وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :


مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ


هر که علم اولین و آخرین را میخواهد،

باید آن را در قرآن بجوید.


کنزل العمال ج1 ص548




مدیر وبلاگ :سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید






برچسبها

تکرار واژه «الرِّیَاحَ» درقرآن کریم = 10 مرتبه

وَ هُوَ الَّذِی یُرْسِلُ الرِّیَاحَ بُشْرًا بَیْنَ یَدَیْ رَحْمَتِهِ حَتَّىٰ إِذَا أَقَلَّتْ سَحَابًا ثِقَالًا سُقْنَاهُ لِبَلَدٍ مَّیِّتٍ فَأَنزَلْنَا بِهِ الْمَاءَ فَأَخْرَجْنَا بِهِ مِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ كَذَٰلِكَ نُخْرِجُ الْمَوْتَىٰ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ

و اوست که بادها را پیشاپیشِ بارانِ رحمتش به عنوان مژده دهنده می  فرستد تا هنگامی که ابرهای سنگین بار را بردارند، آن را به سوی سرزمینی مرده می  رانیم، پس به وسیله آن باران نازل می  کنیم و به وسیله باران از هر نوع میوه از زمین بیرون می  آوریم و مردگان را نیز در روز قیامت این گونه از لابلای گورها بیرون می  آوریم، باد، ابر، باران، زمین، روییدن گیاهان و انواع میوه ها را مثل زدیم تا متذکّر و یادآور اراده و قدرت بی نهایت خدا شوید.

سوره اعراف آیه 57



*******



چرا باد را شمال میگویند؟



باب سیصد و هشتاد و دوّم

 اسرار نامیده شدن باد به «شمال»

 

از محضر مبارك امام صادق علیه السّلام سؤال شد: 


چرا باد را شمال مى‏ گویند؟

 

حضرت فرمودند: زیرا باد از قسمت شمالى عرش مى ‏وزد.

 

برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم

 






نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 02-سوره بـقـرة، 07-سوره اعـراف، 15-سوره حـجـر، 18-سوره کـهـف، 25-سوره فــرقــان، 03-سوره آل عـمـران، 30-سوره روم، 35-سوره فـاطـر، 45-سوره جـاثیـة، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 2 آذر 1397


عِـنـدَ سِـدْرَةِ الْـمُنـتَـهَىٰ

 نزد سدرة المنتهی،

سوره النجم آیه 14


باب سیصد و هشتاد و یكم

اسرار نامیده شدن «سدرة المنتهى» به این نام


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 534

امام صادق علیه السّلام فرمودند:

«سدرة المنتهى» را به خاطر این سدرة المنتهى گفته‏ اند كه اعمال اهل زمین را فرشتگان نگهبان و حافظ به محلّ سدره مى‏ برند.

سپس فرمود: فرشتگان حافظ و نگهبان، عبارتند از نیكانى كه نزد سدره بوده و آنچه را كه فرشتگان دیگر از اعمال بندگان روى زمین را نزد آنها مى‏ برند، ایشان نوشته و ضبط مى ‏كنند، پس اعمال منتهاى بالا بردن شان همان محلّ «سدره» است كه از آن جا دیگر بالاتر برده نمی‏شوند. لذا سدره را «سدرة المنتهى» گفته ‏اند.



ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1]-مرحوم علّامه در خلاصه فرموده: وى ثقه است.

[2]-مرحوم ممقانى در رجال فرموده: وى حسن مى ‏باشد.





نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 53-سوره نـجـم، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 2 آذر 1397


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

 

وَالشَّمْسِ وَ ضُحَاهَا * وَالْقَمَرِ إِذَا تَلَاهَا


سوگند به خورشید و گسترش روشنی اش * و به ماه هنگامی که از پی آن برآید


﴿شمس/2-1



******


هُوَ الَّذِی جَعَلَ الشَّمْسَ ضِیَاءً وَالْقَمَرَ نُورًا وَقَدَّرَهُ مَنَازِلَ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِینَ وَالْحِسَابَ مَا خَلَقَ اللَّهُ ذَٰلِكَ إِلَّا بِالْحَقِّ یُفَصِّلُ الْآیَاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ یونس/ 5

 اوست که خورشید را فروزان و ماه را تابان قرار داد، و برای ماه منازلی چون هلال، تربیع، بدر و محاق مقدّر ساخت تا شمار سال و حساب ماه، هفته، اوقات امور زندگی و تنظیم برنامه های معیشت را بدانید. خدا آنها را جز به درستی و راستی نیافریده؛ او نشانه ها را برای گروهی که دانایند بدون هر گونه ابهام بیان می  کند.


****************


اسرار گرم و سوزان بودن خورشید و این كه ماه بر خلاف آن است‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 380-مطلب شماره 533



از محضر مبارك امام صادق علیه السّلام سؤال شد: 


براى چه خورشید گرمتر از ماه مى ‏باشد؟


حضرت فرمودند: خداوند تبارك و تعالى خورشید را از نور آتش و صفا و درخشندگى آب آفریده با این كیفیت كه یك طبقه از نور و یك طبقه از صفا و درخشندگى آب را منظّم نمود تا وقتى كه هفت طبقه از نور آتش و صفاء آب فراهم گردید آنگاه لباسى از آتش بر این طبقات پوشاند و همین معنا سبب گرم تر و سوزان‏ تر بودن كره آفتاب از ماه گردیده و در مقابل ماه را از نور آتش و صفا و درخشندگى آب با این كیفیّت خلق كرد كه یك طبقه از نور و یك طبقه از صفاء و درخشندگى آب را منظّم كرد تا وقتى كه هفت طبقه از نور آتش و صفاء آب فراهم گردید سپس لباسى از آب را بر این طبقات پوشاند از این رو ماه خنك‏ تر و سردتر از آفتاب مى ‏باشد.






نوع مطلب : 10-سوره یـونس، 91-سوره شمس، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 2 آذر 1397


خرما میوه‌ای بهشتی است که بیش از ۲۰ بار در قرآن کریم از آن یاد شده است و دارای آثار شگرفی در سلامت جسم و روح انسان است.



باب سیصد و هفتاد و نهم

 اسرار این كه هر خرمایى در نهر آب مى ‏روید 

مگر خرمای «عجوه‏»


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 532


رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند: هر نخل و خرمایى در حوض آب مى‏روید مگر «عجوه» [1]زیرا این درخت از بهشت فرود آمده و سیراب ‏شدنش از بیخ و ریشه بوده بدون این كه آن را نهر یا حوض آبى(منظور آب زیاد )[2] باشد یعنى بیخ و ریشه‏ اش در بهشت مى‏ باشد.


 =================

1-خرمای «عجوه» ‌یکی از بهترین انواع خرماست که به رغم قیمت نسبتا بالای آن مشتری بیشتری دارد چرا که براساس برخی روایات ؛ خوردن این خرما که خاصیت شفابخش و سم زدایی دارد بسیار توصیه شده است.

نخل خرمای «عجوه» در بیشتر مزارع مدینه منوره به ویژه نخلستان های قدیمی این شهر از جمله «قباء»، «العوالی» و «العیون» به وفور یافت می شود؛ خرمای این مناطق از معروفترین و بهترین نوع خرمای عجوه محسوب میشود.

.خرمای «عجوه» ‌در بسته بندی های مختلف در فروشگاههای اطراف حرم نبوی عرضه میشود

قیمت هر کیلو خرمای عجوه در بازارهای مدینه، بین 30 تا 150 ریال سعودی (‌ براساس کیفیت آن) متفاوت است .
هر ریال سعودی معادل حدود 1200 تومان است.

مرحوم طریحى در مجمع البحرین گوید: عجوه به گفته برخى نوعى از بهترین انواع خرما است، رنگش به سیاهى مایل است و این خرما محصول درختى است كه نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم در مدینه كاشتند.


2-نخل خرما از جمله گیاهانی است که نیاز آن به آب در حد بالایی است، به طوری که نیاز خالص آبیاری نخل خرما بسته به منطقه و روش آبیاری 

تا حدود ۲۴ هزار مترمکعب در هر هکتار برآورد شده است.




نوع مطلب : علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 02-سوره بـقـرة، 07-سوره اعـراف، 15-سوره حـجـر، 18-سوره کـهـف، 25-سوره فــرقــان، 03-سوره آل عـمـران، 30-سوره روم، 35-سوره فـاطـر، 45-سوره جـاثیـة، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : خرما میوه ای قرآنی،
          
پنجشنبه 1 آذر 1397

چرا  وقتى سر نخل خرما را قطع كنند دیگر نمى‏ روید؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 375-مطلب شماره 531


 از امام صادق علیه السّلام نقل شده كه فرمودند:

وقتى خداوند متعال آدم علیه السّلام را از گل آفرید، از آن گِل مقدارى زیاد آمد، پس نخل خرما را از آن زیادی گِل خلق نمود و به خاطر همین است كه وقتى سر نخل را قطع كنند دیگر نمی روید و محتاج به عمل تلقیح مى ‏باشد.





نوع مطلب : 02-سوره بـقـرة، 03-سوره آل عـمـران، 07-سوره اعـراف، 15-سوره حـجـر، 18-سوره کـهـف، 25-سوره فــرقــان، 30-سوره روم، 45-سوره جـاثیـة، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، شگفتیهای خلقت طبیعت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 1 آذر 1397


اسرار زرد بودن صورت انسان ‏ها و كبود بودن چشم ‏های آنان 


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 377-مطلب شماره 530


احمد بن محمّد بن عیسى علوى حسینى رضى اللَّه عنه، از محمّد بن اسباط، از احمد بن محمّد بن زیاد قطان، از ابو الطیّب احمد بن محمّد بن عبد اللَّه، از عیسى بن جعفر علوى عمرى رضى اللَّه عنه از پدرانش، از عمر بن على، از پدر بزرگوارش على بن ابى طالب علیه السّلام در مدینة النبى صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم حضرت فرمودند: نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند:

برادرم عیسى به شهرى گذشت كه مردمانش صورت‏ هایى زرد و چشم‏ هایى كبود داشتند، آنها تا جناب عیسى را دیدند با فریادى بلند از آفت و بیمارى خود شكایت كردند.

حضرت فرمودند: دواء این بیمارى با خودتان هست، هر گاه گوشت مى‏ خورید بدون این كه آن را بشویید مى پزید و این كار را نباید بكنید زیرا هیچ موجودى از دنیا نمى‏ رود مگر آنكه به جنابت مبتلا مى‏ گردد و خوردن گوشت حیوانى كه مبتلا به جنابت است موروث این بیمارى است آنها پس از آن گوشت را شسته و سپس مى‏ پختند و مى ‏خورند، لذا مرض و بیمارى از آنها بر طرف شد.





نوع مطلب : علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 1 آذر 1397

وَلَقَدْ جَاءَتْ رُسُلُنَا إِبْرَاهِیمَ بِالْبُشْرَى قَالُوا سَلامًا قَالَ سَلامٌ فَمَا لَبِثَ أَنْ جَاءَ بِعِجْلٍ حَنِیذٍ ﴿هود/69

و به راستی فرستادگان ما ابراهیم را مژده آورده، سلام گفتند، او هم گفت: سلام [بر شما]. و درنگ نکرد تا گوساله ای بریان [برای آنان] آورد.





****************





خداوند متعال هویج را از چه آفرید؟



برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 376-مطلب شماره 529


 از حضرت امیر المؤمنین على علیه السّلام رواىت شده است كه آن حضرت فرمودند: از نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم سؤال شد: 

خداوند متعال هویج را از چه آفرید؟

پیامبر فرمودند:

روزى براى ابراهیم علیه السّلام میهمانى رسید و آن حضرت چیزى نداشت كه با آن میهمانش را پذیرایى نماید در دلش گفت: متوجّه سقف اطاق شده و تیرى از تیرهاى سقف را بیرون بكشم و آن را به نجّار بفروشم تا از آن بت بسازد، ولى این كار را نكرد و صرفا به حدیث نفس اكتفاء نمود، پس از خانه بیرون رفت و با خود ازار (قطیفه) و پارچه ‏اى برد، به مكانى رسید و در آن جا دو ركعت نماز گذارد، فرشته ‏اى حاضر شد و از سنگریزه ‏ها و سنگ هاى آن موضع مشتى برداشت و در ازار (قطیفه) ابراهیم ریخت و سپس در هیئت شخصى آن ازار (قطیفه) را حمل كرد و به خانه ابراهیم علیه السّلام آورد، دقّ الباب كرد و وقتى اهل بیت آن حضرت آمدند، گفت: این ازار ابراهیم است و بگیرید، آنها وقتى ازار را گشودند سنگریزه ‏ها به ذرّت و سنگ هاى دراز به هویج و سنگ هاى گرد و مدور به شلغم تبدیل شده بود.





نوع مطلب : علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 11-سوره هــــــود، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 1 آذر 1397


خــداوند جُــو را از چـه آفــرید؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 376-مطلب شماره 528


 از حضرت امیر المؤمنین على بن ابیطالب علیه السّلام‏  منقول است كه پرسیدند: 

خداوند جو را از چه آفرید؟

حضرت فرمودند: خداوند تبارك و تعالى به آدم علیه السّلام امر فرمود كه از آنچه براى خود اختیار كرده ‏اى زراعت نما، جبرئیل علیه السّلام مشتى از گندم برایش آورد، آدم یك قبضه و حوّا نیز قبضه‏ اى از آن برداشتند، جناب آدم به حوّا فرمود: تو زراعت مكن حوّا نپذیرفت و امر او را اطاعت نكرد، پس آنچه را كه آدم كاشت گندم بار داد و آنچه را كه حوّا حَـرَس(زراعت) نمود ثمره‏ اش جو گردید.





نوع مطلب : علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 02-سوره بـقـرة، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 1 آذر 1397


باب سیصد و هفتاد و ششم/1

 اسرار پیدا شدن كرم در میوه ‏ها 

 

برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 527


 از على بن ابیطالب علیه السّلام نقل كرده اند كه آن جناب فرمودند:

نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند: برادرم عیسى علیه السّلام به شهرى عبور كردند كه در میوه درختان شان كرم بود، مردم آن دیار شكایت نزد حضرت كرده و از بودن كرم در میوه‏ ها اظهار ناخرسندى نمودند.

حضرت فرمود: دواء این آفت نزد خود شما است و شما از آن بى ‏اطّلاع هستید شما وقتى درختان را مى‏ كارید ابتداء خاك ریخته و سپس آب مى‏ریزید در حالى كه اینطور نیست بلكه سزاوار است اوّل آب پاى ریشه درختان ریخته، سپس خاك بریزید تا در میوه‏ ها كرم پیدا نشود.

مردم به دستور جناب عیسى از نو درختان را به شرحى كه ایشان دستور داده بودند كاشتند و كرم‏ها از میوه‏ ها زایل گشت.





نوع مطلب : علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، شگفتیهای خلقت طبیعت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 1 آذر 1397


باب سیصد و هفتاد و پنجم

اسرار زرد بودن رنگ زرد آلو و شیرین بودن هسته بعضى از آنها



برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 526


 از على بن ابیطالب علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند:

خداوند عزّ و جل پیامبرى از پیامبران را به سوى قومش مبعوث نمود، وى مدّت چهل سال در میان قوم خود به ارشاد آنها همّت گماشت ولى احدى به او ایمان نیاورد در یكى از سالها كه آن مردم در كلیسا و معبدى عیدى گرفته بودند آن پیامبر نیز به متابعت ایشان در آن عید شركت نمود به آنها گفت: به خدا ایمان آورید.

گفتند: تو اگر پیامبر هستى براى ما دعا كن كه خدا طعامى همرنگ لباس ما حاضر كند، لباس آنها زرد رنگ بود.

آن پیامبر چوب خشكى را آورد پس خداوند متعال را خواند و از ذات جلالش خواست آن چوب را سبز كند، چوب سبز شد و میوه آورد و میوه ‏اش زرد آلو بود، آنها جملگى از آن میوه خوردند، هر كس از آن میوه خورد و نیّت داشت كه مسلمان شود هسته در جوف زرد آلویى كه خورده بود شیرین در آمد و آن كس كه میوه را خورد و نیّت داشت كه به دست آن پیامبر مسلمان نشود هسته در جوف زرد آلویى كه خورد بود تلخ از كار در آمد.





نوع مطلب : علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، شگفتیهای خلقت طبیعت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 1 آذر 1397

اسرار این كه چرا برخى از درختان میوه ‏دار و بعضى بدون میوه

 و پاره ‏اى تیغ دارند؟

 

برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 374-مطلب شماره 525


حدیث (1)

 از امام صادق علیه السّلام نقل كرده اند كه آن جناب فرمودند:

حق عزّ و جل درختى را نیافرید مگر آنكه داراى میوه خوراكى بود، پس از آنكه مردم براى خدا فرزند اتّخاذ كردند حق تعالى نیمى از درختان را بى ‏میوه نمود و بعد از آنكه براى خدا، اله و شریكى قرار دادند، پاره‏اى از درختان را تیغ‏دار گردانید.


حدیث (2)

 ابو الحسن احمد بن محمّد بن عیسى بن على بن الحسین بن على بن ابى طالب علیهم السّلام مى ‏فرماید:

ابو عبد اللَّه محمّد بن ابراهیم بن اسباط، از احمد بن محمّد بن زیاد قطان، از ابو الطیّب احمد بن محمّد بن عبد اللَّه، از عیسى بن جعفر بن محمّد بن عبد اللَّه بن محمّد بن على بن ابى طالب از پدرانش، از عمر بن على، از پدر بزرگوارش حضرت على بن ابى طالب علیه السّلام نقل كرده كه آن حضرت فرمودند:

از پیامبر اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم سؤال شد: چگونه برخى از درختان باردار و بعضى بدون بار مى ‏باشند؟

حضرت فرمودند: هر گاه جناب آدم علیه السّلام تسبیح مى‏ گفتند در قبال هر تسبیحش یك درخت باردار (میوه ‏دار) در دنیا پدید مى‏ آمد و هر زمانى كه حوّا تسبیح مى‏ گفت در ازاء آن یك درخت بدون بار پیدا مى ‏شد.






نوع مطلب : علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، شگفتیهای خلقت طبیعت، 02-سوره بـقـرة، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 1 آذر 1397


باب سیصد و هفتاد و سوّم

اسرار نامیده شدن شهر «قم» به «قم»

 

برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 5244


على بن عبد اللَّه ورّاق رضى اللَّه عنه از سعد بن عبد اللَّه از احمد بن محمّد بن عیسى و فضل بن عامر اشعرى از سلیمان بن مقبل از محمّد بن زیاد ازدى، از عیسى بن عبد اللَّه اشعرى، از حضرت صادق جعفر بن محمّد علیهما السّلام، آن جناب فرمودند:

پدرم، از جدّم، از پدرش علیهم السّلام نقل كردند كه فرمودند: رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند: هنگامى كه مرا به آسمان سیر و عروج دادند جبرئیل مرا بر كتف راستش حمل مى‏ كرد پس چشمم در زمین به بقعه‏ اى سرخ كه رنگش از زعفران زیباتر و بویش از مشك معطّرتر بود افتاد، در آن بقعه شیخى و پیر مردى كه بر سرش كلاه بلندى نهاده بود دیدم، به جبرئیل گفتم: این بقعه سرخ رنگى كه رنگش از زعفران زیباتر و بویش از مشك معطّرتر است چیست؟

جبرئیل عرضه داشت: اینجا مكان شیعیان شما و پیروان وصىّ شما على علیه السّلام است.

به جبرئیل گفتم: این شیخ و پیر مردى كه كلاه بلند بر سر دارد كیست؟

جبرئیل عرض كرد: این ابلیس است.

به او گفتم: او از این شیعیان چه مى‏ خواهد؟

جبرئیل عرضه داشت: مى‏خواهد ایشان را از ولایت و دوستى امیر المؤمنین علیه السّلام باز دارد و آنها را به فسق و فجور دعوت مى‏ كند.

به او گفتم: اى جبرئیل، به سوى ایشان فرود آییم، پس با سرعتى سریع تر از برق جهنده و تیزتر از شعاع چشم خود را به ایشان رسانیدیم، به ابلیس گفتم: قم یا ملعون (بایست اى مطرود درگاه حق) و در اموال و اولاد و زنان دشمنان شیعیانم شركت كن نه در اموال و اولاد و زنان ایشان زیرا بر شیعه من و على تو را دستى نیست و سلطه‏اى بر ایشان نخواهى داشت، از این رو این سرزمین به نام «قم» موسوم گشت.

 

 






نوع مطلب : حضـــرت معصـــــــــــــــومه ، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 1 آذر 1397

الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ

 وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ (نساء/34)

مردان را بر زنان تسلّط و حق نگهبانى است به واسطه آن برترى كه خدا بعضى را بر برخى مقرّر داشته و هم به واسطه آنكه مردان از مال خود باید به زن نفقه دهند.


**********


اسرار اینكه چرا هر مذكّرى معادل دو برابر مؤنّث ارث مى‏ برد؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 371-مطلب شماره 523


حدیث (1)

 على بن احمد رحمة اللَّه علیه، از محمّد بن ابى عبد اللَّه، از محمّد بن اسماعیل، از على بن عبّاس، از قاسم بن ربیع صحّاف از محمّد بن سنان، وى گفت:

حضرت ابا الحسن الرّضا علیه السّلام در جواب مسائلى كه از آن جناب سؤال كردم مكتوبى برایم فرستادند كه در آن نوشته شده بود:

سرّ این كه به زنان نصف میراث مردان مى‏رسد آن است كه زن وقتى ازدواج نمود مال را از مرد مى ‏ستاند (شاید مراد گرفتن مهریّه یا نفقه باشد) ولى مرد پس از ازدواج باید اعطاء كند از این رو حظّ و نصیب او را بیشتر از نصیب زن قرار داده‏ اند.

علّت دیگر براى دو برابر ارث بردن مردان از زنان این است كه زن اگر محتاج باشد در سلك عیال و نان‏ خورهاى مرد داخل بوده و بر مرد لازم است او را اداره كند و نفقه‏ اش را بپردازد ولى بر زن واجب نیست مرد را اداره كرده و در صورت احتیاج وى نفقه ‏اش را بدهد لذا حظّ مردان را دو برابر نصیب زنان قرار داده ‏اند و به همین معنا اشاره دارد فرموده حق تعالى:

الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ

 وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ‏(نساء/34)

مردان را بر زنان تسلّط و حق نگهبانى است به واسطه آن برترى كه خدا بعضى را بر برخى مقرّر داشته و هم به واسطه آنكه مردان از مال خود باید به زن نفقه دهند.

 

حدیث (2)

 على بن حاتم از قاسم بن محمّد از حمدان بن الحسین از حسین بن ولید، از ابن بكیر از عبد اللَّه ابن سنان از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده، وى مى‏ گوید: محضر مباركش عرضه داشتم براى چه میراث مذكّر دو مقابل میراث زن قرار داده شده؟

حضرت فرمودند: زیرا در مقابل آن خداوند براى زنان مهریّه قرار داده است.

 

حدیث (3)

 على بن حاتم، از محمّد بن احمد كوفى، از عبد اللَّه بن احمد نهیكى، از ابن ابى عمیر، از هشام بن سالم نقل كرده كه از ابى العوجاء به احول گفت:

چرا با این كه زن ضعیف است نصیب ارثى او یك سهم بوده و مرد كه قوى و نیرومند و توانا است دو سهم برایش منظور كرده ‏اند؟

احوال گفت: این معنا را محضر مبارك امام صادق علیه السّلام من نیز عرضه داشتم حضرت در جواب فرمودند:

بر زن عاقله و نفقه و جهاد نیست و به دنبال اینها اشیاء دیگرى را نیز شمردند بعد فرمودند: ولى این امور و امثال اینها بر مرد مى ‏باشد از این رو براى وى دو سهم و براى زن یك سهم منظور شده است.

 

حدیث (4)

على بن احمد بن محمّد رضى اللَّه عنه، از محمّد بن ابى عبد اللَّه كوفى از موسى بن عمران نخعى از عمویش حسین بن یزید از على بن سالم، از پدرش نقل كرده كه وى گفت: از حضرت ابا عبد اللَّه علیه السّلام سؤال كرده و محضرش عرض كردم: چگونه میراث هر مذكّرى دو برابر میراث مؤنث گردیده است؟

حضرت فرمودند:

به خاطر آنكه حبّه ‏هایى كه آدم و حوا در بهشت از آنها تناول كردند هیجده حبّه بود، آدم علیه السّلام دوازده تا و حوّا شش تا از آن را خورد لذا میراث مذكر دو برابر مؤنث گردید.

 

حدیث (5)

 ابو الحسن محمّد بن عمر بن على بن عبد اللَّه بصرى از ابو عبد اللَّه محمّد بن عبد اللَّه بن احمد بن خالد بن جبلة الواعظ از ابو القاسم عبد اللَّه بن احمد بن عامر طایى از پدرش از حضرت على بن موسى الرّضا، از پدرش، از آباء گرامش از امیرالمؤمنین علیهم السّلام، راوى مى‏ گوید:

مردى از اهل شام از آن حضرت سؤالاتى كرد در ضمن مسائلى كه پرسید عرض كرد:

چرا میراث مذكّر دو برابر مؤنّث است؟

حضرت فرمودند: خوشه گندم سه حبّه داده بود حوّا یك حبّه را خورد و آدم دو حبّه را تناول كرد از این رو مذكّر دو برابر مؤنّث ارث مى ‏برد.





نوع مطلب : 04-سوره نسـاء، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 1 آذر 1397

اسرار اینكه چرا سهام  ورثه بیش از فرائض ششگانه نمى‏ شود؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب سیصد و هفتادم-مطلب شماره 522


 از امام صادق علیه السّلام نقل شده كه آن جناب فرمودند :

سهام ارث شش سهم است و زاید بر آن نیست.

محضر مباركش عرض شد: یا ابن رسول اللَّه چرا شش سهم قرار داده شده؟

حضرت فرمودند:

زیرا انسان از شش چیز آفریده شده چنانچه حق تعالى در قرآن فرموده:

وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن سُلَالَةٍ مِّن طِینٍ*ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِی قَرَارٍ مَّكِینٍ*ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَمًا فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحمًا* ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًاءَاخَرَ*فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الخَالِقِین* ثُمَّ إِنَّكُمْ بَعْدَ ذَلِكَ لَمَیِّتُونَ *ثُمَّ إِنَّكُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ تُبْعَثُونَ(مومنون/16-12)

 

 انسان را از گل خالص آفریدیم، سپس او را نطفه گردانیده و در جاى استوار (صلب و رحم) قرار دادیم، آنگاه نطفه را علقه نمودیم، پس از آن علقه را مضغه گردانیدیم، بعد مضغه (گوشت پاره) را استخوان و سپس بر استخوان گوشت پوشانیدیم. 

سپس آن را آفرینش تازه ‏اى دادیم(دمیدن روح)، پس شایسته‏ تكریم و تعظیم است خداوندى كه بهترین آفرینندگان است.و بعد از این همه شما خواهید مُـرد،باز در روز قیامت زنده و مبعوث می گردید

كلمه‏‏ «سُلالَةٍ» به معناى عصاره و كلمه‏ «عَلَقَةً» به معناى خون غلیظ و بسته شده و كلمه‏ «مُضْغَةً» به معناى پاره گوشت بدون استخوان است.

امام باقر علیه السلام فرمودند: مراد از «خَلْقاً آخَرَ» دمیده شدن روح در بدن است.

 

مصنّف این كتاب محمّد بن على (ره) مى‏ گوید:

براى حكم مذكور علّت دیگرى هست و آن این است كه مستحقّین ارث و اهل آن كه همیشه ارث مى ‏برند شش نفر مى ‏باشند باین شرح: پدر، مادر، پسر، دختر، شوهر، همسر.




[
]




نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، اســـــــــــــــــــــــرار مــرگ، 23-سوره مـؤمنـون، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 1 آذر 1397

ستم در وصیّت از معاصى كبیره مى‏ باشد 

برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم- باب سیصد و شصت و نهم/1-مطلب شماره 521 

 

حدیث (1)

امام صادق علیه السّلام از پدر بزرگوارش نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

مردى از انصار فوت كرد و دختر بچّه ‏اى و شش مملوك داشت، در وقت مرگ ممالیك را آزاد نمود و غیر از آنها مال دیگرى نداشت پس از مرگش بازماندگانش محضر نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم رفته و خبر او را به آن حضرت دادند، حضرت فرمودند:

صاحب خود را چه كردید؟

عرض كردند: او را دفن كردیم.

حضرت فرمودند: اگر مى‏ دانستم او را در قبرستان مسلمانان دفن نمى‏ كردم، وى فرزندى از خود بجا گذارده و او را محتاج و نیازمند به مردم نموده است.


حدیث (2)

 و با همین اسناد نقل شده كه امیر المؤمنین على علیه السّلام فرمودند:

ستم در وصیّت از معاصى كبیره مى‏ باشد.

 

حدیث (4)

 از امام صادق علیه السّلام نقل كرده اند كه آن جناب در ذیل فرموده حق تعالى:

فَمَنْ خافَ مِنْ مُوصٍ جَنَفاً أَوْ إِثْماً فَأَصْلَحَ بَیْنَهُمْ فَلا إِثْمَ عَلَیْهِ ﴿بقره/182

و هر كس چنین پندارد كه از وصیّت موصى به وارث او جفا و ستمى رفته و به اصلاح آن پردازد بر او گناهى نیست.

 فرمودند:

مقصود این است كه شخص در هنگام وصیّت ظلم و ستم كند به این نحو كه بیشتر از ثلث مالش را مورد وصیت قرار دهد.

 

حدیث (5)

 و با همین اسناد از حضرت جعفر بن محمّد علیهما السّلام نقل شده كه آن جناب فرمودند: كسى كه در وصیّتش به عدالت رفتار كند مثل این است كه مال مورد وصیّت را در زمان حیاتش صدقه داده و كسى كه به جور و ستم عمل كند خدا را روز قیامت ملاقات كند در حالى كه حق تعالى از او اعراض دارد.

 

حدیث (6)

 و با همین اسناد امام علیه السّلام فرمود: حضرت على علیه السّلام فرمودند:

اگر خمس مالم را وصیّت كنم محبوب‏تر است نزد من تا این كه ربع آن را وصیت نمایم. چنانچه اگر به ربع وصیّت كنم بهتر است تا به ثلث وصیّت نمایم و كسى كه ثلث مالش را وصیّت كند براى ورثه چیزى از خود بجا نگذاشته است.

 

تفسیر :

فَمَنْ خافَ مِنْ مُوصٍ جَنَفاً أَوْ إِثْماً فَأَصْلَحَ بَیْنَهُمْ فَلا إِثْمَ عَلَیْهِ

 إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ‏

بنا بر این استثناء تنها مربوط به مواردى است كه وصیت بطور شایسته صورت نگرفته، فقط در اینجا است كه وصى حق تغییر دارد، البته اگر وصیت كننده زنده است مطالب را به او گوشزد مى‏ كند تا تغییر دهد و اگر از دنیا رفته شخصا اقدام به تغییر مى‏ كند و این از نظر فقه اسلامى منحصر به موارد زیر است:

1- هر گاه وصیت به مقدارى بیش از ثلث مجموع مال باشد، چرا كه در روایات متعددى از پیامبر ص و ائمه اهل بیت ع نقل شده كه وصیت تا ثلث مال مجاز است و زائد بر آن ممنوع مى ‏باشد[1].

بنا بر این آنچه در میان افراد نا آگاه معمول است كه تمام اموال خود را از طریق وصیت تقسیم مى‏ كنند به هیچ وجه از نظر قوانین اسلامى صحیح نیست‏ و بر شخص وصى لازم است كه آن را اصلاح كند و تا سر حد ثلث تقلیل دهد.

2- در آنجا كه وصیت به ظلم و گناه و كار خلاف كرده باشد، مثل اینكه وصیت كند قسمتى از اموالش را صرف توسعه مراكز فساد كنند، و همچنین اگر وصیت موجب ترك واجبى باشد.

3- آنچه كه وصیت موجب نزاع و فساد و خونریزى گردد كه در اینجا باید زیر نظر حاكم شرع اصلاح شود.

ضمنا تعبیر به" جنف" (بر وزن كنف) كه به معنى انحراف از حق و تمایل یك جانبه است، اشاره به انحرافاتى است كه ناآگاهانه دامنگیر وصیت كننده مى‏شود و تعبیر به" اثم" اشاره به انحرافات عمدى است.

جمله‏ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ‏ كه در ذیل آیه آمده، ممكن است اشاره به این حقیقت باشد كه هر گاه وصى با اقدام مؤثر كار خلافى را كه از وصیت كننده سرزده اصلاح كند و او را براه حق باز گرداند خداوند از خطاى او نیز صرفنظر خواهد كرد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

(1) وسائل الشیعه جلد 13 صفحه 361( كتاب احكام الوصایا باب 10).






نوع مطلب : 02-سوره بـقـرة، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط : « اسرار اینكه چرا وصیّت به ثلث مال تعلّق مى ‏گیرد؟»،
          
پنجشنبه 1 آذر 1397

 اسرار اینكه وصیّت چرا به ثلث مال تعلّق مى ‏گیرد


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 369-مطلب شماره 520


 پدرم رحمة اللَّه علیه از احمد بن ادریس از احمد بن محمّد بن عیسى، از حسین بن سعید، از حمّاد بن عیسى از معاویة بن عمّار، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

براء بن مغرور انصارى(1) در مدینه بود و رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم در مكّه، موت براء فرا رسید وى وصیّت نمود كه ثلث مالش را برایش به مصرف رسانند از آن تاریخ سنّت بر این جارى شد كه وصیّت را به ثلث تعلّق دادند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1-بَراءِ بْن‌ِ مَعْرور بن صَخر، از انصار و صحابی‌ پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بود. وی‌ از تیره بنی‌ سلمه خزرج‌ بود. و در یثرب‌ سرور قوم‌ خویش‌ به‌ شمار می‌رفت. او یکی از هفتاد و پنج تن انصاری بود که در تابستان ۶۲۲ ( سه ماه پیش از هجرت) به هنگامِ مراسم حج در عَقَبه جمع شدند تا با پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بیعت کنند.





نوع مطلب : 02-سوره بـقـرة، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 1 آذر 1397


باب سیصد و شصت و هفتم

 اسرار طولانى شدن و كوتاه شدن سلطنت سلاطین‏

 

 برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 519

 

پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن محمّد بن عیسى، از عثمان بن عیسى، از ابى اسحاق ارجانى، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

خداوند تبارك و تعالى براى كسى كه به او سلطنت و فرمانروایى داده مدّتى از شب ها و ایّام و سال ها و ماهها را منظور و مقدّر فرموده، حال اگر در بین مردم به عدالت رفتار كند حق عزّوجل به صاحب فلك امر مى‏ فرماید كه در حركتش كند سیر كند در نتیجه ایّام و شب ها و سنوات و ماهها طولانى گشته و بدین ترتیب سلطنت وى طولانى مى‏ شود.

 و اگر در بین مردم ستم و ظلم كند، بارى تعالى به صاحب فلك امر مى‏ فرماید كه در حركتش تسریع نموده و شبها و روزها و سنوات و ماهها را زود و به سرعت طى كند و بدین ترتیب سلطنت وى كوتاه مى ‏گردد.

 






نوع مطلب : علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 1 آذر 1397


وَلا تَقْرَبُوا الزِّنَا إِنَّهُ کَانَ فَاحِشَةً وَسَاءَ سَبِیلا ﴿اسراء/32

و نزدیک زنا نشوید که کاری بسیار زشت و راهی بد است.

 

الزَّانِی لا یَنْکِحُ إلا زَانِیَةً أَوْ مُشْرِکَةً وَالزَّانِیَةُ لا یَنْکِحُهَا إِلا زَانٍ أَوْ مُشْرِکٌ وَحُرِّمَ ذَلِکَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ ﴿نور/3

مرد زناکار نباید جز با زن زناکار یا مشرک ازدواج کند، و زن زناکار نباید جز با مرد زناکار یا مشرک ازدواج نماید، و این [ازدواج] بر مؤمنان حرام شده است.

 

وَاللاتِی یَأْتِینَ الْفَاحِشَةَ مِنْ نِسَائِکُمْ فَاسْتَشْهِدُوا عَلَیْهِنَّ أَرْبَعَةً مِنْکُمْ فَإِنْ شَهِدُوا فَأَمْسِکُوهُنَّ فِی الْبُیُوتِ حَتَّى یَتَوَفَّاهُنَّ الْمَوْتُ أَوْ یَجْعَلَ اللَّهُ لَهُنَّ سَبِیلا ﴿نساء/15

و از زنان شما [امتِ اسلام] کسانی که مرتکب زنا می شوند، چهار نفر مرد از خودتان را بر آنان به گواهی بخواهید؛ پس اگر [به ارتکاب آن] گواهی دادند، آن زشت کاران را در خانه ها [به عنوان حبس ابد] نگاه دارید تا مرگشان فرا رسد، یا خدا [برای نجات] آنان راهی قرار دهد.


**********


اسرار اینكه  چرا فرزند زنا داخل بهشت نمى‏ شود؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 363-مطلب شماره 517


حدیث (1)

 از سعد بن عمر جلاب نقل كرده اند كه وى گفت:

امام صادق علیه السّلام به من فرمودند:

خداوند متعال بهشت را پاك و پاكیزه آفریده لذا داخل آن نمى‏شود مگر كسى كه ولادتش پاك و فرزند حلال باشد، سپس آن حضرت فرمودند:

خوشا به حال كسى كه مادرش عفیفه و صالحه باشد.

 

حدیث (2)

 از محمّد بن احمد از ابراهیم بن اسحاق، از محمّد بن سلیمان دیلمى، از پدرش حدیث را مرفوعاٌ به حضرت صادق علیه السّلام رسانده و نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

ولد زنا به درگاه الهى عرضه مى‏ دارد: 

پروردگارا، گناه من چیست، من راجع به خود كارى نكرده ‏ام؟

منادى نداء مى‏ كند: تو بدترین افراد سه‏ گانه هستى پدر و مادرت مرتكب گناه شدند، پس تو بر آنها مهربان شدى و به فعل شان راضى گشته، تو پلید و ناپاك مى‏ باشى و در بهشت داخل نمى‏ شود مگر كسى كه پاك باشد. 





نوع مطلب : 17-سوره اســراء، 24-سوره نـــــــــور، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 04-سوره نسـاء، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 1 آذر 1397

قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ ﴿زمر /53

بگوای بندگان من که [با ارتکاب گناه] بر خود زیاده روی کردید! از رحمت خدا نومید نشوید، یقیناً خدا همه گناهان را می آمرزد؛ زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است.



نَبِّئْ عِبَادِی أَنِّی أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِیمُ ﴿حجر/49

به بندگانم خبر ده که یقیناً من [نسبت به مؤمنان] بسیار آمرزنده و مهربانم.


*****

باب سیصد و شصت و دوّم

چرا روز قیامت مردم را به اسم مادرهایشان مى‏ خوانند؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 516


از حضرت امام صادق علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

خداوند تبارك و تعالى روز قیامت مردم را به اسم مادرهایشان مى ‏خواند و نداء مى‏ رسد:

كجا است فلان بن فلانه (فلانى پسر فلان زن) و این بخاطر آن است كه حق تعالى ایشان را در ستر و پوشش خوانده باشد نه بطور علنى و آشكار.

 






نوع مطلب : 39-سوره زمـر، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 15-سوره حـجـر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 1 آذر 1397


باب سیصد و شصت و یكم

 اسرار مكروه بودن خواستن حوائج از مخالفین‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 515


حدیث (1)

 پدرم از احمد بن ادریس، از حنان نقل كرده كه وى گفت: از حضرت ابا جعفر علیه السّلام شنیدم كه مى ‏فرمودند:

از مخالفین حوائج خود را نخواهید و آنها را مكلّف به رفع نیازمندی هاى خود نكنید زیرا ایشان نیز روز قیامت ما را مكلّف مى‏ كنند حوائج شان را بر طرف نماییم.

 

حدیث (2)

 و با همین اسناد از حضرت ابو جعفر علیه السّلام منقول است كه فرمودند:

حوائج و نیازهاى خود را از مخالفین نخواهید چه آنكه این وسیله ‏اى مى‏ شود براى آنكه در روز قیامت ایشان به رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم راه پیدا كنند.

 






نوع مطلب : علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 1 آذر 1397


باب سیصد و شصتم

اسرار مكروه بودن سوت زدن‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 514


از امام صادق علیه السّلام نقل كرده اند كه محضر مباركش عرض شد:

چگونه و چطور قوم لوط دانستند رجالى نزد حضرت لوط آمده‏ اند؟

حضرت فرمودند: همسر لوط از خانه خارج شد و سوت زد و بانگ نمود و وقتى قوم لوط صداى سوت او را شنیدند به خانه لوط آمدند فلذا سوت زدن از آن تاریخ به بعد مكروه اعلام شد.






نوع مطلب : 11-سوره هــــــود، 29-سوره عـنکبوت، 37- سوره صـافّـات، 51-سوره ذاریـات، 54-سوره قـمـر، 64-سوره تـغـابن، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 1 آذر 1397


باب سیصد و پنجاه و نهم

 چرا پیامبر اکرم(ص) از خوردن گوشت الاغ اهلى 

و قاطر نهى فرمودند؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 513


حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه از محمّد بن الحسین، از ابن ابى عمیر، از ابن اذینه، از زراره و محمّد بن مسلم از حضرت ابى جعفر علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب وقتى از خوردن گوشت الاغ‏ هاى اهلى سؤال شدند : فرمودند:

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم روز خیبر از خوردن آنها نهى فرمودند و سرّ نهى از آن این است كه این حیوان باركش مردم است (یعنى حرام نیست ولى مكروه مى ‏باشد) چه آنكه حرام آن است كه خداى متعال در قرآن حرام كرده است.


حدیث (2) 

محمّد بن الحسن رحمة اللَّه علیه از محمّد بن الحسن الصفّار، از احمد بن محمّد بن عیسى، از حسین بن سعید، از حمّاد از حریز از محمّد بن مسلم، از حضرت ابى جعفر علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم از تناول گوشت الاغ‏ هاى اهلى نهى فرمودند و نهى آن حضرت به خاطر آن است كه از پشت این حیوانات جهت حمل و نقل استفاده مى ‏شود و ذبح آنها و خوردن گوشت شان بسا آنها را در معرض فانى و نابود شدن قرار مى‏ دهد و باب این استفاده بسته مى‏شود و الّا خوردن گوشت آنها حرام نیست سپس حضرت این آیه را قرائت فرمودند:

قُلْ لا أَجِدُ فِی ما أُوحِیَ إِلَیَّ مُحَرَّماً عَلى‏ طاعِمٍ یَطْعَمُهُ... 

بگو اى پیامبر در آنچه خدا به من وحى كرده حرامى را بر خورندگان نمى ‏یابیم كه خوردنش حرام باشد.


حدیث (3) 

پدرم رحمة اللَّه علیه از عبد اللَّه بن جعفر حمیرى از هارون بن مسلم نقل كرده كه وى گفت:

ابو الحسن لیثى از قول حضرت جعفر بن محمّد علیهما السّلام حدیثى را به این شرح حكایت نمود:

حضرت فرمودند: از پدرم علیه السّلام راجع به گوشت الاغ اهلى سؤال شد؟

حضرت فرمودند: پیامبر اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم از خوردن این گوشت نهى فرمودند زیرا الاغ اهلى در آن روز باركش براى مردم بود نه آنكه تناول گوشتش حرام باشد بلكه حرام صرفا همان است كه خداوند متعال در قرآن تحریم فرموده است.


حدیث (4)

 على بن احمد رحمة اللَّه علیه از محمّد بن ابى عبد اللَّه، از محمّد بن اسماعیل، از على بن العبّاس از قاسم بن ربیع صحّاف، از محمّد بن سنان نقل كرده كه وى گفت:

حضرت رضا علیه السّلام در مكتوبى كه مشتمل بود بر جواب هاى مسائل من مرقوم فرمودند:

خوردن گوشت قاطر و الاغ اهلى مكروه است زیرا مردم از پشت این دو حیوان استفاده كرده و به منظور حمل و نقل محموله‏ هاى خود به آن نیاز دارند لذا اگر آنها را ذبح كرده و صرف خوردن كنند خوف این هست كه نسل این دو به خاطر كم بودنشان نه زشتى خلقت و یا بدخوراك بودنشان فانى و نابود شود.

 






نوع مطلب : علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 30 آبان 1397


باب سیصد و پنجاه و هشتم

اسرار مكروه بودن تناول كلیه (قلوه ‏ها)


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 512


على بن حاتم از حسین بن على بن زكریا از محمّد بن صدقه، از حضرت موسى بن جعفر، از پدرش، از حضرت محمّد بن على علیهم السّلام نقل شده كه فرمودند:

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم بدون این كه حكم به تحریم تناول قلوه ‏ها كنند آن را نمى‏ خوردند زیرا این دو عضو نزدیك به ادرار مى‏ باشند.





نوع مطلب : علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 30 آبان 1397


باب سیصد و پنجاه و هفتم

اسرار حرام بودن تناول نخاع و طحال و بیضتین‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 511


حدیث (1)

 احمد بن محمّد بزنطى، از ابان بن عثمان نقل كرده كه وى گفت: 

محضر مبارك امام صادق علیه السّلام عرض كردم:

چگونه است که تناول طحال (سپرز) حرام گشته با اینكه از ذبیحه محسوب مى‏ شود؟

حضرت فرمودند:

قوچى از «ثبیر» كه كوهى است در مكّه بر جناب ابراهیم علیه السّلام فرود آمد تا آن حضرت ذبحش نماید، ابلیس نزد آن جناب آمد و عرض كرد: نصیب من را از این قوچ بده.

ابراهیم علیه السّلام فرمود: تو چه نصیبى در این دارى با این كه قربانى پروردگارم و فداء براى فرزندم مى ‏باشد.

خداوند متعال به حضرتش وحى فرمود: او در این قوچ نصیبى دارد و آن طحال حیوان مى‏ باشد زیرا طحال مركز تجمّع خون است و بیضتین نیز حرام است زیرا مكان نكاح و جماع بوده و مجراى نطفه مى‏ باشد. ابراهیم طحال و بیضتین را به ابلیس داد.

راوى مى ‏گوید: محضر مباركش عرض كردم: چرا «نخاع» حرام شده است؟

حضرت فرمودند: زیرا محل آب جهنّده (منى) بوده كه در هر مذكّر و مؤنّثى مى ‏باشد نخاع رشته مغزى است طولانى كه در مهره‏ هاى پشت كشیده شده است.

ابان مى‏ گوید: سپس  امام صادق  علیه السّلام فرمودند:

از حیوانى كه سر بریده‏ اند تناول ده چیز به این شرح مكروه است :

طحال (سپرز) بیضتین، نخاع (مغز حرام) خون، پوست، استخوان، شاخ، سُم، غدّه‏ ها، آلت نرینه.

و ده چیز از میته و مردار آزاد و غیر ممنوع است باین شرح:

پشم، مو، پر، بیضه (تخم) دندان، شاخ، سمّ، نافچه، پوست، شیر زمانى كه در پستان حیوان باشد و حیوان بمیرد.

حدیث (2)

 محمّد بن الحسن از محمّد بن الحسن الصفّار، از ابى طالب عبد اللَّه بن صلت، از عثمان بن عیسى عامرى از سماعة بن مهران، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

«جرّى» (ماهى باریك و درازى است كه پولك ندارد) و «مارماهى» و «طافى» (ماهى مرده كه روى آب آمده) و «اربیان» (نوعى از ماهى است) و سپرز را نخور و علّت نهى از سپرز آن است كه این عضو حیوان جاى خون و جویده شده شیطان مى ‏باشد.






نوع مطلب : علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، اســــــــــــــرار عالم خلفت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 30 آبان 1397


باب سیصد و پنجاه و پنجم

اسرار این كه حق تعالى چرا گوشت گاو و گوسفند و شتر 

و سایر حیوانات مأكول را حلال كرده‏؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 509


على بن احمد رحمة اللَّه علیه، از محمّد بن ابى عبد اللَّه، از محمّد بن اسماعیل، از على بن عبّاس، از قاسم بن ربیع صحّاف، از محمّد بن سنان نقل كرده كه حضرت ابا الحسن الرّضا علیه السّلام در جواب مسائلش مكتوبى فرستاده و در آن مرقوم فرمودند:

حق تعالى گوشت گاو و گوسفند و شتر را حلال كرد چون این حیوانات زیاد بوده و وجودشان ممكن است و نیز گاو وحشى و غیرش را از انواع حیوانات وحشى مأكول اللّحم را حلال فرمود زیرا غذایى كه مى ‏خورند نه حرام بوده و نه مكروه و از طرفى این حیوانات نسبت به هم مضرّ نبوده چنانچه به انسان‏ها نیز ضررى وارد نكرده مضافاٌ به اینكه در آفرینش آنها هیچ زشتى و قباحتى دیده نمى‏ شود.





نوع مطلب : علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 29 آبان 1397



إِنَّ رَبَّکُمُ اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ، ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ یُغْشِی اللَّیْلَ النَّهَارَ یَطْلُبُهُ حَثِیثًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومَ مُسَخَّرَاتٍ بِأَمْرِهِ أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَالأمْرُ تَبَارَکَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِینَ ﴿اعراف/54

به یقین پروردگار شما خداست که آسمان ها و زمین را در شش روز آفرید، سپس بر تخت [فرمانروایی و تدبیر امور آفرینش] چیره و مسلط شد، شب را در حالی که همواره با شتابْ روز را می جوید بر روز می پوشاند، و خورشید و ماه و ستارگان را که مُسخّر فرمان اویند [پدید آورد]؛ آگاه باشید که آفریدن و فرمان [نافذ نسبت به همه موجودات] مخصوص اوست؛ همیشه سودمند و با برکت است، پروردگار عالمیان.

 

إِنَّ رَبَّکُمُ اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ یُدَبِّرُ الأمْرَ مَا مِنْ شَفِیعٍ إِلا مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ ذَلِکُمُ اللَّهُ رَبُّکُمْ فَاعْبُدُوهُ أَفَلا تَذَکَّرُونَ ﴿یونس/3

یقیناً پروردگارتان خدای یکتاست که آسمان ها و زمین را در شش روز پدید آورد، آن گاه بر تخت فرمانروایی و حکومت بر آفرینش چیره شد، همواره کار جهان را [با قوانینی استوار و منظم] تدبیر می کند. [کار] هیچ واسطه ای [در همه جهان هستی برای جابجایی عناصر وترکیب اجزا وبه جریان انداختن امور] جز پس از اذن او نیست. این است خدا، پروردگار شما، پس او را بپرستید؛ آیا متذکّر  [حقایق] نمی شوید؟

 

وَهُوَ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ وَکَانَ عَرْشُهُ عَلَى الْمَاءِ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلا وَلَئِنْ قُلْتَ إِنَّکُمْ مَبْعُوثُونَ مِنْ بَعْدِ الْمَوْتِ لَیَقُولَنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا إِنْ هَذَا إِلا سِحْرٌ مُبِینٌ ﴿هود/7

و او کسی است که آسمان ها و زمین را در شش روز آفرید، در حالی که تخت فرمانروایی اش بر آب [که زیربنای حیات است] قرار داشت، تا شما را بیازماید که کدام یک نیکوکارترید؟ و اگر بگویی: [ای مردم!] شما یقیناً پس از مرگ برانگیخته می شوید، بی تردید کافران می گویند: این سخنان جز جادویی آشکار نیست.

 

الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ وَمَا بَیْنَهُمَا فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ الرَّحْمَنُ فَاسْأَلْ بِهِ خَبِیرًا ﴿فرقان/59

همان که آسمان ها و زمین و آنچه را میان آنهاست در شش روز آفرید، آن گاه بر تخت فرمانروایی و تدبیر امور آفرینش چیره و مسلط شد، او رحمان است پس [ای انسان! درباره خدا و کیفیت آفرینش جهان هستی] از خبیر آگاهی بپرس.

 

اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ وَمَا بَیْنَهُمَا فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ مَا لَکُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِیٍّ وَلا شَفِیعٍ أَفَلا تَتَذَکَّرُونَ ﴿سجده/4

خداست که آسمان ها و زمین را و آنچه را میان آنهاست در شش روز آفرید، سپس بر تخت فرمانروایی و تدبیر امور آفرینش چیره و مسلط شد. برای شما جز او هیچ یاور و شفاعت کننده ای نیست، [با این حال] آیا متذکّر و هوشیار نمی شوید؟

 

هُوَ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ یَعْلَمُ مَا یَلِجُ فِی الأرْضِ وَمَا یَخْرُجُ مِنْهَا وَمَا یَنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ وَمَا یَعْرُجُ فِیهَا وَهُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ مَا کُنْتُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ ﴿حدید/4

اوست که آسمان ها و زمین را در شش روز آفرید، سپس بر تخت فرمانروایی و تدبیر امور آفرینش چیره و مسلط شد. آنچه در زمین فرو می رود و آنچه از آن بیرون می آید و آنچه از آسمان نازل می شود، و آنچه در آن بالا می رود می داند. و او با شماست هرجا که باشید، و خدا به آنچه انجام می دهید، بیناست.



****************


چرا شش تا از ماههای قمری بیست و نه روزه است؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 347-مطلب شماره 508


پدرم رحمة اللَّه علیه، از سعد بن عبد اللَّه، از یعقوب بن یزید، از حمّاد بن عیسى، از صباح بن سیابه از حضرت ابى جعفر علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

خداوند متعال ماه‏ها را دوازده‏ تا آفریده و مجموعا سیصد و شصت روز مى‏ باشند، پس شش روز از آن كسر نمود و در آن آسمان‏ها و زمین را آفرید فلذا در ماه‏ها نقص و قصور پیدا شده است.


اشاره مدیر وبلاگ :


جالب است که به فرموده خداوند و طبق آیات فوق جهان در شش روز یا شش مرحله به حُکمش پدید آمده است و تعداد این آیات هم در قرآن کریم شش تاست.





نوع مطلب : 07-سوره اعـراف، 10-سوره یـونس، 11-سوره هــــــود، 25-سوره فــرقــان، 32-سوره سـجـده، 57-سوره حـدیـد، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 29 آبان 1397


برخی از ویژگی های مؤمن در علل الشرایع



چرا مؤمن گاهى از همه تیزبین‏ تر-بخیل تر و مشتاق‏ تر از همه

به نكاح مى ‏باشد؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 348-مطلب شماره 507



از امام صادق علیه السّلام نقل كرده اند كه آن حضرت فرمودند : 


محضر مبارك پدرم عرض شد : 

چرا مؤمن از همه افراد تیزبین‏ تر مى ‏باشد؟

حضرت فرمودند: زیرا حدّت و باریك بینى قرآن در قلب او بوده و ایمان خالص در سینه ‏اش مى ‏باشد و او بنده‏ اى است مطیع حق تعالى و تصدیق‏ كننده رسولش.


محضرش عرض شد: 

چرا مؤمن از همه بخیل ‏تر مى ‏باشد؟

فرمودند: زیرا رزق خود را سعى مى ‏كند از راه حلال تحصیل كند و بدیهى است مطلوب حلال نزد طالب عزیز بوده لا جرم دوست ندارد آن را از خود جدا كند چه آنكه مى‏ داند تهیه و تحصیل مطلوبش دشوار و سخت است و اگر نفسش سخاوت وجود نشان دهد صرفاٌ آن مطلوب را در موردش قرار داده و سعى مى ‏كند در جایى كه شایسته است صرفش كند.


محضر مباركش عرض شد: 

چرا مؤمن گاهى از دیگران به نكاح و دفع غریزه جنسى

 مشتاق ‏تر بوده و از همه مبادرتش به آن بیشتر است؟

حضرت فرمودند: زیرا مؤمن مى‏ خواهد خود را از نامحرمان بر حذر داشته و نسبت به فروجى كه بر او حرام هستند تعدّى نكند لذا نمى‏ گذارد شهوتش به هر طرف میل كند بلكه آن را مهار مى‏ نماید ولى وقتى به حلال دست یابد به آن اكتفاء كرده و با استفاده كامل از آن خود را از غیرش مستغنى و بى‏ نیاز قرار مى‏ دهد.


سپس امام علیه السّلام فرمودند:

قوّت و نیروى مؤمن در قلبش مى‏ باشد، لذا مى‏ بینید با این كه بسا مؤمن ضعیف البدن و نحیف الجسم است مع ذلك قائم اللّیل و صائم النّهار مى ‏باشد.


و نیز فرمودند:

مؤمن در دینش از كوههاى راسخ استوارتر است و شاهد بر این گفتار آن است كه بسا از كوهها برخى از اجزائشان را جدا مى‏ كنند ولى احدى قادر نیست كه از دین مؤمن بكاهد و آن را تجزیه نماید و سرّش آن است كه مؤمن نسبت به دینش بخیل بوده و از آن به كسى نمیدهد. 





نوع مطلب : 23-سوره مـؤمنـون، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، احادیث در تمام زمینه ها، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 29 آبان 1397

اسرار بدتر بودن غیبت از عمل فحشاء و زنا

وَاللاَّتِی یَأْتِینَ الْفاحِشَةَ مِنْ نِسائِکُمْ فَاسْتَشْهِدُوا عَلَیْهِنَّ أَرْبَعَةً مِنْکُمْ فَإِنْ شَهِدُوا فَأَمْسِکُوهُنَّ فِی الْبُیُوتِ حَتَّی یَتَوَفَّاهُنَّ الْمَوْتُ أَوْ یَجْعَلَ اللَّهُ لَهُنَّ سَبِیلاً * وَ الَّذانِ یَأْتِیانِها مِنْکُمْ فَآذُوهُما فَإِنْ تابا وَ أَصْلَحا فَأَعْرِضُوا عَنْهُما إِنَّ اللَّهَ کانَ تَوَّاباً رَحِیماً نساء/16-15

و از زنان شما امتِ اسلام کسانی که مرتکب زنا می  شوند، چهار نفر مرد از خودتان را بر آنان به گواهی بخواهید؛ پس اگر به ارتکاب آن گواهی دادند، آن زشت کاران را در خانه ها به عنوان حبس ابد نگاه دارید تا مرگشان فرا رسد، یا خدا برای نجات آنان راهی قرار دهد.



وَ لا تَقْرَبُوا الزِّنی‏ إِنَّهُ کانَ فاحِشَةً وَ ساءَ سَبِیلاً


و نزدیک زنا نشوید که کار بسیار زشت و بد راهی است.


اسراء/32


الزَّانِیَةُ وَ الزَّانِی فَاجْلِدُوا کُلَّ واحِدٍ مِنْهُما مِائَةَ جَلْدَةٍ وَ لا تَأْخُذْکُمْ بِهِما رَأْفَةٌ فِی دِینِ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ لْیَشْهَدْ عَذابَهُما طائِفَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ * الزَّانِی لا یَنْکِحُ إِلاَّ زانِیَةً أَوْ مُشْرِکَةً وَ الزَّانِیَةُ لا یَنْکِحُها إِلاَّ زانٍ أَوْ مُشْرِکٌ وَ حُرِّمَ ذلِکَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ

زن و مرد زناکار را هر یک، صد تازیانه بزنید، و هرگز در دین خدا رافت (و محبت کاذب) شما را نگیرد اگر به خدا و روز جزا ایمان دارید، و باید گروهی از مؤمنان مجازات آنها را مشاهده کنند.
مرد زناکار جز با زن زناکار یا مشرک ازدواج نمی‏کند، و زن زناکار را جز مرد زناکار یا مشرک به ازدواج خود در نمی‏آورد، و این کار بر مؤمنان تحریم شده است.

نور/3-2



*****


باب سیصد و چهل و پنجم

اسرار بدتر بودن غیبت از عمل فحشاء و زنا


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 506


 از حضرت نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم نقل كرده اند كه آن حضرت فرمودند :

غیبت بدتر از زنا است.


محضر مباركش عرض شد، یا رسول اللَّه براى چه غیبت از زنا شدیدتر است؟

حضرت فرمودند: زیرا صاحب زنا توبه مى‏ كند و خداوند توبه‏اش را مى ‏پذیرد ولى صاحب غیبت توبه مى ‏نماید و خداوند توبه ‏اش را نمى ‏پذیرد تا وقتى كه شخص غیبت شده او را حلال كند.

 






نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، اسرار گناه و بررسی آثار آن، 04-سوره نسـاء، 17-سوره اســراء، 24-سوره نـــــــــور، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 29 آبان 1397

اسرار پدید آمدن زلزله‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دومباب 343-مطلب شماره 505


حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه از محمّد بن یحیى عطّار، از محمّد بن احمد، از یعقوب بن یزید از برخى اصحابش، از محمّد بن سنان از كسى كه نامش را برده، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

خداوند متعال زمین را آفرید سپس به ماهى امر فرمود آن را به پشت خود گرفته حمل نماید، ماهى گفت:

با نیرو و قوّت خود آن را برداشته و حمل كردم، حق تعالى سپس ماهى كوچكى به قدر یك وجب را آفرید و آن ماهى كوچك داخل منفذ بینى آن ماهى بزرگ شد، ماهى تا چهل بامداد مضطرب بود و هر وقت خداوند متعال اراده كند زمین را بلرزاند ماهى كوچك را نازل كرده و فرو مى‏ فرستد بلافاصله زمین به لرزه در مى‏ آید.


حدیث (2)

 مروى است كه وقتى ذو القرنین به سدّ رسید از آن جا گذشت و داخل وادى ظلمات شد و در آن جا به فرشته ‏اى برخورد كه بر روى كوهى ایستاده، طول آن فرشته پانصد ذراع بود، آن فرشته به ذو القرنین گفت: پشت سر تو سلطانى است كه به او ذو القرنین مى‏ گویند: ذو القرنین به او گفت تو كیستى؟

گفت: فرشته ‏اى از فرشتگان رحمان بوده و موكّل این كوه مى ‏باشم، هیچ كوهى را خداوند نیافریده مگر رشته ‏اى از آن به این كوه متّصل مى ‏شود و وقتى خداوند عزّوجلّ بخواهد شهرى را بلرزاند به من وحى مى‏ فرماید و من آن را به لرزه در مى‏آورم.

محمّد بن احمد مى‏ گوید: عیسى بن محمّد از على بن مهزیار، از عبد اللَّه بن عمر، از عباد بن حماد از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام این حدیث را براى من نقل كرده است.


حدیث (3)

محمّد بن الحسن رحمة اللَّه علیه مى‏ گوید:

محمّد بن الحسن الصفّار به اسنادش به طور مرفوعه از امام باقر یا امام صادق علیهما السّلام نقل كرده كه آن حضرت فرمودند:

خداوند تبارك و تعالى ماهى را امر نمود كه زمین را به پشت خود حمل كرده و هر شهرى از شهرها را روى پولكى از پولك‏ هایش قرار داد و هر گاه حق تعالى اراده نمود نقطه‏اى از زمین را بلرزاند ماهى را امر نمود آن پولكى كه نقطه مقصود روى آن قرار گرفته است را حركت دهد و با حركت دادن ماهى پولك را آن نقطه از زمین به لرزه در مى‏آید و اگر پولك را بلند مى‏ كرد و آن قسمت از زمین به اذن خداى عزّوجلّ زیر و زبر و واژگون مى‏ شد.


حدیث (4)

 احمد بن محمّد از پدرش، از محمّد بن احمد از هیثم نهدى، از برخى اصحاب به اسنادش به طور مرفوع نقل كرده كه حضرت امیر المؤمنین صلوات اللَّه علیه در هنگام وقوع زلزله دو آیه ذیل را قرائت مى‏ فرمودند:

الف: إِنَّ اللَّهَ یُمْسِكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ أَنْ تَزُولا وَ لَئِنْ زالَتا 

إِنْ أَمْسَكَهُما مِنْ أَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ إِنَّهُ كانَ حَلِیماً غَفُوراً ﴿فاطر/41

محققا خدا آسمان‏ها و زمین را از این كه نابود شوند نگه مى ‏دارد و اگر رو به زوال نهند گذشته از او هیچ كس آنها را محفوظ نتواند داشت و بدانید كه خدا بر كیفر و گناه خلق بسیار بردبار و آمرزنده است.


ب: ...وَ یُمْسِكُ السَّماءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُفٌ رَحِیمٌ‏ ﴿حج/65

و آسمان را او نگه داشته كه بر زمین نیفتند كه همانا خدا در باره بندگان بسیار رئوف و مهربان است.


حدیث (5)

 و با همین اسناد از محمّد بن احمد، از یحیى بن محمّد بن ایّوب، از علىّ بن مهزیار، از ابن سنان از یحیى حلبى، از عمر بن ابان، از جابر نقل كرده كه گفت:

تمیم بن جذیم گفت: هنگامى كه على علیه السّلام به طرف بصره مى‏ رفتند در محضر مباركش بودم در وقتى كه از مركب‏ ها پایین آمده بودیم زمین لرزید، امام علیه السّلام دست بر زمین زده سپس به زمین فرمودند: تو را چه مى‏ شود پس از آن روى به ما آورده و فرمودند:

اگر این زلزله همان زلزله‏ اى بود كه حق عزّوجلّ در كتابش از آن یاد كرده جواب من را مى‏ داد ولى این، آن زلزله نیست.


حدیث (6)

 و با همین اسناد از محمّد بن خالد، از محمّد بن عیسى، از على بن مهزیار نقل كرده كه گفت: محضر مبارك حضرت ابو جعفر علیه السّلام مكتوبى فرستاده و در آن از كثرت زلزله در اهواز شكایت كرده و معروض داشتم آیا صلاح مى ‏دانید از آن جا به مكان دیگرى منتقل شویم:

حضرت در جواب نوشتند : از آن جا منتقل نشوید، روزهاى چهارشنبه و پنجشنبه و جمعه را روزه بگیرید و سپس غسل كرده و لباس‏هاى طاهر بپوشید و روز جمعه از منازل بیرون آمده و خدا را بخوانید و دعاء نمایید مسلّما حق تعالى آن را از شما بر طرف مى‏ كند.

راوى مى‏ گوید: ما همین كار را كردیم پس زلزله‏ ها ساكت شدند و نیز امام علیه السّلام فرمودند: هر كس كه از شما گنه‏كار است توبه و انابه نماید و دعاى خیر نماید.


حدیث (7)

و با همین اسناد از محمّد بن احمد، از ابراهیم بن اسحاق، از محمّد بن سلیمان دیلمى نقل كرده كه وى گفت: از حضرت ابا عبد اللَّه علیه السّلام پرسیدم: زلزله چیست؟

حضرت فرمودند: آیه و نشانه ‏اى است.

عرضه داشتم: سبب آن چیست؟

فرمودند: خداوند تبارك و تعالى براى رشته‏ هاى زمین فرشته‏ اى را موكّل قرار داده و هر گاه بخواهد زمین را بلرزاند به آن فرشته وحى مى‏ كند فلان رشته و فلان رشته را حركت بده، پس آن فرشته، رشته‏ هاى زمین را كه حق تعالى امر فرموده حركت مى‏ دهد بلافاصله زمین با اهلش به حركت و لرزه در مى‏ آیند.

راوى مى ‏گوید: عرضه داشتم وقتى چنین پیش آمد چكار بكنم؟

حضرت فرمود: نماز كسوف (آیات) بخوان و وقتى از نماز فارغ شدى به سجده برو و در سجود بگو: 

یا من یمسك السّموات‏ وَ الْأَرْضَ أَنْ تَزُولا وَ لَئِنْ زالَتا إِنْ أَمْسَكَهُما مِنْ أَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ إِنَّهُ كانَ حَلِیماً غَفُوراً امسك عنّا السّوء إِنَّكَ عَلى‏ كُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ

اى كسى كه آسمانها و زمین را از این كه نابود شوند نگه مى‏ دارى و اگر رو به‏ زوال نهند گذشته از او هیچ كس آنها را محفوظ نتواند داشت كه او بردبار و آمرزنده است بدى و شر را از ما دور بدار محقّقا تو بر هر چیزى قادر هستى.


حدیث (8)

و با همین اسناد از محمّد بن احمد از ابو عبد اللَّه رازى، از احمد بن محمّد بن ابى نصر، از روح بن صالح، از هارون بن خارجه مرفوعاٌ از حضرت فاطمه علیهما السّلام نقل كرده كه آن حضرت فرمودند:

در عهد ابو بكر زلزله‏ اى آمد مردم فزع كنان و با شیون نزد ابو بكر و عمر آمده، دیدند آن دو نیز با فزع و جزع محضر على علیه السّلام آمده ‏اند، مردم به تبعیّت از آن دو خود را به درب منزل على علیه السّلام رساندند، على علیه السّلام از منزل خارج شده و به طرف مردم آمد در حالى كه از آنچه مردم به خاطرش وحشت زده و محزون بودند، اندوهى نداشته و غمگین نبودند، امام علیه السّلام از مردم گذشتند و مردم هم به دنبال حضرتش حركت كردند، حضرت رفتند تا به تپّه ‏اى رسیدند و بر بالاى آن نشسته و مردم اطراف تپّه قرار و آرام گرفته و چشم به دیوارهاى شهر دوخته و وحشت زده مى‏ دیدند كه دیوارها مى‏ جنبند و در حال رفتن و آمدن مى‏ باشند.

حضرت به آنها فرمودند: گویا از آنچه مى‏ بینید به هول و وحشت افتاده‏ اید؟

عرضه داشتند: چگونه هول و وحشت نداشته باشیم و حال آنكه هرگز مثل این صحنه را ندیده ‏ایم.

حضرت فاطمه سلام اللَّه علیها فرمودند: امیرالمؤمنین علیه السّلام دو لب مبارك را حركت داده سپس دست بر زمین زده و فرمودند: تو را چه مى ‏شود آرام باش.

زمین آرام گرفت، مردم بیش از آن وقتى كه حضرت از منزل خارج شد و به طرفشان آمد در شگفت شدند، بارى امام علیه السّلام به آنها فرمودند: از این عمل و حركت من تعجّب كردید؟

گفتند: آرى.

حضرت فرمودند: من كسى هستم كه خداوند متعال در قرآن راجع به او فرموده :


إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزالَها وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقالَها *

وَ قالَ الْإِنْسانُ ما لَها ﴿زلزله/3-1

هنگامى كه زمین به سخت‏ ترین زلزله خود به لرزه در آید و بارهاى سنگین اسرار درون خویش همه را از دل خاك بیرون افكند، در آن روز انسان گوید: زمین را چه مى ‏شود.


من همان انسانى هستم كه به زمین مى‏ گوید: تو را چه مى ‏شود؟


یَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَها ﴿زلزله/4

در آن روز زمین مردم را به حوادث بزرگ خویش آگاه مى‏ سازد.

منظور از «اخبارها» من هستم كه زمین اخبار از من مى‏ نماید.





نوع مطلب : 22-سوره حـج، 35-سوره فـاطـر، 99-سوره زلزلة، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، اســــــــــــــرار عالم خلفت، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 29 آبان 1397


جزر و مدّ

معنی لغوی جزر و مد 
در روز با تابش افتاب به ساحل، هوای ساحل داغ تر از هوای درارتباط با اب دریا شده لذا هوای گرم کنار دریا بالا رفته و هوای سرد مچاور ابهای دریا به طرف ساحل حرکت میکند ،تا جای ان را بگیرد در این جاست که ابها هم با امدن هوای مجاورش بطرف دریا درحرکت میشود وباعث مدّ آب به ساحل میشود ولی در شب که هوای ساحل سردتر از هوای اب مجاورِ در تماس با اب است میشود هوای مجاورِ ساحل به طرف دریا میرود و باعث جزر و جمع شدن اب و فشار ان به داخل 

میشود.

وقتی ماه در نیمه میرسد گرانش بیشتری با رخ نشان دادن ۱۸درصدی خود به اب دریا وارد میکند این باعث زیادتر شدن جزر و مد میشود
و همچنین وقتی اول ماه است و ماه با خورشید در یک راستا میشود نیروی بیشتری به اب دریا وارد میکند
حدود هفت درصد جزر و مدبه خورشید و بقیه به ماه برمیگردد
از فواید جزر و مد، عدم تعفن ابها است محیط و حیات را مطبوع میکند
شاید علت کراهت داشتن همبستری برای بچه دار شدن در اول و اخر و وسط ماه و ایام محاق همین باشد یعنی نیروی گرانشی ماه بیشتر به زمین و ابها حتی اب نطفه داخل رحم شده و همانطور که در روایت امده باعث سقط و عدم تشکیل نطفه میشود. 

بیان علّت جزر و مد دریا در روایت زیبای امیرالمومنین علیه السلام 

یغدو علیکم و یروح
امیرمؤمنان على (علیه السلام) فرمودند: 

سَخَّرَلَکُمُ الماءَ یُغْدُو عَلَیْکُمْ وَ یَرُوحُ صَلاحآ لِمَعاشِکُمْ وَ الَبحْرَ سَبَبآ لِکَثْرةِ اَمْوالِکُم»: بحار باب الماء و انواعه
خداوند اب دریا را برای شما مسخر کرد که روز بر شما می وزد (از دریا به ساحل، چون با علیکم امده )و شامگاه این باد به دریا میوزد.

و دریا را سبب ازدیاد مال شما قرار داد.این را سبب صلاح معیشت شما قرار داد 

توضیح : 

یروح، باد عصر گاه به بعد است و چون علیکم ندارد یعنی از پیش شما میرود بطرف دریا

به راستی هر کشوری و هرشهری که در ساحل دریا ست از ماهی ها و خوراکی ها و غواصی ها و غیره در داخل دریا در معرض ثروت های نهفته است و انچنان باعث دریانوردی و و تجارت با دریاست قرار میگیرد که اگر درست این توریست و تجارت و اقتصاد مدیریت شود پول است که از دریا پارو میتوان کرد ولاحول ولاقوه الابالله


****************


اسرار وقوع جزر و مدّ


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 342-مطلب شماره 504


حدیث (1)

 ابو الحسن محمّد بن عمر بن على بن عبد اللَّه بصرى از ابو عبد اللَّه بن احمد بن خالد بن جبله واعظ از ابو القاسم عبد اللَّه بن احمد بن عامر طایى از پدرش، از حضرت على بن موسى الرضا علیه السّلام از پدرش از آباء گرامش از حضرت على بن ابى طالب علیهم السلام، از آن حضرت راجع به مدّ و جزر سؤال شد كه این دو چه مى ‏باشند؟

حضرت فرمودند: فرشته ‏اى موكّل دریاها است به نام «رومان» هنگامى كه گام در دریا مى ‏نهد آب بالا مى ‏آید و مدّ ایجاد مى ‏شود و زمانى كه آن را از دریا بیرون مى‏آورد آب پایین مى ‏رود و جزر به وقوع مى‏ پیوندد.

 

حدیث (2)

محمّد بن على بن ماجیلویه رحمة اللَّه علیه، از عمویش محمّد بن ابى القاسم، از احمد بن ابى عبد اللَّه برقى از پدرش از خلف بن حمّاد اسدى، از ابى الحسن العبدى، از سلیمان بن مهزیار، از عبایة بن ربعى، وى گفت: از عبد اللَّه بن عبّاس راجع به مدّ و جزر سؤال شد؟

وى گفت: خداوند متعال فرشته ‏اى را موكّل وسط دریاها قرار داده، این فرشته هر گاه پا در دریا نهد آب آن بالا آمده و مدّ پیدا مى‏ شود و هنگامى كه پا از آن بردارد، آب پایین رفته و جزر واقع مى‏ گردد.


آیات در موردمنافع دریا برای مردم در قرآن کریم :


إِنَّ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَاخْتِلافِ اللَّیْلِ وَالنَّهَارِ وَالْفُلْکِ الَّتِی تَجْرِی فِی الْبَحْرِ بِمَا یَنْفَعُ النَّاسَ وَمَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّمَاءِ مِنْ مَاءٍ فَأَحْیَا بِهِ الأرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَبَثَّ فِیهَا مِنْ کُلِّ دَابَّةٍ وَتَصْرِیفِ الرِّیَاحِ وَالسَّحَابِ الْمُسَخَّرِ بَیْنَ السَّمَاءِ وَالأرْضِ لآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ ﴿بقره/164

بی ‏تردید در آفرینش آسمان‏ها و زمین و رفت و آمد شب و روز و كشتى‏ هایى كه در دریاها [با جابجا كردن مسافر و كالا] به سود مردم روانند و بارانى كه خدا از آسمان نازل كرده و به وسیله آن زمین را پس از مردگى‏اش زنده ساخته و در آن از هر نوع جنبنده‏ اى پخش كرده و گرداندن بادها و ابرِ مسخّر میان آسمان و زمین ، نشانه‏ هایى است [از توحید ، ربوبیّت و قدرت خدا] براى گروهى كه می ‏اندیشند .

 

وَهُوَ الَّذِی سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْکُلُوا مِنْهُ لَحْمًا طَرِیًّا وَتَسْتَخْرِجُوا مِنْهُ حِلْیَةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْکَ مَوَاخِرَ فِیهِ وَلِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَلَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ ﴿نحل/14

و اوست که دریا را رام و مسخّر کرد تا از آن گوشت تازه بخورید، و زینتی را که می پوشید از آن بیرون آورید و در آن کشتی ها را می بینی که آب را می شکافند [تا شما را برای حمل کالا، تجارت و داد و ستد جابجا کنند] و برای اینکه از فضل واحسان خدا طلب کنید و [در نهایت] به سپاس گزاری خدا برخیزید.

 

رَبُّکُمُ الَّذِی یُزْجِی لَکُمُ الْفُلْکَ فِی الْبَحْرِ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ 

إِنَّهُ کَانَ بِکُمْ رَحِیمًا ﴿اسراء/66 

پروردگارتان کسی است که کشتی ها را در دریا برای شما روان می کند تا [با رفتن از اقلیمی به اقلیم دیگر] از رزقش بطلبید؛ زیرا او همواره به شما مهربان است.

 

أَلَمْ تَرَ أَنَّ الْفُلْکَ تَجْرِی فِی الْبَحْرِ بِنِعْمَةِ اللَّهِ لِیُرِیَکُمْ مِنْ آیَاتِهِ إِنَّ فِی ذَلِکَ لآیَاتٍ لِکُلِّ صَبَّارٍ شَکُورٍ ﴿لقمان/31

آیا ندانسته ای که کشتی ها به سبب نعمت های خدا [چون باد، هوا و دیگر عوامل] در دریا روانند تا خدا برخی از نشانه های قدرت خود را به شما نشان دهد؛ بی تردید در این [واقعیت] برای هر شکیبای سپاس گزاری نشانه هایی [از توحید، قدرت و ربوبیت خدا] ست.

 

وَمَا یَسْتَوِی الْبَحْرَانِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ سَائِغٌ شَرَابُهُ وَهَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَمِنْ کُلٍّ تَأْکُلُونَ لَحْمًا طَرِیًّا وَتَسْتَخْرِجُونَ حِلْیَةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْکَ فِیهِ مَوَاخِرَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَلَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ ﴿فاطر/12

دو دریا مساوی نیستند، این یکی شیرین و از بین برنده تشنگی و نوشیدنش گوارا و آن یکی شور و تلخ است؛ و از هر یک گوشتی تازه می خورید و زینتی که آن را می پوشید، استخراج می کنید. و کشتی ها را در آن می بینی که آب را می شکافند و می روند تا شما [با رسیدن به مقاصد و هدف هایتان] از فضل او بجویید و باشد که سپاس گزاری کنید.


وَآیَةٌ لَهُمْ أَنَّا حَمَلْنَا ذُرِّیَّتَهُمْ فِی الْفُلْکِ الْمَشْحُونِ ﴿یس/41

و برای آنان نشانه ای دیگر [از قدرت و رحمت ما] این [است] که فرزندانشان را در کشتی هایی پر [از اجناس و وسایل] حمل کردیم. 

 

إِنْ یَشَأْ یُسْکِنِ الرِّیحَ فَیَظْلَلْنَ رَوَاکِدَ عَلَى ظَهْرِهِ إِنَّ فِی ذَلِکَ لآیَاتٍ 

لِکُلِّ صَبَّارٍ شَکُورٍ ﴿شوری/33

اگر بخواهد باد را فرومى‏ نشاند ، در نتیجه كشتى ‏ها به روى آب ساكن و بى‏ حركت مى ‏مانند ؛ یقیناً در این واقعیت براى هر شكیباى سپاس گزارى نشانه ‏هایى [بر قدرت و ربوبیت خدا] ست .

 

وَسَخَّرَ لَکُمْ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأرْضِ جَمِیعًا مِنْهُ إِنَّ فِی ذَلِکَ لآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ ﴿جاثیه/12

خداست که دریا را برای شما مسخّر و رام کرد تا کشتی ها به فرمانش در آن روان شوند و تا شما [با سفرهای دریایی] از فضل و رزق و روزی اش بهره جویید و تا شما [بر نعمت هایش] سپاس گزاری کنید. 





نوع مطلب : 02-سوره بـقـرة، 16-سوره نـحـل، 17-سوره اســراء، 31-سوره لقـمان، 35-سوره فـاطـر، 42-سوره شـوری، 45-سوره جـاثیـة، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 29 آبان 1397


( کل صفحات : 7 )    1   2   3   4   5   6   7   


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار وبلاگ نویسی

وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت

اخبار ایران:

اخبار جهان:

اخبار اقتصادی:

اخبار علمی

اخبار فناوری و اطلاعات

اخبار هنری:

اخباراجتماعی

اخبار ورزشی

--------------------------------------------------------------------------------------

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

--------------------------------------------------------------------------------------
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
-------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------- ساخت وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات