وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


@@@@@@@@@@@@

«به نام خداوند علیم و حكیم»

جهان آفرینش دارای رموز و معمّاهایی است كه انسان ها باید همیشه در جست و جوی آن باشند و هر یك از شگفتیهای این جهان دارای كلیدهایی است كه قفل این رموز را باز می كنند.

ما انسانها با تلاش و كوشش می توانیم توانایی آن را داشته باشیم که با كمی اندیشه همراه با عمل و با استفاده از شاه كلید اصلی یعنی «قرآن کریم» این كلیدها را از آن خود كنیم و به راز آفرینش دست پیدا كنیم.

زندگی بدون كاوش معنا ندارد و زمانی زندگی معنا پیدا می كند كه در آن رمزی وجود داشته با شد و همچنین فردی باشد كه در جست و جوی یافتن آن رمز باشد.

@@@@@@@@@@@@

قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :


مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ


هر که علم اولین و آخرین را میخواهد،

باید آن را در قرآن بجوید.


کنزالعمال ج1 ص548

مدیر وبلاگ :سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید






برچسبها




شرحى بر دعاى ندبه - قسمت 21

و آتیته البینات و ایدته بروح القدس


و او را معجزات دادى ، و به روح القدس تقویت نمودى

شـرح :
 
حـضرت عیسى علیه السلام پس از آنكه از مادرى چون حضرت مریم بوجود آمـد، از هـمان طفولیت بینات و معجزاتى را دارا شد. 

چنانكه در قرآن كریم آمده است : 

اذ قـال الله یـا عـیـسـى ابـن مـریم اذكر نعمتى علیلك و على والدتك اذ ایدتك بروح القدس تـكـلم النـاس فى المهد و كهلا و اذ علمتك الكتاب و الحكمة -مائده آیه 110- 

بیاد آور موقعى را كه خداوند فرمود : اى عیسى بن مریم یاد كن نعمتى را كه من به تو و مـادرت عـطـا كـردم، وقـتـى كه من تو را بروح القدس تایید كردم . و تو موقعى كه در گـهـواره (و كـودكـى) ، و مـیـانـه سالى تكلم كردى. و موقعى كه تو را كتاب و حكمت (و تـورات و انـجـیـل تـعـلیـم) دادم. 

و زمـانـى كـه مـجـسـمـه هـائى از گل بصورت پرنده میساختى و در آن مى دمیدى و به اذن من پرنده میشد (و پرواز مى كرد)، و كور و بیمار مبتلا به پیس و جذام را به اذن و خواست من شفا
میدادى . و مردگان را هم به اذن من زنده و از گور بیرون مى آوردى ، و بیاد آور موقعى را كه من تو را از شر بنى اسرائیل حفظ كردم ... ) و این بینات و معجزات در آیات 48 و 49 سوره آل عمران به عبارات دیگر آمده است.
بارى حضرت عیسى علیه السلام در زمان كودكى و شیرخوارگى به سخن آمد و گفت :

 انى عبد الله آتانى الكتاب و جعلنى نبیا -سوره مریم30- 

كه شهادت داد به بـنـدگـى خـود نـسـبـت بـه خداوند متعال ، و برائت ساحت مادرش از تهمت یهو ، و اینكه او پـیـغـمـبـر و داراى شـریـعـت و كـتـاب اسـت. 

و بـر طـبـق آیـه 55 سـوره آل عـمران كه مى فرماید : و اذ قال الله یا عیسى انى متوفیك و رافعك الى و مطهرك من الذیـن كـفـروا 

یاد آور هنگامى را كه خدا گفت اى عیسى من تو را استیفاء و اخذ نمودم و تو را از دست آنان، مانند طلبكار كه طلب خود را بگیرد گرفتم، تا به قرب خود بالا بـرم و تـو را از مـعـاشـرت كـافـران پـاك و منزه گردانم.

 به این ترتیب ظاهر است كه حضرت عیسى علیه السلام عروج به آسمان نمود.(74)
البـتـه كـلمـه تـوفـى بـمـعـنـاى گرفتن و اخذ چیزى است بطور تمام و كمال.(75) 

و گفته شده كه :

چـون خـداوند متعال میدانست كه ممكن است پنداشته شود كه آنچه را خداوند تبارك و تعالى به آسمان برده و روح حضرت عیسى علیه السلام بوده و نه جسدش ، لذا فرموده : 

انى متوفیك تا گفته نشود آنچه را كه بالا برده، تنها روح او بوده است. 

به هـر حـال آنـچـه مـسـلم و قـطـعـى است آنكه او را نكشتند ، و به دارش هم نزدند . چنانكه مى فـرماید : 

و ما قتلوه و ما صلبوه و لكن شبة لهم -نساء157- 

و نه كشتند او را و نه بدارش زدند و لكن مطلب برایشان مشتبه شده ... و كسى را غیر از حضرت عیسى علیه السلام بجاى او گرفتند، (و كشتند ، یا بدارش زدند)

......................................................................................................
[74] تا منظور از آسمان چه باشد

[75]كـلمـه تـوفـى از وفـى و وافـى اسـت كـه بـه مـعـنـاى تـمـام و كـمـال اسـت . و اطـلاق آن بـر فوت و مردن از آن جهت است كه چون در فوت و مرگ هم روح شـخـص بـطـور تـام و تمام گرفته مى شود . و این كلمه در آیات متعددى از قرآن بطور مـطـلق آمـده ، و صـراحـتـى در مـوت و مـردن نـدارد ، البـتـه شامل موت و مرگ انسان هم میشود .




نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 30 آبان 1396





شرحى بر دعاى ندبه - قسمت 22


و كل شرعت له شریعة و نهجت له منهاجا(76)

 و بـه هـر یـك آئین و شریعتى ، و طریقه و روشى عطا فرمودى 

شـرح :

 اصـل مـعناى شریعت عبارت از راه آب است، و تشبیه دین هم به آن بدان جهت اسـت كـه دیـن هـم راه وصـول و رسـیـدن بـه حـیـات ابـدى اسـت.

 لكـل جـعـلنـا منكم شرعة و منهاجا ...(مائده آیه 48)

براى هر گروهى از شما آئین و روشى مقرر كردیم. 

سپس مى فرماید : 

و لو شاء الله لجعلكم امة واحدة و لكن لیـبـلوكـم فـیما آتكم 

و اگر خدا میخواست شما را یك امت قرار داده بود یعنى یك امت متحد (در احكام و دستورات، در همه ادوار و اعصار و بدون نسخ و تغییر قرار میداد) ولى براى اینكه شما را در آنچه داده امتحان كند  اینگونه قرار داد.

البـّتـه اصـل دیـن كـه عـبارت از اعتقاد به یگانگى حضرت احدیت ، و صفات جمالیه و جـلالیـه، و اعـتـقـاد بـه قـیـامـت و روز حـسـاب و جـزا ، و متصف بودن به اخلاق و صفات پـسـنـدیـده ، و انـجـام عـمـل خـیـر و نـیـك ، و مـنـزه بـودن از اخـلاق رذیـله و اعـمـال زشـت و قـبـیـح اسـت . 

تـمـام ادیـان در ایـن اصـول مـتـحـدنـد و اتـفـاق دارنـد همچنانکه :

 قال الله تعالى : 

قل یا اهل الكتاب تعالوا الى كلمة سواء بیننا و بینكم الا نعبد الا الله و لا نـشـر بـه شـیـئا و لا یـتـخـذ بـعضنا بعضا اءربابا من دون الله فان تولوا فقولوا اشهدوا باءنا مسلمون (آل عمران 64)

بـگـو اى اهـل كتاب (یهود و نصارى و مجوس ) بیائید به سمت كلمه اى كه بین ما و شما یـكـسـان اسـت (پـیـروى كـنـیم آنچه را كه تمام پیغمبران در دعوت به آن متفقند ، و هم كتب آسـمـانـى نـسـبـت بـآن مـتـحدند) و آن اینكه جز خداى یگانه را پرستش نكنیم ، و چیزى را شریك او قرار ندهیم (و موجودى را جز او معبود خود نگزینیم) . و بعضى از ما بعضى را بـه جـاى خـداوند متعال ارباب خود نگیریم. و اگر ( با وجود این حقیقت و ظهور بینه) از ایـن حـق روى گـردان شدند، پس شما ( اى مسلمانان بآنان ) بگوئید شاهد و گواه باشید كه ما مسلمان و تسلیم فرمان خدا هستیم) 

ایـن اسـت مـعـنـى اسـلام كـه مـى فـرمـایـد : ان الذیـن عـنـدالله الاسـلام ... - آل عمران آیه 19 - كه همان اقرار و اعتقاد بتوحید و صفات ( جمالیه و جلالیه ) او است. و اقـرار بـه مـعـاد و پیروى از دستوراتش كه به وسیله پیامبر اسلام كه خاتم پیغمبران است ابلاغ شده. و هر كس دین دیگرى غیر از این دین داشته باشد از او هرگز پذیرفته نـمـیـشـود كـه فـرمـوده : 

و مـن یـبـتـغ غـیـر الاسـلام دیـنـا فـلن یقبل منه ... - آل عمران آیه 85 - 
پـس مـامـوریـت اصـلى و عـمـده تـمـام انـبـیـاء و پیغمبران هم یكى بوده، و همگى در این ماموریت متحدند :

 ... و اوحینا الیهم فعل الخیرات و اقام الصلاة و ایتاء الزكوة و كانوا لنا عابدین -انبیاء آیه 73- 

و مـا بـه آنـان انجام كارهاى نیك ، و بر پا داشتن نماز ، و دادن زكات را وحى كردیم ، و همه پرستندگان ما بودند.

البـتـه اخـتـلاف در شـریـعـت آنـان فـقـط در كـیـفـیـت بـعـضـى اءعـمـال و افـعـال بـوده ، كـه بـه مـقـتـضـاى مـحـیـط و عـصـر و زمـان خـود حاصل میشده است. و تكمیل این دین ( اسلام ) بوسیله پیغمبر اسلام انجام گرفت. 

و لذا این مـامـوریـت هـم خـاتـمـه یـافته است . چنانكه فرموده : الیوم اكملت لكم دینكم و اءتممت علیكم نعمتى و رضیت لكم الاسلام دینا - مائده آیه 3 -

امـروز دیـن شما را برایتان كامل كردم ، و نعمت خود را بر شما تمام نمودم ، و دین اسلام را براى شما پسندیدم.(77)

در مـجلد 15 بحار ( باب الشرایع ) ص 189 (78) از حضرت امام صادق علیه السلام روایـت شـده كـه فـرمـود : 

خـداونـد مـتـعال به پیغمبر اسلام همان شرایع نوح و ابراهیم و مـوسـى و عـیـسـى عـلیـه السـلام را عـطـا فـرمـود ، كـه عبارت است از :

 توحید ، و اخلاص عـمـل ، و رهـا كـردن هر نوع شرك و بت پرستى، و باقى بودن بر فطرت سالم و آئین پاك ... .
فـائده - البـتـه مـقـصـود از ارسـال رسـل ، و انـزال كـتب ، همان ارشاد ، و هدایت خلایق به مـصـالح و مـفـاسـد فـردى و اجـتماعى انسان ، راجع به سعادت دنیا و آخرت است . و دیگر اتـمـام حـجـتـى بـاشد از طرف خدا به آنان .... لئلا یكون للناس على الله حجة بعد الرسـل ... -نـسـاء165-

 پـس وظـیـفـه انـبـیـاء بشارت دادن به نعیم جاوید ، و تـرسـانـدن از عـذاب الهـى اسـت . خـواه افـراد بـشـر بـه فـرمـایـشات آنان گوش دهند و عمل كنند و یا اعراض نمایند . در هر حال حجت از طرف خدا برایشان تمام شده ، و راه عذر و بهانه آنان مسدود گشته ، و نمیتوانند بگویند چرا براى ما پیغمبرى نفرستادى، كه ما را هـدایـت كـنـ ، تـا بـه ایـن عـذاب گـرفـتـار نـشـویـم.

 و لذا خـداونـد عـزّوجـل هـم در قـرآن مـجیدش پس از بیان اسامى جمعى از پیغمبران مى فرماید : 

رسلا مـبـشرین و منذرین لئلا یكون للناس حجة -نساء آیه 165- 

رسولانى مژده دهنده ، و بیم كننده فرستادیم ، تا اینكه بعد از پیغمبران ، دیگر حجتى براى مردم باقى نباشد. 

و در سـوره آیـه 134 مـى فـرمـاید : 

و لو انا اهلكناهم بعذاب من قبله لقالوا ربنا لو لا ارسلت الینا رسولا فنتبع آیاتك من قبل ان نذل و نخزى

و اگـر مـا آنـانـرا قـبـل از نـزول قرآن ، یا بعثت پیغمبر اسلام ، به عذابى هلاكشان كرده بودیم، محققا میگفتند : پروردگارا چرا پیامبرى را براى هدایت ما نفرستادى، تا پیش از آنكه ذلیل و رسوا شویم ، آیه هاى تو را پیروى كنیم.

حاصل آنكه ارسال رسل و انزال كتب از طرف خداوند متعال براى چند امر است :

اول : اقامه دین حق و حفظ مقررات آن.

دوم : اتمام حجت بر بندگان خدا تا جاى عذرى باقى نباشد.

سـوم : ثـابـت بـودن حـق در جـهـان و غـلبـه آن بـر بـاطـل . و از ایـن نـظـر در هـر زمـانـى یـك نـوع حـجـتـى از طـرف خـداونـد متعال میان خلق خدا هست ، كه اگر نباشد ، شرایع و امور حقه كه مورد تكلیف است بواسطه دست اندر كارى هوى پرستان ،و دنیا خواهان آلوده و به تدریج دستخوش تغییر شده و از میان میرود.

چـهـارم : آنـكـه كـسـى نتواند اعتراض كند و بگوید چرا منذرى نفرستادى و علامت راهنمائى اقـامـه نكردى تا او را متابعت كنیم ، و به این ذلت و رسوائى مبتلا نشویم.

 و ان من امة الا خـلافـیـها نذیر -فاطر24- 

و هیچ امّتى نیست مگر اینكه در میانشان منذر و بیم رسانى بوده است.

......................................................................................................
[76]براى تحقیق در بیان و توضیح بیشتر این آیات به تفاسیر معتبره مراجعه شود.

[77]و هـمین است سر خاتمیت پیغمبر اسلام كه در آیه 40 سوره احزاب آمده است . خواه خاتم به كسر تاء به معناى
وصفى و اسم فاعل باشد ، و خواه به فتح تاء كه ذاتى بوده و هر چیزى را گویند كه با آن چیزى را مهر كنند . و چون خاتم به نبوت است پس خاتم رسالت خواهد بود . زیرا نبوت گرفتن اخبار غیب است ، و رسالت پیام آن اءخبار است . پس وقتى كه اخبار غیب منقطع شود ، و نبوتى نباشد ، قهرا رسالتى هم نخواهد بود .
[78]مجلد 68 چاپ جدید ص 317 به نقل از محاسن برقى .




نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 30 آبان 1396




شرحى بر دعاى ندبه - قسمت 23




و تـخـیـرت له اوصـیـاء مـسـتـحـفـظـا بـعـد مستحفظ ، 
من مدة الى مدة اقامة لدینك، و حجة على عبادك



و براى او اءوصیائى برگزیدى ، یكى پس از دیگرى حافظ و نگهبان 
دین و آئین شریعت تو تا حجت بر بندگانت باشند


شـرح :
 
هـمانطورى كه قبلا اشاره شد در هر دوره و در هر عصرى حجتى از طرف خدا در میان مردم خواه به صورت نبوت و رسالت و خواه به صورت وصایت و ولایت میباشد.

 در كـتـاب مـرآت العـقـول مـجلد اول ص 136 (79) از حضرت امام محمد باقر علیه اسلام روایت شده كه فرمود : بخدا قسم از وقتى كه خداوند آدم را قبض روح كرد ، زمین را خالى نگذاشت ، مگر اینكه پیشوائى گماشت كه به وسیله او مردم به حق هدایت شوند، و بـخـدا روى آورنـد، و اوسـت حجت بر بندگان خدا، و زمین بدون پیشوائى كه حجت باشد پـابـرجـا نـخـواهـد مـانـد. 

خـداونـد مـتـعـال فـرمـایـد : و لقـد وصـلنـا لهـم القـول لعـلهـم یـتـذكـرون(قـصـص ‍51) 

و البـتـه مـا گـفتار حق را برایشان پیوسته گردانیدیم باشد كه آنها متذكر شوند.

مـرحـوم مـجـلسـى در مـجـلد هـفـتـم بـحـار بـابـى بـه نـام اتـصـال وصـیـت آورده، و در ایـن بـاب اخـبـار و روایـاتـى از كـتـب مـخـتـلفـه نقل مى كن . خوانندگان گرامى میتوانند بدانجا مراجعه فرمایند. (80)

......................................................................................................
[80]23 چـاپ جـدیـد ص 57 . و روایـاتـى نـقـل شـده ، كـه از آن روایـات اسـتفاده میشود كه مقام وصایت و نیابت هم همانند مقام نبوت و رسالت به شایسته ترین و گرامى ترین افراد واگذار




نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 29 آبان 1396




شرحى بر دعاى ندبه - قسمت 24





 و لئلا یـــزول الحـــق عـــن مـــقـــرة و یـــغـــلب البـــاطـــل 
عـــلى اهـــلیـــه و لایـــقـــول احــد لولا ارسـلت 
الیـنـا رسـولا مـنـذرا و اقـمـت لنـا عـلمـا هـادیـا
 فـنـتـبـع آیـاتـك من قبل ان نذل و نخزى

تـا حـق از مـیـان نـرود ، و بـاطـل بـر اهـلش غـلبـه پـیـدا نـكـنـد ، و كـسـى نـگـویـد چـرا رسـول مـنـذر و بـیم دهنده براى ما نفرستادى ، و شاخص راهنمائى نگماشتى تا ما پیش از آنكه به ذلت و خوارى در افتیم از آیات و دستوراتت پیروى كنیم

شـرح : 

از امـام جـعـفـر صـادق عـلیـه السـلام روایـت شـده كـه فـرمـودند :

 جـبـرئیـل بـر پـیـغـمـبـر اكـرم صـلى الله عـلیـه و آله نـازل شـد ، و از طـرف پـروردگـارش خـبـر داد ، و گـفـت :

 اى مـحـمـد مـن اهـل زمـیـن را به حال خود وانمى گذارم مگر اینكه در میانشان دانائى باشد كه عارف به طـاعـت و هـدایـت مـن بـاشـد ، و سـبـب نـجـات مردم در دوره فترت باشد. 

و شیطان را هم به حال خود نمى گذارم ، كه مردم را گمراه كند، و در روى زمین حجتى در میانشان نباشد ، كه به امر و دستورات من آشنا و راهنماى مردم به راه من باشد، و آنان را به طرف من دعوت كـند. من براى هر قومى راهنمائى برگماشتم كه نیكبختان را هدایت ، و حجتى براى تیره بختان باش . (81) 

خداوند متعال فرمود : 

ثم ارسلنا رسلنا تترى كلما جـاء امـةً رسـولهـا كذّبوه فاتبعنا بعضهم بعضا و جعلناهم احادیث فبعدا لقوم لا یومنون (مـومـنـون 44) 

 سـپـس مـا رسـولانى را پى در پى فرستادیم ، هر قومى كه رسـولى بـرایشن آمد تكذیبش ‍ نمودند ، ما نیز یكى پس از دیگرى را به سرنوشت قبلى دچـار نـموده و سرگذشتى براى دیگران قرار دادیم ، و از رحمت خدا دور باد گروهى كه ایمان نمى آورند.

......................................................................................................
[81]23 بحار چاپ جدید ص 22 نقل از علل الشرایع




نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 29 آبان 1396




شرحى بر دعاى ندبه - قسمت 25


الى ان انتهیت بالامر الى حبیبك و نجیبك محمّد 
صلّى الله علیه و آله


تا آنكه امر رسالت و هدایت را به حبیب گرامیت
 محمد صلى الله علیه و آله منتهى كردى 


شـرح : 

بـدانـكـه دوسـتـى بـنـده نـسـبـت بـه خـداونـد متعال به آنست كه او را اطاعت نماید، و نافرمانى او را نكند، و امّا محبت خداوند نسبت به بنده اش یكى آنست كه او را موفق به طاعت و هدایت نماید، و به اعمالى كه مورد رضایت ذات مقدسش میباشد، وا دارد ، و در واقع اثرى از محبّت الهى نسبت به بنده اش میباشد.

البته دوستى و محبت هم در میان بندگان مراتب و درجاتى دارد كه بالاترین مرتبه آن حبّ عقلى است. و آخرین درجه آن هم عشق است . شاعر عرب گوید :

ثـلاثـه احـبـاب فـحـب عـلاقـة و  

حـب تـمـلاق و حـب هـو القتل (82)  

و در مـجـلد 6 بـحـار الانـوار وجـوهـى دربـاره فـرق بـیـن خـلیـل و حـبـیـب ذكـر شـده ، (83) و در ص 177 (84)روایـتـى نقل مى كند كه على علیه السلام در بیان فضائل پیغمبر صلى الله علیه و آله به یكى از عـلمـاى یـهـود - از جـمـله - فـرمـود :

 خـداونـد متعال آنچنان محبتى از خود در دل او انداخت كه او را حبیب نامید ، و صورت او و امتش را هم به ابـراهـیـم عـلیـه السـلام نـمایان نمـود.

 ابـراهـیم گفت : پروردگارا من در میان امم انبیاء، امّتى نورانى تر و درخشنده تر از این امت ندیدم، این شخص كیست؟ ندا آمد كه این شخص حبیب من محمد است و در میان خلق بشر حبیبى جز ( مثل) او كسى نیست.

و در صـحـیـفـه سـجـادیـه مـى خـوانـیـم :

 اللهـم فـصـل عـلى محمد آمینك على و حیك و نجیك من خلقك و صفیك من عبادك امام الرحمة و قائد الخیر(85) 

بـار الهـا رحمت فرست بر محمد كه امین وحى توست ، و برگزیده خلقت ، و از بندگان پسندیده است كه پیشواى رحمت و قافله سالار خیر و كلید بركت است.

اما كلمه محمد بر وزن مفعل از حمد به معناى كثرت حمد است . و مـى فـهـمـانـد كه او افضل ستایش شدگان است . 

و در مجلد 6 بحار ص 121 در وجه تـسـمـیـه ایـن اسم روایتى نقل شده كه شخص یهودى از آن بزرگوار سئوالاتى كرد ، از جـمـله پرسید : 

براى چه نامت را محمّد گذاشتند ؟ پیامبر فرمودند : (86) 

امّا محمد فانّى محمود فـى الارض

 چـون مـن در زمـیـن خـوشنام و ستوده ام.

 پس از بیاناتى آنگاه فرمودند : نام مـحـمّـد هـم در قـرآن آمـده اسـت. 

سـپـس آن یـهـودى پـرسـیـد : تـاءویـل و تـفـسـیـر مـحـمـّد چـیـسـت؟ حـضـرت فـرمـود : خـداى متعال و ملائكه و همه انبیاء و رسولان و همه امّت ها و پیروان آنان او را ستایش مى كنند ، و بـر او صـلوات مـیفـرسـتـنـد . و در صـفـحـه عـرش نـامـش مـحـمّـد رسول نوشته شده است.(87)

البـتـه ایـن نـام مـحمد - پیغمبر اسلام - در چهار موضع قرآن آمده است :

 1 ـ و ما محمد الا رسول(آل عمران آیه 144).

 2 ـ ما كان محمد ابا احد من رجالكم(احزاب آیه 40).

 3 ـ و آمـنـوا بـمـا نـزل عـلى مـحـمـد و هو الحق من ربهم(محمد آیه 20).

 4 ـ محمد رسول الله و الذین معه (فتح 29).

......................................................................................................
[82]مـجـمع البحرین ذیل لغت ملق . و ترجمه شعر چنین است : دوستى سه نوع است
1 ـ عـلاقـه و دلبـستگى . 2 - دوستى شدید كه مرحله عشق است . 3 ـ و شدیدتر آن انتخار در راه

[83]16 - چاپ جدید - ص 405 نقل از مناقب این شهر آشوب .
[84]16 چاپ جدید ص 347 نقل از ارشاد القلوب حسن بن محمد معروف به دیلمى كه از علماء و فضلاى مشهور قرن هشتم ه . ق است .
[85]این جملات قسمتى از دعاى دوم صحیفه سجادیه است .
[86]16 بحار چاپ جدید ص 94 نقل از علل الشرایع و امالى و معانى الاخبار ، و ص 96 از تفسیر قمى ، و مجلد 9 باب احتجاج النبى صلى الله علیه و آله على الیهود فى مسائل شتى ص ‍ 295 از علل الشرایع :
لقـد كـرم الله النـبـى مـحـمـدا ، فاكرم خلق الله فى الناس اءحمد ، و شق له من اسمه لیجله ، فذوا العرش ‍ محمود و هذا محمد ( یعنى : محققا خداوند ، محمد پیغمبر را گرامى داشـت ، و گـرامى ترین خلق خدا میان مردم اءحمد است ، و نام او را از نام خود مشتق ساخت تا او را بزرگ و محترم دارد ، پس صاحب عرش محمود است و این محمد)
گویند وقتى كه در دوره قبل از تولد پیغمبر اسلام شیوع پیدا كرد كه پیغمبرى به نام محمد ظاهر خواهد شد گروهى از مردم آنزمان به امید آنكه این شخص محمد از آنان باشد نام پسرى كه از آنان متولد میشد به نام محمد نام گذارى مى كردند . و نام عده اى از ایشان هم در تاریخ آمده است ، و مورخ معروف دیار بكرى از علماى قرن هشتم در تاریخ الخمیس مجلد اول ص 211 نـام حـدود 15 نـفـر از آنـان را از سـخـاوى و مـسـیـره مـغـلطـاى نقل كر

[87]16 بحار چاپ جدید ص 98 نقل از امالى صدوق .




نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 29 آبان 1396



شرحى بر دعاى ندبه - قسمت 26





فكان كما انتجبته سید من خلقته


پس همانطورى كه او را به رسالت برگزیدى ،
 سید و سرور خلایق هم قرار دادى
 


شرح 

انتجبته بمعناى اخترته است ، یعنى برگزیدى او را. 

در شرح قـاموس چنین آمده : نجیب بر وزن امیر : بزرگوار و نیكوكردار است.

 و سید در اصـل كـسـى را گـویـنـد كـه سـرور و رئیس و بزرگ و فرمانروا باشد.

 و همچنین بر شـخـص شـریف و فاضل و كریم و بردبار، و كسى كه در كار خیر بر دیگران برترى دارد گـفـتـه مـیـشـود و در حـدیث است كه پیغمبر اسلام فرمود:

 انا سیّـد ولد آدم و لا فخر (88) 

من سرور فـرزندان آدم هستم، و فخر نمى كنم. ََ

و در توجیه آن گفته شده آنچه را كه خدواند از فضل و بزرگوارى به او اكرام فرمود و نعمتى كه به او عـنـایـت شـده خـبـر مـیـدهـد، و ضمناً به اُمت خود و دیگران اعلام مى كند كه این فضیلت و بـزرگـوارى از كـرامـات الهـى اسـت ، واز طـرف شخص خودم نبوده و شایسته هم نیست كه بدان فخر و مباهات كنیم.

......................................................................................................


[88]البـتـه ایـن حدیث را همانطوریكه مرحم مؤ لف در حاشیه یادداشت خود نوشته از مـجـمـع البـحـرین نقل مى كند. و در نهایة إ بن اءثیر ذكر شده و در بحار الانوار مجلد 16 چاپ جدید ص 325 به نقل از عیون الاخبار هم آمده است .




نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 29 آبان 1396



شرحى بر دعاى ندبه - قسمت 27



و صفوة من اصطفیته

و بـرگـزیـده و مـمـتـاز از مـیـان كـسانى كه تو از پیغمبران برگزیدى



شـرح 

طـبـق آیـه مـبـاركـه :

 ان الله اصـطـفـى ادم و نـو حـاً و آل ابراهیم و آل عمران على العالمین (آل عمران آیه 33) 

خداوند برگزیده آدم و نـوح و آل ابـراهـیـم و آل عـمـران را بـرجهانیان.

و البته معلوم است آن كسانى را كه خـداونـد تـبـارك و تـعـالى بـرگـزیده ، از اءعمال و اخلاق زشت و قبیحه پاك و پاكیزه نـموده است. و لذا كلمه اصطفى در قرآن كریم به كسانى إ طلاق میشود كه معصوم بـاشـنـد خـواه پـیـغـمـبـر بـاشـد، و خـواه امـام و وصـى پـیـغـمـبـر. 

و درایـن آیـه جـمـله آل ابـراهـیـم و آل عـمـران بـر ایـن مـوضـوع دلالت دارد. و در آیـه 59 سـوره نـمـل كـه مـیفـرمـایـد :

 و سـلام على عباده الذین اصطفى 

مورد سلام و تحیت هم قرار گرفته است.

در تـفـسـیـر صـافـى از تـفـسـیـر قـمـی و جـوامـع طـبـرسـى نـقـل مـى كـنـد كـه آنـان فـرمـودنـد : هـم آل مـحـمـد . كـه آل پـیغمبر اسلام صلوات الله علیهم اجمعین از جمله مصادیق كامله بندگان برگزیده خدا مـیـبـاشـنـد. و در ایـن زمـیـنـه روایـاتـى هـم مـرحـوم مـجـلسـى در مـجـلد هـفـتـم بـحـار الانوار نقل كرده است(89)

بـدان كـه چـون نـسـب پـیـغـمـبـر اسـلام و اوصـیـإ گـرامـیـش بـه حـضـرت اسـمـاعـیـل فـرزنـد حـضـرت ابـراهـیـم ـ عـلیـهـم السـلام ـ مـیـرسـد. پـس هـمـه آنـان از آل ابـراهـیـم و مـشـمـول آیـه مـبـاركـه مـیـشـونـد. 

و البـتّـه از ایـن جـمـله آل ابراهیم عنایت خاصى هم نسبت به خود حضرت ابراهیم شده است زیرا  : 

اوِّلا : این قسم تعبیر در لغت عرب شایع است كه گویند آل فلان عنایت خاصى به خود او شده، و خـود او هـم اراده شـده.
 
ثـانـیـاً : اگـر حـضـرت ابـراهـیـم  اراده نـشـده بـاشـد و فـقـط آل او اراده شـده بـاشـد، لازم مـى آیـد انـبـیـإ بـنـى اسـرائیـل حـتـى اوصـیـاى آنـان بـر عـالمـیـان اسـت، آیـا بـا ایـن حـال ممكن است كه حضرت ابراهیم علیه السلام آن پیغمبر او والعزم و ابوالا نبیإ كه پس ‍ از پـیغمبر خاتم افضل از تمام انبیا است نیز مراد نباشد.

 ثالثاً : خدا در قرآن درباره مقام و مـرتـبـه حضرت ابراهیم علیه السلام مى فرماید: 

و من یرغب عن ملة ابراهیم الا من سفه نفسه و لقد اصطفیناه فى الدنیا و انه فى الاخرة لمن الصالحین (بقره 130) و كسى از آئیـن ابراهیم علیه السلام كناره گیرى نمى كند مگر آنكه سفیه باشد والبته ما او را در دنیا برگزیدیم و او در آخرت از صالحان است.

......................................................................................................

[89]بـحار چاپ جدید مجلد 23 ص 212 باب ان من اصطفاه الله و اءورثه كتابه هم الاسمة و آل ابراهیم علیهم الس




نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 29 آبان 1396





شرحى بر دعاى ندبه - قسمت 28





و افضل من اجتبیته

و افضل از هر كسى كه تو برگزیدى

شـرح :
 
در مـجـلد 6 بـحـار ص 172 (90) از پـیـغمبر اكرم صلى الله علیه و آله روایـت شـده كـه فـرمـودند : 

از جـمـله فـضـیـلت هـا و بـرتـریـهـاى مـن كـه قـبـل از مـن بـه كسى داده نشده بود چهار چیز است : 

 زمین را برایم سجده گاه و پـاك كـنـنـده قرار دادند و هر كس از اُمت من بخواهد نماز گزارد و آبى نیابد، زمین براى او مـسـجـد و طـهـور اسـت.

  ایـجـاد وحـشـت و هـراس در دل كـفـار و دشـمـنـان از فـاصـله و مـسافت یكماهه راه (كه ترس از عظمت و فراگیرى دین اسـلام بـه اقـصى نقاط عالم در دل كفار افكنده میشود و بدین وسیله مورد حمایت و یـارى حـق قـرار گـیـرم.

  غـنـیـمـت گـرفـتـن از دشـمـنـان بـراى اُمـت مـن حلاشل و تجویز شده.

 4ـ رسالت من براى همه مردم است.(91) 

در مجلد 6 بحار ص 173 (92) از رسـول خـدا صـلى الله عـلیـه و آله نـقـل شـده كـه فـرمـود: خداوند تبارك و تعالى بوسیله من ، دین خود اسلام را آشكار و تـكـمـیـل فـرمـود، و قـرآن را هـم بـر مـن نازل نمود، و فتح كعبه بدست من انجام گرفت و مرا برخلایق خود برترى داد، و در دنیا سرور فرزندان آدم و در عالم آخرت زینت بخش قیامت قرار داد، و پیش از ورود من به بهشت انـبـیـاء را از ورود بـه آن مـحـروم سـاخـت و هـمـچـنـیـن ورود امـت آنـانـرا قـبل از ورود امت من ممنوع نمود. و دیگر آنكه خلافت را پس از من تا نفخه صورپایان عمر دنیا در میان اهل بیت من كه شایسته هستند قرار داد.
......................................................................................................

[90] چاپ جدید ص 321 نقل از خصال صدوق .
[91]-
مـؤ لف مـحـتـرم در حـاشـیـه ، بـیـان مـرحـوم مـجـلسـى را كـه در ذیـل روایـت دیـگـرى بـه هـمـیـن مـضـمـون كـه در ص 313 هـمـان مـجـلد و از امـالى صـدوق نـقل شده ذكر مى كند، و ما ترجمه آنرا در اینجا مى آوریم : مراد از مسجد جایگاه نماز اسـت خـواه مـسـجـد بـاشـد یـا نـبـاشـد ولى جایگاه نماز در امم گذشته در معابد مخصوص خـودشـان بـوده و مـراد از طـهـور رفـع حـدث بـه وسـیـله تـیـمـم بدل از وضوء و شاید پاك شدن ته كفش و عصا و كف پا و غیره در اثر راه رفتن در زمین پـاك ، و پـاك كـردن مـحل مدفوع به وسیله سنگ هم منظور باشد، و مراد از مغنم آن غنائمى اسـت كـه در جـنـگ بـا دشـمـنـان دیـن بـدسـت مى آید، و در امم گذشته وقوع جنگ براى دین تـشـریـع نـشده بود. و اگر هم بوده اءخذ نائم جنگى جایز نبوده است ، و اما بیم و هراس دشمنان آنست كه خداوند آنرا فقط به دین اسلام اختصاص داده كه با فاصله یك ماه دورى راه ، خوف و هراس در دل دشمنان مى افكند.
[92] 
چاپ جدید ص 326 نثل از خصال صدوق .




نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 29 آبان 1396




شرحى بر دعاى ندبه - قسمت 29





و اكرم من اعتمدته

و گرامى ترین كسى كه مورد اعتماد تو بود


شـرح : 

در مـجـلد 7 بـحـار ص 176 (93) نقل شده كه حضرت موسى بن جعفر از پدرانش از على بن ابیطالب علیهم السلام روایت كـرده ، كـه آنـحـضـرت فـرمـودند :

 پـس از رحـلت رسـول خـدا صـلى الله عـلیـه و آله روزى بـا عـده اى از اصحاب در مسحد بودیم . در این هـنـگـام مـردى از عـلمـاء و بـزرگـان یـهـود اءهـل شام وارد شد، و او كُتب انبیاى گذشته از تـورات وانـجـیـل و زبور و صحف إ براهیم را خوانده ، و از مطالب آن آگاه بود.

 چون وارد شـد، سـلام كـرد، و نـشـسـت . پـس از كـمـى درنـگ گفت :

 اى امّت محمد جهت چیست كه شما تمام فـضـائل پـیـغـمبران را در پیغمبر خودتان جمع میدانید واو را بهتر از آنان میدانید، اگر از شما سئوالى كنم جواب میدهید؟

 امیر المؤ منین علیه السلام فرمودند : 

هر چه میخواهى بپرس، كـه مـن بـه یـارى خـدا هـمـه آنـهـا را جـواب خـواهـم داد، قسـم بـخدا هیچ درجه و مرتبه و فـضـیلتى خداوند براى هیچ پیغمبر و رسولى قرار نداده مگر آنكه آنرا در وجود پیغمبر اسـلام صـلى الله عـلیـه و آله چـنـد برابر قرار داده است. در حالى كه خود پیغمبر اكرم وقتى فضیلتى را براى خود بیان مى كرد مى فرمود:

 ولا فخر یعنى افتخار نمى كـنـم . و فـخـر نـمـى فـروشـم ، یا به عبارت دیگر نمیخواهم بر شما فخر كرده باشم و اینك من امروز بدون اینكه مقام سائر انبیاء را تحقیر كنم و كوچك شمارم، از فـضـائل پـیـغـمـبـر اسـلام بـیـان مـى كـنـم.

 آنـگـاه آن حـضـرت شـروع بـه ذكـر فـضائل رسول خدا صلى الله و آله نمود، چون روایت طولانى است ، ما از ذكر آن در اینجا صرف نظر مى كنیم . علاقمندان میتوانند به منابع آن رجوع  كنند.(94)
......................................................................................................
[93] چاپ جدید ص 341 نقل از ارشاد القلوب دیلمى .
[94]-
بـه مـضـمـون ایـن روایـت اءحـادیـث دیـگـرى از رسـول خـدا صـلى اللّ ه عـلیـه و آله و اءمـیـر المـؤ منین و ائمه هدى علیهم السلام در باب احـتـجـاجـات بـر یـهـود و اهـل كـتـاب ، در كـتـب اءخـبـار و اءحـادیـث اهل بیت رسول خدا و بحار الانوار آمده است .




نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 29 آبان 1396




شرحى بر دعاى ندبه - قسمت 30


قدمته على انبیائك

و تو او را بر سائر پیغمبرانت مقدم داشتى


شـرح :
 
البـتـه مـعلوم است مراد از این تقدُّم ، تقدُّم زمانى و مكانى مادى نیست . بلكه تقدُّم درجه و مرتبه فضیلت است .
در مـجـلد 6 بـحـار الانـوار ص 178(95) از حـضرت صادق علیه السلام روایت شده كه رسـول خـدا صـلى الله عـلیـه و آله در جـواب شـخصى كه از آنحضرت پرسیده بود: چه بـاعـث شـده كـه تـو بـر تـمام اءنبیاء مقدم باشى.

 در صورتى كه بعد از همه آنان به پـیـامـبـرى مـبـعوث شده اى؟ فرمود: من اولین كسى بودم كه به پروردگارم ایمان آوردم ، و نـیـز در هـنـگـامـى كـه خداوند عهد و میثاق خود را از پیغمبران مى گرفت من اولین كـسـى بـودم كـه او را اجـابـت كـردم و اشـهـد هم على انفسهم الست بربكم (96) (اعراف172) و آنان را بر خودشان گواه گرفت كه آیا من پروردگار شما نیستم . و مـن اولین كسى بودم كه بلى گفتم ، و در إ قرار به رُبوبیت الهى از آنان سبقت گرفتم.

خـدا
ونـد عزو جل در سوره اءحزاب آیه 7 مى فرماید: 

و اذ اخذنا من النبیین میقاقهم و منك و مـن نـوح و ابـراهیم و موسى و عیسى ابن مریم و اخذنا منهم میثاقاً غلیظاً 

و یاد كن وقتى كـه مـا از پـیغمبران پیمان گرفتیم ، و از تو و نوح و إ براهیم و موسى وعیسى بن مریم هـمـگـى پیمان محكمى گرفتیم كه هر یك در تبلیغ رسالت و دعوت به حق جدیت نمایند.

 و به پیغمبرى كه بعد از خودشان مى آید، بشارت دهید. و در این گفتارش خداوند متعال پیغمبر اسلام را به واسطه فضیلت و شرافتى كه دارا بود مقدم داشت.

در مـجـلد 6 بـحـار ص 177(97) ابـن شـهـر آشـوب گوید: فارق نبینا جماعة النبیین بمائُ و خمسین فضیلة ، منها فى باب النوة قوله : و خاتم النبیین ، و قوله : اعطیت جوامع الكلم ، و قوله : ارسلت الى الخلق كافة ، و بقاء دولته : لیظهره على الدین كله ، و العـجـز عـن الایـتـان بـمـثـل كـتـابـه : قـل لئن اجـتـمـعـت الانـس و الجـن عـلى ان یـاتـوا بمثل هذا القرآن لا یاتون بمثله و لو كان بعضهم لبعض ‍ ظهیراً.

......................................................................................................
[95] چـاپ جـدیـد ص 353 بـه نـقـل از اصول كافى .
[96]-
ایـن آیـه مـبـاركـه از دقـیـق تـریـن آیـات قـرآن است كه در آن استشهاد به عالم دیـگـرى قبل از این عالم است ، كه آن را عالم ذر))گویند، براى روشن شدن مـعـنـى و درك حـقـیـقـت آن عـلاقـمـندان مى توانند به تفسیر المیزان و امثلا آن مراجعه فرمایند.
[97] 
چاپ جدید ص 332.




نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 28 آبان 1396



شرحى بر دعاى ندبه - قسمت 31



و بعثته الى الثقلین من عبادك 

و او را بـر تـمـام بـنـدگـانت، از جن و انس است 


مـعـلوم مـیشود این دو نوع موجود در بین موجودات زمینى از حیوان و غیر حیوان داراى قوه مدركه و ممیزه هستند. لذا براى آنان وزن و قـدر و مـنـزلتـى اسـت و از ایـن نـظر تعبیر به ثقلین شده ، و به موجب آیات عدیده قرآن پیغمبر اسلام مبعوث بر جن و إ نس است.

و امّـا نص دلایل بعثت و رسالت پیغمبر اسلام نسبت به عموم بشر آیات متعددى است . از جـمـله آیـه 158 سـوره اعـراف كـه مـى فـرمـایـد: 

قـل یـا ایـهـا النـاس انـى رسول الله الیكم جمیعاً.. بگو اى مردم من فرستاده خدا به همه شما هستم . و دیـگـر آیـه 28 سـوره سـباء كه مى فرماید:و ما ارسلناك الا كافة للناس بشیرا و نذیرا.. و ما تو را نفرستادیم مگر براى كافه مردم كه نوید بخش و بیم دهنده باشى.

در مـجـلد 6 بـحـار ص 171(99)نـقـل كـرده اسـت كـه رسـول خـدا صـلى الله عـلیـه و آله فـرمـود:

 ان الله بـعـث كـل نـبـى كـان قـبـلى اله ى امـتـه بـلسـان قـومـه و بـعـثـنـى الى كل اسود و احمر بالعربیة .. 

یعنى : البته خداوند هر پیغمبرى را پیش از من به امت خاص خود و به زبان قوم خود مبعوث فرمود، واءم ا مرا با زبان عربى به هر نژادى از سیاه و سرخ مبعوث گردانید.

امّا در خصوص بعثت پیغمبر اسلام نسبت به جن هم آیاتى در قرآن آمده است. از جمله : آیات 30 و31 سـوره احـقـاف اسـت كـه از قـول آنها فرماید : 

قالوا یا قومنا انا سمعنا كتابا انـزل مـن بـعـد مـوسـى مـصـدقا لما بین یدیه یهدى الى الحق و الى طریق مستقیم یا قومنا اجیبوا داعى الله آمنو به یغفر لكم من ذنولكم و یجركم من عذاب الیم

 جنیان به قـوم خـود گـفـتـنـد: مـا كـتـابـى را شـنـیـدیـم كـه بـعـد از حـضـرت مـوسـى نـازل شـده ، و كـتـب آسـمانى قبل را تصدیق نموده ، و به سوى حقو طریق مستقیم هدایت مى كـنـد ـ اى قوم ما بیائیئ دعوت این داعى به سوى خدا را اجابت كنید، و به او ایمان آورید، تا خدا گناهانتان را بیامرزد. و از عذاب دردناك پناهتان دهد.

و نیز در اول سوره جن مى فرماید : 

قل اوحى الى انه استمع نفر من الجن فقالو انا سمعنا قرآا عجبا یهدى الى الرشد فآمنا به ولن نشرك بربنا احداً

 اى پیغمبر بگو كه بـه مـن وحـى شـده كـه گـروهى از طایفه جن آیات قرآن را شنیدند. چون به میان قوم خود رفـتند، گفتند: ما قرآنى شنیدیم شگفت آور كه به رشد وصلاح دین و دنیا هـدایـت مـى كـنـد. و مـا بـدان ایـمـان آوردیم. و هرگز كسى را شریك پروردگارمان قرار نخواهیم گرفت.(100)

از ایـن آیـات مـبـاركـه چـنـد مـطـلب اسـتـفـاده مـیـشـود : 

اول : آنـكـه رسـول خدا صلى الله علیه و آله مبعوث به جن و إ نس است. 

دوم : آنكه معلوم میشود طائفه جـنـهـم داراى شعور و إ دراك و از جمله عقلاء هستند كه مورد خطاب قرار گرفته اند. 

سوم : آنـكه به لغت عربى آشنا بوده اند، و عربى را میدانستند. چهارم : آنكه معناى معجزه و غیر مـعـجزه را هم میدانستند. كه قوم خود را به اعجاز بودن قرآن خبر دادند. و اینكه قرآن كلام حـق اسـت كـه گـفـتـنـد: انـا سـمعنا قرآناً عجباً و كلام مخلوق سبب چنین شگفتى نخواهد شد.(101)

پـس به موجب ، آیات قرآن طائفه جن هم مانند إ نس به عبادت إ طاعت خدا مكلفند و ما خلقت الجـن و الانـس الا لیعبدون (ذاریات آیه 56)

و نیافریدیم جن و انس را مگر براى ایـنكه مرا بپرستند و اطاعت من كنند.

 و در مقام تهدید هم مى فرماید: سنفرغ لكم ایها الثقلان (الرحمن آیه 31 )

به زودى ای إنس و جن، به حسابتان خواهیم رسـیـد. 

بـعـد مـى فـرمـاید :

 یا معشر الجن و الانس ان استطعتم ان تنفذوا من اقطار السـمـوات و الارض فـانـفـذوا لا تـنـفـذون الا بـسـلطان 

اى گروه جن و إ نس اگر میتوانید از گوشه آسمانها و زمین راه فرارى یافته بگریزید، اینكار را بكنید. ولى جز بـا حـجـت و عـذر مـوجـه گـریـزى از حـسـاب و عـذاب نـیـسـت. 

سـپـس مـى فرماید: یـرسـل عـلیـكـمـا شـواظ مـن نـار و نـحـاس فـلا تـنتصران 

و بر شما دو گروه اى جـن و انـس آتشى بى دود و با دود مسلط میشود، كه نمیتوانید یكدیگر را یـارى كنید. 

و خطاب فباى آلا ئ ربكما تكذبان به جن وانس در این سوره مكرر شده است .

البته طائفه جن هم مانند طایفه انس از نظر ایمان و روش دینى مختلفند چنانكه در آیه 11 سوره جن آمده است :

 و انا منا الصالحون و منا دون ذلك كنا طرائق قددا 

و البته بـعـضـى از ما براى ایمان آوردن صلاحیت دارند، و بعضى ندارند و ما داراى مسلك و راهاى مـتفرقیم. 

و سپس در آیه 14 هم آمده كه آنان چنین گویند: 

وانا منا المسلموم و منا القاسطون 

و گروهى از ما مسلمان و دسته دیگر سركشند.

و درسـوره انـعـام آیـه 130 فـرمـایـد: 

یـا مـعـشـر الجـن و الانـس الم یـاتـكـم رسـل مـنكم یقصون علیكم آیاتى و ینذرونكم لقاء یومكم هذا قالوا شهدنا على انفسنا

 اى گروه جن و إنس مگر پیغامبرانى از خودتان به سوى شما نیامدند كه آیات ما را براى شما میخواندند و شما را به دیدار چنین روزى انذار مى كردند. گویند آرى و همگى اقرار نمایند.

در تـفـسـیـر مـجـمـع البـیـان در ذیـل ایـن آیـه از ابـن عـبـاس نـقـل مى كند: كه مقام رسالت در ابتداى امر به انسان داده میشود. آنگاه او هم رسولى از جـن سـوى جـنـیـان مـى فـرسـتـد. و دلیـل بـر صـحـت ایـن نـظـریـه آنـسـت كـه خـداونـد مـتـعـال فـرستادگان حضرت عیسى علیه السلام را هم فرستادگان خود نامیده است . آنجا كـه مـى فـرمـاید: اذ ارسلنا الیهم اثنین ـ یس آیه 14 ـ در صورتى كه آندو نفر را حـضـرت عـیـسـى عـلیـه السلام فرستاده بود. بارى در مجلدات بحارالانوار در هر جا به مـنـاسبتى روایاتى نقل شده كه دلالت دارد بر اینكه پیغمبر اكرم بر طایفه جن هم مبعوث بـوده اسـت . از جـمـله در مـجـلد 6 بـحـار 373(102) خـداونـد مـتـعـال بـه پـیـامـبـر خـود مـیـفـرمـایـد: و ارسـلتـك الى اسـود اهـل الارض واحـمـرهـم و انـسـهـم و جـنـهـم مـن تـو را بـه سـوى اءهل زمین از سیاه و سرخ ، و إ نس و جن ، به پیامبرى فرستادم.
......................................................................................................
[99]مجلد چاپ جدید ص 316 نقل از امالى شیح طوسى ، و باید دانست كه راوى خـبـر عـلى بـن مـحـمـد بن رباح نحوى است كه روایت را براى موقعیت واهمیت علم نحو روایت كرده و خبر واحد است .
[100]-
در اصـل لغـت جن به معناى پوشش و پوشاندن است . و این معنى در تمام مـشـتـقـات آن جریان دارد. و از این نظر جن به معناى معرفو موجوداتى هستند غیر از ملائكه كـه از حـواس مـا مـسـتـور و پـنـهـانـنـد، و از قـرآن اسـتـفـاده مـیـشـود كـه خـلقـتـشـان قبل از خلقت بشر و از نوع آتش ‍ بوده است . و همانند انسان داراى شعور و إ راده و توالد و تناسل و همچنین مؤ من و كافر و مرگ و حیا
[101]-
مـرحـوم مـؤ لف در تـوضـیـح جـمـله قـرآنـاء عـجـبـاً مـى گـوید: یـعـنـى : بـه خـاطر آنكه با آن فصاحت و بلاغتش با كلام مخلقو همسانى و موافعت ندارد و ناسازگار است ، پس از این نظر شگفت آور است .
[102]-18 
چاپ جدید ص 305 نقل از كتاب معراج ابومحمد حسن ) از صدوق




نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 28 آبان 1396




شرحى بر دعاى ندبه - قسمت 32



و اءوطاته مشارقك و مغاربك

و تو او را به شرق و غرب عالم رساندى


شرح :
 
زیر پا نهادن شرق و غرب عالم و دیدگاه پیغمبر اسلام صلى الله علیه و آله به همه آن نقاط همان گسترش نورانیت و معنویت دین حنیف اسلام است ، و این حقیقت و سیر و حركت پیغمبر صلى الله علیه و آله به تمام نقاط زمین در اءخبار و روایات هم آمده است .

 از جمله در مجلد 6 بحار باب مبعثه ص 345(103) ابن ابى عمیر از حفص كـناسى نقل مى كند كه گفت من از عبدالله بن بكر ازجانى شنیدم كه گفت : حضرت صادق علیه السلام مرا فرمود: به من خبر ده كه چگونه رسالت نبى اكرم براى همه مردم بـود، مـگـر خـداوند در كتاب محكمش نفرموده : و ما ارسلناك الا كافة للناس ـ سوره سـبـا آیـه 28 ـ كـه رسـالتـش عـام بـراى شـرق و غـرب و اهـل آسمان و زمین بوده، آیا رسالت خود را به همه آنها رسانده است؟

 گفتم نمیدانم. امـام فـرمود: اى پسر بكر پیغمبرى كه از مدینه بیرون نرفته، چگونه رسالت خود را بـه شـرق و غـرب عالم ابلاغ نموده؟ گفتم : نمیدانم ، فرمود خداى تبارك و تعالى به جـبـرئیـل فـرمان داد او هم زمین را به وسیله پرى از بالش جمع كرد و آنرا همانند كف دست ظـاهـر و آشـكـار در مـقـابـل پـیـغـمـبـر صـلى الله عـلیـه و آله و روبـروى او قـرار داد، و رسـول خـدا هم به مردم شرق و غرب نظر مى كرد، و هر قومى را به زبان خودش ‍ خطاب مـى كرد. و آنانرا به توحید خداى یگانه و نبوت خود دعوت مینمود. و هیچ آبادى و شهرى نبود مگر اینكه پیغمبر همه آنها را دعوت كرد.
و نـیـز در مـجـلد 6 بـحـار ص 331(104) از رسـول خـدا نقل شده كه فرمود: زویت لى الارض فاریت مشارقها و مغاربها و سیبلغ ملك امتى ما زوى لى مـنـهـا زمـین براى من جمع شد و شرق و غرب آن به من نمایان گردید، و به زودى سُلطه واقتدار اُمتم به آنچه براى من جمع و نمایان شد خواهد رسید.

و ایـضـاً در مـجـلد 6 بحار ص 398(105)فرماید: ملكوت آسمانها و زمین نمایان شد و پرده آن چنان برداشته شد تا آنچه را كه در آنها بود دیدم.

هـمـچـنین در مجلد 13 بحار ص 185(106) نقل شده كه اءبوبصیر روایت مى كند كه امام صادق علیه السلام فرمود: چون امور دین به صاحب او رسد هر پستى زمین براى او مـرتـفـع و هـر بـلنـدى هم كه مانع دید است  صاف و هموار شود به طورى كه زمین پـیـش روى او بـه مـنـزله كـف دسـتـش مـیـشـود، و كـدام یـك از شـمـا اسـت كـه كـف دسـتـش را نبیند.
......................................................................................................

[104]-18 چـاپ جـدیـد ص 136 نـقل از مناقب ، و در نهایه ابن اثیر مجلد 2 ص 320 چـنـیـن آمده است : زویت لى الاءرض فراءیت مشارقها و مغاریها زمین براى من جمع شـد و مـن شـرق و غـرب آن را دیـدم و مى فهماند كه اسلام توسعه پیدا مى كند به تمام روى زمین .
[105]-18 چاپ جدید ص 405 نقل از بصائر الدرجات .
[106]-52 ص 328 نقل از كمال الدین صدوق .

http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,Book471P3.html?PHPSESSID=aa3fc977a537bc41dbbb6ff545509da0




نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 28 آبان 1396


شرحى بر دعاى ندبه - قسمت 33




و سخّرت له البراق

و بُراق (مركب تندرو را براى او مسخر كردى

شـرح :
در مـجـلد 6 بـحـار ص 375(107) نـقـل شـده كـه رسـول خـدا فـرمـود البـتـه خـدوانـد مـتـعال براق را براى من مسخر نمود و در اختیار من قرار داد و او جنبنده ای است از جـنـبـنـدگان بهشت، نه كوتاه قداست و نه بلند قد، و چون خدا به او اجازه دهد به یك سـرعـت دنـیـا و آخـرت را گـشـت زنـد، و از نـظـر رنـگ هـم از بـهـتـریـن جـنـبـدگـان اسـت (108)
......................................................................................................

[107]-18 چاپ جدید ص 316 نقل از عیون الاءخیار.
[108]-مرجوم مؤ لف در اینجا درباره توضیح كلمه براق و معناى آن یادداشتى در حـاشـیـه مـتـن اضـافه مى كند و مى نویسد براق ـ بضم باء ـ جنبنده از جنبندگان بـهـشـت اسـت كـه به واسطه رنگ روشن و خالص و شدت درخشندگى آن و یا به واسطه سـرعـت حـركـتـش هـمـانـنـنـد بـرق آن را بـراق خـوانـنـد و ایـن تـوضـیـح را هـم اهل لغت از جمله ابن اثیر در نهایه نقل كرده است .


http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,Book471P3.html?PHPSESSID=aa3fc977a537bc41dbbb6ff545509da0




نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 28 آبان 1396




شرحى بر دعاى ندبه - قسمت 34



و عرجت به الى سمائك

و بـه وسـیـله آن او را بـه آسـمـان خـود عالم شهود 
و بالا عروج دادى


شـرح :
 
بـدان كـه عـروج پـیـغـمـبـر اسـلام صـلى الله عـلیـه و آله از مـسـجـدالحرام مـكـه تـا مـسجد اقصى بیت المقدس در یك شب با همین بدن و جـسـد عـنـصرى به موجب آیات قرآن و اخبار متواتره ثابت و محقق است، چنانكه فرموده :
 
سـبـحـان الّذى اسـرى بـعبده لیلا من المسجد الحرام الى المسجد الاقصى الذى باركنا حوله لنـریـه مـن آیـاتـنـا (اسـراء 1) 

مـنـزه اسـت خـدائى كـه بـنـده خـود (مـحـمـد صلّی الله علیه و آله و سلّم) را شـبى از مسجدالحرام به مسجد اقصى كه پیرامونش را (از نهرها و درخـتـان واثـمار میوه ها و قدوم خاصان خود) بركت دادیم سیر داد تا آیـات خـود را بـه او بـنمائیم. 

و مراد از مشاهده آیات همانطورى كه در آیه 18 سوره نجم آمـده كـه مـى فـرمـایـد: لقـد راى مـن آیـاتنا الكبرى آیات عظیمه است كه همان آیات آسمانها است كه در اخبار و روایات آمده ، و ما در اینجا به سه نكته آن اشاره مى كنیم.

1ـ ظاهر آیه دلالت دارد كه عروج و صعود آن حضرت از مسجد الحرام تا مسجد اءقصى با آن مـسـاف زیـاد كـه در یك شب واقع شده و رفته و بازگشته است ، و خصوصیات اءبنیه واوضـاع آنـجا را براى مردم بیان كرده و كسانى كه رفته بودند و دیده بودند گفته او را تصدیق كرده اند پس در گفته هاى دیگر: عروج به آسمان و گزارش از آنها هم صادق خواهد بود.

 و درباره معراج رسول خد آیات دیگرى هم در سوره نجم است و چون بناى ما بر ختصار است لذا از ذكر آن آیات و تفاسیر وارده بر آن معذوریم.

 ظـاهـر ایـن آیـه مـبـاركـه كـه مـى فـرمـایـد: وَسـئل مـن ارسـلنـا مـن قـبـلك مـن رسـلنـا ـ زخـرف45 ـ از رسـولانـى كـه پـیش از تو فرستادیم بپرس. 

معلوم میشود كه سئوال پیغمبر از انبیاء سابق در جائى بوده كه انبیاء در آنجا مجتمع بودند و آن شب معراج بوده، و روایاتى هم در این باره آمده است.

 از جمله در تـفـسـیـر بـرهـان روایـت شـده كـه ابـن مـسـعـود گـویـد رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: در شب معراج ملكى نزد من آمد و گفت یا محمد از رسـولانـى كـه قـبل ازتو فرستاده شدند بپرس كه خداوند شما رابه چه امرى ماءمور نـمـوده ، و چـون پـیـغـمـبـر پـرسـیـد آنـان گـفـتند براى ولایت تو و على بن ابیطالب.(109)

......................................................................................................

[109]-مـنـظـور هـمان ولایت مطلقه ایست كه اولیاء الهى نسبت به جامعه بشر دارند و بـدیـن وسـیـله هـم بـشـر بـه كـمـال و سـعـادتـمـنـدى خـود در دنـیـا و آخـرت نائل میشود.


http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,Book471P3.html?PHPSESSID=aa3fc977a537bc41dbbb6ff545509da0




نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 28 آبان 1396




شرحى بر دعاى ندبه - قسمت 35



و اودعته علم ما كان و ما یكون الى انقضاء خلقك


و علم گذشته و آینده (یعنى آنچه را كه واقع شده
 و واقع مى شود)
 تا انقضاء خلقت همه را 
به ودیعت و امانت به او سپردى


شـرح :

بـه مـوجـب آیـات و روایـات پـیـغـمبر اسلام صلى الله علیه و آله عالم به وقایع گذشته و آینده شده و در این باره به مجلد 6 بحار باب علمه صلى الله علیه و آله مـراجـعـه شـود(110) و مـا در ایـنـجـا بـعـضـى آیـات و روایـات وارده آنـرا نقل مى كنیم.

 آیـه 89 سـوره نـحـل :

 و نـزلنـا عـلیـك الكـتـاب تـبـیـانـا لكـل شیئى

و این كتاب را ما بر تو نازل كردیم كه بیان روشنى براى هر چیز است. 

و در مـجـلد 6 بـحـار ص 229 بـاب عـلمـه صلى الله علیه و آله روایتى از امام محمد بـاقـر عـلیـه السـلام نـقـل شـده كـه در آن از عـلم پـیـغـمـبـر اسـلام از او سئوال شده ، و در جواب فرموده :

 پیغمبر اسلام عالم به علم جمیع انبیاء و عالم به وقـایـع گـذشـتـه و آیـنـده تـا قیامت و در ص 230 همان مجلد(111) از حضرت صـادق عـلیـه السـلام نـقـل شـده كـه فـرمـود: كـه بـه رسول خدا صلى الله علیه و آله علم گذشته و آینده تا روز قیامت داده شده . و در مـجـلد 7 بـحـار ص 280(112) راوى گـوید شنیدم از امام جعفر صادق علیه السلام كه فـرمـودند :

 به خدا سوگند پیش ما چیزى است كه در آن نیاز به مردم نداریم ولى مردم بـه مـا احـتـیـاج پـیـدا مـى كـنـنـد، پـیـش مـا صـحـیـفـه ایـسـت بـه طـول هـفـتـاد ذراع كـه بـه إ مـلاء و بیان رسول خدا صلى الله علیه و آله و خط على علیه السلام است ، و در آن از هر حلال و حرامى ثبت است.

در تـفـسـیـر بـرهـان از راوى حـدیـث ـ ابـن اءعـین ـ نقل شده كه گفت از حضرت صادق علیه السلام شنیدم كه فرمودند : 

من از اولاد رسول خدا هستم و من به كتاب خدا عالم ترم ، و در ایـن كـتـاب از ابـتداى آفرینش و آنچه تا روز قیامت واقع خواهد شد مى باشد، و در این كـتـاب خبر آسمان و زمین ، و خبر بهشت و دوزخ ، و خبر آنچه واقع شده و واقع میشود هست و مـن آن را مـى دانـم هـمـانطورى كه به كف دستم مى نگرم، كه خداى عزَّو جلَّ در آن كتاب مى فرماید: 

در تـفـسـیر مجمع البیان در ذیل این آیه شریفه از حضرت صادق علیه اللسـلام روایـت شـده كـه فـرمـود : مـراداز ذكـر مـن مـعـى كسانیند كه با او بودند و حـوداثـى كه در آن عصر و زمان واقع شده و واقع مى شود، و مقصود از ذكر من قبلى امـورى كـه در گـذشـتـه رخ داده اسـت.

 در مـجـلد 6 بـحـار ص 178(113) از امام محمد باقر علیه السلام روایت شده كه امیر المؤ منین علیه السلام فرمود: به پیغمبر اسلام علم انبیاء و اوصیاء و علم آنچه را كه تا روز قـیـامت واقع مى شود داده شده، آنگاه این آیه را تلاوت كرد كه خداوند به پیغمبرش فرمود :

 هذا ذكر من معى و ذكر من قبلى. و براى اطلاع بیشتر در این باره به مجلد 6 بحار ص 226(114) باب علمه صلى الله علیه و آله مراجعه شود.
......................................................................................................

[110]-17 چاپ جدید ص 130.
[111]-17 چاپ جدید ص 144 نقل از بصائر الدرجات .
[112]-26 چاپ جدید ص 21 نقل از بصائر الدرجات .
[113]-آیه نقل به معنى است .
[114]-17 چاپ جدید ص 130 تا ص 155.


http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,Book471P3.html?PHPSESSID=aa3fc977a537bc41dbbb6ff545509da0




نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 28 آبان 1396




شرحى بر دعاى ندبه - قسمت 36



ثم نصرته بالرعب

آنگاه او را به واسطه رُعب و ترس دشمنان از او نصرت و یارى نمودى ،
 و ترس او را در دل دشمنان افكندى


شرح :
 
یكى از فضائل و خصائص نبی اكرم ، نصرت و یارى كردن خداوند است او را بـه القـاء خـوف و تـرس از او در دل دشـمنان او كه در چند موضع قرآن از آن یاد شده از جـمله :

  آیه 151 سوره آل عمران كه مى فرماید: سنلقى فى قلوب الذین كفروا الرعب بـمـا اشـركـوا بالله  (بزودى در دل آنهائى كه كافرند چون به خدا شرك آوردند و مشركند رُعب و ترس مى افكنیم.

 آیـه 12 سـوره اءنـفـال كـه مـى فـرماید: سالقى فى قلوب الذین كفروا الرعب بزودى در دل آنها كه كافر شدند ترس ‍ و وحشت مى افكنم.

3ـ آیـه 26 سـوره احـزاب و قـذف فـى قـلوبـهـم الرعـب وتـرس و هـراس در دلهایشان انداخت.

4ـ آیـه 2 سوره حشر و قذف فى قلوبهم الرعب و در دلهایشان ترس و وحشت انداخت.

در مـجـلد 6 بـحـار ص 169(115) در ذیـل تـفـسیر آیه شریفه و ما ارسلناك الا كافة للنـاس در حـدیـثـى ابـن عـبـاس از پـیـغـمـبـر اكـرم صـلى الله عـلیـه و آله نقل مى كند از جمله اینكه فرمود: و نصرت بالرعب فهو یسیرامامى مسیرة شهر و بـه وسـیله رُعب وترس یارى شدم و پیشاپیش من به مسافت یك ماه را مى رود و دشمن با دورى مسافت یك ماه راه مرعوب مى گردد. (116)

و حضرت ولى عصر ـ عجل الله تعالى فرجه ـ هم منصور به رُعب خواهد بود، در مجلد 13 بـحـار ص 189(117) از امـام مـحـمـد بـاقـر عـلیـه السـلام نـقـل شـده كـه فـرمـود: 

مـثـل اینكه من آنان را مى بینم در حالى كه عده نفراتشان حدو سیصد و خورده اى است كه از سمت نجف به طرف كوفه سرازیر مى شوند، كه دلهایشان از نـظـر نـیـرو و قـدرت هـمـچـون پـاره هـاى آهـن سـخـت و مـحـكـم اسـت ، جبرئیل از سمت راست و میكائیل از سمت چپ او را یارى مى كنند، ترس و وحشت چه از روبرو و چـه از پـشـت سر با دورى مسافت یك ماه راه فاصله دشمن را فرا مى گیرد، و خدا او رابه پنجهزار فرشته علامت دار اونیفورم كمك و یارى مى كند.

در مـجـلد 9 بـحـار ص 83(118) نـقـل شـده كه در غزوه اُحد مردم فرار كردند على علیه السـلام در جـلو و پـیـش روى پـیـغـمـبـر صـلى الله عـلیـه و آله بـه نـبـرد مـشـغـول بـود در حـالى كـه جـبـرئیـل از سـمـت راسـت و میكائیل از سمت چپ او را یارى مى كردند.
......................................................................................................

[115]-16 چاپ جدید ص 308 نقل از تفسیر مجمع البیان طبرسى .
[116]-ایـن مـطـلب ضـمـن روایـتـى اسـت كـه در ص 52 آن روایـت نقل شده است .
[117]-52 چاپ جدید ص 343 نقل از تفسیر عیاشى .
[118]-36 بحار چاپ جدید ص 3 نقل از مناقب این شهر آشوب .


http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,Book471P3.html?PHPSESSID=aa3fc977a537bc41dbbb6ff545509da0




نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 28 آبان 1396




شرحى بر دعاى ندبه - قسمت 37



و حففته بجبرئیل و میكائیل و المسوّمین من ملائكتك


و بـه جـبـرئیـل و میكائیل و فرشتگان علامت دار
 (و با اسم و رسم گرداگرد او را احاطه دادى)


شـرح : 

از جـمـله ایـمـان و مـعـتـقـدات شـخـص موحد و مؤ من ؛ ایمان به ملائكه است كه فرمود:

 و المومنون كل آمن بالله و ملائكته (بقره:285) ایمان به ملائكه و تصدیق به وجودشان و اینكه آنان هم بندگان خدایند، و واسطه هائى هستند بین خالق و مخلوقات ووسیله رساندن فیض خالق به مخلوقند از جمله اعتقادات شخص مؤ من است ، و اینكه هر كدام مقام و مرتبه اى دارند و ما منا الا له مقام معلوم(صافات 164)(119)
و بعضى از آنان هم واسطه بین خدا و پیغمبران و رساندن وحى و پیام الهى و آوردن كتاب از طـرف حـضـرت احـدیـت هـسـتـند، و چنانكه در دعاى سوم صحیفه سجادیه امام سجاد علیه السـلام در طـلب رحـمـت بـر حـامـلیـن عـرش و فرشتگان مقرب آمده است كه بعضى از آنان افـضـل از بـعـضـى دیـگـرنـد. 

قال رسول الله صلى الله علیه و آله :

 ان الله اختار من المـلائكـة اربـعـة : جـبـرئیـل ، و مـیـكـائیـل ، و اسـرافـیـل ، و عزرائیل و ملك الموت (120).
و در دعـاى سـوم صـحـیـفـه سـجـادیـه دربـاره جـبـرئیـل مـى گـویـد و جـبـریـل الامـیـن عـلى وحـیـك المـطـاع فـى اهـل سـمـواتـك ، المكین لدیك . المقرب عندك . و جبرئیل امین وحى تو كه در میان اهل آسمانهایت مطاع، و در پیشگاه تو ارجمند و به درگاهت مـقـرَّب اسـت. 

و در حـدیـث آمـده اسـت كـه رسـول خـداصـلى الله عـلیـه و آله (121) بـه جـبـرئیـل فـرمود: چقدر پروردگارت تو را در این كلام نیكو ستایش كرده كه مى فرماید: ذى قـوة عند ذى العرش مكین ، مطاع ثم امین (تكویر20و21) 

فرشته اى است كـه پـیـش صـاحـب عـرش، ارجـمند است، و خود در میان فرشتگان فرمانروا و با امانت است و در وحـى كـم و زیـاد نـمـى كـنـد.

 سپس پیغمبر صلى الله علیه و آله از او پـرسـیـد: ایـن قوت و امانت تو چیست؟ گفت: اما قوت و نیروى من آنست كه چون موقعى كه براى خراب و ویران كردن سرزمین لوط پیغمبر انتخاب شدم و ماءموریت پیدا كردم ، در آن سـرزمـیـن چـهـل شـهـر بـود، و در هـر شـهـرى بـه جـز اطـفـال و كـودكـان حدود چهار صد هزار نفر آماده كارزار داشت و من آنها را چنان از طبقه پست زمین برداشتم كه حتى اهل آسمانها صداى مرغان و سگان آنجا را مى شنیدند و آنجا را زیر و رو و وارونه كردم . و اما امانت من این است كه هیچ ماءموریتى نیافتم كه چیزى از آن كم یا زیاد كنم .

و از جـمـله مـلائكـه مـقـرَّبـیـن مییكائیل است كه درباره آن امام سجاد علیه السلام در صحیفه سـجـادیـه مـیفـرمـایـد : 
و مـیـكـائیـل دوالجـاه عندك و المكان الرفیع من طاعتك 

و بر میكائیل كه پیش تو صاحب جاه و مقام بلند است در اطاعت و انجام فرمانت.

و دیـگـر اسـرافـیـل اسـت كـه دربـاره آن در صـحـیـفـه سـجـادیـه چـنـیـن آمـده اسـت : 

و اسـرافـیـل صـاحـب الصـور الشـاخـص الذى یـنـتـظـر مـنـك الاذن و حـلول الامـر فـیـنـبـه بـالنـفـخـة صـرعـى رهـائن القـبـور

 و اسـرافـیـل صـاحـب صـور كـه در انـتـظـار صـدور دسـتـور و حـلول امـر تو است كه به دمیدن در آن صور درافتادگان به زندان قبور را بیدار و آگاه مى سازد.

و بـه مـوجـب آیـات و اخـبـار عـداوت بـا مـلائكـه خـصـوصـاً بـا جبرئیل و میكائیل عداوت با خدواند است و شخص كافر است هم چنانكه در قرآن آمده است : 

مـن كـان عـدوالله و مـلائكته و رسله و جبریل و میكان فان الله عدو للكافرین (بقره 98) 

كـسـى كـه دشـمـن خـدا و مـلائكـه خـدا و رسـولانـش و جـبـرئیـل و مـیكائیل (دو فرشته مقرب باشد) اینها كافرند، پس خدا هم دشمن كافران است.

و طبق آیات قرآن خداوند متعال در جنگ ها و غزوات پیغمبر اكرم با كفار و مشكرین به وسیله فـرشـتـگـانـش، او و هـمراهانش را یارى نموده از جمله در آیات 123 و 124 و 125 سوره آل عـمـران اسـت كـه مـى فرماید:

محققاً خدا شما را به وسیله ملائكه در غـزوه بدر یارى نمود.. هنگامى كه تو (اى پیغمبر) به مؤ منین گفتى :

 آیا بس نمیشود كه پروردگارتان شما را به سه هزار ملائكه اى كه از آسمان فرود آیند یارى نماید.

 آرى اگر صبر و پایدارى پیشه گیرید و تقوى طلب كنید و دشمنان شما به شتاب بر شما بـتـازنـد پـروردگـارتـان نـیـز شـمـارا بـه پنج هزار ملائكه علامت و نشاندار، یارى مى كند.(122)

در 6 بـحـار ص 467(123) از امـام مـحـمـد بـاقـر عـلیـه السلام روایت شده كه فرمود: فـرشـتـگـانى كه در جنگ بدر پیغمبر را یارى كردند دوباره برنگشتند و بر نمى گـردنـد و هستند تا صاحب امر حضرت ولی عصر را یارى نمایند و عده آنها پـنـج هزار نفر است ، و در همان مجلد بحار ص 447(124) روایتى از ابن عباس نـقـل شـده گـوید: فرشتگان جز در غزوه بدر جنگ نكردند و در غزوات دیگر نیروى نفراتى و امدادى بودند.

البـتـه وقـتـى كـه حـضـرت ولى عـصـر عـلیـه السـلام قـیـام كـنـد خـداونـد مـتعال هم او را به وسیله ملائكه اش یارى مى كند. در مجلد 13 بحار ص ‍ 179(125) از امـام صـادق عـلیـه السـلام نـقـل شـده كـه فـرمـود: 

گـویـا مـى بـیـنـم قـائم آل محمد صلى الله علیه و آله در بیرون نجف كه بر اسبى تیره رنگ ، سیاه و سفیدى كه جـلوى پـیـشـانیش تا پائیین گلو سفید است سوار است و چون اسب به جولان درآید و حركت كـنـد در هـمه جا مشهود میشود و اهل هر شهرى گمان كنند كه حضرت با آنها و در سرزمین آنان است، و چون پرچم رسول خدا را برافرازد سیزده هزار و سیصد و سیزده فرشته به یارى او آیند واین فرشتگان همانهائى هستند كه با نوح پیغمبر در كشتى، و با ابراهیم خلیل موقعى كه در آتش افكنده شد، و با موسى وقتى كه از دریا عبود كرد، و با عیسى بن مریم هنگامى كه عروج كرد بودند، و چهار هزار فرشته كه براى یارى امام حسین علیه السلام آمده بودند ولى اجازه نیافتند و در اطراف قبر امام پریشان وغبار آلوده هستند (و انتظار ظهور ولى عصر را دارند).

......................................................................................................
[119]-مـرحـوم مـؤ لف در حـاشـیـه نـوشـتـه خـود گفتار مرحوم مجلسى را كه درباره مـلائكـه در مـجـلد 59 بـحـار الاءنـوار چـاپ حـدیـد ص 202 آمـده اسـت بـطـور اخـتـصـاص نقل مى كند.
[120]-خصال صدوق چاپ مكتبة الصدوق ص 225.
[121]-ایـن روایـت در تـفـسـیـر مـجـمـع البـیـان ذیل آیه 20 و 21 سوره تكویر آمده است .
[122]-مـرحـوم مـؤ لف در حاشیه یادداشت خود از مجلد 6 بحار ص 470كه چاپ جدید مجلد 19 ص 297 است از كتاب كافى ـ روایتى از امام ابوالحسن موسى كاظم علیه السلام نـقـل مـى كـنـد كـه آن بـزرگـوار دربـاره كـلمـه مـسـومین كه در قرآن آمدهاست فرمود: یـعـنـى دسـتـار بندان هم چنانكه رسول خدا صلى اللّ ه علیه و آله دستارى بسر مى بـسـت و دامـنـه آن را بـه جـلو و پـشـت سـر آویـزان مـى كـرد، هـم چـنـیـن جـبـرئیـل . اصـل كـلمـه مسوم اسم فاعل باب تفعیل از سوم به معناى علامت و نشانه است . و كلمه سیما به معناى قیافه هم از این لغت است .
[123]-19 چاپ جدید ص 284 نقل از تفسیر عیاشى .
[124]-19 چاپ جدید ص 208 نقل از تفسیر مجمع البیان.

[125]-52 چـاپ جـدیـد ص 325 نـقـل از كـمـال الدیـن صـدوق ، و ص 328 نـقـل از كـامـل الزیـاره ابـن قـولویـه قـمـى ، و نـیـز در ص 321 همان 

http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,Book471P4.html?PHPSESSID=aa3fc977a537bc41dbbb6ff545509da0




نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 28 آبان 1396




شرحى بر دعاى ندبه - قسمت 38




و وعدته ان تظهر دینه على الدین كله و لوكره المشركون

و وعده دادى او را كه دینش را برتمام ادیان غلبه دهى هر چند 
مشركان كراهت داشته باشند


شـرح : 

وعـده غـلبـه ایـن دین بر ادیان را خداوند در چند موضع قرآن صریحاً بیان فـرمـوده : 

 1ـ آیـه 33 سـوره تـوبـه : هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَالْمُشْرِكُونَ

او كسى است كه پیامبرش را با هدایت و دین درست فرستاد تا آن را بر هر چه دین است پیروز گرداند هر چند مشركان خوش نداشته باشند.

2- آیـه 9 سـوره صـف : هـو الذى ارسـل رسـوله بـالهـدى و دین الحق لیظهره على الدین كله و لوكره المشركون 

او كسى است كه رسول خود را به هدایت و دین حق فرستاد تا بر غم مشركان بر همه ادیان غالب سازد.

3ــ آیـه 28 سـوره فـتح : هو الذى ارسل رسوله بالهدى و دین الحق لیظهره على الدین كـله وكـفى بالله شهیدا 

او كسى است كه رسول خود را به راهنمائى و دین حق فرستاد تا برهم هادیان پیروز و حاكم سازد و گواهى خدا كافى است.

در مـجـلد 9 بـحـار ص 439(126) نـقـل شـده كـه جـبـرئیـل براى رسول خدا صلى الله علیه و آله چنین پیامى آورد:

 و سیبلغ دینك ما یبلغ اللیل و النهار 

به هر جا كه شب و روز پدید آید دین تو هم بدان جا خواهد رسید.

در تـفسیر مجمع البیان ذیل آیه فوق سوره توبه از مقداد بن اءسود روایت شده كه گفت شنیدم از رسول خدا كه فرمود:

 باقى نمى ماند خانه اى روى زمین نه ساخته شده از گـل و لاى یـعـنـى خـانـه شـهـرى و نـه سـاخـتـه شـده از پـشـم شـتـر (یـعنى خیمه عشایرى) مگر اینكه خداوند كلمه اسلام و شهادتین را در آنجا یا به طـور عـزت و شوكت و یا به ذلت و خوار نمودن مردم وارد كند كه اگر به عزت و شوكت باشد، مردم آن دیار را در زمره گروه مسلمانان در آورده و بدین وسیله آنان عزیز و ارجمند گـردنـد، و اگـر خـوار و ذلیل شوند عاقبت هم با سلام گردن نهند و خود را بدان پایبند سازند.

در مـجـلد 13 بـحـار ص 184(127) از اوبـصـیـر نـقـل شـده كـه گـویـد امـام جـعـفـر صـادق عـلیـه السـلام در تفسیر آیه مباركه هو الذى ارسـل رسـوله ـفـرمود: تاكنون تاءویل این آیه محقق نشده و محقق نخواهد شد مگر وقـتـى كه حضرت قائم از پس پرده غیبت بیرون آید و ظاهر شود، و چون ظاهر شود بخدا قـسـم هـیـچ مـنـكـر بـخوا نخواهد بود مگر آنكه ظهور و خروج او را اكراه دارد و اگر كافر بخدا در زیر سنگى پنهان شده باشد آن سنگ به صدا درآید و مؤ منى را صدا زند: اى مؤ من بیا و كافرى در اینجا پنهان است البته این امر كنایه از توسعه اسلام و دین حق است .
و در تـفـسـیـر آیـه مـبـاركـه هـو الذى ارسـل رسـوله سـوره صـف از ابـن عـبـاس نقل شده (128) كه گوید: غلبه دین اسلام محقق نگردد مگر آنكه همه مردم از یهود و تـرسـا و سایر ملل به اسلام بگروند ـ تا آنكه گوید ـ و این غلبه دین هنگام ظهور و قیام قائم محقق شود(129).

و ذلك بعد ان بواته مبوء صدق من اهله و ایـن وعـده پـیـروزى پـس از آن بـود كـه او را بـعـد از آنـكـه از مكه وطن خود ناگریز هجرت كرد باز او را با فتح و پیروزى به جایگاه مكه صدق اهل بیت (و مسكن و ماءوى خاندان وى) بازگردانیدى.(130)

البـتـه وعـده خـداونـد مـتـعـال بـه پیروزى كامل این دین بر سایر ادیان به موجب روایات سـابـق واخـبـار دیـگـر بـظـهـور و قـیـام حـضـرت ولى عـصـر عحل الله تعالى فرجه الشریف محقق خواهد شد، و این وعده نصرت بدین پیغمبر اسـلام به وسیله گروه صادقین از اءهلش واقع خواهد شد، همان صادقینى كه در آیه 119 سـوره تـوبـه مـى فرماید: یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و كونوا مع الصادقین اى كـسـانـى كـه ایـمـان آورده ایـد از خـدا تـرسید و باراستگویان باشید. ومراد از معیت در ایـن آیـه مـعـیـت در جـسـم و یـا بـودن در یـك مـكان نیست بلكه مقصود متابعت با صدقین است در عقاید و اخلاق واعمال آنان. 

و چون خطابات جمعى قرآن عام است و اختصاص بـه زمـان خـاص نـزول وحـى) نـدارد، و هـر زمـانـى را شامل مى شود و مؤ منان موظف هستند كه از آنان پیروى كنند تا رستگار شوند. و معلوم است كـه مـراد از صـادقـیـن همه مؤ منین امت اسلام نخواهد بود وگرنه خطاب و فرمان خدا به مؤ مـنـان لغـو خـواهـد بـود سپس لازم است كه بعضى از امت باشند، و ناچار آن بعض هم باید مـعـلوم بـاشـد و نـمى شود مجهول و مبهم باشد، و آن بعض ‍ معلوم هم كه باید صادق على الاطـلاق بـاشـنـد بـاید ازعیوب روحى و نقائص آن منزه باشند خلاصه آنكه باید معصوم باشند.

و اگـر مـراد بـه صـادقـیـن، صـادق فـی الجـمـله بـاشـد نـه در تـمـام مراحل و مواقع ، لازمه اش اجتماع امر و نهى ومتناقضین است زیرا از یك طرف امر به متابعت از صادق شده و از طرفى همه نهى شده از ارتكاب حرام كه صادق فى الجمله آنرا انجام داده و بـا ایـن وصـف اگـر مـتـابعت او درافعالش واجب باشد تناقض لازم آید(131) واین بـالبـداهـه بـاطـل اسـت.

و از ایـن نـظـر بـه مـوجـب روایـات مـنـقـول خـاصـه و عامه یگانه مصداق كامل و عالى آن پیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم و على بن اءبى طالب و اهل بیت آنها علیهم السلام مى باشند.

مـجـلد 9 بـحـار ص 78(132) در تـفـسـیـر یـا ایـهـا اذیـن آمـنوا اتقوا الله و كونوا مع الصـادقـیـن ـ تـوبـه : 119 ـ یـقـول : كـونـوا مـع عـلى بـن ابـى طـالب و آل مـحـمـد عـلیـهـم السـلام ـ یعنى با على و فرزندانش علیهم السلام باشید) ـ و الدَّلیلُّ على ذلك قول الله : من المومنین رجال صدقوا ما عاهدو الله علیه فمنهم من قضى نـحـنـبـه و هـو حـمـزه : و مـنـهـم مـن یـنـتـظـر و هـو عـلى بـن اءبـى طـالب ، یـقـول الله : و مـا بـدلوا تـبـدیـلا ـ احـزاب : 21 ـ و در ص 77(133) قال صلى الله علیه و آله : معاشر الناس ‍ ان علیا صدیق هذه الامة مردم ، على صدیق این امت است ).

و ایـضـاً در روایـات عـامـه تـصـریـح شـده كـه مـرا بـه صـادقـیـن پـیـغـمـبـر اسـلام و اهـل بـیـت او عـلیـهـم السـلام اسـت ، چـنـانـچـه در مـجـلد دوم كـفـایـهـة المـُوحدین ص 206 هم نـقـل شـده . و حـاصـل مـقـام آنـكـه ظـهـور دیـن اسـلام و غلبه آن بر سایر ادیان به وسیله اءوصیاء پیغمبر است.
......................................................................................................
[126]-مجلد 40 ص 42 نقل از كتاب فضائل ، و روضة الواعظین .
[127]-52 چـاپ جـدیـد ص 324 نـقـل از كـمال الدین صدوق . و مرحوم فیض آن را در تـفـسـیـر صـافـى در ذیـل آیـة 33 سـوره تـوبـه از تـفـسـیـر قـمـى نقل مى كند.
[128]-52 چـاپ جـدیـد ص 324 نـقـل از كـمال الدین صدوق . و مرحوم فیض آن را در تـفـسـیـر صـافـى در ذیـل آیـة 33 سـوره تـوبـه از تـفـسـیـر قـمـى نقل مى كند.
[129]-تفسیر برهان مجلد 4 ص 329 ذیل آیة 9 سوره صف .
[130]-مـرحـوم مؤ لفه در حاشیه یادداشت به مناسبت این جمله مبوء صدق من اهله قـسـمـتـى از اواخـر دعـاى سـمـات را بـا تـوضـیـح یـاز مـرحـوم مـجـلسـى كـه در ذیـل آن در مـجلد 90 ص 124 آمده نقل مى كند، و آن جمله دعا این است و باركت لحبیبك محمد صـلى الله عـلیـه و آله فـى عـتریه و ذریته و امته وبراى حبیب خود محمد صلى اللّ ه علیه و آله مبارك و فرخندگى و میمنت ) را در دودمان و فرزندان و امتش قرار دادى .
[131]-مـرحـوم مـجـلسـى هم در 35 بحار چاپ جدید ص 419 بیاناتى قریب به این مـضـمـون از كـتـاب الفـصـول المـخـتـارة سـیـد مـرتـضـى نقل كرده .
[132]-35 چـاپ جدید ص 414 نقل از تفسیر قمى . و به این مضمون روایات زیادى از خاصه و عامه نقل شده كه ج 35 چاپ جدید ص 406 بابى است بنام باب
انـه الصادق و امصدق و الصدیق در مجلد 24 ص 30 باب ان ولایتهم الصدق و انهم الصادقون و الصدیقون آمده است .
[133]-35 چاپ جدید ص 412 نقل از طرائف سید بن طاووس.



http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,Book471P4.html?PHPSESSID=aa3fc977a537bc41dbbb6ff545509da0




نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 28 آبان 1396



شرحى بر دعاى ندبه - قسمت 39



و جعلت له و لهم اول بیت وضع للنّاس للّذى 
ببكّة مباركا و هدى للعالمین


براى او و براى آنان نخستین خانه اى را كه جهت 
عبادتگاه مردم نهاده شد و خانه كعبه است 
كه در آن بركت و هدایت جهانیان است قراردادی


شرح : 

چون ابتداى دعوت پیغمبر اسلام از مكه شروع شد، و در آخر الزَّمان هم از مكه شـروع خـواهـد شـد، پـس اعـلاى كـلمـه حق و دین به واسطه پیغمبر و وصى آخر الزَّمان او حضرت ولى عصر عجل الله تعالى) در مكه خواهد شد و لذا و جعلت له و لهم گفته شده ولى دعوت سائر انبیاء و پیغمبران و دیگران از سرزمین هاى دیگر بوده است.

مـجـلد 13 بـحار ص 176(134) از حضرت صادق علیه السلام روایت كرده كه فرمود: مـثل اینكه قائم آل محمد علیه السلام را مى بینم كه روز شنبه روز عاشورا بین ركن و مـقـام ایـسـتاده ، و در برابر او جبرئیل صدا میزند این بیعت بیعت ) با خداوند اسـت و جـهـان را پـر از عـدل مـى كـنـد هـم چـنـانـكه ظلم و جور آن را فرا گرفته بود.

و البته اءول خانه اى كه جهت پرستشگاه مردم قرار گرفت تا عموم مردم موحد از آن مـنـتـفع شوند خانه بكَّة است (135) كه در شهر مكه واقع شده چنانكه مى فرماید ان اول بـیـت وضـع للنـاس للذى بـبـكـة مـبـاركـا و هـدى للعـالمـیـن ـ آل عـمـران آیـه 96 ـ اول خـانـه ایـكـه جـهـت عبادگاه مردم نهاده شد خانه مكه است كه در آن بركت و راهنماى جهانیان است .
از حضرت امام محمد باقر علیه السلام روایت شده كه فرمود: چون خدا خواست زمین را بیافریند به باد امر كرد كه آب را به موج آورد تا كفى بدست آید و یك جا جمع شود و آن موضع كعبه بود، كه كوهى از كف شد آنگاه زمین را از زیر آن پهن و گسترش داد، و این اسـت مـعـنى قول خداوند كه مى فرماید ان اول بیت و آن خانه مبارك و بابركتاست ، هـم چـنـانـكـه مـى فـرماید لیشهدوا منافع لهم ـ حج آیه 38ـ تا شاهد منافع خویشتن باشند.(136)

در تـفـسیر این آیه شریفه : لیشهدوا منافع لهم روایتى ازامام صادق علیه السلام اسـت كـه در مـوقـع اعـمـال حـج در جـواب آن سـائل كـه گـفت : چرا خودتان را به زحمت مى انـدازیـد؟(137) فـرمـودند :

 مـیـل دارم كـه حاضر باشم و با حضور بطلبم منافعى را كه خداى عز و جل فرمود لیشهدوا ـ تا مردم منافع خود را به حضور بطلبند ـ و كسى در آن مـكـانـها مكه و عرفات و مشعرالحرام و منى حاضر نمى شود مگر اینكه نـفـعـى شـامـل حـال او گـردد، و شـمـا (شـیعیان) مراجعت مى كنید در حالى كه مورد مغفرت و آمـرزش قـرار گـرفـتـه ایـد، و اءمـا غـیـر شـمـا (كـه نـفـع آنـهـا دنـیـائى فـقـط اسـت) اموال و كسانشان محفوض میمانند.

مـضـمـون اخـبـار و روایـات اسـت كـسـى كـه بـه حـج و عـمـره مـشـرف شـود و اعـمـال آنـهـا را انـجـام دهـد و طـواف كـنـد مـشـمـول خـیـر كـثـیـر و نـفـع جـزیـل از طـرف خدا خواهد شد، و بعلاوه رفع فقر و پریشانى از او مى شود. چنانكه در كـتاب وسائل از حضرت صادق علیه السلام ورایت شده كه فرمود: حضرت على بن الحـسـیـن عـلیـمـهـا السـلام فـرمـود: حـج و عـمـره بجا آورید كه موجب سلامتى بدن و زیادتى روزى شما گردد، و وسیله تاءمین مخارج خانواده هاى شما خواهد بود، و شخص حج كـنـنـده مـورد آمـرزش و آن سبب دخول بهشت او گردد، و معاصى گذشته او مورد مغفرت است (138) و اعـمـال نـاشـایـسـت او از آن وقـت بـه بعد به حساب آید و در مدت مسافرت حج اموال و كسانش محفوض بمانند.
و بالجمله انجام حج و عمره موجب فوائد دنیا و آخرت است.
......................................................................................................
[134]-52 ص 290 نقل از غیبت طوسى .
[135]-اصـل كـلمـه بـكـة ) بـه مـعـنـى ازدحـام اسـت و مـؤ یـد آن روایـت علل الشرایع ص 397 از امام پنجم است كهم مرحوم مولف در حاشیه متن چنین یادداشت كرده كـه اینكه مكه را بكه نامیده اند براى آنست كه مرد و زن در آن مكان اجتماع مى كنند و مزاحمت یكدیگر را فراهم مى نمایند.
[136]-تفسیر صافى نقل از كتاب كافى .
[137]-تـفـسیر صافى نقل از كافى كلینى . چون در آن موقع حضرت مریض بود و خود به تنهائى قادر به انجام طواف نبود و او را با با محملى طواف مى دادند، و چون در هـر شـوطـى بـه ركـن یـمـانـى مـى رسـیـد دسـتـور مـى داد كـه او را نـگـهـدارنـد و مـحـمـل را بـه زمـیـن گـذارنـد و دسـت خـود را از روزنـه محمل بیرون مى آورد و روى زمین مى كشید.
[138]-امـا بـا شـرایـط و بـه شـرطـى كـه حـق كـسـى را پایمال نكرده باشد.


http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,Book471P4.html?PHPSESSID=aa3fc977a537bc41dbbb6ff545509da0





نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 28 آبان 1396



شرحى بر دعاى ندبه - قسمت 40



فیه آیات بینات مقام ابراهیم

در آن نشانه هاى روشنى است ، كه از جمله مقام ابراهیم است


شـرح : 

از آیـات و نـشـانـه هـاى روشـنى كه در آنجا است :

 1ـ چاه زمزم است ، كه چون حـضـرت اسـمـاعـیـل و مـادرش هـاجـر در آن وادى مـسـكـن گزیدند نه آبى در آنجا بود و نه آبـادانـى چـنـانكه حضرت ابراهیم به پروردگارش عرض مى كند : 

 ربنا انى اسكنت من ذریـتـى بـواد غـیـر ذى زرع عـنـد بیتك المحرم (ابراهیم:37)

پروردگارا من بعضى از دودمـان خـود را بـوادى و درَّه غـیـر قابل كشت در جوار خانه مُحرَّم (حرمت یافته) تو سكونت دادم، که در اثر دعا و درخواست این پدر و مادر، آب زمزم از زیر زمین نمایان شد.

 حـجـرالاءسـود (سـنگ) هم از جمله آیات است كه از زمان قدیم تاكنون باقیست و تاریخ بـس شـگـفـتـى دارد، و برحسب بعضى اخبار تجسم فرشته و ملكى است كه بصورت سنگ درخشان درآمده .

 از جـمـله آیـات دیـگـر حـجـر اسـماعیل است كه در سمت غربى خانه كعبه نیم دائره هلالى شكل قرار دارد و گویند مدفن حضرت اسماعیل و مادرش هاجر مى باشد.

 و دیـگـر از آیـات آن هـلاك هـر ظـالم و سـتـمكارى است كه قصد خراب كردن آنرا داشته بـاشـد مـانـنـد اصـحـاب فـیـل كـه خـداونـدد مـتـعـال در سـوره فـیـل داستان آن را اجمالاً بیان مى كند. و دیگر انصراف پرندگان موقع پرواز از بالاى آن و یا فرود آمدن بر بام و دیوار آن است .

 و مهم تر از همه اینها، مقام حضرت ابراهیم علیه السلام و آن سنگى است كه جاى پایش در آن نقش است هنگامى كه پاى خود را موقع بناى كعبه بر آن مى نهاد، و این جهت و سبب را مرحوم فیض در تفسیر صافى از كتاب كافى و تفسیر عیاشى از امام صادق علیه السلام نقل مى كند.

و مـى تـوان گـفـت كـه وجـود ایـن مـقام یك آیت نیست بلكه آیات چندى است :

  تـاءثـر سنگ از قدم آن حضرت بر آن سنگ.

 2ـ و نفوذ قدم پا بر آن سنگ . 3ـ بقاى اثر آن قـدم در ایـن مـدت مـتمادى . 4ـ محفوظ ماندن آن سنگ با وجود دشمنان زیاد در این مدت چند هزار سال است . و با لجمله آیت بودن آن بقدر واضح است كه نیازى به بیان ندارد.


http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,Book471P4.html?PHPSESSID=aa3fc977a537bc41dbbb6ff545509da0




نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 28 آبان 1396


( کل صفحات : 10 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار وبلاگ نویسی

وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت

اخبار ایران:

اخبار جهان:

اخبار اقتصادی:

اخبار علمی

اخبار فناوری و اطلاعات

اخبار هنری:

اخباراجتماعی

اخبار ورزشی

--------------------------------------------------------------------------------------

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

--------------------------------------------------------------------------------------
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
-------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------- ساخت وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic