وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


@@@@@@@@@@@@

«به نام خداوند علیم و حكیم»

جهان آفرینش دارای رموز و معمّاهایی است كه انسان ها باید همیشه در جست و جوی آن باشند و هر یك از شگفتیهای این جهان دارای كلیدهایی است كه قفل این رموز را باز می كنند.

ما انسانها با تلاش و كوشش می توانیم توانایی آن را داشته باشیم که با كمی اندیشه همراه با عمل و با استفاده از شاه كلید اصلی یعنی «قرآن کریم» این كلیدها را از آن خود كنیم و به راز آفرینش دست پیدا كنیم.

زندگی بدون كاوش معنا ندارد و زمانی زندگی معنا پیدا می كند كه در آن رمزی وجود داشته با شد و همچنین فردی باشد كه در جست و جوی یافتن آن رمز باشد.

@@@@@@@@@@@@

قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :


مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ


هر که علم اولین و آخرین را میخواهد،

باید آن را در قرآن بجوید.


کنزالعمال ج1 ص548

مدیر وبلاگ :سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید






برچسبها



وَإِذْ یَرْفَعُ إِبْرَاهِیمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَیْتِ وَإِسْمَاعِیلُ رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا

 إِنَّکَ أَنْتَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ ﴿بقره/127﴾ 20

و [یاد كنید] زمانى كه ابراهیم و اسماعیل پایه‏ هاى خانه كعبه را بالا می ‏بردند [و به پیشگاه حق می ‏گفتند :] اى پروردگار ما ! [این عمل را] از ما بپذیر كه تو شنوا و دانایى.


****************


حج حضرت ابراهیم و حضرت اسماعیل علیهماالسّلام

و ساختن کعبه 


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 385-مطلب شماره 546


حدیث (32)

 پدرم رحمة اللَّه علیه، از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن محمّد بن عیسى، از عبّاس بن معروف، از على بن مهزیار، از حسن بن سعید، از على بن منصور، از كلثوم بن عبد المؤمن حرانى، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده كه حضرت فرمودند:

خداوند متعال به حضرت ابراهیم علیه السّلام امر فرمود كه حج كند و جناب اسماعیل را با خود به حج ببرد و وى را در حرم اسكان دهد، هر دو بر شترى سرخ نشسته و به حج رفتند و احدى با آنها نبود مگر جبرئیل علیه السّلام و وقتى به حرم رسیدند، جبرئیل گفت: اى ابراهیم از شتر فرود آیید و قبل از این كه داخل حرم شوید غسل كنید.

ابراهیم و اسماعیل از شتر پایین آمده و غسل كردند بعد جبرئیل به ایشان نشان داد كه چگونه براى احرام آماده شوند، ایشان این مراسم را انجام دادند سپس جبرئیل به آنها امر فرمود كه محرم به احرام حج شده و تلبیات چهارگانه‏اى را كه مرسلون(رسولان)گفته بودند بگویند، بعد آنها را به باب صفا برده و از شتر پیاده‏ شان كرد و بین آن دو ایستاد، بعد رو به بیت نمود و تكبیر گفت، آنها نیز تكبیر گفتند، بعد حمد الهى بجا آورد و آن دو نیز حمد نمودند، سپس خدا را تمجید كرد و آن دو نیز تمجید كردند آنگاه بر خدا ثناء گفت و آن دو نیز مثل او انجام دادند و به دنبال آن جبرئیل جلو رفت و آن دو نیز جلو رفتند و هر سه ثناء بر خدا مى‏ گفتند و او را تمجید مى‏ كردند تا رسیدند به جاى حجر، جبرئیل استلام نمود و آن دو را امر كرد كه استلام كنند بعد هفت شوط طوافشان داد بعد آنها را در مقام ابراهیم ایستادند و دو ركعت نماز خواند و آن دو نیز خوانده و سپس مناسك را به آنها نشان داد.

و وقتى نسك و اعمال را بجا آوردند حق تعالى به ابراهیم امر نمود كه مراجعت كند و اسماعیل بماند، پس اسماعیل در آن جا ماند و احدى غیر از مادرش با او نبود، و پس از آنكه سال آینده فرا رسید خداوند تعالى به ابراهیم اذن داد حج بجا آورده و كعبه را بنا كند، اعراب به قصد زیارت خانه خدا حجّ مى ‏رفتند ولى بیت دیوارهایش فرو ریخته بود تنها پایه ‏هایش سر پا بود و دیده مى ‏شد و هنگامى كه مردم از حرم خارج شدند اسماعیل سنگ ها را جمع نمود و آنها را در داخل كعبه ریخت و وقتى حق تبارك و تعالى اذن ساختمان بیت را صادر فرمود، ابراهیم به آن جا آمد و فرمود:

پسرم، خداوند متعال ما را مأمور به ساختن كعبه نموده، پس آن دو سنگ را كنار ریخته و در زیر آنها یك سنگ سرخ نمایان شد، حق تعالى امر نمود كه بیت را روى این سنگ بنا كنید، ایشان سنگها را روى آن نهادند و فرشتگان هم ایشان را كمك و یارى كردند تا دوازده ذراع ارتفاع دیوار بالا آمد، دو درب براى بیت تعبیه كرده كه از یك درب داخل مى ‏شده و از درب دیگر خارج مى ‏گشتند و براى هر كدام از این دو درب آستانه و دستگیره از آهن قرار داد و كعبه برهنه و عریان بود، پس ابراهیم بیرون آمد در حالى كه بیت به اتمام رسیده بود ولى اسماعیل در آن جا ماند.

 وقتى مردم بر جناب اسماعیل وارد شدند چشم آن حضرت به زنى زیبا افتاد كه از جمالش بسیار متعجّب و خوشوقت گردید از خدا خواست كه او را به ازدواج وى در آورد در حالى كه آن زن شوهردار بود و اسماعیل از آن خبر نداشت، حق تعالى مرگ شوهرش را رسانید آن زن در مكّه با حالى حزین بماند، حق تعالى غم و اندوه زن را بر طرف كرد و وى را به تزویج اسماعیل در آورد، بعد كه ابراهیم براى حج به مكّه آمد آن زن، زنى موفّقه و با داشتن سنّى كم واجد كمالات بود، و جناب اسماعیل براى تهیه و جلب طعام جهت اهل بیتش به طائف رفت، پس آن زن پیر مردى ژولیده را دید، پیر مرد از احوال ایشان جویا شد، آن زن گفت: حال ما نیك است.

بعد از حال خودش بخصوصه سؤال كرد، زن جواب داد كه حالش نیك است.

سپس پیر مرد گفت: تو كیستى؟

زن گفت: زنى هستم از قبیله حمیر.

بارى ابراهیم اسماعیل را ندید و با وى ملاقات نكرد از این رو نام ه‏اى نوشت و به زن سپرد و به او فرمود: وقتى شوهرت آمد این نامه را به او بده، اسماعیل به نزد همسرش بازگشت و او نامه را به وى تسلیم كرد، اسماعیل آن را قرائت كرد، سپس به همسرش فرمود: آیا دانستى آن پیر مرد چه كسى بود؟

زن عرضه داشت: او را بسیار نیك منظر دیدم، در او مشابهتى به تو بود.

اسماعیل علیه السّلام فرمود: او پدر من بود! زن عرض كرد: واى بر من، بد شد.

اسماعیل علیه السّلام فرمود: به محاسن تو ننگریست؟

زن عرضه داشت: خیر ولى بیم دارم كه در حقّش تقصیر كرده باشم، سپس زن در حالى كه بانویى عاقله بود به اسماعیل عرض كرد: بر این دو درب ساترى آویزان نمى‏ كنى ساترى از اینجا و ساترى از اینجا؟

اسماعیل فرمود: چرا، پس هر دو دو ساتر براى آن دو درب تهیه كردند كه طول آنها دوازده ذراع بود، بعد آنها را بر آن دو درب آویختند و هر دو از آنكه دو درب را با پرده پوشانده ‏اند خوشحال بودند و بسیار خوششان آمد، سپس زن عرضه‏ داشت: چرا جامه ‏اى نبافم و با آن كعبه را نپوشانم چه آنكه این سنگها كه با آنها دیوار كعبه ساخته شده خشن و زبر هستند.

اسماعیل علیه السّلام به او فرمود: آرى در انجام این كار سرعت و شتاب باید نمود، زن نزد قوم خود پشم زیادى فرستاد و از آنها خواست كه پشم ها را بریسند.

امام صادق علیه السّلام مى‏فرماید: این فعل سبب شد كه از آن تاریخ به بعد بین زنان رسم شد كه بعضى از برخى تقاضا نمودند كه برایشان پشم بریسند.

حضرت فرمودند:

آن بانو در انجام این كار شتاب نمود و از دیگران یارى خواست و هر گاه از عمل یك قسمت فارغ مى‏ شد و آن قطعه را آماده مى‏ كرد همان را بر بیت مى‏آویخت، موسم انجام حج فرا رسید مقدارى از رخ كعبه باقى مانده بود كه زیر پوشش قرار گیرد، آن بانو به اسماعیل عرض كرد: 

با این كه مقدار از رخ كعبه كه پوشیده نشده چه كنیم؟ پس آن را با لیف خرما پوشاندند، عربها به همان حال سابق به زیارت بیت آمدند با صحنه عجیبى مواجه شدند!!! گفتند: سزاوار و شایسته است كه براى آبادكننده این بیت هدیه و تحفه آورده شود پس از آن تاریخ به بعد آوردن هدیه و پیشكش مرسوم شد، لذا هر طائفه ‏اى از عرب هدیه‏ اى از جنس برگ و غیر آن با خود به آن جا آورده تا اشیاء بسیارى جمع و انباشته شد پس لیف ‏هاى خرما را از بیت كنده و آن مقدار باقى مانده را با اجناس آورده شده پوشانده و بدین ترتیب پوشش بیت كامل گردید و بر پرده‏اى كه پوشش بیت بود دو باب آویختند.

كعبه تا آن وقت سقف نداشت، لذا جناب اسماعیل علیه السّلام ستون هایى مثل ستون هایى كه اكنون مى‏ بینید از چوب براى آن تعبیه نمود و با شاخه‏ هاى چوبى براى بیت سقف درست نمود و سپس روى آن را با گل تسویه نمود، عربها آمدند و داخل كعبه شده و عمارت و ساختمان آن را دیدند، گفتند: عامر و آبادكننده این بیت باید به آن بیفزاید لذا سال آینده هدیه‏ ها و تحفه ‏ها آوردند این هدیه‏ ها دواب و چهار پایان بود اسماعیل ندانست با آنها چه بكند، خداوند وحى فرمود كه این حیوانات را قربانى كن و به حاجى ‏ها اطعام نما.

امام علیه السّلام فرمودند:

اسماعیل از كمى آب به ابراهیم شكایت نمود، خداوند به جناب ابراهیم وحى‏ فرمود كه چاهى حفر كن تا حاجى‏ ها از آب آن چاه بیاشامند.

جبرئیل علیه السّلام فرمود آمد و چاه ایشان یعنى زمزم را حفر كرد تا آب آن ظاهر و نمودار شد.

سپس جبرئیل گفت: اى ابراهیم در چاه فروشو، و بعد جبرئیل در چاه پایین رفت و گفت: اى ابراهیم در چهار زاویه چاه بزن و بگو: بسم اللَّه.

ابراهیم در زاویه ‏اى كه پهلوى بیت بود زد و گفت: بسم اللَّه، بلافاصله چشمه ‏اى جوشید، سپس بار دیگر زد و گفت: بسم اللَّه، بدون درنگ چشمه ‏اى جوشید، پس از آن در زاویه دیگر زد و گفت: بسم اللَّه، فورا چشمه ‏اى جوشید و بالاخره در مرتبه چهارم به زاویه چهارم زد: و گفت: بسم اللَّه، چشمه‏ اى جوشید.

جبرئیل گفت: اى ابراهیم از آب چشمه بنوش و براى فرزندت از خدا بركت بخواه. بارى جبرئیل و ابراهیم هر دو از چاه خارج شدند، آنگاه جبرئیل به ابراهیم علیه السّلام گفت: از این آب بر خود بریز و دور بیت طواف كن این آبى است كه خدا به فرزندت اسماعیل عنایت فرموده، بارى ابراهیم حركت كرد و جناب اسماعیل پدر را مشایعت نمود تا حضرتش از حرم خارج گردید، ابراهیم رفت و اسماعیل مراجعت به حرم نمود، خداوند متعال از آن بانوى حمیریّه فرزندى به او كرامت كرد كه عقب و اولاد نداشت و سپس اسماعیل بعد از آن بانو با چهار زن دیگر ازدواج كرد و از هر كدام خداوند به او پسر بچه‏ اى عنایت كرد، بعد خداوند متعال مرگ ابراهیم را رساند و آن حضرت بدون این كه اسماعیل را ببیند از دنیا رفت و اسماعیل نیز از مرگ پدر اطّلاع نیافت تا ایّام موسم حج رسید، اسماعیل خود را مهیّا نمود با پدر ملاقات كند، جبرئیل بر او نازل شد و مرگ پدر را به او تسلیت گفت و اظهار داشت: اى اسماعیل در مرگ پدر لفظ و كلامى نگویى كه موجب سخط و غضب خدا باشد.

امام علیه السّلام فرمودند: اسماعیل عبد و بنده خدا بود، خدا را خواند و حق تعالى نیز جوابش را داد و به او خبر داد كه به پدرش ملحق مى‏ شود.

امام علیه السّلام فرمودند: براى اسماعیل فرزند صغیرى بود كه بسیار دوستش مى‏ داشت و عشق به او مى ‏ورزید حق تعالى او را این معنا منع و زجر كرد و فرمود:

اى اسماعیل وصىّ تو فلان فرزندت هست نه این، و زمانى كه مرگ اسماعیل فرا رسید وصىّ خود را خواند و به او گفت: اى فرزند زمانى كه مرگ تو رسید همان كارى كه من كردم تو نیز بكن یعنى وصىّ خود را بخواه و وصایاى خود را به او بكن فلذا از آن تاریخ به بعد هیچ امام و رهبرى از دنیا نرفت مگر آنكه خداوند به او خبر داد كه براى خود وصىّ معیّن نماید.





نوع مطلب : 19-24، 02-سوره بـقـرة، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــــــرار حـج/زکـــاة، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 3 آذر 1397



ابتداء کردن از «مروة» به جای «صفا» چه حکمی دارد؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 385-مطلب شماره 542


حدیث (18)

 محمّد بن الحسن از محمّد بن الحسن الصفّار، از عبّاس بن معروف، از على بن مهزیار از حسن بن سعید از قاسم بن محمّد، از على نقل كرده كه گفت: از حضرت ابا عبد اللَّه علیه السّلام پرسیدم:

مردى در عمل سعى قبل از صفا به مروه ابتداء نموده حكمش چیست؟

حضرت فرمودند: باید عملش را اعاده كند، مگر نمى‏ بینى اگر در وضوء قبل از شستن دست راست به دست چپ آغاز كند باید وضویش را اعاده نماید.





نوع مطلب : کتاب ارزشمند علل الشرایع، اســـــــــــــــــــــــرار حـج/زکـــاة، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 2 آذر 1397



چرا زیارت نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و ائمّه 

علیهم السّلام بعد از حجّ  لازم است؟


وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ وَلا تَحْلِقُوا رُءُوسَکُمْ حَتَّى یَبْلُغَ الْهَدْیُ مَحِلَّهُ فَمَنْ کَانَ مِنْکُمْ مَرِیضًا أَوْ بِهِ أَذًى مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْیَةٌ مِنْ صِیَامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُکٍ فَإِذَا أَمِنْتُمْ فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیَامُ ثَلاثَةِ أَیَّامٍ فِی الْحَجِّ وَسَبْعَةٍ إِذَا رَجَعْتُمْ تِلْکَ عَشَرَةٌ کَامِلَةٌ ذَلِکَ لِمَنْ لَمْ یَکُنْ أَهْلُهُ حَاضِرِی الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ ﴿بقره/196﴾ 30

حج و عمره را براى خدا به پایان برید ، و اگر [به علتى] شما را از انجام آن بازداشتند، آنچه را از قربانى براى شما میسر است [قربانى كنید و از احرام در آیید] ؛ و سر خود را نتراشید تا قربانى به محلش برسد ؛ و از شما اگر كسى بیمار بود یا در سرش آسیب داشت [و ناچار بود سر بتراشد ، جایز است سر بتراشد و] كفّاره‏اى چون روزه ، یا صدقه یا قربانى بر عهده اوست . و هنگامی  كه [از علل ممنوعیّت] در امان بودید ، پس هر كه با پایان بردن عمره تمتّع به سوى حج تمتّع رود ، آنچه از قربانى میسر است [قربانى كند] . و كسى كه قربانى نیابد ، سه روزْ روزه ، در همان سفر حج و هفت روز روزه ، هنگامی  كه بازگشتید بر عهده اوست ؛ این ده روز كامل است [و قابل كم و زیاد شدن نیست] . این وظیفه كسى است كه [خود و] خانواده ‏اش ساكن و مقیم [منطقه] مسجد الحرام نباشد . و از خدا پروا كنید و بدانید كه خدا سخت كیفر است .

 

الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُومَاتٌ فَمَنْ فَرَضَ فِیهِنَّ الْحَجَّ فَلا رَفَثَ وَلا فُسُوقَ وَلا جِدَالَ فِی الْحَجِّ وَمَا تَفْعَلُوا مِنْ خَیْرٍ یَعْلَمْهُ اللَّهُ وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَیْرَ الزَّادِ التَّقْوَى وَاتَّقُونِ یَا أُولِی الألْبَابِ ﴿بقره/197﴾ 31

حج در ماه ‏هاى معین و معلومی  است [شوال ، ذوالقعده ، ذوالحجه] پس كسى كه در این ماه‏ها حج را [با احرام بستن و تلبیه] بر خود واجب كرد ، [بداند كه] در حج ، آمیزش با زنان و گناه و جدال [جایز] نیست . و آنچه از كار خیر انجام دهید خدا می ‏داند . و به نفع خود توشه برگیرید كه بهترین توشه ، پرهیزكارى است و اى صاحبانِ خرد ! از من پروا كنید .

 

وَأَذِّنْ فِی النَّاسِ بِالْحَجِّ یَأْتُوکَ رِجَالا وَعَلَى کُلِّ ضَامِرٍ یَأْتِینَ مِنْ کُلِّ فَجٍّ عَمِیقٍ ﴿حج/27﴾ 335

و در میان مردم برای حج بانگ زن تا پیاده و سوار بر هر شتر باریک اندام [چابک و چالاک] که از هر راه دور می آیند، به سوی تو آیند.




****************


اسرار زیارت نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و ائمّه

 علیهم السّلام بعد از حجّ  چیست؟

 

 برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 221-مطلب شماره 398

 

حدیث (1)

محمّد بن احمد سنانى رضى اللَّه عنه از احمد بن محمّد بن یحیى بن زكریّا القطان از ابو بكر بن عبد اللَّه بن حبیب از تمیم بن بهلول، از پدرش، از اسماعیل بن مهران، از حضرت جعفر بن محمّد علیهما السّلام نقل كرده كه آن حضرت فرمودند:

هر گاه یكى از شما حج بجا آورد لازم است كه حجّش را به زیارت ما خاتمه دهد زیرا این زیارت متمّم حجّ خواهد بود.


حدیث (2)

محمّد بن على ماجیلویه رضى اللَّه عنه از محمّد بن یحیى عطّار، از محمّد بن الحسین بن الخطّاب، از محمّد بن سنان از عمّار بن مروان، از جابر، از حضرت ابى جعفر علیه السّلام، حضرت فرمودند:

تمام بودن حج و كامل بودنش به این است كه بعد از آن، امام زیارت و ملاقات گردد.


حدیث (3)

 محمّد بن الحسن بن احمد بن ولید رضى اللَّه عنه از محمّد بن الحسن الصفّار، از احمد بن محمّد بن عیسى از حسن بن على الوشّاء، وى مى‏گوید: از حضرت ابا الحسن الرضا علیه السّلام شنیدم كه مى‏ فرمودند:

هر امامى در گردن دوستان و شیعیانش عهدى دارد و وفاء كامل به عهد و نیكو اداء كردنش به این است كه اولیاء و دوستان قبور آنها را زیارت كنند چه آنكه هر كس ایشان را از روى رغبت و میل زیارت كند در روز قیامت ایشان شفعاء او خواهند بود.


حدیث (4)

 پدرم رضى اللَّه عنه از على بن ابراهیم، از پدرش، از محمّد بن ابى عمیر، از عمر بن اذینه، از زراره، از حضرت ابى جعفر علیه السّلام، حضرت فرمودند:

مردم مأمور شدند این سنگ‏ها را بیاورند و طوافشان كنند سپس نزد ما آمده و ایشان را به دوستى خود خبرشان دهیم و ایشان كمك و نصرتشان را بر ما عرضه بدارند.


حدیث (5)

محمّد بن موسى بن متوكّل رضى اللَّه عنه از على بن الحسن السعدآبادی، از احمد بن ابى عبد اللَّه برقى از عثمان بن عیسى، از معلى بن شهاب، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، آن حضرت فرمودند:

حضرت حسن بن على علیهما السّلام به رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم عرض كردند:

اى پدر جزاء و پاداش كسى كه شما را زیارت كند چیست؟

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند: فرزندام كسى كه در حیات و ممات من به زیارتم آید یا پدر و یا برادرت و یا تو را زیارت كند بر من است كه او را در روز قیامت زیارت كرده پس از گناهانش او را رها نمایم.


حدیث (6)

 پدرم رضى اللَّه عنه از محمّد بن یحیى عطّار از محمّد بن الحسین بن ابى الخطّاب، از محمّد بن اسماعیل بن بزیع از صالح بن عقبه، از زید شحّام نقل كرده كه وى گفت:

محضر مبارك حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام عرضه داشتم: كسى كه یكى از شما خاندان را زیارت كند جزایش چیست؟

حضرت فرمودند: او مانند كسى است كه رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم را زیارت كرده باشد.


حدیث (7)

پدرم رضى اللَّه عنه، از سعد بن عبد اللَّه، از عباد بن سلیمان، از دیلمى، از ابراهیم بن ابى حجر اسلمى، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، حضرت فرمودند: رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند:

كسى كه به مكّه آید به منظور انجام حجّ و مرا در مدینه زیارت نكند جفا كرده و كسى كه به من جفا كند من نیز در روز قیامت به او جفا مى ‏كنم و كسى كه مرا زیارت كند شفاعت من براى او حتمى است و كسى كه شفاعت من شاملش شد بهشت بر او واجب است.

مصنّف این كتاب (صدوق علیه الرحمه) مى‏ گوید: علّت و سبب در زیارت نبى اكرم صلى اللَّه علیه و آله آن است كه هر كس حج انجام دهد و حضرتش را زیارت نكند به آن جناب جفا نموده و زیارت ائمه علیهم السّلام نیز به منزله زیارت رسول اللَّه صلى اللَّه علیه و آله مى ‏باشد چه آنكه این معنا از امام صادق علیه السّلام نقل و روایت گردیده.


توضیح مدیر وبلاگ :

بنظر حقیر اینگونه میرسد که اسرار این تشرّف خدمت  ائمّه علیهم السّلام بعد از اعمال حج شاید این باشد که، حج بعنوان یکی از مهمترین اعمال عبادی مؤمنین لازم است پس از اتمام حج گذار بحضور امام معصوم برسد و حج خود را عرضه بدارد و از نگاه لطف کریمانه معصومین علیهم السّلام بر حجّش مُـهر تأیید زده شود، چرا که فرد مسلمان و حتی مؤمن چنانچه استطاعت بر رفتن حج داشته و تعمّداً این فریضه را انجام ندهد به دین یهود از دنیا میرود. . والله اعلم





نوع مطلب : 25-30، 31-36، 331-336، 02-سوره بـقـرة، 22-سوره حـج، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــــــرار حـج/زکـــاة، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 20 شهریور 1397

وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ وَلا تَحْلِقُوا رُءُوسَکُمْ حَتَّى یَبْلُغَ الْهَدْیُ مَحِلَّهُ فَمَنْ کَانَ مِنْکُمْ مَرِیضًا أَوْ بِهِ أَذًى مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْیَةٌ مِنْ صِیَامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُکٍ فَإِذَا أَمِنْتُمْ فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیَامُ ثَلاثَةِ أَیَّامٍ فِی الْحَجِّ وَسَبْعَةٍ إِذَا رَجَعْتُمْ تِلْکَ عَشَرَةٌ کَامِلَةٌ ذَلِکَ لِمَنْ لَمْ یَکُنْ أَهْلُهُ حَاضِرِی الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ ﴿بقره/196﴾ 30

حج و عمره را براى خدا به پایان برید ، و اگر [به علتى] شما را از انجام آن بازداشتند، آنچه را از قربانى براى شما میسر است [قربانى كنید و از احرام در آیید] ؛ و سر خود را نتراشید تا قربانى به محلش برسد ؛ و از شما اگر كسى بیمار بود یا در سرش آسیب داشت [و ناچار بود سر بتراشد ، جایز است سر بتراشد و] كفّاره‏اى چون روزه ، یا صدقه یا قربانى بر عهده اوست . و هنگامی  كه [از علل ممنوعیّت] در امان بودید ، پس هر كه با پایان بردن عمره تمتّع به سوى حج تمتّع رود ، آنچه از قربانى میسر است [قربانى كند] . و كسى كه قربانى نیابد ، سه روزْ روزه ، در همان سفر حج و هفت روز روزه ، هنگامی  كه بازگشتید بر عهده اوست ؛ این ده روز كامل است [و قابل كم و زیاد شدن نیست] . این وظیفه كسى است كه [خود و] خانواده ‏اش ساكن و مقیم [منطقه] مسجد الحرام نباشد . و از خدا پروا كنید و بدانید كه خدا سخت كیفر است .

 

الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُومَاتٌ فَمَنْ فَرَضَ فِیهِنَّ الْحَجَّ فَلا رَفَثَ وَلا فُسُوقَ وَلا جِدَالَ فِی الْحَجِّ وَمَا تَفْعَلُوا مِنْ خَیْرٍ یَعْلَمْهُ اللَّهُ وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَیْرَ الزَّادِ التَّقْوَى وَاتَّقُونِ یَا أُولِی الألْبَابِ ﴿بقره/197﴾ 31

حج در ماه ‏هاى معین و معلومی  است [شوال ، ذوالقعده ، ذوالحجه] پس كسى كه در این ماه‏ها حج را [با احرام بستن و تلبیه] بر خود واجب كرد ، [بداند كه] در حج ، آمیزش با زنان و گناه و جدال [جایز] نیست . و آنچه از كار خیر انجام دهید خدا می ‏داند . و به نفع خود توشه برگیرید كه بهترین توشه ، پرهیزكارى است و اى صاحبانِ خرد ! از من پروا كنید .

 

وَأَذِّنْ فِی النَّاسِ بِالْحَجِّ یَأْتُوکَ رِجَالا وَعَلَى کُلِّ ضَامِرٍ یَأْتِینَ مِنْ کُلِّ فَجٍّ عَمِیقٍ ﴿حج/27﴾ 335

و در میان مردم برای حج بانگ زن تا پیاده و سوار بر هر شتر باریک اندام [چابک و چالاک] که از هر راه دور می آیند، به سوی تو آیند.




****************


اسرار اینكه چرا حج افضل و برتر از نماز و روزه گردیده است؟‏

 

 برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 215-مطلب شماره 397

 

حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن محمّد بن عیسى، از حسین بن سعید، از صفوان از سیف تمّار[1]، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

پدرم مى ‏فرمود: حجّ از نماز و روزه افضل مى‏ باشد و جهتش آن است كه :

نمازگزار براى ساعتى از اهل خود رو مى‏ گرداند و به عبادت مشغول مى ‏شود و روزه ‏دار صرفا به مقدار روشنى روز از همسرش خوددارى مى‏ نماید ولى حاجى بدنش را به تعب (سختی) انداخته و نفسش را در تنگنا قرار داده و مالش را صرف نموده و غیبتش از اهل و همسرش طولانى بوده نه به مالش امید داشته و نه به تجارتش از این رو این عبادت از نماز و روزه برتر مى ‏باشد و نیز پدرم مى‏ فرمود: 

نیست كسى برتر و افضل از مردى كه به حج آمده و اهلش را به دنبال آورده در حالى كه مردم در صحراى عرفات وقوف داشته و راست و چپ بیابان را اشغال كرده ‏اند، وى اهلش را به حجّ آورده و در میان این انبوه جمعیّت كه واقع مى‏شود خدا را طلب مى ‏كند و از او مى‏ خواهد كه اهلش را محافظت نماید.


حدیث (2)

 و با همین اسناد، از صفوان و فضاله، از قاسم بن محمّد، از كاهلى نقل كرده كه وى گفت: از حضرت ابا عبد اللَّه علیه السّلام شنیدم كه از حج ذكرى به میان آورده و بعد فرمودند:

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند:

جهاد دو تا است و حج یكى از آن دو محسوب مى ‏شود، حج جهاد ضعفاء است و ما ضعفاء هستیم، توجّه داشته باش هیچ عبادتى افضل از حج نیست مگر نماز در حجّ، در حج نماز هست ولى در نماز حج نیست، پس حج از نماز هم افضل مى ‏باشد، در حالى كه قدرت دارى حج را ترك مكن، آیا دقّت نمى‏ كنى و توجّه ندارى كه در حج سر تو گرد آلود شده و پوست صورت و بدنت سوخته مى ‏شود و از نظر به زنان ممنوع هستى.

و امّا ما با این كه در اینجا بوده و نزدیك به مكه هستیم و براى ما آب هاى متّصل بوده و از امكانات خیلى بیشترى برخورداریم با این حال سفر حج بر ایمان مشقّت ‏بار مى ‏باشد چه رسد به شما كه در شهرهاى دور و فاصله‏ هاى بعید قرار دارید و از وسائلى كه در اختیار ما هست محروم مى ‏باشید.

هیچ سلطان و رعیّتى به حج نمى ‏آید مگر آنكه مشقّت فوق العاده‏ اى را باید متحمّل شود زیرا طعام و شرابش تغییر كرده در مسیر جریان باد موذى و تابش آفتاب سوزان كه قادر بر علاج آن نیست قرار مى ‏گیرد چنانچه حق تبارك و تعالى در قرآن به همین معنا اشاره كرده و مى ‏فرماید :


وَ تَحْمِلُ أَثْقالَكُمْ إِلى‏ بَلَدٍ لَمْ تَكُونُوا بالِغِیهِ إِلَّا بِشِقِّ الْأَنْفُسِ إِنَّ رَبَّكُمْ لَرَؤُفٌ رَحِیمٌ ﴿نحل/7﴾ 268

و بارهاى سنگین شما را كه جز به مشقت بسیار نتوانید برد از شهرى به شهر دیگرى برند كه خدا در باره شما رئوف و مهربان است.

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1] مرحوم ممقانى در رجال وى را توثیق نموده است.





نوع مطلب : 02-سوره بـقـرة، 05-سوره مـائـده، 22-سوره حـج، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــــــرار حـج/زکـــاة، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 25-30، 31-36، 265-270، 331-336، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 19 شهریور 1397

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ أُحِلَّتْ لَکُمْ بَهِیمَةُ الأنْعَامِ إِلا مَا یُتْلَى عَلَیْکُمْ غَیْرَ مُحِلِّی الصَّیْدِ وَأَنْتُمْ حُرُمٌ إِنَّ اللَّهَ یَحْکُمُ مَا یُرِیدُ ﴿مائده/1

ای اهل ایمان! به همه قراردادها [یِ فردی، خانوادگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، نذر، عهد و سوگند] وفا کنید. [گوشتِ] چهارپایان جز آنچه [در آیات بعد، حُرمتش] بر شما خوانده می شود برایتان حلال است، [و توجه داشته باشید که] نباید شکار را در حالی که مُحرم [به احرام حج و عمره] هستید، حلال بشمارید؛ یقیناً خدا آنچه را بخواهد [بر پایه علم و حکمتش و بر اساس رعایت مصلحت شما] 

حکم می کند.

 

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَیَبْلُوَنَّکُمُ اللَّهُ بِشَیْءٍ مِنَ الصَّیْدِ تَنَالُهُ أَیْدِیکُمْ وَرِمَاحُکُمْ لِیَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ یَخَافُهُ بِالْغَیْبِ فَمَنِ اعْتَدَى بَعْدَ ذَلِکَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِیمٌ ﴿مائده/94

ای اهل ایمان! بی تردید خدا شما را به چیزی از شکار [حیوانات در حالی که مُحرم هستید] آزمایش می کند، چه شکاری که [به آسانی و بدون اسلحه] دست شما به آن برسد، و [چه شکاری که به سبب وحشی بودنش] نیزه های شما [آن را صید می کند؛] تا خدا کسی را که در نهان از او می ترسد، معلوم و مشخص نماید. و هر که پس از این [امتحان از حدود خدا] تجاوز کند [و در حال احرام به شکار برخیزد] برای او عذابی دردناک است.

 

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَقْتُلُوا الصَّیْدَ وَأَنْتُمْ حُرُمٌ وَمَنْ قَتَلَهُ مِنْکُمْ مُتَعَمِّدًا فَجَزَاءٌ مِثْلُ مَا قَتَلَ مِنَ النَّعَمِ یَحْکُمُ بِهِ ذَوَا عَدْلٍ مِنْکُمْ هَدْیًا بَالِغَ الْکَعْبَةِ أَوْ کَفَّارَةٌ طَعَامُ مَسَاکِینَ أَوْ عَدْلُ ذَلِکَ صِیَامًا لِیَذُوقَ وَبَالَ أَمْرِهِ عَفَا اللَّهُ عَمَّا سَلَفَ وَمَنْ عَادَ فَیَنْتَقِمُ اللَّهُ مِنْهُ وَاللَّهُ عَزِیزٌ ذُو انْتِقَامٍ ﴿مائده/95

ای اهل ایمان! در حالی که در احرام [حج یا عمره] هستید، شکار را نکشید. و هر کس از شما عمداً آن را بکشد، کفّاره ای همانند آن از جنس چهارپایانِ [اهلی] بر عهده اوست؛ که [همانند بودن آن را] دو عادل از خودتان گواهی دهند، و به عنوان قربانی به [حریم] کعبه رسد، یا به کفّاره [آن شکار کشته شده معادل قیمت قربانی] به مستمندان طعام دهد، یا برابر تعداد مستمندی که طعام می دهد روزه بگیرد، تا کیفر کار خود را بچشد. خدا از [گناه] کشتن شکارهایی که پیش از این حکم انجام گرفته، درگذشت. و هر که [پس از کفّاره دادن] به شکار کردن بازگردد، خدا از او انتقام می گیرد؛ و خدا توانای شکست ناپذیر و صاحب انتقام است.

  

أُحِلَّ لَکُمْ صَیْدُ الْبَحْرِ وَطَعَامُهُ مَتَاعًا لَکُمْ وَلِلسَّیَّارَةِ وَحُرِّمَ عَلَیْکُمْ صَیْدُ الْبَرِّ مَا دُمْتُمْ حُرُمًا وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِی إِلَیْهِ تُحْشَرُونَ ﴿مائده/96

برای بهره مند شدن شما و کاروانیان، شکار کردن از دریا و خوراکی آن [در حال احرام] بر شما حلال شد. و شکار صحرا و بیابان تا زمانی که مُحرم هستید، بر شما حرام است. و از خدایی که به سوی او گردآوری می شوید، پروا کنید.



****************

 اسرار ممنوع بودن صید براى مُحرم‏

 

 برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 212-مطلب شماره 396

 

حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه، از سعد بن عبد اللَّه، از احمد و عبد اللَّه فرزندان محمّد بن عیسى، از محمّد بن ابى عمیر، از حمّاد، از حلبى، وى مى‏ گوید: 

از حضرت ابا عبد اللَّه علیه السّلام معناى آیه شریفه:

 یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَیَبْلُوَنَّكُمُ اللَّهُ بِشَیْ‏ءٍ مِنَ الصَّیْدِ تَنالُهُ أَیْدِیكُمْ وَ رِماحُكُمْ‏

 اى اهل ایمان خدا شما را به چیزى از صید مى‏ آزماید كه در دسترس و تیرهاى شما آیند... 

را پرسیدم، حضرت فرمودند: مقصود این است كه از هر طرف و از هر جانب صید براى مؤمنین در حال احرام فراهم و جمع مى‏ شود و بقدرى به ایشان نزدیك مى‏ گردند كه در دسترس و تیررس ایشان واقع مى ‏شوند تا بدینوسیله حق تعالى ایشان را آزموده و معلوم نماید آیا حرام الهى را كه صید باشد مرتكب مى‏شوند یا نه.





نوع مطلب : 02-سوره بـقـرة، 05-سوره مـائـده، 22-سوره حـج، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، اســـــــــــــــــــــــرار حـج/زکـــاة، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 19 شهریور 1397






حکم پرنده درنده ‏اى که روى بام كعبه نشسته چیست؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 210-مطلب شماره 395


حدیث (1)

محمّد بن الحسن از محمّد بن الحسن الصفّار، از حسین بن حسن بن ابان از حسین بن سعید، از ابن ابى عمیر از حمّاد بن عثمان و معاویة بن حفص، از منصور جمیعا از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، راوى مى‏ گوید: حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام در مسجد الحرام بودند، محضر مبارك شان عرض شد : 

پرنده درنده ‏اى روى بام كعبه نشسته و هر كبوترى از كبوتران حرم كه از آن حوالى پرواز كند را زده و صید مى‏ كند، تكلیف چیست؟

حضرت فرمودند: برایش چاره ‏اى بیاندیشید و آن را بكشید زیرا طغیانش در حرم از حدّ گذشته است.





نوع مطلب : کتاب ارزشمند علل الشرایع، اســـــــــــــــــــــــرار حـج/زکـــاة، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 19 شهریور 1397

...وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَیْهِ سَبِیلا وَمَنْ کَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِیٌّ عَنِ الْعَالَمِینَ ﴿آل عمران/97

و خدا را حقّی ثابت و لازم بر عهده مردم است که [برای ادای مناسک حج] آهنگ آن خانه کنند، [البته] کسانی که [از جهت سلامت جسمی و توانمندی مالی و باز بودن مسیر] بتوانند به سوی آن راه یابند، و هر که ناسپاسی ورزد [و از رفتن به آنجا خودداری کند، به خود زیان زده]؛ زیرا خدا از جهانیان بی نیاز است.



****************


واجب بودن حج یک بار است، یا بیشتر؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 210-مطلب شماره 394


حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه از احمد بن محمّد، از حسین بن سعید، از حمّاد، از ربعى، از عبد الرّحمن بن ابى عبد اللَّه، وى مى‏ گوید: محضر مبارك حضرت امام صادق علیه السّلام عرضه داشتم، گروهى از این معركه ‏گیرها مى‏ گویند: وقتى شخص یك بار حج بجا آورد و دیگر به حج نرود و به جاى آن پولش را صدقه داده و صله رحم كند از حج برایش بهتر است.

حضرت فرمودند: اگر مردم این كار را بكنند، این بیت تعطیل مى‏ شود در حالى كه خداوند متعال آن را براى قیام مردم، از آن جا قرار فرموده است.


حدیث (2)

و با همین اسناد از حسین بن سعید، از ابن ابى عمیر، از عمر بن اذینه نقل كرده، وى گفت از حضرت ابا عبد اللَّه علیه السّلام راجع به معناى آیه شریفه ‏:

 وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَیْهِ سَبِیلًا

پرسیده و عرضه داشتم؟

مقصود فقط حجّ است نه عمره؟

حضرت فرمودند: خیر هر دو مراد مى ‏باشند یعنى هر كس استطاعت براى هر كدام را كه پیدا نمود باید آن را بجا آورد زیرا هر دو فرض و واجب مى ‏باشند.


حدیث (3)

محمّد بن موسى بن متوكّل رحمة اللَّه علیه از عبد اللَّه بن جعفر حمیرى از احمد بن محمّد، از حسن بن محبوب از خالد بن جریر[1]، از ابى الرّبیع الشّامى نقل كرده كه وى گفت: از حضرت امام صادق علیه السّلام راجع به فرموده حق عزّوجل:

وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَیْهِ سَبِیلًا

سؤال شد؟

حضرت فرمودند: مردم در تفسیرش چه مى‏ گویند؟

محضر مباركش عرض شد: مى‏ گویند مقصود از «سبیل» و استطاعت داشتن توشه و مركب است.

حضرت فرمودند:

اگر كسى توشه و مركب داشته باشد به قدر قوت عیالش به حدّى كه از مردم بى‏ نیاز باشد و بگوییم بر وى حج واجب است و باید آن را صرف رفتن به حج بكند و این مقدار از زاد و راحله از عیال سلب كرده و در این راه صرف كند لازمه این حكم آن است كه مردم هلاك مى‏شوند زیرا طول این مدّت كه وى مى‏رود و بر مى‏ گردد عیالش از چه گذران كنند!! محضرش عرض شد: 

پس مقصود از سبیل و استطاعت چیست؟

حضرت فرمودند: توسعه در مال به قدرى كه با مقدارى از آن حج رفته و مقدارى دیگر از آن را براى قوت عیالش بگذارد چنانچه در مورد زكات حق تعالى آن را بر كسى واجب كرده كه مالك دویست درهم باشد كه پنج درهم آن را به عنوان زكات داده‏ و باقى تعلّق به خودش دارد، امّا كسى كه فقط پنج درهم دارد پس بر وى لازم نیست آن را به عنوان زكات بدهد و خودش بى‏ مال باقى بماند.


ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1]- مرحوم ممقانى در رجال فرموده: وى حسن است زیرا نه در مورد مدح قرار گرفته و نه ذمّ.





نوع مطلب : 03-سوره آل عـمـران، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، اســـــــــــــــــــــــرار حـج/زکـــاة، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 19 شهریور 1397


چرا امیر المؤمنین علیه السّلام بعد از هجرت از مكّه تا وقت 

رحلت شان از این دنیا، در مكّه معظّمه شب را صبح نكردند؟

 

 برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 208-مطلب شماره 393

 

حدیث (1)

پدرم رضى اللَّه عنه از احمد بن ادریس از محمّد بن احمد بن یحیى بن عمران اشعرى از محمّد بن معروف از برادرش عمر از جعفر بن عقبه، از حضرت ابى الحسن علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند : 

على علیه السّلام پس از هجرت نمودن از مكه تا زمانى كه از دنیا رفتند در مكّه شب را به صبح نرسانده و در آن بیتوته نكردند.

راوى مى‏ گوید: محضر مبارك امام علیه السّلام عرض كردم: سرّ آن چه بود؟

حضرت فرمودند: امیر المؤمنین علیه السّلام كراهت داشتند در سرزمینى كه پیامبر خدا صلّى اللَّه علیه و آله از آن هجرت كرده ‏اند بیتوته كنند، لذا نماز عصر خود را آن حضرت در مكّه مى‏ خواندند و از آنجا خارج شده و در غیر ان سرزمین شب را به صبح مى‏ رساندند.





نوع مطلب : کتاب ارزشمند علل الشرایع، اســـــــــــــــــــــــرار حـج/زکـــاة، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 19 شهریور 1397

وَمَنْ دَخَلَهُ کَانَ آمِنًا ﴿آل عمران/97

و هر که وارد آن شود در امان است


****************


چرا جائز نیست پرنده اهلى را وقتى داخل 

بیت الله الحرام شد آنرا صید كرد؟

 

 برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 206-مطلب شماره 392

 

حدیث (1)

 پدرم رضى اللَّه عنه از سعد بن عبد اللَّه، از ایّوب بن نوح، از صفوان بن یحیى، از معاویة بن عمّار، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، راوى مى‏ گوید از امام علیه السّلام سؤال شد: پرنده اهلى هر گاه داخل حرم شد حكمش چیست؟

حضرت فرمودند : نباید آن را بگیرد زیرا خداوند متعال در قرآن مى‏ فرماید:


وَ مَنْ دَخَلَهُ كانَ آمِناً

هر موجودى كه داخل حرم شود در امان است.






نوع مطلب : 03-سوره آل عـمـران، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، اســـــــــــــــــــــــرار حـج/زکـــاة، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 19 شهریور 1397


اسرار اینكه چرا ایّام توقّف حاجى‏ ها در منا سه روز مى ‏باشد؟

 

 برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 204-مطلب شماره 391

 

حدیث (1)

 پدرم و محمّد بن الحسن بن احمد بن ولید از سعد بن عبد اللَّه، از ابراهیم بن هاشم از محمّد بن ابى عمیر از برخى از اصحابش از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، راوى مى ‏گوید:

حضرت به من فرمودند: آیا مى ‏دانى چرا ایام توقّف حاجى‏ ها در منى سه روز قرار داده شده؟

عرضه داشتم: فدایت شوم براى چه؟

فرمودند: كسى كه برهه ‏اى از این زمان و اندكى از آن را درك كند تمام حجّ را درك كرده است.

محمّد بن على بن الحسین مصنّف این كتاب مى‏ گوید: 

این حدیث همینطورى كه نقل شده روایت گردیده و من آن را در اینجا به این خاطر آوردم كه علّت احكام مذكور در آن ذكر شده و ابراهیم بن هاشم در نقل آن متفرّد بوده و دیگرى روایتش نكرده است.

وى این روایت را در نوادرش اخراج و ضبط كرده است ولى آنچه من به آن فتوى داده و در این معنا به آن اعتماد نموده‏ ام روایتى است كه شیخ ما محمّد بن الحسن بن احمد بن ولید رضى اللّه عنه حدیث نموده، ایشان فرموده: محمّد بن الحسن الصفّار، از یعقوب بن یزید از محمّد بن ابى عمیر، از جمیل بن درّاج، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده كه آن حضرت فرمودند:

كسى كه روز قربانى (روز دهم) پیش از زوال آفتاب مشعر الحرام را درك كند، حج را درك كرده و كسى كه روز عرفه (روز نهم ذى حجة الحرام) پیش از زوال آفتاب مشعر الحرام را درك نماید متعه و عمره را درك نموده است.





نوع مطلب : کتاب ارزشمند علل الشرایع، اســـــــــــــــــــــــرار حـج/زکـــاة، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 18 شهریور 1397

الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُومَاتٌ فَمَنْ فَرَضَ فِیهِنَّ الْحَجَّ فَلا رَفَثَ وَلا فُسُوقَ وَلا جِدَالَ فِی الْحَجِّ وَمَا تَفْعَلُوا مِنْ خَیْرٍ یَعْلَمْهُ اللَّهُ وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَیْرَ الزَّادِ التَّقْوَى وَاتَّقُونِ یَا أُولِی الألْبَابِ ﴿بقره/197

حج در ماه ‏هاى معین و معلومی  است [شوال ، ذوالقعده ، ذوالحجه] پس كسى كه در این ماه‏ها حج را [با احرام بستن و تلبیه] بر خود واجب كرد ، [بداند كه] در حج ، آمیزش با زنان و گناه و جدال [جایز] نیست . و آنچه از كار خیر انجام دهید خدا می ‏داند . و به نفع خود توشه برگیرید كه بهترین توشه ، پرهیزكارى است و اى صاحبانِ خرد ! از من پروا كنید .



****************



اسراری در تخریب بیت الله الحرام بدست حجاج 


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 201-مطلب شماره 390


حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن محمّد بن عیسى، از ابن ابى عمیر، از ابى على صاحب انماط (صاحب فرش هاى گستردنى) از ابان بن تغلب، وى مى ‏گوید:

پس از آنكه حجّاج كعبه را خراب نمود مردم خاك‏ هاى آن را بین خود تقسیم و توزیع نموده و آن مكان را با زمین یكسان نمودند، بعداٌ كه خواستند آن را از نو بنا كنند مارى از زمین بیرون آمد و از ساختن آنها جلوگیرى كرد بطورى كه مردم از وحشت فرار نموده و نزد حجّاج رفته و واقعه را براى او بازگو نمودند وى ترسید كه از بناء و ساختن كعبه ممنوع گردد لا جرم بالاى منبر رفت و مردم را فراخواند و گفت:

خدا رحمت كند بنده ‏اى را كه بداند چاره آنچه ما به آن مبتلاشده‏ ایم چیست و ما را از آن خبر كند.

ابان مى ‏گوید: پیر مردى از جا برخاست و گفت: اگر چاره این كار نزد كسى باشد او همان كسى است كه دیدم به طرف كعبه آمد و اندازه آن را گرفت و رفت.

حجّاج گفت او كیست؟

پیر مرد: اظهار نمود كه وى حضرت على بن الحسین علیه السّلام است.

حجّاج گفت: او معدن و مركز اصل این معنا است پس كسى را محضر مباركش فرستاد و از آن حضرت خواست كه در مجلس وى حاضر شوند، حضرت به مجلس حجّاج تشریف آورده و نشستند، حجّاج واقعه را براى آن جناب بیان كرد و اظهار نمود حق تعالى وى را از ساختن كعبه منع نموده است.

حضرت على بن الحسین علیهما السّلام فرمودند: اى حجّاج تو بنایى را كه جناب ابراهیم علیه السّلام و اسماعیل ساخته بودند منهدم نمودى و خاك هایش را در جاده ریخته و سپس آنها را غارت كردى گویا پنداشتى آنها میراث تو هستند، وظیفه آن است كه به منبر رفته و به مردم بگویى احدى از آنها چیزى از خاك‏ هاى كعبه را نگاه نداشته بلكه آنچه نزدشان هست را برگردانند.

راوى مى‏ گوید: حجّاج فرمان امام علیه السّلام را انجام داد و مردم را قسم داد كه هیچ كدام چیزى از خاك ‏هاى كعبه را نگاه نداشته بلكه آنچه نزدشان هست را برگردانند، مردم چنین كردند، حجّاج وقتى دید تمام خاك‏ها را آوردند و یك جا جمع گردید محضر حضرت على بن الحسین علیهما السّلام رفت، حضرت اساس و پایه بیت را وضع نموده و سپس امر فرمود آن را حفر نمایند راوى مى‏ گوید: مار از ایشان گریخت و غائب شد و آنان پایه بیت را گود كرده تا به جایگاه ستون‏هاى رسیدند، حضرت على بن الحسین علیه السّلام به آنان امر فرمود:

دور شوید، آنان دور شدند و حضرت نزدیك آمده و با جامه مباركشان روى جایگاه ستونها را پوشانده و سپس گریستند آنگاه با دست خود خاك روى آنها ریخته و بدین وسیله آنها را پوشاندند، بعد كارگران را خوانده و فرمودند:

ساختمان را بنا كنید، آنها بناء را ساخته و وقتى دیوارها بالا آمد امر فرمودند كه خاك‏ ها را در جوف و داخل بنا بریزند از این رو بیت مرتفع و بلند گردید بطورى كه به واسطه پلكان باید به آن رسید.





نوع مطلب : کتاب ارزشمند علل الشرایع، اســـــــــــــــــــــــرار حـج/زکـــاة، 03-سوره آل عـمـران، 02-سوره بـقـرة، 05-سوره مـائـده، 22-سوره حـج، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 18 شهریور 1397


 اسرار متحرّك بودن ركن شامى در زمستان و تابستان‏

 

 برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 200-مطلب شماره 389

 

حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه از محمّد بن یحیى عطّار، از حسین بن اسحاق تاجر و از على بن مهزیار، از حسن بن حصین، از محمّد بن فضیل، از عزرمى وى گفت:

در حجر (حجر اسماعیل) زیر ناودان با حضرت امام صادق علیه السّلام نشسته بودم.

در این اثنا مردى با مرد دیگر به منازعه و مخاصمه مشغول شدند، یكى از آن دو به دیگرى مى‏ گفت: به خدا سوگند نمى ‏دانیم باد از كجا مى‏ورزد و وقتى در این موضوع سخن به درازا كشاند، حضرت ابا عبد اللَّه علیه السّلام فرمودند:

آیا مى‏ دانى از كجا باد مى ‏وزد؟

عرضه داشت: خیر از مردم سخنانى شنیده ‏ام كه مى‏ گویند، پس به حضرت عرض كردم از كجا باد مى ‏وزد؟

حضرت فرمودند: باد زیر این ركن شامى محبوس است، هر گاه خداوند متعال اراده كند مقدارى از آن را آزاد كرده و از جانبى بیرون مى‏ فرستد یا از طرف جنوب كه در این صورت باد جنوبى است یعنى از جانب جنوب مى‏وزد، و یا از طرف شمال آن را خارج كرده كه در این صورت از شمال مى‏ وزد چنانچه اگر از طرف صباء و مشرق بیرونش بیاورد باد صبا شده و باد شرقى مى ‏وزد و اگر آن را از جهت مغرب اخراج كند پس باد مغربى مى ‏وزد (بادى كه از مغرب مى ‏وزد).

سپس فرمودند: نشانه آن این است كه این ركن على الدّوام متحرّك است چه در زمستان و چه در تابستان، در شب و در روز.






نوع مطلب : کتاب ارزشمند علل الشرایع، اســـــــــــــــــــــــرار حـج/زکـــاة، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 18 شهریور 1397


مقدار تكبیر ایام التشریق در منى در شهرها


 برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 199-مطلب شماره 388 

 

حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از یعقوب بن یزید و محمّد بن الحسین و على بن اسماعیل، از حمّاد بن عیسى، از حریز، از زراره نقل كرده كه وى گفت:

محضر مبارك حضرت ابى جعفر علیه السّلام عرض كردم: تكبیر در ایام التشریق دنبال هر نماز باید گفته شود؟

حضرت فرمودند: در منى دنبال پانزده نماز مستحبى است تكبیر بگویند باین نحو:

از نماز ظهر روز دهم تا نماز صبح روز سیزدهم، سپس حضرت فرمودند:

در این تكبیر مى‏گویى:

اللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُ أَكْبَرُ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُ أَكْبَرُ وَ لِلَّهِ الْحَمْدُ الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَى مَا هَدَانَا وَ لَهُ الشُّكْرُ عَلَى مَا أَوْلانَا

 و در سایر شهرها این تكبیر را مستحب است به دنبال ده نماز بگویند یعنى بعد از نماز ظهر روز دهم تا بعد از نماز صبح روز دوازدهم.

و سرّ این كه در منى بعد از پانزده نماز و در شهرهاى دیگر بعد از ده نماز تكبیر مى‏گویند آن است كه: مردم وقتى در كوچ اوّل از منى كه روز دوازدهم است، كوچ كرده و به شهرهاى خود رفتند دیگر به دنبال نمازهایشان تكبیر نمى‏گویند. پس تكبیر در شهرها بعد از ده نماز قطع مى‏شود ولى اهل منى تا مادامى كه در منى هستند یعنى تا روز سیزدهم كه نفر و كوچ دوّم در این روز صورت مى‏گیرد تكبیر مى‏ گویند قهرا ایشان تا بعد از پانزده نماز تكبیر مى‏ گویند.





نوع مطلب : کتاب ارزشمند علل الشرایع، اســـــــــــــــــــــــرار حـج/زکـــاة، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 18 شهریور 1397


حج پیاده، یا حج سواره، کدام آن افضل است؟

 

برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 198-مطلب شماره 387 

 

حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه از على بن ابراهیم از پدرش، از ابن ابى عمیر، از رفاعة بن موسى النخّاس از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، از آن جناب سؤال شد: آیا حج سواره افضل است یا پیاده؟

حضرت فرمودند: بلكه حجّ سواره افضل است زیرا رسول خدا صلّى اللَّه علیه و اله و سلم سواره حجّ بجا آوردند.


حدیث (2)

 على بن حاتم، از محمّد بن حمدان كوفى از حسن بن محمّد بن سماعة، از صفوان بن یحیى، از سیف بن تمّار، وى مى ‏گوید: محضر مبارك امام صادق علیه السّلام عرض كردم: ما پیاده به حجّ مى‏ رویم و خبرى از شما به سمع ما رسیده خواستیم رأى مبارك خود را بفرمایید؟

حضرت فرمودند: مردم هم سواره و هم پیاده به حجّ مى‏ روند.

عرض نمودم: این را سؤال نكردم.

حضرت فرمودند: پس از چه چیزى سؤال نمودى؟

عرض كردم: از این سؤال نمودم كه كدام یك از پیاده و سواره نزد شما محبوب‏ تر است كه ما همان را بجا آوریم.

حضرت فرمودند: سواره به حجّ روید نزد من مطلوب‏تر است زیرا سواره رفتن، شما را در عبادت و دعا تقویت مى‏ كند.


حدیث (3)

 على بن احمد رحمة اللَّه علیه، از احمد بن ابى عبد اللَّه كوفى از سهل بن زیاد از احمد بن محمّد بن ابى نصر از على بن ابى حمزه، از ابى بصیر، وى مى‏ گوید: از حضرت ابا عبد اللَّه علیه السّلام پرسیدم پیاده به حج رفتن افضل است یا سواره؟

حضرت فرمودند: اگر شخص موسر(غنی، بی ‌نیاز) و توانگر است و به این خاطر پیاده به حج مى‏رود تا نفقه و هزینه كمترى صرف كند، البته سواره رفتن در حقّ وى افضل است.


حدیث (4)

 على بن احمد، از محمّد بن ابى عبد اللَّه از موسى بن عمران، از حسین بن سعید، از فضل بن یحیى از سلیمان، از وى مى ‏گوید: محضر مبارك حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام عرضه داشتم: مى‏ خواهیم پیاده به مكّه رویم آیا این كار را انجام دهیم؟

حضرت فرمودند: پیاده نروید بلكه سواره حج انجام دهید.

عرض كردم: خدا حالتان را خوش دارد، از حضرت امام حسن بن على صلوات اللَّه علیهما به ما رسیده كه ایشان بیست حج پیاده بجا آوردند.

حضرت فرمودند: حضرت حسن بن على علیهما السّلام حج مى‏ نمود و مركب‏ ها از جلو آن جناب حركت مى‏ كردند.





نوع مطلب : کتاب ارزشمند علل الشرایع، اســـــــــــــــــــــــرار حـج/زکـــاة، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 18 شهریور 1397


 اسرار مكروه بودن احتباء (نشستن و دست را در زانو حلقه كردن) 

در مسجد الحرام‏

 

برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 197-مطلب شماره 386

 

حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن یحیى، از حمّاد بن عثمان‏ نقل كرده كه وى گفت: حضرت ابا عبد اللَّه علیه السّلام را دیدم كه از هیئت احتباء براى محرم كراهت داشتند، حضرت فرمودند:

احتباء (نشستن و دست را در زانوا حلقه كردن) در مسجد الحرام مكروه است زیرا تعظیم و بزرگداشت كه كعبه مقتضى ترك این كار مى ‏باشد.





نوع مطلب : کتاب ارزشمند علل الشرایع، اســـــــــــــــــــــــرار حـج/زکـــاة، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 18 شهریور 1397


 اسرار كراهت داشتن اقامت در مكّه‏

 

 برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 196-مطلب شماره 385

 

حدیث (1)

 پدرم رحمة اللَّه علیه، از احمد بن ادریس، از احمد بن محمّد بن عیسى، از حسین بن سعید، از محمّد بن فضل، از ابى الصّباح الكنانى، وى مى‏ گوید: 

از حضرت ابا عبد اللَّه علیه السّلام راجع به فرموده حق تعالى:

 وَ مَنْ یُرِدْ فِیهِ بِإِلْحادٍ بِظُلْمٍ نُذِقْهُ مِنْ عَذابٍ أَلِیمٍ‏

(و كسى كه در آن جا اراده الحاد و تعدى كرده و به خلق ظلم و ستم كند عذاب دردناك به او مى‏ چشانیم)

سؤال كردم،حضرت فرمودند:

هر ظلمى كه شخص در مكّه به نفس خویش نموده همچون سرقت یا در آن جا به احدى ستم نماید من آن را الحاد مى ‏دانم فلذا به خاطر همین جهت است كه از سكونت و اقامت در حرم نهى شده است.


حدیث (2)

 جعفر بن محمّد بن مسرور رحمة اللَّه علیه از حسین بن محمّد بن عامر، از احمد بن محمّد سیّارى نقل كرده كه وى گفت: جمعى از اصحاب مرفوعاٌ نقل نموده ‏اند كه امام صادق علیه السّلام از اقامت در مكّه كراهت داشتند، زیرا رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله را از آن جا بیرون كردند و كسى كه در آن جا اقامت كند دلش قسى و سخت مى‏ گردد تا زمانى كه به غیر آن برود.


حدیث (3)

 جعفر بن محمّد بن مسرور از حسین بن محمّد، از احمد بن محمّد سیّارى، از محمّد بن جمهور[1]، وى مرفوعاٌ از امام صادق علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

هر گاه یكى از شما اعمال حجّ خود را بجا آورد مركبش را سوار شود و بدون درنگ به اهلش ملحق شود زیرا اقامت در مكّه موجب قساوت قلب مى ‏باشد.


حدیث (4)

 پدرم رحمة اللَّه علیه از على بن سلیمان رازى از محمّد بن خالد خزّاز، از علا، از محمّد بن مسلم از حضرت ابى جعفر علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

سزاوار نیست كه شخص یك سال در مكّه مقیم شود.

راوى مى‏ گوید: عرضه داشتم پس شخص چه بكند؟

حضرت فرمودند: از آن جا به مكان دیگر منتقل شود، سپس فرمودند:

و سزاوار نیست كه انسان بناء منزل و خانه‏ اش را بلندتر از كعبه نماید.

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1]- مرحوم علّامه در خلاصه فرموده: وى در نقل حدیث ضعیف و در مذهب اهل غلوّ بوده و به حدیثى كه نقل مى‏ نماید التفاتى نیست.






نوع مطلب : کتاب ارزشمند علل الشرایع، اســـــــــــــــــــــــرار حـج/زکـــاة، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 18 شهریور 1397


 اسرار نامیده شدن ابطح به ابطح‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 194-مطلب شماره 384


حدیث (1) 

پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن محمّد بن خالد، از پدرش از محمّد بن سنان، از اسماعیل بن جابر و عبد الكریم بن عمرو، از عبد الحمید بن ابى الدیلم‏[1]، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، حضرت فرمودند:

ابطح(رود بزرگ که در او سنگریزه ها باشد) را به این خاطر ابطح نامیدند كه جناب آدم علیه السّلام امر شد خود را در سنگلاخ و قسمت پست وادى جمع(مشعرالحرام) به روى زمین افكند، حضرتش چنین كرد تا صبح طالع شد پس از آن به وى امر گردید بالاى كوه این وادى رود پس چنین نمود، آنگاه مأمور شد بعد از طلوع آفتاب به گناهش اعتراف نماید، پس اعتراف نمود در این هنگام حق تعالى از آسمان آتشى فرستاد و آن آتش قربانى او را گرفت و بدین ترتیب توبه ‏اش مقبول قرار گرفت.

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1]- مرحوم علّامه در خلاصه مى ‏فرماید: ابن الغضائرى گفته است كه وى ضعیف مى‏ باشد.






نوع مطلب : کتاب ارزشمند علل الشرایع، اســـــــــــــــــــــــرار حـج/زکـــاة، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 18 شهریور 1397



نحوه اقامه حدّ برای جنایتکاران در بیت الله الحرام

 

برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 193-مطلب شماره 383 

 

حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از ابراهیم بن مهزیار، از برادرش على، از ابن ابى عمیر، از حفص بن بخترى، وى گفت: از حضرت ابا عبد اللَّه علیه السّلام پرسیدم: 

مردى‏ در غیر حرم جنایت كرده سپس به حرم پناهنده شده آیا حدّ بر او اقامه مى‏ كنند؟

حضرت فرمودند: خیر، ولى طعام و آب به او نداده و با وى سخن نگفته و بیع و شراء (خرید و فروش)

ننمایند و وقتى چنین كردند امید است كه از حرم بیرون بیاید آنگاه بر وى حدّ جارى كنند و اگر در حرم مرتكب جنایت شد حدّ بر وى جارى مى‏ كنند زیرا وى رعایت احترام حرم را رعایت نكرده است.





نوع مطلب : کتاب ارزشمند علل الشرایع، اســـــــــــــــــــــــرار حـج/زکـــاة، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 18 شهریور 1397



نحوه خارج شدن رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلم 

از مشعر بر خلاف اهل جاهلیّت‏


 برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 192-مطلب شماره 382


 

حدیث (1)

پدرم رضى اللَّه عنه از سعد بن عبد اللَّه از احمد بن محمّد بن عیسى، از حسین بن سعید، از صفوان بن یحیى و ابن ابى عمیر و فضاله از معاویة بن عمّار از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، آن جناب فرمودند:

 اهل جاهلیّت وقتى از مشعر مى‏ خواستند خارج شوند صبر مى ‏كردند تا خورشید طلوع كند سپس مى‏ گفتند: «ثبیر» طالع شد و تابید (مقصودشان از «ثبیر» خورشید بود) تا ما مكان خود را تغییر دهیم.(یعنى از مشعر بیرون بیاییم)

آنها وقتى از مشعر خارج مى ‏شدند اسب ها و شتران را سریع مى ‏تاختند ولى رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم بر خلاف آنها با آرامى و سنگینى و با ذكر خدا و استغفار كردن از مشعر بیرون مى ‏رفتند و پیوسته زبانشان حركت مى‏ كرد.





نوع مطلب : کتاب ارزشمند علل الشرایع، اســـــــــــــــــــــــرار حـج/زکـــاة، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 18 شهریور 1397


 اسرار اینكه چرا مشعرالحرام موقف قرار داده شد، نه حرم‏

 

 برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 190-مطلب شماره 381

 

حدیث (1)

 حسین بن على بن احمد صائغ رحمة اللَّه علیه از حسین بن حجّال، از سعد بن‏ عبد اللَّه، از محمّد بن الحسن الهمدانى، وى مى‏ گوید: از ذا النون مصرى سؤال كرده و پرسیدم:

اى ابا الفیض چرا مشعر موقف شد، نه حرم؟

او گفت: كسى كه همین سؤال را از حضرت امام صادق علیه السّلام كرد و جواب گرفت به من اینطور گفت: امام صادق علیه السّلام فرمودند:

زیرا كعبه بیت اللَّه و حرم حجاب آن و مشعر درب آن مى‏ باشد، پس وقتى زائرین قصد بیت را مى‏ كنند درب آن توقّف كرده تا به ایشان اذن داده شود و به داخل فرا خوانده شوند

سپس آنها را جنب حجاب دوّم یعنى مزدلفه متوقّف مى‏ نمایند و وقتى به طولانى شدن تضرّع ایشان توجّه شد به آنها امر مى ‏شود قربانى‏ هاى خویش را نزدیك بیاورند، پس از آنكه قربانى‏ ها را نزدیك آوردند و اعمالى كه از احرام در مى ‏آیند را انجام داده و از گناهانى كه بین ایشان و خالق شان حجاب شده بود پاك گردیدند به آنها امر مى‏ شود كه با طهارت بیت را زیارت نمایند.

راوى گفت: سپس محضرش عرضه داشتم: چرا در ایّام التشریق[1] روزه گرفتن مكروه است؟

حضرت فرمودند: زیرا حاجى‏ ها زوّار خدا و میهمانان او هستند و براى میهمان شایسته نیست نزد میزبان و كسى كه وى به زیارتش رفته صائم باشد.

عرض كردم :

 این كه شخص به پرده كعبه چنگ زده و به آن مى‏ چسبد چه معنایى دارد؟

حضرت فرمودند: مثل این شخص مثل كسى است كه بین او و بین دیگرى جنایتى واقع شده پس جانى چنگ زده و به جامه جنایت دیده مى‏ چسبد و از او مى‏ خواهد كه جرم و گناهانش را ببخشد. 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1]- عبارت است از سه روز بعد از عید قربان یعنى روز یازدهم و دوازدهم و سیزدهم ذى حجة الحرام





نوع مطلب : کتاب ارزشمند علل الشرایع، اســـــــــــــــــــــــرار حـج/زکـــاة، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 17 شهریور 1397


( کل صفحات : 6 )    1   2   3   4   5   6   


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار وبلاگ نویسی

وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت

اخبار ایران:

اخبار جهان:

اخبار اقتصادی:

اخبار علمی

اخبار فناوری و اطلاعات

اخبار هنری:

اخباراجتماعی

اخبار ورزشی

--------------------------------------------------------------------------------------

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

--------------------------------------------------------------------------------------
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
-------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------- ساخت وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic