وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :


مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ


هر که علم اولین و آخرین را میخواهد،

باید آن را در قرآن بجوید.


کنزل العمال ج1 ص548




مدیر وبلاگ :سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید






برچسبها





شیطان چه مقدار تسلط و احاطه به انسان دارد؟



هنگامی كه شیطان به خداوند گفت :

من از چهار طرف (جلو، پشت، راست و چپ) انسان را
گرفتار و گمراه می‏كنم.

:فرشتگان پرسیدند


شیطان از چهار سمت بر انسان مسلّط است، پس چگونه
انسان نجات می ‏یابد؟


خداوند فرمود:

راه بالا و پایین باز است، راه بالا: نیایش و راه پایین: سجده

بنابراین ، كسی كه دستی به سوی خدا بلند كند یا سری بر آستان

او بساید می ‏تواند شیطان را طرد كند .

تفسیر موضوعی قرآن (آیت الله جوادی آملی)، مراحل اخلاق در قرآن






 : حدیث قدسی
بنده ی من! سوگند به حق خودم دوستدار تو هستم،پس سوگند
به حق من برتو، مرا دوست بدار.




نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــرار شیطان ، اسرار گناه و بررسی آثار آن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 12 خرداد 1399



ماهیّت و باطن گناه


گـنـاه ، نجاست معنوی است كه روح و روان و اندیشه و فكر و باطن و سینه و قلب را آلوده میكند و باعث محروم شدن انسان از الطاف حق و رحمت خدا و فیوضات الهیه می شود .

 

گـنـاه ، پرده حفاظت انسان را از عذاب و خواری و رسوایی و افتضاح ، پاره می كند و عامل فاش شدن اسرار انسان در دنیا و آخرت می شود، و زمینه خارج شدن انسان را از مقام بندگی و دور شدن از پرده پوشی حق و غفران و آمرزش خدای مهربان فراهم می آورد!


از آیات قرآن و روایات عناوین زیر به عنوان آثار شوم گناهان استفاده می شود :

گـنـاه ، اعمال نیك را تباه و نابود می كند.

گـنـاه ، باعث دچار شدن انسان به فتنه ها و بلاهای دنیایی و عذاب سخت آخرتی است.

گـنـاه ، مانع مستجاب شدن دعاست.

گـنـاه ، انسان را از شفاعت شفیعان محروم میكند.

گـنـاه ، دل را سخت و سیاه می سازد . گناه ، ایمان را از بین می برد.

گـنـاه ، مانع نتیجه بخشیدن موعظه می شود .

گـنـاه ، انسان را خوار و رسوا میكند.

گـنـاه ، باعث محرومیت آدمی از رزق حق می شود .

گـنـاه ، انسان را از منطقه ی عبادت و بندگی دور می كند .

گـنـاه ، زمینه ی چیرگی شیطان را بر انسان فراهم می آورد.

گـنـاه ، رشته ی نظم زندگی و نظام خانواده و جامعه را از هم می گسلد.

گـنـاه ، اعتماد و اطمینان مردم را از یكدیگر از بین می برد .

گـنـاه ، قلب را می میراند .

گـنـاه ، باعث سختی جان كندن و فشار برزخ است. (2)

 


اللّٰهُمَّ اغْفِرْ لِى كُلَّ ذَنْبٍ أَذْنَبْتُهُ







نوع مطلب : اسرار گناه و بررسی آثار آن، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 28 آذر 1398



گناه عظیم مسخره کردن


اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِینَ مَرَّةً فَلَنْ یَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفاسِقِینَ «توبه/80»


ای پیامبر(ص)، براى منافقان(آنهایی که دین را به استغفار كنى یا استغفار نكنى، (یكسان است). اگر هفتاد بار برایشان آمرزش بخواهى، خداوند هرگز آنان را نخواهد بخشید.

این (قهر حتمى الهى) به خاطر آن است كه آنان به خدا و پیامبرش كفر ورزیدند و خدا، گروه فاسق را هدایت نمیكند.

نكته‏ ها:

عدد هفتاد، رمز كثرت و زیادى است، نه بیان تعداد معیّن. 

یعنى هر چه براى انان استغفار كنى بى‏اثر است، نه آنكه اگر مثلًا هفتاد و یك بار شد، بخشوده مى‏شوند. نظیر آیه‏ 6 سوره‏ منافقون: «سَواءٌ عَلَیْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَنْ یَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ» كه عددى ذكر نشده است. 

در روایات نیز آمده است كه پیامبر صلى الله علیه و آله فرمودند: اگر بدانم استغفار بیش از هفتادبار نجاتشان مى‏دهد، استغفار میكردم.[1]

انسان در سقوط به حدّى میرسد كه هیچ چیز نجاتش نمى‏دهد، مثل بیمارى كه اگر روح از او جدا شود، تلاش همه‏ پزشكان اثرى ندارد.

تفسیر نور، ج‏3، ص: 474

پیام‏ها:

1- گناه مسخره كردنِ دین تا آنجاست كه استغفار پیامبر صلى الله علیه و آله نیز كارساز نیست.

فَیَسْخَرُونَ مِنْهُمْ‏ ... فَلَنْ یَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ‏

2- تا انسان خود دگرگون نشود و انقلابى در درون نیابد، دعاى پیامبر نیز كارساز نیست. فَلَنْ یَغْفِرَ اللَّهُ‏ ... كَفَرُوا بِاللَّهِ‏

3- دلسوزى براى منافق لجوج، بى‏فایده است. إِنْ تَسْتَغْفِرْ ... فَلَنْ یَغْفِرَ اللَّهُ‏

4- خداوند، در هدایت بخل ندارد، منافقان از قابلیّت افتاده‏اند. «كَفَرُوا»

5- كفر، مانع مغفرت، و فسق، مانع هدایت است. «كفروا، فاسقین»

 



[1] ( 1). تفسیر مجمع‏البیان.






نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، سخنــرانی های کوتـاه قــــرآنی، اسرار گناه و بررسی آثار آن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 12 تیر 1398




شرح مناجات شعبانیّه

 

 

قسمت بیست و ششم

اِلهی اِنْ حَطَّتْنیِ الذُّنُوبُ مِنْ مَکارِمِ لُطْفِکَ فَقَدْ نَبَّهَنِی الْیَقینُ اِلی کَرَمِ عَطْفِک معبودِ 

معبود من ! اگر گناهانم، مرا از اوجِ مکارم لطفت به حضیضِ بی آبروییم فروافکند، سروش یقین، مرا به کرم عطوفتت، آگهی و نوید می دهد.

خطر گناه و گوهر یقین از مسائلی است که در این فراز بدان توجه شده است.

«اِلهی اِنْ حَطَّتْنی...»

گناه و اثر سوء آن در زندگی آدمی

ارتکاب گناهان، آثار سویی بر زندگی آدمی به جای می گذارد؛ به همین سبب،آیات و روایات، همواره خطرات آنها را گوشزد نموده و انسان ها را از انجام آنهابر حذر می دارند. قرآن می فرماید:

وَ ذَرُوا ظاهِرَ الْاِثْمِ وَ باطِنَهُ اِنَّ الَّذینَ یَکسِبُونَ الْاِثْمَ یَسیُجْزَوْنَ

 بِما کانُوا یَقْتَرِفُونَ.(انعام: 120)

گناه را، چه آشکار و چه پنهان، ترک کنید. آنان که مرتکب گناه می شوند، بهسزایِ اعمالِ خود خواهند رسید.

امام علی علیه السلام نیز فرموده است:

اَلا وَ اِنَّ الْخَطایا خَیْلٌ شُمُسٌ حُمِلَ عَلَیْها اَهْلُها وَ خُلِعَتْ لُجُمُها فَتَقَحَّمَتْ بِهِمْ فِی النّارِ (191)

بدانید که گناهان، همچون اسبان چموشی هستند که گناهکاران بر آنها نشسته و لگام هایشان را رها کرده اند و در نتیجه، گناهان، آنان را در آتش فرو می افکند.

همچنین امام کاظم علیه السلام می فرمایند:

اِنَّ الْعُقَلاءَ تَرَکُوا فُضُولَ الدُّنْیا فَکَیْفَ الذُّنُوبُ؟! وَ تَرْکُ الدُّنْیا مِنَ الْفَضْلِ وَ تَرْکُالذُّنُوبِ مِنَ الْفَرْضِ (192)

همانا خردمندان، فزونی دنیا را که بدان نیاز ندارند رها کردند، چه رسد بهگناهان! در حالی که ترک دنیا، فضیلت و ارزش است ولی ترک گناهان واجب است.

گناهان، آثار نامطلوبی بر روح آدمی باقی می گذارند. ولی در عین حال که آدمی به واسطه لغزش ها، در چاه تباهی فرو می افتد، ریسمان های آویزانی نیز ازطرف پروردگار، در فرا دست آدمیان نهاده شده است، تا آنکه خود را به آنها آویخته، از حضیض رها شده و به اوج در آید:

از جمله آن طناب ها که مناجات کننده بر آن چنگ زده است تا از انحطاط حاصل از معاصی، نجات یافته و به اوجِ معنویت راه یابد، طنابِ «یقین به کَرَم پروردگار» می باشد.

«فَقَدْ نَبَّهتِنی الْیَقین...»

گوهر یقین

برای آنکس که به کرم و لطف پروردگارش شک دارد، بهره و نصیبی از این خوانگسترده الهی نخواهد بود. باید دانست فیض و رحمت خداوندی بر قلب متزلزل و لرزان، مستقر نخواهد شد و تا قلب آدمی از ثبات یقین برخوردار نگردد،سیمرغ عنایات گسترده الهی بر آن جلوس نخواهد نمود.

قرآن کریم، «یقین» را یکی از صفات رهبری و امامت دانسته و در مقامِ اهتمامبه آن چنین می فرماید:

وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ اَئِمَّةً یَهْدُونَ بِاَمْرِنا لَمّا صَبَرُوا وَ کانُوا بِآیاتِنا یُوقِنُون

برخی از آنان را پیشوایانی قرار دادیم که به فرمان ما مردم را هدایت کنند، بدان سبب که شکیبابودند و به آیاتِ ما یقین داشتند». (سجده: 24)

امام علی علیه السلام درباره اهمیت «یقین» می فرماید:

لَمْ یُعْطَ اَحدٌ مِثْلَ الْیَقینِ بَعْدَ الْمُعافاةِ،وَ لا اَشَدَّ مِنَ الرّیبَةِ بَعْدَ الْکُفْرِ

پس از عافیت، چیزی برتر از یقین، به کسی عطا نشده است و بعداز کفر، چیزی بدتر از شک به کسی داده نشده است» (193)

و همچنین فرمودند:

نَوْمٌ عَلی یَقینٍ خَیْرٌ مِنْ صَلاةٍ فی شَکٍ

خوابی که با یقین همراه گردد،بهتر از نمازی است که با شک و تردید توأم باشد» (194)

پروردگارا! اگر دل های ما به واسطه لغزش ها، در چاه انحطاط گرفتار آمد،یقینمان به رحمت وسیع و بی کرانت را موجب رهایی مان قرار ده، و بهره ما را ازگوهر یقین، روز به روز افزون فرما!

 

==============

191. بحارالانوار، ج 78، ص 3

192. همان، ص 301

193. میزان الحکمه، ج 14، ص 7168

194. غُرَرْ الْحِکَمْ وَ دُرَدُ الْکَلم،ج 6، ص 170

برگرفته از سایت پایگاه اطلاع رسانی حوزه :

https://hawzah.net/fa/Magazine/View/5764/6748/80595





نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اسرار گناه و بررسی آثار آن، 
برچسب ها : شرح مناجات شعبانیّه، تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 24 فروردین 1398




داستان کوتاه آموزنده/ شماره 21





هر کار که کردی برگرد...


جوانی در بنی اسرائیل زندگی می‌کرد و به عبادت حق تعالی مشغول بود روزها را به روزه وشب‌ها را به نماز و طاعت، تا بیست سال کارش همین بودتا که یک روز فریب خورده و کم کم از خدا کناره گرفت و عبادت‌ها را تبدیل به معصیت و گناه کرد و از جمله گنه کاران قرار گرفت.در این کار بیست سال باقی ماند یک روز آمد جلو آیینه خود را ببیند، نگاه کرد دید موهایش سفید شده از معصیت‌های خود بدش آمد و از کرده‌های خود سخت پشیمان گردید.

گفت :خدایا بیست سال عبادت و بیست سال معصیت کردم اگر برگردم به‌سوی تو آیا قبولم می‌کنی.

صدایی شنید که می‌فرماید:

«اجبتنا فاحببناک ترکتنا فترکناک و عصیتنا فامهلناک 

و ان رجعت الینا قبلنا»

 تا آن وقتی که ما را دوست داشتی پس ما هم تو را دوست داشتیم. ترک ما کردی پس ما هم تو را ترک کردیم، معصیت ما را کردی ترا مهلت دادیم. پس اگر برگردی به‌جانب ما، تو را قبول می‌کنیم. پس توبه نمود و یکی از عباد قرار گرفت. از این مرحمت‌ها از خدا نسبت به همه گنه‌کاران بوده و هست.


بازآ بازآ، هرآنچه هستی، بازآی 
گر کافر و گبر و بت پرستی، بازآی 

این درگه ما، درگه نومیدی نیست 
صدبار اگر توبه شکستی، بازآی


قصص التوابین یا داستان توبه کنندگان

علی میرخلف ‏زاده‏

 





نوع مطلب : داستانهای کوتاه آموزنده ، اسرار گناه و بررسی آثار آن، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 6 دی 1397



وقت قبولی توبه چه زمانی است؟

 محمّد بن الحسن رحمة اللَّه علیه، از محمّد بن الحسن الصفّار، از معاویة بن حكم از ابن ابى عمیر از ابان بن عثمان، از یحیى بن ابى العلاء از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

حضرت على علیه السّلام جنگ نمى‏ كردند تا وقتى كه آفتاب به زوال گراید و مى ‏فرمودند: درهاى آسمان هنگام زوال(ظهر)آفتاب گشوده شده و توبه آن وقت قبول مى‏ شود و نصرت و ظفر در آن هنگام نصیب مى‏ گردد.

و نیز مى‏ فرمودند: زوال به شب كه وقت فراغت از جنگ و دست كشیدن از آن است نزدیك‏ تر بوده و سزاوار است كه كشتار كمتر شود و طالب جنگ به مقر خود برگردد و مغلوب فرار كند و جان به در برد.


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب385 –(نوادر)-حدیث 70-مطلب شماره 574






نوع مطلب : اسرار گناه و بررسی آثار آن، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 10 آذر 1397


باب سیصد و هشتاد و پنجم(نـوادر)/14


چگونگی تعبّد در حلال و حرام

از نظر امام رضا علیه السّلام


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 549



حدیث(43)

 على بن احمد رحمة اللَّه علیه مى ‏فرماید:

محمّد بن ابى عبد اللَّه از محمّد بن اسماعیل، از على بن عبّاس، از قاسم بن ربیع صحّاف از محمّد بن سنان نقل كرده كه وى گفت: حضرت ابى الحسن على بن موسى الرضا علیه السّلام در جواب سؤالات من كه كتباٌ محضرش ارسال داشته بودم نامه‏ اى به من فرستادند كه در آن علل و اسرارى را (مرحوم صدوق مى‏ گوید) مقصود علل و اسرارى است كه من آنها را در این كتاب علل الشرائع آورده‏ ام) مطرح نمودند: در نامه حضرت آمده:

نامه تو به دستم رسید، در آن نوشته بودى برخى از اهل قبله (مسلمانان) معتقدند كه خداوند تبارك و تعالى چیزى را حلال و حرام نكرده زیرا علّت حلال و حرام نكردن بیشتر و محكم‏تر از علّت تعبّد به آنها است.

كسى كه این اعتقادش باشد در گمراهى قرار گرفته و به خسران آشكارى مبتلا شده است زیرا اگر چنین باشد كه ایشان معتقدند باید خداوند بندگانش را به تحلیل محرّمات و تحریم محلّلات متعبّد ساخته باشد حتّى ترك نماز و روزه و رها كردن آنچه از اعمال نیك است و انكار ذات اقدسش و نفى انبیاء و رسل و كتب آسمانى و انكار حرمت زنا و سرقت و تحریم نكاح محارم و اشباه اینها را باید مباح دانسته و متعبّد به آنها نباشیم زیرا علّت در تحلیل محلّلات و تحریم محرّمات فقط تعبّد به آنها است نه چیزى دیگر و وقتى آنها منتفى شدند تعبّد نیز منتهى است در حالى كه عدم تعبّد به محرّمات و محلّلات موجب فساد تدبیر عالم و فناء مخلوقات مى‏ باشد و با این استدلال مقاله این معتقدین باطل مى‏ گردد چنانچه حق تعالى با همین بیان سخن این قایلین را ابطان فرموده است.

سپس حضرت مى‏ فرمایند:

این طور یافته ‏ایم آنچه را حق تعالى حلال كرده در آن براى بندگان صلاح بوده و بقای شان وابسته به آن است و جملگى به آن نیاز داشته و مستغنى از آن نیستند و آنچه را كه حرام كرده بندگان به آن محتاج نبوده و موجب فساد و فناء و هلاكت شان مى ‏باشد.

سپس دیده ‏ایم كه حق تبارك و تعالى برخى از محرّمات را در بعضى از اوقات كه مورد احتیاج واقع شده‏ اند و صلاح و مصلحت عباد در آن وقت استفاده از آنها است حلال كرده نظیر میته و خون و گوشت خوك زمانى كه شخص مضطرّ بوده و اضطرار ایجاب مى‏ كند كه از اینها استفاده نماید مثل این كه حفظ نفس و دفع مرگ موقوف به تناول خون و گوشت خوك یا میته باشد، پس با قطع نظر از وجود دلیل وجدان چنین حكم مى‏ كند چه رسد به این كه دلیل قائم است بر این كه حق تعالى حلال نفرموده مگر چیزى را كه در آن براى ابدان مصلحت بوده و حرام نكرده مگر آنچه را كه در آن براى نفوس فساد مى‏ باشد و به همین بیان خداوند در كتابش محلّلات و محرّمات را توصیف فرموده و انبیاء و رسل گرامش حكم را بیان كرده و حجج عظامش براى مردم اظهار فرموده ‏اند چنانچه حضرت ابو عبد اللَّه علیه السّلام فرموده:

اگر مردم مى‏ دانستند كه حق تعالى براى چه آنها را آفریده دو نفر با هم به نزاع بر نمى‏خواستند و نیز اگر پى برده بودند كه ربّ جلیل براى چه حكمتى آنها را مكلّف فرموده ابدا در امثال این مسائلى كه مربوط به تكلیف عباد مى ‏باشد با یك دیگر به اختلاف نمى‏ پرداختند.

یا در جاى دیگر حضرتش فرموده: بین حلال و حرام مائز و فارقى نیست مگر چیزى اندك و ناچیز كه هر كدام را به دیگرى تغییر داده و تبدیل مى‏ كند در نتیجه حلال حرام یا حرام حلال مى‏ شود.

 






نوع مطلب : اسرار گناه و بررسی آثار آن، امـــــــام رضـــــــــــــــــــا، احادیث در تمام زمینه ها، علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 3 آذر 1397

اسرار بدتر بودن غیبت از عمل فحشاء و زنا

وَاللاَّتِی یَأْتِینَ الْفاحِشَةَ مِنْ نِسائِکُمْ فَاسْتَشْهِدُوا عَلَیْهِنَّ أَرْبَعَةً مِنْکُمْ فَإِنْ شَهِدُوا فَأَمْسِکُوهُنَّ فِی الْبُیُوتِ حَتَّی یَتَوَفَّاهُنَّ الْمَوْتُ أَوْ یَجْعَلَ اللَّهُ لَهُنَّ سَبِیلاً * وَ الَّذانِ یَأْتِیانِها مِنْکُمْ فَآذُوهُما فَإِنْ تابا وَ أَصْلَحا فَأَعْرِضُوا عَنْهُما إِنَّ اللَّهَ کانَ تَوَّاباً رَحِیماً نساء/16-15

و از زنان شما امتِ اسلام کسانی که مرتکب زنا می  شوند، چهار نفر مرد از خودتان را بر آنان به گواهی بخواهید؛ پس اگر به ارتکاب آن گواهی دادند، آن زشت کاران را در خانه ها به عنوان حبس ابد نگاه دارید تا مرگشان فرا رسد، یا خدا برای نجات آنان راهی قرار دهد.



وَ لا تَقْرَبُوا الزِّنی‏ إِنَّهُ کانَ فاحِشَةً وَ ساءَ سَبِیلاً


و نزدیک زنا نشوید که کار بسیار زشت و بد راهی است.


اسراء/32


الزَّانِیَةُ وَ الزَّانِی فَاجْلِدُوا کُلَّ واحِدٍ مِنْهُما مِائَةَ جَلْدَةٍ وَ لا تَأْخُذْکُمْ بِهِما رَأْفَةٌ فِی دِینِ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ لْیَشْهَدْ عَذابَهُما طائِفَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ * الزَّانِی لا یَنْکِحُ إِلاَّ زانِیَةً أَوْ مُشْرِکَةً وَ الزَّانِیَةُ لا یَنْکِحُها إِلاَّ زانٍ أَوْ مُشْرِکٌ وَ حُرِّمَ ذلِکَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ

زن و مرد زناکار را هر یک، صد تازیانه بزنید، و هرگز در دین خدا رافت (و محبت کاذب) شما را نگیرد اگر به خدا و روز جزا ایمان دارید، و باید گروهی از مؤمنان مجازات آنها را مشاهده کنند.
مرد زناکار جز با زن زناکار یا مشرک ازدواج نمی‏کند، و زن زناکار را جز مرد زناکار یا مشرک به ازدواج خود در نمی‏آورد، و این کار بر مؤمنان تحریم شده است.

نور/3-2



*****


باب سیصد و چهل و پنجم

اسرار بدتر بودن غیبت از عمل فحشاء و زنا


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 506


 از حضرت نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم نقل كرده اند كه آن حضرت فرمودند :

غیبت بدتر از زنا است.


محضر مباركش عرض شد، یا رسول اللَّه براى چه غیبت از زنا شدیدتر است؟

حضرت فرمودند: زیرا صاحب زنا توبه مى‏ كند و خداوند توبه‏اش را مى ‏پذیرد ولى صاحب غیبت توبه مى ‏نماید و خداوند توبه ‏اش را نمى ‏پذیرد تا وقتى كه شخص غیبت شده او را حلال كند.

 






نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، اسرار گناه و بررسی آثار آن، 04-سوره نسـاء، 17-سوره اســراء، 24-سوره نـــــــــور، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 29 آبان 1397


باب سیصد و سى و ششم

اسرار اینكه چرا مرد وقتى به همسرش نسبت ناروا داد

 باید چهار بار شهادت دهد ولى اگر غیر شوهر

 این نسبت را دهد حدّ مى‏ خورد؟

 

برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 501


حسین بن احمد، از محمّد بن على كوفى، از محمّد بن اسلم جبلى، از برخى اصحابش نقل كرده كه گفت:

از حضرت رضا علیه السّلام سؤال كرده و محضرش عرضه داشتم: 

چرا مرد وقتى همسرش را مورد قذف (نسبت ناروا) قرار دهد چهار بار باید شهادت دهد و اگر غیر شوهر این نسبت را بدهد او را مورد حدّ قرار مى ‏دهند اگر چه پدر یا برادر آن زن باشد؟

حضرت فرمودند: از حضرت جعفر بن محمّد علیهما السّلام همین سؤال را كردند، آن جناب در جواب فرمودند: علّتش آن است كه شوهر وقتى همسرش را مورد قذف و نسبت ناروا اقرار داد به او مى‏ گویند: چگونه دانستى كه همسرت مرتكب فحشاء شده؟

اگر بگوید آن را با چشم خود از او دیدم، پس موظّف است چهار بار خدا را شاهد بگیرد این معنا را شهادت دهد.

و اینكه چطور مى‏تواند بگوید این فعل را با چشم خود از او دیدم، جهتش آن است كه براى شوهر جایز است در مواضع پنهانى كه دیگران حق ورود به آن جا را ندارند داخل شده و همسرش را زیر نظر بگیرد در حالیكه این معنا بر احدى حتّى فرزند و پدر زن جایز نیست نه در شب و نه در روز.

 از این رو وقتى ادّعا رؤیت با چشم نمود مى‏ باید چهار مرتبه خدا را بر آن گواه و شاهد قرار دهد و به ذات او قسم بخورد و امّا اگر گفت: با چشم خود این را ندیده ‏ام، در این فرض قاذف محسوب شده و بدین ترتیب به او حدّ مى‏زنند مگر آنكه بیّنه عادل اقامه كند.

و امّا اگر غیر شوهر این نسبت را دهد و ادّعا كند كه فعل مزبور را از زن دیده، به او مى‏ گویند: چگونه دیدى و چطور در پنهانى او را زیر نظر قرار دادى در حالى كه در دیدنت متّهم مى‏ باشى؟

 پس اگر صادقى، در مرتبه تهمت بوده به ناچار باید تو را تأدیب نمود.

و امّا این كه شوهر باید چهار مرتبه قسم بخورد جهتش آن است كه هر یك بار به جاى یك شاهد عادل محسوب مى ‏شود.

 






نوع مطلب : اسرار گناه و بررسی آثار آن، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 28 آبان 1397




چرا حدّ «زنا» را صد تازیانه و «شارب خمر» را هشتاد تازیانه مى‏زنند؟


یَسْأَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَیْسِرِ ۖ قُلْ فِیهِمَا إِثْمٌ كَبِیرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُمَا أَكْبَرُ مِنْ نَفْعِهِمَا

درباره شراب و قمار از تو سؤال می‌کنند، بگو: 'در آنها گناه و زیان بزرگی است و منافعی (از نظر مادی) برای مردم دربر دارد، (ولی) گناه آنها از نفعشان بیشتر است (بقره/219)


یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَیْسِرُ وَالْأَنْصَابُ وَالْأَزْلَامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ

ای کسانی که ایمان آورده‌اید شراب و قمار و بتها و از لام (که یک نوع بخت‌آزمایی بوده) پلیدند و از عمل شیطانند از آنها دوری کنید تا رستگار شوید. (مائده/90)



چرا  حدّ «زنا» را صد تازیانه و «شارب خمر» را 

هشتاد تازیانه مى‏زنند؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب-باب سیصد و سى و یكم


حدیث (1)

از محضر امام صادق علیه السّلام سؤال شد : آیا «زنا» بدتر است یا «شرب خمر»؟

حضرت فرمودند: شرب خمر.

عرض كردم: پس چرا شارب خمر را هشتاد تازیانه و زانى را صد تازیانه مى‏ زنند؟

حضرت فرمودند: اى اسحاق حدّ همیشه یكى است و این كه در زنا اضافه مى‏ باشد بخاطر آن است كه زانى نطفه را تباه كرده و آن را در غیر موضعى كه خدا امر نموده در آن بریزند، ریخته است.


حدیث (2)

 محمّد بن سنان نقل كرده كه وى گفت: حضرت ابا الحسن علیه السّلام در جواب مسائل من مرقوم فرمودند:

علّت این كه تازیانه را به بدن زانى شدید و سخت مى ‏زنند آن است كه وى مباشرت و مبادرت به «زنا» نموده و تمام بدنش را با این فعل منكر التذاذ برده ‏اند از این رو به منظور عقوبت وى و عبرت گرفتن دیگران تازیانه را به بدن وى مى‏ زنند و این فعل قبیح از اعظم جنایات مى ‏باشد.





نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، اسرار گناه و بررسی آثار آن، 02-سوره بـقـرة، 04-سوره نسـاء، 05-سوره مـائـده، 17-سوره اســراء، 24-سوره نـــــــــور، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط : آیات مربوط به زنا،
          
دوشنبه 28 آبان 1397


باب سیصد و هفدهم

 اسرار نهى شدن از خوردن گِل‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 498


حدیث (1)

امام صادق  علیه السّلام فرمودند:

خداوند متعال آدم را از گل آفرید از این رو خوردن طین و گل را بر ذرّیه آدم حرام نمود.


حدیث (2)

  امام صادق  علیه السّلام فرمودند:

گل مانند گوشت خوك حرام است و كسى كه آن را بیاشامد و سپس بمیرد من بر او نماز نمى ‏گزارم مگر گل قبر حضرت امام حسین علیه السّلام كه در آن شفاء از هر دردى است و كسى كه آن را با میل بخورد نه به قصد استشفاء البته در آن شفاء نمى ‏باشد.


حدیث (3)

  امام صادق  علیه السّلام فرمودند:

كسى كه سعى كند در خوردن گل و خاك در خون خود شریك مى‏ باشد.


حدیث (4)

  امام صادق  علیه السّلام فرمودند:

كسى كه خاك كوفه را بخورد گوشت مردم را خورده زیرا كوفه ابتداء نیزار و بیشه بوده سپس به قبرستان مبدّل گشت پس خاك آن، خاك مردگان است و حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام فرمود كه رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند:

هر كسى كه خاك بخورد ملعون و از رحمت خدا به دور مى‏ باشد.


حدیث (5)

  امام صادق  علیه السّلام فرمودند:

خوردن خاك كردارى ناهنجار بوده و بیشترین مورد دام شیطان محسوب مى‏شود، خوردن خاك باعث پیدایش بیمارى در جسد بوده و مهیّج مرض مى ‏باشد، كسى كه خاك بخورد نیروى قبل از خاك خوردنش ضعیف و از عملى كه انجام مى‏دهد ناتوان مى‏ گردد و بر آنچه از او در بین ضعف و قوّتش صادر شده محاسبه شده و عذاب مى‏ گردد.

اخبارى را كه در این باب نقل كردم در مبحث مناهى از كتاب عقاب الاعمال آورده‏ ام.





نوع مطلب : علل الشرایع، اسرار گناه و بررسی آثار آن، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 28 آبان 1397



وَاللَّهُ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ (بقره/258)


و خداوند قوم ستمکار را هدایت نمیکند...



وَاللَّهُ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفَاسِقِینَ (مائده/108)

و خدا گروه فاسقان را هدایت نمیکند.



*****


باب سیصد و شانزدهم

 اسرار گسیخته شدن پرده و آشكار شدن راز بنده‏

برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 497


حدیث (1)

 از حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام نقل كرده اند كه آن حضرت فرمودند:

هیچ بنده ‏اى نیست مگر آنكه بر او چهل پرده و پوشش احاطه كرده است تا هنگامى كه چهل معصیت كبیره از او صادر شود و پس از انجام چهل گناه كبیره پرده‏ ها گسیخته مى ‏شوند و فرشتگانى كه حافظ و نگهبان او بوده و با وى مى ‏باشند مى‏ گویند:


پروردگارا، این بنده تو است كه پرده ‏ها و پوشش ‏ها از او كنار رفته است، حق تعالى به ایشان وحى مى‏ فرماید كه بنده ‏ام را بابال هایتان مستور كنید، فرشتگان حسب الامر بارى تعالى با بالهاى خود او را مى‏ پوشانند، وى هیچ قبیح و عمل منكرى نیست مگر آنكه مرتكبش مى ‏شود و به انجام آنها نزد مردم افتخار نیز مى‏ كند.

فرشتگان به درگاه پروردگار عرضه مى‏ دارند: بار الها، این بنده ‏ات فعل قبیح و منكرى نیست مگر آنكه انجامش داده و ما از كردار او شرمسار مى‏ باشیم.


حق تعالى به آنها وحى مى‏ فرماید: بالهاى خود را از او بردارید، هنگامى كه این عبد عاصى به ما و اهل بیت بغض ورزید و نسبت به ما شروع به اظهار عداوت نمود، حق تبارك و تعالى پرده ‏ها و حجاب‏ ها را كه قبایح او را مستور نموده بودند در آسمان كنار زد و آنها را بر اهل آن ظاهر و روشن ساخت ولى در زمین منكران و كردار زشت او را همچنان بر اهل زمین مستور نگاه داشت، فرشتگان عرضه داشتند:

پروردگارا، این بنده گنهكارت همچنان مهتوك السّتر مانده و حجاب از اعمال زشتش كنار نرفته است.

خداوند به ایشان وحى فرمود: اگر حاجت و نیاز به او مى‏ داشتم فرمان نمى ‏دادم كه بالهاى خود را از او بردارید.


*****

واقعاً وقتی کسی گناه میکند یا معصیتی انجام میدهد، در واقع به خودش ظلم و ستم میکند و اینجاست که مشمول جمله «ظلمت نفسی» میشود و تا حدود زیادی خداوند با او مدارا میکند تا آنجا که چهل پرده حجاب خود را برمیدارد و آنگاه مشمول آیه فوق میشود که خداوند میفرماید : «وَاللَّهُ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ» و «وَاللَّهُ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفَاسِقِینَ» میشود و دیگر هدایتی برای او در کار نیست. 





نوع مطلب : 02-سوره بـقـرة، 05-سوره مـائـده، علل الشرایع، اسرار گناه و بررسی آثار آن، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 27 آبان 1397

باب دویست و نود و نهم


چرا اهل بهشت در بهشت و اهل جهنّم در جهنّم جاودانه هستنند؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 486 

 

إِنَّ الَّذِینَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَالْمُشْرِكِینَ فِی نَارِ جَهَنَّمَ 

خَالِدِینَ فِیهَا أُولَٰئِكَ هُمْ شَرُّ الْبَرِیَّةِ

به یقین کافرانِ از اهل کتاب و مشرکان در آتش دوزخ اند و در آن جاودانه اند (ابدی) اینانند که بدترین مخلوقاتند.

(بینه/6)


جَزَاؤُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا أَبَدًا

 رَّضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذَٰلِكَ لِمَنْ خَشِیَ رَبَّهُ

پاداش شان نزد پروردگارشان بهشت های پاینده ای است که از زیرِ درختانِ آن نهرها جاری است، در آنها جاودانه اند (ابدی) خدا از آنان خشنود است و آنان هم از خدا خشنودند؛ این پاداش برای کسی است که از پروردگارش بترسد.

(بینه/8)

 

پدرم رحمة اللَّه علیه، از سعد بن عبد اللَّه، از قاسم بن محمّد، از سلیمان بن داود شاذكونى از احمد بن یونس، از ابى هاشم، وى مى‏ گوید: از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام راجع به خلود اهل بهشت در بهشت و جاودانى بودن اهل دوزخ در دوزخ پرسیدم؟

حضرت فرمودند:

اهل دوزخ به خاطر این در دوزخ مخلّد هستند كه نیّتشان این بود كه اگر براى همیشه در دنیا باشند عصیان و نافرمانى حق تعالى را بنمایند.

و اهل بهشت به این جهت در بهشت جاودانى هستند كه نیّت شان در دنیا این بود كه اگر در آن باقى بمانند پیوسته اطاعت خداوند را نمایند پس نیّت این دو گروه باعث مخلّد بودنشان در بهشت و دوزخ گردیده، سپس آن جناب فرموده حق تعالى را تلاوت فرمود:

قُلْ كُلٌّ یَعْمَلُ عَلَىٰ شَاكِلَتِهِ فَرَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدَىٰ سَبِیلًا

(پیامبر) بگو : هر کس بر پایه خلق و خوی و عادت های اکتسابی خود عمل می  کند، پس پروردگارتان به کسی که راه یافته تر است، داناتر است

سوره اسراء آیه 84

 بعد حضرت دنبال آیه فرمودند: یعنى بر حسب نیّت و قصد خود.





نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، علل الشرایع، اسرار گناه و بررسی آثار آن، 98-سوره بیّنة، 17-سوره اســراء، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 27 آبان 1397


تکرار واژه «عذاب»در قرآن کریم = 306 

وَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ

و برای آنان عذابی بزرگ است

سوره بقره آیه 7

    


وَ لَهُمْ عَذَابٌ ألیمٌ

و برای آنان عذابی دردناک است.

سوره بقره آیه 10

    

وَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِینٌ

و برای آنان عذابی خوار کننده است

سوره آل عمران آیه 178




باب دویست و نود و هشتم

 اسرار اینكه چرا خداوند متعال عقوبت بندگان را تأخیر مى‏ اندازد؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 485



حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه، از محمّد بن یحیى عطّار از عمركى، از على بن جعفر، از برادرش حضرت موسى بن جعفر، از پدرش، از حضرت على علیهم السّلام، حضرت فرمودند:

خداوند متعال هنگامى كه بخواهد اهل زمین را به عذابى مبتلا نماید میفرماید:

اگر نبودند آنان كه مشتاق جلال من بوده و مساجد مرا آباد كرده و در بامدادان استغفار مى ‏كنند البته عذابم را فرو مى‏ فرستادم.


حدیث (2)

 محمّد بن موسى بن متوكّل از على بن الحسین السّعدآبادی، از احمد بن ابى عبد اللَّه البرقى، از على بن الحكم، از سیف بن عمیره، از سعد بن طریف‏[1]، از اصبغ بن نباته نقل كرده كه وى گفت:


امیر المؤمنین علیه السّلام فرمودند:

حق تبارك و تعالى وقتى مى‏بیند اهل زمین مرتكب معاصى شده و به قبائح مبادرت مى‏ورزند قصد مى‏ كند تمام ایشان را عذاب كند حتّى یك نفر را هم باقى نگذارد ولى چون نظرش به پیران مى‏ افتد كه به طرف نماز گام بر مى‏ دارند و اطفال كه قرآن مى ‏آموزند به ایشان ترحّم نموده و عذابشان را تأخیر مى ‏اندازد.


حدیث (3)

پدرم رحمة اللَّه علیه، از عبد اللَّه بن جعفر، از هارون بن مسلّم، از سعدة بن صدقه، از حضرت جعفر بن محمّد علیه السّلام، حضرت فرمود: پدرم علیه السّلام فرمود:

امیر المؤمنین علیه السّلام فرمودند: رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله 

و سلّم فرمودند:

خداوند جلّ جلاله هنگامى كه ببیند اهل قریه ‏اى در معاصى اسراف و زیاده روى مى‏ كنند و حال آنكه در بین ایشان سه نفر از اهل ایمان مى‏ باشند آنان را خوانده و مى ‏فرماید: اى اهل عصیان اگر میان شما مؤمنینى كه مشتاق جلال من هستند و با نمازشان زمین و مساجد مرا آباد نموده و در سحرها از خوف من استغفار و طلب آمرزش مى‏ كنند نبودند عذابم را بر شما فرو مى‏ فرستادم و باكى هم نداشتم.


حدیث (4)

محمّد بن على ماجیلویه، از عمویش محمّد بن ابى القاسم، از محمّد بن على همدانى، از على بن ابى حمزه، از ابو بصیر نقل كرده كه وى گفت: از حضرت ابا عبد اللَّه علیه السّلام شنیدم كه مى‏فرمود: اگر مردم زیارت این بیت (بیت اللَّه) را ترك مى‏ كردند قطعا حق تعالى عذاب بر ایشان نازل مى‏فرمود و مهلت شان هم نمى‏ داد.


حدیث (5)

 پدرم رحمة اللَّه علیه از على بن ابراهیم، از پدرش، از ابن ابى عمیر از هشام بن سالم از ابن عبّاس، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، حضرت فرمودند: مردمى مرتكب گناهانى شدند و از این بابت در هراس و وحشت افتادند پس مردمى دیگر نزدشان آمده و به آنها گفتند: شما را چه مى ‏شود؟

آنها گفتند: گناهانى مرتكب شده و از این جهت بیمناك هستیم.

ایشان گفتند: ما گناهان شما را به عهده مى‏ گیریم.

حق تبارك و تعالى فرمود: آنها خوف داشته و ایشان جرات، و هراسى از عذاب من ندارند!! در ساعت عذابش را بر آنها نازل فرمود.


حدیث (6)

 پدرم رحمة اللَّه علیه، از عبد اللَّه بن جعفر از هارون بن مسلم، از مسعدة بن صدقة، از حضرت جعفر بن محمّد علیهما السّلام، حضرت فرمود: حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام فرمودند:

اى مردم، خداوند متعال عموم را به واسطه گناه خصوصى از مردم عذاب نمى‏ كند مشروط به این كه گناه كنندگان پنهانى و بدون اطّلاع عموم مبادرت به عصیان نمایند ولى اگر علنى و در حضور عموم مرتكب نافرمانى خدا شوند و عامّه مردم نیز از اعمال ایشان متأثّر نشده و آنها را از گناه باز ندارند البتّه هر دو گروه مستحقّ عقوبت خداوند متعال مى ‏شوند.


حدیث (7)

 على بن حاتم، از احمد بن محمّد عاصمى و على بن محمّد بن یعقوب عجلى، این دو از على بن الحسین، از عباس بن على غلام حضرت ابى الحسن موسى علیه السّلام نقل كرده ‏اند كه وى گفت: از حضرت رضا علیه السّلام شنیدم كه مى‏فرمود: هر گاه بندگان مرتكب گناهان شناخته نشده‏اى شوند حق تعالى آنها را به بلاهاى غیر شناخته‏ شده ‏اى مبتلا مى‏ كند.

 



(1)- سعد بن طرف الحنظلی معروف به سعد الخفّاف، وى صحیح الحدیث مى‏باشد.






نوع مطلب : 02-سوره بـقـرة، 03-سوره آل عـمـران، 05-سوره مـائـده، 07-سوره اعـراف، 09-سوره تــوبــة، 22-سوره حـج، 58-سوره مجادلة، 61-سوره صف، 71-سوره نوح، 73-سوره مزّمل، 74-سوره مـدّثـر، 76-سوره انسان، 84-سوره انشقاق، علل الشرایع، اسرار گناه و بررسی آثار آن، احادیث در تمام زمینه ها، 28-سوره قـصـص، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 27 آبان 1397





باب دویست و چهل و سوّم

چرا توبه بدعت‏ گذار در دین‏ پذیرفته نمی شود؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 468


حدیث (1)

 جعفر بن محمّد بن مسرور رحمة اللَّه علیه، از حسین بن محمّد بن عامر، از معلّى بن محمّد از محمّد بن جمهور العمى با اسنادش به طور مرفوعه نقل كرده كه رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند: خداوند متعال امتناع دارد كه توبه بدعت ‏گذار را بپذیرد.

محضر مباركش عرض شد: یا رسول اللَّه چرا چنین مى‏ باشد؟

فرمودند: زیرا محبّت و وابستگى به بدعت در قلبش رسوخ كرده.

حدیث (2)

 پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از ایّوب بن نوح، از محمّد بن ابى عمیر از هشام بن حكم، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

در زمانهاى اوّل و پیش مردى بود كه دنیا را از راه حلال طلب نمود و بر آن دست نیافت سپس از طریق حرام پى‏گیرى كرد باز به آن نرسید، شیطان نزدش آمد و به او گفت: فلانى دنیا را از راه حلال و حرام طلب كردى و به آن نرسیدى اكنون مى‏ خواهى تو را به چیزى راهنمایى كنم كه دنیاى تو آباد و فراوان شود؟

آن مرد گفت: آرى.

شیطان گفت: دینى جدید اختراع كن و مردم را به آن دعوت نما.

آن مرد چنین كرد و مردم دعوتش را پذیرفته و اطاعتش كردند، مدتى گذشت و دنیاى آن مرد آباد و ثروت فراوان نصیبش گردید ولى ناگهان به خود آمد و گفت:

این دینى كه اختراع كرده و مردم را به آن دعوت كرده‏ ام توبه ‏اى برایش نمى‏ بینم مگر آنكه نزد كسانى كه منحرفشان كرده ‏ام رفته و آنان را از دینى كه به آنها دعوتشان كرده ‏ام برگردانم، لذا پیش یاران و اصحابش رفت و گفت:

آنچه شما را به آن دعوت كرده ‏ام و شما نیز آن را پذیرفتید باطل بوده و از ساخته ‏هاى خود من است نه دین خدا.

آنها گفتند: دروغ مى‏ گویى و حق همان است و تو در دینت شك و تردید كرده و از آن برگشته‏ اى.

وقتى آن مرد چنین دید زنجیرى تهیه نمود و میخى به آن نصب كرد و زنجیر را به گردنش انداخته و میخ را به زمین كوبید و گفت: زنجیر را از گردنم نمى‏ گشایم تا حق تعالى توبه مرا بپذیرد.

حق تعالى به پیامبرى از پیامبران آن عصر وحى فرمود كه به فلانى بگو:

سوگند به عزّت و بزرگى خود اگر آنقدر مرا بخوانى كه مفاصل استخوانهایت از هم جدا شوند جوابت را نداده مگر تمام آنان كه به دین تو از دنیا رفته ‏اند را زنده كنى و از دین باطل و اختراعى خود آنان را برگردانى.






نوع مطلب : علل الشرایع، اسرار گناه و بررسی آثار آن، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 25 آبان 1397



چرا توبه شخص بد اخلاق‏ پذیرفته نمی شود؟


تکرار واژه توبه در قرآن کریم=33 مرتبه

إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ لِلَّذِینَ یَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهَالَةٍ ثُمَّ یَتُوبُونَ مِنْ قَرِیبٍ فَأُولَئِکَ یَتُوبُ اللَّهُ عَلَیْهِمْ وَ کَانَ اللَّهُ عَلِیمًا حَکِیمًا

بی تردید توبه نزد خدا فقط برای کسانی است که از روی نادانی مرتکب کار زشت میشوند، سپس به زودی توبه میکنند؛ اینانند که خدا توبه آنان را می پذیرد، و خدا همواره دانا و حکیم است.

سوره نساء آیه 17


فَمَنْ تَابَ مِنْ بَعْدِ ظُلْمِهِ وَأَصْلَحَ فَإِنَّ اللَّهَ یَتُوبُ عَلَیْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ 

پس کسی که بعد از ستم کردنش توبه کند و [مفاسد خود را] اصلاح نماید، یقیناً خدا توبه اش را میپذیرد؛ زیرا خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.

سوره مائده آیه 39

 

أَفَلَا یَتُوبُونَ إِلَى اللَّهِ وَیَسْتَغْفِرُونَهُ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ

آیا به سوی خدا بازنمی  گردند، و از او درخواست آمرزش نمی  کنند؟ و حال آنکه خدا بسیار آمرزنده ومهربان است.

سوره مائده آیه 74

 

أَلَمْ یَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ هُوَ یَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَیَأْخُذُ الصَّدَقَاتِ وَأَنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ

آیا ندانسته اند که فقط خداست که از بندگانش توبه را می  پذیرد و صدقات را دریافت می  کند؟ و یقیناً خداست که بسیار توبه پذیر و مهربان است.

سوره توبه آیه 104

  

وَمَن تَابَ وَ عَمِلَ صَالِحًا فَإِنَّهُ یَتُوبُ إِلَى اللَّهِ مَتَابًا

و هر که توبه کند و کار شایسته انجام دهد قطعاً به صورتی پسندیده و نیکو به سوی خدا باز می  گردد.

سوره الفرقان آیه 71

 

وَهُوَ الَّذِی یَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَ یَعْفُو عَنِ السَّیِّئَاتِ وَیَعْلَمُ مَا تَفْعَلُونَ

و اوست که توبه را از بندگانش می  پذیرد و از گناهان درمی  گذرد و آنچه را انجام می  دهید، می  داند.

سوره الشوری آیه 25

 

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَّصُوحًا عَسَىٰ رَبُّكُمْ أَن یُكَفِّرَ عَنكُمْ سَیِّئَاتِكُمْ وَیُدْخِلَكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ یَوْمَ لَا یُخْزِی اللَّهُ النَّبِیَّ وَالَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ نُورُهُمْ یَسْعَىٰ بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَبِأَیْمَانِهِمْ یَقُولُونَ رَبَّنَا أَتْمِمْ لَنَا نُورَنَا وَاغْفِرْ لَنَا إِنَّكَ عَلَىٰ كُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ

ای مؤمنان به پیشگاه خدا توبه کنید، توبه ای خالص که شما را از بازگشت به گناه بازدارد؛ امید است پروردگارتان گناهانتان را از شما محو کند و شما را به بهشت هایی که از زیرِ درختانِ آن نهرها جاری است، درآورد، در آن روزی که خدا پیامبر و کسانی که با او ایمان آورده اند، خوار نمی  کند، نورشان پیشاپیش آنان و از سوی راستشان شتابان حرکت می  کند، می  گویند: پروردگارا نور ما را برای ما کامل کن و ما را بیامرز که تو بر هر کاری توانایی.

سوره التحریم آیه 8


إِنَّ الَّذِینَ فَتَنُوا الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ ثُمَّ لَمْ یَتُوبُوا فَلَهُمْ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَلَهُمْ عَذَابُ الْحَرِیقِ

کسانی که مردان و زنان مؤمن را مورد شکنجه و آزار قرار دادند، سپس توبه نکردند، نهایتاً عذاب دوزخ و عذاب سوزان برای آنان است.

سوره بروج آیه 10


******




برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب دویست و چهل و دوّم-مطلب شماره 467


پدرم رحمة اللَّه علیه از محمّد بن یحیى، از محمّد بن احمد بن محمّد، از پدرش،

از یونس بن عبد الرحمن از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، حضرت فرمودند:

خداوند تبارك و تعالى امتناع دارد از این كه توبه شخص بد خلق را بپذیرد.

محضر مباركش عرض شد: چرا؟

حضرت فرمودند: زیرا این شخص از گناهى بیرون نمى ‏آید مگر آنكه در آنچه بزرگتر از آن است واقع مى‏ شود.


******


ذکر صلوات بجای عدم توفیق توبـه 


در كتاب زینة الاعیاد از شیخ احمد بن شیخ زین الدین نقل شده كه :

 امام زین العابدین ، حضرت سجّاد علیه السلام را در خواب دیدم به آن حضرت از نداشتن توشه آخرت و عدم توفیق توبه خالص و اعمال صالح شكایت نمودم.

 آن حضرت علیه السلام فرمودند:
بر تو باد فرستادن صلوات زیاد بر محمد (ص) و آل محمد (علیهم السلام)! 

ما نیز زیاد صلوات مى فرستیم و این صلوات خود را عوض صلوات شما قرار میدهیم.

 

كتاب آثار و برکات صلوات در دنیا، برزخ و قیامت

مؤلف : عباس عزیزى 


******


وقت قبولی توبه چه زمانی است؟

 

 محمّد بن الحسن رحمة اللَّه علیه، از محمّد بن الحسن الصفّار، از معاویة بن حكم از ابن ابى عمیر از ابان بن عثمان، از یحیى بن ابى العلاء از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

حضرت على علیه السّلام جنگ نمى‏ كردند تا وقتى كه آفتاب به زوال گراید و مى ‏فرمودند: درهاى آسمان هنگام زوال(ظهر)آفتاب گشوده شده و توبه آن وقت قبول مى‏ شود و نصرت و ظفر در آن هنگام نصیب مى‏ گردد.

و نیز مى‏ فرمودند: زوال به شب كه وقت فراغت از جنگ و دست كشیدن از آن است نزدیك‏ تر بوده و سزاوار است كه كشتار كمتر شود و طالب جنگ به مقر خود برگردد و مغلوب فرار كند و جان به در برد.

 

برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب385 –(نوادر)-حدیث 70-مطلب شماره 574





نوع مطلب : 04-سوره نسـاء، 05-سوره مـائـده، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، علل الشرایع، اسرار گناه و بررسی آثار آن، 09-سوره تــوبــة، 85-سوره بروج، 66-سوره تحریم، 42-سوره شـوری، 25-سوره فــرقــان، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 25 آبان 1397



معنی دقیق واژه «لمم» یا «گناهان صغیره» ذر قرآن کریم


کلمه «لمم» در سوره نجم، آیه ۳۲ آمده است و خداوند در این آیه‌ می‌فرماید:


 «الَّذِینَ یَجْتَنِبُونَ کَبائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَواحِشَ إِلاَّ اللَّمَمَ 

إِنَّ رَبَّکَ واسِعُ الْمَغْفِرَهِ»

همانا از گناهان کبیره و اعمال زشت، جز صغیره دوری می‌کنند آمرزش پروردگار تو گسترده است.»

 

«لمم» (بر وزن قلم) به گفته راغب در مفردات، به معنی «نزدیک شدن به گناه است» و از گناهان صغیره نیز تعبیر به «لمم» می‌شود.[۱] این واژه در اصل از ماده «المام» گرفته شده که به معنی نزدیک شدن به چیزی بدون انجام آن است و گاه به اشیاء قلیل و کم نیز اطلاق شده است.

 

در «قاموس القرآن» آمده است که لمم «گناهی گفته می‌شود که شخص به آن عادت نکرده و اصرار هم ندارد و گاهگاهی از روی غفلت مرتکب می‌شود».[۲] 

مفسرین نیز تفسیرهائی در همین حدود برای «لمم» ذکر کرده‌اند بعضی آن‌ را به «گناه صغیره» و بعضی به «نیت معصیت بدون انجام آن» و بعضی به «معاصی کم‌اهمیت» تفسیر کرده‌اند گاهی به هرگونه گناه، اعم از صغیره و کبیره شامل می‌شود مشروط به این‌که عادت نشده باشد. اگر هم اتفاق افتاد توبه نماید. در روایات اسلامی نیز تفسیرهای گوناگونی بر این واژه آمده است. در حدیثی از امام صادق ـ علیه السلام ـ می‌خوانیم که در تفسیر این آیه فرمود: 

«هو الذنب یلم به الرجل فیمکث ماشاءالله، ثمَّ یلم من بعد» 

لمم، گناهی است که انسان به سراغ آن می‌رود و سپس مدتی از گناه خودداری کرده و بار دیگر به آن آلوده می‌شود (و هرگز کار همیشگی او نیست).[۳]



در حدیث دیگری از امام صادق ـ علیه السلام ـ می‌خوانیم:


 «اللمم الرجل یلم به الذنب فیستغفرالله منه»

 «لمم، آن است که انسان به سراغ گناهی رود، سپس از آن استغفار کند.»[۴]

 

در تفسیر نمونه آمده است که: قرائن موجود در آیه نیز گواهی می‌دهد که «لمم» به معنی گناهانی است که احیاناً از انسان سر می‌زند سپس متوجه می‌شود و آن را ترک می‌گوید[۵]

 

استثناء «لمم» از «کبائر» (با توجّه به این‌که ظاهر استثناء استثناء متصل است) دلالت بر معنای فوق می‌کند. به علاوه در جمله بعد، قرآن می‌فرماید: «آمرزش پروردگار تو گسترده است» این نیز دلیل است بر این‌که گناهی از او سرزده که نیاز به غفران پروردگار دارد. به هر حال نیکوکاران ممکن است لغزشی داشته باشند ولی گناه برخلاف طبع وسیعه آنهاست، روح و قلب آنها همواره پاک است لذا به محض ارتکاب گناه پشیمان می‌شوند و از خداوند تقاضای بخشش کنند.[۶]

 

«پرهیزگاران، هنگامی که گرفتار وسوسه‌های شیطانی که پیرامون وجود آنها در گردش است می‌شوند به یاد خدا می‌افتند و بینا می‌گردند (و توبه می‌کنند)»[۷]

 

علامه طباطبائی (ره) می‌فرماید: روایات اهل‌بیت ـ علیهم السّلام ـ برای «لمم» سه معنا ذکر کرده‌اند.

۱. گناهان صغیره. 

۲. نزدیک شدن به گناه و انجام ندادن آن. 

۳. گناهی که گاهگاهی انجام می‌دهد ولی عادت نکرده است

 و شامل گناهان کبیره و صغیره می‌شود.

 در نتیجه، معنای «لمم» در بین لغوییون، اختلاف است و از آنچه از لغت و روایت استفاده می‌شود این است که «لمم» برای هر سه معنای فوق آمده است و شامل آنها می‌شود.

 

معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر :

۱. تفسیر نمونه، حضرت ‌آیت‌الله مکارم شیرازی، ناصر، تهران، دارالکتب اسلامیه، ج ۲۲، ص ۵۳۷.

۲. تفسیر المیزان، علامه طباطبائی، سید محمد حسین، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ج ۱۹، ص ۸۱.

۳. اصول کافی، کلینی، محمد بن یعقوب، ج ۲، کتاب ایمان و کفر، باب لمم.

 

پی نوشت ها :

[۱] . راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، بیروت، دارالکتب، مدخل لام؛ و ابن منظور، لسان العرب، قم، نشر ادب حوزه، چاپ اول، ۱۳۶۳، ج ۱۲، ص ۵۴۹.

[۲] . قرشی، سید علی‌اکبر، قاموس قرآن، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ج ۱۱، ۱۳۷۲ ه‍ ، ج ۷ ـ ۶ ـ ۵ ـ ، ص ۲۰۸.

[۳] . کلینی، محمّد بن یعقوب، اصول کافی، قم، دارالاسوه، چاپ اول، ۱۳۷۶ ه‍ ش، ج ۲، باب ایمان و کفر، باب لمم.

[۴] . همان.

[۵] . ر.ک: مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چ ۱۱، ۱۳۶۸، ج ۲۲، ص ۵۳۷.

[۶] . همان.

[۷] . اعراف/ ۲۰۱.

برگرفته شده از سایت :

http://www.shia-news.com/fa/news/100600/




نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، معـانی و تـدبّـر در واژه هـا، اسرار گناه و بررسی آثار آن، 53-سوره نـجـم، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 25 آبان 1397




هرگز به «زنا» نزدیك نشوید


بررسی آثار شوم «زنا»



وَ لا تَقْرَبُوا الزِّنى‏ إِنَّهُ كانَ فاحِشَةً وَ ساءَ سَبِیلًا (اسراء/32)

هرگز به «زنا» نزدیك نشوید كه اینكار بسیار بد و راه ناپسندى است و بر خلاف عقل عقلاء است چه موجب قطع نسبت و باطل شدن ارث و از بین رفتن حقوق پدر بر فرزند میشود.


شیخ طبرسى از پیغمبر اكرم صلّى اللّه علیه و آله و سلّم روایت كرده که فرمودند:

 دورى بجوئید از عمل زنا كه شش خصلت به بار آورد عمر را كوتاه كند آبرو را ببرد و روزى را كم گرداند و در آخرت حسابش سخت و دشوار گردد و پروردگار باو خشم و غضب نماید و در دوزخ جاوید بماند.

عیاشى از حضرت باقر علیه السلام روایت كرده فرمود زنا از گناهان كبیره است و عذاب زانى بسیار شدید و سبب خشم و غضب پروردگار میشود.






نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اسرار گناه و بررسی آثار آن، 17-سوره اســراء، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 23 آبان 1397




کسی را که خدا کشتنش را حرام کرده است، نکشید


کلام نورانی وحی در شأن آقا امام حسین علیه السّلام



وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللّهُ إِلاَّ بِالحَقِّ وَمَن قُتِلَ مَظْلُومًا 

فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِیِّهِ سُلْطَانًا فَلاَ یُسْرِف فِّی الْقَتْلِ إِنَّهُ كَانَ مَنْصُورًا

 (إسراء/آیة 34)

(کسی را که خدا کشتنش را حرام کرده است مکشید مگر به حق و هر کس که به ستم کشته شود، به طلب کننده خون او قدرتی داده ایم ولی در انتقام از حد نگذرد، که او پیروزمند است.

 

وَ لا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِ‏ پروردگار در این آیه نهى میكند از ریختن خون بناحق و میفرماید هرگز نفس محترمى را نكشید خداوند قتل را حرام كرده مگر آنكه مستحق كشتن باشد بقصاص یا وجهى دیگر مانند كسانیكه زناى محصنه كرده‏اند یا لواط و یا قطاع الطریق هستند و هر كه مظلوم كشته شود ما ولى او را بر قاتل تسلط دادیم تا انتقام از خون مقتول بكشد.

وجود نازنین پیغمبر اكرم صلّى اللّه علیه و آله و سلّم فرمودند : پرروردگار بمن امر فرمود با مردم كارزار كنم تا بگویند :

«لا اللّه الا اللّه‏»

چون این كلمه را گفتند، خون و مالشان حرام میگردد جز بحق.

صحابه حضورش عرض كردند اى رسول خدا قتل بحق چیست كه خداوند حلال امر نموده؟ 

فرمودند: كافر و مرتد شدن پس از ایمان، زنا كردن بعد از احصان و كشتن نفس میباشد باید او را بعنوان قصاص بقتل رسانید.

در كافى ذیل آیه فوق از حضرت صادق علیه السلام روایت كرده فرمود هرگاه چند نفر شریك شوند در ریختن خون یك نفر اولیاء مقتول اختیار دارند یكى از آنها را بعنوان قصاص بقتل رسانند و بیش از یكنفر نمیتوانند بقتل رسانند چه خداوند میفرماید: فَلا یُسْرِفْ فِی الْقَتْلِ‏ اسراف در قتل نیست در زمان جاهلیت چون كسى را بقتل میرسانیدند اولیاء مقتول قاتل و پدر و برادر و خویشان او را میكشتند خداوند این عمل را نهى كرد و فرمود اسراف در قتل نیست.

در كافى از اسحق بن عمار روایت كرده گفت حضور حضرت موسى بن جعفر علیه السلام عرض كردم خداوند میفرماید وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِیِّهِ سُلْطاناً فَلا یُسْرِفْ فِی الْقَتْلِ إِنَّهُ كانَ مَنْصُوراً مراد از اسراف در قتل كه خداوند نهى فرموده‏ چیست؟

فرمود آنست كه غیر از قاتل را نكشند و قاتل را مثله نكنند مجددا پرسیدم غرض از واژه (منصوراٌ) چه بوده؟ فرمودند كدام نصرت بالاتر از آنست كه خداوند قاتل را براى قصاص در اختیار اولیاء مقتول گذارده كه یكنفر را بقتل برسانند و بكشند و با این كشتن نه در دنیا و نه در آخرت گناهى بگردن آنها نباشد.

و نیز از حضرت صادق علیه السلام روایت كرده آیه در حق حضرت امام حسین علیه السلام وارد شده و حضرت صادق علیه السلام فرمودند: كه اگر حضرت قائم ولى خون امام مظلوم تمام روى زمین را بقتل برساند در كشتن اسراف نكرده است چه اسراف در قتل آنست كه غیر قاتل را بكشد.

******** 


توضیح مدیر وبلاگ

باتوجه به سئوال از ساحت مقدّس امام کاظم علیه السلام که : «غرض از واژه «منصوراٌ» چه بوده؟ فرمودند: كدام نصرت بالاتر از آنست كه خداوند قاتل را براى قصاص در اختیار اولیاء مقتول گذارده»


وقتی در زیارت عاشورا می خوانیم :

وَ اَکْرَمَنى بِكَ اَنْ یَرْزُقَنى طَلَبَ ثارِكَ مَعَ اِمامٍ مَنْصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ و َآلِهِ

 پس میخواهم از آن خدائى که گرامى داشت مقام تو را و گرامى داشت مرا بخاطر تو که روزیم گرداند خونخواهى تو را در رکاب آن امام یارى شده (نصرت داده شده) از خاندان محمّد صلّى اللّه علیه و آله

برای امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشّریف كدام نصرت بالاتر از اینکه به خونخواهی جدّ بزرگوار خویش قیام بفرماید و آن ملعونین را به سزای اعمالشان برساند. و این به نوعی پیوندی میان عاشورا و مهدویت را نشان می دهد و از این رو میتوان گفت:  زیارت عاشورا به عنوان یکی از زیارات منسوب به امام حسین(ع)، بستر مناسبی برای مهدی پژوهی وجود دارد.


مگر چقدر فضیلت گرفتن این انتقام بالاست که ما در این فراز از زیارت مقدس عاشورا از خداوند میخواهیم که به ما کرامت بفرماید که در این امر مقدس با امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشّریف همراه باشیم؟

  






نوع مطلب : 17-سوره اســراء، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، آیــات و مطالــب مـــهــــدوی، اسرار گناه و بررسی آثار آن، امـــــــام حـســـــــــــــین ، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن، شرح فرازهایی از زیارت عاشورا،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 23 آبان 1397




باب دویست و سى و هفتم

اسرار حرام كردن 

 شراب، مردار، خون و گوشت خوك، بوزینه، خرس، فیل و سپرز


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 447


حدیث (1)

محمّد بن الحسن رحمة اللَّه علیه از محمّد بن حسن صفّار، از محمّد بن حسین بن ابى الخطّاب، از محمّد بن اسماعیل بن بزیع، از محمّد بن عذافر، از برخى رجالش، از حضرت ابى جعفر علیه السّلام راوى مى‏ گوید: محضر مبارك امام علیه السّلام عرض كردم:

 براى چه خداوند عزّوجل شراب و مردار و خون و گوشت خوك را حرام فرموده است؟

حضرت فرمودند: خداوند تبارك و تعالى این اشیاء را بر بندگان حرام نكرد و غیر آنها را حلال قرار نداد تا ایشان را به آنچه حلال كرده راغب و از آنچه حرام فرموده بى‏ میل نموده باشد بلكه پس از آفرینش مخلوقات آنچه كه ابدان ایشان به آن قائم است و در راستاى مصلحت و خیر آنها هست را به آنها تعلیم فرمود و پس از آن تفهیم شان نمود كه این سنخ از اشیاء بر ایشان مباح و حلال است و نیز آنچه به ضرر ابدانشان هست را به آنها هشدار داد و اعلام فرمود كه این قبیل از اشیاء بر آنها حرام است.

 سپس فرمود: كسى كه از شما در وقتى از اوقات مضطرّ شد و بدنش قائم و پا بر جا نشد مگر به یكى از این محرّمات البته در چنین وضعى مى‏ تواند به مقدارى كه حاجتش برطرف شده و مشكلش حلّ شود از آن استفاده كند نه بیش از این مقدار.

پس از آن فرمود: امّا مردار: احدى حق ندارد از آن تناول كند مگر آنكه بدنش مبتلا به ضعف مفرط بوده یا قوّت از او رفته و بدون استفاده از آن نسلش منقطع مى‏ گردد و اساساٌ خورنده مردار مبتلا به مرگ ناگهانى مى‏ گردد.

و امّا خون: خوردن آن در خورنده آن زرد(سمّ) ایجاد كرده و او را مبتلا به مرض عطش و قساوت قلب و كم مهرى نموده بطورى كه به خویشاوندان و یارانش هیچ ایمان و اعتقادى ندارد.

و امّا گوشت خوك: خداوند تبارك و تعالى طائفه‏ اى را در صورت‏ هاى مختلف نظیر صورت خوك و بوزینه و خرس مسخ فرمود و سپس نهى كرد از خوردن گوشت حیوانات مماثل و هم شكل ایشان تا بدین وسیله از استفاده شدن ممسوخات جلوگیرى به عمل آمده و از طرفى به عقوبت و بلایى كه آنها به آن مبتلا شده ‏اند استخفافى واقع نگردد.

و امّا خمر و شراب: خداوند متعال آن را حرام فرمود زیرا هم مستى ایجاد مى‏كند و هم فاسد است سپس فرمود: خورنده شراب به منزله كسانى است كه بت مى‏ پرستند و شرب خمر در شارب ارتعاش و لرزه ایجاد كرده و مروّت و جوانمردى را از او زائل نموده و باعث مى‏ شود كه وى بر انجام محارم الهى از قبیل ریختن خونها و مرتكب شدن زنا جرات پیدا نماید حتى كار بجایى مى‏رسد كه از آدم مست بعید نیست كه با محارم خود در حال زوال عقل جمع شود، بارى شراب در شارب هر شر و بدى را ایجاد مى‏ كند.

حدیث (2)

 على بن احمد بن محمّد رضى اللَّه عنه، از محمّد بن ابى عبد اللَّه كوفى، از محمّد بن اسماعیل برمكى، از على بن عبّاس از قاسم بن ربیع صحّاف، از محمّد بن سنان نقل كرده كه وى گفت: حضرت رضا علیه السّلام در مكتوبى به من در جواب مسائل هم فرمودند:

خوك به خاطر این حرام شده كه حیوانى است بسیار كریه و زشت، حق تبارك و تعالى این زشتى را وسیله پند و عبرت خلائق و سبب خوف و بیم مردمان و نشانه وقوع مسخ بر خلقتش قرار داده است.

و دلیل دیگر بر حرمتش آن است غذاء این حیوان ناپاك‏ترین ناپاكى‏ ها است و علل بسیار دیگر كه نامى از آنها در اینجا برده نشده.

و امّا بوزینه، نیز حرام است زیرا همچون خوك از ممسوخات بوده و حق تعالى زشتى این حیوان را نیز وسیله عبرت خلائق و نشانه وقوع مسخ بر خلقتش قرار داده است.

ناگفته نماند كه حق جلّ و على یك شباهتى از انسان در این حیوان گذارده تا مردم بدانند كه این موجود از مخلوقاتى است كه مورد غضب و سخط الهى واقع شده است.

و نیز حضرت رضا علیه السّلام در مكتوبى به محمّد بن سنان در جواب مسائلش مرقوم‏فرمودند: 

و امّا مردار، نیز حرام است زیرا تغذیه از آن موجب فساد و تباه شدن ابدان و پیدا شدن آفات در آنها مى‏ باشد و وجه دیگر براى حرمت آن این است كه حق تعالى بدین وسیله خواسته است هشدار دهد كه تسمیه (گفتن بسم اللَّه در وقت ذبح) سبب است براى حلال شدن مذبوح و تركش باعث حرام بودن آن مى ‏باشد.


و امّا خون، حق تعالى خون را نیز همچون مردار حرام فرموده زیرا تغذیه از آن سبب فساد ابدان و موجب پیدا شدن آب زرد و بوى متعفّن دهان و بد بو شدن شخص و بد خلق شدن وى و سخت دل شدن و كم مهر گردیدن نسبت به دیگران مى‏ گردد حتى كار بجایى مى ‏رسد كه فرزند به واسطه تغذیه از آن پدر و دوست و همسرش را به قتل مى‏ رساند.

و امّا طحال و سپرز را حق عزّوجل حرام فرمود زیرا در آن خون مى ‏باشد و از طرفى علّت تحریم آن با علّت تحریم خون و مردار یكى مى ‏باشد چه آنكه طحال در فساد به منزله آنها مى‏ باشد.

حدیث (3) 

و امّا تناول گوشت فیل:

محمّد بن على بن ماجیلویه رضى اللَّه عنه، از عمویش محمّد بن ابى القاسم، از احمد بن ابى عبد اللَّه برقى از محمّد بن اسلم جبلى، از حسین بن خالد نقل كرده كه وى گفت:

از حضرت ابا الحسن الرّضا علیه السّلام پرسیدم: آیا تناول گوشت فیل حلال است؟

حضرت فرمودند: خیر.

عرض كردم: چرا؟

فرمودند: زیرا فیل مماثل این حیوانات است و حق تعالى گوشت ممسوخات و گوشت آنچه كه مثل آنها هستند را حرام فرموده.

 






نوع مطلب : اسرار گناه و بررسی آثار آن، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 15 مهر 1397




باب دویست و سى و ششم

 اسرار تحریم ربا


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 446


حدیث (1)

 على بن احمد رحمة اللَّه علیه مى‏ گوید:

محمّد بن ابى عبد اللَّه از محمّد بن ابى بشر، از على بن عبّاس، از عمر بن عبد العزیز از هشام بن حكم نقل كرده كه وى گفت: از حضرت ابا عبد اللَّه علیه السّلام راجع به علّت و سبب تحریم ربا پرسیدم؟

حضرت فرمودند: اگر ربا حلال مى‏بود مردم تجارت را رها مى‏ كردند و نیازى به آن نداشتند از این رو حقّ عزّوجلّ ربا را حرام فرمود تا مردم از حرام دورى كرده و رو به تجارات و بیع و شراء آورند، پس ربا در قرض بین مردم باقى ماند.

حدیث (2)

 على بن حاتم از ابو عبد اللَّه محمّد بن احمد بن ثابت از عبید، از ابن ابى عمیر، از هشام ابن سالم، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، حضرت فرمودند:

خداوند عزّوجلّ ربا را حرام كرد تا مردم از انجام معروف و امر پسندیده خوددارى نكنند.

حدیث (3)

 على بن حاتم از ابو القاسم حمید از عبد اللَّه بن احمد نهیكى از على بن حسن طاطرى از درست بن ابى منصور، از محمّد بن عطیّه، از زراره، وى مى‏ گوید:

حضرت ابو جعفر علیه السّلام فرمودند:

خداوند عزّوجلّ ربا را حرام كرد تا معروف و امر پسندیده از بین نرود.

حدیث (4)

 على بن احمد مى‏ گوید: محمّد بن ابى عبد اللَّه از محمّد بن اسماعیل، از على بن عبّاس، از قاسم بن ربیع صحّاف از محمّد بن سنان نقل كرده كه وى گفت: حضرت ابا الحسن على بن موسى الرّضا علیهما السّلام در مكتوبى به او در جواب مسائلش فرمودند:

علّت تحریم ربا ان است كه حق عزّوجل از آن نهى فرموده زیرا در آن اموال فاسد و تباه مى‏شوند چه آنكه انسان وقتى یك درهم را به دو درهم خرید ثمن و عوض یك درهم همان یك درهم بوده و درهم دیگر باطل و فاسد است پس بیع و شراء ربوى در هر حال براى مشترى و بایع ضرر و زیان آور است از این رو خداوند تبارك و تعالى به خاطر فاسد اموال و جلوگیرى از آن ربا را حرام و ممنوع فرموده همانطورى كه سپردن مال سفیه را به او از ممنوعات قرار داده است زیرا بیم آن هست كه سفیه مالش را فاسد كند.

بلى وقتى با رشد انس گرفت و خوب و بد، صلاح و فساد را تشخیص داد البته مى‏ توان مالش را به وى سپرد، پس به خاطر همین علّت (فساد اموال) حق عزّوجل ربا و فروختن یك درهم به دو درهم را حرام كرده و علّت حرام نمودن ربا بعد از بیان و علم به آن این است كه مرتكب ربا حرام الهى را سبك شمرده و بدون اعتناء به آن واردش شده است و این خود از معاصى كبیره مى‏باشد زیرا با علم به حرمت و این كه حق تبارك و تعالى آن را حرام نموده با این حال به آن اقدام شود چیزى غیر از سبك شمردن محرّم الهى نمى‏ باشد و سبك شمردن محرّم الهى موجب دخول در كفر است.

و علّت تحریم ربا در بیع و شراء نسیه آن است كه معروف از بین رفته و اموال تلف گشته و مردم به گرفتن سود رغبت پیدا نموده و قرض را ترك كرده و امور معروف و پسندیده را رها مى‏ كنند مضافا به این كه این ربا نیز موجب فساد و ظلم و نابودى اموال مى‏ باشد.

 





نوع مطلب : اسرار گناه و بررسی آثار آن، علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 13 مهر 1397




باب دویست و سى و سوّم

 اسرار حرام بودن فرار از جبهه جنگ و تعرّب بعد از هجرت‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 443


حدیث (1) 

على بن احمد از محمّد بن ابى عبد اللَّه، از محمّد بن اسماعیل، از على بن عبّاس از قاسم بن ربیع صحّاف، از محمّد بن سنان نقل كرده كه وى گفت: حضرت ابا الحسن الرّضا علیه السّلام در مكتوبى به او در جواب مسائلش فرمودند: خداوند تبارك و تعالى گریختن از جبهه جنگ را حرام كرده و علّتش چند چیز است.

الف: گریختن موجب سستى و شكست در دین مى ‏باشد.

ب: گریز از جنگ باعث سبك شمردن رسل و پیشوایان عادل دین خواهد بود.

ج: فرار از جهاد معنایش ترك نصرت و یارى نمودن ائمّه علیهم السّلام است بر علیه دشمنان و رها كردن آن حضرات و همراهى نكردنشان در عقوبت و تنبیه كردن دشمنان در مقابل انكار آنها آنچه را كه به آن از سوى رؤساى دین دعوت به آن شده ‏اند یعنى اقرار به ربوبیّت و اظهار عدل و ترك جور و ستم و از بین بردن فساد مى ‏باشد.

د: گریختن از میدان نبرد سبب مى‏شود كه دشمنان بر مسلمین جرات پیدا كرده و دست به اسارت و كشتار مسلمانان دراز كرده و دین خدا را تباره و باطل نمایند.

سپس حضرت فرمودند:

تعرّب بعد از هجرت (یعنى بعد از مستبصر شدن در دین و هجرت از كفر به اسلام، دوباره به بلاد كفرنشین رفتن و با آنها حشر و نشر داشتن) نیز حرام است و جهتش چند چیز است:

1- تعرّب بعد از هجرت(1) معنایش رجوع از دین و ترك یارى كردن انبیاء و حجج علیهم السلام است.

2- در آن فساد و ابطال حق هر صاحب حقّى است.

علت و سبب حرمت همان است كه گفته شد نه صرف سكنا نمودن در بلاد اهل جهل و كفر فلذا اگر شخصى كاملا به دین عارف و عالم باشد باز جایز نیست كه با اهل جهل و كفر هم مسكن گردد و در بلاد مشركین متمركز شود زیرا بیم آن هست كه وى به مرور از اعتقادات مذهبى دست كشیده و علم را رها نموده و با اهل كفر و جهل هم مرام شود و سپس به عقیده باطل مستمر بماند.


************** 

(1)-به سکنی گزیدن در سرزمینى که موجب نقص در دین فرد مى‌گردد تعرب بعد از هجرت گفته می شود. عنوان یاد شده در روایات متعدّد آمده و از آن نهی شده است. 

براساس آنچه از روایات و کلمات فقها استفاده مى‌شود- آن است که فرد پس از معرفت و اعتقاد به آیین اسلام و فراگیرى احکام و معارفآن، جایى را براى سکونت خود برگزیند که موجب وهن و نقصان دین وى مى‌گردد، مانند سرزمین کفر 





نوع مطلب : اسرار گناه و بررسی آثار آن، علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 13 مهر 1397



باب دویست و سى و دوّم 

اسرار حرام شدن خوردن مال یتیم به ظلم و ستم‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 442


حدیث (1) 

على بن احمد از محمّد بن ابى عبد اللَّه، از محمّد بن اسماعیل، از على بن عبّاس، از قاسم بن ربیع صحّاف، از محمّد بن سنان نقل كرده كه وى گفت:

حضرت ابى الحسن على بن موسى الرّضا علیه السّلام در مكتوبى به او در جواب مسائلش فرمودند: خوردن مال یتیم از روى ظلم و ستم به خاطر علل و اسباب بسیارى حرام است:

اوّل: هر گاه كسى از روى ستم مال یتیمى را بخورد بر كشتنش كمك كرده زیرا یتیم محتاج و فقیر بوده و از طرفى نمى ‏تواند خود را بكشد و بردارد و اساسا قائم به خویش نبوده و كسى را هم ندارد كه همچون پدر و مادر وى را كفایت كنند از این رو وقتى كسى مالش را بخورد گویا او را كشته و به فقر و فاقه انداخته ‏اش مضافاٌ به هشدارى كه حق عزّوجل داده و از ستم به یتیم و افراد ضعیف بر حذر داشته و اخبار به عقوبت داده چنانچه در قرآن فرموده:

باید بندگان از مكافات عمل خود بترسند (و با یتیمان نیك رفتار كنند) كسانى مى‏ ترسند كودكان ناتوان از آنها باقى ماند و زیر دست مردم شوند، آنان باید از خدا بترسند.

دوّم: حضرت ابو جعفر علیه السّلام فرمودند: خداوند عزّ و جل در خوردن مال یتیم وعده دو عقوبت داده، یك عقوبت در دنیا و دیگرى در آخرت.

پس حكمت و مصلحت در تحریم مال یتیم یكى ابقاء یتیم و قائم به نفس نمودنش بوده و دیگرى حفظ نمودن اعقاب و فرزندان از آنچه به ایتام مى‏ رسد چه آنكه متصدّیان امور ایتام وقتى وعده عقوبت حق عزّوجلّ به متصرّفین در اموال ایتام را ملاحظه كردند از خوردن اموال ایشان اجتناب كرده و هیچ گونه خیانتى در مال آنها نمى‏ كنند در نتیجه هم ایتام با داشتن مال قائم به نفس گشته و نیاز به مال دیگران ندارند و هم فرزندان متصدّیان به سرنوشت سوء ایتامى كه مالشان را اولیاء خورده‏اند كه مبتلا نمى‏ شوند از این گذشته آنان كه مال ایتام را مى‏ خورند بعدا كه اطفال یتیم رشد كرده و به سن درك و بلوغ رسیدند حق خود را مطالبه كرده و بدین ترتیب عداوت و خصومت و بغض و كینه بین طرفین حاكم مى‏ شود.

 





نوع مطلب : اسرار گناه و بررسی آثار آن، علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 13 مهر 1397



باب دویست و سى و یكم 

اسرار حرام شدن نسبت ناروا دادن به زنان عفیفه ‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 441



حدیث (1) على بن احمد مى‏ گوید:

محمّد بن ابى عبد اللَّه از محمّد بن اسماعیل، از على بن عبّاس از قاسم بن ربیع صحّاف، از محمّد بن سنان نقل كرده كه وى گفت: حضرت ابو الحسن على بن موسى الرّضا علیه السّلام در مكتوبى به او در جواب مسائلش مرقوم فرمودند:

خداوند عزّ و جل نسبت ناروا به زنان عفیفه را حرام كرده زیرا در آن مفاسدى است باین شرح:

الف: فساد و تباه شدن انساب.

ب: نفى و سلب كردن فرزند از مادر.

ج: ابطال و از بین بردن مواریث.

د: ترك تربیت فرزند.

هـ: نابود شدن معارف.

و: مسادى و شرور و علّت‏هاى دیگرى كه جملگى موجب فساد مخلوق مى‏ باشند.


حدیث (2)

 محمّد بن موسى بن متوكّل از على بن الحسین سعدآبادى، از احمد بن محمّد از عبد العظیم بن عبد اللَّه الحسنى، از حضرت محمّد بن على علیهما السّلام، حضرت فرمودند:

پدرم فرمود: شنیدم از پدرم كه مى‏ فرمود: از حضرت جعفر بن محمّد علیهما السّلام شنیدم كه مى ‏فرمودند:

نسبت ناروا به زن عفیفه دادن از معاصى كبیره است زیرا حق عزّ و جل در قرآن مى ‏فرماید:


إِنَّ الَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ الْغَافِلَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ

لُعِنُوا فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ


بی گمان، کسانی که به زنان پاکدامن بیخبر (از همه جا) و با ایمان نسبت زنا میدهند، در دنیا و آخرت لعنت شدهاند، و برای آنها عذابی سخت خواهد بود.


سوره نور آیه 23

 






نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اسرار گناه و بررسی آثار آن، علل الشرایع، علل الشرایع(بانوان)، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 13 مهر 1397





باب دویست و سى ‏ام 

اسرار حرام شدن زنا


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 440


حدیث (1)

على بن احمد از محمّد بن ابى عبد اللَّه، از محمّد بن اسماعیل، از على بن عبّاس از قاسم بن ربیع صحّاف، از محمّد بن سنان نقل كرده كه وى گفت:

حضرت ابا الحسن على بن موسى الرّضا علیه السّلام در مكتوبى به او در جواب مسائلش فرمودند: زنا حرام شده زیرا در آن فساد مى ‏باشد و آن عبارت است از:

كشتن نفوس، از بین رفتن انساب، ترك تربیت اطفال، تباه شدن میراث و امورى شبیه به اینها كه جملگى از وجوه فساد محسوب مى‏شوند.

حدیث (2) 

على بن حاتم از محمّد بن نوفلى، از احمد بن هلال، از على بن اسباط، از ابن اسحاق خراسانى، از پدرش نقل كرده كه گفت: على علیه السّلام فرمودند: بر شما است كه از زنا دورى كنید زیرا در آن شش خصلت و خصیصه مى ‏باشد سه تا در دنیا و سه تا در آخرت:


 امّا سه ‏تایى كه در دنیا است:

1- نشاط و درخشندگى صورت را از بین مى‏ برد.

2- رزق حلال را قطع مى‏ كند.

3- مرگ و فنا را نزدیك و فاعل را به جهنّم مى‏ برد.


و امّا سه‏ تایى كه در آخرت مى‏ باشد:

الف: فاعل را گرفتار سوء حساب مى‏ كند.

ب: موجب غضب بارى تعالى مى‏ باشد.

ج: فاعل را در آتش مخلّد مى‏ نماید.

 






نوع مطلب : اسرار گناه و بررسی آثار آن، علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 12 مهر 1397



باب دویست و بیست و نهم

 اسرار حرام شدن عاق والدین و اثرات آن


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 439

 

حدیث (1)

 على بن احمد از محمّد بن ابى عبد اللَّه از محمّد بن اسماعیل، از على بن عبّاس از قاسم بن ربیع صحّاف از محمّد بن سنان نقل كرده كه وى گفت: حضرت رضا علیه السّلام در مكتوبى به او مرقوم فرمودند: خداوند متعال عقوق والدین و نافرمانى از ایشان را حرام كرده و سرّ آن چند چیز است كه ذیلا شرح داده مى ‏شوند:

الف: در نافرمانى و الدین انسان از توفیق براى اطاعت حق تعالى خارج میشود.

ب: عقوق والدین و نافرمانى از ایشان موجب مى‏ شود كه شخص پدر و مادر را توقیر(احترام) و تعظیم نكند.

ج: نافرمانى والدین انسان را از اجتناب نمودن از كفران نعمت محروم می‏نماید.

د: عقوق والدین شكر نعمت را باطل و تباه مى ‏كند.

هـ: عقوق والدین منجر به قلّت(حدّاقل) نسل و انقطاع(قطع) آن مى‏ شود زیرا از ناحیه آن تعظیم نكردن والدین و آگاه نبودن به حق ایشان و قطع نمودن ارحام و بى‏ رغبت شدن‏ والدین نسبت به فرزند و رها كردنشان تربیت فرزندان را ناشى مى‏ گردد و علّت و سبب تمام اینها آن است كه فرزند احسان به پدر و مادر را ترك نموده است.

حدیث (2)

 محمّد بن موسى، از على بن الحسین سعدآبادى، از احمد بن ابى عبد اللَّه، از عبد العظیم بن عبد اللَّه الحسنى، از محمّد بن على، از پدرش، از جدّش نقل كرده كه گفت:

از حضرت ابا عبد اللَّه علیه السّلام شنیدم كه مى‏ فرمودند:

عقوق والدین و نافرمانى ایشان از كبائر است زیرا حق تعالى عاقّ را عاصى و شقىّ قرار داده است.

 






نوع مطلب : اسرار گناه و بررسی آثار آن، علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 12 مهر 1397





باب دویست و بیست و هشتم

 اسرار حرام شدن قتل نفس‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 438


حدیث (1)

على بن احمد از محمّد بن ابى عبد اللَّه، از محمّد بن اسماعیل، از على بن عبّاس، از قاسم بن ربیع صحّاف از محمّد بن سنان نقل كرده كه وى گفت:

حضرت ابا الحسن علىّ بن موسى الرضا علیه السّلام در مكتوبى كه جواب مسائل او را مرقوم فرموده بودند نوشتند: قتل نفس حرام شده زیرا:

اوّلا: در تحلیل و حكم بجواز آن مخلوقات فاسد و تباه شده.

ثانیا: موجودات فانى مى‏ گردند.

ثالثا: تدبیر و علاج، تباه و فاسد مى‏ شود.

حدیث (2)

محمّد بن موسى از على بن الحسین سعدآبادى از احمد بن محمّد بن ابى عبد اللَّه، از عبد العظیم بن عبد اللَّه، از محمّد بن على، از پدرش، از جدّش نقل كرده كه وى گفت: از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام شنیدم كه مى ‏فرمودند:

قتل نفس از معاصى كبیره است زیرا حق تعالى مى‏فرماید:

وَ مَنْ یَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً الى آخر (كسى كه عمدا مؤمنى را بكشد كیفرش آتش جهنم بوده كه در آن براى همیشه خواهد ماند و غضب و لعنت خدا بر او بوده و برایش عذاب بزرگى مهیا گردیده است).

 






نوع مطلب : اسرار گناه و بررسی آثار آن، علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 12 مهر 1397





باب دویست و بیست و پنجم

 اسرار بدتر بودن شرب خمر از ترك نماز


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 435


حدیث (1)

پدرم رضى اللَّه عنه از ابراهیم بن هاشم، از پدرش، از محمّد بن ابى عمیر، از اسماعیل بن یسار نقل كرده كه وى گفت: مردى از حضرت ابا عبد اللَّه علیه السّلام پرسید: آیا شرب خمر بدتر است یا ترك نماز؟

حضرت فرمودند: شرب خمر از ترك نماز بدتر است، سپس فرمودند: مى ‏دانى چرا؟

آن مرد عرضه داشت: خیر.

حضرت فرمودند: زیرا شخص با شرب خمر در حالتى قرار مى‏ گیرد كه نه خداى تعالى را مى‏ شناسد و نه میداند كه خالقش كیست.






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، اسرار گناه و بررسی آثار آن، علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 12 مهر 1397




معنی و آثار ذکر یاحنان و یامنان

از جهنّم به بهشت
پیامبر صلی‌الله علیه و آله فرمودند: شخصی را روز قیامت داخل آتش می‌اندازند و او پیوسته صدا می‌زند «یا حنّان یا منّان» خدا به جبرئیل می‌گوید: برو آن بنده‌ام را بیاور؛ جبرئیل او را می‌آورد.

خدا می‌فرماید: جایگاهت را چگونه یافتی؟

می‌گوید: بدترین مکان‌ها بود.

خدا می‌فرماید: او را به همان‌جا برگردانید. چند قدمی که می‌رود به پشت سرش نگاه می‌کند، خدا می‌فرماید: به چه چیزی می‌نگری؟

آن بنده می‌گوید: من امیدوار بودم که دیگر مرا به آن جایگاه بازنگردانی! خداوند خطاب می‌کند که او را به سوی بهشت ببرید.

حساب ابجد این دو اسم ۲۵۰ می‌باشد. خواص: نجات از گناه و آتش، ایمنی از خوف، دفع تنگ‌دستی.

کتاب تحفه معلم/فصل سوم/بخش سوم

 






نوع مطلب : معـانی و تـدبّـر در واژه هـا، اسرار گناه و بررسی آثار آن، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 8 مهر 1397



شدیدترین گناهان


قال امیر المؤمنین علیه افضل صلوات المصلّین:

أَشَدُّ الذُّنُوبِ مَا اسْتَخَفَّ بِهِ صَاحِبُه‏


شدیدترین گناهان، گناهی است که صاحبش، آن را خفیف و کوچک شمارد.


وسائل الشیعه ج15 ص312






نوع مطلب : اسرار گناه و بررسی آثار آن، امـــــــام علـــــــــــــــــی، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 2 مهر 1397


( کل صفحات : 2 )    1   2   


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار وبلاگ نویسی

وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت

اخبار ایران:

اخبار جهان:

اخبار اقتصادی:

اخبار علمی

اخبار فناوری و اطلاعات

اخبار هنری:

اخباراجتماعی

اخبار ورزشی

--------------------------------------------------------------------------------------

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

--------------------------------------------------------------------------------------
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
-------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------- ساخت وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic