وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :


مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ


هر که علم اولین و آخرین را میخواهد،

باید آن را در قرآن بجوید.


کنزل العمال ج1 ص548




مدیر وبلاگ :سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید






برچسبها





شیطان چه مقدار تسلط و احاطه به انسان دارد؟



هنگامی كه شیطان به خداوند گفت :

من از چهار طرف (جلو، پشت، راست و چپ) انسان را
گرفتار و گمراه می‏كنم.

:فرشتگان پرسیدند


شیطان از چهار سمت بر انسان مسلّط است، پس چگونه
انسان نجات می ‏یابد؟


خداوند فرمود:

راه بالا و پایین باز است، راه بالا: نیایش و راه پایین: سجده

بنابراین ، كسی كه دستی به سوی خدا بلند كند یا سری بر آستان

او بساید می ‏تواند شیطان را طرد كند .

تفسیر موضوعی قرآن (آیت الله جوادی آملی)، مراحل اخلاق در قرآن






 : حدیث قدسی
بنده ی من! سوگند به حق خودم دوستدار تو هستم،پس سوگند
به حق من برتو، مرا دوست بدار.




نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــرار شیطان ، اسرار گناه و بررسی آثار آن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 12 خرداد 1399



جهنم چگونه است؟ به بیان حضرت مالک




[http://www.aparat.com/v/bKrOs]


[http://www.aparat.com/v/bKrOs]




نوع مطلب : اســـــــــــــــــــرار شیطان ، پیامبـــــــــــر اکــــــــــــرم ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 7 دی 1398




داستان کوتاه آموزنده/ شماره 26




شیطان و حضرت عیسی علیه السّلام


یک روز شیطان ملعون درکوهستان به حضورحضرت عیسی (ع) رسید و گفت آیادرست است که شما اعتقاد دارید که سرنوشت ما را خدا

مقدرفرموده و بهره ی دیگری نداریم؟

حضرت فرمود :آری
شیطان گفت :اگراین مطلب صحیح است خودت راازبالای کوه به پایین بینداز اگرمقدرباشد که هنوز زنده باشی پس سالم خواهی ماند 
حضرت عیسی (ع) فرمود: ای ملعون خداوند باید بندگانش را آزمایش کند نه اینکه بندگان اورابیازمایند





نوع مطلب : اســـــــــــــــــــرار شیطان ، داستانهای کوتاه آموزنده ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 7 دی 1397




سیاست های شیطان در نفوذ به انسان





سیاست شیطان گام به گام است: «خُطُواتِ»[1]


مرحله اول: القاى وسوسه است. «فَوَسْوَسَ إِلَیْهِ»[2]


در مرحله دوم: تماس مى‏ گیرد. «مَسَّهُمْ طائِفٌ»[3]


مرحله سوم: در قلب فرو مى ‏رود. «فِی صُدُورِ النَّاسِ»[4]


مرحله چهارم: در روح مى ‏ماند. «فَهُوَ لَهُ قَرِینٌ»[5]


مرحله پنجم: انسان را عضو حزب خود قرار مى‏ دهد. «حِزْبُ الشَّیْطانِ»[6]


مرحله ششم: سرپرست انسان مى ‏شود. «وَ مَنْ یَتَّخِذِ الشَّیْطانَ وَلِیًّا»[7]


مرحله هفتم: انسان خود یك شیطان مى ‏شود. شَیاطِینَ الْإِنْسِ وَ ...[8]


______________________________
(1). بقره، 168.

(2). طه، 120.

(3). اعراف، 201.

(4). ناس، 5.

(5). زخرف، 36.

(6). مجادله، 19.

(7). نساء، 119.

(8). انعام، 112.

تفسیر نور، ج‏8، ص: 453





نوع مطلب : اســـــــــــــــــــرار شیطان ، 114-سوره ناس، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 3 آذر 1397


ما حاضریم دنیا را در حدّ وفور به كفّار بدهیم!!!


وَ لَوْ لا أَنْ یَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً لَجَعَلْنا لِمَنْ یَكْفُرُ بِالرَّحْمنِ

 لِبُیُوتِهِمْ سُقُفاً مِنْ فِضَّةٍ وَ مَعارِجَ عَلَیْها یَظْهَرُونَ 

«زخرف/33»

و اگر نبود كه مردم یكسره و یك دست (كافر) مى‏ شدند، براى خانه ‏هاى كسانى كه به خداى رحمن كفر مى‏ ورزند، سقف ‏هایى از نقره قرار مى‏ دادیم و نیز نردبان‏ هایى كه بر آنها بالا روند. 


نكته‏ ها:

زرق و برق دنیا به قدرى بى‏ ارزش است كه خداوند در این آیه مى‏ فرماید: ما حاضریم دنیا را در حدّ وفور به كفّار بدهیم ولى چون عقل مردم در چشم آنهاست، اگر به كفّار بدهیم همه به سوى كفر گرایش پیدا مى‏ كنند.

نه فقط همسان بودن همه‏ انسان‏ها در مسائل اقتصادى و معیشتى مورد اراده‏ خداوند نیست، بلكه در مسائل اعتقادى هم نباید امور به سمتى برود كه حقّ انتخاب از افراد گرفته و گمان كنیم اگر همه‏ مردم جهان یك فكر و یك عقیده شوند، به مطلوب رسیده ‏ایم.


پیام‏ ها:

1- در دادن و پس گرفتن نعمت‏ ها باید ظرفیّت جامعه مراعات بشود. لَوْ لا ...

لَجَعَلْنا ...

2- امّت واحده‏اى ارزش دارد كه بر اساس ایمان باشد نه كفر. «لَوْ لا أَنْ یَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً»

3- ثروت، نشانه‏ى عزّت در نزد خداوند نیست. «لَجَعَلْنا لِمَنْ یَكْفُرُ بِالرَّحْمنِ لِبُیُوتِهِمْ سُقُفاً مِنْ فِضَّةٍ»

وَ لِبُیُوتِهِمْ أَبْواباً وَ سُرُراً عَلَیْها یَتَّكِؤُنَ «34»

و براى خانه ‏هایشان درب‏ هاى متعدّد و تخت‏ هایى كه بر آنها تكیه زنند (قرار مى ‏دادیم).

وَ زُخْرُفاً وَ إِنْ كُلُّ ذلِكَ لَمَّا مَتاعُ الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ الْآخِرَةُ عِنْدَ رَبِّكَ لِلْمُتَّقِینَ «35»

و هر گونه زینتى (براى آنان فراهم مى‏ كردیم) ولى اینها همه جز وسیله كامیابى زندگى دنیا نیست، در حالى كه آخرت نزد پروردگارت مخصوص اهل تقواست.


پیام‏ ها:

1- در دید كفّار ارزش به زینت و زیور و در دید متّقین، ارزش به سعادت اخروى است. وَ لِبُیُوتِهِمْ أَبْواباً ... وَ الْآخِرَةُ عِنْدَ رَبِّكَ لِلْمُتَّقِینَ‏

2- متّقین به جاى آنكه در فكر زینت و زیور خانه‏ هاى خود در دنیا باشند، در فكر آخرتند كه همه اینها را خداوند خود فراهم كرده است. لِمَنْ یَكْفُرُ بِالرَّحْمنِ لِبُیُوتِهِمْ سُقُفاً مِنْ فِضَّةٍ ... وَ زُخْرُفاً ... وَ الْآخِرَةُ ... لِلْمُتَّقِینَ‏

3- جوار پروردگار و فیض حضور با هیچ چیز قابل مقایسه نیست. «عِنْدَ رَبِّكَ»

وَ مَنْ یَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمنِ نُقَیِّضْ لَهُ شَیْطاناً فَهُوَ لَهُ قَرِینٌ «36»

و هر كه از یاد خداى رحمن روى گردان شود شیطانى بر او مى‏ گماریم كه همراه و دمساز وى گردد.

وَ إِنَّهُمْ لَیَصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِیلِ وَ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ مُهْتَدُونَ «37»

و آنها (شیاطین) مردم را از راه (حقّ) باز مى‏دارند ولى گمان مى ‏كنند كه هدایت یافته ‏اند.


نكته‏ ها:

آیات قبل، سخن از كفّار و غرق شدن در مادیات بود، این آیه یكى از آثار غوط ه‏ور شدن در زر و زیور را بیان مى ‏كند.

«یَعْشُ» از «عشو» به معناى آفتى در چشم است كه سبب ضعف دید مى‏گردد. این كلمه هرگاه با حرف «عن» همراه باشد به معناى اعراض كردن است.

سیاست شیطان گام به گام است: «خُطُواتِ»[1]*

مرحله اول: القاى وسوسه است. «فَوَسْوَسَ إِلَیْهِ»[2]

در مرحله دوم: تماس مى‏ گیرد. «مَسَّهُمْ طائِفٌ»[3]

مرحله سوم: در قلب فرو مى ‏رود. «فِی صُدُورِ النَّاسِ»[4]

مرحله چهارم: در روح مى ‏ماند. «فَهُوَ لَهُ قَرِینٌ»[5]

مرحله پنجم: انسان را عضو حزب خود قرار مى‏ دهد. «حِزْبُ الشَّیْطانِ»[6]*

مرحله ششم: سرپرست انسان مى ‏شود. «وَ مَنْ یَتَّخِذِ الشَّیْطانَ وَلِیًّا»[7]

مرحله هفتم: انسان خود یك شیطان مى ‏شود. شَیاطِینَ الْإِنْسِ وَ ...[8]

امام على علیه السلام در نهج البلاغه مى‏ فرماید: شیطان در روح انسان تخم گذارى مى ‏كند. «فباض و فرخ فى صدورهم»[9]


آثار اعراض از یاد خدا

1. باز ماندن از راه خیر. «لَیَصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِیلِ»

2. انحراف فكرى كه خیال مى‏ كند هدایت یافته است. «یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ مُهْتَدُونَ»

3. دیگر موعظه‏ پذیر نیست. «وَ إِذا ذُكِّرُوا لا یَذْكُرُونَ»[10]

4. توبه نمى ‏كند چون خود را كج نمى ‏داند.

5. زندگى نكبت بار دارد. «وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنْكاً»[11]

6. كسى كه در دنیا از دیدن حقّ كور است، «یَعْشُ» در آخرت نیز كور محشور مى‏ شود. «مَنْ كانَ فِی هذِهِ أَعْمى‏ فَهُوَ فِی الْآخِرَةِ أَعْمى‏»[12]

______________________________
(1). بقره، 168.

(2). طه، 120.

(3). اعراف، 201.

(4). ناس، 5.

(5). زخرف، 36.

(6). مجادله، 19.

(7). نساء، 119.

(8). انعام، 112.

(9). نهج‏البلاغه، خطبه 7.

(10). صافّات، 13.

(11). طه، 124.

(12). اسراء، 72.

 



«ادامه مطلب»


نوع مطلب : 43-سوره زخـرف، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، سخنــرانی های کوتـاه قــــرآنی، اســـــــــــــــــــرار شیطان ، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 3 آذر 1397


باب سیصد و هشتاد و پنجم(نـوادر)/1

چرا هنگامى كه ولىّ خدا به دنیا مى‏ آید ابلیس 

فریادى سخت مى ‏زند؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 537


حدیث (1)

 پدرم رحمة اللَّه علیه از عبد اللَّه بن جعفر حمیرى از هارون بن مسلم از مسعدة بن صدقه، از مردى از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

هنگامى كه ولىّ خدا به دنیا مى‏ آید ابلیس فریادى سخت مى ‏زند 

كه یاران و اعوانش جملگى به فزع و شیون در مى‏ آیند، مى‏ گویند: اى سرور ما تو را چه شد كه چنین فریادى زدى؟

مى ‏گوید: ولىّ خدا به دنیا آمد.

مى‏ گویند: از این جهت باكى بر تو نیست.

ابلیس مى‏ گوید: اگر زنده بماند تا به سنّ رجال برسد جماعت بسیارى از خدا به واسطه او هدایت مى‏ كند گفتند: آیا اذن به ما مى‏ دهى او را بكشیم؟

ابلیس مى‏ گوید: خیر.

مى‏گویند: تو كه از او خوشت نمى‏آید چرا اذن كشتنش را نمى‏ دهى؟

ابلیس مى‏ گوید: زیرا بقاء ما به واسطه اولیاء خدا است و هر گاه روى زمین ولیّى از اولیاء خدا نباشد قیامت بپا مى ‏شود و بدین ترتیب ما به جهنّم مى ‏رویم پس چه عجله‏ اى داریم كه به جهنّم رویم.






نوع مطلب : اســـــــــــــــــــرار شیطان ، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 2 آذر 1397

 

مِن شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ


از شرّ وسوسه گر نهانی


سوره ناس آیه 4


باب سیصد و هفتم

اسرار نامیدن شیطان خنّاس به «خنّاس‏»


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 493


حدیث (1)

از امام صادق علیه السّلام، راوى مى‏ گوید :

از آن جناب راجع به «خنّاس» پرسیدم؟

حضرت فرمودند: ابلیس بر قلب و دل مسلّط مى‏ شود و وقتى ذكر خدا در آن شود مى‏ گریزد لذا بخاطر همین است كه به آن «خنّاس» یعنى گریزنده میگویند.






نوع مطلب : 114-سوره ناس، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، اســـــــــــــــــــرار شیطان ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 27 آبان 1397


فَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ


پس چون قرآن میخوانی از شیطان مطرود به خدا پناه ببر.


سوره نحل آیه 98


باب سیصد و ششم

 اسرار نامیدن شیطان به «رجیم‏»


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 492


حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه، از على بن ابراهیم، از پدرش از حمّاد، از حلبى نقل كرده كه وى گفت: از حضرت ابا عبد اللَّه علیه السّلام پرسیدم: 

براى چه شیطان رجیم به «رجیم» نامیده شده است؟

حضرت فرمودند: زیرا رجم و سنگباران شد.

عرض كردم: پس از رجم شدن آیا مرد؟

فرمود: خیر ولى در علم خدا بود كه ابلیس رجم و سنگباران مى‏ شود.






نوع مطلب : 03-سوره آل عـمـران، 15-سوره حـجـر، 16-سوره نـحـل، 38-سوره ص، 81-سوره تکویر، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، اســـــــــــــــــــرار شیطان ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 27 آبان 1397


إِلَىٰ یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ


تا روز (و) وقت معلوم.


سوره حجر آیه 38


باب سیصد و پنجم

 اسرار اینكه چرا حق تعالى ابلیس را تا وقتى معلوم مهلت داده‏؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 491


حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از حسن بن عطیّه‏[1] نقل كرده كه وى گفت: محضر مبارك حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام عرض كردم: بفرمایید چرا و براى چه خداوند عزّوجل به ابلیس فرمود تو از مهلت داده‏شدگانى تا وقت معلوم؟

حضرت فرمودند: براى چیزى كه خداوند متعال خواست از آن تشكّر بجا آورد.

عرض كردم: آن چه بود؟

حضرت فرمودند: دو ركعت نماز بود كه ابلیس آن را در آسمان بجا آورد و دو یا چهار هزار سال طول كشید.


حدیث (2)

پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن محمّد بن عیسى، از على بن حسان، از على بن عطیّه‏[2] نقل كرده كه وى گفت: حضرت ابو عبد اللَّه علیه السّلام فرمودند:

ابلیس در آسمان دو ركعت نماز را ظرف هفت هزار سال بجا آورد و حق تعالى در مقابل عبادتش ثواب آن را اعطاء كرد به او آنچه اعطاء فرمود.



[1] ( 1)- حسن بن عطیه حناط كوفى، به فرموده نجاشى ثقه مى‏باشد.

[2] ( 1)- على بن عطیّه، مرحوم ممقانى در رجال فرموده وى امامى و مجهول الحال مى‏باشد.






نوع مطلب : 15-سوره حـجـر، 38-سوره ص، علل الشرایع، علل الشرایع(اسرار)، اســـــــــــــــــــرار شیطان ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 27 آبان 1397

 

زندگینامه شیطان-قسمت اوّل/1



مـقــدّمــه



فَأَزَلَّهُمَا الشَّیْطَانُ عَنْهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا كَانَا فِیهِ ۖ وَقُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ ۖ وَلَكُمْ فِی الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَىٰ حِینٍ (بقره/36)

پس شیطان، هر دو را از [طریق] آن درخت لغزانید و آنان را از آنچه در آن بودند [چه مقام و مرتبه معنوی، و چه منزلت و جایگاه ظاهری] بیرون کرد. و ما گفتیم: [ای آدم و حوا و ای ابلیس!] در حالی که دشمن یکدیگرید [و تا ابد، بین شما آدمیان و ابلیسیان صلح و صفایی نخواهد بود، از این جایگاه] فرود آیید و برای شما در زمین، قرارگاهی [برای زندگی] و تا مدتی معین، وسیله بهره وری اندکی خواهد بود.


همیشه در دنیا دو نوع دعوت وجود دارد، از یک سو دعوت به خوبیها و صلاح توسط تمامی پیامبران، کتب آسمانی، عقل و فطرت آدمی و از طرف دیگر دعوت به شر و فساد توسط شیاطین و نفس اماره آدمی قرار دارند و هر دو جبهه انسان را به سوی خود می‌خوانند و انسان چون موجودی مختار است با اختیار خویش می‌تواند هر یک از این راهها را برگزیند.

اما یک سئوال اساسی وجود دارد و آن اینکه ما شناختی هر چند مختصر، از خدا داریم ولی شیطان کیست؟

 آیا واقعیت دارد یا نه یک موجود خیالی است و هر کس شیطان خود می‌باشد و به بیان خیلی ساده‌تر اصلا موجودی به این نوع در دنیا وجود ندارد و اگر وجود دارد چرا از درگاه الهی رانده شد؟

 قبل از رانده شدن کجا زندگی می‌کرد و چه مقامی داشت؟

از قدیم الایام ، افسانه شیطان ، همواره انسانها را در دنیایى از وحشت و ابهام فرو برده بود و هم چنان ادامه دارد.

مى گویند: بچه هاى بازى گوش و نافرمان و زیرک شیطان اند، افراد منحرف را شیطان اغوا کرده ، هر کار بد فرجامى از وسوسه هاى شیطان است و در هر کار بدشگونى شیطان دست دارد.

مى گویند: شیطان در همه جا هست ، اعوان و انصارش در همه جا وجود دارند، او با همه مردم کار دارد، در برابر همه قد علم مى کند، هر انسانى را به بهانه اى فریب مى دهد و دام هاى گوناگون در اختیار دارد.

شیطان در ذهن بچه ها عامل وحشت و ترس و وسیله اى براى رام کردن و ترسانیدن آنان است.

قصه نویسان ، براى سرگرمى کودکان از شیطان یک موجود خیالى ساخته و از نخستین 

سال هاىزندگى ، یک شبح وحشتناک و یک قدرت اسرارآمیز در ذهنشان مى آفرینند.

مى گویند: براى بزرگ سالان ، شیطان عامل فریب و گناه است ، انسان را به معصیت وامیدارد، تمایلات نفسانى را بیدار مى کند، موجب سقوط و لغزش انسان مى شود، خواسته ها نامشروع را پدید مى آورد، باعث تجاوز و تعدى مى گردد، شهوات ویران گر را تحریک مى کند، خشم و غضب را شعله ور مى سازد، مصیبت و رنج مى آفریند، آدمى را به تباهى و فساد مى کشاند، لجاجت و خودسرى را رونق مى دهد.

و نیز تمامى این صفات از شیطان و کار او است ، انسان از روى ندامت با فریادى بلند مى گوید: نفرین بر شیطان ، لعنت خدا و ملائکه بر او باد، این شیوه از زمان حضرت آدم علیه السلام معمول بوده که شیطان را مسئول هر کارى و عصیانى مى دانسته اند.

در تعریف او گفته اند: شیطان ، قدرتى است نابکار و بسیار بدکردار، نیرو و روحى است پلید و سرکش و طغیان گر.

 حقیقت مطلب این است که شیطان ، اسم خاص نیست تا بر موجودى معین و مشخص دلالت کند و وجود مستقلى ندارد.

 اسمى است بى نشان ؛ مانند سیمرغ که وجود خارجى ندارد و هیچ نام و نشانى براى او نیست ، اغلب جاها که نام شیطان برده مى شود، مراد همان ابلیس است که از دستورهاى خداوند سرپیچى و تکبر کرد.

شیطان و طرف دارانش در طول تاریخ در مقابل نیکان و نیک سیرتان قرار داشته اند و خواهند داشت

در تحقیق زیر سعی شده مطالبی از گوشه وکنار کتابها ومقالات جمع آوری شود تا آشنایی کلی با او داشته باشیم متاسفانه کمتر منبع مهمی را در مورد شیطان می یابیم تا در مورد او به درستی سخن بگوید و سخن قطعی وکاملی در مورد او بدهد... به هر حال ماتمامی گفته ها را می آوریم هرچند از دید برخی اینها بیشتر به افسانه می ماند تا واقعیت!!!!

تنها سخنی که میتوانم بگویم این است که ابلیس را باور کنید زیرا در قرآن از او نام برده شده و ماجرای سرکشی او برای عبرت همگان آورده شده.... 


پس خواهشمندم تمامی قسمت ها را بخوانید خالی از لطف نیست....


برگرفته شده از سایت :

http://tabarak.ir/maref/8286-2015-08-25-13-08-19.html





نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــرار شیطان ، 02-سوره بـقـرة، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 20 آبان 1397
 

زندگینامه شیطان-قسمت اوّل/2




بیوگرافی شیطان



شیطان، نخستین کسى بود که بعضى کارها را مرتکب شد 


و پیش از او کسى آنها را انجام نداده بود. و آن کارها از این قرارند :



«پس متوجه باشیم که این اعمال از ما سر نزند»


ــ اولین کسى که قیاس نمود و خود را از حضرت آدم علیه السلام 

برتر و بالاتر دانست و گفت : من از آتشم و او از خاک در حالى که 

آتش از خاک بالاتر است.

 

َالَ مَا مَنَعَکَ أَلا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُکَ قَالَ أَنَا خَیْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِی مِنْ نَارٍ 

وَخَلَقْتَهُ مِنْ طِینٍ ﴿ اعراف/12

خدا فرمود: هنگامی که تو را امر کردم، چه چیز تو را مانع شد که سجده نکردی؟ گفت: من از او بهترم، مرا از آتش پدید آورده ای و او را از گِل آفریدی.


ــ اولین کسى که در پیشگاه با عظمت الهى تکبر نمود و به دستور 

خالق خود عمل نکرد (المیزان ، ج 8، ص 59)

 

ــ اولین کسى که که معصیت و نافرمانى خدا را کرد و آشکارا 

با او  مخالفت نمود.


إِلا إِبْلِیسَ أَبَى أَنْ یَکُونَ مَعَ السَّاجِدِینَ ﴿ حجر/31

مگر ابلیس که از اینکه با سجده کنان باشد، امتناع کرد.

 

ــ اولین کسى که به دروغ گفت : خدا گفته از این درخت نخورید، چون 

درخت جاوید است و اگر کسى از آن بخورد تا ابد زنده مى ماند و با خدا 

شریک مى شود.

 

فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّیْطَانُ لِیُبْدِیَ لَهُمَا مَا وُورِیَ عَنْهُمَا مِنْ سَوْآتِهِمَا وَقَالَ مَا نَهَاکُمَا رَبُّکُمَا عَنْ هَذِهِ الشَّجَرَةِ إِلا أَنْ تَکُونَا مَلَکَیْنِ 

أَوْ تَکُونَا مِنَ الْخَالِدِینَ  ﴿ اعراف/20

پس شیطان، آن دو را وسوسه کرد تا آنچه از شرمگاه بدنشان بر آنان پوشیده بود نمایان کند، [وسوسه اش این بود که به هر دو] گفت: پروردگارتان شما را از این درخت نهی نکرده مگر از این جهت که مبادا دو فرشته گردید، 

یا از جاودانان شوید.


ــ اولین کسى که که قسم به دروغ خورد و گفت : من شما را نصیحت مى کنم.

 وَ قَاسَمَهُمَا إِنِّی لَکُمَا لَمِنَ النَّاصِحِینَ ﴿ اعراف/21

و برای هر دو سوگند سخت و استوار یاد کرد که یقیناً من برای شما از خیر خواهانم [و قصد فریب شما را ندارم]


ــ شیطان اولین کسى است که صورت هاى مجسمه 

و بت را ساخت.(نهج البلاغه ، خطبه قاصعه)

 

ــ اولین کسى که نماز خواند و یک رکعت آن چهار هزار سال 

طول کشید.(تفسیر عیاشى ، ج 1، ص 4، بحار، ج 60، ص 199، 219.)

 

ــ اولین کسى که که غنا و آواز خواند، همان زمانى که آدم 

علیه السلام از درخت نهى شده خورد.(علل الشرایع ، ج 2، ص 233، بحار، ج 93، ص 306)

 

ــ اولین کسى که نوحه خواند و گریست؛ چون او را به زمین فرستادند، 

به یاد بهشت و نعمت هاى آن نوحه و گریه کرد.

 

ــ اولین کسى که لواط کرد آنگاه که به میان قوم لوط آمد.(بحار، ج 14، ص 112)

 

ــ اولین کسى که دستور ساختن منجنیق را داد تا حضرت ابراهیم 

علیه السلام را با آن در آتش اندازند.

 

 

ــ اولین کسى که عبادت و بندگى او، فرشتگان را به تعجب در آورد!

 

ــ اولین کسى که به خداى خود اعتراض کرد.

 

ــ اولین کسى که شبیه شدن به دیگران را مطرح و مردم را به آن

 تشویق کرد.( کتاب سلیم بن قیس)

 

ــ اولین کسى که براى زیبایى ، زلف گذاشت.(کتاب ابلیس ، ص ۱۶۴ و ۱۶۵)

 

ــ اولین کسى که نقاشى کرد و چهره کشید.

 

ــ اولین کسى که آتش حسدش شعله ور شد.

 

ــ اولین کسى که به ناحق مخاصمه و جدال کرد.

 

ــ اولین کسى که خداى تعالى به او لعنت نمود. 


وَإِنَّ عَلَیْکَ لَعْنَتِی إِلَى یَوْمِ الدِّینِ ﴿ص/78

خدا] گفت: از آن [جایگاه] بیرون رو که بی تردید تو رانده شده ای.

 

ــ اولین کسى که به خدا کفر ورزید.


إِلا إِبْلِیسَ اسْتَکْبَرَ وَکَانَ مِنَ الْکَافِرِینَ ﴿ ص/74

مگر ابلیس که تکبّر ورزید و از کافران شد.



«ادامه مطلب»


نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــرار شیطان ، 07-سوره اعـراف، 15-سوره حـجـر، 38-سوره ص، 02-سوره بـقـرة، 05-سوره مـائـده، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 20 آبان 1397

 

زندگینامه شیطان-قسمت اوّل/3




خلقت شیطان



خداوند سه گونه موجود عاقل و با شعور آفریده :

 نوع اوّل : در آسمان ها هستند که همان فرشتگان اند و از نور به وجود آمده اند که شهوت جنسى و خور و خواب و شهوات دیگر ندارند؛ گناه از آنان سر نمى زند، تسلیم محض ‍ پروردگار مى باشند و یک لحظه نافرمانى او را نمى کنند، خلقت آنها جلوتر از جن و انس بوده.

نوع دوّم : انسان است که خداوند متعال او را با دو دست قدرت خود پدید آورد و ملائکه بر او سجده کردند و استاد آنان شد، هم عقل و هم شهوت در وجودش گذاشت ، و از خاک و آب به وجود آمده است ( رجوع شودبه کتاب انسان از خاک تا خاک یا از خدا به سوى خدا صالحی حاجی آبادی

نوع سوّم : نژاد جن است که خداوند ایشان را از آتش بى دود(و باد) پدید آورد، و مثل انسان عقل و شهوت به آنها داده شده است . خلقت جن قبل از خلقت آدم و هم زمان با خلقت نسانس بوده است .

خداوند درباره خلقت جن چنین فرموده :

والجان خلقناه من قبل من نار السموم

ما طایفه جن را قبل از انسان از آتش گرم و سوزان - و شعله ور بدون دود – آفریدیم. (حجر/27)



 

برگرفته شده از سایت :

http://tabarak.ir/maref/8286-2015-08-25-13-08-19.html





نوع مطلب : 15-سوره حـجـر، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــرار شیطان ، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 20 آبان 1397

 

زندگینامه شیطان-قسمت اوّل/4



ابلیس فرشته بود و یا جن؟




حال باید پرسید، آیا او مَلَک و از فرشتگان بود یا خیر؟


در قرآن به صراحت ذکر شده که او از «جنّ» بوده آنجا که می‏فرماید:



وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِکَةِ اسْجُدُوا لآدَمَ فَسَجَدُوا اِلاّ اِبْلِیسَ کانَ مِنَ الجِنِّ

 فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ...(کهف آیه 50)


چون به فرشتگان گفتیم آدم را سجده کنید، همه سجده کردند مگر 

ابلیس که از جنّیان بود و از فرمان پروردگارش بیرون شد...


در ماجرای خلقت انسان اگر چه آدم اولین انسان از نسل کنونی است لیکن ابلیس اولین جن از نسل جنیان نیست زیرا خداوند درباره او می فرماید :"و ابلیس از جن بود".(سوره کهف آیه 50-آیه فوق)

از این آیه معلوم می شود که قبل از ابلیس افراد دیگری از جن خلق شده بودند و او یکی از آنهاست ولی ابلیس اولین وسوسه گر و دشمن بشر به شمار آمده و آغازگر عداوت است.

 همانطور که خداوند، نخست آدم علیه السلام را خلق نمود و همسرش حوّا را بعد از او از جنس خودش آفرید، پدر جن ها هم که مارج نام داشت از آتش و سپس همسرش مارجه را نیز از او خلق نمود. 

مارج و مارجه با هم ازدواج کردند جان متولد شد و فرزندان جان دو طایفه شدند. 

 طایفه اوّل : همان جن ها که در میان آنان ، هم مؤمن پیدا مى شود و هم کافر.

 طایفه دوّم : شیاطین شدند که پدر بزرگشان ابلیس میباشد. ابلیس یکى از فرزندان جان است و طبق بعضی روایات نام اصلی او حارث بود.


برگرفته شده از سایت :

http://tabarak.ir/maref/8286-2015-08-25-13-08-19.html





نوع مطلب : 18-سوره کـهـف، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــرار شیطان ، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 20 آبان 1397

 

زندگینامه شیطان-قسمت اوّل/5



آیا ابلیس اولین جن بود؟




در ماجرای خلقت انسان اگر چه آدم اولین انسان از نسل کنونی است لیکن ابلیس اولین جن از نسل جنیان نیست زیرا خداوند درباره او می فرماید :"و ابلیس از جن بود".(سوره کهف آیه ۵۰)

از این آیه معلوم می شود که قبل از ابلیس افراد دیگری از جن خلق شده بودند و او یکی از آنهاست ولی ابلیس اولین وسوسه گر و دشمن بشر به شمار آمده و آغازگر عداوت است.

 همانطور که خداوند، نخست آدم علیه السلام را خلق نمود و همسرش حوّا را بعد از او از جنس خودش آفرید، پدر جن ها هم که مارج نام داشت از آتش و سپس همسرش مارجه را نیز از او خلق نمود. 

مارج و مارجه با هم ازدواج کردند جان متولد شد و فرزندان جان دو طایفه شدند. 

 طایفه اوّل : همان جن ها که در میان آنان ، هم مؤمن پیدا مى شود و هم کافر.

 طایفه دوّم : شیاطین شدند که پدر بزرگشان ابلیس میباشد. ابلیس یکى از فرزندان جان است و طبق بعضی روایات نام اصلی او حارث بود.


 

برگرفته شده از سایت :

http://tabarak.ir/maref/8286-2015-08-25-13-08-19.html





نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــرار شیطان ، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 20 آبان 1397


 

زندگینامه شیطان-قسمت اوّل/6



پیشینه خلقت جنّ و شیطان




خداوند درقرآن میفرماید:

ولقد خلقناالانسان من صلصال من حماءٍ مسنون * والجانَّ

 خلقناه من قبل من نارالسَّموم 

همانا ما انسان رااز گلی خشک که برگرفته از لجنی متعفّن و تیره رنگ است آفریدیم. 

و جن را پیش از آن از آتشی سوزان و بی دود پدید آوردیم. 

﴿حجر/27-26

خَلَقَ الإنْسَانَ مِنْ صَلْصَالٍ کَالْفَخَّارِ * وَخَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مَارِجٍ مِنْ نَارٍ

انسان را از گلی خشکیده مانند سفال آفرید 

و جن را از آمیزه ای [از شعله های مختلف] آتش به وجود آورد.

﴿الرّحمن/15-14


آیات شریفه فوق تصریح دارد بر تقدّم خلقت جن و شیطان بر انسان ،امّا اینکه این مدت چقدر است ظاهرا دلیل معتبری در دست نیست، جز اینکه محی الدّین ابن عربی میگوید : بین خلقت جن وخلقت آدم شش هزار سال فاصله بوده است.

مسعودی گفته است موقعی که خدا اراده کرد آدم را خلق کند مدت هفت هزار سال برجن و نسناس گذشته بود و ابلیس لعین هم قسمتی از زمان را گذرانده بود.

اما اگر ابلیس اولین جن نباشد که نیست واز طرفی طبق فرموده امیرالمومنین (ع) که فرموده اند: ابلیس خدا را شش هزار سال عبادت کرده، سابقه خلقت جن و شیطان بیش از آنچه ابن عربی گفته است خواهد بود از این رو قول مسعودی به واقع نزدیکتر است.

شیطان بر خلاف تصور عامیانه از جنس فرشتگان نیست بلکه او از جن است همانطور که قرآن می فرماید : فرشتگان سجده کردن به جز ابلیس و او از جن بود و از فرمان پروردگارش سرپیچید (کهف آیه 50) اما چرا او در کنار فرشتگان بوده؟


برگرفته شده از سایت :

http://tabarak.ir/maref/8286-2015-08-25-13-08-19.html





نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــرار شیطان ، 15-سوره حـجـر، 55-سوره الرّحمن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 20 آبان 1397

 

زندگینامه شیطان-قسمت اوّل/7




پیشینه شیطان قبل از تمرّد و چگونگی راهیابی

 او به محفل فرشتگان



نام اصلی وی حارث (حرث) بوده که به خاطر عبادتهای طولانی مدتش، او را عزازیل یعنی عزیز خدا، می‌گفتند.

 اما پس از تکبر و خودبینی‌اش، ابلیس نامیده شد، یعنی کسی که از رحمت خدا مایوس گردید و پس از خودداری از سجده بر آدم و رانده شدنش از درگاه الهی، شیطان یعنی دور شده از رحمت و خیر نام گرفت.

درمورد پیشینه او چنین گفته‌اند : که خداوند متعال قبل از آفرینش آدم، موجودات دیگری خلق نموده بود به نام جن که حارث یکی از آنها بوده و در زمین زندگی می‌کرد، تا اینکه این مخلوقات به سرکشی، فساد، قتل و خونریزی دربین خود و نسانس پرداختند وقتى که فتنه و فساد، کشت و کشتار در میان آنان برپا شد.

در این هنگام خداوند اراده کرد که آنان را نابود فرماید: عده اى از ملائکه را فرستاد تا با شمشیرهاى خود با آنها جنگیدند و همه آنها را کشتند. 

در این میان ، شیطان جان سالم به در برد و از مرگ نجات پیدا کرد و به دست ملائکه اسیر شد.

 به فرشتگان گفت : من ، از جمله مؤمنان هستم. (و در فتنه و فساد شرکت نداشتم) 

شما تمام خویشان و هم نوعان مرا کشتید و من تنها ماندم، مرا با خودتان به آسمان ببرید، تا در آنجا با شما باشم و خداى خود را عبادت کنم .

فرشتگان از خداوند جویاى تکلیف شدند. خداوند به آنها اجازه داد که او را به آسمان ببرند. زمانى که به آسمان رسید به گردش در آسمان ها و بررسى پرداخت . در آن میان لوحى را دید که چیزهایى بر آن نوشته شده ؛ نوشته بود:

 

انّى لا اُضیعُ عمل عامل منکم ( آل عمران آیه 195) 

من پاداش هیچ عمل کننده اى را ضایع نمى کنم

 

مَن كَانَ یُرِیدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِی حَرْثِهِ 

وَ مَن كَانَ یُرِیدُ حَرْثَ الدُّنْیَا نُؤْتِهِ مِنْهَا وَمَا لَهُ فِی الْآخِرَةِ مِن نَّصِیبٍ (شورى آیه 20)

کسی که زراعت(پاداش) آخرت را بخواهد، بر زراعتش می افزاییم(برکت مى دهیم) و کسی که زراعت(پاداش) دنیا را بخواهد، اندکی از آن را به او  دهیم، ولی او را در آخرت هیچ بهره و نصیبی نیست.

بعد از اینکه آیات فوق را خواند، پیش خود فکر کرد که آخرت نسیه و دنیا نقد است. تصمیم گرفت دنیا را به وسیله عبادت هاى طولانى به دست آورد. لذا در میان ملائکه آنقدر عبادت کرد تا سرور و رئیس همه فرشتگان شد و طاووس ملائکه نام گرفت!

او اولین کسى بود که نماز خواند و یک رکعت آن چهار هزار سال طول کشید.(26)

اما برخی چنین بیان کردند که حارث (ابلیس) در حالی که خردسال بود به اسارت ملائکه در آمد و به همراه آنها به عبادت خدای تعالی مشغول شد. او در آسمان اول، مدتی بین ملائکه، خدا را عبادت کرد. بعد به آسمان دوم و سوم تا بالاخره به آسمان هفتم راه یافت. او در کنار عرش الهی منبری داشت، بالای آن رفته و ملائکه را اندرز می‌داد؛ و ملائکه در مقابل او با احترام مى ایستادند.چون به این رتبه و مقام رسید، با خود گفت: اگر روزی این امر تبلیغ به دیگری واگذار شود، من از او اطاعت نمی‌کنم چون خود را در علم و عمل یگانه روزگار و از همه برتر می‌دانست.

به خاطر عبادت های زیاد او در درگاه خداوند بود که به او مقامی عطا شد همانند فرشتگان و تا جائی بالا رفت که در زمره فرشتگان قرار گرفت اما از جنس فرشتگان نبود و حتی بعضاً الگوی فرشتگان و پاسخگوی سوالات فرشتگان هم شد.

 از معصوم (ع)روایت است ابلیس از جنس فرشتگان نبود اما فرشتگان او را فرشته می دیدند...(27)

در روایت آمده که این امتیاز و افتخار بخاطر آن به او رسید که شش هزار سال خداوند تبارک و تعالی را عبادت و بندگی کرده بود شش هزار سالی که ممکن است از سالهای آخرت باشد(28) که به حساب سالهای دنیا بیش از چند میلیون سال است

از امام صادق علیه السلام پرسیدند که آیا ابلیس از ملائکه است یا جزء سایر موجودات آسمانى است؟ فرمود: نه از ملائکه است و نه از سایر موجودات آسمانى؛ بلکه او جنّ است؛ ولى همراه ملائک بوده است. ملایکه نیز گمان مى‏ کردند او از جنس آنهاست، ولى خداوند متعال مى‏ دانست که چنین نیست. این جریان ادامه یافت تا در جریان سجده بر آدم، راز پنهان ابلیس آشکار گشت(29)

روزی ملائکه در لوح دیدند که به زودی یکی از مقربان درگاه الهی به نفرین ابدی گرفتار خواهد شد پس از حارث با اصرار خواستند که آنها را دعا کند که هیچ یک از ایشان به این بلا مبتلا نشود وی در جواب گفت : این قضیه به من و شما مربوط نیست. من سال ها است بر این معنى اطلاع یافته ام! ملائکه باز الحاح کردند. او نیز دعا کرد و گفت: خدایا! ایشان را ایمن گردان، ولی خودش را به سبب غروری که داشت، فراموش کرد

روزی وی دید بر در بهشت نوشته‌اند: 

«نزد ما بنده‌ای است که او را به انواع نعمت ها، گرامی می‌داشتیم. اما اگر او را به کاری واداریم، سرپیچی می‌کند و به لعنت ابدی گرفتار خواهد شد.»

حارث سالها او را لعن می‌کرد ولی نمی‌دانست که در حقیقت دارد خود را لعن می کند! در آن مدت هر جا سجده اى مى کرد و سر بر مى داشت در آن جا نوشته شده بود لعنة الله على ابلیس - چون اسمش عزازیل بود - نمى دانست که خودش است .

وی روزی دید در لوح نوشته است: 

«اعوذ بالله من الشیطان الرجیم» 

پرسید: خدایا! این ملعون رانده شده کیست؟ 

خدای تعالی فرمود: بنده‌ای است که او را به انواع نعمتها مخصوص می‌گرداندم ولی نافرمانی‌ام خواهد کرد و خوار و بدبخت خواهد شد.

 گفت: او را به من معرفی نما تا هلاکش کنم. فرمود: زود است او را بشناسی. هنوز او تمرد و سرکشی نکرده است، تا مستوجب مجازات باشد.

=============

 

26- نهج البلاغه ، خطبه قاصعه

27- سفینه البحارج 1 ص 98)

28-نهج البلاغه خطبه 192)

29- طبرسى، مجمع البیان، ج 1، ص 163، چاپ بیروت


برگرفته شده از سایت :

http://tabarak.ir/maref/8286-2015-08-25-13-08-19.html





نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــرار شیطان ، 03-سوره آل عـمـران، 42-سوره شـوری، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 20 آبان 1397


 

زندگینامه شیطان-قسمت اوّل/8



اولین مخالفت شیطان با خلقت آدم علیه السلام




شیطان در میان فرشتگان مشغول عبادت بود تا وقتى که خداوند اراده فرمود براى خود در زمین جانشین خلق فرماید. به ملائکه خطاب نمود که من مى خواهم خلیفه اى در زمین قرار دهم ، و آنان را از مقصود خود آگاه نمود.

وَإِذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَةِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأرْضِ خَلِیفَةً قَالُوا أَتَجْعَلُ فِیهَا مَنْ یُفْسِدُ فِیهَا وَیَسْفِکُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَنُقَدِّسُ لَکَ قَالَ إِنِّی أَعْلَمُ مَا لا تَعْلَمُونَ﴿بقره/30

 یاد آر آن زمان را كه پروردگارت به فرشتگان گفت : به یقین جانشینى در زمین قرار می ‏دهم . گفتند : آیا موجودى را در زمین قرار می ‏دهى كه در آن به فساد و تباهى برخیزد و به ناحق خون‏ریزى كند و حال آن كه ما تو را همواره با ستایشت تسبیح می ‏گوییم و تقدیس می ‏كنیم . [پروردگار] فرمود : من [از این جانشین و قرار گرفتنش در زمین] اسرارى می ‏دانم كه شما نمی  ‏دانید .

در این هنگام ابلیس به وسط زمین آمد و فریاد زد که :اى زمین ! من آمده ام تو را نصیحت کنم !

خداوند اراده کرده از تو پدیده اى به وجود آورد که برترین خلایق باشد و من مى ترسم که خدا را معصیت کند و داخل آتش شود (و در نتیجه تو داخل آتش شوى و بسوزى) وقتى ملائکه مقرب آمدند از تو خاک بردارند آنها را به خداى بزرگ قسم بده از تو خاک برندارند.(31)

 مخالفت او با آدم علیه السلام از همین جا شروع شد و تاکنون ادامه دارد و تا روز قیامت هم ادامه خواهد داشت . این اولین مخالف او بود.

از امیرالمؤمنین نقل شده که ایشان فرمودند: وقتى خداوند متعال اراده کرد آدم علیه السلام را خلق کند خطاب به جبرئیل فرمود: مقدارى خاک از زمین بیاور تا خلقى جدید به وجود آورم که افضل موجودات و اشرف آنها باشد.

جبرئیل به زمین آمد تا خاک بردارد (طبق تذکر شیطان ) زمین نالید و او را به خداوند قسم داد که از آن خاک برندارد. ایشان هم برگشت داستان را گزارش ‍ داد.

 بار دیگر میکائیل و بعد از او اسرافیل را فرستاد. باز زمین آنان را قسم داد، آنها هم با دست خالى برگشتند.

براى بار چهارم ، عزرائیل را فرستاد که حتما از خاک زمین بردارد. او که خواست خاک بردارد، باز زمین ناله کرد و او را قسم داد و هر چه ناله و فریاد نمود، تاثیر نکرد.

عزرائیل گفت : من از جانب خدا ماءمورم تا کمى از خاک تو بردارم . او خاک را برداشت و برد که آدم را از آن ساختند.(32) 

از این رو، خداوند قبض روح آدم علیه السلام و اولادش را به دست عزرائیل داد، از این جهت ناله و گریه آنها هنگام جان دادن آدم در دل او اثر نمى کند و او ماءموریت خود را انجام مى دهد.

وقتى آن خاک را با آب خالص و شور و تلخ و بى مزه ، مخلوط کردند و بعد از مدتى پیکر خاکى او را قالب زدند.

 شیطان قیافه او را مشاهده کرد و با خود گفت : این مخلوقى ضعیف است که از گل چسبنده به وجود آمده ، و توى او خالى است، چیزى که توخالى باشد احتیاج به غذا دارد و به این ترتیب مى توان او را گمراه و منحرف نمود.

و نیز گفت : اگر چه او بر من و همه موجودات فضیلت داشته باشد، ولى من با او مخالفت خواهم نمود، و اگر روزى قدرت پیدا کنم او را هلاک مى کنم .

و گفت : اگر این موجود از من بالاتر و شخصیت او مهم تر باشد، از او فرمان نخواهم برد و مطیع او نخواهم شد، و اگر از من پایین تر باشد، او را کمک مى کنم و در مشکلات به فریاد او خواهم رسید، و با او دوست و رفیق مى شوم.(33)

بعد از آنکه خداوند قالب آدم (ع) را از خاک و آب ،سرشت و او را بوجود آورد ،آن قالب را مانند کوه عظیمی کناری گذاشت شیطان در این مدت در آسمان پنجم واز خازنین آن بود .وقتی وی آن قالب گلی رامیدید از سوراخ بینی او وارد واز عقب او خارج میشد و با دست برشکم او میزد و میگفت : خداوند تورا برای چه چیزی خلق کرده؟ مدت هزار سال به این وضع بود بعد از این مدت خداوند متعال از روح خود در او دمید (34)

حضرت عبدالعظیم حسنی نامه ای به امام محمد تقی (ع) نوشت که پرسیده بود :به چه علت غائط انسان بوی گند میدهد؟ آن حضرت در جواب فرمود :

وقتی خداوند حضرت آدم را خلق کرد جسد او بوی خوشی داشت زمانی که هنوز روح دراو دمیده نشده بود ملائکه وشیطان از آن میگذشتند، ملائکه میگفتند: او برای امربزرگی ساخته شده است وشیطان از دهان او وارد میشد و از عقب او بیرون می آمد از این رو هرچه داخل شکم انسان شود بدبو و خبیث میشود (35)


در حدیث دیگری از حضرت علی (ع) نقل شده که فرمود :

وقتی خداوند آدم را خلق کرد قالب گلی آن را تا چهل سال به حال خود گذاشت تا خشک شود ابلیس همواره برآن میگذشت و میگفت : خداوند برای چه چیز این راخلق کرده؟ و پیش خود میگفت :اگر خداوند امر فرماید او را سجده کنم قبول نمیکنم و از دستور او سرپیچی میکنم ومخالفت خود را اعلام میدارم بعد از آنکه روح در او دمیده شد شیطان مخالفت نمود.(36)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

31- تفسیر برهان ، ج 2، ذیل آیات مربوط به آدم و شیطان

32- بحار، ج 11، ص 12؛ حیات القلوب ، ج 1، ص 29

33- اقتباس از تفسیر برهان جلد 2 ذیل آیات سوره حجر مربوط به آدم  

بحار، ج 63، ص 198؛ و حیات القلوب ، ج 1، ص 26

34- بحار، ج 63، ص 198

35- بحار، ج 63، ص 200

36- نهج البلاغه ، خوئى ، ج 2، ص 48؛ حیات القلوب ، ج 1، ص 26

 


برگرفته شده از سایت :

http://tabarak.ir/maref/8286-2015-08-25-13-08-19.html





نوع مطلب : 02-سوره بـقـرة، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــرار شیطان ، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 20 آبان 1397

 

زندگینامه شیطان-قسمت اوّل/9



شیطان وقالب گلی آدم



بعد از آنکه خداوند قالب آدم (ع) را از خاک و آب ،سرشت و او را بوجود آورد ،آن قالب را مانند کوه عظیمی کناری گذاشت شیطان در این مدت در آسمان پنجم واز خازنین آن بود .وقتی وی آن قالب گلی رامیدید از سوراخ بینی او وارد واز عقب او خارج میشد و با دست برشکم او میزد و میگفت : خداوند تورا برای چه چیزی خلق کرده؟ مدت هزار سال به این وضع بود بعد از این مدت خداوند متعال از روح خود در او دمید (34)

حضرت عبدالعظیم حسنی نامه ای به امام محمد تقی (ع) نوشت که پرسیده بود :به چه علت غائط انسان بوی گند میدهد؟ آن حضرت در جواب فرمود :

وقتی خداوند حضرت آدم را خلق کرد جسد او بوی خوشی داشت زمانی که هنوز روح دراو دمیده نشده بود ملائکه وشیطان از آن میگذشتند، ملائکه میگفتند: او برای امربزرگی ساخته شده است وشیطان از دهان او وارد میشد و از عقب او بیرون می آمد از این رو هرچه داخل شکم انسان شود بدبو و خبیث میشود (35)

در حدیث دیگری از حضرت علی (ع) نقل شده که فرمود :

وقتی خداوند آدم را خلق کرد قالب گلی آن را تا چهل سال به حال خود گذاشت تا خشک شود ابلیس همواره برآن میگذشت و میگفت : خداوند برای چه چیز این راخلق کرده؟ و پیش خود میگفت :اگر خداوند امر فرماید او را سجده کنم قبول نمیکنم و از دستور او سرپیچی میکنم ومخالفت خود را اعلام میدارم بعد از آنکه روح در او دمیده شد شیطان مخالفت نمود.(36)

=============

34- بحار، ج 63، ص 198

35- بحار، ج 63، ص 200

36- نهج البلاغه ، خوئى ، ج 2، ص 48؛ حیات القلوب ، ج 1، ص 26


 

برگرفته شده از سایت :

http://tabarak.ir/maref/8286-2015-08-25-13-08-19.html





نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــرار شیطان ، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 20 آبان 1397

 

زندگینامه شیطان-قسمت اوّل/10



شیطان سجده نمى کند




وقتى خداوند به ملائکه خطاب کرد و فرمود: مى خواهم در روى زمین خلیفه و جانشینى براى خود قرار دهم ، ملائکه موافق نبودند.

 به خدا اعتراض کردند و گفتند: این که مى خواهى خلق کنى ، در آینده خون ریز و مفسد خواهد شد. بعد از آن که خداوند جواب آنان را داد، تسلیم شدند.

 به ایشان خطاب فرمود: وقتى من خلیفه خود (آدم علیه السلام ) را خلق کردم و از روح خود در آن دمیدم ، همه شما در برابر او سجده کنید.

وَإِذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَةِ إِنِّی خَالِقٌ بَشَرًا مِنْ صَلْصَالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ * فَإِذَا سَوَّیْتُهُ وَنَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِینَ * فَسَجَدَ الْمَلائِکَةُ کُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ إِلا إِبْلِیسَ أَبَى أَنْ یَکُونَ مَعَ السَّاجِدِینَ ﴿حجر/31-28

و [یاد کن] هنگامی را که پروردگارت به فرشتگان گفت: من بشری از گِل خشک که برگرفته از لجنی متعفّن و تیره رنگ است، می آفرینم. * پس چون او را درست و نیکو گردانم و از روح خود در او بدمم، برای او سجده کنان بیفتید. * پس همه فرشتگان بدون استثناء سجده کردند. * مگر ابلیس که از اینکه با سجده کنان باشد، امتناع کرد.

 

بعد از آن که خداوند او را خلق کرد و  از روح خود در او دمید و روح به دماغ آدم رسید، به حرکت آمد و نشست، عطسه اى زد و گفت : الحمدلله خداوند در جواب او فرمود: یرحمک اله.(38)

در این هنگام به ملائکه فرمان داد، تا براى اعتراف به مقام شامخ و رفیع او در مقابل وى سجده کنند و او را تکریم نمایند. تمام ملائکه فرمان بردند و به سجده افتادند و مدتى در حال سجده بودند؛ ولى شیطان که آن زمان در صف فرشتگان بود، از روى خودخواهى و غرور به خداوند عرض کرد: خدایا! مرا از سجده کردن بر آدم معذور بدار.

خداوندا! من تو را چنان سجده کنم که تا به حال هیچ ملک مقربى و نه هیچ نبى مرسلى سجده و عبادت نکرده باشد.

خداوند در جواب او فرمود: مرا حاجت به عبادت تو نیست، من از تو مى خواهم ، آن چه را که دستور مى دهم انجام دهى ، نه آن چه را تو مى خواهى!(39)

سرانجام قبول نکرد و حسدى را که در قلبش بود ظاهر نمود.(40) 

خداوند هم در مقام بازخواست از او فرمود: چه چیز تو را باز داشت از آن که سجده نکنى بر مخلوقى که من او را با دست قدرت و عنایت خویش آفریدم؟!

پاسخ داد: من از حیث عنصر و گوهر و ذات از آدم علیه السلام برترم ، کسى را یاراى برابرى با من نیست و هیچ موجودى به پایگاه رفیع و بلند من نمى رسد! من از گوهر فروزان آتش آفریده شده ام و او از عنصر تیره و بى ارزش گل. پس روا نیست که مثل من در مقابل او سجده کند!

خداوند هم به خاطر سرپیچى از دستور و سجده نکردن بر آدم ، او را ندا داد و فرمود از میان ملائکه و بهشت پرنعمت و جاوید و سعادت ابدى من بیرون شو، زیرا تو از مقام قرب و رفیعى که تا کنون داشتى، رانده گشتى .

وَ إِنَّ عَلَیْکَ لَعْنَتِی إِلَى یَوْمِ الدِّینِ ﴿ص/78

و حتماً لعنت من تا روز قیامت بر تو باد.

سپس او را با خوارى و ذلّت از پیشگاه خود راند و از رحمت خود دور داشت. هنگامی که دستور خارج شدن از بهشت براى وی صادر شد. ملائکه هم به او حمله کردند، او از ترس جان خود فرار کرد و خود را مخفى نمود.

بعد از آن، این فرمان از طرق خداوند به آدم وحوّا ابلاغ شد:

وَقُلْنَا یَا آدَمُ اسْکُنْ أَنْتَ وَزَوْجُکَ الْجَنَّةَ وَکُلا مِنْهَا رَغَدًا حَیْثُ شِئْتُمَا وَلا تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَکُونَا مِنَ الظَّالِمِینَ ﴿بقره/35 ص 006

و گفتیم : اى آدم ! تو و همسرت در این بهشت سكونت گیرید و از هر جاى آنكه خواستید فراوان و گوارا بخورید ، و به این درخت نزدیك نشوید كه [اگر نزدیك شوید] از ستمكاران خواهید شد .

 آدم و حوّا هم در بهشت مشغول زندگی بودند و از نعمت‏های بهشتی استفاده میکردند.

هنگامی که از جانب خدا خطاب آمد: اى اهل آسمان ها! من آدم و حوا را در بهشت منزل دادم و همه چیز را مباحشان کردم ، مگر بهشت جاودان را. اگر نزدیک درختان آن شوند و از آنها بخورند از ظالمان خواهند بود و از آن جا بیرون خواهند شد.

شیطان این خطاب را شنید و امیدوار شد پیش خود گفت : من آنها را از بهشت بیرون مى کنم شیطان که همه بدبختی های خود و رانده شدن از درگاه پرفیض الهی را از ناحیه آدم میدانست و کینه او را به سختی در دل گرفته بود، در صدد بود به هر شیوه ‏ای که ممکن است موجبات گمراهی آدم و فرزندانش را فراهم سازد و حتی در پیشگاه خدا سوگند یاد کرد که به هر نحوی و از هر سویی که بتوانم آدمیان را گمراه و جهنمی خواهم کرد. 

=============

 

38- حیات القلوب ج 1

39- حیات القلوب ، ج 1. کتاب ابلیس ، ص 4

40- نهج البلاغه ، خوئى ، ج 2، 48



برگرفته شده از سایت :

http://tabarak.ir/maref/8286-2015-08-25-13-08-19.html





نوع مطلب : 02-سوره بـقـرة، 15-سوره حـجـر، 38-سوره ص، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــرار شیطان ، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط : «چگونه شیطان داخل بهشت شد؟»،
          
یکشنبه 20 آبان 1397

 

زندگینامه شیطان-قسمت اوّل/11



چگونه شیطان داخل بهشت شد؟



هنگامی که از جانب خدا خطاب آمد: اى اهل آسمان ها! من آدم و حوا را در بهشت منزل دادم و همه چیز را مباحشان کردم ، مگر بهشت جاودان را. اگر نزدیک درختان آن شوند و از آنها بخورند از ظالمان خواهند بود و از آن جا بیرون خواهند شد.

شیطان این خطاب را شنید و امیدوار شد پیش خود گفت : من آنها را از بهشت بیرون مى کنم شیطان که همه بدبختی های خود و رانده شدن از درگاه پرفیض الهی را از ناحیه آدم میدانست و کینه او را به سختی در دل گرفته بود، در صدد بود به هر شیوه ‏ای که ممکن است موجبات گمراهی آدم و فرزندانش را فراهم سازد و حتی در پیشگاه خدا سوگند یاد کرد که به هر نحوی و از هر سویی که بتوانم آدمیان را گمراه و جهنمی خواهم کرد. 

شیطان در چنین موقعیتی که حضرت آدم و حوّا بهترین زندگی را دارند چگونه میتواند آسوده بنشیند و آدم را در آن همه لذّت‏ های بی منتهای مادی و معنوی مستغرق ببیند و نصیب وی فقط اندوه و حسرت و ندامت باشد؟ 

شاید اگر هم فکر انتقام در سر او نبود همان طبع حسود و تکبری که داشت او را آسوده نمیگذاشت و در صدد زایل کردن این نعمت‏ های بی حد الهی از آدم و حوّا بر می آمداما بعد از آن که او را از بهشت بیرون کردند و دیگر جایى در بهشت نداشت، چگونه و با چه حیله و وسیله اى بار دیگر داخل بهشت شد؟ چطور آدم و همسرش را فریب داد؟ در این باره دونقل قول وجود دارد:

 

-1 از بعضى بزرگان مانند ابن عباس اینگونه روایت شده :بعد از آنکه شیطان از بهشت بیرون شد، تصمیم قاطع گرفت که با هر نقشه و حیله اى که شده ، باز خود را به بهشت برساند و انتقام خود را از آدم بگیرد، فکر کرد که از راه معمولى و عادى وارد شود، دید نگهبانان بر در بهشت هستند مانع او مى شوند؛ رفت کنارى و به انتظار ایستاد. اول طاووس ‍ را دید، از او خواهش کرد که او را داخل بهشت کند، قبول نکرد.

در این بین ناگهان چشمش افتاد بر بالاى دیوار، دید مارى بالاى دیوار قرار دارد. (تا آن روز مار یکى از حیوانات زیبا و خوش رنگ بهشت بود، و مثل سایر حیوانات دیگر چهار دست و پا داشت. - شیطان جلو آمد و گفت : 

اى مار! مرا داخل بهشت کن ، تا اسم اعظم الهى را به تو تعلیم کنم . مار گفت : ملائکه ، نگهبان در بهشت هستند تو را مشاهده مى کنند و نمى گذارند داخل شوى.

شیطان گفت ، مرا داخل دهان خود کن و آن را ببند و به این وسیله مرا داخل بهشت کن ، مار هم فریب او را خورد و همین کار را کرد و او را در دهان خود جاى داد - این بود که در میان دندانهاى مار سم پدید آمد؛ چون جایگاه شیطان شد- وقتى مار به این وسیله او را داخل بهشت نمود، شیطان هم کار خود را کرد، آدم علیه السلام و حوّا علیه السلام را وسوسه نمود تا فریب خوردند.

 گفت : اسم اعظم را که قول دادى به من تعلیم کن ، در جواب گفت : اى مار! من اگر اسم اعظم را میدانستم ، احتیاج به تو نداشتم که مرا داخل بهشت کنى - من با همان اسم اعظم داخل مى شدم.(43)

 

2- روایتی دیگر میگوید : که شیطان مخفیانه تا نزدیک بهشت آمد، طاووس که یکى از زیباترین ، خوش ‍ آوازترین، خوش رنگ ترین و خوش بوترین پرندگان بهشت بود و تمام پر و بال آن به جواهرات بهشتى آراسته و دائماٌ حمد و ثناى الهى بر زبانش بود و از زیبایى آن ، ملائکه در شگفت بودند، از بهشت بیرون آمد و میخواست دو مرتبه داخل شود که شیطان او را دید.

 به نرمى گفت : اى خوش رنگ ترین و زیباترین و خوش صورت ترین ، خوش صوت ترین و عجیب الخلقه ترین پرندگان ! تو پرنده اى از پرندگان بهشتى هستى؟ 

گفت : من طاووس بهشتم ، لیکن تو که هستى که مثل رانده شدگان و مثل کسى که دیگرى او را تعقیب کرده باشد حیران و سرگردانى، وحشت سر تا پاى تو را گرفته است؟

گفت : من فرشته اى از فرشتگان عالم بالا هستم که مدت مدیدى با ملائکه مقرب الهى خدا را عبادت مى کردیم و یک چشم به هم زدن از عبادت و بندگى غفلت نکردم و سستى در من پیدا نشد، حال آمده ام که بهشت و آن چه را که خداوند به بهشتیان وعده داده تماشا کنم . آیا مى توانى مرا وارد بهشت کنى تا سه کلمه به تو بیاموزم که هرکس این سه کلمه را بداند هرگز پیر و مریض نشود، نمیرد و همواره زنده باشد؟ 

طاووس گفت : واى بر تو، چه مى گویى ؟ مگر اهل بهشت پیر و مریض مى شوند؟ مگر آنان در بهشت می میرند؟

شیطان گفت : بلى ، اهل بهشت ، هم پیر و مریض مى شوند و هم مى میرند، مگر کسانى که این کلمات پیش آنها باشد. آن ملعون براى اثبات حرف خود قسم دروغ خورد! طاووس چون فکر نمى کرد کسى به دروغ به خدا سوگند بخورد به حرف او اعتماد کرد و گفت :

گرچه من احتیاج به این کلمات ندارم ، ولى مى ترسم که رضوان و خازنین بهشت متوجه شدند و بفهمند که من تو را داخل کردم ؛ ولى من مار را که سید و بزرگ حیوانات بهشت است پیش تو مى فرستم ؛ زیرا او مى تواند تو را داخل کند.

 بعد از آن گفت و گوها، طاووس پیش مار آمد و آن چه را شنیده بود، براى او نقل کرد. مار گفت : من و تو به این کلمات احتیاج نداریم . طاووس گفت : ولى من قول داده ام که تو را پیش او فرستم. تا دیگرى به این کار سبقت نگرفته ، تو زودتر پیش او برو، و او را داخل بهشت کن ومار هم چنین کرد.(44)


=============

 

43- شرح نهج البلاغه خویى ج 2، ص 63

44- اقتباس از تفسیر برهان ، ج 2، ذیل آیات سوره حجر مربوط به داستان

 آدم علیه السلام با تغییراتى در عبارات


برگرفته شده از سایت :

http://tabarak.ir/maref/8286-2015-08-25-13-08-19.html







نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــرار شیطان ، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط : «شیطان چگونه آدم وحوارافریب داد؟»،
          
یکشنبه 20 آبان 1397


 

زندگینامه شیطان-قسمت اوّل/12



شیطان چگونه آدم وحوارافریب داد؟



شیطان که کینه آدم وحوارا بردل داشت تصمیم قاطع گرفت تا آن جا که مى تواند از آدم و اولادش انتقام بگیرد و در مکر و حیله و فریب دادن آنان کوتاهى نکند.

آن ملعون، به خوبى مى دانست خوردن از آن درخت ممنوعه باعث مى شود که آنها را از بهشت بیرون کنند.

 در صدد وسوسه آنان بر آمد و براى رسیدن به این مقصود دام هاى گوناگون خود را بر سر راه آنها گشود و براى نائل آمدن به هدف شوم خود بهترین راه را در این دید که عشق و علاقه ذاتى انسان، به تکامل و ترقى در زندگى جاوید استفاده کند. 

نیز براى قانع کردن آنان براى مخالفت فرمان خدا، عذر و بهانه اى بتراشد که آنها با دلگرمى دستور او را اجرا کنند.

در این زمینه چند روایت وجود دارد :

1- روایتی میگوید: که بعد از آنکه شیطان به بهشت رفت، در همان دهان مار، شروع کرد با آدم علیه السّلام صحبت کردن - آدم هم خیال کرد سخن گو مار است . مى گفت : اى آدم ! خدا نمى خواهد که شما براى همیشه در بهشت بمانید و هر کس از این درخت بخورد جاوید مى ماند، خدا با این دستورى که به شما داد، قصد خیانت داشته ! از آن بخورید تا جاوید بمانید.!

 آدم جواب داد: اى مار! این حرف که تو مى زنى، از غرور شیطان است. چطور خدا که مى گوید: از این درخت نخورید ضرر دارد قصد خیانت به ما را داشته ؛ در حالى که تو مى گویى بخور ضرر ندارد و براى حرف خود قسم هم مى خورى؟ که خدا «ارحم الراحمین» است و بخیل نیست . شیطان هر چه وسوسه کرد، آدم نپذیرفت و با او مخالفت نمود. وقتى شیطان از آدم مایوس شد پیش همسر آدم رفت. 

گفت : آیا مى دانى چرا خداوند شما را از میوه این درخت منع کرده و گفته است نزدیک آن نشوید؟ چون درخت حیات و جاوید است . هر کس از آن بخورد یا فرشته مى شود و یا عمر جاویدان را به دست مى آورد و همیشه زنده مى ماند.

فَوَسْوَسَ إِلَیْهِ الشَّیْطَانُ قَالَ یَا آدَمُ هَلْ أَدُلُّكَ عَلَىٰ شَجَرَةِ الْخُلْدِ 

وَمُلْكٍ لَّا یَبْلَىٰ

پس شیطان او را وسوسه کرد، گفت: ای آدم آیا تو را به درخت جاودان و سلطنتی که کهنه نمی  شود، راهنمایی کنم؟

)سوره طه آیه 120(

سپس گفت : خداوند متعال نمى خواهد شما در زندگى دائمى با او شریک باشید، مى خواهد این جاودانگى مخصوص خودش باشد؟ با این نقشه و نیرنگ به آنها فهماند خوردن از این درخت ضرر و زیان به شما نمى رساند، بلکه همیشه در بهشت خواهید ماند.

بعد از آن گفت : اگر از آن نخورید به این زودى شما را از بهشت بیرون مى کنند. باز براى این که پنجه هاى پر وسوسه و حیله هاى خود را بیشتر و محکم تر در جان آدم فرو برد و آنها را از حق و حقیقت منحرف کند، براى حق به جانبى خود، قسم هاى شدیدى خورد و گفت : من خیر خواه و دل سوز هستم ، خود را موظف مى دانم که شما را نصیحت کنم!!!

فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّیْطَانُ لِیُبْدِیَ لَهُمَا مَا وُورِیَ عَنْهُمَا مِن سَوْآتِهِمَا وَقَالَ مَا نَهَاكُمَا رَبُّكُمَا عَنْ هَٰذِهِ الشَّجَرَةِ إِلَّا أَن تَكُونَا مَلَكَیْنِ أَوْ تَكُونَا مِنَ الْخَالِدِینَ

پس شیطان، آن دو را وسوسه کرد تا آنچه از شرمگاه بدنشان بر آنان پوشیده بود نمایان کند، وسوسه اش این بود که به هر دو گفت: پروردگارتان شما را از این درخت نهی نکرده مگر از این جهت که مبادا دو فرشته گردید، یا از جاودانان شوید.

 (سوره اعراف آیه 20)

حضرت آدم علیه السلام که هنوز تجربه کافى در زندگى را نداشت و تابه حال گرفتار دام هاى شیطان و خدعه و نیرنگ هاى دروغ او نشده بود و نمى توانست باور کند کسى این چنین قسم دروغ به خدا یاد کند، سرانجام تسلیم شد و فریب و نیرنگ شیطان در او اثر کرد و از میوه آن درخت خورد.

 

2- درروایتی دیگر داستان اینگونه نقل شده : هنگامی که شیطان از آدم مایوس شد پیش همسرش حوا آمد و گفت :اى حوا! آیا مى دانى درختى که خداوند براى شما حرام کرده بود، اکنون برایتان حلال کرده ؟ چون دید اطاعت و عبادات شما بسیار نیکو بوده است. 

اگر مى خواهى امتحان کن ، فرشتگانى که موکل بر آن درخت بودند و حیوانات بهشت را از آن منع مى کردند، دیگر با شما کارى ندارند. همین دلیل است که آن درخت براى شما حلال شده ، اگر تو جلوتر از آدم از آن بخورى بر او مسلط خواهى شد و او مطیع تو مى شود، مجبور است از تو اطاعت کند.!

حوّا گفت : من الان امتحان مى کنم . به سوى آن درخت رفت . وقتى ملائکه خواستند او را از نزدیک شدن به آن درخت منع کنند، خداوند به آنان وحى نمود و خطاب کرد: شما کسى را که عقل ندارد منع کنید، نه کسى را که به او عقل دادم و آن حجت است بر او.

 اگر مرا اطاعت کند مستحق ثواب و اگر مخالفت کند مستحق عذاب است .ملائکه هم او را رها کردند و آزاد گذاشتند. حوّا هم بى آنکه آنها مانع اش  شوند، به درخت نزدیک شد.

 خیال کرد واقعاٌ خوردن از آن حلال شده و ایرادى در کار نیست. مقدارى از میوه درخت خورد و طورى هم نشد. پیش خود گفت : مار درست گفت و مى دانست که خوردن از آن حلال شده . بعد از آن رفت پیش همسر خود آدم علیه السلام و گفت : آیا مى دانى که خوردن از آن درخت بر ما حلال شده ؟ من نزدیک آن رفتم ، ملائکه هم مانعم نشدند، مقدارى از آن خوردم ، مى بینى که طورى نشدم و ایرادى نداشت . آدم علیه السلام هم گول زن را خورد و با حوّا به راه افتاد، رفتند و از آن میوه خوردند.

3- درروایتی دیگرآمده : شیطان هردورا همزمان فریب داد وآدم وحوّا باهم همزمان فریب خوردند و اینکه گفته میشود اول حوّا فریب خورد و بعد آدم را گمراه ساخت ومایه بدبختی بشر حوّا است به نظر مفسران اسلام سخنی اشتباه است وآن را مبحثی ساختگی برای زیر سئوال بردن وپایین بردن شخصیت زن میدانند واعتقاد دارند آدم وحوا به یک میزان در این امر وهمزمان دخیل بودند  الله اعلم.

بعد از خوردن از آن درخت ، برایشان ثابت شد که نه تنها آن میوه آب حیات و زندگى جاوید نبود، بلکه به مجرد خوردن ، لباسهاى بهشتى از بدنشان ریخت و عورت ها و بدنهاى آنها تا آن موقع مخفى و پوشیده بود ناگهان ظاهر شد.

 ایشان در میان بهشت و جمع فرشتگان لخت و عریان شدند، حیران و سرگردان ماندند. وقتى لباسهاى بهشتى و آن تاج کرامت از اندامشان فرو ریخت و خود را در جمع ملائکه عریان دیدند، بلافاصله خود را به میان درختان رساندند و از برگ هاى درختان براى پوشیدن اندام کمک مى گرفتند و عورت هاى خود را مى پوشاندند، ولى برگ ها هم اطاعت نمى کردند و از بدنشان پرواز مى نمودند و باز عریان مى ماندند.

حوّا چاره خود را در این دید که بنشیند تا رسوائى او کمتر باشد. آدم با یک دست عورت خود را پوشانید و با دست دیگر سر خود را گرفت . و گفتند: خدایا! ما بر نفس خودمان ظلم کردیم. اگر ما را نبخشى و بر ما رحم نکنى از زیانکاران خواهیم بود.

وَ قَاسَمَهُمَا إِنِّی لَكُمَا لَمِنَ النَّاصِحِینَ

و برای هر دو سوگند سخت و استوار یاد کرد که یقیناً من برای شما از خیر خواهانم و قصد فریب شما را ندارم.

 (سوره اعراف آیه 21)

خداوند به آنها خطاب کرد و گفت : مگر من شما را از خوردن میوه آن درخت منع نکردم؟ مگر به شما نگفتم که شیطان دشمن آشکار و سرسخت شما است. چرا فرمان من را اطاعت نکردید و فریب آن ملعون را خوردید؟

 سپس فرمود: الحال چاره اى جز این نیست که باید از بهشت خارج شوید. و آنها را از مکان و مقام خود بیرون کردند و به 

زمین فرستادند.(48) 

فَأَزَلَّهُمَا الشَّیْطَانُ عَنْهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا كَانَا فِیهِ وَقُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَلَكُمْ فِی الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَىٰ حِینٍ

 پس شیطان، هر دو را از طریق آن درخت لغزانید و آنان را از آنچه در آن بودند چه مقام و مرتبه معنوی، و چه منزلت و جایگاه ظاهری بیرون کرد. و ما گفتیم: ای آدم و حوا و ای ابلیس در حالی که دشمن یکدیگرید و تا ابد، بین شما آدمیان و ابلیسیان صلح و صفایی نخواهد بود، از این جایگاه فرود آیید و برای شما در زمین، قرارگاهی برای زندگی و تا مدتی معین، وسیله بهرهوری اندکی خواهد بود

(سوره بقره 006آیه 36)

لازم به ذکر است که بعد از مجازات شیطان و آدم و حوّا مار هم به دلیل گناهی که کرده بود از بهشت به صورت عریان و دست و پا قطع شده بیرون انداخته شد ودهانش را که شیطان را پنهان کرده بود پر از زهر شد و زیبایی خود را از دست داد.

 

=============

48- اقتباس از سوره اعراف و سوره حجر و تفسیر نمونه ، برهان ، ج 2 ذیل آیات مربوط به داستان آدم علیه السلام ، شرح نهج البلاغه خوئى ، ج 2، ص 63

 

 

برگرفته شده از سایت :

http://tabarak.ir/maref/8286-2015-08-25-13-08-19.html





نوع مطلب : 02-سوره بـقـرة، 07-سوره اعـراف، 20-سوره طــــــــه، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــرار شیطان ، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 20 آبان 1397

 

زندگینامه شیطان-قسمت اوّل/13




یک شبهه:

باتوجه به نبود سخن لغو و بیهوده در بهشت، چگونه شیطان

 با دروغ وارد بهشت شد و با نیرنگ آدم و حوّا را فریب داد؟



این که چگونه شیطان وارد بهشت شده است، باید دید آیا بهشت حضرت آدم همان بهشت برین و موعود بوده است یا باغی از باغ‏های دنیا بوده است.

 بر این اساس آنچه در روایات و تفاسیر بیان شده است، بهشت حضرت آدم باغی از باغ‏های دنیا بوده است؛ زیرا اگر بهشت همان بهشت موعود نیکان و پاکان باشد، با آیات قرآن منافات دارد که میفرماید مقربان درگاه الهی در باغ‏هایی قرار دارند که در آنجا سخن بهیوده و لغو نمی شنوند و در آنجا گناهی صورت نمیگیرد.

 پس بهشت جای ورود اشخاص آلوده به گناه نیست و شیطان که آلوده به گناه بود چطور میتوانست در بهشتی که موعود نیکان است وارد شود. 

بنابراین، شیطان هرگز نمیتواند به بهشت وارد شود. از امام صادق(ع) روایت شده است که ایشان درباره بهشت حضرت آدم باغی از باغ‏های دنیا بود که خورشید و ماه بر آن می تابید و بسیار زیبا و آب و هوای خوبی داشت و اگر بهشت جاودان بود هرگز آدم از آن رانده نمیشد.(50)

=============

 ه/50-تفسیر نورالثقلین، ج 1، ص 62



برگرفته شده از سایت :

http://tabarak.ir/maref/8286-2015-08-25-13-08-19.html





نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــرار شیطان ، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 20 آبان 1397

 

زندگینامه شیطان-قسمت اوّل/14




منبرخرابه شیطان



روایت شده است که صبح آن شبی که پیامبر صلی الله علیه و آله به معراج تشریف بردند و همه جا را دیدند، شیطان خدمت پیامبر آمد و گفت: یا رسول الله! شب گذشته که به معراج تشریف بردید، در آسمان چهارم، طرف چپ «بیت المعمور» منبری بود، شکسته و سوخته و به رو افتاده، آیا آن منبر را شناختی؟ آیا می‌دانی آن منبر متعلق به کیست؟

حضرت فرمودند: خیر، آن منبر متعلق به کیست؟ شیطان عرض کرد: آن منبر من بود، بالای آن می‌نشستم و ملائکه پای منبرم نشسته و من آنها را موعظه می‌کردم، ملائکه از عبادت و بندگی من تعجب می‌کردند. وقتی که تسبیح از دستم می‌افتاد، چندین هزار ملک برخواسته تسبیح را می‌بوسیدند و به دست من می‌دادند.

 اعتقاد من این بود که خداوند مخلوقی برتر از من خلق نفرموده است. اما امر بر عکس شد و رانده درگاه الهی شدم و الان از من بدتر و ملعون‌تر در درگاه احدیت کسی نیست(51)

امیر المومنین حضرت علی (ع) درباره عبادت شیطان و عاقبت او می فرماید: پس از کار خدا درباره ابلیس پند گیرید که کردار دراز مدت او را تباه و کوشش فراوانش را بر باد داد و این به سبب لحظه ای تکبر و سرکشی بود (52)

=============

 

51- مرکز فرهنگ و معارف قرآن، دائرة المعارف قرآن کریم،

به نقل از بحارالانوار. فخرالدین طریحی، مجمع البحرین

52- نهج البلاغه خطبه 192


برگرفته شده از سایت :

http://tabarak.ir/maref/8286-2015-08-25-13-08-19.html





نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــرار شیطان ، 02-سوره بـقـرة، 07-سوره اعـراف، 20-سوره طــــــــه، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 20 آبان 1397


 

زندگینامه شیطان-قسمت اوّل/15



اشتباه شیطان



بزرگ ترین اشتباه شیطان از آنجا سرچشمه گرفت، او فکر مى کرد چون از آتش فروزان خلق شده، واقعا از آدمى که از خاک به وجود آمده بهتر و بالاتر است؛ در حالى که اگر قدرى از تعصب و تکبر و لجاجت پایین مى آمد مى فهمید که به دلایل ذیل آدم علیه السلام از او برتر است :

 

1- همه مواد غذایى ، جواهرات با ارزش و قیمتى ، نیروى بدنى و جسمى انسان و حیوانات تمام نیروى فکرى و عقلى از خاک است ، اگر خاک نباشد هیچ چیز نیست ، ولى آتش این همه ویژگى ها را ندارد.

 

2- اگر تکبر و خودبینى را کنار مى گذاشت . اقرار مى کرد که خاک خواصى دارد. مثلا گیاهان را مى رویاند و نشو و نما مى دهد و قابل ترقى است . به همین دلیل روح خدایى به آن تعلق گرفت و چنان قابلیتى را پیدا کرد.

 

3- اگر با چشم تواضع نگاه مى کرد مى دید که خاک امین و امانت دار خوبى است و هر چه را که به عنوان امانت به او دهند پس از گذشت صدها یا هزاران سال بى آن که در آن خیانتى کند، پس مى دهد.


4- اگر حقیقت بین بود اقرار مى کرد که خاک متواضع است و تواضع یکى از صفات نیک و پسندیده مى باشد. ولى آتش متکبر و سرکش ، طالب بزرگى و خودبینى مى باشد و مسلما تواضع از تکبر بهتر است .

5- از خصوصیات خاک و گل این است که حالت چسبندگى و نگاه دارندگى دارد و موقعى که با روح ترکیب شود فیوضات الهى را به خود مى گیرد. از همین رو، وقتى روح در آدم دمیده شد، سجده گاه فرشتگان قرار گرفت . ولى آتش چنین نیست .


6- گل مرکب از آب و خاک است ، همان آبى که مایه حیات و زندگى هر چیزى است. چنان چه خداوند مى فرماید:

 و جعلنا من الماء کل شیءٍ حى، افلا یؤمنون

-آیا کافران نمى دانند - که ما هر چیز زنده را از آب قرار دادیم؟

 (مایه حیات و زندگى هر چیزى از آب است ) آیا ایمان نمى آورند؟

(انبیاء آیه 30

همان خاکى که مایه نشو و نما و رویاندن است ، هنگامى که با آب در هم آمیزند، نفس حیوان از آن متولد مى شود؛ مانند انسان که روح با خاک در هم آمیخته شد و روح پرستنده و پیکر ستایش گر آفریده شد.


7- هم چنین دستور خدا براى سجده، فقط براى آدمى که از خاک خلق شده نبود، بلکه سجده در برابر آن روحى بود که خداوند از خودش در او دمیده بود و به وسیله آن روح مقدس بود که آدم خاکى به آدم ملکوتى لقب یافته .

 دستور سجده در مقابل آدم هم بعد از دمیدن روح در او بود، نه قبل از آن ، چنان چه خداوند در قرآن مى فرماید: 

و اذا سویته و نفخت فیه من روحى فقعوا لو ساجدین

هنگامى که خلقت انسان به پایان رسید و کمال یافت و از روح خود (که یک روح شریف و پاک و با عظمتى است ) در آن دمیدم همگى به خاطر او سجده کنید.(حجر آیه 29)

آرى! عظمت آدم و دستور سجده به او به واسطه آن روح الهى بود که در او دمیده شده و گرنه خاک به خودى خود این همه مقام و منزلت و عزّت را نداشت .


8- وقتى روح خدا در او (انسان) دمیده شد، نور خدا هم در قلب او تابید و در واقع آن قلب، مانند کعبه از براى ملائکه شد و همینطور که انسان رو به سوى کعبه مى کند و سر به سجده میگذارد، فرشتگان هم باید در مقابل آن تجلیگاه نور خدا سجده کنند.


9- علاوه بر این، شرف آدم به این واسطه بود که گل او را خود خداوند متعال بدون واسطه سرشته و خود ضامنش بود. چنانچه مى فرماید: 

قال یا ابلیس ما منعک ، ان تسجد لما خلقت بیدى

خداوند به شیطان فرمود: - اى ابلیس تو را چه مانع شد به موجودى که من با دو دست (علم و قدرت ) خود آفریدم سجده نکنى؟!» (ص آیه 74)

 

پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله و سلم هم درباره این نکته که گل آدم را خود خداوند سرشته ، فرمود: گل آدم را خداوند با دست خود چهل روز خمیر کرد.(شرح نهج البلاغه ، خوئى ، ج 2، پاورقى ص 59)


10- از همه این ها که بگذریم ، عبادت خداوند عبارت است از، اطاعت و فرمان بردارى او، و امر به سجده در برابر آدم علیه السلام هم یکى از دستورهاى الهى است که باید بدون چون و چرا اجرا شود. سجده به آدم یعنى سجده به خدا، چون به دستور خدا است . شیطان همه این فضایل و کمالات را از کف داد.



برگرفته شده از سایت :

http://tabarak.ir/maref/8286-2015-08-25-13-08-19.html





نوع مطلب : 02-سوره بـقـرة، 07-سوره اعـراف، 15-سوره حـجـر، 20-سوره طــــــــه، 21-سوره انبـیاء، 38-سوره ص، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــرار شیطان ، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 20 آبان 1397

 

زندگینامه شیطان-قسمت اوّل/16



شیطان مزد عمل مى گیرد



بعد از آنکه شیطان از سجده کردن بر آدم سرپیچى کرد و از بهشت بیرون شد.گفت : پروردگارا! حالا که مرا بیرون و از رحمت خود دور مى کنى ، عبادات من چه مى شود، هزاران سال عبادتت کرده ام که فقط چهار هزار سال آن را به دو رکعت نماز گذراندم ! علاوه بر آن خودت فرمودى ، عمل عمل کنندگان را ضایع نمى کنم 

 آیا سزاوار است که با یک اشتباه ، مزد عمل چندین هزار ساله من به کلى از بین برود؟

خطاب از مصدر جلال رسید که مزد هیچ کس در پیش من ضایع نمى شود؛ ولى کسى که قابلیت نداشته باشد پاداش کارش را در آخرت دهم در دنیا هر چه بخواهد، میدهم.

 شیطان عرض کرد: من هم مزد عمل خود را در دنیا از تو طلب مى کنم. چون به واسطه آدم جهنمى شدم حاجات خود را درباره آدم و فرزندان او قرار مى دهم! خطاب شد: حاجات خود را بگو تا به تو ببخشم ! شیطان در جواب گفت :

اوّل : آنکه ، اجازه دهى تا روز قیامت زنده باشم. خدا در جوابش فرمود: اگر مى خواهى از صدمه مرگ و جان کندن نجات یابى یا شربت ناگوار آن را نچشی ، اراده من بر این است که هر کس به دنیا آید مزّه مرگ را باید بچشد و اگر کسى مرگ سراغش نیاید در آخرت هم که مردن نیست. 

آن روز همه زنده مى شوند، مؤمنان در ناز و نعمت بهشت و مشرکان در عذاب و نقمت جهنم خواهند بود.

فَسَجَدَ الْمَلائِکَةُ کُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ ﴿٣٠﴾ إِلا إِبْلِیسَ أَبَى أَنْ یَکُونَ مَعَ السَّاجِدِینَ ﴿٣١﴾ قَالَ یَا إِبْلِیسُ مَا لَکَ أَلا تَکُونَ مَعَ السَّاجِدِینَ ﴿٣٢﴾ قَالَ لَمْ أَکُنْ لأسْجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقْتَهُ مِنْ صَلْصَالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ ﴿٣٣﴾ قَالَ فَاخْرُجْ مِنْهَا فَإِنَّکَ رَجِیمٌ ﴿٣٤﴾ وَإِنَّ عَلَیْکَ اللَّعْنَةَ إِلَى یَوْمِ الدِّینِ ﴿٣٥﴾ قَالَ رَبِّ فَأَنْظِرْنِی إِلَى یَوْمِ یُبْعَثُونَ ﴿٣٦﴾ قَالَ فَإِنَّکَ مِنَ الْمُنْظَرِینَ ﴿٣٧﴾ إِلَى یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ ﴿٣٨﴾ قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَیْتَنِی لأزَیِّنَنَّ لَهُمْ فِی الأرْضِ وَلأغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ ﴿٣٩﴾ إِلا عِبَادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ ﴿٤٠﴾

﴿سوره حجر آیات 40-30

پس همه فرشتگان بدون استثناء سجده کردند. *مگر ابلیس که از اینکه با سجده کنان باشد، امتناع کرد. * [خدا] گفت: ای ابلیس! تو را چه شده که با سجده کنان نیستی؟ * گفت: من آن نیستم که برای بشری که او را از گلی خشک و برگرفته از لجنی متعفّن و تیره رنگ آفریدی، سجده کنم!! * [خدا] گفت: از این [جایگاه والا که مقام مقربان است] بیرون رو که رانده شده ای، *و بی تردید تا روز قیامت لعنت بر تو خواهد بود.*گفت: پروردگارا! پس مرا تا روزی که [همگان] برانگیخته می شوند، مهلت ده * [خدا] گفت: تو از مهلت یافتگانی، *تا روز [آن] وقت معین*گفتپروردگارا! به سبب اینکه مرا گمراه نمودی، من هم یقیناً [همه کارهای زشت را] در زمین برای آنان می آرایم [تا ارتکاب زشتی ها برای آنان آسان شود] و مسلماً همه را گمراه می کنم*مگر [آن] بندگانت را که خالص شدگانِ [از هر نوع آلودگی ظاهری و باطنی] اند.

چون نجات از مرگ براى کسى نیست، تو را مهلت مى دهم تا روزى که معلوم است. شاید مراد از «روز معلوم»  روز ظهور امام عصر - عجل الله تعالى فرجه الشریف - باشد که به دست لشکر آن حضرت کشته مى شود و شاید هم روز آخر دنیا باشد.(62)

دوّم : اینکه ، خدایا! از تو مى طلبم که در مقابل هر یک از فرزندان آدم ، دو فرزند به من عطا کنى ! از این رو، در اخبار وارد شده : برابر هم یک نفر از اولاد آدم که متولّد مى شود، دو شیطان بر او مسلّط است و او را اغوا مى کنند.

سوّم : گفت : خدایا! از تو مى خواهم که مرا در بدن اولاد آدم مانند خون جریان دهى که از هر جاى بدن او بخواهم، بتوانم او را به معصیت بکشانم.

چهارم : از تو مى خواهم که فرزندان آدم ما را نبینند، ولى ما آنها را ببینیم!

پنجم : از تو مى خواهم این قدرت را به من بدهى که به هر صورت بخواهم بتوانم در آیم . بنابر این (در هر جا و هر شکلى که مى خواهد در مى آید تا شاید مردم را فریب دهد). 

همانطور که در روز سقیفه بنى ساعده ، مجلس ‍ شوراى مکه که علیه پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله و سلم تشکیل شده بود، خود را به صورت پیرمردى نجدى در آورده و کار را براى آنان آسان کرد (که در داستان شیطان و مجلس شوراى مکه بیان شده است ).

و در اول خلافت ابوبکر به شکل پیرمردى زاهد در آمد، اول به ابوبکر بیعت کرد تا مردم تشویق شدند(63) و ده ها داستان دیگر که در مباحث کتاب آورده شده است.

ششم : پروردگار! از تو مى خواهم تا روح در بدن اولاد آدم است بر آن مسلط باشم!

هفتم : عرض کرد: خدایا! از تو مى خواهم مرا مخصوصا در سینه آدم و اولاد او مسلط گردانى تا او را وسوسه کنم . چنان چه در قرآن مى فرماید :

الخناس الذى یوسوس فى صدور الناس من الجنه و الناس

شیطانى که وسوسه و اندیشه بد در دل مردم مى افکند، وسوسه او، 

هم در دل جن باشد و هم در دل انسان.( ناس آیه 4 و 5)

خداوند هم در پایان هر یک از خواسته هاى او فرمود، راضى شدم . وقتى شیطان این حاجات را از خداوند گرفت، عرض کرد:

 « فبعزتک لاغوینّهم اجمعین» (ص آیه 81)

اى خدا! به عزت و بزرگوارى خودت، همه آنها را گمراه و از راه راست منحرف مى کنم.

سپس شیطان گفت : من آنها را از پیش رو (آنها که آخرت را در پیش دارند در نظرشان کوچک و ساده جلوه مى دهم) و از پشت سر (آنها را که به جمع آورى اموال و ثروت مشغول هستند به بخل و نپرداختن حقوق واجب دستور مى دهم) و از طرف راست (امور معنوى را به وسیله شبهه و شک و تردید ضایع مى سازم)، و از طرف چپ (لذت مادى و شهوات را در نظر آنها جلوه مى دهم) و سراغشان مى روم و تو اکثر آنها را شکر گزار نخواهى یافت.


قَالَ فَبِمَا أَغْوَیْتَنِی لأقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَکَ الْمُسْتَقِیمَ ﴿اعراف/16


گفت: به سبب اینکه مرا به بیراهه و گمراهی انداختی، یقیناً بر سر راه راست تو [که رهروانش را به سعادت ابدی میرساند] در کمین آنان خواهم نشست.

============= 

62- به بحث قاتل شیطان رجوع شود

63- کتاب سلیم بن قیس



برگرفته شده از سایت :

http://tabarak.ir/maref/8286-2015-08-25-13-08-19.html





نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــرار شیطان ، 02-سوره بـقـرة، 07-سوره اعـراف، 15-سوره حـجـر، 20-سوره طــــــــه، 38-سوره ص، 114-سوره ناس، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 20 آبان 1397



زندگینامه شیطان-قسمت دوّم/1




عبادات شیطان


همانطور که قبلا گفتیم به درخواست شیطان و اذن خدا، فرشتگان آن ملعون را به آسمان بردند. روزى که به آسمان رسید شنبه و زمانى که به آسمان هفتم رسید روز جمعه بود.

در آسمان اول مدت هزار سال خدا را پرستید. پس از آن به آسمان دوم بالا رفت و در آن جا هم هزار سال عبادت کرد. آن گاه به آسمان سوم و چهارم تا آسمان هفتم اوج گرفت . در هر آسمان مدت هزار سال خدا را بندگى کرد.

در آسمان هفتم مستقر و چنان مشغول عبادت شد که باید عبادت کند. بطورى که جبرئیل و اسرافیل و میکائیل وقتى او را دیدند به یک دیگر مى گفتند: خداوند، عشق و علاقه به عبادت و قدرتى که به این بنده داده به هیچ کس نداده است. 

بندگى او هم چنان ادامه داشت تا وقتى که خداوند اراده کرد آدم را بیافریند. حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام در نهج البلاغه خطبه قاصعه درباره نکوهش عبادت او و متکبران مى فرماید: شیطان، مدت شش هزار سال خدا را پرستش کرد که فقط چهار هزار سال آن را دو رکعت نماز خواند!

بعد مى افزاید: معلوم نیست که این شش هزار سال از سال هاى دنیا است یا از سال هاى آخرت . اگر از سالهاى دنیا بوده که همان شش هزار سال خواهد بود و اگر از سالهاى آخرت باشد، هر یک روز آن طبق قرآن مجید که مى فرماید:

فى یوم کان مقداره خمسین اءلف سنة ﴿معارج/4

در روزى که مقدار آن به اندازه پنجاه هزار سال-از سالهاى دنیا-خواهد بود.

 

در نتیجه ؛ اگر شش هزار سال را ضرب در سیصد و شصت و پنج روز، و حاصل را در پنجاه هزار ضرب کنیم جمعا: صد و نه میلیارد و پانصد میلیون سال دنیا مى شود؛ یعنى شیطان این مدت ، خدا را عبادت کرده و دائماٌ مشغول نیایش و ستایش او بوده است .

در روایت دیگرى از امام جعفر صادق علیه السلام آمده که : شیطان در آسمان طى هفت هزار سال خدا را با دو رکعت نماز عبادت کرد خداوند هم ، در مقابل آن دو رکعت نماز که-هفت هزار سال طول کشید-ثواب هایى براى او در نظر گرفت(2)

ولى بعد از گناه و سرپیچى از دستور الهى و خود را برتر و بالاتر دانستن از آدم علیه السلام ، تهمت به خدا زدن که تو مرا گمراه کردى!

سعادت و نجات خود را در جهان آخرت به کلى از دست داد و عبادت خود را از میان برد، و به شر مبدل کرد.

و در برابر این همه عبادت و بندگى که انجام داده بود، براى گمراهى اولاد آدم در این دنیا تقاضاى عمر طولانى نمود که طبق عدالت پروردگار، این تقاضا پذیرفته شد.


قَالَ إِنَّکَ مِنَ الْمُنْظَرِینَ ﴿اعراف/15

خدا فرمود: البته تو از مهلت یافتگانی

=============

2- سفینة البحار، ج 1، ص 99


برگرفته شده از سایت :

http://tabarak.ir/maref/8287-2015-08-25-13-08-19.html





نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــرار شیطان ، 07-سوره اعـراف، 70-سوره معارچ، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 20 آبان 1397



زندگینامه شیطان-قسمت دوّم/2



نیازهاى مادى شیطان


همینطور که شیطان حاجات معنوى خود را از خداوند متعال طلب کرد، یعنى همان حاجاتى که به عبادات خود از خدا خواست تا آدم علیه السلام و اولادش را به انحراف بکشد - حاجات مادى خود را نیز از خدا خوستار شد، و آنها را هم خداوند بزرگ به او تا روز موعود عنایت فرمود.

ابو امامه از رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم نقل مى کند که آن حضرت فرمود: بعد از آن که شیطان رانده درگاه الهى شد و او را به روى زمین فرستادند. عرض کرد: پروردگار! مرا به سوى زمین فرستادى ، از درگاه خود راندى و از نعمت هاى بهشت محروم نمودى . من در دنیا احتیاجاتى دارم که بتوانم زندگى کنم . آنها را براى ادامه زندگى ام برایم آماده و مهیا نما که در مضیقه نباشم . 

خطاب شد: حاجات تو چیست ؟ عرض کرد: خدایا! من محتاج خانه و منزلم ، به من خانه اى عنایت فرما. خطاب شد: خانه تو را حمام ها قرار دادم . (هر کجا حمام است و مردم آن جا رفت و آمد مى کنند خانه شیطان است)

عرض کرد: من محتاج نشستن هستم و جایى براى آن مى خواهم . خطاب شد: جاى نشستن تو بازارها و کوچه ها و در مغازه ها است -آنجا بنشینى و مردم را به گناه ، کم فروشى ، رشوه ، ربا، غش در معامله ، به ناموس مردم نگاه کردن ، دروغ گفتن ، خیانت کردن ، کلاه سر مردم گذاشتن و غیره بکشانى . در حدیثى هم آمده که : بازار محل عیش و لذت بردن شیطان است .

عرض کرد: خدایا! من غذا مى خواهم . غذاى من از کجا تاءمین شود؟ خطاب شد: غذاى تو را در سفره اى قرار دادم که بر سر آن «بسم الله» گفته نشود. (و صاحبان آن سفره مثل حیوانات گرسنه و حریص ، بدون آن که نام خدا ببرد، به آن حمله مى کنن)

عرض کرد: الها! من احتیاج به آب و آشامیدنى دارم ، آن را من از کجا به دست آورم ؟ خطاب شد: نوشیدنى هاى تو شراب و هر چیز مست کننده است. (از قبیل فقاع که نوع از آب جو مى باشد، جرس و بنگ که به وسیله قلیان مى کشند).

عرض کرد: براى من اذان گویى قرار ده . گفته شد: اذان تو وسایل موسیقى و مؤ ذن تو کسانى هستند که با این آلات مى نوازند و آنها را به کار مى گیرند.

عرض کرد: براى من قرآنى قرار بده که در آن نگاه کنم . خطاب شد: قرآن تو شعر است (وقتى محزون شدى و دلت گرفت ، شعر بخوان).

عرض کرد: براى من کتابى قرار ده که در آن نگاه کنم . خطاب شد: کتاب تو «وشم» (خال کوبى هایى که بعضى ها روى بازو و جاهاى دیگر بدن مى کنند) است .

عرض کرد: براى من حدیثى قرار ده . فرمود: حدیث تو دروغ و دروغ گفتن است کسانى که دروغ مى گویند، حدیث تو را گویند.

عرض کرد: براى من دام و وسیله ، شکار قرار بده ، خطاب شد: زنان را وسیله صید کردن و به دام انداختن مردم قرار دادم .(4)

=============

4- المحجه البیضاء، ج 5، ص 62


برگرفته شده از سایت :

http://tabarak.ir/maref/8287-2015-08-25-13-08-19.html





نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــرار شیطان ، 02-سوره بـقـرة، 07-سوره اعـراف، 15-سوره حـجـر، 20-سوره طــــــــه، 38-سوره ص، 114-سوره ناس، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 20 آبان 1397




زندگینامه شیطان-قسمت دوّم/3




شیطان در راهش پاى مى فشارد


بعد از آن که خداوند شیطان را از بهشت بیرون کرد، برابر خدا قسم یاد کرد که باید چند کار را براى گمراهى آدم و اولادش انجام دهم و تا انجام ندهد، دست بر ندارد.

1- گفت : خدایا من از بندگان تو نصیب و بهره اى معین خواهم گرفت(5) (در حالى که خود او مى داند قدرت گمراه کردن همه بندگان خدا را ندارد) و تنها افراد هوس باز و سست عنصر هستند که در برابر او تسلیم مى شوند.

در این باره روایتى از حضرت رسول صلى الله علیه و آله و سلم نقل شده که فرمود: از صد نفر از فرزندان آدم ، نود و نه نفرشان در آتشند و یکى از آنها در بهشت.(6)

و نیز از آن حضرت صلى الله علیه و آله و سلم روایت شده : از هزار نفر براى خدا و بقیه براى آتش و ابلیس لعین است.(7)

2- گفت : آنها (غیر مخلصین ) را حتما گمراه مى کنم و به انحراف و گناه مى کشانم.(8)

3- گفت : مردم را با آرزوى دور و دراز و رنگارنگ سرگرم مى سازم و مشغول به دنیا مى کنم و از یاد آخرت و بهشت و جهنم باز مى دارم.(9)

4- گفت : آنها را به انجام دادن اعمال خرافاتى دعوت مى کنم و اعمال خلاف و زشت را در برابر آنان زینت میدهم و از اعمال نیک منع شان مى کنم (10)

5- گفت : آنها را وادار مى سازم که آفرینش پاک و فطرت خود را تغییر دهند (آن آفرینش و فطرت پاک الهى که از اول در نهاد انسان نهاده شده همان توحید و یکتا پرستى است )؛ وسوسه هاى شیطانى و هوى و هوسها او را از راه منحرف مى سازد. و به بیراهه مى کشاند. 

این ضرر جبران ناپذیر شیطان ، سعادت انسان را از پایه مى لرزاند، چون حقایق و واقعیات را با باورهاى سست از بین مى برد و به دنبال آن ، سعادت به شقاوت تبدیل مى گردد.

از این رو، هیچکس نباید شیطان را به جاى خداوند، سرپرست خود کند؛ زیرا این کار زیان بزرگى است و شیطان به انسان وعده هاى دروغ مى دهد و به آرزوهاى دور و دراز سرگرم مى کند، ولى جز فریب و خدعه ، کارى براى آنها انجام نمى دهد(11)

=============
5- نساء آیه 118

6- نوالثقلین ، ج 1، ص 552

7- نوالثقلین ، ج 1، ص 552

8- حجر آیه 139

9- نساء آیه 118 و 119

10- انعام آیه 42

11- نساء آیه 119


برگرفته شده از سایت :

http://tabarak.ir/maref/8287-2015-08-25-13-08-19.html





نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــرار شیطان ، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 20 آبان 1397



زندگینامه شیطان-قسمت دوّم/4





درخواست هاى آدم علیه السّلام از خداوند در مقابل سخنان شیطان


امام باقر علیه السلام فرمودند: 

چون حضرت آدم علیه السلام شنید شیطان براى فریب او به جاى عباداتى که کرده ، حاجاتى را از خداوند خواستار شده و به او عنایت کرده ، عرض نمود: پروردگارا! شیطان را بر من و اولادم مسلط کردى ، خواسته هاى او را بر آوردى که درباره من و اولادم بود. پس به من و اولادم چیزى عنایت فرما تا بتوانم در مقابل مکر و حیله هاى او خود را حفظ نمایم.

 خطاب شد: (شیطان از من خواست) تو هم از من بخواه ؛ زیرا هر چه بخواهى به تو مى دهم و حاجات تو را هم برآورده مى کنم .

آدم علیه السلام عرض کرد: خدایا! من خیر و صلاح خود و اولادم را از تو مى خواهم. تو خود دانا و بزرگوارى ، هر چه صلاح مى دانى براى ما قرار بده ، خطاب رسید: اى آدم ! از براى تو و فرزندانت در دنیا چند چیز قرار دادم تا در مقابل حاجات شیطان باشد:

اول : اینکه ، هرگاه تو و اولادت قصد معصیتى کنید و آن را انجام ندهید، گناهى برایتان نوشته نمى شود.

دوم : هرگاه قصد معصیتى نمودید و آن را انجام دادید، تا هفت ساعت شما را مهلت مى دهم ، اگر به فکر افتادید و توبه نمودید، باز براى شما نوشته نمى شود. و اگر بعد از هفت ساعت توبه نکردید فقط یک گناه برایتان نوشته مى شود.

سوم : اگر قصد بندگى و کارهاى نیک کنید، ولى موفق نشوید و آن را انجام ندهید، یک ثواب براى شما نوشته مى شود.

چهارم : اگر بر آن شدید که عبادت و کار خیرى کنید و موفق هم شدید و آن را انجام دادید، ده حسنه و ثواب برایتان نوشته مى شود. چنان چه مى فرماید:

من جاء بالحسنه فله عشر امثالها و من جاء بالسیئه

 فلا یجزا الا مثلها

«هر کس کار نیکى انجام دهد، ده برابر به او پاداش داده مى شود و هر کس ‍ کار بدى انجام دهد، جز به همان مقدار کیفر داده نمى شود»(12)

آدم گفت : پروردگارا! فضل وجودم و کرم تو زیاد است ، آن را بر من و اولادم زیادتر فرما و ما را مورد لطف و کرم خود قرار ده.

پنجم : خطاب شد: اى آدم ! براى فرزندانت قرار دادم ، اگر گناه و معصیتى نمودند و بعد پشیمان شدند و استغفار کردند گناهانشان را بیامرزم .

ششم : هرگاه تا روز قیامت از تو فرزندى زاده شود - و دین دار و خداشناس ‍ باشد-در برابر هر یک از فرزندانت، ملکى از ملائکه را (در مقابل اولادان شیطان) قرار مى دهم تا او را از شر فتنه شیطان و اولادش حفظ نمایند.

هفتم : عرض کرد: پروردگارا! لطف و کرم خود را بر ما بیفزا و ارزانى ده ، خطاب شد:اى آدم ! توبه را از براى ایشان قرار دادم و تا روح در بدن آنها است و هنوز به سینه و گلویشان نرسیده ، طلب استغفار کنند واز گناهان خود توبه نمایند، توبه ایشان را مى پذیرم.

هشتم : گفت : خدایا! بخشش هاى خود را بر ما زیاد فرما. خطاب شد: اى آدم ! (اگر باز گناهانى باقى ماند یا فراموش کردند که توبه کنند) در قیامت همه گناهان آنان را مى بخشم و مى آمرزم و از کسى باکى ندارم ؛(زیرا حاکم خودم هستم و قدرت به دست من است و کسى در آن جا دخالتى ندارد) قرآن درباره اینکه خداوند همه گناهان را در قیامت مى بخشد، مى فرماید:

قل یا عبادى الذین اسرفوا على انفسهم لا تقنطوا من رحمه الله ،

 ان الله یغفر الذنوب جمیعا

اى پیامبر! به آنها بگو: اى بندگان من ، که بر خودتان اسراف و ستم کرده اید از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را مى بخشد (که او بخشنده و مهربان است(. (13).

وقتى خداوند به حضرت آدم علیه السلام خطاب نمود و فرمود: همه گناهان بندگان را در قیامت مى بخشم و مى آمرزم . آدم خوش حال شد و عرض کرد: همین ها ما را کافى است و به آنها راضى شدم.(14)

=============
12- انعام آیه 160

13- زمره آیه 53

14- بحار، ج 63، ص 274


برگرفته شده از سایت :

http://tabarak.ir/maref/8287-2015-08-25-13-08-19.html





نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــرار شیطان ، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 20 آبان 1397



زندگینامه شیطان-قسمت دوّم/5





شیطان اولین کافر



اول کسیکه به خدا کفر ورزید شیطان بود. قبل از او، کسى به خدا کافر نشده بود. خداوند درباره کفر او مى فرماید:

فسجد الملائکة کلهم اجمعون الا ابلیس استکبر و کان من الکافرین

(در آن هنگام - که روح در آدم دمیده شد) همه فرشتگان - او را - سجده کردند به جز ابلیس که تکبر ورزید و او از کافران بود.

در اینکه شیطان کافر است شکى نیست ، اما راجع به کفر شیطان که چه چیز باعث آن شد، آیا سجده نکردن باعث آن شد؟ یا حسد بردن بر مقام و منزلت آدم ؟ یا براى معصیت و فسق او؟ هیچکدام از این ها باعث کفر شیطان نبود؛ زیرا اگر بگوییم براى سجده نکردن بر آدم بوده ، باید هر کس ‍ هم ، به او دستور سجده داده شده و سجده نکند کافر باشد و چنین نیست.

 اگر براى حسد باشد، باید هر کس که در دنیا حسد ورزید کافر باشد در حالى که حسودان زیادند و این هم درست نیست . اگر براى معصیت و فسق او باشد آن هم صحیح نیست ؛ زیرا هر کسى که در دنیا گناه و معصیت کند باید کافر باشد و این هم درست نیست .

فقط مى توان کفر او را به خاطر این دانست که به خدا نسبت ظلم و جور داد و معتقد بود که خدا درباره او ستم کرده ، چون فکر مى کرد از آتش آفریده شده و آتش از خاک برتر است و خداوند که فرمود «آدم را سجده کن مى خواسته او را تحقیر و کوچک کند.» 

از این رو، وقتى خداوند به او فرمود: چرا آدم را سجده نکردى ؟ دلیلى که آورد این بود؛ مرا از آتش خلق کردى و او را از خاک . با این سخن مى خواست هم حکمت خدا را نفى کند، هم امر او را بى پایه بشمارد.

از لحن قول ابلیس چنین نتیجه گرفته مى شود که آن ملعون ، براى خود حاکمیت و استقلال در مقابل حاکمیت پروردگار قائل بوده و این سرچشمه از نافرمانى ها و کفر است.

کفر شیطان از درهم آمیختگى خودخواهى ، نادانى و حسد او نشأت مى گرفت . همه این ها دست به دست هم داد و سرانجام سر از کفر بیرون آورد. او را که سالیان دراز هم نشین ملائکه بلکه معلم آنان بود، از اوج قدرت و افتخار پایین کشید. کفر خودخواهى سرچشمه حسادت ، و حسادت سرچشمه کینه توزى ، و کینه توزى عامل خون ریزى و جنایات دیگر است.

کفر شیطان جلوتر از شرک او است . آن ملعون با سرپیچى از دستورهاى خداوند از دین روگرداند و اول کافر شد؛ چون نخست آدم را سجده نکرد و سپس مشرک شد و راهى را در پیش گرفت که غیر از راه خدا بود.



برگرفته شده از سایت :

http://tabarak.ir/maref/8287-2015-08-25-13-08-19.html





نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــرار شیطان ، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 20 آبان 1397


( کل صفحات : 6 )    1   2   3   4   5   6   


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار وبلاگ نویسی

وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت

اخبار ایران:

اخبار جهان:

اخبار اقتصادی:

اخبار علمی

اخبار فناوری و اطلاعات

اخبار هنری:

اخباراجتماعی

اخبار ورزشی

--------------------------------------------------------------------------------------

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

--------------------------------------------------------------------------------------
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
-------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------- ساخت وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic