وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :


مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ


هر که علم اولین و آخرین را میخواهد،

باید آن را در قرآن بجوید.


کنزل العمال ج1 ص548




مدیر وبلاگ :سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید






برچسبها



داستان کوتاه آموزنده/ شماره 38

 

 

امام مجتبی علیه السلامیک داستان از رأفت  

 

روزی جمعی از بنی‌ امیه در محلی نشسته بودند و در جمع ایشان یک نفر از اهالی شام نیز حضور داشت.و #امام‌_حسن‌ مجتبی علیه‌السلام به همراه عدّه‌ای از بنی هاشم از آن محل عبور می‌کردند، مرد شامی به دوستان خود گفت: این‌ها چه کسانی هستند، که با چنین هیبت و وقاری حرکت می‌کنند؟!گفتند: او حسن، پسر علی بن ابی طالب علیه السلام است؛ و همراهان او از بنی هاشم می‌باشند.مرد شامی از جای برخاست و به سمت امام حسن مجتبی علیه السلام و همراهانش حرکت نمود؛ و چون نزدیک حضرت رسید گفت: آیا تو حسن، پسر علی هستی؟!حضرت سلام اللّه علیه با آرامش و متانت فرمود: بلی.مرد شامی گفت: دوست داری همان راهی را بروی که پدرت رفت؟حضرت فرمود: وای بر تو! آیا می دانی که پدرم چه سوابق درخشانی داشت؟!مرد شامی با خشونت و جسارت گفت: خداوند تو را هم‌نشین پدرت گرداند، چون پدرت کافر بود و تو نیز همانند او کافر هستی و دین نداری.در این لحظه، یکی از همراهان حضرت سیلی محکمی به صورت مرد شامی زد و او را نقش برزمین ساخت.امام حسن علیه السلام فوراً عبای خود را روی مرد شامی انداخت و از او حمایت نمود؛ و سپس به همراهان خود فرمود: شما از طرف من مرخص هستید، بروید در مسجد نماز گذارید تا من بیایم.پس از آن امام علیه السلام دست مرد شامی را گرفت و او را به منزل آورد و پس از رفع خستگی و خوردن غذا، یک دست لباس نیز به او هدیه داد و سپس روانه‌اش نمود.بعضی از اصحاب به امام مجتبی علیه السلام گفتند:یا ابن رسول اللّه! او دشمن شما بود، نباید چنین محبتی در حقّ او شود.حضرت فرمود: من ناموس و آبروی خود و دوستانم را با مال دنیا خریداری کردم.

همچنین در ادامه روایت آمده است: پس از آن که مرد شامی رفت، به طور مکرّر از اومی‌شنیدند که می‌گفت: روی زمین کسی بهتر و محبوب‌تر از حسن بن علی علیهماالسلام وجود ندارد.






نوع مطلب : امـــــــام مجــــــــــــــتبی، داستانهای کوتاه آموزنده ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 15 دی 1397


اسرار و علوم خاص امامان معصوم

یکی از خصوصیات ائمه اطهار علیهم اسلام بهره مندی از اسرار و علوم ویژه ای است که آنها را نزد خود حفظ می‌کردند و جز برای افراد اندکی که ظرفیت تحمل آن را داشتند، بازگو نمی‌فرمودند.

 ابوبصیر می گوید

روزی به امام صادق علیه السلام عرض کردم:«از شما سئوالی دارم. اینجا کسی نیست که صدای مرا بشنود؟» 
امام پرده بین دو اطاق خانه را کنار زد و نگاهی به اطراف انداخت. آن‌گاه فرمود:«آنچه می‌خواهی بپرس«
عرض کردم:« شیعیان ما می گویند رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به علی علیه السلام علمی آموخت که از آن، هزار باب علمی باز می‌شود؟» 
فرمود:« رسول الله به علی علیه اسلام هزار باب علم آموخت که از هر یک هزار باب باز می‌شود«
گفتم:« قسم به خدا، این «علم» است« 
حضرت فرمود:« آری این علم است ولی علم ما از این بالاتر هم هست«
بعد فرمود:« نزد ما علم جامعه است و مردم چه می دانند « جامعه » چیست؟«
عرض کردم:« فدایت شوم، «جامعه» چیست؟«
فرمود:« صحیفه ای است که رسول الله آن را فرموده و حضرت علی علیه السلام با دست راست آن را نوشت. در آن تمام حلال و حرام و تمام آنچه که مردم به آن نیاز دارند وجود دارد؛ حتی دیه خراشی که به بدن کسی می‌افتد«
سپس امام با دستش مختصری دست مرا فشار داد و فرمود:« حتی دیه این نیز در آن وجود دارد«
بعد، مدتی ساکت شد و سپس فرمود:« نزد ما علم جفر نیز موجود است و مردم چه می دانند «جفر» چیست؟ «
عرض کردم:« جفر چیست؟«
فرمود:« ظرفی از آدم که در آن علم پیامبران و اوصیاء و علم علمایبنی اسرائیل  موجود است«
عرض کردم:« بله؛ این علم است«
و حضرت فرمود:« آری، ولی علم ما بالاتر از این است«
باز مدتی ساکت شد و بعد فرمود:« نزد ما مصحف فاطمه علیهاسلام است و مردم چه می دانند مصحف فاطمه چیست؟ «

عرض کردم:« مصحف فاطمه علیهاسلام چیست؟ «
فرمود:« مصحفی مثل قرآن شما، اما سه برابر آن. ولی قسم به خدا یک حرف از قرآن شما در آن نیست.» 
عرض کردم:« قسم به خداوند که این علم است«
فرمود:« آری ولی علم ما بالاتر از این است«

باز هم برای مدتی ساکت شد و سپس فرمود:« نزد ما علم ماکان (آنچه که بود) و علم ماهو کائن (آنچه که خواهد بود) تا روز قیامت موجود است.» 
عرض کردم:« فدایت شوم سوگند به خدا، این علم است«
فرمود:« آری این علم است ولی علم ما بالاتر از این است«
عرض کردم:« فدایت شوم، پس علم ویژه شما کدام است؟«
فرمود:« آن علمی است که درهر لحظه از شب و روز نسبت به هر امری و هر چیزی ایجاد می شود
همه‌ی این علوم نزد حضرت سجاد علیه السلام نیز موجود بوده است. خود امام در اشعاری منسوب به ایشان، به بهره مندی از این علوم اشاره فرموده

.انی لاکتم من علمی جواهره 
 کی لا یری الحق ذو جهل فیفنتنا 

.وقد تقدم فی هذا ابوحسن 
 الی الحسین و وصی قبله حسناً 

.3 فَرب جوهر علم لوابوح به
لقبل لی انت ممن یعبد الوثنا 

.ولاستمل رجال مسلحون دهی
 یرون اقبح ما یاتونه حسنا 

1.من از دانش خود، گوهرهای آن را پنهان می‌کنم تا جاهلان، « حق » را درنیابند و با دستمایه قرار دادنش، به آزار ما مشغول نشوند.

2 .حضرت ابوالحسن علی بن ابیطالب در بهره مندی از این علوم پیشتاز بود؛ او این دانش را به امام حسن و امام حسین به یادگار نهاد.

.3 چه بسا جوهره علمی که اگر آنها را فاش سازم مرا متهم به بت پرستی خواهند کرد.

.4 و مردان مسلمان ریختن خونم را مباح خواهند شمرد و این زشت ترین کار خود را نیکو خواهند پنداشت.

باید توجه داشت علم مورد نظر حضرت از سنخ علوم ناب توحیدی بوده است.


منابع: 

·         اصول کافی، جلد اول، ص 238

·         اعیان الشیعه، ‌ج1، ص 650


http://danesh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page 






نوع مطلب : امـــــــام علـــــــــــــــــی، امـــــــام مجــــــــــــــتبی، امـــــــام حـســـــــــــــین ، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 2 مهر 1397

چهل حدیث از امام حسن مجتبی علیه السلام

قسمت اوّل 

1

نصیحت از سر اخلاص

أَیهَا النّاسُ إِنَّهُ مَنْ نَصَحَ لِلّهِ وَ أَخَذَ قَوْلَهُ دَلیلاً هُدِىَ لِلَّتى هِىَ أَقْوَمُ وَ وَفَقَّهُ اللّهُ لِلرَّشادِ وَ سَدَّدَهُ لِلْحُسْنى فَإِنَّ جارَاللّهِ آمِنٌ مَحْفُوظٌ وَ عَدُوَّهُ خائِفٌ مَخْذُولٌ، فَاحْتَرِسُوا مِنَ اللّهِ بِكَثْرَةِ الذِّكْرِ

هان اى مردم! كسى كه براى خدا نصیحت كند و كلام خدا را راهنماى خود گیرد، به راهى پایدار رهنمون شود و خداوند او را به رشد و هدایت موفّق سازد و به نیكویى استوار گرداند، زیرا پناهنده به خدا در امان و محفوظ است و دشمن خدا ترسان و بىیاور است و با ذكر بسیار خود را از [معصیت خداى] بپایید

****************

2

شناخت هدایت

وَ اعْلَمُوا عِلْمًا یقینًا أَنـَّكُمْ لَنْ تَعْرِفُوا التُّقى حَتّى تَعْرِفُوا صِفَةَ الْهُدى، وَ لَنْ تُمَسِّكُوا بِمیثاقِ الْكِتابِ حَتّى تَعْرِفُوا الَّذى نَبَذَهُ وَ لَنْ تَتْلُوَا الْكِتابَ حَقَّ تِلاوَتِهِ حَتّى تَعْرِفُوا الَّذى حَرَّفَهُ، فَإِذا عَرَفْتُمْ ذلِكَ عَرَفْتُمُ الْبِدَعَ وَ التَّكَلُّفَ وَ رَأَیتُمْ الْفِرْیةَ عَلَى اللّهِ وَ التَّحْریفَ وَ رَأَیتُمْ كَیفَ یهْوى مَنْ یهْوى

به یقین بدانید كه شما هرگز تقوا را نشناسید تا آن كه صفت هدایت را بشناسید، و هرگز به پیمان قرآن تمسّك پیدا نمىكنید تا كسانى را كه دورش انداختند بشناسید، و هرگز قرآن را چنان كه شایسته تلاوت است تلاوت نمىكنید تا آنها را كه تحریفش كردند بشناسید، هر گاه این را شناختید بدعتها و بر خود بستن ها را خواهید شناخت و دروغ بر خدا و تحریف را خواهید دانست و خواهید دید كه آن كه اهل هوى است چگونه سقوط خواهد كرد

****************

3

فاصله میان حقّ و باطل

بَینَ الْحَقِّ وَ الْباطِلِ أَرْبَعُ أَصابِعَ، ما رَأَیتَ بِعَینَیكَ فَهُوَ الْحَقُّ وَ قَدْ تَسْمَعُ بِأُذُنَیكَ باطِلاً كَثیرًا

بین حقّ و باطل به اندازه چهار انگشت فاصله است، آنچه با چشمت بینى حقّ است و چه بسا با گوش خود سخن باطل بسیارى را بشنوى

****************

4

آزادى و اختیار انسان

مَنْ أَحالَ الْمَعاصِىَ عَلَى اللّهِ فَقَدْ فَجَرَ، إِنَّ اللّهَ لَمْ یطَعْ مَكْرُوهًا وَ لَمْ یعْصَ مَغْلُوبًا وَ لَمْ یهْمِلِ الْعِبادَ سُدًى مِنَ الْمَمْلَكَةِ، بَلْ هُوَ الْمالِكُ لِما مَلَّكَهُمْ وَ القادِرُ عَلى ما عَلَیهِ أَقْدَرَهُمْ، بَلْ أَمَرَهُمْ تَخْییرًا وَ نَهاهُمْ تَحْذیرًا

هر كه گناهان را به خداوند نسبت دهد، به تحقیق، فاجر و نابكار است. خداوند به زور اطاعت نشود، و در نافرمانى مغلوب نگردد، او بندگان را مهمل و سرِخود در مملكت وجود رها نكرده، بلكه او مالك هر آنچه آنها را داده و قادر بر آنچه آنان را توانا كرده است مىباشد، آنان را فرمان داده تا به اختیار خودشان آن را بپذیرند و نهیشان نموده تا به اختیار خود بر حذر باشند

****************

5

زهد و حلم و درستى

قیلَ لَهُ(علیه السلام) مَا الزُّهْدُ؟قالَ: أَلرَّغْبَةُ فِى التَّقْوى وَ الزَّهادَةُ فِى الدُّنْیا. قیل: فَمَا الْحِلْمُ؟ قالَ كَظْمُ الْغَیظِ وَ مَلْكُ النَّفْسِ. قیلَ مَا السَّدادُ؟ قالَ: دَفْعُ الْمُنْكَرِ بِالْمَعْرُوفِ

از حضرت امام حسن مجتبى(علیه السلامپرسیده شد كه زهد چیست؟فرمود: رغبت به تقوا و بىرغبتى در دنیا. سؤال شد حلم چیست؟ فرمود: فرو بردن خشم و تسلّط بر نفس. سؤال شد سداد و درستى چیست؟ فرمود: برطرف نمودن زشتى به وسیله خوبى

****************

6

تقوا

أَلتَّقْوى بابُ كُلِّ تَوْبَة وَ رَأْسُ كُلِّ حِكْمَة وَ شَرَفُ كُلِّ عَمَل بِالتَّقْوى فازَ مَنْ فازَ مِنَ الْمُتَّقینَ

تقوا و پرهیزكارى سرآغاز هر توبه اى، و سرّ هر حكمتى، و شرف و بزرگى هر عملى است، و هر كه از با تقوایان كامیاب گشته به وسیله تقوا كامیاب شده است

****************

7

خلیفه به حقّ

إِنَّمَا الْخَلیفَةُ مَنْ سارَ بِسیرَةِ رَسُولِ اللّهِ(صلى الله علیه وآله وسلم) وَ عَمِلَ بِطاعَةِ اللّهِ وَ لَعَمْرى إِنّا لاََعْلامُ الْهُدى وَ مَنارُ التُّقى

خلافت فقط از آنِ كسى است كه به روش رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم)برود، و به طاعتِ خدا عمل كند، و به جان خودم سوگند كه ما اهل بیت نشانه هاى هدایت و جلوه هاى پرفروغ پرهیزگارى هستیم

****************

8

حقیقت كرم و دنائت

قیلَ لَهُ(علیه السلام): مَا الْكَرَمُ؟قالَ: أَلاِْبْتِداءُ بِالْعَطِیةِ قَبْلَ الْمَسْأَلَةِ وَ إِطْعامُ الطَّعامِ فِى الَْمحَلِّقیلَ فَمَا الدَّنیئَةُ؟ قالَ: أَلنَّظَرُ فِى الْیسیرِ وَ مَنْعُ الْحَقیرِ

از امام مجتبى سؤال شد: كرم چیست؟فرمودآغاز به بخشش نمودن پیش از درخواست نمودن و اطعام نمودن در وقت ضرورت و قحطى. سؤال شد: دنائت و پستى چیست؟ فرمود: كوچك بینى و دریغ از اندك

****************

9

مشورت مایه رشد و هدایت

ما تَشاوَرَ قَوْمٌ إِلاّ هُدُوا إِلى رُشْدِهِمْ

هیچ قومى با همدیگر مشورت نكنند، مگر آن كه به رشد و كمالشان هدایت شوند

****************

10

لئامت و پستى

أَللُّؤْمُ أَنْ لا تَشْكُرَ النِّعْمَةَ

پستى آن است كه شكر نعمت را نكنى

****************

11

بدتر از ننگ و زبونى

أَلْعارُ أَهْوَنُ مِنَ النّارِ

ننگ و زبونى بهتر از دوزخ رفتن است

****************

12

رفیق شناسى

قالَ الْحَسَن(علیه السلام) لِبَعْضِ وُلْدِهِ: یا بُنَىَّ لا تُواخِ أَحَدًا حَتّى تَعْرِفَ مَوارِدَهُ وَ مَصادِرَهُ فَإِذَا اسْتَنْبطْتَ الْخُبْرَةَ وَ رَضیتَ الْعِشْرَةَ فَآخِهِ عَلى إِقالَةِ الْعَثْرَةِ وَ الْمُواساةِ فِى الْعُسْرَةِ

امام حسن(علیه السلام) به یكى از فرزندانش فرمود: اى پسرم! با احدى برادرى مكن تا بدانى كجاها مىرود و كجاها مىآید، و چون از حالش خوب آگاه شدى و معاشرتش را پسندیدى با او برادرى كن به شرط این كه معاشرت، بر اساس چشم پوشى از لغزش و همراهى در سختى باشد

****************

13

كار با توكّل

لا تُجاهِدِ الطَّلَبَ جِهادَ الْغالِبِ وَ لا تَتَّكِلْ عَلَى الْقَدَرِ إِتَّكالَ المُسْتَسْلَمِ.

چون شخص پیروز در طلب مكوش، و چون انسان تسلیم شده به قَدَر اعتماد مكن (بلكه با تلاش پیگیر و اعتماد و توكّل به خداوند، كار كن

****************

14

خویشاوند و بیگانه واقعى

أَلْقَریبُ مَنْ قَرَّبَتْهُ الْمَوَدَّةُ وَ إِنْ بَعُدَ نَسَبُهُ، وَ الْبَعیدُ مَنْ باعَدَتْهُ المَوَدَّةُ وَ إِنْ قَرُبَ نَسَبُهُ

خـویشاونـد كسـى است كـه دوستـى و محبّت، او را نـزدیك كرده باشد و اگـر چـه نـژادش دور بـاشد.و بیـگانـه كسـى است كـه از دوستـى و محبّت به دور است و گرچه نژادش نزدیك باشد

****************

15

اعتماد به مقدَّرات الهى

مَنِ اتَّكَلَ عَلى حُسْنِ الاِْخْتِیارِ مِنَ اللّهِ لَهُ لَمْ یتَمَنَّ أَنـَّهُ فى غَیرِ الْحالِ الَّتى إِخْتارَهَا اللّهُ لَهُ

هر كه به نیك گزینى خداوند دلگرم باشد، آرزو نمىكند در وضعى جز آنچه خدا برایش برگزیده، باشد

****************

16

آثار رفت و آمد در مسجد

مَنْ أَدامَ الاِْخْتِلافَ إِلَى الْمَسْجِدِ أَصابَ إِحْدى ثَمان:آیةً مُحْكَمَةً وَ أَخًا مُسْتَفادًا وَ عِلْمًا مُسْتَطْرَفًا وَ رَحْمَةً مُنْتَظِرَةً وَ كَلِمَةً تَدُلُّهُ عَلَى الهُدى أَوْ تَرُدُّهُ عَنْ رَدًى وَ تَرْكَ الذُّنُوبِ حَیاءً أَوْ خَشْیةً

هر كه پیوسته به مسجد رود به یكى از این هشت فایده میرسد:1ـ نشانه اى استوار (فهم آیات الهى)، دوستى قابل استفاده، دانشى تازه،4ـ رحمتى مورد انتظار، سخنى كه به راه راستش كشد، یا سخنى كه او را از پستى برهاند،7ـ و ترك گناهان به خاطر شرم از خدا، یا ترك گناهان به خاطر خوف از خدا

****************

17

بهترین چشم و گوش و دل

إِنَّ أَبْصَرَ الأَبـْصارِ ما نَفَذَ فِى الخَیرِ مَذْهَبُهُ، وَ أَسْمَعُ الاَْسـْماعِ ما وَعَى التَّذْكیرَ وَ انْتَفَعَ بِهِ، أَسْلَمُ الْقُلُوبِ ما طَهُرَ مِنَ الشُّبُهاتِ

همانا بیناترین دیده ها آن است كه در طریق خیر نفوذ كند، و شنواترین گوشها آن است كه پند و اندرز را در خود فرا گیرد و از آن سود برد، سالمترین دلها آن است كه از شبهه ها پاك باشد

****************

18

تزكیه در پرتو عبادت

إِنَّ مَنْ طَلَبَ الْعِبادَةَ تَزَكىّ لَها، إِذا أَضَرَّتِ النَّوافِلُ بِالْفَریضَةِ فَارْفَضُوها

به راستى هر كه عبادت را به خاطر عبادت طلب كند خود را تزكیه نمودهاست. هر گاه مستحبّات به واجبات زیان رساند آن را ترك كنید

****************

19

عاقل خیرخواه

لا یغُشُّ الْعاقِلُ مَنِ اسْتَنْصَحَهُ

عاقل و خردمند به كسى كه از او نصیحت و اندرز خواهد، خیانت نكند

****************

20

ارزش دادن به آثار عبادت

إِذا لَقِىَ أَحَدُكُمْ أَخاهُ فَلْیقَبِّلْ مَوْضِعَ النُّورِ مِنْ جَبْهَتِهِ

هر گاه یكى از شما برادر خود را ملاقات كند، باید كه محلّ نور پیشانى (یعنى محلّ سجده) او را ببوسد

****************





نوع مطلب : امـــــــام مجــــــــــــــتبی، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 2 مهر 1397

چهل حدیث از امام حسن مجتبی علیه السلام

قسمت دوّم

21

امید و پشتكار

وَ اعْمَلْ لِدُنْیاكَ كَأَنـَّكَ تَعیشُ أَبَدًا، وَ اعْمَلْ لاِخِرَتِكَ كَأَنـَّكَ تَمُوتُ غَدًا، وَ إِذا أَرَدْتَ عِزًّا بِلا عَشیرَة، وَ هَیبَةً بِلا سُلْطان فَاخْرُجْ مِنْ ذُلِّ مَعْصِیةِ اللّهِ إِلى عِزِّ طاعَةِ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ

براى دنیایت چنان كار كن كه گویا همیشه زندگى مىكنى، و براى آخرتت به گونه اى كاركن كه گویا فردا خواهى مُرد، و اگر عزّتى بدون بستگان و شكوهى بدون سلطنت خواهى، از معصیت و نافرمانى خدا به طاعت و فرمانبرى خداوند عزّوجلَّ درآى

****************

22

نشانه هاى مكارم اخلاق

مَكارِمُ الاَْخْلاقِ عَشَرَةٌ: صِدْقُ اللِّسانِ وَ صِدْقُ الْبَأْسِ وَ إِعْطاءُ السّائِلِ وَ حُسْنُ الخُلْقِ وَ الْمُكافاتُ بِالصَّنائِعِ وَ صِلَةُ الرَّحِمِ وَ التَّذَمُّمُ عَلَى الْجارِ، وَ مَعْرِفَةُ الْحَقِّ لِلصّاحِبِ وَ قِرْىُ الضَّیفِ وَ رَأْسُهُنَّ الْحَیاءُ

مكارم و فضائل اخلاق ده چیز است:1 ـ راستگویى، 2 ـ راستگویى در وقت سختى و گرفتارى، 3 ـ بخشش به سائل، 4 ـ خوش خُلقى، 5 ـ پاداش در مقابل كارها و ابتكارات، 6 ـ پیوند با خویشان، 7 ـ حمایت از همسایه، 8 ـ حق شناسى درباره دوست و رفیق، 9 ـ میهمان نوازى، 10 ـ و در رأس همه اینها شرم و حیاست

****************

23

پرهیز از تملّق و بدگویى

قالَ(علیه السلام) لِرّجُل : إِیاكَ أَنْ تَمْدَحَنِى فَأَنـَا أَعْلَمُ بِنَفْسِى مِنْكَ أَوْتُكَذِّبَنِى فَإِنَّهُ لا رَأْىَ لِمَكْذُوب أَوْتَغْتابَ عِنْدِى أَحَدًا

امام به شخصى فرمود : مبادا مرا ستایش كنى، زیرا من خود را بهتر مىشناسم، یا مرا دروغگو شمارى، زیرا دروغگو اندیشه و عقیده [ثابتى] ندارد، یا كسى را نزد من بدگویى نمایى

****************

24

عوامل هلاكت آدمى

هَلاكُ النّاسِ فى ثَلاث: أَلْكِبْرُ، أَلْحِرْصُ، أَلْحَسَدُ

أَلْكِبْرُ بِهِ هَلاكُالدّینِ وَ بِهِ لُعِنَ إِبْلیسُ

أَلْحِرْصُ عَدُوُّ النَّفْسِ وَ بِهِ أُخْرِجَ آدَمُ مِنَ الْجَنَّةِ

أَلْحَسَدُ رائِدُ السُّوءِ وَ بِهِ قَتَلَ قابیلُ هابیلَ

هلاكت و نابودى مردم در سه چیز است:كبر، حرص، حسد

تكبّر كه به سبب آن دین از بین میرود و به واسطه آن، ابلیس، مورد لعنت قرار گرفت

حرص كه دشمن جان آدمى است وبه واسطه آن آدم از بهشت خارج شد

حسد كه سررشته بدى است و به واسطه آن قابیل، هابیل را كشت

****************

25

تقوا و تفكّر

أُوصیكُمْ بِتَقْوَى اللّهِ وَ إِدامَةُ التَّفَكُّرِ فَإِنَّ التَّفَكُّرَ أَبُو كُلِّ خَیر وَ أُمُّهُ

شما را به پرهیزگارى و ترس از خدا و ادامه تفكّر و اندیشه سفارش مىكنم، زیرا كه تفكّر و اندیشه، پدر و مادر تمام خیرات است

 

****************

26

شستشوى دستها قبل و بعد ازغذا

غَسْلُ الْیدَینِ قَبْلَ الطَّعامِ ینْفِى الْفَقْرَ وَ بَعْدَهُ ینْفِى الْهَمَّ

شستن دستها پیش از غذا، فقر را از بین میبرد و بعد از غذا، غم و اندوه را میزداید

****************

27

دنیا، سراى عمل

أَلنّاسُ فی دارِ سَهْو وَغَفْلَة یعْمَلُونَ وَ لا یعْلَمُون فَإِذا صارُوا إِلى دارِ الاْخِرَةِ صارُوا إِلى دارِ یقین یعْلَمُونَ وَ لا یعْمَلُونَ

مردم در این دنیا در سراى بىخبرى و غفلت به سر مىبرند، كار مىكنند و نمىدانند. وقتى كه به سراى آخرت رفتند، به خانه یقین مىرسند، آن گاه است كه مىدانند، ولى دیگر كار نمىكنند

****************

28

همراهى با مردم

صاحِبِ النّاسَ بِمِثْلِ ما تُحِبُّ أَنْ یصاحِبُوكَ

چنان با مردم مصاحبت داشته باش كه خود دوست دارى به همان گونه با تو مصاحبت كنند

****************

29

عقاب و ثواب مضاعف

وَ اللّهِ إِنّى لاََخافُ أَنْ یضاعَفَ لِلْعاصى مِنَّا الْعَذابُ ضِعْفَینِ وَ أَرْجُوا أَنْ یؤْتِىَ الُْمحْسِنَ مِنّا أَجْرَهُ مَرَّتَینِ

به خدا قسم من ترس از آن دارم كه عذاب گناهكاران از ما اهل بیت دو چندان گردد، و امید آن را دارم كه نیكوكار از ما اهل بیت نیز پاداشش دو برابر باشد

****************

30

نقش عقل، همّت و دین

لا أَدَبَ لِمَنْ لا عَقْلَ لَهُ، وَ لا مُرُوَّةَ لِمَنْ لاهِمَّةَ لَهُ، وَ لا حَیاءَ لِمَنْ لا دینَ لَهُ

كسى كه عقل ندارد، ادب ندارد و كسى كه همّت ندارد، جوانمردى ندارد و كسى كه دین ندارد، حیا ندارد

****************

31

تعلیم و تعلّم

عَلِّمِ النّاسَ عِلْمَكَ وَ تَعَلَّمْ عِلْمَ غَیرِكَ

مردم را با دانشت، دانش بیاموز و خود نیز دانش دیگران را فراگیر

****************

32

روى آوردن به چه كسى؟

لا تَأْتِ رَجُلاً إِلاّ أَنْ تَرْجُوَ نَوالَهُ أَوْ تَخافَ بَأْسَهُ أَوْ تَسْتَفیدَ مِنْ عِلْمِهِ أَوْ تَرْجُوَ بَرَكَتَهُ وَ دُعائَهُ أَوْ تَصِلَ رَحِمًا بَینَكَ وَ بَینَهُ

نزد كسى مرو، مگر آن كه به بخشش او امیدوار، یا از قدرتش بیمناك، یا از دانشش بهره مند، یا به بركت و دعایش امیدوار باشى، یا آن كه بین تو و او پیوند خویشاوندىاى باشد

****************

33

عقل و جهل

لا غِنى أَكْبَرُ مِنَ الْعَقْلِ وَ لا فَقْرَ مِثْلُ الْجَهْلِ وَ لا وَحْشَةَ أَشَدُّ مِنَ الْعُجْبِ، وَ لا عَیشَ أَلَذُّ مِنْ حُسْنِ الْخُلْقِ

هیچ بى نیازى اى بزرگتر از عقل و هیچ فقرى مانند جهل و هیچ وحشتى سختتر از خودپسندى و هیچ عیشى لذّت بخشتر از خوش اخلاقى نیست

****************

34

على(علیه السلام)، دروازه ایمان

إِنَّ عَلِیا بابٌ مَنْ دَخَلَهُ كانَ مُؤْمِنًا وَ مَنْ خَرَجَ مِنْهُ كانَ كافِرًا

على(علیه السلام) دروازه ایمان است، هر كه داخل آن شد مؤمن و هر كه خارج از آن شد كافر است

****************

35

حقّ اهل بیت

وَ الَّذى بَعَثَ مُحَمَّدًا بِالْحَقِّ لا ینْتَقِصُ أَحَدٌ مِنْ حَقِّنا إِلاّ نَقَصَهُ اللّهُ مِنْ عَمَلِهِ.

قسم به خدایى كه محمّد(صلى الله علیه وآله وسلم) را به حقّ برانگیخت، هیچ كس از حقّ ما اهل بیت چیزى را كم نكند، مگر آن كه خداوند از عملش چیزى را كم گرداند

****************

36

اوّل سلام، آن گاه كلام

مَنْ بَدَأَ بِالْكَلامِ قَبْلَ السَّلامِ فَلا تُجیبُوهُ

كسى كه پیش از سلام كردن، آغاز به سخن گفتن نماید، جوابش را ندهید

****************

37

نیكى و پرسش

أَلشُّرُوعُ بِالْمَعْرُوفِ وَ الاِْعْطاءُ قَبْلَ السُّؤالِ مِنْ أَكْبَرِ السُّؤْدَدِ.

آغاز نمودن به نیكى و بذل و بخشش، پیش از درخواست نمودن، از بزرگترین شرافتها و بزرگى هاست

****************

38

فراگیرى و كتابت دانش

تَعَلَّمُوا الْعِلْمَ فَإِنْ لَمْ تَسْتَطیعُوا حِفْظَهُ فَاكْتُبُوهُ وَ ضَعُوهُ فى بُیوتِكُم

دانش را فرا گیرید و اگر توانِ حفظ كردنش را ندارید آن را بنویسید و در خانه هایتان بگذارید

****************

39

دعاى مستجاب

أَنـَا الضّامِنُ لِمَنْ لَمْ یهْجِسْ فى قَلْبِهِ إِلاَّ الرِّضا أَنْ یدْعُوَ اللّهَ فَیسْتَجابُ لَهُ

كسى كه در قلبش جز رضا و خشنودى خدا خطور نكند، چون خدا را بخواند، من ضامن اجابت دعاى او هستم

****************

40

عبادت و پرستش

مَنْ عَبَدَ اللّهَ عَبَّدَ اللّهُ لَهُ كُلَّ شَىْء

كسى كه خدا را اطاعت و عبادت كند، خداوند همه چیز را مطیع او گرداند

 

**************





نوع مطلب : احادیث در تمام زمینه ها، امـــــــام مجــــــــــــــتبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 2 مهر 1397



در شگفتم از كسی كه...


امام حسن مجتبی علیه السلام

      در شگفتم از كسی كه در غذای خویش می اندیشد ولی درغذای روحی خود تفكر نمی كند . شكم را از طعام زیان آور نگه 

می دارد اما سینه خود را از موجبات تباهی و هلاكت 

انباشته می سازد.





نوع مطلب : امـــــــام مجــــــــــــــتبی، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 2 مهر 1397




اهمیت انتخاب دوست در اسلام



رسول خدا (ص) : انسان بر دین دوستش خواهد بود ، بنابراین هر یک از شما دقت کند که با چه کسی دوست می شود.

بحارالانوار جلد 74 صفحه 192
***********


امام علی (ع) : ناتوانترین مردم کسی است که از دوست گرفتن عاجز باشد و ناتوانترین از او کسی است که دوستی را که به دست آورده تباه سازد و از دست بدهد.

 بحارالانوار جلد 74 صفحه 278
***********


مولا علی (ع) : دوست هرکس راهنمای عقل اوست و سخن او دلیل فضل او. 

غررالحکم
***********
حضرت محمد (ص) : انسان همراه کسی محشور می شود که او را دوست بدارد.  بحارالانوار جلد 17 صفحه 13

مولا علی (ع) : خیر دنیا و آخرت در رازداری و دوستی با نیکان جمع شده است ، و شر و بدی در افشای راز و دوستی با اشرار گرد آمده است.

بحارالانوار جلد 74 صفحه 178
***********


حضرت محمد (ص) : هرکس با دوستی خاندان پیامبر بمیرد شهید مرده است. ( البته دوستی اهل بیت نباید لقلقه زبان باشد ، باید دستورات اهل بیت (ع) عمل شود )  بحارالانوار جلد 27 صفحه 111
حضرت محمد (ص) : خوشبخت ترین مردم کسی است که با مردم بزرگوار دوستی و معاشرت کند. 

 بحارالانوار جلد 74 صفحه 187
***********


مولا علی (ع) : دوستی کسانی که به خاطر خدا دوستند ادامه پیدا میکند ، چون عامل آن دوستی ، دائمی است ( ولی ) دوستی برادرانی که به خاطر دنیا دوست شده اند بریده میشود ، زیرا عوامل آن دوستی ها زود از بین می رود.

غررالحکم جلد 2 حدیث 1795 ، 1796

***********






نوع مطلب : امـــــــام مجــــــــــــــتبی، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 2 مهر 1397



چرا زیارت نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و ائمّه 

علیهم السّلام بعد از حجّ  لازم است؟


وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ وَلا تَحْلِقُوا رُءُوسَکُمْ حَتَّى یَبْلُغَ الْهَدْیُ مَحِلَّهُ فَمَنْ کَانَ مِنْکُمْ مَرِیضًا أَوْ بِهِ أَذًى مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْیَةٌ مِنْ صِیَامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُکٍ فَإِذَا أَمِنْتُمْ فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیَامُ ثَلاثَةِ أَیَّامٍ فِی الْحَجِّ وَسَبْعَةٍ إِذَا رَجَعْتُمْ تِلْکَ عَشَرَةٌ کَامِلَةٌ ذَلِکَ لِمَنْ لَمْ یَکُنْ أَهْلُهُ حَاضِرِی الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ ﴿بقره/196

حج وعمره را براى خدا به پایان برید ، و اگر [به علتى] شما را از انجام آن بازداشتند، آنچه را از قربانى براى شما میسر است [قربانى كنید و از احرام در آیید] ؛ و سر خود را نتراشید تا قربانى به محلش برسد ؛ و از شما اگر كسى بیمار بود یا در سرش آسیب داشت [و ناچار بود سر بتراشد ، جایز است سر بتراشد و] كفّاره‏اى چون روزه ، یا صدقه یا قربانى بر عهده اوست . و هنگامی  كه [از علل ممنوعیّت] در امان بودید ، پس هر كه با پایان بردن عمره تمتّع به سوى حج تمتّع رود ، آنچه از قربانى میسر است [قربانى كند] . و كسى كه قربانى نیابد ، سه روزْ روزه ، در همان سفر حج و هفت روز روزه ، هنگامی  كه بازگشتید بر عهده اوست ؛ این ده روز كامل است [و قابل كم و زیاد شدن نیست] . این وظیفه كسى است كه [خود و] خانواده ‏اش ساكن و مقیم [منطقه] مسجد الحرام نباشد . و از خدا پروا كنید و بدانید كه خدا سخت كیفر است .

 

الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُومَاتٌ فَمَنْ فَرَضَ فِیهِنَّ الْحَجَّ فَلا رَفَثَ وَلا فُسُوقَ وَلا جِدَالَ فِی الْحَجِّ وَمَا تَفْعَلُوا مِنْ خَیْرٍ یَعْلَمْهُ اللَّهُ وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَیْرَ الزَّادِ التَّقْوَى وَاتَّقُونِ یَا أُولِی الألْبَابِ ﴿بقره/197

حج در ماه‏هاى معین و معلومی  است [شوال ، ذوالقعده ، ذوالحجه] پس كسى كه در این ماه‏ها حج را [با احرام بستن و تلبیه] بر خود واجب كرد ، [بداند كه] در حج ، آمیزش با زنان و گناه و جدال [جایز] نیست . و آنچه از كار خیر انجام دهید خدا می ‏داند . و به نفع خود توشه برگیرید كه بهترین توشه ، پرهیزكارى است و اى صاحبانِ خرد ! از من پروا كنید .

 

وَأَذِّنْ فِی النَّاسِ بِالْحَجِّ یَأْتُوکَ رِجَالا وَعَلَى کُلِّ ضَامِرٍ یَأْتِینَ مِنْ کُلِّ فَجٍّ عَمِیقٍ ﴿حج/27

و در میان مردم برای حج بانگ زن تا پیاده و سوار بر هر شتر باریک اندام [چابک و چالاک] که از هر راه دور می آیند، به سوی تو آیند.



باب دویست و بیست و یكم

اسرار زیارت نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و ائمّه

 علیهم السّلام بعد از حجّ  چیست؟

 

 برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 398

 

حدیث (1)

محمّد بن احمد سنانى رضى اللَّه عنه از احمد بن محمّد بن یحیى بن زكریّا القطان از ابو بكر بن عبد اللَّه بن حبیب از تمیم بن بهلول، از پدرش، از اسماعیل بن مهران، از حضرت جعفر بن محمّد علیهما السّلام نقل كرده كه آن حضرت فرمودند:

هر گاه یكى از شما حج بجا آورد لازم است كه حجّش را به زیارت ما خاتمه دهد زیرا این زیارت متمّم حجّ خواهد بود.


حدیث (2)

محمّد بن على ماجیلویه رضى اللَّه عنه از محمّد بن یحیى عطّار، از محمّد بن الحسین بن الخطّاب، از محمّد بن سنان از عمّار بن مروان، از جابر، از حضرت ابى جعفر علیه السّلام، حضرت فرمودند:

تمام بودن حج و كامل بودنش به این است كه بعد از آن، امام زیارت و ملاقات گردد.


حدیث (3)

 محمّد بن الحسن بن احمد بن ولید رضى اللَّه عنه از محمّد بن الحسن الصفّار، از احمد بن محمّد بن عیسى از حسن بن على الوشّاء، وى مى‏گوید: از حضرت ابا الحسن الرضا علیه السّلام شنیدم كه مى‏ فرمودند:

هر امامى در گردن دوستان و شیعیانش عهدى دارد و وفاء كامل به عهد و نیكو اداء كردنش به این است كه اولیاء و دوستان قبور آنها را زیارت كنند چه آنكه هر كس ایشان را از روى رغبت و میل زیارت كند در روز قیامت ایشان شفعاء او خواهند بود.


حدیث (4)

 پدرم رضى اللَّه عنه از على بن ابراهیم، از پدرش، از محمّد بن ابى عمیر، از عمر بن اذینه، از زراره، از حضرت ابى جعفر علیه السّلام، حضرت فرمودند:

مردم مأمور شدند این سنگ‏ها را بیاورند و طوافشان كنند سپس نزد ما آمده و ایشان را به دوستى خود خبرشان دهیم و ایشان كمك و نصرتشان را بر ما عرضه بدارند.


حدیث (5)

محمّد بن موسى بن متوكّل رضى اللَّه عنه از على بن الحسن السعدآبادی، از احمد بن ابى عبد اللَّه برقى از عثمان بن عیسى، از معلى بن شهاب، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، آن حضرت فرمودند:

حضرت حسن بن على علیهما السّلام به رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم عرض كردند:

اى پدر جزاء و پاداش كسى كه شما را زیارت كند چیست؟

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند: فرزندام كسى كه در حیات و ممات من به زیارتم آید یا پدر و یا برادرت و یا تو را زیارت كند بر من است كه او را در روز قیامت زیارت كرده پس از گناهانش او را رها نمایم.


حدیث (6)

 پدرم رضى اللَّه عنه از محمّد بن یحیى عطّار از محمّد بن الحسین بن ابى الخطّاب، از محمّد بن اسماعیل بن بزیع از صالح بن عقبه، از زید شحّام نقل كرده كه وى گفت:

محضر مبارك حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام عرضه داشتم: كسى كه یكى از شما خاندان را زیارت كند جزایش چیست؟

حضرت فرمودند: او مانند كسى است كه رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم را زیارت كرده باشد.


حدیث (7)

پدرم رضى اللَّه عنه، از سعد بن عبد اللَّه، از عباد بن سلیمان، از دیلمى، از ابراهیم بن ابى حجر اسلمى، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، حضرت فرمودند: رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند:

كسى كه به مكّه آید به منظور انجام حجّ و مرا در مدینه زیارت نكند جفا كرده و كسى كه به من جفا كند من نیز در روز قیامت به او جفا مى ‏كنم و كسى كه مرا زیارت كند شفاعت من براى او حتمى است و كسى كه شفاعت من شاملش شد بهشت بر او واجب است.

مصنّف این كتاب (صدوق علیه الرحمه) مى‏ گوید: علّت و سبب در زیارت نبى اكرم صلى اللَّه علیه و آله آن است كه هر كس حج انجام دهد و حضرتش را زیارت نكند به آن جناب جفا نموده و زیارت ائمه علیهم السّلام نیز به منزله زیارت رسول اللَّه صلى اللَّه علیه و آله مى ‏باشد چه آنكه این معنا از امام صادق علیه السّلام نقل و روایت گردیده.


توضیح مدیر وبلاگ :

بنظر حقیر اینگونه میرسد که اسرار این تشرّف خدمت  ائمّه علیهم السّلام بعد از اعمال حج شاید این باشد که، حج بعنوان یکی از مهمترین اعمال عبادی مؤمنین لازم است پس از اتمام حج گذار بحضور امام معصوم برسد و حج خود را عرضه بدارد و از نگاه لطف کریمانه معصومین علیهم السّلام بر حجّش مُـهر تأیید زده شود، چرا که فرد مسلمان و حتی مؤمن چنانچه استطاعت بر رفتن حج داشته و تعمّداً این فریضه را انجام ندهد به دین یهود از دنیا میرود. . والله اعلم





نوع مطلب : 02-سوره بـقـرة، 22-سوره حـج، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، علل الشرایع، اســـــــــــــــــــــــرار حـج، پیامبـــــــــــر اکــــــــــــرم ، حـضـرت زهـــــــــــــــــــراء، امـــــــام علـــــــــــــــــی، امـــــــام مجــــــــــــــتبی، امـــــــام حـســـــــــــــین ، امـــــــام سجّــــــــــــــــــاد، امـــــــام باقــــــــــــــــــــر، امـــــــام صـــــــــــــــــادق، امـــــــام کـــاظــــــــــــــم، امـــــــام جــــــــــــــــــواد، امـــــــام رضـــــــــــــــــــا، امـــــــام هــــــــــــــــــادی، امـــــــام عســــــــــــــگری، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 20 شهریور 1397



باب دویست و چهل و ششم

چرا مكروه است جلو جنازه مخالفین حركت نمود؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد یک-مطلب شماره 219


حدیث (1)

محمّد بن على ماجیلویه رضى اللَّه عنه از عمویم محمّد بن ابى القاسم، از احمد بن ابى عبد اللَّه، از وهب، از على بن ابى حمزه نقل كرده كه وى گفت: از حضرت ابا عبد اللَّه علیه السّلام پرسیدم وقتى با جنازه خارج شده و آن را تشییع نمودم چه بكنم، آیا جلو آن حركت كرده یا پشت و یا از سمت راست آن یا از جناب چپ؟

حضرت فرمودند:

 اگر جنازه از مخالفین شما است جلو آن حركت مكن زیرا فرشتگان عذاب به استقبالش آمده و انواع عذابها را براى وى مهیّا ساخته‏ اند.






نوع مطلب : علل الشرایع(اسرار)، اســـــــــــــــــــــــرار مــرگ، پیامبـــــــــــر اکــــــــــــرم ، حـضـرت زهـــــــــــــــــــراء، امـــــــام علـــــــــــــــــی، امـــــــام مجــــــــــــــتبی، امـــــــام حـســـــــــــــین ، امـــــــام سجّــــــــــــــــــاد، امـــــــام باقــــــــــــــــــــر، امـــــــام صـــــــــــــــــادق، امـــــــام کـــاظــــــــــــــم، امـــــــام رضـــــــــــــــــــا، امـــــــام جــــــــــــــــــواد، امـــــــام هــــــــــــــــــادی، امـــــــام عســــــــــــــگری، امـــــــام زمـــــــــــــــــــان، علل الشرایع، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 19 تیر 1397




باب دویست و چهل و پنجم

اسرار اینكه چرا مخالفین بر میّت چهار تكبیر مى ‏گویند؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد یک-مطلب شماره 218


حدیث (1)

على بن احمد از محمّد بن ابى عبد اللَّه، از موسى بن عمران، از عمویش حسین بن یزید، از على بن ابى حمزه، از ابو بصیر نقل كرده كه وى گفت: محضر امام صادق علیه السّلام عرض كردم: براى چه بر میّت پنج تكبیر میگوییم و مخالفین ما چهار تكبیر مى‏ گویند؟

حضرت فرمودند:

براى این كه ستونهایى كه اسلام بر آنها بنا شده پنج تا است:

 نماز، زكات، روزه، حجّ و ولایت ما اهل بیت

 خداوند عزّوجلّ براى میّت از هر ستونى یك تكبیر جعل فرمود و شما شیعیان به هر پنج ستون اقرار دارید ولى مخالفین شما چهار تا را اقرار داشته و یكى از منكر هستند لذا آنها بر اموات خود چهار تكبیر گفته و شما پنج تكبیر مى‏ گویید.

حدیث (2)

پدرم رحمة اللَّه علیه از على بن ابراهیم، از پدرش، از ابن ابى عمیر، از هشام بن سالم، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند: 

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله بر قومى پنج و بر قومى دیگر چهار تكبیر مى ‏فرمودند و هر گاه بر مردى چهار تكبیر مى‏ فرمودند وى متّهم مى گشت به اینكه از دوستداران اهل بیت نیست.

حدیث (3)

 محمّد بن على ماجیلویه، از محمّد بن یحیى عطّار، از جعفر بن محمّد بن مالك از احمد بن هیثم، از على بن خطاب حلال‏[1]، از ابراهیم بن محمّد بن حمران، وى مى‏گوید: به مكّه رفتیم و بر حضرت امام صادق

 علیه السّلام داخل شدیم حضرت نماز بر اموات را یاد كرده و فرمودند:

مؤمن و منافق به این شناخته مى ‏شدند كه رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله بر مؤمن پنج تكبیر و بر منافق چهار تا مى‏ فرمودند.

حدیث (4)

 محمّد بن الحسن رحمة اللَّه علیه، از محمّد بن الحسن الصفّار، از محمّد بن عیسى‏[2]، از كسى كه ذكرش نموده، راوى مى‏ گوید: حضرت رضا علیه السّلام فرمودند:

علّت این كه بر میّت پنج تكبیر مى‏ گویند چیست؟

عرض كردم: روایت مى‏ كنند كه این پنج تكبیر از پنج نماز یومیه گرفته شده است.

حضرت فرمودند: این ظاهر حدیث است، امّا باطنش آن است كه خداوند عزّ و جلّ پنج فریضه بر بندگان واجب نموده: نماز، زكات، روزه، حج و ولایت‏[3]

 پس از هر فریضه‏ اى براى میّت یك تكبیر قرار داده است و كسى كه ولایت را پذیرفته پنج تكبیر گفته و آن كس كه ولایت را نپذیرفته چهار تكبیر مى‏ گوید و به خاطر همین است كه شما بر اموات خود پنج تكبیر گفته و مخالفین شما چهار تكبیر بر امواتشان مى‏ گویند.



[1]- به فرموده مرحوم شیخ در رجالش وى از اصحاب امام كاظم علیه السّلام بوده و واقفى مى‏باشد.

[2]- محمّد بن عیسى بن عبد اللَّه بن سعد بن مالك الاشعرى، وى از شیوخ قمیین و وجوه اشعریین مى‏باشد.

[3]- یعنى ولایت حضرات معصومین علیهم السّلام و مقصود این است كه بعد از نبىّ اكرم صلّى اللَّه علیه و آله امیر المؤمنین علیه السّلام و سپس اولاد طاهرینش را ولىّ بر كائنات بدانند.






نوع مطلب : علل الشرایع(اسرار)، اســـــــــــــــــــــــرار مــرگ، علل الشرایع، پیامبـــــــــــر اکــــــــــــرم ، حـضـرت زهـــــــــــــــــــراء، امـــــــام علـــــــــــــــــی، امـــــــام مجــــــــــــــتبی، امـــــــام حـســـــــــــــین ، امـــــــام سجّــــــــــــــــــاد، امـــــــام باقــــــــــــــــــــر، امـــــــام صـــــــــــــــــادق، امـــــــام کـــاظــــــــــــــم، امـــــــام رضـــــــــــــــــــا، امـــــــام هــــــــــــــــــادی، امـــــــام جــــــــــــــــــواد، امـــــــام عســــــــــــــگری، امـــــــام زمـــــــــــــــــــان، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 19 تیر 1397




باب دویست و چهل و چهارم

چرا در نماز میّت پنج تكبیر گفته مى ‏شود؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد یک-مطلب شماره 217


حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه از احمد بن محمّد، از على بن حكم، از عثمان بن عبد الملك، از ابوبكر حضرمى از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده كه آن‏ جناب فرمودند:

اى ابو بكر آیا مى ‏دانى نماز بر میّت چه مقدار است؟

عرض كرد: خیر حضرت فرمودند: پنج تكبیر مى‏ باشد، سپس فرمودند: آیا مى ‏دانى این پنج تكبیر از كجا گرفته شده است؟

عرض كرد: خیر حضرت فرمودند: پنج تكبیر از پنج نماز شبانه روز گرفته شده به این نحو كه از هر نمازى یك تكبیرة الاحرام اخذ گردیده شده.

حدیث (2)

محمّد بن الحسن از محمّد بن الحسن الصفّار، از فضل بن عامر، از موسى بن القاسم، از سلیمان بن جعفر، از پدرش از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، حضرت فرمودند: رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله فرمودند:

خداوند متعال پنج نماز واجب فرموده و از هر نماز یك تكبیر براى میّت قرار داده است.

حدیث (3)

 على بن حاتم از على بن محمّد، از عبّاس بن محمّد، از پدرش، از ابن ابى عمیر، از محمّد بن مهاجر، از مادرش ام سلمه نقل كرده كه وى گفت: به مكّه رفتم، زنى از «مرجئه» با من همراه شد وقتى به «ربذه» رسیدم مردم مُـحرِم شده، من نیز با آنها احرام بستم منتهى احرام را به تأخیر انداخته و در وادى عقیق به آن مبادرت نمودم، آن زن به من گفت: شما شیعیان در همه چیز مخالفت مى‏ كنید، مردم از ربذه احرام بستند، شما از وادى عقیق محرم مى‏ شوید و همچنین در نماز میّت مردم چهار تكبیر بر میت مى‏ گویند ولى شما پنج تكبیر مى‏ گویید و خدا را شاهد مى‏گیرم كه تكبیر بر میّت چهار تا است.

زن شیعه مى ‏گوید: بر امام صادق علیه السّلام داخل شدم، به حضرت عرض كردم: خدا حال شما را نیكو گرداند زنى از گروه مرجئه با من همراه شد و چنین و چنان گفت:

پس آنچه را گفته بود محضر امام علیه السّلام عرض كردم، حضرت ابو عبد اللَّه علیه السّلام فرمودند:

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله هر گاه بر میّت نماز مى‏ خواندند اوّل تكبیر مى‏ گفتند سپس شهادت می‏دادند دوّم تكبیر گفته و پس از آن بر نبىّ صلوات مى ‏فرستادند و دعاء مى‏ كردند سپس سوّم تكبیر  را گفته و به دنبالش براى مؤمنین و مؤمنات دعاء مى‏ كردند بعد چهارم تكبیر را گفته و به دنبالش براى میّت دعاء مى‏كردند و بالاخره تكبیر پنجم را گفته و منصرف مى ‏شدند.

.

.

.

 هنگامى كه حقّ تعالى آن جناب را از نماز گزاردن بر منافقین نهى فرمود كیفیّت نماز را اینطور اجراء مینمودند: اول تكبیر گفته و به دنبالش شهادت مى‏ دادند بعد تكبیر و به دنبالش صلوات بر نبىّ اكرم صلّى اللَّه علیه و آله فرستاده سپس تكبیر سوّم را ایراد نموده و به دنبالش براى مؤمنین و مؤمنات دعاء نموده و بالاخره تكبیر چهارم را گفته و منصرف مى ‏شدند و براى میّت دعاء نمى ‏فرمودند.






نوع مطلب : علل الشرایع(اسرار)، اســـــــــــــــــــــــرار مــرگ، علل الشرایع، پیامبـــــــــــر اکــــــــــــرم ، حـضـرت زهـــــــــــــــــــراء، امـــــــام علـــــــــــــــــی، امـــــــام مجــــــــــــــتبی، امـــــــام حـســـــــــــــین ، امـــــــام سجّــــــــــــــــــاد، امـــــــام باقــــــــــــــــــــر، امـــــــام صـــــــــــــــــادق، امـــــــام کـــاظــــــــــــــم، امـــــــام رضـــــــــــــــــــا، امـــــــام جــــــــــــــــــواد، امـــــــام هــــــــــــــــــادی، امـــــــام عســــــــــــــگری، امـــــــام زمـــــــــــــــــــان، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 19 تیر 1397


باب صد و پنجاه و نهم

چرا امام حسن(ع)با معاویة بن ابى سفیان صلح نمود

 و مجاهدت نفرمود؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد یک-مطلب شماره 153


حدیث (1) پدرم رحمة اللَّه علیه فرمود: سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن ابى عبد اللَّه، از ابن فضّال، از ثعلبه، از عمر بن ابى نضر، از سدیر نقل كرده كه گفت:

من و دو فرزندم در حضور ابو جعفر علیه السّلام بودیم، حضرت فرمودند: اى سدیر امرى را كه بر آن هستى و اعتقاد به آن دارى براى ما بیان كن تا اگر در آن اغراق مى‏ نمایى تو را از آن بازداشته و در صورتى كه نسبت به آن تقصیر مى‏ كنى ارشادت كنیم.

سدیر مى‏گوید: رفتم كه سخن بگویم، امام علیه السّلام فرمودند: خوددارى كن تا تو را كفایت كنم، علمى كه رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله نزد على علیه السّلام نهاد اگر كسى آن را بداند و به آن آگاه باشد مؤمن بوده و در صورتى كه انكارش كند كافر است، سپس بعد از على علیه السّلام امام حسن علیه السّلام است.

عرض كردم: چگونه او در منزله و مقام على علیه السّلام باشد و حال آن كه امر ولایت و خلافت را به معاویه واگذار كرد؟

حضرت فرمودند: ساكت باش آن حضرت به آنچه نمود داناتر و آگاه‏تر بود اگر آن جناب چنین نمى ‏كرد امر بزرگى رخ مى‏داد.

حدیث (2) على بن احمد بن محمّد رحمة اللَّه علیه از محمّد بن موسى بن داود دقّاق از حسن بن احمد بن لیث از محمّد بن حمید، از یحیى بن ابى بكر از ابو العلا خفاف، از ابى سعید عقیصا[1] نقل كرده كه وى گفت: محضر مبارك حسن بن على بن ابى طالب عرض كردم: اى فرزند رسول خدا براى چه با معاویه مداهنه و صلح نمودید و حال آن كه مى ‏دانستید حقّ مال شما است نه مال او و نیز مى‏ دانستید كه معاویه گمراه و ستمگر است؟

حضرت فرمودند: آیا بعد از پدرم علیه السّلام من حجّت خدا بر مردم و امام ایشان نیستم؟

عرضه داشتم: چرا؟

فرمود: آیا مگر من نه آن كسى هستم كه رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله در باره من و برادرم فرمودند: حسن و حسین دو امام بوده چه قیام كرده و چه بنشینند؟

______________________________
(1)- كلمه «عقیصا» با الف مقصوره لقب ابو سعید بوده و اسمش دینار است، وى به فرموده ممقانى در رجال امامى ولى مجهول الحال مى‏باشد.

عرض كردم: آرى همین طور است.

فرمود: پس من امام بوده چه قیام كنم و چه بنشینم، اى ابا سعید به همان علّتى كه پیامبر خدا صلّى اللَّه علیه و آله با بنى ضمره و بنى اشجع و با اهل مكّه هنگام برگشت از حدیبیّه صلح فرمودند من نیز با معاویه صلح نموده ‏ام، آنها كه رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله با ایشان صلح فرمود بنصّ كتاب كافر بودند و معاویه و اصحابش به مقتضاى تأویل قرآن كافر مى ‏باشند، اى ابا سعید وقتى من امام از جانب خدا بودم نباید رأى مرا تخطئه كنى و عملى را كه انجام داده ‏ام چه مهادنه و صلح بوده و چه محاربه و جنگ باشد مى‏ باید بپذیرى اگر چه حكمت كردار من بر تو مخفى و مشتبه باشد، مگر نمى‏ بینى جناب خضر علیه السّلام وقتى كشتى را شكافت و جوان را كشت و دیوار را تعمیر كرد و بپا داشت موسى به غضب آمد و از كردارش سخت برآشفت، جهت غضبناك شدن موسى این بود كه حكمت عمل خضر بر او مخفى بود تا آن كه خضر علیه السّلام آن را بازگو كرد و موسى راضى گشت، عمل و كردار من نیز همین طور مى ‏باشد یعنى از عمل و فعل من خرسند نبوده بلكه غضبناك هستند زیرا حكمت آن بر شما پنهان مى ‏باشد و آن این است كه اگر من غیر از این مینمودم یك نفر از شیعیان ما روى زمین باقى نمى ‏ماند مگر آن كه او را مى ‏كشتند.



[1] ( 1)- كلمه« عقیصا» با الف مقصوره لقب ابو سعید بوده و اسمش دینار است، وى به فرموده ممقانى در رجال امامى ولى مجهول الحال مى‏باشد.






نوع مطلب : علل الشرایع، امـــــــام مجــــــــــــــتبی، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 7 تیر 1397
          
پنجشنبه 7 تیر 1397



 اسرار اینكه چرا واجب است امام از نظر قبیله و جنس و نسب و خاندان معروف و شناخته شده بوده و چرا باید اعلم خلائق و سخی ترین و شجاع ترین و عفیف ترین آنان باشد و از تمام گناهان معصوم و بر حذر باشد؟ 


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد یک-مطلب شماره 149













نوع مطلب : علل الشرایع، امـــــــام علـــــــــــــــــی، امـــــــام مجــــــــــــــتبی، امـــــــام حـســـــــــــــین ، امـــــــام سجّــــــــــــــــــاد، امـــــــام باقــــــــــــــــــــر، امـــــــام صـــــــــــــــــادق، امـــــــام کـــاظــــــــــــــم، امـــــــام رضـــــــــــــــــــا، امـــــــام جــــــــــــــــــواد، امـــــــام هــــــــــــــــــادی، امـــــــام عســــــــــــــگری، امـــــــام زمـــــــــــــــــــان، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 7 تیر 1397
          
پنجشنبه 7 تیر 1397



باب یکصد و سی و پنجم

اسرار و علّت تفاوت مأموریت های امامت ائمه معصومین

 علیه السّلام در چیست؟



برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-مطلب شماره 129



حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه فرمود: عبد اللَّه بن جعفر حمیرى از ابو القاسم هاشمى، از عبید بن قیس انصارى، از حسن بن سماعه، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند: 

جبرئیل علیه السّلام به رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله نازل شد و صفحه و ورقى را از آسمان با خود آورد كه نه قبلا و نه بعدا مشابه آن نازل نگردید، در آن صفحه مهرهایى از طلا بود، جبرئیل به رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله عرض كرد: اى محمّد این وصیّت تو است به نجیب و برگزیده از اهلت.

حضرت فرمود: اى جبرئیل نجیب از اهل من كیست؟

عرضه داشت: على بن ابى طالب، به او امر كن پس از آن كه رحلت و وفات نمودید مهر این صفحه را بشكند و به آنچه در آن نوشته عمل نماید.

پس از رحلت رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله على علیه السّلام مهر از نامه برداشت و به آنچه در آن نوشته بود عمل نمود.

 سپس هنگام رحلت آن را به حسن بن على علیه السّلام داد، آن جناب مهر بعدى را شكست و به آنچه در آن نوشته بود عمل كرد و در وقت وفات ورقه را به حسین بن على علیه السّلام داد.

 آن حضرت (امام حسین علیه السّلام) مهر بعدى را برداشت در نامه نوشته بود: قوم و خویشانت را با خود به سمت شهادت ببر و خود را قربانى خدا كن، حضرت به آنچه در آن بود عمل فرمود و سپس در وقت ارتحال از این عالم ورقه را به امام بعدى مسترد فرمود.

 آن حضرت (امام سجّاد علیه السّلام) مهر بعدى را شكست در آن نوشته بود: خاموش و ساكت و ملازم منزل باش و پروردگارت را عبادت كن تا زمان رحلت فرا رسد سپس آن حضرت ورقه را به امام بعد از خود سپرد.

 آن حضرت (امام باقر علیه السّلام) نیز مهر از آن برداشت در صفحه نوشته بود:

براى مردم حدیث بگو و فتوى بده و علم پدرانت را منتشر نما، حضرت به آنچه در آن نوشته بود عمل نمود سپس در وقت رحلت صفحه را به امام بعدى تسلیم كرد.

 آن حضرت (امام صادق علیه السّلام)  مهرش را شكست در آن نوشته بود براى مردم حدیث بگو و فتوى بده و پدرانت را تصدیق كن و اصلا خوف و هراس نداشته باش مگر از خدا چه آن كه تو در امان خدا و ضمان او هستى، سپس آن حضرت صفحه را به امام بعد از خود دفع نمود و آن حضرت نیز آن را به امام بعد از خود داد و او نیز به امام بعد و به همین منوال تا روز قیامت بپا شود.







نوع مطلب : پیــــامبـــــــــران الــــــهی، علل الشرایع، پیامبـــــــــــر اکــــــــــــرم ، حـضـرت زهـــــــــــــــــــراء، امـــــــام علـــــــــــــــــی، امـــــــام مجــــــــــــــتبی، امـــــــام حـســـــــــــــین ، امـــــــام سجّــــــــــــــــــاد، امـــــــام باقــــــــــــــــــــر، امـــــــام صـــــــــــــــــادق، امـــــــام کـــاظــــــــــــــم، امـــــــام جــــــــــــــــــواد، امـــــــام رضـــــــــــــــــــا، امـــــــام هــــــــــــــــــادی، امـــــــام عســــــــــــــگری، امـــــــام زمـــــــــــــــــــان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 28 خرداد 1397



اسرار اینکه چرا مردم علی علیه السّلام را ترک کرده و تابع 

دیگران شدند با اینکه به فضل ایشان اعتراف داشتند؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-مطلب شماره 116









نوع مطلب : امـــــــام علـــــــــــــــــی، علل الشرایع، پیامبـــــــــــر اکــــــــــــرم ، حـضـرت زهـــــــــــــــــــراء، امـــــــام مجــــــــــــــتبی، امـــــــام حـســـــــــــــین ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 25 خرداد 1397



ذَلِکَ الَّذِی یُبَشِّرُ اللَّهُ عِبَادَهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ قُلْ لَا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَى وَمَنْ یَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِیهَا حُسْنًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَکُورٌ ﴿شوری/23

این است چیزى كه خدا آن را به بندگانش كه ایمان آورده و كارهاى شایسته انجام داده‏اند مژده مى‏دهد . بگو : از شما [در برابر ابلاغ رسالتم] هیچ پاداشى جز مودّت نزدیكانم را [كه بنابر روایات معتبر اهل بیت ـ علیهم السلام ـ هستند]نمى‏ خواهم . و هر كس كار نیكى كند ، بر نیكى ‏اش مى‏ افزاییم ؛ یقیناً خدا بسیار آمرزنده و بخشنده پاداش فراوان در برابر عمل اندك است.



باب صد و هفدهم 


اسرار واجب بودن محبّت داشتن بندگان، به خدا و رسولش

 و اهل بیت پیامبر اکرم صلوات الله علیهم اجمعین



برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد یک صفحه 471-مطلب شماره 112



حدیث (1) 

ابو سعید محمّد بن فضل بن محمّد بن اسحاق نیشابورى از احمد بن عبّاس بن حمزه از احمد بن یحیى صوفى كوفى از یحیى بن معین از هشام بن یوسف از

عبد اللَّه بن سلیمان نوفلى، از محمّد بن على بن عبد اللَّه بن عبّاس، از پدرش، از جدّش، وى مى‏گوید رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله فرمودند :

خدا را دوست دارید به خاطر نعمت ‏هایى كه به شما داده و مرا هم دوست بدارید چون خدا مرا دوست دارد و اهل بیت مرا نیز دوست بدارید چون من آنها را دوست دارم.


حدیث (2) 

محمّد بن ابراهیم بن اسحاق طالقانى رحمة اللَّه علیه مى‏ گوید:

ابو احمد قاسم بن بندار معروف به ابى صالح حذّاء از ابو حاتم محمّد بن ادریس حنظلى از محمّد بن عبد اللَّه بن مثنّى بن عبد اللَّه بن انس بن مالك انصارى از حمید طویل، از انس بن مالك نقل كرده كه وى گفت: مردى از اهل بادیه آمد و ما بسیار دوست داشتیم كه شخصى از اهل بادیه محضر نبىّ اكرم صلّى اللَّه علیه و آله مشرّف شود و از آن حضرت سؤال كند، بارى وى عرض كرد: یا رسول اللَّه چه وقت ساعت بپا مى ‏شود (یعنى زمان قیامت كى خواهد بود)؟

چون وقت نماز رسیده بود حضرت نماز را خوانده و پس از آن فرمودند: چه كسى بود كه از ساعت قیامت سؤال نمود؟

سائل عرضه داشت: یا رسول اللَّه من بودم.

حضرت فرمودند: براى آن روز چه عمل آماده كرده ‏اى؟

عرضه داشت: به خدا سوگند عمل زیادى ندارم نه نماز و نه روزه فقط خدا و رسولش را دوست مى‏دارم.

حضرت فرمودند: شخص هر كسى را كه دوست دارد در آن روز با او محشور مى‏ شود.

انس مى ‏گوید: من ندیدم كه مسلمانان بعد از اسلام به عملى شادمان و مسرورتر باشند از سرورشان به محبّت به خدا و رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله.


حدیث (3) 

عبد اللَّه بن محمّد بن عبد الوهّاب قرشى از ابو نصر منصور بن عبد اللَّه بن ابراهیم اصفهانى از على بن عبد اللَّه از عثمان بن خرداد از محمّد بن عمران از سعید بن عمرو، از عبد الرّحمن بن ابى لیلى، از پدرش ابى لیلى نقل كرده كه وى گفت: 

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله فرمودند: هیچ بنده اى ایمان نمى‏ آورد مگر آن كه من نزد او از خودش محبوب‏تر و فرزندان من پیش او عزیزتر از فرزندان خودش و اهل و خویشانم از اهل‏ و خویشانش پیش او گرامى‏ تر و ذات من از ذات خودش از نظر او دوست داشتنى ‏تر باشد.





نوع مطلب : 42-سوره شـوری، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، پیــــامبـــــــــران الــــــهی، علل الشرایع، پیامبـــــــــــر اکــــــــــــرم ، حـضـرت زهـــــــــــــــــــراء، امـــــــام علـــــــــــــــــی، امـــــــام مجــــــــــــــتبی، امـــــــام حـســـــــــــــین ، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 25 خرداد 1397

ذَلِکَ الَّذِی یُبَشِّرُ اللَّهُ عِبَادَهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ قُلْ لَا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَى وَمَنْ یَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِیهَا حُسْنًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَکُورٌ ﴿شوری/23

این است چیزى كه خدا آن را به بندگانش كه ایمان آورده و كارهاى شایسته انجام داده‏اند مژده مى‏دهد . بگو : از شما [در برابر ابلاغ رسالتم] هیچ پاداشى جز مودّت نزدیكانم را [كه بنابر روایات معتبر اهل بیت ـ علیهم السلام ـ هستند]نمى‏ خواهم . و هر كس كار نیكى كند ، بر نیكى ‏اش مى‏ افزاییم ؛ یقیناً خدا بسیار آمرزنده و بخشنده پاداش فراوان در برابر عمل اندك است.




باب صد و شانزدهم 


اسرار نامیده شدن عزیزان حق تبارک و تعالی به 

محمّد، علی، فاطمه، حسن و حسین صلوات الله علیهم اجمعین



برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد یک صفحه 459-مطلب شماره 111




حدیث (1) ابو نصر احمد بن حسین بن احمد بن ابى عبید نیشابورى كه با احدى عالى مقام ‏تر از او ملاقات نكردم مى‏ فرماید: محمّد بن اسحاق بن ابراهیم بن مهران سراج از حسن بن عرفة العبدى از وكیع بن جرّاح، از محمّد بن اسرائیل از ابو صالح، از ابو ذر رحمة اللَّه علیه نقل كرده كه فرمود: از رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله شنیدم كه مى ‏فرمود:

من و على بن ابى طالب از یك نور آفریده‏ شده ‏ایم، دو هزار سال پیش از خلقت آدم علیه السّلام ما در جانب راست عرش تسبیح خدا مى‏ گفتیم، وقتى حقّ تعالى آدم را آفرید نور ما را در صلب او نهاد، زمانى كه او در بهشت سكنى گرفت در صلبش بودیم و وقتى خواست مرتكب گناه شود نیز در صلبش قرار داشتیم و نیز وقتى نوح در سفینه نشست در صلبش بودیم و هنگامى كه ابراهیم را در آتش انداختند در صلب او بودیم و پیوسته حقّ عزّ و جلّ ما را از اصلاب طاهره به ارحام پاكیزه انتقال مى‏داد تا نهایة در صلب عبد المطلب قرار گرفتیم سپس ما را به دو نیم نمود مرا در صلب عبد اللَّه و على علیه السّلام را در صلب ابو طالب قرار داد، در من نبوّت و بركت و در على علیه السّلام فصاحت و نیكو اسب دوانى را قرار داد، دو اسم از اسماء خودش را براى ما مشتقّ نمود او ذو العرش و محمود بوده و من محمّد مى ‏باشم، او خداى اعلى است و این على مى‏ باشد.

حدیث (2) حسن بن محمّد بن سعید هاشمى كوفى مى‏گوید: فرات بن ابراهیم كوفى، از حسن بن على بن حسین بن محمّد از ابراهیم بن فضل بن جعفر بن على بن ابراهیم بن‏ سلیمان بن عبد اللَّه بن عبّاس از حسن بن على زعفرانى بصرى از سهل بن یسار، از ابو جعفر محمّد بن على الطّائفى از محمّد بن عبد اللَّه مولى بنى هاشم، از محمّد بن اسحاق، از واقدى، از هذیل، از مكحول، از طاوس، از ابن عبّاس، وى مى ‏گوید:

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله به على بن ابى طالب علیه السّلام فرمود:

زمانى كه خداوند (تعالى ذكره) آدم را آفرید و از روحش در او دمید و فرشتگان را به سجده كردن به او امر فرمود و وى را در بهشت ساكن كرد و كنیز خود حوّاء را به تزویجش درآورد آدم چشم به طرف عرش دوخت پنج سطر نوشته به نظر آورد به درگاه الهى عرض كرد: پروردگارا، اینان كیانند؟

حقّ تعالى فرمود : ایشان كسانى هستند كه هر گاه شفاعت خلق مرا نمایند، شفاعت شان را قبول مى‏كنم.

آدم عرض كرد: پروردگارا، به قدر و عظمت آنها نزد خودت نام ایشان چیست؟

حقّ تعالى فرمود: امّا اوّلى: من محمود بوده و او محمّد است، دوّمى: من عالى هستم و او على است، سوّمى: من فاطرم و او فاطمه است، چهارمى: من محسن بوده و او حسن است، پنجمى، من ذو الاحسان مى ‏باشم و او حسین است، تمامشان حمد و ثناء الهى را بجا مى‏ آورند.

حدیث (3) على بن احمد بن محمّد دقاق رحمة اللَّه علیه مى‏ گوید:

محمّد بن جعفر اسدى از موسى بن عمران نخعى از حسین بن یزید از محمّد بن سنان، از مفضّل بن عمر، از ثابت بن دینار، از سعید بن جبیر، وى مى ‏گوید:

یزید بن قعنب گفت: با عبّاس بن عبد المطلب و گروهى از كسانى كه بت عزّى را مى‏پرستیدند در مقابل بیت اللَّه الحرام نشسته بودیم كه در این هنگام علیا مخدّره فاطمه بنت اسد والده ماجده امیر المؤمنین علیه السّلام كه باردار و نه ماهه بود جلو آمد در حالى كه درد وضع حمل بر او چیره شده بود عرض كرد: پروردگارا، من به تو و به آنچه از نزدت آمده اعمّ از رسولان و كتب آسمانى مؤمن هستم، كلام جدّم ابراهیم خلیل علیه السّلام را تصدیق داشته و قبول دارم كه او بیت عتیق (كعبه) را بنا نهاده، پس بحقّ كسى كه این بیت را ساخته و بحقّ مولودى كه در شكم دارم ولادتش را بر من سهل و آسان نما.

یزید بن قعنب مى‏ گوید: دیدم بیت از پشت شكافت و مخدّره فاطمه بنت اسد داخل بیت گردید و سپس از دیدگان ما پنهان شد و دیوار هم آمده، اراده كردیم قفل‏

درب خانه خدا را بگشاییم ولى درب باز نشد دانستیم كه این امر از جانب خدا است، سپس بعد از گذشت چهار روز در حالى كه امیرالمؤمنین علیه السّلام در دست آن علیا مخدره بود از بیت خارج شد، سپس فرمود:

من بر تمام زنان پیش از خودم برترم زیرا آسیه دختر مزاحم خداوند را مخفیانه در جایى كه عبادت حقّ جلّ و علا در آن محبوب و مطلوب نبود مگر اضطرارا پرستش مى‏كرد و مریم دختر عمران درخت خرماى خشك شده را با دست تكاند تا خرماى تازه از آن ریخت و تناول نمود ولى من به داخل بیت اللَّه الحرام وارد شده و از میوه ‏هاى بهشتى و ارزاق و طعام‏هاى آن تناول كردم و هنگامى كه خواستم خارج شوم هاتفى مرا صدا زد و گفت: اى فاطمه این مولود را على نام كن، پس او على است و حقّ تعالى على اعلى است، بارى تعالى مى‏فرماید: اسم او را از اسم خود مشتقّ كرده و به آداب و روش خود تأدیبش نموده و بر مشكلات و غوامض علم خویش واقفش كردم، او كسى است كه بت‏هاى در خانه مرا مى‏شكند، و او كسى خواهد بود كه بالاى پشت خانه‏ام اذان گفته و مرا تقدیس و تمجید مى‏نماید، پس خوشا به حال كسى كه او را دوست داشته و اطاعتش نماید و واى بر كسى كه از او سرپیچى نموده و دشمنش دارد و درود خدا بر محمّد و آل پاكش باد.

حدیث (4) محمّد بن ابراهیم بن اسحاق طالقانى رضى اللَّه عنه مى‏ گوید: عبد العزیز بن یحیى جلودى از مغیرة بن محمّد از رجاء بن سلمه، از عمرو بن شمر از جابر جعفى در ضمن حدیث طولانى اسامى مبارك امیر المؤمنین علیه السّلام در تورات و انجیل و زبور و نزد اهل هند و روم و فارس و ترك و زنگ و نزد كهنه و اهل حبشه و پیش پدر و مادر و دایه و نزد عرب را ذكر نموده سپس هر یك از اسامى را تفسیر فرموده و در آخر حدیث آمده است:

اهل معرفت با هم اختلاف دارند در این كه چرا امیر المؤمنین علیه السّلام به نام على موسوم گردیده؟

طائفه ‏اى مى‏ گویند: احدى قبلا نه در عرب و نه در عجم به این نام موسوم نگردیده، البتّه در عرب بسا كسى مى‏گفت: پسرم على است ولى این نه به آن معنا بو كه نام پسرش را على گذارده است بلكه مرادش على از ماده علوّ بود و به عبارت دیگر مقصود از عبارت فوق این بود كه بگوید پسرم عالى مرتبه و رفیع المنزله است، بارى نام‏گذارى به این نام بعد و در زمان موسوم شدن امیر المؤمنین علیه السّلام به آن صورت گرفت.

دسته ‏اى دیگر مى‏گویند: امیر المؤمنین به خاطر آن موسوم به «على» شد كه بر هر كسى كه با او مبارزه نمود غالب گشت و علوّ پیدا نمود.

گروهى دیگر مى ‏گویند: امیرالمؤمنین علیه السّلام را على نامیدند به خاطر آن كه منزل حضرت در بهشت به حدّى رفیع و عالى است كه محاذى منازل انبیاء مى‏باشد.

برخى دیگر مى‏گویند:

امیرالمؤمنین علیه السّلام را به خاطر این على نامیده‏ اند كه به منظور اطاعت خدا بالاى دوش رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله رفت تا بت‏ها را از وسط خانه خدا به زیر آورد و احدى بالاى دوش نبىّ اكرم صلّى اللَّه علیه و آله غیر از آن حضرت نرفت.

جماعتى دیگر مى ‏گویند: امیر المؤمنین علیه السّلام را به این جهت على خوانده ‏اند كه در اعلا و بالاترین طبقات آسمان تزویج فرموده و احدى غیر از آن حضرت در آن مكان ازدواج ننموده.

طائفه دیگر گفته‏اند: امیر المؤمنین علیه السّلام را به این خاطر على مى‏گویند كه از نظر علم بعد از رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله اعلا و برتر از همه مردم مى ‏باشد.



«ادامه مطلب»


نوع مطلب : 42-سوره شـوری، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، پیــــامبـــــــــران الــــــهی، علل الشرایع، پیامبـــــــــــر اکــــــــــــرم ، حـضـرت زهـــــــــــــــــــراء، امـــــــام علـــــــــــــــــی، امـــــــام مجــــــــــــــتبی، امـــــــام حـســـــــــــــین ، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 25 خرداد 1397





موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار وبلاگ نویسی

وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت

اخبار ایران:

اخبار جهان:

اخبار اقتصادی:

اخبار علمی

اخبار فناوری و اطلاعات

اخبار هنری:

اخباراجتماعی

اخبار ورزشی

--------------------------------------------------------------------------------------

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

--------------------------------------------------------------------------------------
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
-------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------- ساخت وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic