه‏ ها، آلت نرینه.

و ده چیز از میته و مردار آزاد و غیر ممنوع است باین شرح:

پشم، مو، پر، بیضه (تخم) دندان، شاخ، سمّ، نافچه، پوست، شیر زمانى كه در پستان حیوان باشد و حیوان بمیرد.

حدیث (2)

 محمّد بن الحسن از محمّد بن الحسن الصفّار، از ابى طالب عبد اللَّه بن صلت، از عثمان بن عیسى عامرى از سماعة بن مهران، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

«جرّى» (ماهى باریك و درازى است كه پولك ندارد) و «مارماهى» و «طافى» (ماهى مرده كه روى آب آمده) و «اربیان» (نوعى از ماهى است) و سپرز را نخور و علّت نهى از سپرز آن است كه این عضو حیوان جاى خون و جویده شده شیطان مى ‏باشد.






نوع مطلب : کتاب ارزشمند علل الشرایع، اســــــــــــــرار عالم خلفت/کتاب هزار و یک چرا؟، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 30 آبان 1397

اسرار پدید آمدن زلزله‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دومباب 343-مطلب شماره 505


حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه از محمّد بن یحیى عطّار، از محمّد بن احمد، از یعقوب بن یزید از برخى اصحابش، از محمّد بن سنان از كسى كه نامش را برده، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

خداوند متعال زمین را آفرید سپس به ماهى امر فرمود آن را به پشت خود گرفته حمل نماید، ماهى گفت:

با نیرو و قوّت خود آن را برداشته و حمل كردم، حق تعالى سپس ماهى كوچكى به قدر یك وجب را آفرید و آن ماهى كوچك داخل منفذ بینى آن ماهى بزرگ شد، ماهى تا چهل بامداد مضطرب بود و هر وقت خداوند متعال اراده كند زمین را بلرزاند ماهى كوچك را نازل كرده و فرو مى‏ فرستد بلافاصله زمین به لرزه در مى‏ آید.


حدیث (2)

 مروى است كه وقتى ذو القرنین به سدّ رسید از آن جا گذشت و داخل وادى ظلمات شد و در آن جا به فرشته ‏اى برخورد كه بر روى كوهى ایستاده، طول آن فرشته پانصد ذراع بود، آن فرشته به ذو القرنین گفت: پشت سر تو سلطانى است كه به او ذو القرنین مى‏ گویند: ذو القرنین به او گفت تو كیستى؟

گفت: فرشته ‏اى از فرشتگان رحمان بوده و موكّل این كوه مى ‏باشم، هیچ كوهى را خداوند نیافریده مگر رشته ‏اى از آن به این كوه متّصل مى ‏شود و وقتى خداوند عزّوجلّ بخواهد شهرى را بلرزاند به من وحى مى‏ فرماید و من آن را به لرزه در مى‏آورم.

محمّد بن احمد مى‏ گوید: عیسى بن محمّد از على بن مهزیار، از عبد اللَّه بن عمر، از عباد بن حماد از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام این حدیث را براى من نقل كرده است.


حدیث (3)

محمّد بن الحسن رحمة اللَّه علیه مى‏ گوید:

محمّد بن الحسن الصفّار به اسنادش به طور مرفوعه از امام باقر یا امام صادق علیهما السّلام نقل كرده كه آن حضرت فرمودند:

خداوند تبارك و تعالى ماهى را امر نمود كه زمین را به پشت خود حمل كرده و هر شهرى از شهرها را روى پولكى از پولك‏ هایش قرار داد و هر گاه حق تعالى اراده نمود نقطه‏اى از زمین را بلرزاند ماهى را امر نمود آن پولكى كه نقطه مقصود روى آن قرار گرفته است را حركت دهد و با حركت دادن ماهى پولك را آن نقطه از زمین به لرزه در مى‏آید و اگر پولك را بلند مى‏ كرد و آن قسمت از زمین به اذن خداى عزّوجلّ زیر و زبر و واژگون مى‏ شد.


حدیث (4)

 احمد بن محمّد از پدرش، از محمّد بن احمد از هیثم نهدى، از برخى اصحاب به اسنادش به طور مرفوع نقل كرده كه حضرت امیر المؤمنین صلوات اللَّه علیه در هنگام وقوع زلزله دو آیه ذیل را قرائت مى‏ فرمودند:

الف: إِنَّ اللَّهَ یُمْسِكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ أَنْ تَزُولا وَ لَئِنْ زالَتا 

إِنْ أَمْسَكَهُما مِنْ أَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ إِنَّهُ كانَ حَلِیماً غَفُوراً ﴿فاطر/41

محققا خدا آسمان‏ها و زمین را از این كه نابود شوند نگه مى ‏دارد و اگر رو به زوال نهند گذشته از او هیچ كس آنها را محفوظ نتواند داشت و بدانید كه خدا بر كیفر و گناه خلق بسیار بردبار و آمرزنده است.


ب: ...وَ یُمْسِكُ السَّماءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُفٌ رَحِیمٌ‏ ﴿حج/65

و آسمان را او نگه داشته كه بر زمین نیفتند كه همانا خدا در باره بندگان بسیار رئوف و مهربان است.


حدیث (5)

 و با همین اسناد از محمّد بن احمد، از یحیى بن محمّد بن ایّوب، از علىّ بن مهزیار، از ابن سنان از یحیى حلبى، از عمر بن ابان، از جابر نقل كرده كه گفت:

تمیم بن جذیم گفت: هنگامى كه على علیه السّلام به طرف بصره مى‏ رفتند در محضر مباركش بودم در وقتى كه از مركب‏ ها پایین آمده بودیم زمین لرزید، امام علیه السّلام دست بر زمین زده سپس به زمین فرمودند: تو را چه مى‏ شود پس از آن روى به ما آورده و فرمودند:

اگر این زلزله همان زلزله‏ اى بود كه حق عزّوجلّ در كتابش از آن یاد كرده جواب من را مى‏ داد ولى این، آن زلزله نیست.


حدیث (6)

 و با همین اسناد از محمّد بن خالد، از محمّد بن عیسى، از على بن مهزیار نقل كرده كه گفت: محضر مبارك حضرت ابو جعفر علیه السّلام مكتوبى فرستاده و در آن از كثرت زلزله در اهواز شكایت كرده و معروض داشتم آیا صلاح مى ‏دانید از آن جا به مكان دیگرى منتقل شویم:

حضرت در جواب نوشتند : از آن جا منتقل نشوید، روزهاى چهارشنبه و پنجشنبه و جمعه را روزه بگیرید و سپس غسل كرده و لباس‏هاى طاهر بپوشید و روز جمعه از منازل بیرون آمده و خدا را بخوانید و دعاء نمایید مسلّما حق تعالى آن را از شما بر طرف مى‏ كند.

راوى مى‏ گوید: ما همین كار را كردیم پس زلزله‏ ها ساكت شدند و نیز امام علیه السّلام فرمودند: هر كس كه از شما گنه‏كار است توبه و انابه نماید و دعاى خیر نماید.


حدیث (7)

و با همین اسناد از محمّد بن احمد، از ابراهیم بن اسحاق، از محمّد بن سلیمان دیلمى نقل كرده كه وى گفت: از حضرت ابا عبد اللَّه علیه السّلام پرسیدم: زلزله چیست؟

حضرت فرمودند: آیه و نشانه ‏اى است.

عرضه داشتم: سبب آن چیست؟

فرمودند: خداوند تبارك و تعالى براى رشته‏ هاى زمین فرشته‏ اى را موكّل قرار داده و هر گاه بخواهد زمین را بلرزاند به آن فرشته وحى مى‏ كند فلان رشته و فلان رشته را حركت بده، پس آن فرشته، رشته‏ هاى زمین را كه حق تعالى امر فرموده حركت مى‏ دهد بلافاصله زمین با اهلش به حركت و لرزه در مى‏ آیند.

راوى مى ‏گوید: عرضه داشتم وقتى چنین پیش آمد چكار بكنم؟

حضرت فرمود: نماز كسوف (آیات) بخوان و وقتى از نماز فارغ شدى به سجده برو و در سجود بگو: 

یا من یمسك السّموات‏ وَ الْأَرْضَ أَنْ تَزُولا وَ لَئِنْ زالَتا إِنْ أَمْسَكَهُما مِنْ أَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ إِنَّهُ كانَ حَلِیماً غَفُوراً امسك عنّا السّوء إِنَّكَ عَلى‏ كُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ

اى كسى كه آسمانها و زمین را از این كه نابود شوند نگه مى‏ دارى و اگر رو به‏ زوال نهند گذشته از او هیچ كس آنها را محفوظ نتواند داشت كه او بردبار و آمرزنده است بدى و شر را از ما دور بدار محقّقا تو بر هر چیزى قادر هستى.


حدیث (8)

و با همین اسناد از محمّد بن احمد از ابو عبد اللَّه رازى، از احمد بن محمّد بن ابى نصر، از روح بن صالح، از هارون بن خارجه مرفوعاٌ از حضرت فاطمه علیهما السّلام نقل كرده كه آن حضرت فرمودند:

در عهد ابو بكر زلزله‏ اى آمد مردم فزع كنان و با شیون نزد ابو بكر و عمر آمده، دیدند آن دو نیز با فزع و جزع محضر على علیه السّلام آمده ‏اند، مردم به تبعیّت از آن دو خود را به درب منزل على علیه السّلام رساندند، على علیه السّلام از منزل خارج شده و به طرف مردم آمد در حالى كه از آنچه مردم به خاطرش وحشت زده و محزون بودند، اندوهى نداشته و غمگین نبودند، امام علیه السّلام از مردم گذشتند و مردم هم به دنبال حضرتش حركت كردند، حضرت رفتند تا به تپّه ‏اى رسیدند و بر بالاى آن نشسته و مردم اطراف تپّه قرار و آرام گرفته و چشم به دیوارهاى شهر دوخته و وحشت زده مى‏ دیدند كه دیوارها مى‏ جنبند و در حال رفتن و آمدن مى‏ باشند.

حضرت به آنها فرمودند: گویا از آنچه مى‏ بینید به هول و وحشت افتاده‏ اید؟

عرضه داشتند: چگونه هول و وحشت نداشته باشیم و حال آنكه هرگز مثل این صحنه را ندیده ‏ایم.

حضرت فاطمه سلام اللَّه علیها فرمودند: امیرالمؤمنین علیه السّلام دو لب مبارك را حركت داده سپس دست بر زمین زده و فرمودند: تو را چه مى ‏شود آرام باش.

زمین آرام گرفت، مردم بیش از آن وقتى كه حضرت از منزل خارج شد و به طرفشان آمد در شگفت شدند، بارى امام علیه السّلام به آنها فرمودند: از این عمل و حركت من تعجّب كردید؟

گفتند: آرى.

حضرت فرمودند: من كسى هستم كه خداوند متعال در قرآن راجع به او فرموده :


إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزالَها وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقالَها *

وَ قالَ الْإِنْسانُ ما لَها ﴿زلزله/3-1

هنگامى كه زمین به سخت‏ ترین زلزله خود به لرزه در آید و بارهاى سنگین اسرار درون خویش همه را از دل خاك بیرون افكند، در آن روز انسان گوید: زمین را چه مى ‏شود.


من همان انسانى هستم كه به زمین مى‏ گوید: تو را چه مى ‏شود؟


یَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَها ﴿زلزله/4

در آن روز زمین مردم را به حوادث بزرگ خویش آگاه مى‏ سازد.

منظور از «اخبارها» من هستم كه زمین اخبار از من مى‏ نماید.





نوع مطلب : 22-سوره حـج، 35-سوره فـاطـر، 99-سوره زلزلة، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، اســــــــــــــرار عالم خلفت/کتاب هزار و یک چرا؟، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 29 آبان 1397


باب سیصد و دوّم

اسرار حلال بودن مال فرزند براى پدر


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 489


على بن احمد رحمة اللَّه علیه، از عمیر بن ابى عبد اللَّه، از محمّد بن اسماعیل، از على بن عبّاس، از قاسم بن ربیع صحّاف، از محمّد بن سنان، 

وى گفت:

حضرت ابا الحسن الرّضا علیه السّلام در جواب مسائل او مرقوم فرمودند:

سرّ حلال بودن مال فرزند براى پدر و بدون اذن او و حلال نبودن مال پدر بدون اذنش براى فرزند این است كه:

فرزند در فرموده حق تعالى بخشیده شده به پدر معرّفى شده، خداوند فرموده:


یَهَبُ لِمَنْ یَشاءُ إِناثاً وَ یَهَبُ لِمَنْ یَشاءُ الذُّكُورَ (شوری/49)

خدا به هر كسى كه بخواهد مؤنث بخشیده و به آن كس كه دوست داشته باشد مذكّر هبه مى ‏كند.


و بدیهى است وقتى خود فرزند بخشیده شده به پدر باشد مالش به طریق اولى موهوب او محسوب میگردد.

از این گذشته پدر مسئول مئونه فرزند است در حال صغر و كبر و از این نظر مورد مواخذه واقع مى ‏شود چنانچه فرزند را به او نسبت داده و به مقتضاى فرموده حق تعالى او را براى پدر مى‏ خواند حق تعالى در قرآن مى‏ فرماید:


ادْعُوهُمْ لِآبائِهِمْ هُوَ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ(احزاب/5)

 شما پسر خوانده ‏ها را به پدرانشان نسبت دهید كه این نزد خدا به عدل و راستى نزدیك‏تر است.


و دلیل دیگر بر این كه پدر مى ‏تواند مال فرزند را بدون اذنش بر دارد فرموده نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم است كه مى‏ فرماید:

اَنتَ وَ مَالِكَ لِاَبیك

تو و مالت، مال پدرت مى‏ باشید.

ولى مادر اینطور نبوده و حق ندارد از مال فرزندش بدون اذن او یا اذن پدرش بردارد چه آنكه پدر در ارتباط با نفقه فرزند مورد مؤاخذه است نه مادر.

 






نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، اســــــــــــــرار عالم خلفت/کتاب هزار و یک چرا؟، 33-سوره احــزاب، 42-سوره شـوری، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 27 آبان 1397



اسرار تحریم پرندگان درنده و حیوانات وحشى و درنده‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 235-مطلب شماره 445


على بن احمد با همان اسناد قبل نقل كرده :

حضرت رضا علیه السّلام مكتوبى به محمّد بن سنان نوشته و در آن مرقوم فرمودند:

تمام پرندگان درنده و حیوانات وحشى درنده حرام هستند زیرا مردار و گوشت انسانها و قاذورات و اشباه اینها را مى‏ خورند لذا خداوند عزّوجل نشانه‏ هایى را جهت امتیاز حیوانات وحشى از حلال گوشت و پرندگان حلال از حرام گوشت آنها قرار داده.

 چنانچه پدرم علیه السّلام در همین باره فرموده:

هرحیوان درنده‏ اى كه صاحب دندان نیش بوده و هر پرنده ‏اى كه چنگال داشته باشد

حرام گوشت است چنانچه هر پرنده ‏اى كه سنگدان دارد گوشتش حلال میباشد.

و فرق و امتیاز دیگرى كه بین پرندگان حلال و حرام مى ‏باشد این است كه در فرموده پدرم علیه السّلام به آن اشاره شده و آن حضرت فرموده ‏اند:

هر پرنده ‏اى كه در وقت پرواز بالش را تكان دهد آن را بخورد كه حلال بوده و آنچه از پرندگان هنگام پرواز بالشان را صاف نگاه مى‏ دارند نخور كه حرام گوشت هستند.

سپس فرمودند: خرگوش حرام بوده زیرا به منزله سنّور (نوعى گربه) است و همانطورى كه حیوانات درنده وحشى و سنّور چنگال دارند خرگوش نیز داراى چنگال مى‏ باشد مضافاً به اینكه ذاتاً خرگوش قذر و خبیث است و از این گذشته در وصف آن گفته ‏اند همچون زنان خون حیض مى‏ بیند زیرا از جمله ممسوخات است و این خود یكى از عوامل قذر و خبیث بودنش محسوب میشود.





نوع مطلب : کتاب ارزشمند علل الشرایع، اســــــــــــــرار عالم خلفت/کتاب هزار و یک چرا؟، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 13 مهر 1397

إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنْزِیرِ وَمَا أُهِلَّ بِهِ لِغَیْرِ اللَّهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَیْرَ بَاغٍ وَلا عَادٍ فَلا إِثْمَ عَلَیْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ ﴿بقره/173﴾ 26

جز این نیست كه خدا [براى مصون ماندن شما از زیان‏هاى جسمی  و روحى] مردار و خون و گوشت خوك و حیوانى را كه [هنگام ذبح] نام غیر خدا بر آن برده شده ، بر شما حرام كرده . پس كسى كه [براى نجات جانش از خطر] به خوردن آنها ناچار شود ، در حالى كه خواهان لذّت نباشد و از حدّ لازم تجاوز نكند ، گناهى بر او نیست ؛ زیرا خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.

 

حُرِّمَتْ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةُ وَالدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِیرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَیْرِ اللَّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّیَةُ وَالنَّطِیحَةُ وَمَا أَکَلَ السَّبُعُ إِلا مَا ذَکَّیْتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالأزْلامِ ذَلِکُمْ فِسْقٌ الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ دِینِکُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الإسْلامَ دِینًا فَمَنِ اضْطُرَّ فِی مَخْمَصَةٍ غَیْرَ مُتَجَانِفٍ لإثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ ﴿مائده/3﴾ 107

]خوردن مواد ناپاک که تناسبی با جسم و روح شما ندارند[ بر شما حرام شده است ]مانند[ گوشت مردار و خون و گوشت خوک و آنچه به نام غیر خدا کشته اند و حیوان خفه شده و آنچه به ضرب چوب و سنگ مرده و آنچه به سبب پرت شدن از بلندی جان داده و حیوانی که به ضرب شاخ حیوان دیگر از بین رفته و حیوانی که درنده ای آن را کشته و از آن خورده، مگر آنچه را که در آستانه مرگ، قابل تذکیه بوده و شما به دستور شرع تذکیه کرده اید، و نیز آنچه برای بت ها قربانی شده، و آنچه به وسیله تیرهای قمار سهم بندی می کنید بر شما حرام گشته است. [همه] این [امور] فسق و نافرمانی [از احکام خدا] ست. امروز کفرپیشگان از [شکست] دین شما ناامید شده اند؛ بنابراین از آنان مترسید و از من بترسید. امروز [با نصبِ علی بن ابی طالب به ولایت، امامت، حکومت و فرمانروایی بر امت] دین تان را برای شما کامل، و نعمتم را بر شما تمام کردم، و اسلام را برایتان به عنوان دین پسندیدم. پس هر که در حال گرسنگی شدید بی آنکه مایل به گناه باشد [به خوردن مُحرّمات بیان شده] ناچار شود، [می تواند به اندازه ضرورت از آنها بهره گیرد]؛ یقیناً خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.

 

فَکُلُوا مِمَّا ذُکِرَ اسْمُ اللَّهِ عَلَیْهِ إِنْ کُنْتُمْ بِآیَاتِهِ مُؤْمِنِینَ ﴿انعام/118﴾ 142

پس اگر به آیات خدا ایمان دارید، از آنچه [از گوشت حیوان حلال گوشتی] که [وقت ذبح شدن] نام خدا بر او برده شده بخورید [نه از ذبیحه گمراهان].

 

وَلا تَأْکُلُوا مِمَّا لَمْ یُذْکَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَیْهِ وَإِنَّهُ لَفِسْقٌ وَإِنَّ الشَّیَاطِینَ لَیُوحُونَ إِلَى أَوْلِیَائِهِمْ لِیُجَادِلُوکُمْ وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّکُمْ لَمُشْرِکُونَ ﴿انعام/121﴾ 143

از آنچه [هنگام ذبح شدن] نام خدا بر آن برده نشده نخورید؛ مسلماً خوردن آن فسق [و بیرون رفتن از عرصه طاعت خدا] است؛ قطعاً شیاطین [شبهات ناروایی را به ضد احکام خدا] به دوستانشان القاء می کنند تا با شما [درباره احکام خدا] مجادله و ستیزه کنند، و اگر از آنان پیروی کنید، یقیناً شما هم مشرکید.


قُلْ لا أَجِدُ فِی مَا أُوحِیَ إِلَیَّ مُحَرَّمًا عَلَى طَاعِمٍ یَطْعَمُهُ إِلا أَنْ یَکُونَ مَیْتَةً أَوْ دَمًا مَسْفُوحًا أَوْ لَحْمَ خِنْزِیرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقًا أُهِلَّ لِغَیْرِ اللَّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَیْرَ بَاغٍ وَلا عَادٍ فَإِنَّ رَبَّکَ غَفُورٌ رَحِیمٌ ﴿انعام/145﴾ 147

بگو: در احکامی که به من وحی شده [خوراک] حرامی را بر خورنده ای که میل دارد آن را بخورد نمی یابم، مگر آنکه مردار یا خون ریخته شده [از رگ های حیوان] یا گوشت خوک باشد که یقیناً همه نجس و پلیدند، یا حیوانی که از روی نافرمانی از دستور خدا [هنگام ذبح] نام غیر خدا بر آن برده شده؛ پس کسی که [برای نجات جانش از خطر] به خوردن آنها ناچار شود در حالی که خواهان لذت نباشد و از حدّ لازم تجاوز نکند [گناهی بر او نیست؛] یقیناً پروردگارت بسیار آمرزنده و مهربان است.

 

إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنْزِیرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَیْرِ اللَّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَیْرَ بَاغٍ وَلا عَادٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ ﴿نحل/115﴾ 280

خدا فقط مردار وخون و گوشت خوک و آنچه را با نام غیر خدا ذبح کرده اند، بر شما حرام کرده است؛ پس کسی که [برای نجات جانش از خطر، به خوردن آنها] ناچار شود در حالی که خواهان لذت نباشد و از حد لازم تجاوز نکند [گناهی بر او نیست] یقیناً خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.

 

عبارت "اهل لغیر الله" در چهار آیه از قرآن کریم وارد شده است؛[1] یعنى دو سوره انعام و نحل که هر دو مکى است و یکى در اوائل بعثت نازل شده و دیگرى در اواخر توقف رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم در مکه و در دو سوره بقره و مائده که در اوائل هجرت به مدینه و اواخر آن نازل شده است. یکی از صریح ترین این آیات، آیه 173 سوره بقره است که به تفسیر و ترجمه آن پرداخته می شود و همچنین مباحث ذیل به ترتیب عرضه می شود تا بتوان نتیجه گیری دقیق تری انجام داد

قرآن در این آیه می فرماید:

"إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةَ وَ الدَّمَ وَ لَحْمَ الْخِنزِیرِ وَ مَا أُهِلَّ بِهِ لِغَیرِْ اللَّهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَیرَْ بَاغٍ وَ لَا عَادٍ فَلَا إِثْمَ عَلَیْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیم‏".

 

معنای "اُهل" در "أُهِلَّ لِغَیْرِ اللَّهِ" :

الإهلال به معنای بلند کردن صوت است، مشرکان در هنگام ذبح می گفتند: به نام لات و عزی (دو بت در جاهلیت). هرگاه طفل بعد از ولادت، صدایش با گریه باز شود می گویند: "استهلّ الصبیّ".[2]

 

برداشت از آیه :

آیه می فرماید: بر شما میته ... و آن چه نام غیر خدا برده شده، حرام است. آیه گویا با ظرافت و اختصاری که مخصوص قرآن است، دو مطلب را می خواهد به اثبات برساند.

الف. آن که بر هر ذبیحه ای باید نام خداوند برده شود. 

ب. اگر نام غیر خدا برده شود آن ذبیحه حرام است؛ زیرا چهار فرض در این جا قابل تصور است.

اول آن که نام خدا فقط برده شود، دوم آن که نام غیر خدا برده شود. سوم؛ نام خدا و غیر خدا با هم برده شود، و چهارم آن که نام هیچ کس برده نشود. فرض اول که مسلماً مطلوب و بدون اشکال است و با دلالت مفهوم آیه فهمیده می شود.

فرض دوم را هم آیه به همین دلالت نفی می کند. در فرض سوم چون نام غیر خدا هم برده شده است، پس صدق می کند که بگوییم: "ذبح با نام غیر خدا کشته شده است". در فرض چهارم اگر چه ظاهر آیه می رساند که اگر نامی برده نشد، پس ذبح حلال است. ولی اگر کمی در معنا دقت شود، غیر از آن فهمیده می شود؛ زیرا وقتی می فرماید: صدا بلند شده است، به این نکته عنایت دارد که برای ذبح، نام چیزی را می بردند، ولی بت پرستان نام بتان خود را می آورند. اگر این برداشت صد در صد مورد قبول واقع نشود، لا اقل برداشتی است در کنار برداشت شما، ولی برای این برداشت قرائن محکمی وجود دارد که ذکر می کنیم:

1. آیه 121 انعام می فرماید:  "از ذبحى که نام خدا بر آن یاد نشده مخورید که عصیان است".[3] در این آیه تصریح دارد؛ خوردن ذبحی که نام خداوند بر آن برده نشده حرام است. پس اگر هیچ نامی برده نشود، باز هم حرام است؛ زیرا نام خداوند بر آن برده نشده است.

2. در آیه 118 از همین سوره می فرماید: "از آن چه که نام خدا بر آن برده شده بخورید".[4] با استفاده از مفهوم مخالف می توان نتیجه گرفت که از ذبحی که نام خداوند بر آن برده نشده، نباید بخوریم.

3. آن قدر ذکر نام خداوند در هنگام ذبح مهم است که خداوند به شکارچیان می فرماید هنگامی که سگ های شکاری خود را به طرف صید رها می کنید، باید نام خداوند را ذکر کنید.[5]

4. در برخی از کتب آیات الاحکام نیز به این مطلب اشاره شده است که عبارت «ما اهل لغیر الله» ذبح های که بدون نام خداوند، کشته شده اند را، نیز در بر می گیرد.[6]

5. روایات ائمه معصومین (ع) نیز این معنا را ثابت می کند. امام رضا (ع) در روایتی می فرمایند: "خداوند آن ذبحی که نام غیر خدا بر آن برده شود را حرام کرده است؛ زیرا خداوند اقرار به یگانگی خود، و ذکر اسمش را در هنگام ذبح، بر بندگانش واجب کرده است و در ذکر اسم خداوند، اقرار به ربوبیت و توحیدش است".[7]

بر این اساس؛ همه علمای اسلام بر این نکته اذعان دارند که عدم ذکر نام خداوند (چه این که هیچ اسمی برده نشود، و یا اسم غیر خداوند برده شود)، موجب حرمت ذبح می شود و می توان گفت که در مذهب تشیع هیچ اختلافی بر این مطلب نیست که، بردن نام خداوند، برای حلیت ذبح لازم است.[8] بله در میان اهل سنت، شافعیه می گویند:«تسمیه، شرط در حلال بودن خوردن ذبیحه نیست. بله اگر نام غیر خدا را آورده شود، حرام می شود».[9]

ناگفته پیدا است که این قول مخالف آیات مذکور قرآن و مذاهب سه گانه اهل سنت و شیعه است.

از این روست که همه مراجع محترم فعلی فتوا داده اند که اگر، حیوان بدون نام خداوند، کشته شود، خوردن آن حرام است. بله اگر از روی فراموشی نام خداوند برده نشود؛ اشکالی ندارد.[10]

ذکر نام خداوند فقط جنبه یک اقرار خشک را ندارد، بلکه چه بسا این اقرار اثرات وضعی گوناگونی بر روی ذبیحه بگذارد .

ثالثاً :  امروزه در اکثر کشورها، گوشت حلال موجود است، و در صورت نبود گوشت های حلال باید از گوشت هایی استفاده کرد که نیازی به ذبح ندارد؛ مانند انواع ماهی ها.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1] بقره؛173؛ مائده؛ 3 ؛ انعام ؛ 145 ؛ نحل ؛115

 

[2] درویش، محی الدین، إعراب القرآن و بیانه، ج ‏2، ص 408، دارالارشاد،سوریه، چاپ چهارم، 1415.

 

[3] "وَ لا تَأْکُلُوا مِمَّا لَمْ یُذْکَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَیْه‏".

 

[4] "فَکُلُوا مِمَّا ذُکِرَ اسْمُ اللَّهِ عَلَیْه".‏

 

[5] مائده،4.

 

[6] مقداد، جمال الدین، کنز العرفان فی فقه القرآن، ج ‏2، ص 301، قم، بی تا؛ کاظمی ، جواد، مسالک الأفهام إلى آیات الأحکام، ج ‏4، ص 141، مرتضوی، 1389ق.

 

[7] حرعاملی، محمد بن الحسن، وسائل الشیعة، ج ‏24، ص 213، احیاءالتراث، قم.

 

[8] حلی، شیخ حسین، دلیل العروة الوثقى، ج ‏1، ص 376، مطبعة النجف، 1379ق.

 

[9] الجزیری، عبدالرحمان و یاسر مازح، السید محمد، الفقه علی المذاهب الاربعة، ج 1، ص 400، المکتبة العصریة، بیروت 1426.

 

[10] توضیح المسائل مراجع، ج 2، ص 573، م 2594.




****************


 اسرار حرام بودن حیوانى كه هنگام ذبح

 نام غیر خدا بر آن برده شده‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 234-مطلب شماره 444


حدیث (1) 

على بن احمد از محمّد بن ابى عبد اللَّه از محمّد بن اسماعیل، از على بن عباس، از قاسم بن ربیع صحّاف از محمّد بن سنان نقل كرده كه وى گفت: حضرت ابو الحسن الرضا علیه السّلام در مكتوبى به او در جواب مسائلش مرقوم فرمود:

حیوانى كه هنگام ذبح نام غیر خدا بر آن برده شده به خاطر این حرام است كه حق عزّوجلّ بر مخلوقاتش واجب كرده كه اقرار به او نموده و اسم آن حضرت را بر ذبایح محلّل ببرند نه نام دیگرى است.

و سرّ دیگرش این است كه بین آنچه به واسطه ‏اش به حضرت بارى تقرّب حاصل مى شود كه و آنچه عبادت و پرستش شیاطین و بت ها است نباید مساوات باشد و وقتى ذبیحه ‏اى كه اسم غیر خدا بر آن برده شده را حرام بدانیم رعایت این جهت شده است چه آنكه در نام خدا را بردن، شخص بدین وسیله به ربوبیّت و وحدانیّت حضرت حق عزّ و جل اقرار كرده و اگر اسم غیر او را ببرد اظهار شرك نموده و به غیر ذات جلالش تقرّب جسته، پس ذكر نام «اللَّه» بر ذبیحه فرق است بین ذبیحه محلّل و محرّم به این معنا كه اگر نام حق عزّوجلّ بر آن برده شود حلال بوده و در غیر این صورت حرام مى ‏باشد.





نوع مطلب : 02-سوره بـقـرة، 05-سوره مـائـده، 06-سوره انـعـام، 16-سوره نـحـل، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســــــــــــــرار عالم خلفت/کتاب هزار و یک چرا؟، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 25-30، 103-108، 139-144، 145-150، 277-282، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 13 مهر 1397


بررسی تحریم شراب و قمار و چرا برای حلال شدن، 

بعضی از خوردنیها و مشروبات باید به ثلث برگردند؟


یَسْأَلُونَکَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَیْسِرِ قُلْ فِیهِمَا إِثْمٌ کَبِیرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُمَا أَکْبَرُ مِنْ نَفْعِهِمَا 

وَیَسْأَلُونَکَ مَاذَا یُنْفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ کَذَلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمُ الآیَاتِ لَعَلَّکُمْ تَتَفَکَّرُونَ ﴿بقرة/21934

درباره شراب و قمار از تو می ‏پرسند ، بگو : در آن دو مطلب هم ، گناهى بزرگ و هم سودهایى براى مردم است ، و گناه هر دو از سودشان بیشتر است. 

و از تو می ‏پرسند : چه چیز انفاق كنند؟ بگو : از آنچه افزون بر نیاز است . خدا این گونه آیاتش را براى شما بیان می ‏كند تا بیندیشید .



نكته ‏ها :

كلمه «اثم» به گفته‏ راغب در مفردات، به كارى گویند كه انسان را در انجام كارهاى خیر كُند و سست كند.

سؤال اوّلِ مردم درباره‏ حكم خمر و میسر است. كلمه «خمر» به معناى پوشش است و لذا به پارچه ‏اى كه زنان سرِ خود را با آن پوشانده و مراعات حجاب مى‏كنند، «خمار» مى‏گویند. از آنجا كه شراب، قدرت تشخیص را از عقل گرفته ودر واقع آن را مى‏پوشاند، به آن «خمر» مى‏گویند.

همچنین كلمه‏ «مَیسر» از «یسر» به معناى آسان است. گویا در قمار، طرفین مى‏خواهند مال همدیگر را به آسانى بربایند.

این آیه در پاسخ پرسش آنها مى‏ فرماید: شرابخوارى و قماربازى، گناهان بزرگى هستند، گرچه ممكن است منافعى داشته باشند. چنانكه عده‏اى از راه كشت انگور یا شراب فروشى و گروه‏هایى با دایر كردن قمارخانه، ثروتى بدست مى ‏آورند. در كتاب‏هاى علمى وتربیتى، آثار وعوارض منفى شراب و قمار به تفصیل بازگو شده است.

در اینجا فهرستى از آنچه در تفسیرنمونه در باب زیان‏ هاى شراب وقمار آمده است، مى ‏آوریم:

1. كوتاه شدن عمر.

2. عوارض منفى در كودكان. مخصوصاً اگر آمیزشى در حال مستى صورت گیرد.

3. گسترش فساد اخلاقى وبالا رفتن آمار جنایات از قبیل: سرقت، ضرب وجرح، جرائم جنسى و افزایش خطرات و حوادث رانندگى. از یكى از دانشمندان نقل شده است كه اگر دولت‏ها نیمى از شراب فروشى‏ ها را ببندند، ما نیمى از بیمارستان‏ها و تیمارستان‏ها را مى ‏بندیم.

قمار نیز از جمله عوامل هیجان، بیمارى‏هاى عصبى، سكته ‏هاى مغزى و قلبى، بالا رفتن ضربان قلب، بى اشتهایى، و رنگ پریدگى و ... است. همچنان كه بررسى كنندگان، سى درصد آمار جنایات را مرتبط با قمار دانسته‏ اند. در ضمن قمار، در شكوفایى اقتصادى نقش تخریبى داشته و نشاط كار مفید را از بین مى ‏برد. در بعضى از كشورهاى غیر اسلامى نیز در سال‏هایى قمار را ممنوع و غیر قانونى اعلام كرده ‏اند. مثلًا انگلستان در سال 1853، شوروى در سال 1854 و آلمان در سال 1873 قمار را ممنوع اعلام كردند.

سؤال دوّمِ مردم درباره‏ انفاق است كه مى‏ پرسند چه چیزى را انفاق كنند؟ آیه در جواب مى فرماید: «عفو» را! عفو در لغت علاوه بر گذشت و آمرزش به معناى حدّ وسط، مقدار اضافى، و بهترین قسمت مال آمده است و هر یك از این معانى نیز با آیه سازگار است و ممكن است مراد از عفو، همه‏ این معانى باشد. یعنى اگر خواستید انفاق كنید، هم مراعات اعتدال را نموده و همه‏ى اموالتان را یكجا انفاق نكنید تا خود نیازمند نشوید و هم در موقع انفاق، از بهترین اموال خود بدهید. چنانكه قرآن در جاى دیگر مى‏ فرماید: «لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ»[1] به نیكى نمى‏رسید مگر از آنچه دوست دارید انفاق كنید.

در تفاسیر آمده است كه تحریم شراب به صورت تدریجى بوده است. زیرا اعراب، گرفتار شراب بودند و لذا آیات، به تدریج آنها را آماده پذیرش تحریم نمود. ابتدا این آیه نازل شد:

«تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَكَراً وَ رِزْقاً حَسَناً»[2] از انگور، هم نوشابه‏ مست كننده، و هم رزق نیكو بدست مى ‏آید. 

یعنى شراب، رزق حَسَن نیست. بعد این آیه نازل شد: «فِیهِما إِثْمٌ كَبِیرٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ وَ إِثْمُهُما أَكْبَرُ» ضرر شراب و قمار براى مردم، بیشتر از منفعت آنهاست. 

و سپس این آیه نازل شد: «لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُكارى‏»[3] به هنگام نماز نباید مست باشید. و در خاتمه حرمت دائمى و علنى بیان شد؛ «إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَیْسِرُ ... رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطانِ»[4] شراب و قمار ... نجس و از اعمال شیطان هستند.

پیام ‏ها :

1- شراب و قمار، هر دو عامل فساد جسم و روح و مایه‏ غفلت هستند. لذا در قرآن در كنار هم مطرح شده‏اند. «الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ»

2- از اندیشه و امنیّت، پاسدارى كنید. با تحریم شراب، از عقل و فكر، و با تحریم‏

قمار، از آرامش و سلامتى روحى و اقتصادى پاسدارى شده است. «فِیهِما إِثْمٌ كَبِیرٌ ... وَ إِثْمُهُما أَكْبَرُ»

3- در برخوردها، انصاف داشته باشید. بدى‏ هاى دیگران را در كنار خوبى ‏هاى آنها ببینید. آیه از منافع شراب و قمار چشم نمى‏ پوشد وموضوع را به نحوى مطرح مى‏ كند كه قدرت تعقّل و تفكّر در انسان زنده شود. «فِیهِما إِثْمٌ كَبِیرٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ وَ إِثْمُهُما أَكْبَرُ»

4- در محرّمات گاهى ممكن است منافعى باشد. «مَنافِعُ لِلنَّاسِ»

5- در جعل قوانین باید به مسئله اهمّ ومهمّ توجّه كرد. «مَنافِعُ لِلنَّاسِ وَ إِثْمُهُما أَكْبَرُ»

6- احكام الهى بر اساس مصالح و مفاسد است. «إِثْمُهُما أَكْبَرُ»

7- آشنایى با فلسفه احكام، گامى به سوى پذیرش آن است. «إِثْمُهُما أَكْبَرُ»

تفسیر نور، ج‏1، ص: 341


ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1].آل‏ عمران، 92.

[2].نحل، 67.

[3].نساء، 43.

[4].مائده، 90.


یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَیْسِرُ وَالْأَنصَابُ وَالْأَزْلَامُ رِجْسٌ مِّنْ 

عَمَلِ الشَّیْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ﴿مائده/90123


ای اهل ایمان جز این نیست که همه مایعات مست کننده و قمار و بت هایی که برای پرستش نصب شده وپاره چوب هایی که به آن تفأل زده می  شود، پلید و از کارهای شیطان است؛ پس از آنها دوری کنید تا رستگار شوید.


***


إِنَّمَا یُرِیدُ الشَّیْطَانُ أَن یُوقِعَ بَیْنَكُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ فِی الْخَمْرِ وَالْمَیْسِرِ 

وَیَصُدَّكُمْ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَعَنِ الصَّلَاةِ فَهَلْ أَنتُم مُّنتَهُونَ﴿مائده/91123


مسلماً شیطان می  خواهد با شراب و قمار، میان شما دشمنی و کینه سخت اندازد، و از یاد خدا و نماز بازتان دارد؛ آیا شما از این امور با همه زیان ها وخطراتی که دارد خودداری خواهید کرد؟


***************


اسرار حلال شدن بعضی از خوردنیها و مشروبات

 كه باید به ثلث برگردند

 

برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 226-مطلب شماره 436

حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه از محمّد بن یحیى عطّار از سهل بن زیاد از حسن بن محبوب، از خالد بن حریز از ابى الربیع الشامى، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند: 

هنگامى كه حضرت آدم علیه السّلام از بهشت به زمین فرود آورده شد میل نمود كه از میوه ‏هاى بهشتى بخورد از این رو خداوند تبارك و تعالى دو شاخه انگور از بهشت بر او فرستاد، آدم علیه السّلام این دو شاخه را كاشت و وقتى برگ و میوه آورده و به حدّ خوردن رسیدند، ابلیس آمد و دور آنها را دیوارى كشید.

حضرت آدم علیه السّلام به او فرمود: اى ملعون تو را چه مى‏شود كه چنین مى‏ كنى؟

ابلیس گفت: این دو درخت مال من مى‏ باشد.

آدم فرمود: دروغ مى‏ گویى، بالاخره با هم توافق كردند كه هر چه روح القدس (جبرئیل) حكم كند به آن خشنود باشند وقتى نزد او رفتند آدم داستان را براى او گفت، روح القدس مقدارى آتش برداشت و روى دو درخت پاشید شاخه‏ هاى دو درخت شعله ‏ور گردید به حدّى كه آدم بیمناك شد كه چیزى باقى نمانده و تمام بسوزند چنانچه ابلیس نیز همین تصوّر را نمود.

امام علیه السّلام فرمودند: آتش به آن جا كه باید برسد رسید و دو ثلث از آن دو درخت را سوزاند و یك ثلث باقى ماند روح القدس به آدم گفت: آنچه سوخته از بین رفته حظّ و بهره ابلیس بوده و آنچه باقى مانده بهره تو است.

حدیث (2)

 احمد بن زیاد بن جعفر همدانى رضى اللَّه عنه از على بن ابراهیم بن هاشم، از پدرش از اسماعیل بن مرار، از یونس بن عبد الرحمن، از علاء، از محمّد بن مسلّم، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده كه آن حضرت فرمودند:

پدرم علیه السّلام مى ‏فرمودند: هنگامى كه جناب نوح علیه السّلام مأمور شد به كاشتن درخت انگور

ابلیس در جنب حضرت بود لذا به مجرّد این كه آن جناب اراده كرد انگور بكارد، ابلیس گفت: این درخت مال من است.

نوح به او گفت: دروغ مى ‏گویى.

ابلیس عرض كرد: پس از آن چه مال من مى ‏باشد؟

نوح فرمود: دو ثلث آن مال تو است و یك ثلث تعلّق به من دارد و از همین جا حلّیت مأكولاتى كه به ثلث برمیگردند و از آنها همین مقدار مى‏ ماند ناشى گردیده است.

حدیث (3)

 ابو عبد اللَّه محمّد بن شاذان بن احمد بن عثمان پروازى از ابو على محمّد بن محمّد بن الحارث بن سفیان حافظ سمرقندى از صالح بن سعید ترمذى، از عبد المنعم بن ادریس، از پدرش، از وهب بن منبه یمانى نقل كرده كه وى گفت: 

وقتى نوح علیه السّلام از كشتى بیرون آمد شاخه‏ هاى درختان خرما و انگور و سایر درختان میوه را كه با او در كشتى بودند كاشت پس در ساعت میوه دادند.

زمانى كه نوح علیه السّلام در كشتى قرار داشت شاخه انگور با او بود و آخرین محموله‏ اى كه از كشتى بیرون آورده شد همان شاخه انگور بود كه بعدا جناب نوح نیافتش و جهتش آن بود كه ابلیس آن را مخفیانه برداشت، نوح پس از گردش و نیافتن آن برخاست كه داخل كشتى شده و آن جا را تفحّص كند، فرشته ‏اى كه با نوح بود عرضه داشت:

اى پیامبر خدا بنشین به زودى آن را نزد شما خواهند آورد.

نوح بجایش نشست، فرشته عرض كرد: در عصیر (آبى كه از فشردن انگور به دست مى‏آید) آن شریك دارى لذا حق شریكت را نیكو رعایت نما.

نوح فرمود: یك هفتم از عصیر مال شریك و شش قسمت دیگر مال من.

فرشته عرضه داشت: احسان كن و به او بیشتر بده چه آنكه تو نیكوكار میباشى.

نوح فرمود: یك ششم مال او پنج ششم دیگر مال من.

فرشته عرضه داشت: باز احسان كن كه تو محسن و نیكوكار میباشى.

نوح فرمود: یك پنجم مال او و چهار پنجم دیگر مال من.

فرشته عرضه داشت: احسان كن كه تو محسن و نیكوكار هستى.

نوح فرمود: یك چهارم مال او و سه چهارم دیگر مال من.

فرشته عرضه داشت: باز در حق او احسان كن كه تو محسن و نیكوكار میباشى.

نوح فرمود: نصف مال او و نصف دیگر مال من.

فرشته عرضه داشت: باز در حقّش احسان كن كه تو محسن و نیكوكار هستى.

نوح فرمود: یك ثلث مال من و دو ثلث مال او، فرشته خشنود گشت، پس آنچه زائد بر یك ثلث است و در طبخ بخار مى‏شود از ابلیس بوده و حظّ او مى‏باشد و ثلث باقیمانده و آنچه كمتر از آن است مال نوح است كه حظّ و بهره وى بوده و آن براى آشامیدن حلال و طیّب است.


***************


اسرار بدتر بودن شرب خمر از ترك نماز

 

برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 225-مطلب شماره 435

 

 

حدیث (1)

پدرم رضى اللَّه عنه از ابراهیم بن هاشم، از پدرش، از محمّد بن ابى عمیر، از اسماعیل بن یسار نقل كرده كه وى گفت: مردى از امام صادق علیه السّلام پرسید: آیا شرب خمر بدتر است یا ترك نماز؟

حضرت فرمودند: شرب خمر از ترك نماز بدتر است، سپس فرمودند: مى ‏دانى چرا؟

آن مرد عرضه داشت: خیر.

حضرت فرمودند: زیرا شخص با شرب خمر در حالتى قرار مى‏ گیرد كه نه خداى تعالى را مى‏ شناسد و نه میداند كه خالقش كیست.



«ادامه مطلب»


نوع مطلب : 02-سوره بـقـرة، 05-سوره مـائـده، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســــــــــــــرار عالم خلفت/کتاب هزار و یک چرا؟، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 12 مهر 1397


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار وبلاگ نویسی

وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت

اخبار ایران:

اخبار جهان:

اخبار اقتصادی:

اخبار علمی

اخبار فناوری و اطلاعات

اخبار هنری:

اخباراجتماعی

اخبار ورزشی

--------------------------------------------------------------------------------------

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

--------------------------------------------------------------------------------------
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
-------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------- ساخت وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات