وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


@@@@@@@@@@@@

«به نام خداوند علیم و حكیم»

جهان آفرینش دارای رموز و معمّاهایی است كه انسان ها باید همیشه در جست و جوی آن باشند و هر یك از شگفتیهای این جهان دارای كلیدهایی است كه قفل این رموز را باز می كنند.

ما انسانها با تلاش و كوشش می توانیم توانایی آن را داشته باشیم که با كمی اندیشه همراه با عمل و با استفاده از شاه كلید اصلی یعنی «قرآن کریم» این كلیدها را از آن خود كنیم و به راز آفرینش دست پیدا كنیم.

زندگی بدون كاوش معنا ندارد و زمانی زندگی معنا پیدا می كند كه در آن رمزی وجود داشته با شد و همچنین فردی باشد كه در جست و جوی یافتن آن رمز باشد.

@@@@@@@@@@@@

قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :


مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ


هر که علم اولین و آخرین را میخواهد،

باید آن را در قرآن بجوید.


کنزالعمال ج1 ص548

مدیر وبلاگ :سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید






برچسبها





شیطان چه مقدار تسلط و احاطه به انسان دارد؟



هنگامی كه شیطان به خداوند گفت :

من از چهار طرف (جلو، پشت، راست و چپ) انسان را
گرفتار و گمراه می‏كنم.

:فرشتگان پرسیدند


شیطان از چهار سمت بر انسان مسلّط است، پس چگونه
انسان نجات می ‏یابد؟


خداوند فرمود:

راه بالا و پایین باز است، راه بالا: نیایش و راه پایین: سجده

بنابراین ، كسی كه دستی به سوی خدا بلند كند یا سری بر آستان

او بساید می ‏تواند شیطان را طرد كند .

تفسیر موضوعی قرآن (آیت الله جوادی آملی)، مراحل اخلاق در قرآن






 : حدیث قدسی
بنده ی من! سوگند به حق خودم دوستدار تو هستم،پس سوگند
به حق من برتو، مرا دوست بدار.




نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــرار شیطان ، اسرار گناه و بررسی آثار آن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 12 خرداد 1399



ماهیّت و باطن گناه


گـنـاه ، نجاست معنوی است كه روح و روان و اندیشه و فكر و باطن و سینه و قلب را آلوده میكند و باعث محروم شدن انسان از الطاف حق و رحمت خدا و فیوضات الهیه می شود .

 

گـنـاه ، پرده حفاظت انسان را از عذاب و خواری و رسوایی و افتضاح ، پاره می كند و عامل فاش شدن اسرار انسان در دنیا و آخرت می شود، و زمینه خارج شدن انسان را از مقام بندگی و دور شدن از پرده پوشی حق و غفران و آمرزش خدای مهربان فراهم می آورد!


از آیات قرآن و روایات عناوین زیر به عنوان آثار شوم گناهان استفاده می شود :

گـنـاه ، اعمال نیك را تباه و نابود می كند.

گـنـاه ، باعث دچار شدن انسان به فتنه ها و بلاهای دنیایی و عذاب سخت آخرتی است.

گـنـاه ، مانع مستجاب شدن دعاست.

گـنـاه ، انسان را از شفاعت شفیعان محروم میكند.

گـنـاه ، دل را سخت و سیاه می سازد . گناه ، ایمان را از بین می برد.

گـنـاه ، مانع نتیجه بخشیدن موعظه می شود .

گـنـاه ، انسان را خوار و رسوا میكند.

گـنـاه ، باعث محرومیت آدمی از رزق حق می شود .

گـنـاه ، انسان را از منطقه ی عبادت و بندگی دور می كند .

گـنـاه ، زمینه ی چیرگی شیطان را بر انسان فراهم می آورد.

گـنـاه ، رشته ی نظم زندگی و نظام خانواده و جامعه را از هم می گسلد.

گـنـاه ، اعتماد و اطمینان مردم را از یكدیگر از بین می برد .

گـنـاه ، قلب را می میراند .

گـنـاه ، باعث سختی جان كندن و فشار برزخ است. (2)

 


اللّٰهُمَّ اغْفِرْ لِى كُلَّ ذَنْبٍ أَذْنَبْتُهُ







نوع مطلب : اسرار گناه و بررسی آثار آن، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 28 آذر 1398



گناه عظیم مسخره کردن


اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِینَ مَرَّةً فَلَنْ یَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفاسِقِینَ «توبه/80»


ای پیامبر(ص)، براى منافقان(آنهایی که دین را به استغفار كنى یا استغفار نكنى، (یكسان است). اگر هفتاد بار برایشان آمرزش بخواهى، خداوند هرگز آنان را نخواهد بخشید.

این (قهر حتمى الهى) به خاطر آن است كه آنان به خدا و پیامبرش كفر ورزیدند و خدا، گروه فاسق را هدایت نمیكند.

نكته‏ ها:

عدد هفتاد، رمز كثرت و زیادى است، نه بیان تعداد معیّن. 

یعنى هر چه براى انان استغفار كنى بى‏اثر است، نه آنكه اگر مثلًا هفتاد و یك بار شد، بخشوده مى‏شوند. نظیر آیه‏ 6 سوره‏ منافقون: «سَواءٌ عَلَیْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَنْ یَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ» كه عددى ذكر نشده است. 

در روایات نیز آمده است كه پیامبر صلى الله علیه و آله فرمودند: اگر بدانم استغفار بیش از هفتادبار نجاتشان مى‏دهد، استغفار میكردم.[1]

انسان در سقوط به حدّى میرسد كه هیچ چیز نجاتش نمى‏دهد، مثل بیمارى كه اگر روح از او جدا شود، تلاش همه‏ پزشكان اثرى ندارد.

تفسیر نور، ج‏3، ص: 474

پیام‏ها:

1- گناه مسخره كردنِ دین تا آنجاست كه استغفار پیامبر صلى الله علیه و آله نیز كارساز نیست.

فَیَسْخَرُونَ مِنْهُمْ‏ ... فَلَنْ یَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ‏

2- تا انسان خود دگرگون نشود و انقلابى در درون نیابد، دعاى پیامبر نیز كارساز نیست. فَلَنْ یَغْفِرَ اللَّهُ‏ ... كَفَرُوا بِاللَّهِ‏

3- دلسوزى براى منافق لجوج، بى‏فایده است. إِنْ تَسْتَغْفِرْ ... فَلَنْ یَغْفِرَ اللَّهُ‏

4- خداوند، در هدایت بخل ندارد، منافقان از قابلیّت افتاده‏اند. «كَفَرُوا»

5- كفر، مانع مغفرت، و فسق، مانع هدایت است. «كفروا، فاسقین»

 



[1] ( 1). تفسیر مجمع‏البیان.






نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، سخنــرانی های کوتـاه قــــرآنی، اسرار گناه و بررسی آثار آن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 12 تیر 1398




شرح مناجات شعبانیّه

 

 

قسمت بیست و ششم

اِلهی اِنْ حَطَّتْنیِ الذُّنُوبُ مِنْ مَکارِمِ لُطْفِکَ فَقَدْ نَبَّهَنِی الْیَقینُ اِلی کَرَمِ عَطْفِک معبودِ 

معبود من ! اگر گناهانم، مرا از اوجِ مکارم لطفت به حضیضِ بی آبروییم فروافکند، سروش یقین، مرا به کرم عطوفتت، آگهی و نوید می دهد.

خطر گناه و گوهر یقین از مسائلی است که در این فراز بدان توجه شده است.

«اِلهی اِنْ حَطَّتْنی...»

گناه و اثر سوء آن در زندگی آدمی

ارتکاب گناهان، آثار سویی بر زندگی آدمی به جای می گذارد؛ به همین سبب،آیات و روایات، همواره خطرات آنها را گوشزد نموده و انسان ها را از انجام آنهابر حذر می دارند. قرآن می فرماید:

وَ ذَرُوا ظاهِرَ الْاِثْمِ وَ باطِنَهُ اِنَّ الَّذینَ یَکسِبُونَ الْاِثْمَ یَسیُجْزَوْنَ

 بِما کانُوا یَقْتَرِفُونَ.(انعام: 120)

گناه را، چه آشکار و چه پنهان، ترک کنید. آنان که مرتکب گناه می شوند، بهسزایِ اعمالِ خود خواهند رسید.

امام علی علیه السلام نیز فرموده است:

اَلا وَ اِنَّ الْخَطایا خَیْلٌ شُمُسٌ حُمِلَ عَلَیْها اَهْلُها وَ خُلِعَتْ لُجُمُها فَتَقَحَّمَتْ بِهِمْ فِی النّارِ (191)

بدانید که گناهان، همچون اسبان چموشی هستند که گناهکاران بر آنها نشسته و لگام هایشان را رها کرده اند و در نتیجه، گناهان، آنان را در آتش فرو می افکند.

همچنین امام کاظم علیه السلام می فرمایند:

اِنَّ الْعُقَلاءَ تَرَکُوا فُضُولَ الدُّنْیا فَکَیْفَ الذُّنُوبُ؟! وَ تَرْکُ الدُّنْیا مِنَ الْفَضْلِ وَ تَرْکُالذُّنُوبِ مِنَ الْفَرْضِ (192)

همانا خردمندان، فزونی دنیا را که بدان نیاز ندارند رها کردند، چه رسد بهگناهان! در حالی که ترک دنیا، فضیلت و ارزش است ولی ترک گناهان واجب است.

گناهان، آثار نامطلوبی بر روح آدمی باقی می گذارند. ولی در عین حال که آدمی به واسطه لغزش ها، در چاه تباهی فرو می افتد، ریسمان های آویزانی نیز ازطرف پروردگار، در فرا دست آدمیان نهاده شده است، تا آنکه خود را به آنها آویخته، از حضیض رها شده و به اوج در آید:

از جمله آن طناب ها که مناجات کننده بر آن چنگ زده است تا از انحطاط حاصل از معاصی، نجات یافته و به اوجِ معنویت راه یابد، طنابِ «یقین به کَرَم پروردگار» می باشد.

«فَقَدْ نَبَّهتِنی الْیَقین...»

گوهر یقین

برای آنکس که به کرم و لطف پروردگارش شک دارد، بهره و نصیبی از این خوانگسترده الهی نخواهد بود. باید دانست فیض و رحمت خداوندی بر قلب متزلزل و لرزان، مستقر نخواهد شد و تا قلب آدمی از ثبات یقین برخوردار نگردد،سیمرغ عنایات گسترده الهی بر آن جلوس نخواهد نمود.

قرآن کریم، «یقین» را یکی از صفات رهبری و امامت دانسته و در مقامِ اهتمامبه آن چنین می فرماید:

وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ اَئِمَّةً یَهْدُونَ بِاَمْرِنا لَمّا صَبَرُوا وَ کانُوا بِآیاتِنا یُوقِنُون

برخی از آنان را پیشوایانی قرار دادیم که به فرمان ما مردم را هدایت کنند، بدان سبب که شکیبابودند و به آیاتِ ما یقین داشتند». (سجده: 24)

امام علی علیه السلام درباره اهمیت «یقین» می فرماید:

لَمْ یُعْطَ اَحدٌ مِثْلَ الْیَقینِ بَعْدَ الْمُعافاةِ،وَ لا اَشَدَّ مِنَ الرّیبَةِ بَعْدَ الْکُفْرِ

پس از عافیت، چیزی برتر از یقین، به کسی عطا نشده است و بعداز کفر، چیزی بدتر از شک به کسی داده نشده است» (193)

و همچنین فرمودند:

نَوْمٌ عَلی یَقینٍ خَیْرٌ مِنْ صَلاةٍ فی شَکٍ

خوابی که با یقین همراه گردد،بهتر از نمازی است که با شک و تردید توأم باشد» (194)

پروردگارا! اگر دل های ما به واسطه لغزش ها، در چاه انحطاط گرفتار آمد،یقینمان به رحمت وسیع و بی کرانت را موجب رهایی مان قرار ده، و بهره ما را ازگوهر یقین، روز به روز افزون فرما!

 

==============

191. بحارالانوار، ج 78، ص 3

192. همان، ص 301

193. میزان الحکمه، ج 14، ص 7168

194. غُرَرْ الْحِکَمْ وَ دُرَدُ الْکَلم،ج 6، ص 170

برگرفته از سایت پایگاه اطلاع رسانی حوزه :

https://hawzah.net/fa/Magazine/View/5764/6748/80595





نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اسرار گناه و بررسی آثار آن، 
برچسب ها : شرح مناجات شعبانیّه، تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 24 فروردین 1398




داستان کوتاه آموزنده/ شماره 21





هر کار که کردی برگرد...


جوانی در بنی اسرائیل زندگی می‌کرد و به عبادت حق تعالی مشغول بود روزها را به روزه وشب‌ها را به نماز و طاعت، تا بیست سال کارش همین بودتا که یک روز فریب خورده و کم کم از خدا کناره گرفت و عبادت‌ها را تبدیل به معصیت و گناه کرد و از جمله گنه کاران قرار گرفت.در این کار بیست سال باقی ماند یک روز آمد جلو آیینه خود را ببیند، نگاه کرد دید موهایش سفید شده از معصیت‌های خود بدش آمد و از کرده‌های خود سخت پشیمان گردید.

گفت :خدایا بیست سال عبادت و بیست سال معصیت کردم اگر برگردم به‌سوی تو آیا قبولم می‌کنی.

صدایی شنید که می‌فرماید:

«اجبتنا فاحببناک ترکتنا فترکناک و عصیتنا فامهلناک 

و ان رجعت الینا قبلنا»

 تا آن وقتی که ما را دوست داشتی پس ما هم تو را دوست داشتیم. ترک ما کردی پس ما هم تو را ترک کردیم، معصیت ما را کردی ترا مهلت دادیم. پس اگر برگردی به‌جانب ما، تو را قبول می‌کنیم. پس توبه نمود و یکی از عباد قرار گرفت. از این مرحمت‌ها از خدا نسبت به همه گنه‌کاران بوده و هست.


بازآ بازآ، هرآنچه هستی، بازآی 
گر کافر و گبر و بت پرستی، بازآی 

این درگه ما، درگه نومیدی نیست 
صدبار اگر توبه شکستی، بازآی


قصص التوابین یا داستان توبه کنندگان

علی میرخلف ‏زاده‏

 





نوع مطلب : داستانهای کوتاه آموزنده ، اسرار گناه و بررسی آثار آن، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 6 دی 1397



وقت قبولی توبه چه زمانی است؟

 محمّد بن الحسن رحمة اللَّه علیه، از محمّد بن الحسن الصفّار، از معاویة بن حكم از ابن ابى عمیر از ابان بن عثمان، از یحیى بن ابى العلاء از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

حضرت على علیه السّلام جنگ نمى‏ كردند تا وقتى كه آفتاب به زوال گراید و مى ‏فرمودند: درهاى آسمان هنگام زوال(ظهر)آفتاب گشوده شده و توبه آن وقت قبول مى‏ شود و نصرت و ظفر در آن هنگام نصیب مى‏ گردد.

و نیز مى‏ فرمودند: زوال به شب كه وقت فراغت از جنگ و دست كشیدن از آن است نزدیك‏ تر بوده و سزاوار است كه كشتار كمتر شود و طالب جنگ به مقر خود برگردد و مغلوب فرار كند و جان به در برد.


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب385 –(نوادر)-حدیث 70-مطلب شماره 574






نوع مطلب : اسرار گناه و بررسی آثار آن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 10 آذر 1397


باب سیصد و هشتاد و پنجم(نـوادر)/14


چگونگی تعبّد در حلال و حرام

از نظر امام رضا علیه السّلام


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 549



حدیث(43)

 على بن احمد رحمة اللَّه علیه مى ‏فرماید:

محمّد بن ابى عبد اللَّه از محمّد بن اسماعیل، از على بن عبّاس، از قاسم بن ربیع صحّاف از محمّد بن سنان نقل كرده كه وى گفت: حضرت ابى الحسن على بن موسى الرضا علیه السّلام در جواب سؤالات من كه كتباٌ محضرش ارسال داشته بودم نامه‏ اى به من فرستادند كه در آن علل و اسرارى را (مرحوم صدوق مى‏ گوید) مقصود علل و اسرارى است كه من آنها را در این كتاب علل الشرائع آورده‏ ام) مطرح نمودند: در نامه حضرت آمده:

نامه تو به دستم رسید، در آن نوشته بودى برخى از اهل قبله (مسلمانان) معتقدند كه خداوند تبارك و تعالى چیزى را حلال و حرام نكرده زیرا علّت حلال و حرام نكردن بیشتر و محكم‏تر از علّت تعبّد به آنها است.

كسى كه این اعتقادش باشد در گمراهى قرار گرفته و به خسران آشكارى مبتلا شده است زیرا اگر چنین باشد كه ایشان معتقدند باید خداوند بندگانش را به تحلیل محرّمات و تحریم محلّلات متعبّد ساخته باشد حتّى ترك نماز و روزه و رها كردن آنچه از اعمال نیك است و انكار ذات اقدسش و نفى انبیاء و رسل و كتب آسمانى و انكار حرمت زنا و سرقت و تحریم نكاح محارم و اشباه اینها را باید مباح دانسته و متعبّد به آنها نباشیم زیرا علّت در تحلیل محلّلات و تحریم محرّمات فقط تعبّد به آنها است نه چیزى دیگر و وقتى آنها منتفى شدند تعبّد نیز منتهى است در حالى كه عدم تعبّد به محرّمات و محلّلات موجب فساد تدبیر عالم و فناء مخلوقات مى‏ باشد و با این استدلال مقاله این معتقدین باطل مى‏ گردد چنانچه حق تعالى با همین بیان سخن این قایلین را ابطان فرموده است.

سپس حضرت مى‏ فرمایند:

این طور یافته ‏ایم آنچه را حق تعالى حلال كرده در آن براى بندگان صلاح بوده و بقای شان وابسته به آن است و جملگى به آن نیاز داشته و مستغنى از آن نیستند و آنچه را كه حرام كرده بندگان به آن محتاج نبوده و موجب فساد و فناء و هلاكت شان مى ‏باشد.

سپس دیده ‏ایم كه حق تبارك و تعالى برخى از محرّمات را در بعضى از اوقات كه مورد احتیاج واقع شده‏ اند و صلاح و مصلحت عباد در آن وقت استفاده از آنها است حلال كرده نظیر میته و خون و گوشت خوك زمانى كه شخص مضطرّ بوده و اضطرار ایجاب مى‏ كند كه از اینها استفاده نماید مثل این كه حفظ نفس و دفع مرگ موقوف به تناول خون و گوشت خوك یا میته باشد، پس با قطع نظر از وجود دلیل وجدان چنین حكم مى‏ كند چه رسد به این كه دلیل قائم است بر این كه حق تعالى حلال نفرموده مگر چیزى را كه در آن براى ابدان مصلحت بوده و حرام نكرده مگر آنچه را كه در آن براى نفوس فساد مى‏ باشد و به همین بیان خداوند در كتابش محلّلات و محرّمات را توصیف فرموده و انبیاء و رسل گرامش حكم را بیان كرده و حجج عظامش براى مردم اظهار فرموده ‏اند چنانچه حضرت ابو عبد اللَّه علیه السّلام فرموده:

اگر مردم مى‏ دانستند كه حق تعالى براى چه آنها را آفریده دو نفر با هم به نزاع بر نمى‏خواستند و نیز اگر پى برده بودند كه ربّ جلیل براى چه حكمتى آنها را مكلّف فرموده ابدا در امثال این مسائلى كه مربوط به تكلیف عباد مى ‏باشد با یك دیگر به اختلاف نمى‏ پرداختند.

یا در جاى دیگر حضرتش فرموده: بین حلال و حرام مائز و فارقى نیست مگر چیزى اندك و ناچیز كه هر كدام را به دیگرى تغییر داده و تبدیل مى‏ كند در نتیجه حلال حرام یا حرام حلال مى‏ شود.

 






نوع مطلب : اسرار گناه و بررسی آثار آن، بوستان حدیث، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 3 آذر 1397

اسرار بدتر بودن غیبت از عمل فحشاء و زنا

وَاللاَّتِی یَأْتِینَ الْفاحِشَةَ مِنْ نِسائِکُمْ فَاسْتَشْهِدُوا عَلَیْهِنَّ أَرْبَعَةً مِنْکُمْ فَإِنْ شَهِدُوا فَأَمْسِکُوهُنَّ فِی الْبُیُوتِ حَتَّی یَتَوَفَّاهُنَّ الْمَوْتُ أَوْ یَجْعَلَ اللَّهُ لَهُنَّ سَبِیلاً * وَ الَّذانِ یَأْتِیانِها مِنْکُمْ فَآذُوهُما فَإِنْ تابا وَ أَصْلَحا فَأَعْرِضُوا عَنْهُما إِنَّ اللَّهَ کانَ تَوَّاباً رَحِیماً نساء/16-15

و از زنان شما امتِ اسلام کسانی که مرتکب زنا می  شوند، چهار نفر مرد از خودتان را بر آنان به گواهی بخواهید؛ پس اگر به ارتکاب آن گواهی دادند، آن زشت کاران را در خانه ها به عنوان حبس ابد نگاه دارید تا مرگشان فرا رسد، یا خدا برای نجات آنان راهی قرار دهد.



وَ لا تَقْرَبُوا الزِّنی‏ إِنَّهُ کانَ فاحِشَةً وَ ساءَ سَبِیلاً


و نزدیک زنا نشوید که کار بسیار زشت و بد راهی است.


اسراء/32


الزَّانِیَةُ وَ الزَّانِی فَاجْلِدُوا کُلَّ واحِدٍ مِنْهُما مِائَةَ جَلْدَةٍ وَ لا تَأْخُذْکُمْ بِهِما رَأْفَةٌ فِی دِینِ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ لْیَشْهَدْ عَذابَهُما طائِفَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ * الزَّانِی لا یَنْکِحُ إِلاَّ زانِیَةً أَوْ مُشْرِکَةً وَ الزَّانِیَةُ لا یَنْکِحُها إِلاَّ زانٍ أَوْ مُشْرِکٌ وَ حُرِّمَ ذلِکَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ

زن و مرد زناکار را هر یک، صد تازیانه بزنید، و هرگز در دین خدا رافت (و محبت کاذب) شما را نگیرد اگر به خدا و روز جزا ایمان دارید، و باید گروهی از مؤمنان مجازات آنها را مشاهده کنند.
مرد زناکار جز با زن زناکار یا مشرک ازدواج نمی‏کند، و زن زناکار را جز مرد زناکار یا مشرک به ازدواج خود در نمی‏آورد، و این کار بر مؤمنان تحریم شده است.

نور/3-2



*****


باب سیصد و چهل و پنجم

اسرار بدتر بودن غیبت از عمل فحشاء و زنا


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 506


 از حضرت نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم نقل كرده اند كه آن حضرت فرمودند :

غیبت بدتر از زنا است.


محضر مباركش عرض شد، یا رسول اللَّه براى چه غیبت از زنا شدیدتر است؟

حضرت فرمودند: زیرا صاحب زنا توبه مى‏ كند و خداوند توبه‏اش را مى ‏پذیرد ولى صاحب غیبت توبه مى ‏نماید و خداوند توبه ‏اش را نمى ‏پذیرد تا وقتى كه شخص غیبت شده او را حلال كند.

 






نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، اسرار گناه و بررسی آثار آن، 04-سوره نسـاء، 17-سوره اســراء، 24-سوره نـــــــــور، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 29 آبان 1397


اسرار اینكه چرا مرد وقتى به همسرش نسبت ناروا داد

 باید چهار بار شهادت دهد ولى اگر غیر شوهر

 این نسبت را دهد حدّ مى‏ خورد؟

 

برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 336-مطلب شماره 501


حسین بن احمد، از محمّد بن على كوفى، از محمّد بن اسلم جبلى، از برخى اصحابش نقل كرده كه گفت:

از حضرت رضا علیه السّلام سؤال كرده و محضرش عرضه داشتم: 

چرا مرد وقتى همسرش را مورد قذف (نسبت ناروا) قرار دهد چهار بار باید شهادت دهد و اگر غیر شوهر این نسبت را بدهد او را مورد حدّ قرار مى ‏دهند اگر چه پدر یا برادر آن زن باشد؟

حضرت فرمودند: از حضرت جعفر بن محمّد علیهما السّلام همین سؤال را كردند، آن جناب در جواب فرمودند: علّتش آن است كه شوهر وقتى همسرش را مورد قذف و نسبت ناروا اقرار داد به او مى‏ گویند: چگونه دانستى كه همسرت مرتكب فحشاء شده؟

اگر بگوید آن را با چشم خود از او دیدم، پس موظّف است چهار بار خدا را شاهد بگیرد این معنا را شهادت دهد.

و اینكه چطور مى‏تواند بگوید این فعل را با چشم خود از او دیدم، جهتش آن است كه براى شوهر جایز است در مواضع پنهانى كه دیگران حق ورود به آن جا را ندارند داخل شده و همسرش را زیر نظر بگیرد در حالیكه این معنا بر احدى حتّى فرزند و پدر زن جایز نیست نه در شب و نه در روز.

 از این رو وقتى ادّعا رؤیت با چشم نمود مى‏ باید چهار مرتبه خدا را بر آن گواه و شاهد قرار دهد و به ذات او قسم بخورد و امّا اگر گفت: با چشم خود این را ندیده ‏ام، در این فرض قاذف محسوب شده و بدین ترتیب به او حدّ مى‏زنند مگر آنكه بیّنه عادل اقامه كند.

و امّا اگر غیر شوهر این نسبت را دهد و ادّعا كند كه فعل مزبور را از زن دیده، به او مى‏ گویند: چگونه دیدى و چطور در پنهانى او را زیر نظر قرار دادى در حالى كه در دیدنت متّهم مى‏ باشى؟

 پس اگر صادقى، در مرتبه تهمت بوده به ناچار باید تو را تأدیب نمود.

و امّا این كه شوهر باید چهار مرتبه قسم بخورد جهتش آن است كه هر یك بار به جاى یك شاهد عادل محسوب مى ‏شود.





نوع مطلب : کتاب ارزشمند علل الشرایع، اسرار گناه و بررسی آثار آن، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 28 آبان 1397


وَلا تَقْرَبُوا الزِّنَا إِنَّهُ کَانَ فَاحِشَةً وَسَاءَ سَبِیلا ﴿اسراء/32 285

و نزدیک زنا نشوید که کاری بسیار زشت و راهی بد است.

 

الزَّانِیَةُ وَالزَّانِی فَاجْلِدُوا کُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا مِائَةَ جَلْدَةٍ وَلا تَأْخُذْکُمْ بِهِمَا رَأْفَةٌ فِی دِینِ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ وَلْیَشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَائِفَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ ﴿نـور/2 350

به زن زناکار و مرد زناکار صد تازیانه بزنید، و اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید، نباید شما را در [اجرای] دین خدا درباره آن دو نفر دلسوزی و مهربانی بگیرد، و باید گروهی از مؤمنان، شاهد مجازات آن دو نفر باشند.



یَسْأَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَیْسِرِ ۖ قُلْ فِیهِمَا إِثْمٌ كَبِیرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُمَا أَكْبَرُ مِنْ نَفْعِهِمَا

درباره شراب و قمار از تو سؤال می‌کنند، بگو: 'در آنها گناه و زیان بزرگی است و منافعی (از نظر مادی) برای مردم دربر دارد، (ولی) گناه آنها از نفعشان بیشتر است ﴿بقره/219﴾ 34


یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَیْسِرُ وَالْأَنْصَابُ وَالْأَزْلَامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ﴿مائده/90﴾ 123

ای کسانی که ایمان آورده‌اید شراب و قمار و بتها و از لام (که یک نوع بخت‌آزمایی بوده) پلیدند و از عمل شیطانند از آنها دوری کنید تا رستگار شوید. (مائده/90)


****************


چرا  حدّ «زنا» را صد تازیانه و «شارب خمر» را 

هشتاد تازیانه مى‏زنند؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب-باب سیصد و سى و یكم


حدیث (1)

از محضر امام صادق علیه السّلام سؤال شد : آیا «زنا» بدتر است یا «شرب خمر»؟

حضرت فرمودند: شرب خمر.

عرض كردم: پس چرا شارب خمر را هشتاد تازیانه و زانى را صد تازیانه مى‏ زنند؟

حضرت فرمودند: اى اسحاق حدّ همیشه یكى است و این كه در زنا اضافه مى‏ باشد بخاطر آن است كه زانى نطفه را تباه كرده و آن را در غیر موضعى كه خدا امر نموده در آن بریزند، ریخته است.


حدیث (2)

 محمّد بن سنان نقل كرده كه وى گفت: حضرت ابا الحسن علیه السّلام در جواب مسائل من مرقوم فرمودند:

علّت این كه تازیانه را به بدن زانى شدید و سخت مى ‏زنند آن است كه وى مباشرت و مبادرت به «زنا» نموده و تمام بدنش را با این فعل منكر التذاذ برده ‏اند از این رو به منظور عقوبت وى و عبرت گرفتن دیگران تازیانه را به بدن وى مى‏ زنند و این فعل قبیح از اعظم جنایات مى ‏باشد.





نوع مطلب : 31-36، 121-126، 283-288، 349-354، 02-سوره بـقـرة، 04-سوره نسـاء، 05-سوره مـائـده، 17-سوره اســراء، 24-سوره نـــــــــور، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، اسرار گناه و بررسی آثار آن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط : آیات مربوط به زنا،
          
دوشنبه 28 آبان 1397


باب سیصد و هفدهم

 اسرار نهى شدن از خوردن گِل‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 498


حدیث (1)

امام صادق  علیه السّلام فرمودند:

خداوند متعال آدم را از گل آفرید از این رو خوردن طین و گل را بر ذرّیه آدم حرام نمود.


حدیث (2)

  امام صادق  علیه السّلام فرمودند:

گل مانند گوشت خوك حرام است و كسى كه آن را بیاشامد و سپس بمیرد من بر او نماز نمى ‏گزارم مگر گل قبر حضرت امام حسین علیه السّلام كه در آن شفاء از هر دردى است و كسى كه آن را با میل بخورد نه به قصد استشفاء البته در آن شفاء نمى ‏باشد.


حدیث (3)

  امام صادق  علیه السّلام فرمودند:

كسى كه سعى كند در خوردن گل و خاك در خون خود شریك مى‏ باشد.


حدیث (4)

  امام صادق  علیه السّلام فرمودند:

كسى كه خاك كوفه را بخورد گوشت مردم را خورده زیرا كوفه ابتداء نیزار و بیشه بوده سپس به قبرستان مبدّل گشت پس خاك آن، خاك مردگان است و حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام فرمود كه رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند:

هر كسى كه خاك بخورد ملعون و از رحمت خدا به دور مى‏ باشد.


حدیث (5)

  امام صادق  علیه السّلام فرمودند:

خوردن خاك كردارى ناهنجار بوده و بیشترین مورد دام شیطان محسوب مى‏شود، خوردن خاك باعث پیدایش بیمارى در جسد بوده و مهیّج مرض مى ‏باشد، كسى كه خاك بخورد نیروى قبل از خاك خوردنش ضعیف و از عملى كه انجام مى‏دهد ناتوان مى‏ گردد و بر آنچه از او در بین ضعف و قوّتش صادر شده محاسبه شده و عذاب مى‏ گردد.

اخبارى را كه در این باب نقل كردم در مبحث مناهى از كتاب عقاب الاعمال آورده‏ ام.





نوع مطلب : کتاب ارزشمند علل الشرایع، اسرار گناه و بررسی آثار آن، بوستان حدیث، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 28 آبان 1397



وَاللَّهُ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ ﴿بقره/258﴾ 43


و خداوند قوم ستمکار را هدایت نمیکند...



«در قرآن کریم 191 بار واژه «هدایت» با مشتقّات آن تکرار 


شده است»







وَاللَّهُ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفَاسِقِینَ ﴿مائده/108﴾ 125

و خدا گروه فاسقان را هدایت نمیکند.


«در قرآن کریم 58 بار واژه «فاسقین» با مشتقّات آن تکرار 


شده است»





****************




 اسرار گسیخته شدن پرده و آشكار شدن راز بنده‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 316-مطلب شماره 497


حدیث (1)

 از حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام نقل كرده اند كه آن حضرت فرمودند:

هیچ بنده ‏اى نیست مگر آنكه بر او چهل پرده و پوشش احاطه كرده است تا هنگامى كه چهل معصیت كبیره از او صادر شود و پس از انجام چهل گناه كبیره پرده‏ ها گسیخته مى ‏شوند و فرشتگانى كه حافظ و نگهبان او بوده و با وى مى ‏باشند مى‏ گویند:


پروردگارا، این بنده تو است كه پرده ‏ها و پوشش ‏ها از او كنار رفته است، حق تعالى به ایشان وحى مى‏ فرماید كه بنده ‏ام را بابال هایتان مستور كنید، فرشتگان حسب الامر بارى تعالى با بالهاى خود او را میپوشانند، وى هیچ قبیح و عمل منكرى نیست مگر آنكه مرتكبش مى ‏شود و به انجام آنها نزد مردم افتخار نیز مى‏ كند.

فرشتگان به درگاه پروردگار عرضه مى‏ دارند: بار الها، این بنده ‏ات فعل قبیح و منكرى نیست مگر آنكه انجامش داده و ما از كردار او شرمسار مى‏ باشیم.


حق تعالى به آنها وحى مى‏ فرماید: بال  هاى خود را از او بردارید، هنگامى كه این عبد عاصى به ما و اهل بیت بغض ورزید و نسبت به ما شروع به اظهار عداوت نمود، حق تبارك و تعالى پرده ‏ها و حجاب‏ ها را كه قبایح او را مستور نموده بودند در آسمان كنار زد و آنها را بر اهل آن ظاهر و روشن ساخت ولى در زمین منكران و كردار زشت او را همچنان بر اهل زمین مستور نگاه داشت، فرشتگان عرضه داشتند:

پروردگارا، این بنده گنهكارت همچنان مهتوك السّتر (نداشتن پوشش) مانده و حجاب از اعمال زشتش كنار نرفته است.

خداوند به ایشان وحى فرمود: اگر حاجت و نیاز به او مى‏ داشتم فرمان نمى ‏دادم كه بالهاى خود را از او بردارید.


****************

قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ (ع) :

مَا مِنْ عَبْدٍ إِلَّا وَ عَلَیهِ أَرْبَعُونَ جُنَّةً حَتَّی یعْمَلَ أَرْبَعِینَ کبِیرَةً فَإِذَا عَمِلَ أَرْبَعِینَ کبِیرَةً انْکشَفَتْ عَنْهُ الْجُنَنُ(سپرها و پرده ها) فَیوحِی اللَّهُ إِلَیهِمْ أَنِ اسْتُرُوا عَبْدِی بِأَجْنِحَتِکمْ فَتَسْتُرُهُ الْمَلَائِکةُ بِأَجْنِحَتِهَا قَالَ فَمَا یدَعُ شَیئاً مِنَ الْقَبِیحِ إِلَّا قَارَفَهُ حَتَّی یمْتَدِحَ إِلَی النَّاسِ بِفِعْلِهِ الْقَبِیحِ فَیقُولُ الْمَلَائِکةُ یا رَبِّ هَذَا عَبْدُک مَا یدَعُ شَیئاً إِلَّا رَکبَهُ وَ إِنَّا لَنَسْتَحْیی مِمَّا یصْنَعُ فَیوحِی اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَیهِمْ أَنِ ارْفَعُوا أَجْنِحَتَکمْ عَنْهُ فَإِذَا فُعِلَ ذَلِک أَخَذَ فِی بُغْضِنَا أَهْلَ الْبَیتِ فَعِنْدَ ذَلِک ینْهَتِک سِتْرُهُ فِی السَّمَاءِ وَ سِتْرُهُ فِی الْأَرْضِ (پرده اش در آسمان و زمین و پیش بندگان و ملایک و در عالم مُلک و ملکوت،دریده می شود(

فَیقُولُ الْمَلَائِکةُ یا رَبِّ هَذَا عَبْدُک قَدْ بَقِی مَهْتُوک السِّتْرِ فَیوحِی اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَیهِمْ لَوْ کانَتْ لِلَّهِ فِیهِ حَاجَةٌ مَا أَمَرَکمْ أَنْ تَرْفَعُوا أَجْنِحَتَکمْ عَنْهُ

(کلینی،الکافی،1407،ج2،ص279(

حضرت امیر المؤمنین صلوات اللَّه علیه فرمودند: 

بر هر بنده ئی چهل پرده(سپر و حفاظ) کشیده شده تا وقتی چهل گناه کبیره مرتکب شود،(به دنبال هر گناه کبیره یک پرده برداشته می شود و ظرفیت پر می گردد تا به انفجار نزدیک شود) چون مرتکب چهل کبیره شد، پرده ها از او برداشته شود، آنگاه خدا بآن (فرشته) ها وحی فرماید: که بنده ام را با بالهای خود بپوشانید، فرشتگان او را با بالهای خود بپوشانند.سپس آن بنده کار زشتی را نگذارد جز آنکه مرتکب شود تا آنجا که با ارتکاب زشتکاری میان مردم ببالد آنگاه فرشتگان گویند: پروردگارا این بنده تو هر عملی را مرتکب می شود و ما از کردار او خجالت میکشیم، خدای عز و جل بآنها وحی فرماید: بال های خود را از او بردارید، و چون کارش بدینجا کشد آغاز دشمنی با ما خانواده گذارد، و آنگاه است که پرده او در آسمان و نیز پرده او در زمین دریده شود، سپس فرشتگان گویند: پروردگارا این بنده تو پرده دریده مانده است، خدای عز و جل بآنها وحی فرماید اگر خدا باو نیاز و توجهی میداشت بشما دستور نمیداد بال های خود را از او بردارید.

شرح :

مرحوم مجلسی در بیان پرده های چهل گانه شش قول نقل میکند که گویا بهترش اینست که آنها کنایه از الطاف خداوند سبحان نسبت به بنده خویش است که سبب ترک معصیت می شود، و ارتکاب هر گناه کبیره ئی عاصی را مستحق منع یکی از آن الطاف مینماید، ولی باز هم او را رسوا نکند و بفرشتگان دستور پرده پوشی و آبرو نگهداری او دهد تا بآنجا رسد که شاعر گوید:

لطف حق با تو مداراها کند

چون که از حد بگذرد رسوا کند


****************


الإمامُ الصّادقُ علیه السلامإنّ للّهِ تَبارَكَ وَ تَعالى عَلى عبدِهِ المؤمنِ أربَعینَ جُنَّةً ، فمتى أذنَبَ ذنباً (كبیراً) رَفَعَ عَنهُ جُنَّةً ، فإذا عابَ أخاهُ المؤمنَ بشیءٍ یَعلَمُهُ مِنهُ انكَشَفَتْ تلكَ الجُنَنُ عَنهُ ، و یَبقى مَهتوكَ السِّترِ ، فَیَفتَضِحُ فی السماءِ على ألسِنَةِ المَلائكةِ و فی الأرض على ألسِنَةِ الناسِ

امام صادق علیه السلامخداوند تبارك و تعالى براى بنده مؤمن خود چهل پرده قرار داده است .

هر گاه گناهى [بزرگ] از او سر زند یك پرده كنار مى رود و چون از برادر مؤمن خود عیبى بداند و او را بدان سرزنش كند دیگر پرده ها كنار روند و بى پرده ماند و بدین سان رسوایى اش در آسمان بر سر زبان فرشتگان افتد و در زمین بر سر زبان مردم .

 

بحار الأنوار : 73/361/87



****************



واقعاً وقتی کسی گناه میکند یا معصیتی انجام میدهد، در واقع به خودش ظلم و ستم میکند و اینجاست که مشمول جمله «ظلمت نفسی» میشود و تا حدود زیادی خداوند با او مدارا میکند تا آنجا که چهل پرده حجاب خود را برمیدارد و آنگاه مشمول آیه فوق میشود که خداوند میفرماید : «وَاللَّهُ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ» و «وَاللَّهُ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفَاسِقِینَ» میشود و دیگر هدایتی برای او در کار نیست. 





نوع مطلب : 43-48، 121-126، 02-سوره بـقـرة، 05-سوره مـائـده، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، اسرار گناه و بررسی آثار آن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 27 آبان 1397

باب دویست و نود و نهم


چرا اهل بهشت در بهشت و اهل جهنّم در جهنّم جاودانه هستنند؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 486 

 

إِنَّ الَّذِینَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَالْمُشْرِكِینَ فِی نَارِ جَهَنَّمَ 

خَالِدِینَ فِیهَا أُولَٰئِكَ هُمْ شَرُّ الْبَرِیَّةِ

به یقین کافرانِ از اهل کتاب و مشرکان در آتش دوزخ اند و در آن جاودانه اند (ابدی) اینانند که بدترین مخلوقاتند.

(بینه/6)


جَزَاؤُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا أَبَدًا

 رَّضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذَٰلِكَ لِمَنْ خَشِیَ رَبَّهُ

پاداش شان نزد پروردگارشان بهشت های پاینده ای است که از زیرِ درختانِ آن نهرها جاری است، در آنها جاودانه اند (ابدی) خدا از آنان خشنود است و آنان هم از خدا خشنودند؛ این پاداش برای کسی است که از پروردگارش بترسد.

(بینه/8)

 

پدرم رحمة اللَّه علیه، از سعد بن عبد اللَّه، از قاسم بن محمّد، از سلیمان بن داود شاذكونى از احمد بن یونس، از ابى هاشم، وى مى‏ گوید: از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام راجع به خلود اهل بهشت در بهشت و جاودانى بودن اهل دوزخ در دوزخ پرسیدم؟

حضرت فرمودند:

اهل دوزخ به خاطر این در دوزخ مخلّد هستند كه نیّتشان این بود كه اگر براى همیشه در دنیا باشند عصیان و نافرمانى حق تعالى را بنمایند.

و اهل بهشت به این جهت در بهشت جاودانى هستند كه نیّت شان در دنیا این بود كه اگر در آن باقى بمانند پیوسته اطاعت خداوند را نمایند پس نیّت این دو گروه باعث مخلّد بودنشان در بهشت و دوزخ گردیده، سپس آن جناب فرموده حق تعالى را تلاوت فرمود:

قُلْ كُلٌّ یَعْمَلُ عَلَىٰ شَاكِلَتِهِ فَرَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدَىٰ سَبِیلًا

(پیامبر) بگو : هر کس بر پایه خلق و خوی و عادت های اکتسابی خود عمل می  کند، پس پروردگارتان به کسی که راه یافته تر است، داناتر است

سوره اسراء آیه 84

 بعد حضرت دنبال آیه فرمودند: یعنى بر حسب نیّت و قصد خود.





نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، اسرار گناه و بررسی آثار آن، 98-سوره بیّنة، 17-سوره اســراء، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 27 آبان 1397



027/061/113/159201/335/

570/552/589/580/574/542


تکرار واژه «عذاب»در قرآن کریم = 306 

وَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ

و برای آنان عذابی بزرگ است

سوره بقره آیه 7

    


وَ لَهُمْ عَذَابٌ ألیمٌ

و برای آنان عذابی دردناک است.

سوره بقره آیه 10

    

وَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِینٌ

و برای آنان عذابی خوار کننده است

سوره آل عمران آیه 178



****************


فرق عذاب عظیم و عذاب الیم و عذاب مهین چیست؟



یكی از اركان اصول دین مسئلة «معاد» است، یعنی اعتقاد به اینكه بعد از این عالم، جهان دیگری است، حساب و كتابی هست و بهشت و جهنمی وجود دارد.

در عالم آخرت هر كسی از نتیجة‌ عمل خود كه در دنیا انجام داده بهره مند می شود، چنانچه در حدیث آمده «الدنیا مزرعة الآخرة»(1) دنیا مزرعه و كشتزار آخرت است.

اگر عمل خوب داشته باشد، پاداش خوب می گیرد. و اما اگر در دنیا عمل بد انجام داده باشد، سزای او جهنم و عذاب آن است.

اما در مورد سؤال: صفاتی كه در قرآن برای عذاب بیان شده اند، مختلف و گوناگون است، از قبیل: الیم، عظیم، مهین، شدید و امثال این ها، كه هر كدام اشاره به شدت و سختی عذاب است و هم چنین وابسته به حالات گنه كاران است كه بعضی از كارها مستحق عذاب الیم، و بعضی دیگر مستحق عذاب شدید و… است.
اصل عذاب: اسم مصدر بر وزن نكال به معنی كیفر است، و الیم: صفت مشبهه توصیف ذاتی كیفر و كنایه از دوام آن است، زیرا اجراء كیفر بر اهل جهنم نشانة قهر آفریدگار است و كمال قهر به دوام و سختی آن می باشد.

یا این كه صیغة مبالغه به معنی مبالغه در عذاب است.(2) به عبارت دیگر: (الیم) به معنای مولِم است، مانند نذیر به معنای منذر، و بدیع به معنای مبدع و الم به معنای درد است كه در اثر مرض و بیماری به انسان عارض می شود، و مقابل لذت است. و لذت حالتی است كه موافق میل و خواستة انسان باشد، چنان چه الم حالتی است كه مخالف آن باشد.(3) و مجموعاً 80 بار لفظ «الیم» در قرآن آمده، بطور كلی می توان گفت: مجازات گاهی دردناك است «عذاب الیم»، مانند: شلاق زدن و آزار بدنی. و گاهی توهین آمیز است «عذاب مهین»، مانند: پاشیدن لجن بر لباس كسی و مانند آن. و گاهی پر سر و صدا است «عذاب عظیم»، مانند: مجازات در حضور جمعیت. و نیز گاهی اثر آن در وجود انسان عمیق است و تا مدتی باقی می ماند (عذاب شدید)، مانند: زندانهای بلندمدّت با اعمال شاقه و امثال آن. توجه به این نكته لازم است كه توصیف عذاب به یكی از صفات، تناسبی با نوع گناه دارد. و لذا در بسیاری از آیات قرآن، مجازات ظالمان به عنوان عذاب الیم آمده است، زیرا متناسب با دردناك بودن ظلم نسبت به بندگان خدا است، و آنها كه گناهشان توهین آمیز است و همچنین آنها كه دست به گناهان شدید و یا پر سر و صدا می زنند، كیفری همانند آن دارند ولی منظور از ذكر مثالهای فوق نزدیك ساختن مطلب بذهن است و گرنه مجازات های آن جهان قابل مقایسه با مجازات های این عالم نیست.
اما در مورد (خالدین) باید گفت: كه خالدون یعنی «باقون»، كه به معنی دوام و بقاء است پس (خالدین) یعنی باقون فی جهنم، اما در رابطه با علت بقاء اهل جهنم در آن، مرحوم ثقة الاسلام كلینی در كتاب شریف كافی حدیثی را از امام صادق ـ علیه السلام ـ نقل می كند كه آن حضرت فرمودند : 

«إنما خلد أهل النار فی النار لان نیاتهم كانت فی الدنیا أن لو خلدوا فیها أن یعصوا الله أبدا، و إنما خلد أهل الجنة فی الجنة لان نیاتهم كانت فی الدنیا أن لو بقوا فیها أن یطیعوا الله أبدا، فبالنیات خلد هؤلاء و هؤلاء»(4) 

همانا اهل جهنم در آتش همیشه باقی می مانند، چون كه نیت آنان در دنیا چنین بود كه اگر همیشه در دنیا باقی بمانند، نافرمانی خدا كنند. و اهل بهشت در آن باقی هستند، زیرا نیت و قصد آن ها در دنیا این بود كه اگر همیشه در دنیا باقی بمانند، خدا را اطاعت كنند. پس به خاطر نیت و قصد است كه بهشتیان و جهنمیان برای همیشه در آن ها باقی هستند.

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

-1 ابن ابی جمهور احسانی، عوالی اللنالی، قم، چاپ: مطبعة سید الشهدا، ‌چاپ اول، سال 1403هـ.، ‌ج1، ص 267، حدیث 66.
2
-حسینی همدانی، سید محمد، تفسیر انوار درخشان، تهران، ناشر: كتاب فروشی لطفی، سال 1380هـ ، ج1، ص 45.
3
-سید عبد الحسین طیب، اطیب البیان، تهران، ناشر: انتشارات اسلام، چاپ سوم، سال 1366ش، ج1، ص 369.
4
-كلینی، الكافی، آخوندی، ناشر دارالكتب الاسلامیه، چاپ چهارم، سال 1365هـ.، ج2، ص 85 حدیث 5.

منبع: نرم افزار پاسخ – مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات   

 

****************



 اسرار اینكه چرا خداوند متعال عقوبت بندگان را تأخیر مى‏ اندازد؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 298-مطلب شماره 485



حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه، از محمّد بن یحیى عطّار از عمركى، از على بن جعفر، از برادرش حضرت موسى بن جعفر، از پدرش، از حضرت على علیهم السّلام، حضرت فرمودند:

خداوند متعال هنگامى كه بخواهد اهل زمین را به عذابى مبتلا نماید میفرماید:

اگر نبودند آنان كه مشتاق جلال من بوده و مساجد مرا آباد كرده و در بامدادان استغفار مى ‏كنند البته عذابم را فرو مى‏ فرستادم.


حدیث (2)

 محمّد بن موسى بن متوكّل از على بن الحسین السّعدآبادی، از احمد بن ابى عبد اللَّه البرقى، از على بن الحكم، از سیف بن عمیره، از سعد بن طریف‏[1]، از اصبغ بن نباته نقل كرده كه وى گفت:


امیر المؤمنین علیه السّلام فرمودند:

حق تبارك و تعالى وقتى مى‏بیند اهل زمین مرتكب معاصى شده و به قبائح مبادرت مى‏ورزند قصد مى‏ كند تمام ایشان را عذاب كند حتّى یك نفر را هم باقى نگذارد ولى چون نظرش به پیران مى‏ افتد كه به طرف نماز گام بر مى‏ دارند و اطفال كه قرآن مى ‏آموزند به ایشان ترحّم نموده و عذابشان را تأخیر مى ‏اندازد.


حدیث (3)

پدرم رحمة اللَّه علیه، از عبد اللَّه بن جعفر، از هارون بن مسلّم، از سعدة بن صدقه، از حضرت جعفر بن محمّد علیه السّلام، حضرت فرمود: پدرم علیه السّلام فرمود:

امیر المؤمنین علیه السّلام فرمودند: رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله 

و سلّم فرمودند:

خداوند جلّ جلاله هنگامى كه ببیند اهل قریه ‏اى در معاصى اسراف و زیاده روى مى‏ كنند و حال آنكه در بین ایشان سه نفر از اهل ایمان مى‏ باشند آنان را خوانده و مى ‏فرماید: اى اهل عصیان اگر میان شما مؤمنینى كه مشتاق جلال من هستند و با نمازشان زمین و مساجد مرا آباد نموده و در سحرها از خوف من استغفار و طلب آمرزش مى‏ كنند نبودند عذابم را بر شما فرو مى‏ فرستادم و باكى هم نداشتم.


حدیث (4)

محمّد بن على ماجیلویه، از عمویش محمّد بن ابى القاسم، از محمّد بن على همدانى، از على بن ابى حمزه، از ابو بصیر نقل كرده كه وى گفت: از حضرت ابا عبد اللَّه علیه السّلام شنیدم كه مى‏فرمود: اگر مردم زیارت این بیت (بیت اللَّه) را ترك مى‏ كردند قطعا حق تعالى عذاب بر ایشان نازل مى‏ فرمود و مهلت شان هم نمى‏ داد.


حدیث (5)

 پدرم رحمة اللَّه علیه از على بن ابراهیم، از پدرش، از ابن ابى عمیر از هشام بن سالم از ابن عبّاس، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، حضرت فرمودند: مردمى مرتكب گناهانى شدند و از این بابت در هراس و وحشت افتادند پس مردمى دیگر نزدشان آمده و به آنها گفتند: شما را چه مى ‏شود؟

آنها گفتند: گناهانى مرتكب شده و از این جهت بیمناك هستیم.

ایشان گفتند: ما گناهان شما را به عهده مى‏ گیریم.

حق تبارك و تعالى فرمود: آنها خوف داشته و ایشان جرات، و هراسى از عذاب من ندارند!! در ساعت عذابش را بر آنها نازل فرمود.


حدیث (6)

 پدرم رحمة اللَّه علیه، از عبد اللَّه بن جعفر از هارون بن مسلم، از مسعدة بن صدقة، از حضرت جعفر بن محمّد علیهما السّلام، حضرت فرمود: حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام فرمودند:

اى مردم، خداوند متعال عموم را به واسطه گناه خصوصى از مردم عذاب نمى‏ كند مشروط به این كه گناه كنندگان پنهانى و بدون اطّلاع عموم مبادرت به عصیان نمایند ولى اگر علنى و در حضور عموم مرتكب نافرمانى خدا شوند و عامّه مردم نیز از اعمال ایشان متأثّر نشده و آنها را از گناه باز ندارند البتّه هر دو گروه مستحقّ عقوبت خداوند متعال مى ‏شوند.


حدیث (7)

 على بن حاتم، از احمد بن محمّد عاصمى و على بن محمّد بن یعقوب عجلى، این دو از على بن الحسین، از عباس بن على غلام حضرت ابى الحسن موسى علیه السّلام نقل كرده ‏اند كه وى گفت: از حضرت رضا علیه السّلام شنیدم كه مى‏ فرمود: هر گاه بندگان مرتكب گناهان شناخته نشده ‏اى شوند حق تعالى آنها را به بلاهاى غیر شناخته‏ شده ‏اى مبتلا مى‏ كند.

 



(1)- سعد بن طرف الحنظلی معروف به سعد الخفّاف، وى صحیح الحدیث مى‏باشد.






نوع مطلب : 25-30، 61-66، 109-114، 157-162، 199-204، 331-336، 541-546، 547-552، 571-576، 577-582، 589-594، 02-سوره بـقـرة، 03-سوره آل عـمـران، 05-سوره مـائـده، 07-سوره اعـراف، 09-سوره تــوبــة، 22-سوره حـج، 28-سوره قـصـص، 58-سوره مجادلة، 61-سوره صف، 71-سوره نوح، 73-سوره مزّمل، 74-سوره مـدّثـر، 76-سوره انسان، 84-سوره انشقاق، کتاب ارزشمند علل الشرایع، اسرار گناه و بررسی آثار آن، بوستان حدیث، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 27 آبان 1397

اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِینَ مَرَّةً فَلَنْ یَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ کَفَرُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَاللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفَاسِقِینَ ﴿توبه/80

برای آنان [که عیب جویان مسخره کننده اند] چه آمرزش بخواهی چه نخواهی [یکسان است] اگر برای آنان هفتاد بار هم آمرزش بخواهی، خدا هرگز آنان را نخواهد آمرزید؛ زیرا آنان به خدا و پیامبرش کفر ورزیدند و خدا گروه فاسقان را هدایت نمی کند.


****************


مطلب مدیر وبلاگ :

گناهان از نظر توبه به دو دسته تقسیم میشوند :

1-گناهانی که با توبه فابل بخشش هستند.

2-گناهانی که با توبه و حتّی با هفتاد بار (عدد کثیرة) استغفار پیامبر گرامی اسلام صلّی الله علیه و آله و سلّم برای آن بنده، فابل بخشش نیستند و باید حواسمان جمع باشد که از این نوع گناه خدای ناکرده ازما سر نزند که وساطت پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم هم قبول نمیشود و از نمونه های آنتوبه شخص بدعت گذار در دین و عیب جویی مسخره کردن دین و عیب جویی مسخره کردن انسانهاست و توبه شخص بداخلاق است.



****************


چرا توبه بدعت‏ گذار در دین‏ پذیرفته نمی شود؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 243-مطلب شماره 468


حدیث (1)

 جعفر بن محمّد بن مسرور رحمة اللَّه علیه، از حسین بن محمّد بن عامر، از معلّى بن محمّد از محمّد بن جمهور العمى با اسنادش بطور مرفوعه نقل كرده كه رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند: 

خداوند متعال امتناع دارد كه توبه بدعت ‏گذار را بپذیرد.

محضر مباركش عرض شد: یا رسول اللَّه چرا چنین مى‏ باشد؟

فرمودند: زیرا محبّت و وابستگى به بدعت در قلبش رسوخ كرده.


حدیث (2)

 پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از ایّوب بن نوح، از محمّد بن ابى عمیر از هشام بن حكم، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

در زمانهاى اوّل و پیش مردى بود كه دنیا را از راه حلال طلب نمود و بر آن دست نیافت سپس از طریق حرام پى‏گیرى كرد باز به آن نرسید، شیطان نزدش آمد و به او گفت: فلانى دنیا را از راه حلال و حرام طلب كردى و به آن نرسیدى اكنون مى‏ خواهى تو را به چیزى راهنمایى كنم كه دنیاى تو آباد و فراوان شود؟

آن مرد گفت: آرى.

شیطان گفت: دینى جدید اختراع كن و مردم را به آن دعوت نما.

آن مرد چنین كرد و مردم دعوتش را پذیرفته و اطاعتش كردند، مدتى گذشت و دنیاى آن مرد آباد و ثروت فراوان نصیبش گردید ولى ناگهان به خود آمد و گفت:

این دینى كه اختراع كرده و مردم را به آن دعوت كرده‏ ام توبه ‏اى برایش نمى‏ بینم مگر آنكه نزد كسانى كه منحرفشان كرده ‏ام رفته و آنان را از دینى كه به آنها دعوتشان كرده ‏ام برگردانم، لذا پیش یاران و اصحابش رفت و گفت:

آنچه شما را به آن دعوت كرده ‏ام و شما نیز آن را پذیرفتید باطل بوده و از ساخته ‏هاى خود من است نه دین خدا.

آنها گفتند: دروغ مى‏ گویى و حق همان است و تو در دینت شك و تردید كرده و از آن برگشته‏ اى.

وقتى آن مرد چنین دید زنجیرى تهیه نمود و میخى به آن نصب كرد و زنجیر را به گردنش انداخته و میخ را به زمین كوبید و گفت: زنجیر را از گردنم نمى‏ گشایم تا حق تعالى توبه مرا بپذیرد.

حق تعالى به پیامبرى از پیامبران آن عصر وحى فرمود كه به فلانى بگو :

سوگند به عزّت و بزرگى خود اگر آنقدر مرا بخوانى كه مفاصل استخوانهایت از هم جدا شوند جوابت را نداده مگر تمام آنان كه به دین تو از دنیا رفته ‏اند را زنده كنى و از دین باطل و اختراعى خود آنان را برگردانى.





نوع مطلب : 04-سوره نسـاء، 05-سوره مـائـده، 09-سوره تــوبــة، 25-سوره فــرقــان، 42-سوره شـوری، 66-سوره تحریم، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، اسرار گناه و بررسی آثار آن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط : «چرا توبه شخص بد اخلاق‏ پذیرفته نمی شود؟»، «اسرار وقوع گناه و علّت قبولی توبه»،
          
جمعه 25 آبان 1397



بررسی توبه در قرآن کریم


تکرار واژه توبه در قرآن کریم=33 مرتبه

إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ لِلَّذِینَ یَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهَالَةٍ ثُمَّ یَتُوبُونَ مِنْ قَرِیبٍ فَأُولَئِکَ یَتُوبُ اللَّهُ عَلَیْهِمْ وَ کَانَ اللَّهُ عَلِیمًا حَکِیمًا

بی تردید توبه نزد خدا فقط برای کسانی است که از روی نادانی مرتکب کار زشت میشوند، سپس به زودی توبه میکنند؛ اینانند که خدا توبه آنان را می پذیرد، و خدا همواره دانا و حکیم است.

سوره نساء آیه 17


فَمَنْ تَابَ مِنْ بَعْدِ ظُلْمِهِ وَأَصْلَحَ فَإِنَّ اللَّهَ یَتُوبُ عَلَیْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ 

پس کسی که بعد از ستم کردنش توبه کند و [مفاسد خود را] اصلاح نماید، یقیناً خدا توبه اش را میپذیرد؛ زیرا خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.

سوره مائده آیه 39

 

أَفَلَا یَتُوبُونَ إِلَى اللَّهِ وَیَسْتَغْفِرُونَهُ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ

آیا به سوی خدا بازنمی  گردند، و از او درخواست آمرزش نمی  کنند؟ و حال آنکه خدا بسیار آمرزنده ومهربان است.

سوره مائده آیه 74

 

أَلَمْ یَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ هُوَ یَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَیَأْخُذُ الصَّدَقَاتِ وَأَنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ

آیا ندانسته اند که فقط خداست که از بندگانش توبه را می  پذیرد و صدقات را دریافت می  کند؟ و یقیناً خداست که بسیار توبه پذیر و مهربان است.

سوره توبه آیه 104

  

وَمَن تَابَ وَ عَمِلَ صَالِحًا فَإِنَّهُ یَتُوبُ إِلَى اللَّهِ مَتَابًا

و هر که توبه کند و کار شایسته انجام دهد قطعاً به صورتی پسندیده و نیکو به سوی خدا باز می  گردد.

سوره الفرقان آیه 71

 

وَهُوَ الَّذِی یَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَ یَعْفُو عَنِ السَّیِّئَاتِ وَیَعْلَمُ مَا تَفْعَلُونَ

و اوست که توبه را از بندگانش می  پذیرد و از گناهان درمی  گذرد و آنچه را انجام می  دهید، می  داند.

سوره الشوری آیه 25

 

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَّصُوحًا عَسَىٰ رَبُّكُمْ أَن یُكَفِّرَ عَنكُمْ سَیِّئَاتِكُمْ وَیُدْخِلَكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ یَوْمَ لَا یُخْزِی اللَّهُ النَّبِیَّ وَالَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ نُورُهُمْ یَسْعَىٰ بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَبِأَیْمَانِهِمْ یَقُولُونَ رَبَّنَا أَتْمِمْ لَنَا نُورَنَا وَاغْفِرْ لَنَا إِنَّكَ عَلَىٰ كُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ

ای مؤمنان به پیشگاه خدا توبه کنید، توبه ای خالص که شما را از بازگشت به گناه بازدارد؛ امید است پروردگارتان گناهانتان را از شما محو کند و شما را به بهشت هایی که از زیرِ درختانِ آن نهرها جاری است، درآورد، در آن روزی که خدا پیامبر و کسانی که با او ایمان آورده اند، خوار نمی  کند، نورشان پیشاپیش آنان و از سوی راستشان شتابان حرکت می  کند، می  گویند: پروردگارا نور ما را برای ما کامل کن و ما را بیامرز که تو بر هر کاری توانایی.

سوره التحریم آیه 8


إِنَّ الَّذِینَ فَتَنُوا الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ ثُمَّ لَمْ یَتُوبُوا فَلَهُمْ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَلَهُمْ عَذَابُ الْحَرِیقِ

کسانی که مردان و زنان مؤمن را مورد شکنجه و آزار قرار دادند، سپس توبه نکردند، نهایتاً عذاب دوزخ و عذاب سوزان برای آنان است.

سوره بروج آیه 10


****************


مطلب مدیر وبلاگ :

گناهان از نظر توبه به دو دسته تقسیم میشوند :

1-گناهانی که با توبه فابل بخشش هستند.

2-گناهانی که با توبه و حتّی با هفتاد بار (عدد کثیرة) استغفار پیامبر گرامی اسلام صلّی الله علیه و آله و سلّم برای آن بنده، فابل بخشش نیستند و باید حواسمان جمع باشد که از این نوع گناه خدای ناکرده ازما سر نزند که وساطت پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم هم قبول نمیشود و از نمونه های آنتوبه شخص بدعت گذار در دین و عیب جویی مسخره کردن دین و عیب جویی مسخره کردن انسانهاست و توبه شخص بداخلاق است.


****************


چرا توبه شخص بد اخلاق‏ پذیرفته نمی شود؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب دویست و چهل و دوّم-مطلب شماره 467


پدرم رحمة اللَّه علیه از محمّد بن یحیى، از محمّد بن احمد بن محمّد، از پدرش،

از یونس بن عبد الرحمن از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، حضرت فرمودند:

خداوند تبارك و تعالى امتناع دارد از این كه توبه شخص بد خلق را بپذیرد.

محضر مباركش عرض شد: چرا؟

حضرت فرمودند: زیرا این شخص از گناهى بیرون نمى ‏آید مگر آنكه در آنچه بزرگتر از آن است واقع مى‏ شود.


****************


ذکر صلوات بجای عدم توفیق توبـه 


در كتاب زینة الاعیاد از شیخ احمد بن شیخ زین الدین نقل شده كه :

 امام زین العابدین ، حضرت سجّاد علیه السلام را در خواب دیدم به آن حضرت از نداشتن توشه آخرت و عدم توفیق توبه خالص و اعمال صالح شكایت نمودم.

 آن حضرت علیه السلام فرمودند:
بر تو باد فرستادن صلوات زیاد بر محمد (ص) و آل محمد (علیهم السلام)! 

ما نیز زیاد صلوات مى فرستیم و این صلوات خود را عوض صلوات شما قرار میدهیم.

 

كتاب آثار و برکات صلوات در دنیا، برزخ و قیامت

مؤلف : عباس عزیزى 


******


وقت قبولی توبه چه زمانی است؟

 

 محمّد بن الحسن رحمة اللَّه علیه، از محمّد بن الحسن الصفّار، از معاویة بن حكم از ابن ابى عمیر از ابان بن عثمان، از یحیى بن ابى العلاء از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

حضرت على علیه السّلام جنگ نمى‏ كردند تا وقتى كه آفتاب به زوال گراید و مى ‏فرمودند: درهاى آسمان هنگام زوال(ظهر)آفتاب گشوده شده و توبه آن وقت قبول مى‏ شود و نصرت و ظفر در آن هنگام نصیب مى‏ گردد.

و نیز مى‏ فرمودند: زوال به شب كه وقت فراغت از جنگ و دست كشیدن از آن است نزدیك‏ تر بوده و سزاوار است كه كشتار كمتر شود و طالب جنگ به مقر خود برگردد و مغلوب فرار كند و جان به در برد.

 

برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب385 –(نوادر)-حدیث 70-مطلب شماره 574






نوع مطلب : 04-سوره نسـاء، 05-سوره مـائـده، 09-سوره تــوبــة، 25-سوره فــرقــان، 42-سوره شـوری، 66-سوره تحریم، 85-سوره بروج، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، اسرار گناه و بررسی آثار آن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط : «اسرار وقوع گناه و علّت قبولی توبه»، «چرا توبه بدعت‏ گذار در دین‏ پذیرفته نمی شود؟»،
          
جمعه 25 آبان 1397



معنی دقیق واژه «لمم» یا «گناهان صغیره» ذر قرآن کریم


کلمه «لمم» در سوره نجم، آیه ۳۲ آمده است و خداوند در این آیه‌ می‌فرماید:


 «الَّذِینَ یَجْتَنِبُونَ کَبائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَواحِشَ إِلاَّ اللَّمَمَ 

إِنَّ رَبَّکَ واسِعُ الْمَغْفِرَهِ»

همانا از گناهان کبیره و اعمال زشت، جز صغیره دوری می‌کنند آمرزش پروردگار تو گسترده است.»

 

«لمم» (بر وزن قلم) به گفته راغب در مفردات، به معنی «نزدیک شدن به گناه است» و از گناهان صغیره نیز تعبیر به «لمم» می‌شود.[۱] این واژه در اصل از ماده «المام» گرفته شده که به معنی نزدیک شدن به چیزی بدون انجام آن است و گاه به اشیاء قلیل و کم نیز اطلاق شده است.

 

در «قاموس القرآن» آمده است که لمم «گناهی گفته می‌شود که شخص به آن عادت نکرده و اصرار هم ندارد و گاهگاهی از روی غفلت مرتکب می‌شود».[۲] 

مفسرین نیز تفسیرهائی در همین حدود برای «لمم» ذکر کرده‌اند بعضی آن‌ را به «گناه صغیره» و بعضی به «نیت معصیت بدون انجام آن» و بعضی به «معاصی کم‌اهمیت» تفسیر کرده‌اند گاهی به هرگونه گناه، اعم از صغیره و کبیره شامل می‌شود مشروط به این‌که عادت نشده باشد. اگر هم اتفاق افتاد توبه نماید. در روایات اسلامی نیز تفسیرهای گوناگونی بر این واژه آمده است. در حدیثی از امام صادق ـ علیه السلام ـ می‌خوانیم که در تفسیر این آیه فرمود: 

«هو الذنب یلم به الرجل فیمکث ماشاءالله، ثمَّ یلم من بعد» 

لمم، گناهی است که انسان به سراغ آن می‌رود و سپس مدتی از گناه خودداری کرده و بار دیگر به آن آلوده می‌شود (و هرگز کار همیشگی او نیست).[۳]



در حدیث دیگری از امام صادق ـ علیه السلام ـ می‌خوانیم:


 «اللمم الرجل یلم به الذنب فیستغفرالله منه»

 «لمم، آن است که انسان به سراغ گناهی رود، سپس از آن استغفار کند.»[۴]

 

در تفسیر نمونه آمده است که: قرائن موجود در آیه نیز گواهی می‌دهد که «لمم» به معنی گناهانی است که احیاناً از انسان سر می‌زند سپس متوجه می‌شود و آن را ترک می‌گوید[۵]

 

استثناء «لمم» از «کبائر» (با توجّه به این‌که ظاهر استثناء استثناء متصل است) دلالت بر معنای فوق می‌کند. به علاوه در جمله بعد، قرآن می‌فرماید: «آمرزش پروردگار تو گسترده است» این نیز دلیل است بر این‌که گناهی از او سرزده که نیاز به غفران پروردگار دارد. به هر حال نیکوکاران ممکن است لغزشی داشته باشند ولی گناه برخلاف طبع وسیعه آنهاست، روح و قلب آنها همواره پاک است لذا به محض ارتکاب گناه پشیمان می‌شوند و از خداوند تقاضای بخشش کنند.[۶]

 

«پرهیزگاران، هنگامی که گرفتار وسوسه‌های شیطانی که پیرامون وجود آنها در گردش است می‌شوند به یاد خدا می‌افتند و بینا می‌گردند (و توبه می‌کنند)»[۷]

 

علامه طباطبائی (ره) می‌فرماید: روایات اهل‌بیت ـ علیهم السّلام ـ برای «لمم» سه معنا ذکر کرده‌اند.

۱. گناهان صغیره. 

۲. نزدیک شدن به گناه و انجام ندادن آن. 

۳. گناهی که گاهگاهی انجام می‌دهد ولی عادت نکرده است

 و شامل گناهان کبیره و صغیره می‌شود.

 در نتیجه، معنای «لمم» در بین لغوییون، اختلاف است و از آنچه از لغت و روایت استفاده می‌شود این است که «لمم» برای هر سه معنای فوق آمده است و شامل آنها می‌شود.

 

معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر :

۱. تفسیر نمونه، حضرت ‌آیت‌الله مکارم شیرازی، ناصر، تهران، دارالکتب اسلامیه، ج ۲۲، ص ۵۳۷.

۲. تفسیر المیزان، علامه طباطبائی، سید محمد حسین، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ج ۱۹، ص ۸۱.

۳. اصول کافی، کلینی، محمد بن یعقوب، ج ۲، کتاب ایمان و کفر، باب لمم.

 

پی نوشت ها :

[۱] . راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، بیروت، دارالکتب، مدخل لام؛ و ابن منظور، لسان العرب، قم، نشر ادب حوزه، چاپ اول، ۱۳۶۳، ج ۱۲، ص ۵۴۹.

[۲] . قرشی، سید علی‌اکبر، قاموس قرآن، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ج ۱۱، ۱۳۷۲ ه‍ ، ج ۷ ـ ۶ ـ ۵ ـ ، ص ۲۰۸.

[۳] . کلینی، محمّد بن یعقوب، اصول کافی، قم، دارالاسوه، چاپ اول، ۱۳۷۶ ه‍ ش، ج ۲، باب ایمان و کفر، باب لمم.

[۴] . همان.

[۵] . ر.ک: مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چ ۱۱، ۱۳۶۸، ج ۲۲، ص ۵۳۷.

[۶] . همان.

[۷] . اعراف/ ۲۰۱.

برگرفته شده از سایت :

http://www.shia-news.com/fa/news/100600/




نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، معـانی و تـدبّـر در واژه هـا، اسرار گناه و بررسی آثار آن، 53-سوره نـجـم، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 25 آبان 1397




هرگز به «زنا» نزدیك نشوید


بررسی آثار شوم «زنا»



وَ لا تَقْرَبُوا الزِّنى‏ إِنَّهُ كانَ فاحِشَةً وَ ساءَ سَبِیلًا (اسراء/32)

هرگز به «زنا» نزدیك نشوید كه اینكار بسیار بد و راه ناپسندى است و بر خلاف عقل عقلاء است چه موجب قطع نسبت و باطل شدن ارث و از بین رفتن حقوق پدر بر فرزند میشود.


شیخ طبرسى از پیغمبر اكرم صلّى اللّه علیه و آله و سلّم روایت كرده که فرمودند:

 دورى بجوئید از عمل زنا كه شش خصلت به بار آورد عمر را كوتاه كند آبرو را ببرد و روزى را كم گرداند و در آخرت حسابش سخت و دشوار گردد و پروردگار باو خشم و غضب نماید و در دوزخ جاوید بماند.

عیاشى از حضرت باقر علیه السلام روایت كرده فرمود زنا از گناهان كبیره است و عذاب زانى بسیار شدید و سبب خشم و غضب پروردگار میشود.


**********


اسرار حرام شدن زنا


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 230-مطلب شماره 440


حدیث (1)

على بن احمد از محمّد بن ابى عبد اللَّه، از محمّد بن اسماعیل، از على بن عبّاس از قاسم بن ربیع صحّاف، از محمّد بن سنان نقل كرده كه وى گفت:

حضرت ابا الحسن على بن موسى الرّضا علیه السّلام در مكتوبى به او در جواب مسائلش فرمودند: زنا حرام شده زیرا در آن فساد مى ‏باشد و آن عبارت است از:

كشتن نفوس، از بین رفتن انساب، ترك تربیت اطفال، تباه شدن میراث و امورى شبیه به اینها كه جملگى از وجوه فساد محسوب مى ‏شوند.


حدیث (2) 

على بن حاتم از محمّد بن نوفلى، از احمد بن هلال، از على بن اسباط، از ابن اسحاق خراسانى، از پدرش نقل كرده كه گفت: على علیه السّلام فرمودند: بر شما است كه از زنا دورى كنید زیرا در آن شش خصلت و خصیصه مى ‏باشد سه تا در دنیا و سه تا در آخرت:


 امّا سه ‏تایى كه در دنیا است :


1- نشاط و درخشندگى صورت را از بین مى‏ برد.

2- رزق حلال را قطع مى‏ كند.

3- مرگ و فنا را نزدیك و فاعل را به جهنّم مى‏ برد.


و امّا سه‏ تایى كه در آخرت مى‏ باشد :


1- فاعل را گرفتار سوء حساب مى‏ كند.

2موجب غضب بارى تعالى مى‏ باشد.

3- فاعل را در آتش مخلّد مى‏ نماید.





نوع مطلب : 17-سوره اســراء، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اسرار گناه و بررسی آثار آن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 23 آبان 1397




کسی را که خدا کشتنش را حرام کرده است، نکشید


کلام نورانی وحی در شأن آقا امام حسین علیه السّلام



وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللّهُ إِلاَّ بِالحَقِّ وَمَن قُتِلَ مَظْلُومًا 

فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِیِّهِ سُلْطَانًا فَلاَ یُسْرِف فِّی الْقَتْلِ إِنَّهُ كَانَ مَنْصُورًا

 (إسراء/آیة 34)

(کسی را که خدا کشتنش را حرام کرده است مکشید مگر به حق و هر کس که به ستم کشته شود، به طلب کننده خون او قدرتی داده ایم ولی در انتقام از حد نگذرد، که او پیروزمند است.

 

وَ لا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِ‏ پروردگار در این آیه نهى میكند از ریختن خون بناحق و میفرماید هرگز نفس محترمى را نكشید خداوند قتل را حرام كرده مگر آنكه مستحق كشتن باشد بقصاص یا وجهى دیگر مانند كسانیكه زناى محصنه كرده‏اند یا لواط و یا قطاع الطریق هستند و هر كه مظلوم كشته شود ما ولى او را بر قاتل تسلط دادیم تا انتقام از خون مقتول بكشد.

وجود نازنین پیغمبر اكرم صلّى اللّه علیه و آله و سلّم فرمودند : پرروردگار بمن امر فرمود با مردم كارزار كنم تا بگویند :

«لا اللّه الا اللّه‏»

چون این كلمه را گفتند، خون و مالشان حرام میگردد جز بحق.

صحابه حضورش عرض كردند اى رسول خدا قتل بحق چیست كه خداوند حلال امر نموده؟ 

فرمودند: كافر و مرتد شدن پس از ایمان، زنا كردن بعد از احصان و كشتن نفس میباشد باید او را بعنوان قصاص بقتل رسانید.

در كافى ذیل آیه فوق از حضرت صادق علیه السلام روایت كرده فرمود هرگاه چند نفر شریك شوند در ریختن خون یك نفر اولیاء مقتول اختیار دارند یكى از آنها را بعنوان قصاص بقتل رسانند و بیش از یكنفر نمیتوانند بقتل رسانند چه خداوند میفرماید: فَلا یُسْرِفْ فِی الْقَتْلِ‏ اسراف در قتل نیست در زمان جاهلیت چون كسى را بقتل میرسانیدند اولیاء مقتول قاتل و پدر و برادر و خویشان او را میكشتند خداوند این عمل را نهى كرد و فرمود اسراف در قتل نیست.

در كافى از اسحق بن عمار روایت كرده گفت حضور حضرت موسى بن جعفر علیه السلام عرض كردم خداوند میفرماید وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِیِّهِ سُلْطاناً فَلا یُسْرِفْ فِی الْقَتْلِ إِنَّهُ كانَ مَنْصُوراً مراد از اسراف در قتل كه خداوند نهى فرموده‏ چیست؟

فرمود آنست كه غیر از قاتل را نكشند و قاتل را مثله نكنند مجددا پرسیدم غرض از واژه (منصوراٌ) چه بوده؟ فرمودند كدام نصرت بالاتر از آنست كه خداوند قاتل را براى قصاص در اختیار اولیاء مقتول گذارده كه یكنفر را بقتل برسانند و بكشند و با این كشتن نه در دنیا و نه در آخرت گناهى بگردن آنها نباشد.

و نیز از حضرت صادق علیه السلام روایت كرده آیه در حق حضرت امام حسین علیه السلام وارد شده و حضرت صادق علیه السلام فرمودند: كه اگر حضرت قائم ولى خون امام مظلوم تمام روى زمین را بقتل برساند در كشتن اسراف نكرده است چه اسراف در قتل آنست كه غیر قاتل را بكشد.

******** 


توضیح مدیر وبلاگ

باتوجه به سئوال از ساحت مقدّس امام کاظم علیه السلام که : «غرض از واژه «منصوراٌ» چه بوده؟ فرمودند: كدام نصرت بالاتر از آنست كه خداوند قاتل را براى قصاص در اختیار اولیاء مقتول گذارده»


وقتی در زیارت عاشورا می خوانیم :

وَ اَکْرَمَنى بِكَ اَنْ یَرْزُقَنى طَلَبَ ثارِكَ مَعَ اِمامٍ مَنْصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ و َآلِهِ

 پس میخواهم از آن خدائى که گرامى داشت مقام تو را و گرامى داشت مرا بخاطر تو که روزیم گرداند خونخواهى تو را در رکاب آن امام یارى شده (نصرت داده شده) از خاندان محمّد صلّى اللّه علیه و آله

برای امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشّریف كدام نصرت بالاتر از اینکه به خونخواهی جدّ بزرگوار خویش قیام بفرماید و آن ملعونین را به سزای اعمالشان برساند. و این به نوعی پیوندی میان عاشورا و مهدویت را نشان می دهد و از این رو میتوان گفت:  زیارت عاشورا به عنوان یکی از زیارات منسوب به امام حسین(ع)، بستر مناسبی برای مهدی پژوهی وجود دارد.


مگر چقدر فضیلت گرفتن این انتقام بالاست که ما در این فراز از زیارت مقدس عاشورا از خداوند میخواهیم که به ما کرامت بفرماید که در این امر مقدس با امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشّریف همراه باشیم؟

  






نوع مطلب : 17-سوره اســراء، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، آیــات و مطالــب مـــهــــدوی، اسرار گناه و بررسی آثار آن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن، شرح فرازهایی از زیارت عاشورا،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 23 آبان 1397



إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنْزِیرِ وَمَا أُهِلَّ بِهِ لِغَیْرِ اللَّهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَیْرَ بَاغٍ وَلا عَادٍ فَلا إِثْمَ عَلَیْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ ﴿بقره/173﴾ 26

جز این نیست كه خدا [براى مصون ماندن شما از زیان‏هاى جسمی  و روحى] مردار و خون و گوشت خوك و حیوانى را كه [هنگام ذبح] نام غیر خدا بر آن برده شده ، بر شما حرام كرده . پس كسى كه [براى نجات جانش از خطر] به خوردن آنها ناچار شود ، در حالى كه خواهان لذت نباشد و از حدّ لازم تجاوز نكند ، گناهى بر او نیست ؛ زیرا خدا بسیار آمرزنده و مهربان است .

  

حُرِّمَتْ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةُ وَالدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِیرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَیْرِ اللَّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّیَةُ وَالنَّطِیحَةُ وَمَا أَکَلَ السَّبُعُ إِلا مَا ذَکَّیْتُمْ وَ مَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالأزْلامِ ذَلِکُمْ فِسْقٌ الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ دِینِکُمْ... ﴿مائده/3﴾ 107

] خوردن مواد ناپاک که تناسبی با جسم و روح شما ندارند] بر شما حرام شده است ] مانند] گوشت مردار و خون و گوشت خوک و آنچه به نام غیر خدا کشته اند و حیوان خفه شده و آنچه به ضرب چوب و سنگ مرده و آنچه به سبب پرت شدن از بلندی جان داده و حیوانی که به ضرب شاخ حیوان دیگر از بین رفته و حیوانی که درنده ای آن را کشته و از آن خورده، مگر آنچه را که در آستانه مرگ، قابل تذکیه بوده و شما به دستور شرع تذکیه کرده اید، و نیز آنچه برای بت ها قربانی شده، و آنچه به وسیله تیرهای قمار سهم بندی می کنید بر شما حرام گشته است. [همه] این [امور] فسق و نافرمانی [از احکام خدا] ست.



قُل لَّا أَجِدُ فِی مَا أُوحِیَ إِلَیَّ مُحَرَّمًا عَلَىٰ طَاعِمٍ یَطْعَمُهُ إِلَّا أَن یَكُونَ مَیْتَةً أَوْ دَمًا مَّسْفُوحًا أَوْ لَحْمَ خِنزِیرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ ﴿انعام/145﴾ 147

بگو: در احکامی  که به من وحی شده خوراک حرامی را بر خورنده ای که میل دارد آن را بخورد نمی  یابم، مگر آنکه مردار یا خون ریخته شده از رگ های حیوان یا گوشت خوک باشد که یقیناً همه نجس و پلیدند.


**********


اسرار حرام كردن شراب، مردار، خون و گوشت خوك، 

بوزینه، خرس، فیل و سپرز


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 237-مطلب شماره 447


حدیث (1)

محمّد بن الحسن رحمة اللَّه علیه از محمّد بن حسن صفّار، از محمّد بن حسین بن ابى الخطّاب، از محمّد بن اسماعیل بن بزیع، از محمّد بن عذافر، از برخى رجالش، از حضرت ابى جعفر علیه السّلام راوى مى‏ گوید: محضر مبارك امام علیه السّلام عرض كردم:

 براى چه خداوند عزّوجل شراب و مردار و خون و گوشت خوك را حرام فرموده است؟

حضرت فرمودند: خداوند تبارك و تعالى این اشیاء را بر بندگان حرام نكرد و غیر آنها را حلال قرار نداد تا ایشان را به آنچه حلال كرده راغب و از آنچه حرام فرموده بى‏ میل نموده باشد بلكه پس از آفرینش مخلوقات آنچه كه ابدان ایشان به آن قائم است و در راستاى مصلحت و خیر آنها هست را به آنها تعلیم فرمود و پس از آن تفهیم شان نمود كه این سنخ از اشیاء بر ایشان مباح و حلال است و نیز آنچه به ضرر ابدانشان هست را به آنها هشدار داد و اعلام فرمود كه این قبیل از اشیاء بر آنها حرام است.

 سپس فرمود:  كسى كه از شما در وقتى از اوقات مضطرّ شد و بدنش قائم و پا بر جا نشد مگر به یكى از این محرّمات البته در چنین وضعى مى‏ تواند به مقدارى كه حاجتش برطرف شده و مشكلش حلّ شود از آن استفاده كند نه بیش از این مقدار.

پس از آن فرمود: امّا مردار: احدى حق ندارد از آن تناول كند مگر آنكه بدنش مبتلا به ضعف مفرط بوده یا قوّت از او رفته و بدون استفاده از آن نسلش منقطع مى‏ گردد و اساساٌ خورنده مردار مبتلا به مرگ ناگهانى مى‏ گردد.

و امّا خون: خوردن آن در خورنده آن زرد(سمّ) ایجاد كرده و او را مبتلا به مرض عطش و قساوت قلب و كم مهرى نموده بطورى كه به خویشاوندان و یارانش هیچ ایمان و اعتقادى ندارد.

و امّا گوشت خوك : خداوند تبارك و تعالى طائفه‏ اى را در صورت‏ هاى مختلف نظیر صورت خوك و بوزینه و خرس مسخ فرمود و سپس نهى كرد از خوردن گوشت حیوانات مماثل (مثل هم) و هم شكل ایشان تا بدین وسیله از استفاده شدن ممسوخات جلوگیرى به عمل آمده و از طرفى به عقوبت و بلایى كه آنها به آن مبتلا شده ‏اند استخفافى واقع نگردد.

و امّا خمر و شراب : خداوند متعال آن را حرام فرمود زیرا هم مستى ایجاد مى‏كند و هم فاسد است سپس فرمود: خورنده شراب به منزله كسانى است كه بت مى‏ پرستند و شرب خمر در شارب ارتعاش و لرزه ایجاد كرده و مروّت و جوانمردى را از او زائل نموده و باعث مى‏ شود كه وى بر انجام محارم الهى از قبیل ریختن خونها و مرتكب شدن زنا جرات پیدا نماید حتى كار بجایى مى‏رسد كه از آدم مست بعید نیست كه با محارم خود در حال زوال عقل جمع شود، بارى شراب در شارب هر شر و بدى را ایجاد مى‏ كند.


حدیث (2)

 على بن احمد بن محمّد رضى اللَّه عنه، از محمّد بن ابى عبد اللَّه كوفى، از محمّد بن اسماعیل برمكى، از على بن عبّاس از قاسم بن ربیع صحّاف، از محمّد بن سنان نقل كرده كه وى گفت: حضرت رضا علیه السّلام در مكتوبى به من در جواب مسائل هم فرمودند:

خوك به خاطر این حرام شده كه حیوانى است بسیار كریه و زشت، حق تبارك و تعالى این زشتى را وسیله پند و عبرت خلائق و سبب خوف و بیم مردمان و نشانه وقوع مسخ بر خلقتش قرار داده است.

و دلیل دیگر بر حرمتش آن است غذاء این حیوان ناپاك‏ترین ناپاكى‏ ها است و علل بسیار دیگر كه نامى از آنها در اینجا برده نشده.

و امّا بوزینه : نیز حرام است زیرا همچون خوك از ممسوخات بوده و حق تعالى زشتى این حیوان را نیز وسیله عبرت خلائق و نشانه وقوع مسخ بر خلقتش قرار داده است.

ناگفته نماند كه حق جلّ و على یك شباهتى از انسان در این حیوان گذارده تا مردم بدانند كه این موجود از مخلوقاتى است كه مورد غضب و سخط الهى واقع شده است.

و نیز حضرت رضا علیه السّلام در مكتوبى به محمّد بن سنان 

در جواب مسائلش مرقوم ‏فرمودند: 

و امّا مردار : نیز حرام است زیرا تغذیه از آن موجب فساد و تباه شدن ابدان و پیدا شدن آفات در آنها مى‏ باشد و وجه دیگر براى حرمت آن این است كه حق تعالى بدین وسیله خواسته است هشدار دهد كه تسمیه (گفتن بسم اللَّه در وقت ذبح) سبب است براى حلال شدن مذبوح و تركش باعث حرام بودن آن مى ‏باشد.


و امّا خون : حق تعالى خون را نیز همچون مردار حرام فرموده زیرا تغذیه از آن سبب فساد ابدان و موجب پیدا شدن آب زرد و بوى متعفّن دهان و بد بو شدن شخص و بد خلق شدن وى و سخت دل شدن و كم مهر گردیدن نسبت به دیگران مى‏ گردد حتى كار بجایى مى ‏رسد كه فرزند به واسطه تغذیه از آن پدر و دوست و همسرش را به قتل مى‏ رساند.

و امّا طحال و سپرز را حق عزّوجل حرام فرمود زیرا در آن خون مى ‏باشد و از طرفى علّت تحریم آن با علّت تحریم خون و مردار یكى مى ‏باشد چه آنكه طحال در فساد به منزله آنها مى‏ باشد.


حدیث (3) 

و امّا تناول گوشت فیل :

محمّد بن على بن ماجیلویه رضى اللَّه عنه، از عمویش محمّد بن ابى القاسم، از احمد بن ابى عبد اللَّه برقى از محمّد بن اسلم جبلى، از حسین بن خالد نقل كرده كه وى گفت:

از حضرت ابا الحسن الرّضا علیه السّلام پرسیدم: آیا تناول گوشت فیل حلال است؟

حضرت فرمودند: خیر.

عرض كردم: چرا؟

فرمودند: زیرا فیل مماثل این حیوانات است و حق تعالى گوشت ممسوخات و گوشت آنچه كه مثل آنها هستند را حرام فرموده.






نوع مطلب : 02-سوره بـقـرة، 05-سوره مـائـده، 06-سوره انـعـام، 16-سوره نـحـل، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، اسرار گناه و بررسی آثار آن، 25-30، 103-108، 145-150، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 15 مهر 1397


( کل صفحات : 2 )    1   2   


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار وبلاگ نویسی

وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت

اخبار ایران:

اخبار جهان:

اخبار اقتصادی:

اخبار علمی

اخبار فناوری و اطلاعات

اخبار هنری:

اخباراجتماعی

اخبار ورزشی

--------------------------------------------------------------------------------------

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

--------------------------------------------------------------------------------------
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
-------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------- ساخت وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات