وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :


مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ


هر که علم اولین و آخرین را میخواهد،

باید آن را در قرآن بجوید.


کنزل العمال ج1 ص548




مدیر وبلاگ :سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید






برچسبها




کسی را که خدا کشتنش را حرام کرده است، نکشید


کلام نورانی وحی در شأن آقا امام حسین علیه السّلام



وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللّهُ إِلاَّ بِالحَقِّ وَمَن قُتِلَ مَظْلُومًا 

فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِیِّهِ سُلْطَانًا فَلاَ یُسْرِف فِّی الْقَتْلِ إِنَّهُ كَانَ مَنْصُورًا

 (إسراء/آیة 34)

(کسی را که خدا کشتنش را حرام کرده است مکشید مگر به حق و هر کس که به ستم کشته شود، به طلب کننده خون او قدرتی داده ایم ولی در انتقام از حد نگذرد، که او پیروزمند است.

 

وَ لا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِ‏ پروردگار در این آیه نهى میكند از ریختن خون بناحق و میفرماید هرگز نفس محترمى را نكشید خداوند قتل را حرام كرده مگر آنكه مستحق كشتن باشد بقصاص یا وجهى دیگر مانند كسانیكه زناى محصنه كرده‏اند یا لواط و یا قطاع الطریق هستند و هر كه مظلوم كشته شود ما ولى او را بر قاتل تسلط دادیم تا انتقام از خون مقتول بكشد.

وجود نازنین پیغمبر اكرم صلّى اللّه علیه و آله و سلّم فرمودند : پرروردگار بمن امر فرمود با مردم كارزار كنم تا بگویند :

«لا اللّه الا اللّه‏»

چون این كلمه را گفتند، خون و مالشان حرام میگردد جز بحق.

صحابه حضورش عرض كردند اى رسول خدا قتل بحق چیست كه خداوند حلال امر نموده؟ 

فرمودند: كافر و مرتد شدن پس از ایمان، زنا كردن بعد از احصان و كشتن نفس میباشد باید او را بعنوان قصاص بقتل رسانید.

در كافى ذیل آیه فوق از حضرت صادق علیه السلام روایت كرده فرمود هرگاه چند نفر شریك شوند در ریختن خون یك نفر اولیاء مقتول اختیار دارند یكى از آنها را بعنوان قصاص بقتل رسانند و بیش از یكنفر نمیتوانند بقتل رسانند چه خداوند میفرماید: فَلا یُسْرِفْ فِی الْقَتْلِ‏ اسراف در قتل نیست در زمان جاهلیت چون كسى را بقتل میرسانیدند اولیاء مقتول قاتل و پدر و برادر و خویشان او را میكشتند خداوند این عمل را نهى كرد و فرمود اسراف در قتل نیست.

در كافى از اسحق بن عمار روایت كرده گفت حضور حضرت موسى بن جعفر علیه السلام عرض كردم خداوند میفرماید وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِیِّهِ سُلْطاناً فَلا یُسْرِفْ فِی الْقَتْلِ إِنَّهُ كانَ مَنْصُوراً مراد از اسراف در قتل كه خداوند نهى فرموده‏ چیست؟

فرمود آنست كه غیر از قاتل را نكشند و قاتل را مثله نكنند مجددا پرسیدم غرض از واژه (منصوراٌ) چه بوده؟ فرمودند كدام نصرت بالاتر از آنست كه خداوند قاتل را براى قصاص در اختیار اولیاء مقتول گذارده كه یكنفر را بقتل برسانند و بكشند و با این كشتن نه در دنیا و نه در آخرت گناهى بگردن آنها نباشد.

و نیز از حضرت صادق علیه السلام روایت كرده آیه در حق حضرت امام حسین علیه السلام وارد شده و حضرت صادق علیه السلام فرمودند: كه اگر حضرت قائم ولى خون امام مظلوم تمام روى زمین را بقتل برساند در كشتن اسراف نكرده است چه اسراف در قتل آنست كه غیر قاتل را بكشد.

******** 


توضیح مدیر وبلاگ

باتوجه به سئوال از ساحت مقدّس امام کاظم علیه السلام که : «غرض از واژه «منصوراٌ» چه بوده؟ فرمودند: كدام نصرت بالاتر از آنست كه خداوند قاتل را براى قصاص در اختیار اولیاء مقتول گذارده»


وقتی در زیارت عاشورا می خوانیم :

وَ اَکْرَمَنى بِكَ اَنْ یَرْزُقَنى طَلَبَ ثارِكَ مَعَ اِمامٍ مَنْصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ و َآلِهِ

 پس میخواهم از آن خدائى که گرامى داشت مقام تو را و گرامى داشت مرا بخاطر تو که روزیم گرداند خونخواهى تو را در رکاب آن امام یارى شده (نصرت داده شده) از خاندان محمّد صلّى اللّه علیه و آله

برای امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشّریف كدام نصرت بالاتر از اینکه به خونخواهی جدّ بزرگوار خویش قیام بفرماید و آن ملعونین را به سزای اعمالشان برساند. و این به نوعی پیوندی میان عاشورا و مهدویت را نشان می دهد و از این رو میتوان گفت:  زیارت عاشورا به عنوان یکی از زیارات منسوب به امام حسین(ع)، بستر مناسبی برای مهدی پژوهی وجود دارد.


مگر چقدر فضیلت گرفتن این انتقام بالاست که ما در این فراز از زیارت مقدس عاشورا از خداوند میخواهیم که به ما کرامت بفرماید که در این امر مقدس با امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشّریف همراه باشیم؟

  






نوع مطلب : 17-سوره اســراء، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، آیــات و مطالــب مـــهــــدوی، اسرار گناه و بررسی آثار آن، امـــــــام حـســـــــــــــین ، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن، شرح فرازهایی از زیارت عاشورا،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 23 آبان 1397




من عاشقِ حُسینَم!

من نه به نژادم می نازم و نه به تاریخ چند هزار ساله ام!

 من به معشوقی می نازم
که فراتر از تمامی نژادهاست!

به حسینی می نازم
که فراتر از تمامیِ مرزهاست!

 
فرقی نمیکند کجای این کرهٔ خاکی به دنیا آمده ام،
مهم این است معشوقی دارم که از تمام نقاط جهان از جمله هند و چین و ایران تا انگلیس و آلمان و حتی امریکا هم دلداده دارد!

عده ای میگویند:
کوروش امامشان است!
که کمرنگش کردند،
که به مقبره اش رسیدگی نمیکنند،
برای همین ناشناس مانده است!

من فریاد میزنم
من عاشقِ معشوقی هستم که 7 بار قبرش را با خاک یکسان کردند

سالها زیارت قبرش را ممنوع کردند!
حتی برای زیارتش باید دستت را قطع میکردی!
سالها قبرش مخفی بود!
ولی اربعینِ هرسال بیشتر از ٢٠ میلیون زائر دارد

من عاشقِ حُسینَم!
پس مهم نیست برایش تخت جمشید بسازند یا حَرم 

بر حق که باشی؛ اربعین 100 ها کیلومتر پا برهنه به عشقت می آیند….
ولی افسوس که عده ای تا ابد نخواهند فهمید …

سید الشّهدا علیه السلام
قلب ها را تسخیر کرده
!






نوع مطلب : امـــــــام حـســـــــــــــین ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 6 آبان 1397




آشنایی با قوم بنی اسد

بنی اسد، نام تیره‌ای از قبایل عرب، از فرزندان اسد بن خزیمه  بن مدرکه می‌باشد. گفته شده این قبیله پیکر کشته‌شدگان واقعه عاشورا   در سال ۶۱ ه. ق دفن کرده‌اند. برخی از همسران پیامبر اکرم(ص)  نیز از همین قبیله بوده‌اند

این قبیله درسال ۱۹ هجری از بلاد حجاز به عراق رفته، در کوفه و قازریه از نواحی کربلا سکونت کردند. هنگام بنای کوفه، این قبیله محله خاصی را در جنوب مسجد کوفه  به خویش اختصاص دادند. در سال ۳۶ هجری در جنگ جمل، با علی بیعت کردند و در کنار وی جنگیدند

 در واقعه عاشورا در سال ۶۱ به سه دسته تقسیم شدند: 1-موافق با حسین بن علی 2-مخالف با حسین بن علی 3-بی‌طرف.

حبیب بن مظاهر، انس بن حرث،مسلم بن عوسجه، قیس بن مسهر، موقع بن ثمامه و عمرو بن خالد صیداوی از سران موافق بودند و حرملة بن کاهل اسدی ، قاتل طفل شیرخوار، از سران مخالف بود.

گروهی از دسته سوم (بی‌طرف‌ها) پس از کشته شدن حسین، زنانشان بر میدان جنگ گذر کرده و اجساد را دیدند و تحت تأثیر قرار گرفتند و به سرزمین خود رفته، مردان را جهت دفن اجساد، خبر کردند. ابتدا زنان بیل و کلنگ به دست گرفته به طرف کربلا روان شدند. پس ازمدتی وجدان مردان بنی اسد بیدار گشت و به خود آمدند و به دنبال زنان راه افتاده به دفن اجساد کشته‌شدگان پرداختند .[۱] ادعا شده در این هنگام علی بن حسین  بصورت ناشناس در جمع آنان حاضر و یکی یکی بدن‌ها را به بنی اسد معرفی کرده و آنها بدن‌ها را دفن می‌کردند. پس از دفن آن‌ها وی خود را به آنان معرفی کرده است.[۲] این اقدام سبب شهرت این قبیله شد و از آن پس شیعیان به نظر احترام و محبت به قبیله بنی اسد می‌نگرند


منابع:

(1)-جواد محدثی، دائرةالمعارف تشیع، ج ۳، ص ۳۴۰؛ فرهنگ عاشورا، واژه بنی اسد.

(2)-عبداالرزاق الموسوی المقرم، مقتل الحسین، ص ۴۱۴؛ محمد باقر ملبوبی، الوقایع و الحوادث، ج ۴، صص ۵۹ ـ ۶۰ ـ ۶۱


برگرفته از سایت ویکی پدیا: 

https://fa.wikipedia.org/wiki/


***************



عاقبت قوم بنی اسد بعد از تدفین

 پیکر مطهر امام حسین علیه السّلام


سال 62 هجری، حضرت امام حسین(ع) به همراه یارانش برای اشاعه امر به معروف و نهی از منکر و برپاداشتن نماز علیه حکومت غاصب بنی امیه قیام کردند و در مقابل ستم این خاندان خونخوار سکوت پیشه نکرده و با هیچ یک از خلفای زمان بیعت نکردند. همین فریاد "هیهات من الذله" امام حسین(ع) قیام خونین کربلا را به پا داشت و هر آنچه کینه از احد و بدر و خیبر از امیر المومنین علی (ع) بر دل دشمنان اسلام مانده بود، در کربلا بر سر فرزند آن حضرت و خاندان اهل بیت(ع) خالی شد.

ظلم و ستم بنی امیه به حدی رسیده بود که حتی پس از واقعه کربلا نیز کسی جرات ورود به منطقه جنگ برای تدفین پیکر مطهر شهدای کربلا را نداشت، تا اینکه پس از 3 روز قوم بنی اسد در کنار امام سجاد(ع) وارد این صحرا شده و پیکر شهدا را دفن کردند. اما شاید بسیاری از عاشقان اهل بیت عصمت و طهارت(ع) از آینده قوم بنی اسد خبر چندانی نداشته باشند. اینکه با توجه به شرایط سیاسی حاکم بر آن زمان و خفقان ایجاد شده از سوی ابن زیاد در کوفه، چه بلایی سر قوم بنی اسد که جرات کرده بود وارد صحرای کربلا شده و پیکر شهدا را دفن کند، آمد. این گزارش روایتی است تاریخی از آنچه بعد از تدفین پیکر امام حسین(ع) و یارانش برای قوم بنی اسد به وقوع پیوست.

پس از قتل امام حسین (ع) طایفه ای از قوم بنی اسد که به دفن اجساد شهدا مبادرت نموده و از ستم یزید و اعوانش در امان نبوده اند نزد امام چهارم حضرت زین العابدین(ع) آمده طالب مکانی امن شده اند. حضرت نیز فرمودند شتران خود را سوار شده همه جا رو به شرق روید تا جایی که شتر شما زانو زده و جای پایش آب درآید، همانجا مسکن گزینید که در امان خواهید بود. این اعراب طبق دستور امام رفتار نموده و حرکت کردند. پس از طی مسافتی طولانی و رنج بسیار به مکانی رسیدند که در آنجا شتر زانو زده و جای پایش آب درآمد. لذا در آن سرزمین مکان اختیار نمودند. این مردم کم کم به حفر قناتی مبادرت نموده و به کار شکار و گله داری و سرانجام کشاورزی مشغول شدند و در تربیت بهائم همت گماشتند. پس از چندی چون پیشوایی جهت ارشاد خود و انجام مراسم مذهبی نداشتند، مجددا به امام سجاد(ع) مراجعه نموده و خواستار پیشوایی شدند. بنابراین یکی از نوادگان حضرت امام زین العابدین(ع) بنام میر محمد برای رهبری و ارشاد آنها به این منطقه رهسپار شد.


محل زندگی جدید بنی اسد کجا بود؟

میر محمد و یارانش پس از مدتی اقامت در آن مکان باغی ساختند. از آن پس محل مذکور را "باغ میران" نامیدند و به این ترتیب مزرعه "باغ میران" ایجاد گردید. باغ میران منطقه ای است در حوالی استان اصفهان و شهر مورچه خورت که فاصله ای سه فرسنگی با این شهر دارد. در حال حاضر در این روستا کمتر از 10 خانوار زندگی می کنند و آبی مشروب و زراعتی از قنات گوارا در این منطقه وجود دارد. در صحرای مزبور آهو در کمال فراوانی است و بقعه امامزاده سید محمد، از نوادگان امام سجاد(ع) نیز در این قریه است.

بنابراین با توجه به اسناد و مدارک تاریخی این منطقه می توان گفت مزرعه باغ میران تقریبا در سال 61 هجری و یکسال پس از شهادت امام حسین(ع) بنا شده و از تاریخ بنای آن بیش از هزار سال می گذرد. اما در اطراف این منطقه نیز روستاهایی وجود دارد که یکی از مهمترین آنها روستای کلهرود است. قدر مسلم این است که کلهرودی ها قبلا ساکن باغ میران بوده اند. چراکه همانطور که گفته شد نخست اعراب بنی اسد در باغ میران ساکن بوده اند. همچنین طبق اسناد موجود در این منطقه شاه طهماسب ثانی فرمان داده بود از آنجایی که مردم این منطقه از قوم بنی اسد هستند و به دلیل خدمت مردم باغ میران و کلهرود به دیانت در دفن اجساد شهدای کربلا، از پرداخت مالیات و عوارض و دادن سرباز به دولت معاف هستند و این سند حتی به امضای شاه عباس صفوی و عده ای دیگر از سلاطین درآمده است. تا اینکه در زمان ناصرالدین شاه قاجار جهت اخذ مالیات به این منطقه مراجعه می کنند و مردم روستا سند مزبور را به نظر فرستاده حکومت می رسانند. ناصرالدین شاه نیز طبق یادداشتی مبلغ ناچیزی مالیات برای آنها تعیین می نماید.

بنابر اسناد تاریخی مالک باغ میران خانمی به نام هنده یا هندی بوده است که با آمدن طایفه بنی اسد به این سرزمین، مالک مزبور نصف منطقه باغ میران که به گفته ای جورک نامیده می شده است را به مبلغ 700 درهم به بنی اسد و نصف دیگر را وقف امامزاده سید محمد می نماید. با ورود به این روستا آثار تاریخی بسیاری مشاهده می شود که از جمله معروفترین آنها سنگی قبری به خط کوفی مربوطه به 1100 سال قبل است. همچنین چشمه زیر ساختمان امامزاده سید محمد باغ میران که آب گوارایی نیز دارد همان چشمه ای است که زیر زانوی شتر قافله بنی هاشم و بنی اسد جوشیده است.


برگرفته از سایت شبکه راه دانا: 

http://www.dana.ir/news/177170.html/





نوع مطلب : امـــــــام حـســـــــــــــین ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 14 مهر 1397




چرا باید در عزای امام حسین علیه السّلام طبل و دهل زد؟




چرا باید طبل ودُهُل نواخت و سنج و دمّاع و شیپور زد؟

.اطـلاعـیه.

«اطلاع» مشتق از كلمه‌ی «طلع» به معنای روشنی می باشد.

به همین جهت به بالا آمدن خورشید و روشن نمودن شهر، «طلوع» می گویند.

و نیز چهره‌ی نورانی را «طلیعه» می نامند.

به كسانی هم كه آینده‌ی انسان برایشان روشن است، «طالع بین» گویند.

حسین علیه السلام هم می خواست همه را «مطَلع»و روشن سازد.

«اطلاعیه» نیز آن چیزی است كه از موضوعی خبر می دهد و آن ر ا روشن می سازد.

.طـبل و دهـل و دمَـاع و سِـنج و شـیپور و....

ابزارهایی كه در قدیم برای «اطلاع رسانی» در شهر می نواختند، تا توجه ها را جلب و خبر را گفته و مردم را روشن سازند.

. طبل بی عاری .

اما این وسیله های تاریخی در برهه‌ای از زمان نه تنها برای روشنگری و «مطّلع»كردنمردم از حقایق استفاده نشد بلكه در راستای منحرف نمودن و دوركردن مسلمین از حقایق استفاده گردید.

برای اولین بار قبل از كربلا، طبل و دهل ها را برداشته و در شهر صدا زدند: «حسین بن علی علیه السلام از دین خدا خارج شده، خونش مباح و جنگ با او واجب است» .

برای دومین مرتبه در كربلا،هنگام خطبه خواندن حسین علیه السلام برای لشكر دشمن. می خواست مردم را« مطّلع»و روشن سازد لذا نواختند.

و سومین دفعه بعد از كربلا، باز در شهر طبلِ خارجی بودن و بی دینی اسیران را زدند. گمانشان این بود كه اینگونه از خطر «اطلاع رسانی»زینب سلام الله علیها در امان‌اند.

اما چون زینب سلام الله علیها خطبه هایش را شروع كرد، مجبور شدند برای مرتبه چهارم دست به دامان طبل و دهل و دمَاع و شیپور و كف و هورا شوند. اما با یك حركت دست زینب سلام الله علیها نفس ها در سینه حبس شد، و حتی زنگوله شتران از صدا افتاد.

آری، طبل و دهل و سر و صدا باید در خدمت مكتب تبلیغی زینب باشد وگرنه دشمنان بدانند، كه صدایشان به جایی نخواهد رسید.

و اما برای پنجمین بار كه برای رسوا نشدنشان امید به سر و صدای این ابزارها بستند، هنگام سخن گفتن سر مبارك حسین علیه السلام بود..

حال شیعه نیز كه مغز متفكر نبرد نرم و لطیف است، همان طبل و دهل و سنج و دمَاع و شیپور و بوق و بلندگو را برداشته و سر و صدا و شلوغ كاری می كند، تا همه سرشان را از خانه هایشان به نشانه كنجكاوی بیرون كشیده و پیگیر ماجرا شوند، و آن موقع است كه آنچه نگذاشتند حسین علیه السلام و اهل بیتش به مردم برسانند، كم كم به دنیا مخابره می شود.

لذا هنوز یزیدیان قرن ما برای «مطّلع»نشدن مردم، سرو صدا می كنند. فقط طبل و دهل و دماعشان تبدیل شده به دادو هوارهایشان در رسانه ها...

ولی این بار سخنان آنهاست كه در بین سر و صدای طبل و دهلِ دسته های محرم گُم می شود.

حـواسمان بـاشد، تا با هـر کسـی هـمنوا نـشویم

فرقه هایی چون وهابیت كه می بینند با وجود صدای طبل و دهل و سنج و دماع و نواهای غم انگیز بوق و بلندگوها  دیگر گوش كسی بدهكار حرفهایشان نیست، برای از راه برداشتن این مناسك، در نبرد خود با شیعه، شروع به شبهه افكنی می كنند. برای مثال اینكه:« این طبل و دهل ها ابزار غناست و حرام می باشند» كه متأسفانه خیلی از شیعیان بدون آنكه بدانند، این شبهات از كجا آب می‌خورد، به راحتی تكرارشان كرده و ترویج می دهند.

همچنین است شبهه هایی از جمله سر و صدای زیاد این طبل ها و مردم آزاریشان...

بدانیم كه این سر و صداهای حسینی بیشتر از همه سر دشمنان را به درد آورده، لذا:

این زورگویان دنیا با همه رسانه های پیشرفته و ابزار آلات مدرنشان و با تمام قدرت و زورشان در مقابل این ابزارهای سنتی شیعه صف كشیده‌اند. اینجاست كه قدرت این طبل و دهل ها عیان می‌شود.

ولی هنوز عده‌ای نمی خواهند بفهمند.

اگر كسی عروسیش تا نیمه شب محله را شلوغ كند، خیلی متعرض او نمی شوند. آری، باید برای غربت همیشگی حسین علیه السلام جان داد...

چشمان را باید شست و نیك نگریست كه تحمل سردرد خیلی آسانتر از تحمل خواری زندگی در زیر سلطه‌ی ابر قدرتان دنیاست.

ایـن فـرهـنـگ حـسـیـنـی اسـت

«هیهات من الذله»

نـكته ای مُـجزّا راجـع بـه صـدای سـنج

صدای سنج دسته‌های عزا، تداعی كننده‌ی صدای برخورد ضربات شمشیر می‌باشد. شمشیر هم در فرهنگ شیعی سمبلیست از مبارزه علیه باطل است. البته شیعه جنگ‌طلب نیست كه هیچ، نقطه‌ی جیمِ جنگ شیعه به تمام مهربانی‌های عالم فائق است. سربازان شیعیِ جنگ تحمیلی هیچ‌گاه در حین مبارزه و زیر آتش دشمن با رؤیت یك مورچه او را لگد نمی‌كردند، ولی همین سربازان در نبرد با ظالمانی كه به مورچه‌ها هم رحم نمی‌كردند از خون خود گذشتند. چونان شهدای كربلا...

و این صدای سنج، همان صدای شمشیر كربلایی‌هاست كه هیچ‌گاه خاموش نخواهد شد...

چشم دشمنان كور، چراكه همین صداها اینچنین سربازان شیعی ساخته...‌

 


برگرفته از: 

http://aashuraa.blogfa.com/post/25





نوع مطلب : امـــــــام حـســـــــــــــین ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 14 مهر 1397

 

 

مردی که 16 بار پای پیاده به حج رفت

 امّا حسین(ع) را کشت !!!

 

از مجموعه سخنرانی های عاشورایی دکتر محمدرضا سنگری استاد حوزه و دانشگاه درباره شخصیت «شمر بن ذی الجوشن» را در ادامه می خوانید.

 

نگاهی به پیشینه شمر بن ذی الجوشن

 

یکی از افراد مقابل ابا عبدالله الحسین علیه السلام، شمر بن ذی الجوشن است. از فرماندهان سپاه امام علی در جنگ صفین و جانباز امیر المومنین کسی که در میدان جنگ تا شهادت پیش رفت. این چنین کسی حالا در کربلا شمر می شود. با ورودش به کربلا همه چیز عوض می شود. شمر آدم کوچکی نیست اگر نیایش های شمر را برای شما بخوانند و به شما نگویند که این ها مال شمر است شما با آن ها گریه می کردید. حال می کردید، هیچ گاه گفته نمی شود که وقتی شمر دستش را به حلقه خانه خدا می زد چگونه با خدا زمزمه می کرد!

 

فرض کنید الان از صحنه کربلا خارج شده اید، یک نفر به شما هم می بگوید همه چیز برای رفتن شما به خانه خدا آماده است. آیا شما حاضرید با پای پیاده به این سفر بروید؟ مطمئنا می گویید: نه! اما اگر به این سفر سه و چهار ماه که زخم خستگی، تشنگی و گرسنگی دارد. یک بار بروید بار دیگر به شما بگویند نمی روید. این آقایی که ما صحبتش را می کنیم (شمر) شانزده بار با پای پیاده به سفر حج رفته است. فکر نکنید شمر اهل نماز و روزه نبوده و یا از آن دسته آدم هایی بوده که عرق می خوردند، عربده می کشیدند؛ شمر و بسیاری دیگر که آن طرف ایستاده اند، آدم هایی هستند که پیشانی پینه بسته داشتند. بسیاری از آن ها اهل تهجد بودند.

 

تعدادی از این افراد با پیغمبر (ص) هم دیده شده اند. وقتی امام حسین به کربلا وارد شد بعضی از این افراد را صدا زد و فرمود: « مگر شما پیغمبر را ندیدید؟» الان این افرادی که پیغمبر را دیده بودند و رو به سوی قبله نماز می خواندند، رو در روی امام ایستاده اند. امروز من در کتاب تاریخ مسعودی می خواندم که در کربلا هر روز 20000 نفر در فرات غسل می کردند. غسل قربة الی الله که حسین را بکشند و می گفتند: غسل می کنیم تا ثوابش بیشتر باشد.

در ظهر عاشورا وقتی ابا عبدالله علیه السلام برای نماز خواندن، اذان می گفتند فکر نکنید در آن طرف کسی نماز نمی خواند. آن ها هم نماز می خواندند! برخی از این افراد به ابا عبدالله علیه السلام می گویند که نماز شما قبول نیست! و حبیب به آن ها می گوید: « نماز شما قبول است؟! » درگیری می شود .حبیب به شهادت می رسد. حضرت حبیب پیش از نماز ظهر ابا عبدالله به شهادت رسیدند.

 

چه خصوصیاتی باعث شکل گیری شخصیت های منفی می شود؟

 

ما در کربلا به کلاس شمر شناسی نیاز داریم. یک کلاس به عنوان تحلیل شخصیت شمر. شمری که شانزده بار به مکه رفته، جانباز امیر المومنین بود، کسی که در کنار مولا زخمی شده بود، چه شد که فرمانده جنگ حضرت علی علیه السلام به این جا رسید؟ این مسئله نیاز به تحلیل و بررسی دارد. این هشدار و اندازی برای امروز و فردای ما.

 

شمر با سه ویژگی، شمر شد

 

1. اولین خصوصیت شمر این بود که می گفت: شکم از همه چیز برای من مهم تر است. مهم بود که غذای خوب بخورد و برای دست یافتن به این غذا دست به هر کاری می زد.

آیا غذا برای شما اولین مسئله زندگی است؟ در خانواده های ما وقتی که شام را خوردند به فکر ناهار فردا هستند.

دعوای شکم دعوای مسخره ای است که همه ی ما با آن درگیر هستیم. فکرش را بکنید اختلاف همه غذاها ی عالم خیلی کم است. خدا حفظ کند آقای جوادی آملی را می گفتد: « فرق تمام غذاها بیست سانتی متر است. یعنی از نوک زبان تا ته زبان.» وقتی از این فاصله گذشت دیگر باهم فرقی ندارند. می خواهد چلو کباب و پیتزا باشد یا نان و ماست. همه ی دعواها بر سر همین بیست سانتی متر است. شمر نتوانست دعوای بیست سانتی متری را برای خود حل کند.

 

حضرت علی علیه السلام یک بار اراده کرد جگر بخورد گفت هفته بعد، هفته بعد، هفته بعد افتاد ماه بعد، یک سال این خوردن جگر را به تأ خیر انداخت. بعد از یک سال جگر تهیه کرد. دود جگر کباب کرده از دیوار خانه بیرون رفت. در زدند کسی گفت: خوش به حال شما که بوی این غذا از خانه تان بلند است من چند ماهی است از این غذا نخورده ام، حضرت فرمودند: « این غذا را به او بدهید » دوستی می گفت: مولا علی مسئله ی شکم را برای خود حل کرده بود و می توانست از غذایش بگذرد و به قول سعدی شیرازی :

 

تنور شکم دم به دم تافتن                مصیبت بود روز نایافتن

 

اما شمر نتوانست مسئله غذا را برای خود حل کند. شمر عبدالبطن یعنی اسیر و بنده ی شکم بود و این اسارت او را بیچاره کرد.

یک روز بهلول از راهی می گذشت. هارون او را صدا زد و گفت: ما را نصیحتی نمی کنی؟ می خواست او را دست بیندازد بهلول گفت: حوصله نصیحت ندارم. اما می توانم سوالی از تو بپرسم؟ گفت: بفرما. بهلول گفت: اگر می خواستی غذا بخوری و غذا را در دهانت گذاشتی و هر کاری کردی غذا پایین نرفت چه کار می کنی؟ حاضری چقدر از ثروتت را بدهی؟ هارون کمی فکر کرد و گفت: نیمی از ثروتم را می دهم. بهلول گفت: حالا سوالم را طوری دیگر مطرح می کنم. اگر غذا پایین رفت ولی هر کاری کردی نتوانستی آن را دفع کنی چه می کنی؟ گفت معلوم است می میرم.

 

نصف ثروتم را می دهم تا رهایی پیدا کنم. بهلول گفت: می بینی همه دعوا سر یک روده و یک فرو دادن و پس دادن است است، توجه به همین ریزه کاری ها ما را از گناه و عصیان باز می دارد. از امام پرسیدند: تقوا چیست؟ فرمود: وقتی در بیابان راه می روی سعی می کنی خارهای ریز در پایت نرود یا خارهای درشت؟ اگر عاقل باشید هر دو. تقوا این است یعنی نه مرتکب گناه کوچک شوی و نه بزرگ. چرا که گناهان ریز، زمینه ارتکاب گناهان بزرگ است.

 

2. نکته ی دوم که در شخصیت شمر بود این بود که چشم دیدن پیشرفت هیچ کس را نداشت و به خاطر همین مسئله است که به کربلا آمد.

شمر نزد عبید الله بن زیاد نشسته بود که نامه ایی از عمر بن سعد به عبیدالله رسید. عمربن سعد نوشته بود: ای امیر من با حسین مذاکره کردم. حسین سه پیشنهاد دارد : 1- به مکه و مدینه برگردد. 2- اگر اجازه بدهی به هر سرزمینی بخواهد برود. 3- بیاید دست در دست یزید بگذارد و بیعت کند.

 

 

عمر بن سعد نمی خواست جنگی صورت بگیرد و در آغاز دوست نداشت امام حسین کشته شود. اما در ادامه برای جنایت آماده شد.

 

عبید الله می گفت: بد نیست اگر این طوری شود مسائل ما حل می شود. همان جا شمر محکم به پهلوی عبیدالله زد و گفت: الان فرصت بسیار خوبی است و حسین در چنگ توست. عمر بن سعد دارد سازش می کند در حالی که حسین در هفتاد کیلو متری ما اردو زده است و به راحتی می توانیم او را در پنجه خود بگیریم. اگر برگردد در مکه و مدینه قدرتی برهم می زند و دیگر هیچ کس نمی تواند با او درگیر شود. ابن زیاد گفت: خوب گفتی. الان چنگال هایمان در گلویش فرو رفته. خودت بلند شو و برو. گفت: من می روم اما اگر عمربن سعد نپذیرفت که من بجنگم، گردنش را بزنم و سرش را برای شما بفرستم؟ و خود فرمانده لشگر شوم؟ ابن زیاد گفت: این کار را بکن.

 

شمر آدمی است که مدام از این و آن می گوید. او یک روح شقاوت پیشه دارد. خداوند در سوره حجرات به این مسئله اشاره کرده است که اگر فاسقی نزد شما آمد و خبری پیش شما آورد، زود تأییدش نکنید و هیچ گاه از خبر چینی دیگران لذت نبرید. مثلا فردی نزد ما می آید و خبری را به ما می گوید ما می گوییم راست می گویی؟ این کار باعث تشویق طرف مقابل می شود و این عامل باب غیبت را می گشاید.

 

3. قرآن مجازات بد کاران را مشخص کرده ولی بد ترین مجازات ها متوجه کسانی است که زخم بر جان دیگران می زنند. حفره در روح ها ایجاد می کنند. سرزنش می کنند و می شکنند. و این خصوصیت متأسفانه در دنیا به اندازه ی ایران نیست. من کشور های دیگر را هم دیده ام اما هیچ کشوری لطیفه ساز تر از ایران نیست. هر چیزی را بهانه ی دست انداختن می کنند.

در کربلا شمر بارها دست انداخت و حرف های آزار دهنده ای به ابا عبدالله علیه السلام زد.

این سه خصوصیت از جانباز امیر المومنین علی علیه السلام شمر را ساخت، شمری که در کربلا با قساوت کامل بر سینه پسر پیغمبر نشست و با بی رحمی تمام دوازده ضربه از پشت بر گردن ابا عبدالله علیه السلام وارد کرد و بعد هم سرخون چکان حسین علیه السلام را دست گرفت و از قتلگاه بیرون آمد.






نوع مطلب : امـــــــام حـســـــــــــــین ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 4 مهر 1397

چهل حدیث درباره عزاداری امام حسین علیه السلام

قسمت اوّل


حدیث اول

آتش عشق حسینی

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:

ان لقتل الحسین علیه السلام حرارة فی قلوب المؤمنین لا تبرد ابدا.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: برای شهادت حسین علیه السلام، حرارت و گرمایی در دلهای مؤمنان است که هرگز سرد و خاموش نمی شود.

جامع احادیث الشیعه، ج 12، ص .556

****************


حدیث دوم

عاشورا، روز غم

قال الرضا علیه السلام:

من کان یوم عاشورا یوم مصیبته و حزنه و بکائه جعل الله عز و جل یوم القیامة یوم فرحه و سروره.

امام رضا علیه السلام فرمود: هر کس که عاشورا، روز مصیبت و اندوه و گریه اش باشد، خداوند روز قیامت را برای او روز شادی و سرور قرار می دهد.

بحار الانوار، ج 44، ص .284

****************


حدیث سوم

محرم، ماه سوگواری

قال الرضا علیه السلام:

کان ابی اذا دخل شهر المحرم لا یری ضاحکا و کانت الکابة تغلب علیه حتی یمضی منه عشرة ایام، فاذا کان الیوم العاشر کان ذلک الیوم یوم مصیبته و حزنه و بکائه...

امام رضا علیه السلام فرمود: هر گاه ماه محرم فرا می رسید، پدرم (موسی بن جعفر علیه السلام) دیگر خندان دیده نمی شد و غم و افسردگی بر او غلبه می یافت تا آن که ده روز از محرم می گذشت، روز دهم محرم که می شد، آن روز، روز مصیبت و اندوه و گریه پدرم بود .

امالی صدوق، ص 111

****************


حدیث چهارم

دیده های خندان

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:

یا فاطمة! کل عین باکیه یوم القیامة الا عین بکت علی مصاب الحسین فانها ضاحکة مستبشرة بنعیم الجنة.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: فاطمه جان! روز قیامت هر چشمی گریان است، مگر چشمی که در مصیبت و عزای حسین گریسته باشد، که آن چشم در قیامت خندان است و به نعمتهای بهشتی مژده داده می شود.

بحار الانوار، ج 44، ص .293

****************


حدیث پنجم

سالگرد سوگ حسین

عن الصادق علیه السلام:

نیح علی الحسین بن علی سنة فی کل یوم و لیلة و ثلاث سنین من الیوم الذی اصیب فیه.

حضرت صادق علیه السلام فرمود: یک سال تمام، هر شب و روز بر حسین بن علی علیه السلام نوحه خوانی شد و سه سال، در روز شهادتش سوگواری برپا گشت.

بحار الانوار، ج 79، ص .102

****************


حدیث ششم

بودجه عزاداری

قال الصادق علیه السلام:

قال لی ابی: یا جعفر! اوقف لی من منالی کذا و کذا النوادب تندبنی عشر سنین بمنی ایام منی.

امام صادق علیه السلام می فرماید: پدرم امام باقر علیه السلام به من فرمود: ای جعفر ! از مال خودم فلان مقدار وقف نوحه خوانان کن که به مدت ده سال در «منا» در ایام حج، بر من نوحه خوانی و سوگواری کنند.

بحار الانوار، ج 46، ص .220

****************


حدیث هفتم

نوحه خوانی سنتی

عن ابی هارون المکفوف قال:

دخلت علی ابی عبد الله علیه السلام فقال لی: انشدنی، فأنشدته فقال: لا، کما تنشدون و کما ترثیه عند قبره...

ابو هارون مکفوف می گوید: خدمت حضرت صادق علیه السلام رسیدم.امام به من فرمود: «برایم شعر بخوان» .پس برایش اشعاری خواندم.فرمود: اینطور نه، همان طور که (برای خودتان) شعر خوانی می کنید و همانگونه که نزد قبر حضرت سید الشهدا مرثیه می خوانی.

بحار الانوار، ج 44، ص .287

****************


حدیث هشتم

پاداش شعر گفتن برای حسین علیه السلام

قال الصادق علیه السلام:

ما من احد قال فی الحسین شعرا فبکی و ابکی به الا اوجب الله له الجنة و غفر له.

امام صادق علیه السلام به جعفر بن عفان فرمود: هیچ کس نیست که درباره حسین علیه السلام شعری بسراید و بگرید و با آن بگریاند مگر آن که خداوند، بهشت را بر او واجب می کند و او را می آمرزد.

رجال شیخ طوسی، ص .289

****************


حدیث نهم

سرودن برای اهل بیت علیه السلام

قال الصادق علیه السلام:

من قال فینا بیت شعر بنی الله له بیتا فی الجنة.

امام صادق علیه السلام فرمود: هر کس در راه ما و برای ما یک بیت شعر بسراید، خداوند برای او خانه ای در بهشت، بنا می کند.

وسائل الشیعه، ج 10، ص .467

****************


حدیث دهم

اصحاب مدح و مرثیه

قال الصادق علیه السلام:

الحمد لله الذی جعل فی الناس من یفد الینا و یمدحنا و یرثی لنا.

امام صادق علیه السلام فرمود: خدا را سپاس که در میان مردم، کسانی را قرار داد که به سوی ما می آیند و بر ما وارد می شوند و ما را مدح و مرثیه می گویند.

وسائل الشیعه، ج 10، ص .469






نوع مطلب : امـــــــام حـســـــــــــــین ، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 4 مهر 1397

چهل حدیث درباره عزاداری امام حسین علیه السلام

قسمت دوّم


حدیث یازدهم

شعر خوانی در ایام عزا

قال الرضا علیه السلام:

یا دعبل! احب ان تنشدنی شعرا فان هذه الایام حزن کانت علینا اهل البیت علیه السلام.

امام رضا علیه السلام به دعبل (شاعر اهل بیت) فرمود: ای دعبل! دوست دارم که برایم شعری بسرایی و بخوانی، چرا که این روزها (ایام عاشورا) روز اندوه و غمی است که بر ما خاندان رفته است.

جامع احادیث الشیعه، ج 12، ص .567

****************


حدیث دوازدهم

مرثیه، نصرت اهل بیت علیه السلام

عن الرضا علیه السلام:

یا دعبل! ارث الحسین علیه السلام فانت ناصرنا و مادحنا ما دمت حیا فلا تقصر عن نصرنا ما استطعت.

امام رضا علیه السلام فرمود: ای دعبل! برای حسین بن علی علیه السلام مرثیه بگو، تو تا زنده ای، یاور و ستایشگر مایی، پی تا می توانی، از یاری ما کوتاهی مکن.

جامع احادیث الشیعه، ج 12، ص.567

****************


حدیث سیزدهم

شیعیان همراه و همدل

قال علی علیه السلام:

ان الله...اختار لنا شیعة ینصروننا و یفرحون بفرحنا و یحزنون لحزننا.

علی علیه السلام فرمود: خداوند برای ما، شیعیان و پیروانی برگزیده است که ما را یاری می کنند، با خوشحالی ما خوشحال می شوند و در اندوه و غم ما، محزون می گردند.

غرر الحکم، ج 1، ص .235

****************


حدیث چهاردهم

کشته اشک

قال الحسین علیه السلام:

انا قتیل العبرة لا یذکرنی مؤمن الا بکی.

حسین بن علی علیه السلام فرمود: من کشته اشکم.هیچ مؤمنی مرا یاد نمی کند مگر آنکه (بخاطر مصیبتهایم) گریه می کند.

بحار الانوار، ج 44، ص .279

****************


حدیث پانزدهم

یک قطره اشک

قال الحسین علیه السلام:

من دمعت عیناه فینا قطرة بوأه الله عز و جل الجنة.

حسین بن علی علیه السلام فرمود: چشمان هر کس که در مصیبتهای ما قطره ای اشک بریزد، خداوند او را در بهشت جای می دهد.

احقاق الحق، ج 5، ص .523

****************


حدیث شانزدهم

بهشت، پاداش عزاداری

قال علی بن الحسین السجاد علیه السلام:

ایما مؤمن دمعت عیناه لقتل الحسین و من معه حتی یسیل علی خدیه بوأه الله فی الجنة غرفا .

امام سجاد علیه السلام فرمود: هر مؤمنی که چشمانش برای کشته شدن حسین بن علی علیه السلام و همراهانش اشکبار شود و اشک بر صورتش جاری گردد، خداوند او را در غرفه های بهشتی جای می دهد.

ینابیع الموده، ص .429

****************


حدیث هفدهم

به یاد فرزندان فاطمه علیها السلام

قال السجاد علیه السلام:

انی لم اذکر مصرع بنی فاطمة الا خنقتنی لذلک عبرة.

امام سجاد علیه السلام فرمود: من هرگز شهادت فرزندان فاطمه علیها السلام را به یاد نیاوردم، مگر آنکه بخاطر آن، چشمانم اشکبار گشت.

بحار الانوار، ج 46، ص .109

****************


حدیث هیجدهم

سوگواری در خانه ها

قال الباقر علیه السلام:

ثم لیندب الحسین و یبکیه و یأمر من فی داره بالبکاء علیه و یقیم فی داره مصیبته باظهار الجزع علیه و یتلاقون بالبکاء بعضهم بعضا فی البیوت و لیعز بعضهم بعضا بمصاب الحسین علیه السلام.

امام باقر علیه السلام نسبت به کسانی که در روز عاشورا نمی توانند به زیارت آن حضرت بروند، اینگونه دستور عزاداری دادند و فرمودند: بر حسین علیه السلام ندبه و عزاداری و گریه کند و به اهل خانه خود دستور دهد که بر او بگریند و در خانه اش با اظهار گریه و ناله بر حسین علیه السلام، مراسم عزاداری بر پا کند و یکدیگر را با گریه و تعزیت و تسلیت گویی در سوگ حسین علیه السلام در خانه هایشان ملاقات کنند.

کامل الزیارات، ص .175

****************


حدیث نوزدهم

اشک علی علیه السلام در سوگ شهدای کربلا

قال الباقر علیه السلام:

مر علی بکربلا فی اثنین من اصحابه قال: فلما مر بها ترقرقت عیناه للبکاء ثم قال: هذا مناخ رکابهم و هذا ملقی رحالهم و هیهنا تهراق دماؤهم، طوبی لک من تربة علیک تهراق دماء الأحبة.

امام باقر علیه السلام فرمود: امیر المؤمنین علیه السلام با دو تن از یارانش از «کربلا» گذرکردند، حضرت، هنگام عبور از آنجا، چشمهایش اشک آلود شد، سپس فرمود: اینجا مرکبهایشان بر زمین می خوابد، اینجا محل بارافکندنشان است و اینجا خونهایشان ریخته می شود، خوشا به حال تو ای خاکی که خون دوستان بر روی تو ریخته می شود! 

بحار الانوار، ج 44، ص 258

****************


حدیث بیستم

اشک، حجاب دوزخ

قال الباقر علیه السلام:

ما من رجل ذکرنا او ذکرنا عنده یخرج من عینیه ماء و لو مثل جناح البعوضة الا بنی الله له بیتا فی الجنة و جعل ذلک الدمع حجابا بینه و بین النار.

امام باقر علیه السلام پس از شنیدن سروده های «کمیت» درباره اهل بیت، گریست و سپس فرمود : هیچ کس نیست که ما را یاد کند، یا نزد او از ما یاد شود و از چشمانش هر چند به اندازه بال پشه ای اشک آید، مگر آنکه خداوند برایش در بهشت، خانه ای بنا کند و آن اشک را حجاب میان او و آتش دوزخ قرار دهد.

الغدیر، ج 2، ص .202






نوع مطلب : امـــــــام حـســـــــــــــین ، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 4 مهر 1397


چهل حدیث درباره عزاداری امام حسین علیه السلام

قسمت سوّم


حدیث بیست و یکم

بیست سال گریه

قال الصادق علیه السلام:

بکی علی بن الحسین علیه السلام عشرین سنة و ما وضع بین یدیه طعام الا بکی.

امام صادق علیه السلام فرمود: امام زین العابدین علیه السلام بیست ساله (به یاد عاشورا) گریست و هرگز طعامی پیش روی او نمی گذاشتند مگر اینکه گریه می کرد.

بحار الانوار، ج 46، ص .108

****************


حدیث بیست و دوم

ادب سوگواری

قال الصادق علیه السلام:

لما مات ابراهیم بن رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم حملت عین رسول الله بالدموع ثم قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم: تدمع العین و یحزن القلب و لا نقول ما یسخط الرب و انا بک یا ابراهیم لمحزونون.

امام صادق علیه السلام فرمود: چون ابراهیم پسر رسول خدا از دنیا رفت، چشم پیامبر پر از اشک شد.سپس پیامبر فرمود: چشم، اشکبار می شود و دل غمگین می گردد، ولی چیزی نمی گوییم که خدا را به خشم آورد، و ما در سوگ تو ای ابراهیم اندوهناکیم.

بحار الانوار، ج 22، ص .157

****************


حدیث بیست و سوم

چشمهای اشکبار

قال الصادق علیه السلام:

من ذکرنا عنده ففاضت عیناه حرم الله وجهه علی النار.

امام صادق علیه السلام فرمود: نزد هر کس که از ما (و مظلومیت ما) یاد شود و چشمانش پر از اشک گردد، خداوند چهره اش را بر آتش دوزخ حرام می کند.

بحار الانوار، ج 44، ص .285

****************


حدیث بیست و چهارم

احیاء خط اهل بیت علیهم السلام

قال الصادق علیه السلام:

تزاوروا و تلاقوا و تذاکروا و احیوا امرنا.

امام صادق علیه السلام فرمود: به زیارت و دیدار یکدیگر بروید، با هم به سخن و مذاکره بنشینید و امر ما را (کنایه از حکومت و رهبری) زنده کنید.

بحار الانوار، ج 71، ص .352

****************


حدیث بیست و پنجم

مجالس حسینی

قال الصادق علیه السلام للفضیل:

تجلسون و تحدثون؟ فقال: نعم، قال: ان تلک المجالس احبها فأحیوا امرنا، فرحم الله من احیی امرنا.

امام صادق علیه السلام از «فضیل» پرسید: آیا (دور هم) می نشینید و حدیث و سخن می گویید؟ گفت: آری فرمود: اینگونه مجالس را دوست دارم، پس امر (امامت) ما را زنده بدارید.خدای رحمت کند کسی را که امر و راه ما را احیا کند.

وسائل الشیعه، ج 10، ص .392

****************


حدیث بیست و ششم

اشکهای ارزشمند

قال الصادق علیه السلام:

..رحم الله دمعتک، اما انک من الذین یعدون من اهل الجزع لنا و الذین یفرحون لفرحنا و یحزنون لحزننا، اما انک ستری عند موتک حضور آبائی لک...

امام صادق علیه السلام به «مسمع» که از سوگواران و گریه کنندگان بر عزای حسینی بود، فرمود: خدای، اشک تو را مورد رحمت قرار دهد.آگاه باش، تو از آنانی که از دلسوختگان ما به شمار می آیند، و از آنانی که با شادی ما شاد می شوند و با اندوه ما غمگین می گردند .آگاه باش! تو هنگام مرگ، شاهد حضور پدرانم بر بالین خویش خواهی بود.

وسائل الشیعه، ج 10، ص .397

****************


حدیث بیست و هفتم

دلهای سوخته

قال الصادق علیه السلام:

اللهم...و ارحم تلک الأعین التی جرت دموعها رحمة لنا و ارحم تلک القلوب التی جزعت و احترقت لنا و ارحم الصرخة التی کانت لنا.

امام صادق علیه السلام بر سجاده خود نشسته و بر زائران و سوگواران اهل بیت، چنین دعا می کرد و می فرمود: خدایا...آن دیدگان را که اشکهایش در راه ترحم وعاطفه بر ما جاری شده و دلهایی را که بخاطر ما نالان گشته و سوخته و آن فریادها و ناله هایی را که در راه ما بوده است، مورد رحمت قرار بده.

بحار الانوار، ج 98، ص .8

****************


حدیث بیست و هشتم

گریه بر مظلومیت شیعه

قال الصادق علیه السلام:

من دمعت عینه فینا دمعة لدم سفک لنا او حق لنا نقصناه او عرض انتهک لنا او لأحد من شیعتنا بوأه الله تعالی بها فی الجنة حقبا.

امام صادق علیه السلام فرمود: هر کس که چشمش در راه ما گریان شود، بخاطر خونی که از ما ریخته شده است، یا حقی که از ما گرفته اند، یا آبرویی که از ما یا یکی از شیعیان ما برده وهتک حرمت کرده اند، خدای متعال به همین سبب، او را در بهشت جاودان، برای ابد جای می دهد.

امالی شیخ مفید، ص .175

****************


حدیث بیست و نهم

ثواب بی حساب

قال الصادق علیه السلام:

لکل شیی ء ثواب الا الدمعة فینا.

امام صادق علیه السلام فرمود: هر چیزی پاداش و مزدی دارد، مگر اشکی که برای ما ریخته شود (که چیزی با آن برابری نمی کند و مزد بی اندازه دارد.

جامع احادیث الشیعه، ج 12، ص .548

****************


حدیث سی ام

کوثر و اشک

قال الصادق علیه السلام:

ما من عین بکت لنا الا نعمت بالنظر الی الکوثر و سقیت منه.

امام صادق علیه السلام فرمود: هیچ چشمی نیست که برای ما بگرید، مگر اینکه برخوردار از نعمت نگاه به «کوثر» می شود و از آن سیرابش می کنند.

جامع احادیث الشیعه، ج 12، ص .554






نوع مطلب : امـــــــام حـســـــــــــــین ، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 4 مهر 1397


چهل حدیث درباره عزاداری امام حسین علیه السلام

قسمت چهارم



حدیث سی و یکم

گریه آسمان

عن الصادق علیه السلام:

یا زرارة! ان السماء بکت علی الحسین اربعین صباحا.

امام صادق علیه السلام فرمود: ای زراره! آسمان چهل روز، در سوگ حسین بن علی علیه السلام گریه کرد.

جامع احادیث الشیعه، ج 12، ص.552

****************

حدیث سی و دوم

گریه و اندوه مطلوب

قال الصادق علیه السلام:

کل الجزع و البکاء مکروه سوی الجزع و البکاء علی الحسین علیه السلام.

امام صادق علیه السلام فرمود: هر نالیدن و گریه ای مکروه است، مگر ناله و گریه بر حسین علیه السلام.

بحار الانوار، ج 45، ص 313

****************


حدیث سی و سوم

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و گریه بر شهید

قال الصادق علیه السلام:

ان النبی لما جائته وفاة جعفر بن ابی طالب و زید بن حارثة کان اذا دخل بیته کثر بکائه علیهما جدا و یقول: کانا یحدثانی و یؤانسانی فذهبا جمیعا.

امام صادق علیه السلام فرمود: وقتی خبر شهادت جعفر بن ابی طالب و زید بن حارثه به پیامبر خدا رسید، از آن پس هر گاه وارد خانه می شد، بر آن دو شهید بشدت می گریست و می فرمود : آن دو شهید، با من هم سخن و همدم و انیس بودند، و هر دو رفتند!...

من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص 177

****************


حدیث سی و چهارم

نفسهای تسبیح

قال الصادق علیه السلام:

نفس المهموم لظلمنا تسبیح و همه لنا عبادة و کتمان سرنا جهاد فی سبیل الله.ثم قال ابو عبد الله علیه السلام: یجب ان یکتب هذا الحدیث بالذهب.

امام صادق علیه السلام فرمود: نفس کسی که بخاطر مظلومیت ما اندوهگین شود، تسبیح است و اندوهش برای ما، عبادت است و پوشاندن راز ما جهاد در راه خداست.سپس امام صادق علیه السلام افزود: این حدیث را باید با طلا نوشت

امالی شیخ مفید، ص .338

****************


حدیث سی و پنجم

فرشتگان سوگوار

قال الصادق علیه السلام:

اربعة الاف ملک عند قبر الحسین علیه السلام شعث غبر یبکونه الی یوم القیامة.

امام صادق علیه السلام فرمود: چهار هزار فرشته نزد قبر سید الشهدا علیه السلام ژولیده و غبار آلود، تا روز قیامت بر آن حضرت می گریند.

کامل الزیارات، ص .119

****************


حدیث سی و ششم

گریه بر حسین علیه السلام

قال الرضا علیه السلام:

یا ابن شبیب! ان کنت باکیا لشی ء فابک للحسین بن علی بن ابی طالب علیه السلام فانه ذبح کما یذبح الکبش.

امام رضا علیه السلام به «ریان بن شبیب» فرمود: ای پسر شبیب! اگر بر چیزی گریه می کنی، بر حسین بن علی بن ابی طالب علیه السلام گریه کن، چرا که او را مانند گوسفند سر بریدند.

بحار الانوار، ج 44، ص 286

****************


حدیث سی و هفتم

مجالسی به یاد ائمه علیهم السلام

قال الرضا علیه السلام:

من جلس مجلسا یحیی فیه امرنا لم یمت قلبه یوم تموت القلوب.

امام رضا علیه السلام فرمود: هر کس در مجلسی بنشیند که در آن، امر (و خط و مرام ما) احیا می شود، دلش در روزی که دلها می میرند، نمی میرد.

بحار الانوار، ج 44، ص .278

****************


حدیث سی و هشتم

آثار گریستن بر حسین علیه السلام

قال الرضا علیه السلام:

فعلی مثل الحسین فلیبک الباکون فان البکاء علیه یحط الذنوب العظام.

امام رضا علیه السلام فرمود: گریه کنندگان باید بر کسی همچون حسین علیه السلام گریه کنند، چرا که گریستن برای او، گناهان بزرگ را فرو می ریزد.

بحار الانوار، ج 44، ص .284

****************


حدیث سی و نهم

اشک و آمرزش گناه

قال الرضا علیه السلام:

یابن شبیب! ان بکیت علی الحسین علیه السلام حتی تصیر دموعک علی خدیک غفر الله لک کل ذنب اذنبته صغیرا کان او کبیرا قلیلا کان او کثیرا.

امام رضا علیه السلام فرمود: ای پسر شبیب! اگر بر، حسین علیه السلام آن قدر گریه کنی که اشکهایت بر چهره ات جاری شود، خداوند همه گناهانت را که مرتکب شده ای می آمرزد، کوچک باشد یا بزرگ، کم باشد یا زیاد.

امالی صدوق، ص .112

****************


حدیث چهلم

همدلی با عترت

قال الرضا علیه السلام: ان سرک ان تکون معنا فی الدرجات العلی من الجنان فاحزن لحزننا و افرح لفرحنا.

امام رضا علیه السلام به ریان بن شبیب فرمود: اگر تو را خوشحال می کند که در درجات والای بهشت با ما باشی، پس در اندوه ما غمگین باش و در شادی ما خوشحال باش.

جامع احادیث الشیعه، ج 12






نوع مطلب : امـــــــام حـســـــــــــــین ، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 4 مهر 1397



احادیث نورانی در فضیلت کربلا و زیارت قبر امام حسین(ع)

قسمت اوّل

هدیه به زوار قبر منوّر آن حضرت 


1 
ﺣﺮﯾﻢ ﭘﺎﮎ

ﻋﻦ ﺍﻟﻨﺒﻰ صلی الله علیه وآله  ﻗﺎﻝ 
ﻭ ﻫﻰ ﺍﻃﻬﺮ ﺑﻘﺎﻉ ﺍﻻﺭﺽ ﻭﺍﻋﻈﻤﻬﺎ ﺣﺮﻣﺔ ﻭ ﺇﻧﻬﺎ ﻟﻤﻦ ﺑﻄﺤﺎﺀ ﺍﻟﺠﻨﺔ 
ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺍﺳﻼﻡ (ﺻﻠﻰ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ )ﺩﺭ ﺿﻤﻦ ﺣﺪﯾﺚ ﺑﻠﻨﺪﻯ ﻣﻰﻓﺮﻣﺎﯾﺪ: 
ﮐﺮﺑﻼ ﭘﺎﮐﺘﺮﯾﻦ ﺑﻘﻌﻪ ﺭﻭﻯ ﺯﻣﯿﻦ ﻭ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﺑﻘﻌﻪﻫﺎ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﻟﺤﻖ ﮐﻪ ﮐﺮﺑﻼ ﺍﺯ ﺑﺴﺎﻃﻬﺎﻯ ﺑﻬﺸﺖ ﺍﺳﺖ. 
ﺑﺤﺎﺭ ﺍﻻﻧﻮﺍﺭ، ﺝ ۹۸، ﺹ ۱۱۵ 
ﮐﺎﻣﻞ ﺍﻟﺰﯾﺎﺭﺍﺕ، ﺹ ۲۶۴

********

2 
ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﻧﺠﺎﺕ

ﻗﺎﻝ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻠﻪ ﺻﻠﻰ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ 
ﯾﻘﺒﺮ ﺍﺑﻨﻰ ﺑﺄﺭﺽ ﯾﻘﺎﻝ ﻟﻬﺎ ﮐﺮﺑﻼ ﻫﻰ ﺍﻟﺒﻘﻌﺔ ﺍﻟﺘﻰ ﮐﺎﻧﺖ ﻓﯿﻬﺎ ﻗﺒﺔ ﺍﻻﺳﻼﻡ ﻧﺠﺎ ﺍﻟﻠﻪ ﺍﻟﺘﻰ ﻋﻠﯿﻬﺎ ﺍﻟﻤﺆﻣﻨﯿﻦ ﺍﻟﺬﯾﻦ ﺍﻣﻨﻮﺍ ﻣﻊ ﻧﻮﺡ ﻓﻰ ﺍﻟﻄﻮﻓﺎﻥ
 
ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺧﺪﺍصلی الله علیه وآله ﻓﺮﻣﻮﺩ: 
ﭘﺴﺮﻡ ﺣﺴﯿﻦ ﺩﺭ ﺳﺮﺯﻣﯿﻨﻰ ﺑﻪ ﺧﺎﮎ ﺳﭙﺮﺩﻩ ﻣﻰﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺁﻥ ﮐﺮﺑﻼ ﮔﻮﯾﻨﺪ، ﺯﻣﯿﻦ ﻣﻤﺘﺎﺯﻯ ﮐﻪ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﮔﻨﺒﺪ ﺍﺳﻼﻡ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ، ﭼﻨﺎﻧﮑﻪ ﺧﺪﺍ ﯾﺎﺭﺍﻥ ﻣﻮﻣﻦ ﺣﻀﺮﺕ ﻧﻮﺡ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻫﻤﺎﻧﺠﺎ ﺍﺯ ﻃﻮﻓﺎﻥ ﻧﺠﺎﺕ ﺩﺍﺩ. 
ﮐﺎﻣﻞ ﺍﻟﺰﯾﺎﺭﺍﺕ، ﺹ،۲۶۹، ﺑﺎﺏ ۸۸، ﺡ ۸
********

3 
ﻣﺴﻠﺦ ﻋﺸﻖ

ﻗﺎﻝ ﻋﻠﻰ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ   
ﻫﺬﺍ … ﻣﺼﺎﺭﻉ ﻋﺸﺎﻕ ﺷﻬﺪﺍﺀ ﻻ ﯾﺴﺒﻘﻬﻢ ﻣﻦ ﮐﺎﻥ ﻗﺒﻠﻬﻢ ﻭ ﻻ ﯾﻠﺤﻘﻬﻢ ﻣﻦ ﮐﺎﻥ ﺑﻌﺪﻫﻢ
 
ﺣﻀﺮﺕ ﻋﻠﻰ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﺭﻭﺯﻯ ﮔﺬﺭﺵ ﺍﺯ ﮐﺮﺑﻼ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﻭ ﻓﺮﻣﻮﺩ; 
ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻗﺮﺑﺎﻧﮕﺎﻩ ﻋﺎﺷﻘﺎﻥ ﻭ ﻣﺸﻬﺪ ﺷﻬﯿﺪﺍﻥ ﺍﺳﺖ ﺷﻬﯿﺪﺍﻧﻰ ﮐﻪ ﻧﻪ ﺷﻬﺪﺍﻯ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﻭ ﻧﻪ ﺷﻬﺪﺍﻯ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﺑﻪ ﭘﺎﻯ ﺁﻧﻬﺎ ﻧﻤﻰﺭﺳﻨﺪ. 
ﺗﻬﺬﯾﺐ، ﺝ ۶، ﺹ،۷۳ 
ﺑﺤﺎﺭ، ﺝ ۹۸، ﺹ . ۱۱۶

********

4
ﻋﻄﺮ ﻋﺸﻖ

ﻗﺎﻝ ﻋﻠﻰ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ   
ﻭﺍﻫﺎ ﻟﮏ ﺍﯾﺘﻬﺎ ﺍﻟﺘﺮﺑﺔ ﻟﯿﺤﺸﺮﻥ ﻣﻨﮏ ﻗﻮﻡ ﯾﺪﺧﻠﻮﻥ ﺍﻟﺠﻨﺔ ﺑﻐﯿﺮ ﺣﺴﺎب

ﺍﻣﯿﺮ ﺍﻟﻤﻮﻣﻨﯿﻦ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﺧﻄﺎﺏ ﺑﻪ ﺧﺎﮎ ﮐﺮﺑﻼ ﻓﺮﻣﻮﺩ: 
ﭼﻪ ﺧﻮﺷﺒﻮﯾﻰ ﺍﻯ ﺧﺎﮎ ! ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﻗﯿﺎﻣﺖ ﻗﻮﻣﻰ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺑﭙﺎ ﺧﯿﺰﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﺪﻭﻥ ﺣﺴﺎﺏ ﻭ ﺑﻰ ﺩﺭﻧﮓ ﺑﻪ ﺑﻬﺸﺖ ﺭﻭﻧﺪ. 
ﺷﺮﺡ ﻧﻬﺞ ﺍﻟﺒﻼﻏﻪ ﺍﺑﻦ ﺍﺑﻰ ﺍﻟﺤﺪﯾﺪ، ﺝ ۴، ﺹ ۱۶۹
********

5
ﺳﺘﺎﺭﻩ ﺳﺮﺥ ﻣﺤﺸﺮ

ﻗﺎﻝ ﻋﻠﻰ ﺑﻦ ﺍﻟﺤﺴﯿﻦ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ
ﺗﺰﻫﺮ ﺃﺭﺽ ﮐﺮﺑﻼ ﯾﻮﻡ ﺍﻟﻘﯿﺎﻣﺔ ﮐﺎﻟﮑﻮﮐﺐ ﺍﻟﺪﺭﻯ ﻭ ﺗﻨﺎﺩﻯ ﺍﻧﺎ ﺍﺭﺽ ﺍﻟﻠﻪ ﺍﻟﻤﻘﺪﺳﺔ ﺍﻟﻄﯿﺒﺔ ﺍﻟﻤﺒﺎﺭﮐﺔ ﺍﻟﺘﻰ ﺗﻀﻤﻨﺖ ﺳﯿﺪ ﺍﻟﺸﻬﺪﺍﺀ ﻭ ﺳﯿﺪ ﺷﺒﺎﺏ ﺍﻫﻞ ﺍﻟﺠﻨﺔ
 
ﺍﻣﺎﻡ ﺳﺠﺎﺩ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻓﺮﻣﻮﺩ:
ﺯﻣﯿﻦ ﮐﺮﺑﻼ، ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﺭﺳﺘﺎﺧﯿﺰ، ﭼﻮﻥ ﺳﺘﺎﺭﻩ ﻣﺮﻭﺍﺭﯾﺪﻯ ﻣﻰﺩﺭﺧﺸﺪ ﻭ ﻧﺪﺍ ﻣﻰﺩﻫﺪ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺯﻣﯿﻦ ﻣﻘﺪﺱ ﺧﺪﺍﯾﻢ، ﺯﻣﯿﻦ ﭘﺎﮎ ﻭ ﻣﺒﺎﺭﮐﻰ ﮐﻪ ﭘﯿﺸﻮﺍﻯ ﺷﻬﯿﺪﺍﻥ ﻭ ﺳﺎﻻﺭ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﺑﻬﺸﺖ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺑﺮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ. 
ﺍﺩﺏ ﺍﻟﻄﻒ، ﺝ ۱، ﺹ ۲۳۶،
ﺑﻪ ﻧﻘﻞ ﺍﺯ ﮐﺎﻣﻞ ﺍﻟﺰﯾﺎﺭﺍﺕ، ۲۶۸٫

********

6 
ﮐﺮﺑﻼ ﻭ ﺑﯿﺖ ﺍﻟﻤﻘﺪﺱ

ﻗﺎﻝ ﺍﺑﻮﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ 
ﺍﻟﻐﺎﺿﺮﯾﺔ ﻣﻦ ﺗﺮﺑﺔ ﺑﯿﺖ ﺍﻟﻤﻘﺪﺱ
 

ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻓﺮﻣﻮﺩ: 
ﮐﺮﺑﻼ ﺍﺯ ﺧﺎﮎ ﺑﯿﺖ ﺍﻟﻤﻘﺪﺱ ﺍﺳﺖ.
ﮐﺎﻣﻞ ﺍﻟﺰﯾﺎﺭﺍﺕ، ﺹ ۲۶۹، ﺑﺎﺏ ۸۸ ﺡ، . ۷
********

7 
ﻓﺮﺍﺕ ﻭ ﮐﺮﺑﻼ

ﻗﺎﻝ ﺍﺑﻮ ﻋﺒﺪ ﺍﻟﻠﻪ  
ﺍﻥ ﺃﺭﺽ ﮐﺮﺑﻼ ﻭﻣﺎﺀ ﺍﻟﻔﺮﺍﺕ ﺍﻭﻝ ﺍﺭﺽ ﻭ ﺍﻭﻝ ﻣﺎﺀ ﻗﺪﺱ ﺍﻟﻠﻪ ﺗﺒﺎﺭﮎ ﻭ ﺗﻌﺎﻟﻰ
 
ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻓﺮﻣﻮﺩ:  
ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﮐﺮﺑﻼ ﻭ ﺁﺏ ﻓﺮﺍﺕ، ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺯﻣﯿﻦ ﻭ ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ ﺁﺑﻰ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻣﺘﻌﺎﻝ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﻗﺪﺍﺳﺖ ﻭﺷﺮﺍﻓﺖ ﺑﺨﺸﯿﺪ. 
ﺑﺤﺎﺭ ﺍﻻﻧﻮﺍﺭ، ﺝ،۹۸، ﺹ ۱۰۹ 
ﮐﺎﻣﻞ ﺍﻟﺰﯾﺎﺭﺍﺕ، ﺹ . ۲۶۹

********

8
ﮐﺮﺑﻼ ﮐﻌﺒﻪ ﺍﻧﺒﯿﺎﺀ

ﻗﺎﻝ ﺍﺑﻮ ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ 
ﻟﯿﺲ ﻧﺒﻰ ﻓﻰ ﺍﻟﺴﻤﻮﺍﺕ ﻭ ﺍﻻﺭﺽ ﻭ ﺍﺀﻻ ﯾﺴﺄﻟﻮﻥ ﺍﻟﻠﻪ ﺗﺒﺎﺭﮎ ﻭ ﺗﻌﺎﻟﻰ ﺍﻥ ﯾأﺫﻥ ﻟﻬﻢ ﻓﻰ ﺯﯾﺎﺭﺓ ﺍﻟﺤﺴﯿﻦ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻓﻔﻮﺝ ﯾﻨﺰﻝ ﻭ ﻓﻮﺝ ﯾﻌﺮﺝ 
ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ  ﻓﺮﻣﻮﺩ:  

ﻫﯿﭻ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮﻯ ﺩﺭ ﺁﺳﻤﺎﻧﻬﺎ ﻭ ﺯﻣﯿﻦ ﻧﯿﺴﺖ ﻣﮕﺮ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﻣﻰﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻣﺘﻌﺎﻝ ﺑﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺧﺼﺖ ﺩﻫﺪ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺯﯾﺎﺭﺕ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﯿﻦ  ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻣﺸﺮﻑ ﺷﻮﻧﺪ، ﭼﻨﯿﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﮔﺮﻭﻫﻰ ﺑﻪ ﮐﺮﺑﻼ ﻓﺮﻭﺩ ﺁﯾﻨﺪ ﻭ ﮔﺮﻭﻫﻰ ﺍﺯ ﺁﻧﺠﺎ ﻋﺮﻭﺝ ﮐﻨﻨﺪ. 
ﻣﺴﺘﺪﺭﮎ ﺍﻟﻮﺳﺎﺋﻞ، ﺝ ۱۰، ﺹ ۲۴۴ ﺑﻪ ﻧﻘﻞ ﺍﺯ ﮐﺎﻣﻞ ﺍﻟﺰﯾﺎﺭﺍﺕ، ﺹ ۱۱۱
********

9
ﮐﺮﺑﻼ، ﻣﻄﺎﻑ ﻓﺮﺷﺘﮕﺎﻥ

ﻗﺎﻝ ﺍﺑﻮ ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ  ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ : 
ﻟﯿﺲ ﻣﻦ ﻣﻠﮏ ﻓﻰ ﺍﻟﺴﻤﻮﺍﺕ ﻭ ﺍﻻﺭﺽ ﺇﻻ ﯾﺴﺄﻟﻮﻥ ﺍﻟﻠﻪ ﺗﺒﺎﺭﮎ ﻭ ﺗﻌﺎﻟﻰ ﺍﻥ ﯾﻮﺫﻥ ﻟﻬﻢ ﻓﻰ ﺯﯾﺎﺭﺓ ﺍﻟﺤﺴﯿﻦ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻓﻔﻮﺝ ﯾﻨﺰﻝ ﻭ ﻓﻮﺝ ﯾﻌﺮﺝ
 

ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻓﺮﻣﻮﺩ: 
ﻫﯿﭻ ﻓﺮﺷﺘﻪﺍﻯ ﺩﺭ ﺁﺳﻤﺎﻧﻬﺎ ﻭ ﺯﻣﯿﻦ ﻧﯿﺴﺖ ﻣﮕﺮ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﻣﻰﺧﻮﺍﻫﺪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻣﺘﻌﺎﻝ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺭﺧﺼﺖ ﺩﻫﺪ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺯﯾﺎﺭﺕ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﯿﻦ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ  ﻣﺸﺮﻑ ﺷﻮﺩ، ﭼﻨﯿﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﻓﻮﺟﻰ ﺍﺯ ﻓﺮﺷﺘﮕﺎﻥ ﺑﻪ ﮐﺮﺑﻼ ﻓﺮﻭﺩ ﺁﯾﻨﺪ ﻭ ﻓﻮﺟﻰ ﺩﯾﮕﺮ ﻋﺮﻭﺝ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻧﺠﺎ ﺍﻭﺝ ﮔﯿﺮﻧﺪ. 
ﻣﺴﺘﺪﺭﮎ ﺍﻟﻮﺳﺎﺋﻞ، ﺝ ۱۰، ﺹ ۲۴۴ ﺑﻪ ﻧﻘﻞ ﺍﺯ ﮐﺎﻣﻞ ﺍﻟﺰﯾﺎﺭﺍﺕ، ﺹ ۱۱۱
********

10
ﺭﺍﻩ ﺑﻬﺸﺖ


ﻗﺎﻝ ﺍﺑﻮ ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ   

ﻣﻮﺿﻊ ﻗﺒﺮ ﺍﻟﺤﺴﯿﻦ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ  ﺗﺮﻋﺔ ﻣﻦ ﺗﺮﻉ ﺍﻟﺠﻨﺔ 

ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻓﺮﻣﻮﺩ: 

ﺟﺎﯾﮕﺎﻩ ﻗﺒﺮ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﯿﻦ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ  ﺩﺭﻯ ﺍﺯ ﺩﺭﻫﺎﻯ ﺑﻬﺸﺖ ﺍﺳﺖ 

ﮐﺎﻣﻞ ﺍﻟﺰﯾﺎﺭﺍﺕ، ﺹ ۲۷۱، ﺑﺎﺏ ۸۹، ﺡ ۱

********

11
ﮐﺮﺑﻼ ﺣﺮﻡ ﺍﻣﻦ

ﻗﺎﻝ ﺍﺑﻮ ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ 
ﺍﻥ ﺍﻟﻠﻪ ﺍﺗﺨﺬ ﮐﺮﺑﻼ ﺣﺮﻣﺎ ﺁﻣﻨﺎ ﻣﺒﺎﺭﮐﺎ ، ﻗﺒﻞ ﺍﻥ ﯾﺘﺨﺬ ﻣﮑﺔ ﺣﺮﻣﺎ
 
ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ علیه السلام ﻓﺮﻣﻮﺩ:
ﺑﻪ ﺭﺍﺳﺘﻰ ﮐﻪ ﺧﺪﺍ ﮐﺮﺑﻼ ﺭﺍ ﺣﺮﻡ ﺍﻣﻦ ﻭ ﺑﺎ ﺑﺮﮐﺖ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩ ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﺁﻧﮑﻪ ﻣﮑﻪ ﺭﺍ ﺣﺮﻡ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﻫﺪ 
ﮐﺎﻣﻞ ﺍﻟﺰﯾﺎﺭﺍﺕ، ﺹ ۲۶۷
ﺑﺤﺎﺭ ﺝ،۹۸، ﺹ . ۱۱۰

********

12
ﺯﯾﺎﺭﺕ ﻣﺪﺍﻭﻡ

ﻗﺎﻝ ﺍﻟﺼﺎﺩﻕ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ  
ﺯﻭﺭﻭﺍ ﮐﺮﺑﻼ ﻭ ﻻ ﺗﻘﻄﻌﻮﻩ ﻓﺎﺀﻥ ﺧﯿﺮ ﺃﻭﻻﺩ ﺍﻻﻧﺒﯿﺎﺀ ﺿﻤﻨﺘﻪ
 
ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ علیه السلام ﻓﺮﻣﻮﺩ:  
ﮐﺮﺑﻼ ﺭﺍ ﺯﯾﺎﺭﺕ ﮐﻨﯿﺪ ﻭ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺭﺍ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﻫﯿﺪ، ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﮐﺮﺑﻼ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﺧﻮﯾﺶ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ. 
ﮐﺎﻣﻞ ﺍﻟﺰﯾﺎﺭﺍﺕ، ﺹ ۲۶۹
********

13
ﺑﺎﺭﮔﺎﻩ ﻣﺒﺎﺭﮎ

ﻗﺎﻝ ﺍﻟﺼﺎﺩﻕ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ  
ﺷﺎﻃﻰﺀ ﺍﻟﻮﺍﺩﻯ ﺍﻻﯾﻤﻦ ،  ﺍﻟﺬﻯ ﺫﮐﺮﻩ
ﺍﻟﻠﻪ ﻓﻰ ﺍﻟﻘﺮﺁﻥ، (*) ﻫﻮ ﺍﻟﻔﺮﺍﺕ ﻭ  ﺍﻟﺒﻘﻌﺔ ﺍﻟﻤﺒﺎﺭﮐﺔ ، ﻫﻰ ﮐﺮﺑﻼ .
ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ علیه السلام  ﻓﺮﻣﻮﺩ
  
ﺁﻥ ﺳﺎﺣﻞ ﻭﺍﺩﻯ ﺍﯾﻤﻦ ﮐﻪ ﺧﺪﺍ ﺩﺭ ﻗﺮﺁﻥ ﯾﺎﺩﮐﺮﺩﻩ ﻓﺮﺍﺕ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﺎ ﺑﺎﺭﮔﺎﻩ ﺑﺎ ﺑﺮﮐﺖ  ﻧﯿﺰ ﮐﺮﺑﻼ ﺍﺳﺖ  
ﻗﺮﺁﻥ ﻣﺠﯿﺪ، ﺳﻮﺭﻩ ﻗﺼﺺ ﺁﯾﻪ ۳۰ 
ﺑﺤﺎﺭ ﺍﻻﻧﻮﺍﺭ، ﺝ ۵۷، ﺹ ۲۰۳؛
ﺑﻪ ﻧﻘﻞ ﺍﺯ ﺗﻬﺬﯾﺐ

********

14
ﺷﻮﻕ ﺯﯾﺎﺭﺕ

ﻗﺎﻝ ﺍﻻﻣﺎﻡ ﺑﺎﻗﺮ  ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ  
ﻟﻮ ﯾﻌﻠﻢ ﺍﻟﻨﺎﺱ ﻣﺎ ﻓﻰ ﺯﯾﺎﺭﺓ ﻗﺒﺮﺍﻟﺤﺴﯿﻦ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻣﻦ ﺍﻟﻔﻀﻞ، ﻟﻤﺎﺗﻮﺍ ﺷﻮﻗﺎ 
ﺍﻣﺎﻡ ﺑﺎﻗﺮ  ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ  ﻓﺮﻣﻮﺩ 
ﺍﮔﺮ ﻣﺮﺩﻡ ﻣﻰﺩﺍﻧﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﭼﻪ ﻓﻀﯿﻠﺘﻰ ﺩﺭ ﺯﯾﺎﺭﺕ ﻣﺮﻗﺪ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﯿﻦ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ  ﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﺷﻮﻕ ﺯﯾﺎﺭﺕ ﻣﻰﻣﺮﺩﻧﺪ 
ﺛﻮﺍﺏ ﺍﻻﻋﻤﺎﻝ، ﺹ ۳۱۹
ﺑﻪ ﻧﻘﻞ ﺍﺯ ﮐﺎﻣﻞ ﺍﻟﺰﯾﺎﺭﺍﺕ
 
********

15
ﺣﺞ ﻣﻘﺒﻮﻝ ﻭ ﻣﻤﺘﺎﺯ

ﻗﺎﻝ ﺍﺑﻮﺟﻌﻔﺮ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ
ﺯﯾﺎﺭﺓ ﻗﺒﺮ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻠﻪ ﺻﻠﻰ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﻭ ﺯﯾﺎﺭﺓ ﻗﺒﻮﺭ ﺍﻟﺸﻬﺪﺍﺀ، ﻭ ﺯﯾﺎﺭﺓ ﻗﺒﺮ ﺍﻟﺤﺴﯿﻦ ﺑﻦ ﻋﻠﻰ ﻋﻠﯿﻬﻤﺎ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﺗﻌﺪﻝ ﺣﺠﺔ ﻣﺒﺮﻭﺭﺓ ﻣﻊ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻠﻪ ﺻﻠﻰ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ
 
ﺍﻣﺎﻡ ﺑﺎﻗﺮ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ:
ﺯﯾﺎﺭﺕ ﻗﺒﺮ ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ  صلی الله علیه وآله ﻭ ﺯﯾﺎﺭﺕ ﻣﺰﺍﺭ ﺷﻬﯿﺪﺍﻥ، ﻭ ﺯﯾﺎﺭﺕ ﻣﺮﻗﺪ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﯿﻦ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻣﻌﺎﺩﻝ ﺍﺳﺖ ﺑﺎ ﺣﺞ ﻣﻘﺒﻮﻟﻰ ﮐﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ صلی الله علیه وآله ﺑﺠﺎ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺷﻮﺩ 
ﻣﺴﺘﺪﺭﮎ ﺍﻟﻮﺳﺎﺋﻞ، ﺝ ۱ ﺹ، ۲۶۶ ﻭ ﻧﯿﺰﮐﺎﻣﻞ ﺍﻟﺰﯾﺎﺭﺍﺕ، ﺹ ۱۵۶
********

16
ﺗﻮﻟﺪﻯ ﺗﺎﺯﻩ

ﻋﻦ ﺣﻤﺮﺍﻥ ﻗﺎﻝ 
ﺯﺭﺕ ﻗﺒﺮ ﺍﻟﺤﺴﯿﻦ  ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻓﻠﻤﺎ ﻗﺪﻣﺖ ﺟﺎﺀﻧﻰ ﺍﺑﻮ ﺟﻌﻔﺮ ﻣﺤﻤﺪ ﺑﻦ ﻋﻠﻰ ﻋﻠﯿﻪ
 ﺍﻟﺴﻼﻡ  … ﻓﻘﺎﻝ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﺍﺑﺸﺮ ﯾﺎ ﺣﻤﺮﺍﻥ ﻓﻤﻦ ﺯﺍﺭ ﻗﺒﻮﺭ ﺷﻬﺪﺍﺀ ﺁﻝ ﻣﺤﻤﺪ  ﯾﺮﯾﺪ ﺍﻟﻠﻪ ﺑﺬﻟﮏ ﻭﺻﻠﺔ ﻧﺒﯿﺔ ﺣﺮﺝ ﻣﻦ ﺫﻧﻮﺑﻪ ﮐﯿﻮﻡ ﻭﻟﺪﺗﻪ ﺍﻣﻪ 
ﺣﻤﺮﺍﻥ ﻣﻰﮔﻮﯾﺪ ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺳﻔﺮ ﺯﯾﺎﺭﺕ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﯿﻦ ﺑﺮﮔﺸﺘﻢ ﺍﻣﺎﻡ ﺑﺎﻗﺮ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﺑﻪ ﺩﯾﺪﺍﺭﻡ ﺁﻣﺪ ﻭ ﻓﺮﻣﻮﺩند 
ﺍﻯ ﺣﻤﺮﺍﻥ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻣﮋﺩﻩ ﻣﻰﺩﻫﻢ ﮐﻪ ﻫﺮ ﮐﺲ ﻗﺒﻮﺭ ﺷﻬﯿﺪﺍﻥ ﺁﻝ ﻣﺤﻤﺪ صلی الله علیه وآله ﺭﺍ ﺯﯾﺎﺭﺕ ﮐﻨﺪ ﻣﺮﺍﺩﺵ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺭﺿﺎﯾﺖ ﺧﺪﺍ ﻭ ﺗﻘﺮﺏ ﺑﻪ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮصلی الله علیه وآله  ﺑﺎﺷﺪ، ﺍﺯ ﮔﻨﺎﻫﺎﻧﺶ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﻰﺁﯾﺪ ﭼﻮﻥ ﺭﻭﺯﻯ ﮐﻪ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺯﺍﺩه است. 
ﺍﻣﺎﻟﻰ ﺷﯿﺦ ﻃﻮﺳﻰ، ﺝ ۲، ﺹ ۲۸، 
ﺑﺤﺎﺭ، ﺝ ۹۸، ﺹ ۲۰

********

17 
ﺯﯾﺎﺭﺕ ﻣﻈﻠﻮﻡ

ﻋﻦ ﺍﺑﻰ ﺟﻌﻔﺮ ﻭ ﺍﺑﻰ ﻋﺒﺪ ﺍﻟﻠﻪ  ﻋﻠﯿﻬﻤﺎ ﺍﻟﺴﻼﻡ  ﯾﻘﻮﻻﻥ 
ﻣﻦ ﺍﺣﺐ ﺃﻥ ﯾﮑﻮﻥ ﻣﺴﮑﻨﻪ ﻭ ﻣﺄﻭﺍﻩ ﺍﻟﺠﻨﺔ، ﻓﻼ ﯾﺪﻉ ﺯﯾﺎﺭﺓ ﺍﻟﻤﻈﻠﻮﻡ
 
ﺍﺯ ﺍﻣﺎﻡ ﺑﺎﻗﺮ ﻭ ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ علیه السلام  ﻧﻘﻞ ﺷﺪﻩ ﮐﻪ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ 
ﻫﺮ ﮐﺲ ﮐﻪ ﻣﻰﺧﻮﺍﻫﺪ ﻣﺴﮑﻦ ﻭ ﻣﺄﻭﺍﯾﺶ ﺑﻬﺸﺖ ﺑﺎﺷﺪ، ﺯﯾﺎﺭﺕ ﻣﻈﻠﻮﻡ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ  ﺭﺍ ﺗﺮﮎ ﻧﮑﻨﺪ. 
ﻣﺴﺘﺪﺭﮎ ﺍﻟﻮﺳﺎﺋﻞ، ﺝ ۱۰، ﺹ . ۲۵۳
********

18
ﺷﻬﺎﺩﺕ ﻭ ﺯﯾﺎﺭت

ﻗﺎﻝ ﺍﻻﻣﺎﻡ ﺍﻟﺼﺎﺩﻕ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ  
ﺯﻭﺭﻭﺍ ﻗﺒﺮ ﺍﻟﺤﺴﯿﻦ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ  ﻭ ﻻ ﺗﺠﻔﻮﻩ ﻓﺎﺀﻧﻪ ﺳﯿﺪ ﺷﺒﺎﺏ ﺃﻫﻞ ﺍﻟﺠﻨﺔ ﻣﻦ ﺍﻟﺨﻠﻖ ﻭﺳﯿﺪ ﺷﺒﺎﺏ ﺍﻟﺸﻬﺪﺍﺀ

ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ علیه السلام ﻓﺮﻣﻮﺩ: 
ﻣﺮﻗﺪ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﯿﻦ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﺭﺍ ﺯﯾﺎﺭﺕ ﮐﻨﯿﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺗﺮﮎ ﺯﯾﺎﺭﺗﺶ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺳﺘﻢ ﻧﻮﺭﺯﯾﺪ ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﺍﻭ ﺳﯿﺪ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﺑﻬﺸﺖ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻡ ﻭ ﺳﺎﻻﺭ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﺷﻬﯿﺪ ﺍﺳﺖ
ﻣﺴﺘﺪﺭﮎ ﺍﻟﻮﺳﺎﺋﻞ ﺝ ۱۰ ﺹ ۲۵۶
ﻭ ﮐﺎﻣﻞ ﺍﻟﺰﯾﺎﺭﺍﺕ ، ﺹ ۱۰۹

********

19
ﺯﯾﺎﺭﺕ،ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﮐﺎﺭ

ﻗﺎﻝ ﺍﺑﻮ ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ  
ﺯﯾﺎﺭﺓ ﻗﺒﺮ ﺍﻟﺤﺴﯿﻦ ﺑﻦ ﻋﻠﻰ ﻋﻠﯿﻬﻤﺎ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻣﻦ ﺃﻓﻀﻞ ﻣﺎ ﯾﮑﻮﻥ ﻣﻦ ﺍﻷﻋﻤﺎﻝ 

ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ علیه السلام ﻓﺮﻣﻮﺩ: 
ﺯﯾﺎﺭﺕ ﻗﺒﺮ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﯿﻦ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ  ﺍﺯ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﮐﺎﺭﻫﺎ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﻰﺗﻮﺍﻧﺪ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﯾﺎﺑﺪ 
ﻣﺴﺘﺪﺭﮎ ﺍﻟﻮﺳﺎﺋﻞ، ﺝ ۱۰، ﺹ . ۳۱۱
********

20 

ﺳﻔﺮﻩﻫﺎﻯ ﻧﻮﺭ
ﻗﺎﻝ ﺍﻻﻣﺎﻡ ﺍﻟﺼﺎﺩﻕ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ  

ﻣﻦ ﺳﺮﻩ ﺍﻥ ﯾﮑﻮﻥ ﻋﻠﻰ ﻣﻮﺍﺋﺪ ﺍﻟﻨﻮﺭ ﯾﻮﻡ ﺍﻟﻘﯿﺎﻣﺔ ﻓﻠﯿﮑﻦ ﻣﻦ ﺯﻭﺍﺭ ﺍﻟﺤﺴﯿﻦ ﺑﻦ ﻋﻠﻰ ﻋﻠﯿﻬﻤﺎ ﺍﻟﺴﻼﻡ 

ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ علیه السلام  ﻓﺮﻣﻮﺩ  
ﻫﺮ ﮐﺲ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﺭﻭﺯ ﻗﯿﺎﻣﺖ،
ﺑﺮ ﺳﺮ ﺳﻔﺮﻩﻫﺎﻯ ﻧﻮﺭ ﺑﻨﺸﯿﻨﺪ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﺯ ﺯﺍﺋﺮﺍﻥ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﯿﻦ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﺑﺎﺷﺪ.

ﺑﺤﺎﺭ ﺍﻻﻧﻮﺍﺭ، ﺝ ۹۸، ﺹ ۷۲٫






نوع مطلب : امـــــــام حـســـــــــــــین ، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 4 مهر 1397


احادیث نورانی در فضیلت کربلا و زیارت قبر امام حسین(ع)

قسمت دوّم

هدیه به زوار قبر منوّر آن حضرت 


21 
ﺷﺮﻁ ﺷﺮﺍﻓﺖ

ﻗﺎﻝ ﺍﻟﺼﺎﺩﻕ  ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ 
ﻣﻦ ﺍﺭﺍﺩ ﺍﻥ ﯾﮑﻮﻥ ﻓﻰ ﺟﻮﺍﺭ ﻧﺒﯿﻪ ﻭ ﺟﻮﺍﺭ ﻋﻠﻰ ﻭ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﻓﻼ ﯾﺪﻉ ﺯﯾﺎﺭﺓ ﺍﻟﺤﺴﯿﻦ ﻋﻠﯿﻬﻢ ﺍﻟﺴﻼﻡ 
ﺍﻣﺎﻡﺻﺎﺩﻕ علیه السلام ﻓﺮﻣﻮﺩ 
ﮐﺴﻰ ﮐﻪ ﻣﻰﺧﻮﺍﻫﺪ ﺩﺭ ﻫﻤﺴﺎﯾﮕﻰ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ صلی الله علیه وآله
ﻭﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﻋﻠﻰ ﻭ ﻓﺎﻃﻤﻪ علیهما السلام ﺑﺎﺷﺪ ﺯﯾﺎﺭﺕ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﯿﻦ علیه السلام ﺭﺍ ﺗﺮﮎ ﻧﮑﻨﺪ
ﻭﺳﺎﺋﻞ ﺍﻟﺸﯿﻌﻪ، ﺝ ۱۰ ﺹ ۳۳۱، ﺡ ۳۹
********

22
ﺯﯾﺎﺭﺕ، ﻓﺮﯾﻀﻪ ﺍﻟﻬﻰ

ﻗﺎﻝ ﺍﺑﻮ ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ  ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ  
ﻟﻮ ﺍﻥ ﺍﺣﺪ ﮐﻢ ﺣﺞ ﺩﻫﺮﻩ ﺛﻢ ﻟﻢ ﯾﺰﺭ ﺍﻟﺤﺴﯿﻦ ﺑﻦ ﻋﻠﻰ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ  ﻟﮑﺎﻥ ﺗﺎﺭﮐﺎ ﺣﻘﺎ

ﻣﻦ ﺣﻘﻮﻕ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻠﻪ صلی الله علیه وآله   ﻻﻥ ﺣﻖ ﺍﻟﺤﺴﯿﻦ ﻓﺮﯾﻀﺔ ﻣﻦ ﺍﻟﻠﻪ ﺗﻌﻠﻰ ﻭﺍﺟﺒﻪ ﻋﻠﻰ ﮐﻞ ﻣﺴﻠﻢ 
ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ علیه السلام ﻓﺮﻣﻮﺩ 
ﺍﮔﺮ ﯾﮑﻰ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﻋﻤﺮﺵ ﺭﺍ ﺍﺣﺮﺍﻡ ﺣﺞ ﺑﺒﻨﺪﺩ ﺍﻣﺎ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﯿﻦ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ  ﺭﺍ ﺯﯾﺎﺭﺕ ﻧﮑﻨﺪ ﺣﻘﻰ ﺍﺯ ﺣﻘﻮﻕ ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ صلی الله علیه وآله ﺭﺍ ﺗﺮﮎ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﺣﻖ ﺣﺴﯿﻦ علیه السلام ﻓﺮﯾﻀﻪ ﺍﻟﻬﻰ ﻭ ﺑﺮ ﻫﺮ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﻰ ﻭﺍﺟﺐ ﻭ ﻻﺯﻡ ﺍﺳﺖ 
ﻭﺳﺎﺋﻞ ﺍﻟﺸﯿﻌﻪ، ﺝ ۱۰، ﺹ ۳۳۳

********

23

كربلا كعبه كمال‏

قال ابوعبدالله علیه السلام

 من لم یأت قبرالحسین علیه السلام حتى یموت كان منتقص الایمان منتقص الدین، ان ادخل الجنة كان دون المؤمنین فیها

امام صادق (ع) فرمودند

 هر كس به زیارت قبر امام حسین علیه السّلام نرود تا بمیرد، ایمانش ناتمام و دینش ناقص خواهد بود به بهشت هم كه برود پایین‌تر از مؤمنان در آنجا خواهد بود

 وسائل الشیعه، ج 10، ص 335

********

24

از زیارت تا شهادت‏

قال ابوعبدالله علیه السلام

 لا تدع زیارة الحسین بن على علیه السّلام و مُرّ أصحابك بذلك یمدالله فى عمرك و یزید فى رزقك و یحییك‏ الله سعیدا ولا تموت الا شهیدا

امام صادق علیه السلام فرمودند

 زیارت امام حسین علیه السلام را ترك نكن و به دوستان و یارانت نیز همین را سفارش كنتا خدا عمرت را دراز و روزى و رزقت را زیاد كند و خدا تو را با سعادت زنده دارد و نمیرى مگر با شهادت

 وسائل الشیعه، ج10، ص335

********

25

حدیث محبت‏

عن ابى عبدالله قال

 من اراد الله به الخیر قذف فى قلبه حب الحسین علیه السلام و زیارته و من اراد الله به السوء قذف فى قلبه بغض الحسین علیه السلام و بغض زیارته

امام صادق علیه السّلام فرمودند

 هر كس كه خدا خیر خواه او باشد محبت حسین علیه السّلام  و زیارتش را در دل او مى‏اندازد و هر كس كه خدا بدخواه او باشد كینه و خشم حسین علیه السّلام  و خشم زیارتش را در دل او مى‏اندازد

  وسائل الشیعه، ج 10، ص 388

********

26 

نشان شیعه بودن‏

قال الصادق علیه السلام

 من لم یأت قبرالحسین علیه السلام و هو یزعم انه لنا شیعة حتى یموت فلیس هو لنا شیعة و ان كان من اهل الجنة فهو من ضیفان اهل الجنة

امام صادق علیه السلام فرمودند

كسى كه به زیارت قبر امام حسین نرود و خیال كند كه شیعه ما است و با این حال و خیال بمیرد او شیعه ما نیست و اگر هم از اهل بهشت باشد از میهمانان اهل بهشت خواهد بود

  كامل الزیارات، ص193

 بحارالانوار، ج 98، ص4

********

27

سكوى معراج


قال الصادق علیه السلام

 من اتى قبرالحسین علیه السلام عارفا بحقه كتبه الله عزوجل فى اعلى علیین

امام صادق علیه السلام فرمودند

هر كس كه به زیارت قبر حسین علیه السلام نایل شود و به حق آن حضرت معرفت داشته باشد خداى متعال او را در بلندترین درجه عالى مقامان ثبت مى‏كند

  من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص581

********

28

كمترین ثواب زیارت

قال ابوالحسن موسى بن جعفرعلیه السلام

 أدنى ما یثاب به زائر ابى عبدالله علیه السلام بشط فرات إذا عرف حقه و حرمته و ولایته ان یغفر له ما تقدم من ذنبه و ما تأخز

حضرت امام موسى كاظم علیه السلام فرمودند

كمترین ثوابى كه به زائر امام حسین علیه السلام در كرانه فرات داده مى‏شود این است كه تمام گناهان بخشوده میشود.بشرط این كه حق و حرمت ولایت آن حضرت را شناخته باشد.                                            

  مستدرك الوسائل، ج 10، ص 236

 به نقل از كامل الزیارات، ص 138

********

29

همچون زیارت خدا

قال الرضا علیه السلام

 من زار قبرالحسین علیه السّلام بشط الفرات كان كمن زار الله 
امام رضا علیه السلام فرمود: كسى كه قبر امام حسین علیه السلام را در كرانه فرات زیارت كند، مثل كسى است كه خدا را زیارت كرده است

 مستدرك الوسائل، ج 10، ص 236

 به نقل از كامل الزیارات، ص 138

********

30

زیارت عاشورا

قال الصادق علیه السلام من زارالحسین علیه السلام یوم عاشورا وجبت له الجنة

امام صادق علیه السلام فرمودند

هر كس كه امام حسین علیه السلام را در روز عاشورا زیارت كند بهشت بر او واجب مى‏شود

اقبال الاعمال،ص 568

********

31

بالاتر از روسپیدى

قال ابوعبدالله علیه السلام

 من باب عند قبرالحسین علیه السلام لیلة عاشورا لقى الله یوم القیامة ملطخا بدمه كأنما قتل معه فى عرصة كربلا

امام صادق علیه السلام فرمودند

كسى كه شب عاشورا در كنار مرقد امام حسین علیه السلام سحر كند روز قیامت در حالى به پیشگاه خدا خواهد شتافت كه به خونش آغشته باشد، مثل كسى كه در میدان كربلا و در كنار امام حسین علیه السلام كشته شده باشد

وسائل الشیعه،ج 10،ص372

********

32

نشانه‌هاى ایمان

قال ابو محمدالحسن العسكرى علیه السلام

 علامات المؤمن خمس: صلاة الخمسین، و زیارة الاربعین، والتختم فى الیمین، و تعفیر الجبین والجهر 

ببسم الله الرحمن الرحیم

امام حسن عسكرى علیه السلام فرمودند

نشانه ‏هاى مؤمن پنج چیز است

پنجاه ركعت نماز "نماز یومیه و نمازهای نافله"

زیارت اربعین

انگشتر به دست راست كردن

بر خاك سجده كردن

بسم الله الرحمن الرحیم را در نماز بلند گفتن

وسائل الشیعه،ج 10،ص 373

********

33

رواق منظر یار

قال رسول الله صلی الله علیه وآله و سلّم

 الا و ان الإجابة تحت قبته والشفاء فى تربته، و الائمة علیهم السلام من ولده

پیامبر خدا صلی الله علیه وآله و سلّم فرمودند

بدانید كه اجابت دعا، زیر گنبد حرم او و شفاء در تربت او، و امامان علیهم السلام از فرزندان اوست          

  مستدرك الوسائل، ج 10، ص 335‏

********

34

تربت و تربیت‏

قال الصادق علیه السلام

 حنكوا اولادكم بتربة الحسین علیه السلام فإنها امان

امام صادق علیه السّلام فرمود: كام كودكانتان را با تربت حسین علیه السّلام بردارید چرا كه خاك كربلا فرزندانتان را بیمه مى‏كند

وسائل الشیعه،ج 10،ص 410

********

35

بزرگترین دارو

قال ابوعبدالله علیه السلام

 فى طین قبرالحسین علیه السلام الشفاء من كل داء و هو الدواء الاكبر 

امام صادق علیه السلام فرمودند 

    شفاى هر دردى در تربت قبر حسین علیه السلام است و همان است كه بزرگ‌ترین داروست.

              وسائل الشیعه، ج 10، ص 410

********

36

تربت و هفت حجاب‏

قال الصادق علیه السلام

 السجود على تربة الحسین علیه السلام یخرق الحجب السبع

امام صادق علیه السلام فرمودند:

سجده بر تربت حسین علیه السلام حجاب‌هاى هفتگانه را پاره میكند

 مصباح التمهجد، ص 511

********

37

رسم امام صادق علیه السلام

کان الصادق علیه السلام

لا یسجد الا على تربة الحسین علیه السلام تذللا لله و إستكانة الیه

رسم امام صادق علیه السلام چنین بود كه جز بر تربت حسین علیه السّلام به خاك دیگرى سجده نمى‏كرد و این كار را از سر خشوع و خضوع براى خدا میكرد

 وسائل الشیعه، ج 3، ص 608

********

38

تسبیح تربت

قال الصادق علیه السلام

السجود على طین قبرالحسین علیه السلام ینور الى الارض السابعة و من كان معه سبحة من طین قبرالحسین علیه السلام كتب مسبحا و ان لم یسبح بها

امام صادق علیه السلام فرمودند:

سجده بر تربت قبر حسین علیه السلام تا زمین هفتم را نور باران مى‏كند و كسى كه تسبیحى از خاك مرقد حسین علیه السلام را با خود داشته باشد تسبیح گوى حق محسوب مى‏شود، اگر چه با آن تسبیح هم نگوید

 وسائل الشیعه، ج 3 ص 608

********

39

تربت شفا بخش

عن موسى بن جعفرعلیه السلام قال

ولا تأخذوا من تربتى شیئا لتبركوا به فأن كل تربة لنا محرمة الا تربة جدى الحسین بن على علیهماالسلام فأن الله عزوجل جعلها شفاء لشیعتنا و أولیائنا

           حضرت امام كاظم علیه السلام

در ضمن حدیثى كه از رحلت خویش خبر مى‏داد، فرمود: چیزى از خاك قبر من برندارید تا به آن تبرك جویید؛ چرا كه خوردن هر خاكى جز تربت جدم حسین علیه السّلام بر ما حرام است، خداى متعال تنها تربت كربلا را براى شیعیان و دوستان ما شفا قرار داده است

 جامع الاحادیث الشیعه، ج 12، ص 533

********

40

یكى از چهار نیاز

قال الامام موسى الكاظم علیه السّلام

لا تستغنى شیعتنا عن أربع: خمرة یصلى علیها و خاتم یتختم به و سواك یستاك به و سبحة من طین قبر أبى عبدالله علیه السلام

حضرت امام موسى بن جعفر علیه السلام فرمودند:                                     

پیروان ما از چهار چیز بی نیاز نیستند

سجاده‏اى كه بر روى آن نماز خوانده شود

انگشترى كه در انگشت باشد

مسواكى كه با آن دندان‌ها را مسواك كنند

تسبیحى از خاك مرقد امام حسین علیه السلام باشد         

  تهذیب الاحكام، ج 6، ص 75






نوع مطلب : امـــــــام حـســـــــــــــین ، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 4 مهر 1397




30 حدیث از امام حسین علیه السلام

1

لاتـَرفع حــاجَتَک إلاّ إلـى أحـَدٍ ثَلاثة: إلـى ذِى دیـنٍ، اَو مُــرُوّة اَو حَسَب 
جز به یکى از سه نفر حاجت مبر: به دیندار، یا صاحب مروت،

 یا کسى که اصالت خانوادگى داشته باشد

تحف العقول ، ص 247

2

أیما اثنَین جَرى بینهما کلام فطلب أحدهما رضَـى الاخر کانَ سابقة الىَ الجنّة 
هر یک از دو نفـرى که میان آنها نزاعى واقع شود و یکـى از آن دو رضایت دیگرى

 را بجـویـد ، سبقت گیـرنـده اهل بهشت خـواهـد بــود

کشف الغمة فی معرفة الائمه ج 2،ص 33

3

لاأفلَحَ قـَومٌ اشتَـروا مَـرضـاتِ المَخلـُوق بسَخَطِ الخـالِق 
رستگـار نمی شوند مـردمـى که خشنـودى مخلـوق را در 

مقـابل غضب خـالق خریدنـد

بحارالانوار،ج 44،ص383

4

إنَّ شِیعَتَنا مَن سَلمَت قُلُوبُهُم مٍن کلِّ غَشٍّ وَ غِلٍّ وَ دَغَلٍ 
بدرستی که شیعیان ما قلبشان از هرناخالصی و حیله و تزویر پاک است

التفسیر المنسوب الی الامام الحسن العسکری علیه السلام ص309

5

لا یأمَن یومَ القیامَةِ إلاّ مَن خافَ الله فِی الدُّنیا 
کسی در قیامت در امان نیست مگر کسی که در دنیا ترس از خدا در دل داشت

مناقب ابن شهر آشوب ج/4 ص/ 69

بحار الانوار، ج 44، ص 192

6

أَعجَزالنّاسٍ مَن عَجَزَ عَنِ الدُّعاء
عاجزترین مردم کسی است که نتواند دعا کند

بحارالانوارج81 ص257

7

اَلبُکاءُ مِن خَشیةِ اللهِ نَجآةٌ مِنَ النّارِ
گریه از ترس خدا سبب نجات از آتش جهنّم است

جامع الاخبار ص97

8

مَن حاوَلَ اَمراً بمَعصِیَةِ اللهِ کانَ اَفوَتَ لِما یَرجُو وَاَسرَعَ لِمَجئ ما یَحذَرُ
آن که در کاری که نافرمانی خداست بکوشد امیدش را از دست می دهد

 و نگرانیها به او رو می آورد

الکافی،ج2،ص373

9

اِنّ اَعفَی النّاسِ مَن عَفا عِندَ قُدرَتِهِ
بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد

الدره الباهره، ج 71،ص400

10

من اَحبک نهاک و من اَبغضک اَغراک
کسی که تو را دوست دارد، از تو انتقاد می کند و کسی که با تو دشمنی دارد،

 از تو تعریف و تمجید می کند

نزهه الناظر،ص88

11

 من دلائل العالم إنتقادة لحدیثه و علمه بحقائق فنون النظر
از نشانه های عالم ، نقد سخن و اندیشه خود و آگاهی از نظرات مختلف است

 بحارالانوار،ج75،ص119

12

لا تقولوا باَلسنَتکم ما ینقُص عَن قَدَرَکم
چیزى را بر زبان نیاورید که از ارزش شما بکاهد جلاءالعیون،ج۲ص۲۰۵

13

یاک و ما تعتذر منه ، فإن المؤمن لا یسیء و لا یعتذر، و المنافق کل یوم یسیء و یعتذر

حذر کن از مواردی که باید عذرخواهی کنی ، زیرا مؤمن نه کار زشتی 

انجام می دهد و نه به عذرخواهی می پردازد، اما منافق همه روزه بدی 

می کند، و به عذرخواهی می پردازد

                   بحار الانوار، ج 75، ص120

14

مُجالَسَةِ أهلِ الدِنَاءَة شَر، وَ مُجَالَسَةِ أَهلِ الفُسُوقِ ریبَة

همنشینی با سفلگان و افراد پست ناپسند است و همدمی گناهکاران

 موجب بدبینی مردم و از دست دادن اعتماد و اعتبار است

بحارالانوار، ج75، ص 122

15

فَإنی لا أَرَی المَوتَ إلَّا السَّعادَةَ وَ الحَیاة مَعَ الظّالِمینَ إلّا بَرماًی
به درستی که من مرگ را جز سعادت نمی بینم و زندگی

 با ستمکاران را جز محنت نمی دانم

تحف العقول ، ص 245

16

إنَّ أجوَدَ النَّاسِ مَن أعطیَ مَن لا یرجُو
بخشنده‌ترین مردم کسی است که به آنکه چشم امید به او نبسته، 

بخشش ‌کند

کشف ‌الغمّة، ج2، ص30

17

مَن صَامَ ثَلَاثَةَ أَیامٍ مِن شَعبَانَ وَجَبَت لَهُ الجَنَّةُ وَ کانَ رَسُولُ اللَّهِ 

صلی الله علیه و آله و سلّم شَفِیعَهُ یومَ القِیامَةِ

هر کسی که سه روز از ماه شعبان را روزه بگیرد؛ بهشت بر او

 واجب می شود و در قیامت نیز پیامبر صلی الله علیه و آله و سلّم 

شفیع او خواهد بود

الامالی ، ص 23

18

إنَّ حَوائِجَ النّاسِ إلَیکم مِن نِعَمِ اللهِ عَلَیکم فَلا تَمَلُّوا النِّعَمَ
نیاز مردم به شما از نعمتهای خدا بر شما است، از این نعمت

 افسرده و بیزار نباشید

نزهه الناظر،ص 81

19

یَظهَرُ اللَّهُ قائِمَنا فَیَنتَقِمُ مِنَ الظّالِمینَ 
خداوند قائم ما را از پس پرده غیبت بیرون مى‏ آورد و آن‏گاه او از

 ستم‏گران انتقام مى‏ گیرد

 إثباة الهداة ، ج 5 ، ص 196

20

أنَا قَتیلُ العَبَرَةِ لایَذكُرُنی مُؤمِنٌ إلّا استَعبَرَ

من کشته اشکم ؛ هر مؤمنى مرا یاد کند ، اشکش روان شود.

کامل الزیارات،ص 108

21

اَللّهُمَّ لا تَسْتَدْرِجنى بِالاِحسانِ وَ لا تُؤَدِّبْنى بِالْبَلاء
خدایا! با غرق کردن من در ناز و نعمت، مرا به پرتگاه عذاب خویش مَکشان 

و با بلایا (گرفتارى‏ها) ادبم مکن

الدُّرًّةُ البَاهرة من الأصدَاف الطّاهِرة،ص 23

22

مِن دَلائِلِ عَلاماتِ القَبولِ : الجُلوسُ إلى‏ أهلِ العُقولِ
از نشانه‏ هاى خوش‏نامى و نیك‏بختى ، همنشینى با خردمندان است. 

بحارالأنوار، ج 75، ص 119

23

اَ یُّهَا النّاسُ نافِسوا فِى المَکارِمِ وَ سارِعوا فِى المَغانِمِ 

وَ لا تَحتَسِبوا بِمَعروفٍ لَم تَجعَلوا

اى مردم در خوبى‏ها با یکدیگر رقابت کنید و در بهره گرفتن از فرصت‏ها شتاب نمایید

 و کار نیکى را که در انجامش شتاب نکرده‏اید، به حساب نیاورید

بحارالأنوار، ج 75، ص 121

24

أَلاِستِدراجُ مِنَ اللّهِ سُبحانَهُ لِعَبدِهِ أَن یُسبِغَ عَلَیهِ النِّعَمَ وَ یَسلُبَهُ الشُّکر
غافلگیر کردن بنده از جانب خداوند به این شکل است که به او نعمت

 فراوان دهد و توفیق شکرگزاری را از او بگیرد

تحف العقول،ص 246

25

لا یُکمَلُ العَقلُ اِلّا بِاتِّباعِ الحَق اَلاتَرَونَ اَنَّ الحَق لا یُعمَلُ بِه

 وَ الباطِل لا یُتَناهی عَنه

عقل جز به پیروی از «حق» کمال نمی یابد آیا نمی بینید که به حق 

عمل نمی شود و از باطل نهی نمی شود؟

اعلام الدین، ص 298

بحار الانوار، ج 75، ص 127

26

ان الناس عبید الدنیا و الدین لعق علی ألسنتهم یحوطونه ما درّت 

معائشهم فإذا محصّوآ بالبلاء قلّ الدیّانون

همانا مردمان بنده دنیایند و دین لقلقه زبان آنهاست و هر جا منافعشان

 [به وسیله دین]بیشتر تأمین شود زبان مى چرخانند و چون به بلا آزموده 

شوند آنگاه دین داران اندكند

تحف العقول/ 245

27

اَلبَخیلُ مَن بَخِلَ بِالسَّلامِ 
بخیل کسی است که از سلام کردن بخل ورزد سلام نکند

تحف العقول/ 248

28

لِلسَّلامِ سَبعُونَ حَسَنَةً، تِسعٌ وَ سِتُّونَ لِلمُبتَدِءِ وَ واحِدَةٌ لِلرادِ 
سلام کردن هفتاد حسنه و ثواب دارد شصت و نه ثواب از برای سلام کننده

 و یک ثواب برای جوابگو است (با وجود آنکه سلام کردن مستحب 

ولی جواب دادن آن واجب است

تحف العقول/ص 248

29

مَن عَبَدَ اللهَ حَقَّ عِبادَتِهِ آتاهُ اللهُ فَوقَ أمانِیهِ وَ کفایتِهِ

هر که خدا را ، آن‌گونه که سزاوار اوست ، بندگی کند ، خداوند بیش از 

آرزوها و کفایتش به او عطا کند

بحار الأنوار، ج 68، ص 184

30

اَلبُکاءُ مِن خَشیةِ اللهِ نَجآةٌ مِنَ النّار 
گریه از ترس خدا سبب نجات از آتش جهنّم است

جامع الاخبار/ص 97





نوع مطلب : امـــــــام حـســـــــــــــین ، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 4 مهر 1397



نماز حسینی







نوع مطلب : امـــــــام حـســـــــــــــین ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 4 مهر 1397




 نفس المهموم

حدیث امام‏ صادق علیه السّلام

 فرمودند :

 نفس المهموم لظلمنا تسبیح و همه لنا عبادة و کتمان سرنا جهاد فی سبیل الله‏

 نفس کسی که به خاطر مظلومیت ما اندوهگین شود تسبیح است، اندوه بر ما عبادت است و کتمان و پوشاندن راز ما جهاد در راه خداست.

امام صادق علیه السّلام سپس‏ فرمودند واجب است که این حدیث با طلا نوشته شود.






نوع مطلب : امـــــــام حـســـــــــــــین ، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 4 مهر 1397



از خدا بترسید! و از دنیا برحذر باشید

 حضرت امام حسین سلام الله علیه فرمودند:

بندگان خدا! از خدا بترسید! و از دنیا برحذر باشید؛ كه اگر بنا بود همه دنیا به یک نفر داده شود و یا یک فرد براى همیشه در دنیا بماند، پیامبران براى بقا سزاوارتر بودند و جلب خشنودى آنان بهتر و چنین حكمی خوش آیندتر بود؛ ولى هرگز! زیرا خداوند، دنیا را براى فانى شدن خلق نموده كه تازه‌هایش كهنه و نعمت‌هایش زایل خواهد شد و سرور و شادى‌اش به غم و اندوه مبدّل خواهد گردید! منزلى پست و خانه اى موقّت است؛ پس براى آخرت خود توشه‌اى برگیرید؛ و بهترین توشه آخرت، تقواست! از خدا بترسید؛ باشد كه رستگار شوید

منبع: بحارالانوار،جلد ۶۸،صفحه ۱۸۴

 





نوع مطلب : امـــــــام حـســـــــــــــین ، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 4 مهر 1397




چهار دلیل سوگند زیاد خوردن



قال َحُسَیْنِ بن علىّ(علیه السلام): احْذَرُوا كَثْرَةَ الْحَلْفِ، فِإنَّهُ یَحْلِفُ الرَّجُلُ لِعَلَل أرَبَعَ: إمّا لِمَهانَة یَجِدُها فی نَفْسِهِ، تَحُثُّهُ عَلى الضَّراعَةِ إلى تَصْدیقِ النّاسِ إیّاهُ. وَ إمّا لِعَىّ فی الْمَنْطِقِ، فَیَتَّخِذُ الاْیْمانَ حَشْواً وَصِلَةً لِكَلامِهِ. وَ إمّا لِتُهْمَة عَرَفَها مِنَ النّاسِ لَهُ، فَیَرى أَنَّهُمْ لایَقْبَلُونَ قَوْلَهُ إلاّ بِالْیَمینِ. وَ إمّا لاِرْسالِهِ لِسانَهُ مِنْ غَیْرِ تَثْبیت.


امام حسین (علیه السلام) فرمود: خود را از قسم و سوگند برهانید كه همانا انسان به جهت یكى از چهار علّت سوگند یاد مى كند.

1- در خود احساس سستى و كمبود دارد، به طورى كه مردم به او بى اعتماد   شده اند، پس براى جلب توجّه مردم كه او را تصدیق و تأیید كنند، سوگند مى خورد.

2- و یا آن كه گفتارش معیوب و به دور از حقیقت است، و مى خواهد با سوگند، سخن خود را تقویت و جبران كند.

3- و یا در بین مردم متّهم است ـ به دروغ و بى اعتمادى ـ پس مى خواهد با سوگند و قسم خوردن جبران ضعف نماید.

4- و یا آن كه سخنان و گفتارش متزلزل است ـ هر زمان به نوعى سخن مى گوید ـ و زبانش به سوگند عادت كرده است.


تنبیه الخواطر، معروف به مجموعة ورّام: ص 429، س 6





نوع مطلب : امـــــــام حـســـــــــــــین ، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 4 مهر 1397




آتشى در قلوب مؤمنین


قال رسول الله (ع) :

«إنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ حَرَارَةٌ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لَنْ تَبْرُدَ أَبَداً»

همانا برای شهادت ابى عبدالله الحسین (علیه السلام) آتشى در قلوب مؤمنین برافروخته شده است که هرگز خاموش پذیر و سرد شدنی نیست.


)مستدرك الوسائل، ج 10ص 318(





نوع مطلب : امـــــــام حـســـــــــــــین ، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 4 مهر 1397



 مُهر و تسبیح تربت امام حسین علیه السّلام 


امام صادق علیه السلام مى فرماید: سجده بر تربت قبر حسین علیه 

السلام تا زمین هفتم را نور باران مى كند، و كسى كه تسبیحى از خاك 

 مرقدحسین علیه السلام با خود داشته باشد، تسبیح گوى حق محسوب 

مى شود، گرچه با آن تسبیح نگوید(1)


وسائل الشیعه ، ج 3، ص 608.1

 





نوع مطلب : امـــــــام حـســـــــــــــین ، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 4 مهر 1397



تاثیر رفتار خواص


شهدای كربلا، همه در یك روز كشته شدند، توابین هم همه در یك روز كشته شدند. اما شما ببینید اثری كه توابین در تاریخ گذاشتند، یك هزارم اثری كه شهدای كربلا گذاشتند، نیست! برای خاطر این كه اینها در وقت خود نیامدند، كار را در لحظه خود انجام ندادند، دیر تصمیم گرفتند، دیر تشخیص دادند. چرا مسلم بن عقیل را تنها گذاشتید؟

 

اگر خواص، مسلم را تنها نمی گذاشتند، مثلاً 100 نفر می شدند، این 100 نفر اطراف مسلم را می گرفتند، به خانه یكی از آنها می آمدند و می ایستادند، دفاع می كردند. مسلم تنها هم كه بود، وقتی می خواستند، او را دستگیر كنند، چندین ساعت طول كشید! چندین بار حمله كردند، مسلم به تنهایی همه سربازان ابن زیاد را -همان عده ای كه آمده بودند- پس زد. اگر 100 نفر مرد با او بودند، مگر می توانستند او را بگیرند! مردم باز هم اطرافشان       جمع می شدند.

 

پس خواص، این جا كوتاهی كردند كه نرفتند اطراف مسلم را بگیرند. ببینید، از هر طرف حركت می كنید، به خواص می رسید. تصمیم گیری خواص در وقت لازم، تشخیص خواص در وقت لازم، گذشت خواص از دنیا در لحظه لازم، اقدام خواص برای خدا در لحظه لازم، اینهاست كه تاریخ را نجات می دهد، ارزشها را نجات می دهد، ارزشها را حفظ می كند.

 

اگر خواص، در هنگام خودش، كاری را كه لازم است، تشخیص دادند و عمل كردند، تاریخ نجات پیدا می كند و حسین بن علی ها به كربلاها كشانده نمی شوند. اگر خواص، بد فهمیدند، دیر فهمیدند، یا فهمیدند و با هم اختلاف كردند ؛ اگر در رأس كار، افراد حسابی بودند، اما طبقه خواص منتشر در جامعه، جواب ندادند.

 

این سنت الهی است. وقتی كه از خون ترسیدیم، از آبرو ترسیدیم، از پول ترسیدیم، به خاطر خانواده ترسیدیم، به خاطر دوستان ترسیدیم، به خاطر راحتی و عیش خودمان ترسیدیم، به خاطر پیدا كردن كاسبی، برای پیدا كردن یك خانه دارای یك اتاق بیشتر از خانه قبلی، وقتی به خاطر این چیزها حركت نكردیم، بله، معلوم است، 10 نفر مثل امام حسین هم كه بیایند و سر راه قرار بگیرند، همه شهید خواهند شد.

 

خواص، خواص، طبقه خواص! عزیزان من، ببینید شما كجایید. اگر جزو خواصید -كه البته هستید- پس حواستان باشد.

 

بیانات رهبر معظم انقلاب، ۲۰ خرداد ۱۳۷۵





نوع مطلب : امـــــــام حـســـــــــــــین ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 4 مهر 1397




خواص باطل (۱)

شبث ابن ربعی

اسمش شبث ابن ربعی است،دیرتر از همه اسلام آورد.علامه شهیدی او را به طاووس تشبیه می کند.

 

پس از رحلت پیامبر مرتد گردید و طرفدار پیامبران دروغین شد.

 

وقتی ابوبکر پیامبران دروغین را شکست داد دوباره مسلمان شد.در زمام امیرالمؤمنین جزو سپاهیان حضرت امیر بود ، به خوارج پیوست و بعد از متفرق شدن خوارج دوباره به سپاه امام آمد.

 

بعد از شهادت امیرالمؤمنین، به معاویه پیوست و سعی کرد امام حسن(ع) را به معاویه تحویل دهد.

 

شبث در واقعه عاشورا از کسانی بود که به امام حسین علیه السلام نامه نوشتند و او را به کوفه دعوت کردند. اما او با روی کار آمدن عبیدالله زیاد در کوفه به سمت وی رفت و با مسلم بن عقیل دشمنی کرد. او که تا روز پنجم محرم از رفتن به کربلا طفره می‌رفت، مجبور به شرکت درواقعه کربلا شد، در روز عاشورا که فرمانده نیروهای پیاده لشکر دشمن (شمر ابن ذالجوشن) بود، امام حسین علیه السلام  در اولین سخنرانی خود از او و دیگر سران کوفه نام برد و نامه نوشتن و دعوتشان را یادآوری کرد.

 

وی در معرکه کربلا زیرکانه عمل کرد و از رویارویی مستقیم با حسین و یارانش پرهیز کرد تا جایگاه خود را در آینده به خطر نیندازد.  

 

او بعدها به همراهی مختار ثقفی به خونخواهی امام حسین علیه السلام در آمد و رئیس پلیس مختار شد. وقتی مختار که به قلع و قمع قاتلین امام حسین(ع) مشغول شد او را نیز تعقیب کرد که شبث به بصره نزد زبیریان فرار کرد و پس از آن در کشته شدن مختار توسط زبیریان حضور داشت. سپس با غلبه حجاج بن یوسف (فرمانروای مروانیان) بر زبیریان در کوفه او به مروانیان پیوست.

 

شبث سرانجام در سال هشتاد قمری با بیش از یک قرن عمر در کوفه از دنیا رفت.


تفسیر جمله «و تَنَقَّبَت لِقِتَالِک» در زیارت عاشورا

و مواجهه امام حسین علیه السّلام با شبث ابن ربعی


 

 کمی تامل کنیم آیا امروز در جامعه خود چقدر افرادی شبیه شبث ابن ربعی داریم؟؟؟






نوع مطلب : امـــــــام حـســـــــــــــین ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 4 مهر 1397



خواص باطل (2)

شریح قاضی

تاریخ مى‌نویسد: «مسجد کوفه مملو از جمعیتى شد که پشت سر ابن زیاد به نماز عشا ایستاده بودند.» چرا چنین شد؟ بنده که نگاه مى‌کنم، مى‌بینم خواصِ طرفدارِ حقْ مقصرّند و بعضى‌شان در نهایتِ بدى عمل کردند. مثل چه کسى؟ مثل «شریح قاضى». شریح قاضى که جزو بنى‌امیّه نبود! کسى بود که مى‌فهمید حق با کیست. مى‌فهمید که اوضاع از چه قرار است. وقتى «هانى بن عروه» را با سر و روى مجروح به زندان افکندند، سربازان و افراد قبیله‌ى او اطراف قصر عبیداللَّه زیاد را به کنترل خود درآوردند.

 

ابن زیاد ترسید. آنها مى‌گفتند: «شما هانى را کشته‌اید.» ابن زیاد به «شریح قاضى» گفت: «برو ببین اگر هانى زنده است، به مردمش خبر بده.» شریح دید هانى بن عروه زنده، اما مجروح است. تا چشم هانى به شریح افتاد، فریاد برآورد: «اى مسلمانان! این چه وضعى است؟! پس قوم من چه شدند؟! چرا سراغ من نیامدند؟! چرا نمى‌آیند مرا از این‌جا نجات دهند؟! مگر مرده‌اند؟!»

 

شریح قاضى گفت: «مى‌خواستم حرفهاى هانى را به کسانى که دورِ دارالاماره را گرفته بودند، منعکس کنم. اما افسوس که جاسوس عبیداللَّه آن‌جا حضور داشت و جرأت نکردم!»

 

«جرأت نکردم» یعنى چه؟ یعنى همین که ما مى‌گوییم ترجیح دنیا بر دین! شاید اگر شریح همین یک کار را انجام مى‌داد، تاریخ عوض مى‌شد.

 

اگر شریح به مردم مى‌گفت که هانى زنده است، اما مجروح در زندان افتاده و عبیداللَّه قصد دارد او را بکشد، با توجّه به این‌که عبیداللَّه هنوز قدرت نگرفته بود، آنها مى‌ریختند و هانى را نجات مى‌دادند. با نجات هانى هم قدرت پیدا مى‌کردند، روحیه مى‌یافتند، دارالاماره را محاصره مى‌کردند، عبیداللَّه را مى‌گرفتند؛ یا مى‌کشتند و یا مى‌فرستادند مى‌رفت. آن گاه کوفه از آنِ امام حسین علیه‌السّلام مى‌شد و دیگر واقعه‌ى کربلا اتّفاق نمى‌افتاد! اگر واقعه‌ى کربلا اتّفاق نمى‌افتاد؛ یعنى امام حسین علیه‌السّلام به حکومت مى‌رسید. حکومت حسینى، اگر شش ماه هم طول مى‌کشید براى تاریخ برکات زیادى داشت. گرچه، بیشتر هم ممکن بود طول بکشد.

 

 اى شریح قاضى! چرا وقتى که دیدى هانى در آن وضعیت است، شهادتِ حق ندادى؟! عیب و نقصِ خواصِ ترجیح دهنده‌ى دنیا بر دین، همین است.

 

بیانات مقام معظم رهبری در دیدار فرماندهان لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله (ص) ۱۳۷۵/۰۳/۲۰





نوع مطلب : امـــــــام حـســـــــــــــین ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 4 مهر 1397

 

 

خواص باطل(۳)

شمر جانباز صفین

 

نامش «شرحبیل» و کنیه ‏اش «ابوالسابغه» بود؛خیلی دیر و پس از فتح مکه مسلمان شد

 

 ما بیشتر از رذالت دشمنان امام حسین(ع) شنیده ایم ؛ اما در وصف عبادات شمر نوشته اند که شانزده بار با پای پیاده به سفر حج رفته است. فکر نکنید شمر اهل نماز و روزه نبوده و یا از آن دسته آدم هایی بوده که عرق می خوردند، عربده می کشیدند؛ شمر و بسیاری دیگر که آن طرف ایستاده اند، آدم هایی هستند که پیشانی‌شان پینه بسته بود. بسیاری از آن ها اهل تهجد بودند.حتی تعدادی از این افراد با پیغمبر(ص) هم دیده شده اند.

 

شمر افتخاری دارد که ما آرزویش را می کنیم ؛یار و یاور امیرالمؤمنین در جنگ صفین.حتی او در مبارزه با ادهم ابن محرز باهلی (از سپاهیان معاویه) شمشیر خورد و زخمی شد؛؛پس به زبان امروزی او جانباز جنگ صفین است

 

اما عاقبتش چه شد؟واقدی می گوید که شمر سر سیدالشهدا(ع) را برید،بر بدنش اسب تاخت ، خیمه اهل بیت(ع) را آتش زد و حتی گستاخی را به حدی رساند که قصد شهادت امام سجاد(ع) را کرد.

 

از جمله افرادی بود که «عبیدالله بن زیاد» حاکم کوفه، او را برای پراکنده کردن مردم کوفه از اطراف مسلم بن عقیل، به دارالاماره فرستاد.

 

زمانی که عمر بن سعد، فرمانده لشکر کوفه در نامه‌ای برای حاکم کوفه نوشت که امام حسین علیه السلام  حاضر شده برگردد «عبیدالله حاکم کوفه» نظر داد که باید پذیرفت ولی وقتی شمر از این نامه مطلع شد، او را منع کرد و گفت که اگر امام حسین علیه السلام  خود را تسلیم نکند و برود، بعداً قدرتمند می‌شود. پس بهتر است نگذارید برود. عبیدالله هم نظر شمر را قبول کرد او را فرمانده سپاه با ۴۰۰۰ جنگجو کرد و همراه با نامه‌ای به طرف عمربن سعد فرمانده کوفه در کربلا فرستاد، تا از حسین بخواهد که یا تسلیم شود یا به جنگ تن در دهد و به دنبال این نامه، گفت ای عمر سعد، اگر اینکار را انجام نمی‌دهی از لشکر ما کناره بگیر و لشکر را به شمربن ذی الجوشن واگذار.

 

در روز عاشورا او فرمانده پیاده‌های لشکر کوفه بود.در آخرین ساعتهای روز دهم محرم، زمانی که امام حسین علیه السلام جراحت‌های زیادی در سر و بدن داشت، شمر، با چکمه و خنجر برهنه بر سینه او نشست و سر او را از تن جدا کرد.

 

در قیام مختار برخی نوشته اند كه جسم او را نزد سگان انداختند و بعضی می گویند كه او را دستگیر كردند، گردنش را زدند و بر بدنش اسب تاختند و سر او را، نزد محمد بن حنفیه فرستادند.

 

شمر امام را می شناخت .در کنارش در جنگ صفین جنگیده بود؛اما راه باطل را می گزیند چرا که بین حقیقت و منفعت ، لحظه ای تفکر لازم است، البته تفکری که آن را از هفتاد سال عبادت برتر می دانند.

 

لحظه ای تفکر

  ما در کجای تاریخ ایستاده ایم: با حق و حقیقت اخروی یا با سود و منفعت دنیوی.

 





نوع مطلب : امـــــــام حـســـــــــــــین ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 3 مهر 1397



خواص باطل(۴)

عمر ابن سعد


پدرش «سعد بن ابی وقاص» از مهاجرین ، سردار خلیفه دوم وفاتح امپراطوری ایران بود

 

عمر ابن سعد - هم مانند خیلی از خواص دیگر کربلا - آدم ناآگاهی نبود بلکه آنچه از تاریخ بر می آید دارای ابعاد گوناگون علمی و مدیریتی و نظامی بوده ­و به اصطلاح امروزی آدم نخبه­ ای بوده­ است.

 

آرزوی عمر سعد در حکومت بر ری در حال تحقق بود ؛ که یزید به او اعلام می­کند باید قبل از حرکت به سمت ری به کربلا برود و در آنجا با امام مواجه شود. عمر سعد از این اقدام طفره می­رود ولی یزید حکومت ایران را متوقف به کربلا می­کند.

 

استدلال شیطانی

 

عمر بن سعد از علمای اسلامی بود و می­دانست کشتن فرزند پیغمبر و ارتکاب این جنایت گناهی نابخشودنی است ولی هیچ نصیحتی بر او اثرگذار نبود. او هم خدا را می خواهد هم خرما را. هم میخواهد حسین(ع)را شهید کند و رستگار شود و هم به ملک ری برسد لذا در شعرش می گوید:

 

فإن صدقوا فیما یقولون إننی أتوب إلی الرحمن من سنتین

 

اگر آن چه گفته ­اند راست باشد حتما من به درگاه خدا دو سال دیگر توبه می­کنم

 

عمر ابن سعد به گندم ری نرسید

 

قبل از آغاز جنگ، امام حسین علیه السلام چند بار با او صحبت کرد، او را از عواقب این کار بر حذر داشت و فرمود که هیچ گاه به آرزویش برای حکومت ری نخواهد رسید و گندم ری را نخواهد خورد؛ اما عمر سعد نتوانست بر نفس خود چیره شود و جنگ را آغاز کرد. بعد از واقعه‌ی عاشورا، وقتی عمر سعد حکومت ری را مطالبه کرد، ابن زیاد درخواستش را رد کرد و او سرشکسته از مجلس بیرون آمد

 

عاقبتش چه شد؟

 

در روز عاشورا پس از آنکه علی اکبر به میدان رفت، امام خطاب به عمر سعد چنین نفرین کرد: «خدا نسل تو را قطع کند (فرزندت را بکشد) و کسی را بر تو مسلط گرداند که در بستر، سر از تنت جدا کند.»

 

وعده ی امام محقق شد

 

مختار یکی از فرماندهان خود را به نام ابوقلوص شبامی به تعقیب آنان فرستاد. وی ابن سعد را دستگیر کرده به نزد مختار آورد و ابن سعد و پسرش حفص بن عمر بن سعد که او نیز در مجلس حاضر بود به دستور مختار کشته شدند و وی پس از آتش زدن بدن آنان سرهای آن دو را برای محمد بن حنفیه به مدینه فرستاد.

 

داستان عمر ابن سعد و حر ابن یزید ریاحی داستان ماندن یک عالم بر دوراهی قدرت یا سعادت است. حر با وجود علم کمترش سعادت را می گزیند ولی عمر راه قدرت ؛ قدرتی که هیچ وقت به آن نرسید.






نوع مطلب : امـــــــام حـســـــــــــــین ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 3 مهر 1397



محبّت پیامبر به دوستان امام حسین علیه السلام


روزی رسول خدا با عده ای از اصحاب خود از کوچه ای می گذشت. کودکانی در آن جا مشغول بازی بودند. پیامبر یکی از آنها را در آغوش گرفت و میان دو چشمش را بوسید.

اصحاب دلیل این کار را پرسیدند.

پیامبر فرمود: یک روز دیدم این کودک با حسین بازی می کند و خاک پای او را بر می دارد و به صورت و چشمان خود می کشد. من نیز او را به خاطر اینکه فرزندم حسین را دوست دارد دوست می‌دارم. جبرئیل نیز به من خبر داده است که این کودک از یاوران حسین در کربلا خواهد بود.

در تقریرات، «مرحوم حاج شیخ جعفر تستری» احتمال داده که، آن طفل «حبیب بن مظاهر» بوده است.


منبع: بحار الانوار، ج 44، ص 242، حدیث 36

 





نوع مطلب : امـــــــام حـســـــــــــــین ، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 3 مهر 1397



تفسیر صد لعن و صد سلام

در زیارت عاشورا


شما وقتی زیارت عاشورا می خوانید، می رسید به صد لعن و صد سلام و این یعنی زیارت عاشورا خلاصه می شود در این لعن و سلام. اول هم باید لعن را بگوییم و بعد سلام را.  صد بار تکرار، نشانه ی تأکید بر اهمیت آن است.

به همان اندازه که تولی(ولایت) در فراز سلام آن مهم است و صد بار باید گفته شود، به همان اندازه صد بار تبری(برائت) در فراز لعن تاکید شده وباید گفته شود. ضمن اینکه تبری مقدم بر تولی شده است.

یعنی برای ولایتمداری اول وجودمان را مالامال از بغض و کینه نسبت به دشمنان محمد و آل محمد پرکرده و در واقع آنها را نفی کنیم و سپس به استقبال ولایت برویم.

اگر دقت کرده باشیم، در اولین شعار توحیدی ما مسلمانان در جمله (لااله الاالله) که ما ترجمه میکنیم هیچ معبودی نیست غیراز خداوند متعال.

در واقع ترجمه درست و دقیقتر آن این است که حرف ((لا)) در ابتدای جمله ((لای نافیه)) است یعنی درشروع جمله ابتدا همه چیز را باید نفی کنی وسپس به ((الاالله)) برسی.

همانطور که خداوند متعال به پیامبر ختمی مرتبت صلی الله علی و آله و سلم در غار حرا برای ابلاغ رسالتش فرمود:

((قولوا لااله الاالله تفلحوا))

لااله الاالله بگویید تا رستگار شوید





نوع مطلب : امـــــــام حـســـــــــــــین ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 3 مهر 1397



چهارهزار فرشته در اطراف قبر حسین علیه‌السلام


اَرْبَعَةُ آلَافِ مَلَکٍ عِنْدَ قَبْرِ الْحُسَیْنِ علیه‌السلام شُعْثٌ غُبْرٌ یَبْکُونَهُ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ رَئِیسُهُمْ مَلَکٌ یُقَالُ لَهُ مَنْصُورٌ وَ لَا یَزُورُهُ زَائِرٌ إِلَّا اسْتَقْبَلُوهُ وَ لَا یُوَدِّعُهُ مُوَدِّعٌ إِلَّا شَیَّعُوهُ وَ لَا یَمْرَضُ إِلَّا عَادُوهُ وَ لَا یَمُوتُ إِلَّا صَلَّوْا عَلَیْهِ [وَ عَلَى جِنَازَتِهِ‏] وَ اسْتَغْفَرُوا لَهُ بَعْدَ مَوْتِهِ


چهارهزار فرشته در اطراف قبر حسین علیه‌السلام هستند که جملگى ژولیده و غبارآلودند و تا روز قیامت بر آن جناب مى‏‌گریند. رئیس ایشان فرشته‌اى است که به او منصور گفته مى‏‌شود. هیچ زائرى به زیارت آن حضرت نمى‌‏رود، مگر آنکه این فرشتگان به استقبالش مى‌‏روند و هیچ وداع‏ کننده‏‌اى [با آن حضرت وداع نمی‌کند] مگر آنکه این فرشتگان مشایعتش مى‌کنند و مریض نمى‏‌شود مگر آنکه عیادتش می‌کنند و نمى‏‌میرد مگر آنکه ایشان بر او [و بر جنازه‌‏اش] نماز می‌خوانند و پس از مرگش از خدا برای او طلب آمرزش مى‏‌کنند.

کامل‌الزیارات، ص١١٩-کافی، ج‏۴، ص۵۸۷؛-بحارالانوار، ج‏۴۵، ص۲۲۰و۲۲۶؛ ج‏۵۲، ص۳۲۹ 

 

 





نوع مطلب : امـــــــام حـســـــــــــــین ، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 3 مهر 1397



در عنوان‌ و یا كنیه‌ی‌ اباعبداللّه‌ چه‌ اسرار

 و مقاماتی‌ نهفته‌ است‌؟


یكی‌ از اسرار نهفته‌ در كنیه‌ی‌ حضرت‌ اباعبدالله‌)ع( مقام‌عبودیت‌ است‌ و مقام‌ دیگر، مقام‌ مظلومیت‌ است‌ كه‌ در این‌ بحث‌به‌ شرح‌ این‌ دو مقام‌ می‌  پردازیم‌:

1- مقام‌ عبودیت‌: اساسی‌ترین‌ شرط‌ نبوت‌ و رسالت‌،عبودیت‌ است‌ و هر پیامبری‌ كه‌ در عبودیت‌ به‌ درجه‌ی‌ بالاتری‌رسیده‌ باشد، مقام‌ رسالت‌ و نبوت‌ او بالاتر خواهد بود. اینكه‌ درتشهد نماز تلاوت‌ می‌كنیم‌ كه‌ «و أشهد أن‌ محمداً عبده‌ و رسوله‌»اشاره‌ به‌ همین‌ نكته‌ است‌ كه‌ می‌فرماید: حضرت‌ رسول‌ اكرم‌ محمّدمصطفی‌)ص(پس‌ از كسب‌ مقام‌ عبودیت‌ و نیز با حفظ‌ در مقام‌عبودیت‌ به‌ مقام‌ رسالت‌ حق‌ رسیده‌ است‌، زیرا مقام‌ عبودیت‌ به‌قدری‌ بلند است‌ كه‌ مقام‌ رسالت‌ به‌ منزله‌ی‌ شاخه‌ای‌ از آن‌ است‌.

در قرآن‌ كریم‌، هر كجا كه‌ اولیاء و مقربین‌ را حق‌تعالی‌ معرفی‌می‌فرماید، از مقام‌ عبودیت‌  ایشان‌ پرده‌ برمی‌دارد. مثلاً در مورد انسان‌ مقرّبی‌ كه‌ مقام‌ ملكوتی‌ و تقرب‌ او به‌ حدی‌ بود كه‌ حضرت‌موسی‌ از شاگردی‌  او ناتوان‌ ماند، می‌فرماید: «فَوَجَدَا عَبْداً مِن‌ْعِبَادِنَا ا´تَیْنَاه‌ُ رَحْمَة‌ً مِن‌ْ عِندِنَا» یعنی‌ حضرت‌ موسی‌ و همسفرش‌،پس‌ از تحمل‌ مشقات‌، در مراحل‌ مختلف‌ بالاخره‌ یكی‌ از بندگان‌ما كه‌ بندگی‌ او موجب‌ كسب‌ جایگاهی‌ رفیع‌ از تقرب‌ به‌ ساحت‌ ماشده‌ بود را یافتند.

هنگامی‌ كه‌ حضرت‌ عیسی‌)ع( پس‌ از تولد به‌ سخن‌آمده‌ و خود را پیامبر خدا و دارای‌ كتاب‌ آسمانی‌ معرفی‌ می‌نماید،اولین‌ و برجسته‌ترین‌ و اساسی‌ترین‌ دستمایه‌ و وسیله‌ی‌ تقرب‌ ومبنای‌ عنایت‌ حق‌تعالی‌ نسبت‌ به‌ خود و دلیل‌ نبوت‌ خود را بندگی‌و عبودیت‌ خویش‌ می‌داند و می‌فرماید: «اءِنِّی‌ عَبْدُ اللَّه‌ِ ا´تَانِی‌َالْكِتَاب‌َ وَجَعَلَنِی‌ نَبِیّاً» یعنی‌ من‌ بنده‌ی‌ خدا هستم‌ و مقام‌ بندگی‌من‌، مبنای‌ عنایت‌ حق‌تعالی‌ شده‌ و به‌ من‌ كتاب‌ آسمانی‌ عطافرموده‌ و مرا به‌ مقام‌ نبوت‌ مفتخر كرده‌ است‌.

اصولاً تمام‌ قرآن‌ و تمام‌ اسلام‌ و تمام‌ معارف‌ اسلامی‌ و تمام‌ادیان‌، تنها و تنها برای‌ تربیت‌ انسان‌ نازل‌ شده‌ است‌ تا ایشان‌ راهمچون‌ بندگان‌ خالص‌ و عارف‌ و مقرّب‌ حق‌تعالی‌ تربیت‌ نماید.تمام‌ بعثت‌ انبیاء و تمام‌ ارشاد اولیاء همه‌ و همه‌ برای‌ ترویج‌ مقام‌عبودیت‌ حق‌تعالی‌ است‌.

حق‌تعالی‌ در قرآن‌ كریم‌ حتی‌ وقتی‌ كه‌ بین‌ بندگان‌ خاص‌ ومقرب‌ خویش‌ تفاوت‌هایی‌ را اعلام‌ می‌فرماید و درجات‌ ایشان‌ رادر عالم‌ قرب‌ ذكر می‌نماید، آن‌ تفاوت‌ها و آن‌ درجات‌ را براساس‌میزان‌ بندگی‌ و شدت‌ بندگی‌ و معرفت‌ بندگی‌ و مجاهدت‌ دربندگی‌ اعلام‌ می‌نماید. یكی‌ را به‌ عنوان‌ «عبد شكور» و دیگری‌ رابه‌ عنوان‌ «عبد منیب‌» و سومی‌ را به‌ عنوان‌ «عبدی‌ كه‌ به‌ او رحمت‌خاصه‌ی‌ خود را عطا فرموده‌ است‌» و چهارمی‌ را به‌ عنوان‌ «نعم‌العبد» معرفی‌ می‌فرماید و هریك‌ را با مقاماتی‌ كه‌ در عبودیت‌ به‌دست‌ آورده‌اند، از دیگری‌ متفاوت‌ می‌نماید.

عبودیت‌ حق‌، نور خدا در زمین‌ است‌ و دارای‌ انوار مختلف‌ بادرجات‌ و شدت‌ها و قدرت‌ها و جلال‌ و جمال‌های‌ مختلف‌می‌باشد. هر یك‌ از مقامات‌ اولیاء و انبیاء در میزان‌ بندگی‌ و شدت‌بندگی‌ و معرفت‌ بندگی‌، تجلی‌ نوری‌ از آن‌ انوار عبودیت‌ حق‌می‌باشد. همانگونه‌ كه‌ قبلاً ذكر شد، بالاترین‌ مقام‌ در عبودیت‌مقام‌ «عبداللهی‌» می‌باشد كه‌ حضرت‌ عیسی‌)ع( خود را در قرآن‌كریم‌ به‌ داشتن‌ آن‌ امتیاز معرفی‌ می‌فرماید.

اما امام‌ حسین‌)ع( چون‌ وارث‌ جمیع‌ انبیاء و اولیاءمی‌باشد، همچنان‌كه‌ در زیارت‌ وارث‌ آمده‌ است‌، پس‌ جامع‌جمیع‌ انوار عبودیت‌ می‌باشد. ولذا طبق‌ لسان‌ وحی‌، به‌ پدربندگی‌ و عبودیت‌ معرفی‌ شده‌ است‌ كه‌ به‌ معنی‌ آنست‌ كه‌ نه‌ تنهاحضرت‌ حسین‌ ع در اخلاص‌ و بندگی‌ از همگان‌ گوی‌ سبقت‌ربوده‌ است‌، بلكه‌ به‌ معنی‌ آنست‌ كه‌ توانسته‌ است‌ تمامی‌ انوار وتجلیات‌ بندگی‌ را در بالاترین‌ مراتب‌ آن‌ در وجود و سیره‌ی‌خویش‌ محقق‌ نماید و لذا توانسته‌ است‌ به‌ عنوان‌ اباعبدالله‌ مفتخرگردد كه‌ به‌ معنی‌ كسی‌ است‌ كه‌ بندگی‌ در وجود او به‌ دنیا آمده‌ ودر دامن‌ او پرورش‌ یافته‌ و به‌ اوج‌ كمال‌ خویش‌ رسیده‌ است‌.

امام‌ حسین‌)ع( چون‌ تمام‌ مراحل‌ و تمام‌ اشكال‌ و تمام‌حقایق‌ بندگی‌ را در خود متجلی‌ نمود، پس‌ تمامی‌ مقامات‌ وتمامی‌ امتیازات‌ و تمامی‌ قدرت‌ها و سلطنت‌ها كه‌ در هریك‌ ازانواع‌ و اشكال‌ بندگی‌ وجود دارد، یكجا در خود متجلی‌ نموده‌است‌ ولذا از طرف‌ حق‌تعالی‌ و به‌ وسیله‌ی‌ رسول‌ مكرّم‌ اسلام‌)ص( به‌ عنوان‌ «اباعبدالله‌» مفتخر می‌گردند.

عنوان‌ «اباعبدالله‌» به‌ عنوان‌ سردار عبودیت‌ و سلطان‌عبودیت‌ و سرسلسله‌ی‌ عباداللّه‌ و پرستار عبودیت‌ و دارای‌بالاترین‌ مقام‌ عبودیت‌ می‌باشد.

بنابراین‌ مقام‌ عبودیت‌ و بندگی‌ امام‌ حسین‌)ع( یكی‌ از بالاترین‌مقامات‌ ایشان‌ است‌. حضرت‌ با عبادت‌ و بندگی‌ مطلق‌ خود،حقیقت‌ بندگی‌ و عبودیت‌ را در این‌ عالم‌ متجلّی‌ نمود. حضرت‌اباعبداللّه‌ تمام‌ وجود خود را در اطاعت‌ خدا محو نمود و آنچنان‌در اطاعت‌ از اوامر خدا ذوب‌ شده‌ بود و آنچنان‌ مطیع‌ و فرمانبردارحق‌تعالی‌ بود كه‌ حتّی‌ در شرایطی‌ كه‌ تمام‌ پیكر مبارك‌شان‌ ازضربات‌ نیزه‌ و شمشیر و سنگ‌ و تیر مجروح‌ شده‌ بود و نیز درشرایطی‌ كه‌ دشمن‌، خیمه‌های‌ اهل‌بیت‌ آن‌ حضرت‌ را آتش‌ زده‌بود و در شرایطی‌ كه‌ بچه‌های‌ كوچك‌ با جگر آخته‌ و عطشناك‌ ازتشنگی‌ و ترس‌، گریه‌ می‌كردند و در شرایطی‌ كه‌ خانواده‌ واهل‌البیت‌ حضرت‌، ناله‌ی‌ بی‌كسی‌ سر داده‌ بودند و نیز درشرایطی‌ كه‌ حضرت‌ بر اثر جراحات‌ شدید، ناتوان‌ شده‌ و بر زمین‌افتاده‌ بودند و در شرایطی‌ كه‌ آن‌ ملعون‌ قصد داشت‌ حضرت‌ رازنده‌ زنده‌ سر ببرد، در چنین‌ شرایطی‌ حضرت‌ می‌فرمودند «الهی‌رضاً برضاك‌ تسلیماً لامرك‌ لامعبود سواك‌» یعنی‌ ای‌ معشوق‌ من‌؛ای‌ معبود من‌؛ ای‌ مولای‌ من‌؛ خیلی‌ ممنونم‌ كه‌ وجود مرا مظهر وتجلّیگاه‌ مرتبه‌ای‌ از ایثار نموده‌ای‌ كه‌ حتّی‌ حضرت‌ ابراهیم‌ عبدین‌ پایه‌ دست‌ نیافت‌. پروردگارا از این‌ بهتر نمی‌شود كه‌ دگر هیچ‌برایم‌ نمانده‌ است‌. جگرم‌ كه‌ برای‌ تشنگی‌ و غم‌ قطعه‌ قطعه‌ شدن‌علی‌ اكبر آب‌ شد، عاطفه‌ام‌ كه‌ برای‌ پاره‌ پاره‌ شدن‌ گلوی‌ كودك‌شیرخوارم‌ علی‌اصغر پاره‌ پاره‌ گشت‌؛ كمرم‌ كه‌ از داغ‌ شهادت‌برادرم‌ عباس‌ شكست‌؛ خانواده‌ و كودكانم‌ كه‌ اسیر دشمن‌ شدند؛پیكرم‌ را كه‌ به‌ تیرها و نیزه‌های‌ دشمن‌ سپرده‌ام‌؛ رگ‌های‌ گردنم‌ رانیز به‌ جرم‌ دفاع‌ از حریم‌ فرهنگ‌ و احكام‌ تو به‌ دست‌ دشمن‌سپرده‌ام‌ تا همه‌ی‌ هستی‌ام‌ را یكجا به‌ تو تحویل‌ داده‌ باشم‌ «الهی‌لامعبود سواك‌».

كسی‌ كه‌ تا این‌ حد بندگی‌ كند، خدا درباره‌ او می‌فرماید: «عبدی‌اطعنی‌ حتی‌ اجعلك‌ مثلی‌» تو بندگی‌ مرا كن‌ تا من‌ هم‌ تو را به‌ اذن‌خودم‌، به‌ قدرت‌ و جمال‌ و جلال‌ كبریایی‌ خودم‌ متصل‌ كنم‌؛ این‌معارف‌ از حرف‌های‌ بدون‌ سند نیست‌، بلكه‌ آیات‌ قرآن‌ واحادیث‌ قدسی‌ است‌ كه‌ می‌خوانیم‌.

قرآن‌ می‌فرماید: «انی‌ جاعل‌ فی‌ الارض‌ خلیفة‌» یعنی‌ من ‌می‌خواهم‌ انسان‌ را خلیفه‌ و نایب‌ خودم‌ در زمین‌ قرار دهم‌، یعنی‌تو را به‌ اذن‌ خودم‌ در ملك‌ و ملكوت‌ ولی‌ خود كنم‌ تا به‌ اذن‌ من‌تمام‌ هستی‌ مسخر تو گردد، چیزی‌ جز آنچه‌ كه‌ من‌ می‌خواهم‌نبینی‌ و همچون‌ چشم‌ من‌ بشوی‌ و عنوان‌ «عین‌اللّه‌» بگیری‌ وچیزی‌ جز آنچه‌ كه‌ من‌ می‌خواهم‌ نشنوی‌ و همچون‌ گوش‌ من‌شوی‌ و عنوان‌ «اُذُن‌ اللّه‌» بگیری‌ و به‌ هیچ‌ دستی‌ جز آنچه‌ كه‌ من‌می‌خواهم‌ دست‌ ندهی‌ و هم‌پیمان‌ نشوی‌ و همچون‌ دست‌ من‌بشوی‌ و عنوان‌ «یداللّه‌»بگیری‌ و هیچ‌ شمشیری‌ جز در راهی‌ كه‌من‌ می‌خواهم‌ بكار نگیری‌ و همچون‌ شمشیر من‌ شوی‌ و عنوان‌«سیف‌اللّه‌» بگیری‌ و جز برای‌ من‌ خشم‌ نگیری‌ و عنوان‌ «اسداللّه‌»بگیری‌.

كه‌ این‌ مقام‌، مقام‌ سلطنت‌ ملك‌ و ملكوت‌ است‌ كه‌ با گفتن‌«السلام‌ علیك‌ یا ابا عبداللّه‌» به‌ این‌ مقام‌ حضرت‌ متوسل ‌می‌شویم‌.

2ـ مقام‌ مظلومیت‌ و سلطنت‌ امام‌ حسین‌)ع(: در زبان‌ عرب‌ معمولاً پدر را با اسم‌ پسر بزرگتر صدا می‌زنند. مثلاً به‌ حضرت‌علی‌ ع می‌گویند: «اباالحسن‌» چون‌ فرزند بزرگتر حضرت‌ مولی‌علی‌، امام‌ حسن‌ ع است‌. اما رسول‌ خدا  ص چرا امام‌ حسین‌ ع را كه‌ ده‌ها سال‌ بعد، فرزند شیرخواری‌ با نام‌ عبدالله‌ یافت‌،حضرت‌ حسین‌ ع را به‌ علم‌ غیب‌ به‌ نام‌ پسر كوچكترش‌ عبداللّه‌(عبدالله‌ رضیع‌ به‌ معنی‌ شیرخوار) مكنّی‌ فرموده‌ است‌ و حضرت ‌را به‌ نام‌ فرزند كوچكتر خوانده‌ است‌ و حضرت‌ را «أباعبداللّه‌»نامیده‌ است‌. این‌ كنیه‌ نشان‌ از شدت‌ مظلومیت‌ حضرت‌ دارد.

گویا رسول‌ خدا با اعلام‌ چنین‌ كنیه‌ای‌ برای‌ حضرت‌ حسین‌ در آن ‌روزهای‌ نوزادی‌ به‌ تمام‌ امت‌ تا روز قیامت‌، اوج‌ مظلومیت‌ حضرت‌ حسین‌ را در درگیری‌ با دشمنان‌ اهل‌البیت‌: اعلام‌می‌فرماید و به‌ مردم‌ در طول‌ تاریخ‌ می‌فرماید بدانید كه‌ حسین‌من‌، آنچنان‌ مظلوم‌ بود كه‌ دشمنانش‌ حق‌پرستی‌ و دفاع‌ از حقیقت ‌دین‌ را از طرف‌ او تاب‌ نیاوردند و حتی‌ به‌ كودك‌ شیرخوار او رحم ‌نكردند و گلوی‌ او را تشنه‌ دریدند.

و لذا چون‌ حضرت‌ اباعبداللّه‌)ع( تجلیگاه‌ بالاترین‌ درجه‌ی‌حقیقت‌ مظلومیت‌ بود، حق‌تعالی‌ در قرآن‌ كریم‌ می‌فرماید: «و من‌قتل‌ مظلوماً فقد جعلنا لولیه‌ سلطاناً» این‌ آیه‌ بدان‌ معنی‌ است‌ كه‌حق‌تعالی‌ می‌فرماید چون‌ حضرت‌ اباعبدالله‌ در راه‌ رضای‌ من‌ وبخاطر دفاع‌ از دین‌ و قرآن‌ من‌ و در راه‌ هدایت‌ بندگان‌ من‌ شهیدشده‌ است‌، ولی‌ّ او من‌ هستم‌ و از سلطان‌ و سلطنت‌ خویش‌ به‌ او می‌بخشم‌ تا از دشمنان‌ او انتقام‌ بگیرم‌. ولذا مظلومیت‌ حضرت‌برایش‌ آنچنان‌ سلطنتی‌ آورده‌ است‌ كه‌ خداوند می‌فرماید از تمام‌ قاتلان‌ تو و از پیروان‌ قاتلان‌ تو تا روز قیامت‌، چنان‌ انتقامی‌ خواهم ‌گرفت‌ و مخالفانت‌ را چنان‌ به‌ خاك‌ مذلت‌ خواهم‌ نشاند كه‌ بمحض‌ آنكه‌ اسم‌ و یاد آنها در خاطر انس‌ و جن‌ بیاید بر آنها لعن‌ ونفرین‌ بفرستند.

خداوند می‌فرماید ای‌ حسین‌ من‌! چنان‌ عاشقانی‌ برایت‌تربیت‌ می‌كنم‌ و چنان‌ سینه‌هایی‌ برایت‌ آماده‌ خواهم‌ كرد كه‌ هر زمان‌ كه‌ ذكر «یاحسین‌» در سینه‌ و یا بر زبان‌شان‌ جاری‌ شود ازشدت‌ حزن‌ وغم‌ مصائب‌ تو و از شدت‌ اندوه‌ فراق‌ و حب‌ به‌وصال‌ تو در خطر جان‌ دادن‌ باشند و فقط‌ خودت‌ باشی‌ كه‌ مانع‌ جان‌ دادن‌ شان‌ شوی‌ و اشاره‌ كنی‌ كه‌ ملائك‌، جان‌شان‌ را حفظ ‌كنند.

خداوند می‌فرماید: حسینم‌، از میان‌ شیعیانت‌، عاشقانی‌ راخواهی‌ یافت‌ كه‌ تنها اگر اشاره‌ كنی‌، برای‌ خاطر تو جان‌ می‌دهند واز شوق‌ وصال‌ تو، جسم‌ خود را رها كرده‌ و به‌ سویت‌ پر می‌كشندو اگر اجازه‌ بدهی‌ تمامی‌ فرزندان‌شان‌ را در آستان‌ مقدست‌ قربانی‌خواهند كرد. اینها و اسرار بسیاری‌ دیگر در عنوان‌ «أباعبداللّه‌»نهفته‌ است‌ كه‌ همه‌ را در یك‌ جمله‌ چنین‌ می‌توان‌ گفت‌ كه‌ خداوند می‌فرماید حسین‌ جان‌! سلطنت‌ حقیقی‌ را به‌ تو بخشیده‌ام‌.

گزیده ای از كتاب اسرار نهفته "در كلمه مقدسه اباعبدالله و یابن رسول الله"






نوع مطلب : امـــــــام حـســـــــــــــین ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 3 مهر 1397



پاك شدن گناهان با گریه بر امام حسین علیه السّلام

گریستن بر خاندان پیامبر به ویژه وجود نازنین حضرت سیدالشهدا(ع) قلب‌ها را زلال، دل‌ها را عاری از كینه و نفرت و انسان را مانند كودكی تازه تولد یافته از مادر پاك و منزه می‌كند.


پاك شدن گناهان كبیره 
همانا حسین‌بن علی(ع) برای اعتلای اسلام ناب جدش رسول خدا (ص) پا به قتلگاه خویش گذاشت پس برماست كه با گریه بر حسین بن‌علی(ع) اندكی از داغ دل پیامبر(ص) و خودمان بزداییم و دلمان را در این ورطه جلا دهیم.

امام رضا(ع) در توصیف سیره‌ی امام كاظم (ع) و در رئای عزای سالار شهیدان فرمودند: همانا روز حسین (ع) (عاشورا) مژه‌های ما را از شدت گریستن مجروح اشك‌هایمان جاری و عزیز ما را در سرزمین بلا گرفتار كرد و ما را تا روز واپسین میراث‌دار گرفتاری و بلا نمود پس به مانند حسین (ع) گریه كنندگان باید گریه كنند زیرا كه گریه بر او گناهان كبیره را از بین ببرد.

امام رضا(ع) در ادامه فرمودند: هنگام محرم پدرم دیگر نمی‌خندید و پیوسته محزون بود تا پس از سپری شدن ده روز، و هنگام روز دهم روز مصیبت با حزن و گریه می‌فرمود: این همان روز كشته شدن حسین (ع) در آن است.


منابع حدیث


شیخ صدوق الامالی، الحطبی السابع و العثرون، بحارالانوار ج ۴۴، ص ۲۸۳، باب ۳۴، ثواب البكار علی مصیبته.

وسایل الشیعه، ج ۱۴، ص ۵۰۴، باب ۶۶





نوع مطلب : احادیث در تمام زمینه ها، امـــــــام حـســـــــــــــین ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 3 مهر 1397

 

 زندگینامه حجت الاسلام نظام رشتی

میثم عبدالهی :
مرحوم نظام رشتی از علمای گیلانی ساکن تهران بود که علاوه بر طبع بلند شعری اش، یکی از خطبای با اخلاص و مشهور ایران نیز بود. هنوز هم افراد زیادی از منابر ویژه ایشان خاطره دارند.


 

مرحوم حجت الاسلام و المسلمین نظام در رشت متولد شد و اسمش را حسین گذاشتند اما از همان آغاز به وی «نظام» می گفتند. دروس حوزوی را در رشت آغاز کرد. وی از همان آغاز استعداد زیادی در وعظ و منبر از خود نشان داد. دروس مقدماتی صرف و نحو و ادبیات و فقه و اصول را خواند و در کنار درس به روضه خوانی و منبر نیز اهمیت زیادی می داد. شهرت او در گیلان باعث شد که از وعاظ معروف گیلان شود و چندین بار به تهران دعوت شد. سوز و وگدازی که در دل داشت باعث می شد هر جایی که پا می گذارد انقلابی بر پا شود. کم کم به تهران نقل مکان کرد و در همین شهر ساکن شد. وی به مطالعاتش در تفسیر و حدیث نیز ادامه داد. وی به عنوان منبری معروف پایتخت به جلسات متعددی می رفت و فضای آلوده ای را که رژیم شاهنشاهی ایجاد کرده بود در هم می شکست و مردم را به دین تشویق می کرد. اخلاص و سوز عجیب اش باعث می شد که هر دلی در مقابل سخنان او خاضع شود و اشک بریزد.

نظام طبع شعر نیز داشت و به صورت بداهه می توانست شعر بگوید. بسیاری از شعرهایی که مردم ایران در ایام عزاداری و عاشورا زمزمه می کنند و نمی دانند شاعرش کیست از نظام رشتی است.

آیت الله نصرالله شاه آبادی که منبرهای نظام را در تهران دیده بود چنین می گوید:

نظام رشتی از منبری های معروف تهران بود. این شعر ها از خود اوست و او اینها را در روز عاشورا می خواند و دم می داد و مردم از مسجد جامع یک دسته بزرگ اینها را می گفتند و پیش می رفتند:

کربلا امروز میدان من است     عید قربان من است

روز عاشورا است امروز     کربلا غوغا است امروز[۱]


مرحوم آیت الله العظمی بهجت(ره) درباره نظام چنین می گوید: 

«آقای نظام رشتی یکی از خطبای با اخلاص و مشهور ایران بود که در تهران سکونت داشت. این مرد با اخلاص ارادت عجیبی به خاندان پیامبر داشت و نیز دارای نفود کلام بود به گونه ای که وی بر خلاف سایر خطبا در ابتدای سخن در منبرش خطبه نمی خواند بلکه با جمله «السلام علیک یا مظلوم یا اباعبدالله» منبرش را آغاز می کرد و قادر بود با گفتن همین جمله جمعیت را منقلب سازد و شاید در تهران هنوز کسانی باشند که از روضه های سوزناک نظام چیزی در خاطره داشته باشند.» [۲]

آیت الله العظمی بهجت(ره) در ادامه کرامتی از امام حسین (ع) درباره نظام رشتی را نقل کرده است که بسیار خواندنی است.[۳] نظام نیز در یکی از منبرهایش این کرامت را بیان کرده است و ما به نقل از خود او این قضیه را می خوانیم:

یک سال مسافرت به خراسان کردم و در شهرهاى آن استان مانند مشهد مقدس و تربت حیدریه و کاشمر انجام وظیفه می نمودم و منبر می رفتم. از تربت حیدریه به تربت جام که غالبا اهل سنت و متعصب هستند رفتم در موقع ورود تا از ماشین پیاده شدم دیدم چند نفر با چراغ فانوس جلو آمدند و خوش‏آمد و خیر مقدم گفته و اظهار سرور از آمدن من کرده و چمدان مرا برداشته و مرا راهنمائى می کردند. من تصور کردم که اینها منبر مرا در مشهد و کاشمر و تربت دیده و می شناسند از این جهت به استقبال آمده و اکنون مرا به منزل می برند. مقدار زیادى راه بردند تا به یک منزل رسیده و مرا وارد کردند و برایم چائى حاضر کرده و احوال‏پرسى گرمى نمودند و مدتى از مسافرتهایم مستفسر می شدند و صحبت می کردند تا شب به نیمه رسید و خواب بر من غلبه کرد و خستگى‏ و کوفتگى راه یک طرف و زیاد نشستن شب هم یک طرف گفتند خیلى معذرت‏ می خواهیم شما را خسته کردیم. غذاى مختصرى آوردند اندکى خوردم ولى از خستگى و غلبه خواب نتوانستم به حد کافى و اشباع غذا بخورم برایم رختخواب‏ انداختند و گفتند شما خسته هستید استراحت کنید تا صبح که ورود شما را اطلاّع‏ دهیم.

پس به رختخواب رفتم ولى یک مرتبه خیالات و توهمات مرا گرفت که اینجا کجاست و اینها کیستند و چه سابقه ‏اى با من دارند با کمال خستگى و غلبه خواب‏ بکلى خواب از چشمم پرید مانند کسی که احساس شرّى کند از اطاق مجاور صدائى‏ شنیدم که کسى می گفت خوابش رفت دیگرى می گفت خوب شکارى نصیبمان شد سومى گفت کلکش را هرچه زودتر بکنیم و صداى تیز کردن چاقو شنیدم و حس‏ کردم که در مهلکه افتاده و با پاى خود سوى مرگ آمده‏ ام از همه جا امیدم قطع در میان رختخواب نشسته و به مولایم حضرت سید الشّهداء روحى له الفداء عرض کردم‏ آقا جان نظام یک عمر نوکرى کرده اگر یک ساعت آقائى نکنید نوکرت از بین‏ میرود، تا این توسل را پیدا کردم دیدم گویا اطاق می لرزد و سقف آن صدا می کند و گویا کسى به من گفت نظام برخیز و در میان طاقچه اطاق بنشین و گویا کسى مرا در طاقچه گذارد که یک مرتبه صداهاى مهیبى یکى پس از دیگرى برخاست از خود رفتم و بیهوش شدم، وقتى بخود آمدم که آفتاب بالا آمده و بر من می تابید.

پس چشم گشودم دیدم جز تل خاک چیزى نمی بینم فقط دیواری که در آن دو طاقچه بود یکى چمدانم بود و دیگرى هم خودم سالم مانده ما بقى تمام آبادى و شهر از زلزله خراب و مردمش در زیر آوار آن مانده و آن میزبان هاى خائن هم در زیر آوار و خروارها خاک و سنگ و چوب دفن شده‏اند.[۴]

این ماجرا به همینجا ختم نشد. ادامه این قضیه را نظام رشتی نگفته است اما آیت الله العظمی بهجت (ره) نقل کرده است که از زبان ایشان می خوانیم:

«او از رفتن به شهر[تربت جام] منصرف شد و به طرف تربت حیدریه حرکت می کند و در حالی که نه عبا و قبایی بر تن داشته و نه عمامه ای بر سر، در اثر شدت گرما و تشنگی و گرسنگی و در حالی که هیچ رمقی نداشت در همان بیابان ها به زمین افتاد به حدی که قدرت برخاستن نداشت و خود را آماده مرگ می بیند. ناگهان صدای پای اسبی به گوش می رسد و به او نزدیک می شد ، شخصی از اسب پیاده شده و می گوید: «نظام رشتی تو هستی؟! نگران نباش.» صاحب اسب مقداری آب گوارا به او می دهد و او را سوار اسب می کند و با خود می برد. بعد از مسافتی کوتاه نظام را در شهر نیشابور دم منزل حاکم پیاده می کند و نامه ای به دست او می دهد تا به حاکم تحویل دهد. وقتی حاکم نامه را مشاهده می کند می گوید: «تو نظام رشتی هستی؟ با چه وسیله ای آمده ای و لباس هایت کجاست؟» نظام بر می گردد ولی اثری از اسب سوار نمی بیند. حاکم که نظام را قبلا با عمامه و قبا و عبا دیده بود، درمورد اینکه این فرد نظام رشتی باشد تردید می کند. چون نظام در نزد حاکم دیگران لباس ها را ندشت ولی نظام پس از اطمینان دستور می دهد برای نظام لباس روحانیت تهیه کنند.

وی در همان شهر به منبر رفت و به مردم چنین می گوید که «ای مردم! قدر حسین (ع) را بدانید همه نعمت های خدا به خاطر وجود این نازنین است که بر ما نازل می شود و همه بلا ها به واسطه این سید جوانان اهل بهشت است که از ما دفع می شود. وی آنگاه چگونگی نجات یافتن از مهلکه مرگ را برای مردم می گوید و فی البداهه این شعر سروده و برای مردم می خواند:

من از کودکی عاشقت بوده ام       قبولم نما گرچه آلوده ام

به هنگام پیری مرانم ز پیش      که صرف تو کردم جوانی خویش

به پهلوی بشکسته مادرت       مبادا برانی مرا از درت[۵]

آیت الله العظمی بهجت (ره) در ادامه می افزایند: «من گمان می کنم آن اسب سوار از رجال الغیب و آن نامه هم از طرف وجود مقدس حضرت ثامن الحجج(ع) بوده است.»[۶]

او نوکرى خود را به ساحت مقدس امام حسین (ع) به کمال اخلاص و خلوص به پایان رسانیده و هنوز از خاطرها نرفته که با چشم گریان و دل بریان و آه سوزان که همه را منقلب می نمود.

نظام تا پایان عمر بر عهدش استوار بود و خود را نوکر امام حسین(ع) می دانست. یکی از کسانی که آخرین سال های عمر نظام را درک کرده درباره اش چنین می گوید: منبر او را در شهر رى منزل مرحوم آیت اللّه حاج‏ شیخ مرتضى آشتیانى به خاطر دارم در سال ۱۳۵۹ قمرى (سال ۱۳۱۹ شمسی) که با ضعف پیرى و کسالت‏ چنان مردم را منقلب نمود و شور و هیجان عجیبى ایجاد کرد که جمعى از خود بی خود شده و بیهوش افتادند و مرحوم آیت اللّه آشتیانى به حال اغما و بیهوشى افتاد. یکى از شعراء در قطعه ‏ای که [بعد از رحلت نظام] براى رثای او گفته اشاره به همین وضع نموده:


از نظامِ واعظ، خلق جمله بوده مهر اندوز

 محضرش همه پر عشق و منبرش همه پرسوز


در مقامِ فضل، افضل؛ در گَهِ سخن پیروز

در حجاب وحدت شد این جمال دل افروز


رفت و اهل دل را شد همچو شام هجران روز

از محمد عنقا پرس سال فوت امروز

شد بهشتى از اوّل این حسین پندآموز (۱۳۶۳ ق) [۷]

.

.

.

نظام در آخرین لحظات عمر زمانی که در بستر بیماری بود به دخترش می گوید که «آبی بیاور می خواهم وضو بگیرم». دخترش می گوید که «الان وقت نماز نیست.» چون ساعت حدود ۱۰ صبح بود. او گفت که «می دانم ولی وقت ملاقات خدا هست.» دخترش آبی می آورد و او وضو می گیرد و روی تخت خوابید. چشمانش به در دوخته شده بود. گویا انتظار کسی را می کشید. یکدفعه با تبسم گفت «حسین جان، ارباب جان آمدی؟ خوش آمدی. دخترم زیر بغلم را بگیر و بلندم کن.» وقتی که بلند شد دست روی سینه گذاشت و به همه ائمه اظهار(ع) سلام داد و آنگاه به زمین افتاد و روحش به ارواح طیبه اولیای الهی ملحق شد.[۸]

به این ترتیب نظام رشتی پس از سال ها نوکری برای ائمه طاهرین (ع) در روز ۲۳ ماه رمضان سال ۱۳۶۳ ق مطابق ۲۱ شهریور ۱۳۲۳شمسی دار فانی را وداع گفت.[۹]

مرحوم آیت الله سیدمحمدحسن لنگرودی(ره) درباره تشییع باشکوه پیکر این خادم اهل بیت(ع) چنین میگوید: «جنازه نظام رشتی را از مدرسه حاج ابوالفتح- واقع در میدان قیام تهران(شاه سابق)- مردم تهران آن هم با پای پیاده با شگوه هر چه تمام تر تا حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) تشییع و ذفن کردند و شاید تنها جنازه ای بود که بدین وسیله در آن مسیر طولانی تشییع شد و قبل از آن سابقه نداشت.[۱۰]»

پیکر نظام رشتی روضه خوان بیش از دو دهه هیئت های تهران را در «مقبره خانی آبادی» شهر ری در جوار حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) دفن کردند.[۱۱]


 

[۱] . گفتگوی نگارنده با آیت الله نصر الله شاه آبادی فرزند آیت الله شاه آبادی استاد اخلاق امام خمینی (ره).

[۲] . خورشید درخشان شمال، محمدتقی ادم نژاد، بوستان کتاب قم، اول، ۱۳۸۳ ش، ص ۱۴۴٫

[۳] . خورشید درخشان شمال، ص ۱۴۴ – ۱۴۸٫

[۴] . اختران فروزان ری و طهران، شیخ محمد شریف رازی، مکتبه الزهرا، ص ۲۸۶- ۲۸۷٫

[۵] . خورشید درخشان شمال، ص ۱۴۶ – ۱۴۷٫

[۶] . خورشید درخشان شمال، ص ۱۴۸٫

[۷] . اختران فروزان ری و طهران، ص۲۸۵٫

[۸] . خورشید درخشان شمال، ص ۱۴۸٫

[۹] . اختران فروزان ری و طهران، ص۲۸۸٫

[۱۰] . خورشید درخشان شمال، ص ۱۴۸٫

[۱۱] . اختران فروزان ری و طهران، ص۲۸۸٫

 






نوع مطلب : امـــــــام حـســـــــــــــین ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 3 مهر 1397


محبّت امام حسین علیه السّلام


حاج مرزوق، یکی از سوختگان وادی سیدالشهدا علیه السّلام بود که عمری را در مقامات عالیه توسل و گریه به سر برده و مِسِ گونه هایش به مدد کیمیای سرشک حسینی به طلای ناب مبدل گشته بود.

کربلایی احمد در خصوص برزخ ایشان می فرمود:حاج مرزوق را در جوار آقا بزرگ تهرانی دفن کردند. یکی از مؤمنان در عالم رویا آقا بزرگ را مشاهده می کند و به وی می گوید:

چقدر خوب است که حاجی مرزوق را نزد شما دفن کرده اند! آقا بزرگ در پاسخ می فرماید:

اینگونه هم که فکر می کنی، نیست. به محض آنکه حاج مرزوق را اینجا دفن کردند، آقا امام حسین علیه السلام او را برداشتند و با خود بردند.

حتی جناب شیخ رجبعلی خیاط زمانی که به برزخ حاج مرزوق توجهی داشتند او را در جوار سیدالشهدا علیه السلام و در حالی که واله و شیدای امام حسین علیه السلام بود مشاهده کردند. زمانی شخصی می خواست با روح حاجی ارتباط برقرار کند و از او سوالاتی بپرسد، جناب شیخ هم تدارکاتی دیدند و روح حاجی را احضار کردند.

وقتی حاج مرزوق برای پاسخگویی حاضر شد، مشاهده کردند که فریاد میزند: چه کسی است که یک لحظه مرا از محبوبم جدا کرده است.

 





نوع مطلب : امـــــــام حـســـــــــــــین ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 3 مهر 1397


( کل صفحات : 2 )    1   2   


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار وبلاگ نویسی

وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت

اخبار ایران:

اخبار جهان:

اخبار اقتصادی:

اخبار علمی

اخبار فناوری و اطلاعات

اخبار هنری:

اخباراجتماعی

اخبار ورزشی

--------------------------------------------------------------------------------------

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

--------------------------------------------------------------------------------------
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
-------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------- ساخت وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic