وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


@@@@@@@@@@@@

«به نام خداوند علیم و حكیم»

جهان آفرینش دارای رموز و معمّاهایی است كه انسان ها باید همیشه در جست و جوی آن باشند و هر یك از شگفتیهای این جهان دارای كلیدهایی است كه قفل این رموز را باز می كنند.

ما انسانها با تلاش و كوشش می توانیم توانایی آن را داشته باشیم که با كمی اندیشه همراه با عمل و با استفاده از شاه كلید اصلی یعنی «قرآن کریم» این كلیدها را از آن خود كنیم و به راز آفرینش دست پیدا كنیم.

زندگی بدون كاوش معنا ندارد و زمانی زندگی معنا پیدا می كند كه در آن رمزی وجود داشته با شد و همچنین فردی باشد كه در جست و جوی یافتن آن رمز باشد.

@@@@@@@@@@@@

قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :


مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ


هر که علم اولین و آخرین را میخواهد،

باید آن را در قرآن بجوید.


کنزالعمال ج1 ص548

مدیر وبلاگ :سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید






برچسبها





شیطان چه مقدار تسلط و احاطه به انسان دارد؟



هنگامی كه شیطان به خداوند گفت :

من از چهار طرف (جلو، پشت، راست و چپ) انسان را
گرفتار و گمراه می‏كنم.

:فرشتگان پرسیدند


شیطان از چهار سمت بر انسان مسلّط است، پس چگونه
انسان نجات می ‏یابد؟


خداوند فرمود:

راه بالا و پایین باز است، راه بالا: نیایش و راه پایین: سجده

بنابراین ، كسی كه دستی به سوی خدا بلند كند یا سری بر آستان

او بساید می ‏تواند شیطان را طرد كند .

تفسیر موضوعی قرآن (آیت الله جوادی آملی)، مراحل اخلاق در قرآن






 : حدیث قدسی
بنده ی من! سوگند به حق خودم دوستدار تو هستم،پس سوگند
به حق من برتو، مرا دوست بدار.




نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــرار شیطان ، اسرار گناه و بررسی آثار آن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 12 خرداد 1399



جهنم چگونه است؟ به بیان حضرت مالک




[http://www.aparat.com/v/bKrOs]


[http://www.aparat.com/v/bKrOs]




نوع مطلب : اســـــــــــــــــــرار شیطان ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 7 دی 1398




داستان کوتاه آموزنده/ شماره 26




شیطان و حضرت عیسی علیه السّلام


یک روز شیطان ملعون درکوهستان به حضورحضرت عیسی (ع) رسید و گفت آیادرست است که شما اعتقاد دارید که سرنوشت ما را خدا

مقدرفرموده و بهره ی دیگری نداریم؟

حضرت فرمود :آری
شیطان گفت :اگراین مطلب صحیح است خودت راازبالای کوه به پایین بینداز اگرمقدرباشد که هنوز زنده باشی پس سالم خواهی ماند 
حضرت عیسی (ع) فرمود: ای ملعون خداوند باید بندگانش را آزمایش کند نه اینکه بندگان اورابیازمایند





نوع مطلب : اســـــــــــــــــــرار شیطان ، داستانهای کوتاه آموزنده ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 7 دی 1397




سیاست های شیطان در نفوذ به انسان





سیاست شیطان گام به گام است: «خُطُواتِ»[1]


مرحله اول: القاى وسوسه است. «فَوَسْوَسَ إِلَیْهِ»[2]


در مرحله دوم: تماس مى‏ گیرد. «مَسَّهُمْ طائِفٌ»[3]


مرحله سوم: در قلب فرو مى ‏رود. «فِی صُدُورِ النَّاسِ»[4]


مرحله چهارم: در روح مى ‏ماند. «فَهُوَ لَهُ قَرِینٌ»[5]


مرحله پنجم: انسان را عضو حزب خود قرار مى‏ دهد. «حِزْبُ الشَّیْطانِ»[6]


مرحله ششم: سرپرست انسان مى ‏شود. «وَ مَنْ یَتَّخِذِ الشَّیْطانَ وَلِیًّا»[7]


مرحله هفتم: انسان خود یك شیطان مى ‏شود. شَیاطِینَ الْإِنْسِ وَ ...[8]


______________________________
(1). بقره، 168.

(2). طه، 120.

(3). اعراف، 201.

(4). ناس، 5.

(5). زخرف، 36.

(6). مجادله، 19.

(7). نساء، 119.

(8). انعام، 112.

تفسیر نور، ج‏8، ص: 453





نوع مطلب : اســـــــــــــــــــرار شیطان ، 114-سوره ناس، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 3 آذر 1397


ما حاضریم دنیا را در حدّ وفور به كفّار بدهیم!!!


وَ لَوْ لا أَنْ یَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً لَجَعَلْنا لِمَنْ یَكْفُرُ بِالرَّحْمنِ

 لِبُیُوتِهِمْ سُقُفاً مِنْ فِضَّةٍ وَ مَعارِجَ عَلَیْها یَظْهَرُونَ 

«زخرف/33»

و اگر نبود كه مردم یكسره و یك دست (كافر) مى‏ شدند، براى خانه ‏هاى كسانى كه به خداى رحمن كفر مى‏ ورزند، سقف ‏هایى از نقره قرار مى‏ دادیم و نیز نردبان‏ هایى كه بر آنها بالا روند. 


نكته‏ ها:

زرق و برق دنیا به قدرى بى‏ ارزش است كه خداوند در این آیه مى‏ فرماید: ما حاضریم دنیا را در حدّ وفور به كفّار بدهیم ولى چون عقل مردم در چشم آنهاست، اگر به كفّار بدهیم همه به سوى كفر گرایش پیدا مى‏ كنند.

نه فقط همسان بودن همه‏ انسان‏ها در مسائل اقتصادى و معیشتى مورد اراده‏ خداوند نیست، بلكه در مسائل اعتقادى هم نباید امور به سمتى برود كه حقّ انتخاب از افراد گرفته و گمان كنیم اگر همه‏ مردم جهان یك فكر و یك عقیده شوند، به مطلوب رسیده ‏ایم.


پیام‏ ها:

1- در دادن و پس گرفتن نعمت‏ ها باید ظرفیّت جامعه مراعات بشود. لَوْ لا ...

لَجَعَلْنا ...

2- امّت واحده‏اى ارزش دارد كه بر اساس ایمان باشد نه كفر. «لَوْ لا أَنْ یَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً»

3- ثروت، نشانه‏ى عزّت در نزد خداوند نیست. «لَجَعَلْنا لِمَنْ یَكْفُرُ بِالرَّحْمنِ لِبُیُوتِهِمْ سُقُفاً مِنْ فِضَّةٍ»

وَ لِبُیُوتِهِمْ أَبْواباً وَ سُرُراً عَلَیْها یَتَّكِؤُنَ «34»

و براى خانه ‏هایشان درب‏ هاى متعدّد و تخت‏ هایى كه بر آنها تكیه زنند (قرار مى ‏دادیم).

وَ زُخْرُفاً وَ إِنْ كُلُّ ذلِكَ لَمَّا مَتاعُ الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ الْآخِرَةُ عِنْدَ رَبِّكَ لِلْمُتَّقِینَ «35»

و هر گونه زینتى (براى آنان فراهم مى‏ كردیم) ولى اینها همه جز وسیله كامیابى زندگى دنیا نیست، در حالى كه آخرت نزد پروردگارت مخصوص اهل تقواست.


پیام‏ ها:

1- در دید كفّار ارزش به زینت و زیور و در دید متّقین، ارزش به سعادت اخروى است. وَ لِبُیُوتِهِمْ أَبْواباً ... وَ الْآخِرَةُ عِنْدَ رَبِّكَ لِلْمُتَّقِینَ‏

2- متّقین به جاى آنكه در فكر زینت و زیور خانه‏ هاى خود در دنیا باشند، در فكر آخرتند كه همه اینها را خداوند خود فراهم كرده است. لِمَنْ یَكْفُرُ بِالرَّحْمنِ لِبُیُوتِهِمْ سُقُفاً مِنْ فِضَّةٍ ... وَ زُخْرُفاً ... وَ الْآخِرَةُ ... لِلْمُتَّقِینَ‏

3- جوار پروردگار و فیض حضور با هیچ چیز قابل مقایسه نیست. «عِنْدَ رَبِّكَ»

وَ مَنْ یَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمنِ نُقَیِّضْ لَهُ شَیْطاناً فَهُوَ لَهُ قَرِینٌ «36»

و هر كه از یاد خداى رحمن روى گردان شود شیطانى بر او مى‏ گماریم كه همراه و دمساز وى گردد.

وَ إِنَّهُمْ لَیَصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِیلِ وَ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ مُهْتَدُونَ «37»

و آنها (شیاطین) مردم را از راه (حقّ) باز مى‏دارند ولى گمان مى ‏كنند كه هدایت یافته ‏اند.


نكته‏ ها:

آیات قبل، سخن از كفّار و غرق شدن در مادیات بود، این آیه یكى از آثار غوط ه‏ور شدن در زر و زیور را بیان مى ‏كند.

«یَعْشُ» از «عشو» به معناى آفتى در چشم است كه سبب ضعف دید مى‏گردد. این كلمه هرگاه با حرف «عن» همراه باشد به معناى اعراض كردن است.

سیاست شیطان گام به گام است: «خُطُواتِ»[1]*

مرحله اول: القاى وسوسه است. «فَوَسْوَسَ إِلَیْهِ»[2]

در مرحله دوم: تماس مى‏ گیرد. «مَسَّهُمْ طائِفٌ»[3]

مرحله سوم: در قلب فرو مى ‏رود. «فِی صُدُورِ النَّاسِ»[4]

مرحله چهارم: در روح مى ‏ماند. «فَهُوَ لَهُ قَرِینٌ»[5]

مرحله پنجم: انسان را عضو حزب خود قرار مى‏ دهد. «حِزْبُ الشَّیْطانِ»[6]*

مرحله ششم: سرپرست انسان مى ‏شود. «وَ مَنْ یَتَّخِذِ الشَّیْطانَ وَلِیًّا»[7]

مرحله هفتم: انسان خود یك شیطان مى ‏شود. شَیاطِینَ الْإِنْسِ وَ ...[8]

امام على علیه السلام در نهج البلاغه مى‏ فرماید: شیطان در روح انسان تخم گذارى مى ‏كند. «فباض و فرخ فى صدورهم»[9]


آثار اعراض از یاد خدا

1. باز ماندن از راه خیر. «لَیَصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِیلِ»

2. انحراف فكرى كه خیال مى‏ كند هدایت یافته است. «یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ مُهْتَدُونَ»

3. دیگر موعظه‏ پذیر نیست. «وَ إِذا ذُكِّرُوا لا یَذْكُرُونَ»[10]

4. توبه نمى ‏كند چون خود را كج نمى ‏داند.

5. زندگى نكبت بار دارد. «وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنْكاً»[11]

6. كسى كه در دنیا از دیدن حقّ كور است، «یَعْشُ» در آخرت نیز كور محشور مى‏ شود. «مَنْ كانَ فِی هذِهِ أَعْمى‏ فَهُوَ فِی الْآخِرَةِ أَعْمى‏»[12]

______________________________
(1). بقره، 168.

(2). طه، 120.

(3). اعراف، 201.

(4). ناس، 5.

(5). زخرف، 36.

(6). مجادله، 19.

(7). نساء، 119.

(8). انعام، 112.

(9). نهج‏البلاغه، خطبه 7.

(10). صافّات، 13.

(11). طه، 124.

(12). اسراء، 72.

 



«ادامه مطلب»


نوع مطلب : 43-سوره زخـرف، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، سخنــرانی های کوتـاه قــــرآنی، اســـــــــــــــــــرار شیطان ، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 3 آذر 1397



وَلَقَدْ خَلَقْنَاکُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَاکُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلائِکَةِ اسْجُدُوا لآدَمَ فَسَجَدُوا إِلا إِبْلِیسَ لَمْ یَکُنْ مِنَ السَّاجِدِینَ ﴿اعراف/11 151

و شما را آفریدیم، سپس شما را صورت گری کردیم، آن گاه به فرشتگان گفتیم: بر آدم سجده کنید؛ بی درنگ همه سجده کردند، جز ابلیس که از سجده کنندگان نبود.

 

قَالَ فَبِعِزَّتِکَ لأغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ ﴿ص/82 457

گفت: به عزّتت سوگند همه آنان را گمراه می کنم.


****************



چرا هنگامى كه ولىّ خدا به دنیا مى‏ آید ابلیس 

فریادى سخت مى ‏زند؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 385-مطلب شماره 537


حدیث (1)

 پدرم رحمة اللَّه علیه از عبد اللَّه بن جعفر حمیرى از هارون بن مسلم از مسعدة بن صدقه، از مردى از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

هنگامى كه ولىّ خدا به دنیا مى‏ آید ابلیس فریادى سخت مى ‏زند كه یاران و اعوانش جملگى به فزع و شیون در مى‏ آیند، مى‏ گویند: اى سرور ما تو را چه شد كه چنین فریادى زدى؟

مى ‏گوید: ولىّ خدا به دنیا آمد.

مى‏ گویند: از این جهت باكى بر تو نیست.

ابلیس مى‏ گوید: اگر زنده بماند تا به سنّ رجال برسد جماعت بسیارى از خدا به واسطه او هدایت مى‏ كند گفتند: آیا اذن به ما مى‏ دهى او را بكشیم؟

ابلیس مى‏ گوید: خیر.

مى ‏گویند: تو كه از او خوشت نمى ‏آید چرا اذن كشتنش را نمى‏ دهى؟

ابلیس مى‏ گوید: زیرا بقاء ما به واسطه اولیاء خدا است و هر گاه روى زمین ولیّى از اولیاء خدا نباشد قیامت بپا مى ‏شود و بدین ترتیب ما به جهنّم مى ‏رویم، پس چه عجله‏ اى داریم كه به جهنّم برویم.





نوع مطلب : کتاب ارزشمند علل الشرایع، اســـــــــــــــــــرار شیطان ، 07-سوره اعـراف، 38-سوره ص، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 2 آذر 1397

 

مِن شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ


از شرّ وسوسه گر نهانی


سوره ناس آیه 4


باب سیصد و هفتم

اسرار نامیدن شیطان خنّاس به «خنّاس‏»


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 493


حدیث (1)

از امام صادق علیه السّلام، راوى مى‏ گوید :

از آن جناب راجع به «خنّاس» پرسیدم؟

حضرت فرمودند: ابلیس بر قلب و دل مسلّط مى‏ شود و وقتى ذكر خدا در آن شود مى‏ گریزد لذا بخاطر همین است كه به آن «خنّاس» یعنى گریزنده میگویند.






نوع مطلب : 114-سوره ناس، کتاب ارزشمند علل الشرایع، اســـــــــــــــــــرار شیطان ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 27 آبان 1397


فَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ


پس چون قرآن میخوانی از شیطان مطرود به خدا پناه ببر.


سوره نحل آیه 98


باب سیصد و ششم

 اسرار نامیدن شیطان به «رجیم‏»


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 492


حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه، از على بن ابراهیم، از پدرش از حمّاد، از حلبى نقل كرده كه وى گفت: از حضرت ابا عبد اللَّه علیه السّلام پرسیدم: 

براى چه شیطان رجیم به «رجیم» نامیده شده است؟

حضرت فرمودند: زیرا رجم و سنگباران شد.

عرض كردم: پس از رجم شدن آیا مرد؟

فرمود: خیر ولى در علم خدا بود كه ابلیس رجم و سنگباران مى‏ شود.






نوع مطلب : 03-سوره آل عـمـران، 15-سوره حـجـر، 16-سوره نـحـل، 38-سوره ص، 81-سوره تکویر، کتاب ارزشمند علل الشرایع، اســـــــــــــــــــرار شیطان ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 27 آبان 1397


إِلَىٰ یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ


تا روز (و) وقت معلوم.


سوره حجر آیه 38


باب سیصد و پنجم

 اسرار اینكه چرا حق تعالى ابلیس را تا وقتى معلوم مهلت داده‏؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-مطلب شماره 491


حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از حسن بن عطیّه‏[1] نقل كرده كه وى گفت: محضر مبارك حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام عرض كردم: بفرمایید چرا و براى چه خداوند عزّوجل به ابلیس فرمود تو از مهلت داده‏شدگانى تا وقت معلوم؟

حضرت فرمودند: براى چیزى كه خداوند متعال خواست از آن تشكّر بجا آورد.

عرض كردم: آن چه بود؟

حضرت فرمودند: دو ركعت نماز بود كه ابلیس آن را در آسمان بجا آورد و دو یا چهار هزار سال طول كشید.


حدیث (2)

پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن محمّد بن عیسى، از على بن حسان، از على بن عطیّه‏[2] نقل كرده كه وى گفت: حضرت ابو عبد اللَّه علیه السّلام فرمودند:

ابلیس در آسمان دو ركعت نماز را ظرف هفت هزار سال بجا آورد و حق تعالى در مقابل عبادتش ثواب آن را اعطاء كرد به او آنچه اعطاء فرمود.



[1] ( 1)- حسن بن عطیه حناط كوفى، به فرموده نجاشى ثقه مى‏باشد.

[2] ( 1)- على بن عطیّه، مرحوم ممقانى در رجال فرموده وى امامى و مجهول الحال مى‏باشد.






نوع مطلب : 15-سوره حـجـر، 38-سوره ص، کتاب ارزشمند علل الشرایع، اســـــــــــــــــــرار شیطان ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 27 آبان 1397

 

زندگینامه شیطان-قسمت اوّل/1



مـقــدّمــه



فَأَزَلَّهُمَا الشَّیْطَانُ عَنْهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا كَانَا فِیهِ ۖ وَقُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ ۖ وَلَكُمْ فِی الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَىٰ حِینٍ ﴿بقره/36 6

پس شیطان، هر دو را از [طریق] آن درخت لغزانید و آنان را از آنچه در آن بودند [چه مقام و مرتبه معنوی، و چه منزلت و جایگاه ظاهری] بیرون کرد. و ما گفتیم: [ای آدم و حوا و ای ابلیس!] در حالی که دشمن یکدیگرید [و تا ابد، بین شما آدمیان و ابلیسیان صلح و صفایی نخواهد بود، از این جایگاه] فرود آیید و برای شما در زمین، قرارگاهی [برای زندگی] و تا مدتی معین، وسیله بهره وری اندکی خواهد بود.


همیشه در دنیا دو نوع دعوت وجود دارد، از یک سو دعوت به خوبیها و صلاح توسط تمامی پیامبران، کتب آسمانی، عقل و فطرت آدمی و از طرف دیگر دعوت به شر و فساد توسط شیاطین و نفس اماره آدمی قرار دارند و هر دو جبهه انسان را به سوی خود می‌خوانند و انسان چون موجودی مختار است با اختیار خویش می‌تواند هر یک از این راهها را برگزیند.

اما یک سئوال اساسی وجود دارد و آن اینکه ما شناختی هر چند مختصر، از خدا داریم ولی شیطان کیست؟

 آیا واقعیت دارد یا نه یک موجود خیالی است و هر کس شیطان خود می‌باشد و به بیان خیلی ساده‌تر اصلا موجودی به این نوع در دنیا وجود ندارد و اگر وجود دارد چرا از درگاه الهی رانده شد؟

 قبل از رانده شدن کجا زندگی می‌کرد و چه مقامی داشت؟

از قدیم الایام ، افسانه شیطان ، همواره انسانها را در دنیایى از وحشت و ابهام فرو برده بود و هم چنان ادامه دارد.

مى گویند: بچه هاى بازى گوش و نافرمان و زیرک شیطان اند، افراد منحرف را شیطان اغوا کرده ، هر کار بد فرجامى از وسوسه هاى شیطان است و در هر کار بدشگونى شیطان دست دارد.

مى گویند: شیطان در همه جا هست ، اعوان و انصارش در همه جا وجود دارند، او با همه مردم کار دارد، در برابر همه قد علم مى کند، هر انسانى را به بهانه اى فریب مى دهد و دام هاى گوناگون در اختیار دارد.

شیطان در ذهن بچه ها عامل وحشت و ترس و وسیله اى براى رام کردن و ترسانیدن آنان است.

قصه نویسان ، براى سرگرمى کودکان از شیطان یک موجود خیالى ساخته و از نخستین 

سال هاىزندگى ، یک شبح وحشتناک و یک قدرت اسرارآمیز در ذهنشان مى آفرینند.

مى گویند: براى بزرگ سالان ، شیطان عامل فریب و گناه است ، انسان را به معصیت وامیدارد، تمایلات نفسانى را بیدار مى کند، موجب سقوط و لغزش انسان مى شود، خواسته ها نامشروع را پدید مى آورد، باعث تجاوز و تعدى مى گردد، شهوات ویران گر را تحریک مى کند، خشم و غضب را شعله ور مى سازد، مصیبت و رنج مى آفریند، آدمى را به تباهى و فساد مى کشاند، لجاجت و خودسرى را رونق مى دهد.

و نیز تمامى این صفات از شیطان و کار او است ، انسان از روى ندامت با فریادى بلند مى گوید: نفرین بر شیطان ، لعنت خدا و ملائکه بر او باد، این شیوه از زمان حضرت آدم علیه السلام معمول بوده که شیطان را مسئول هر کارى و عصیانى مى دانسته اند.

در تعریف او گفته اند: شیطان ، قدرتى است نابکار و بسیار بدکردار، نیرو و روحى است پلید و سرکش و طغیان گر.

 حقیقت مطلب این است که شیطان ، اسم خاص نیست تا بر موجودى معین و مشخص دلالت کند و وجود مستقلى ندارد.

 اسمى است بى نشان ؛ مانند سیمرغ که وجود خارجى ندارد و هیچ نام و نشانى براى او نیست ، اغلب جاها که نام شیطان برده مى شود، مراد همان ابلیس است که از دستورهاى خداوند سرپیچى و تکبر کرد.

شیطان و طرف دارانش در طول تاریخ در مقابل نیکان و نیک سیرتان قرار داشته اند و خواهند داشت

در تحقیق زیر سعی شده مطالبی از گوشه وکنار کتابها ومقالات جمع آوری شود تا آشنایی کلی با او داشته باشیم متاسفانه کمتر منبع مهمی را در مورد شیطان می یابیم تا در مورد او به درستی سخن بگوید و سخن قطعی وکاملی در مورد او بدهد... به هر حال ماتمامی گفته ها را می آوریم هرچند از دید برخی اینها بیشتر به افسانه می ماند تا واقعیت!!!!

تنها سخنی که میتوانم بگویم این است که ابلیس را باور کنید زیرا در قرآن از او نام برده شده و ماجرای سرکشی او برای عبرت همگان آورده شده.... 


پس خواهشمندم تمامی قسمت ها را بخوانید خالی از لطف نیست....


برگرفته شده از سایت :

http://tabarak.ir/maref/8286-2015-08-25-13-08-19.html





نوع مطلب : 01-06، 02-سوره بـقـرة، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــرار شیطان ، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 20 آبان 1397
 

زندگینامه شیطان-قسمت اوّل/2




بیوگرافی شیطان



شیطان، نخستین کسى بود که بعضى کارها را مرتکب شد 


و پیش از او کسى آنها را انجام نداده بود. و آن کارها از این قرارند :



«پس متوجه باشیم که این اعمال از ما سر نزند»


ــ اولین کسى که قیاس نمود و خود را از حضرت آدم علیه السلام 

برتر و بالاتر دانست و گفت : من از آتشم و او از خاک در حالى که 

آتش از خاک بالاتر است.

 

َالَ مَا مَنَعَکَ أَلا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُکَ قَالَ أَنَا خَیْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِی مِنْ نَارٍ 

وَخَلَقْتَهُ مِنْ طِینٍ ﴿ اعراف/12﴾ 152

خدا فرمود: هنگامی که تو را امر کردم، چه چیز تو را مانع شد که سجده نکردی؟ گفت: من از او بهترم، مرا از آتش پدید آورده ای و او را از گِل آفریدی.


ــ اولین کسى که در پیشگاه با عظمت الهى تکبر نمود و به دستور 

خالق خود عمل نکرد (المیزان ، ج 8، ص 59)

 

ــ اولین کسى که که معصیت و نافرمانى خدا را کرد و آشکارا 

با او  مخالفت نمود.


إِلا إِبْلِیسَ أَبَى أَنْ یَکُونَ مَعَ السَّاجِدِینَ ﴿ حجر/31﴾ 263

مگر ابلیس که از اینکه با سجده کنان باشد، امتناع کرد.

 

ــ اولین کسى که به دروغ گفت : خدا گفته از این درخت نخورید، چون 

درخت جاوید است و اگر کسى از آن بخورد تا ابد زنده مى ماند و با خدا 

شریک مى شود.

 

فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّیْطَانُ لِیُبْدِیَ لَهُمَا مَا وُورِیَ عَنْهُمَا مِنْ سَوْآتِهِمَا وَقَالَ مَا نَهَاکُمَا رَبُّکُمَا عَنْ هَذِهِ الشَّجَرَةِ إِلا أَنْ تَکُونَا مَلَکَیْنِ 

أَوْ تَکُونَا مِنَ الْخَالِدِینَ  ﴿ اعراف/20﴾ 152

پس شیطان، آن دو را وسوسه کرد تا آنچه از شرمگاه بدنشان بر آنان پوشیده بود نمایان کند، [وسوسه اش این بود که به هر دو] گفت: پروردگارتان شما را از این درخت نهی نکرده مگر از این جهت که مبادا دو فرشته گردید، یا از جاودانان شوید.


ــ اولین کسى که که قسم به دروغ خورد و گفت : من شما را نصیحت مى کنم.

 وَ قَاسَمَهُمَا إِنِّی لَکُمَا لَمِنَ النَّاصِحِینَ ﴿ اعراف/21﴾ 152

و برای هر دو سوگند سخت و استوار یاد کرد که یقیناً من برای شما از خیر خواهانم [و قصد فریب شما را ندارم]


ــ شیطان اولین کسى است که صورت هاى مجسمه 

و بت را ساخت.(نهج البلاغه ، خطبه قاصعه)

 

ــ اولین کسى که نماز خواند و یک رکعت آن چهار هزار سال 

طول کشید.(تفسیر عیاشى ، ج 1، ص 4، بحار، ج 60، ص 199، 219.)

 

ــ اولین کسى که که غنا و آواز خواند، همان زمانى که آدم 

علیه السلام از درخت نهى شده خورد.(علل الشرایع ، ج 2، ص 233، بحار، ج 93، ص 306)

 

ــ اولین کسى که نوحه خواند و گریست؛ چون او را به زمین فرستادند، 

به یاد بهشت و نعمت هاى آن نوحه و گریه کرد.

 

ــ اولین کسى که لواط کرد آنگاه که به میان قوم لوط آمد.(بحار، ج 14، ص 112)

 

ــ اولین کسى که دستور ساختن منجنیق را داد تا حضرت ابراهیم 

علیه السلام را با آن در آتش اندازند.

 

 

ــ اولین کسى که عبادت و بندگى او، فرشتگان را به تعجب در آورد!

 

ــ اولین کسى که به خداى خود اعتراض کرد.

 

ــ اولین کسى که شبیه شدن به دیگران را مطرح و مردم را به آن

 تشویق کرد.( کتاب سلیم بن قیس)

 

ــ اولین کسى که براى زیبایى ، زلف گذاشت.(کتاب ابلیس ، ص ۱۶۴ و ۱۶۵)

 

ــ اولین کسى که نقاشى کرد و چهره کشید.

 

ــ اولین کسى که آتش حسدش شعله ور شد.

 

ــ اولین کسى که به ناحق مخاصمه و جدال کرد.

 

ــ اولین کسى که خداى تعالى به او لعنت نمود. 


وَإِنَّ عَلَیْکَ لَعْنَتِی إِلَى یَوْمِ الدِّینِ ﴿ص/78

خدا] گفت: از آن [جایگاه] بیرون رو که بی تردید تو رانده شده ای.

 

ــ اولین کسى که به خدا کفر ورزید.


إِلا إِبْلِیسَ اسْتَکْبَرَ وَکَانَ مِنَ الْکَافِرِینَ ﴿ ص/74

مگر ابلیس که تکبّر ورزید و از کافران شد.



«ادامه مطلب»


نوع مطلب : 13-18، 121-126، 151-156، 259-264، 457-462، 02-سوره بـقـرة، 05-سوره مـائـده، 07-سوره اعـراف، 15-سوره حـجـر، 38-سوره ص، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــرار شیطان ، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 20 آبان 1397

 

زندگینامه شیطان-قسمت اوّل/3




خلقت شیطان



خداوند سه گونه موجود عاقل و با شعور آفریده :

 نوع اوّل : در آسمان ها هستند که همان فرشتگان اند و از نور به وجود آمده اند که شهوت جنسى و خور و خواب و شهوات دیگر ندارند؛ گناه از آنان سر نمى زند، تسلیم محض ‍ پروردگار مى باشند و یک لحظه نافرمانى او را نمى کنند، خلقت آنها جلوتر از جن و انس بوده.

نوع دوّم : انسان است که خداوند متعال او را با دو دست قدرت خود پدید آورد و ملائکه بر او سجده کردند و استاد آنان شد، هم عقل و هم شهوت در وجودش گذاشت ، و از خاک و آب به وجود آمده است ( رجوع شودبه کتاب انسان از خاک تا خاک یا از خدا به سوى خدا صالحی حاجی آبادی

نوع سوّم : نژاد جن است که خداوند ایشان را از آتش بى دود(و باد) پدید آورد، و مثل انسان عقل و شهوت به آنها داده شده است . خلقت جن قبل از خلقت آدم و هم زمان با خلقت نسانس بوده است .

خداوند درباره خلقت جن چنین فرموده :

والجان خلقناه من قبل من نار السموم

ما طایفه جن را قبل از انسان از آتش گرم و سوزان - و شعله ور بدون دود – آفریدیم. (حجر/27)



 

برگرفته شده از سایت :

http://tabarak.ir/maref/8286-2015-08-25-13-08-19.html





نوع مطلب : 15-سوره حـجـر، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــرار شیطان ، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 20 آبان 1397

 

زندگینامه شیطان-قسمت اوّل/4



ابلیس فرشته بود و یا جن؟




حال باید پرسید، آیا او مَلَک و از فرشتگان بود یا خیر؟


در قرآن به صراحت ذکر شده که او از «جنّ» بوده آنجا که می‏فرماید:



وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِکَةِ اسْجُدُوا لآدَمَ فَسَجَدُوا اِلاّ اِبْلِیسَ کانَ مِنَ الجِنِّ

 فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ...(کهف آیه 50)


چون به فرشتگان گفتیم آدم را سجده کنید، همه سجده کردند مگر 

ابلیس که از جنّیان بود و از فرمان پروردگارش بیرون شد...


در ماجرای خلقت انسان اگر چه آدم اولین انسان از نسل کنونی است لیکن ابلیس اولین جن از نسل جنیان نیست زیرا خداوند درباره او می فرماید :"و ابلیس از جن بود".(سوره کهف آیه 50-آیه فوق)

از این آیه معلوم می شود که قبل از ابلیس افراد دیگری از جن خلق شده بودند و او یکی از آنهاست ولی ابلیس اولین وسوسه گر و دشمن بشر به شمار آمده و آغازگر عداوت است.

 همانطور که خداوند، نخست آدم علیه السلام را خلق نمود و همسرش حوّا را بعد از او از جنس خودش آفرید، پدر جن ها هم که مارج نام داشت از آتش و سپس همسرش مارجه را نیز از او خلق نمود. 

مارج و مارجه با هم ازدواج کردند جان متولد شد و فرزندان جان دو طایفه شدند. 

 طایفه اوّل : همان جن ها که در میان آنان ، هم مؤمن پیدا مى شود و هم کافر.

 طایفه دوّم : شیاطین شدند که پدر بزرگشان ابلیس میباشد. ابلیس یکى از فرزندان جان است و طبق بعضی روایات نام اصلی او حارث بود.


برگرفته شده از سایت :

http://tabarak.ir/maref/8286-2015-08-25-13-08-19.html





نوع مطلب : 18-سوره کـهـف، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــرار شیطان ، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 20 آبان 1397

 

زندگینامه شیطان-قسمت اوّل/5



آیا ابلیس اولین جن بود؟




در ماجرای خلقت انسان اگر چه آدم اولین انسان از نسل کنونی است لیکن ابلیس اولین جن از نسل جنیان نیست زیرا خداوند درباره او می فرماید :"و ابلیس از جن بود".(سوره کهف آیه ۵۰)

از این آیه معلوم می شود که قبل از ابلیس افراد دیگری از جن خلق شده بودند و او یکی از آنهاست ولی ابلیس اولین وسوسه گر و دشمن بشر به شمار آمده و آغازگر عداوت است.

 همانطور که خداوند، نخست آدم علیه السلام را خلق نمود و همسرش حوّا را بعد از او از جنس خودش آفرید، پدر جن ها هم که مارج نام داشت از آتش و سپس همسرش مارجه را نیز از او خلق نمود. 

مارج و مارجه با هم ازدواج کردند جان متولد شد و فرزندان جان دو طایفه شدند. 

 طایفه اوّل : همان جن ها که در میان آنان ، هم مؤمن پیدا مى شود و هم کافر.

 طایفه دوّم : شیاطین شدند که پدر بزرگشان ابلیس میباشد. ابلیس یکى از فرزندان جان است و طبق بعضی روایات نام اصلی او حارث بود.


 

برگرفته شده از سایت :

http://tabarak.ir/maref/8286-2015-08-25-13-08-19.html





نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــرار شیطان ، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 20 آبان 1397


 

زندگینامه شیطان-قسمت اوّل/6



پیشینه خلقت جنّ و شیطان




خداوند درقرآن میفرماید:

ولقد خلقناالانسان من صلصال من حماءٍ مسنون * والجانَّ

 خلقناه من قبل من نارالسَّموم 

همانا ما انسان رااز گلی خشک که برگرفته از لجنی متعفّن و تیره رنگ است آفریدیم. 

و جن را پیش از آن از آتشی سوزان و بی دود پدید آوردیم. 

﴿حجر/27-26

خَلَقَ الإنْسَانَ مِنْ صَلْصَالٍ کَالْفَخَّارِ * وَخَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مَارِجٍ مِنْ نَارٍ

انسان را از گلی خشکیده مانند سفال آفرید 

و جن را از آمیزه ای [از شعله های مختلف] آتش به وجود آورد.

﴿الرّحمن/15-14


آیات شریفه فوق تصریح دارد بر تقدّم خلقت جن و شیطان بر انسان ،امّا اینکه این مدت چقدر است ظاهرا دلیل معتبری در دست نیست، جز اینکه محی الدّین ابن عربی میگوید : بین خلقت جن وخلقت آدم شش هزار سال فاصله بوده است.

مسعودی گفته است موقعی که خدا اراده کرد آدم را خلق کند مدت هفت هزار سال برجن و نسناس گذشته بود و ابلیس لعین هم قسمتی از زمان را گذرانده بود.

اما اگر ابلیس اولین جن نباشد که نیست واز طرفی طبق فرموده امیرالمومنین (ع) که فرموده اند: ابلیس خدا را شش هزار سال عبادت کرده، سابقه خلقت جن و شیطان بیش از آنچه ابن عربی گفته است خواهد بود از این رو قول مسعودی به واقع نزدیکتر است.

شیطان بر خلاف تصور عامیانه از جنس فرشتگان نیست بلکه او از جن است همانطور که قرآن می فرماید : فرشتگان سجده کردن به جز ابلیس و او از جن بود و از فرمان پروردگارش سرپیچید (کهف آیه 50) اما چرا او در کنار فرشتگان بوده؟


برگرفته شده از سایت :

http://tabarak.ir/maref/8286-2015-08-25-13-08-19.html





نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــرار شیطان ، 15-سوره حـجـر، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 20 آبان 1397

 

زندگینامه شیطان-قسمت اوّل/7




پیشینه شیطان قبل از تمرّد و چگونگی راهیابی

 او به محفل فرشتگان



نام اصلی وی حارث (حرث) بوده که به خاطر عبادتهای طولانی مدتش، او را عزازیل یعنی عزیز خدا، می‌گفتند.

 اما پس از تکبر و خودبینی‌اش، ابلیس نامیده شد، یعنی کسی که از رحمت خدا مایوس گردید و پس از خودداری از سجده بر آدم و رانده شدنش از درگاه الهی، شیطان یعنی دور شده از رحمت و خیر نام گرفت.

درمورد پیشینه او چنین گفته‌اند : که خداوند متعال قبل از آفرینش آدم، موجودات دیگری خلق نموده بود به نام جن که حارث یکی از آنها بوده و در زمین زندگی می‌کرد، تا اینکه این مخلوقات به سرکشی، فساد، قتل و خونریزی دربین خود و نسانس پرداختند وقتى که فتنه و فساد، کشت و کشتار در میان آنان برپا شد.

در این هنگام خداوند اراده کرد که آنان را نابود فرماید: عده اى از ملائکه را فرستاد تا با شمشیرهاى خود با آنها جنگیدند و همه آنها را کشتند. 

در این میان ، شیطان جان سالم به در برد و از مرگ نجات پیدا کرد و به دست ملائکه اسیر شد.

 به فرشتگان گفت : من ، از جمله مؤمنان هستم. (و در فتنه و فساد شرکت نداشتم) 

شما تمام خویشان و هم نوعان مرا کشتید و من تنها ماندم، مرا با خودتان به آسمان ببرید، تا در آنجا با شما باشم و خداى خود را عبادت کنم .

فرشتگان از خداوند جویاى تکلیف شدند. خداوند به آنها اجازه داد که او را به آسمان ببرند. زمانى که به آسمان رسید به گردش در آسمان ها و بررسى پرداخت . در آن میان لوحى را دید که چیزهایى بر آن نوشته شده ؛ نوشته بود:

 

انّى لا اُضیعُ عمل عامل منکم ( آل عمران آیه 195) 

من پاداش هیچ عمل کننده اى را ضایع نمى کنم

 

مَن كَانَ یُرِیدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِی حَرْثِهِ 

وَ مَن كَانَ یُرِیدُ حَرْثَ الدُّنْیَا نُؤْتِهِ مِنْهَا وَمَا لَهُ فِی الْآخِرَةِ مِن نَّصِیبٍ (شورى آیه 20)

کسی که زراعت(پاداش) آخرت را بخواهد، بر زراعتش می افزاییم(برکت مى دهیم) و کسی که زراعت(پاداش) دنیا را بخواهد، اندکی از آن را به او  دهیم، ولی او را در آخرت هیچ بهره و نصیبی نیست.

بعد از اینکه آیات فوق را خواند، پیش خود فکر کرد که آخرت نسیه و دنیا نقد است. تصمیم گرفت دنیا را به وسیله عبادت هاى طولانى به دست آورد. لذا در میان ملائکه آنقدر عبادت کرد تا سرور و رئیس همه فرشتگان شد و طاووس ملائکه نام گرفت!

او اولین کسى بود که نماز خواند و یک رکعت آن چهار هزار سال طول کشید.(26)

اما برخی چنین بیان کردند که حارث (ابلیس) در حالی که خردسال بود به اسارت ملائکه در آمد و به همراه آنها به عبادت خدای تعالی مشغول شد. او در آسمان اول، مدتی بین ملائکه، خدا را عبادت کرد. بعد به آسمان دوم و سوم تا بالاخره به آسمان هفتم راه یافت. او در کنار عرش الهی منبری داشت، بالای آن رفته و ملائکه را اندرز می‌داد؛ و ملائکه در مقابل او با احترام مى ایستادند.چون به این رتبه و مقام رسید، با خود گفت: اگر روزی این امر تبلیغ به دیگری واگذار شود، من از او اطاعت نمی‌کنم چون خود را در علم و عمل یگانه روزگار و از همه برتر می‌دانست.

به خاطر عبادت های زیاد او در درگاه خداوند بود که به او مقامی عطا شد همانند فرشتگان و تا جائی بالا رفت که در زمره فرشتگان قرار گرفت اما از جنس فرشتگان نبود و حتی بعضاً الگوی فرشتگان و پاسخگوی سوالات فرشتگان هم شد.

 از معصوم (ع)روایت است ابلیس از جنس فرشتگان نبود اما فرشتگان او را فرشته می دیدند...(27)

در روایت آمده که این امتیاز و افتخار بخاطر آن به او رسید که شش هزار سال خداوند تبارک و تعالی را عبادت و بندگی کرده بود شش هزار سالی که ممکن است از سالهای آخرت باشد(28) که به حساب سالهای دنیا بیش از چند میلیون سال است

از امام صادق علیه السلام پرسیدند که آیا ابلیس از ملائکه است یا جزء سایر موجودات آسمانى است؟ فرمود: نه از ملائکه است و نه از سایر موجودات آسمانى؛ بلکه او جنّ است؛ ولى همراه ملائک بوده است. ملایکه نیز گمان مى‏ کردند او از جنس آنهاست، ولى خداوند متعال مى‏ دانست که چنین نیست. این جریان ادامه یافت تا در جریان سجده بر آدم، راز پنهان ابلیس آشکار گشت(29)

روزی ملائکه در لوح دیدند که به زودی یکی از مقربان درگاه الهی به نفرین ابدی گرفتار خواهد شد پس از حارث با اصرار خواستند که آنها را دعا کند که هیچ یک از ایشان به این بلا مبتلا نشود وی در جواب گفت : این قضیه به من و شما مربوط نیست. من سال ها است بر این معنى اطلاع یافته ام! ملائکه باز الحاح کردند. او نیز دعا کرد و گفت: خدایا! ایشان را ایمن گردان، ولی خودش را به سبب غروری که داشت، فراموش کرد

روزی وی دید بر در بهشت نوشته‌اند: 

«نزد ما بنده‌ای است که او را به انواع نعمت ها، گرامی می‌داشتیم. اما اگر او را به کاری واداریم، سرپیچی می‌کند و به لعنت ابدی گرفتار خواهد شد.»

حارث سالها او را لعن می‌کرد ولی نمی‌دانست که در حقیقت دارد خود را لعن می کند! در آن مدت هر جا سجده اى مى کرد و سر بر مى داشت در آن جا نوشته شده بود لعنة الله على ابلیس - چون اسمش عزازیل بود - نمى دانست که خودش است .

وی روزی دید در لوح نوشته است: 

«اعوذ بالله من الشیطان الرجیم» 

پرسید: خدایا! این ملعون رانده شده کیست؟ 

خدای تعالی فرمود: بنده‌ای است که او را به انواع نعمتها مخصوص می‌گرداندم ولی نافرمانی‌ام خواهد کرد و خوار و بدبخت خواهد شد.

 گفت: او را به من معرفی نما تا هلاکش کنم. فرمود: زود است او را بشناسی. هنوز او تمرد و سرکشی نکرده است، تا مستوجب مجازات باشد.

=============

 

26- نهج البلاغه ، خطبه قاصعه

27- سفینه البحارج 1 ص 98)

28-نهج البلاغه خطبه 192)

29- طبرسى، مجمع البیان، ج 1، ص 163، چاپ بیروت


برگرفته شده از سایت :

http://tabarak.ir/maref/8286-2015-08-25-13-08-19.html





نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــرار شیطان ، 03-سوره آل عـمـران، 42-سوره شـوری، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 20 آبان 1397


 

زندگینامه شیطان-قسمت اوّل/8



اولین مخالفت شیطان با خلقت آدم علیه السلام




شیطان در میان فرشتگان مشغول عبادت بود تا وقتى که خداوند اراده فرمود براى خود در زمین جانشین خلق فرماید. به ملائکه خطاب نمود که من مى خواهم خلیفه اى در زمین قرار دهم ، و آنان را از مقصود خود آگاه نمود.

وَإِذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَةِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأرْضِ خَلِیفَةً قَالُوا أَتَجْعَلُ فِیهَا مَنْ یُفْسِدُ فِیهَا وَیَسْفِکُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَنُقَدِّسُ لَکَ قَالَ إِنِّی أَعْلَمُ مَا لا تَعْلَمُونَ﴿بقره/30﴾ 6

 یاد آر آن زمان را كه پروردگارت به فرشتگان گفت : به یقین جانشینى در زمین قرار می ‏دهم . گفتند : آیا موجودى را در زمین قرار می ‏دهى كه در آن به فساد و تباهى برخیزد و به ناحق خون‏ریزى كند و حال آن كه ما تو را همواره با ستایشت تسبیح می ‏گوییم و تقدیس می ‏كنیم . [پروردگار] فرمود : من [از این جانشین و قرار گرفتنش در زمین] اسرارى می ‏دانم كه شما نمی‏دانید .

در این هنگام ابلیس به وسط زمین آمد و فریاد زد که :اى زمین ! من آمده ام تو را نصیحت کنم !

خداوند اراده کرده از تو پدیده اى به وجود آورد که برترین خلایق باشد و من مى ترسم که خدا را معصیت کند و داخل آتش شود (و در نتیجه تو داخل آتش شوى و بسوزى) وقتى ملائکه مقرب آمدند از تو خاک بردارند آنها را به خداى بزرگ قسم بده از تو خاک برندارند.(31)

 مخالفت او با آدم علیه السلام از همین جا شروع شد و تاکنون ادامه دارد و تا روز قیامت هم ادامه خواهد داشت . این اولین مخالف او بود.

از امیرالمؤمنین نقل شده که ایشان فرمودند: وقتى خداوند متعال اراده کرد آدم علیه السلام را خلق کند خطاب به جبرئیل فرمود: مقدارى خاک از زمین بیاور تا خلقى جدید به وجود آورم که افضل موجودات و اشرف آنها باشد.

جبرئیل به زمین آمد تا خاک بردارد (طبق تذکر شیطان ) زمین نالید و او را به خداوند قسم داد که از آن خاک برندارد. ایشان هم برگشت داستان را گزارش ‍ داد.

 بار دیگر میکائیل و بعد از او اسرافیل را فرستاد. باز زمین آنان را قسم داد، آنها هم با دست خالى برگشتند.

براى بار چهارم ، عزرائیل را فرستاد که حتما از خاک زمین بردارد. او که خواست خاک بردارد، باز زمین ناله کرد و او را قسم داد و هر چه ناله و فریاد نمود، تاثیر نکرد.

عزرائیل گفت : من از جانب خدا ماءمورم تا کمى از خاک تو بردارم . او خاک را برداشت و برد که آدم را از آن ساختند.(32) 

از این رو، خداوند قبض روح آدم علیه السلام و اولادش را به دست عزرائیل داد، از این جهت ناله و گریه آنها هنگام جان دادن آدم در دل او اثر نمى کند و او ماءموریت خود را انجام مى دهد.

وقتى آن خاک را با آب خالص و شور و تلخ و بى مزه ، مخلوط کردند و بعد از مدتى پیکر خاکى او را قالب زدند.

 شیطان قیافه او را مشاهده کرد و با خود گفت : این مخلوقى ضعیف است که از گل چسبنده به وجود آمده ، و توى او خالى است، چیزى که توخالى باشد احتیاج به غذا دارد و به این ترتیب مى توان او را گمراه و منحرف نمود.

و نیز گفت : اگر چه او بر من و همه موجودات فضیلت داشته باشد، ولى من با او مخالفت خواهم نمود، و اگر روزى قدرت پیدا کنم او را هلاک مى کنم .

و گفت : اگر این موجود از من بالاتر و شخصیت او مهم تر باشد، از او فرمان نخواهم برد و مطیع او نخواهم شد، و اگر از من پایین تر باشد، او را کمک مى کنم و در مشکلات به فریاد او خواهم رسید، و با او دوست و رفیق مى شوم.(33)

بعد از آنکه خداوند قالب آدم (ع) را از خاک و آب ،سرشت و او را بوجود آورد ،آن قالب را مانند کوه عظیمی کناری گذاشت شیطان در این مدت در آسمان پنجم واز خازنین آن بود .وقتی وی آن قالب گلی رامیدید از سوراخ بینی او وارد واز عقب او خارج میشد و با دست برشکم او میزد و میگفت : خداوند تورا برای چه چیزی خلق کرده؟ مدت هزار سال به این وضع بود بعد از این مدت خداوند متعال از روح خود در او دمید (34)

حضرت عبدالعظیم حسنی نامه ای به امام محمد تقی (ع) نوشت که پرسیده بود :به چه علت غائط انسان بوی گند میدهد؟ آن حضرت در جواب فرمود :

وقتی خداوند حضرت آدم را خلق کرد جسد او بوی خوشی داشت زمانی که هنوز روح دراو دمیده نشده بود ملائکه وشیطان از آن میگذشتند، ملائکه میگفتند: او برای امربزرگی ساخته شده است وشیطان از دهان او وارد میشد و از عقب او بیرون می آمد از این رو هرچه داخل شکم انسان شود بدبو و خبیث میشود (35)


در حدیث دیگری از حضرت علی (ع) نقل شده که فرمود :

وقتی خداوند آدم را خلق کرد قالب گلی آن را تا چهل سال به حال خود گذاشت تا خشک شود ابلیس همواره برآن میگذشت و میگفت : خداوند برای چه چیز این راخلق کرده؟ و پیش خود میگفت :اگر خداوند امر فرماید او را سجده کنم قبول نمیکنم و از دستور او سرپیچی میکنم ومخالفت خود را اعلام میدارم بعد از آنکه روح در او دمیده شد شیطان مخالفت نمود.(36)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

31- تفسیر برهان ، ج 2، ذیل آیات مربوط به آدم و شیطان

32- بحار، ج 11، ص 12؛ حیات القلوب ، ج 1، ص 29

33- اقتباس از تفسیر برهان جلد 2 ذیل آیات سوره حجر مربوط به آدم  

بحار، ج 63، ص 198؛ و حیات القلوب ، ج 1، ص 26

34- بحار، ج 63، ص 198

35- بحار، ج 63، ص 200

36- نهج البلاغه ، خوئى ، ج 2، ص 48؛ حیات القلوب ، ج 1، ص 26

 


برگرفته شده از سایت :

http://tabarak.ir/maref/8286-2015-08-25-13-08-19.html





نوع مطلب : 01-06، 02-سوره بـقـرة، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــرار شیطان ، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 20 آبان 1397

 

زندگینامه شیطان-قسمت اوّل/9



شیطان وقالب گلی آدم



بعد از آنکه خداوند قالب آدم (ع) را از خاک و آب ،سرشت و او را بوجود آورد ،آن قالب را مانند کوه عظیمی کناری گذاشت شیطان در این مدت در آسمان پنجم واز خازنین آن بود .وقتی وی آن قالب گلی رامیدید از سوراخ بینی او وارد واز عقب او خارج میشد و با دست برشکم او میزد و میگفت : خداوند تورا برای چه چیزی خلق کرده؟ مدت هزار سال به این وضع بود بعد از این مدت خداوند متعال از روح خود در او دمید (34)

حضرت عبدالعظیم حسنی نامه ای به امام محمد تقی (ع) نوشت که پرسیده بود :به چه علت غائط انسان بوی گند میدهد؟ آن حضرت در جواب فرمود :

وقتی خداوند حضرت آدم را خلق کرد جسد او بوی خوشی داشت زمانی که هنوز روح دراو دمیده نشده بود ملائکه وشیطان از آن میگذشتند، ملائکه میگفتند: او برای امربزرگی ساخته شده است وشیطان از دهان او وارد میشد و از عقب او بیرون می آمد از این رو هرچه داخل شکم انسان شود بدبو و خبیث میشود (35)

در حدیث دیگری از حضرت علی (ع) نقل شده که فرمود :

وقتی خداوند آدم را خلق کرد قالب گلی آن را تا چهل سال به حال خود گذاشت تا خشک شود ابلیس همواره برآن میگذشت و میگفت : خداوند برای چه چیز این راخلق کرده؟ و پیش خود میگفت :اگر خداوند امر فرماید او را سجده کنم قبول نمیکنم و از دستور او سرپیچی میکنم ومخالفت خود را اعلام میدارم بعد از آنکه روح در او دمیده شد شیطان مخالفت نمود.(36)

=============

34- بحار، ج 63، ص 198

35- بحار، ج 63، ص 200

36- نهج البلاغه ، خوئى ، ج 2، ص 48؛ حیات القلوب ، ج 1، ص 26


 

برگرفته شده از سایت :

http://tabarak.ir/maref/8286-2015-08-25-13-08-19.html





نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــرار شیطان ، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 20 آبان 1397

 

زندگینامه شیطان-قسمت اوّل/10



شیطان سجده نمى کند




وقتى خداوند به ملائکه خطاب کرد و فرمود: مى خواهم در روى زمین خلیفه و جانشینى براى خود قرار دهم ، ملائکه موافق نبودند.

 به خدا اعتراض کردند و گفتند: این که مى خواهى خلق کنى ، در آینده خون ریز و مفسد خواهد شد. بعد از آن که خداوند جواب آنان را داد، تسلیم شدند.

 به ایشان خطاب فرمود: وقتى من خلیفه خود (آدم علیه السلام ) را خلق کردم و از روح خود در آن دمیدم ، همه شما در برابر او سجده کنید.

وَإِذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَةِ إِنِّی خَالِقٌ بَشَرًا مِنْ صَلْصَالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ * فَإِذَا سَوَّیْتُهُ وَنَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِینَ * فَسَجَدَ الْمَلائِکَةُ کُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ إِلا إِبْلِیسَ أَبَى أَنْ یَکُونَ مَعَ السَّاجِدِینَ

﴿حجر/31-28﴾ 263

و [یاد کن] هنگامی را که پروردگارت به فرشتگان گفت: من بشری از گِل خشک که برگرفته از لجنی متعفّن و تیره رنگ است، می آفرینم. * پس چون او را درست و نیکو گردانم و از روح خود در او بدمم، برای او سجده کنان بیفتیدپس همه فرشتگان بدون استثناء سجده کردند. * مگر ابلیس که از اینکه با سجده کنان باشد، امتناع کرد.

 

بعد از آن که خداوند او را خلق کرد و  از روح خود در او دمید و روح به دماغ آدم رسید، به حرکت آمد و نشست، عطسه اى زد و گفت : الحمدلله خداوند در جواب او فرمود: یرحمک اله.(38)

در این هنگام به ملائکه فرمان داد، تا براى اعتراف به مقام شامخ و رفیع او در مقابل وى سجده کنند و او را تکریم نمایند. تمام ملائکه فرمان بردند و به سجده افتادند و مدتى در حال سجده بودند؛ ولى شیطان که آن زمان در صف فرشتگان بود، از روى خودخواهى و غرور به خداوند عرض کرد: خدایا! مرا از سجده کردن بر آدم معذور بدار.

خداوندا! من تو را چنان سجده کنم که تا به حال هیچ ملک مقربى و نه هیچ نبى مرسلى سجده و عبادت نکرده باشد.

خداوند در جواب او فرمود: مرا حاجت به عبادت تو نیست، من از تو مى خواهم ، آن چه را که دستور مى دهم انجام دهى ، نه آن چه را تو مى خواهى!(39)

سرانجام قبول نکرد و حسدى را که در قلبش بود ظاهر نمود.(40) 

خداوند هم در مقام بازخواست از او فرمود: چه چیز تو را باز داشت از آن که سجده نکنى بر مخلوقى که من او را با دست قدرت و عنایت خویش آفریدم؟!

پاسخ داد: من از حیث عنصر و گوهر و ذات از آدم علیه السلام برترم ، کسى را یاراى برابرى با من نیست و هیچ موجودى به پایگاه رفیع و بلند من نمى رسد! من از گوهر فروزان آتش آفریده شده ام و او از عنصر تیره و بى ارزش گل. پس روا نیست که مثل من در مقابل او سجده کند!

خداوند هم به خاطر سرپیچى از دستور و سجده نکردن بر آدم ، او را ندا داد و فرمود از میان ملائکه و بهشت پرنعمت و جاوید و سعادت ابدى من بیرون شو، زیرا تو از مقام قرب و رفیعى که تا کنون داشتى، رانده گشتى .

وَ إِنَّ عَلَیْکَ لَعْنَتِی إِلَى یَوْمِ الدِّینِ ﴿ص/78﴾ 457

و حتماً لعنت من تا روز قیامت بر تو باد.

سپس او را با خوارى و ذلّت از پیشگاه خود راند و از رحمت خود دور داشت. هنگامی که دستور خارج شدن از بهشت براى وی صادر شد. ملائکه هم به او حمله کردند، او از ترس جان خود فرار کرد و خود را مخفى نمود.

بعد از آن، این فرمان از طرق خداوند به آدم وحوّا ابلاغ شد:

وَقُلْنَا یَا آدَمُ اسْکُنْ أَنْتَ وَزَوْجُکَ الْجَنَّةَ وَکُلا مِنْهَا رَغَدًا حَیْثُ شِئْتُمَا وَلا تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَکُونَا مِنَ الظَّالِمِینَ ﴿بقره/35  6

و گفتیم : اى آدم ! تو و همسرت در این بهشت سكونت گیرید و از هر جاى آنكه خواستید فراوان و گوارا بخورید ، و به این درخت نزدیك نشوید كه [اگر نزدیك شوید] از ستمكاران خواهید شد .

 آدم و حوّا هم در بهشت مشغول زندگی بودند و از نعمت‏های بهشتی استفاده میکردند.

هنگامی که از جانب خدا خطاب آمد: اى اهل آسمان ها! من آدم و حوا را در بهشت منزل دادم و همه چیز را مباحشان کردم ، مگر بهشت جاودان را. اگر نزدیک درختان آن شوند و از آنها بخورند از ظالمان خواهند بود و از آن جا بیرون خواهند شد.

شیطان این خطاب را شنید و امیدوار شد پیش خود گفت : من آنها را از بهشت بیرون مى کنم شیطان که همه بدبختی های خود و رانده شدن از درگاه پرفیض الهی را از ناحیه آدم میدانست و کینه او را به سختی در دل گرفته بود، در صدد بود به هر شیوه ‏ای که ممکن است موجبات گمراهی آدم و فرزندانش را فراهم سازد و حتی در پیشگاه خدا سوگند یاد کرد که به هر نحوی و از هر سویی که بتوانم آدمیان را گمراه و جهنمی خواهم کرد. 

=============

 

38- حیات القلوب ج 1

39- حیات القلوب ، ج 1. کتاب ابلیس ، ص 4

40- نهج البلاغه ، خوئى ، ج 2، 48



برگرفته شده از سایت :

http://tabarak.ir/maref/8286-2015-08-25-13-08-19.html





نوع مطلب : 01-06، 259-264، 457-462، 02-سوره بـقـرة، 15-سوره حـجـر، 38-سوره ص، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــرار شیطان ، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط : «چگونه شیطان داخل بهشت شد؟»،
          
یکشنبه 20 آبان 1397

 

زندگینامه شیطان-قسمت اوّل/11



چگونه شیطان داخل بهشت شد؟



هنگامی که از جانب خدا خطاب آمد: اى اهل آسمان ها! من آدم و حوا را در بهشت منزل دادم و همه چیز را مباحشان کردم ، مگر بهشت جاودان را. اگر نزدیک درختان آن شوند و از آنها بخورند از ظالمان خواهند بود و از آن جا بیرون خواهند شد.

شیطان این خطاب را شنید و امیدوار شد پیش خود گفت : من آنها را از بهشت بیرون مى کنم شیطان که همه بدبختی های خود و رانده شدن از درگاه پرفیض الهی را از ناحیه آدم میدانست و کینه او را به سختی در دل گرفته بود، در صدد بود به هر شیوه ‏ای که ممکن است موجبات گمراهی آدم و فرزندانش را فراهم سازد و حتی در پیشگاه خدا سوگند یاد کرد که به هر نحوی و از هر سویی که بتوانم آدمیان را گمراه و جهنمی خواهم کرد. 

شیطان در چنین موقعیتی که حضرت آدم و حوّا بهترین زندگی را دارند چگونه میتواند آسوده بنشیند و آدم را در آن همه لذّت‏ های بی منتهای مادی و معنوی مستغرق ببیند و نصیب وی فقط اندوه و حسرت و ندامت باشد؟ 

شاید اگر هم فکر انتقام در سر او نبود همان طبع حسود و تکبری که داشت او را آسوده نمیگذاشت و در صدد زایل کردن این نعمت‏ های بی حد الهی از آدم و حوّا بر می آمداما بعد از آن که او را از بهشت بیرون کردند و دیگر جایى در بهشت نداشت، چگونه و با چه حیله و وسیله اى بار دیگر داخل بهشت شد؟ چطور آدم و همسرش را فریب داد؟ در این باره دونقل قول وجود دارد:

 

-1 از بعضى بزرگان مانند ابن عباس اینگونه روایت شده :بعد از آنکه شیطان از بهشت بیرون شد، تصمیم قاطع گرفت که با هر نقشه و حیله اى که شده ، باز خود را به بهشت برساند و انتقام خود را از آدم بگیرد، فکر کرد که از راه معمولى و عادى وارد شود، دید نگهبانان بر در بهشت هستند مانع او مى شوند؛ رفت کنارى و به انتظار ایستاد. اول طاووس ‍ را دید، از او خواهش کرد که او را داخل بهشت کند، قبول نکرد.

در این بین ناگهان چشمش افتاد بر بالاى دیوار، دید مارى بالاى دیوار قرار دارد. (تا آن روز مار یکى از حیوانات زیبا و خوش رنگ بهشت بود، و مثل سایر حیوانات دیگر چهار دست و پا داشت. - شیطان جلو آمد و گفت : 

اى مار! مرا داخل بهشت کن ، تا اسم اعظم الهى را به تو تعلیم کنم . مار گفت : ملائکه ، نگهبان در بهشت هستند تو را مشاهده مى کنند و نمى گذارند داخل شوى.

شیطان گفت ، مرا داخل دهان خود کن و آن را ببند و به این وسیله مرا داخل بهشت کن ، مار هم فریب او را خورد و همین کار را کرد و او را در دهان خود جاى داد - این بود که در میان دندانهاى مار سم پدید آمد؛ چون جایگاه شیطان شد- وقتى مار به این وسیله او را داخل بهشت نمود، شیطان هم کار خود را کرد، آدم علیه السلام و حوّا علیه السلام را وسوسه نمود تا فریب خوردند.

 گفت : اسم اعظم را که قول دادى به من تعلیم کن ، در جواب گفت : اى مار! من اگر اسم اعظم را میدانستم ، احتیاج به تو نداشتم که مرا داخل بهشت کنى - من با همان اسم اعظم داخل مى شدم.(43)

 

2- روایتی دیگر میگوید : که شیطان مخفیانه تا نزدیک بهشت آمد، طاووس که یکى از زیباترین ، خوش ‍ آوازترین، خوش رنگ ترین و خوش بوترین پرندگان بهشت بود و تمام پر و بال آن به جواهرات بهشتى آراسته و دائماٌ حمد و ثناى الهى بر زبانش بود و از زیبایى آن ، ملائکه در شگفت بودند، از بهشت بیرون آمد و میخواست دو مرتبه داخل شود که شیطان او را دید.

 به نرمى گفت : اى خوش رنگ ترین و زیباترین و خوش صورت ترین ، خوش صوت ترین و عجیب الخلقه ترین پرندگان ! تو پرنده اى از پرندگان بهشتى هستى؟ 

گفت : من طاووس بهشتم ، لیکن تو که هستى که مثل رانده شدگان و مثل کسى که دیگرى او را تعقیب کرده باشد حیران و سرگردانى، وحشت سر تا پاى تو را گرفته است؟

گفت : من فرشته اى از فرشتگان عالم بالا هستم که مدت مدیدى با ملائکه مقرب الهى خدا را عبادت مى کردیم و یک چشم به هم زدن از عبادت و بندگى غفلت نکردم و سستى در من پیدا نشد، حال آمده ام که بهشت و آن چه را که خداوند به بهشتیان وعده داده تماشا کنم . آیا مى توانى مرا وارد بهشت کنى تا سه کلمه به تو بیاموزم که هرکس این سه کلمه را بداند هرگز پیر و مریض نشود، نمیرد و همواره زنده باشد؟ 

طاووس گفت : واى بر تو، چه مى گویى ؟ مگر اهل بهشت پیر و مریض مى شوند؟ مگر آنان در بهشت می میرند؟

شیطان گفت : بلى ، اهل بهشت ، هم پیر و مریض مى شوند و هم مى میرند، مگر کسانى که این کلمات پیش آنها باشد. آن ملعون براى اثبات حرف خود قسم دروغ خورد! طاووس چون فکر نمى کرد کسى به دروغ به خدا سوگند بخورد به حرف او اعتماد کرد و گفت :

گرچه من احتیاج به این کلمات ندارم ، ولى مى ترسم که رضوان و خازنین بهشت متوجه شدند و بفهمند که من تو را داخل کردم ؛ ولى من مار را که سید و بزرگ حیوانات بهشت است پیش تو مى فرستم ؛ زیرا او مى تواند تو را داخل کند.

 بعد از آن گفت و گوها، طاووس پیش مار آمد و آن چه را شنیده بود، براى او نقل کرد. مار گفت : من و تو به این کلمات احتیاج نداریم . طاووس گفت : ولى من قول داده ام که تو را پیش او فرستم. تا دیگرى به این کار سبقت نگرفته ، تو زودتر پیش او برو، و او را داخل بهشت کن ومار هم چنین کرد.(44)


=============

 

43- شرح نهج البلاغه خویى ج 2، ص 63

44- اقتباس از تفسیر برهان ، ج 2، ذیل آیات سوره حجر مربوط به داستان

 آدم علیه السلام با تغییراتى در عبارات


برگرفته شده از سایت :

http://tabarak.ir/maref/8286-2015-08-25-13-08-19.html







نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــرار شیطان ، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط : «شیطان چگونه آدم وحوارافریب داد؟»،
          
یکشنبه 20 آبان 1397


( کل صفحات : 9 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار وبلاگ نویسی

وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت

اخبار ایران:

اخبار جهان:

اخبار اقتصادی:

اخبار علمی

اخبار فناوری و اطلاعات

اخبار هنری:

اخباراجتماعی

اخبار ورزشی

--------------------------------------------------------------------------------------

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

--------------------------------------------------------------------------------------
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
-------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------- ساخت وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات