وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :


مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ


هر که علم اولین و آخرین را میخواهد،

باید آن را در قرآن بجوید.


کنزل العمال ج1 ص548




مدیر وبلاگ :سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید






برچسبها



مناظره امام هشتم(ع) با مأمون در باره صلوات

در مجلس مأمون در حضور امام هشتم ، سخن از مسئله اى به میان آمد كه به پیامبر گفته بودند كه سلام دادن به شما را مى دانیم ؛ ولى صلوات بر شما چگونه است 
پیامبر پاسخ فرمودند :


 تقولون اللهم صل على محمد و آل محمد كما صلیت و باركت على ابراهیم و آل ابراهیم انك حمید مجید 


مأمون به اهل مجلس خود كه همه از علماى مذاهب اسلامى بودند گفت  آیا در این باره (صلوات بر پیامبر به صورت فوق) اختلافى به چشم مى خورد.
آنها گفتند: نه و در این باره همه امّت (مذاهب) متفق اند.

 مأمون به امام هشتم گفت  آیا درباره آل پیامبر توضیحى دارید؟
امام فرمودبه من بگویید مراد از «یس و القرآن الحكیم» كیست؟
آنان گفتند: شكى نیست كه منظور از «یس» 
محمّد صلى الله 

علیه و آله است.

 

كتاب آثار و برکات صلوات در دنیا، برزخ و قیامت

مؤلف : عباس عزیزى 






نوع مطلب : امـــــــام رضـــــــــــــــــــا، احادیث فضائل ذکر صلـــوات، احادیث در تمام زمینه ها، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 2 اسفند 1397




وقت صلواتِ امام رضا علیه السّلام   


امام رضا - علیه السلام - هنگام صبح پس از نماز و پس از سلام ، در جایگاه نماز مى نشست و به تسبیح و حمد و تكبیر و تهلیل خدا مشغول مى شد، و به پیامبر و آل او صلوات مى فرستاد تا این كه خورشید طلوع مى كرد.


كتاب آثار و برکات صلوات در دنیا، برزخ و قیامت

مؤلف : عباس عزیزى 






نوع مطلب : امـــــــام رضـــــــــــــــــــا، احادیث فضائل ذکر صلـــوات، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 2 اسفند 1397


باب سیصد و هشتاد و پنجم(نـوادر)/14


چگونگی تعبّد در حلال و حرام

از نظر امام رضا علیه السّلام


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 549



حدیث(43)

 على بن احمد رحمة اللَّه علیه مى ‏فرماید:

محمّد بن ابى عبد اللَّه از محمّد بن اسماعیل، از على بن عبّاس، از قاسم بن ربیع صحّاف از محمّد بن سنان نقل كرده كه وى گفت: حضرت ابى الحسن على بن موسى الرضا علیه السّلام در جواب سؤالات من كه كتباٌ محضرش ارسال داشته بودم نامه‏ اى به من فرستادند كه در آن علل و اسرارى را (مرحوم صدوق مى‏ گوید) مقصود علل و اسرارى است كه من آنها را در این كتاب علل الشرائع آورده‏ ام) مطرح نمودند: در نامه حضرت آمده:

نامه تو به دستم رسید، در آن نوشته بودى برخى از اهل قبله (مسلمانان) معتقدند كه خداوند تبارك و تعالى چیزى را حلال و حرام نكرده زیرا علّت حلال و حرام نكردن بیشتر و محكم‏تر از علّت تعبّد به آنها است.

كسى كه این اعتقادش باشد در گمراهى قرار گرفته و به خسران آشكارى مبتلا شده است زیرا اگر چنین باشد كه ایشان معتقدند باید خداوند بندگانش را به تحلیل محرّمات و تحریم محلّلات متعبّد ساخته باشد حتّى ترك نماز و روزه و رها كردن آنچه از اعمال نیك است و انكار ذات اقدسش و نفى انبیاء و رسل و كتب آسمانى و انكار حرمت زنا و سرقت و تحریم نكاح محارم و اشباه اینها را باید مباح دانسته و متعبّد به آنها نباشیم زیرا علّت در تحلیل محلّلات و تحریم محرّمات فقط تعبّد به آنها است نه چیزى دیگر و وقتى آنها منتفى شدند تعبّد نیز منتهى است در حالى كه عدم تعبّد به محرّمات و محلّلات موجب فساد تدبیر عالم و فناء مخلوقات مى‏ باشد و با این استدلال مقاله این معتقدین باطل مى‏ گردد چنانچه حق تعالى با همین بیان سخن این قایلین را ابطان فرموده است.

سپس حضرت مى‏ فرمایند:

این طور یافته ‏ایم آنچه را حق تعالى حلال كرده در آن براى بندگان صلاح بوده و بقای شان وابسته به آن است و جملگى به آن نیاز داشته و مستغنى از آن نیستند و آنچه را كه حرام كرده بندگان به آن محتاج نبوده و موجب فساد و فناء و هلاكت شان مى ‏باشد.

سپس دیده ‏ایم كه حق تبارك و تعالى برخى از محرّمات را در بعضى از اوقات كه مورد احتیاج واقع شده‏ اند و صلاح و مصلحت عباد در آن وقت استفاده از آنها است حلال كرده نظیر میته و خون و گوشت خوك زمانى كه شخص مضطرّ بوده و اضطرار ایجاب مى‏ كند كه از اینها استفاده نماید مثل این كه حفظ نفس و دفع مرگ موقوف به تناول خون و گوشت خوك یا میته باشد، پس با قطع نظر از وجود دلیل وجدان چنین حكم مى‏ كند چه رسد به این كه دلیل قائم است بر این كه حق تعالى حلال نفرموده مگر چیزى را كه در آن براى ابدان مصلحت بوده و حرام نكرده مگر آنچه را كه در آن براى نفوس فساد مى‏ باشد و به همین بیان خداوند در كتابش محلّلات و محرّمات را توصیف فرموده و انبیاء و رسل گرامش حكم را بیان كرده و حجج عظامش براى مردم اظهار فرموده ‏اند چنانچه حضرت ابو عبد اللَّه علیه السّلام فرموده:

اگر مردم مى‏ دانستند كه حق تعالى براى چه آنها را آفریده دو نفر با هم به نزاع بر نمى‏خواستند و نیز اگر پى برده بودند كه ربّ جلیل براى چه حكمتى آنها را مكلّف فرموده ابدا در امثال این مسائلى كه مربوط به تكلیف عباد مى ‏باشد با یك دیگر به اختلاف نمى‏ پرداختند.

یا در جاى دیگر حضرتش فرموده: بین حلال و حرام مائز و فارقى نیست مگر چیزى اندك و ناچیز كه هر كدام را به دیگرى تغییر داده و تبدیل مى‏ كند در نتیجه حلال حرام یا حرام حلال مى‏ شود.

 






نوع مطلب : اسرار گناه و بررسی آثار آن، امـــــــام رضـــــــــــــــــــا، احادیث در تمام زمینه ها، علل الشرایع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 3 آذر 1397




اذن دخول حرم مطهّر امام رضا(ع)









نوع مطلب : امـــــــام رضـــــــــــــــــــا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 8 مهر 1397





صلوات خاصّه امام رضا علیه السّلام








نوع مطلب : امـــــــام رضـــــــــــــــــــا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 8 مهر 1397





زیارت جامعه کبیره












































نوع مطلب : امـــــــام رضـــــــــــــــــــا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 8 مهر 1397





زیارتنامه قدیمی امام رضا علیه السّلام

































































نوع مطلب : امـــــــام رضـــــــــــــــــــا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 8 مهر 1397



زیارت هفت حدیث امام رضا علیه السّلام


بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحیمِ

اَشْهَدُاَنْ لااِلهَ اِلااللهُ وَحْدَهُ لا شَریكَ لَهُ وَ اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَی الْمَلائِكَةِ الْمُقَرَّبین اللّهُمَّ صَلِّ عَلَی الاَنْبیاءِ وَالمُرْسَلین اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مَوْلانا وَمُقْتَدانا اِمامَ الهُدی وَالعُرْوَةُ الْوُثْقی وَحُجَّتِكَ عَلَی اَهْلِ الدُّنْیااَلَّذی قَالَ فی حَقِّهِ سَیِّدُالْوَرَی وَسَنَدُالْبَرَایا سَتُدْفَنُ بَضْعَةٌ مِنّی بِاَرْضِ خُراسَانِ مَازَارَهَا مَكْرُوبٌ اِلانَفَّسَ اللهُ كَرْبَهُ وَلامُذْنِبٌ اِلاغَفَرَاللهُ ذَنْبَهُ اَللّهُمَّ بِشَفَاعَتِهِ المَقْبولَةِ وَ دَرَجَتِهِ الرَّفیعةِ اَنْ تُنَفِّسَ بِهِ كَرْبی وَ تَغّفِرُبِهِ ذَنْبی تُسْمِعُهُ كَلامی وَ تُبَلِّغُهُ سَلامی


شهادت می‏دهم که خدائی غیر از خدای یگانه نیست و شریکی ندارد و گواهی می‏دهم که محمد بنده و فرستاده اوست خدایا درود بفرست بر محمد و فرزندان او خدایا درود بفرست بر فرشتگان نزدیک خود. خدایا درود بفرست بر پیغمبر و فرستادگان خدایا درود بفرست بر امامان پاک، سلام بر امام و پیشوای ما امام هدایت و حلقه استوار و دلیل تو بر مردم دنیا که سید کائنات و دلیل مخلوقات رسول خدا در حق او فرمود: جگر گوشه من به خاک سپرده شود در زمین خراسان زیارت نکند او را رنج دیده‏ای مگر اینکه خداوند برمی‏دارد رنج او را و نه گناهکاری مگر خدا بیامرزد گناهان او را خدایا به حق شفاعت پذیرفته پیغمبر خدا و مقام بزرگ او که بلای مرا از من دور کنی و گناهانم را بیامرزی و بشنوایی به او سخن مرا و برسانی به او سلام مرا.


السَّلامُ عَلَیْكَ یَا حُجَّةَ اللهِ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یَا نورَاللهِ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یَاعَیْبَةَ عِلْمِ اللهِ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یَا مَعْدِنَ حِكْمَةِ اللهِ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یَا حَامِلَ كِتَابِ اللهِ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یَا حَافِظَ سِرِّ اللهِ أَنْتَ الَّذی قَالَ فیكَ قَاتِلُ الْكَفَرَةِ وَ قَامِعُ الْفَجَرَةِ عَلیٌّ اَمیرُالْمُؤْمِنینِ وَوَصیُّ رَسُولِ رَبِّ الْعَالَمینِ صَلَوَاتُ اللهِ وَسَلامُهُ عَلَیْهِ سَیُقْتَلُ رَجَلٌ مِنْ وُلْدی بِاَرْضِ خُرَاسَانِ بِالسَّمِّ ظُلْماً اِسْمُهُ اِسْمی وَاسْمُ اَبیهِ اِسْمُ ابْنِ عِمْرَانِ مُوسی اَلا فَمَنْ زَارَهُ فی غُرْبَتِهِ غَفَرَاللهُ لَهُ ذُنُوبَهُ مَاتَقَدَّمَ مِنْها وَمَاتَاَخَّرَ وَلَوْكَانَتْ مِثْلُ عَدَدَ النُّجُومِ وَ قَطْرِ الاَمْطَارِ وَ وَرَقِ الاَشْجَارِ مَوْلایَ مَوْلایَ هَا أَنَا ذَاوَاقِفٌ بَیْنَ یَدَیْكَ وَذُنُوبی مِثْلُ عَدَدِ النُّجُومِ وَ قَطْرِ الاَمْطَارِ وَ وَرَقِ الاَشْجَارِ وَلَیْسَ لی وَسیلَةٌ اِلی مَحْوِها اِلا رِضاكَ


سلام بر تو ای حجت خدا سلام بر تو ای نور خدا، سلام بر تو ای مخزن علم خداوند سلام بر تو ای معدن حکمت خداوند، سلام بر تو ای دارنده کتاب خدا، سلام بر تو ای نگهدارنده سر خدا، تو آن کسی هستی که در حق تو فرموده کشنده ی کافران و برکننده ی فاجران حضرت علی پیشوای مؤمنان و جانشین پیغمبر خدای عالمیان که صلوات و رحمت خدا و درود بر او باد: به همین زودی کشته شود مردی از فرزندانم در زمین خراسان با زهر در حال ستمدیدگی، نامش نام من است و نام پدرش نام پسر عمران، موسی است که سلام حق بر او باد.بدان هر آن کس او را در غربتش زیارت کند خدا بیامرزد گناهان گذشته او و آینده او را و اگر چه به شماره ستارگان و قطره‏های باران و برگ درختان باشد. آقای من آقای من این منم که در مقابل تو ایستاده‏ام و گناهانم مانند شماره‏های ستارگان است و به قدر قطره‏های باران و برگ درختان برای من نیست وسیله‏ای برای پاک کردن آنها مگر خشنودی تو از من.


 مَوْلایَ مَااَحْسِبُ فی صَحیفَتی عَمَلاً اَرْجی عِنْدی مِنْ زیارَتِكَ كَیْفَ وَقَدْقَالَ فی حَقِّها باقِرُ عِلْمِ الاَوَّلینِ وَ الآخِرینِ صَلَوَاتُ اللهِ عَلَیْهِ یَخْرُجُ رَجُلٌ مِنْ وُلْدِ مُوسی اِسْمُهُ اِسْمُ اَمیرِالْمُؤْمِنین عَلَیْهِ السَّلامُ فَیُدْفَنُ بِاَرْضِ خُراسانِ مَنْ زَارَهُ عَارِفاً بِحَقِّهِ اَعْطَاهُ اللهُ اَجْرَ مَنْ اَنْفَقَ مِنْ قَبْلِ الْفَتْحِ وَ قَاتَلَ فَاَتَیِتُكَ زَائِراً لَكَ عَارِفاً بِحَقِّكَ عَالِماً بِاَنَّكَ اِمَامٌ مُفْتَرَضُ الطَّاعَةِ غَریبٌ شَهیدٌ رَاجیاً بِمَا قَالَهُ الصَّادِقُ عَلَیْهِ الصَّلاةُ وَالسَّلامُ یُقْتَلُ حَفَدَتی بِاَرْضِ خُراسان فی مَدینَةٍ یُقَالُ لَها طوس مَنْ زَارَهُ عَارِفاً بِحَقِّهِ اَخَذْتُهُ بِیَدی یَوْمَ الْقیامَةِ وَ اَدْخَلْتُهُ الْجَنَةِ وَاِنْ كَانَ مِنْ اَهْلِ الْكَبَائِرِ قیلَ لَهُ مَا عِرْفَانُ حَقِّهِ قَالَ اَلْعِلْمُ بِاَنَّهُ اِمَامٌ مُفْتَرَضُ الطَّاعَةِ غَریبٌ شَهیدٌ مَنْ زَارَهُ عَارِفاً بِحَقِّهِ اَعْطَاهُ اللهُ اَجْرَ سَبْعینَ شَهیداً مِمَّنْ اِسْتُشْهِدَ بَیْنَ یَدَیْ رَسُولُ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ الِهِ


آقای من در نامه عمل خود نمی‏یابم عملی را که امیدوارتر باشد نزد من از زیارت تو چگونه اینطور نباشد که در حق زیارت تو شکافنده علم پیشینیان و پسینیان که درود و رحمت خدا بر او باد فرموده: بیرون آید مردی از فرزندم موسی که نامش نام امیرالمؤمنین علی است و دفن می‏شود در زمین خراسان کسی که او را زیارت کند و عارف به حق او باشد خدا می‏دهد بر او پاداش کسی را که قبل از فتح مکه خرج کند در راه خدا و جنگ با کفار نماید پس آمدم به زیارت تو در حال معرفت حق تو و یقین دارم که تو امام هستی و واجب الاطاعتی و شهید و غریب. امیدوارم به آنچه که فرموده است حضرت صادق که درود خدا بر او باد: کشته می‏شود نواده من در زمین خراسان در شهری که نامیده می‏شود به طوس هر کس زیارت کند او را و به حق او معرفت داشته باشد خودم دستش را روز قیامت می‏گیرم به بهشت می‏برم اگر چه از اهل گناهان بزرگ باشد؛ گفته شد به آن حضرت شناختن حق او چیست؟ فرمود: دانستن اینکه او امام و واجب است اطاعت او غریب و شهید است، کسیکه او را زیارت کند با شناختن حق او خدا می‏دهد بر او ثواب هفتاد نفر شهید را از کسانی که شهید شده‏اند نزد پیغمبر خدا که رحمت خدا بر او و فرزندان او باد.


یَابْنَ رَسُولِ اللهِ یَابْنَ اَمیرِالْمُؤْمِنین اَبْتَغی بِزیارَتِكَ مِنَ اللهِ تَبَارَكَ وَتَعَالی غُفْرَانَ ذُنُوبی وَذُنُوبِ وَالِدَیَّ وَالْمُؤْمِنینِ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَ اَسْأَلُكَ الاِتْیانَ الْمَوْعُودِ فی الْمَواطِنِ الثَّلاثِ عِنْدَ تَطَائُرِ الْكُتُبِ وَعِنْدَ الصِّرَاطِ وَ عِنْدَ الْمیزَانِ وَ قُلْتَ وَقَوْلُكَ حَقٌ اِنَّ شَرَّ مَا خَلَقَ اللهُ فی زَمَانی یَقْتُلُنی بِالسَّمِّ ثُمَّ یَدْفِنُنی فی دَارِ مَضَیْعَةٍ وَبِلادِ غُرْبَةٍ اَلا فَمَنْ زَارَنی فی غُرْبَتی كَتَبَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ لَهُ اَجْرَمِاَةِ اَلفِ شَهیدٍ وَمِاَةِ اَلفِ صِدِّیقٍ وَمِاَةِ اَلفِ حَاجٍ وَمُعْتَمِرٍ وَمِاَةِ اَلفِ مُجَاهِدٍ وَحَشْرَ فی زُمْرَتَنَا وَجُعِلَ فِی الدَّرَجَاتِ الْعُلی مِنَ الْجَنَّةِ رَفیقُنا اَلْحَمْدُ للهِ الَّذی وَفَقَّنی لِزیارَتِكَ فی الْبُقْعَةِ الَّتی قُلْتَ فی حَقِّها هِیَ وَاللهِ رَوْضَةٌ مِنْ رِیاضِ الْجَنَّةِ مَنْ زَارَنی فی تِلْكَ الْبُقْعَةِ كَمَنْ كَانَ زَارَ رَسُولَ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَالِهِ وَكَتَبَ اللهُ لَهُ ثَوَابَ اَلْفِ حِجَّةٍ مَبْرُورَةٍ وَ اَلْفِ عُمْرَةٍ مَقْبُولَةٍ وَ كُنْتُ أَنَ وَ ابائی شُفَعَائَهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ فَكُنْ شَفیعی بِابائِكَ الطّاهِرینَ وَ اَوْلادِكَ الْمُنْتَجَبینَ


ای فرزند پیغمبر خدا من می‏خواهم به وسیله زیارت تو از خداوند بزرگ آمرزش گناهانم را و گناهان پدر و مادرم را و مردان مؤمن و زنان مومنه را از تو می‏خواهم که حضور پیدا کنی وعده‏ای که داده شده در سه موقع: اول در موقع باز شدن نامه‏های اعمال، دوم در صراط، سوم هنگام کشیدن اعمال، و گفتی و حرف تو حق است که: بدترین خلق خدا در دوره من می‏کشد مرا با زهر بعد مرا به خاک می‏سپارد در خانه‏ی فراموشی و شهرهای دور از وطن بدان هر کس مرا زیارت کند در غریبی خدا بر او می‏نویسد، ثواب صد هزار شهید و صد هزار صدیق را و صد هزار حاج را و عمره کننده را و صد جهاد کننده را و محشور می‏شود در دسته ما و در درجات بلند بهشتی برای او مقامی داده می‏شود که با ما نزدیک شود. سپاس خدائی را که توفیق داد مرا به زیارت تو در زمینی که گفتی در حق آن زمین: به خدا آن باغی است از باغ‏های بهشت هر کس مرا زیارت کند در این محل مانند کسی است که پیغمبر خدا را زیارت کرده باشد درود بر او و خاندانش و خدا می‏نویسد برای او ثواب هزار حج آمرزیده و هزار عمره قبول شده و من و پدرانم می‏باشیم شفاعت کنندگان او در روز قیامت پس تو شفیع من باش به حق پدران پاک و فرزندان برگزیده ‏ات.


 مَوْلایَ أَنْتَ الَّذی لا یَزُورُكَ اِلَّا الْخَوَاصُّ مِنَ الشّیعَةِ فَبِحَقِّكَ وَبِحَقِّ شیعَتِكَ نَسْأَلُ اللهَ اَنْ یَحْشُرُنی مَعَ شیعَتِكَ فی مُسْتَقَرٍّ مِنَ الرَّحْمَةِ مَعَكُمْ اَهْلَ الْبَیْتِ مَعَكُمْ مَعَكُمْ لامَعَ غَیْرِكُمْ بَرِئْتُ اِلَی اللهِ مِنْ اَعْدَائِكُمْ وَتَقَرَّبْتُ اِلَی اللهِ بِمُوالاتِكُمْ اِنّی مُؤْمِنٌ بِاِیابِكُمْ مُصَدِّقٌ بِرَجْعَتِكُمْ مُنْتَظِرٌ لِاَمْرِكُمْ مُرْتَقِبٌ لِدَوْلَتِكُمْ عَارِفٌ بِعِظَمِ شَأْنِكُمْ عَالِمٌ بِضَلالَةِ مَنْ خَالَفَكُمْ مُوَالٍ لَكُمْ وَلِاَوْلیائِكُمْ مبغض لأعدائکم عائذبکم لائذ بقبورکم


ای آقای من تو آن امامی هستی ترا زیارت نمی‏کند مگر شیعیان خاص پس به حق خود و شیعیانت می‏خواهم از خدا شفاعت تو را و می‏خواهم از او که ما را محشور گرداند در جایگاه رحمت خود با شما اهل‏بیت با شما و با شما نه با دیگری از شما. دوری می‏جویم به سوی خدا از دشمنان شما و نزدیکی می‏جویم به سوی خدا به واسطه شما، من به شما ایمان دارم و انتظار ظهور امر شما را دارم و به رجعت شما تصدیق دارم، منتظر دولت شمایم و به بزرگی و مقام و شأن شما معرفت دارم و علم دارم به گمراهی کسانی که مخالفت شما را کردند و دوستدار شما و دوستان شما هستم، دشمن دارم دشمنان شما را، پناه آورده‏ام به شما و پناهنده‏ام به قبرهای شما.


 اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ عَلیٍّ وَ فَاطِمَةَ وَالْحَسَنِ و الْحُسَیْنِ وَ عَلیِّ ابْنِ الْحُسَیْنِ و مُحَمَّدِ بْنِ عَلیٍّ وَ جَعْفَرِبْنِ مُحَمَّدٍ وَمُوسَی ابْنِ جَعْفَرٍوَعَلیِّ ابْنِ مُوسی وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلیٍّ وَ عَلیِّ ابْنِ مُحَمَّدٍ وَالْحَسَنِ ابْنِ عَلیٍّ وَالْحُجَّةِ ابْنِ الْحَسَنِ صَلَوَاتُكَ عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمْ اَجْمَعین اللّهُمَّ اِنَّ هَؤُلاءِ اَئِمَّتُنَا وَسَادَتُنَا وَقَادَتُنَا وَهُدَاتُنَا وَدُعَاتُنَا اللّهُمَّ وَفِّقْنَا لِطَاعَتِهِمْ وَارْزُقْنَا شَفَاعَتَهُمْ وَاحْشُرْنَا فی زُمْرَتَهُمْ وَاجْعَلْنَا مِنْ خِیارِ مَوَالیهِمْ بِرَحْمَتِكَ یَا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ


خدایا درود بفرست بر پیامبرت محمد و جانشین او و بتول و دو سبط پیامبر و سجاد و باقر و صادق و کاظم و رضا و تقی و نقی و عسکری و مهدی صاحب زمان که رحمت خدا بر او و بر همه ایشان باد

 خدایا اینان امامان ما هستند و آقای ما و پیشوای مایند و راهنمایان و نگهداران مایند. خدایا به ما توفیق اطاعتشان را کرامت فرما و روزی کن شفاعتشان را و ما را محشور فرما در میان دسته ایشان و بگردان ما را از نیکان بندگان ایشان با رحمت خود ای مهربان‏ترین مهربانان.

 

این زیارت هر روز قبل از نماز ظهر در صحن های حرم مطهر  امام رضا علیه السلام پخش می شود






نوع مطلب : امـــــــام رضـــــــــــــــــــا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 8 مهر 1397


یکصد حدیث ناب از امام رضا (ع)

قسمت اوّل



  1. مؤمن‌ ، مؤمن‌ واقعى‌ نیست‌ ، مگر آن‌ که‌ سه‌ خصلت‌ در او باشد : سنتى‌ از پروردگارش‌ و سنتى‌ از پیامبرش‌ و سنتى‌ از امامش‌ . اما سنت‌ پروردگارش‌ ، پوشاندن‌ راز خود است‌ ، اما سنت‌ پیغمبرش‌ ، مدارا و نرم‌ رفتارى‌ با مردم‌ است‌ ، اما سنت‌ امامش‌ صبر کردن‌ در زمان‌ تنگدستى‌ و پریشان‌ حالى‌ است‌

(اصول‌ کافى‌ ، ج‌ 3 ، ص‌ 339)

********************************
2.  پنهان‌ کننده‌ کار نیک‌ ( پاداشش‌ ) برابر هفتاد حسنه‌ است‌ و آشکار کننده‌کار بد سرافکنده‌ است‌ ، و پنهان‌ کننده‌ کار بد آمرزیده‌ است‌

(اصول‌ کافى‌ ، ج‌ 4 ، ص‌ 160)

********************************
3.  از اخلاق‌ پیامبران‌ ، نظافت‌ و پاکیزگى‌ است‌

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 466)

********************************
4.  امین‌ به‌ تو خیانت‌ نکرده‌ ( و نمى‌کند ) و لیکن‌ ( تو ) خائن‌ را امین‌ تصورنمودى‌

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 466)
********************************
5.  برادر بزرگتر به‌ منزله‌ پدر است

‌(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 466)

********************************
6.  دوست‌ هرکس‌ عقل‌ او ، و دشمنش‌ جهل‌ اوست

‌(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 467)

********************************

7.  دوستى‌ با مردم‌ ، نیمى‌ از عقل‌ است

‌(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 467)

********************************
8.  به‌ درستى‌ که‌ خداوند ، سر و صدا و تلف‌ کردن‌ مال‌ و پر خواهشى‌ را دوست‌ ندارد  

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 467)
********************************
9.  عقل‌ شخص‌ مسلمان‌ تمام‌ نیست‌ ، مگر این‌ که‌ ده‌ خصلت‌ را دارا باشد : از او امید خیر باشد ، از بدى‌ او در امان‌ باشند ، خیر اندک‌ دیگرى‌ را بسیار شمارد، خیر بسیار خود را اندک‌ شمارد ، هرچه‌ حاجت‌ از او خواهند دلتنگ‌ نشود ، در عمر خود از دانش‌طلبى‌ خسته‌ نشود ، فقر در راه‌ خدایش‌ از توانگرى‌ محبوبتر باشد ، خوارى‌ در راه‌ خدایش‌ از عزت‌ با دشمنش‌ محبوبتر باشد ، گمنامى‌ را از پرنامى‌ خواهانتر باشد . سپس‌ فرمود : دهمى‌ چیست‌ و چیست‌ دهمى‌ ! به‌ او گفته‌ شد : چیست‌ ؟ فرمود : احدى‌ را ننگرد جز این‌ که‌ بگوید او از من‌ بهتر و پرهیزگارتر است‌

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 467)

********************************
10.  از امام‌ رضا  علیه السلام سؤال‌ شد : سفله‌ کیست‌ ؟ فرمود : آن‌ که‌ چیزى‌ دارد که‌ از ( یاد ) خدا بازش‌ دارد

  (تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 466)

********************************
11.  ایمان‌ یک‌ درجه‌ بالاتر از اسلام‌ است‌ ، و تقوا یک‌ درجه‌ بالاتر از ایمان‌
است‌ ، و به‌ فرزند آدم‌ چیزى‌ بالاتر از یقین‌ داده‌ نشده‌ است

‌ (تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 469)
********************************
12.  اطعام‌ و میهمانى‌ کردن‌ براى‌ ازدواج‌ از سنت‌ است‌

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 469)
********************************
13.  پیوند خویشاوندى‌ را برقرار کنید گرچه‌ با جرعه‌ آبى‌ باشد ، و بهترین‌ پیوند خویشاوندى‌ ، خوددارى‌ از آزار خویشاوندان‌ است‌

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 469)
********************************
14.  حضرت‌ رضا  علیه السلام  همیشه‌ به‌ اصحاب‌ خود مى‌فرمود : بر شما باد به‌ اسلحه‌ پیامبران‌ ، گفته‌ شد : اسلحه‌ پیامبران‌ چیست‌ ؟ فرمود : دعا

(اصول‌ کافى‌ ، ج‌ 4 ، ص‌ 214)
********************************
15.  از نشانه‌هاى‌ دین‌ فهمى‌ ، حلم‌ و علم‌ است‌ ، و خاموشى‌ درى‌ از درهاى‌ حکمت‌ است‌ . خاموشى‌ و سکوت‌ ، دوستى‌ آور و راهنماى‌ هر کار خیرى‌ است‌
 (تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 469)
********************************
16.  زمانى‌ بر مردم‌ خواهد آمد که‌ در آن‌ عافیت‌ ده‌ جزء است‌ ، که‌ نه‌ جزء آن‌ در کناره‌گیرى‌ از مردم‌ ، و یک‌ جزء آن‌ در خاموشى‌ است‌ (تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 470)
********************************
17.  از امام‌ رضا  علیه السلام از حقیقت‌ توکل‌ سؤال‌ شد . فرمود : این‌ که‌ جز خدا از کسى‌ نترسى‌

 (تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 469)
********************************
18.  به‌ راستى‌ که‌ بدترین‌ مردم‌ کسى‌ است‌ که‌ یارى‌اش‌ را ( از مردم‌ ) باز دارد و تنها بخورد و زیر دستش‌ را بزند  

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 472)
********************************
19.  بخیل‌ را آسایشى‌ نیست‌ ، و حسود را خوشى‌ و لذتى‌ نیست‌ ، و زمامدار را وفایى‌ نیست‌ ، و دروغگو را مروت‌ و مردانگى‌ نیست

‌ (تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 473)
 ********************************
20.  کسى‌ دست‌ کسى‌ را نمى‌بوسد ، زیرا بوسیدن‌ دست‌ او مانند نماز خواندن‌ براى‌ اوست‌  

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 473)
********************************
21.  به‌ خداوند خوشبین‌ باش‌ ، زیرا هرکه‌ به‌ خدا خوشبین‌ باشد ، خدا با گمان‌ خوش‌ او همراه‌ است‌ ، و هرکه‌ به‌ رزق‌ و روزى‌ اندک‌ خشنود باشد ، خداوند به‌ کردار اندک‌ او خشنود باشد ، و هرکه‌ به‌ اندک‌ از روزى‌ حلال‌ خشنود باشد ، بارش‌ سبک‌ و خانواده‌اش‌ در نعمت‌ باشد و خداوند او را به‌ درد دنیا و دوایش‌ بینا سازد و او را از دنیا به‌ سلامت‌ به‌ دار السلام‌ بهشت‌ رساند

  (تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 472)
********************************
22.  ایمان‌ چهار رکن‌ است‌ : توکل‌ بر خدا ، رضا به‌ قضاى‌ خدا ، تسلیم‌ به‌ امر
خدا ، واگذاشتن‌ کار به‌ خدا

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 469)
********************************
23.  از امام‌ رضا درباره‌ بهترین‌ بندگان‌ سؤال‌ شد . فرمود : آنان‌ هرگاه‌ نیکى‌
کنند خوشحال‌ شوند ، و هرگاه‌ بدى‌ کنند آمرزش‌ خواهند ، و هرگاه‌ عطا شوند شکر گزارند ، و هرگاه‌ بلا بینند صبر کنند ، و هرگاه‌ خشم‌ کنند . درگذرند

 (تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 469)
********************************
24.  کسى‌ که‌ فقیر مسلمانى‌ را ملاقات‌ نماید و بر خلاف‌ سلام‌ کردنش‌ بر اغنیا بر او سلام‌ کند ، در روز قیامت‌ در حالى‌ خدا را ملاقات‌ نماید که‌ بر او خشمگین‌ باشد  

(عیون‌ اخبار الرضا ، ج‌ 2 ، ص‌ 52)
********************************
25.  از حضرت‌ امام‌ رضا  علیه السلام  درباره‌ خوشى‌ دنیا سؤال‌ شد . فرمود
: وسعت‌ منزل‌ و زیادى‌ دوستان‌

 (بحار الانوار ، ج‌ 76 ، ص‌ 152)
********************************
26.  زمانى‌ که‌ حاکمان‌ دروغ‌ بگویند ، باران‌ نبارد و چون‌ زمامدار ستم‌ ورزد ،
دولت‌ ، خوار گردد ، و اگر زکات‌ اموال‌ داده‌ نشود چهار پاپان‌ از بین‌ روند                      
(بحار الانوار ، ج‌ 73 ، ص‌ 373)
********************************
27.  هر کس‌ اندوه‌ و مشکلى‌ را از مؤمنى‌ برطرف‌ نماید ، خداوند در روز قیامت‌ اندوه‌ را از قلبش‌ برطرف‌ سازد 
(اصول‌ کافى‌ ، ج‌ 3 ، ص‌ 268)
********************************
28.  بعد از انجام‌ واجبات‌ ، کارى‌ بهتر از ایجاد خوشحالى‌ براى‌ مؤمن‌ ، نزد
خداوند بزرگ‌ نیست‌

 (بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 347)
 ********************************
29.  بر شما باد به‌ میانه‌روى‌ در فقر و ثروت‌ ، و نیکى‌ کردن‌ چه‌ کم‌ و چه‌ زیاد ، زیرا خداوند متعال‌ در روز قیامت‌ یک‌ نصفه‌ خرما را چنان‌ بزرگ‌ نماید که‌ مانند 
کوه‌ احد باشد

 (بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 346)
********************************
30.  به‌ دیدن‌ یکدیگر روید تا یکدیگر را دوست‌ داشته‌ باشید و دست‌ یکدیگر رابفشارید و به‌ هم‌ خشم‌ نگیرید

 (بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 347)
********************************
31.  بر شما باد راز پوشى‌ در کارهاتان‌ در امور دین‌ و دنیا . روایت‌ شده‌ که‌
" افشاگرى‌ کفر است‌ " و روایت‌ شده‌ " کسى‌ که‌ افشاى‌ اسرار مى‌کند با قاتل‌ شریک‌ است‌ " و روایت‌ شده‌ که‌ " هرچه‌ از دشمن‌ پنهان‌ مى‌دارى‌ ، دوست‌ تو هم‌ بر آن‌ آگاهى‌ نیابد " 
(بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 347)
********************************
32.  آدمى‌ نمى‌تواند از گردابهاى‌ گرفتارى‌ با پیمان‌شکنى‌ رهایى‌ یابد ، و از
چنگال‌ عقوبت‌ رهایى‌ ندارد کسى‌ که‌ با حیله‌ به‌ ستمگرى‌ مى‌پردازد 
(بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 349)
********************************
33.  با سلطان‌ و زمامدار با ترس‌ و احتیاط همراهى‌ کن‌ ، و با دوست‌ با تواضع‌ ، و با دشمن‌ با احتیاط ، و با مردم‌ با روى‌ خوش

‌ (بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 356)
********************************
34.  هر کس‌ به‌ رزق‌ و روزى‌ کم‌ از خدا راضى‌ باشد ، خداوند از عمل‌ کم‌ او راضى‌ باشد

 (بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 356)
********************************
35.  عقل‌ ، عطیه‌ و بخششى‌ است‌ از جانب‌ خدا ، و ادب‌ داشتن‌ ، تحمل‌ یک‌ مشقت‌ است‌ ، و هر کس‌ با زحمت‌ ادب‌ را نگهدارد ، قادر بر آن‌ مى‌شود ، اما هر که‌ به‌ زحمت‌ بخواهد عقل‌ را به‌ دست‌ آورد جز بر جهل‌ او افزوده‌ نمى‌شود

 (بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 342) 
********************************
36.  به‌ راستى‌ کسى‌ که‌ در پى‌ افزایش‌ رزق‌ و روزى‌ است‌ تا با آن‌ خانواده‌ خود را اداره‌ کند ، پاداشش‌ از مجاهد در راه‌ خدا بیشتر است‌ 
(بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 339)
********************************
37.  پنج‌ چیز است‌ که‌ در هر کس‌ نباشد امید چیزى‌ از دنیا و آخرت‌ به‌ او
نداشته‌ باش‌ : کسى‌ که‌ در نهادش‌ اعتماد نبینى‌ ، و کسى‌ که‌ در سرشتش‌ کرم‌ نیابى‌ ، و کسى‌ که‌ در خلق‌ و خوى‌اش‌ استوارى‌ نبینى‌ ، و کسى‌ که‌ در نفسش‌ نجابت‌ نیابى‌ ، و) کسى‌ که‌ از خدایش‌ ترسناک‌ نباشد 
(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 470)
********************************
38.  هرگز دو گروه‌ با هم‌ روبه‌رو نمى‌شوند ، مگر این‌که‌ نصرت‌ و پیروزى‌ با گروهى‌ است‌ که‌ عفو و بخشش‌ بیشترى‌ داشته‌ باشد

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 470)
********************************
39.  مبادا اعمال‌ نیک‌ و تلاش‌ در عبادت‌ را به‌ اتکاى‌ دوستى‌ آل‌ محمد علیه السلام  رها کنید ، و مبادا دوستى‌ آل‌ محمد  علیه السلام  و تسلیم‌ براى‌ آنان‌ را به‌ اتکاى‌ عبادت‌ از دست‌ بدهید ، زیرا هیچ‌ کدام‌ از این‌دو به‌ تنهایى‌ پذیرفته‌ نمى‌شود

 (بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 347)
********************************
40.  عبادت‌ پر روزه‌ داشتن‌ و نماز خواندن‌ نیست‌ ، و همانا عبادت‌ پر اندیشه‌
کردن‌ در امر خداست

 ‌(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 466)
********************************
41.  کسى‌ که‌ نعمت‌ دارد باید که‌ بر عیالش‌ در هزینه‌ وسعت‌ بخشد
(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 466)

********************************
42.  هرچه‌ زیادى‌ است‌ نیاز به‌ سخن‌ زیادى‌ هم‌ دارد
(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 466)
********************************
43.  کمک‌ تو به‌ ناتوان‌ بهتر از صدقه‌ دادن‌ است

‌(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 470)
********************************
44.  به‌ آن‌ حضرت‌ گفته‌ شد : چگونه‌ صبح‌ کردى‌ ؟ فرمود : با عمر کاسته‌ ، و کردار ثبت‌ شده‌ ، و مرگ‌ بر گردن‌ ما و دوزخ‌ دنبال‌ ما است‌ ، و ندانیم‌ با ما چه‌ شود

 (تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 470)
********************************
45.  سخاوتمند از طعام‌ مردم‌ بخورد تا از طعامش‌ بخورند ، و بخیل‌ از طعام‌ مردم‌ نخورد تا از طعامش‌ نخورند 
(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 470)
********************************
46.  ما خاندانى‌ باشیم‌ که‌ وعده‌ خود را وام‌ دانیم‌ چنانچه‌ رسول‌ خدا  صلی الله علیه واله وسلم‌  کرد 
(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 470)
********************************
47.  هیچ‌ بنده‌ به‌ حقیقت‌ کمال‌ ایمان‌ نرسد تا سه‌ خصلتش‌ باشد : بینایى‌ در دین‌ ، و اندازه‌دارى‌ در معیشت‌ ، و صبر بر بلاها

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 471)
********************************
48.  به‌ ابى‌ هاشم‌ داود بن‌ قاسم‌ جعفرى‌ فرمود : اى‌ داود ما را بر شما به‌
خاطر رسول‌ خدا  صلی الله علیه واله وسلم حقى‌ است‌ ، و شما را هم‌ بر ماحقى‌ است‌ ، هر که‌ حق‌ ما را شناخت‌ رعایت‌ او باید ، و هر که‌ حق‌ ما رانشناخت‌ حقى‌ ندارد

 (تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 471)
********************************
49.  با نعمتها خوش‌ همسایه‌ باشید ، که‌ گریز پایند ، و از مردمى‌ دور نشوند که‌ باز آیند

  (تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 472)
********************************
50.  ابن‌ سکیت‌ به‌ آن‌ حضرت‌ گفت‌ : امروزه‌ حجت‌ بر مردم‌ چیست‌ ؟ در پاسخ‌ فرمود : همان‌ عقل‌ است‌ که‌ به‌ وسیله‌ آن‌ شناخته‌ مى‌شود آن‌ که‌ راستگو است‌ از طرف‌ خدا و از او باور مى‌کند ، و آن‌ که‌ دروغگو است‌ و او را دروغ‌ مى‌شمارد ، ابن‌ سکیت‌ گفت‌ : به‌ خدا این‌ است‌ پاسخ‌ 
(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 473)
********************************

"ادامه مطلب در پُست بعدی"

 





نوع مطلب : امـــــــام رضـــــــــــــــــــا، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 7 مهر 1397




یکصد حدیث ناب از امام رضا (ع)

قسمت دوّم


51.  هرکس‌ آفریدگار را به‌ آفریده‌هایش‌ تشبیه‌ کند ، مشرک‌ است‌ و هرکس‌ به‌ خداوند چیزى‌ نسبت‌ دهد که‌ خدا خود از آن‌ نهى‌ کرده‌ است‌ کافر است‌ 
(وسائل‌ الشیعة‌ ، ج‌ 18 ، ص‌ 557)
********************************
52.  ایمان‌ انجام‌ واجبات‌ و دورى‌ از محرمات‌ است‌ ، ایمان‌ عقیده‌ به‌ دل‌ و
اقرار به‌ زبان‌ و کردار با اعضاء تن‌ است‌ 
(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 444)
********************************
53.  ریان‌ از امام‌ رضا علیه‌ السلام‌ پرسید : نظرتان‌ راجع‌ به‌ قرآن‌ چیست‌ ؟ امام‌ فرمود : قرآن‌ سخن‌ خداست‌ ، فقط از قرآن‌ هدایت‌ بجویید و سراغ‌ چیز دیگر نروید که‌ گمراه‌ مى‌شوید

 (بحار الانوار ، ج‌ 92 ، ص‌ 117)
********************************
54.  امام‌ رضا  علیه السلام  در ضمن‌ تجلیل‌ از قرآن‌ و اعجاز آن‌ فرمودند : قرآن‌ ریسمان‌ محکم‌ و بهترین‌ راه‌ به‌ بهشت‌ است‌ ، قرآن‌ انسان‌ را از دوزخ‌ نجات‌ مى‌دهد ، قرآن‌ به‌ مرور زمان‌ کهنه‌ نمى‌شود ، سخنى‌ همیشه‌ تازه‌ است‌ زیرا براى‌ زمان‌ خاصى‌ تنظیم‌ نشده‌ است‌ ، قرآن‌ راهنماى‌ همه‌ انسانها و حجت‌ بر آنهاست‌ ، هیچ‌ اشکال‌ و ایرادى‌ به‌ قرآن‌ راه‌ پیدا نمى‌کند ، قرآن‌ از جانب‌ خداوند حکیم فرود آمده‌ است‌                 

   (بحار الانوار ، ج‌ 92 ، ص‌ 14)

********************************
55.  سلیمان‌ جعفرى‌ از امام‌ رضا  علیه السلام  پرسید : نظرتان‌ درباره‌ کار کردن‌ براى‌ دولت‌ چیست‌ ؟ امام‌ فرمود : اى‌ سلیمان‌ هرگونه‌ همکارى‌ با حکومت‌ ( ظ‌الم‌ و غاصب‌ ) به‌ منزله‌ کفر به‌ خداست‌ . نگاه‌ کردن‌ به‌ چنین‌ دولتمردانى‌ گناه‌ کبیره‌ است‌ و آدمى‌ را مستحق‌ دوزخ‌ مى‌نماید

 (بحار الانوار ، ج‌ 75 ، ص‌ 374)
********************************
56.  عبدالسلام‌ هروى‌ مى‌گوید : از امام‌ رضا  علیه السلام  شنیدم‌ مى‌فرمود : خدا رحمت‌ کند کسى‌ را که‌ آرمان‌ ما را زنده‌ کند . گفتم‌ : چگونه‌ این‌ کار را بکند ؟ فرمود: آموزشهاى‌ ما را یاد بگیرد و به‌ مردم‌ بیاموزد 
(وسائل‌ الشیعة‌ ، ج‌ 18 ، ص‌ 102)
********************************
57.  هرکس‌ از خود حساب‌ بکشد سود مى‌برد و هرکس‌ از خود غافل‌ شود
زیان‌ مى‌بیند ، و هرکس‌ ( از آینده‌اش‌ ) بیم‌ داشته‌ باشد به‌ ایمنى‌ دست‌ مى‌یابد، و هرکس‌ از حوادث‌ دنیا عبرت‌ بگیرد بینش‌ پیدا مى‌کند ، و هرکس‌ بینش‌ پیدا کند مسائل‌ را مى‌فهمد و هرکس‌ مسائل‌ را بفهمد عالم‌ است‌ 
(بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 352)
********************************
58.  عجب‌ درجاتى‌ دارد : یکى‌ این‌ که‌ کردار بد بنده‌ در نظرش‌ خوش‌ جلوه‌ کند و آن‌ را خوب‌ بداند و پندارد کار خوبى‌ کرده‌ . یکى‌ این‌ که‌ بنده‌اى‌ به‌ خدا ایمان‌ آورد و منت‌ بر خدا نهد با این‌ که‌ خدا را به‌ او منت‌ است‌ در این‌ باره‌ 
(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 468)
********************************
59.  اگر بهشت‌ و جهنمى‌ هم‌ در کار نبود باز لازم‌ بود به‌ خاطر لطف‌ و احسان‌ خداوند مردم‌ مظ‌یع‌ او باشند و نافرمانى‌ نکنند

(بحار الانوار ، ج‌ 71 ، ص‌ 174)
********************************
60.  خداوند سه‌ چیز را به‌ سه‌ چیز دیگر مربوط کرده‌ است‌ و به‌ طور جداگانه‌
نمى‌پذیرد . نماز را با زکات‌ ذکر کرده‌ است‌ ، هرکس‌ نماز بخواند و زکات‌ ندهد 
نمازش‌ پذیرفته‌ نیست‌ . نیز شکر خود و شکر از والدین‌ را با هم‌ ذکر کرده‌ است‌ . از این‌ رو هرکس‌ از والدین‌ خود قدردانى‌ نکند از خدا قدردانى‌ نکرده‌ است‌ . نیز در قرآن‌ سفارش‌ به‌ تقوا و سفارش‌ به‌ ارحام‌ در کنار هم‌ آمده‌ است‌ . بنابراین‌ اگر کسى‌ به‌ خویشاوندانش‌ رسیدگى‌ و احسان‌ ننماید ، با تقوا محسوب‌ نمى‌شود                         
(عیون‌ اخبار الرضا ، ج‌ 1 ، ص‌ 258)
********************************
61.  از حرص‌ و حسادت‌ بپرهیز که‌ این‌ دو ، امتهاى‌ گذشته‌ را نابود کرد ، و
بخیل‌ نباش‌ که‌ هیچ‌ مؤمن‌ و آزاده‌اى‌ به‌ آفت‌ بخل‌ مبتلا نمى‌شود . بخل‌ مغایر با ایمان‌ است‌

 (بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 346)
********************************
62.  احسان‌ و اطعام‌ به‌ مردم‌ ، و دادرسى‌ از ستمدیده‌ ، و رسیدگى‌ به‌ حاجتمندان‌ از بالاترین‌ صفات‌ پسندیده‌ است‌ 
(بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 357)
********************************
63.  با مشروب‌ خوار همنشینى‌ و سلام‌ و علیک‌ نکن‌
(بحار الانوار ، ج‌ 66 ، ص‌ 491)
********************************
64.  صدقه‌ بده‌ هرچند کم‌ باشد ، زیرا هر کار کوچکى‌ که‌ صادقانه‌ براى‌ خدا انجام‌ شود بزرگ‌ است‌

 (وسائل‌ الشیعة‌ ، ج‌ 1 ، ص‌ 87)
********************************
65.  توبه‌ کار به‌ منزله‌ کسى‌ است‌ که‌ گناهى‌ نکرده‌ است‌
(بحار الانوار ، ج‌ 6 ، ص‌ 21)
********************************
66.  بهترین‌ مال‌ آن‌ است‌ که‌ صرف‌ حفظ آبرو شود
(بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 352)

********************************
67.  بهترین‌ تعقل‌ خودشناسى‌ است‌
(بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 352)
********************************
68.  راستى‌ امامت‌ زمام‌ دین‌ و نظام‌ مسلمین‌ و صلاح‌ دنیا و عزت‌ مؤمنان‌ است‌ ، امام‌ بنیاد اسلام‌ نامى‌ ( افزون‌ شو ) و فرع‌ برازنده‌ آن‌ است‌ ، بوسیله‌ امام‌ نماز و زکات‌ و روزه‌ و حج‌ و جهاد درست‌ مى‌شوند و خراج‌ و صدقات‌ فراوان‌ مى‌گردند و حدود و احکام‌ اجراء مى‌شوند و مرز و نواحى‌ محفوظ‌ مى‌ماند

 (تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 462)
********************************
69.  به‌ خدا خوش‌ گمان‌ باشید ، زیرا خداى‌ عزوجل‌ مى‌فرماید : من‌ نزد گمان‌ بنده‌ مؤمن‌ خویشم‌ ، اگر گمان‌ او خوب‌ است‌ ، رفتار من‌ خوب‌ و اگر بد است‌ ،
رفتار من‌ هم‌ بد باشد

 (اصول‌ کافى‌ ، ج‌ 3 ، ص‌ 116)
********************************
70.  مرد عابد نباشد ، جز آن‌ که‌ خویشتن‌ دار باشد ، و چون‌ مردى‌ که‌ در بنى‌ اسرائیل‌ خود را به‌ عبادت‌ وامى‌داشت‌ ، تا پیش‌ از آن‌ ده‌ سال‌ خاموشى‌نمى‌گزید ، عابد محسوب‌ نمى‌شد
(اصول‌ کافى‌ ، ج‌ 3 ، ص‌ 172)

********************************
71.  تواضع‌ این‌ است‌ که‌ به‌ مردم‌ دهى‌ آنچه‌ را مى‌خواهى‌ به‌ تو دهند
(اصول‌ کافى‌ ، ج‌ 3 ، ص‌ 189)
********************************
72.  عیسى‌ بن‌ مریم‌ صلوات‌ الله‌ علیه‌ به‌ حواریین‌ گفت‌ : اى‌ بنى‌ اسرائیل‌ ! بر آنچه‌ از دنیا از دست‌ شما رفت‌ افسوس‌ مخورید ، چنانکه‌ اهل‌ دنیا چون‌ به‌دنیاى‌ خود رسند ، بر دین‌ از دست‌ داده‌ خود افسوس‌ نخورند
(اصول‌ کافى‌ ، ج‌ 3 ، ص‌ 205)
********************************
73.  کسى‌ که‌ جز به‌ روزى‌ زیاد قناعت‌ نکند ، جز عمل‌ بسیار بسش‌ نباشد ، و هرکه‌ روزى‌ اندک‌ کفایتش‌ کند ، عمل‌ کند هم‌ کافیش‌ باشد (اصول‌ کافى‌ ، ج‌ 3 ، ص‌ 207)
********************************
74.  گاهى‌ ، مردى‌ که‌ سه‌ سال‌ از عمرش‌ باقى‌ مانده‌ صله‌ رحم‌ مى‌کند و خدا عمرش‌ را 30 سال‌ قرار مى‌دهد و خدا هرچه‌ خواهد مى‌کند

(اصول‌ کافى‌ ، ج‌ 3 ، ص‌ 221)
********************************
75.  معمر بن‌ خلاد گوید : به‌ امام‌ رضا  علیه السلام  عرض‌ کردم‌ : هرگاه‌ پدر و مادرم‌ مذهب‌ حق‌ را نشناسند دعایشان‌ کنم‌ ؟ فرمود : براى‌ آنها دعا کن‌ و از جانب‌ آنها صدقه‌ بده‌ ، و اگر زنده‌ باشند و مذهب‌ حق‌ را نشناسند با آنها مدارا کن‌ ، زیرا رسول‌ خدا  صلی الله علیه واله وسلم فرمود : خدا مرا به‌ رحمت‌ فرستاده‌ نه‌ به‌ بى‌مهرى‌ و نافرمانى‌

 (اصول‌ کافى‌ ، ج‌ 3 ، ص‌ 232)
********************************
76.  هرکس‌ به‌ مؤمنى‌ گشایشى‌ دهد ، خدا روز قیامت‌ دلش‌ را گشایش‌ دهد .

 (اصول‌ کافى‌ ، ج‌ 3 ، ص‌ 286)
********************************
77.  خداى‌ عزوجل‌ به‌ یکى‌ از پیغمبران‌ وحى‌ فرمود که‌ : هرگاه‌ اطاعت‌ شوم‌ راضى‌ گردم‌ و چون‌ راضى‌ شوم‌ برکت‌ دهم‌ و برکت‌ من‌ بى‌پایان‌ است‌ ، هرگاه‌ نافرمانى‌ شوم‌ خشم‌ گیرم‌ و چون‌ خشم‌ گیرم‌ لعنت‌ کنم‌ و لعنت‌ من‌ تا هفت‌ پشت‌ برسد                                          

 (اصول‌ کافى‌ ، ج‌ 3 ، ص‌ 377)
********************************
78.  هرگاه‌ مردم‌ به‌ گناهان‌ بى‌سابقه‌ روى‌ آورند به‌ بلاهاى‌ بى‌سابقه‌ گرفتار مى‌شوند

 (اصول‌ کافى‌ ، ج‌ 3 ، ص‌ 377)
********************************
79.  مردم‌ از کسى‌ که‌ با صراحت‌ و صادقانه‌ با آنها رفتار کند خوششان‌ نمى‌آید                

(بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 357)
********************************
80.  عده‌اى‌ به‌ دنبال‌ ثروت‌ هستند ولى‌ به‌ آن‌ نمى‌رسند و عده‌اى‌ به‌ آن‌ رسیده‌اند ولى‌ قرار نمى‌گیرند و بیشتر مى‌طلبند

 (بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 349)
********************************
81.  وقتى‌ آشکارا حرف‌ حق‌ مى‌شنوید خشمگین‌ نشوید
(بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 347)
********************************
82.  حریصانه‌ به‌ دنبال‌ قضاى‌ حاجت‌ حاجتمندان‌ باشید ، هیچ‌ عملى‌ بعد از
واجبات‌ بالاتر از شاد کردن‌ مسلمان‌ نیست

‌  (بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 347)
********************************
83.  نادان‌ ، دوستانش‌ را به‌ زحمت‌ مى‌اندازد
(بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 352)
********************************
84.  مسلمان‌ اگر شاد یا خشمگین‌ شود از مسیر حق‌ منحرف‌ نمى‌شود ، و اگر بر دشمن‌ مسلط شود بیشتر از حقش‌ مطالبه‌ نمى‌کند

 (بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 352)
********************************
85.  فقط دو گروه‌ راه‌ قناعت‌ پیش‌ مى‌گیرند : عبادت‌ کنندگانى‌ که‌ در پى‌ پاداش‌ آخرتند یا بزرگ‌ منشانى‌ که‌ تحمل‌ 

                                          درخواست‌ از مردمان‌ پست‌ را ندارند                                            

(بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 357) 
********************************
86.  مرگ‌ ، آفت‌ آمال‌ و آرزوهاست‌ ، و لطف‌ و احسان‌ به‌ مردم‌ تا ابد براى‌
انسان‌ باقى‌ مى‌ماند

 (بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 357)
********************************
87.  عاقل‌ ، احسان‌ به‌ مردم‌ را غنیمت‌ مى‌شمارد ، و شخص‌ توانا باید فرصت‌ را غنیمت‌ شمارد و الا موقعیت‌ از دست‌ مى‌رود

(بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 357)
********************************
88.  خسیس‌ بودن‌ آبروى‌ انسان‌ را از بین‌ مى‌برد
(بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 357)
********************************
89.  قلب‌ انسان‌ حالت‌ خستگى‌ و نشاط دارد ، وقتى‌ در حال‌ نشاط است‌ مسائل‌ را خوب‌ مى‌فهمد و وقتى‌ خسته‌ است‌ کند ذهن‌ مى‌شود ، بنابراین‌ وقتى‌ نشاط دارد آنرا به‌ کار بگیرید و وقتى‌ خسته‌ است‌ آن‌ را به‌ حال‌ خود بگذارید

 (بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 357)
********************************
90.  هر هدفى‌ را از راه‌ آن‌ تعقیب‌ کنید . هرکس‌ اهدافش‌ را از راه‌ طبیعى‌
تعقیب‌ کند به‌ لغزش‌ دچار نمى‌شود و بر فرض‌ که‌ بلغزد چاره‌جویى‌ برایش‌ ممکن‌ است

‌  (بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 356)
********************************
91.  بهترین‌ مال‌ آن‌ است‌ که‌ خرج‌ آبرو و حیثیت‌ انسان‌ شود
(بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 355)
********************************
92.  خود را با کار مداوم‌ خسته‌ نکنید و براى‌ خود تفریح‌ و تنوع‌ قرار دهید ولى‌ از کارى‌ که‌ در آن‌ اسراف‌ باشد یا شما را در اجتماع‌ سبک‌ کند پرهیز کنید 

 (بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 346)
********************************
93.  تواضع‌ و فروتنى‌ مراتبى‌ دارد ، مرتبه‌اى‌ از آن‌ این‌ است‌ که‌ انسان‌ موقعیت‌ خود را بشناسد و بیش‌ از آنچه‌ شایستگى‌ آن‌ را دارد از کسى‌ متوقع‌ نباشد و با مردم‌ به‌ گونه‌اى‌ معاشرت‌ و رفتار نماید که‌ دوست‌ دارد با او آنگونه‌ رفتار شود و اگر کسى‌ به‌ او بدى‌ نمود در مقابل‌ خوبى‌ کند ، خشم‌ خود را فرو خورد و گذشت‌ پیشه‌ کند و اهل‌ احسان‌ و نیکى‌ باشد

(بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 355)
********************************
94.  باید لطف‌ و احسان‌ قابل‌ اعتنا باشد . نباید چیز کم‌ ارزشى‌ را صدقه‌ دهیم‌ . ( در زمانى‌ که‌ عموم‌ مردم‌ تمکن‌ نسبى‌ دارند نباید به‌ خرما دادن‌ بسنده‌ کرد.)

 (بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 354)
********************************
95.  کسى‌ که‌ محاسن‌ و امتیازات‌ زیادى‌ داشته‌ باشد مردم‌ از او تعریف‌ مى‌کنند ، و به‌ تعریف‌ خود نیاز پیدا نمى‌کند 
(بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 353)
********************************
96.  هرکس‌ به‌ راهنمایى‌ تو اعتنایى‌ نکرد نگران‌ مباش‌ حوادث‌ روزگار او را
ادب‌ خواهد کرد

(بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 353)
********************************
97.  کسى‌ که‌ در پوشش‌ نصیحت‌ به‌ تو از دیگرى‌ بدگویى‌ مى‌کند ، به‌ عاقبت‌ بدى‌ گرفتار خواهد شد

 (بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 353)
********************************
98.  هیچ‌ چیزى‌ زیانبارتر از خودپسندى‌ نیست‌
(بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 348)
********************************
99.  برنامه‌ آموزش‌ دین‌ داشته‌ باشید در غیر این‌ صورت‌ بادیه‌ نشین‌ و نادان‌
محسوب‌ مى‌شوید

 (بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 346)

********************************
100.  از فقر اندیشه‌ مکن‌ که‌ خسیس‌ خواهى‌ شد ، و در فکر عمر دراز
مباش‌ که‌ باعث‌ حرص‌ به‌ مادیات‌ است‌ .

********************************






نوع مطلب : امـــــــام رضـــــــــــــــــــا، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 7 مهر 1397


چرا بخشنده از غذای مردم میخورد؟ 

الإمامُ الرِّضا علیه‏السلام : 

السَّخِیُّ یَأكُلُ مِن طَعامِ الناسِ لِیَأكُلُوا مِن طَعامِهِ ، والبَخیلُ لا یَأكُلُ مِن طَعامِ الناسِ لِئَلاّ یَأكُلُوا مِن طَعامِهِ 

شخص بخشنده از غذاى مردم مى‏خورد ، تا مردم از غذاى او بخورند ، اما شخص بخیل از غذاى مردم نمى‏خورد تا آنها 

نیز از غذاى او نخورند.


بحار الأنوار : 71/ 352/ 8 - منتخب میزان الحكمة :268 

 






نوع مطلب : امـــــــام رضـــــــــــــــــــا، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 7 مهر 1397


حدیث خمس


امام رضا علیه  السلام

 اِنَّ الْخُمْسَ عَـوْنُنا عَلى دینِنا وَ عَلى عِیالاتِنا وَ عَلى مَوالینا وَ ما نَبْذُلُهُ وَ نَشْتَرى مِنْ اَعْراضِنا مِمَّن نَخافُ سَطْوَتَهُ فَلاتَزووهُ عَنّا وَ لاتَحْرِموا اَنْفُسَكُم دُعاءَنا ما قَدَرْتُم عَلَیهِ، فَاِنَّ اِخْراجَهُ مِفْتاحُ رِزْقِكُم وَ تَمْحیصُ ذُنوبِكُم وَ ما تَمْهِدونَ لاِنْفُسِكُم لِیَومِ فاقَتِكُم


 امام رضا  علیه  السلام:

در حقیقت، خمس، كمكى به ما براى اهداف دینى ما و خانواده ها و دوستان ما و وسیله حفظ آبروى ما در برابر آنانى است كه از قدرتشان بیم داریم. پس خمس را از ما دریغ ندارید و حتى المقدور خویشتن را از دعاى ما محروم نسازید؛ چرا كه خارج كردن خمس از [سرمایه] ، كلید روزى شما و مایه پاك شدن گناهانتان و اندوخته شما براى روز نیازتان در آخرت خواهد بود.


كافى، ج 1، ص 547، ح 25






نوع مطلب : امـــــــام رضـــــــــــــــــــا، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 7 مهر 1397





راه عدم توان جبـران گنـاه







نوع مطلب : امـــــــام رضـــــــــــــــــــا، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 7 مهر 1397





سرانجام خوش بینی به خداوند


امام رضا علیه السلام می فرمایند :

به‌ خداوند خوشبین‌ باش‌ ، زیرا هرکه‌ به‌ خدا خوشبین‌ باشد ، خدا با گمان‌ خوش‌ او همراه‌ است‌ ، و هرکه‌ به‌ رزق‌ و روزى‌ اندک‌ خشنود باشد ، خداوند به‌ کردار اندک‌ او خشنود باشد ، و هرکه‌ به‌ اندک‌ از روزى‌ حلال‌ خشنود باشد، بارش‌ سبک‌ و خانواده‌اش‌ در نعمت‌ باشد و خداوند او را به‌ درد دنیا و دوایش‌ بینا سازد و او را از دنیا به‌ سلامت‌ به‌ دار السلام‌ بهشت‌ رساند.


(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 472)






نوع مطلب : امـــــــام رضـــــــــــــــــــا، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 7 مهر 1397



هشت حدیث ناب همراه با تفسیر از امام رضاعلیه السّلام


در آستانه ی سالروز میلاد امام رضا قرار داریم ضمن تبریک این میلاد خجسته هشت حدیث ناب را از آن امام که عالم آل محمد(ص) لقب داده شده است با شرحی مختصر تقدیمتان می کنم:



حدیث یکم :

اَلسَّخِیُّ یَأکُلُ مِنْ طَعامِ النّاسِ لِیَأکُلُوا مِنْ طَعامِهِ

سخاوتمند از طعام مردم می خورد تا از طعامش بخورند.

شـــرح :

انسان گل سرسبد هستی است و اجتماعی آفریده شده است .لازمه ی همین رفت و آمدها و اجتماعی بودن استفاده از طعام همدیگر است. در پرتو همین روابط اجتماعی می توان با دوستان با شرافتی آشناشد که از نظر اسلام از دست دادن هریک از آنها بدتر از دست دادن شریف ترین عضو بدن است. از برکت همین طعام دادن ها و مهمان داشتن‌ها گناه میزبان ریزش می کند و زمینه ی برکات بعدی رحمت های الهی نازل می شود.

با این وصف برخی از خانواده ها بسیار کم مهمان هستند و سفره ی مهمانی و طعام دادن آنها گاه تا چند ماه بسته باقی می ماندگویا باطن (بخیل) آنها میگوید اگر به دعوت فلانی بروی یا ارتباطات نهاری و شامی داشته باشی بدون تردید دیگران نیز چند روز بعدش تلافی خواهند کرد.از اینرو نه طعام کسی را می خورند و نه حاضرند به کسی طعامی بدهند.



حدیث دوّم :

التَّودُّدُ اِلَی الناسِ نِصْفُ الْعَقْلِ؛ اظهار 

دوستی به مردم، نیمی ازخرد و عقل است.

شـــرح :

در روایت آمده است انسان با دوچیز می تواند محبت مردم را جلب کند. مادیات و اخلاق . و چون از نظر اقتصادی ضعیف تر از آن هستیم که به همگان بذل و بخشش اقتصادی داشته باشیم فقط یک راه برای جلب محبت دیگران باقی می ماند و آن خوش اخلاقی و محبت کردن به مردم است

به یقین در طلیعه ی مهرورزی به دیگران، سلام کردن وجود دارد. با تقدیم سلام به دیگران این پیام منتقل خواهد شد که سلام کننده سلامتی طرف مقابل را از خداوند می خواهد. سلام حامل این نکته است که بنده به دنبال رفاقت با شمایم و نسبت به شما حالت تواضع دارم

كسى كه سلام می كند به طرف مقابلش كه فرد یاخانواده یا جامعه است اعلام قطعى می كند، و تعهّد واقعى می دهد، كه از جانب من در جان و مال و آبروى خود در امان باشید، و یقین بدانید كه شرّ و زیان و خسارت و ضرر از سوى من به جان و مال و آبروى شما نخواهد رسید
.



حدیث سوّم:

اَفْضَلُ ما تُوصَلُ بِهِ الرَّحِمُ کَفُّ الاَذَی عَنْها

 بهترین صله رحم، خودداری از آزار آنان است.

شـــرح :

بسیاری از مردم با ارحامشان دوستانه و خداپسندانه ارتباط دارند .برخی ها خویشتن را در محدوده ی بسیار محدود محصور کرده اند!

عده ای نیز طرفدار صله ی ارحام هستند ولی به علت های متعدد از جمله کینه، حسادت ها و بگو و مگوهای تنگ نظرانه ارتباط آنها پایدار نیست گاهی سه ماه ارتباط دارند ولی سه سال در کویر قهر بودن فرو می روند!

به فرموده ی امام رضا(ع)برترین صله ی رحم این است که آزار دیگران رادر برنداشته باشد.صله ارحامی که به دنبال آن آرامش خانواده ای جان دهد با برترین صلهی ارحام فاصله ها دارد
.



: حدیث چهارم

عَوْنُکَ لِلضَّعیفِ اَفْضَلُ مَنِ الصَّدَقَةِ 

 به ضعیف کمک کردن، افضل از صدقه است.

صدقه در اسلام عزیز جایگاه بسیار بالایی دارد با این حال امام رضا(ع)فرموده اند برتر از صدقه، کمک کردن به انسانی ضعیف است.

شـــرح :

به یقین برخی از افراد از نظر بینشی ضعیف هستند و بسیاری از نظر اقتصادی، و کمک کردن اقتصادی و مشاوره دلسوزانه دادن به نیازمندان برتر از صدقه خواهد بود.گاهی مشورت دادن جانی را حفظ و گاهی جانی را می گیرد.

شخصی که عاقبت امر او به خودکشی ختم شد قبل از خودکشی به دیگری می گوید: در زندگی مشکلات فراوانی دارم و تا کنون چند بار خودکشتن به ذهنم رسیده است و سپس برخی از مشکلاتش را بیان می کند. رفیقش می گوید عجب مشکلاتی داری اگر من هم به جای شما بودم تا کنون خودم را کشته بودم!

بدون تردید اگر آن شخص مشاوری فهمیم داشت و دلسوزانه او را دلداری می داد و به او راهکارهایی نشان می داد و یا حداقل او را امیدوار می کرد، هرگز آن خودکشی شوم اتفاق نمی افتاد
.



حدیث پنجم :

اَلْمُؤمِنُ اذا غَضِبَ لَمْ یُخْرِجْهُ غَضَبُهُ مِنْ حَقٍّ

 .مؤمن را خشمش از طریق حق خارج نمی‌سازد

شـــرح :

برخی ها تا قصه و قضیه ای پیش نیامده است، خونسردند و ظاهری متین و مومن دارند ولی به صرف این که مشکلی نمایان می شود و یا از نظر انتخاباتی سلیقه های متفاوتی پیدا می کنند، بدترین حرف ها و گاه تهمت ها و پرونده‌سازی ها را نثار همدیگر می کنند

به فرموده ی امام رضا(ع) چنین افرادی ، به درجه ی مومنی نرسیده اند وگرنه با آمدن غضب و خشم نیز ناحق ها را در جای حق جای نمی دهند. و آن گونه بی باکانه سخن نمی گویند.



حدیث ششم :

لْاَخُ الْاَکْبَرُبِمَنْزِلَةِ الاَبْ

 برادر بزرگتر به منزله پدر است

شـــرح :

هر چند بسیاری از افراد احترام برادر بزرگ خود را دارند ولی در جامعه دیده شده است بعضی به راحتی با برادر بزرگشان در می افتند و گاه تا چند سال نیز همه نوع ارتباط را قطع می کنند! حتی گاهی فرزندانشان را نیز به قطع ارتباطاتات مجبور می کنند



حدیث هفتم :


عبادت‌ پر روزه‌ داشتن‌ و نماز خواندن‌ نیست‌، و همانا عبادت‌ پر اندیشه‌كردن‌ در امر خداست


شـــرح :

برخی ها نماز می خوانند و روزه می گیرند ولی زن و فرزند آزار نیز هستند! برخی اهل عبادتند ولی با آمدن انتخاباتی چنان جناحی سخن می گویند و تهمت می زنند که با کهکشانی از توبه شاید مرضی رضای خداوند قرار بگیرند

برخی روزه و نماز را بر پا می دارند ولی با احتکار و گرانفروشی جان ضعیفان و کوخ نشینان را به لب می رسانند!

بعضی ها نمازی و روزه ایند ولی چنان بد اخلاقند که تارکان نماز را بر ترک نماز تشویق می کنند!

و بسیار اهل نماز و روزه اند ولی چون درجه ی معرفت هایشان متفاوت است به فرموده ی پیامبر(ص) فاصله ثواب نمازهایشان زمین تا آسمان است!

به یقین همه ی کسانی که به جایی رسیده اند علاوه بر نماز و روزه و...با تفکر رفیق بوده اند .عبادتی که بر اساس تفکر پایه ریزی نشود، زود نیز ضایع می شود.



حدیث هشتم :


اَلنَّظَرُ إلیَ ذُرِّبَّةِ مُحَمَّدٍ عِبادَةٌ

 نظر محبّت آمیز به ذرّیه پیامبر، عبادت است.


شـــرح :

از منظر مکتب رسول الله (ص)ذریه ی حضرت رسول(ص)دارای جایگاه ویژه ای هستند به همین دلیل پیامبر عزیز اسلام فرمودند 


اُحِـبـّوُا اُولادیِ الصَّالِـحوُن لله والطَّالِحون لِی


 دوست داشته باشید اولاد صالح مرا بخاطر خدا و دوست داشته باشید ناصالحان آنرا بخاطر من 







نوع مطلب : امـــــــام رضـــــــــــــــــــا، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 7 مهر 1397





نامه امام رضا (ع) به حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) 


جناب شیخ مفید در کتاب خویش پیام جامع , آموزنده وجالبی را از هشتمین امام معصوم حضرت رضا (علیه السلام) آورده است که آن بزرگوار آن پیام را به وسیله حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) به شیعیان ودوستداران اهل بیت (علیهم السلام) فرستاده اند.

متن پیام آن بزرگوار این است :

ای عبدالعظیم ! سلام گرم مرا به دوستدارانم برسان و به آنان بگو: در دلهای خویش برای شیطان راهی نگشایند و آنان را به راستگویی در گفتار و ادای امانت و سکوت پر معنا و ترک درگیری و جدال در کارهای بیهوده و بی فایده فرا خوان و به صله رحم و رفت و آمد با یکدیگر و رابطه گرم و دوستانه با هم دعوت کن , چرا که این کار باعث تقرب به خداوند و من و دیگر اولیاء اوست . دوستان ما نباید فرصتهای گرانبهای زندگی و وقت ارزشمند خود را به دشمنی با یکدیگر تلف کنند و من با خود عهد کرده ام که هر کس مرتکب اینگونه امور شود یا به یکی از دوستانم و رهروانم خشم کند و به او آسیب رساند از خداوند بخواهم که او را به سخت ترین کیفر دنیوی مجازات کند و در آخرت نیز اینگونه افراد از

زیانکاران خواهند بود.

به دوستان ما توجه ده که خداوند نیکو کاران آنان را مورد بخشاش خویش قرار داده و بد کاران آنان را جز آنهایی که بدو شرک ورزند و یا یکی از دوستداران ما را برنجاند و یا در دل نسبت به انان کینه بپرورند , همه را مورد عفو قرار خواهد داد , اما از آن سه گروه نخواهد گذشت و آنان را مورد بخشایش خویش قرار  نخواهد داد جز اینکه از نیت خود باز گردند و اگر همچنان باقی باشند خداوند روح ایمان را برای همیشه از دل آنان خارج ساخته و از ولایت ما نیز بیرون خواهد برد و از دوستی ما اهل بیت نیز بی بهره خواهند بود و من از این لغزشها به خداوند پناه میبرم.






نوع مطلب : امـــــــام رضـــــــــــــــــــا، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 7 مهر 1397




تصویرنامه آقا علی ابن موسی الرّضا (ع)

 به حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) 








نوع مطلب : امـــــــام رضـــــــــــــــــــا، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 7 مهر 1397



ماجرای شتری که به حرم امام‌رضا(ع) پناهنده شد!

 

راوی: سید محمد حسینی (خادم حضرت رضا علیه السلام)

در سال ۵۲ در منطقه محمد آباد مشهد، کشتارگاهی بود که محل ذبح حیوانات و تأمین گوشت قصاب خانه های مشهد بود. روزی، صاحب کشتارگاه، شتری را خریداری و برای ذبح به کشتارگاه می‌برد.

 

ناگهان قبل از ذبح، حیوان افسار خود را کشیده و به سمت حرم مطهر فرار می‌کند و همه تلاش‌ها برای نگه داشتن آن بی‌نتیجه می‌ماند.

 

من آن روز حرم مشرف بودم، ناگهان دیدم از درب شرقی صحن انقلاب (عتیق)، شتری وارد صحن شد و مستقیم به سمت درب غربی رفت، اما قبل از رسیدن به درب غربی برگشت نگاهی به گنبد و بارگاه انداخت و آرام آرام پشت پنجره فولاد رفت و آنجا زانو زد.

 

کم‌کم زائران جمع شدند، خدّام و مسئولین حرم هم رسیدند، صاحب شتر نیز خودش را رساند، صحنه جالبی بود، از چشمان حیوان مرتب اشک جاری بود، فرد غریبه‌ای جلو آمد و خواست بهای شتر را به صاحب آن بپردازد. صاحب شتر گفت: من این حیوان را به مولای‌مان حضرت رضا علیه السلام می‌بخشم و امیدوارم حضرت هم مرا به نوکری خود بپذیرند.

 

حیوان را به مزرعه آستان قدس بردند و تا پایان عمر در آنجا آزادانه مشغول چرا و گشت و گذار بود.

 

منبع: کتاب ذره و آفتاب، معاونت تبلیغات و ارتباطات اسلامی آستان قدس رضوی






نوع مطلب : امـــــــام رضـــــــــــــــــــا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 7 مهر 1397



چرا زیارت نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و ائمّه 

علیهم السّلام بعد از حجّ  لازم است؟


وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ وَلا تَحْلِقُوا رُءُوسَکُمْ حَتَّى یَبْلُغَ الْهَدْیُ مَحِلَّهُ فَمَنْ کَانَ مِنْکُمْ مَرِیضًا أَوْ بِهِ أَذًى مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْیَةٌ مِنْ صِیَامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُکٍ فَإِذَا أَمِنْتُمْ فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیَامُ ثَلاثَةِ أَیَّامٍ فِی الْحَجِّ وَسَبْعَةٍ إِذَا رَجَعْتُمْ تِلْکَ عَشَرَةٌ کَامِلَةٌ ذَلِکَ لِمَنْ لَمْ یَکُنْ أَهْلُهُ حَاضِرِی الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ ﴿بقره/196

حج وعمره را براى خدا به پایان برید ، و اگر [به علتى] شما را از انجام آن بازداشتند، آنچه را از قربانى براى شما میسر است [قربانى كنید و از احرام در آیید] ؛ و سر خود را نتراشید تا قربانى به محلش برسد ؛ و از شما اگر كسى بیمار بود یا در سرش آسیب داشت [و ناچار بود سر بتراشد ، جایز است سر بتراشد و] كفّاره‏اى چون روزه ، یا صدقه یا قربانى بر عهده اوست . و هنگامی  كه [از علل ممنوعیّت] در امان بودید ، پس هر كه با پایان بردن عمره تمتّع به سوى حج تمتّع رود ، آنچه از قربانى میسر است [قربانى كند] . و كسى كه قربانى نیابد ، سه روزْ روزه ، در همان سفر حج و هفت روز روزه ، هنگامی  كه بازگشتید بر عهده اوست ؛ این ده روز كامل است [و قابل كم و زیاد شدن نیست] . این وظیفه كسى است كه [خود و] خانواده ‏اش ساكن و مقیم [منطقه] مسجد الحرام نباشد . و از خدا پروا كنید و بدانید كه خدا سخت كیفر است .

 

الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُومَاتٌ فَمَنْ فَرَضَ فِیهِنَّ الْحَجَّ فَلا رَفَثَ وَلا فُسُوقَ وَلا جِدَالَ فِی الْحَجِّ وَمَا تَفْعَلُوا مِنْ خَیْرٍ یَعْلَمْهُ اللَّهُ وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَیْرَ الزَّادِ التَّقْوَى وَاتَّقُونِ یَا أُولِی الألْبَابِ ﴿بقره/197

حج در ماه‏هاى معین و معلومی  است [شوال ، ذوالقعده ، ذوالحجه] پس كسى كه در این ماه‏ها حج را [با احرام بستن و تلبیه] بر خود واجب كرد ، [بداند كه] در حج ، آمیزش با زنان و گناه و جدال [جایز] نیست . و آنچه از كار خیر انجام دهید خدا می ‏داند . و به نفع خود توشه برگیرید كه بهترین توشه ، پرهیزكارى است و اى صاحبانِ خرد ! از من پروا كنید .

 

وَأَذِّنْ فِی النَّاسِ بِالْحَجِّ یَأْتُوکَ رِجَالا وَعَلَى کُلِّ ضَامِرٍ یَأْتِینَ مِنْ کُلِّ فَجٍّ عَمِیقٍ ﴿حج/27

و در میان مردم برای حج بانگ زن تا پیاده و سوار بر هر شتر باریک اندام [چابک و چالاک] که از هر راه دور می آیند، به سوی تو آیند.



باب دویست و بیست و یكم

اسرار زیارت نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و ائمّه

 علیهم السّلام بعد از حجّ  چیست؟

 

 برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 398

 

حدیث (1)

محمّد بن احمد سنانى رضى اللَّه عنه از احمد بن محمّد بن یحیى بن زكریّا القطان از ابو بكر بن عبد اللَّه بن حبیب از تمیم بن بهلول، از پدرش، از اسماعیل بن مهران، از حضرت جعفر بن محمّد علیهما السّلام نقل كرده كه آن حضرت فرمودند:

هر گاه یكى از شما حج بجا آورد لازم است كه حجّش را به زیارت ما خاتمه دهد زیرا این زیارت متمّم حجّ خواهد بود.


حدیث (2)

محمّد بن على ماجیلویه رضى اللَّه عنه از محمّد بن یحیى عطّار، از محمّد بن الحسین بن الخطّاب، از محمّد بن سنان از عمّار بن مروان، از جابر، از حضرت ابى جعفر علیه السّلام، حضرت فرمودند:

تمام بودن حج و كامل بودنش به این است كه بعد از آن، امام زیارت و ملاقات گردد.


حدیث (3)

 محمّد بن الحسن بن احمد بن ولید رضى اللَّه عنه از محمّد بن الحسن الصفّار، از احمد بن محمّد بن عیسى از حسن بن على الوشّاء، وى مى‏گوید: از حضرت ابا الحسن الرضا علیه السّلام شنیدم كه مى‏ فرمودند:

هر امامى در گردن دوستان و شیعیانش عهدى دارد و وفاء كامل به عهد و نیكو اداء كردنش به این است كه اولیاء و دوستان قبور آنها را زیارت كنند چه آنكه هر كس ایشان را از روى رغبت و میل زیارت كند در روز قیامت ایشان شفعاء او خواهند بود.


حدیث (4)

 پدرم رضى اللَّه عنه از على بن ابراهیم، از پدرش، از محمّد بن ابى عمیر، از عمر بن اذینه، از زراره، از حضرت ابى جعفر علیه السّلام، حضرت فرمودند:

مردم مأمور شدند این سنگ‏ها را بیاورند و طوافشان كنند سپس نزد ما آمده و ایشان را به دوستى خود خبرشان دهیم و ایشان كمك و نصرتشان را بر ما عرضه بدارند.


حدیث (5)

محمّد بن موسى بن متوكّل رضى اللَّه عنه از على بن الحسن السعدآبادی، از احمد بن ابى عبد اللَّه برقى از عثمان بن عیسى، از معلى بن شهاب، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، آن حضرت فرمودند:

حضرت حسن بن على علیهما السّلام به رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم عرض كردند:

اى پدر جزاء و پاداش كسى كه شما را زیارت كند چیست؟

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند: فرزندام كسى كه در حیات و ممات من به زیارتم آید یا پدر و یا برادرت و یا تو را زیارت كند بر من است كه او را در روز قیامت زیارت كرده پس از گناهانش او را رها نمایم.


حدیث (6)

 پدرم رضى اللَّه عنه از محمّد بن یحیى عطّار از محمّد بن الحسین بن ابى الخطّاب، از محمّد بن اسماعیل بن بزیع از صالح بن عقبه، از زید شحّام نقل كرده كه وى گفت:

محضر مبارك حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام عرضه داشتم: كسى كه یكى از شما خاندان را زیارت كند جزایش چیست؟

حضرت فرمودند: او مانند كسى است كه رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم را زیارت كرده باشد.


حدیث (7)

پدرم رضى اللَّه عنه، از سعد بن عبد اللَّه، از عباد بن سلیمان، از دیلمى، از ابراهیم بن ابى حجر اسلمى، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، حضرت فرمودند: رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند:

كسى كه به مكّه آید به منظور انجام حجّ و مرا در مدینه زیارت نكند جفا كرده و كسى كه به من جفا كند من نیز در روز قیامت به او جفا مى ‏كنم و كسى كه مرا زیارت كند شفاعت من براى او حتمى است و كسى كه شفاعت من شاملش شد بهشت بر او واجب است.

مصنّف این كتاب (صدوق علیه الرحمه) مى‏ گوید: علّت و سبب در زیارت نبى اكرم صلى اللَّه علیه و آله آن است كه هر كس حج انجام دهد و حضرتش را زیارت نكند به آن جناب جفا نموده و زیارت ائمه علیهم السّلام نیز به منزله زیارت رسول اللَّه صلى اللَّه علیه و آله مى ‏باشد چه آنكه این معنا از امام صادق علیه السّلام نقل و روایت گردیده.


توضیح مدیر وبلاگ :

بنظر حقیر اینگونه میرسد که اسرار این تشرّف خدمت  ائمّه علیهم السّلام بعد از اعمال حج شاید این باشد که، حج بعنوان یکی از مهمترین اعمال عبادی مؤمنین لازم است پس از اتمام حج گذار بحضور امام معصوم برسد و حج خود را عرضه بدارد و از نگاه لطف کریمانه معصومین علیهم السّلام بر حجّش مُـهر تأیید زده شود، چرا که فرد مسلمان و حتی مؤمن چنانچه استطاعت بر رفتن حج داشته و تعمّداً این فریضه را انجام ندهد به دین یهود از دنیا میرود. . والله اعلم





نوع مطلب : 02-سوره بـقـرة، 22-سوره حـج، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، علل الشرایع، اســـــــــــــــــــــــرار حـج، پیامبـــــــــــر اکــــــــــــرم ، حـضـرت زهـــــــــــــــــــراء، امـــــــام علـــــــــــــــــی، امـــــــام مجــــــــــــــتبی، امـــــــام حـســـــــــــــین ، امـــــــام سجّــــــــــــــــــاد، امـــــــام باقــــــــــــــــــــر، امـــــــام صـــــــــــــــــادق، امـــــــام کـــاظــــــــــــــم، امـــــــام جــــــــــــــــــواد، امـــــــام رضـــــــــــــــــــا، امـــــــام هــــــــــــــــــادی، امـــــــام عســــــــــــــگری، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 20 شهریور 1397



باب دویست و چهل و ششم

چرا مكروه است جلو جنازه مخالفین حركت نمود؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد یک-مطلب شماره 219


حدیث (1)

محمّد بن على ماجیلویه رضى اللَّه عنه از عمویم محمّد بن ابى القاسم، از احمد بن ابى عبد اللَّه، از وهب، از على بن ابى حمزه نقل كرده كه وى گفت: از حضرت ابا عبد اللَّه علیه السّلام پرسیدم وقتى با جنازه خارج شده و آن را تشییع نمودم چه بكنم، آیا جلو آن حركت كرده یا پشت و یا از سمت راست آن یا از جناب چپ؟

حضرت فرمودند:

 اگر جنازه از مخالفین شما است جلو آن حركت مكن زیرا فرشتگان عذاب به استقبالش آمده و انواع عذابها را براى وى مهیّا ساخته‏ اند.






نوع مطلب : علل الشرایع(اسرار)، اســـــــــــــــــــــــرار مــرگ، پیامبـــــــــــر اکــــــــــــرم ، حـضـرت زهـــــــــــــــــــراء، امـــــــام علـــــــــــــــــی، امـــــــام مجــــــــــــــتبی، امـــــــام حـســـــــــــــین ، امـــــــام سجّــــــــــــــــــاد، امـــــــام باقــــــــــــــــــــر، امـــــــام صـــــــــــــــــادق، امـــــــام کـــاظــــــــــــــم، امـــــــام رضـــــــــــــــــــا، امـــــــام جــــــــــــــــــواد، امـــــــام هــــــــــــــــــادی، امـــــــام عســــــــــــــگری، امـــــــام زمـــــــــــــــــــان، علل الشرایع، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 19 تیر 1397




باب دویست و چهل و پنجم

اسرار اینكه چرا مخالفین بر میّت چهار تكبیر مى ‏گویند؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد یک-مطلب شماره 218


حدیث (1)

على بن احمد از محمّد بن ابى عبد اللَّه، از موسى بن عمران، از عمویش حسین بن یزید، از على بن ابى حمزه، از ابو بصیر نقل كرده كه وى گفت: محضر امام صادق علیه السّلام عرض كردم: براى چه بر میّت پنج تكبیر میگوییم و مخالفین ما چهار تكبیر مى‏ گویند؟

حضرت فرمودند:

براى این كه ستونهایى كه اسلام بر آنها بنا شده پنج تا است:

 نماز، زكات، روزه، حجّ و ولایت ما اهل بیت

 خداوند عزّوجلّ براى میّت از هر ستونى یك تكبیر جعل فرمود و شما شیعیان به هر پنج ستون اقرار دارید ولى مخالفین شما چهار تا را اقرار داشته و یكى از منكر هستند لذا آنها بر اموات خود چهار تكبیر گفته و شما پنج تكبیر مى‏ گویید.

حدیث (2)

پدرم رحمة اللَّه علیه از على بن ابراهیم، از پدرش، از ابن ابى عمیر، از هشام بن سالم، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند: 

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله بر قومى پنج و بر قومى دیگر چهار تكبیر مى ‏فرمودند و هر گاه بر مردى چهار تكبیر مى‏ فرمودند وى متّهم مى گشت به اینكه از دوستداران اهل بیت نیست.

حدیث (3)

 محمّد بن على ماجیلویه، از محمّد بن یحیى عطّار، از جعفر بن محمّد بن مالك از احمد بن هیثم، از على بن خطاب حلال‏[1]، از ابراهیم بن محمّد بن حمران، وى مى‏گوید: به مكّه رفتیم و بر حضرت امام صادق

 علیه السّلام داخل شدیم حضرت نماز بر اموات را یاد كرده و فرمودند:

مؤمن و منافق به این شناخته مى ‏شدند كه رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله بر مؤمن پنج تكبیر و بر منافق چهار تا مى‏ فرمودند.

حدیث (4)

 محمّد بن الحسن رحمة اللَّه علیه، از محمّد بن الحسن الصفّار، از محمّد بن عیسى‏[2]، از كسى كه ذكرش نموده، راوى مى‏ گوید: حضرت رضا علیه السّلام فرمودند:

علّت این كه بر میّت پنج تكبیر مى‏ گویند چیست؟

عرض كردم: روایت مى‏ كنند كه این پنج تكبیر از پنج نماز یومیه گرفته شده است.

حضرت فرمودند: این ظاهر حدیث است، امّا باطنش آن است كه خداوند عزّ و جلّ پنج فریضه بر بندگان واجب نموده: نماز، زكات، روزه، حج و ولایت‏[3]

 پس از هر فریضه‏ اى براى میّت یك تكبیر قرار داده است و كسى كه ولایت را پذیرفته پنج تكبیر گفته و آن كس كه ولایت را نپذیرفته چهار تكبیر مى‏ گوید و به خاطر همین است كه شما بر اموات خود پنج تكبیر گفته و مخالفین شما چهار تكبیر بر امواتشان مى‏ گویند.



[1]- به فرموده مرحوم شیخ در رجالش وى از اصحاب امام كاظم علیه السّلام بوده و واقفى مى‏باشد.

[2]- محمّد بن عیسى بن عبد اللَّه بن سعد بن مالك الاشعرى، وى از شیوخ قمیین و وجوه اشعریین مى‏باشد.

[3]- یعنى ولایت حضرات معصومین علیهم السّلام و مقصود این است كه بعد از نبىّ اكرم صلّى اللَّه علیه و آله امیر المؤمنین علیه السّلام و سپس اولاد طاهرینش را ولىّ بر كائنات بدانند.






نوع مطلب : علل الشرایع(اسرار)، اســـــــــــــــــــــــرار مــرگ، علل الشرایع، پیامبـــــــــــر اکــــــــــــرم ، حـضـرت زهـــــــــــــــــــراء، امـــــــام علـــــــــــــــــی، امـــــــام مجــــــــــــــتبی، امـــــــام حـســـــــــــــین ، امـــــــام سجّــــــــــــــــــاد، امـــــــام باقــــــــــــــــــــر، امـــــــام صـــــــــــــــــادق، امـــــــام کـــاظــــــــــــــم، امـــــــام رضـــــــــــــــــــا، امـــــــام هــــــــــــــــــادی، امـــــــام جــــــــــــــــــواد، امـــــــام عســــــــــــــگری، امـــــــام زمـــــــــــــــــــان، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 19 تیر 1397




باب دویست و چهل و چهارم

چرا در نماز میّت پنج تكبیر گفته مى ‏شود؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد یک-مطلب شماره 217


حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه از احمد بن محمّد، از على بن حكم، از عثمان بن عبد الملك، از ابوبكر حضرمى از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده كه آن‏ جناب فرمودند:

اى ابو بكر آیا مى ‏دانى نماز بر میّت چه مقدار است؟

عرض كرد: خیر حضرت فرمودند: پنج تكبیر مى‏ باشد، سپس فرمودند: آیا مى ‏دانى این پنج تكبیر از كجا گرفته شده است؟

عرض كرد: خیر حضرت فرمودند: پنج تكبیر از پنج نماز شبانه روز گرفته شده به این نحو كه از هر نمازى یك تكبیرة الاحرام اخذ گردیده شده.

حدیث (2)

محمّد بن الحسن از محمّد بن الحسن الصفّار، از فضل بن عامر، از موسى بن القاسم، از سلیمان بن جعفر، از پدرش از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، حضرت فرمودند: رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله فرمودند:

خداوند متعال پنج نماز واجب فرموده و از هر نماز یك تكبیر براى میّت قرار داده است.

حدیث (3)

 على بن حاتم از على بن محمّد، از عبّاس بن محمّد، از پدرش، از ابن ابى عمیر، از محمّد بن مهاجر، از مادرش ام سلمه نقل كرده كه وى گفت: به مكّه رفتم، زنى از «مرجئه» با من همراه شد وقتى به «ربذه» رسیدم مردم مُـحرِم شده، من نیز با آنها احرام بستم منتهى احرام را به تأخیر انداخته و در وادى عقیق به آن مبادرت نمودم، آن زن به من گفت: شما شیعیان در همه چیز مخالفت مى‏ كنید، مردم از ربذه احرام بستند، شما از وادى عقیق محرم مى‏ شوید و همچنین در نماز میّت مردم چهار تكبیر بر میت مى‏ گویند ولى شما پنج تكبیر مى‏ گویید و خدا را شاهد مى‏گیرم كه تكبیر بر میّت چهار تا است.

زن شیعه مى ‏گوید: بر امام صادق علیه السّلام داخل شدم، به حضرت عرض كردم: خدا حال شما را نیكو گرداند زنى از گروه مرجئه با من همراه شد و چنین و چنان گفت:

پس آنچه را گفته بود محضر امام علیه السّلام عرض كردم، حضرت ابو عبد اللَّه علیه السّلام فرمودند:

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله هر گاه بر میّت نماز مى‏ خواندند اوّل تكبیر مى‏ گفتند سپس شهادت می‏دادند دوّم تكبیر گفته و پس از آن بر نبىّ صلوات مى ‏فرستادند و دعاء مى‏ كردند سپس سوّم تكبیر  را گفته و به دنبالش براى مؤمنین و مؤمنات دعاء مى‏ كردند بعد چهارم تكبیر را گفته و به دنبالش براى میّت دعاء مى‏كردند و بالاخره تكبیر پنجم را گفته و منصرف مى ‏شدند.

.

.

.

 هنگامى كه حقّ تعالى آن جناب را از نماز گزاردن بر منافقین نهى فرمود كیفیّت نماز را اینطور اجراء مینمودند: اول تكبیر گفته و به دنبالش شهادت مى‏ دادند بعد تكبیر و به دنبالش صلوات بر نبىّ اكرم صلّى اللَّه علیه و آله فرستاده سپس تكبیر سوّم را ایراد نموده و به دنبالش براى مؤمنین و مؤمنات دعاء نموده و بالاخره تكبیر چهارم را گفته و منصرف مى ‏شدند و براى میّت دعاء نمى ‏فرمودند.






نوع مطلب : علل الشرایع(اسرار)، اســـــــــــــــــــــــرار مــرگ، علل الشرایع، پیامبـــــــــــر اکــــــــــــرم ، حـضـرت زهـــــــــــــــــــراء، امـــــــام علـــــــــــــــــی، امـــــــام مجــــــــــــــتبی، امـــــــام حـســـــــــــــین ، امـــــــام سجّــــــــــــــــــاد، امـــــــام باقــــــــــــــــــــر، امـــــــام صـــــــــــــــــادق، امـــــــام کـــاظــــــــــــــم، امـــــــام رضـــــــــــــــــــا، امـــــــام جــــــــــــــــــواد، امـــــــام هــــــــــــــــــادی، امـــــــام عســــــــــــــگری، امـــــــام زمـــــــــــــــــــان، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 19 تیر 1397




باب صد و هفتاد و دوّم

سرّ نامیده شدن على بن موسى علیه السّلام به رضا


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد یک-مطلب شماره 165



حدیث (1)

احمد بن على بن ابراهیم رضى اللَّه عنه مى‏ گوید: پدرم از جدّم ابراهیم بن هاشم، از احمد بن ابى نصر بزنطى، وى مى ‏گوید:

محضر امام ابو جعفر ثانى محمّد بن على علیه السّلام عرض كردم: گروهى از مخالفین‏

شما تصوّر مى‏ كنند مأمون نام پدر شما را رضا گذارده به خاطر آن كه آن حضرت به ولایت عهدى مأمون راضى بودند.

حضرت فرمودند: به خدا قسم ایشان دروغ مى‏ گویند و مرتكب فجور و فسق شده‏اند، خداوند متعال آن حضرت را رضا خواند به خاطر آن كه حضرتش از خداوند متعال در آسمانش و از رسول و ائمّه علیهم السلام كه بعد از رسول بودند در زمین راضى و خشنود بود.

راوى مى ‏گوید: محضر مباركش عرضه داشتم: مگر تمام پدران شما علیهم السلام از خدا و رسولش و ائمّه بعد از آن حضرت راضى و خشنود نبودند؟

حضرت فرمودند: آرى.

عرض كردم: پس چرا بین ایشان تنها پدر شما به رضا موسوم گردید؟

فرمود: زیرا مخالفین و دشمنانش از او خشنود بودند همانطورى كه موافقین و دوستانش از آن حضرت خشنود بودند در حالى كه این امتیاز براى هیچ یك از آباء گرامش علیهم السلام نبود لذا از میان همه تنها آن حضرت به رضا موسوم گشت.






نوع مطلب : علل الشرایع، امـــــــام رضـــــــــــــــــــا، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 8 تیر 1397



سرّ این كه مأمون حضرت رضا علیه السّلام را با سمّ

 به قتل رساند


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد یک-مطلب شماره 164











نوع مطلب : علل الشرایع، امـــــــام رضـــــــــــــــــــا، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 8 تیر 1397



باب صد و هفتاد و سوم


اسرار اینكه چرا امام رضا علیه السّلام ولایتعهدى

 را از مأمون پذیرفت‏؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد یک-مطلب شماره 163


حدیث (1)

حسین بن ابراهیم بن ناتانه از على بن ابراهیم، از پدرش ابراهیم بن هاشم، از ابو الصّلت هروى نقل كرده كه وى گفت: مأمون به امام رضا علیه السّلام عرض كرد: اى فرزند رسول خدا فضل و علم و زهد و تقوى و عبادت شما را دانستم و شما را سزاوارتر از خود به خلافت دیدم.

حضرت به او فرمودند: به واسطه عبودیت حقّ تعالى افتخار نموده و با زهد در دنیا امید نجات از شرّ دنیا را داشته و با تقوى و اجتناب از محارم رجاء رسیدن به مغانم را دارم و با تواضع و فروتنى در دنیا امیدوارم نزد خدا رفعت مقام پیدا كنم.

مأمون عرض كرد: نظرم این است كه از خلافت كناره گیرم و آن را براى شما گذارده و خود با شما بیعت كنم.

حضرت رضا علیه السّلام فرمودند: اگر خلافت را خدا براى تو قرار داده حقّ ندارى لباسى را كه خدا به تن تو نموده درآورى و براى غیر قرار دهى و اگر از آن تو نیست نمى‏توانى آن را براى من قرار دهى.

مأمون عرضه داشت: اى فرزند رسول خدا چاره‏اى براى شما نیست از این كه این امر را قبول نمایى.

امام علیه السّلام فرمودند: ابدا اطاعت تو نخواهم كرد و این كار را نمى‏ نمایم، پیوسته مأمون جدّ و جهد مى ‏كرد و روزگارى را در این امر به امام علیه السّلام اصرار نمود تا از قبول حضرت مأیوس شد، سپس به امام عرض كرد: اگر خلافت را قبول نمى‏ كنى و بیعت مرا دوست ندارى پس ولیعهد من باش تا بعد از من خلافت از آن شما باشد.

امام رضا علیه السّلام فرمودند: به خدا سوگند پدرم از آباء گرامش از امیر المؤمنین علیهم السلام از رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله نقل فرمود كه من پیش از تو در حالى كه با سمّ و مظلومانه كشته شده‏ام از دنیا خواهم رفت و تمام فرشتگان آسمان و زمین بر من گریه مى كنند و در زمین غربت در جنب هارون الرّشید دفن خواهم شد.

مأمون گریست و سپس عرض كرد: اى فرزند رسول خدا، چه كسى تو را خواهد كشت یا چه كسى قدرت و بدى به تو را دارد در حالى كه من زنده هستم؟! 

حضرت رضا علیه السّلام فرمودند: اگر بخواهم بگویم چه كسى مرا خواهد كشت البته خواهم گفت.

مأمون عرضه داشت: اى فرزند رسول خدا با این كلام مى‏ خواهى امر خلافت را از خود دفع كرده تا مردم بگویند كه تو در دنیا زاهد هستى.

حضرت رضا فرمودند: به خدا قسم از زمانى كه حقّ تعالى مرا آفریده تا به حال دروغ نگفته و در دنیا به خاطر دنیا زهد نورزیده‏ ام و من مى ‏دانم كه قصد تو چیست.

مأمون عرضه داشت: چه قصد دارم؟

حضرت فرمود: اگر راست بگویم در امانم؟

مأمون عرض كرد: در امان هستى.

امام علیه السّلام فرمودند: مقصود تو از این كار آن است كه مردم بگویند:

على بن موسى الرّضا در دنیا بى‏رغبت نبود بلكه دنیا رغبتى در او نداشت، مگر نمى ‏بینید چگونه ولایت عهدى را به طمع خلافت پذیرفت.

مأمون پس از استماع این سخنان غضبناك شد و گفت: همیشه تو با آنچه من از آن كراهت دارم با من برخورد مى‏ نمایى و از قدرت من در امان مى‏باشى، به خدا قسم اگر ولایت عهدى را قبول كردى كه هیچ و الّا تو را بر آن اجبار مى‏ كنم و در این صورت اگر خواسته مرا بجا آورى كه به تو كارى ندارم و الّا گردنت را خواهم زد.

امام علیه السّلام فرمودند: خدا مرا از این كه خود را به هلاكت اندازم نهى فرموده حال كه‏

امر چنین است آنچه مى‏خواهى بجا آور و من هم قبول مى‏كنم مشروط به این كه احدى را والى نكرده و كسى را عزل ننموده و رسمى و سنّتى را نقض نكنى و من دور از این امر بوده تنها در مقام مشورت اشاره ‏اى به تو بنمایم.

مأمون راضى شد و حضرت را ولیعهد خود قرار داد در حالى كه حضرت كمال كراهت را از این كار داشتند.

حدیث (2)

مظفّر بن جعفر بن مظفّر رضى اللَّه عنه مى‏ گوید: جعفر بن محمّد بن مسعود، از پدرش نقل كرده كه او گفت: محمّد بن نصیر از حسن بن موسى حكایت كرده كه او گفت:

اصحاب نقل كرده ‏اند كه شخصى به حضرت رضا علیه السّلام عرض كرد: خدا نیكو بدارد شما را چگونه قبول كردید آنچه را كه مأمون به شما پیشنهاد نمود؟ (گویا این شخص در مقام انكار و اعتراض به حضرت این سؤال را مطرح كرده بود) حضرت به او فرمودند: اى مرد، نبىّ افضل است یا وصىّ نبىّ؟

آن مرد گفت: نبىّ افضل است.

حضرت فرمودند: مسلمان افضل است یا مشرك؟

آن مرد عرض كرد: مسلمان افضل است.

حضرت فرمودند: عزیز مصر مشرك بود و یوسف علیه السّلام پیامبر، مأمون مسلمان است و من وصىّ پیامبر هستم یوسف از عزیز مصر درخواست كرد او را والى قرار دهد و این درخواست هنگامى بود كه جناب یوسف به عزیز فرمود:

مرا والى خزائن زمین قرار بده چه آن كه نگهبان بوده و هم آگاه و عالم در حالى كه مأمون مرا مجبور بر آنچه قبول كردم نمود، سپس حضرت در تفسیر آیه شریفه:


 «اجْعَلْنِی عَلى‏ خَزائِنِ الْأَرْضِ إِنِّی حَفِیظٌ عَلِیمٌ‏»

یوسف/55

فرمودند:مقصود از «حفیظ» یعنى حافظ و نگهبان آنچه در زیر دستم هست مى ‏باشم و مراد از «علیم» آن است كه به هر زبانى آگاه و عالم مى ‏باشم.

حدیث (3)

احمد بن زیاد همدانى رحمة اللَّه علیه از على بن ابراهیم بن هاشم، از پدرش، از ریّان بن صلت نقل كرده كه گفت: بر حضرت على بن موسى الرضا علیهما السّلام وارد شدم، محضر مباركش عرض كردم: اى فرزند رسول خدا، مردم مى‏ گویند: شما ولایت عهدى مأمون را پذیرفته ‏اید با این كه در دنیا اظهار زهد و بى‏رغبتى مینمایید؟!

حضرت فرمودند: خدا مى‏ داند من از پذیرفتن آن كراهت داشتم ولى وقتى مخیّر شدم بین قبول آن و كشته شدن پذیرفتن آن را اختیار كردم، واى بر این مردم آیا نمى‏ دانند یوسف علیه السّلام نبىّ و رسول بود ولى وقتى ضرورت او را وادار كرد كه ولایت خزائن عزیز مصر را بپذیرد به او گفت:

اجْعَلْنِی عَلى‏ خَزائِنِ الْأَرْضِ إِنِّی حَفِیظٌ، عَلِیمٌ‏

یوسف/55

و ضرورت نیز مرا وادار كرد كه این امر را قبول كرده در حالى كه از آن كراهت داشته و مرا بر آن اجبار نمودند بعد از آن كه مشرف بر مرگ شدم، از این گذشته داخل شدن من در این امر نبود مگر خارج ‏شدنم از آن لذا از این افتراء و تهمت‏ هاى مردم به خدا شكایت كرده و او كمك كار من مى ‏باشد.







نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، امـــــــام رضـــــــــــــــــــا، احادیث در تمام زمینه ها، علل الشرایع، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 8 تیر 1397
          
پنجشنبه 7 تیر 1397



 اسرار اینكه چرا واجب است امام از نظر قبیله و جنس و نسب و خاندان معروف و شناخته شده بوده و چرا باید اعلم خلائق و سخی ترین و شجاع ترین و عفیف ترین آنان باشد و از تمام گناهان معصوم و بر حذر باشد؟ 


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد یک-مطلب شماره 149













نوع مطلب : علل الشرایع، امـــــــام علـــــــــــــــــی، امـــــــام مجــــــــــــــتبی، امـــــــام حـســـــــــــــین ، امـــــــام سجّــــــــــــــــــاد، امـــــــام باقــــــــــــــــــــر، امـــــــام صـــــــــــــــــادق، امـــــــام کـــاظــــــــــــــم، امـــــــام رضـــــــــــــــــــا، امـــــــام جــــــــــــــــــواد، امـــــــام هــــــــــــــــــادی، امـــــــام عســــــــــــــگری، امـــــــام زمـــــــــــــــــــان، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 7 تیر 1397
          
پنجشنبه 7 تیر 1397



باب یکصد و سی و پنجم

اسرار و علّت تفاوت مأموریت های امامت ائمه معصومین

 علیه السّلام در چیست؟



برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-مطلب شماره 129



حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه فرمود: عبد اللَّه بن جعفر حمیرى از ابو القاسم هاشمى، از عبید بن قیس انصارى، از حسن بن سماعه، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند: 

جبرئیل علیه السّلام به رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله نازل شد و صفحه و ورقى را از آسمان با خود آورد كه نه قبلا و نه بعدا مشابه آن نازل نگردید، در آن صفحه مهرهایى از طلا بود، جبرئیل به رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله عرض كرد: اى محمّد این وصیّت تو است به نجیب و برگزیده از اهلت.

حضرت فرمود: اى جبرئیل نجیب از اهل من كیست؟

عرضه داشت: على بن ابى طالب، به او امر كن پس از آن كه رحلت و وفات نمودید مهر این صفحه را بشكند و به آنچه در آن نوشته عمل نماید.

پس از رحلت رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله على علیه السّلام مهر از نامه برداشت و به آنچه در آن نوشته بود عمل نمود.

 سپس هنگام رحلت آن را به حسن بن على علیه السّلام داد، آن جناب مهر بعدى را شكست و به آنچه در آن نوشته بود عمل كرد و در وقت وفات ورقه را به حسین بن على علیه السّلام داد.

 آن حضرت (امام حسین علیه السّلام) مهر بعدى را برداشت در نامه نوشته بود: قوم و خویشانت را با خود به سمت شهادت ببر و خود را قربانى خدا كن، حضرت به آنچه در آن بود عمل فرمود و سپس در وقت ارتحال از این عالم ورقه را به امام بعدى مسترد فرمود.

 آن حضرت (امام سجّاد علیه السّلام) مهر بعدى را شكست در آن نوشته بود: خاموش و ساكت و ملازم منزل باش و پروردگارت را عبادت كن تا زمان رحلت فرا رسد سپس آن حضرت ورقه را به امام بعد از خود سپرد.

 آن حضرت (امام باقر علیه السّلام) نیز مهر از آن برداشت در صفحه نوشته بود:

براى مردم حدیث بگو و فتوى بده و علم پدرانت را منتشر نما، حضرت به آنچه در آن نوشته بود عمل نمود سپس در وقت رحلت صفحه را به امام بعدى تسلیم كرد.

 آن حضرت (امام صادق علیه السّلام)  مهرش را شكست در آن نوشته بود براى مردم حدیث بگو و فتوى بده و پدرانت را تصدیق كن و اصلا خوف و هراس نداشته باش مگر از خدا چه آن كه تو در امان خدا و ضمان او هستى، سپس آن حضرت صفحه را به امام بعد از خود دفع نمود و آن حضرت نیز آن را به امام بعد از خود داد و او نیز به امام بعد و به همین منوال تا روز قیامت بپا شود.







نوع مطلب : پیــــامبـــــــــران الــــــهی، علل الشرایع، پیامبـــــــــــر اکــــــــــــرم ، حـضـرت زهـــــــــــــــــــراء، امـــــــام علـــــــــــــــــی، امـــــــام مجــــــــــــــتبی، امـــــــام حـســـــــــــــین ، امـــــــام سجّــــــــــــــــــاد، امـــــــام باقــــــــــــــــــــر، امـــــــام صـــــــــــــــــادق، امـــــــام کـــاظــــــــــــــم، امـــــــام جــــــــــــــــــواد، امـــــــام رضـــــــــــــــــــا، امـــــــام هــــــــــــــــــادی، امـــــــام عســــــــــــــگری، امـــــــام زمـــــــــــــــــــان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 28 خرداد 1397



احادیث ناب امام رضا علیه السلام 


در مورد قرآن-قسمت دوّم


سوره نساء


آیه‌ی 58اِنّ اللهَ یَأمُرُكم اَن تُؤدّوا الاماناتِ اِلى اهلِها. 
محمد بن فُضیل گوید: امام رضا(ع) در باره‌ی این آیه كه
 خدا به شما فرمان می‌دهد كه سپرده ها را به صاحبان آنها بازگردانید..
فرمود:
آنان،
امامان از خاندان پیامبر هستند
كه هر یك امامت را به امام پس از خود می‌سپارند
و آن را به دیگران نمی‌دهند
و از اهلش نیز دریغ نمی‌دارند.
(تفسیر عیاشى1:240)
 

آیه‌ی 59یا ایّها الذینَ آمنوُا َطیعُوا اللهَ و اَطیعوا الرّسولَ و اولی الامرِ منكُم. 
ابان گوید: نزد امام رضا(ع) رفتم و پرسیدم: معنى این آیه چیست كه می‌فرماید:
اى كسانى كه ایمان آورده اید! خدا را اطاعت كنید و پیامبر و اولیاى امر خود را نیز پیروى كنید..
فرمود:
منظور على بن ابی‌طالب است.
آن گاه سكوت فرمود و چون سكوت وى به درازا كشید، پرسیدم: پس از وى كیست؟
فرمود:حسن
و مدّتى سكوت كرد. پرسیدم: پس از او چه كسى؟
فرمود:حسین.
گفتم: پس از او؟
فرمود:
على بن الحسین
و خاموش ماند...
و به همین سان، پس از نام بردن هر امام سكوت می‌فرمود و من می‌پرسیدم،
تا آن كه یكایك، همه‌ی امامان را نام برد.
(تفسیر عیاشى1:251)
 

آیه‌ی 140 اَن اِذا سَمِعتم آیات الله یُكفر بها و یُستَهزَئ بها فلا تقعُدوا مَعَهم حتّى یخوضوا فی حَدیث غیره اِنَّكم اِذاً مِثلٌهم. 
محمد بن فُضیل گوید: امام رضا(ع) در تبیین این آیه
... هر گاه شنیدید آیات خدا مورد انكار و ریشخند قرار می‌گیرد با آنان منشینید تا به سخنى جز آن درآیند، چرا كه در این صورت شما هم مثل آنان خواهید بود..
فرمود:
هر گاه شنیدى كه
كسى حق را انكار می‌كند
و آن را دروغ می‌شمارد
و اهل حق را دشنام می‌دهد،
از نزد او برخیز
و دیگر با او همنشین مشو.
(تفسیر عیاشى1:282)
 

 

سوره‌ مائده

آیه‌ی 33
 انّما جزآء الّذین یُحاربون الله و رسوله وَ یَسعَون فی الارضِ فساداً اَن یُقَتّلوا اَو یُصلّبوا او تُقَطّع ایدیهم و ارجُلُهم مِن خِلاف او یُنفوا مِن الارض. 
ابو اسحاق مدائنى گوید نزد امام رضا(ع) بودم كه فردى آمد و گفت: قربانت شوم! خداوند متعال می‌فرماید:
سزاى كسانى كه با خدا و پیامبر او می‌جنگند و در زمین به فساد می‌كوشند جز این نیست كه كشته شوند یا بر دار آویخته گردند یا دست و پایشان در خلاف جهت یكدیگر بریده شود یا از آن سرزمین تبعید گردند... معنى این سخن چیست؟
امام فرمود:
خدا چنین فرموده است.
پرسید: قربانت گردم، اگر چه كارى را انجام داد سزاوار یكى از این چهار كیفر است؟
امام فرمود:
اگر با خدا و رسولش از سر نبرد درآمد
و كسى را كشت،
... او را می‌كشند.
اگر كسى را كشت
و اموال او را هم ربود،
... او را می‌كشند و بر دار می‌آویزند.
اگر اموال كسى را ربود
ولى او را نكشت،
... دست و پایش را می‌برند.
اگر با خدا و رسول جنگید
و فساد پیشه كرد،
ولى كسى را نكشت
و مال كسى را نستاند،
... او را تبعید می‌كنند.
پرسید: قربانت گردم! تبعیدش چگونه است؟
امام فرمود:
او را از شهرى كه كارهاى ناشایست را در آن انجام داده است
به شهرى دیگر می‌فرستند
و به مردم آن دیار می‌نویسند
كه او تبعیدى است،
با او همخور و همنوش و همسر نشوید.
اگر از آن شهر به جایى دیگر رفت،
براى آنان نیز چنین می‌نویسند،
تا یك سال، كه او شرمگنانه توبه كند.
پرسید: اگر خواست از سرزمین اسلام بیرون رود و در دیار مشركان زندگى كند، چه باید كرد؟
امام فرمود:
اگر خواست به سرزمین شرك برود،
گردنش را می‌زنند.
( تفسیر عیاشى1:317)
 

آیه‌ی 64 بَل یَداهُ مَبسُوطَتانِ 
هشام بن مشرقى گوید: امام رضا(ع) فرمود:
خداوند آن گونه كه خود را وصف می‌كند،
یگانه است
و بی‌نیاز
و نور ...
آن گاه فرمود:
... بلكه هر دو دست او گشاده است.
با دست خود به دستان جضرت اشاره كردم و پرسیدم: آیا او دستى این گونه دارد؟
فرمود:
اگر چنین بود كه از آفریدگان به شمار می‌رفت.
(تفسیر عیاشى1:330)
 

آیه‌ی 67 یا ایّها الرّسول بلّغ ما اُنزِلَ الَیك مِن ربّك واِن لم تفعَل فما بلّغتَ رسالته واللهُ یَعصِمُك مِن الناس 
سهل بن قاسم نوشجانى نقل می‌كند كه كسى به امام رضا(ع) گفت: اى فرزند رسول خدا! از عروة بن زبیر چنین بازگفته اند كه پیامبر(ص) در تقیّه درگذشت.
امام فرمود:
از هنگامی‌ كه این آیه نازل شد
... ای پیامبر! آن چه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده ابلاغ كن،
و اگر نكنى، پیامش را نرسانده اى،
و خدا تو را از گزند مردم نگاه می‌دارد..
پیامبر(ص) هر گونه تقیّه را به كنار نهاد
و فرمان خدا را ابلاغ فرمود،
و قریش هم هر چه خواستند انجام دادند.
ولى پیش از نازل شدن این آیه
شاید پیامبر تقیه می‌كرده است.
(عیون الاخبار2:130)
 

آیه‌ی 106 یا ایّها الذین آمنوا شهادة بینكم اذا حَضر اَحدكم الموت حینَ الوصیّة اثنان ذوا عدل منكم او آخران مِن غیركم. 
فُضیل بن ابى الحسن تفسیر این آیه را از امام رضا(ع) پرسید كه:
... اى كسانى كه ایمان آوردید! هنگامی‌ كه یكى از شما را مرگ در رسید، باید از میان خود دو عادل را در موقع وصیّت به شهادت میان خود فراخوانید، یا اگر در سفر بودید و ...دو تن از غیر خود را.
امام فرمود:
دو تن از شما؛ یعنى دو مسلمان،
و دو تن از غیر شما؛ یعنى از اهل كتاب،
و اگر از اهل كتاب یافت نشد، از مجوس.
زیرا پیامبر(ص) فرمود:
با آنان به سان اهل كتاب رفتار كنید...
(تفسیر عیاشى1:349)
 

آیه‌ی 111 و اِذ اَوحیتُ الى الحواریّین اَن آمِِنوا بی و برسولی قالوا آمنّا.. 
حسن بن على بن فضّال گوید: از امام رضا(ع) پرسیدم كه چرا حواریّون را بدین نام خوانده‌اند؟
فرمود:
مردم بر این باورند كه
این نامگذارى از آن جهت بوده
كه آنان رختشوى بودند
و جامه‌ها را از آلودگى می‌پیراستند
و این اسم از واژه‌ی نان سفید (خُبز حوار) گرفته شده است،
امّا ما معتقدیم كه آنان را از این رو (حوارى) گفته‌اند كه
دلى پاك داشتند
و با پند و اندرز زنگار گناه را از دیگران می‌زدودند.
پرسیدم چرا آنان را (نصارا) خوانده اند؟
فرمود:
چون از روستایى در سرزمین شام به نام (ناصره) بودند
كه مریم و عیسى پس از بازگشت از مصر
در آن اقامت گزیدند.
(علل الشرایع1:76)
 

 

سوره‌ انعام


آیه‌ی 59و ما تَسقُط مِن ورَقة اِلاّ یَعلَمُها و لا حبّة فی ظُلُمات الارض و لا رَطب و لا یابِس الاّ فی كتاب مُبین 
حسین بن خالد گوید: تفسیر این آیه را از امام رضا(ع) پرسیدم كه
... و هیچ برگى فرو نمی‌افتد مگر این كه آن را می‌داند و هیچ دانه اى در تاریكی‌هاى زمین و هیچ تر و خشكى نیست جز این كه در كتابى روشن است. 
فرمود:
ورقه (برگ) جنینى است كه از مادر سقط شود و به هنگام سقط فریادى برنیاورد.
حبّه (دانه) جنینى است كه در شكم مادر است و پیش از موعد سقط شود و به هنگام سقط بانگ برآورد.
رَطب (دانه) مُضغه است یعنى همان جنینى كه در رحم جاى گرفته و هنوز اندامش شكل نیافته است.
یابِس (خشك) جنینى است كه به كمال رسیده و همه‌ی پیكر او سامان گرفته است.
... و كتاب مبین،
یعنى امام آشكار. 
(تفسیر عیاشى1:361)
 

آیه‌ی 96وَ جَعَل اللّیلَ سَكَنا 
على بن بنت الیاس گوید:
از امام رضا(ع) شنیدم كه فرمود:
... خداوند شب را براى آرامش قرار داده،
و زنان را نیز مایه‌ی آرامش نهاده،
و ازدواج در شب
و اطعام مردم
سنّت است. 
(تفسیر عیاشى1:368)
 

آیه‌ی 98 و هو الّذی اَنشأكم مِن نَفس واحِدة فمُستَقرّ و مُستودَع 
محمّد بن فُضیل در باره‌ی این آیه كه می‌فرماید:
.. و او همان كسى است كه شما را از یك تن پدید آورد، پس قرارگاه(مستقرّ) و محل امانتى (مستودع) مقرّر كرد،
از امام رضا(ع) چنین نقل می‌كند:
.. آن ایمانى كه مستقرّ باشد
تا روز رستاخیز می‌ماند،
و آن چه امانى است،
خداوند آن را پیش فرا رسیدن مرگ
می‌ستاند. 
(تفسیرعیاشى1:368)
 

آیه‌ی 98و هو الّذی اَنشأكم مِن نَفس واحِدة فمُستَقرّ و مُستودَع 
احمد بن محمّد گوید:
امام رضا(ع) نزد بنی‌زریق ایستاد
و با صداى بلند مرا فرا خواند،
پاسخ كه دادم، فرمود:
پیامبر خدا(ص) كه رحلت فرمود،
مردم كوشیدند كه نور خدا را خاموش سازند،
امّا خداوند نور خویش را با امیرالمؤمنین تداوم بخشید.
ابوالحسن(ع) كه درگذشت،
ابن ابی‌حمزة و یارانش تلاش كردند
كه نور خدا را فرو نشانند،
امّا خدا خواست كه نورش همچنین بتابد.
اهل حق
هرگاه كسى بدانان وارد شود خرسند می‌شوند
و آن گاه كه فردى از میان آنان برود نگران نیستند،
زیرا به امر خویش یقین دارند...
امّا اهل باطل
اگر كسى به آنان افزوده شود شادمان می‌شوند
و هنگامى كه كسى از آنان بمیرد بر فقدان او فریاد برمی‌آورند،
چون در كار خود تردید دارند...
خداوند می‌فرماید: 
فمستقرّ و مستَودَع
امام صادق(ع) فرموده است:
مستقرّ آن است كه ثبوت دارد
و مستودع آن است كه امانتى است. 
(تفسیر عیاشى1:372)
 

آیه‌ی 103لا تُدركه الابصار و هو یُدرِك الابصار و هو اللّطیف الخَبیر 
فضل بن سهل ذوالریاستین از امام رضا(ع) پرسید:
جانم فدایت!
ما را از این اختلاف نظر مردم در باره‌ی رؤیت آگاه ساز
كه برخى می‌گویند: خداوند می‌بیند
و بعضى می‌گویند: نمى‌بیند.
امام فرمود:
این ابوعبّاس!
هر كس خدا را به چیزى جز آن چه خود را بدان توصیف كرده، وصف كند،
بر او دروغ بسته است.
خداوند گفته است: 
... چشمها او را درنمی‌یابند و اوست كه دیدگان را درمی‌یابد و او لطیف آگاه است.
این دیدگان همین چشم‌ها نیست،
دیده‌اى كه در نهان است
و وهم ما را بدان راهى نیست
و چگونگى آن به درك نمی‌گنجد. 
(تفسیر عیاشى1:372)
 

آیه‌ی 103لا تُدركه الابصار و هو یُدرِك الابصار و هو اللّطیف الخَبیر 
اشعث بن حاتم گوید:
از امام رضا(ع) پیرامون توحید پرسیدم،
امام فرمود:
آیا قرآن نخوانده‌اى؟
پاسخ دادم: چرا.
فرمود:
این آیه را بخوان كه
چشم ها او را درنمی‌یابند و اوست كه دیدگان را درمی‌یابد و او لطیف آگاه است..
من خواندم.
پرسید:
دیدگان یعنى چه؟
گفتم: همین چشمان.
فرمود:
خیر!
مقصود (اوهام) است.
یعنى وهم‌ها چگونگى او را درنمی‌یابند
و او هر فهمى را درك می‌كند. 
(المحاسن 239)
 

آیه‌ی 125فَمَن یُرد اَن یَهدِیَه یَشرَح صَدرَهُ للاسلامِ و من یُرِد اَن یُضِلّهُ یَجعَل صَدرهُ ضیّقاً حرَجاً كانّما یصَّعَّدُ الى السمآء.. 
حمدان بن سلیمان نیشابورى از امام رضا(ع) پیرامون این آیه پرسید كه می‌فرماید:
. پس كسى را كه خدا بخواهد او را هدایت نماید دلش را به پذیرش اسلام می‌گشاید و هر كه را بخواهد گمراه كند، دلش را سخت تنگ می‌گرداند چنان كه گویى به‌زحمت در آسمان بالا می‌رود...
امام فرمود:
هر كس را كه خداوند بخواهد
با ایمان آوردن،
به بهشت و سراى كرامت آخرت
رهنمون شود،
او را سینه اى فراخ می‌دهد
تا به فرمان خدا تسلیم باشد
و بدو اعتماد ورزد
و به وعده‌ی پاداش الهى اطمینان كند.
و هر كس را كه بخواهد
به دلیل كفر ورزیدن و نافرمانى در دنیا،
او را از بهشت خویش دور سازد،
سینه اش را سخت تنگ می‌كند
به گونه اى كه حتّى در كفر خود تردید دارد
و از باورهاى خویش نگران و سرگردان است،
چندان كه گویا به آسمان فرا می‌شود...
این گونه است كه
خداوند ناپاكى را در كسانى قرار می‌دهد
كه ایمان نمی‌آورند. 
(معانى الاخبار 145)
 

آیه‌ی 141وَ آتوا حقّه یَومَ حصادِه و لاتُسرفوا 
احمد بن محمّد چنین گوید كه
اگر كسى با دو دست خود صدقه می‌داد،
امام رضا(ع) آن را از نمونه‌هاى اسراف می‌شمرد
و یك بار فرمود:
اگر پدرم امام كاظم(ع) چنین صحنه‌اى را می‌دید
كه یكى از خدمتگزاران با دو دست خود صدقه می‌دهد،
بانگ برمی‌داشت كه
با یك دست و مشت‌مشت به او صدقه دهید...
و اگر خواستید از خوشه‌ی گندم به او عطا كنید،
آن را خوشه‌خوشه بدهید. 
(تفسیر عیاشى:379)
 

آیه‌ی 141وَ آتوا حقّه یَومَ حصادِه و لاتُسرفوا 
حسن بن على گوید:
از امام رضا(ع) درباره‌ی این آیه پرسیدم كه
... و حقّ (بینوایان از) آن را در روز بهره‌بردارى از آن بدهید!
امام فرمود:
یك مشت و دو مشت
به كسى داده می‌شود
كه در آن جا حاضر باشد. 
(تفسیر عیاشى1:377)
 

آیه‌ی 141وَ آتوا حقّه یَومَ حصادِه و لاتُسرفوا 
سعد بن سعد از امام رضا(ع) پرسید كه
اگر كسى محصول خود را برداشت می‌كرد
و بینوایان در آن جا نبودند،
چه كند؟
امام فرمود:
وظیفه اى ندارد. 
(تفسیر على بن ابراهیم 206)
 

 

سوره‌ انفال


آیه‌ی 41وَ اعلَموا اَنّما غنِمتم مِن شیئ فاِنّ للهِ خُمُسَهُ و لِلرَسول و لِذی القُربى و الیَتامی‌ و المَساكین... 
بزنطى این آیه را نزد امام رضا(ع) خواند
... و بدانید كه هر چیزى را به غنیمت گرفتید، یك پنجم آن براى خدا و براى پیامبر و براى خویشاوندان و یتیمان و بینوایان و درماندگان است... 
و پرسید: اگر شمار یكى از این گروهها بیشتر باشد و شمار دیگرى كمتر، چه باید كرد؟
امام فرمود:
این امر به تشخیص امام است، آیا ندیده اى كه پیامبر(ص) چگونه رفتار می‌كرد...؟ آن گونه كه خود تشخیص می‌داد. امام نیز همین سان است. 
(مسندالرضا1:335)
 

 

سوره‌ توبه


 

آیه‌ی 60اِنّما الصَدَقاتُ للفُقَراء و المَساكینَ... 
احمد بن محمّد بن ابىنصر نقل می‌كند كه از امام رضا(ع) پرسیدم كه
اگر كسى سهمی‌ از مال خود را وصیّت كند . ما ندانیم كه مقصود او چه اندازه بوده است، باید چه كنیم؟
فرمود:
سهام هشت بخش است، از همین رو، پیامبر(ص) آن را چنین تقسیم می‌كرد.
سپس امام این آیه را خواند:
...صدقات تنها به تهیدستان، بینوایان، متصدّیان گردآورى و پخش آن، و كسانى كه دلشان به دست آورده می‌شود، و در راه آزادى بردگان، و وامداران، و در راه خدا و در راه مانده اختصاص دارد.... به هر یك از این هشت مورد یك سهم گفته می‌شود.
(تفسیر عیاشى1:90)
 

آیه‌ی 67نَسُوا اللهَ فَنَسیَهُم... 
عبدالعزیز بن مسلم گوید: پیرامون این آیه از امام رضا(ع) پرسیدم: ... خدا را فراموش كردند، پس خدا هم فراموششان كرد. 
فرمود:
خداوند متعال فراموشى و اشتباه ندارد، این آفریدگان هستند كه فراموش می‌كنند و اشتباه می‌نمایند. آیا این آیه را نشنیده‌اى كه می‌فرماید: ... و پروردگارت هرگز فراموشكار نبوده است (مریم64)بلكه خداوند در كیفر كسانى كه او و روز رستاخیز را از یاد برده باشند، آنان را از یاد خودشان می‌بَرَد. همان گونه كه در جاى دیگرى می‌فرماید: و به سان كسانى نباشید كه خدا را فراموش كردند، پس خدا آنان را از یاد خودشان بُرد و آنان گناهكارند(حشر19) و در جاى دیگر می‌فرماید: پس امروز ما آنان را از یاد می‌بریم همان گونه كه آنان این روز دیدار را فراموش كردند (اعراف 51)... یعنى ما آنان را به خود وامی‌گذاریم همان سان كه آنان آمادگى براى رویارویى با این روز را وا نهادند.
(عیون الاخبار1:125)
 

آیه‌ی 80 تا 84استغفَرتَ لَهُم اَو لا تستَغفِر لَهم اِن تَستَغفر لَهُم سبعینَ مرّة فَلَن یَغفِرَ اللهُ لَهم.... 
عبّاس بن هلال از امام رضا(ع) باز می‌گوید كه
خداوند متعال به حضرت محمّد(ص) فرمود: اگر هفتاد بار براى ایشان آمرزش بخواهى خدا آنان را نخواهد آمرزید... پیامبر براى آنان یكصد بار آمرزش خواست تا خدا آنان را ببخشاید، سپس خداوند این آیه را فرو فرستاد كه چه براى آنان آمرزش بخواهى و چه نخواهى (یكسان است)
و سپس فرمود: و هرگز بر مرده اى از آنان نماز مگزار و بر سر قبرش نایست... از آن پس بود كه پیامبر(ص) براى آنان آمرزش نخواست و بر گور ایشان نایستاد.
(تفسیر عیاشى1:100)
 

آیه‌ی 94وَسَیَرَى اللهُ عمَلَكُم و رَسُولُهُ. 
محمّد بن فُضیل گوید: از امام رضا(ع) از تفسیر این آیه پرسیدم كه... و بزودى خدا و رسولش عمل شما را خواهند دید. 
امام فرمود:
هر بامداد، رفتار نیكان و بدكاران امّت پیامبر(ص) بر وى نمایان می‌شود، پس پرهیز داشته باشید.
(تفسیر عیّاشى 1:109)
 

آیه‌ی 119یا ایّها الّذین آمنوا اتّقوا اللهَ و كونوا مَعَ الصّادقین. 
ابن ابى نصر از امام رضا(ع) درباره این آیه از امام رضا(ع) پرسید كه...اى كسانى كه ایمان آورده اید! از خدا پروا كنید و با صادقان(راستان) باشید. امام در پاسخ فرمود:
صادقان یعنى امامان و كسانى كه در پیروى از ایشان راستین هستند.
(كافى1:208)
 

 

سوره‌ یونس


 

آیه‌ی 58قل بِفَضلِ اللهِ و برحمَتِه فبِذلِكَ فلیَفرَحوا هو خَیر مِمّا یَجمَعون. 
محمّد بن فضل این أیه را نزد امام رضا(ع) خواند كه.. بگو به فضل و رحمت خداست كه مؤمنان باید شاد شوند.
امام فرمود:
همراهى با ولایت محمّد و آل محمّد علیهم السلام، برتر از هر آن چیزى است كه دیگران از دنیاى خود می‌اندوزند. 
(كافى1:423)
 

آیه‌های 90 و 91آلآنَ و قَد عَصَیتَ قبلُ و كُنتَ مِنَ المُفسِدین. فالیَومَ نُنَجّیكَ ببَدَنُكَ لِتَكونَ لِمَن خلفَكَ آیةً. 
ابراهیم بن محمّد همدانى گوید:
از امام رضا(ع) پرسیدم:
چرا خداوند فرعون را غرق كرد، در حالى كه او ایمان آورده و به یگانگى خداوند اعتراف كرده بود؟
امام فرمود:
او هنگامی‌ كه گرفتارى را دید، ایمان آورد، و این پذیرفته نیست. این حكم خداست كه بر گذشتگان و آیندگان چنین روا داشته: ... پس چون سختى عذاب ما را دیدند، گفتند:فقط به خدا ایمان آوردیم و اینك بدان چه با او شریك می‌كردیم كافریم. و هنگامی‌ كه عذاب ما را دیدند، دیگر ایمانشان برى آنان سودى ندارد. (مؤمن84) و فرموده است: روزى كه پاره اى از نشانه هاى پروردگارت پدید آید، كسى كه پیشتر ایمان نیاورده یا خیرى در ایمان آوردن خود به دست نیاورده، ایمان آوردنش سود نمی‌بخشد. (انعام158) فرعون نیز این گونه بود .. وقتى كه در آستانه غرق شدن قرار گرفت، گفت: ایمان آوردم كه هیچ معبودى جز آن كه بنىاسرائیل به او گرویده اند، نیست و من از تسلیم شدگانم. پس به او گفته شد: اكنون؟ در حالى كه پیش از این نافرمانى می‌كردى و از تباهكاران بودى؟ پس امروز تو را با زره خودت به بلندى می‌افكنیم تا براى آنان كه از پىِ تو می‌آیند عبرتى باشد... و فرعون از سر تا پا در لباسى آهنین بود. هنگامی‌ كه غرق شد خداوند او را از آب بیرون افكند تا براى آیندگان درسى باشد و او را ببینند كه با آن جامه هاى سنگین آهنى اینك در بلندى قرار گرفته است، در حالى كه طبیعت جسم سنگین آن است كه در آب فرو رود و بالا نیاید. این خود نشانه اى است. دلیل غرق فرعون را در جاى دیگرى نیز می‌توان یافت، زیرا او هنگامی‌ كه در آٍستانه مرگ بود، به خدا متوسّل نشد بلكه موسى را یاد كرد و خدا چنین وحى كرد كه: اى موسى! تو كه فرعون را نیافریدى، پس نمی‌توانى او را رهایى بخشى! اما اگر از من خواسته بود او را نجات می‌دادم. 
(علل الشرایع1:55)
 

 

سوره‌ هود 


آیه‌ی 7و هُوَ الّذی خلقَ السّماواتِ و الارضَ فی سِتّة ایّام و كان عرشُهُ عَلى الماء لیَبلُوَكم ایّكم احسنُ عملاً.. 
اباصلت هروى گوید:
مأمون از امام رضا(ع) تفسیر این آیه را پرسید كه ... و اوست كسى كه آسمان‌ها و زمین را در شش هنگام آفرید و عرش او بر آب بود، تا شما را بیازماید كه كدام یك نیكوكارترید.
امام در پاسخ فرمود:
خداوند متعال عرش و آب و فرشتگان را پیش از آسمان‌ها و زمین آفریده بود.
پس استدلال فرشتگان براى وجود خداى عزّوجلّ، آفرینش خودشان و عرش و آب بود.
آن‌گاه خدا عرش را بر آب قرار داد تا قدرت خویش را به فرشتگان بنمایاند و آنان بدانند كه او بر هر كارى تواناست.
پس از آن، با قدرت، عرش را برداشت
و آن را بالاتر از آسمان‌هاى هفت‌گانه نهاد،
و در حالى كه خود بر عرش بود، با این كه مى‌توانست آسمان‌ها و زمین را در چشم‌برهم‌زدنى خلق كند، آنها را در شش روز بیافرید،
تا آفرینش تدریجى آنها را به فرشتگان نشان دهد
و آنان براى وجود خداى متعال، به خلقت مرحله به مرحله استدلال كنند.
خداوند عرش را براى نیاز خویش نیافرید؛
چون او را به عرش و دیگر آفریده‌ها احتیاجى نیست
و به بودنِ بر فراز عرش وصف نمى‌شود؛
زیرا جسم نیست...
خداوند بسیار برتر از آن است كه به ویژگى‌هاى مخلوقات توصیف گردد.
امّا این كه فرمود: 
...تا شما را بیازماید كه كدام یك نیكوكارترید... 
خداوند متعال آنان را بیافرید تا با تكلیف اطاعت و بندگى، انسان‌ها را بیازماید،
نه این كه خلقت خود را امتحان و تجربه كند؛
زیرا او همواره به همه چیز داناست.
مأمون گفت: اى ابوالحسن! خدا بر تو آسان فرماید كه بر من آسان كردى!
(التوحید320)

 





نوع مطلب : احادیث فضائل تلاوت قرآن ، احادیث در تمام زمینه ها، امـــــــام رضـــــــــــــــــــا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 7 آبان 1396


( کل صفحات : 2 )    1   2   


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار وبلاگ نویسی

وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت

اخبار ایران:

اخبار جهان:

اخبار اقتصادی:

اخبار علمی

اخبار فناوری و اطلاعات

اخبار هنری:

اخباراجتماعی

اخبار ورزشی

--------------------------------------------------------------------------------------

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

--------------------------------------------------------------------------------------
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
-------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------- ساخت وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic