وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :


مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ


هر که علم اولین و آخرین را میخواهد،

باید آن را در قرآن بجوید.


کنزل العمال ج1 ص548




مدیر وبلاگ :سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید






برچسبها




کسی را که خدا کشتنش را حرام کرده است، نکشید


کلام نورانی وحی در شأن آقا امام حسین علیه السّلام



وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللّهُ إِلاَّ بِالحَقِّ وَمَن قُتِلَ مَظْلُومًا 

فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِیِّهِ سُلْطَانًا فَلاَ یُسْرِف فِّی الْقَتْلِ إِنَّهُ كَانَ مَنْصُورًا

 (إسراء/آیة 34)

(کسی را که خدا کشتنش را حرام کرده است مکشید مگر به حق و هر کس که به ستم کشته شود، به طلب کننده خون او قدرتی داده ایم ولی در انتقام از حد نگذرد، که او پیروزمند است.

 

وَ لا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِ‏ پروردگار در این آیه نهى میكند از ریختن خون بناحق و میفرماید هرگز نفس محترمى را نكشید خداوند قتل را حرام كرده مگر آنكه مستحق كشتن باشد بقصاص یا وجهى دیگر مانند كسانیكه زناى محصنه كرده‏اند یا لواط و یا قطاع الطریق هستند و هر كه مظلوم كشته شود ما ولى او را بر قاتل تسلط دادیم تا انتقام از خون مقتول بكشد.

وجود نازنین پیغمبر اكرم صلّى اللّه علیه و آله و سلّم فرمودند : پرروردگار بمن امر فرمود با مردم كارزار كنم تا بگویند :

«لا اللّه الا اللّه‏»

چون این كلمه را گفتند، خون و مالشان حرام میگردد جز بحق.

صحابه حضورش عرض كردند اى رسول خدا قتل بحق چیست كه خداوند حلال امر نموده؟ 

فرمودند: كافر و مرتد شدن پس از ایمان، زنا كردن بعد از احصان و كشتن نفس میباشد باید او را بعنوان قصاص بقتل رسانید.

در كافى ذیل آیه فوق از حضرت صادق علیه السلام روایت كرده فرمود هرگاه چند نفر شریك شوند در ریختن خون یك نفر اولیاء مقتول اختیار دارند یكى از آنها را بعنوان قصاص بقتل رسانند و بیش از یكنفر نمیتوانند بقتل رسانند چه خداوند میفرماید: فَلا یُسْرِفْ فِی الْقَتْلِ‏ اسراف در قتل نیست در زمان جاهلیت چون كسى را بقتل میرسانیدند اولیاء مقتول قاتل و پدر و برادر و خویشان او را میكشتند خداوند این عمل را نهى كرد و فرمود اسراف در قتل نیست.

در كافى از اسحق بن عمار روایت كرده گفت حضور حضرت موسى بن جعفر علیه السلام عرض كردم خداوند میفرماید وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِیِّهِ سُلْطاناً فَلا یُسْرِفْ فِی الْقَتْلِ إِنَّهُ كانَ مَنْصُوراً مراد از اسراف در قتل كه خداوند نهى فرموده‏ چیست؟

فرمود آنست كه غیر از قاتل را نكشند و قاتل را مثله نكنند مجددا پرسیدم غرض از واژه (منصوراٌ) چه بوده؟ فرمودند كدام نصرت بالاتر از آنست كه خداوند قاتل را براى قصاص در اختیار اولیاء مقتول گذارده كه یكنفر را بقتل برسانند و بكشند و با این كشتن نه در دنیا و نه در آخرت گناهى بگردن آنها نباشد.

و نیز از حضرت صادق علیه السلام روایت كرده آیه در حق حضرت امام حسین علیه السلام وارد شده و حضرت صادق علیه السلام فرمودند: كه اگر حضرت قائم ولى خون امام مظلوم تمام روى زمین را بقتل برساند در كشتن اسراف نكرده است چه اسراف در قتل آنست كه غیر قاتل را بكشد.

******** 


توضیح مدیر وبلاگ

باتوجه به سئوال از ساحت مقدّس امام کاظم علیه السلام که : «غرض از واژه «منصوراٌ» چه بوده؟ فرمودند: كدام نصرت بالاتر از آنست كه خداوند قاتل را براى قصاص در اختیار اولیاء مقتول گذارده»


وقتی در زیارت عاشورا می خوانیم :

وَ اَکْرَمَنى بِكَ اَنْ یَرْزُقَنى طَلَبَ ثارِكَ مَعَ اِمامٍ مَنْصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ و َآلِهِ

 پس میخواهم از آن خدائى که گرامى داشت مقام تو را و گرامى داشت مرا بخاطر تو که روزیم گرداند خونخواهى تو را در رکاب آن امام یارى شده (نصرت داده شده) از خاندان محمّد صلّى اللّه علیه و آله

برای امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشّریف كدام نصرت بالاتر از اینکه به خونخواهی جدّ بزرگوار خویش قیام بفرماید و آن ملعونین را به سزای اعمالشان برساند. و این به نوعی پیوندی میان عاشورا و مهدویت را نشان می دهد و از این رو میتوان گفت:  زیارت عاشورا به عنوان یکی از زیارات منسوب به امام حسین(ع)، بستر مناسبی برای مهدی پژوهی وجود دارد.


مگر چقدر فضیلت گرفتن این انتقام بالاست که ما در این فراز از زیارت مقدس عاشورا از خداوند میخواهیم که به ما کرامت بفرماید که در این امر مقدس با امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشّریف همراه باشیم؟

  






نوع مطلب : 17-سوره اســراء، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، آیــات و مطالــب مـــهــــدوی، اسرار گناه و بررسی آثار آن، امـــــــام حـســـــــــــــین ، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن، شرح فرازهایی از زیارت عاشورا،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 23 آبان 1397




من عاشقِ حُسینَم!

من نه به نژادم می نازم و نه به تاریخ چند هزار ساله ام!

 من به معشوقی می نازم
که فراتر از تمامی نژادهاست!

به حسینی می نازم
که فراتر از تمامیِ مرزهاست!

 
فرقی نمیکند کجای این کرهٔ خاکی به دنیا آمده ام،
مهم این است معشوقی دارم که از تمام نقاط جهان از جمله هند و چین و ایران تا انگلیس و آلمان و حتی امریکا هم دلداده دارد!

عده ای میگویند:
کوروش امامشان است!
که کمرنگش کردند،
که به مقبره اش رسیدگی نمیکنند،
برای همین ناشناس مانده است!

من فریاد میزنم
من عاشقِ معشوقی هستم که 7 بار قبرش را با خاک یکسان کردند

سالها زیارت قبرش را ممنوع کردند!
حتی برای زیارتش باید دستت را قطع میکردی!
سالها قبرش مخفی بود!
ولی اربعینِ هرسال بیشتر از ٢٠ میلیون زائر دارد

من عاشقِ حُسینَم!
پس مهم نیست برایش تخت جمشید بسازند یا حَرم 

بر حق که باشی؛ اربعین 100 ها کیلومتر پا برهنه به عشقت می آیند….
ولی افسوس که عده ای تا ابد نخواهند فهمید …

سید الشّهدا علیه السلام
قلب ها را تسخیر کرده
!






نوع مطلب : امـــــــام حـســـــــــــــین ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 6 آبان 1397




آشنایی با قوم بنی اسد

بنی اسد، نام تیره‌ای از قبایل عرب، از فرزندان اسد بن خزیمه  بن مدرکه می‌باشد. گفته شده این قبیله پیکر کشته‌شدگان واقعه عاشورا   در سال ۶۱ ه. ق دفن کرده‌اند. برخی از همسران پیامبر اکرم(ص)  نیز از همین قبیله بوده‌اند

این قبیله درسال ۱۹ هجری از بلاد حجاز به عراق رفته، در کوفه و قازریه از نواحی کربلا سکونت کردند. هنگام بنای کوفه، این قبیله محله خاصی را در جنوب مسجد کوفه  به خویش اختصاص دادند. در سال ۳۶ هجری در جنگ جمل، با علی بیعت کردند و در کنار وی جنگیدند

 در واقعه عاشورا در سال ۶۱ به سه دسته تقسیم شدند: 1-موافق با حسین بن علی 2-مخالف با حسین بن علی 3-بی‌طرف.

حبیب بن مظاهر، انس بن حرث،مسلم بن عوسجه، قیس بن مسهر، موقع بن ثمامه و عمرو بن خالد صیداوی از سران موافق بودند و حرملة بن کاهل اسدی ، قاتل طفل شیرخوار، از سران مخالف بود.

گروهی از دسته سوم (بی‌طرف‌ها) پس از کشته شدن حسین، زنانشان بر میدان جنگ گذر کرده و اجساد را دیدند و تحت تأثیر قرار گرفتند و به سرزمین خود رفته، مردان را جهت دفن اجساد، خبر کردند. ابتدا زنان بیل و کلنگ به دست گرفته به طرف کربلا روان شدند. پس ازمدتی وجدان مردان بنی اسد بیدار گشت و به خود آمدند و به دنبال زنان راه افتاده به دفن اجساد کشته‌شدگان پرداختند .[۱] ادعا شده در این هنگام علی بن حسین  بصورت ناشناس در جمع آنان حاضر و یکی یکی بدن‌ها را به بنی اسد معرفی کرده و آنها بدن‌ها را دفن می‌کردند. پس از دفن آن‌ها وی خود را به آنان معرفی کرده است.[۲] این اقدام سبب شهرت این قبیله شد و از آن پس شیعیان به نظر احترام و محبت به قبیله بنی اسد می‌نگرند


منابع:

(1)-جواد محدثی، دائرةالمعارف تشیع، ج ۳، ص ۳۴۰؛ فرهنگ عاشورا، واژه بنی اسد.

(2)-عبداالرزاق الموسوی المقرم، مقتل الحسین، ص ۴۱۴؛ محمد باقر ملبوبی، الوقایع و الحوادث، ج ۴، صص ۵۹ ـ ۶۰ ـ ۶۱


برگرفته از سایت ویکی پدیا: 

https://fa.wikipedia.org/wiki/


***************



عاقبت قوم بنی اسد بعد از تدفین

 پیکر مطهر امام حسین علیه السّلام


سال 62 هجری، حضرت امام حسین(ع) به همراه یارانش برای اشاعه امر به معروف و نهی از منکر و برپاداشتن نماز علیه حکومت غاصب بنی امیه قیام کردند و در مقابل ستم این خاندان خونخوار سکوت پیشه نکرده و با هیچ یک از خلفای زمان بیعت نکردند. همین فریاد "هیهات من الذله" امام حسین(ع) قیام خونین کربلا را به پا داشت و هر آنچه کینه از احد و بدر و خیبر از امیر المومنین علی (ع) بر دل دشمنان اسلام مانده بود، در کربلا بر سر فرزند آن حضرت و خاندان اهل بیت(ع) خالی شد.

ظلم و ستم بنی امیه به حدی رسیده بود که حتی پس از واقعه کربلا نیز کسی جرات ورود به منطقه جنگ برای تدفین پیکر مطهر شهدای کربلا را نداشت، تا اینکه پس از 3 روز قوم بنی اسد در کنار امام سجاد(ع) وارد این صحرا شده و پیکر شهدا را دفن کردند. اما شاید بسیاری از عاشقان اهل بیت عصمت و طهارت(ع) از آینده قوم بنی اسد خبر چندانی نداشته باشند. اینکه با توجه به شرایط سیاسی حاکم بر آن زمان و خفقان ایجاد شده از سوی ابن زیاد در کوفه، چه بلایی سر قوم بنی اسد که جرات کرده بود وارد صحرای کربلا شده و پیکر شهدا را دفن کند، آمد. این گزارش روایتی است تاریخی از آنچه بعد از تدفین پیکر امام حسین(ع) و یارانش برای قوم بنی اسد به وقوع پیوست.

پس از قتل امام حسین (ع) طایفه ای از قوم بنی اسد که به دفن اجساد شهدا مبادرت نموده و از ستم یزید و اعوانش در امان نبوده اند نزد امام چهارم حضرت زین العابدین(ع) آمده طالب مکانی امن شده اند. حضرت نیز فرمودند شتران خود را سوار شده همه جا رو به شرق روید تا جایی که شتر شما زانو زده و جای پایش آب درآید، همانجا مسکن گزینید که در امان خواهید بود. این اعراب طبق دستور امام رفتار نموده و حرکت کردند. پس از طی مسافتی طولانی و رنج بسیار به مکانی رسیدند که در آنجا شتر زانو زده و جای پایش آب درآمد. لذا در آن سرزمین مکان اختیار نمودند. این مردم کم کم به حفر قناتی مبادرت نموده و به کار شکار و گله داری و سرانجام کشاورزی مشغول شدند و در تربیت بهائم همت گماشتند. پس از چندی چون پیشوایی جهت ارشاد خود و انجام مراسم مذهبی نداشتند، مجددا به امام سجاد(ع) مراجعه نموده و خواستار پیشوایی شدند. بنابراین یکی از نوادگان حضرت امام زین العابدین(ع) بنام میر محمد برای رهبری و ارشاد آنها به این منطقه رهسپار شد.


محل زندگی جدید بنی اسد کجا بود؟

میر محمد و یارانش پس از مدتی اقامت در آن مکان باغی ساختند. از آن پس محل مذکور را "باغ میران" نامیدند و به این ترتیب مزرعه "باغ میران" ایجاد گردید. باغ میران منطقه ای است در حوالی استان اصفهان و شهر مورچه خورت که فاصله ای سه فرسنگی با این شهر دارد. در حال حاضر در این روستا کمتر از 10 خانوار زندگی می کنند و آبی مشروب و زراعتی از قنات گوارا در این منطقه وجود دارد. در صحرای مزبور آهو در کمال فراوانی است و بقعه امامزاده سید محمد، از نوادگان امام سجاد(ع) نیز در این قریه است.

بنابراین با توجه به اسناد و مدارک تاریخی این منطقه می توان گفت مزرعه باغ میران تقریبا در سال 61 هجری و یکسال پس از شهادت امام حسین(ع) بنا شده و از تاریخ بنای آن بیش از هزار سال می گذرد. اما در اطراف این منطقه نیز روستاهایی وجود دارد که یکی از مهمترین آنها روستای کلهرود است. قدر مسلم این است که کلهرودی ها قبلا ساکن باغ میران بوده اند. چراکه همانطور که گفته شد نخست اعراب بنی اسد در باغ میران ساکن بوده اند. همچنین طبق اسناد موجود در این منطقه شاه طهماسب ثانی فرمان داده بود از آنجایی که مردم این منطقه از قوم بنی اسد هستند و به دلیل خدمت مردم باغ میران و کلهرود به دیانت در دفن اجساد شهدای کربلا، از پرداخت مالیات و عوارض و دادن سرباز به دولت معاف هستند و این سند حتی به امضای شاه عباس صفوی و عده ای دیگر از سلاطین درآمده است. تا اینکه در زمان ناصرالدین شاه قاجار جهت اخذ مالیات به این منطقه مراجعه می کنند و مردم روستا سند مزبور را به نظر فرستاده حکومت می رسانند. ناصرالدین شاه نیز طبق یادداشتی مبلغ ناچیزی مالیات برای آنها تعیین می نماید.

بنابر اسناد تاریخی مالک باغ میران خانمی به نام هنده یا هندی بوده است که با آمدن طایفه بنی اسد به این سرزمین، مالک مزبور نصف منطقه باغ میران که به گفته ای جورک نامیده می شده است را به مبلغ 700 درهم به بنی اسد و نصف دیگر را وقف امامزاده سید محمد می نماید. با ورود به این روستا آثار تاریخی بسیاری مشاهده می شود که از جمله معروفترین آنها سنگی قبری به خط کوفی مربوطه به 1100 سال قبل است. همچنین چشمه زیر ساختمان امامزاده سید محمد باغ میران که آب گوارایی نیز دارد همان چشمه ای است که زیر زانوی شتر قافله بنی هاشم و بنی اسد جوشیده است.


برگرفته از سایت شبکه راه دانا: 

http://www.dana.ir/news/177170.html/





نوع مطلب : امـــــــام حـســـــــــــــین ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 14 مهر 1397




چرا باید در عزای امام حسین علیه السّلام طبل و دهل زد؟




چرا باید طبل ودُهُل نواخت و سنج و دمّاع و شیپور زد؟

.اطـلاعـیه.

«اطلاع» مشتق از كلمه‌ی «طلع» به معنای روشنی می باشد.

به همین جهت به بالا آمدن خورشید و روشن نمودن شهر، «طلوع» می گویند.

و نیز چهره‌ی نورانی را «طلیعه» می نامند.

به كسانی هم كه آینده‌ی انسان برایشان روشن است، «طالع بین» گویند.

حسین علیه السلام هم می خواست همه را «مطَلع»و روشن سازد.

«اطلاعیه» نیز آن چیزی است كه از موضوعی خبر می دهد و آن ر ا روشن می سازد.

.طـبل و دهـل و دمَـاع و سِـنج و شـیپور و....

ابزارهایی كه در قدیم برای «اطلاع رسانی» در شهر می نواختند، تا توجه ها را جلب و خبر را گفته و مردم را روشن سازند.

. طبل بی عاری .

اما این وسیله های تاریخی در برهه‌ای از زمان نه تنها برای روشنگری و «مطّلع»كردنمردم از حقایق استفاده نشد بلكه در راستای منحرف نمودن و دوركردن مسلمین از حقایق استفاده گردید.

برای اولین بار قبل از كربلا، طبل و دهل ها را برداشته و در شهر صدا زدند: «حسین بن علی علیه السلام از دین خدا خارج شده، خونش مباح و جنگ با او واجب است» .

برای دومین مرتبه در كربلا،هنگام خطبه خواندن حسین علیه السلام برای لشكر دشمن. می خواست مردم را« مطّلع»و روشن سازد لذا نواختند.

و سومین دفعه بعد از كربلا، باز در شهر طبلِ خارجی بودن و بی دینی اسیران را زدند. گمانشان این بود كه اینگونه از خطر «اطلاع رسانی»زینب سلام الله علیها در امان‌اند.

اما چون زینب سلام الله علیها خطبه هایش را شروع كرد، مجبور شدند برای مرتبه چهارم دست به دامان طبل و دهل و دمَاع و شیپور و كف و هورا شوند. اما با یك حركت دست زینب سلام الله علیها نفس ها در سینه حبس شد، و حتی زنگوله شتران از صدا افتاد.

آری، طبل و دهل و سر و صدا باید در خدمت مكتب تبلیغی زینب باشد وگرنه دشمنان بدانند، كه صدایشان به جایی نخواهد رسید.

و اما برای پنجمین بار كه برای رسوا نشدنشان امید به سر و صدای این ابزارها بستند، هنگام سخن گفتن سر مبارك حسین علیه السلام بود..

حال شیعه نیز كه مغز متفكر نبرد نرم و لطیف است، همان طبل و دهل و سنج و دمَاع و شیپور و بوق و بلندگو را برداشته و سر و صدا و شلوغ كاری می كند، تا همه سرشان را از خانه هایشان به نشانه كنجكاوی بیرون كشیده و پیگیر ماجرا شوند، و آن موقع است كه آنچه نگذاشتند حسین علیه السلام و اهل بیتش به مردم برسانند، كم كم به دنیا مخابره می شود.

لذا هنوز یزیدیان قرن ما برای «مطّلع»نشدن مردم، سرو صدا می كنند. فقط طبل و دهل و دماعشان تبدیل شده به دادو هوارهایشان در رسانه ها...

ولی این بار سخنان آنهاست كه در بین سر و صدای طبل و دهلِ دسته های محرم گُم می شود.

حـواسمان بـاشد، تا با هـر کسـی هـمنوا نـشویم

فرقه هایی چون وهابیت كه می بینند با وجود صدای طبل و دهل و سنج و دماع و نواهای غم انگیز بوق و بلندگوها  دیگر گوش كسی بدهكار حرفهایشان نیست، برای از راه برداشتن این مناسك، در نبرد خود با شیعه، شروع به شبهه افكنی می كنند. برای مثال اینكه:« این طبل و دهل ها ابزار غناست و حرام می باشند» كه متأسفانه خیلی از شیعیان بدون آنكه بدانند، این شبهات از كجا آب می‌خورد، به راحتی تكرارشان كرده و ترویج می دهند.

همچنین است شبهه هایی از جمله سر و صدای زیاد این طبل ها و مردم آزاریشان...

بدانیم كه این سر و صداهای حسینی بیشتر از همه سر دشمنان را به درد آورده، لذا:

این زورگویان دنیا با همه رسانه های پیشرفته و ابزار آلات مدرنشان و با تمام قدرت و زورشان در مقابل این ابزارهای سنتی شیعه صف كشیده‌اند. اینجاست كه قدرت این طبل و دهل ها عیان می‌شود.

ولی هنوز عده‌ای نمی خواهند بفهمند.

اگر كسی عروسیش تا نیمه شب محله را شلوغ كند، خیلی متعرض او نمی شوند. آری، باید برای غربت همیشگی حسین علیه السلام جان داد...

چشمان را باید شست و نیك نگریست كه تحمل سردرد خیلی آسانتر از تحمل خواری زندگی در زیر سلطه‌ی ابر قدرتان دنیاست.

ایـن فـرهـنـگ حـسـیـنـی اسـت

«هیهات من الذله»

نـكته ای مُـجزّا راجـع بـه صـدای سـنج

صدای سنج دسته‌های عزا، تداعی كننده‌ی صدای برخورد ضربات شمشیر می‌باشد. شمشیر هم در فرهنگ شیعی سمبلیست از مبارزه علیه باطل است. البته شیعه جنگ‌طلب نیست كه هیچ، نقطه‌ی جیمِ جنگ شیعه به تمام مهربانی‌های عالم فائق است. سربازان شیعیِ جنگ تحمیلی هیچ‌گاه در حین مبارزه و زیر آتش دشمن با رؤیت یك مورچه او را لگد نمی‌كردند، ولی همین سربازان در نبرد با ظالمانی كه به مورچه‌ها هم رحم نمی‌كردند از خون خود گذشتند. چونان شهدای كربلا...

و این صدای سنج، همان صدای شمشیر كربلایی‌هاست كه هیچ‌گاه خاموش نخواهد شد...

چشم دشمنان كور، چراكه همین صداها اینچنین سربازان شیعی ساخته...‌

 


برگرفته از: 

http://aashuraa.blogfa.com/post/25





نوع مطلب : امـــــــام حـســـــــــــــین ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 14 مهر 1397

 

 

مردی که 16 بار پای پیاده به حج رفت

 امّا حسین(ع) را کشت !!!

 

از مجموعه سخنرانی های عاشورایی دکتر محمدرضا سنگری استاد حوزه و دانشگاه درباره شخصیت «شمر بن ذی الجوشن» را در ادامه می خوانید.

 

نگاهی به پیشینه شمر بن ذی الجوشن

 

یکی از افراد مقابل ابا عبدالله الحسین علیه السلام، شمر بن ذی الجوشن است. از فرماندهان سپاه امام علی در جنگ صفین و جانباز امیر المومنین کسی که در میدان جنگ تا شهادت پیش رفت. این چنین کسی حالا در کربلا شمر می شود. با ورودش به کربلا همه چیز عوض می شود. شمر آدم کوچکی نیست اگر نیایش های شمر را برای شما بخوانند و به شما نگویند که این ها مال شمر است شما با آن ها گریه می کردید. حال می کردید، هیچ گاه گفته نمی شود که وقتی شمر دستش را به حلقه خانه خدا می زد چگونه با خدا زمزمه می کرد!

 

فرض کنید الان از صحنه کربلا خارج شده اید، یک نفر به شما هم می بگوید همه چیز برای رفتن شما به خانه خدا آماده است. آیا شما حاضرید با پای پیاده به این سفر بروید؟ مطمئنا می گویید: نه! اما اگر به این سفر سه و چهار ماه که زخم خستگی، تشنگی و گرسنگی دارد. یک بار بروید بار دیگر به شما بگویند نمی روید. این آقایی که ما صحبتش را می کنیم (شمر) شانزده بار با پای پیاده به سفر حج رفته است. فکر نکنید شمر اهل نماز و روزه نبوده و یا از آن دسته آدم هایی بوده که عرق می خوردند، عربده می کشیدند؛ شمر و بسیاری دیگر که آن طرف ایستاده اند، آدم هایی هستند که پیشانی پینه بسته داشتند. بسیاری از آن ها اهل تهجد بودند.

 

تعدادی از این افراد با پیغمبر (ص) هم دیده شده اند. وقتی امام حسین به کربلا وارد شد بعضی از این افراد را صدا زد و فرمود: « مگر شما پیغمبر را ندیدید؟» الان این افرادی که پیغمبر را دیده بودند و رو به سوی قبله نماز می خواندند، رو در روی امام ایستاده اند. امروز من در کتاب تاریخ مسعودی می خواندم که در کربلا هر روز 20000 نفر در فرات غسل می کردند. غسل قربة الی الله که حسین را بکشند و می گفتند: غسل می کنیم تا ثوابش بیشتر باشد.

در ظهر عاشورا وقتی ابا عبدالله علیه السلام برای نماز خواندن، اذان می گفتند فکر نکنید در آن طرف کسی نماز نمی خواند. آن ها هم نماز می خواندند! برخی از این افراد به ابا عبدالله علیه السلام می گویند که نماز شما قبول نیست! و حبیب به آن ها می گوید: « نماز شما قبول است؟! » درگیری می شود .حبیب به شهادت می رسد. حضرت حبیب پیش از نماز ظهر ابا عبدالله به شهادت رسیدند.

 

چه خصوصیاتی باعث شکل گیری شخصیت های منفی می شود؟

 

ما در کربلا به کلاس شمر شناسی نیاز داریم. یک کلاس به عنوان تحلیل شخصیت شمر. شمری که شانزده بار به مکه رفته، جانباز امیر المومنین بود، کسی که در کنار مولا زخمی شده بود، چه شد که فرمانده جنگ حضرت علی علیه السلام به این جا رسید؟ این مسئله نیاز به تحلیل و بررسی دارد. این هشدار و اندازی برای امروز و فردای ما.

 

شمر با سه ویژگی، شمر شد

 

1. اولین خصوصیت شمر این بود که می گفت: شکم از همه چیز برای من مهم تر است. مهم بود که غذای خوب بخورد و برای دست یافتن به این غذا دست به هر کاری می زد.

آیا غذا برای شما اولین مسئله زندگی است؟ در خانواده های ما وقتی که شام را خوردند به فکر ناهار فردا هستند.

دعوای شکم دعوای مسخره ای است که همه ی ما با آن درگیر هستیم. فکرش را بکنید اختلاف همه غذاها ی عالم خیلی کم است. خدا حفظ کند آقای جوادی آملی را می گفتد: « فرق تمام غذاها بیست سانتی متر است. یعنی از نوک زبان تا ته زبان.» وقتی از این فاصله گذشت دیگر باهم فرقی ندارند. می خواهد چلو کباب و پیتزا باشد یا نان و ماست. همه ی دعواها بر سر همین بیست سانتی متر است. شمر نتوانست دعوای بیست سانتی متری را برای خود حل کند.

 

حضرت علی علیه السلام یک بار اراده کرد جگر بخورد گفت هفته بعد، هفته بعد، هفته بعد افتاد ماه بعد، یک سال این خوردن جگر را به تأ خیر انداخت. بعد از یک سال جگر تهیه کرد. دود جگر کباب کرده از دیوار خانه بیرون رفت. در زدند کسی گفت: خوش به حال شما که بوی این غذا از خانه تان بلند است من چند ماهی است از این غذا نخورده ام، حضرت فرمودند: « این غذا را به او بدهید » دوستی می گفت: مولا علی مسئله ی شکم را برای خود حل کرده بود و می توانست از غذایش بگذرد و به قول سعدی شیرازی :

 

تنور شکم دم به دم تافتن                مصیبت بود روز نایافتن

 

اما شمر نتوانست مسئله غذا را برای خود حل کند. شمر عبدالبطن یعنی اسیر و بنده ی شکم بود و این اسارت او را بیچاره کرد.

یک روز بهلول از راهی می گذشت. هارون او را صدا زد و گفت: ما را نصیحتی نمی کنی؟ می خواست او را دست بیندازد بهلول گفت: حوصله نصیحت ندارم. اما می توانم سوالی از تو بپرسم؟ گفت: بفرما. بهلول گفت: اگر می خواستی غذا بخوری و غذا را در دهانت گذاشتی و هر کاری کردی غذا پایین نرفت چه کار می کنی؟ حاضری چقدر از ثروتت را بدهی؟ هارون کمی فکر کرد و گفت: نیمی از ثروتم را می دهم. بهلول گفت: حالا سوالم را طوری دیگر مطرح می کنم. اگر غذا پایین رفت ولی هر کاری کردی نتوانستی آن را دفع کنی چه می کنی؟ گفت معلوم است می میرم.

 

نصف ثروتم را می دهم تا رهایی پیدا کنم. بهلول گفت: می بینی همه دعوا سر یک روده و یک فرو دادن و پس دادن است است، توجه به همین ریزه کاری ها ما را از گناه و عصیان باز می دارد. از امام پرسیدند: تقوا چیست؟ فرمود: وقتی در بیابان راه می روی سعی می کنی خارهای ریز در پایت نرود یا خارهای درشت؟ اگر عاقل باشید هر دو. تقوا این است یعنی نه مرتکب گناه کوچک شوی و نه بزرگ. چرا که گناهان ریز، زمینه ارتکاب گناهان بزرگ است.

 

2. نکته ی دوم که در شخصیت شمر بود این بود که چشم دیدن پیشرفت هیچ کس را نداشت و به خاطر همین مسئله است که به کربلا آمد.

شمر نزد عبید الله بن زیاد نشسته بود که نامه ایی از عمر بن سعد به عبیدالله رسید. عمربن سعد نوشته بود: ای امیر من با حسین مذاکره کردم. حسین سه پیشنهاد دارد : 1- به مکه و مدینه برگردد. 2- اگر اجازه بدهی به هر سرزمینی بخواهد برود. 3- بیاید دست در دست یزید بگذارد و بیعت کند.

 

 

عمر بن سعد نمی خواست جنگی صورت بگیرد و در آغاز دوست نداشت امام حسین کشته شود. اما در ادامه برای جنایت آماده شد.

 

عبید الله می گفت: بد نیست اگر این طوری شود مسائل ما حل می شود. همان جا شمر محکم به پهلوی عبیدالله زد و گفت: الان فرصت بسیار خوبی است و حسین در چنگ توست. عمر بن سعد دارد سازش می کند در حالی که حسین در هفتاد کیلو متری ما اردو زده است و به راحتی می توانیم او را در پنجه خود بگیریم. اگر برگردد در مکه و مدینه قدرتی برهم می زند و دیگر هیچ کس نمی تواند با او درگیر شود. ابن زیاد گفت: خوب گفتی. الان چنگال هایمان در گلویش فرو رفته. خودت بلند شو و برو. گفت: من می روم اما اگر عمربن سعد نپذیرفت که من بجنگم، گردنش را بزنم و سرش را برای شما بفرستم؟ و خود فرمانده لشگر شوم؟ ابن زیاد گفت: این کار را بکن.

 

شمر آدمی است که مدام از این و آن می گوید. او یک روح شقاوت پیشه دارد. خداوند در سوره حجرات به این مسئله اشاره کرده است که اگر فاسقی نزد شما آمد و خبری پیش شما آورد، زود تأییدش نکنید و هیچ گاه از خبر چینی دیگران لذت نبرید. مثلا فردی نزد ما می آید و خبری را به ما می گوید ما می گوییم راست می گویی؟ این کار باعث تشویق طرف مقابل می شود و این عامل باب غیبت را می گشاید.

 

3. قرآن مجازات بد کاران را مشخص کرده ولی بد ترین مجازات ها متوجه کسانی است که زخم بر جان دیگران می زنند. حفره در روح ها ایجاد می کنند. سرزنش می کنند و می شکنند. و این خصوصیت متأسفانه در دنیا به اندازه ی ایران نیست. من کشور های دیگر را هم دیده ام اما هیچ کشوری لطیفه ساز تر از ایران نیست. هر چیزی را بهانه ی دست انداختن می کنند.

در کربلا شمر بارها دست انداخت و حرف های آزار دهنده ای به ابا عبدالله علیه السلام زد.

این سه خصوصیت از جانباز امیر المومنین علی علیه السلام شمر را ساخت، شمری که در کربلا با قساوت کامل بر سینه پسر پیغمبر نشست و با بی رحمی تمام دوازده ضربه از پشت بر گردن ابا عبدالله علیه السلام وارد کرد و بعد هم سرخون چکان حسین علیه السلام را دست گرفت و از قتلگاه بیرون آمد.






نوع مطلب : امـــــــام حـســـــــــــــین ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 4 مهر 1397

چهل حدیث درباره عزاداری امام حسین علیه السلام

قسمت اوّل


حدیث اول

آتش عشق حسینی

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:

ان لقتل الحسین علیه السلام حرارة فی قلوب المؤمنین لا تبرد ابدا.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: برای شهادت حسین علیه السلام، حرارت و گرمایی در دلهای مؤمنان است که هرگز سرد و خاموش نمی شود.

جامع احادیث الشیعه، ج 12، ص .556

****************


حدیث دوم

عاشورا، روز غم

قال الرضا علیه السلام:

من کان یوم عاشورا یوم مصیبته و حزنه و بکائه جعل الله عز و جل یوم القیامة یوم فرحه و سروره.

امام رضا علیه السلام فرمود: هر کس که عاشورا، روز مصیبت و اندوه و گریه اش باشد، خداوند روز قیامت را برای او روز شادی و سرور قرار می دهد.

بحار الانوار، ج 44، ص .284

****************


حدیث سوم

محرم، ماه سوگواری

قال الرضا علیه السلام:

کان ابی اذا دخل شهر المحرم لا یری ضاحکا و کانت الکابة تغلب علیه حتی یمضی منه عشرة ایام، فاذا کان الیوم العاشر کان ذلک الیوم یوم مصیبته و حزنه و بکائه...

امام رضا علیه السلام فرمود: هر گاه ماه محرم فرا می رسید، پدرم (موسی بن جعفر علیه السلام) دیگر خندان دیده نمی شد و غم و افسردگی بر او غلبه می یافت تا آن که ده روز از محرم می گذشت، روز دهم محرم که می شد، آن روز، روز مصیبت و اندوه و گریه پدرم بود .

امالی صدوق، ص 111

****************


حدیث چهارم

دیده های خندان

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:

یا فاطمة! کل عین باکیه یوم القیامة الا عین بکت علی مصاب الحسین فانها ضاحکة مستبشرة بنعیم الجنة.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: فاطمه جان! روز قیامت هر چشمی گریان است، مگر چشمی که در مصیبت و عزای حسین گریسته باشد، که آن چشم در قیامت خندان است و به نعمتهای بهشتی مژده داده می شود.

بحار الانوار، ج 44، ص .293

****************


حدیث پنجم

سالگرد سوگ حسین

عن الصادق علیه السلام:

نیح علی الحسین بن علی سنة فی کل یوم و لیلة و ثلاث سنین من الیوم الذی اصیب فیه.

حضرت صادق علیه السلام فرمود: یک سال تمام، هر شب و روز بر حسین بن علی علیه السلام نوحه خوانی شد و سه سال، در روز شهادتش سوگواری برپا گشت.

بحار الانوار، ج 79، ص .102

****************


حدیث ششم

بودجه عزاداری

قال الصادق علیه السلام:

قال لی ابی: یا جعفر! اوقف لی من منالی کذا و کذا النوادب تندبنی عشر سنین بمنی ایام منی.

امام صادق علیه السلام می فرماید: پدرم امام باقر علیه السلام به من فرمود: ای جعفر ! از مال خودم فلان مقدار وقف نوحه خوانان کن که به مدت ده سال در «منا» در ایام حج، بر من نوحه خوانی و سوگواری کنند.

بحار الانوار، ج 46، ص .220

****************


حدیث هفتم

نوحه خوانی سنتی

عن ابی هارون المکفوف قال:

دخلت علی ابی عبد الله علیه السلام فقال لی: انشدنی، فأنشدته فقال: لا، کما تنشدون و کما ترثیه عند قبره...

ابو هارون مکفوف می گوید: خدمت حضرت صادق علیه السلام رسیدم.امام به من فرمود: «برایم شعر بخوان» .پس برایش اشعاری خواندم.فرمود: اینطور نه، همان طور که (برای خودتان) شعر خوانی می کنید و همانگونه که نزد قبر حضرت سید الشهدا مرثیه می خوانی.

بحار الانوار، ج 44، ص .287

****************


حدیث هشتم

پاداش شعر گفتن برای حسین علیه السلام

قال الصادق علیه السلام:

ما من احد قال فی الحسین شعرا فبکی و ابکی به الا اوجب الله له الجنة و غفر له.

امام صادق علیه السلام به جعفر بن عفان فرمود: هیچ کس نیست که درباره حسین علیه السلام شعری بسراید و بگرید و با آن بگریاند مگر آن که خداوند، بهشت را بر او واجب می کند و او را می آمرزد.

رجال شیخ طوسی، ص .289

****************


حدیث نهم

سرودن برای اهل بیت علیه السلام

قال الصادق علیه السلام:

من قال فینا بیت شعر بنی الله له بیتا فی الجنة.

امام صادق علیه السلام فرمود: هر کس در راه ما و برای ما یک بیت شعر بسراید، خداوند برای او خانه ای در بهشت، بنا می کند.

وسائل الشیعه، ج 10، ص .467

****************


حدیث دهم

اصحاب مدح و مرثیه

قال الصادق علیه السلام:

الحمد لله الذی جعل فی الناس من یفد الینا و یمدحنا و یرثی لنا.

امام صادق علیه السلام فرمود: خدا را سپاس که در میان مردم، کسانی را قرار داد که به سوی ما می آیند و بر ما وارد می شوند و ما را مدح و مرثیه می گویند.

وسائل الشیعه، ج 10، ص .469






نوع مطلب : امـــــــام حـســـــــــــــین ، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 4 مهر 1397

چهل حدیث درباره عزاداری امام حسین علیه السلام

قسمت دوّم


حدیث یازدهم

شعر خوانی در ایام عزا

قال الرضا علیه السلام:

یا دعبل! احب ان تنشدنی شعرا فان هذه الایام حزن کانت علینا اهل البیت علیه السلام.

امام رضا علیه السلام به دعبل (شاعر اهل بیت) فرمود: ای دعبل! دوست دارم که برایم شعری بسرایی و بخوانی، چرا که این روزها (ایام عاشورا) روز اندوه و غمی است که بر ما خاندان رفته است.

جامع احادیث الشیعه، ج 12، ص .567

****************


حدیث دوازدهم

مرثیه، نصرت اهل بیت علیه السلام

عن الرضا علیه السلام:

یا دعبل! ارث الحسین علیه السلام فانت ناصرنا و مادحنا ما دمت حیا فلا تقصر عن نصرنا ما استطعت.

امام رضا علیه السلام فرمود: ای دعبل! برای حسین بن علی علیه السلام مرثیه بگو، تو تا زنده ای، یاور و ستایشگر مایی، پی تا می توانی، از یاری ما کوتاهی مکن.

جامع احادیث الشیعه، ج 12، ص.567

****************


حدیث سیزدهم

شیعیان همراه و همدل

قال علی علیه السلام:

ان الله...اختار لنا شیعة ینصروننا و یفرحون بفرحنا و یحزنون لحزننا.

علی علیه السلام فرمود: خداوند برای ما، شیعیان و پیروانی برگزیده است که ما را یاری می کنند، با خوشحالی ما خوشحال می شوند و در اندوه و غم ما، محزون می گردند.

غرر الحکم، ج 1، ص .235

****************


حدیث چهاردهم

کشته اشک

قال الحسین علیه السلام:

انا قتیل العبرة لا یذکرنی مؤمن الا بکی.

حسین بن علی علیه السلام فرمود: من کشته اشکم.هیچ مؤمنی مرا یاد نمی کند مگر آنکه (بخاطر مصیبتهایم) گریه می کند.

بحار الانوار، ج 44، ص .279

****************


حدیث پانزدهم

یک قطره اشک

قال الحسین علیه السلام:

من دمعت عیناه فینا قطرة بوأه الله عز و جل الجنة.

حسین بن علی علیه السلام فرمود: چشمان هر کس که در مصیبتهای ما قطره ای اشک بریزد، خداوند او را در بهشت جای می دهد.

احقاق الحق، ج 5، ص .523

****************


حدیث شانزدهم

بهشت، پاداش عزاداری

قال علی بن الحسین السجاد علیه السلام:

ایما مؤمن دمعت عیناه لقتل الحسین و من معه حتی یسیل علی خدیه بوأه الله فی الجنة غرفا .

امام سجاد علیه السلام فرمود: هر مؤمنی که چشمانش برای کشته شدن حسین بن علی علیه السلام و همراهانش اشکبار شود و اشک بر صورتش جاری گردد، خداوند او را در غرفه های بهشتی جای می دهد.

ینابیع الموده، ص .429

****************


حدیث هفدهم

به یاد فرزندان فاطمه علیها السلام

قال السجاد علیه السلام:

انی لم اذکر مصرع بنی فاطمة الا خنقتنی لذلک عبرة.

امام سجاد علیه السلام فرمود: من هرگز شهادت فرزندان فاطمه علیها السلام را به یاد نیاوردم، مگر آنکه بخاطر آن، چشمانم اشکبار گشت.

بحار الانوار، ج 46، ص .109

****************


حدیث هیجدهم

سوگواری در خانه ها

قال الباقر علیه السلام:

ثم لیندب الحسین و یبکیه و یأمر من فی داره بالبکاء علیه و یقیم فی داره مصیبته باظهار الجزع علیه و یتلاقون بالبکاء بعضهم بعضا فی البیوت و لیعز بعضهم بعضا بمصاب الحسین علیه السلام.

امام باقر علیه السلام نسبت به کسانی که در روز عاشورا نمی توانند به زیارت آن حضرت بروند، اینگونه دستور عزاداری دادند و فرمودند: بر حسین علیه السلام ندبه و عزاداری و گریه کند و به اهل خانه خود دستور دهد که بر او بگریند و در خانه اش با اظهار گریه و ناله بر حسین علیه السلام، مراسم عزاداری بر پا کند و یکدیگر را با گریه و تعزیت و تسلیت گویی در سوگ حسین علیه السلام در خانه هایشان ملاقات کنند.

کامل الزیارات، ص .175

****************


حدیث نوزدهم

اشک علی علیه السلام در سوگ شهدای کربلا

قال الباقر علیه السلام:

مر علی بکربلا فی اثنین من اصحابه قال: فلما مر بها ترقرقت عیناه للبکاء ثم قال: هذا مناخ رکابهم و هذا ملقی رحالهم و هیهنا تهراق دماؤهم، طوبی لک من تربة علیک تهراق دماء الأحبة.

امام باقر علیه السلام فرمود: امیر المؤمنین علیه السلام با دو تن از یارانش از «کربلا» گذرکردند، حضرت، هنگام عبور از آنجا، چشمهایش اشک آلود شد، سپس فرمود: اینجا مرکبهایشان بر زمین می خوابد، اینجا محل بارافکندنشان است و اینجا خونهایشان ریخته می شود، خوشا به حال تو ای خاکی که خون دوستان بر روی تو ریخته می شود! 

بحار الانوار، ج 44، ص 258

****************


حدیث بیستم

اشک، حجاب دوزخ

قال الباقر علیه السلام:

ما من رجل ذکرنا او ذکرنا عنده یخرج من عینیه ماء و لو مثل جناح البعوضة الا بنی الله له بیتا فی الجنة و جعل ذلک الدمع حجابا بینه و بین النار.

امام باقر علیه السلام پس از شنیدن سروده های «کمیت» درباره اهل بیت، گریست و سپس فرمود : هیچ کس نیست که ما را یاد کند، یا نزد او از ما یاد شود و از چشمانش هر چند به اندازه بال پشه ای اشک آید، مگر آنکه خداوند برایش در بهشت، خانه ای بنا کند و آن اشک را حجاب میان او و آتش دوزخ قرار دهد.

الغدیر، ج 2، ص .202






نوع مطلب : امـــــــام حـســـــــــــــین ، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 4 مهر 1397


چهل حدیث درباره عزاداری امام حسین علیه السلام

قسمت سوّم


حدیث بیست و یکم

بیست سال گریه

قال الصادق علیه السلام:

بکی علی بن الحسین علیه السلام عشرین سنة و ما وضع بین یدیه طعام الا بکی.

امام صادق علیه السلام فرمود: امام زین العابدین علیه السلام بیست ساله (به یاد عاشورا) گریست و هرگز طعامی پیش روی او نمی گذاشتند مگر اینکه گریه می کرد.

بحار الانوار، ج 46، ص .108

****************


حدیث بیست و دوم

ادب سوگواری

قال الصادق علیه السلام:

لما مات ابراهیم بن رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم حملت عین رسول الله بالدموع ثم قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم: تدمع العین و یحزن القلب و لا نقول ما یسخط الرب و انا بک یا ابراهیم لمحزونون.

امام صادق علیه السلام فرمود: چون ابراهیم پسر رسول خدا از دنیا رفت، چشم پیامبر پر از اشک شد.سپس پیامبر فرمود: چشم، اشکبار می شود و دل غمگین می گردد، ولی چیزی نمی گوییم که خدا را به خشم آورد، و ما در سوگ تو ای ابراهیم اندوهناکیم.

بحار الانوار، ج 22، ص .157

****************


حدیث بیست و سوم

چشمهای اشکبار

قال الصادق علیه السلام:

من ذکرنا عنده ففاضت عیناه حرم الله وجهه علی النار.

امام صادق علیه السلام فرمود: نزد هر کس که از ما (و مظلومیت ما) یاد شود و چشمانش پر از اشک گردد، خداوند چهره اش را بر آتش دوزخ حرام می کند.

بحار الانوار، ج 44، ص .285

****************


حدیث بیست و چهارم

احیاء خط اهل بیت علیهم السلام

قال الصادق علیه السلام:

تزاوروا و تلاقوا و تذاکروا و احیوا امرنا.

امام صادق علیه السلام فرمود: به زیارت و دیدار یکدیگر بروید، با هم به سخن و مذاکره بنشینید و امر ما را (کنایه از حکومت و رهبری) زنده کنید.

بحار الانوار، ج 71، ص .352

****************


حدیث بیست و پنجم

مجالس حسینی

قال الصادق علیه السلام للفضیل:

تجلسون و تحدثون؟ فقال: نعم، قال: ان تلک المجالس احبها فأحیوا امرنا، فرحم الله من احیی امرنا.

امام صادق علیه السلام از «فضیل» پرسید: آیا (دور هم) می نشینید و حدیث و سخن می گویید؟ گفت: آری فرمود: اینگونه مجالس را دوست دارم، پس امر (امامت) ما را زنده بدارید.خدای رحمت کند کسی را که امر و راه ما را احیا کند.

وسائل الشیعه، ج 10، ص .392

****************


حدیث بیست و ششم

اشکهای ارزشمند

قال الصادق علیه السلام:

..رحم الله دمعتک، اما انک من الذین یعدون من اهل الجزع لنا و الذین یفرحون لفرحنا و یحزنون لحزننا، اما انک ستری عند موتک حضور آبائی لک...

امام صادق علیه السلام به «مسمع» که از سوگواران و گریه کنندگان بر عزای حسینی بود، فرمود: خدای، اشک تو را مورد رحمت قرار دهد.آگاه باش، تو از آنانی که از دلسوختگان ما به شمار می آیند، و از آنانی که با شادی ما شاد می شوند و با اندوه ما غمگین می گردند .آگاه باش! تو هنگام مرگ، شاهد حضور پدرانم بر بالین خویش خواهی بود.

وسائل الشیعه، ج 10، ص .397

****************


حدیث بیست و هفتم

دلهای سوخته

قال الصادق علیه السلام:

اللهم...و ارحم تلک الأعین التی جرت دموعها رحمة لنا و ارحم تلک القلوب التی جزعت و احترقت لنا و ارحم الصرخة التی کانت لنا.

امام صادق علیه السلام بر سجاده خود نشسته و بر زائران و سوگواران اهل بیت، چنین دعا می کرد و می فرمود: خدایا...آن دیدگان را که اشکهایش در راه ترحم وعاطفه بر ما جاری شده و دلهایی را که بخاطر ما نالان گشته و سوخته و آن فریادها و ناله هایی را که در راه ما بوده است، مورد رحمت قرار بده.

بحار الانوار، ج 98، ص .8

****************


حدیث بیست و هشتم

گریه بر مظلومیت شیعه

قال الصادق علیه السلام:

من دمعت عینه فینا دمعة لدم سفک لنا او حق لنا نقصناه او عرض انتهک لنا او لأحد من شیعتنا بوأه الله تعالی بها فی الجنة حقبا.

امام صادق علیه السلام فرمود: هر کس که چشمش در راه ما گریان شود، بخاطر خونی که از ما ریخته شده است، یا حقی که از ما گرفته اند، یا آبرویی که از ما یا یکی از شیعیان ما برده وهتک حرمت کرده اند، خدای متعال به همین سبب، او را در بهشت جاودان، برای ابد جای می دهد.

امالی شیخ مفید، ص .175

****************


حدیث بیست و نهم

ثواب بی حساب

قال الصادق علیه السلام:

لکل شیی ء ثواب الا الدمعة فینا.

امام صادق علیه السلام فرمود: هر چیزی پاداش و مزدی دارد، مگر اشکی که برای ما ریخته شود (که چیزی با آن برابری نمی کند و مزد بی اندازه دارد.

جامع احادیث الشیعه، ج 12، ص .548

****************


حدیث سی ام

کوثر و اشک

قال الصادق علیه السلام:

ما من عین بکت لنا الا نعمت بالنظر الی الکوثر و سقیت منه.

امام صادق علیه السلام فرمود: هیچ چشمی نیست که برای ما بگرید، مگر اینکه برخوردار از نعمت نگاه به «کوثر» می شود و از آن سیرابش می کنند.

جامع احادیث الشیعه، ج 12، ص .554






نوع مطلب : امـــــــام حـســـــــــــــین ، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 4 مهر 1397


چهل حدیث درباره عزاداری امام حسین علیه السلام

قسمت چهارم



حدیث سی و یکم

گریه آسمان

عن الصادق علیه السلام:

یا زرارة! ان السماء بکت علی الحسین اربعین صباحا.

امام صادق علیه السلام فرمود: ای زراره! آسمان چهل روز، در سوگ حسین بن علی علیه السلام گریه کرد.

جامع احادیث الشیعه، ج 12، ص.552

****************

حدیث سی و دوم

گریه و اندوه مطلوب

قال الصادق علیه السلام:

کل الجزع و البکاء مکروه سوی الجزع و البکاء علی الحسین علیه السلام.

امام صادق علیه السلام فرمود: هر نالیدن و گریه ای مکروه است، مگر ناله و گریه بر حسین علیه السلام.

بحار الانوار، ج 45، ص 313

****************


حدیث سی و سوم

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و گریه بر شهید

قال الصادق علیه السلام:

ان النبی لما جائته وفاة جعفر بن ابی طالب و زید بن حارثة کان اذا دخل بیته کثر بکائه علیهما جدا و یقول: کانا یحدثانی و یؤانسانی فذهبا جمیعا.

امام صادق علیه السلام فرمود: وقتی خبر شهادت جعفر بن ابی طالب و زید بن حارثه به پیامبر خدا رسید، از آن پس هر گاه وارد خانه می شد، بر آن دو شهید بشدت می گریست و می فرمود : آن دو شهید، با من هم سخن و همدم و انیس بودند، و هر دو رفتند!...

من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص 177

****************


حدیث سی و چهارم

نفسهای تسبیح

قال الصادق علیه السلام:

نفس المهموم لظلمنا تسبیح و همه لنا عبادة و کتمان سرنا جهاد فی سبیل الله.ثم قال ابو عبد الله علیه السلام: یجب ان یکتب هذا الحدیث بالذهب.

امام صادق علیه السلام فرمود: نفس کسی که بخاطر مظلومیت ما اندوهگین شود، تسبیح است و اندوهش برای ما، عبادت است و پوشاندن راز ما جهاد در راه خداست.سپس امام صادق علیه السلام افزود: این حدیث را باید با طلا نوشت

امالی شیخ مفید، ص .338

****************


حدیث سی و پنجم

فرشتگان سوگوار

قال الصادق علیه السلام:

اربعة الاف ملک عند قبر الحسین علیه السلام شعث غبر یبکونه الی یوم القیامة.

امام صادق علیه السلام فرمود: چهار هزار فرشته نزد قبر سید الشهدا علیه السلام ژولیده و غبار آلود، تا روز قیامت بر آن حضرت می گریند.

کامل الزیارات، ص .119

****************


حدیث سی و ششم

گریه بر حسین علیه السلام

قال الرضا علیه السلام:

یا ابن شبیب! ان کنت باکیا لشی ء فابک للحسین بن علی بن ابی طالب علیه السلام فانه ذبح کما یذبح الکبش.

امام رضا علیه السلام به «ریان بن شبیب» فرمود: ای پسر شبیب! اگر بر چیزی گریه می کنی، بر حسین بن علی بن ابی طالب علیه السلام گریه کن، چرا که او را مانند گوسفند سر بریدند.

بحار الانوار، ج 44، ص 286

****************


حدیث سی و هفتم

مجالسی به یاد ائمه علیهم السلام

قال الرضا علیه السلام:

من جلس مجلسا یحیی فیه امرنا لم یمت قلبه یوم تموت القلوب.

امام رضا علیه السلام فرمود: هر کس در مجلسی بنشیند که در آن، امر (و خط و مرام ما) احیا می شود، دلش در روزی که دلها می میرند، نمی میرد.

بحار الانوار، ج 44، ص .278

****************


حدیث سی و هشتم

آثار گریستن بر حسین علیه السلام

قال الرضا علیه السلام:

فعلی مثل الحسین فلیبک الباکون فان البکاء علیه یحط الذنوب العظام.

امام رضا علیه السلام فرمود: گریه کنندگان باید بر کسی همچون حسین علیه السلام گریه کنند، چرا که گریستن برای او، گناهان بزرگ را فرو می ریزد.

بحار الانوار، ج 44، ص .284

****************


حدیث سی و نهم

اشک و آمرزش گناه

قال الرضا علیه السلام:

یابن شبیب! ان بکیت علی الحسین علیه السلام حتی تصیر دموعک علی خدیک غفر الله لک کل ذنب اذنبته صغیرا کان او کبیرا قلیلا کان او کثیرا.

امام رضا علیه السلام فرمود: ای پسر شبیب! اگر بر، حسین علیه السلام آن قدر گریه کنی که اشکهایت بر چهره ات جاری شود، خداوند همه گناهانت را که مرتکب شده ای می آمرزد، کوچک باشد یا بزرگ، کم باشد یا زیاد.

امالی صدوق، ص .112

****************


حدیث چهلم

همدلی با عترت

قال الرضا علیه السلام: ان سرک ان تکون معنا فی الدرجات العلی من الجنان فاحزن لحزننا و افرح لفرحنا.

امام رضا علیه السلام به ریان بن شبیب فرمود: اگر تو را خوشحال می کند که در درجات والای بهشت با ما باشی، پس در اندوه ما غمگین باش و در شادی ما خوشحال باش.

جامع احادیث الشیعه، ج 12






نوع مطلب : امـــــــام حـســـــــــــــین ، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 4 مهر 1397



احادیث نورانی در فضیلت کربلا و زیارت قبر امام حسین(ع)

قسمت اوّل

هدیه به زوار قبر منوّر آن حضرت 


1 
ﺣﺮﯾﻢ ﭘﺎﮎ

ﻋﻦ ﺍﻟﻨﺒﻰ صلی الله علیه وآله  ﻗﺎﻝ 
ﻭ ﻫﻰ ﺍﻃﻬﺮ ﺑﻘﺎﻉ ﺍﻻﺭﺽ ﻭﺍﻋﻈﻤﻬﺎ ﺣﺮﻣﺔ ﻭ ﺇﻧﻬﺎ ﻟﻤﻦ ﺑﻄﺤﺎﺀ ﺍﻟﺠﻨﺔ 
ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺍﺳﻼﻡ (ﺻﻠﻰ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ )ﺩﺭ ﺿﻤﻦ ﺣﺪﯾﺚ ﺑﻠﻨﺪﻯ ﻣﻰﻓﺮﻣﺎﯾﺪ: 
ﮐﺮﺑﻼ ﭘﺎﮐﺘﺮﯾﻦ ﺑﻘﻌﻪ ﺭﻭﻯ ﺯﻣﯿﻦ ﻭ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﺑﻘﻌﻪﻫﺎ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﻟﺤﻖ ﮐﻪ ﮐﺮﺑﻼ ﺍﺯ ﺑﺴﺎﻃﻬﺎﻯ ﺑﻬﺸﺖ ﺍﺳﺖ. 
ﺑﺤﺎﺭ ﺍﻻﻧﻮﺍﺭ، ﺝ ۹۸، ﺹ ۱۱۵ 
ﮐﺎﻣﻞ ﺍﻟﺰﯾﺎﺭﺍﺕ، ﺹ ۲۶۴

********

2 
ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﻧﺠﺎﺕ

ﻗﺎﻝ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻠﻪ ﺻﻠﻰ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ 
ﯾﻘﺒﺮ ﺍﺑﻨﻰ ﺑﺄﺭﺽ ﯾﻘﺎﻝ ﻟﻬﺎ ﮐﺮﺑﻼ ﻫﻰ ﺍﻟﺒﻘﻌﺔ ﺍﻟﺘﻰ ﮐﺎﻧﺖ ﻓﯿﻬﺎ ﻗﺒﺔ ﺍﻻﺳﻼﻡ ﻧﺠﺎ ﺍﻟﻠﻪ ﺍﻟﺘﻰ ﻋﻠﯿﻬﺎ ﺍﻟﻤﺆﻣﻨﯿﻦ ﺍﻟﺬﯾﻦ ﺍﻣﻨﻮﺍ ﻣﻊ ﻧﻮﺡ ﻓﻰ ﺍﻟﻄﻮﻓﺎﻥ
 
ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺧﺪﺍصلی الله علیه وآله ﻓﺮﻣﻮﺩ: 
ﭘﺴﺮﻡ ﺣﺴﯿﻦ ﺩﺭ ﺳﺮﺯﻣﯿﻨﻰ ﺑﻪ ﺧﺎﮎ ﺳﭙﺮﺩﻩ ﻣﻰﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺁﻥ ﮐﺮﺑﻼ ﮔﻮﯾﻨﺪ، ﺯﻣﯿﻦ ﻣﻤﺘﺎﺯﻯ ﮐﻪ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﮔﻨﺒﺪ ﺍﺳﻼﻡ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ، ﭼﻨﺎﻧﮑﻪ ﺧﺪﺍ ﯾﺎﺭﺍﻥ ﻣﻮﻣﻦ ﺣﻀﺮﺕ ﻧﻮﺡ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻫﻤﺎﻧﺠﺎ ﺍﺯ ﻃﻮﻓﺎﻥ ﻧﺠﺎﺕ ﺩﺍﺩ. 
ﮐﺎﻣﻞ ﺍﻟﺰﯾﺎﺭﺍﺕ، ﺹ،۲۶۹، ﺑﺎﺏ ۸۸، ﺡ ۸
********

3 
ﻣﺴﻠﺦ ﻋﺸﻖ

ﻗﺎﻝ ﻋﻠﻰ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ   
ﻫﺬﺍ … ﻣﺼﺎﺭﻉ ﻋﺸﺎﻕ ﺷﻬﺪﺍﺀ ﻻ ﯾﺴﺒﻘﻬﻢ ﻣﻦ ﮐﺎﻥ ﻗﺒﻠﻬﻢ ﻭ ﻻ ﯾﻠﺤﻘﻬﻢ ﻣﻦ ﮐﺎﻥ ﺑﻌﺪﻫﻢ
 
ﺣﻀﺮﺕ ﻋﻠﻰ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﺭﻭﺯﻯ ﮔﺬﺭﺵ ﺍﺯ ﮐﺮﺑﻼ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﻭ ﻓﺮﻣﻮﺩ; 
ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻗﺮﺑﺎﻧﮕﺎﻩ ﻋﺎﺷﻘﺎﻥ ﻭ ﻣﺸﻬﺪ ﺷﻬﯿﺪﺍﻥ ﺍﺳﺖ ﺷﻬﯿﺪﺍﻧﻰ ﮐﻪ ﻧﻪ ﺷﻬﺪﺍﻯ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﻭ ﻧﻪ ﺷﻬﺪﺍﻯ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﺑﻪ ﭘﺎﻯ ﺁﻧﻬﺎ ﻧﻤﻰﺭﺳﻨﺪ. 
ﺗﻬﺬﯾﺐ، ﺝ ۶، ﺹ،۷۳ 
ﺑﺤﺎﺭ، ﺝ ۹۸، ﺹ . ۱۱۶

********

4
ﻋﻄﺮ ﻋﺸﻖ

ﻗﺎﻝ ﻋﻠﻰ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ   
ﻭﺍﻫﺎ ﻟﮏ ﺍﯾﺘﻬﺎ ﺍﻟﺘﺮﺑﺔ ﻟﯿﺤﺸﺮﻥ ﻣﻨﮏ ﻗﻮﻡ ﯾﺪﺧﻠﻮﻥ ﺍﻟﺠﻨﺔ ﺑﻐﯿﺮ ﺣﺴﺎب

ﺍﻣﯿﺮ ﺍﻟﻤﻮﻣﻨﯿﻦ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﺧﻄﺎﺏ ﺑﻪ ﺧﺎﮎ ﮐﺮﺑﻼ ﻓﺮﻣﻮﺩ: 
ﭼﻪ ﺧﻮﺷﺒﻮﯾﻰ ﺍﻯ ﺧﺎﮎ ! ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﻗﯿﺎﻣﺖ ﻗﻮﻣﻰ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺑﭙﺎ ﺧﯿﺰﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﺪﻭﻥ ﺣﺴﺎﺏ ﻭ ﺑﻰ ﺩﺭﻧﮓ ﺑﻪ ﺑﻬﺸﺖ ﺭﻭﻧﺪ. 
ﺷﺮﺡ ﻧﻬﺞ ﺍﻟﺒﻼﻏﻪ ﺍﺑﻦ ﺍﺑﻰ ﺍﻟﺤﺪﯾﺪ، ﺝ ۴، ﺹ ۱۶۹
********

5
ﺳﺘﺎﺭﻩ ﺳﺮﺥ ﻣﺤﺸﺮ

ﻗﺎﻝ ﻋﻠﻰ ﺑﻦ ﺍﻟﺤﺴﯿﻦ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ
ﺗﺰﻫﺮ ﺃﺭﺽ ﮐﺮﺑﻼ ﯾﻮﻡ ﺍﻟﻘﯿﺎﻣﺔ ﮐﺎﻟﮑﻮﮐﺐ ﺍﻟﺪﺭﻯ ﻭ ﺗﻨﺎﺩﻯ ﺍﻧﺎ ﺍﺭﺽ ﺍﻟﻠﻪ ﺍﻟﻤﻘﺪﺳﺔ ﺍﻟﻄﯿﺒﺔ ﺍﻟﻤﺒﺎﺭﮐﺔ ﺍﻟﺘﻰ ﺗﻀﻤﻨﺖ ﺳﯿﺪ ﺍﻟﺸﻬﺪﺍﺀ ﻭ ﺳﯿﺪ ﺷﺒﺎﺏ ﺍﻫﻞ ﺍﻟﺠﻨﺔ
 
ﺍﻣﺎﻡ ﺳﺠﺎﺩ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻓﺮﻣﻮﺩ:
ﺯﻣﯿﻦ ﮐﺮﺑﻼ، ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﺭﺳﺘﺎﺧﯿﺰ، ﭼﻮﻥ ﺳﺘﺎﺭﻩ ﻣﺮﻭﺍﺭﯾﺪﻯ ﻣﻰﺩﺭﺧﺸﺪ ﻭ ﻧﺪﺍ ﻣﻰﺩﻫﺪ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺯﻣﯿﻦ ﻣﻘﺪﺱ ﺧﺪﺍﯾﻢ، ﺯﻣﯿﻦ ﭘﺎﮎ ﻭ ﻣﺒﺎﺭﮐﻰ ﮐﻪ ﭘﯿﺸﻮﺍﻯ ﺷﻬﯿﺪﺍﻥ ﻭ ﺳﺎﻻﺭ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﺑﻬﺸﺖ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺑﺮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ. 
ﺍﺩﺏ ﺍﻟﻄﻒ، ﺝ ۱، ﺹ ۲۳۶،
ﺑﻪ ﻧﻘﻞ ﺍﺯ ﮐﺎﻣﻞ ﺍﻟﺰﯾﺎﺭﺍﺕ، ۲۶۸٫

********

6 
ﮐﺮﺑﻼ ﻭ ﺑﯿﺖ ﺍﻟﻤﻘﺪﺱ

ﻗﺎﻝ ﺍﺑﻮﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ 
ﺍﻟﻐﺎﺿﺮﯾﺔ ﻣﻦ ﺗﺮﺑﺔ ﺑﯿﺖ ﺍﻟﻤﻘﺪﺱ
 

ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻓﺮﻣﻮﺩ: 
ﮐﺮﺑﻼ ﺍﺯ ﺧﺎﮎ ﺑﯿﺖ ﺍﻟﻤﻘﺪﺱ ﺍﺳﺖ.
ﮐﺎﻣﻞ ﺍﻟﺰﯾﺎﺭﺍﺕ، ﺹ ۲۶۹، ﺑﺎﺏ ۸۸ ﺡ، . ۷
********

7 
ﻓﺮﺍﺕ ﻭ ﮐﺮﺑﻼ

ﻗﺎﻝ ﺍﺑﻮ ﻋﺒﺪ ﺍﻟﻠﻪ  
ﺍﻥ ﺃﺭﺽ ﮐﺮﺑﻼ ﻭﻣﺎﺀ ﺍﻟﻔﺮﺍﺕ ﺍﻭﻝ ﺍﺭﺽ ﻭ ﺍﻭﻝ ﻣﺎﺀ ﻗﺪﺱ ﺍﻟﻠﻪ ﺗﺒﺎﺭﮎ ﻭ ﺗﻌﺎﻟﻰ
 
ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻓﺮﻣﻮﺩ:  
ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﮐﺮﺑﻼ ﻭ ﺁﺏ ﻓﺮﺍﺕ، ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺯﻣﯿﻦ ﻭ ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ ﺁﺑﻰ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻣﺘﻌﺎﻝ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﻗﺪﺍﺳﺖ ﻭﺷﺮﺍﻓﺖ ﺑﺨﺸﯿﺪ. 
ﺑﺤﺎﺭ ﺍﻻﻧﻮﺍﺭ، ﺝ،۹۸، ﺹ ۱۰۹ 
ﮐﺎﻣﻞ ﺍﻟﺰﯾﺎﺭﺍﺕ، ﺹ . ۲۶۹

********

8
ﮐﺮﺑﻼ ﮐﻌﺒﻪ ﺍﻧﺒﯿﺎﺀ

ﻗﺎﻝ ﺍﺑﻮ ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ 
ﻟﯿﺲ ﻧﺒﻰ ﻓﻰ ﺍﻟﺴﻤﻮﺍﺕ ﻭ ﺍﻻﺭﺽ ﻭ ﺍﺀﻻ ﯾﺴﺄﻟﻮﻥ ﺍﻟﻠﻪ ﺗﺒﺎﺭﮎ ﻭ ﺗﻌﺎﻟﻰ ﺍﻥ ﯾأﺫﻥ ﻟﻬﻢ ﻓﻰ ﺯﯾﺎﺭﺓ ﺍﻟﺤﺴﯿﻦ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻓﻔﻮﺝ ﯾﻨﺰﻝ ﻭ ﻓﻮﺝ ﯾﻌﺮﺝ 
ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ  ﻓﺮﻣﻮﺩ:  

ﻫﯿﭻ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮﻯ ﺩﺭ ﺁﺳﻤﺎﻧﻬﺎ ﻭ ﺯﻣﯿﻦ ﻧﯿﺴﺖ ﻣﮕﺮ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﻣﻰﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻣﺘﻌﺎﻝ ﺑﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺧﺼﺖ ﺩﻫﺪ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺯﯾﺎﺭﺕ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﯿﻦ  ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻣﺸﺮﻑ ﺷﻮﻧﺪ، ﭼﻨﯿﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﮔﺮﻭﻫﻰ ﺑﻪ ﮐﺮﺑﻼ ﻓﺮﻭﺩ ﺁﯾﻨﺪ ﻭ ﮔﺮﻭﻫﻰ ﺍﺯ ﺁﻧﺠﺎ ﻋﺮﻭﺝ ﮐﻨﻨﺪ. 
ﻣﺴﺘﺪﺭﮎ ﺍﻟﻮﺳﺎﺋﻞ، ﺝ ۱۰، ﺹ ۲۴۴ ﺑﻪ ﻧﻘﻞ ﺍﺯ ﮐﺎﻣﻞ ﺍﻟﺰﯾﺎﺭﺍﺕ، ﺹ ۱۱۱
********

9
ﮐﺮﺑﻼ، ﻣﻄﺎﻑ ﻓﺮﺷﺘﮕﺎﻥ

ﻗﺎﻝ ﺍﺑﻮ ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ  ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ : 
ﻟﯿﺲ ﻣﻦ ﻣﻠﮏ ﻓﻰ ﺍﻟﺴﻤﻮﺍﺕ ﻭ ﺍﻻﺭﺽ ﺇﻻ ﯾﺴﺄﻟﻮﻥ ﺍﻟﻠﻪ ﺗﺒﺎﺭﮎ ﻭ ﺗﻌﺎﻟﻰ ﺍﻥ ﯾﻮﺫﻥ ﻟﻬﻢ ﻓﻰ ﺯﯾﺎﺭﺓ ﺍﻟﺤﺴﯿﻦ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻓﻔﻮﺝ ﯾﻨﺰﻝ ﻭ ﻓﻮﺝ ﯾﻌﺮﺝ
 

ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻓﺮﻣﻮﺩ: 
ﻫﯿﭻ ﻓﺮﺷﺘﻪﺍﻯ ﺩﺭ ﺁﺳﻤﺎﻧﻬﺎ ﻭ ﺯﻣﯿﻦ ﻧﯿﺴﺖ ﻣﮕﺮ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﻣﻰﺧﻮﺍﻫﺪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻣﺘﻌﺎﻝ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺭﺧﺼﺖ ﺩﻫﺪ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺯﯾﺎﺭﺕ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﯿﻦ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ  ﻣﺸﺮﻑ ﺷﻮﺩ، ﭼﻨﯿﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﻓﻮﺟﻰ ﺍﺯ ﻓﺮﺷﺘﮕﺎﻥ ﺑﻪ ﮐﺮﺑﻼ ﻓﺮﻭﺩ ﺁﯾﻨﺪ ﻭ ﻓﻮﺟﻰ ﺩﯾﮕﺮ ﻋﺮﻭﺝ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻧﺠﺎ ﺍﻭﺝ ﮔﯿﺮﻧﺪ. 
ﻣﺴﺘﺪﺭﮎ ﺍﻟﻮﺳﺎﺋﻞ، ﺝ ۱۰، ﺹ ۲۴۴ ﺑﻪ ﻧﻘﻞ ﺍﺯ ﮐﺎﻣﻞ ﺍﻟﺰﯾﺎﺭﺍﺕ، ﺹ ۱۱۱
********

10
ﺭﺍﻩ ﺑﻬﺸﺖ


ﻗﺎﻝ ﺍﺑﻮ ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ   

ﻣﻮﺿﻊ ﻗﺒﺮ ﺍﻟﺤﺴﯿﻦ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ  ﺗﺮﻋﺔ ﻣﻦ ﺗﺮﻉ ﺍﻟﺠﻨﺔ 

ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻓﺮﻣﻮﺩ: 

ﺟﺎﯾﮕﺎﻩ ﻗﺒﺮ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﯿﻦ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ  ﺩﺭﻯ ﺍﺯ ﺩﺭﻫﺎﻯ ﺑﻬﺸﺖ ﺍﺳﺖ 

ﮐﺎﻣﻞ ﺍﻟﺰﯾﺎﺭﺍﺕ، ﺹ ۲۷۱، ﺑﺎﺏ ۸۹، ﺡ ۱

********

11
ﮐﺮﺑﻼ ﺣﺮﻡ ﺍﻣﻦ

ﻗﺎﻝ ﺍﺑﻮ ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ 
ﺍﻥ ﺍﻟﻠﻪ ﺍﺗﺨﺬ ﮐﺮﺑﻼ ﺣﺮﻣﺎ ﺁﻣﻨﺎ ﻣﺒﺎﺭﮐﺎ ، ﻗﺒﻞ ﺍﻥ ﯾﺘﺨﺬ ﻣﮑﺔ ﺣﺮﻣﺎ
 
ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ علیه السلام ﻓﺮﻣﻮﺩ:
ﺑﻪ ﺭﺍﺳﺘﻰ ﮐﻪ ﺧﺪﺍ ﮐﺮﺑﻼ ﺭﺍ ﺣﺮﻡ ﺍﻣﻦ ﻭ ﺑﺎ ﺑﺮﮐﺖ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩ ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﺁﻧﮑﻪ ﻣﮑﻪ ﺭﺍ ﺣﺮﻡ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﻫﺪ 
ﮐﺎﻣﻞ ﺍﻟﺰﯾﺎﺭﺍﺕ، ﺹ ۲۶۷
ﺑﺤﺎﺭ ﺝ،۹۸، ﺹ . ۱۱۰

********

12
ﺯﯾﺎﺭﺕ ﻣﺪﺍﻭﻡ

ﻗﺎﻝ ﺍﻟﺼﺎﺩﻕ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ  
ﺯﻭﺭﻭﺍ ﮐﺮﺑﻼ ﻭ ﻻ ﺗﻘﻄﻌﻮﻩ ﻓﺎﺀﻥ ﺧﯿﺮ ﺃﻭﻻﺩ ﺍﻻﻧﺒﯿﺎﺀ ﺿﻤﻨﺘﻪ
 
ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ علیه السلام ﻓﺮﻣﻮﺩ:  
ﮐﺮﺑﻼ ﺭﺍ ﺯﯾﺎﺭﺕ ﮐﻨﯿﺪ ﻭ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺭﺍ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﻫﯿﺪ، ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﮐﺮﺑﻼ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﺧﻮﯾﺶ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ. 
ﮐﺎﻣﻞ ﺍﻟﺰﯾﺎﺭﺍﺕ، ﺹ ۲۶۹
********

13
ﺑﺎﺭﮔﺎﻩ ﻣﺒﺎﺭﮎ

ﻗﺎﻝ ﺍﻟﺼﺎﺩﻕ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ  
ﺷﺎﻃﻰﺀ ﺍﻟﻮﺍﺩﻯ ﺍﻻﯾﻤﻦ ،  ﺍﻟﺬﻯ ﺫﮐﺮﻩ
ﺍﻟﻠﻪ ﻓﻰ ﺍﻟﻘﺮﺁﻥ، (*) ﻫﻮ ﺍﻟﻔﺮﺍﺕ ﻭ  ﺍﻟﺒﻘﻌﺔ ﺍﻟﻤﺒﺎﺭﮐﺔ ، ﻫﻰ ﮐﺮﺑﻼ .
ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ علیه السلام  ﻓﺮﻣﻮﺩ
  
ﺁﻥ ﺳﺎﺣﻞ ﻭﺍﺩﻯ ﺍﯾﻤﻦ ﮐﻪ ﺧﺪﺍ ﺩﺭ ﻗﺮﺁﻥ ﯾﺎﺩﮐﺮﺩﻩ ﻓﺮﺍﺕ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﺎ ﺑﺎﺭﮔﺎﻩ ﺑﺎ ﺑﺮﮐﺖ  ﻧﯿﺰ ﮐﺮﺑﻼ ﺍﺳﺖ  
ﻗﺮﺁﻥ ﻣﺠﯿﺪ، ﺳﻮﺭﻩ ﻗﺼﺺ ﺁﯾﻪ ۳۰ 
ﺑﺤﺎﺭ ﺍﻻﻧﻮﺍﺭ، ﺝ ۵۷، ﺹ ۲۰۳؛
ﺑﻪ ﻧﻘﻞ ﺍﺯ ﺗﻬﺬﯾﺐ

********

14
ﺷﻮﻕ ﺯﯾﺎﺭﺕ

ﻗﺎﻝ ﺍﻻﻣﺎﻡ ﺑﺎﻗﺮ  ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ  
ﻟﻮ ﯾﻌﻠﻢ ﺍﻟﻨﺎﺱ ﻣﺎ ﻓﻰ ﺯﯾﺎﺭﺓ ﻗﺒﺮﺍﻟﺤﺴﯿﻦ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻣﻦ ﺍﻟﻔﻀﻞ، ﻟﻤﺎﺗﻮﺍ ﺷﻮﻗﺎ 
ﺍﻣﺎﻡ ﺑﺎﻗﺮ  ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ  ﻓﺮﻣﻮﺩ 
ﺍﮔﺮ ﻣﺮﺩﻡ ﻣﻰﺩﺍﻧﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﭼﻪ ﻓﻀﯿﻠﺘﻰ ﺩﺭ ﺯﯾﺎﺭﺕ ﻣﺮﻗﺪ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﯿﻦ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ  ﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﺷﻮﻕ ﺯﯾﺎﺭﺕ ﻣﻰﻣﺮﺩﻧﺪ 
ﺛﻮﺍﺏ ﺍﻻﻋﻤﺎﻝ، ﺹ ۳۱۹
ﺑﻪ ﻧﻘﻞ ﺍﺯ ﮐﺎﻣﻞ ﺍﻟﺰﯾﺎﺭﺍﺕ
 
********

15
ﺣﺞ ﻣﻘﺒﻮﻝ ﻭ ﻣﻤﺘﺎﺯ

ﻗﺎﻝ ﺍﺑﻮﺟﻌﻔﺮ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ
ﺯﯾﺎﺭﺓ ﻗﺒﺮ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻠﻪ ﺻﻠﻰ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﻭ ﺯﯾﺎﺭﺓ ﻗﺒﻮﺭ ﺍﻟﺸﻬﺪﺍﺀ، ﻭ ﺯﯾﺎﺭﺓ ﻗﺒﺮ ﺍﻟﺤﺴﯿﻦ ﺑﻦ ﻋﻠﻰ ﻋﻠﯿﻬﻤﺎ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﺗﻌﺪﻝ ﺣﺠﺔ ﻣﺒﺮﻭﺭﺓ ﻣﻊ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻠﻪ ﺻﻠﻰ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ
 
ﺍﻣﺎﻡ ﺑﺎﻗﺮ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ:
ﺯﯾﺎﺭﺕ ﻗﺒﺮ ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ  صلی الله علیه وآله ﻭ ﺯﯾﺎﺭﺕ ﻣﺰﺍﺭ ﺷﻬﯿﺪﺍﻥ، ﻭ ﺯﯾﺎﺭﺕ ﻣﺮﻗﺪ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﯿﻦ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻣﻌﺎﺩﻝ ﺍﺳﺖ ﺑﺎ ﺣﺞ ﻣﻘﺒﻮﻟﻰ ﮐﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ صلی الله علیه وآله ﺑﺠﺎ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺷﻮﺩ 
ﻣﺴﺘﺪﺭﮎ ﺍﻟﻮﺳﺎﺋﻞ، ﺝ ۱ ﺹ، ۲۶۶ ﻭ ﻧﯿﺰﮐﺎﻣﻞ ﺍﻟﺰﯾﺎﺭﺍﺕ، ﺹ ۱۵۶
********

16
ﺗﻮﻟﺪﻯ ﺗﺎﺯﻩ

ﻋﻦ ﺣﻤﺮﺍﻥ ﻗﺎﻝ 
ﺯﺭﺕ ﻗﺒﺮ ﺍﻟﺤﺴﯿﻦ  ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻓﻠﻤﺎ ﻗﺪﻣﺖ ﺟﺎﺀﻧﻰ ﺍﺑﻮ ﺟﻌﻔﺮ ﻣﺤﻤﺪ ﺑﻦ ﻋﻠﻰ ﻋﻠﯿﻪ
 ﺍﻟﺴﻼﻡ  … ﻓﻘﺎﻝ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﺍﺑﺸﺮ ﯾﺎ ﺣﻤﺮﺍﻥ ﻓﻤﻦ ﺯﺍﺭ ﻗﺒﻮﺭ ﺷﻬﺪﺍﺀ ﺁﻝ ﻣﺤﻤﺪ  ﯾﺮﯾﺪ ﺍﻟﻠﻪ ﺑﺬﻟﮏ ﻭﺻﻠﺔ ﻧﺒﯿﺔ ﺣﺮﺝ ﻣﻦ ﺫﻧﻮﺑﻪ ﮐﯿﻮﻡ ﻭﻟﺪﺗﻪ ﺍﻣﻪ 
ﺣﻤﺮﺍﻥ ﻣﻰﮔﻮﯾﺪ ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺳﻔﺮ ﺯﯾﺎﺭﺕ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﯿﻦ ﺑﺮﮔﺸﺘﻢ ﺍﻣﺎﻡ ﺑﺎﻗﺮ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﺑﻪ ﺩﯾﺪﺍﺭﻡ ﺁﻣﺪ ﻭ ﻓﺮﻣﻮﺩند 
ﺍﻯ ﺣﻤﺮﺍﻥ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻣﮋﺩﻩ ﻣﻰﺩﻫﻢ ﮐﻪ ﻫﺮ ﮐﺲ ﻗﺒﻮﺭ ﺷﻬﯿﺪﺍﻥ ﺁﻝ ﻣﺤﻤﺪ صلی الله علیه وآله ﺭﺍ ﺯﯾﺎﺭﺕ ﮐﻨﺪ ﻣﺮﺍﺩﺵ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺭﺿﺎﯾﺖ ﺧﺪﺍ ﻭ ﺗﻘﺮﺏ ﺑﻪ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮصلی الله علیه وآله  ﺑﺎﺷﺪ، ﺍﺯ ﮔﻨﺎﻫﺎﻧﺶ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﻰﺁﯾﺪ ﭼﻮﻥ ﺭﻭﺯﻯ ﮐﻪ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺯﺍﺩه است. 
ﺍﻣﺎﻟﻰ ﺷﯿﺦ ﻃﻮﺳﻰ، ﺝ ۲، ﺹ ۲۸، 
ﺑﺤﺎﺭ، ﺝ ۹۸، ﺹ ۲۰

********

17 
ﺯﯾﺎﺭﺕ ﻣﻈﻠﻮﻡ

ﻋﻦ ﺍﺑﻰ ﺟﻌﻔﺮ ﻭ ﺍﺑﻰ ﻋﺒﺪ ﺍﻟﻠﻪ  ﻋﻠﯿﻬﻤﺎ ﺍﻟﺴﻼﻡ  ﯾﻘﻮﻻﻥ 
ﻣﻦ ﺍﺣﺐ ﺃﻥ ﯾﮑﻮﻥ ﻣﺴﮑﻨﻪ ﻭ ﻣﺄﻭﺍﻩ ﺍﻟﺠﻨﺔ، ﻓﻼ ﯾﺪﻉ ﺯﯾﺎﺭﺓ ﺍﻟﻤﻈﻠﻮﻡ
 
ﺍﺯ ﺍﻣﺎﻡ ﺑﺎﻗﺮ ﻭ ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ علیه السلام  ﻧﻘﻞ ﺷﺪﻩ ﮐﻪ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ 
ﻫﺮ ﮐﺲ ﮐﻪ ﻣﻰﺧﻮﺍﻫﺪ ﻣﺴﮑﻦ ﻭ ﻣﺄﻭﺍﯾﺶ ﺑﻬﺸﺖ ﺑﺎﺷﺪ، ﺯﯾﺎﺭﺕ ﻣﻈﻠﻮﻡ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ  ﺭﺍ ﺗﺮﮎ ﻧﮑﻨﺪ. 
ﻣﺴﺘﺪﺭﮎ ﺍﻟﻮﺳﺎﺋﻞ، ﺝ ۱۰، ﺹ . ۲۵۳
********

18
ﺷﻬﺎﺩﺕ ﻭ ﺯﯾﺎﺭت

ﻗﺎﻝ ﺍﻻﻣﺎﻡ ﺍﻟﺼﺎﺩﻕ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ  
ﺯﻭﺭﻭﺍ ﻗﺒﺮ ﺍﻟﺤﺴﯿﻦ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ  ﻭ ﻻ ﺗﺠﻔﻮﻩ ﻓﺎﺀﻧﻪ ﺳﯿﺪ ﺷﺒﺎﺏ ﺃﻫﻞ ﺍﻟﺠﻨﺔ ﻣﻦ ﺍﻟﺨﻠﻖ ﻭﺳﯿﺪ ﺷﺒﺎﺏ ﺍﻟﺸﻬﺪﺍﺀ

ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ علیه السلام ﻓﺮﻣﻮﺩ: 
ﻣﺮﻗﺪ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﯿﻦ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﺭﺍ ﺯﯾﺎﺭﺕ ﮐﻨﯿﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺗﺮﮎ ﺯﯾﺎﺭﺗﺶ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺳﺘﻢ ﻧﻮﺭﺯﯾﺪ ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﺍﻭ ﺳﯿﺪ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﺑﻬﺸﺖ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻡ ﻭ ﺳﺎﻻﺭ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﺷﻬﯿﺪ ﺍﺳﺖ
ﻣﺴﺘﺪﺭﮎ ﺍﻟﻮﺳﺎﺋﻞ ﺝ ۱۰ ﺹ ۲۵۶
ﻭ ﮐﺎﻣﻞ ﺍﻟﺰﯾﺎﺭﺍﺕ ، ﺹ ۱۰۹

********

19
ﺯﯾﺎﺭﺕ،ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﮐﺎﺭ

ﻗﺎﻝ ﺍﺑﻮ ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ  
ﺯﯾﺎﺭﺓ ﻗﺒﺮ ﺍﻟﺤﺴﯿﻦ ﺑﻦ ﻋﻠﻰ ﻋﻠﯿﻬﻤﺎ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻣﻦ ﺃﻓﻀﻞ ﻣﺎ ﯾﮑﻮﻥ ﻣﻦ ﺍﻷﻋﻤﺎﻝ 

ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ علیه السلام ﻓﺮﻣﻮﺩ: 
ﺯﯾﺎﺭﺕ ﻗﺒﺮ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﯿﻦ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ  ﺍﺯ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﮐﺎﺭﻫﺎ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﻰﺗﻮﺍﻧﺪ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﯾﺎﺑﺪ 
ﻣﺴﺘﺪﺭﮎ ﺍﻟﻮﺳﺎﺋﻞ، ﺝ ۱۰، ﺹ . ۳۱۱
********

20 

ﺳﻔﺮﻩﻫﺎﻯ ﻧﻮﺭ
ﻗﺎﻝ ﺍﻻﻣﺎﻡ ﺍﻟﺼﺎﺩﻕ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ  

ﻣﻦ ﺳﺮﻩ ﺍﻥ ﯾﮑﻮﻥ ﻋﻠﻰ ﻣﻮﺍﺋﺪ ﺍﻟﻨﻮﺭ ﯾﻮﻡ ﺍﻟﻘﯿﺎﻣﺔ ﻓﻠﯿﮑﻦ ﻣﻦ ﺯﻭﺍﺭ ﺍﻟﺤﺴﯿﻦ ﺑﻦ ﻋﻠﻰ ﻋﻠﯿﻬﻤﺎ ﺍﻟﺴﻼﻡ 

ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ علیه السلام  ﻓﺮﻣﻮﺩ  
ﻫﺮ ﮐﺲ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﺭﻭﺯ ﻗﯿﺎﻣﺖ،
ﺑﺮ ﺳﺮ ﺳﻔﺮﻩﻫﺎﻯ ﻧﻮﺭ ﺑﻨﺸﯿﻨﺪ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﺯ ﺯﺍﺋﺮﺍﻥ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﯿﻦ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﺑﺎﺷﺪ.

ﺑﺤﺎﺭ ﺍﻻﻧﻮﺍﺭ، ﺝ ۹۸، ﺹ ۷۲٫






نوع مطلب : امـــــــام حـســـــــــــــین ، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 4 مهر 1397


( کل صفحات : 6 )    1   2   3   4   5   6   


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار وبلاگ نویسی

وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت

اخبار ایران:

اخبار جهان:

اخبار اقتصادی:

اخبار علمی

اخبار فناوری و اطلاعات

اخبار هنری:

اخباراجتماعی

اخبار ورزشی

--------------------------------------------------------------------------------------

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

--------------------------------------------------------------------------------------
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
-------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------- ساخت وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic