وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :


مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ


هر که علم اولین و آخرین را میخواهد،

باید آن را در قرآن بجوید.


کنزل العمال ج1 ص548




مدیر وبلاگ :سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید






برچسبها



جهنم چگونه است؟ به بیان حضرت مالک




[http://www.aparat.com/v/bKrOs]


[http://www.aparat.com/v/bKrOs]




نوع مطلب : اســـــــــــــــــــرار شیطان ، پیامبـــــــــــر اکــــــــــــرم ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 7 دی 1398




حرف زدن در پنج جا ممنوع

به روایتی از رسول گرامی اسلام اگر کسی در پنج مکان حرف از دنیا بزند، عمل هفتاد سالش پوچ می شود.

 

آیت الله مجتهدی تهرانی(ره)در تبیین و توضیح این حدیث می گوید: اهل تسنن به این روایت خیلی اهمیت می دهند و از آن  استفاده حرمت می کنند و در این پنج جا سخن از دنیا نمی گویند .این پنج مکان به شرح زیر است:

 

ا. مسجد: به فتوای علمای مل در نسجد حرف دنیل زدن کراهت دارد

 

2. هنگام قرایت قرآن: گاهی اوقات قاری هنگام تلاوت قرآن است ما هم سخن می گوییم.به آیات قرآن گوش دهید و ساکت باشید.

 

3. زمان تشییع جنازه: وقتی جنازه ای را تشییع می کنی باید به یاد مرگ باشی.در تشییع جنازه حرف می زنند و می خندند و تخمه می شکنند و به زن ها نگاه می کنند.پس تشییع جنازه مان ناجور است.وقتی دنبال جنازه می روید، حرف دنیا نزنید.

 

4. زمان دفن کردن: دارید جنازه دفن می کنید، چرا حرف دنیا می زنید؟در قبرستان حرف دنیا نزنید و به یاد مرگ باشید.(اشاره به پارک شدن آرامستان ها)

 

5. هنگام اذان و اقامه: موقعی که اذان می گویند بعضی ها صحبت می کنند.امام جماعت صحبت میکند بعضی ها صحبت می کنند.در این مواقع صحبت از دنیا نکنید.






نوع مطلب : سخنــرانی های کوتـاه قــــرآنی، پیامبـــــــــــر اکــــــــــــرم ، احادیث اهمیّت نماز جماعت و مسجد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 16 آبان 1398


هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الأمِّیِّینَ رَسُولا مِنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَکِّیهِمْ 

وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ وَإِنْ کَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ ﴿جمعة/2

اوست که در میان مردم بی سواد، پیامبری از خودشان برانگیخت تا آیات او را بر آنان بخواند و آنان را [از آلودگی های فکری و روحی] پاکشان کند و به آنان کتاب و حکمت بیاموزد، و آنان به یقین پیش از این در گمراهی آشکاری بودند.



ابعاد بعثت خاتم الانبیاء صلّی الله علیه و آله و سلّم


از مجموعه برنامه های "سمت خدا"

توسط حاج آقای عابدینی

تاریخ پخش 97/01/25


بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین
شریعتی: «صلی الله علیک یا رسول الله» سلام می‌کنم به همه هموطنان عزیزم، بیننده‌ها و شنونده‌های نازنین‌مان، سالروز بعثت نبی مکرم اسلام حضرت محمد مصطفی(ص) را به همه شما تبریک می‌گویم. انشاءالله همه ما مشمول نگاه پدرانه حضرت رسول(ص) باشیم. حاج آقا عابدینی سلام علیکم خیلی خوش آمدید.
حاج آقای عابدینی: سلام می‌کنم به همه بینندگان و شنوندگان عزیز. بنده هم این عید عظیم و این عید مبارک را به همه مسلمان‌ها و همه بیننده‌ها تبریک می‌گویم. امیدوارم از رحمت رحمة للعالمین در این ایام بزرگ استفاده کامل کنیم و جذبه‌های رحمانی حضرت حق شامل وجود همه ما بشود
شریعتی: یک تبریک ویژه و مخصوص هم به همه آقا پسرها و دخترخانم‌هایی که سالروز بعثت نبی مکرم اسلام را آغاز زندگی مشترک خودشان قرار دادند، می‌گوییم. بحث ما روزهای شنبه سیره تربیتی انبیاء در قرآن کریم است. وقتی شما از اوصاف انبیاء برای ما می‌گویید همه اینها را کنار هم می‌گذارم و می‌بینم چه پیامبر نازنینی داشتیم. امروز هم قطعاً از پیامبر خواهیم شنید. از بعثت نبی اکرم برای ما بگویید.
حاج آقا عابدینی: (قرائت دعای سلامت امام زمان) انشاءالله در این ایام و این روزها آن جنبه باطنی که خدا در این ایام گشوده است، قدری برای ما هم مکشوف شود و جذب باطن عالم شویم و بهره‌مند باشیم و از همه لذت‌هایی که اولیائش بهره‌مند هستند ما هم بچشیم و بهره‌مند باشیم. بحثی که امروز خواهیم داشت در مورد حقیقت بعثت چند جمله‌ای را مطرح کنیم. از این منظر به مسأله نگاه کردن به صورتی که بحث بعثت را برای ما کاربردی کند و تکلیف امروز ما را مرتبط با بعثت روشن کند، بلکه در نهایت احساس کنیم انگیزه بیشتری در آن متدین بودن به دینمان و عزم راسخ‌تری در ارتباط با این دینی که پیغمبر اکرم آورده در وجود ما شکل بگیرد. ابتداعاً با کلامی از امام صادق آغاز می‌کنم که فرمودند: چهار بار ابلیس ناله کرد. در سر تا سر عمرش چهار بار ناله کرد. دوبار از اینها مرتبط است. اول بار روزی بود که خود مورد لعن قرار گرفت وقتی به آدم سجده نکرد. دومی وقتی بود که به زمین هبوط کرد. بعد از اینکه سجده نکرد به زمین هم رانده شد یعنی از مقام قربش رانده شد. وقتی ناله سر می‌داد یعنی برای او یک مصیبت عظیم بود و الا ابلیس خیلی وقایع در عالم هدایتی ایجاد شد که برایش مصیبت بار بود. اما به مرز اینکه ناله‌ای که حالت انقطاع از کمال باشد برایش ایجاد نشده بود. ناله کرد یعنی تمام وجودش سر افکنده شد. یکبار پس زمانی که سجده نکرد و مورد لعن قرار گرفت و یکبار وقتی که هبوط کرد. این دو هردو مربوط به جریان آدم(س) بود که مرتبط با او بود.
دوجریان دیگر هم وقتی است که پیغمبر خاتم نبی اعظم مبعوث به رسالت شدند، «عَلى‏ حینَ فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُل‏» بعد از اینکه یک فاصله طولانی افتاده بود و از رسولان زمان خالی بود. مدت طولانی بعد از عیسی(ع) رسول اولوالعزمی نیامده بود و از رسولان دوره‌های طولانی خالی بود. همچنین «حین اُنزلت ام الکتاب» وقتی که قرآن نازل شد. این نازل شدن قرآن و همچنین مبعوث شدن پیغمبر در قبال آن دوتایی که مورد لعن قرار گرفت و آنجایی که هبوط به زمین کرد. آنجا در وجودش این مسأله محقق شده بود چون مورد لعن قرار گرفته بود و هبوط به زمین کرده بود و از مقام قرب دور شده بود. اما این دو نسبت به یک حقیقت بیرونی است به ظاهر که پیغمبر مبعوث شده و همچنین قرآن نازل شده است. در اینجا دارد که دوبار هم جشن خیلی باشکوه گرفت. این ناله‌ها و مصیبت‌های اعظمش بود. دو بار هم شادمانی داشت. یکی وقتی که «أکل آدم من الشجره» وقتی از درخت ممنوعه خورد. دید از این به بعد دیگر دستش به فرزندان آدم باز شد. از آنجا راه خودش را به فرزندان آدم باز دید. این برایش انتقامی که می‌خواست که باعث شده بود از مقام قرب دور شود و به زمین هبوط کند، چون قسم خورد انتقام می‌گیرم. دید راه انتقام را پیدا کرد. از چه راهی؟ خوردن. بعد تمام تبعات دیگر از این راه محقق می‌شود. این خودش بحث مفصلی دارد. «حین أکل آدم من الشجره و حین اهبط من الجنه» وقتی آدم از بهشت رانده شد.
پس خود سجده نکردن و هبوط برای آدم، جشن گرفت بخاطر خوردن از درخت. اینها یک مسائل است در ساختار انسان که درابطه شیطان در این هبوط و رابطه انسان در این هبوط که اینها چه نظام معرفتی دارد، الآن فرصت نیست. این بحث بسیار زیبایی است که این رابطه را چطور ایجاد می‌کند که هنوز آدم در مرتبه ساختار سازی بوده است. پس دو بار جشن گرفته و چهار بار هم ناله سر داده است. در تمام وقایعی که برای شیطان پیش آمده است چهار واقعه بوده که برای او عظیم بوده است. دو تا مربوط به حضرت آدم بوده که اخراجش از بهشت بوده و خوردن از شجره، دو مورد دیگر هم بعثت پیامبر و نزول قرآن بوده است. وقایع بسیار دیگری هم اتفاق افتاده، رسولان اولوالعزم مبعوث به رسالت شدند. کتاب‌های آسمانی دیگری نازل شده است اما تمام ارکان شیطان به تزلزل نیفتاده بود. این عظمت بعثت را که ما هنوز خیلی به آن توجه نداریم. این بحث نظام تکوین را در نظام وجودی معلوم می‌کند. که شیطان فهمید با بعثت پیغمبر و با نزول قرآن تمام زحمت‌هایی که می‌خواست بکشد، نقش بر آب است. درست است که می‌تواند خیلی‌ها را به گمراهی بکشاند اما حق به تمام آشکار شد. با بعثت پیغمبر و با نزول قرآن. لذا با تمام وجود این متزلزل شد

در روایت دیگری هست که در نهج‌البلاغه امیرالمؤمنین است. می‌فرمایند:

 یک خانه واحدی بود که در آن اسلام بود که پیغمبر بود و حضرت خدیجه بود و امیرالمؤمنین(ع). «وَ أَنَا ثَالِثُهُمَا أَرَی نُورَ الْوَحْیِ‏ وَ الرِّسَالَةِ» و وحی و رسالت را می‌دیدم. «وَ أَشُمُّ رِیحَ النُّبُوَّةِ» (نهج‌البلاغه/ص300) این نور وحی و رسالت مادی نیست. بوی نبوت هم مادی نیست. اینها را مکاشفات یا مشاهدات شَمّیه می‌گویند و آنجا هم مکاشفات رؤیت است که بصریه است و با چشم نیست اما مشاهدات عینیه است. اینها رؤیت است. چون ما فکر می‌کنیم رؤیت فقط همین است. اما همین مرتبه دیدنی که انسان در خواب می‌بیند، مگر این چشم بسته نیست. کاملاً می‌بیند و برایش واضح هم هست، سیری هم دارد. از آن هم دقیق‌تر است. آنهایی که با چشم می‌بینند، با اینکه این چشم بسته است، این چشم باز نشده است اما دیدن محقق شده است. همچنین که دیدن در خواب لطیف‌تر از دیدن در بیداری است، چون وقتی آدم می‌بیند هیچ کدورتی ندارد، دور و نزدیک را به راحتی بیشتری می‌بیند. چون در مرتبه خیال است. مرتبه خیال عالمش از مرتبه عالم مادی خیلی اعظم است. موانعش کمتر است. لطافتش هم بیشتر است.
بعد فرمودند: بوی نبوت را استشمام می‌کنم. مکاشفات و مشاهدات شَمّیه خودشان برای خودشان بابی دارند که بسیاری از اولیای الهی با این جذب به باطن عالم می‌‌شوند. یک نوع ادراک وجودی و کمالی است.«وَ لَقَدْ سَمِعْتُ رَنَّةَ الشَّیْطَانِ» حضرت می‌فرماید: من شنیدم رنَهّ شیطان را «حِینَ نَزَلَ الْوَحْیُ عَلَیْهِ(ص)» وقتی وحی بر پیغمبر نازل شد من ناله شیطان را شنیدم. «فَقُلْتُ یَا رَسُولَ اللَّهِ مَا هَذِهِ الرَّنَّةُ»این ناله و فریاد چه بود؟ حضرت فرمودند: «فَقَالَ: هَذَا الشَّیْطَانُ قَدْ أَیِسَ مِنْ عِبَادَتِهِ» از عبادتش که به صورت اطلاقی بتواند، رسولان مدتی نیامده بودند و این احساس می‌کرد یکه تازی‌اش در عالم به نتیجه می‌رسد که همه عالم را تحت اختیار خودش بگیرد. «إِنَّكَ تَسْمَعُ مَا أَسْمَعُ» این از کلمات بلند پیغمبر است. هرچه من می‌شنوم تو هم می‌شنوی! این یعنی همان صداها و وحی‌ها
  را می‌شنوی و می‌بینی آنچه من می‌بینم. «وَ تَرَی مَا أَرَی إِلا أَنَّكَ لَسْتَ بِنَبِیٍّ» تو نبی نیستی. نبوت ملازم با این نیست که اگر کسی می‌بیند و می‌شنود نبی باشد. لذا اولیای الهی هم دیدن و شنیدن دارند. امیر مؤمنان دیدن و شنیدنش، دین و شنیدن پیغمبر است اما نبوت یک منصب اختصاصی است که برای مسئولیت و وظیفه خاصی است که ابلاغ پیام الهی است و الا در ولایت امیرالمؤمنین با پیغمبر اکرم در ولایت مشترک هستند اما در نبوت اختصاص به پیغمبر اکرم دارد و نبی اکرم تابع محض او هستند در نبوت و در تشریع احکام همه تابع و مبلغ و مبیّن او هستند. لذا نبی اکرم به این نسبت شرافت دارد بر حضرات از این جهت که او نبی خاتم است و اینها مبین دینی هستند که او آورده است. این عظمت اصل مسأله که نعمت بعثت پیغمبر در طول تاریخ اینطور برای شیطان سر افکندگی ایجاد کرده است.
یک کلامی را از امام (ره) بخوانم. ایشان می‌فرماید: روز بعثت پیامبر اکرم در سرتا سر دهر من الازل الی الابد روزی شریف‌تر از آن نیست. برای اینکه حادثه‌ای بزرگتر از این حادثه اتفاق نیفتاده است. حوادث بسیار بزرگ در دنیا اتفاق افتاده است. بعثت انبیای بزرگ، انبیای اولوالعزم و بسیاری از حوادث بسیار بزرگ، لیکن حادثه‌ای بزرگتر از بعثت رسول اکرم نشده است و تصور هم ندارد که بشود. نه فقط در گذشته این بی سابقه است، در آینده هم بزرگتر از این امکان ندارد. حتی جریان ظهور شأنی از این است. با اینکه ظهور و جلوه تام این می‌شود اما در قبل و در سایه و در همین پرده او ظهور می‌کند. این تجلی منکشف می‌شود ولی مبدئیت آن همین تجلی است. در مقابل این نیست، انکشاف این است. لذا امام می‌فرماید: و تصور هم ندارد که بشود زیرا که بزرگتر از رسول اکرم در عالم وجود نیست غیر از ذات مقدس حق تعالی که دیگر قابل قیاس هم نیست. حادثه‌ای بزرگتر از بعثت او هم نیست. بعثتی که بعثت نبی ختمی است و بزرگترین شخصیت‌های عالم امکان و بزرگترین قوانین الهی که کتابش است در یک چنین روزی اتفاق افتاده است و این روز را بزرگ کرده است. امام می‌فرمایند: یک انگیزه از بعثت این است که قرآن که در غیب بوده است و به صورت‌های غیبی بوده است و در علم خدای تعالی بوده است و در غیب الغیوب بوده است به وسیله این موجود عظیمی که به واسطه مجاهدت بسیار و به واسطه بودن او بر فطرت حقیقی که فطرت تام عالم پیغمبر است. فطرت کل عالم است. وجود پیغمبر فطرت حقیقی عالم است. این فطرت حقیقی قدرت داشت آن حقیقت عظیم را تنزل بدهد از مرتبه غیب الغیوب به مرتبه ظاهر، یعنی هیچ دستی نباید به این می‌خورد. نباید این قرآن به حدی آلوده می‌شد و محدود می‌شد، تنها وجودی که می‌توانست این حقیقت را از مرتبه غیب الغیوبی با تمام عظمت بگیرد و بیاورد تا در مرتبه عالم ظاهر اظهار و آشکار کند وجود مبارک نبی ختمی بوده که هیچ حدی بر او عارض نشده بود. هیچ سایه‌ای بر این نور سایه نیافکنده بود. این قرآن مرتبط با غیب است. این قرآن همین الآن مرتبط با مرتبه غیب الغیوبی است، گسسته نشده است و کانال صعودش هم از کانال پیغمبر اکرم و اهل‌بیت(ع) است. یعنی این تنزلی که در وجود اینها محقق شد تا به اینجا رسید، عروجش هم از کانال وجود همین‌ها و با این ارتباط و توسل و شفاعت اینها از همین کانال برگشت پیدا می‌کند به مرتبه غیب الغیوب عالم، این کلام امام هست که می‌فرماید: او به واسطه بودن بر فطرت حقیقی و فطرت توحیدی، او با غیب رابطه دارد و به وسیله رابطه‌ای که با غیب دارد این کتاب مقدس را از مرتبه غیب متنزل کرده است
.
از اینجا بحثی که می‌خواهیم عرض کنیم این است که حقیقت بعثت چیست؟ در وجود انبیاء بعثت چه می‌کرده و در وجود نبی ختمی مرتبت بعثت چه کرده است. بعثت یعنی چه؟

بعثت اینگونه نیست که انبیاء قبل و بعد بعثت تفاوتی نکنند. فقط بحث ظهور نیست. بلکه یک تغییری در وجود اینها ایجاد می‌شود که این تغییری که ایجاد می‌شود یک شوری در وجود انبیایی که مبعوث به رسالت می‌شوند ایجاد می‌کند که آن شور یک آتش به وجود اینها می‌زند که آن آتش محبّت و شوق آنها را خستگی ناپذیر می‌کند در مأموریتی که به عهده آنها گذاشته می‌شود. یعنی یک آتش و شوری است که بر جان انبیاء می‌افتد با بعثت، لذا لفظ بعثت یعنی برانگیخته شدن. مثل کسی که خوابیده وقتی بلند می‌شود از خواب طولانی، از جا کنده می‌شود بعث می‌گویند. وقتی مرده بعد از اینکه می‌میرد و خاک می‌شود و یک سکون طولانی در سالهای طولانی بر آن عارض شده، بعد از آن دوباره از خاک بیرون می‌آید بعث می‌گویند. «یوم البعث» که با تمام وجودش حرکت می‌کند و حرکتش برای این است که برسد به مقامی که با اعمالش بتواند برسد. با حرکت شدید و تند، یعنی بعد از یک آرامش یک طوفان شدید، یک شور و شوق جدید، یک محبت و حرکت ویژه است

آن چیزی که ما امروز کم داریم ایجاد انگیزه‌هایی است که به ما قدرت حرکت بدهد و باور و عزم و همت حرکت بدهد. این در اغلب جوامع این انگیزه داشتن، شدتش کم شده است. لذا آن اشتیاق نیست. لذا کارها را با میل تام و انگیزه و همت و عزم کامل انسان انجام نمی‌دهد. انبیاء با جریان بعثت می‌خواهند نشان بدهند حقیقت بعثت ایجاد انگیزه است. اساس آن عزم و همت است. بیدار شدن و حیات است. یعنی در حقیقت یک حیات ویژه‌ای است که این حیات ویژه نسبت به سابق که آن هم حیات بود اما این حیات ویژه مثل این است که سابق نسبت به این خواب بوده است. در جریان ادریس نبی(س) در کوه مشغول عبادت خدای سبحان بود. بعد ملک وحی که جبرئیل(س) باشد به حضور ادریس رسید، به ادریس آنجا از جانب خدای سبحان فرمود: نمی‌خواهی در مقام هدایت مردم با این ظلمی که در جامعه می‌شود مبارزه کنی؟ نمی‌خواهی حرف خدا را به همه برسانی؟ ادریس گفت: من تمایل بسیار دارم اما اینجا فراری هستم. وقتی بعث به رسالت شد از کوه پایین آمد و در اجتماع آمد و پای همه چیز ایستاد و آتش زد به رکود و خمودی که همه را فرا گرفته بود و تن به ظلم داده بودند. آتش زد یعنی اراده ایجاد کرد. عزم ایجاد کرد. در مقابل آن حاکم ایستاد و حرف زد. حرکت توأم با شوق و پشتوانه قوی الهی است. بعثت یعنی مأمور از جانب خدا شدن و کسی که با این عقبه حرکت می‌کند خستگی ناپذیر است. با این عقبه با تمام قدرت است. چون جای خستگی و جای ضعف ندارد. لذا در هیچ جهت از وجودشان ضعف آشکار نمی‌شود. وقتی در وجود انبیاء این حالت از شور و هیجان و این حالت آتش درونی محبتی که به امر الهی متلبس شده که مأمور شده از جانب خدا برود، مثل این است که اگر یکبار گویی بنده من، از اشک بگذرد خنده من! اگر انسان بفهمد وقتی مورد خطاب خدا قرار می‌گیرد چقدر این عظیم است، ما مورد خطاب عمومی قرار گرفتیم و اگر کسی متنبه به این شود دیوانه کننده می‌شود. 
حساب کنید یک نبی با معرفت تمام مخاطب خاص خدای سبحان قرار بگیرد و به او وحی شود. چقدر این در وجود او طوفان به پا می‌کند. با عشق و علاقه و معرفتی که به خدای سبحان دارد و می‌شناسد، مخاطب خاص خدا شود. مأمور است از جانب او برای ابلاغ، این چقدر عظمت است که این ارتباط ایجاد شده است. چه آتشی در وجود او به پا می‌کند برای اینکه بخواهد این مأموریت را به تمام وجه و به احسن وجه اجرا کند. آن هم یک حقیقتی که مثل پیغمبر اکرم که رسول خاتم باشد، باب وحی رسالتی بعد از این بسته باشد، آخرین نفری است که باب وحی رسالتی بر او در عالم وجود می‌خواهد محقق شود. بالاترین کلام وحی که قرآن کریم است و قرآن با وجود این فریاد کرد می‌خواهد بر وجود این نازل شود و به واسطه این ابلاغ شود. اینها آتش شوق و محبت و اشتیاق و عزم و جزم را ایجاد می‌کند. لذا پیغمبر اکرم با اولین آیاتی که نازل می‌شد تمام وجودش آنچنان سخت می‌شد، یعنی بدن تحمل این مرتبه را به سختی داشت. عظمت وجودی و روحی که در این بدن قرار گرفته، این بدن تحمل این مرتبه نزول را به سختی می‌کند. لذا پیغمبر اکرم خیس عرق می‌شد. وجود مقدس پیامبر اکرم با همه عظمتش که صادر اول است و مشیعت الهی است. با همه این عظمت‌ها تازه وحی که بر این وجود می‌شود، این وجود مبارک خیس عرق می‌شود و حالت سختی بر او عارض می‌شود. تحمل و دریافتش خیلی عظیم است. این ارتباط است با غیبی‌ترین مرتبه و هستی عالم، که اصلاً در این مورد نمی‌شود حرف زد.
این نگاه که می‌خواستیم برانگیختگی در وجود پیغمبر را ترسیم کنیم که این وحی و بعثت با نبی چه می‌کند. نبی قبل از این هم ولی الهی بود، صاحب معارف بود. صاحب کمالات بود اما حل قبل او با حال بعد او کاملاً متفاوت می‌شود. وقتی این به نبوت مبعوث می‌شود، بعثت این و مورد خطاب وحی قرار گرفتن که مأمور می‌شود از جانب خدا این را بگیرد و دریافت کند و ابلاغ کند، اخذ و حفظ و ابلاغش با کمال عصمت بدون اینکه از وجود این دستی بر او زده شود و بر او سایه بیاندازد، می‌خواهد ابلاغ شود. اخذ شود و حفظ شود و ابلاغ شود. آن هم غیبی‌ترین حقیقت هستی، چقدر این وجود باید بزرگ باشد و چقدر توانایی در تحمل این مطلب را داشته باشد. ما هنوز نمی‌فهمیم قرآن چیست. ما قرآن را در خانه داریم. این نگاه به قرآن با آنکه یک آیه‌اش می‌خواست بر پیامبر نازل شود تمام وجود پیغمبر را به خود اخذ می‌کرد. بعد از اینکه این آتش شور و این عشق و شوق در این وجود پیغمبر ایجاد شد، با این وحی که بعثت پیغمبر شد، حالا این بعثت و این شور و اشتیاق مثل یک زغالی که آتشی گرفته و خیلی آتش دارد، زغال‌های دیگر را کنارش می‌گذارند تا آنها هم از این بگیرند. وجود پیغمبر خود سر تا پا این آتش شوق الهی می‌شود و بعد این به واسطه ارتباط با دیگران می‌خواهد یک شور و عشق و اشتیاق را منتقل کند. این چقدر با نظام علمی متفاوت است که یک عالمی حرف می‌زند. عالم و بزرگ است و علم مرتبه عظیمی است. این عالم که حرف می‌زند کسانی که گوش می‌کنند مبهوت علم او می‌شوند. مشتاق می‌شوند اما این کجا و یک پیغمبری که همه وجودش شوق و محبت به خداست، من تعبیر به آتش می‌کنم، این آتش اشتیاق است. آتش عشق و شوق است. این آتش آتشی که در مقابل کمالات باشد نیست. آتش محبت و شوق به خداست. کسانی که اهل محبت باشند می‌فهمند این آتش شوق چیست. تازه آن آتش‌ها در مراتب دون است. این اوج عشق به معرفت و شوق به خداست. می‌خواهم بگویم تفاوت یک منبر و یک گفتار و یک درس و کتاب با جایی که تمام عشق و شور و شوق می‌خواهد از یک شخص منتقل شود، چقدر متفاوت است. اینجا مثل آتشی است که بقیه می‌خواهند بگیرند و آنها هم این عزم را پیدا کنند. با آتش گرفتن صاحب عزم شوند. کدورت‌ها و سیاهی‌های زغال با این آتش از بین می‌رود و تبدیل به شعله می‌شود. این حالت می‌خواهد از پیغمبر به بقیه سرایت کند. حقیقت بعثت انتقال عزم است. انتقال شوق است. انتقال اشتیاق است.
اگر ما این حقیقت را در وجود پیغمبر خوب ترسیم کردیم و بعد آمدیم این را در وجود دیگران که می‌خواهد انتقال بدهد سختی کار خیلی معلوم می‌شود که پیغمبر اکرم در مقابلش چه کسانی قرار گرفتند، بدترین مردمی که در عالم ممکن بود از جهت لطافت آن زمان اطراف پیغمبر را گرفته بودند که به قول بعضی بعد از 1400 سال که پیغمبر اینها را تطهیر کرده، اینها را با دستوراتش لطیف کرده، می‌بینیم خشونت‌ها و قساوت‌هایی که آدم می‌بیند ریشه در همان جاهلیت اولی دارد. قریش بودند در مقابل پیغمبر که تکبر و شهوات و جاهلیت‌ها در وجودشان به تمام آشکار بوده است. در مقابل پیغمبر لطیفی که در اوج معرفت، اوج لطافت و عشق به خدا، اوج قرآن کریمی که می‌خواهد عرضه کند برای اینها در مقابل اینها چقدر سخت می‌شود. پیغمبر آمده از یک خانه کوچکی که پیغمبر و خدیجه(س) و امیرالمؤمنین(ع) بودند، این پرتو عشق و اشتیاق و شورافکنی این دین را آغاز کرده و این گرفت تا سر تا سر عالم و الآن 1400 سال است دارد پرتو افکن می‌شود و جلو می‌رود و هنوز که هنوز است به عنوان زنده‌ترین و با حیاء ترین مکتب و دینی است که در مقابل تمام گفتمان‌هایی که در طول تاریخ وجود این در مقابل این قد عَلم کردند و آمدند و عرض اندام کردند و غافل شدند ولی این همچنان به نورافکنی و به وسعتش ادامه می‌دهد. اسلامی که سه نفر بود الآن بیش از یک میلیارد و خرده‌ای جمعیت پیدا کرده است. غیر از آنهایی که بودند و از دنیا رفتند. سه نفر و یک نفر کجا و این یک میلیارد و خرده‌ای که بالاخره در بین اینها هستند و حاضر هستند برای اسلام جانشان را بدهند.
اسلام آمده ابوذری که یک فرد سیاه و خشن بوده را آنچنان لطیف کرده که ابوذر می‌شود مظهر اکثر فضایلی که در نظام الهی هست، می‌بینید در همه فضایل این شخص سیاه بیابانی که در بیابان زندگی می‌کرد، آمده در شهر خبر بگیرد ببیند چه خبر شده است. به ابوذر حیاتی داد و آتش به او گرفت. تعبیری که مقام معظم رهبری دارند این است که می‌فرمایند: وقتی موازییک را می‌ریزند در آن قالب‌ها و خشک می‌شود، می‌بینی یک چیز کدر و بد شکلی است، زیر دستگاه ساب می‌رود، وقتی ساب می‌خورد صیقلی و صاف می‌شود، زیبا می‌شود. این ساب دادن ابوذری که بیابانی و سیاه و سخت بود، یکباره به وجودش گرفته و این آتش شوق با ابوذر چه کرد که هیچ خودیتی برایش نماند. سرمایه‌دارها نمی‌توانستند ابوذر را تحمل کنند. چون دیگر هیچ چیز از خودش باقی نمانده بود که بگوید: من. هرچه در وجودش بود خدا شد. این چقدر زیباست. آتش چه می‌کند، سلمان را می‌گیرد. ابوذر سیاه و بیابانی و سلمان عالم بزرگی که بیش از حدود دویست سال عمرش بوده و افراد مختلفی را دیده بوده، عالمان مختلفی را دیده بود. تا شوق به نبی آخر الزمان او را به این اطراف مدینه می‌کشاند تا اینکه به حضور پیغمبر می‌رسد. شعله پیغمبر این عالم بزرگ را می‌گیرد تا می‌شود «سلمانٌ منا اهل البیت» این شعله است در وجود پیغمبر که می‌تواند اینطور بگیرد. اگر ما در وجودمان بخواهیم تأثیر گذار باشیم، امروز روز بعثت امت پیغمبر است. یعنی بعثت پیغمبر محقق شد. آن قرآن را از مرتبه غیب الغیوبی به مرتبه ظاهر آورد. ایجاد شوق و انگیزه در امت اسلامی کرده، این زمینه اشتیاق و گرفتن از پیغمبر و شعله ور شدن هست. اما وظیفه ما این است که شعله بشویم و دیگران هم از ما بگیرند.
شریعتی: آیا اساساً این مبعث مختص پیامبر بوده یا اینکه ما هم می‌توانیم مرتبه‌ای از این بعثت را در وجود خودمان داشته باشیم؟
حاج آقای عابدینی: بعثت پیغمبر برای این بود که افراد انگیزه پیدا کنند و بگیرند. منتهی بعثت پیغمبر به عنوان اختصاص از جانب خدای سبحان محقق می‌شود، بعثت ما به واسطه وجود پیغمبر و اهل بیت محقق می‌شود. حقیقتی که در وجود اینها به صورت یک اخگر فروزان در دسترس قرار گرفت، با چسبیدن به آنها، ارتباط با آنها و اطاعت از آنها در ما هم شعله بگیرد که وقتی ما ارتباط برقرار می‌کنیم با دیگران، با شعله باشد نه با حرف. وقتی دیگری کنار ما می‌نشیند احساس این شوق و اشتیاق را در وجود ما بکند که ما به دینمان باور داشته باشیم. این ارتباط با خدا و کلام الهی و قرآن کریم در وجود ما یک یقین و باور و سوزی ایجاد کرده باشد که وقتی می‌خواهیم کلام خدا را نقل کنیم تمام وجودمان مثل پیامبر اکرم مشتعل شود که من حامل کلام الهی هستم. اگر من می‌خواهم انتقال بدهم و این را بخوانم، همین احساس به قدر من منتقل شود نه به قدر حرف. نه در حد یک گفتار ساده. این تمثیل را دائماً داشته باشیم. مثل آهنربا جذب کنیم. نه مثل براده‌های آهن یا چوب کنار هم باشیم. پیغمبر آهنربا شد، منتهی جذبه‌اش به خواست خدا بود. باید ما هم جذبه‌مان به سمت خدا باشد و ما هم جذب کنیم دیگرانی که اسلام به گوششان نخورده است یا در رتبه‌ای هستند که باید تبیین شود. اگر این شوق و شور ایجاد شود، آنوقت این بعثت می‌شود، امروز روز بعثت امت است. منتهی اگر ما لایق نکردیم خودمان را برای اینکه ما حامل این باشیم، خدای سبجان دیگرانی را دارد که حامل این می‌شوند. ما از دست دادیم و کار خدا لنگ ما نیست. اما اگر ما اقدام کردیم ما معاقب نمی‌شویم. ما که این کالا به دستمان رسیده خودمان هم ارزشش را بیشتر می‌فهمیم. باور به اینکه این دین تمام نیازهای بشریت را تا آخر الزمان پاسخ خواهد داد، اگر این باور در وجود ما محقق باشد، می‌بینیم تک تک احکام و جزئی ترین احکام و اخلاق و عقاید با یک شوق و باور و یقینی که این نیاز بشریت است و این پاسخگوی نیازهای آنهاست. اگر با این باور باشد شعله می‌گیرد و اثر گذار است. اما اگر باور به آن نبود و خواستیم یک حرفی بزنیم که باور به آن نبود، می‌شود خیلی عرفانی و زیبا حرف زد، اما این حرف عرفانی که شوق ایجاد کند حرفی است که پیغمبر زده است.
شریعتی: خیلی نکات خوبی را شنیدیم. چقدر روز مبعث روز بزرگی است اگر بخواهیم با این نگاه ببینیم و چه وجود عظیمی داشت حضرت محمد(ص) که انشاءالله همه ما با شفاعت حضرت به بهترین جاها برسیم و انشاءالله بتوانیم پیروان خوبی برای حضرت باشیم. 
انشاءالله همه ما زیر سایه پیامبر و اهل‌بیت گرانقدرشان حرکت کنیم و به سمت خدا برویم. 
حاج آقای عابدینی: در رابطه با همین سرچشمه جوشانی که در پیامبر ایجاد شد و لبریز می‌شد و دیگران از این لبریز شده بهره‌مند می‌شدند، حقیقت بعثت در مقابل جاهلیت است. بعثت در مقابل جاهلیت ایجاد شد. لذا در قرآن کریم دارد جاهلیت اولی، در مقابل پیغمبر قیام کردند. جاهلیت چیست؟ جاهلیت حاکمیت امیال انسان است. شهوت و غضب! وقتی که انسان رها شد در شهوت و غضب و حاکمیت شهوت و غضب در وجود انسان شکل گرفت، این جاهلیت می‌شود. لذا جاهلیت اختصاصی به یک زمان ندارد. هرگاه انسان امیالش که شهوت و غضب باشند در وجودش حاکم شود و تحت سیطره عقل در نیامده باشد و تحت سیطره دین در نیامده باشد، این رها بودن انسان جاهلیت است. اگر می‌بینیم قوم لوط به جاهلیتی مبتلا می‌شوند، امروز می‌بینیم وقتی مطرح می‌کنند می‌گویند: چرا همجنس بازی، می‌گویند: میل انسان به این سمت است. این حاکمیت میل است. امیال می‌طلبد. وقتی حاکمیت شهوت و غضب شد و شهوت و غضب رها شد، جاهلیت می‌شود. یعنی آنجا دیگر عقل حاکم نیست. هرچقدر شهوت و غضب شدت پیدا کند جاهلیت شدت پیدا می‌کند. لذا امروز که علم تحت سلطه و سیطره‌ی شهوت و غضب قرار گرفته، یعنی زمام علم در بسیاری از جاها تحت سیطره و دست شهوت است. یعنی انسان شهوترانی که بر سر قدرت است اراده می‌کند که باران شود
تکنولوژی‌ها بسیاری در خدمت شهوت بالاتر قرار می‌گیرد. هنر، قدرت‌ها، ابزار و لوازم در بسیاری از جاها تحت سلطه و سیطره جاهلیت قرار می‌گیرد. لذا امروز جاهلیت مدرن است. امروز جاهلیت مدرن بر سر کار است. لذا بعثت نیاز دارد. اگر در مقابل این جاهلیت می‌خواهیم قد علم کنیم با آرامش و راحتی و بدون عزم جزم نمی‌شود با جاهلیت مقابله کرد. چنانچه پیغمبر اولوالعزم بود و در مقابل جاهلیت قیام کرد. امروز درست است که به واسطه مکتب نورانی دین اسلام و وجود مبارک پیغمبر بسیاری از موانع تا امروز برداشته شده است، اما جاهلیت هم به جهالتش افزوده و لباس‌های نو بر تن کرده است. لذا اگر مسلمان‌ها به تبعیت از پیغمبر و با یاد گرفتن از وجود مبارک نبی رحمت عزمان را جزم در گرفتن و سر ریز این شعله اشتیاق نکنند این جاهلیت همه این آتش‌های اشتیاق را خاموش می‌کند و تبدیل به شهوت و غضب می‌کند. آن آتش شهوت و غضب یک آتش اشتیاق و شوق به خدا می‌تواند اینها را خاموش کند و بر آنها حاکم شود. لذا بعثت ادامه دارد. مبعث روز به روز و لحظه به لحظه است. اگر ما در این مسیر قرار گرفتیم و لحظه به لحظه خودمان را در این نگاه دیدیم، آن وقت می‌فهمیم که اگر کوتاه بیاییم، اگر عزم و همت نداشته باشیم، با شوق و شور در این میدان باشیم، ما هم مؤید جاهلیت بودیم. این با تک تک افراد درست نمی‌شود. 
الآن نظام جمهوری اسلامی که امام به پا کرد، مظهری از حقیقت رحمت بود که یکباره وجود امام(ره) آتشش افراد را گرفت. چه انقلابی یکباره در وجود افراد ایجاد شد. این مظهری از نگاه الهی بود. نیامد سخنرانی عالمانه فقط بکند با نظام علمی. علم بود، استوانه‌ها و اساس و ارکان انقلاب ما بر عقلانیت، معنویت و عدالت است. این سه وقتی با هم باشد آتش می‌شود. بعثت می‌شود. لذا اگر ما امروز دین را در این عرصه و این سه چیزی که امام عرضه کرد و توانست در اجتماع اثر گذار باشد وارد شویم، بعثت دوباره‌ای تحت آن بعثت عظیم به عهده ما هست که باید انجام بدهیم.
انشاءالله خداوند سبحان تمام زحماتی که پیغمبر و اهل‌بیت(ع) کشیدند و این آتش را به جان ما انداختند و این بعثت را در وجود ما، انشاءالله شوق و اشتیاق ما را به خدای سبحان آنچنان شدید کند که صاحب عزم و همتی شویم که حامل رسالت پیغمبر و انتقال آن رسالت انشاءالله برای مردم تشنه دنیا به معنویت و عقلانیت و عدالت باشیم. خودمان را دست کم نگیریم. حقیقتی به دست ما رسیده که در تمام طول تاریخ بشریت زمینه‌اش ایجاد می‌شد که کم کم در زمان پیغمبر به دست ما رسیده، باور داشته باشیم این تمام نیازهای بشری را پاسخگو است تا با این باور خدا ما را لیاقت بدهد تا در طریق جذب مردم به سوی خدا و اشتیاق مردم به سوی خدا قدم برداریم.
 شریعتی: بهترین‌ها را برای شما آرزو می‌کنیم. از همین‌جا دلهایمان را راهی مدینه النبی کنیم و سلام می‌کنیم برش پیامبر رحمت و پیامبر مهربانی‌ها حضرت محمد مصطفی(ص). السلام علیک یا رسول الله





نوع مطلب : پیامبـــــــــــر اکــــــــــــرم ، 62-سوره جمعة، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 7 خرداد 1398


فضیلت شگفت آور بعضی از اذکار

در «المحاسن»(1) از حضرت رسول اكرم صلى اللّه علیه و آله روایت كرده: هركه هر روز صد بار «سبحان اللّه» بگوید، از قربانى كردن صد شتر براى كعبه بهتر است، و هركه صد بار «الحمدلله» بگوید، از آزاد كردن صد بنده بهتر است، و هركه صد بار «اللّه اكبر» بگوید از این كه صد اسب با زین و لگام در را خدا بفرستد بهتر است، و هركه صد با «لا اله الاّ اللّه» بگوید، كسى عملش از او نیكوتر نباشد، مگر آنكه بیشتر بگوید.

 

1-کتاب «المحاسن» که مولف آن ابو جعفر، احمد بن محمد بن خالد برقی، متوفاى ۲۷۴ یا ۲۸۰ هجرى است، این كتاب از بهترین كتابهاى روایى  شیعه به شمار مى‌آید و برخى اهمیت و اعتبار این كتاب را در ردیف «کتب اربعه»  دانسته‌اند. كتاب محاسن یكى از منابع مهم كتاب كافى، نوشته ثقة الاسلام کلینی است و شیخ كلینى بسیار به این كتاب استناد نموده و از آن روایت نقل مى‌كند.




***


توضیح مدیر وبلاگ :

با توجه به حدیث فوق، ان شاءالله می توان این احتمال را داد 

که سفارش زیاد به انجام «تسبیحات حضرت زهراء سلام الله علیها»

 بعد از نمازهای یومیه شاید بخاطر آن باشد که خداوند متعال از 

لطف و کرمش می خواهد اینگونه ثواب ها را 

به بندگان خودش عنایت کند.  





نوع مطلب : پیامبـــــــــــر اکــــــــــــرم ، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها : تعقیبات نماز، ســایـــر ادعیـــــه،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 9 فروردین 1398


الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَیُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنْفِقُونَ ﴿بقرة/3

آنان كه به غیب ایمان دارند و نماز را بر پا می ‏دارند و از آنچه به آنان روزى داده‏ایم انفاق می ‏كنند .





داستان کوتاه آموزنده/ شماره 31




شکرگذاری یک سگ

روزی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به همراه عده ای از اصحاب خود از جایی عبور می کردند، ناگهان سگی شروع به پارس کردن کرد

پیامبر ایستادند و به پارس سگ گوش دادنداصحاب نیز توقف کردند.
 آنگاه رو به یاران خود کردند و فرمودند: آیا فهمیدید که این سگ چه گفت؟اصحاب گفتند خیر.
پیامبر فرمودند: این حیوان گفت ای پیامبر خدا، من همیشه خدای مهربان را شکر می کنم که بهره ی من در این جهان خلقت، این شد که سگ شوم.اگر انسان بی نماز بودم چه می کردم؟


کتاب بهترین پناهگاه - رحیم کارگر محمدیاری






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــــــرار نماز، شگفتیهای خلقت حیوانات، پیامبـــــــــــر اکــــــــــــرم ، داستانهای کوتاه آموزنده ، 14-سوره ابـراهیـم، 31-سوره لقـمان، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 10 دی 1397




داستان کوتاه آموزنده/ شماره 24




دوازده دِرهم بابركت

شخصى محضر رسول خدا صلى الله علیه و آله رسید دید لباس كهنه به تن دارد. دوازده درهم به حضرت تقدیم نمود و عرض كرد:یا رسول الله ! با این پول لباسى براى خود بخرید. 

رسول خدا صلى الله علیه و آله به على علیه السلام فرمود: پول را بگیر و پیراهنى برایم بخر! على علیه السلام مى فرماید:- من پول را گرفته به بازار رفتم پیراهنى به دوازده درهم خریدم و محضر پیامبر برگشتم ، رسول خدا صلى الله علیه و آله پیراهن را كه دید فرمود:این پیراهن را چندان دوست ندارم پیراهن ارزانتر از این مى خواهم ، آیا فروشنده حاضر است پس بگیرد؟

امام على علیه السلام مى فرماید: من پیراهن را برداشته به نزد فروشنده رفتم و خواسته رسول خدا صلى الله علیه و آله را به ایشان رساندم ، فروشنده پذیرفت . پول را گرفتم و نزد پیامبر صلى الله علیه و آله آمدم ، سپس همراه با رسول خدا به طرف بازار راه افتادیم تا پیراهنى بخریم . در بین راه ، چشم حضرت به كنیزكى افتاد كه گریه مى كرد. پیامبر صلى الله علیه و آله نزدیك رفت و از كنیزك پرسید:

 چرا گریه مى كنى ؟كنیز جواب داد:- اهل خانه به من چهار درهم دادند كه متاعى از بازار برایشان بخرم . نمى دانم چطور شد پول ها را گم كردم . اكنون جرات نمى كنم به خانه برگردم .رسول اكرم صلى الله علیه و آله چهار درهم از آن دوازده درهم را به كنیزك داد و فرمود: هر چه مى خواستى اكنون بخر و به خانه برگرد.

خدا را شكر كرد و خود به طرف بازار رفت و جامه اى به چهار درهم خرید و پوشید.در برگشت بر سر راه برهنه اى را دید، جامه را از تن بیرون آورد و به او داد و خود دوباره به بازار رفت و پیراهنى به چهار درهم باقیمانده خرید و پوشید سپس به طرف خانه به راه افتاد.در بین راه ، باز همان كنیزك را دید كه حیران و اندوهناك نشسته است . فرمود:چرا به خانه ات نرفتى ؟

 یا رسول الله ! دیر كرده ام ، مى ترسم مرا بزنند.رسول اكرم صلى الله علیه و آله فرمود: 

 بیا با هم برویم . خانه تان را به من نشان بده ، من وساطت مى كنم كه از تقصیرت بگذرند.رسول اكرم صلى الله علیه و آله به اتفاق كنیزك راه افتاد. همین كه به جلوى در خانه رسیدند كنیزك گفت :

 همین خانه است .رسول اكرم صلى الله علیه و آله از پشت در با صداى بلند گفت :

 اى اهل خانه سلام علیكم !جوابى شنیده نشد. بار دوم سلام كرد. جوابى نیامد. سومین بار سلام كرد، جواب دادند:

 السلام علیك یا رسول الله و رحمة الله و بركاته !پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: 

 چرا اول جواب ندادید؟ آیا صداى مرا نمى شنیدید؟

اهل خانه گفتند: چرا! از همان اول شنیدیم و تشخیص دادیم كه شمایید.

پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود:  پس علت تاخیر چه بود؟

گفتند: دوست داشتیم سلام شما را مكرر بشنویم !

پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: این كنیزك شما دیر كرده ، من اینجا آمدم تا از شما خواهش كنم او را مؤاخذه نكنید.گفتند: یا رسول الله ! به خاطر مقدم گرامى شما این كنیزك از همین ساعت آزاد است .

سپس پیامبر صلى الله علیه و آله با خود گفت: خدا را شكر! چه دوازده درهم بابركتى بود، دو برهنه را پوشانید و یك برده را آزاد كرد!





نوع مطلب : پیامبـــــــــــر اکــــــــــــرم ، داستانهای کوتاه آموزنده ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 6 دی 1397



داستان کوتاه آموزنده/ شماره 12




تکبّر ممنوع








نوع مطلب : پیامبـــــــــــر اکــــــــــــرم ، داستانهای کوتاه آموزنده ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 5 دی 1397



این گُــل مال من است!!!





رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند:

وقتى مرا به آسمان بردند یك قطره از عرق من چكید و از آن گلى رویید و افتاد در دریا، ماهى‏ ها رفتند تا آن را بگیرند و «دِعمُوص‏»[1] نیز براى گرفتن آن رفت، و وقتی به آنجا رسیدند،

ماهى گفت: این مال من است «دِعمُوص» هم گفت: این مال من است، خداوند متعال فرشته ‏اى را نزد آنها فرستاد تا بین شان حكم كند، فرشته نصف از آن را براى ماهى و نیم دیگرش را براى «دِعمُوص» قرار داد.

برگ هاى گل پنج تا است كه به این هیئت دیده مى‏ شوند:

دو عدد به شكل ماهى و دو تا به صفت «دِعمُوص» و یكى دیگر نصفش به شكل ماهى و نصف دیگرش به شكل «دِعمُوص» است.



[1]- «دعموص» كرم دراز و سیاهى است كه در گودالهاى آب زندگى مى‏ كند.




برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب385 –(نوادر)-حدیث 58-مطلب شماره 570







نوع مطلب : اســــــــــــــرار عالم خلفت، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، پیامبـــــــــــر اکــــــــــــرم ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 9 آذر 1397

باب سیصد و هشتاد و پنجم(نـوادر)/12

دعای قبل از خواب


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 547


حدیث (34)

 پدرم رحمة اللَّه علیه فرمود:

سعد بن عبد اللَّه، از ابراهیم بن هاشم، از نوفلى، از سكونى، از حضرت جعفر بن محمّد، از پدر بزرگوارش علیهما السّلام نقل كرده كه آن حضرت فرمود:

نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند:

هر گاه یكى از شما به بستر خواب رفت چون نمى‏ داند چه بر سرش مى‏آید آیا از دنیا مى‏ رود یا عمرش باقى است لذا كنار ازار و پارچه ‏اى كه روى خود كشیده را بگیرد و بگوید:

اللّهم ان امسكت نفسى فی منافى فاغفر لها 

بار خدایا اگر جان و روح من را در خواب قبض نمودى پس بیامرزش.

و ان ارسلتها فاحفظها بما تحفظ به عبادك الصّالحین 

و اگر آزادش گذاردى پس حفظش كن به آن چیزى كه بندگان صالح و نیكوكارت را حفظ مى ‏كنى.






نوع مطلب : پیامبـــــــــــر اکــــــــــــرم ، احادیث در تمام زمینه ها، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 3 آذر 1397

إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ 


﴿بقره/153



باب دویست و پنجاه و سوّم


 علامات صبر و شكیبایى‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 470


حدیث (1) 

احمد بن محمّد بن عیسى علوى حسینى رضى اللَّه عنه از محمّد بن ابراهیم بن اسباط، از احمد بن محمّد بن زیاد قطّان، از ابو الطیّب احمد بن محمّد بن عبد اللَّه نقل كرده كه وى گفت:

عیسى بن جعفر علوى عمرى از پدرانش، از عمر بن على بن ابى طالب علیه السّلام نقل كرده كه فرمود: نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند:


علامت شخص صابر و شكیبا سه چیز است :


اوّل: آنكه سست و بى‏حال نیست.

دوّم: آنكه ملول و محزون نمى ‏باشد.

سوّم: آنكه از پروردگار متعال شكایت نمى‏ كند.

زیرا شخص وقتى كسل و سست شد حقوق دیگران را ضایع نموده و وقتى ملول و محزون گردید اداء شكر نمى‏ كند و هر گاه از پروردگار شاكى شد عصیانش را مى‏ نماید.





نوع مطلب : علل الشرایع، پیامبـــــــــــر اکــــــــــــرم ، احادیث در تمام زمینه ها، 02-سوره بـقـرة، 03-سوره آل عـمـران، 08-سوره انـفـال، 16-سوره نـحـل، 18-سوره کـهـف، 22-سوره حـج، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 26 آبان 1397


وَقَالُوا لَوْ کُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا کُنَّا فِی أَصْحَابِ السَّعِیرِ ﴿مُـلک/10

و گویند اگر شنیده [و پذیرفته] بودیم یا «تعقل» كرده بودیم در [میان] دوزخیان نبودیم.


درقرآن کریم 49 بار به واژه «عقل» و مشتقات آن اشاره نموده است.



*****



باب نود و شش-قسمت 3



چرا هیچ مخلوقى حقّ تعالى را مانند عقل عبادت نكرده؟



برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 451



حدیث (11)

 محمّد بن الحسین بن احمد بن الولید رضى اللَّه عنه مى‏ گوید: محمّد بن صفّار از ابراهیم بن هاشم از ابى اسحاق ابراهیم بن هیثم خفّاف، از مردى از اصحاب از عبد الملك بن هشام، از على اشعرى به طور مرفوع حدیث را آورده و مى ‏گوید رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله فرمودند:

هیچ مخلوقى حقّ تعالى را مانند عقل عبادت نكرده، و عقل هیچ شخصى كامل نمى‏ گردد مگر آن كه در آن ده خصلت باشد:

الف: به خیر او امید باشد.

ب: دیگران از شرّش در امان باشند.

ج: خیر زیاد خود را كم شمرد.

د: خیر اندك دیگران را زیاد بداند.

هـ: از رجوع حاجت‏مندان به او دلتنگ و ملول نشود.

و: در طول عمرش از تحصیل دانش كسل و بد حال نشود.

ز: نزد او احتیاج و نداشتن بهتر باشد از ثروت و دارایى.

ح: فروتنى پیش از او سر بلندى محبوب‏تر باشد.

ط: بهره او از دنیا همان خوراك او است.

ى: دهمین خصلت و آن چه خصلتى باشد؟ آن است كه: كسى را نبیند مگر آن كه پیش خود بگوید: او از من بهتر و پارساتر مى‏ باشد.


مردم دو قسمند: قسمى واقعا از او بهتر و پرهیزگارتر هستند، قسم دیگر از او بدتر و پست ‏تر مى‏ باشند، چون به قسمى برخورد كه از او بهتر و پارساتر هستند در مقابل آنها تواضع و فروتنى كند تا خود را به آنها برساند و هر گاه با كسى مواجه شد كه از او بدتر و پست‏ تر است به خود بگوید: شاید خوبى او پنهان و بدیش ظاهر باشد و شاید عاقبتش به خیر انجامد، چون چنین كند بزرگ شده و آقا و سرور اهل زمانش گردد.






نوع مطلب : علل الشرایع، پیامبـــــــــــر اکــــــــــــرم ، احادیث در تمام زمینه ها، 02-سوره بـقـرة، 06-سوره انـعـام، 13-سوره رعـــــد، 29-سوره عـنکبوت، 30-سوره روم، 36-سوره یس، 43-سوره زخـرف، 57-سوره حـدیـد، 67-سوره ملک، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 30 مهر 1397


ده جزء اسلام به فرمایش پیامبر اکرم

صلّى اللَّه علیه و آله وسلّم



الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَیُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنْفِقُونَ ﴿بقرة/3

آنان كه به غیب ایمان دارند و نماز را بر پا می ‏دارند و از آنچه به آنان روزى داده‏ایم انفاق می ‏كنند .



إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الإسْلامُ﴿آل عمران/19

مسلماً دینِ [واقعی که همه پیامبرانْ مُبلّغ آن بودند] نزد خدا، اسلام است.



وَمَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الإسْلامِ دِینًا فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِی الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِینَ﴿آل عمران/85

 

و هرکه جز اسلام، دینی طلب کند، هرگز از او پذیرفته نمی شود و او در آخرت از زیانکاران است.



على بن حاتم از احمد بن على عبدى از حسن بن ابراهیم هاشمى از اسحاق بن ابراهیم دیرى از عبد الرّزاق بن همّام از معمر، از قتاده از انس بن مالك، وى مى‏ گوید:

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله فرمودند: جبرئیل نزد من آمد و گفت:

 اى احمد اسلام ده جزء دارد و كسى كه سهمى و جزئى از آن را ندارد زیانكار و ناامید مى‏ باشد. آن ده جزء عبارت است از:


1-شهادت دادن به لا اله الّا اللَّه و آن كلمه توحید است.


2-دوّم نماز است كه پاك‏كننده از گناهان مى‏ باشد.


 3-سوّم زكات بوده كه آن دین مى‏ باشد.


 4-چهارم روزه است كه سپر از آتش جهنّم مى ‏باشد.


 5-پنجم حج است كه آن از اعظم شرایع مى‏ باشد.


 6-ششم جهاد است، كه موجب عزّت و بزرگى دین مى‏ باشد.


 7-هفتم امر به معروف است، كه وفاء به عهد خدا مى ‏باشد.


 8-هشتم نهى از منكر است، كه اتمام حجّت حقّ تعالى است بر خلائق.


 9-نهم جماعت است در نماز و آن موجب الفت بین مردم مى ‏باشد.


 10-دهم طاعت است كه آن مردم را از گناهان باز مى ‏دارد.


 حبیب من جبرئیل خبر داد كه مَثَلِ این دین، همچون مثل درخت ثابت بوده كه ایمان پایه آن و نماز ریشه‏ هایش و زكات آبش و روزه شاخه‏ هایش و حسن خلق برگهاى آن و خوددارى از محارم میوه‏ اش مى ‏باشد و همانطورى كه درخت كامل نمى ‏شود مگر با میوه، همانطور هم ایمان كامل نمى‏ گردد مگر با نگهدارى از محارم.

 

برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد یک-صفحه 791-باب182






نوع مطلب : پیامبـــــــــــر اکــــــــــــرم ، احادیث در تمام زمینه ها، 02-سوره بـقـرة، 03-سوره آل عـمـران، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 18 مهر 1397



آیا زمین و پرندگان و حیوانات هم در انتظار ظهور حضرت هستند؟


بر اساس روایات گوناگون زمین، پرندگان، حیوانات درّنده و ماهیان دریاها هم در انتظار آمدن و ظهور حضرت حجت هستند.

رسول خدا(صلى الله علیه وآله) مى فرمایند:

همه اهل آسمان و زمین، پرندگان، حیوانات درنده و ماهیان دریا از ظهور حضرت مهدى(عج) شاد و خرسند مى شوند».(1)

آرى زمین هم منتظر ظهور قائم(عج) است تا تمام برکاتش را بیرون بریزد.

أمیرالمؤمنین(علیه السلام) فرمودند:

زمین بشاشت خود را به سبب عدل ظاهر کند و آسمان باران خود را ببارد و درخت میوه خود را افزون دهد و زمین گیاه خود را برآورد و براى اهل زمین خود را زینت کند و وحوش ایمن باشند تا اینکه در همه اطراف زمین مانند چارپایان چرا کنند. زمین گنج هاى خود را ظاهر کند، پس قایم(عج) به مردم بگوید: بخورید، گوارا باشد شما را به سبب آنچه در ایام گذشته کردید از عملها، پس مسلمانان اهل دین حق اند.(2)


پی نوشتها:


1.و. ک، یوسف بن یحیى مقدسى سلمى شافعى، عقد الدرر فى اخبار المنتظر، ص ۱۴۹ و ۸۴، عالم الفکر، قاهره ; ر ک، جلال الدین سیوطى، در المنثور، بیروت، دار الامر، ج ۶، ص ۵۰٫

2.محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج ۵۳، ص ۸۵ – ۸۶، ب ۲۹، ح ۸۶٫


*****


در حکومت مهدوی

در روایات آمده که در دوران حکومت امام زمان(عج)

پرندگان در آشیانه های خود شادمان شوند.

و ماهیان در قعر دریاها شادمانی كنند.

و چشمه سارها سرازیر می شوند.

و زمین چندین برابر محصول خود؛ می رویاند.

چه خوش دورانی ست دوران حکومت مولا...


الامام المهدی (ع) صفحه 95

ینابیع الموده جلد 3 صفحه 136






نوع مطلب : پیامبـــــــــــر اکــــــــــــرم ، امـــــــام زمـــــــــــــــــــان، احادیث در تمام زمینه ها، آیــات و مطالــب مـــهــــدوی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 11 مهر 1397




پیامبر اکرم-معجزات


چهاردهم ذیحجّه بود. قریش گفتند: اگر راست می گویی معجزه کن.

 

1

پیامبر اکرم(ص) به ماه اشاره کردند و دو نیم شد این را در ایران و روم هم دیدند.

 

2

پیامبر اکرم(ص) و همراهانش از مکه به یثرب می رفتند. به خیمه ای رسیدند. خیمه‌ی زنی به اسم امّ معبد

گفت :این گوسفند تو شیر دارد

زن گفت: امسال خشکسالی بود ، همه گوسفندان بدون شیرشده اند و لاغر ، چند وقتی هست که یک قطره هم شیر نداده‌اند.

پیامبر اکرم(ص) از زن ظرفی خواست و گوسفند را دوشید. کاسه پر از شیر شد. زن و محمد و همراهانش خوردند. دوباره دوشید و کاسه پر را به زن داد و رفتند.

******

مهم‌ترین و پایدارترین معجزه پیامبر(ص) قرآن کریم است و آن حضرت برای اثبات نبوت خود معجزات فراوان دیگری نیز آورد مانند: بازداشتن خورشید از حرکت، به سخن درآوردن سوسمار، سخن گفتن آهو با آن حضرت، حرکت دادن درخت، بیرون آمدن آب از میان انگشتان آن حضرت ،سلام کردن سنگ و درخت به پیامبر(ص)، شفای بیماران و دونیم کردن ماه. در این باره روایت است که شخصی یهودی نزد آن حضرت آمد و برای اثبات نبوت‌اش معجزه ای خواست.  پیامبر (ص) نیز به اذن خداوند دست به معجزه ی شگفتی زد. قرص کامل ماه به اشاره ی دست مبارک آن حضرت به دو نیم  مساوی تقسیم شد و هر نیمه از آن در شرق وغرب آسمان دیده شد.  این معجزه به شق القمر معروف است. شگفت تراین که پس از گذشت  قریب به 1400 سال از آن زمان فضانوردان امریکایی که به کره ماه سفرکرده‌اند به این نتیجه رسیده اند که ماه در گذشته ای دور به دو نیم تقسیم شده و دوباره به هم پیوند خورده است

******

حضرت رسول اکرم (ص) معجزات بسیاری داشته اند که بعضی از آن ها نظیرمعجزات سایر پیامبران بوده و بعضی دیگر اختصاص به ایشان داشته است. مهم ترین معجزه ی آن حضرت، قرآن مجید است که جلوه های اعجاز بی شماری دارد؛ اما غیراز این معجزه، حضرت معجزات دیگری نیز داشته اند از جمله آن ها شقّ قمرمی باشد.  قریش از پیامبر (ص) تقاضا کرد تا معجزات را به ایشان نشان دهد. حضرت از خدا خواست و ماه دو نیم شد و سپس دوباره به حالت اول بازگشت و همه آن را مشاهده کردند و همچنین معجزات دیگر پیامبر درّد شمس، نازل شدن طعام ها و میوه های آسمانی برای آن حضرت سلام کردن سنگ  و درخت  بر آن جناب، حرکت کردن درخت به امر ایشان، تسبیح سنگ ریزه در دست آن حضرت، و تکلم گرگ و شتر و شفای بیماران و زنده کردن مردگان و مانند آن است.

 





نوع مطلب : پیامبـــــــــــر اکــــــــــــرم ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 1 مهر 1397




پیامبر اکرم-زیارت


زیارت بعید پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)


اشْهَدُ اَنْ‏ لا اِلهَ اِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَریكَ لَهُ، وَاَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ، وَ اَنَّهُ سَیِّدُ الْأَوَّلینَ وَالْأخِرینَ، وَاَنَّهُ سَیِّدُ الْأَنْبِیاءِ وَالْمُرْسَلینَ،اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَیْهِ وَعَلى‏ اَهْلِ بَیْتِهِ الأَئِمَّةِ الطَّیِّبینَ 


پس بگو:


 اَلسَّلامُ‏ عَلَیْكَ یا رَسُولَ اللَّهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا خَلیلَ اللَّهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا نَبِىَ ‏اللَّهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا صَفِىَّ اللَّهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا رَحْمَةَ اللَّهِ، اَلسَّلامُ‏ عَلَیْكَ یا خِیَرَةَ اللَّهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا حَبیبَ اللَّهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا نَجیبَ اللَّهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا خاتَِمَ النَّبِیّینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا سَیِّدَ الْمُرْسَلینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا قآئِماً بِالْقِسْطِ، اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا فاتِحَ‏ الْخَیْرِ، اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا مَعْدِنَ الْوَحْىِ وَالتَّنْزیلِ، اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا مُبَلِّغاً عَنِ اللَّهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْكَ اَیُّهَا السِّراجُ الْمُنیرُ، اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا مُبَشِّرُ، اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا نَذیرُ، اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا مُنْذِرُ، اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا نُورَ اللَّهِ الَّذى‏ یُسْتَضآءُ بِهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْكَ وَعَلى‏ اَهْلِ بَیْتِكَ الطَّیِّبینَ‏ الطَّاهِرینَ الْهادینَ الْمَهْدِیّینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْكَ وَعَلى‏ جَدِّكَ عَبْدِ المُطَّلِبِ وَعَلى‏ اَبیكَ عِبْدِ اللَّهِ، اَلسَّلامُ عَلى‏ اُمِّكَ آمِنَةَ بِنْتِ وَهَبٍ‏ اَلسَّلامُ عَلى‏ عَمِّكَ حَمْزَةَ سَیِّدِ الشُّهَدآءِ اَلسَّلامُ عَلى‏ عَمِّكَ الْعَبَّاسِ‏ بْنِ عَبْدِالمُطَّلِبِ، اَلسَّلامُ عَلى‏ عَمِّكَ وَكَفیلِكَ اَبیطالِبٍ، اَلسَّلامُ عَلى‏ ابْنِ عَمِّكَ جَعْفَرٍ الطَّیَّارِ فى‏ جِنانِ الْخُلْدِ، اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا مُحَمَّدُ، اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا اَحْمَدُ، اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا حُجَّةَ اللَّهِ عَلَى الْأَوَّلینَ‏ وَالْأخِرینَ، وَالسَّابِقَ اِلى‏ طاعَةِ رَبِّ الْعالَمینَ، وَالْمُهَیْمِنِ عَلى‏ رُسُلِهِ، وَالْخاتَِمَ لِأَنْبِیآئِهِ، وَالشَّاهِدَ عَلى‏ خَلْقِهِ، وَالشَّفِیعَ اِلَیْهِ، وَالْمَكینَ لَدَیْهِ، وَالْمُطاعَ فى‏ مَلَكُوتِهِ، الْأَحْمَدَ مِنَ الْأَوْصافِ، الْمُحَمَّدَ لِسآئِرِ الْأَشْرافِ، الْكَریمَ عِنْدَ الرَّبِّ، وَالْمُكَلَّمَ مِنْ وَرآءِ الْحُجُبِ، الْفآئِزَ بِالسِّباقِ، وَالْفائِتَ عَنِ اللِّحاقِ، تَسْلیمَ عارِفٍ بِحَقِّكَ، مُعْتَرِفٍ‏ بِالتَّقْصیرِ فى‏ قِیامِهِ بِواجِبِكَ غَیْرِ مُنْكِرٍ مَا انْتَهى اِلَیْهِ مِنْ فَضْلِكَ، مُوقِنٍ بِالْمَزیداتِ مِنْ رَبِّكَ مُؤْمِنٍ بِالْكِتابِ الْمُنْزَلِ عَلَیْكَ، مُحَلِّلٍ‏ حَلالَكَ مُحَرِّمٍ حَرامَكَ، اَشْهَدُ یا رَسُولَ اللَّهِ مَعَ كُلِّ شاهِدٍ، وَاَتَحَمَّلُها عَنْ كُلِّ جاحِدٍ، اَنَّكَ قَدْ بَلَّغْتَ رِسالاتِ رَبِّكَ، وَنَصَحْتَ لِأُمَّتِكَ، وَجاهَدْتَ فى‏ سَبیلِ رَبِّكَ، وَصَدَعْتَ بِاَمْرِهِ، وَاحْتَمَلْتَ الْأَذى فى‏ جَنْبِهِ، وَدَعَوْتَ اِلى‏ سَبیلِهِ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ الْجَمیلَةِ، وَاَدَّیْتَ الْحَقَّ الَّذى‏ كانَ عَلَیْكَ، وَاَنَّكَ قَدْ رَؤُفْتَ بِالْمُؤْمِنینَ وَغَلُظْتَ‏ عَلَى الْكافِرینَ، وَعَبَدْتَ اللَّهَ مُخْلِصاً حَتّى‏ اَتیكَ الْیَقینُ فَبَلَغَ اللَّهُ بِكَ‏ اَشْرَفَ مَحَلِّ الْمُكَرَّمینَ، وَاَعْلى‏ مَنازِلِ الْمُقَرَّبینَ، وَاَرْفَعَ دَرَجاتِ‏ الْمُرْسَلینَ، حَیْثُ لا یَلْحَقُكَ لاحِقٌ، وَلا یَفُوقُكَ فائِقٌ، وَلا یَسْبِقُكَ‏ سابِقٌ، وَلا یَطْمَعُ فى‏ اِدْراكِكَ طامِعٌ، اَلْحَمْدُ للَّهِ‏ِ الَّذىِ اسْتَنْقَذَنا بِكَ مِنَ‏ الْهَلَكَةِ، وَهَدانا بِكَ مِنَ الضَّلالَةِ وَنوَّرَنا بِكَ مِنَ الظُّلْمَةِ، فَجَزاكَ اللَّهُ‏ یا رَسُولَ اللَّهِ مِنْ مَبْعُوثٍ، اَفْضَلَ ما جازى‏ نَبِیَّاً عَنْ اُمَّتِهِ، وَرَسُولاً عَمَّنْ اُرْسِلَ اِلَیْهِ بَاَبى‏ اَنْتَ وَاُمّى‏ یا رَسُولَ اللَّهِ، زُرْتُكَ عارِفاً، بِحَقِّكَ‏ مُقِرّاً بِفَضْلِكَ، مُسْتَبْصِراً بِضَلالَةِ مَنْ خالَفَكَ، وَخالَفَ اَهْلَ بَیْتِكَ، عارِفاً بِالْهُدَى الَّذى‏ اَنْتَ عَلَیْهِ، بِاَبى‏ اَنْتَ وَاُمّى‏ وَنَفْسى‏ وَاَهْلى‏ وَمالى‏ وَوَلَدى‏، اَ نَا اُصَلّى‏ عَلَیْكَ كَما صَلَّى اللَّهُ عَلَیْكَ، وَصَلّى‏ عَلَیْكَ‏ مَلائِكَتُهُ وَاَنْبِیآؤُهُ وَرُسُلُهُ، صَلوةً مُتَتابِعَةً وافِرَةً مُتَواصِلَةً لاَ انْقِطاعَ‏ لَها، وَلا اَمَدَ وَلا اَجَلَ، صَلَّى اللَّهُ عَلَیْكَ وَعَلى‏ اَهْلِ بَیْتِكَ الطَّیِّبینَ‏ الطَّاهِرینَ، كَما اَنْتُمْ اَهْلُهُ.


 پس دستها را بگشا و بگو:


اَللّهُمَّ اجْعَلْ جَوامِعَ‏ صَلَواتِكَ، وَنَوامِىَ بَرَكاتِكَ، وَفَواضِلَ خَیْراتِكَ، وَشَرآئِفَ تَحِیَّاتِكَ‏ وَتَسْلیماتِكَ، وَكَراماتِكَ وَرَحَماتِكَ، وَصَلَواتِ مَلائِكَتِكَ الْمُقَرَّبینَ، وَاَنْبِیآئِكَ الْمُرْسَلینَ وَاَئِمَّتِكَ الْمُنْتَجَبینَ، وَعِبادِكَ الصَّالِحینَ، وَاَهْلِ‏ السَّمواتِ وَالْأَرَضینَ، وَمَنْ سَبَّحَ لَكَ یا رَبَّ الْعالَمینَ مِنَ الْأَوَّلینَ‏ وَالْأخِرینَ، عَلى‏ مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَرَسُولِكَ وَشاهِدِكَ، وَنَبِیِّكَ وَنَذیرِكَ، وَاَمینِكَ وَمَكینِكَ، وَنَجِیِّكَ وَنَجیبِكَ، وَحَبیبِكَ وَخَلیلِكَ، وَصَفیِّكَ‏ وَصَفْوَتِكَ، وَخاصَّتِكَ وَخالِصَتِكَ، وَرَحْمَتِكَ وَخَیْرِ خِیَرَتِكَ مِنْ‏ خَلْقِكَ، نَبِىِّ الرَّحْمَةِ، وَخازِنِ الْمَغْفِرَةِ، وَقآئِدِ الْخَیْرِ وَالْبَرَكَةِ، وَمُنْقِذِ الْعِبادِ مِنَ الْهَلَكَةِ بِاِذْنِكَ، وَداعیهِمْ اِلى‏ دینِكَ الْقَیِّمِ بِاَمْرِكَ، اَوَّلِ‏ النَّبِیّینَ میثاقاً، وَآخِرِهِمْ مَبْعَثاً الَّذى‏ غَمَسْتَهُ فى‏ بَحْرِ الْفَضیلَةِ، وَالْمَنْزِلَةِ الْجَلیلَةِ، وَالدَّرَجَةِ الرَّفیعَهِ وَالْمَرْتَبَةِ الْخَطیرَهِ، وَاَوْدَعْتَهُ‏ الْأَصْلابَ الطَّاهِرَةَ، وَنَقَلْتَهُ مِنْها اِلَى الْأَرْحامِ الْمُطَهَّرَةِ، لُطْفاً مِنْكَ لَهُ، وَتَحَنُّناً مِنْكَ عَلَیْهِ اِذْ وَكَّلْتَ لِصَوْنِهِ وَحِراسَتِهِ، وَحِفْظِهِ وَحِیاطَتِهِ مِنْ‏ قُدْرَتِكَ عَیْناً عاصِمَةً، حَجَبْتَ بِها عَنْهُ مَدانِسَ الْعَهْرِ، وَمَعآئِبَ‏ السِّفاحِ، حَتَّى رَفَعْتَ بِهِ نَواظِرَ الْعِبادِ، وَاَحْیَیْتَ بِهِ مَیْتَ الْبِلادِ، بِاَنْ‏ كَشَفْتَ عَنْ نُورِ وِلادَتِهِ ظُلَمَ الْأَسْتارِ، وَاَلْبَسْتَ حَرَمَكَ بِهِ حُلَلَ‏ الْأَنْوارِ، اَللّهُمَّ فَكَما خَصَصْتَهُ بِشَرَفِ هذِهِ الْمَرْتَبَةِ الْكَریمَةِ، وَذُخْرِ هذِهِ الْمَنْقَبَةِ الْعَظیمَةِ، صَلِّ عَلَیْهِ كَما وَفى بِعَهْدِكَ، وَبَلَّغَ رِسالاتِكَ، وَقاتَلَ اَهْلَ الْجُحُودِ عَلى‏ تَوْحیدِكَ، وَقَطَعَ رَحِمَ الْكُفْرِ فى‏ اِعْزازِ دینِكَ، وَلَبِسَ ثَوْبَ الْبَلْوى‏ فى‏ مُجاهَدَةِ اَعْدآئِكَ، وَاَوْجَبْتَ لَهُ بِكُلِ‏ اَذًى مَسَّهُ، اَوْ كَیْدٍ اَحَسَّ بِهِ مِنَ الْفِئَةِ الَّتى‏ حاوَلَتْ قَتْلَهُ، فَضیلَةً تَفُوقُ‏ الْفَضآئِلَ، وَیَمْلِكُ بِهَا الْجَزیلَ مِنْ نَوالِكَ، وَقَدْ اَسَرَّ الْحَسْرَةَ، وَاَخْفَى‏ الزَّفْرَةَ، وَتَجَرَّعَ الْغُصَّةَ، وَلَمْ یَتَخَطَّ ما مَثَّلَ لَهُ وَحْیُكَ، اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَیْهِ‏ وَعَلى‏ اَهْلِ بَیْتِهِ صَلوةً تَرْضاها لَهُمْ، وَبَلِّغْهُمْ مِنَّا تَحِیَّةً كَثیرَةً وَسَلاماً، وَآتِنا مِنْ لَدُنْكَ فى‏ مُوالاتِهِمْ فَضْلاً وَاِحْساناً، وَرَحْمَةً وَغُفْراناً، اِنَّكَ‏ ذُوالْفَضْلِ الْعَظیمِ.


 پس چهارركعت نماز زیارت بكن به دو سلام با هر سوره كه خواهى‏ صاحب فضل بزرگ و چون فارغ شوى تسبیح فاطمه زهراعلیها السلام را بخوان پس بگو:


 اَللّهُمَّ اِنَّكَ قُلْتَ‏ لِنَبِیِّكَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْه وَ الِهِ «وَلَوْ اَنَّهُمْ اِذْ ظَلَمُوا اَنْفُسَهُمْ جآؤُكَ‏ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ، وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحیماً» وَلَمْ‏ اَحْضُرْ زَمانَ رَسُولِكَ عَلَیْهِ وَ الِهِ السَّلامُ، اَللّهُمَّ وَقَدْ زُرْتُهُ راغِباً تائِباً مِنْ سَیِّىِ عَمَلى‏، وَمُسْتَغْفِراً لَكَ مِنْ ذُنُوبى‏، مُقِرّاً لَكَ بِها، وَاَنْتَ‏ اَعْلَمُ بِها مِنّى‏، وَمُتَوَجِّهاً اِلَیْكَ بِنَبِیِّكَ نَبِىِّ الرَّحْمَةِ، صَلَواتُكَ عَلَیْهِ‏ وَ الِهِ، فَاجْعَلْنِى اللّهُمَّ بِمُحَمَّدٍ وَاَهْلِ بَیْتِهِ عِنْدَكَ وَجیهاً فِى الدُّنْیا وَالْأخِرَةِ وَمِنَ الْمُقَرَّبینَ، یا مُحَمَّدُ یا رَسُولَ اللَّهِ، بِاَبى‏ اَنْتَ وَاُمّى‏ یا نَبِىَّ اللَّهِ، یا سَیِّدَ خَلْقِ اللَّهِ، اِنّى‏ اَتَوَجَّهُ بِكَ اِلىَ اللَّهِ رَبِّكَ وَرَبّى‏، لِیَغْفِرَ لى‏ ذُنُوبى‏، وَیَتَقَبَّلَ مِنّى‏ عَمَلى‏، وَیَقْضِىَ لى‏ حَوآئِجى‏، فَكُنْ لى‏ شَفیعاً عِنْدَ رَبِّكَ وَرَبّى‏، فَنِعْمَ الْمَسْئُولُ الْمَوْلى‏ رَبّى‏، وَنِعْمَ الشَّفیعُ اَنْتَ، یا مُحَمَّدُ عَلَیْكَ وَعَلى‏ اَهْلِ بَیْتِكَ السَّلامُ، اَللّهُمَّ وَاَوْجِبْ لى‏ مِنْكَ‏ الْمَغْفِرَةَ وَالرَّحْمَةَ، وَالرِّزْقَ الْواسِعَ الطَّیِّبَ النَّافِعَ، كَما اَوْجَبْتَ لِمَنْ‏ اَتى نَبِیَّكَ مُحَمَّداً صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَ الِهِ، وَهُوَ حَىٌّ فَاَقَرَّ لَهُ بِذُنُوبِهِ، وَاسْتَغْفَرَ لَهُ رَسُولُكَ عَلَیْهِ وَ الِهِ السَّلامُ، فَغَفَرْتَ لَهُ بِرَحْمَتِكَ یا اَرْحَمْ الرَّاحِمینَ، اَللّهُمَّ وَقَدْ اَمَّلْتُكَ وَرَجَوْتُكَ، وَقُمْتُ بَیْنَ یَدَیْكَ‏ وَرَغِبْتُ اِلَیْكَ عَمَّنْ سِواكَ، وَقَدْ اَمَّلْتُ جَزیلَ ثَوابِكَ، وَاِنّى‏ لَمُقِرٌّ غَیْرُ مُنْكِرٍ، وَتائِبٌ اِلَیْكَ مِمَّا اقْتَرَفْتُ، وَعآئِذٌ بِكَ فى‏ هذَا الْمَقامِ مِمَّا قَدَّمْتُ مِنَ الْأَعْمالِ التَّى‏ تَقَدَّمْتَ اِلَىَّ فیها، وَنَهَیْتَنى‏ عَنْها، وَاَوْعَدْتَ‏ عَلَیْهَا الْعِقابَ، وَاَعُوذُ بِكَرَمِ وَجْهِكَ اَنْ تُقیمَنى‏ مَقامَ الْخِزْىِ وَالذُّلِّ، یَوْمَ تُهْتَكُ فیهِ الْأَسْتارُ، وَتَبْدُو فیهِ الْأَسْرارُ وَالْفَضائِحُ، وَتَرْعَدُ فیهِ‏ الْفَرایِصُ، یَوْمَ الْحَسْرَةِ وَالنَّدامَةِ یَوْمَ الْأفِكَةِ، یَوْمَ الْأزِفَةِ، یَوْمَ‏ التَّغابُنِ، یَوْمَ الْفَصْلِ، یَوْمَ الْجَزآءِ، یَوْماً كانَ مِقْدارُهُ خَمْسینَ اَلْفَ‏ سَنَةٍ، یَوْمَ النَّفْخَةِ، یَوْمَ تَرْجُفُ الرَّاجِفَةُ، تَتْبَعُهَا الرَّادِفَهُ، یَوْمَ النَّشْرِ، یَوْمَ‏ الْعَرْضِ، یَوْمَ یَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعالَمینَ، یَوْمَ یَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ اَخیهِ‏ وَاُمِّهِ وَاَبیهِ وَصاحِبَتِهِ وَبَنیهِ، یَوْمَ تَشَقَّقُ الْأَرْضُ وَاَكْنافُ السَّمآءِ، یَوْمَ تَاْتى‏ كُلُّ نَفْسٍ تُجادِلُ عَنْ نَفْسِها، یَوْمَ یُرَدُّونَ اِلَى اللَّهِ فَیُنَبِّئُهُمْ‏ بِما عَمِلُوا، یَوْمَ لا یُغْنى‏ مَوْلىً عَنْ مَوْلىً شَیْئاً وَلا هُمْ یُنْصَرُونَ، اِلاَّ مَنْ رَحِمَ اللَّهُ، اِنَّهُ هُوَ الْعَزیزُ الرَّحیمُ، یَوْمَ یُرَدُّونَ اِلى‏ عالِمِ الْغَیْبِ‏ وَالشَّهادَةِ، یَوْمَ یُرَدُّونَ اِلَى اللَّهِ مَوْلیهُمُ الْحَقِّ، یَوْمَ یَخْرُجُونَ مِنَ‏ الْأَجْداثِ سِراعاً، كَاَنَّهُمْ اِلى‏ نُصُبٍ یُوفِضُونَ، وَكَاَنَّهُمْ جَرادٌ مُنْتَشِرٌ، مُهْطِعینَ اِلَى الدَّاعِ اِلَى اللَّهِ، یَوْمَ الْواقِعَةِ یَوْمَ تُرَجُّ الْأَرْضُ رَجّاً، یَوْمَ‏ تَكُونُ السَّمآءُ كَالْمُهْلِ، وَتَكُونُ الْجِبالُ كَالْعِهْنِ، وَلا یُسْئَلُ حَمیمٌ‏ حَمیماً، یَوْمَ الشَّاهِدِ وَالْمَشْهُودِ، یَوْمَ تَكُونُ الْمَلائِكَةُ صَفّاً صَفّاً، اَللّهُمَّ ارْحَمْ مَوْقِفى‏ فى‏ ذلِكَ الْیَوْمِ، بِمَوْقِفى‏ فى‏ هذَا الْیَوْمِ وَلا تُخْزِنى‏ فى‏ ذلِكَ الْمَوْقِفِ بِما جَنَیْتُ عَلى‏ نَفْسى‏، وَاجْعَلْ یا رَبِّ فى‏ ذلِكَ الْیَوْمِ مَعَ اَوْلِیآئِكَ مُنْطَلَقى‏ وَفى‏ زُمْرَةِ مُحَمَّدٍ وَاَهْلِ بَیْتِهِ‏ عَلَیْهِمُ السَّلامُ مَحْشَرى‏، وَاجْعَلْ حَوْضَهُ مَوْرِدى‏، وَفِى الْغُرِّ الْكِرامِ‏ مَصْدَرى‏، وَاَعْطِنى‏ كِتابِى بِیَمینى‏، حَتّى‏ اَفُوزَ بِحَسَناتى‏، وَتُبَیِّضَ بِهِ‏ وَجْهى‏، وَتُیَسِّرَ بِهِ حِسابِى، وَتُرَجِّحَ بِهِ میزانى‏، وَاَمْضِىَ مَعَ الْفآئِزینَ‏ مِنْ عِبادِكَ الصَّالِحینَ اِلى‏ رِضْوانِكَ وَجِنانِكَ اِلهَ‏ الْعالَمینَ، اَللّهُمَّ اِنّى‏ اَعُوذُ بِكَ مِنْ اَنْ تَفْضَحَنى‏ فى‏ ذلِكَ الْیَوْمِ بَیْنَ‏ یَدَىِ الْخَلایِقِ بِجَریرَتى‏، اَوْ اَنْ اَلْقَى الْخِزْىَ وَالنَّدامَةَ بِخَطیئَتى‏، اَوْ اَنْ تُظْهِرَ فیهِ سَیِّئاتِى عَلى‏ حَسَناتى‏، اَوْ اَنْ تُنَوِّهَ بَیْنَ الْخَلائِقِ‏ بِاسْمى‏، یا كَریمُ یا كَریمُ، الْعَفْوَ الْعَفْوَ، السَّتْرَ السَّتْرَ، اَللّهُمَّ وَاَعُوذُ بِكَ‏ مِنْ اَنْ یَكُونَ فى‏ ذلِكَ الْیَوْمِ فى‏ مَواقِفِ الْأَشْرارِ مَوْقِفى‏، اَوْ فى‏ مَقامِ الْأَشْقیآءِ مَقامى‏، وَاِذا مَیَّزْتَ بَیْنَ خَلْقِكَ فَسُقْتَ كُلّاً بِاَعْمالِهِمْ‏ زُمَراً اِلى‏ مَنازِلِهِمْ، فَسُقْنى‏ بِرَحْمَتِكَ فى‏ عِبادِكَ الصَّالِحینَ، وَفى‏ زُمْرَةِ اَوْلِیآئِكَ الْمُتَّقینَ اِلى‏ جَنّاتِكَ یا رَبَّ الْعالَمینَ،


 پس وداع كن آن‏ حضرت را و بگو:


 اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا رَسُولَ اللَّهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْكَ اَیُّهَا الْبَشیرُ  النَّذیرُ، اَلسَّلامُ عَلَیْكَ اَیُّهَا السِّراجُ الْمُنیرُ، اَلسَّلامُ عَلَیْكَ اَیُّهَا السَّفیرُ بَیْنَ اللَّهِ وَبَیْنَ خَلْقِهِ، اَشْهَدُ یا رَسُولَ اللَّهِ اَنَّكَ كُنْتَ نُوراً فِى الْأَصْلابِ‏ الشّامِخَةِ، وَالْأَرْحامِ الْمُطَهَّرَةِ، لَمْ تُنَجِّسْكَ الْجاهِلِیَّةُ بِاَنْجاسِها، وَلَمْ‏ تُلْبِسْكَ مِنْ مُدْلَهِمَّاتِ ثِیابِها، وَاَشْهَدُ یا رَسُولَ اللَّهِ اَنّى‏ مُؤْمِنٌ بِكَ، وَبِالْأَئِمَّةِ مِنْ اَهْلِ بَیْتِكَ، مُوقِنٌ بِجَمیعِ ما اَتَیْتَ بِهِ راضٍ مُؤْمِنٌ، وَاَشْهَدُ اَنَّ الْأَئِمَّةَ مِنْ اَهْلِ بَیْتِكَ اَعْلامُ الْهُدى، وَالْعُرْوَةُ الْوُثقى، وَالْحُجَّةُ عَلى‏ اَهْلِ الدُّنْیا، اَللّهُمَّ لا تَجْعَلْهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ زِیارَةِ نَبِیِّكَ عَلَیْهِ وَ الِهِ السَّلامُ، وَاِنْ تَوَفَّیْتَنى‏ فَاِنّى‏ اَشْهَدُ فى‏ مَماتى‏ عَلى‏ ما اَشْهَدُ عَلَیْهِ فى‏ حَیوتى‏، اَنَّكَ اَنْتَ اللَّهُ لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ، وَحْدَكَ لاشَریكَ لَكَ وَاَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُكَ وَرَسُولُكَ، وَاَنَّ الْأَئِمَّةَ مِنْ اَهْلِ بَیْتِهِ‏ اَوْلِیآؤُكَ وَاَنْصارُكَ، وَحُجَجُكَ عَلى‏ خَلْقِكَ، وَخُلَفآؤُكَ فى‏ عِبادِكَ، وَاَعْلامُكَ فى‏ بِلادِكَ، وَخُزَّانُ عِلْمِكَ، وَحَفَظَةُ سِرِّكَ، وَتَراجِمَةُ وحْیِكَ، اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ، وَبَلِّغْ رُوحَ نَبِیِّكَ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ‏ فى‏ ساعَتى‏ هذِهِ وَفى‏ كُلِّ ساعَةٍ تَحِیَّةً مِنّى‏ وَسَلاماً، وَالسَّلامُ عَلَیْكَ‏ یا رَسُولَ اللَّهِ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكاتُهُ، لا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ تَسْلیمى‏ عَلَیْكَ.

 






نوع مطلب : پیامبـــــــــــر اکــــــــــــرم ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 1 مهر 1397



پیامبر اکرم(معراج)



منبر شیطان

در شب هفدهم ماه مبارک رمضان که پیغمبر صلى الله علیه و آله به معراج تشریف بردند و همه جا را دیددند و در همان شب مراجعت فرمودند :

صبح آن شب ، شیطان خدمت آن سرور مشرف شد و عرض کرد: یا رسول الله ! شب گذشته که به معراج تشریف بردید، در آسمان چهارم طرف چپ «بیت المعمور» منبرى بود، شکسته و سوخته و به رو افتاده آیا شناختى آن منبر را و متوجه شدید که از کیست؟ آن حضرت فرمودند: خیر؛ آن منبر از کیست؟

 

شیطان عرض کرد: آن منبر از من است و صاحب آن بودم ! بالاى آن مى نشستم و ملائکه پاى منبر من حاضر مى شدند، از براى آنها راه بندگى حضرت منان را مى گفتم.

ملائکه از عبادت و بندگى من تعجب مى کردند! هر وقت که تسبیح از دستم مى افتاد، چندین هزار ملک بر مى خاستند، تسبیح را مى بوسیدند و به دست من مى دادند.

اعتقاد من این بود که خداوند از من بهتر چیزى را خلق نفرموده ؛ ولى یک بار دیدم امر به عکس شد و رانده درگاه او شدم . و الان کسى از من بدتر و ملعون تر در درگاه احدیت نیست.


 اى محمد صلى الله علیه و آله وسلم! مبادا مغرور شوى و تکبر نمایى ، چون هیچ کس از کارهاى الهى آگاه نیست.

در ملاقات خود با حضرت یحیى عرض کرد: من جزو ملائکه بودم و چهار هزار سال سرم را از یک سجده بر نداشتم ؛ ولى عاقبتم این شد که از صفوف ملائکه بیرون شدم و مطرود و مردود و ملعون درگاه حق تعالى گردیدم.

داستانهایی از ابلیس صفحه ۴۰

 






نوع مطلب : پیامبـــــــــــر اکــــــــــــرم ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 1 مهر 1397




پیامبر اکرم(معراج)-قسمت چهارم


سئوال – در خصوص مشاهدات حضرت رسول در شب معراج توضیح بفرمایید.

پاسخ : در روایات است که کلاً سفر با عظمت پیامبر اکرم از مسجدالحرام به مسجد الاقصی و سیری که در ملکوت و فوق آن داشتند حدوداً سه یا چهار ساعت طول کشیده است. در برخی جاها آمده که این سفر به حدی کوتاه بود که زمانی که پیامبر رفتند و بازگشتند هنوز بستر ایشان گرم بود . یا زمانی که پیامبر به این سفر می رفتند بدن ایشان با کوبه ی در برخورد کرد . موقع بازگشت هنوز کوبه ی در درحال تکان خوردن بود . البته این مسائل سند روایی ندارد. آن چیزی که سند دارد این است که این سفر حدوداً از مغرب تا اذان صبح طول کشیده است . سیری که پیامبر در زمین پیمودند با مرکب خاصی بود و به سرعت طی شد . و سیری که ایشان در ملکوت و فوق آن طی کردند خارج از قوانین و فوق زمان بوده است . اصولاً قوانین عالم خواب با بیداری تفاوت دارد . ممکن است ما در عالم خواب مسافت های بسیار طولانی را در یک لحظه طی کنیم . شاید برای پیمودن مسافت هایی که در عالم خواب طی می شود در عالم بیداری ماه ها زمان نیاز داشته باشد. مرحوم آیت الله علامه تهرانی در کتاب معاد شناسی ذکر کرده اند که روزی یکی از دوستان خوب ایشان برای زیارت به مشهد مشرف شدند . ایشان داخل صحن ایستادند و گفتند که من معرفتی ندارم و همینجا می ایستم تا زمانی که معرفتی پیدا کنم سپس وارد حرم می شوم . این فرد می گوید همینطور که نشسته بودم خوابم برد . در خواب دیدم که امام رضا (ع) آمدند و با نوک انگشت پای خود آهسته به من زدند و گفتند که بلند شو کاری انجام بده . تا متوجه شدم که ایشان امام رضا(ع) هستند خم شدم پای ایشان را ببوسم . حضرت زیر بغل من را گرفتند و گفتند چکار می کنی بلند شوداین فرد می گوید همان لحظه از خواب بیدار شدم . به صحن گوهرشاد رفتم و وضو گرفتم . چون شب جمعه بود در یکی از ایوان ها نشستم و شروع بخواندن دعای کمیل کردم . در اواسط دعا مجدداً خوابم گرفت . در خواب یک فردی با محاسن زیبا به نزد من آمد و گفت می خواهی باهم گردش کنیم ؟ گفتم من در خدمت شما هستم . آن فرد من را به مدینه و سپس به کربلا ، کاظمین و سامرا برای زیارت برد . بعد از آن در عالم ملکوت بالا رفتیم و ملائک را دیدیم . در هنگام سفر آن فرد نکاتی را از جهت معرفتی به من گوشزد می کرد . بعد از اینکه سفر تمام شد من را به مسجد گوهرشاد بازگرداند . سپس از من پرسید می دانی این سفر چقدر طول کشید ؟ گفتم چقدر ؟ گفت : پنج دقیقه . این زمان را هم برای این گفتم که شما وحشت نکنید، وگرنه در ملکوت زمان و ساعت وجود ندارد . از خواب بیدار شدم و زمان را نگاه کردم دیدم که همان پنج دقیقه گذشته است . مرحوم علامه تهرانی می گوید: این دوست من سه روز و هر روز به مدت چهار ساعت خواب خود را نقل می کرد . ایشان می فرماید وقتی این خواب را برای آیت الله انصاری همدانی نقل کردم ، فرمودند از خواب های بی نظیر است و مشخص است که آن فرد بسیار قابل بوده است . البته سفری که برای پیامبر رخ داد که با این خواب قابل مقایسه نیست . چرا که سفر پیامبر در بیداری رخ داده و با استعداد دریافت ایشان هماهنگ بوده است. پیامبر مطالب را به سرعت دریافت کرده و نیازی به زمان نبوده است . سفر پیامبر معجزه بوده ولی با معجزه های دیگر تفاوت داشته است . برخی معجزه ها به گونه ای است که دیگران هم آن را می بینند . ولی امکان دیدن بعضی معجزه ها برای دیگران وجود ندارد . در روایات است که سفر پیامبر از نظر آسمانی و زمینی به اندازه ی یک سوم شب طول کشیده است . پیامبر اکرم می فرمایند که من در این سفر درهای بهشت و جهنم را دیدم . در روایت است که پیامبر می فرمایند : جبرائیل به من گفت که من مأمور هستم بهشت و جهنم را به شما نشان بدهم . وقتی درها را به من نشان داد دیدم که بهشت هشت در دارد و بر روی هرکدام چهار جمله نوشته شده است . سپس درهای جهنم را به من نشان داد که هفت در بود . بر روی هرکدام از آنها سه جمله نوشته شده بود . همه ی این جمله ها برای کسی که اهل عمل باشد از دنیا و آنچه که داخل آن است بهتر است . یکی از اصحاب بزرگ پیامبر اکرم فرزند پسری داشت که از دنیا رفت . به قدری از این مسئله غصه دار شد که در خانه ی خود محلی برای عبادت و مسجد قرار داد و تصمیم گرفت که مدتی از مردم دور باشداین خبر به پیامبر رسید . پیامبر نزد وی رفت و فرمود از طرف خداوند برای ما رهبانیت نوشته نشده است . رهبانیت امت من در جهاد فی سبیل الله است . سپس پیامبر فرمودند که بهشت هشت در و جهنم هفت در دارد . تو خوشحال نمی شوی که وقتی وارد یکی از درهای بهشت شدی پسر خود را آنجا ببینی ، دست در دست تو بگذارد و شفاعت بخواهد ؟ به این دلیل تعداد درهای بهشت بیشتر است که راه هایی که انسان را به سمت بهشت می برد بیشتر است. امام باقر (ع) درروایتی فرمود که نسبت به خدا حسن ظن داشته باشید چون بهشت هشت در دارد . در برخی روایات نیز هفتاد و یک در برای بهشت ذکر شده است . روایتی در تفسیر نورالثقلین آمده است که حضرت امیر (ع) فرمودند : بهشت هفتاد و یک در دارد . از هفتاد در شیعیان و اهل بیت من وارد می شود . یک در مربوط به دیگران است که اهل توحید و لا اله الا الله بوده اند و با ما دشمنی نداشته اند . مرحوم علامه طباطبایی در جلد چهارده بحار الانوار می پرسند که آیا درهای بهشت و جهنم مانند درهای یک حیاط است که همه به یک نقطه منتهی می شود ؟ یا اینکه منظور از درهای بهشت و جهنم عوامل ، اسباب و راه های ورود بوده و هرکدام انسان را به یک درجه و طبقه می رساند ؟ بنابراین اینطور نیست که همه ی درها به یک نقطه منتهی شود بلکه هرکدام انسان را به یک طبقه و درجه انسان می رساند . به تعبیری راه ها و عوامل اصلی ورود به بهشت هشت عدد است . عوامل و اسباب کلی ورود به جهنم نیز هفت عدد است . شاید منظور از هفت در، هفت عضوی باشد که انسان با آنها مرتکب گناه می شود . زبان ، چشم ، گوش ، دست ، پا ، شکم و شهوت . شاید هم هفت در جهنم اشاره به هفت ملکه ، صفت و خصلتی است که هرکدام ریشه ی گناهان بسیاری است . مثلاً شیطنت یک ورودی به یکی از طبقات جهنم است . تند خویی و عصبانیت ورودی دیگر به طبقه ی دیگری از جهنم است . شهوت رانی ورودی دیگر به طبقه ی دیگری است . هرکدام از این صفات ریشه ی گناهان زیادی است . مثلاً کسی که عصبانی مزاج و تند خو است مرتکب ده ها گناه دیگر می شود . بنابراین تعداد درها که در روایات مختلف گفته شده منافاتی با هم ندارد . مرحوم علامه طباطبایی می فرمایند : درست است که قرآن تأکیدی به این مسئله ندارد . تنها در یکی از آیات قرآن هفت در جهنم ذکر شده است. علامه طباطبایی می فرمایند : در سوره ی زمر آیه ی هفتاد و دو یک نکته وجود دارد . در آن آیه می فرماید : کفار را دسته دسته به سمت جهنم می آورند . زمانی که کفار به جهنم رسیدند ، درها را باز می کنند . به کفار گفته می شود که وارد درها شوید . علامه طباطبایی می گویند که از این سخن برمی آید که منظور از درها ، طبقه ها است . اگر منظور درهای معمولی باشد، نباید گفت وارد درها شوید، بلکه باید گفت از درها وارد شوید . در واقع منظور از هر در ، سبب و اسبابی است که انسان را وارد یک طبقه و درجه می کند . در بسیاری از روایات به یک کار خیر به عنوان یک در بهشت اشاره شده است . مثلاً در روایتی از پیامبر اکرم است که کارهای خوب یک دری از بهشت است . اگر فردی روزه بگیرد ، دستی به سر یتیم بکشد ، کار فردی را راه بیندازد و غیره عاملی برای ورود به بهشت است .از پیامبر اکرم است که راست بگویید که راست گویی ، دری از بهشت است . در نهج البلاغه است که جهاد دری از درهای بهشت است که خدا به روی اولیاء و بندگان خود باز کرده است . در بهشت درها نام گذاری دارد . یک در باب الصبر است که برای صابرین است . یک در باب الشکر است برای کسانی که شکر می کنند . یک در باب البلاء است برای کسانی که در دنیا بلا کشیده اند . در روایتی از امام رضا (ع) است که بهشت هشت در دارد یکی از آنها متعلق به اهل قم است . منظور از اهل قم صرفاً یک منطقه ی جغرافیایی وشهر نیست . اهل قم در روایات به عنوان یک جریان ناب اهل ولایت ، اهل شریعت ، اهل فقاهت ، اهل دینداری ، اهل عبادت و اهل علم است . در روایتی از امام صادق (ع) است که فرمودند : قم معدن شیعیان ما است . درروایتی از امام کاظم (ع) است که خوبان ولایت ما در آنجا جمع هستند. اولین منطقه ای که ولایت اهل بیت را پذیرفتند قم و اطراف آن بوده است . قم به عنوان یک جریان است و هرکسی در هر کجای که ایران زندگی کند و این خصلت ها را داشته باشد قمی است . در روایت است که عده ای از اهل ری به خدمت امام صادق (ع) در مدینه رسیدند و گفتند که ما از اهل ری هستیم . امام فرمودندمرحبا به برادران قمی ما خوش آمدید . آنها گفتند: ما اهل ری هستیم . امام باز فرمودند : خوش آمدند برادران قمی . برای بار سوم نیز امام همین سخنان را فرمودند . بنابراین معلوم می شود افرادی که این جریان و مکتب را پذیرفته اند قمی هستند . سپس حضرت فرمودند : خدای متعال حرمی در مکه دارد . پیامبرحرمی در مدینه دارد ، علی ابن ابیطالب (ع) حرمی در کوفه دارد . حرم ما اهل بیت نیز در قم است . بنابراین هشت در اسباب کلی ورود به بهشت است . مثلاً کسی که صبور باشد ده ها خیر از او سر می زند . در روایت است که امام حسین (ع) دری از درهای بهشت است . این در بسیاری از افراد رابا خدا آشنا کرده و عاملی بسیار بزرگ و با عظمت است . با توجه به اینکه محرم نزدیک است، افراد می توانند آن را به عنوان یک دوره ی اخلاق و سیر و سلوک قرار بدهند . با شرکت در مراسم و عزاداری ها می توان بسیاری از آلودگی ها را سوزاند و پاک کرد .


سئوال - آیا اندازه ی درهای بهشت متفاوت است ؟

پاسخ - اصولاً این درها معمولی نیست و یک راه است . آنگونه نیست که چون جمعیت زیاد است درها را زیاد کرده اند . در روایت است که طول هرکدام از این درها به اندازه ی چهارصد سال راه رفتن است . مقیاس های عالم آخرت با مقیاس های دنیا تفاوت دارد . بنابراین تعدد درها به دلیل کثرت جمعیت نیست . اینها ورودی ها و اسبابی است که هرکدام از آنها فرد را به یک طبقه می رساند . در برخی از روایات به این مسئله تصریح شده که منظور از درهای بهشت و جهنم ، طبقات آن است . در روایتی از پیامبر اکرم است که بهشت هشت و جهنم هفت در دارد و برخی از این درها بر دیگری برتر است . فردی از امیرالمومنین پرسید که درهای بهشت و جهنم مانند درهای خانه است ؟ حضرت فرمودند نه . سپس هرکدام از دست های خود را بالای دیگری قرار دادند . ( یعنی طبقه طبقه است ) . مرحوم طبرسی در مجمع البیان نقل کرده است که حضرت علی (ع) در رابطه با درهای جهنم فرمودند : درها، طبقه طبقه ها است ، برخی از آنها بالای دیگری است . بعد حضرت با دست های خود طبقه ها را نشان دادند . سپس فرمودند: بهشت را خدا مسطح قرار داده و درجات بهشت در عرض هم هستند . اما جهنم را طبقاتی قرار داده است . شاید به این خاطر خدا جهنم را طبقه طبقه قرار داده که کسی بیش از حد خود عذاب نبیند . هرچقدر در جهنم پایین تر برویم عذاب شدید تر می شود . اما در بهشت، آن فردی که در پایین ترین درجه است باز هم به تناسب خود نصیبی از درجات بالاتر دارد . سپس امیرالمومنین هرکدام از طبقات جهنم را اسم بردند. که در قرآن اسم های آن آمده است . اولین طبقه ی جهنم که از قسمت های دیگر بهتر است هاویه است هرچقدر پایین تر برود سخت تر می شود . حضرت می فرمایند: در جهنم چاهی است که اگر سر آن برداشته شود همه ی دوزخ را شعله ور می کند . شبی امام صادق (ع) بر سر سفره نشسته بودند و شام می خوردند . فردی می گوید که برای حضرت یک ظرف آبگوشت داغ آوردند .زمانی که دست حضرت نزدیک ظرف شد و داغی آن را حس کردند فرمودند پناه بر خدا از آتش جهنم . سپس حضرت فرمودند ما طاقت این را نداریم تا چه برسد به جهنم .


سئوال - در خصوص آیات 119 تا 124 سوره ی انعام توضیح بفرمایید.

پاسخ – در این سوره خداوند می فرماید : از حیوانی که موقع ذبح اسم خداوند بر آن برده نشده نخورید . چرا که این کار فسق است . شیاطین به دوستان خود پیام می فرستند تا با شما مومنین درگیر شوند . اگر شما هم از شیاطین اطاعت کنید مشرک هستید . از این آیه برمی آید که اگر کسی از چیزی که با خدا ارتباط ندارد بخورد ، فسق بوده و فرد را آماده ی پذیرش وسوسه های شیطان می کند . همانطور که خداوند متعال و ملائکه وحی و الهاماتی برای دوستان خود دارند. شیاطین نیز برای دوستان خود پیغام می فرستند . آن چیزی که فرد را آماده ی پذیرش پیام های شیطان می کند ، لقمه هایی است که رنگ و بوی الهی ندارد .


سئوال – منظور از درهای بهشت و جهنم چیست ؟

پاسخ - مقصود از درهای بهشت و جهنم ، ورودی های معمولی نیست بلکه اسباب ورود به بهشت و جهنم است . هرکدام از کارهایی که انسان را بهشتی و یا جهنمی می کند، او را به یکی از درها و راه های بهشت و جهنم مرتبط می کند . همه ی مباحث مربوط به بهشت و جهنم ما را برای رفتن به این سفر ابدی آماده تر می کند . امام سجاد(ع) در دعای خود فرمودند : خدایا کاری کن که من به دنیا نچسبم ، چشمی به عالم آخرت و سرای ابدی خود داشته باشم. جایی که زندگی اصلی ما خواهد بود . آماده ی مرگ شوم قبل از آمدن آن . مبادا در دنیایی که عوامل غفلت در آن خیلی زیاد است ، زمین گیر شویمآنقدر مشغول دنیا شویم که بدون آمادگی با ملک الموت مواجه شویم . افرادی که دوستان اهل بیت هستند بالاترین نور را دارند . ما باید با پیروی از آنها نور خود را بدست بیاوریم . امام صادق (ع) یک خادمی داشت که همیشه با ایشان به مسجد می رفت و در بیرون مسجد اسب حضرت را نگه می داشت . یک روز دم در مسجد ایستاده بود، چند نفر از اهالی خراسان آمدند . یکی از آنها به خادم گفت: حاضر هستی که من کار تو را بپذیرم ؟ من تمام اموال خود را که خیلی هم زیاد است به تو می دهم. خادم گفت اجازه می دهی که من از امام صادق بپرسم . آن فرد قبول کرد . آن غلام خدمت حضرت آمد و گفت اگر خیری خدا برای ما فراهم کرده باشد شما مانع از آن می شوید ؟ امام صادق (ع) فرمودند : خیر من مانع این کار نمی شوم . غلام گفت : کسی آمده و به من گفته که تمام اموال خود را به من می دهد تا جای من را بگیرد . اگر اجازه بدهید من این کار را انجام دهم . امام صادق (ع) فرمودند: هرطور که دوست داری عمل کن . زمانی که غلام شروع به رفتن کرد، امام فرمودند بازگرد، چون زیاد نزد ما بوده ای می خواهم یک نصیحتی به تو بکنم . روز قیامت زمانی که لحظات سخت آن پیش می آید پیامبر اکرم به انوار الهی توسل می جوید . امیر المومنین به دامن پیامبر ، ما اهل بیت به دامن امیرالمومنین و شیعیان ما نیز دست به دامن ما می شوند و ما آنها را به بهشت می بریم . حالا تو هرکاری که می خواهی انجام بده . غلام از نزد امام بیرون آمد و به آن شخص خراسانی گفت: اگر تمام دنیا را به من بدهی دست از غلامی امام صادق (ع) بر نمی دارم .
خدایا ما را برای سفر ابدی آماده کن قبل از اینکه فرا برسد.


سخنان حضرت حجت الاسلام و المسلمین عالی در برنامه سمت خدا مورخ 21 آبان 1391






نوع مطلب : پیامبـــــــــــر اکــــــــــــرم ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 1 مهر 1397





 پیامبر اکرم(معراج)-قسمت سوّم



سئوال – در مورداحادیث قدسی یا معراجیه پیامبر توضیحاتی بفرمایید.

پاسخ – یکی از دستاوردهای معراج پیامبر،احادیثی قدسی استدر یکی از احادیث قدسی خدا می فرماید که وقتی هفت ویژگی در بنده ی من جمع بشود او عبد می شود:تقوا داشته باشد، سکوت نسبت به حرفهای بیهوده داشته باشد ،ترسی از خدا داشته باشد ،به اندازه ی نیاز بخورد ،دنیا را هدف قرار ندهد زیرا من این را دوست ندارم و از خوبان خوشش بیاید چون من از این کار را خوشم می آید و در خلوتها از من حیا داشته باشد. خیلی ها در جلوی جمع گناه انجام نمی دهند و حیا می کنند و این حیا ،حیا از مردم است که البته خوب است ولی حیا الهی این است که انسان در خلوت گناه نکند و خودش را حفظ کند. حاج شیخ کریم حائری می فرمودند که اگر من در خواب هم نامحرمی را ببینم چشم فرومی بندم. در زمان های ما خلوتگاه های زیادی وجود دارد مثل خلوتگاه های مجازی اینترنت یا نگاه کردن ماهواره یا کنار هم بودن دوتا نامحرم در ساعت های طولانی .ابوبصیر که یکی از یاران امام صادق(ع) بودند به خانمی قرآن یاد می دادند و روزی ایشان با این خانم شوخی کردند. وقتی ایشان خدمت امام رسیدند امام فرمود: هر کسی در خلوت مرتکب گناهی شود خداوند برای او ارزشی قائل نیست. ابوبصیر خجالت کشید و توبه کرد. پیامبر فرمود: در قیامت گروهی هستند که عذاب سختی دارند و خدا به آنها می فرمایند شما در خلوت گناهان کبیره انجام می دادید ولی وقتی با مردم بودید متواضع بودید. این یک کار منافقانه است .این نشانه ی ضعف ایمان و باور انسان است .معنای اینکار کوچک شمردن خداست. امام صادق (ع) می فرماید: اگر کسی خدا را حاضر و ناظر نداند، این کفر است و اگر خدا را حاضر بداند و باز گناه کند، خدا را کوچک شمرده است .اگر کسی باور قوی داشته باشد دوربین خدا را در همه جا می بیندامیرالمومنین از بازار رد می شدند که دید فردی قسم می خورد که قسم به خدایی که در حجاب و آسمانها است . حضرت پرسید چه کسی در حجاب است ؟ او گفت: خداحضرت فرمود: بین خدا و بنده حجابی نیست .این را بدان که تو هر جا هستی خدا هم هست. یکی از اهل معرفت می گفتند که در نیمه شبی بلند شدم و دیدم که دایی ام درحال عبادت است و به او غبطه خوردم .دایی ام به من گفت که تو تا سحر بگو یا حاضر یا ناظر. استادی به شاگردانش گفت که مرغی را در یک محل که کسی آنجا نیست سر ببرید و آنرا بیاورید. همه با خودشان یک مرغ کشته شده آوردند ولی یک نفر با خودش مرغی نیاورد و گفت که من جایی را پیدا نکردم که خلوت باشد زیرا در همه جا خدا ناظر براعمال ماست .امام رضا(ع) می فرمایدپنج کار نکن و بعد هر کاری می خواهی بکن ، سرسفره ی خدا ننشین ، از سلطنت خدا بیرون برو، جایی برو که خدا تو را نبیند و هر چه می خواهی گناه کن،وقتی عزرائیل می خواست جان تو را بگیرد او را بران و وقتی مالک نگهبان جهنم می خواست تو را به جهنم ببرد به او بگو نمی آیم .
ما تا جایی که می توانیم باید خلوتگاه های مفسده انگیز نداشته باشیم و از خلوت گاه ها فرار کنیم .در ضمن اگر چنین خلوت هایی پیش آمد اهل بیت می فرمایند که در این زمان ذکر خدا را زیاد بگویید. پیامبر به یکی از اصحابش فرمود: وقتی در خلوت هستید ذکر خدا را بکنید. خوب است که انسان در زمان خلوت ،ذکر یا حاضر یا ناظر، یا رقیب یا رفیق را زیاد بگوید. وقتی یوسف با زلیخا در خلوت بود، زلیخا روی مجسمه اش را کشیده بود زیرا از او خجالت می کشید و یوسف گفت که ما باید از خدا خجالت بکشیم و ذکر خدا را گفت و فرار کرد. شیخ رجبعلی خیاط در شبی برای او زمینه ی گناه در خلوتی فراهم شد ولی او با خدا معامله کرد. و به خدا گفت که من از این لذت حرام می گذرم ، تو هم مرا تربیت کن و از آن موقع چشم و گوش او باز شد و نادیدنی ها را می دید و ناشنیدنی ها را می شنید. پس حیا یکی از صفات عبد شدن است.
یکی دیگر از دستاوردهای بزرگ پیامبر در معراج سفارش به ولایت امیرالمومنین بود. امام صادق(ع) می فرماید: پیامبر صد و بیست بار به معراج رفتند وهیچ دفعه ای نبود مگر اینکه خدا سفارش ولایت را به پیامبر کرد. سفارشی که به ولایت امیرالمومنین و فرزندانش شد بیشتر از سفارش به واجبات بود. ابن عباس می گوید: اولین کسی که علی را امیرالمومنین خطاب کرد پیامبر بود.روزی با پیامبر نشسته بودیم و علی وارد شد و سلام کرد و پیامبر گفت :سلام امیرالمومنین.من تعجب کردم و پیامبر قسم خورد که هیچ چیزی در مورد علی نمی گویم مگر اینکه آنرا دیده ام. پیامبر فرمود : در شب معراج دیدم که در همه ی درهای بهشت نوشته شده بود که قبل از خلقت آدم، مشیت خدا این بوده است که علی بن ابیطالب امیرالمومنین بشود. بخاطر احترام ائمه به حضرت علی (ع)، آنها اجازه نمی دادند که کسی آنها را امیرالمومنین خطاب کند. فردی از امام صادق (ع) پرسید که ما می توانیم امام آخری یعنی مهدی را امیرالمومنین خطاب کنیم؟ امام فرمود: خیر. این اسم مخصوص جدمان علی است و کسی این اسم را بر خودش نمی گذارد مگر اینکه کافر باشد. امام فرمود، بگویید: السلام علیک یا بقیةالله .از پیامبر سوال شد که خدا در معراج با چه زبانی با شما صحبت کرد ؟ پیامبر فرمود: با صدای علی .پیامبر وقتی این صدا را شنید، پرسید که خدایا تو با من حرف می زنی یا علی؟ خدا خطاب کرد: من دیدم تمام زوایای قلب تو پر از محبت علی است. بنابراین با صدای آشنا با تو صحبت کردم که آرامش بگیری .پیامبر فرمود: من در هر طبقه ی آسمان که می رفتم ملائک به من خوش آمد می گفتند. جبرئیل گفت :ای محمد، اگر محبت علی در دل همه ی امت تو بود، خدا جهنم را خلق نمی کرد.خدا به پیامبر فرمود که من یکی از اسامی خودم را برای توانتخاب کردم ،من محمود هستم و تو محمد وعلی را بعنوان جانشین تو انتخاب کردم و اسمی از خودم را بر او گذاشتم من اعلی هستم و او علی . خدا فرمود : تو، علی، فاطمه، حسن و حسین از نورالهی خلق شده اید و اگر کسی به شما ایمان بیاورد پیش من مومن است و اگر کسی به شما ایمان نیاورد پیش من کافر است .ای احمد، می خواهی جانشینان خودت را ببینی ؟ پیامبر فرمود: بله . خدا انوار پاک معصومین را نشان داد که بصورت حلقه ی وار دور خدا خضوع کرده بودند.( در زیارت جامعه داریم :اهل بیت وقتی شما درعالم نور بودید در عرش الهی طواف می کردید.)یکی از آنها مثل ستاره می درخشید که او مهدی بود. و خدا فرمود که او از ظلم ها انتقام می گیرد.این انتقام شخصی نیست و بخاطر ظلم هایی است که که به مقام ولایت و امامت شده است. پس پیامبر دستور جانشینی را در معراج گرفت و بعد در قرآن داریم که آنچه به تو رسیده است را به مردم بگو .پیامبر به جز روز غدیر، در مکانهای دیگری هم مسئله ی جانشینی را مطرح کرده بود.
یکی دیگر از مشاهدات پیامبر در معراج دیدن بهشت و جهنم و دیدن بهشتی ها بود. معراج در سال سوم بعثت پیامبر بود. پیامبر وجود نوری ائمه را مشاهده کرد ولی بهشت و جهنمی که در عالم ملکوت است را دید .


سئوال – صفحه 106 قرآن کریم را توضیح بفرمایید.

پاسخ – اولین آیه این صفحه می فرماید: انسانهای با تقوا که در مجلس گناه هستند بشرط اینکه به گناهکاران تذکر بدهند در آنجا بنشینند و با آنها همراه نباشند. دراین صورت مواخده گناهکاران پای فرد با تقوا نوشته نمی شود.


سئوال- در مورد دیدن بهشت و جهنم پیامبر در معراج توضیحاتی بفرمایید.

پاسخ – یکی از دستاوردهای معراج این بود که پیامبر بهشت و جهنم و خصوصیات آن را ببیند تا وقتی به مردم بشارت می دهد یا آنها را می ترساند، خودش به عین الیقین رسیده باشد. پیامبر فرمود : کسانی که پیامبر آنها را در حال عذاب دیدند عبارتند از :رباخوراران، زنان بی مبالات، کسانی که مال یتیم خورده اند و عالمان بی عمل .پیامبر عذاب آنها را دیده و توصیف کرده است .پیامبر بهشت و خصوصیات بهشت را هم دید. پیامبر می فرمود: بهشت را دیدم که خالی بود و ملائک داشتند قصری می ساختند با خشتی از طلا و خشتی از نقره ، گاهی اوقات از کار دست می کشیدند و کار نمی کردند. پیامبر سول کردند که چرا گاهی اوقات کار نمی کنید؟ آنها گفتند که گاهی اوقات مصالح کار تمام می شود. یک سبحان الله والحمدلله و... گفتن یا یک ذکر یک خشت است. با ذکر در آخرت به انسان قصر می دهند ولی دردنیا با این کلمات هیچ چیز به انسان نمی دهند. پیامبر فرمود: در بهشت قصر زیبایی را دیدم که با یاقوت سرخ درست شده بود و خیلی جذاب بود. از جبرئیل پرسیدم این قصر برای کیست؟ جبرئیل گفت: برای کسانی که کلامش درست باشد ،روزه بگیرد ،همیشه اطعام کند و هر شب از خواب بلند بشود در حالیکه دیگران خواب هستند.حضرت علی(ع) فرمودمگر چنین فردی پیدا می شود؟ پیامبر فرمود : پاکی سخن به این است که فرد بگوید سبحان الله والحمدلله ...و فردی که همیشه روزه است یعنی ماه رمضان را روزه بگیرد و کسی که همیشه اطعام می کند و به دیگران غذا می دهد، این همان کسی است که مخارج زن و بچه اش را تامین می کند و کسی هر شب بلند می شود و تحجر دارد یعنی کسی که بین نماز مغرب و عشا نخوابد.
آقا شیخ عبدالله گلپایگانی را در خواب دیدند و از ایشان پرسند که بعد از مرگ چه اتفاقی برای شما افتاد؟( روایت داریم وقتی کسی ازدنیا می رود بازماندگان می گویند که چه چیزی گذاشت و ملائک می گویند که چه چیزی با خودش آورده است ؟)ایشان گفتند که از من سوال کردند که چه چیزی با خودت آورده ای و من گفتم که من مشغول درس و تدریس بوده ام ، باز سوال کردند دیگر چه چیزی با خودت آورده ای ؟گفتم : اشک ،توسل و زیارات و باز سوال کردند که چه چیزی آورده ای ؟ ایشان گفت که دستم خالی است . ملائک گفتند که تو گوهر گرانبهایی پیش ما داری .وقتی عده ای از دوستان تو به نجف آمده بودند تو پول نداشتی که آنها را میهمان کنی و گفتی که خدایا چرا باید وضع مالی ما این طور باشد ولی بعد پشیمان شدی و الحمدلله گفتی. این الحمدلله همان گوهری است که پیش ما داری .
خدایا کم ما را بپذیر، گناه زیاد ما را ببخش .


سخنان حضرت حجت الاسلام و المسلمین عالی در برنامه سمت خدا مورخ 14 آبان 1391






نوع مطلب : پیامبـــــــــــر اکــــــــــــرم ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 1 مهر 1397





                                پیامبر اکرم(معراج)-قسمت دوّم



سئوال – در مورد مشاهدات پیامبر در معراج توضیحاتی بفرمایید.

پاسخ – یکی ازمشاهدات پیامبر دیدن انبیا در آسمان هفتگانه بود، سوغاتی بزرگ معراج، نماز است و کیفیت نماز در معراج تثبیت شد. کیفیت وضو و اذکار و .. در معراج تثبیت شد . یکی دیگراز مشاهدات پیامبر دیدن ملائک و کارگزاران خدا بود .یکی از ملائکی که پیامبر در معراج دیدند حضرت عزرائیل بود . در جلد هجدهم بحارالانوار داریم که پیامبر فرمود :دیدم ملکی نشسته است و تمام دنیا بین دو زانو و مقابل او است .و در دستش صفحه ای از نور و نوشته ای بود که آنها را نگاه می کرد و مشغول کار خودش بود و به چپ و راست نگاه نمی کرد. و این ملک چهره ی محزونی داشت .پیامبر پرسید که او کیست ؟ جبرئیل گفت که او عزرائیل است که دائما مشغول است و جان ها را قبض می کند. پیامبر نزدیکتر رفت و جبرئیل پیامبر را به عزرائیل معرفی کرد. حضرت عزرائیل خوش آمد گفت و خصوصیات امت او را گفت .جبرئیل گفت که پرکارترین ملک ،عزرائیل است .پیامبر پرسید: آیا تمام کسانی که تا بحال مرده اند یا در آینده خواهند بوسیله ی عزرائیل قبض روح می شوند ؟ جبرئیل گفت : بلهپیامبر سوال کرد :آیا او در همه جا هست ؟ جبرئیل گفت : بله او در همه جا هست .حضرت عزرائیل گفت : تمام دنیا در دست من ،مثل سکه ای در دست شما انسانهاست و به همه جا احاطه دارم. هیچ خانه ای نیست مگر اینکه من هر روز پنج مرتبه به آنجا سرکشی نکنم .وقتی یکی فوت می کند و دیگران برای او گریه می کنند ، به آنها می گویم که گریه نکنید نوبت شما هم می رسد. من این قدر می آیم و شما را قبض روح می کنم تا احدی از شما در این عالم باقی نماندشدیدترین حادثه مرگ است. جبرئیل گفت : حادثه های بعد از مرگ شدیدتر از خود مرگ است . یکی دیگر از هدیه هایی که پیامبر در معراج دریافت کرد، خمیر مایه حضرت زهرا (س)بود. هدیه به اندازه ی شأن هدیه دهنده است و خدا حضرت زهرا، ادامه دهنده ی نسل پیامبر را به حضرت هدیه داد. در زیارت داریم که سلام بر بتول( یکی از اسامی حضرت زهرا) هدیه پیشکش الهی به پیامبر .پیامبر به درخت طوبی رسید ، سیبی از آن برداشت که بسیار معطر بود و سیب را به دو نیم کرد و نوری از آن ساطع شد که پیامبر تعجب کرد و جبرئیل گفت که این نور فاطمه در زمین است که در آسمان به آن منصوره می گویند. پیامبر پرسید که چرا او در آسمان به منصوره و در زمین به فاطمه معروف است ؟ جبرئیل گفت : کسانی که در دنیا پیرو فاطمه هستند در قیامت آنها را از آتش جهنم جدا می کند. پس فاطمه یک لفظ یا اسم نیست بلکه این حاکی از حقیقتی است .الفاظ آسمانی که برای ائمه انتخاب شده است یک مقام و شأن است .مثلا باقر یعنی کسی که کارش شکافنده ی علوم خواهد بود یا رضا یعنی کسی درمقام رضا به نهایت رسیده است .مهدی یعنی کسی که از طرف خدا هدایت خاصی شده است و دیگران را هم دستگیری می کند. فاطمه یعنی کسی که پیروانش را از جهنم قطع می کنند .چون خدا فاطمه را برای شفاعت نصرت و یاری می کند ، در آسمان به ایشان منصوره می گویند. در کتاب کامل الزیارات از شفاعت گسترده ی اباعبدالله و حضرت فاطمه (س)صحبت می کند. در روایات داریم که حضرت زهرا بقدری شفاعت خواهند داشت که به جز یک عده کافر هرز،در جهنم باقی نمی مانند. هر کس نوری در وجودش داشته باشد مورد شفاعت آن حضرت قرار می گیرد. در آن روز همه ی کافران آرزو می کنند که ای کاش ما فاطمی بودیم . پیامبر سیب بهشتی را خوردند و محصول این سفر آسمانی تولد حضرت زهرا بود. پیامبر می فرمود : من هر وقت مشتاق بهشت می شوم او را بو می کنم .در زیارت نامه حضرت زهرا داریم که حضرت میوه ی بهشتی است .
یکی دیگر از هدیه های که پیامبر از خدا گرفتند احادیث معراج است که به آن احادیث قدسی می گویند. قرآن کلام خداست و توسط جبرئیل بر پیامبر نازل شده است ولی در معراج ، زمانی که پیامبر در فوق ملکوت بود با خدا گفتگوهایی داشت و پیامبر آن گفتگوها را نقل می کرد. بسیاری از احادیث قدسی از پیامبر است .علامه ی مجلسی تعدادی از این احادیث را جمع آوری کرده است . درجلد 77 بحاراالنوار داریم :ای احمد( خدا در معراج پیامبررا احمد نامیده است . در زمین نام پیامبر محمد یعنی پسندیده است، رفتار و منش پیامبر آنقدر پسندیده بود که به او محمد می گویند. وقتی باطن پیامبر در ملکوت ظهور پیدا می کنید ، پیامبر علاوه بر محمد پسندیده ترین یا دلپذیرترین یعنی احمد نام می گیرد)آیا می دانی چه زمانی بنده ی من به عبودیت می رسد ؟ پیامبر فرمودپروردگارا، من نمی دانم. خدا فرمود :کسی که هفت صفت در او جمع بشود ،عبد من است ، یکی تقوا از گناهان. انسان باید خودش را با گذشته مقایسه کند و ببیند که حساسیتش به گناه بیشتر شده است یا خیر. تعظیم در مقابل خدا همان تقوا است .ما باید در مقابل گناهان پیش خدا خاضع باشیم و اگر گناه هم بکنیم ،نباید افتخار کنیم و سریع توبه می کنیم. عالمی در مکاشفه دید که فردی که مرد متین و متدینی بود، دو سر دارد یکی سر حالت بالا و یکی سر حالت پایین . او سِّر این کاشفه را نفهمید . هنگام مرگ این فرد عده ای از علما دور او جمع بودند واو گفت که خدایا شاهدی که از وقتی که من خودم را شناختم گناهی نکردم . بعد این عالم سِّرمکاشفه را فهمید که این فرد در باطن پیش خدا سر فرود آورده است و او عبد خدا بود.ما باید در مقابل خدا سر به زیر باشیم و قلب مان تسلیم خدا باشیم . عبد واقعی کسی است که باطنش خضوع کرده است و به سجده افتاده است .دوم داشتن سکوت و نزدن حرف های بیهوده .کسانی که زیاد صحبت می کنند اشتباه هم زیاد دارند .بعضی ها حرفهای بیهوده می زنند و نمی توانند جلوی خودشان را بگیرند. پس عبد کسی است که زبانش دست خودش باشد. سوم اینکه خدا ترسی داشته باشد که هر روز اشک و سوزش بیشتر باشد . ترس از خدا به چه معناست ؟در دعای جوشن داریم : ای کسی که ترسی از او نیست مگر از عدالتش یعنی باید از عدالت خدا ترسید .عدالت خدا اقتضا می کند که اگر توجرمی وخطایی بکنی ، دامن تو را بگیرد .ما می ترسیم که نکند مرتکب اشتباهی بشویم و عدالت خدا گردن ما را بگیرد . ترس ازخدا، به ترس از خودمان بر می گردد. امام سجاد (ع) در دعای ابوحمزه ثمالی می فرماید: وقتی گناهانم را می بینم به ترس و اضطراب می افتم. خوف از عدالت خدا یعنی خوف از اینکه من گناهی بکنم تا گیر عدالت خدا بیفتم . کسانی هم که گناه ندارند در مقابل عظمت خدا خشیت وخوف دارند و خودشان را نمی بینند . معصومین از این سنخ خشیت ها و دلهره داشته اند. مرحوم آخوند کاشی از شدت خشیت خدا درنمازش آنچنان می لرزید که برای بعضی از شاگردانش این سوال پیش آمده بود که نماز ایشان با این لرزش ها درست است یا خیر ؟ آیت الله بهجت در نمازهای شب جمعه وقتی به سوره اعلی می رسیدند که می فرماید :انسانهایی که خشیت دارند حرف خدا را می پذیرند و افراد شقی هستند حرف خدا را نمی پذیرند و به جهنم می روند و جهنمی ها نه مرگ دارند که از عذاب خلاص بشود نه زندگی دارند و ... ،دیگر صدای ایشان شنیده نمی شد.


سئوال – در مورد ادامه مشاهدات پیامبر در معراج توضیحاتی بفرمایید.

پاسخ – چهارمین خصوصیات عبد این است که مهار شکمش را در دست داشته باشد و هر چیزی نخورد و به اندازه ی ضرورت بخورد. کسی که زیاد می خورد و دیر می خوابد ،نمی تواند برای نماز صبح بیدار بشود. حضرت یحیی شیطان را تمثلی دید و سوال کرد که چه زمانی از من خوشت می آید؟ شیطان گفتزمانی که غذای سنگینی می خوری و می خواهی صبح بلند بشوی. حضرت یحیی عهد بست که دیگر غذای سنگین نخورم و شیطان هم گفت که من عهد می بندم دیگر مومنی را نصیحت نکنم . یکی دیگر از ویژگی های بنده این است که از دنیا بدش بیاید چون خدا بدش می آید و از خوبان خوشش بیاید چون خدا خوشش می آید یعنی حب و بغض بنده تابع خدا باشد. منظور از دنیا یعنی کسی که ظواهر دنیا را هدف قرار بدهد و در این دنیا گیر کند و ِالا اگر انسان از لذت های حلال خدا برای بندگی استفاده کند اشکالی ندارد و نباید دلبستگی و وابستگی به دنیا نداشته باشد .پنجمین ویژگی های بنده، داشتن حیا است .


سخنان حضرت حجت الاسلام و المسلمین عالی در برنامه سمت خدا مورخ 07 آبان 1391





نوع مطلب : پیامبـــــــــــر اکــــــــــــرم ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 1 مهر 1397





پیامبر اکرم(معراج)-قسمت اوّل



سوال – حقیقت معراج چیست ؟

پاسخ : از مسلمات اعتقادی ما این است که الان بهشت و جهنم برزخ و قیامت وجود دارد ولی ما شرایط درک آنرا نداریم .اگر کسی در دنیا برود برزخ را درک می کند و وقتی نفخ صور دمیده شود، بهشت و جهنم قیامتی درک می شود. بهشت و جهنم در کجاست ؟ جای بهشت و جهنم در عالم ظاهر و ملک دنیا نیست بلکه جای بهشت و جهنم در ملکوت این عالم دنیا است. یعنی پشت پرده ی باطن این دنیاست .وقتی شما خواب می بینید در عالم ظاهر هیچ اتفاقی نیفتاده است بلکه در عالم باطن خودتان اتفاقاتی افتاده است. پس ما برای دیدن بهشت و جهنم ملکوتی، ابزار می خواهیم .بزرگترین مشاهده ملکوت عالم تا الان و تا قیامت ، مشاهده معراج پیامبر اکرم است. پیامبر ملکوت عالم را مشاهده کرد است که برای احدی رخ نداده است. حضرت ابراهیم ملکوت را دید ولی پیامبر به فوق ملکوت رفت . پس معراج مشاهده از غیب عالم است .بخشی از مشاهده غیب ، مشاهده ی بهشت و جهنم و بخشی مشاهده ملائک و بخشی مشاهده پیامبران بود.

در سوره اسرا و نجم، بطور تصریح به معراج پیامبر اشاره شده است .امام صادق (ع) می فرماید: اگر کسی سه چیز را انکار کند از شیعیان ما نیست ،معراج ،سوال و جواب در قبر و شفاعت. امام صادق(ع) می فرماید: برای پیامبر صد و بیست مرتبه معراج اتفاق افتاده است که یکی از معراج های پیامبر استثنائی است و در قرآن به این معراج اشاره شده است . خصوصیات معراج ایشان این بود که علاوه بر اینکه روح پیامبر به معراج رفت بود جسم پیامبر هم همراه پیامبر بود. معراج های دیگر پیامبر روحی بوده است یعنی جسم پیامبر در همین عالم بوده است و روح پیامبر به بالا می رفته است، مثل خواب .ما با بدن مثالی مان خواب می بینیم . این معراج پیامبر در سال سوم نبوت اتفاق افتاده است . این سیر و سفر پیامبر( معراج) سه تا سفر بوده است : سفر زمینی (پیامبر از مسجد الحرام تا مسجد الاقصی رفتند و در مسجد الاقصی نماز خواندند )،از مسجدالاقصی تا ملکوت(سیر دوم از عالم دنیا خارج می شود . پیامبر تا مرز عالم ملکوت رفتند که جبرئیل با او همسفر بود) و فوق ملکوت. ( در این سفر احدی با پیامبر نبود و پیامبر با خدا تنها بود. حتی پیامبران هم تا قسمت دوم سفر را رفته اند . بخش سوم سفر پیامبر، عالم امکان بود و هیچ مخلوقی از آنجا بالاتر نرفته بود. این از افتخارات ماست. امام سجاد (ع)می فرماید : من فرزند کسی هستم که آنقدر بالا رفت که از عالم ملکوت هم گذشت و خیلی به خدای خودش نزدیک شد. این سفر سوم فقط برای پیامبر اتفاق افتاده است .وقتی پیامبر با جبرئیل به مرزعالم ملکوت رسیدند،جبرئیل گفت که پیامبران قبلی از اینجا جلوتر نمی رفتند ولی تو از اینجا رد می شوی ولی من نمی توانم با تو بیایم(.
این سفر معراج پیامبر غیرعادی است ولی چیزهای غیر عادی مثل معجزات اتفاق می افتد. پس انسان می تواند مسیری بالاتر از فرشته ها را طی کند. تنها عامل سیر برای پیامبر بندگی پیامبر بود. خالصانه بندگی کردن و تسلیم بودن پیامبر در برابر خدا باعث این سفر عجیب شد. در سوره اسرا داریم : منزه است خدایی که عبدش را به مسجدالاقصی برد. این سیر با قدم عبودیت بوده است و این درس بزرگی برای ما است . این معراج در توان پیامبر است ولی در مرتبه پایین تر، این معراج برای انسانها امکان پذیر است. قرآن می فرماید : آیا به ملکوت آسمانها و زمین نمی نگرند؟ این معراج فقط با قدم بندگی امکان پذیر است.
روایت داریم :کسی که متواضع است، خدا او را بالا می برد ولی فرد متکبر به بالا نمی رود زیرا سنگین است و سقوط می کند. علامه طباطبایی را در مسجد سهله به عالم ملکوت بردند (البته این سفر روحی بوده است) تا جایی که جسم خودش را می دید و حقیقت ((ص)) را به او نشان دادند . ((ص)) نهری در بهشت است .آیت الله طباطبایی می فرمودند که در تعقیبات نماز صبح دیدم که برادرم با حضرت ادریس آمدند یعنی ایشان هم بهشت و هم بهشتی ها را می دید .حضرت ادریس معارفی را به من گفتند. آیت الله طباطبایی می فرمودند که استادم مرحوم قاضی فرموده بودند که اگر در سحر چیزهایی را دیدید به آن توجه نکنید. روزی من در سحر مشغول نماز بودم که حوریه بهشتی آمد و به من قدحی تعارف کرد ولی من توجهی نکردم . علامه طباطبایی فرد مهربان و با تقوایی بود و نسبت به اهل بیت محب بود، اهل عمل و فوق العاده متواضع بود. مرحوم میرزا آقای تهرانی مرگ اختیاری داشت. ایشان به اختیار خودشان روح را خارج می کردند و بر می گرداند. ایشان فوق العاده مراقب بود که به هیچ کس یا چیزی ظلم نکند. ایشان شبی دیر به منزل رسیدند و تا صبح پشت در ایستادند ولی در نزدند که اهالی خانه را بیدار کنند. این افراد بندگی خدا را کردند و به مقاماتی رسیدند.
پیامبر دراین معراج چیزهایی دیدند. خدا می فرماید :ما او را بالا بردیم تا آیات الهی و اسرار را به او نشان بدهیم . در سوره نجم داریم: آیات بزرگ خدا را به پیامبر نشان دادیم.
در روایت داریم که این معراج یک سوم شب(سه ساعت) طول کشیده است .در سفر زمینی پیامبر توسط جبرئیل با مرکب بهشتی به مسجدالاقصی رفتند. از مسجدالاقصی با مرکب دیگری رفت و از ملکوت به فوق ملکوت با امداد الهی پیش می رفت. ما بسیاری از جزئیات معراج را خبر نداریم. یکی از مشاهدات پیامبر در آسمانها، دیدن انبیاء بود . پیامبر در آسمان اول حضرت آدم ،در آسمان دوم حضرت عیسی ،در آسمان ششم حضرت موسی و آسمان هفتم حضرت ابراهیم را دیدوقتی پیامبر به هر کدام از پیامبران می رسید آنها اظهار ارادت می کردند و خوش آمد می گفتند. معصومین در برزخ نیستند و جایگاه بهشتی آنها بالاتر از برزخ است . برزخ در احاطه ی آنها است .یکی از هدیه هایی که به پیامبر داده شده نماز است .پیامبر در معراج کیفیت نماز را گرفتند یعنی نماز خواندن و وضو گرفتن را در معراج یاد گرفتند، و پیامبر خیلی از اسرار نماز را دریافت کردند. روایت نماز معراج پیامبر در علل الشرایع شیخ صدوق آورده شده است .کتاب اسرار الصلاة مرحوم ملکی تبریزی هم از همین نماز معراج پیامبر گرفته شده است . روایت داریم که خدا فرمود: یا احمد، همانطور که من بر پیامبر و امت های گذشته پنجاه بار نماز را واجب کردم ،به تو و امت تو پنجاه بار نماز را واجب می کنم. حضرت موسی به پیامبر گفت که امت تو ضعیف است ،پس از خدا بخواه که در نماز تو تخفیف دهد. پیامبر از خدا این را خواست و خدا پنجاه نماز را به اندازه ی پنج نماز تخفیف داد. منت خدا بر پیامبر، کم شدن بعضی فریضه هاست . انسان باید خیلی تنبل باشد که این پنج نوبت نماز را نخواند یا آنرا سبک بشمارد. یکی دیگر از مشاهدات پیامبر انواع ملائک بود. پیامبر یکی از فرشتگان را دید که دارای تعداد زیادی انگشت است و در حال محاسبه استپیامبر از جبرئیل سوال کرد که این کیست؟ جبرئیل گفت :این ملک، حساب تمام قطرات بارانی که ریخته می شود را دارد .پس یک قطره ی باران بی حساب نیستپیامبر با آن ملک صحبت کرد و سوال کرد که شما حساب تمام قطرات باران را دارید ؟ملک گفت که من حساب تمام قطرات بارانی که در روی دریاها یا صحراها ریخته می شود را هم دارم . ولی حساب یک چیز از دست من در رفته است و آن حساب کسی است که بر تو صلوات بفرستد. پیامبر دید که یکی از ملائک حالت عبوس دارد و خیلی با ابهت بود. پیامبر پرسید که او کیست که انسان از او می ترسد؟  جبرئیل گفت :او مالک، نگهبان جهنم است. از وقتی خدا او را خلق کرده است و مالک جهنم کرده است اصلا یک لبخند هم نزده است. پیامبر به مالک نزدیک شد و او بشارت بهشت را به پیامبر داد. اسم نگهبان جهنم مالک و اسم نگهبان بهشت رضوان است .بهشت مظهر رضایت خداست و بخاطر همین اسم نگهبان بهشت رضوان است . جهنم جای افراد متکبر هستند و در آنجا خدا به آنها می فهماند که مالک کیست و بخاطر همین اسم نگهبان جهنم مالک است. پیامبر مشاهدات دیگری هم داشتند.


سخنان حضرت حجت الاسلام و المسلمین عالی دربرنامه سمت خدا مورخ 30 مهر 1391





نوع مطلب : پیامبـــــــــــر اکــــــــــــرم ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 1 مهر 1397




(مسئولیت) نُه چیز، از امّت من برداشته شده است


سخن زیر از پیامبر اکرم(ص) به «حدیث رفع» شهرت دارد:


رُفِعَ عن امّتی تِسعَةٌ: الخَطَأُ، والنِّسیانُ، وما اکرِهُوا علَیهِ،

وما لا یعلَمونَ، وما لا یطیقونَ، وما اضطُرُّوا إلَیهِ،

 والحَسَدُ، والطِّیرَةُ، والتَّفکرُ فی الوَسوَسَةِ

فی الخَلقِ ما لم ینطِقْ بِشَفَةٍ


 (مسئولیت) نُه چیز، از امّت من برداشته شده است:

 1.خطا،   2.فراموشى،   3.آنچه به آن مجبور شوند،  4.آنچه 

 نمیدانند،   5.آنچه از توانشان بیرون است،   6.آنچه به آن ناچار شوند،   7.حسادت،   8.فال بد زدن،     9.تفکر وسوسه آمیز در آفرینش، تا زمانى که به زبان آورده نشود.

خصال، ص ۴۱۷، ح ۹/ بحار الأنوار، ج ۵، ص ۳۰۳، ح ۱۴


 






نوع مطلب : پیامبـــــــــــر اکــــــــــــرم ، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 1 مهر 1397




اَللّهٌمَّ صَلِّ وَ سَلِّم، وَ زد وَ بارک، علی رَسول الله،وَآلهِ الاَطهار

 






نوع مطلب : پیامبـــــــــــر اکــــــــــــرم ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 1 مهر 1397



 110حدیث از پیامبر اکرم(ص)-قسمت اوّل



رسول خدا (ص) : هرکس دوستی دنیا و لذائذ آن را بر طلب علم الهی ترجیح دهد مستوجب خشم الهی میشود و در پایین ترین درجات آتش دوزخ با جهودان محشور خواهد بود و درباره چنین افرادی آیه زیر نازل گشته است . سوره بقره آیه 89 : و چون عرضه شد برایشان راه راست و شناختند صحیح بودن آنرا پس کفران این نعمت نمودند و از آن روی برتافتند پس لعنت خدا بر کافران باد.  مکارم الاخلاق صفحه 1. 528

1

رسول خدا (ص) : ای بندگان خدا شما همانند بیمارانید و خداوند مانند طبیب مصلحت مریض در ایناست که به دستورات طبیب عمل نماید نه آنکه به چیزی که خود می پسندد اظهار تمایل کند پس تسلیم اوامر و دستورات الهی شوید تا به گروه نجات یافتگان بپیوندید و به خیر و سعادتدست بیابید. 

 مجموعه ورام جلد 2 صفحه 117

2

رسول خدا (ص) : در تفسیر قول خدای عزوجل سوره واقعه آیه 10 و 11فرمودند : 

((السابقون السابقون اولئک المقربون))

((سبقت گیرندگان در انجام اوامر الهی همان مقرّبان درگاه الهی هستند)) 

جبرئیل به من خبر داده سابقون علی (ع) و شیعیانش میباشند آنها هستند که به بهشت سبقت گیرند و به جهت کرامتی که خداوند به آنها نموده مقربان درگاه الهی می باشند.     امالی شیخ مفید صفحه 339

3

رسول خدا (ص) : خداوند متعال به هیچ عالم و دانشمندی سرمایه علمی عطا نفرمود جز آنکه از او پیمان گرفت نوع همان پیمانی که از پیغمبران گرفت که احکام و دستوراتش را به مردم ابلاغ نمایند و هرگز از بیان حقیقت دریغ نورزند.   ترجمه منیة المرید صفحه 59

4

پیامبر اکرم (ص) : هرکس که خداوند به او علم دین عطا کرده باشد و او آن را به مردم تعلیم ندهد پس از مرگ داوند را در حالی ملاقات میکند که بر دهانش لجام آهنین زده باشند. 

  بحارالانوار جلد 2 صفحه 68

5

پیغمبر(ص) : دوستی من و خاندانم در هفت جای پروحشت سودمند است وقت مرگ در قبر هنگام زنده شدن موقع تحویل دادن نامه اعمال در وقت حساب و سنجش اعمال و عبور از پل صراط.    کتاب نصایح صفحه 263 حدیث 13

6

رسول خدا (ص) : هرکس قرآن را قرائت کند و آن را سبب و وسیله روزی خویش قرار دهد روز قیامت بیاید در حالی که صورتش استخوانی باشد که در آن گوشت نیست یعنی بی آبرو به محشر وارد شود.   ثواب الاعمال صفحه 638

7

رسول خدا (ص) : هرکه امامت علی (ع) را پس از من منکر شود چون کسی باشد که در زندگیم پیغمبری مرا انکار نموده و هرکه پیغمبری مرا منکر باشد چون منکر ربوبیت پروردگار است.       امالی صدوق صفحه 656

8

پیامبر اکرم (ص) : هرگاه خداوند خیر بنده ای را بخواهد او را در امر دین و احکام و دستوراتش دانا و فهمیده می نماید.  

 امالی مفید صفحه 174

9

رسول خدا (ص) : هر مومنی بمیرد و یک ورق کاغذ از او بماند که دانشی بر آن باشد آن ورقه روز قیامت میان او و دوزخ حائل و مانع شود و خدای تبارک و تعالی به هرحرفی که در آن کاغذ نوشته شهری در بهشت به او دهد که هفت برابر دنیا باشد.                                     امالی صدوق صفحه10. 37

10

رسول خدا (ص) : مومنی نیست که یک ساعت نزد عالمی نشیند جز آنکه خدای عزوجل به سوی او ندا کند نزد حبیب من نشستی به عزت و جلالم سوگند تو را با او ساکن بهشت نمایم و باکی از این کار ندارم.     امالی صدوق صفحه 37

11

رسول خدا (ص) : قرض داری که حقوق مردم را نپرداخته پس از مرگ در قبرش در غل و زنجیری از آتش است و جز پرداخت قرضش توسط وارثین چیزی غل و زنجیر را باز نمیکند. 

نهج الفصاحه صفحه 391

12

رسول خدا (ص) : کسی که برای رفع نیاز برادر مومن خود کوشش نماید مانند این است که نه هزار سال خداوند متعال را عبادت نموده در حالی که روزها را روزه گرفته و شب ها را هم شب زنده داری نموده.                                  بحارالانوار جلد 74 صفحه 315

13

رسول خدا (ص) : شب معراج که به سوی آسمانها عروج کردم در مسیر خویش بر گروهی برخورد کردم که لبهای ایشان را با قیچی های آتشین می بریدند و در آتش می افکندند از جبرئیل پرسیدم اینها چه افرادی هستند ؟ در پاسخ گفت سخن سرآیان و خطیبان امت شما هستند که مردم را به کارهای پسندیده  می خواندند و خود غافل بودند از آن و حال آنکه ایشان قرآن را تلاوت میکردند ولی از گفتارش غافل بودند.

  وسائل الشیعه جلد 17 صفحه 318

14

رسول خدا (ص) : هرکس مومنی را بیازارد پس بی گمان مرا اذیت کرده و هرکس مرا برنجاند گویا خدا را آزار رسانده است و هرکس خدا را اذیت کند چنانکه در تورات انجیل زبور و قرآن آمده از رحمت خداوند به دور است.               

جامع السعادت جلد 2 صفحه 215

15

رسول خدا (ص) : کسی که مومنی را بی جهت اذیت نماید پس مانند آن است که ده مرتبه مکه معظمه و بیت المعمور را خراب کرده و هزار فرشته مقرب درگاه الهی را کشته است.          مستدرک الوسائل جلد 2 صفحه 103

16





نوع مطلب : پیامبـــــــــــر اکــــــــــــرم ، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 1 مهر 1397



 110حدیث از پیامبر اکرم(ص)-قسمت دوّم




رسول خدا (ص) : خداوند متعال فرموده : هرکس به یکی از دوستان من اهانت کند به جنگ با من کمین کرده است و من از هر چیزی بیشتر به کمک دوستانم می شتابم.          

   اصول کافی جلد 4 صفحه 53

17

رسول خدا (ص) : آنکس که ساعتی ذلت و سختی فرا گرفتن علم الهی را تحمل نکند و با حقارت موقت آن کنار نیاید برای همیشه در نادانی ذلت می ماند و یک عمر با خواری جهل به سر می برد.        بحارالانوار جلد 1 صفحه 57

18

رسول گرامی (ص) : وقتی خداوند درباره کسی اراده خیر فرماید وی را در امر دین فقیه و دانا میکند و به دنیا و علائق مادی کم اعتنایش میکند و او را به عیوبات اخلاقیش بینا و آگاه میسازد.           نهج الفصاحه صفحه 26

19

رسول خدا (ص) : بدترین مردم کسی است که آخرت خود را به دنیای خویش بفروشد و بدتر از او کسی است که آخرت خود را به خاطر دنیای دیگران از دست بدهد و تباه کند         

 سخنان 14 معصوم جلد 4 صفحه 108

20

رسول خدا (ص) : هرکه داستانی از برادر دینی خود بگوید که قصدش خراب کردن دوست خود باشد تا او را از چشم مردم بیندازد خدا او را از ولایت خود بیرون کند و در ولایت شیطان گذارد و شیطان هم از او دوری گزیند.

امالی صدوق صفحه 486

21

پیامبر اکرم (ص) : هرکس یک مساله شرعی از احادیث ما پیرامون حلال و حرام و مسائل دینی اش را بیاموزد خدای تعالی هزار گناه او را بیامرزد و شهری از طلا به وسعت دنیا برایش در بهشت بنا کند و به عدد هر موئی که در بدنش قرار دارد برایش حج مقبول می نویسند.       

 بحارالانوار جلد 1 صفحه 214

22

رسول خدا (ص) : کسی که به دنبال یادگیری علوم الهی و مسائل دینی اش اقدام کند مانند کسی است که روزها را روزه و شب ها را به شب زنده داری تا صبح پراخته و آموختن یک مساله شرعی برای شخص بهتر از این است که به اندازه کوه ابوقبیس در راه خدا طلا انفاق نماید.        بحارالانوار جلد 1 صفحه 184

23

رسول خدا (ص) : کسی که از خانه خود برای یادگیری علم دینی بیرون آید هفتاد هزار ملک او را مشایعت میکنند و اگر در این راه از دنیا برود شهید از دنیا رفته است.                    

عین الحیوة صفحه 169

24

رسول خدا (ص) : به اصحاب خود می فرمودند : مقید کنید خود را به نوشتن احادیث زیرا خدای تعالی به خاطر کسانی که احادیث را ثبت میکنند و سپس نشر می دهند هربلا و بدی را از مردم دور میکند و آنان در میان شیعیان ما مانند ستارگان اند چه در حال زنده بودن و چه پس از مرگشان و خدا به خاطر ایشان هر بدعتی که در دین گزارده شود را از بین میبرد   

ترجمه منیةالمرید صفحه 531

25

رسول اکرم (ص) : یاد کنید در مجالس و صحبت های خود فضایل علی ابن ابی طالب (ع) را زیرا یاد کردن از علی بن ابی طالب (ع) یاد از من است و یاد کردن من یاد کردن از خداست. 

عین الحیوة صفحه 548

26

رسول خدا (ص) : روزی شیطان در جلوی موسی (ع) ممثل شد پس موسی (ع) به شیطان گفت کدام گناهست که چون فرزند آدم مرتکب آن میشود تو بر او مسلط میشوی شیطان گفت وقتی که از خود راضی باشد و عملهای خیر خود را بسیار شمارد و گناهانش در چشم او اندک نماید.             

عین الحیوة صفحه 182

27

رسول خدا (ص) : خداوند چهارچیز را در چهار چیز قرار داده است : 

1-برکت علم را در احترام به استاد.

2-بقای ایمان را در تعظیم خدا به وسیله انجام بی چون چرای دستوراتش.

3-لذت و برکت زندگی را در نیکی به پدر و  مادر.

4-و آزادی از جهنم را در آزار ندادن مردم.   

نصایح صفحه 230

28

رسول گرامی (ص) : در آیام زندگی اوقاتی فرا میرسد که در معرض نسیم حیات بخش الهی قرار میگیرید و فرصت مناسبی بدست می آورید که برای آخرت خود بهره ای شآیان ببرید پس بکوشید از آن فرصتها استفاده کنید و خویشتن را در مسیر فیض الهی قرار دهید.

   محجة البیضاء جلد 5 صفحه 15

29

رسول اکرم (ص) : آنکس که بر رویش در خیری گشوده شد غنیمت بشمارد و از فرصت استفاده کند زیرا نمیداند چه وقت آن در برویش بسته میشود. 

 مستدرک الوسائل جلد 2 صفحه 9

30

رسول خدا (ص) : کسی که برای رفع نیاز برادر مومن خود کوشش نماید مانند این است که نه هزار سال خداوند متعال را عبادت نموده در حالی که روزها را روزه گرفته و شب ها را هم شب زنده داری نموده.  بحارالانوار جلد 74 صفحه  315

31

رسول خدا (ص) : آنگاه که از بوستانهای بهشتی عبور می کنید خود را از نعمتهای آن اشباع و بهره مند سازید عرض شد : بوستانهای بهشت کجاست ؟ فرمودند حلقه ها و جلساتی که در آن فضائل و احادیث ما خاندان مطرح میشود.

32






نوع مطلب : پیامبـــــــــــر اکــــــــــــرم ، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 1 مهر 1397



 110حدیث از پیامبر اکرم(ص)-قسمت سوّم



رسول اکرم (ص) : یکی از انصار نزد پیامبر (ص) آمد و گفت اگر بنا باشد جنازه ای را تشییع کنم یا در مجلس مرد دانشمندی حاضر شوم حضور مرا در کدامیک از این دو دوست تر می دارید. حضرت فرمودند : اگر کسانی باشند که در پی جنازه روان شوند و آن را به خاک سپارند حاضر شدن در مجلس عالمی که علوم و احادیث و آیات الهی را بیان مینماید از حضور در تشییع هزار جنازه و عیادت نمودن از هزار بیمار و برپا ایستادن برای عبادت خدا در هزار شب و روزه داشتن در هزار روز و صدقه دادن هزار دینار به فقیر و گزاراندن هزار حج و حضور در هزار جنگ در راه خدا فضیلت بیشتری دارد و اینها کجا به پای حضور در مجلس علم الهی میرسد آیا ندانسته ای که حیات و زنده بودن قلب به آموختن علم الهی است و مرگ و نابودی قلب آدمی به جهل و نادانی است.

    روضة الواعظین صفحه 12

33

رسول اکرم (ص) : احترام گذاشتن به مسلمان مو سفید و سالخورده از جمله تجلیل خداست و از ما نیست کسی که بزرگسال ما را احترام نکند و به خردسال ما مهربانی نکند

اصول کافی جلد 3 صفحه 240

34

رسول خدا (ص) : پیر سالخورده در میان قوم و کسان خود مانند پیغمبر الهی در امت خود میباشد.    

سخنان 14 معصوم جلد 2 صفحه 25

35

رسول اکرم (ص) : روزی رسول خدا (ص) در حین عبور از کوچه ای بعضی از کودکان را در حال بازی دید و فرمود : وای بر فرزندان آخرالزمان از پدرانشان عرض شد یا رسول الله (ص) از پدران مشرک آنها فرمود : نه بلکه از پدران مسلمان ایشان که هیچ چیز از فرائض و احکام مذهبی را به آنان نمی آموزند و اگر خود فرزندان به دنبال فراگیری پاره ای از مسائل دینی بروند آنها را از اداء این وظیفه مقدس باز می دارند و تنها به این قانع هستند که فرزندانشان به دنبال کسب و تجارت روند و متاع ناچیزی از دنیا بدست آورند بدانید من از این قبیل پدران بیزار هستم و آنها نیز از بستگی به من بری اند.  

      مستدرک الوسائل جلد 2 صفحه 625

36

رسول اکرم (ص) : شما را درباره نوجوانان و جوانان به نیکی سفارش میکنم که آنها دلی رقیق تر و قلبی فضیلت پذیر تر دارند خداوند مرا به پیامبری برانگیخت تا مردم را به رحمت الهی بشارت دهم و از عذابش بترسانم جوانان سخنانم را پذیرفتند و با من پیمان محبت بستند ولی پیران از قبول دعوتم سرباز زدند و به مخالفتم برخاستند.   

سخنان 14 معصوم جلد 2 صفحه 133

37

رسول اکرم (ص) : وجود پیران سالخورده بین شما باعث افزایش رحمت و لطف پروردگار و گسترش نعمتهای الهی بر شماست.

 نهج الفصاحه صفحه 222

38

رسول اکرم (ص) : با جمعی از اصحاب خود از جائی عبور میکردند که مردی از کنار ایشان عبور نمود بعضی که او را میشناختند گفتند دیوانه است. رسول اکرم (ص) فرمودند : این مرد دیوانه نیست بلکه مبتلا به مرضی است دیوانه حقیقی آن زن و مردی است که جوانی خود را در غیر طاعت الهی صرف کرده باشد.    

مشکوة الانوار صفحه 153

39

حضور رسول خدا (ص) عرض شد : شخصی در دوران جاهلیت مرتکب اعمال زشتی شده که به آن ها آگاهی نداشته اکنون که فهمیده و به شرف هدایت اسلام نائل گشته آیا خداوند گناهان گذشته او را مواخذه میکند؟ حضرت فرمودند : اگر در باقیمانده عمرش که دانا شده دارای حسن رفتار باشد و به پاکی و نیکی اقدام نماید خداوند او را به گناهان گذشته اش مواخذه نمی کند ولی اگر در باقیمانده عمرش نادرست و بدکار باشد و به رویه گذشته اش ادامه دهد به تمام اعمال دوران عمرش مواخذه خواهد شد.                   سفینة البحار جلد 3 صفحه 258

40

رسول خدا (ص) : موقعی که برای خانواده ات میوه خریداری میکنی مقداری از آن را به همسایه ات اهداء کن و اگر نمی توانی هدیه بدهی میوه را سری و مخفیانه یا پوشیده به منزل ببر مراقب باش فرزندت میوه را به خارج از منزل نبرد تا کودک همسایه از دیدن آن ناراحت و آزرده خاطر نشود.  

              بحار الانوار جلد 18 صفحه 222

41

رسول گرامی (ص) : آدمی تحت تاثیر رفیق خویش است و از روش او پیروی میکند البته هرکدام از شما باید در انتخاب دوست قت کند و ببیند با چه کسی دارد طرح رفاقت و دوستی می ریزد.  الحدیث جلد 2 صفحه 48

42

رسول خدا (ص) : زیاد وضو بگیرید و همواره طاهر باشید که خداوند به این سبب عمرتان را طولانی میکند و اگر توانائی دارید شب و روز با وضو باشید چه آنکه اگر در حال طهارت از دنیا بروید در صف شهداء خواهید بود.                  اسماء الحسنی صفحه 250

43

رسول خدا (ص) : کسی که در دنیا چشم هایش را از نگاه به نا محرم پر کند خداوند در روز قیامت چشم هایش را با میخ های آتشین پر از آتش کند تا وقتی که به حساب مردم رسیدگی شود سپس او را به جهنم برند.                 ثواب الاعمال صفحه 338

44

رسول خدا (ص) : شما نمی توانید با بذل مال و ثروت محبت همه مردم را به سوی خود جلب نمائید ولی با روی بشاش و چهره گشاده و اخلاق خوب با آنان برخورد کنید تا همه مردم شما را دوست بدارند.    الحدیث جلد 2 صفحه 29

45

رسول خدا (ص) : جابر بن عبدالله انصاری گوید روزی ما نزد رسول خدا (ص) بودیم آن حضرت خطی را ر پیش روی خود کشید و فرمود این راه خداست سپس دو خط دیگر نیز در طرف چپ و راست آن کشیده و فرمودند اینها راه شیطان هستند سپس دست خود را روی خط وسط گذاشتند و فرموند این همان راه مستقیم که صراط علی بن ابیطالب (ع) میباشد است و چپ و راست که سوای راه اوست صراط شیطان است.  تفسیر المیزان جلد 7 صفحه 587

46

رسول خدا (ص) : آنکس که معلومات علمی خویش را افزایش دهد ولی به موازات آن بر پاکی و وظیفه شناسی خود نیافزاید با این کارش جز بر دوری خود از خداوند نیفزوه است. 

     سخنان 14 معصوم جلد 2 صفحه 73

47

رسول خدا (ص) : اگر فرزند آدم به اندازه ظرفیت دو رودخانه بزرگ سیل طلا در اختیار داشته باشد باز هم طمع مال بیشتر را دارد و دست بردار نمیشود و دنبال رودخانه سوم میگردد.  مجموعه ورام جلد 1 صفحه 163

48

رسول خدا (ص) : روزگاری بر مردم می آید که سنت های سعادت بخش در جامعه بدعت تلقی میشود و نوآوریهای حرام سنت . در آن زمان مومنان صبور که در مقابل محرمات و گناهان و بدعتهای نوآورده شده می ایستند فریبکار و حیله گر معرفی میشوند و افراد بدعت ساز حیله گر برای مردم سعادتمند معرفی میشوند.    سفینة البحار جلد 1 صفحه 557

49

رسول خدا (ص) : زن را صرفا برای زیبایی ظاهرش به همسری انتخاب نکن چه ممکن است زیبائی زن سبب پستی و سقوط اخلاقیش شود و همچنین به انگیزه مالش با وی پیوند زناشوئی برقرار مکن زیرا مال او میتواند وسیله سرکشی و طغیانش بر تو گردد بلکه به سرمایه دینش و ایمانش متوجه باش و با زن با ایمان ازدواج نما.                                    

 محجة البیضاء جلد 3 صفحه 86

50

رسول اکرم (ص) : مردی از رسول خدا (ص) در خواست نصیحتی کرد حضرت فرمودند زیانت را از گناه و خلاف نگاه دار مرد دوباره در خواست نمود حضرت باز فرمودند زیانت را از گناه و آزار مردم نگاه دار وقتی مرا برای مرتبه سوم درخواستش را تکرار کرد حضرت در پاسخ او به تندی فرموند : وای بر تو آیا مردم را جز حاصل زبان خود چیز دیگری به صورت در آتش می افکند.   تحف العقول صفحه 56

51

رسول خدا (ص) : هرکه مومنی را اطعام نماید و غذائی بخوراند تا او را سیر کند هیچ یک از خلق خدا نمیتواند ثواب او را بشمارند نه ملک مقرب و نه پیغمبر مرسل مگر خداوند عالمیان.                       عین الحیاة صفحه 444

52

پیغمبر اکرم (ص) : خانه های خود را با خواندن قرآن روشن کنید و آنها را همچون گورستان نسازید چنانکه یهودیان و ترسآیان ان چنین کردند و در همان کلیساها و معبدهای خود عبادت نموده و خانه هایشان را رها نمودند و بی عبادت گذراندند زیرا چون در خانه بسیار قرآن خوانده شود خیرش فراوان شود و اهل آن توسعه یابند و برای اهل آسمان بدرخشد چنانکه ستارگان آسمان برای اهل زمین می درخشد. 

 اصول کافی جلد 4 صفحه 421

53

رسول اکرم (ص) : اگر عبادت کننده ای عبادت کند خدای عزوجل را به اندازه عمر نوح و برای او هم وزن کوه احد طلا باشد و در راه خدا انفاق نماید و یک هزار سال پیاده به مکه برود و عمل حج انجام دهد و بعد در بین صفا و مروه در راه خدا مظلومانه شهید شود ولی ولایت علی بن ابی طالب (ع) را نداشته باشد بوی بهشت را نشود و داخل در آن نمیشود.  

ارشاد القلوب جلد 2 صفحه 43

54

رسول اکرم (ص) : شخص زناکار اگر بمیرد و توبه نکند خداوند سیصد در از درهای دوزخ بر روی او باز کند و از هر دری مار و عقرب های فراوانی به او حمله کنند و تا قیامت در آتش بسوزد و وقتی وارد محشر میشود اهل محشر از بوی تعفن و گند وی متعذی و در عذاب باشند.             تفسیر جامع جلد 4 صفحه

55

رسول خدا (ص) : روز قیامت در میان اعضای بدن زبان عذابی شود که هیچ کدام اعضاء نشوند پس زبان گوید پروردگارا مرا چنان عذابی نمودی که چیزی را چنان عذاب نکردی در پاسخ او گفته شود از تو یک سخن درآمد در مشارق و مغارب زمین رسید و به وسیله آن خونهای محترم ریخته شد و مال محترم غارت شد و آبروی مومن برباد رفت پس به عزت و جلالم سوگند که چنان عذابی را بر تو مقرر کنم که به هیچ عضوی مقرر نکرده باشم. 

اصول کافی جلد3 صفحه 180

56






نوع مطلب : پیامبـــــــــــر اکــــــــــــرم ، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 1 مهر 1397

 
 110حدیث از پیامبر اکرم(ص)-قسمت چهارم


رسول خدا (ص) : هرکس با تکبر و خودخواهی بر روی زمین راه برود زمین و آنچه در زیر آنست و آنچه بر روی آنست او را لعن و نفرین نمایند.       ثواب الاعمال صفحه 627

57

پیامبر اکرم (ص) : خواب بر هفت قسم است:    1.خواب غفلت که آن خواب در مجالس پند و اخلاق است. 2.خواب لعنت خواب به هنگام نماز صبح است. 3.خواب رخصت خواب بعد از نماز عشاء 4.خواب بدبختی خواب در وقت هر نماز است 5.خواب عذاب خواب بعد از نماز صبح و زدن سپیده 6.خواب راحت خواب هنگام ظهر است 7.خواب حسرت خوابیدن در شب جمعه.

دارالسّلام نوری

58

رسول اکرم (ص) : توبه دری دارد که پهنای آن مانند وسعت مشرق تا مغرب است و تا خورشید از مغرب طلوع نکند این در بسته نمیشود.  نهج الفصاحه صفحه 177

59

رسول خدا (ص) : خطاب به مردان متاهل فرمودند : لباسهای خود را تمیز کنید و موهای خود را کم و مرتب و زیبا کنید و دهانهای خود را مسواک بزنید و همیشه آراسته و پاکیزه باشید زیرا یهودیان چنان نکردند و زنانشان زناکار شدند.     نهج الفصاحه صفحه 72

60

رسول اکرم (ص) : در شب معراج از جانب حق تعالی به من خطاب رسید ای محمد (ص) : علی (ع) در نزد من محبوبترین خلق است علی چراغ هدایت اولیای من است علی (ع) پرچمدار افراد مومن و صالح است علی نور است از برای کسی که اطاعت اوامر او نماید و علی کلمه تقوی و باقیه است برای افراد پرهیزکار که پس از مرگ ملازم آنها باشد ای محمد هرکس علی را دوست بدارد مرا دوست داشته و هرکه با علی دشمنی ورزد مرا دشمنی نموده.    تفسیر جامع جلد 6 صفحه 45

61

پیامبر اکرم (ص) : شخصی شارب خمر و خورنده شراب صبح میکند در حالتی که شب را عروس شیطان بوده است.  

 تفسیر جامع جلد 1 صفحه 142

62

رسول خدا (ص) : هرکه قبل از طلب حاجت خود از خدا نخست چهل مومن را دعا کند سپس حاجتش را به خدا عنوان کند دعایش اجابت شود.

  اصول کافی جلد 4 صفحه 288

63

رسول اکرم (ص) : هرکه در میان سخن برادر مسلمانش که در حال صحبت کردن است بدود و سخن او را قطع کند مانند این است که گوشت صورت او را کنده است.              

اصول کافی جلد 4 صفحه 481

64

رسول اکرم (ص) : اگر مردم میدانستند علی (ع) از چه زمانی به امیرالمومنین لقب یافت حقیقتا منکر فضیلت او نمی شدند و او وقتی امیرالمومنین نامیده شد که هنوز روح در بدن آدم دمیده نشده بود زیرا خداوند در عالم ذر مردم را بر نفس خودشان گواه گرفت فرمود : آیا من پروردگار شما نیستم و محمد (ص) پیغمبر شما و علی (ع) امیرالمومنین بر شما نیست پس همه خلایق از روی میل و رغبت یا به اکراه و اجبار گفتند آری.   

تفسیر جامع جلد 2 صفحه 482

65

پیامبر اکرم (ص) : شخصی در روز قیامت می آید در حالی که مانند کوههای سر به فلک کشیده یا ابرهای متراکم برای او حسنات در نظر گرفته شده است عرض میکند خدآیا من که این همه عمل خوب نداشتم خطاب به او شود این همان علومی است که به دیگران آموختی و آنان هم عمل کردند و تو در پاداش تمامی آنها شریک بودی.

 بحارالانوار جلد 2 صفحه 19

66

رسول اکرم (ص) : حضور رسول خدا (ص) نام دو نفر به میان آمد که یکی پس از نماز می نشست و احکام دین به مردم می آموخت و دیگری روزها را روزه و شب ها را به نماز مشغول بود حضرت فرمودند مزیت و برتری کسی که احکام و علم به دیگران می آموزد بر دیگری که فقط عبادت میکند مانند فضیلت من پیغمبر بر سایر مردم است.                

 نصایح صفحه 126

67

رسول خدا (ص) : علامت اهل یقین شش چیز است : 1-یقین به داشتن پروردگار و یکتائی او پس تلاش برای جلب محبت او 2-یقین به مرگ پس دور اندیشی و آماده شدن برای آن 3-یقین به زنده شدن پس از مرگ پس ترس از رسوائی 4-یقین به بهشت شوق برای دیدار آن 5-یقین به آتش جهنم پس تلاش برای نجات از آن 6-یقین به حساب و کتاب و سنجش اعمال پس محاسبه نمودن اعمال خویش پیش از رسیدن مرگ.    کلام نور جلد 1 صفحه 249

68

رسول خدا (ص) : آیا شما را به سخاوتمندترین فرد آگاه نکنم ؟ عرض شد بفرمائید : فرمود خدای متعال بخشنده ترین سخاوتمندان است و من در میان فرزندان آدم سخاوتمندترین هستم و بعد از من مردی که علوم دینی و الهی را می آموزد و آن را میان مردم پخش میکند سخاوتمند ترین مردم است و او به تنهایی یک امت محسوب میشود.        

 میزان الحکمه جلد 6 صفحه 474

69

رسول خدا (ص) : هرکه کار زشتی را فاش کند چون کسی است که آن را انجام داده و هرکه مومنی را به کار زشتی سرزنش کند نمیرد تا به آن عمل گرفتار شود.                        

 اصول کافی جلد 4 صفحه 59

70

رسول خدا (ص) : بیشترین چیزی که بر امتم می ترسم افرادی هستند که قرآن را به نظر و رای خود تفسیر و تاویل میکنند و در غیر جای آن از آن بهره میگیرند.                     

 الحیاة جلد 3 صفحه 30

71

رسول اکرم (ص) : هرکه برای رضای خدا به دنبال علم الهی رفت بابی از علم به رویش گشوده نشود جز آنکه به سبب آن تواضعش نسبت به مردم بیشتر میگردد پس او خود را در چشم خویش خوار و ذلیل می شمارد و از معصیت و نافرمانی خدا ترسش بیشتر میشود و تلاشش در یاری دین افزوده گردد و با علم خویش به مردم نفع میرساند.              

میزان الحکمه جلد 6 صفحه 479

72

رسول خدا (ص) : من هفت دسته را لعن کرده ام که خداوند و هر پیغمبر مستجاب الدعوه ای لعنتشان کرده : 1.کسی که به کتاب خدا چیزی اضافه کند و آنرا تغییر دهد.2.آن کس که با روش و سنت من مخالفت کند.3.آنکس که با خاندان و اهل بیت من دشمنی نماید و احترامشان ننماید.4.آنکه حرامهای خدا را حلال شمارد و حلال های الهی را حرام شمارد.5.آنکه از عبادت و پرستش خدا سرباز زند .6.آنکه استفاده از بیت المال مسلمین را بر خود حلال شمارد.7.آنکس که به ناحق و زور ریاست و حکومت را در دست خود گیرد تا عزیزان خدا را خوار و ذلیلان حق را عزیز کند.                  

 خصال الصدوق جلد 2 صفحه 103

73

پیامبر اکرم (ص) : روزگاری برامت من خواهد آمد که از قرآن جز رسمی واز اسلام جز اسمی باقی نمی ماند . مردمی در آن زمان مسلمان خوانده می شوند با آنکه دور ترین مردم از اسلامند ، مساجدشان آباد ولی از هدایت تهی است ، فقیهان آن زمان بدترین فقیهانند ودر زیر آسمان فتنه از ایشان برمی خیزد و به ایشان باز می گردد.      بحارالانوارجلد 2 صفحه 109

74

رسول خدا (ص) : بیماران خود را به وسیله صدقه و احسان به فقرا علاج کنید ، زیرا صدقه دادن و احسان نمودن بیماری ها و گرفتاریهای شما را دفع میکند.

 نهج الفصاحه صفحه 325

75

رسول خدا (ص) : خاک بر سرش ، خاک بر سرش ، خاک بر سرش . کسی که پدر و مادرش یا یکی از آن دو پیش او به سن پیری برسند و او به واسطه خدمت به آنها بهشتی نشود.        نهج الفصاحه صفحه 349

76

رسول خدا (ص) : مومن خود به تنهائی یک امت است (مومن خود به تنهائی حجت است ) مومن خود به تنهائی جماعت است.

     بحارالانوارجلد 73 صفحه 303

77

رسول خدا (ص) : سه صفت است که در هر که باشد به خودش باز می گردد . 1- مکر وحیله کردن با مردم 2- ظلم و ستم به مردم 3- پیمان شکنی.   نهج الفصاحه صفحه 268

78

رسول خدا (ص) : حلقه در بهشت از یاقوت سرخ بوده که روی صفحه طلائی درب نصب گردیده و وقتی حلقه روی درب کوبیده می شود صدای ((یاعلی)) از آن بلند میشود.             علل الشرایع جلد 1 صفحه 543

79

رسول اکرم (ص) : لعنت خدا بر کسی باد هر بار که بر سر سفره ای بنشیند که در آن سفره شراب وجود دارد. بحارالانوار جلد 2 صفحه 115

80

رسول خدا (ص) : هر زنی که خود را برای غیر شوهرش خوشبو نماید و به خود عطر بزند هیچ نمازی از او پذیرفته نمی شود تا همانگونه که به خاطر جنابت غسل می نماید به خاطر این بوی خوش نیز غسل کند و از آن عمل توبه نماید.             من لا یحضره الفقیه جلد 3 صفحه 440

81

رسول خدا (ص) : هنگامی که زنی در جائی نشست بعد از آنکه از آنجا برخاست در جای او منشینید تا آنکه گرمی آنجا از بین برود و جایش خنک شود.                                  

من لا یحضره الفقیه جلد 3 صفحه 467

82

رسول خدا (ص) : به پدر و مادر خود نیکی کنید تا فرزندان شما به شما نیکی نمایند چشم از زنان و ناموس مردم بپوشانید و خیانت به آنها نکنید تا از زنانتان چشم بپوشند و به آنها خیانت نکنند.                 نهج الفصاحه صفحه 219

83

رسول خدا (ص) : منفورترین بندگان نزد خداوند کسی است که لباس وی از خودش و کارش بهتر باشد یعنی جامه ( لباسش ) وی جامه  پیغمبران باشد و کارش کار ستمگران.         نهج الفصاحه صفحه 4

84






نوع مطلب : پیامبـــــــــــر اکــــــــــــرم ، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 1 مهر 1397


   110حدیث از پیامبر اکرم(ص)-قسمت پنجم


رسول خدا (ص) : وقتی کسی در نماز، امام جماعت شد نمازش را کوتاه و سبک بخواند زیرا در میان مردم کودک و سالمند و بیمار و ناتوان هست و هر وقت خواست برای خود نماز گذارد به تنهائی هر چه می خواهد طول دهد.

                نهج الفصاحه صفحه 36

85

رسول خدا (ص) : دو کس در قیامت از همه مردم بیشتر حسرت می خورند : 1- مردی که در دنیا برای طلب علم دین فرصت داشته ولی به خاطر تنبلی به جستجوی آن نرفته ، دیگری مردی است که دانش دین را به دیگران آموخته و آنها به آن عمل نموده و به بهشت رفته اند ، ولی خود عمل به آن دانش نکرده و باید به جهنم برود.

 نهج الفصاحه صفحه 60

86

رسول خدا (ص) : خطاب به مردانی که ازدواج می کنند فرمود : لباسهای خود را تمیز کنید و موهای خود را مرتب نمائید مسواک بزنید و آراسته وپاکیزه باشید زیرا یهودیان چنان نکردند و زنانشان زناکار شدند.      

نهج الفصاحه صفحه 72

87

رسول خدا (ص) : بدانید هیچ مردی با زن نا محرم خلوت نمی کند جز آنکه سومی آنها شیطان است و آنقدر آنها را وسوسه میکند تا در حرام بیفتند.          

نهج الفصاحه صفحه 92

88

رسول خدا (ص) : به حضرت عرض شد کدام رفیق و هم نشین از همه بهتر است ؟ فرمود : 1- کسی که دیدارش شما را به یاد خدا می اندازد 2- و گفتارش در علم و دانش شما بیفزاید 3- و عمل و کردارش شما را به یاد آخرت بیندازد.   کلام نور جلد 2 صفحه 530

89

رسول خدا (ص) : هرگز رستگار نمی شوند مردمی که امور مملکت خود را به دست زنان بسپارند و نیز فرمود : هر گاه کارهای مملکتی شما به دست زنان افتاد زیر خاک از روی زمین برای شما بهتر است.   

روضه بحار جلد 1 صفحه 160

90

رسول خدا (ص) : گاهی می شود که شخص دزد زده که دزد اموالش را برده گناهاش از دزد بیشتر می گردد ، بخاطر اینکه او مردم را بدون علت متهم به دزدی میکند و به بی گناهان تهمت دزدی می زند.      

روضه بحار جلد 1 صفحه

91

رسول خدا (ص) : خدا متعال مرا به هفت چیز سفارش فرمود   1- خالص نمودن عبادات و اعمال برای خدا در پنهان و آشکارا 2- دادگری و عدالت در حال خشم و غضب 3- میانه روی و اقتصاد در خرج کردن به هنگام فقر و ثروتمندی 4- بخشیدن و عفو از کسی که  ستم نموده 5- عطا نمایم به آنکس که مرا محروم کرده 6- پیوند با رفیق و خویشاوندی که از من بریده 7- اینکه سکوتم اندیشه باشد و سخنم یاد خدا باشد و نگاهم عبرت باشد.     

روضه بحار جلد 1 صفحه 160

92

رسول خدا (ص) : کسی که مومنی را درباره موضوعی یا کاری سرزنش کند ، نمی میرد تا خودش به آن مساله گرفتار شود و امتحان گردد.          

 روضه بحار جلد 1 صفحه 171

93

رسول خدا (ص) : فقیر واقعی کسی است که از مالش چیزی برای آخرتش پیش نفرستاده و اگر چه ثروت و دارایش در دنیا از همه مردم بیشتر باشد و نیرومند واقعی کسی است که شیطان در دلش نشین زند و او را سخت خشمناک کند و خونش را بجوش آورد ولی او خدا را یاد کند و غضبش را فرو نشاند.                     

 روضه بحار جلد 1 صفحه 170

94

رسول خدا (ص): افسرده خاطر نسازد یکی از شما را اگر خواب و رویاء از او برداشته شود ، زیرا  دلی که دانش در آن رسوخ نموده باشد خواب و رویاء از آن برداشته می گردد.                  

 روضه بحار جلد 1 صفحه 174

95

رسول خدا (ص) : نشست وبرخاست با چند طایفه دل را می میراند 1- خسیسان 2- با ثروتمندان 3- گفتگو با زنان 4- نشست با مردگان ، عرض شد چگونه می شود با مردگان نشست و صحبت کرد فرمود : منظورم از مرده کسی است که دلش از یاد آخرت مرده و فقط به فکر آباد نمودن دنیاست.             

 روضه بحار جلد 1 صفحه 174

96

رسول خدا (ص) : شش چیز را برای من تعهد کنید تا من هم بهشت را برای شما تضمین نمایم 1- چون خواستید سخنی بگوئید دروغ نگوئید 2- هر گاه امانتی به شما سپرده شد یا به عنوان امین در جائی انتخاب شدید خیانت نکنید 3- هرگاه وعده ای دادید به آن عمل کنید 4- چشمهایتان را از نگاه های حرام و نگاه به نا محرم بپوشانید 5- دستهایتان را از خلاف کردن نگه دارید 6- آلت تناسلی خود را از حرام حفظ نمائید.   

روضه بحار جلد 1 صفحه 185

97

رسول خدا (ص) : -1بدترین سخن کلام دروغ است 2- بدترین امور کارهای بدعت آمیز است ( یعنی اموری که مخالف فرمان خدا و رسول الله (ص) و ائمه اطهار (ع)  است ) 3- بدترین پشیمانی ها  پشیمانی پس از ورود به عالم آخرت در شب اول قبر است 4 - بدترین کاسبی ها کسب ربا و نزول است و بدترین خوردنی ها خوردن مال یتیم است به ستم و ظلم.  روضه بحار جلد 1 صفحه 192

98

رسول اکرم (ص): بنده خدا باید از دنیایش برای آخرتش توشه برگیرد و از جوانیش برای پیری و از دوران سلامتی برای بیماریش و از زندگی اش برای مرگش ، سوگند به آن خدائی که جانم در دست اوست پس از دنیا خانه ای نیست مگر بهشت یا جهنم.        

روضه بحار جلد 1 صفحه 195

99

رسول اکرم (ص) : هرکس لقمه ای غذا به مومنی بخوراند خداوند از میوه های بهشت به او بخوراند و هر کسی مومنی را آب دهد ، خداوند از شراب سربه مهر بهشتی به او نوشاند و هر کس مومنی را لباس پوشاند ، خداوند از ابریشم و استبرق بهشتی او را پوشاند.                                

روضه بحار جلد 1 صفحه 143

100

رسول خدا (ص): یا علی هفت چیز اگر در کسی باشد حقیقت ایمان را درک کرده و تمام درهای بهشت برویش باز می شود 1- کسی که وضویش را به صورت کامل بگیرد 2- نمازش را با رعایت تمام آداب و احکام نیکو به جا آورد 3- کسی که وجوهات و زکات مالش را بپردازد 4- خشم و غضب خود را نگهدارد 5- زبانش را از حرام حفظ نماید 6- برای گناهانی که انجام داده شبانه روز طلب استغفار و بخشش کند 7- خیر خواه اهل بیت من باشد.

      روضه بحار جلد 1 صفحه 57

101

رسول خدا (ص): مسلمان خوب کسی است که از هر سخنی که به کار آخرتش نیاید لب فرو بندد.               امالی شیخ مفید صفحه 46

102

رسول خدا (ص) : شخص دانا و فهمیده نسبت به مسائل و احکام دینی در میان مردم نادان همچون زنده ای است در میان مردگان و هر چیزی حتی ماهیان دریا و گزندگان و درندگان و چهار پآیان برای دانشجوی علوم الهی طلب آمرزش می کنند ، پس دانش دینی را بجوئید که آن و سیله پیوند میان شما و خدای عزوجل است و همانا طلب دانش دینی بر هر مسلمانی واجب است.                                    امالی شیخ مفید صفحه 41

103

104.رسول خدا (ص): هیچ قطره ای نزد خداوند از دو قطره محبوبتر نیست 1- قطره خونی که در راه خوشنودی خدا ریخته شود 2- قطره اشکی که در تاریکی و دل شب از بیم معاصی که در محضر خدا انجام داده شده بر رخساری بغلتد.   اما لی شیخ مفید صفحه 22

104

رسول اکرم (ص): چهار چیز از ذخائر نیکیها ست 1- پنهان داشتن حاجت و نیاز خود از مردم 2- پنهان داشتن اعمال خیر و عبادات و صدقات 3- پنهان داشتن بیماری از مردم 4- پنهان داشتن مصیبت ها و گرفتاریها.

                     امالی شیخ مفید صفحه 20

105

رسول خدا (ص): راستی که خدای تعالی به خاطر یک مومن صالح و شایسته از شیعیان ما بلا و گرفتاری را از صد خانه از همسایگانش دفع می نماید.

                     آثار الصادقین جلد 9 صفحه 162

106

رسول خدا (ص): با هیچ عالمی نشست و برخاست مکنید ، مگر کسی که شما را از پنچ چیز به پنچ چیزدعوت نماید : 1- از شک و تردید نسبت به خدا و دستوراتش و دستورات رسول خدا (ص) و ائمه (ع) به یقین به این احکام 2- از ریاء و خود نمائی در عبادات به اخلاص 3- از رغبت و تمایل به لذات دنیا به دوستی خدا و رغبت به آخرت 4- از تکبر و خود بینی به تواضع و فروتنی 5- از مکر و حیله در کارها با مردم به خیر خواهی نمودن امور مردم.                    

کلام نور جلد 1 صفحه 187

107

رسول خدا (ص) : کسی که برای رفع نیاز و حاجت برادر مومن خود کوشش کند مانند کسی است که نه هزار سال خداوند را عبادت کرده در حالی که روزهایش را روزه بوده و شب ها را هم شب زنده داری می کرده است.

                  بحارالانوار جلد 74 صفحه 315

108

رسول خدا (ص): به یکی از اصحاب فرمودند : مبادا مهر و محبت و علاقه نسبت به زن و فرزند ، تو را وادارکند که به محیط گناه قدم گذاری و خودرا به خاطر ایشان به فعل حرام بیندازی.          کلام نور جلد 1 صفحه 140

109

حضرت محمد (ص) : از زیاد خندیدن بر حذر باشید ، زیرا خنده زیاد قلب را می میراند و نور صورت را می برد.

                کلام نور جلد 1 صفحه 105

110






نوع مطلب : پیامبـــــــــــر اکــــــــــــرم ، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 1 مهر 1397





چند حدیث از پیامبر اکرم(ص)
















نوع مطلب : پیامبـــــــــــر اکــــــــــــرم ، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 1 مهر 1397



اعمال قبل از خواب


حضرت رسول اکرم فرمودند هر شب پیش از خواب:


1.قرآن را ختم کنید =٣ بار سوره توحید


2.پیامبران را شفیع خود گردانید=۱ بار:الهم صل علی محمد وآل محمد عجل فرجهم، الهم صل علی جمیع الانبیاء و المرسلین


3.مومنین را از خود راضی کنید=۱ بار: الهم اغفر للمومنین و المومنات


4.یک حج و یک عمره به جا آورید= ۱ بار: سبحان الله والحمد لله ولا اله الا الله والله اکبر      

 

5.اقامه هزار ركعت نماز  =٣ بار: یَفْعَلُ اللهُ ما یَشاءُ بِقُدْرَتِهِ وَ یحْكُمُ ما یُریدُ بِعِزَّتِهِ


6.خواندن سوره تکاثر (از بین برنده عذاب قبر)


بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

ألْهَکُمُ التَّکَاثُرُ ﴿١

حتَّى زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ ﴿٢

 کلا سَوْفَ تَعْلَمُونَ ﴿٣

ثمَّ کَلا سَوْفَ تَعْلَمُونَ ﴿٤

کلا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْیَقِینِ ﴿٥

لتَرَوُنَّ الْجَحِیمَ ﴿٦

ثمَّ لَتَرَوُنَّهَا عَیْنَ الْیَقِینِ ﴿٧

ثمَّ لَتُسْئَلُنَّ یَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِیمِ ﴿٨

 





نوع مطلب : پیامبـــــــــــر اکــــــــــــرم ، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 1 مهر 1397




برداشتن تكه ای نان از روی زمین 

پیامبر اكرم (صلى الله علیه وآله وسلّم) میفرمایند :.

مَنْ وَجَدَ كَسْرَهً اَوْ تَمْرَهً فَأكَلَهَا لَمْ یُفارِقْ جَوْفَهُ حَتّى یَغْفِرَاللّهُ لَهُ

فرمودند: هر كس تكّه اى نان یا دانه اى خرما در جائى ببیند، و آن را بردارد و میل كند، مورد رحمت و مغفرت خداوند قرار مى گیرد.






نوع مطلب : پیامبـــــــــــر اکــــــــــــرم ، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 1 مهر 1397


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار وبلاگ نویسی

وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت

اخبار ایران:

اخبار جهان:

اخبار اقتصادی:

اخبار علمی

اخبار فناوری و اطلاعات

اخبار هنری:

اخباراجتماعی

اخبار ورزشی

--------------------------------------------------------------------------------------

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

--------------------------------------------------------------------------------------
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
-------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------- ساخت وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic