وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :


مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ


هر که علم اولین و آخرین را میخواهد،

باید آن را در قرآن بجوید.


کنزل العمال ج1 ص548




مدیر وبلاگ :سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید






برچسبها




نحوه ذکر صلوات امام عسگرى علیه السّلام
امام عسگرى علیه السلام قبل از طلوع خورشید این دعا را میخواندند:
اى اوّلى كه قبل از او نیست، و اى آخرى كه غیر او آخرى نیست، اى قیومى كه انتهایى براى قدمتش نیست، اى عزیزى كه براى عزّتش انقطاعى نیست، اى چیره و قادرى كه در سلطنتش ضعفى نیست، اى كریمى كه نعمتش دائمى است. در پیشگاه تو نیازهایم را تقدیم مى دارم و میخواهم كه بر محمد و اهل بیتش علیهم السلام درود فرستى.


كتاب آثار و برکات صلوات در دنیا، برزخ و قیامت

مؤلف : عباس عزیزى 






نوع مطلب : امـــــــام عســــــــــــــگری، احادیث فضائل ذکر صلـــوات، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 2 اسفند 1397



تفسیر پنج علامت شیعه به فرمایش امام عسگری علیه السّلام


 حجت الاسلام عالی





<div id="15502601503271295"><script type="text/JavaScript" src="https://www.aparat.com/embed/FM1fm?data[rnddiv]=15502601503271295&data[responsive]=yes"></script></div>






نوع مطلب : امـــــــام عســــــــــــــگری، 
برچسب ها : کلیپ سخنرانی حجت الاسلام عالی،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 26 بهمن 1397



تفسیر سوره حمد از امام حسن عسكرى(ع)

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏»

[اللَّه‏]! همان كسى است كه؛ تمام آفریدگان، به هنگام شدائد و نیازمندی ها! و ناامیدى و انقطاع از جمیع [ما سوى اللَّه‏]، و قطع رابطه از غیر خدا، [بسوى او] و اله و شیدایند! (گوینده) إظهار میكند:

[بِسْمِ اللَّهِ‏]، یعنى: بر تمام امورم، یارى از خدا می طلبم! خدائى كه؛ پرستش و بندگى، جز براى او، شایسته نیست! خدائى كه؛ دادرس است، آنگاه كه؛ از او دادخواهى شود!.

پذیرا و جوابگو است، هر آنگاه كه؛ خوانده شود!.

إمام علیه السّلام، فرمود: و این، همان است كه؛ مردى، بامام صادق علیه السّلام گفت: یابن رسول اللَّه! مرا، بر خدا، دلالت كن! او چیست؟! تحقیقاٌ؛ جدل‏كنندگان و پیكارجویان! بر من، زیاد شده ‏اند، و مرا گیج و حیران ساخته ‏اند!.

إمام علیه السّلام فرمود: اى بنده خدا! آیا هرگز، سوار كشتى شده‏ اى!؟

گفت: آرى! فرمود: آیا؛ (چنین شده كه؛ آن) بشكند! و هیچ كشتى نباشد، كه ترا نجات دهد؟! و هیچ شناورى نباشد، كه ترا بى ‏نیاز سازد!؟

گفت: آرى (پیش آمده است).

فرمود: آیا؛ در آن هنگام، به دلت افتاد كه چیزى از چیزها، قادر است، ترا از ورطه بلایت آزاد كند؟

گفت: آرى! إمام صادق علیه السّلام فرمود: پس؛ آن چیز (كه بدلت افتاد،) همان، خدا است! كه؛ بر آزاد كردن و نجات دادن، توانا است!- هنگامى كه؛ منجى (دیگرى) نیست- و بدادرسى، توانا است! [هنگامى كه؛ فریادرس و دادرسى نیست‏]

و إمام صادق علیه السّلام فرمودند:

و چه بسا! برخى از شیعیان ما، در آغاز كار، [بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏] را (فراموش كند و) واگذارد! نتیجتاٌ؛ خدا بگرفتارى و بلا، دچارش كند[1] براى اینكه؛ آگاه و بیدارش سازد! تا شكر و ثناى او بجاى آورد. و در آن گرفتارى و بلا، لكّه ننگ و تقصیر و كوتاهى او را- به هنگام ترك [بسم اللَّه‏]- از او، بزداید!. 

همچون؛ داستان زیر:

 هر آینه؛ عبد اللَّه بن یحیى، بحضور أمیر المؤمنین علیه السّلام وارد شد. و در مقابلش صندلى بود، أمیرالمؤمنین علیه السّلام باو دستور نشستن داد، و او هم، روى آن نشست. (ناگهان)؛ صندلى، كج شد! و با سرش (بزمین) فرود آمد! و (سرش شكست) و استخوان سرش اندكى نمایان شد! و خون، جارى گشت!. أمیرالمؤمنین علیه السّلام، دستور آب داد. آوردند و خون را از او شست. آنگاه فرمود: نزدیك من بیا. نزدش آمد.

دست خویش بر آن (زخمى) كه؛ استخوانش نمایان بود، گذاشت. از درد آن، بی تاب شد!.

و بر آن، دست مالید و آب دهان انداخت. بمجرّد این كار، زخمش خوب شد! آنچنان كه گوئى- أصلا!- جراحتى باو نرسیده است.

أمیرالمؤمنین علیه السّلام فرمود: اى عبد اللَّه! حمد و ستایش! براى خداوندى است كه؛ پاك كردن گناه شیعیان ما را- در دنیا- به رنج و محنتشان قرار داده است! تا فرمانبرى و طاعت آنان را، برایشان، بى ‏آلایش و سالم گرداند! و مستحقّ أجر و ثواب آن گردند.

عبد اللَّه بن یحیى گفت: یا أمیر المؤمنین! آیا براستى؛ ما به گناهان مان مجازات نمی شویم، جز در دنیا؟! فرمود: آرى! همینطور است. آیا؛ نشنیدى كه رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله فرمود:

«دنیا، زندان مؤمن است! و بهشت كافر!»خدا، شیعیان ما را [بخاطر محنت و رنجى كه در این دنیا متحمّل‏ اند، و بخاطر آمرزشى كه؛ نصیب آنان فرموده است‏] حتما: از گناهان، پاك و پاكیزه میگرداند! از این جهت است كه خدا می فرماید:


وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِیبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَیْدِیكُمْ وَ یَعْفُوا عَنْ كَثِیرٍ(شورى/30)

و هر آسیبی به شما رسد به سبب اعمالی است که مرتکب شده اید، 

و از بسیاری از همان اعمال هم درمیگذرد.


آنچه از گرفتارى و پیشآمدى به شما رسد، از آن چیزى است كه؛ تاب و توان(عمل) شما بدست آورده، و (تعداد) بی شمارى از آن را (گناهان را) مى‏ بخشد و میگذرد(عفو میکند) تا هنگامى كه؛ به آستان رستاخیز در آیند، طاعات و عبادات شان بر آنها، سرشار گردد! و دشمنان محمّد صلّى اللَّه علیه و آله، و دشمنان و بدخواهان ما را-بنا، به فرمانبرى و طاعتى كه از آنان سر میزند، در دنیا، پاداش و جزا میدهد! اگر چه؛ طاعت شان بى‏ وزن و بى‏ ارزش است! چون؛ خلوصى همراهش نیست. تا هنگامى كه؛ به آستان رستاخیز در آمدند، گناه و كینه خود [كه از محمّد و آل محمّد و یاران خوب او، در دل داشتند] بر آنان بار گردد! و بخاطر آن، در آتش افكنده شوند!.

و هر آینه؛ شنیدم: محمّد صلّى اللَّه علیه و آله می فرماید:

«در زمان گذشته- قبل از شما- دو نفر بودند، یكى از آنها، مطیع و مؤمن خدا بود! و دیگرى كافر!- كه آشكارا به دشمنى دوستان او، و موالاة (بدخواهان و) دشمنانش، می پرداخت!- و براى هر كدام، فرمانروائى عظیمى در گوشه‏ اى از زمین بود.

آن كافر (دشمن خدا) بیمار شد. و در غیر وقتش هوس ماهى كرد، چون كه؛ آن نوع ماهى، در آن هنگام، چنان به گردابها جا گرفته بود! كه؛ بدست آوردنش إمكان نداشت.

بنا بر این، پزشكان، او را از زندگى و جانش، ناامید كردند! و گفتند:

جانشین و قائم مقامت را معیّن كن، كه تو از أهل گورستان، پاینده ‏تر نیستى! همانا؛ شفایت در این ماهى است، كه؛ بآن میل و اشتهاء دارى، و بر آن (نیز) راهى نیست!.

در این هنگام؛ خدا، فرشته ‏اى برانگیخت! و باو فرمان داد كه آن ماهى را از جایش برانگیزد! و بطرفى سوق دهد كه؛ بدست آوردنش آسان شود. نتیجة؛ ماهى برایش‏ گرفته شد.  و آن را خورد و از ناخوشى، بهبودى یافت. و در فرمانروائیش سالهاى سال- بعد از آن- بجاى ماند.

سپس؛ (تقدیر الهى!) چنین واقع شد كه؛ آن (پادشاه) مؤمن، مریض شد! همانند مرض آن كافر [زمانى كه؛ عیناٌ! جنس آن ماهى از كنار و سواحل (دریا) كه بدست آوردنش آسان بود، جدا نمی شد نتیجتاٌ؛ (پادشاه)، هوس آن ماهى كرد و پزشكان برایش توصیف كردند و گفتند:

آسوده خاطر باش! اكنون وقت آنست كه برایت بگیرند، و از آن بخورى و شفا یابى!.

در این هنگام؛ خدا، آن فرشته را برانگیخت! و باو فرمان داد كه؛ جنس آن ماهى را از سواحل و كرانه ‏ها به گردابها براند! تا دسترسى به آنها ممكن نشود. در نتیجه؛ (آن ماهى)، بدست نیامد. تا آن مؤمن، بخاطر هوس [و دورى از درمانش‏] از دنیا رفت. و از این جریان، فرشتگان آسمان و أهل آن سامان- در زمین- بشگفتى فرو رفتند! تا آنجا كه؛ نزدیك بود در فتنه قرار بگیرند!. چون؛ خداى تعالى! (از روى فضل و حكمتش) بر آن كافر، آنچه را كه بر او راهى نبود، آسان گردانید. و بر آن مؤمن، آنچه را كه به سادگى، بر آن راهى بود، غیر ممكن گردانید! 

______________________________

(1).در نسخه اى چنین است: «دچارش نمود»



تفسیر فاتحة الكتاب از امام حسن عسكرى علیه السلام، ص: 18-16

"ادامه مطلب در پُست بعدی"

 




نوع مطلب : 01-سوره حــمــد، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، امـــــــام عســــــــــــــگری، ************************* تـدبّـر در قــرآن بر اساس سوره *********************، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن، تفسیر سوره حمد از امام حسن عسكرى علیه السّلام،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 12 آذر 1397

"ادامه مطلب از پُست قبلی"

تفسیر سوره حمد از امام حسن عسكرى(ع)

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏»


آنگاه؛ خدا، به فرشتگان آسمان و پیامبر آن زمان- در زمین- به وحى (خویش) فرمود:

البتّه من! (بدون هیچ شكّ و شبهه ‏اى!) منم خداى كریم تفضّل‏ كننده توانا!. آنچه عطا كنم، زیانی به من نرساند! و آنچه باز دارم، چیزی از من نكاهد! و مقدار [ذرّه ‏اى‏] به كسى ستم نكنم!.

امّا كافر: از اینكه، براى او، بدست آوردن ماهى را- در غیر زمانش- آسان نمودم، جهتش تنها این بود كه؛ جزاى حسنه ‏اى باشد كه وى عمل كرده بود. [چون؛ بر من حقّ است! كه از هیچ كس، حسنه ‏اى از بین نبرم‏] تا به رستاخیز در آید. و هیچ حسنه ‏اى در نامه عملش نباشد! و بكفر خویش، داخل آتش گردد. و بنده مطیع (خودم) را از عین آن ماهى، باز داشتم! بسبب خطائى كه از او سر زده بود! و با منع و ردّ آن میل و هوس! و از بین بردن آن دارو، پاك‏ شدنش را از آن، اراده نمودم. و خواستم كه؛ به (آستان) من بیاید و (جرم و) گناهى در او نباشد! و (پاك و پاكیزه) داخل بهشت گردد!.» در این هنگام؛ عبد اللَّه بن یحیى گفت:

یا أمیرالمؤمنین! حقیقتاٌ، بال و پرم دادى! و مرا تعلیم فرمودى! پس اگر؛ صلاح بدانى، گناهم را در اینجا- كه به آن امتحان شدم- معرّفیم كن، تا همچنان؛ تكرارش نكنم.

فرمود: لحظه ‏اى كه نشستى، [بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏] نگفتى! نتیجه این شد كه؛ بخاطر سهو و نسیانت از آنچه؛ بآن دعوت گشتى و خوانده شدى، خدا، باین مصیبت و گرفتاریت، تمحیص و پاكى از گناه قرار داد. آیا ندانستى كه؛ رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم از جانب خداى عزّوجلّ! فرمود:

«هر إقدام قابل توجّه! كه در آن، یادى از [بسم اللَّه‏] نشود، ناقص و بریده است!»؟

گفتم: آرى، پدر و مادرم فداى شما! بعد از این، تركش نمی كنم.

فرمود: در این صورت: از آن، بهره ‏مند و سعادتمندى! 

سپس عبد اللَّه بن یحیى گفت:

یا أمیرالمؤمنین! و تفسیر «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» چیست؟

فرمود: البتّه؛ بنده هر گاه؛ اراده خواندن یا بجا آوردن عملى داشت، میگوید؛ [بِسْمِ اللَّهِ‏] باین معنا كه: [باین اسم، این كار را بجا مى‏آورم‏]. پس؛ هر عملى كه بجا مى‏ آورد، در آن به‏ [بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏] آغاز كند. یقیناٌ! برایش در آن، میمنت و مباركى است!.

إمام باقر علیه السّلام فرمودند:

محمّد بن علىّ بن مسلم بن شهاب [زهرى‏]، بر علىّ بن الحسین- زین العابدین علیهما السّلام- وارد شد، در حالى كه او، غمگین و محزون بود. زین العابدین علیه السّلام باو فرمود: ترا چه شده كه، 

اندوهناك و غمگینى!؟

گفت: یابن رسول اللَّه! بنا بر امتحانى كه نمودم. او جانب حسودان، و كسانى كه در من طمع دارند! و از كسى كه امید و آرزو باو دارم! و از كسى كه باو حقیقتاٌ؛ إحسان كردم،

پیاپى، غم و اندوه، بر من میرسد. نتیجة؛ ظنّ و گمانم مختلف است!.

امام سجّاد علیه السّلام باو فرمودند:

زبانت به كام خویش، دركش! تا مالك برادران و دوستانت گردى.

زهرى گفت: یا ابن رسول اللَّه! آنچه از سخنم متبادر در (ذهن) است! به آنان نیكى و إحسان، بجا مى‏ آورم.

إمام سجّاد علیه السّلام باو فرمودند: هیهات! هیهات! بر حذر باش! كه به آن، در خویشتن بشگفت آئى! و بر حذر باش! بسخنى لب باز نكنى، كه انكارش به دلها سبقت دارد! اگر چه؛ پوزش و اعتذار آن، بنزد خودت مهیّا است. پس؛ چنین نیست كه؛ بگوش (و دل) هر كس كه؛ بی میلى و إنكار، داخل كنى، از حیث پوزش و اعتذار همچنان) در وسعت باشى!.

آنگاه فرمود: اى زهرى! كسى كه؛ عقلش از كاملترین چیزى كه در او است نباشد! نابودى وى، از ساده‏ ترین چیز باشد، كه در او است.

سپس فرمود: اى زهرى! و چه مانعى دارد كه: مسلمان ها را بمنزله خاندان خویش قرار دهى؟ [بزرگشان را بجاى پدرت! و كوچكشان را بجاى فرزندانت! و همسال خویش را- از آنان- بجاى برادرت!] در این صورت؛ به كدامیك از اینها، میل ظلم و ستم دارى؟! و به كدامیك از اینها، به بدخواهى، متمایلى؟! و خواهان پرده‏درى كدامیك از اینهائى!؟ و اگر؛ إبلیس- كه از رحمت خدا، بدور باد!- إظهار كند كه؛ تو از یكى از قبله‏ گرایان، برترى!، نگاه كن ببین! اگر كه از تو بزرگتر است، بگو: تحقیقا؛ به ایمان و عمل صالح، از من سبقت گرفته، پس؛ او بهتر از من است. و اگر از تو كوچكتر بود، بگو: به گناهان و معاصى، از او، پیش افتاده‏ ام! پس: او بهتر از من است. اگر؛ همسنّ و سال تو بود، بگو: من، از گناه خویش بر یقینم و از كار او، در شكّ!، چرا یقینم را به شكّم رها كنم!؟. و اگر دیدى كه؛ مسلمان ها تعظیم و تكریمت میكنند! و ترا ببزرگى یاد میبرند، بگو: این، (از جانب خدا،) فضلى است كه به آن پرداختند!. و اگر؛ از آنها كناره‏گیرى و جفا دیدى، بگو: این، بخاطر گناهى است، كه پدید آوردم.

 و براستى؛ اگر چنین كارى از تو بروز نمود و آن را عمل كردى، خدا، زندگانى را بر تو آسان گرداند! و دوستانت، زیاد شوند و دشمنانت كم! و از نیكى آنان شادمان گردى! و به تبرّى و جفاى آنان تأسّف نخورى! و بدان! كه؛ محترم ترین و گرامى ‏ترین مردم بر مردم، كسى است كه؛ خیر و بركتش بر آنان جارى و لبریز باشد! و از آنان بى‏ نیاز! (و همچنان) در پرهیز! و گرامیترین مردم، بر آنها- بعد از او- كسى است كه از آنان بر كنار باشد و (همچنان) در پرهیز! اگر چه محتاج و نیازمند آنها است. و تنها؛ أهل دنیا، بأموال دنیا، عشق (و محبّت) دارند! پس هر كه؛ در آنچه باو، عشق (و محبّت) دارند، مزاحم آنان نشود، پیش آنها گرامى و محترم است!. و كسى كه؛ [در آن‏] مزاحم شان نگشت! و از آن- تماما یا قسمتى- برایشان فرصت و امكاناتى فراهم نمود، پیش آنها، عزیزتر و محترم تر است!.

امام باقر علیه السّلام فرمودند: آنگاه؛ مردى، بلند شد و گفت: یابن رسول اللَّه! از معنى‏ [بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏] مرا آگاه كن! علىّ بن الحسین علیهما السّلام فرمود: پدرم از برادرش، از أمیرالمؤمنین علیه السّلام، روایت كرد كه؛ مردى، بلند شد و إظهار نمود: یا أمیر المؤمنین! از [بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏] مرا آگاه كن! معنایش چیست؟ فرمود:

براستى! وقتى كه؛ [اللَّه‏] به زبان آوردى، بزرگترین نام- از نام هاى خدا- را گفته ‏اى! و آن، اسمى است كه؛ غیر خدا، شایسته نیست به آن نامیده شود. و هیچ آفریده ‏اى، به آن نام، خوانده نشده است!.

بدنبالش، مرد سئوال‏ كننده گفت: پس؛ تفسیر [اللَّه‏] چیست؟

فرمود: همان كسى است كه؛ همه آفریدگان، به هنگام شدائد! و نیازمندی ها! و ناامیدى! و انقطاع از جمیع [ما سوى اللَّه‏] و قطع رابطه از غیر خدا! بسوى او، واله و شیدایند!.

و این، بدان جهت است كه؛ هر ریاست طلب و بزرگ منشى!- در این دنیا- اگر چه بى‏ نیازى و طغیان وى، عظیم و چشمگیر است! (ولى؛) هنگامى كه؛ حوائج زیر دستانش به او زیاد شود! (سرانجام)، نیاز و حاجاتى به آنها روى آور مى ‏شود كه؛ این (ریاست طلب و) عظمت خواه، به انجامش قادر نیست! و خود این، نیز، با حاجات و نیازى روبرو مى‏ شود كه در انجامش ناتوان است! نتیجة؛ به هنگام ناچارى و فقر و فاقه ‏اش! بسوى خدا، انقطاع و بریدگى پیدا میكند. تا همّ و غمّ او كه زائل شد، (دوباره) بشرك خود، باز میگردد! آیا؛ بخداى عزّوجلّ! گوش نمیدهى؟ میفرماید:


قُلْ أَ رَأَیْتَكُمْ إِنْ أَتاكُمْ عَذابُ اللَّهِ أَوْ أَتَتْكُمُ السَّاعَةُ أَ غَیْرَ اللَّهِ تَدْعُونَ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِینَ بَلْ إِیَّاهُ تَدْعُونَ فَیَكْشِفُ ما تَدْعُونَ إِلَیْهِ إِنْ شاءَ وَ تَنْسَوْنَ ما تُشْرِكُونَ‏ (أنعام/41-40)

بگو: اگر راستگویید به من خبر دهید چنانچه عذاب خدا بر شما درآید یا قیامت به شما رسد، آیا کسی را جز خدا برای یاری خویش می خوانید؟

قطعاً چنین نیست بلکه فقط خدا را می خوانید، و او هم اگر بخواهد آسیب و گزندی که به سبب آن او را خوانده اید برطرف می کند، و آن زمان است که بت هایی که برای او شریک قرار می دهید، فراموش میکنید.


خداى تعالى! به بندگانش فرمود:

اى نیازمندان رحمتم! براستى؛ ذلّت بندگى را [در همه حال‏] و نیاز را [در همه أوقات‏]، گردنگیرتان ساختم! پس؛ در (هر چیز و) هر كارى كه شروع میكنید و به تمام آن، و بلوغ نهائیش امیدوارید، بسوى من، كُرنش كنید! و یقین بدانید؛ هر گاه اراده كنم كه بخشش و عطا به شما روا دارم، أحدى، بمنع شما قادر نیست! و هر گاه اراده كنم كه (نعمتى) از شما باز دارم، كسى، به عطاى شما قادر نیست!. 

بدین جهت؛ من، ذى حق‏ترین فردى‏ ام كه؛ به آستانش گدائى شود! و لایق ترین كسى كه؛ (بایستى آفریدگان) به سویش تضرّع و زارى كنند! پس؛ در آغاز هر مطلب كوچك و بزرگى، بگوئید: [بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏] كه در واقع، چنین گفته‏ اید:

بر این كار، استعانت و یارى از خدا میطلبم. خدائى كه؛ پرستش و بندگى غیر او، جایز نیست! خدائى كه؛ دادرس است! هر آنگاه كه از او دادخواهى شود!. پذیرا و جوابگو است، هر گاه خوانده شود![رحمان‏] است! چون؛ با توسعه رزق و روزى، بر ما، رحمت آورد! [رحیم‏] است بر ما- در أدیان ما و دنیا و آخرت ما- خدا، دین را بر ما تخفیف داد! و آن را سبك و آسان گردانید! و او بر ما- با جدائى و تمیّز ما از دشمنانش- رحمت آورد! سپس آن جناب، إظهار نمود كه؛ رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله، فرمود:

هر كه را أمرى كه؛ بدان پرداخته، غمگین و محزون كند، آنگاه‏ [بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏] بگوید- در حالى كه از او، خالصانه [براى خدا] سر بزند! و با جان و دل، باو، روى آورد!- در آن، یكى از دو فایده است:

یا رسیدن به نیاز دنیائى او است! و یا چیزى است كه؛ بنزد خدا، برایش مهیّا است!.

و آنچه نزد خدا است، براى مؤمنین، بهتر و پاینده ‏تر است!.

و حسن بن على علیهما السّلام افزود كه؛ أمیر المؤمنین صلوات اللَّه علیه فرمود:

و همانا؛ [بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏]، آیه‏اى از فاتحة الكتاب است. و این سوره، شامل هفت آیه است، كه تمام ‏شدنش به‏ [بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏] است.

و اضافه نمود كه؛ شنیدم رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله می فرماید كه: خداى عزّ و جلّ! بمن فرمود:


اى محمّد! وَ لَقَدْ آتَیْناكَ سَبْعاً مِنَ الْمَثانِی وَ الْقُرْآنَ الْعَظِیمَ‏(حجر/87) 

و به راستی که هفت آیه از مثانی یعنی سوره حمد و قرآن بزرگ را به تو عطا کردیم.


و به [فاتحة الكتاب‏]، منّت خاصّ جداگانه ‏اى بر من نهاد! و آن را مقابل قرآن- كه از جلال و عظمت، دریاى موّاج است!- قرار داد. و یقیناٌ؛ فاتحة الكتاب، بزرگترین و شریف ترین چیزى است كه در گنج هاى عرش (الهى!) است. و براستى؛ خدا، محمّد را بآن، ویژگى بخشید! و شرافت و بزرگى داد!. و در آن، هیچ یك از پیامبرانش را با او، شریك نگردانید- جز سلیمان- كه‏ [بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏] را باو عطا فرمود. آیا نمى‏ بینى كه از زبان بلقیس مى‏ آورد؟ آنگاه كه گفت:


إِنِّی أُلْقِیَ إِلَیَّ كِتابٌ كَرِیمٌ إِنَّهُ مِنْ سُلَیْمانَ وَ إِنَّهُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏(نمل/30) 

یقیناً این نامه از سوی سلیمان است و سرآغازش به نام خدای رحمان و رحیم است.


زنهار! (اى شنوندگان!) كسى كه آن را بخواند، و بدوستى و موالات محمّد و آلش- كه پاكان روزگاراند!- معتقد باشد، و بدستورشان مطیع و منقاد! و بظاهر و باطن شان مؤمن شود، خداى عزّوجلّ! به هر حرفى از آن، به او، حسنه‏ اى مرحمت كند! كه هر حسنه، بالاتر و برتر است از دنیا و آنچه در او است- از مال و منال و أنواع خیرات- و هر كه؛ به خواننده ‏اى [كه آن را میخواند] گوش فرا دهد، برایش باندازه ثلث پاداشى است كه براى خواننده، مهیّا است!. بنا بر این؛ بایستى هر یك از شما، در افزایش این خیر و عنایت- كه (رایگان) به شما روى ‏آور است- بكوشد. پس؛ براى شما، غنیمتى است (هشدار! كه) وقتش منقضى نشود! كه در آن صورت، غم و اندوه و ندامت، در دلهاى شما باقى بماند!.


تفسیر فاتحة الكتاب از امام حسن عسكرى علیه السلام، ص: 23-19

"ادامه مطلب در پُست بعدی"

 




نوع مطلب : 01-سوره حــمــد، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، امـــــــام عســــــــــــــگری، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن، تفسیر سوره حمد از امام حسن عسكرى علیه السّلام،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 12 آذر 1397



«الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ»


تفسیر سوره حمد از امام حسن عسكرى(ع)


امام علیه السّلام، فرمودند:

مردى، حضور إمام رضا علیه السّلام آمد و گفت: یا ابن رسول اللَّه! از [الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ‏] مرا آگاه كن، تفسیرش چیست؟! 

فرمودند: پدرم از جدّم، از باقر، از پدرش- زین العابدین- علیهم السّلام برایم روایت كرد كه؛ مردى حضور أمیر المؤمنین علیه السّلام آمد و گفت:

یا أمیرالمؤمنین! مرا از [الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ‏] آگاه كن، تفسیرش چیست؟! 

فرمودند: «الْحَمْدُ لِلَّهِ‏»، آنست كه؛ خداوند، برخى از نعمى را كه ببندگانش ارزانى داشته! سربسته- به آنها معرّفى كرده است! چون؛ تفصیلاٌ! بشناسائى همه آنان قادر نیستند. زیرا؛ نعم و عطاى او، بیش از آنست كه به شماره درآید و شناخته شود!. از این رو؛ به آنان فرمود:

[بگوئید: حمد و ثناء، ویژه خدا است! بر آن چیزى كه بدان وسیله- بر ما- إنعام فرمود!] رَبِّ الْعالَمِینَ‏، یعنى: مالك و صاحب إختیار جهان ها است! [و جهان ها؛ گروه اجتماعات از همه مخلوق- از جماد و حیوان- است‏]

امّا حیوانات: خداوندگار، آنها را در [ید] توان و قدرتش زیر و زبر میكند! و از روزیش به آنها میخوراند! و در كنف حمایتش نگهدار! و بر آنها محیط است! و بر أساس مصلحتش همه را تدبیر میكند!.

و امّا جمادات: هم او است كه؛ با (دست) قدرتش آنها را نگه میدارد! و آنچه را كه بهم پیوند و پیوستگى دارد، از سقوط شان جلوگیر است. و آنچه كه؛ در حال انهدام و سقوط است، مانع از اتّصال و پیوند آنست!. آسمان را حافظ و نگهدار است، كه بر زمین، واقع نشود!- مگر باذن و اجازه او -  و زمین را حافظ و نگهدار است، كه فرو نرود! [جز بفرمان و أمر او]. براستى كه؛ او، به بندگانش، حقیقتاٌ؛ رأفت و رحمت دارد!.

فرمود: و [رَبِّ الْعالَمِینَ‏]، مالك و خالق و روزى‏ رسان آنها است- از آنجا كه میدانند! و از آنجا كه نمیدانند!- پس؛ روزى، معلوم و تقسیم شده است.

 فرزند آدم، بهر روش و آئین كه میخواهد در دنیا رفتار نماید- در هر حال و موقعیّتى كه هست- روزى، باو میرسد! تقوى تقوى دار، زیادش نمیكند! و تبهكارى (فاسق و) فاجر، بكاهش و نقصانش نمى ‏آلاید. بین بنى آدم و روزیش، پرده‏ اى است! كه؛ روزى، طالب و جویاى او است! تا آنجا كه اگر؛ أحدى از شما، در طلب روزیش درنگى نماید، روزیش در جستجوى او است! همچنان كه؛ مرگ و میر، به جستجوى وى است! أمیرالمؤمنین، افزودند كه: آنگاه خداى تعالى! به آنان فرمود:

بگوئید؛ حمد و ثناء، براى خدا است! بر آن چیزى كه بدان وسیله، بر ما إنعام فرمود.

و بدان وسیله؛ ما را از خیر و عنایتى، قبل از تكوّن ما- كه در كتب و نوشته‏ هاى أوّل است- یادآورى فرمود.

در این، فرض و ایجابى(واجب نمودن)است بر [محمّد و آل محمّد]، بنا بر آنچه كه پروردگار، آن وجود محترم و دودمانش را (نسبت بدیگران،) فضیلت و برترى داد! و بر شیعیان شان، فرض و واجب است كه؛ به آنچه آنان را فضیلت و برترى داد، سپاسگزار او باشند! و آن، بدین جهت است كه؛ رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله فرمود:

زمانى كه؛ خدا، موسى بن عمران (پیامبرش) را برانگیخت! و رازدار، انتخابش نمود! و دریا را شكافت و بنى إسرائیل را با آن نجات داد! و به او، تورات و ألواح، عطا كرد! (او) منزلت و مقام خود را نزد پروردگار عزّوجلّ! خویش دید، إظهار نمود:

پروردگارا: تحقیقاٌ؛ مرا بكرامتى مشرّف گردانیدى كه- پیش از من- هیچ كس را بآن مقام، نرساندى!.

خداى عزّ و جلّ! فرمود: اى موسى! آیا؛ ندانستى كه؛ [محمّد]، نزد من، از تمام فرشتگانم و همه آفریدگانم بالاتر و برتر است!؟

موسى گفت: پروردگارا! پس اگر؛ [محمد]، پیش تو، بالاتر و برتر از همه آفریدگان تو است، آیا؛ در [آل‏] پیامبران، نزد تو، شریف تر و گرامى ‏تر از آل من، وجود دارد؟

خداى تعالى! فرمود: اى موسى! آیا ندانستى كه برترى و فضل [آل محمّد] بر همه آل پیامبران، مانند فضل محمّد است بر جمیع فرستادگان!؟

(موسى) گفت: پروردگارا! پس؛ اگر فضل [آل محمّد]، پیش تو این چنین است، آیا در أصحاب أنبیاء- نزد تو- شریف تر و گرامى ‏تر از صحابه من وجود دارد؟

خدا فرمود: اى موسى! آیا ندانستى كه؛ فضل و برترى أصحاب [محمّد] بر تمام أصحاب فرستادگان، مانند فضل و برترى [آل محمّد] است بر همه آل پیامبران! و مانند فضل و برترى [محمّد] است بر جمیع فرستادگان!؟

موسى گفت: پروردگارا! پس اگر؛ محمّد و آل او و اصحابش، چنان است كه توصیف فرمودى! پس آیا؛ در امّت پیامبران- پیش تو- برتر و بالاتر از امّت من وجود دارد؟ (و حال آنكه؛) ابر آسمان را بر آن داشتى كه بر امّت من، سایه افكند! و [منّ و سلوى‏] بر آنان نازل فرمودى! و برای شان دریا را شكافتى!؟

خداى تعالى! فرمود: اى موسى! آیا ندانستى كه؛ فضل و برترى امّت (محمّد) بر تمام امّت ها، مانند فضل و برترى من است بر همه آفریدگانم! موسى گفت: پروردگارا! اى كاش! آنها را میدیدم! در این هنگام، خداى عزّوجلّ! به او وحى (و إلهام) كرد: اى موسى! یقینا؛ تو، آنها را هرگز نخواهى دید! الآن وقت ظهورشان نیست. امّا؛ [در بهشت‏] در آینده، آنها را مى‏ بینى!- در بهشت عدن و فردوس برین!- به پیشگاه محمّداند!. در نعیم آن، بگردش و تفرّج گوناگون می پردازند! و در خیر و بركاتش مباهات و افتخار میكنند! آیا؛ دوست دارى كه؛ سخن و كلام آنها را بگوشت برسانم!؟

گفت: آرى! پروردگارا! 

 فرمود: روبرویم بایست! و آستین خویش بالا زن! مانند ایستادن بنده ذلیل خوار! مقابل سیّد جلیل صاحب إختیار!.

موسى، چنین كرد.

آنگاه؛ پروردگار عزّ و جلّ ما! ندا در داد: اى امّت محمّد! ناگاه، تمام شان باو جواب دادند:

«لبّیك! اللّهمّ لبّیك! لا شریك لك لبّیك! إنّ الحمد و النّعمة و الملك لك لا شریك لك لبّیك!» و آنها در صلب پدران و رحم مادرانشان بودند.

إمام فرمود: پس؛ خداى تعالى! اجابت آنان را [شعار حج‏] قرار داد.

آنگاه؛ پروردگار عزّوجلّ ما! ندا كرد:

اى امّت محمّد! یقین بدانید، قضا (و قدر) من بر شما، چنین است كه؛ رحمتم بر غضبم پیش افتاده است! و گذشتم بر عقابم! پس؛ حقیقتاٌ! قبل از اینكه مرا بخوانید، دعاى شما را پذیرفتم! و قبل از اینكه از من بخواهید، بشما عطا كردم! از شما، كسى كه با شهادت [لا إله الّا اللَّه وحده لا شریك له و أنّ محمّدا عبده و رسوله‏] بدیدار من آید، و حال آنكه؛ در أقوال و گفتارش صادق، و در أفعال و كردارش، محق باشد! و گواهى دهد كه؛ علىّ بن أبى طالب، برادر و وصىّ بعد از وى است و ولىّ او است،- بطاعت و پیرویش ملتزم باشد، همچون پیروى و طاعت محمّد!- و گواهى دهد كه؛ اولیائش [كه برگزیدگان و أخیار و پاكان روزگارند!] به عجایب آیات حق، ملبّس ‏اند! و دلائل حجج الهى ‏اند! و بعد از خدا و پیامبرش، أولیاء پروردگاراند، او را وارد بهشتم می سازم. اگر چه؛ گناهانش مثل كف دریا باشد!.

فرمود: زمانى كه؛ پیامبر ما- محمّد صلّى اللَّه علیه و آله- برانگیخته شد، خداى تعالى! گفت:

[اى محمّد! و آنگاه كه امّتت را ندا باین كرامت دادیم، بجانب طور نبودى!

و لیكن؛ رحمتى از پروردگار تو است!]  سپس؛ خداى عزّ و جلّ! به محمّد صلّى اللَّه علیه و آله فرمود:

بگو: الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ‏، بر آنچه كه مرا از این فضیلت، بآن، ویژگى بخشید!.

و به امّتش فرمود:

و شما بگوئید: الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ‏، بر آنچه كه ما را از این فضیلت، بآن ویژگى بخشید!.


تفسیر فاتحة الكتاب از امام حسن عسكرى علیه السلام، ص: 31-26

"ادامه مطلب در پُست بعدی"

 




نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، امـــــــام عســــــــــــــگری، 01-سوره حــمــد، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن، تفسیر سوره حمد از امام حسن عسكرى علیه السّلام،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 12 آذر 1397



«الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ»


تفسیر سوره حمد از امام حسن عسكرى(ع)


إمام علیه السّلام فرمودند:

[رحمان‏]، همان كسى است كه؛ به روزى بندگانش شدیداٌ متمایل است! و موادّ روزى خود را از آنان نبرد، اگر چه فرمانش نبرند!.

بأفراد با إیمان، در كاهش بندگى و طاعت شان [رحیم‏] است. و بأفراد كافر كیش و ناسپاس!- كه خواستار كمك و همراهى‏اند، با رفق و مدارا! بآنان- [رحیم‏] است.

أمیرالمؤمنین فرمود:

[رحمان‏]، همان كسى است كه؛ بروزى بندگانش شدیدا متمایل است!.

فرمود: و از رحمت او است! كه چون؛ نیروى بلند شدن و غذا خوردن از كودك، گرفته است! بجاى آن، تاب و توان به مادرش داد! و او را به كودك (خویش) دلسوز و مهربان آفرید! تا به تربیت و پرستاریش قیام كند. و چنانچه؛ (دست روزگار)، مادرى از مادران را سنگدل و بى ‏عاطفه پرورید! تربیت و پرستارى طفل (عاجز) را بدیگر مؤمنین، واجب گردانید.

و از آنجا كه؛ نیروى تربیت و قیام بمصالح فرزند، از (شالوده وجود) برخى از حیوانات، گرفته شده، آن تاب و توان را در أولاد و فرزندشان جایگزین نمود! كه در زادروزش بپاخیزد! و بدنبال روزى مقدّرش براه افتد!.

إمام علیه السّلام فرمودند: و تفسیر [الرَّحْمنِ‏]، اینست:

[الرَّحْمنِ‏] كه قول خدا است، مشتقّ از رحم است‏[1]. شنیدم رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله میفرمایند: خداى عزّوجلّ! فرمود:

من، [رحمان‏] ام، و آن، [رحم‏] است. برایش اسمى از اسمم مشتق نمودم، كسى كه با آن، رابطه برقرار كرد، (من) با او، رابطه برقرار كردم! و كسى كه از او جدا شد، از او جدا شدم!.

آنگاه؛ على علیه السّلام فرمودند: آیا میدانى این [رحم‏] چیست؟- كه هر كه با آن، رابطه برقرار نمود، (خداى) رحمان، با او، رابطه برقرار نمود! و هر كه از آن، برید! (خداى) رحمان، از او برید!؟- گفته شد: یا أمیر المؤمنین! هر قومى را باین وادار نمود كه؛ خویشان و أقوامشان را إكرام و احترام كنند! و صله رحم بجاى آورند! به آنها فرمود: آیا؛ بر این وامیدارد كه؛ با أرحام كافرشان صله رحم كنند!؟ و كسى را بعظمت شناسند كه خدا، كوچكش شمرده!؟ و حال آنكه؛ احتقار و كوچك شمردن كفّار را بر او واجب كرده است!؟.

گفتند: نه، ولى؛ آنها را به صله أرحام مؤمنشان وادار نموده است.

افزود، كه؛ أمیرالمؤمنین علیه السّلام فرمود: آیا؛ براى اتّصال شان به پدر و مادر خویش، حقوق أرحام و خویشان شان را واجب ساخت؟

(مخاطب، إظهار نمود:) گفتم: آرى، اى برادر رسول خدا.

فرمودند: در این صورت، آنها- فقط- حقوق پدران و مادران را در باره آنان، برآورده می سازند!.

گفتم: آرى! اى برادر رسول خدا.

فرمود: پدر و مادرشان- فقط- آنها را در دنیا، غذا میدهند و از ناملایمات و مصائبش نگه میدارند! و آن، نعمتى است نابودشونده! و ناملایمى است كه از بین میرود! در صورتى كه؛ رسول پروردگارشان، بنعمت دائمى- كه از بین نرود- سوق شان داد! و از ناملایمى نگهدارشان بود كه فناناپذیر و أبدى است!.

بنا بر این؛ كدامیك از این دو نعمت، عظیم ‏تر است؟

گفتم: نعمت رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله، أجلّ و أعظم و بزرگتر است! فرمود: پس چگونه جایز باشد كه؛ بر أداى حقّ كسى وادار نماید كه؛ خدا، حقّش را كوچك شمرده! و بر أداى حقّ كسى وادار نكند كه؛ خدا، حقّش را به بزرگى یاد كرده است!؟

گفتم: آن، جایز نیست.

فرمودند: پس؛ در این صورت، حقّ رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله، عظیم تر از حقّ پدر و مادر است! و حقّ رحم پیامبر- نیز- بالاتر و عظیم تر از حقّ رحم والدین است.

بنابر این؛ رحم رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله، به صله و اتّصال، سزاوارتر است و جرم و گناه) قطعش، عظیم ‏تر!.

پس؛ واى! و صد واى!! بر كسى كه؛ در رسول خدا [قطع رحم‏] كند! و واى! و صد واى! بر كسى كه؛ حرمتش را تعظیم و تكریم نكند! آیا ندانستى؛ حرمت رحم رسول خدا (ص)، حرمت رسول خدا (ص) است! و حرمت رسول خدا (ص)، حرمت خدا است!؟ و البتّه! حقّ خدا، از هر منعم غیر او، عظیم ‏تر است!. و یقین بدان! هر منعم- جز او- تنها از این حیث، إنعام كرده كه؛ پروردگارش براى آن، مقدّر او ساخته! و او را بدان توفیق داده است!.

آیا ندانستى؛ خدا به موسى بن عمران، چه گفت؟

گفتم: پدر و مادرم فداى شما! به او چه فرمود؟

إظهار داشت كه؛ خداى تعالى! فرمود: اى موسى! آیا به كُنه این مطلب، پى میبرى؟ كه رحمت من، ترا تا چه حدّى فرا گرفته؟

موسى گفت: تو، از پدر و مادرم بمن مهربانترى! خدا فرمود: اى موسى! و حقیقت، جز این نیست كه؛ بخاطر فضل رحمت من، مادرت بتو رحم آورد! بنا بر این؛ منم كه او را برفق و مدارایش- بر تو- واداشتم! و قلب او را پاك و پاكیزه نمودم! تا خواب شیرین خویش را براى تربیت و پرورشت رها كند! و اگر؛ با او چنین كارى نمیكردم، با دیگر زنان، یكسان بود.

اى موسى! آیا به كُنه این مطلب، پى میبرى كه؛ بنده ‏اى از بندگان مؤمنم برایش خطا و گناهانى است، كه به آخرین كرانه‏ هاى آسمان رسد! آنها را برایش مى ‏آمرزم و باكى ندارم! (موسى) گفت: پروردگارا! چگونه باكى ندارى!؟

فرمود: براى خصلت شریفى كه در بنده من است، و من آن را دوست دارم. و او آنست كه؛ برادران فقیر مؤمنش را دوست دارد! و بآنان سر می زند! و خودش را با آنها، یكى میداند! و بر آنان تكبّر نمیكند. هر گاه؛ چنین فعلى از او سرزد، گناهان او را برایش مى‏ آمرزم و باكى ندارم! اى موسى! یقین بدان! كه فخر (و عظمت)، رداى من است! و كبریاء و بزرگى، روپوش من! پس؛ هر كه؛ در چیزى كه باین دو مربوط است، با من، نزاع (و جدال) كند، به آتش خود، عذابش كنم!.

اى موسى! یقین بدان، از بزرگداشت جلال من اینست: بنده من- كه از حطام دنیا، بهره ‏ورش ساخته‏ ام- به بنده ‏اى از بندگان مؤمنم [كه در دنیا، دست او را كوتاه كرده ‏ام،] إكرام و احترام كند. پس اگر؛ بزرگى و نخوت، بر او إبراز نمود، تحقیقا؛ بزرگى و عظمت جلال مرا، سبك شمرده! و توهین كرده است!.

 سپس؛ أمیر المؤمنین علیه السّلام فرمودند:

البتّه؛ رحمى كه؛ بنا به فرمایش خود- أنا الرّحمن- از رحمت خود، مشتق نموده، همان [رحم محمّد (ص)] است. و یقین بدان! از إجلال و تعظیم خدا، إجلال و تعظیم محمّد (ص) است. و البتّه؛ از إجلال و تعظیم محمّد (ص)، إجلال و تعظیم رحم محمّد (ص) است. و براستى! هر مرد و زن مؤمن، از شیعیان ما- هم او- از رحم محمّد (ص) است. و یقین بدان! كه إجلال و تعظیم آنها، از إجلال و تعظیم محمّد (ص) است. پس؛ واى! بر كسى كه؛ اندكى از حرمت محمّد (ص) را سبك شمارد! و خوشا بر أحوال كسى كه؛ حرمتش را تعظیم كند! و بزرگش بداند! و رحمش را إكرام و احترام كند! و صله رحم بجاى آورد!.

در باره‏ «الرَّحِیمِ» إمام علیه السّلام فرمودند:

و أمّا؛ [الرَّحِیمِ‏]، معنایش این است كه: او به بندگان مؤمنش رحیم است. و از رحمت او است كه صد رحمت آفرید!. از آن، رحمت واحدى در خلایق و همه آفریدگان، قرار داد. و به آن، مردم بیكدیگر، رحیم و دلسوزند! و مادر، بفرزندش مهربان!. و (از این رو) مادران (در عالم) حیوانات، بر اولادشان گرایش و عطوفت دارند! پس؛ آنگاه كه روز رستاخیز، فرا رسد [رحمت واحد] را به نود و نه بخش دیگر، بیفزاید! و با آن، به امّت (جلیل) محمّد (ص) رحمت آورد! آنگاه؛ در باره كسانى از أهل این ملّت- كه برایشان خواهان شفاعت‏ اند- شفیعشان گرداند. تا اینكه؛ فردى پیش مؤمن شیعه مى ‏آید و میگوید:

شفاعتم كن! و (او) گوید: چه حقّى بر من دارى؟

میگوید: روزى، ترا آب دادم.

- آنچه رخ داده، بیادش آورد- پس؛ شفاعتش كند، و شفاعتش در او قبول افتد.

و دیگرى مى ‏آید و میگوید: براستى؛ بر تو حقّى دارم! پس؛ شفاعتم كن! میگوید: و حق تو، بر من چیست؟

جواب میدهد: ساعتى در روز گرم، به سایه دیوارم پناهنده شدى! پس؛ شفاعتش كند، و شفاعت در باره او، قبول افتد. و دائما؛ شفاعت كند! حتّى شفاعت او، در باره آشنایان و همنشینان و همسایگانش پذیرفته شود.

و یقینا؛ مؤمن، نزد خدا، از آنچه گمان ببرید، گرامى ‏تر است!.



(1). یا مشتقّ از رحمة است.



تفسیر فاتحة الكتاب از امام حسن عسكرى علیه السلام، ص: 37-32

"ادامه مطلب در پُست بعدی"

 




نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، امـــــــام عســــــــــــــگری، 01-سوره حــمــد، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن، تفسیر سوره حمد از امام حسن عسكرى علیه السّلام،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 12 آذر 1397



«مالِكِ یَوْمِ الدِّینِ»


تفسیر سوره حمد از امام حسن عسكرى(ع)


امام علیه السّلام فرمود:

(خدا) بر اقامه روز جزا- كه همان روز حساب است- قادر و توانا است. قادر است كه آن را از زمان وقوعش جلو بیندازد! و از أوقات بروزش بتأخیر افكند!.

او، در روز جزا- نیز- مالك است. از این رو؛ بحق، داورى كند. كسى كه؛ دامن خویش بجور و ستم، آلوده است! در آن روز، مالك هیچ حكم و داورى نیست! [همانگونه كه در دنیا، كسى كه صاحب إختیار و مالك أحكام است ستم كند!] فرمود: و أمیر المؤمنین علیه السّلام اضافه نمود كه؛ آن، روز حساب است و فرمود كه: شنیدم رسول خدا (ص) میفرمایند:

آیا؛ شما را به زیرك ترین زیرك ها! و أحمق ‏ترین أحمق ها! خبر ندهم؟

گفتند: آرى! یا رسول اللَّه! فرمود: زیرك ترین زیرك ها، كسى است كه؛ نفسش را محاسبه كند! و براى آنچه بعد از مرگ است، عمل نماید. و أحمق ‏ترین أحمق ها كسى است كه؛ پیرو هواى نفسش باشد! و آرزوهاى پوچ از خدا بخواهد! در این هنگام، مردى گفت: یا أمیرالمؤمنین! و إنسان، نفسش را چطور محاسبه كند؟

فرمود: هر گاه؛ (برایش) بامدادى! سپس شامگاه، فرا رسد، به نفس خویش مراجعه كند و بگوید:

اى نفس! براستى؛ این روز، بر تو سپرى شد. هرگز بسوى تو بر نمیگردد! و خداى تعالى! در باره‏ اش ترا بازخواست نماید كه؛ در چه فانى ‏اش كردى؟ در آن، چه عملى انجام دادى؟ آیا خدا را بیاد آوردى؟ یا او را ستودى؟ آیا؛ حوائج مؤمنى را برآوردى؟ آیا؛ گرفتارى و بلا را از او برطرف ساختى؟ آیا؛ هنگامى كه؛ از تو غایب بود، آبروى او را - در أهل و اولادش- نگهداشتى؟ 

 آیا؛ بعد از مرگ، احترام او را در أخلافش رعایت كردى؟ آیا، از غیبت برادر مؤمنى [بفضل و برترى مقامت‏] صرف نظر كردى؟ آیا؛ مسلمانى را كمك كردى؟ در آن چه كردى؟

و آنچه در كمون (پنهان) وجود او است، بیاد آورد.

پس؛ اگر بیادش آید كه از او، خیرى سر زده، بحمد و ستایش خداى عزّوجلّ! پردازد و به توفیقش، او را به بزرگى یاد كند!. و هر گاه نافرمانى و عصیان یا تقصیرى بیاد آورد، ذات أقدس الهى را- به ترك تكرارش- استغفار كند! و با طرق زیر، از نفس خویش، آن را بزداید:

[به تجدید صلوات بر محمّد و آل پاك و طاهر او! و پیشنهاد بیعت أمیر المؤمنین صلوات اللَّه علیه، بر نفس خویش! و پذیرفتنش براى آن! و تكرار لعن مبغضین و بدخواهان و دشمنان او و بازدارندگان از حقوقش!] پس؛ هر گاه چنین فعلى از او سر زد، خداى عزّوجلّ! گفت: با موالات و دوستیت با أولیاء و دوستان من، و عداوت و دشمنى‏ات با دشمنانم، در چیزى از گناهان، با تو مناقشه نكنم!.


تفسیر فاتحة الكتاب از امام حسن عسكرى علیه السلام، ص: 40-38

"ادامه مطلب در پُست بعدی"

 





نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، امـــــــام عســــــــــــــگری، 01-سوره حــمــد، 
برچسب ها : تفسیر سوره حمد از امام حسن عسكرى علیه السّلام، تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 12 آذر 1397



«إِیَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاكَ نَسْتَعِینُ»


تفسیر سوره حمد از امام حسن عسكرى(ع)



إمام علیه السّلام، إظهار نمود كه؛ در «إِیَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاكَ نَسْتَعِینُ» خداى تعالى! فرمود: اى آفریدگان!- كه در نعمت سرشار (من)، غوطه ‏ورید!- بگوئید:

[تنها، ترا می پرستیم!] اى خدائى كه؛ نعمت فراوان و رحمت گوناگون بما ارزانى داشته‏ اى! با ذلّت و كرنش و فروتنى! بدون ریا و شهرت و جاه!- خالصانه!- ترا فرمانبرداریم!. [و تنها، از تو، یارى مى ‏طلبیم!] بر طاعت و بندگی ات- آنچنان كه فرمودى- از تو كمك میخواهیم. و از دنیاى خود، آنچه از او نهیش كردى، حذر كنیم! و تقوى، پیشه خود سازیم. و از شیطان [كه از درگاه مقدّست دور است!] و از جنّ و إنس گمراه‏ كننده سركش! و از ستمگران آزار پیشه! بدامن عصمتت چنگ زنیم! فرمود: و از أمیر المؤمنین علیه السّلام، از بزرگ شقاوت و بدبختى! سؤال شد.

فرمود:

مردى كه؛ دنیا را بخاطر دنیا، رها نمود! دنیا را از دست داد و زیانكار آخرت شد.

و مردى كه با ریاء مردم، بندگى نمود! و كوشید! و روزه گرفت! او، همان كسى است كه از لذّات دنیا، محروم گردید! و رنج و زحمتى گریبانگیرش شد! كه هر گاه؛ خالصانه باو روى مینمود، سزاوار (پاداش و) ثوابش بود. پس؛ وارد آخرت شد در حالى كه؛ بگمانش از او- واقعا!- عملى آنچنان سر زده، كه با آن، میزان عملش را سنگین و وزین میكند! ولى؛ آن را [هَباءً مَنْثُوراً] می یابد!.

گفته شد: از مردم، چه كسى پشیمانى و حسرتش از همه زیادتر است!؟

فرمود: آنكه؛ مالش را در میزان دیگرى دید! و خدا، او را بآن، وارد آتش نمود! و وارثش را بآن، داخل بهشت گردانید.

گفته شد: این، چگونه شود؟

فرمود: چنان كه برخى از برادران ما، داستان مردى را بیان نمود، كه؛ بر او وارد

شد در حالى كه او، (مركبش را) میراند. باو گفت:

فلانى! در باره صد هزار (پولى) كه در این صندوق است، چه میگوئى؟

گفت: از آن، هرگز زكاتى ندادم! و هرگز صله رحمى از آن، بجا نیاوردم! اضافه نمود، گفتم: پس بر چه (أصول،) آن را گرد آوردى؟

گفت: بخاطر سختگیرى پادشاه! و عائله فراوان! و ترس فقر و تهیدستى عائله! و بعلّت گرفتارى زمانه! گفت: آنگاه؛ از پیش او نرفت، تا قالب تهى كرد! بعد از آن على علیه السّلام فرمود:

الحمد للَّه! كه (خدا)، او را از دنیا خارج كرد، در حالى كه؛ پست و موهون و ملامتگر بود!- بباطلى كه جمعش كرد! و حقّى كه منعش كرد!- آن را جمع و نگهدارى كرد! و آن را بست و بتحكیم درش پرداخت!. در آن، بیابان و سرزمین هاى بى‏ آب و علف! و گرداب دریاها را پیمود!.

اى (بشر) واقف و آگاه! به نیرنگ و خدعه مپردازد!- آنچنان كه رفیقت دیروز، پرداخت!- به یقین! روز رستاخیز، اندوه و پشیمانى فردى، از همه بیشتر است كه؛ مالش را در میزان دیگرى دید! خداى عزّ و جلّ! این را [بدارائى،] وارد بهشت كند! و آن را به [ندارى‏]، وارد آتش!.

 إمام صادق علیه السّلام فرمود:

و روز قیامت، از این پشیمان تر، مردى است كه؛ مالى فراوان، با ترس و هراس! و زحمت زیاد و روى‏ آور شدن خطرات! گردآورى نمود، آنگاه مالش را در صدقات و خیرات و مبرّات، فانى كرد! و نیرو و جوانیش را در عبادات و قربات از دست داد! و او، با این حال، براى علىّ بن أبى طالب علیه السّلام، فضیلت و حقّش را تشخیص ندهد! و براى او، موقعیّت و محلّش را در إسلام نشناسد! و فردى را كه؛ یكدهم و یك صدم از فضائل او را دارا نیست، بالاتر و برتر از آن جناب بداند!. بر حجج و دلائل، آگاه مى‏ شود، امّا؛ روى آن، تأمّل نمیكند! به آیات و أخبار، علیه او، إحتجاج مى ‏شود! در عین حال، زیر بار نمیرود!

جز اینكه به گمراهیش إدامه دهد و سرسختى كند! پس؛ آن، از هر پشیمانى و حسرت، عظیم تر است!، بروز قیامت درآید، و حال آنكه؛ صدقاتش- فی المثل- همانند أفعى، مقابلش نمودار میشوند كه او را نیش بزنند! و عبادات و صلواتش همانند فرشتگان موكّل آتش، در پى او باشند! تا بگونه خاصّى او را بدوزخ افكنند!.

(در این حال) میگوید: اى واى بر من! آیا از نمازگزاران نبودم!؟ آیا از زكات پردازان نبودم!؟. آیا نسبت به ناموس و مال مردم، از پاكدامنان نبودم!؟ پس؛ چرا باین مصیبت عظمى گرفتار شدم!؟

باو گفته شود: اى بدبخت! آنچه عمل كردى، بتو سود نبخشید، و تحقیقاٌ؛ بزرگترین فرائض و واجبات را- بعد از توحید خداى تعالى! و إیمان بنبوّت محمّد [رسول اللَّه‏] (ص)- ضایع كردى!. از معرفت حقّ على [ولىّ اللَّه‏] آنچه؛ لازم و ضرورى بود، از بین بردى!. به امامت و پیشوائى دشمن خدا [كه خدا، بر تو حرام نمود] إقدام كردى و ملتزم شدى!. و اگر؛ بجاى این رفتار و أعمالت، طاعت و عبادت روزگار- از آغاز تا فرجامش- براى تو بود! و بجاى صدقات و خیراتت، تمام أموال دنیا را صدقه میدادى! [بلكه؛ بگنجایش زمین، طلا إنفاق میكردى!] تماماٌ؛ جز اینكه از رحمت خدا، ترا دور سازد، چیز دیگرى نبود! و جز اینكه؛ ترا به خشم خدا، نزدیك كند، در آن أثرى نیست!.

إمام حسن (عسكرى) علیه السّلام فرمود: أمیر المؤمنین علیه السّلام، از قول رسول خدا (ص) إظهار داشت كه خداى تعالى! فرمود:

بگوئید: إِیَّاكَ نَسْتَعِینُ‏.

(یعنى:) بر طاعت و بندگى ‏ات (تنها از تو كمك میخواهیم!) و در كنار زدن حیله و شرّ دشمنانت (اى خدا! تنها، از تو كمك میجوئیم!) و آنچه بفرمائى! أمر، أمر تو است!.

و آن حضرت (ص)، از جبرئیل، از طرف خداى عزّوجلّ! فرمود:

اى بندگان من! تمام شما، گمراهید! جز كسى كه هدایتش كردم. پس؛ از من، راهنمائى و هدایت، درخواست كنید، تا شما را هدایت كنم!. و تمام شما، فقیرید! جز كسى كه بى‏ نیازش كردم. پس؛ از من، بى ‏نیازى و غنا، درخواست كنید، تا روزى و رزقتان دهم.  و تمام شما، گنهكارید! جز آنكه آمرزش و گذشتم را نصیبش كردم، پس؛ از من، مغفرت و آمرزش بخواهید! تا شما را بیامرزم. و هر كه بداند كه من، بآمرزش و مغفرت، داراى توان و قدرتم! و او، بتوان و قدرتم مغفرت و آمرزش بخواهد، او را مى‏ آمرزم و باكى ندارم!.

و اگر براستى! أوّل و آخر شما و زنده و مرده شما، (خلاصه،) از شما، هیچ تر و خشكى نماند، جز اینكه؛ بر پاك و نظیف كردن دل بنده ‏اى از بندگانم اجتماع كنند، در ملك و سلطنتم باندازه پر مگسى نیفزایند! و اگر براستى! أوّل و آخر شما و زنده و مرده شما، (خلاصه،) از شما، هیچ تر و خشكى نماند، جز اینكه؛ بر آلوده و بدبخت كردن دل بنده ‏اى از بندگانم اجتماع كنند، از ملك و سلطنتم باندازه پر مگسى نكاهند!. و اگر براستى! أوّل و آخر شما و زنده و مرده شما، (خلاصه،) از شما، هیچ تر و خشكى نماند، جز اینكه؛ اجتماع كنند و هر یك از آنها، آنچه بخواهد و بذهنش برسد، تمنّا و آرزو كند، باو عطا كنم! آن، در ملك و سلطنتم نمودى ندارد!، همچنان كه اگر؛ یكى از شما، بر لب دریا گذر كند، و در آن، سوزنى فرو برد! آنگاه؛ بیرون آورد. و این، بدان جهت است كه؛ من جواد و بخشنده‏ ام! با عزّت و مجدم! بى‏ نیاز و با محبّتم!. عطایم كلامى است و عذابم كلامى! پس؛ آنگاه كه چیزى اراده نمودم، جز این نیست كه؛ باو میگویم: باشد! بلا درنگ! میباشد.

اى بندگان من! برترین و بزرگترین بندگى و طاعات را بجا آورید! تا اینكه؛ به تسامح و مدارا، با شما رفتار كنم- گرچه در ما سواى آن، كوتاه آمدید!- و بزرگترین و زشت ‏ترین معاصى را رها كنید! تا در ارتكاب گناهان ما عداى آن،(غیر از آن) با شما مناقشه نكنم!

 البتّه؛ بزرگترین طاعات و بندگى، توحید من! و تصدیق پیامبر من! و تسلیم بوصىّ او است، و آن، علىّ بن أبى طالب و پیشوایان پاك نسل او، صلوات اللَّه علیهم است. و البتّه؛ بزرگترین معاصى، نزد من، كفر و ناسپاسى بمن! و پیامبر من! و جدائى و مخالفت ولىّ محمّد است!- یعنى: علىّ بن أبى طالب و أولیاء بعد از او- پس اگر خواستید در [منظر أعلى!] و بالاترین شرف، نزد من باشید! نبایستى؛

هیچ یك از بندگان من، نزد شما، از محمّد و بعدش على- برادر او- آنگاه؛ فرزندانشان [كه بكار و أمور بندگانم قائم‏اند!] ممتازتر و برتر باشد. (1) براستى؛ هر كه عقیده ‏اش چنین باشد، او را از شریفترین پادشاهان بهشتم قرار دهم.

و بدانید كه؛ مبغوض ترین آفریده، براى من، كسى است كه؛ بمن تمثّل و همانندى إبراز كند! و مدّعى ربوبیّتم شود! و بعد از او، مبغوضترینشان براى من، كسى است كه؛ همانندى و تمثّل به محمّد، إظهار نماید! و با نبوّتش، نزاع و درگیرى داشته باشد! و ادّعاى نبوّت كند!. و بعد از او، مبغوض ترینشان براى من، كسى است كه؛ تمثّل و همانندى به جانشین محمّد، نشان دهد! و با شرف و بزرگوارى و مقام او، نزاع و جدال كند! و جانشینى و مقام او را مدّعى گردد!. و بعد از اینها- كه متعرّض سخط من ‏اند! و مدّعى‏ اند آنچه را كه مدّعى‏ اند!- مبغوض ترینشان براى من، كسانى ‏اند كه؛ مددكار و معاون آنها محسوبند! و مبغوض ترین آفریده، براى من، بعد از اینها، كسانى ‏اند كه؛ به رفتار و كردار آنها راضى ‏اند؛ گرچه مددكارشان نباشند.

و همچنین؛ محبوبترین آفریده، براى من، أفراد پایدار و قائمین بحقّ من ‏اند. و برتر و افضلشان نزد من، و گرامی ترینشان بر من، [محمّد]، سرور مخلوقات است. و گرامیترین و افضلشان بر من، پس از وى، برادر (محمّد) مصطفى- علىّ مرتضى- است. آنگاه؛ بعد از او، از أفراد پایدار و قائمین بعدل و داد [از إمامان حقّ و حقیقت‏] اند.

و أفضل مردم، بعد از آنها، كسانى‏ اند كه؛ آنها را بر حقّ مسلّمشان، یارى و مدد كردند. و بعد از آنها، محبوبترین آفریده- نزد من- كسى است كه؛ به آنها محبّت ورزد و به دشمنانشان بغض و عداوت! [اگر چه؛ یارى و مدد إمامان، برایش إمكان نداشته باشد!].

تفسیر فاتحة الكتاب از امام حسن عسكرى علیه السلام، ص: 45-40

"ادامه مطلب در پُست بعدی"

 





نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، امـــــــام عســــــــــــــگری، 01-سوره حــمــد، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن، تفسیر سوره حمد از امام حسن عسكرى علیه السّلام،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 12 آذر 1397



«اِهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ»


تفسیر سوره حمد از امام حسن عسكرى(ع)



إمام علیه السّلام فرمود: در [اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ‏] میگوئیم:

بر ما، توفیقت را إدامه بده! آنچنان كه، در روزگار پیشینمان، ترا اطاعت كردیم! تا همچنان، به روزگار آینده خود، ترا اطاعت كنیم!.

و [صراط مستقیم‏]، خود، دو صراط است: راهى در دنیا، و راهى در آخرت. و أمّا؛ راه مستقیم دنیا؛ همان كوتاهى از غلوّ![1] و از بین بردن تقصیر است! و (شخص،) آنچنان پایدارى و استقامت ورزد كه؛ بچیزى از باطل، گرایش پیدا نكند. و راه دیگر؛ راه مؤمنین به بهشت است! كه خود، (راهى است) مستقیم- از بهشت بآتش و غیر آتش عدول نكنند- جز راه بهشت (راه دیگرى نپویند)!.

 و إمام صادق علیه السّلام، در اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ‏ فرمودند:

میگوئیم: ما را به صراط مستقیم، إرشاد فرما! یعنى؛ به لزوم و پیوستگى راهى كه؛ بدوستى و حبّ تو، منجر شود! و به (سراى جاودان) بهشت و (رضوانت) برساند! و مانع پیروى هوى و هوس ما گردد! [كه اگر پیروى كنیم، پوچ و نابود شویم!] و مانع از اتّخاذ آراء (شخصى) ما گردد! [كه اگر اتّخاذ كنیم، به هلاكت رسیم!] آنگاه؛ فرمود: البتّه! هر كه؛ پیرو هوایش شد! و برأى خویش، با دیده إعجاب نگریست! همانند مردى است كه؛ شنیدم [مردم پست!] او را به بزرگى یاد میكنند و وصفش می نمایند! مایل دیدار او شدم، بنحوى كه مرا نشناسد، تا مقدار و منزلتش را ببینم. به این‏ حساب، او را در موضع و محلّى دیدم كه گروهى از مردم پست! (همچنان) بگردش حلقه زده اند. پنهان و مخفى از آنها ایستادم. باو، و ایشان- با پوشش نقاب- نگاه میكردم.

همواره با مكر و حیله با آنها رفتار مینمود! تا اینكه؛ راهى مخالف راه دیگران، پیش گرفت! و از آنان، جدا شد و براه قبلى برنگشت. و عامّه مردم، بدنبال حوائج خود پراكنده شدند. و من، در پى‏اش راه افتادم. چیزى نگذشت كه به نانوائى، گذر نمود و غافلگیرش كرد! و از دكّانش دو قرص نان، بدزدى برداشت!. از او، در شگفت آمدم! سپس با خود گفتم؛ شاید با همدیگر، حساب و معامله‏اى دارند. آنگاه؛ بعد از این جریان، به صاحب انارى گذر نمود، و پیوسته مراقب بود، تا غافلگیرش كرد! و از پیش او، باندازه حاجتش بدزدى برداشت! سپس؛ دائما! او را دنبال كردم، تا به مریضى گذر نمود، و دو قرص نان و دو انار را پیش او نهاد و رفت، و دنبالش كردم. تا اینكه؛ در بقعه و مكانى از صحرا مستقر شد. باو گفتم: اى بنده خدا! حقیقت اینست كه؛ تعریف و خوبى ترا شنیدم و دیدار ترا مایل شدم! نتیجة؛ ترا ملاقات كردم. امّا؛ از تو چیزى مشاهده كردم كه؛ فكر و ذهنم را مشغول ساخت. آن را از تو میپرسم تا خاطرم آسوده شود.

گفت چیست؟

گفتم كه؛ دیدم بنانوائى، گذر نمودى! و از او، دو قرص نان دزدیدى! آنگاه بصاحب انارى مرور كردى، و از او، دو انار دزدیدى!.

إمام فرمود كه؛ او- قبل از هر چیز- بمن گفت: تو كیستى؟

باو گفتم: مردى از أولاد آدم- از امّت محمّد (ص)- بمن گفت: از چه كسانى؟

گفتم: مردى از أهل بیت رسول خدا (ص).

گفت: شهرت كجا است؟

گفتم: مدینه.

گفت: شاید تو، جعفر بن محمّد بن علىّ بن الحسین بن علىّ بن أبى طالب، هستى!؟

گفتم: آرى!

گفت: با جهل و نادانى‏ ات به چیزى كه به آن مشرّف شدى! و اینكه علم و دانش جدّ و پدرت را رها كردى، شرف جدّ و تبار تو، برایت بى‏ فایده است! چون؛ نبایستى، آنچه را كه حمد و ثناى آن و ستایش فاعل آن، واجب است، منكر شوى!.

گفتم: آن چیست؟

گفت: قرآن- كتاب خدا- گفتم: و آنچه از قرآن كه باو جاهلم چیست!؟

گفت: فرمایش خداى عزّوجلّ : 

مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها وَ مَنْ جاءَ بِالسَّیِّئَةِ فَلا یُجْزى‏ إِلَّا مِثْلَها[2] 

همانا من؛ وقتى كه دو قرص نان، دزدیدم، دو [سیّئه‏] بود. و زمانى كه؛ دو انار دزدیدم، دو [سیّئه‏]. این (روی هم) چهار [سیّئه‏]. و چون، هر یك از آنها را صدقه دادم، چهل [حسنه‏] شد! و از چهل حسنه، در إزاء چهار سیّئه، چهار حسنه، كم كن! سى و شش حسنه، باقى ماند!.

گفتم: مادرت بعزایت بنشیند! تو، بكتاب خدا، جاهلى! آیا؛ گفتار خدا را نشنیدى كه فرمود: 

إِنَّما یَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ‏[3] 

یقینا تو؛ وقتى كه دو قرص نان دزدیدى، دو سیّئه بود، و چون؛ دو انار دزدیدى دو سیّئه!. چون؛ بدون أمر صاحبشان بغیر صاحبشان دادى، جز این نیست كه؛ چهار سیّئه بچهار سیّئه افزودى! و چهل حسنه به چهار سیّئه نیفزودى! پس؛ شروع كرد به نگاه كردن من! كه رهایش كردم و برگشتم!.

إمام صادق علیه السّلام فرمود:

بمانند این تأویل زشت جاهلانه دور از حریم حق، گمراه میشوند! و گمراه میكنند!، و این، تأویل (و توجیه) معاویه است- كه آنچه لایق او است، بر او باد!- او، زمانى كه بقتل عمّار یاسر رحمة اللَّه علیه، پرداخت! لرزه بر اندام گروه كثیرى افتاد! و گفتند؛ رسول خدا (ص) فرمود:

«عمار را، گروه تجاوز كار میكشد!» در این لحظه، [عمر و عاص‏]، بر معاویه وارد شد و گفت: اى أمیر المؤمنین! مردم، به هیجان و اضطراب درآمده ‏اند!.

گفت: براى چه!؟

گفت: بخاطر كشتن عمّار یاسر! آیا چنین نیست كه؛ واقعا! رسول خدا (ص) فرمود: «عمّار را، گروه تجاوز كار میكشد!» معاویه باو گفت: در سخنت كوتاه آمدى! آیا؛ ما او را كشتیم؟! جز این نیست كه؛ علىّ بن أبى طالب- هنگامى كه؛ او را بین سر نیزه‏ هاى ما افكند- او را كشت! این مطلب، به (گوش) على رسید، فرمود:

پس؛ در این صورت، پیامبر خدا (ص) است كه؛ حمزه را كشت!- هنگامى كه او را بین سرنیزه ‏هاى مشركین افكند! آنگاه؛ إمام صادق علیه السّلام فرمود:

خوشا بحال كسانى كه؛ آنها چنانند كه رسول خدا (ص) فرمود:

«این دانش را دادگران هر نسلى حامل‏ اند، كه؛ تحریف خودسران و غالیان! و ادّعاى دروغ پوچگرایان! و تأویل جاهلان را از آن، دور سازند!.» در این لحظه، مردى بآن جناب گفت:

یابن رسول اللَّه! من، بواسطه بدنم از یارى شما عاجزم! و جز بیزارى از دشمنان شما! و لعن آنها را مالك نیستم! پس؛ حالم چگونه است؟

إمام صادق علیه السّلام باو فرمود:

پدرم از پدرش از جدّش حدیث نمود كه، رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله فرمود:

كسى كه؛ از یارى ما- أهل بیت- عاجز و ناتوان شد! و در نهان و خلوت هاى خویش بلعن دشمنان ما پرداخت، صداى او را خدا، بجمیع فرشتگان- از زمین تا عرش الهى- رسانید! و هر زمان كه؛ این مرد، دشمنان ما را لعن خاصّى نمود، او را (فرشتگان)، یارى و مساعدت كردند! و به لعن هر كه مشغول است (آنان نیز) لعنش كردند! آنگاه؛ به ثناى این (مرد الهى) پرداختند و گفتند:

 بار إلها! بر این بنده خود، صلوات (و سلام) بفرست! بنده‏اى كه؛ آنچه در امكانش بود (در راه تو) بخشید! و اگر بیش از آن، توانائى داشت، انجام میداد.

در این هنگام؛ از جانب خداى عزّ و جلّ! ندائى فرا رسد كه:

حقیقتاٌ؛ دعاى شما را دوست داشتم! و ندایتان را شنیدم! و بر روح وى-در روحها- صلوات (و سلام) فرستادم! و او را نزد خودم از أخیار و برگزیدگان و پاكیزگان قرار دادم!.




(1). غلوّ، در جایى است كه؛ إنسان، از حدّ معیّن خودش تجاوز كند! مثلا: چیزى بگوید و إظهار كند كه از ناحیه معصومین نرسیده باشد. چنان كه؛ در باره غالیان، إمام باقر علیه السّلام فرمود:

« گروهى ‏اند كه؛ در باره ما، چیزى قائل‏اند كه ما، راجع بخودمان قائل نیستیم! پس؛ آنها از ما نیستند و ما از آنها نیستیم!» كافى، جلد 2 صفحه 75 و زمینه تفسیر قرآن، صفحه 69.

(2). أنعام، آیه 160

(3). مائده، آیه 27.



تفسیر فاتحة الكتاب از امام حسن عسكرى علیه السلام، ص: 51-46

"ادامه مطلب در پُست بعدی"

 




نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، امـــــــام عســــــــــــــگری، 01-سوره حــمــد، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن، تفسیر سوره حمد از امام حسن عسكرى علیه السّلام،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 12 آذر 1397



«صِراطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ‏»


تفسیر سوره حمد از امام حسن عسكرى(ع)



إمام علیه السّلام فرمودند: [صِراطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ‏] یعنى؛ بگوئید:

ما را براه كسانى هدایت فرما، كه؛ به توفیق دین و طاعتت بر آنان نعمت ارزانى داشتى!، و آنها كسانى ‏اند كه؛ خدا فرمود:

«و آنان كه؛ خدا و رسول (وى) را فرمان ببرند، هم آنها با كسانى‏ اند كه؛ خدا، بر آنان نعمت، ارزانى داشته!- از پیامبران و صدّیقین و شهدا و صالحین- و آنان [از حیث رفاقت‏] چه خوب (أفرادى) اند.»[1] و این مطلب، عیناٌ از أمیر المؤمنین علیه السّلام، بیان شده است. (آن جناب) افزود كه؛ آنگاه فرمود:

اینها، [إنعام ‏شدگان‏][2] بمال و صحّت بدن نیستند- اگر چه؛ همه اینها، نعمت بارزى از جانب خدا است- آیا نمى ‏بینید كه اینها، گاهى كافر یا فاسق ‏اند!؟ پس؛ ترغیب و تحریك نشدید كه در دعا بخواهید كه؛ بر آنان رهنمون گردید! فقط مأمور شدید كه بخواهید: براه كسانى رهنمون شوید كه؛ بر آنان نعمت [إیمان بخدا، و تصدیق رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم، و ولایت محمّد و آل طیّب و طاهر او، و أصحاب نیك و برگزیده‏ اش‏] ارزانى گشته است!. و تقیّه خوب (از درگاهش بخواهید) كه بدان وسیله از شرّ بندگان خدا و شرّ زندیق ها [بدوران دشمنان خدا از كفرشان‏] سالم و در أمان باشید! (تقیّه‏ اى) كه با آن، مدارا كنید! و به آزار خود و مؤمنین، تحریكشان نكنید! (و مأمور شدید كه؛) شناسائى و معرفت حقوق برادران مؤمن را (بخواهید).

پس؛ حقیقت اینست كه؛ هیچ بنده و كنیزى نیست كه موالى محمّد و آل محمّد و یاران آن جناب باشد و با دشمنان شان دشمنى كند، مگر اینكه؛ حقیقة! جایگاه أمن و سپر محكمى از عذاب خدا، اتّخاذ كرده است!. و هیچ بنده و كنیزى نیست كه؛ با بندگان خدا، به بهترین نوع، سازش و مدارا كرد- در حالى كه؛ با آن، در باطلى داخل نشد و از حقّى خارج نگشت- مگر اینكه؛ خدا نفسش را تسبیح! و عملش را پاك و پاكیزه قرار داد! و باو بصیرتى بر كتمان سرّ ما و تحمّل خشم و غیظ [بر آنچه از دشمنان ما میشنوند] عطا كرد! و باو، ثواب كسى را داد كه؛ در راه خدا، بخونش غلطان است!.

و بنده ‏اى نیست كه؛ حقوق برادرانش را بعهده گرفت! و با جدّ و جهد خود، حقّشان را ایفا كرد! و آنچه در امكانش بود، داد! و از آنان، به گذشت و عفوشان راضى شد! و كنجكاوى آنها را رها نمود! و از (اشتباه و) لغزش آنها- هر چه هست- درگذشت! مگر اینكه؛ خداى عزّ و جلّ! روز قیامت، باو فرمود:

اى بنده من! حقوق برادرانت را ادا كردى، و در آنچه بنفع تو بود، باستقصاء و كنجكاوى آنها نپرداختى، و من بخشنده ‏تر و كریم ‏تر و سزاوارترم بآنچه تو از باب كرم و مسامحه رفتار نمودى! و من، امروز، بر آن حقّى كه ترا وعده دادم، رفتار كنم! و از رحمت و فضل بیكرانم بر تو افزون كنم! و در كوتاهیت ببرخى از حقوقم بر تو كنجكاوى نكنم!.

(إمام) فرمود:

آنگاه؛ وی را بمحمّد و آل و اصحابش ملحق كند! و او را از شیعیان برگزیده آنان قرار دهد!.

سپس (آن جناب) افزود كه؛ رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله، روزى به یكى از صحابه خود فرمودند:

اى بنده خدا! در راه خدا، محبّت و دوستى كن. و در راه خدا، بغض كینه ورز. و در راه خدا، موالات كن. و در راه خدا، دشمنى كن. حقیقت اینست كه؛ راهى به [ولایت خدا] جز به موالات طریق، إمكان ندارد. و هیچ كس طعم إیمان را نیابد، تا چنین شود!- اگر چه؛ نماز و روزه‏ اش فراوان باشد- و تحقیقاٌ؛ برادرى مردم، امروزه، اكثرش در (باره) دنیا است! بر این أساس، بیكدیگر إظهار دوستى كنند! و بر این أساس، به همدیگر، خشم و كینه ورزند. و آن، چیزى از خدا، بى ‏نیازشان نكند!.

در این هنگام؛ مرد (صحابى) گفت:

یا رسول اللَّه! برایم چگونه مى‏ شود كه بدانم؛ یقینا و حتما! در راه خدا، موالات و دشمنى إبراز نمودم!؟ و ولىّ خدا كیست؟ تا موالى او باشم!؟ و دشمن خدا كیست؟ تا باو دشمنى ورزم!؟.

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله، بعلىّ بن أبى طالب علیه السّلام اشاره نمود و فرمود:

آیا؛ این را مى‏ بینى!؟

گفت: آرى.

فرمود: ولىّ این، ولىّ خدا است، پس موالى او باش! و دشمن این، دشمن خدا است، پس با او دشمنى كن!. و با ولىّ این، موالات كن! اگر چه براستى؛ او، قاتل پدر و فرزند تو است! و با دشمن این، دشمنى كن! اگر چه براستى؛ او، پدر و فرزند تو است!.

______________________________
(1) وَ مَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ مِنَ النَّبِیِّینَ وَ الصِّدِّیقِینَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحِینَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفِیقاً نساء، آیه 69.

(2) در معنى فارسى‏ «أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ» گرچه عباراتى همچون؛ [كسانى كه بر آنها إنعام فرمودى‏] رساتر است، أمّا؛ در این كتاب، بخاطر سادگى و روانى جمله، [إنعام‏ شدگان‏] برگزیده شد.


تفسیر فاتحة الكتاب از امام حسن عسكرى علیه السلام، ص: 55-52

"ادامه مطلب در پُست بعدی"

 





نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، امـــــــام عســــــــــــــگری، 01-سوره حــمــد، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن، تفسیر سوره حمد از امام حسن عسكرى علیه السّلام،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 12 آذر 1397




«غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَ لَا الضَّالِّینَ»‏


تفسیر سوره حمد از امام حسن عسكرى(ع)


أمیرالمؤمنین علیه السّلام فرمودند:

خدا، به بندگانش فرمان داد كه؛ راه [إنعام‏ شدگان‏] را از او، درخواست كنند! و (گروه ممتاز إنعام شده،) همان پیامبران و صدّیقین و شهداء و شایسته گان‏ند.

و (دستور فرمود) كه؛ از راه غضب‏ شدگان، (دورى كنند و) پناهندگى بخواهند. و (گروه غضب شده،) همان یهودانند! كه خدا، در باره آنان فرمود:

«آیا؛ شما را به بدتر از آن- از حیث پاداش و جزا- نزد خدا، آگاه كنم!؟

كسى (بدترین جزاء، پاداش او است) كه؛ خداوند، او را از در خویش رانده! و بر او، خشم و غضب كرده است!.»[1] و (دستور فرمود:) از طریق گمراهان (دورى كنند و) از او، پناهندگى بخواهند. و آنها، كسانى اند كه؛ خدا، در باره آنان فرمود:

«بگو: اى أهل كتاب! در دین تان- بناحق- غلو نكنید! و از هواى نفس گروهى كه قطعا! پیش از این، گمراه شدند! و (مردم) زیادى را گمراه كردند! و از میان راه راست، بدور افتادند! تبعیّت نكنید!»[2] و (این گروه) همان مسیحییان‏ند.

سپس؛ أمیرالمؤمنین علیه السّلام فرمود:

هر كه، بخدا كافر شد، او كسى است كه بر او غضب شده! و از راه خداى عزّ و جلّ! گمراه گشته! و حضرت رضا علیه السّلام فرمود: این چنین است.

______________________________
(1) قُلْ هَلْ أُنَبِّئُكُمْ بِشَرٍّ مِنْ ذلِكَ مَثُوبَةً عِنْدَ اللَّهِ مَنْ لَعَنَهُ اللَّهُ وَ غَضِبَ عَلَیْهِ‏ مائده، آیه 60.

(2) قُلْ یا أَهْلَ الْكِتابِ لا تَغْلُوا فِی دِینِكُمْ غَیْرَ الْحَقِّ وَ لا تَتَّبِعُوا أَهْواءَ قَوْمٍ قَدْ ضَلُّوا مِنْ قَبْلُ وَ أَضَلُّوا كَثِیراً وَ ضَلُّوا عَنْ سَواءِ السَّبِیلِ‏ مائده، آیه 77.


(1) و در آن افزود: و هر كه؛ در عبودیّت و بندگى، از أمیر المؤمنین، تجاوز كند، او، در زمره كسانى است كه؛ بر آنها غضب شده! و جزو گمراهان است!.


کتاب تفسیر فاتحة الكتاب از امام حسن عسكرى علیه السلام، ص: 56






نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، امـــــــام عســــــــــــــگری، 01-سوره حــمــد، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن، تفسیر سوره حمد از امام حسن عسكرى علیه السّلام،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 12 آذر 1397


صلوات امام حسن عسکری علیه السلام






اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ

مُحَمَّدٍ الْبَرِّ التَّقِیِّ الصَّادِقِ الْوَفِیِّ النُّورِ الْمُضِی ءِ

خَازِنِ عِلْمِكَ وَ الْمُذَكِّرِ بِتَوْحِیدِكَ وَ وَلِیِّ أَمْرِكَ وَ خَلَفِ

أَئِمَّةِ الدِّینِ الْهُدَاةِ الرَّاشِدِینَ وَ الْحُجَّةِ عَلَى أَهْلِ

الدُّنْیَا فَصَلِّ عَلَیْهِ یَا رَبِّ أَفْضَلَ مَا صَلَّیْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ

أَصْفِیَائِكَ وَ حُجَجِكَ وَ أَوْلادِ رُسُلِكَ یَا إِلَهَ الْعَالَمِینَ

 

خدایا درود فرست بر حسن بن على بن محمّد، نیكوكار،

پرهیزگار، صادق، وفادار، نور تابنده، خزانه دار دانشت، به یاد اندازه توحیدت، و

ولىّ امرت، و یادگار پیشوایان دین، آن راهنمایان رشد یافته، و حجّت بر اهل دنیا،

پس بر او درود فرست، اى پروردگار، برترین درودى كه بر یكى از برگزیدگان و حجّت

هایت، و اولاد رسولانت فرستادى، اى معبود جهانیان


 







نوع مطلب : امـــــــام عســــــــــــــگری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 27 آبان 1397





پندى گویا و جامع از امام عسگری(ع)

قالَ الاْمامُ الْعَسْكَرى(علیه السلام)

«أُوصیكُمْ بِتَقْوَى اللّهِ وَ الْوَرَعِ فى دینِكُمْ وَالاْجْتَهادِ لِلّهِ وَ صِدْقِ الْحَدیثِ وَ أَداءِ الأَمانَةِ إِلى مَنِ ائْتَمَنَكُمْ مِنْ بَرٍّ أَوْ فاجِر وَ طُولُ السُّجُودِ وَ حُسْنِ الْجَوارِ. فَبِهذا جاءَ مُحَمَّدٌ(صلى الله علیه وآله وسلم) صَلُّوا فى عَشائِرِهِمْ وَ اشْهَدُوا جَنائِزَهُمْ وَ عُودُوا مَرْضاهُمْ وَ أَدُّوا حُقُوقَهُمْ، فَإِنَّ الرَّجُلَ مِنْكُمْ إِذا وَرَعَ فى دینِهِ وَ صَدَقَ فى حَدیثِهِ وَ أَدَّى الاَْمانَةَ وَ حَسَّنَ خُلْقَهُ مَعَ النّاسِ قیلَ: هذا شیعِىٌ فَیَسُرُّنى ذلِكَ. إِتَّقُوا اللّهَ وَ كُونُوا زَیْنًا وَ لا تَكُونُوا شَیْنًا، جُرُّوا إِلَیْنا كُلَّ مَوَدَّة وَ ادْفَعُوا عَنّا كُلَّ قَبیح، فَإِنَّهُ ما قیلَ فینا مِنْ حَسَن فَنَحْنُ أَهْلُهُ وَ ما قیلَ فینا مِنْ سُوء فَما نَحْنُ كَذلِكَ.»:
لَناحَقٌّ فى كِتابِ اللّهِ وَ قَرابَةٌ مِنْ رَسُولِ اللّهِ وَ تَطْهیرٌ مِنَ اللّهِ لا یَدَّعیهِ أَحَدٌ غَیْرُنا إِلاّ كَذّابٌ. أَكْثِرُوا ذِكْرَ اللّهِ وَ ذِكْرَ الْمَوْتِ وَ تِلاوَةَ الْقُرانِ وَ الصَّلاةَ عَلَى النَّبِىِّ(صلى الله علیه وآله وسلم)فَإِنَّ الصَّلاةَ عَلى رَسُولِ اللّهِ عَشْرُ حَسَنات، إِحْفَظُواما وَصَّیْتُكُمْ بِهِ وَ أَسْتَوْدِعُكُمُ اللّهَ وَ أَقْرَأُ عَلَیْكُمْ السَّلامَ.»:

شما را به تقواى الهى و پارسایى در دینتان و تلاش براى خدا و راستگویى و امانتدارى درباره كسى كه شما را امین دانسته ـ نیكوكار باشد یا بدكار ـ و طول سجود و حُسنِ همسایگى سفارش میكنم. محمّد (صلى الله علیه وآله وسلم) براى همین آمده است. در میان جماعت هاى آنان نماز بخوانید و بر سر جنازه آنها حاضر شوید و مریضانشان را عیادت كنید. و حقوقشان را ادا نمایید، زیرا هر یك از شما چون در دینش پارسا و در سخنش راستگو و امانتدار و خوش اخلاق با مردم باشد، گفته مىشود: این یك شیعه است، و این كارهاست كه مرا خوشحال مىسازد. تقواى الهى داشته باشید، مایه زینت باشید نه زشتى، تمام دوستى خود را به سوى ما بكشانید و همه زشتى را از ما بگردانید، زیرا هر خوبى كه درباره ما گفته شود ما اهل آنیم و هر بدى درباره ما گفته شود ما از آن به دوریم. در كتاب خدا براى ما حقّى و قرابتى از پیامبر خداست و خداوند ما را پاك شمرده، احدى جز ما مدّعى این مقام نیست، مگر آنكه دروغ میگوید. زیاد به یاد خدا باشید و زیاد یاد مرگ كنید و زیاد قرآن را تلاوت نمایید و زیاد بر پیغمبر(صلى الله علیه وآله وسلم) سلام و تحیّت بفرستید. زیرا صلوات بر پیامبر خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) ده حسنه دارد. آنچه را به شما گفتم حفظ كنید و شما را به خدا مىسپارم، و سلام بر شما.

 (بحارالانوار-جلد75-صحفه372باب29)






نوع مطلب : امـــــــام عســــــــــــــگری، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 8 مهر 1397



چرا زیارت نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و ائمّه 

علیهم السّلام بعد از حجّ  لازم است؟


وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ وَلا تَحْلِقُوا رُءُوسَکُمْ حَتَّى یَبْلُغَ الْهَدْیُ مَحِلَّهُ فَمَنْ کَانَ مِنْکُمْ مَرِیضًا أَوْ بِهِ أَذًى مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْیَةٌ مِنْ صِیَامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُکٍ فَإِذَا أَمِنْتُمْ فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیَامُ ثَلاثَةِ أَیَّامٍ فِی الْحَجِّ وَسَبْعَةٍ إِذَا رَجَعْتُمْ تِلْکَ عَشَرَةٌ کَامِلَةٌ ذَلِکَ لِمَنْ لَمْ یَکُنْ أَهْلُهُ حَاضِرِی الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ ﴿بقره/196

حج وعمره را براى خدا به پایان برید ، و اگر [به علتى] شما را از انجام آن بازداشتند، آنچه را از قربانى براى شما میسر است [قربانى كنید و از احرام در آیید] ؛ و سر خود را نتراشید تا قربانى به محلش برسد ؛ و از شما اگر كسى بیمار بود یا در سرش آسیب داشت [و ناچار بود سر بتراشد ، جایز است سر بتراشد و] كفّاره‏اى چون روزه ، یا صدقه یا قربانى بر عهده اوست . و هنگامی  كه [از علل ممنوعیّت] در امان بودید ، پس هر كه با پایان بردن عمره تمتّع به سوى حج تمتّع رود ، آنچه از قربانى میسر است [قربانى كند] . و كسى كه قربانى نیابد ، سه روزْ روزه ، در همان سفر حج و هفت روز روزه ، هنگامی  كه بازگشتید بر عهده اوست ؛ این ده روز كامل است [و قابل كم و زیاد شدن نیست] . این وظیفه كسى است كه [خود و] خانواده ‏اش ساكن و مقیم [منطقه] مسجد الحرام نباشد . و از خدا پروا كنید و بدانید كه خدا سخت كیفر است .

 

الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُومَاتٌ فَمَنْ فَرَضَ فِیهِنَّ الْحَجَّ فَلا رَفَثَ وَلا فُسُوقَ وَلا جِدَالَ فِی الْحَجِّ وَمَا تَفْعَلُوا مِنْ خَیْرٍ یَعْلَمْهُ اللَّهُ وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَیْرَ الزَّادِ التَّقْوَى وَاتَّقُونِ یَا أُولِی الألْبَابِ ﴿بقره/197

حج در ماه‏هاى معین و معلومی  است [شوال ، ذوالقعده ، ذوالحجه] پس كسى كه در این ماه‏ها حج را [با احرام بستن و تلبیه] بر خود واجب كرد ، [بداند كه] در حج ، آمیزش با زنان و گناه و جدال [جایز] نیست . و آنچه از كار خیر انجام دهید خدا می ‏داند . و به نفع خود توشه برگیرید كه بهترین توشه ، پرهیزكارى است و اى صاحبانِ خرد ! از من پروا كنید .

 

وَأَذِّنْ فِی النَّاسِ بِالْحَجِّ یَأْتُوکَ رِجَالا وَعَلَى کُلِّ ضَامِرٍ یَأْتِینَ مِنْ کُلِّ فَجٍّ عَمِیقٍ ﴿حج/27

و در میان مردم برای حج بانگ زن تا پیاده و سوار بر هر شتر باریک اندام [چابک و چالاک] که از هر راه دور می آیند، به سوی تو آیند.



باب دویست و بیست و یكم

اسرار زیارت نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و ائمّه

 علیهم السّلام بعد از حجّ  چیست؟

 

 برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 398

 

حدیث (1)

محمّد بن احمد سنانى رضى اللَّه عنه از احمد بن محمّد بن یحیى بن زكریّا القطان از ابو بكر بن عبد اللَّه بن حبیب از تمیم بن بهلول، از پدرش، از اسماعیل بن مهران، از حضرت جعفر بن محمّد علیهما السّلام نقل كرده كه آن حضرت فرمودند:

هر گاه یكى از شما حج بجا آورد لازم است كه حجّش را به زیارت ما خاتمه دهد زیرا این زیارت متمّم حجّ خواهد بود.


حدیث (2)

محمّد بن على ماجیلویه رضى اللَّه عنه از محمّد بن یحیى عطّار، از محمّد بن الحسین بن الخطّاب، از محمّد بن سنان از عمّار بن مروان، از جابر، از حضرت ابى جعفر علیه السّلام، حضرت فرمودند:

تمام بودن حج و كامل بودنش به این است كه بعد از آن، امام زیارت و ملاقات گردد.


حدیث (3)

 محمّد بن الحسن بن احمد بن ولید رضى اللَّه عنه از محمّد بن الحسن الصفّار، از احمد بن محمّد بن عیسى از حسن بن على الوشّاء، وى مى‏گوید: از حضرت ابا الحسن الرضا علیه السّلام شنیدم كه مى‏ فرمودند:

هر امامى در گردن دوستان و شیعیانش عهدى دارد و وفاء كامل به عهد و نیكو اداء كردنش به این است كه اولیاء و دوستان قبور آنها را زیارت كنند چه آنكه هر كس ایشان را از روى رغبت و میل زیارت كند در روز قیامت ایشان شفعاء او خواهند بود.


حدیث (4)

 پدرم رضى اللَّه عنه از على بن ابراهیم، از پدرش، از محمّد بن ابى عمیر، از عمر بن اذینه، از زراره، از حضرت ابى جعفر علیه السّلام، حضرت فرمودند:

مردم مأمور شدند این سنگ‏ها را بیاورند و طوافشان كنند سپس نزد ما آمده و ایشان را به دوستى خود خبرشان دهیم و ایشان كمك و نصرتشان را بر ما عرضه بدارند.


حدیث (5)

محمّد بن موسى بن متوكّل رضى اللَّه عنه از على بن الحسن السعدآبادی، از احمد بن ابى عبد اللَّه برقى از عثمان بن عیسى، از معلى بن شهاب، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، آن حضرت فرمودند:

حضرت حسن بن على علیهما السّلام به رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم عرض كردند:

اى پدر جزاء و پاداش كسى كه شما را زیارت كند چیست؟

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند: فرزندام كسى كه در حیات و ممات من به زیارتم آید یا پدر و یا برادرت و یا تو را زیارت كند بر من است كه او را در روز قیامت زیارت كرده پس از گناهانش او را رها نمایم.


حدیث (6)

 پدرم رضى اللَّه عنه از محمّد بن یحیى عطّار از محمّد بن الحسین بن ابى الخطّاب، از محمّد بن اسماعیل بن بزیع از صالح بن عقبه، از زید شحّام نقل كرده كه وى گفت:

محضر مبارك حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام عرضه داشتم: كسى كه یكى از شما خاندان را زیارت كند جزایش چیست؟

حضرت فرمودند: او مانند كسى است كه رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم را زیارت كرده باشد.


حدیث (7)

پدرم رضى اللَّه عنه، از سعد بن عبد اللَّه، از عباد بن سلیمان، از دیلمى، از ابراهیم بن ابى حجر اسلمى، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، حضرت فرمودند: رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند:

كسى كه به مكّه آید به منظور انجام حجّ و مرا در مدینه زیارت نكند جفا كرده و كسى كه به من جفا كند من نیز در روز قیامت به او جفا مى ‏كنم و كسى كه مرا زیارت كند شفاعت من براى او حتمى است و كسى كه شفاعت من شاملش شد بهشت بر او واجب است.

مصنّف این كتاب (صدوق علیه الرحمه) مى‏ گوید: علّت و سبب در زیارت نبى اكرم صلى اللَّه علیه و آله آن است كه هر كس حج انجام دهد و حضرتش را زیارت نكند به آن جناب جفا نموده و زیارت ائمه علیهم السّلام نیز به منزله زیارت رسول اللَّه صلى اللَّه علیه و آله مى ‏باشد چه آنكه این معنا از امام صادق علیه السّلام نقل و روایت گردیده.


توضیح مدیر وبلاگ :

بنظر حقیر اینگونه میرسد که اسرار این تشرّف خدمت  ائمّه علیهم السّلام بعد از اعمال حج شاید این باشد که، حج بعنوان یکی از مهمترین اعمال عبادی مؤمنین لازم است پس از اتمام حج گذار بحضور امام معصوم برسد و حج خود را عرضه بدارد و از نگاه لطف کریمانه معصومین علیهم السّلام بر حجّش مُـهر تأیید زده شود، چرا که فرد مسلمان و حتی مؤمن چنانچه استطاعت بر رفتن حج داشته و تعمّداً این فریضه را انجام ندهد به دین یهود از دنیا میرود. . والله اعلم





نوع مطلب : 02-سوره بـقـرة، 22-سوره حـج، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، علل الشرایع، اســـــــــــــــــــــــرار حـج، پیامبـــــــــــر اکــــــــــــرم ، حـضـرت زهـــــــــــــــــــراء، امـــــــام علـــــــــــــــــی، امـــــــام مجــــــــــــــتبی، امـــــــام حـســـــــــــــین ، امـــــــام سجّــــــــــــــــــاد، امـــــــام باقــــــــــــــــــــر، امـــــــام صـــــــــــــــــادق، امـــــــام کـــاظــــــــــــــم، امـــــــام جــــــــــــــــــواد، امـــــــام رضـــــــــــــــــــا، امـــــــام هــــــــــــــــــادی، امـــــــام عســــــــــــــگری، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 20 شهریور 1397



باب دویست و چهل و ششم

چرا مكروه است جلو جنازه مخالفین حركت نمود؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد یک-مطلب شماره 219


حدیث (1)

محمّد بن على ماجیلویه رضى اللَّه عنه از عمویم محمّد بن ابى القاسم، از احمد بن ابى عبد اللَّه، از وهب، از على بن ابى حمزه نقل كرده كه وى گفت: از حضرت ابا عبد اللَّه علیه السّلام پرسیدم وقتى با جنازه خارج شده و آن را تشییع نمودم چه بكنم، آیا جلو آن حركت كرده یا پشت و یا از سمت راست آن یا از جناب چپ؟

حضرت فرمودند:

 اگر جنازه از مخالفین شما است جلو آن حركت مكن زیرا فرشتگان عذاب به استقبالش آمده و انواع عذابها را براى وى مهیّا ساخته‏ اند.






نوع مطلب : علل الشرایع(اسرار)، اســـــــــــــــــــــــرار مــرگ، پیامبـــــــــــر اکــــــــــــرم ، حـضـرت زهـــــــــــــــــــراء، امـــــــام علـــــــــــــــــی، امـــــــام مجــــــــــــــتبی، امـــــــام حـســـــــــــــین ، امـــــــام سجّــــــــــــــــــاد، امـــــــام باقــــــــــــــــــــر، امـــــــام صـــــــــــــــــادق، امـــــــام کـــاظــــــــــــــم، امـــــــام رضـــــــــــــــــــا، امـــــــام جــــــــــــــــــواد، امـــــــام هــــــــــــــــــادی، امـــــــام عســــــــــــــگری، امـــــــام زمـــــــــــــــــــان، علل الشرایع، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 19 تیر 1397




باب دویست و چهل و پنجم

اسرار اینكه چرا مخالفین بر میّت چهار تكبیر مى ‏گویند؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد یک-مطلب شماره 218


حدیث (1)

على بن احمد از محمّد بن ابى عبد اللَّه، از موسى بن عمران، از عمویش حسین بن یزید، از على بن ابى حمزه، از ابو بصیر نقل كرده كه وى گفت: محضر امام صادق علیه السّلام عرض كردم: براى چه بر میّت پنج تكبیر میگوییم و مخالفین ما چهار تكبیر مى‏ گویند؟

حضرت فرمودند:

براى این كه ستونهایى كه اسلام بر آنها بنا شده پنج تا است:

 نماز، زكات، روزه، حجّ و ولایت ما اهل بیت

 خداوند عزّوجلّ براى میّت از هر ستونى یك تكبیر جعل فرمود و شما شیعیان به هر پنج ستون اقرار دارید ولى مخالفین شما چهار تا را اقرار داشته و یكى از منكر هستند لذا آنها بر اموات خود چهار تكبیر گفته و شما پنج تكبیر مى‏ گویید.

حدیث (2)

پدرم رحمة اللَّه علیه از على بن ابراهیم، از پدرش، از ابن ابى عمیر، از هشام بن سالم، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند: 

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله بر قومى پنج و بر قومى دیگر چهار تكبیر مى ‏فرمودند و هر گاه بر مردى چهار تكبیر مى‏ فرمودند وى متّهم مى گشت به اینكه از دوستداران اهل بیت نیست.

حدیث (3)

 محمّد بن على ماجیلویه، از محمّد بن یحیى عطّار، از جعفر بن محمّد بن مالك از احمد بن هیثم، از على بن خطاب حلال‏[1]، از ابراهیم بن محمّد بن حمران، وى مى‏گوید: به مكّه رفتیم و بر حضرت امام صادق

 علیه السّلام داخل شدیم حضرت نماز بر اموات را یاد كرده و فرمودند:

مؤمن و منافق به این شناخته مى ‏شدند كه رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله بر مؤمن پنج تكبیر و بر منافق چهار تا مى‏ فرمودند.

حدیث (4)

 محمّد بن الحسن رحمة اللَّه علیه، از محمّد بن الحسن الصفّار، از محمّد بن عیسى‏[2]، از كسى كه ذكرش نموده، راوى مى‏ گوید: حضرت رضا علیه السّلام فرمودند:

علّت این كه بر میّت پنج تكبیر مى‏ گویند چیست؟

عرض كردم: روایت مى‏ كنند كه این پنج تكبیر از پنج نماز یومیه گرفته شده است.

حضرت فرمودند: این ظاهر حدیث است، امّا باطنش آن است كه خداوند عزّ و جلّ پنج فریضه بر بندگان واجب نموده: نماز، زكات، روزه، حج و ولایت‏[3]

 پس از هر فریضه‏ اى براى میّت یك تكبیر قرار داده است و كسى كه ولایت را پذیرفته پنج تكبیر گفته و آن كس كه ولایت را نپذیرفته چهار تكبیر مى‏ گوید و به خاطر همین است كه شما بر اموات خود پنج تكبیر گفته و مخالفین شما چهار تكبیر بر امواتشان مى‏ گویند.



[1]- به فرموده مرحوم شیخ در رجالش وى از اصحاب امام كاظم علیه السّلام بوده و واقفى مى‏باشد.

[2]- محمّد بن عیسى بن عبد اللَّه بن سعد بن مالك الاشعرى، وى از شیوخ قمیین و وجوه اشعریین مى‏باشد.

[3]- یعنى ولایت حضرات معصومین علیهم السّلام و مقصود این است كه بعد از نبىّ اكرم صلّى اللَّه علیه و آله امیر المؤمنین علیه السّلام و سپس اولاد طاهرینش را ولىّ بر كائنات بدانند.






نوع مطلب : علل الشرایع(اسرار)، اســـــــــــــــــــــــرار مــرگ، علل الشرایع، پیامبـــــــــــر اکــــــــــــرم ، حـضـرت زهـــــــــــــــــــراء، امـــــــام علـــــــــــــــــی، امـــــــام مجــــــــــــــتبی، امـــــــام حـســـــــــــــین ، امـــــــام سجّــــــــــــــــــاد، امـــــــام باقــــــــــــــــــــر، امـــــــام صـــــــــــــــــادق، امـــــــام کـــاظــــــــــــــم، امـــــــام رضـــــــــــــــــــا، امـــــــام هــــــــــــــــــادی، امـــــــام جــــــــــــــــــواد، امـــــــام عســــــــــــــگری، امـــــــام زمـــــــــــــــــــان، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 19 تیر 1397




باب دویست و چهل و چهارم

چرا در نماز میّت پنج تكبیر گفته مى ‏شود؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد یک-مطلب شماره 217


حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه از احمد بن محمّد، از على بن حكم، از عثمان بن عبد الملك، از ابوبكر حضرمى از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده كه آن‏ جناب فرمودند:

اى ابو بكر آیا مى ‏دانى نماز بر میّت چه مقدار است؟

عرض كرد: خیر حضرت فرمودند: پنج تكبیر مى‏ باشد، سپس فرمودند: آیا مى ‏دانى این پنج تكبیر از كجا گرفته شده است؟

عرض كرد: خیر حضرت فرمودند: پنج تكبیر از پنج نماز شبانه روز گرفته شده به این نحو كه از هر نمازى یك تكبیرة الاحرام اخذ گردیده شده.

حدیث (2)

محمّد بن الحسن از محمّد بن الحسن الصفّار، از فضل بن عامر، از موسى بن القاسم، از سلیمان بن جعفر، از پدرش از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، حضرت فرمودند: رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله فرمودند:

خداوند متعال پنج نماز واجب فرموده و از هر نماز یك تكبیر براى میّت قرار داده است.

حدیث (3)

 على بن حاتم از على بن محمّد، از عبّاس بن محمّد، از پدرش، از ابن ابى عمیر، از محمّد بن مهاجر، از مادرش ام سلمه نقل كرده كه وى گفت: به مكّه رفتم، زنى از «مرجئه» با من همراه شد وقتى به «ربذه» رسیدم مردم مُـحرِم شده، من نیز با آنها احرام بستم منتهى احرام را به تأخیر انداخته و در وادى عقیق به آن مبادرت نمودم، آن زن به من گفت: شما شیعیان در همه چیز مخالفت مى‏ كنید، مردم از ربذه احرام بستند، شما از وادى عقیق محرم مى‏ شوید و همچنین در نماز میّت مردم چهار تكبیر بر میت مى‏ گویند ولى شما پنج تكبیر مى‏ گویید و خدا را شاهد مى‏گیرم كه تكبیر بر میّت چهار تا است.

زن شیعه مى ‏گوید: بر امام صادق علیه السّلام داخل شدم، به حضرت عرض كردم: خدا حال شما را نیكو گرداند زنى از گروه مرجئه با من همراه شد و چنین و چنان گفت:

پس آنچه را گفته بود محضر امام علیه السّلام عرض كردم، حضرت ابو عبد اللَّه علیه السّلام فرمودند:

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله هر گاه بر میّت نماز مى‏ خواندند اوّل تكبیر مى‏ گفتند سپس شهادت می‏دادند دوّم تكبیر گفته و پس از آن بر نبىّ صلوات مى ‏فرستادند و دعاء مى‏ كردند سپس سوّم تكبیر  را گفته و به دنبالش براى مؤمنین و مؤمنات دعاء مى‏ كردند بعد چهارم تكبیر را گفته و به دنبالش براى میّت دعاء مى‏كردند و بالاخره تكبیر پنجم را گفته و منصرف مى ‏شدند.

.

.

.

 هنگامى كه حقّ تعالى آن جناب را از نماز گزاردن بر منافقین نهى فرمود كیفیّت نماز را اینطور اجراء مینمودند: اول تكبیر گفته و به دنبالش شهادت مى‏ دادند بعد تكبیر و به دنبالش صلوات بر نبىّ اكرم صلّى اللَّه علیه و آله فرستاده سپس تكبیر سوّم را ایراد نموده و به دنبالش براى مؤمنین و مؤمنات دعاء نموده و بالاخره تكبیر چهارم را گفته و منصرف مى ‏شدند و براى میّت دعاء نمى ‏فرمودند.






نوع مطلب : علل الشرایع(اسرار)، اســـــــــــــــــــــــرار مــرگ، علل الشرایع، پیامبـــــــــــر اکــــــــــــرم ، حـضـرت زهـــــــــــــــــــراء، امـــــــام علـــــــــــــــــی، امـــــــام مجــــــــــــــتبی، امـــــــام حـســـــــــــــین ، امـــــــام سجّــــــــــــــــــاد، امـــــــام باقــــــــــــــــــــر، امـــــــام صـــــــــــــــــادق، امـــــــام کـــاظــــــــــــــم، امـــــــام رضـــــــــــــــــــا، امـــــــام جــــــــــــــــــواد، امـــــــام هــــــــــــــــــادی، امـــــــام عســــــــــــــگری، امـــــــام زمـــــــــــــــــــان، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 19 تیر 1397
          
پنجشنبه 7 تیر 1397



 اسرار اینكه چرا واجب است امام از نظر قبیله و جنس و نسب و خاندان معروف و شناخته شده بوده و چرا باید اعلم خلائق و سخی ترین و شجاع ترین و عفیف ترین آنان باشد و از تمام گناهان معصوم و بر حذر باشد؟ 


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد یک-مطلب شماره 149













نوع مطلب : علل الشرایع، امـــــــام علـــــــــــــــــی، امـــــــام مجــــــــــــــتبی، امـــــــام حـســـــــــــــین ، امـــــــام سجّــــــــــــــــــاد، امـــــــام باقــــــــــــــــــــر، امـــــــام صـــــــــــــــــادق، امـــــــام کـــاظــــــــــــــم، امـــــــام رضـــــــــــــــــــا، امـــــــام جــــــــــــــــــواد، امـــــــام هــــــــــــــــــادی، امـــــــام عســــــــــــــگری، امـــــــام زمـــــــــــــــــــان، احادیث در تمام زمینه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 7 تیر 1397
          
پنجشنبه 7 تیر 1397



باب یکصد و سی و پنجم

اسرار و علّت تفاوت مأموریت های امامت ائمه معصومین

 علیه السّلام در چیست؟



برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-مطلب شماره 129



حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه فرمود: عبد اللَّه بن جعفر حمیرى از ابو القاسم هاشمى، از عبید بن قیس انصارى، از حسن بن سماعه، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند: 

جبرئیل علیه السّلام به رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله نازل شد و صفحه و ورقى را از آسمان با خود آورد كه نه قبلا و نه بعدا مشابه آن نازل نگردید، در آن صفحه مهرهایى از طلا بود، جبرئیل به رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله عرض كرد: اى محمّد این وصیّت تو است به نجیب و برگزیده از اهلت.

حضرت فرمود: اى جبرئیل نجیب از اهل من كیست؟

عرضه داشت: على بن ابى طالب، به او امر كن پس از آن كه رحلت و وفات نمودید مهر این صفحه را بشكند و به آنچه در آن نوشته عمل نماید.

پس از رحلت رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله على علیه السّلام مهر از نامه برداشت و به آنچه در آن نوشته بود عمل نمود.

 سپس هنگام رحلت آن را به حسن بن على علیه السّلام داد، آن جناب مهر بعدى را شكست و به آنچه در آن نوشته بود عمل كرد و در وقت وفات ورقه را به حسین بن على علیه السّلام داد.

 آن حضرت (امام حسین علیه السّلام) مهر بعدى را برداشت در نامه نوشته بود: قوم و خویشانت را با خود به سمت شهادت ببر و خود را قربانى خدا كن، حضرت به آنچه در آن بود عمل فرمود و سپس در وقت ارتحال از این عالم ورقه را به امام بعدى مسترد فرمود.

 آن حضرت (امام سجّاد علیه السّلام) مهر بعدى را شكست در آن نوشته بود: خاموش و ساكت و ملازم منزل باش و پروردگارت را عبادت كن تا زمان رحلت فرا رسد سپس آن حضرت ورقه را به امام بعد از خود سپرد.

 آن حضرت (امام باقر علیه السّلام) نیز مهر از آن برداشت در صفحه نوشته بود:

براى مردم حدیث بگو و فتوى بده و علم پدرانت را منتشر نما، حضرت به آنچه در آن نوشته بود عمل نمود سپس در وقت رحلت صفحه را به امام بعدى تسلیم كرد.

 آن حضرت (امام صادق علیه السّلام)  مهرش را شكست در آن نوشته بود براى مردم حدیث بگو و فتوى بده و پدرانت را تصدیق كن و اصلا خوف و هراس نداشته باش مگر از خدا چه آن كه تو در امان خدا و ضمان او هستى، سپس آن حضرت صفحه را به امام بعد از خود دفع نمود و آن حضرت نیز آن را به امام بعد از خود داد و او نیز به امام بعد و به همین منوال تا روز قیامت بپا شود.







نوع مطلب : پیــــامبـــــــــران الــــــهی، علل الشرایع، پیامبـــــــــــر اکــــــــــــرم ، حـضـرت زهـــــــــــــــــــراء، امـــــــام علـــــــــــــــــی، امـــــــام مجــــــــــــــتبی، امـــــــام حـســـــــــــــین ، امـــــــام سجّــــــــــــــــــاد، امـــــــام باقــــــــــــــــــــر، امـــــــام صـــــــــــــــــادق، امـــــــام کـــاظــــــــــــــم، امـــــــام جــــــــــــــــــواد، امـــــــام رضـــــــــــــــــــا، امـــــــام هــــــــــــــــــادی، امـــــــام عســــــــــــــگری، امـــــــام زمـــــــــــــــــــان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 28 خرداد 1397





موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار وبلاگ نویسی

وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت

اخبار ایران:

اخبار جهان:

اخبار اقتصادی:

اخبار علمی

اخبار فناوری و اطلاعات

اخبار هنری:

اخباراجتماعی

اخبار ورزشی

--------------------------------------------------------------------------------------

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

--------------------------------------------------------------------------------------
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
-------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------- ساخت وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic