وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :


مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ


هر که علم اولین و آخرین را میخواهد،

باید آن را در قرآن بجوید.


کنزل العمال ج1 ص548




مدیر وبلاگ :سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید






برچسبها


چرا خداوند به بندگانش امر فرمود در وقت قرض دادن 

و معامله كردن نوشته‏ اى (قرارداد) بین خود تنظیم كنند؟


یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا تَدَایَنْتُمْ بِدَیْنٍ إِلَىٰ أَجَلٍ مُسَمًّى فَاكْتُبُوهُ ۚ وَلْیَكْتُبْ بَیْنَكُمْ كَاتِبٌ بِالْعَدْلِ ۚ وَلَا یَأْبَ كَاتِبٌ أَنْ یَكْتُبَ كَمَا عَلَّمَهُ اللَّهُ ۚ فَلْیَكْتُبْ وَلْیُمْلِلِ الَّذِی عَلَیْهِ الْحَقُّ وَلْیَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَلَا یَبْخَسْ مِنْهُ شَیْئًا ۚ فَإِنْ كَانَ الَّذِی عَلَیْهِ الْحَقُّ سَفِیهًا أَوْ ضَعِیفًا أَوْ لَا یَسْتَطِیعُ أَنْ یُمِلَّ هُوَ فَلْیُمْلِلْ وَلِیُّهُ بِالْعَدْلِ ۚ وَاسْتَشْهِدُوا شَهِیدَیْنِ مِنْ رِجَالِكُمْ ۖ فَإِنْ لَمْ یَكُونَا رَجُلَیْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْدَاهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحْدَاهُمَا الْأُخْرَىٰ ۚ وَلَا یَأْبَ الشُّهَدَاءُ إِذَا مَا دُعُوا ۚ وَلَا تَسْأَمُوا أَنْ تَكْتُبُوهُ صَغِیرًا أَوْ كَبِیرًا إِلَىٰ أَجَلِهِ ۚ ذَٰلِكُمْ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ وَأَقْوَمُ لِلشَّهَادَةِ وَأَدْنَىٰ أَلَّا تَرْتَابُوا ۖ إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجَارَةً حَاضِرَةً تُدِیرُونَهَا بَیْنَكُمْ فَلَیْسَ عَلَیْكُمْ جُنَاحٌ أَلَّا تَكْتُبُوهَا ۗ وَأَشْهِدُوا إِذَا تَبَایَعْتُمْ ۚ وَلَا یُضَارَّ كَاتِبٌ وَلَا شَهِیدٌ ۚ وَإِنْ تَفْعَلُوا فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِكُمْ ۗ وَاتَّقُوا اللَّهَ ۖ وَیُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ ۗ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ )بقره/282(

ای اهل ایمان، چون به قرض و نسیه معامله کنید تا زمانی معیّن، سند و نوشته در میان باشد، و بایست نویسنده درستکاری معامله میان شما را بنویسد، و نباید کاتب از نوشتن خودداری کند، که خدا به وی نوشتن آموخته پس باید بنویسد، و مدیون باید مطالب را املاء کند، و از خدا بترسد و از آنچه مقرّر شده چیزی نکاهد، و اگر مدیون سفیه یا ناتوان (صغیر) است و صلاحیّت املا ندارد ولیّ او به عدل و درستی املا کند و دو تن از مردان خود (از مسلمانان عادل) گواه آرید، و اگر دو مرد نیابید یک مرد و دو زن، از هر که (به عدالت) قبول دارید گواه گیرید تا اگر یک نفر از آن دو زن فراموش کند دیگری به خاطرش آورد، و هرگاه شهود را (به محکمه) بخوانند امتناع از رفتن نکنند، و در نوشتن آن تا تاریخ معیّن مسامحه نکنید چه معامله کوچک و چه بزرگ باشد. این عادلانه‌تر است نزد خدا و محکمتر برای شهادت و نزدیکتر به اینکه شکّ و ریبی در معامله پیش نیاید (که موجب نزاع شود) مگر آنکه معامله نقد حاضر باشد که دست به دست میان شما برود، در این صورت باکی نیست که ننویسید، و گواه گیرید هرگاه معامله کنید، و نبایست به نویسنده و گواه ضرری رسد (و بی‌اجر مانند)، و اگر چنین کنید نافرمانی کرده‌اید. و از خدا بترسید و خداوند هم به شما تعلیم مصالح امور می‌کند و خدا به همه چیز داناست.


*****


از امام باقر علیه السّلام نقل شده است كه آن حضرت فرمودند:

حق تعالى اسماء و عمرهاى انبیاء را بر حضرت آدم علیه السّلام عرضه داشت به اسم داود و عمر آن جناب كه رسید عمرش را در دنیا چهل سال معرّفى كرد.

حضرت آدم علیه السّلام عرضه داشت: پروردگارا چقدر عمر داود كم و چقدر عمر من زیاد است، بار خدایا آیا ممكن است سى سال از عمر من را به او ببخشى؟

خداوند فرمود: آرى اى آدم.

آدم علیه السّلام عرض كرد: پس از عمر من سى سال كم كن و به عمر او بیافزا.

حضرت ابو جعفر علیه السّلام فرمودند: خداوند متعال سى سال به عمر حضرت داود علیه السّلام افزود و آن را براى حضرتش ثابت قرار داد و این امر البته نزد حق جلّت عظمته ثابت بود و فرمود حق تعالى كه مى‏ فرماید:


یَمْحُوا اللَّهُ ما یَشاءُ وَ یُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ‏ (رعد/39)

آنچه را كه خدا بخواهد محو نموده و اثبات مى‏ كند و نزد او امّ الكتاب یعنى لوح محفوظ مى‏ باشد.


به همین معنا اشاره دارد.

سپس امام علیه السّلام فرمودند: بنا بر این آنچه نزد حق تعالى براى آدم ثابت بود را حضرتش محو نمود و آنچه نزدش براى داود ثابت نبود را ثابت قرار داد، پس از آن حضرت فرمودند:

پس عمر آدم سپرى و منقضى شد و ملك الموت براى قبض روحش نزد او حاضر گردید، آدم به او گفت: اى ملك الموت هنوز سى سال از عمر من باقى مانده است.

ملك الموت گفت: روزى كه تو در وادى «دخیاء» بودى و حق تعالى اسماء انبیاء و عمرهاى ایشان را به تو عرضه كرد مگر این سه سال را از عمر خود كسر نكرده و براى فرزندت داود پیغمبر علیه السّلام قرار دادى؟

آدم گفت: یادم نمى‏ آید.

ملك الموت گفت: این را انكار مكن، مگر از خداى تعالى نخواستى كه آن را براى داود ثابت كرده و از عمر تو محوش نماید، حق تعالى آن را در زبور داود اثبات و در ذكر از عمر تو محو نمود.

آدم علیه السّلام گفت: تا آن را بدانم.

حضرت ابو جعفر علیه السّلام فرمود: آدم علیه السّلام راست مى‏گفت؛ زیرا یادش نبود و انكار هم نمى‏ كرد. فلذا از آن روز به بعد حق تعالى به بندگانش امر فرمود در وقت قرض دادن یا انجام معامله و تعیین كردن وقت قرض و معامله نوشته‏ اى مشتمل بر جزئیات معامله را بین خود تنظیم كنند زیرا آدم علیه السّلام آنچه را كه بر خود ملتزم شده بود فراموش كرد و انكار نمود.[1]


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب-باب سیصد و چهل و یكم-حدیث (1)



ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

(1) ابن بابویه، محمد بن على، علل الشرائع / ترجمه ذهنى تهرانى، 2جلد، انتشارات مؤمنین - ایران ؛ قم، چاپ: اول، 1380ش.





نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، سخنــرانی های کوتـاه قــــرآنی، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 02-سوره بـقـرة، 13-سوره رعـــــد، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 28 آبان 1397


اسرار اینكه چرا مرد وقتى به همسرش نسبت ناروا داد

 باید چهار بار شهادت دهد ولى اگر غیر شوهر

 این نسبت را دهد حدّ مى‏ خورد؟

 

برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 336-مطلب شماره 501


حسین بن احمد، از محمّد بن على كوفى، از محمّد بن اسلم جبلى، از برخى اصحابش نقل كرده كه گفت:

از حضرت رضا علیه السّلام سؤال كرده و محضرش عرضه داشتم: 

چرا مرد وقتى همسرش را مورد قذف (نسبت ناروا) قرار دهد چهار بار باید شهادت دهد و اگر غیر شوهر این نسبت را بدهد او را مورد حدّ قرار مى ‏دهند اگر چه پدر یا برادر آن زن باشد؟

حضرت فرمودند: از حضرت جعفر بن محمّد علیهما السّلام همین سؤال را كردند، آن جناب در جواب فرمودند: علّتش آن است كه شوهر وقتى همسرش را مورد قذف و نسبت ناروا اقرار داد به او مى‏ گویند: چگونه دانستى كه همسرت مرتكب فحشاء شده؟

اگر بگوید آن را با چشم خود از او دیدم، پس موظّف است چهار بار خدا را شاهد بگیرد این معنا را شهادت دهد.

و اینكه چطور مى‏تواند بگوید این فعل را با چشم خود از او دیدم، جهتش آن است كه براى شوهر جایز است در مواضع پنهانى كه دیگران حق ورود به آن جا را ندارند داخل شده و همسرش را زیر نظر بگیرد در حالیكه این معنا بر احدى حتّى فرزند و پدر زن جایز نیست نه در شب و نه در روز.

 از این رو وقتى ادّعا رؤیت با چشم نمود مى‏ باید چهار مرتبه خدا را بر آن گواه و شاهد قرار دهد و به ذات او قسم بخورد و امّا اگر گفت: با چشم خود این را ندیده ‏ام، در این فرض قاذف محسوب شده و بدین ترتیب به او حدّ مى‏زنند مگر آنكه بیّنه عادل اقامه كند.

و امّا اگر غیر شوهر این نسبت را دهد و ادّعا كند كه فعل مزبور را از زن دیده، به او مى‏ گویند: چگونه دیدى و چطور در پنهانى او را زیر نظر قرار دادى در حالى كه در دیدنت متّهم مى‏ باشى؟

 پس اگر صادقى، در مرتبه تهمت بوده به ناچار باید تو را تأدیب نمود.

و امّا این كه شوهر باید چهار مرتبه قسم بخورد جهتش آن است كه هر یك بار به جاى یك شاهد عادل محسوب مى ‏شود.





نوع مطلب : علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، اسرار گناه و بررسی آثار آن، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 28 آبان 1397




چرا حدّ «زنا» را صد تازیانه و «شارب خمر» را هشتاد تازیانه مى‏زنند؟


یَسْأَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَیْسِرِ ۖ قُلْ فِیهِمَا إِثْمٌ كَبِیرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُمَا أَكْبَرُ مِنْ نَفْعِهِمَا

درباره شراب و قمار از تو سؤال می‌کنند، بگو: 'در آنها گناه و زیان بزرگی است و منافعی (از نظر مادی) برای مردم دربر دارد، (ولی) گناه آنها از نفعشان بیشتر است (بقره/219)


یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَیْسِرُ وَالْأَنْصَابُ وَالْأَزْلَامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ

ای کسانی که ایمان آورده‌اید شراب و قمار و بتها و از لام (که یک نوع بخت‌آزمایی بوده) پلیدند و از عمل شیطانند از آنها دوری کنید تا رستگار شوید. (مائده/90)



چرا  حدّ «زنا» را صد تازیانه و «شارب خمر» را 

هشتاد تازیانه مى‏زنند؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب-باب سیصد و سى و یكم


حدیث (1)

از محضر امام صادق علیه السّلام سؤال شد : آیا «زنا» بدتر است یا «شرب خمر»؟

حضرت فرمودند: شرب خمر.

عرض كردم: پس چرا شارب خمر را هشتاد تازیانه و زانى را صد تازیانه مى‏ زنند؟

حضرت فرمودند: اى اسحاق حدّ همیشه یكى است و این كه در زنا اضافه مى‏ باشد بخاطر آن است كه زانى نطفه را تباه كرده و آن را در غیر موضعى كه خدا امر نموده در آن بریزند، ریخته است.


حدیث (2)

 محمّد بن سنان نقل كرده كه وى گفت: حضرت ابا الحسن علیه السّلام در جواب مسائل من مرقوم فرمودند:

علّت این كه تازیانه را به بدن زانى شدید و سخت مى ‏زنند آن است كه وى مباشرت و مبادرت به «زنا» نموده و تمام بدنش را با این فعل منكر التذاذ برده ‏اند از این رو به منظور عقوبت وى و عبرت گرفتن دیگران تازیانه را به بدن وى مى‏ زنند و این فعل قبیح از اعظم جنایات مى ‏باشد.





نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، اسرار گناه و بررسی آثار آن، 02-سوره بـقـرة، 04-سوره نسـاء، 05-سوره مـائـده، 17-سوره اســراء، 24-سوره نـــــــــور، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط : آیات مربوط به زنا،
          
دوشنبه 28 آبان 1397


باب سیصد و بیست و نهم

اسرار اینكه چرا قاتل مجنون را قصاص نمى‏ كنند؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 499


حدیث (1)

 پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن محمّد بن عیسى، از حسن بن محبوب، از على بن رئاب، از ابو بصیر نقل كرده كه وى گفت: شنیدم كه حضرت ابو جعفر علیه السّلام در باره مردى كه دیوانه ‏اى را كشته بود فرمودند:

اگر دیوانه قصد كشتن وى را كرده و او در مقام دفع دیوانه وى را كشته چیزى در عهده‏ اش نیست نه قصاص و نه دیه بلكه دیه دیوانه را از بیت المال مسلمین به ورثه‏ اش مى‏ دهند و اگر بدون این كه مجنون به او حمله كند وى را كشته البتّه قاتل را قصاص نمى‏ كنند ولى باید از مال خود دیه مجنون را به ورثه اش بدهد و علاوه بر آن از خدا طلب آمرزش نماید.






نوع مطلب : علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 28 آبان 1397

 

مِن شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ


از شرّ وسوسه گر نهانی


سوره ناس آیه 4


باب سیصد و هفتم

اسرار نامیدن شیطان خنّاس به «خنّاس‏»


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 493


حدیث (1)

از امام صادق علیه السّلام، راوى مى‏ گوید :

از آن جناب راجع به «خنّاس» پرسیدم؟

حضرت فرمودند: ابلیس بر قلب و دل مسلّط مى‏ شود و وقتى ذكر خدا در آن شود مى‏ گریزد لذا بخاطر همین است كه به آن «خنّاس» یعنى گریزنده میگویند.






نوع مطلب : 114-سوره ناس، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، اســـــــــــــــــــرار شیطان ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 27 آبان 1397


فَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ


پس چون قرآن میخوانی از شیطان مطرود به خدا پناه ببر.


سوره نحل آیه 98


باب سیصد و ششم

 اسرار نامیدن شیطان به «رجیم‏»


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 492


حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه، از على بن ابراهیم، از پدرش از حمّاد، از حلبى نقل كرده كه وى گفت: از حضرت ابا عبد اللَّه علیه السّلام پرسیدم: 

براى چه شیطان رجیم به «رجیم» نامیده شده است؟

حضرت فرمودند: زیرا رجم و سنگباران شد.

عرض كردم: پس از رجم شدن آیا مرد؟

فرمود: خیر ولى در علم خدا بود كه ابلیس رجم و سنگباران مى‏ شود.






نوع مطلب : 03-سوره آل عـمـران، 15-سوره حـجـر، 16-سوره نـحـل، 38-سوره ص، 81-سوره تکویر، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، اســـــــــــــــــــرار شیطان ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 27 آبان 1397


إِلَىٰ یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ


تا روز (و) وقت معلوم.


سوره حجر آیه 38


باب سیصد و پنجم

 اسرار اینكه چرا حق تعالى ابلیس را تا وقتى معلوم مهلت داده‏؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 491


حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از حسن بن عطیّه‏[1] نقل كرده كه وى گفت: محضر مبارك حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام عرض كردم: بفرمایید چرا و براى چه خداوند عزّوجل به ابلیس فرمود تو از مهلت داده‏شدگانى تا وقت معلوم؟

حضرت فرمودند: براى چیزى كه خداوند متعال خواست از آن تشكّر بجا آورد.

عرض كردم: آن چه بود؟

حضرت فرمودند: دو ركعت نماز بود كه ابلیس آن را در آسمان بجا آورد و دو یا چهار هزار سال طول كشید.


حدیث (2)

پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن محمّد بن عیسى، از على بن حسان، از على بن عطیّه‏[2] نقل كرده كه وى گفت: حضرت ابو عبد اللَّه علیه السّلام فرمودند:

ابلیس در آسمان دو ركعت نماز را ظرف هفت هزار سال بجا آورد و حق تعالى در مقابل عبادتش ثواب آن را اعطاء كرد به او آنچه اعطاء فرمود.



[1] ( 1)- حسن بن عطیه حناط كوفى، به فرموده نجاشى ثقه مى‏باشد.

[2] ( 1)- على بن عطیّه، مرحوم ممقانى در رجال فرموده وى امامى و مجهول الحال مى‏باشد.






نوع مطلب : 15-سوره حـجـر، 38-سوره ص، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، اســـــــــــــــــــرار شیطان ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 27 آبان 1397


باب سیصد و دوّم

اسرار حلال بودن مال فرزند براى پدر


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 489


على بن احمد رحمة اللَّه علیه، از عمیر بن ابى عبد اللَّه، از محمّد بن اسماعیل، از على بن عبّاس، از قاسم بن ربیع صحّاف، از محمّد بن سنان، 

وى گفت:

حضرت ابا الحسن الرّضا علیه السّلام در جواب مسائل او مرقوم فرمودند:

سرّ حلال بودن مال فرزند براى پدر و بدون اذن او و حلال نبودن مال پدر بدون اذنش براى فرزند این است كه:

فرزند در فرموده حق تعالى بخشیده شده به پدر معرّفى شده، خداوند فرموده:


یَهَبُ لِمَنْ یَشاءُ إِناثاً وَ یَهَبُ لِمَنْ یَشاءُ الذُّكُورَ (شوری/49)

خدا به هر كسى كه بخواهد مؤنث بخشیده و به آن كس كه دوست داشته باشد مذكّر هبه مى ‏كند.


و بدیهى است وقتى خود فرزند بخشیده شده به پدر باشد مالش به طریق اولى موهوب او محسوب میگردد.

از این گذشته پدر مسئول مئونه فرزند است در حال صغر و كبر و از این نظر مورد مواخذه واقع مى ‏شود چنانچه فرزند را به او نسبت داده و به مقتضاى فرموده حق تعالى او را براى پدر مى‏ خواند حق تعالى در قرآن مى‏ فرماید:


ادْعُوهُمْ لِآبائِهِمْ هُوَ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ(احزاب/5)

 شما پسر خوانده ‏ها را به پدرانشان نسبت دهید كه این نزد خدا به عدل و راستى نزدیك‏تر است.


و دلیل دیگر بر این كه پدر مى ‏تواند مال فرزند را بدون اذنش بر دارد فرموده نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم است كه مى‏ فرماید:

اَنتَ وَ مَالِكَ لِاَبیك

تو و مالت، مال پدرت مى‏ باشید.

ولى مادر اینطور نبوده و حق ندارد از مال فرزندش بدون اذن او یا اذن پدرش بردارد چه آنكه پدر در ارتباط با نفقه فرزند مورد مؤاخذه است نه مادر.

 






نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، اســــــــــــــرار عالم خلفت، 33-سوره احــزاب، 42-سوره شـوری، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 27 آبان 1397

...فَاتَّبِعُوا مِلَّةَ إِبْرَاهِیمَ حَنِیفًا وَمَا کَانَ مِنَ الْمُشْرِکِینَ ﴿آل عمران/95

بنابراین از آیین ابراهیم که یکتاپرست و حق گرا بود و از مشرکان نبود، پیروی کنید.

 

ثُمَّ أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ أَنِ اتَّبِعْ مِلَّةَ إِبْرَاهِیمَ حَنِیفًا وَمَا کَانَ مِنَ الْمُشْرِکِینَ ﴿نحل/123

آن گاه به تو وحی کردیم که از آیین [یکتاپرستیِ] ابراهیم حق گرا پیروی کن که از مشرکان نبود.



****************

فلسفه ختنه

ختنه در اسلام

ختنه کردن از نظر اسلام واجب است و اگر این کار انجام نشد بعد از بلوغ بر خود فرزند واجب است این کار را انجام دهد و اگر غیر مسلمانی که ختنه نشده است اسلام آورد، بر او واجب است این کار را انجام دهد. (تحریر الوسیله، ج۳، ص۵۵۲ م۴و۵)

ختنه در صحّت برخی عبادات مانند طواف حج یا عمره شرط است و اگر انجام ندهد عبادتش باطل خواهد بود.

درباره سؤال شما براساس پرس و جو و تحقیق از برخی منابع، گفته شده است که وجود این پوست زاید که بعد از تولد به دلیل های پزشکی زاید بلکه زیان بار است، لذا در کشورهای غربی نیز خیلی از افراد نه به دلیل مذهبی بلکه به دلیل پزشکی، ختنه می کنند، قبل از تولد و در رحم مادر محل تجمع میکروب هایی است که اگر این پوست نباشد، آلت تناسلی که از جهت آسیب پذیری بسیار حساس است در رحم مادر آسیب می بیند، به عبارت دیگر، وجود این پوست قبل از تولد به عنوان سپر دفاعی است.
 
یکى از سنت هاى حضرت ابراهیم (علیه السلام) که مورد تأیید اسلام بلکه مورد تأیید تمام پیامبران بعد از حضرت ابراهیم(علیه السلام) واقع شده است سنّت خِتان یا ختنه است.

در روایات از طریق شیعه واهل سنت بر این سنت تأکید شده است.

عن جعفر بن محمد عن ابیه عن آبائه عن على (علیه السلام) قال : قال رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم:

إن الله عزّوجل بعث خلیله بالحنیفیة وأمره بأخذ الشارب وقص الاظفار ونتف الابط و حلق العانة والختان 

(وسائل الشیعه : ۱۵ / ۱۶۳ باب ۵۲ از ابواب احکام اولاد)

على (علیه السلام)از پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم نقل مى فرماید: که خداوند عزوجل حضرت ابراهیم(علیه السلام) را به روش پسندیده مبعوث کرد وبه کوتاه کردن سبیل وناخن وازاله موهاى زیر بغل وتراشیدن موهاى بالاى عورت وختنه کردن سفارش کرد. هنگامى که شخصى از امام صادق (علیه السلام) پرسید : آیا جائز است که به کارهاى خدایى ودر خلقت او دست ببریم؟

حضرت فرمودند : نه،

او گفت : پس چرا ختنه مى کنید و پوستى را که خدا خلق کرده جدا مى کنید؟

آیا خدا این پوست را اضافه و بر اساس غیر حکمت آفریده است؟

امام صادق (علیه السلام)فرمود : خلقت آن پوست بر اساس حکمت است و ازاله آن بر اساس حکمتى بالاتراست همانطورى که وقتى بچه به دنیا مى آید ، ناف او به مادرش وصل است این هم مخلوق خدااست وخدا اینطور قرار داده ولى براى نجات فرزند و مادر، خداوند حکیم دستور داده آن را قطع کنیم ، همینطور ناخن هاى انسان را خدا خلق کرده و بلند شدن آن ها بر اساس قانون خدا است و خدا می توانست از اول ناخن ها را طورى بیآفریند که همیشه به اندازه خاصى باشد ولى با این حال چون بزرگ مى شود به ما دستور داده آن ها را کوتاه کنیم و همینطور در مورد موهاى بدن .
 
اینگونه دخالت ها در خلقت ، منافاتى با حکمت الهى ندارد و بر اساس مصلحتى بالاتر صورت مى گیرد. (همان : ۱۶۲ )

در کنز العمال که از منابع اهل سنت است ازعلى (علیه السلام) نقل مى کند : اختنوا اولادکم یوم السابع فانه اطهر واسرع نباتاً للحم واروح للقلب (کنز العمال : ۱۶ / ۴۳۶ )

فرزندان خود را در روز هفتم تولد شان ختنه کنید زیرا باعث پاکیزگى بیشتر و باعث سرعت در رویش گوشت بر بدن و موجب شادمانى قلب مى شود.

باز در حدیث دیگر آمده : ختنه کردن باعث نضارت و خوش رنگى صورت و باعث لذت بیشتر در جماع مى شود. (همان : ۴۳۵ )

ختنه کردن در مردان باعث پاکیزگى آلت تناسلى مى شود چون وجود پوسته رویى باعث جمع شدن کثافات و ماندن بول زیر پوست شده و باعث بیمارى و بوى بد می شود. (وسائل الشیعه : ۱۵ باب ۵۲ از ابواب احکام اولاد ص ۱۶۱)


فوائد بهداشتى و پزشکى ختنه:

 ۱ ـ آمار نشان مى دهد در بین مسلمانان و یهودیان که ختنه مى کنند حتى یک مورد سرطان آلت دیده نشده است از نظر پزشکى امروزه ختنه به عنوان نوعى واکسن و پیشگیرى از سرطان سر آلت محسوب مى شود ولى در جاهایى که ختنه نمى کنند مانند آمریکا 8/1 تلفات ناشى از سرطان ها مربوط به سرطان اندام هاى تناسلى است .
 
۲ ـ سرطان گردنِ رَحم (محل تماس آلت بارحم یا مهبل) در کسانى که شوهرانشان مختون نبوده اند ، هنگام نزدیکى مخصوصاً در زمانى که زن به خاطر زایمان یا قاعدگى دچار التهاب دیواره مهبل بوده اند ، بیشتر اتفاق افتاده است.
 
۳ ـ سرطان پروستات نزد آنان که ختنه مى کنند، کمتر است.
 
۴ـ پیلونفریت (عفونت كلیه در اثر هجوم باكتری به كلیه) و آلودگى هاى چرکى مجارى ادرارى از مثانه و کلیه در ختنه شدگان کمتراست چون قطع پوست سبب مى شود دفع ترشحات به آسانى صورت گیرد ولى اگر ختنه نشده باشد چون آلت تناسلى در حالت نعوظ وسفت شدن در فشار آن پوسته قرار مى گیرد وسطح داخلى پوسته رشته هاى عصبى فراوانى فراگرفته و لذا آن را فوق العاده حساس ساخته و در آن قسمت که به تنه آلت مى چسبد ، غدد مترشحه فراوانى موجوداست که ترشحات شیرى رنگ و غلیظ ( smegma ) را بر روى حشفه (دور ختنه گاه) پخش مى کند و همین ترشحات است که توانسته اند واکنش هاى سرطانى ایجاد نماید. در اغلب موارد این پوست بر حشفه وآلت فشار وارد مى آورد واز خارج شدن ادرار بطور کامل جلوگیرى نموده باعث حبس بول مى شود وقطره قطره بول خارج میشود و سبب التهاب و تورم شده ، تجمع ترشحات غددى و التهاب و گرد و غبار و باتوجه به تاریکى و رطوبت آن جا محل بسیارى مناسبى براى ایجاد عفونت مى شود و به تدریج عفونت را به داخل مجارى ادرار وکلیه ها مى رساند.
 
۵ ـ آمیزش براى ختنه شدگان لذت بخش تر است وبراى زن نیز لذت بخش تر است. ۶ـ وجود شبکه عصبى والتهاب وخارش در ختنه نشدگان سبب مى شود که همواره دستشان را براى خاراندن به آن جا بمالند و باعث آلودگى شود. (دکتر سید رضا پاک نژاد ، اولین دانشگاه وآخرین پیامبر : ۱۶ / ۱۴۹ به بعد باتلخیص)

در باره تاریخچه ختنه در بین اقوام گذشته آمده است ،درمیان مصریان و اقوام قدیم جنوب آفریقا ختنه رواج داشته در بین یهودیان و برخى از مسیحیان از جمله مقررات مذهبى محسوب مى شود در بین یهود ختان واجب است و غالباً پسران خود را در هشت روزگى ختنه مى کنند ، به موجب روایات ما رسم ختنه از قدیم بین اعراب وجود داشته است ، شیعیان وشافعى آن را واجب شمرده و مالکى آن را سنت شمرده و نزد عامه مسلمانان مهمترین نشانه مسلمانى شناخته مى شود. (دائره المعارف بزرگ فارسى ( مصاحب) : ۱ / ۸۸۴)

آیت الله خویى فرموده اند : (یستحب فى الیوم السابع ختانه ویجب الختان بعد البلوغ لو لم یختن قبله (منهاج الصالحین ج ۲ / ۲۸۴ ، مسئله ۱۳۸۲ )

مستحب است پسر را در روز هفتم از ولادت ختنه کنند و اگر او را ختنه نکرده باشید بعد از بلوغ برخودِ او واجب است . آیت الله سیستانى (مد ظله ) نیز فرموده است : شرط صحت طواف در مردان ختنه کردن است. (مناسک محشى : ص ۲۱۲ )

اما در قرآن در مورد ختنه آیه اى نداریم ولى به صورت کلى خطاب به پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم در مواردى مى فرماید : از دین ابراهیم پیروى کن. در سوره نحل آیه ۱۲۳ مى فرماید (اوحینا الیک ان اتبع ملة ابراهیم حنیفاً) به تو وحى کردیم که از آئین ابراهیم پیروى کن. ودر سوره آل عمران آیه ۹۸ آمده است : (فاتبعوا ملة ابراهیم حنیفاً) از کیش ابراهیم که همان آئین پاک وبى آلایش بوده پیروى کنید. از سنت هاى ابراهیمى (علی نبیّنا و آله و علیه السّلام) یکى همین ختنه بوده که در روایات بدان اشاره شده است.

برداشت از سایت : پرسمان دانشگاهیان

https://www.porseman.com/article/%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87-%D8%AE%D8%AA%D9%86%D9%87-%D8%AE%D8%AA%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85/111882



«ادامه مطلب»


نوع مطلب : 03-سوره آل عـمـران، 16-سوره نـحـل، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، پیــــامبـــــــــران الــــــهی، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 26 آبان 1397


باب دویست و پنجاهم

اسرار آفرینش سگ‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 475


حدیث (1)

احمد بن محمّد بن محمّد بن عیسى علوى حسینى رضى اللَّه عنه، از محمّد بن ابراهیم بن اسباط، از احمد بن محمّد بن زیاد قطان، از ابو الطیّب احمد بن محمّد بن عبد اللَّه، از عیسى بن جعفر علوى عمرى، از پدرانش، از عمر بن على، از پدرش حضرت على بن ابى طالب علیه السّلام نقل كرده كه آن حضرت فرمودند: از پیامبر اكرم صلّى اللَّه علیه و آله سؤال شد: 

خداوند سگ را از چه آفرید؟

حضرت فرمودند: حق تعالى آن را از آب دهان ابلیس آفرید.

محضر مباركش عرض شد: یا رسول اللَّه چگونه؟

حضرت فرمودند: هنگامى كه خداوند متعال آدم و حوّا را به زمین هبوط داد، آن دو همچون دو جوجه لرزان مى ‏لرزیدند، ابلیس نزد درندگانى كه پیش از آدم در زمین بودند رفت و به آنها گفت: دو پرنده از آسمان به زمین آمده ‏اند كه تا به حال بزرگتر از آنها دیده نشده، برویم و آنها را بخورید.

درندگان به طرف ایشان حركت كردند و ابلیس پیوسته ایشان را تحریص و ترغیب مى‏ كرد و فریاد مى ‏زد و درندگان را به مسافتى نزدیك آدم و حوّا آورده بود، از سرعت و شتاب در كلامش آب دهان او بیرون ریخت و خداوند متعال از آن آب دو سگ آفرید، یكى نر و دیگرى ماده، این دو سگ در اطراف آدم و حوّا ایستادند سگ‏ ماده در جدّه و سگ نر در هند و نگذاردند كه درندگان نزدیك آن دو شوند و از همان روز سگ دشمن درندگان و درندگان نیز دشمن سگ گردیدند.


****************


چرا سگ نجس است؟

بررسی نجاست سگ از دیدگاه اسلام و قرآن



سگ یکی از حیواناتی است که زیاد مورد توجه انسان  قرار می گیرد و به عنوان حیوان باوفا در میان آدمیان شناخته می شود. همه شما می دانید که سگ نجس است و به علت نجس بودن سگ شاید از زمان کودکی از این حیوان دوری کرده اید. در روایات و احادیث زیادی به  این مورد ، اشاره شده است. در واقع شاید علت اصلی نجاست سگ را نمی دانید و بطور کامل با این مسئله آشنا نشده اید. ما در این مقاله قصد داریم همه شما را با این مفهوم آشنا کنیم تا علت "نجاست سگ" را از نظر اسلام درک کنید. به این منظور با ما همراه باشید.


مفهوم نجس چیست؟

بهتر است قبل از پی بردن به نجس بودن سگ، در مورد کلمه نجس مطالبی را در اختیار شما قرار دهیم. معنای لغوی " نجس"، کثیف بودن، ناپاک بودن و پلیدی می باشد. هر چیزی را که اسلام نجس معرفی کرده باشد باید تمامی مسلمانان  از آن دوری کنند. راغب اصفهانی کلمه نجس را در نوع تعریف می کند:

  1. نجاستی که با حواس انسان ها قابل درک باشد.
  2. نوعی از آن که با دیده بصیرت قابل درک باشد.


در قرآن چه اشاره هایی به سگ شده است؟

خیلی از افراد علاقه مند هستند بدانند که در قرآن چه اشاره هایی به نجاست سگ شده است. در قرآن در برخی از بخش ها از سگ سخن گفته شده است، اما به نجس بودن یا طهارت آن اشاره ای نشده است.  به همین علت به چندین مورد اشاره    می کنیم:

  1. ماجرای اصحاف کهف، که خداوند در سوره کهف می فرماید:  سگشان بر آستانه ی غار دو دست خود را دراز کرده بود... در این بخش به طهارت یا نجاست سگ اشاره نشده است و تنها می توان چنان برداشت کرد که سگ نگهبانی برای اصحاف کهف بود.
  2. در سوره اعراف به ماجرای بلعم باعورا اشاره شده است که ماجرای دانشمند عالمی است که از راه حق انحراف پیدا می کند و به علت هوا پرستی به سگ تشبیه شده است.
  3. در ابتدای سوره مائده به حکم صید سگ شکارچی اشاره شده است. حیوانی که توسط سگ شکارچی صید می شود، گوشت حلالی دارد.


چرا سگ نجس است؟ +بررسی نجاست سگ از دیدگاه اسلام و قرآن


به چه علت در قرآن کریم به نجاست سگ اشاره ای نشده است؟

همان طور که مطالعه کردید قرآن کریم هیچ سخنی از نجاست یا طهارت سگ  به میان نیاورده است. زیرا قرآن کریم در مورد مسائل فقهی به کلیات اشاره کرده است و برای صحت نجس بودن سگ باید به روایات مراجعه کنیم. دلیل دوم آن، این است که قرآن دستور داده است علاوه بر مطالبی که در قرآن آورده شده است باید به احادیث و روایات پیامبران و امامان عمل کنیم.


روایتی که در آن به نجاست سگ اشاره شده است!

عذافر از امام صادق (ع) سوال کرد که نوشیدن و یا وضو گرفتن با آبی که پس مانده برخی حیوانات مانند گوسفند و شتر و اسب و ... می باشد چه حکمی دارد؟

امام پاسخ دادند: بنوش و وضو بگیر.

اما وقتی فرد راجب به سگ سوال کرد، امام فرمودند: نه.

فرد پرسید آیا او یک درنده مانند دیگر درندگان نیست؟

امام فرمودند: نه به خدا، او نجس است. نه به خدا، او نجس است.

روایت دوم در این زمینه: عبدالله بن ابی یعفور به نقل از امام صادق (ع)  می گوید: همانا خداوند نیافرید خلقی را که نجس تر از سگ است.


چرا سگ نجس است؟ +بررسی نجاست سگ از دیدگاه اسلام و قرآن


نجاست در انواع سگ های مختف، چه تفاوتی دارد؟

بسیاری از مردم گمان می کنند که تنها سگ هایی نجس هستند که از آن ها نگهداری نمی شود و در کوچه و خیابان ها سپری می کنند و سگ هایی که در خانه ها توسط اشخاصی نگهداری می شود تمیز می باشند. این نظریه کاملا اشتباه می باشد و در نجس بودن سگ ها هیچ فرقی نیست و همه آن ها نجس می باشند. تمامی سگ ها اعم از سگ های شکاری، نگهبان و ...نجس هستند و آب دهان و تمامی بدن آن ها نجس می باشد.


روایتی از امام علی (ع) در مورد نجاست سگ

همانطور که گفته شد روایات و احادیث زیادی در این زمینه وجود دارند. امام علی (ع)  در مورد نجاست سگ می فرمایند: از نزدیک شدن به سگ ها بپرهیزید و کسی که سگ مرطوبی را لمس کرد، لباسش را بشوید و چنان چه سگ خشک بود، بر لباسش آب بپاشد.

همچنین محمد بن مسلم از امام صادق(ع) در مورد سگ سلوقی که نوعی سگ شکاری معروفی می باشد سوال کرد. امام فرمودند: چنان چه که او را لمس کرده ای دستت را بشوی.

شیخ صدوق (ره) در مورد سگ های شکاری فرموده است: مقداری آب به محل ملاقات بپاشید، کافی است و شستن لازم نیست اما با این حال باز هم سگ را نجس می دانند.


نگهداری از سگ در خانه چه پیامدهایی دارد؟

پیامبر (ص) فرموده اند: خانه ای که سگ در آن باشد، ملائکه الهی به آن در نمی آید.

امام علی(ع) می فرمایند: از نگهداری سگ در خانه بپرهیزید.

به علت آلوده بودن و انتقال دادن میکروب ها،  نگهداری این حیوان در خانه نهی شده است و برای رعایت بهداشت و نظافت های شخصی و عمومی و منزل و کودکان نباید سگ را در خانه نگهداری کرد.  با این حال برخی افراد سگ های آموزش دیده را برای کارهایی مانند نگهبانی  مزرعه ، کارخانه و ... نگهداری می کنند. چرا که امام علی (ع) می فرمایند: در نگهداری سگ خیری نیست، مگر در سگ شکاری برای نگهبانی و سگ همراه گله گوسفندان.


نجاست سگ در دیگر مذهب های اسلامی

تنها گروهی که سگ را نجس نمی دانند گروه "مالکی ها" می باشند که آن هم با این که سگ را نجس نمی دانند اما معتقد هستند که باید با سگ ها به صورت تعبدی عمل شود. یعنی اگرسگ از ظرفی آب و یا غذا خورده است باید آن ظرف را 7 مرتبه شست و شو دهند تا پاک شود.

کار هایی که اسلام انجام آن ها را منع کرده است یقینا به خیر مسلمانان می باشد، پس زمانی که نجاست سگ در روایات و احادیث فراوانی آمده است باید از آن دوری کنیم و به دستورات شرع عمل کنیم.


برداشت از سایت : باشگاه خبرنگاران جوان

https://www.yjc.ir/fa/news/6598487/





نوع مطلب : علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، شگفتیهای خلقت حیوانات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 26 آبان 1397


( کل صفحات : 20 )    ...   4   5   6   7   8   9   10   ...   


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار وبلاگ نویسی

وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت

اخبار ایران:

اخبار جهان:

اخبار اقتصادی:

اخبار علمی

اخبار فناوری و اطلاعات

اخبار هنری:

اخباراجتماعی

اخبار ورزشی

--------------------------------------------------------------------------------------

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

--------------------------------------------------------------------------------------
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
-------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------- ساخت وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات