وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :


مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ


هر که علم اولین و آخرین را میخواهد،

باید آن را در قرآن بجوید.


کنزل العمال ج1 ص548




مدیر وبلاگ :سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید






برچسبها




شرحى بر دعاى ندبه - قسمت 21

و آتیته البینات و ایدته بروح القدس


و او را معجزات دادى ، و به روح القدس تقویت نمودى

شـرح :
 
حـضرت عیسى علیه السلام پس از آنكه از مادرى چون حضرت مریم بوجود آمـد، از هـمان طفولیت بینات و معجزاتى را دارا شد. 

چنانكه در قرآن كریم آمده است : 

اذ قـال الله یـا عـیـسـى ابـن مـریم اذكر نعمتى علیلك و على والدتك اذ ایدتك بروح القدس تـكـلم النـاس فى المهد و كهلا و اذ علمتك الكتاب و الحكمة -مائده آیه 110- 

بیاد آور موقعى را كه خداوند فرمود : اى عیسى بن مریم یاد كن نعمتى را كه من به تو و مـادرت عـطـا كـردم، وقـتـى كه من تو را بروح القدس تایید كردم . و تو موقعى كه در گـهـواره (و كـودكـى) ، و مـیـانـه سالى تكلم كردى. و موقعى كه تو را كتاب و حكمت (و تـورات و انـجـیـل تـعـلیـم) دادم. 

و زمـانـى كـه مـجـسـمـه هـائى از گل بصورت پرنده میساختى و در آن مى دمیدى و به اذن من پرنده میشد (و پرواز مى كرد)، و كور و بیمار مبتلا به پیس و جذام را به اذن و خواست من شفا
میدادى . و مردگان را هم به اذن من زنده و از گور بیرون مى آوردى ، و بیاد آور موقعى را كه من تو را از شر بنى اسرائیل حفظ كردم ... ) و این بینات و معجزات در آیات 48 و 49 سوره آل عمران به عبارات دیگر آمده است.
بارى حضرت عیسى علیه السلام در زمان كودكى و شیرخوارگى به سخن آمد و گفت :

 انى عبد الله آتانى الكتاب و جعلنى نبیا -سوره مریم30- 

كه شهادت داد به بـنـدگـى خـود نـسـبـت بـه خداوند متعال ، و برائت ساحت مادرش از تهمت یهو ، و اینكه او پـیـغـمـبـر و داراى شـریـعـت و كـتـاب اسـت. 

و بـر طـبـق آیـه 55 سـوره آل عـمران كه مى فرماید : و اذ قال الله یا عیسى انى متوفیك و رافعك الى و مطهرك من الذیـن كـفـروا 

یاد آور هنگامى را كه خدا گفت اى عیسى من تو را استیفاء و اخذ نمودم و تو را از دست آنان، مانند طلبكار كه طلب خود را بگیرد گرفتم، تا به قرب خود بالا بـرم و تـو را از مـعـاشـرت كـافـران پـاك و منزه گردانم.

 به این ترتیب ظاهر است كه حضرت عیسى علیه السلام عروج به آسمان نمود.(74)
البـتـه كـلمـه تـوفـى بـمـعـنـاى گرفتن و اخذ چیزى است بطور تمام و كمال.(75) 

و گفته شده كه :

چـون خـداوند متعال میدانست كه ممكن است پنداشته شود كه آنچه را خداوند تبارك و تعالى به آسمان برده و روح حضرت عیسى علیه السلام بوده و نه جسدش ، لذا فرموده : 

انى متوفیك تا گفته نشود آنچه را كه بالا برده، تنها روح او بوده است. 

به هـر حـال آنـچـه مـسـلم و قـطـعـى است آنكه او را نكشتند ، و به دارش هم نزدند . چنانكه مى فـرماید : 

و ما قتلوه و ما صلبوه و لكن شبة لهم -نساء157- 

و نه كشتند او را و نه بدارش زدند و لكن مطلب برایشان مشتبه شده ... و كسى را غیر از حضرت عیسى علیه السلام بجاى او گرفتند، (و كشتند ، یا بدارش زدند)

......................................................................................................
[74] تا منظور از آسمان چه باشد

[75]كـلمـه تـوفـى از وفـى و وافـى اسـت كـه بـه مـعـنـاى تـمـام و كـمـال اسـت . و اطـلاق آن بـر فوت و مردن از آن جهت است كه چون در فوت و مرگ هم روح شـخـص بـطـور تـام و تمام گرفته مى شود . و این كلمه در آیات متعددى از قرآن بطور مـطـلق آمـده ، و صـراحـتـى در مـوت و مـردن نـدارد ، البـتـه شامل موت و مرگ انسان هم میشود .




نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 30 آبان 1396





شرحى بر دعاى ندبه - قسمت 22


و كل شرعت له شریعة و نهجت له منهاجا(76)

 و بـه هـر یـك آئین و شریعتى ، و طریقه و روشى عطا فرمودى 

شـرح :

 اصـل مـعناى شریعت عبارت از راه آب است، و تشبیه دین هم به آن بدان جهت اسـت كـه دیـن هـم راه وصـول و رسـیـدن بـه حـیـات ابـدى اسـت.

 لكـل جـعـلنـا منكم شرعة و منهاجا ...(مائده آیه 48)

براى هر گروهى از شما آئین و روشى مقرر كردیم. 

سپس مى فرماید : 

و لو شاء الله لجعلكم امة واحدة و لكن لیـبـلوكـم فـیما آتكم 

و اگر خدا میخواست شما را یك امت قرار داده بود یعنى یك امت متحد (در احكام و دستورات، در همه ادوار و اعصار و بدون نسخ و تغییر قرار میداد) ولى براى اینكه شما را در آنچه داده امتحان كند  اینگونه قرار داد.

البـّتـه اصـل دیـن كـه عـبارت از اعتقاد به یگانگى حضرت احدیت ، و صفات جمالیه و جـلالیـه، و اعـتـقـاد بـه قـیـامـت و روز حـسـاب و جـزا ، و متصف بودن به اخلاق و صفات پـسـنـدیـده ، و انـجـام عـمـل خـیـر و نـیـك ، و مـنـزه بـودن از اخـلاق رذیـله و اعـمـال زشـت و قـبـیـح اسـت . 

تـمـام ادیـان در ایـن اصـول مـتـحـدنـد و اتـفـاق دارنـد همچنانکه :

 قال الله تعالى : 

قل یا اهل الكتاب تعالوا الى كلمة سواء بیننا و بینكم الا نعبد الا الله و لا نـشـر بـه شـیـئا و لا یـتـخـذ بـعضنا بعضا اءربابا من دون الله فان تولوا فقولوا اشهدوا باءنا مسلمون (آل عمران 64)

بـگـو اى اهـل كتاب (یهود و نصارى و مجوس ) بیائید به سمت كلمه اى كه بین ما و شما یـكـسـان اسـت (پـیـروى كـنـیم آنچه را كه تمام پیغمبران در دعوت به آن متفقند ، و هم كتب آسـمـانـى نـسـبـت بـآن مـتـحدند) و آن اینكه جز خداى یگانه را پرستش نكنیم ، و چیزى را شریك او قرار ندهیم (و موجودى را جز او معبود خود نگزینیم) . و بعضى از ما بعضى را بـه جـاى خـداوند متعال ارباب خود نگیریم. و اگر ( با وجود این حقیقت و ظهور بینه) از ایـن حـق روى گـردان شدند، پس شما ( اى مسلمانان بآنان ) بگوئید شاهد و گواه باشید كه ما مسلمان و تسلیم فرمان خدا هستیم) 

ایـن اسـت مـعـنـى اسـلام كـه مـى فـرمـایـد : ان الذیـن عـنـدالله الاسـلام ... - آل عمران آیه 19 - كه همان اقرار و اعتقاد بتوحید و صفات ( جمالیه و جلالیه ) او است. و اقـرار بـه مـعـاد و پیروى از دستوراتش كه به وسیله پیامبر اسلام كه خاتم پیغمبران است ابلاغ شده. و هر كس دین دیگرى غیر از این دین داشته باشد از او هرگز پذیرفته نـمـیـشـود كـه فـرمـوده : 

و مـن یـبـتـغ غـیـر الاسـلام دیـنـا فـلن یقبل منه ... - آل عمران آیه 85 - 
پـس مـامـوریـت اصـلى و عـمـده تـمـام انـبـیـاء و پیغمبران هم یكى بوده، و همگى در این ماموریت متحدند :

 ... و اوحینا الیهم فعل الخیرات و اقام الصلاة و ایتاء الزكوة و كانوا لنا عابدین -انبیاء آیه 73- 

و مـا بـه آنـان انجام كارهاى نیك ، و بر پا داشتن نماز ، و دادن زكات را وحى كردیم ، و همه پرستندگان ما بودند.

البـتـه اخـتـلاف در شـریـعـت آنـان فـقـط در كـیـفـیـت بـعـضـى اءعـمـال و افـعـال بـوده ، كـه بـه مـقـتـضـاى مـحـیـط و عـصـر و زمـان خـود حاصل میشده است. و تكمیل این دین ( اسلام ) بوسیله پیغمبر اسلام انجام گرفت. 

و لذا این مـامـوریـت هـم خـاتـمـه یـافته است . چنانكه فرموده : الیوم اكملت لكم دینكم و اءتممت علیكم نعمتى و رضیت لكم الاسلام دینا - مائده آیه 3 -

امـروز دیـن شما را برایتان كامل كردم ، و نعمت خود را بر شما تمام نمودم ، و دین اسلام را براى شما پسندیدم.(77)

در مـجلد 15 بحار ( باب الشرایع ) ص 189 (78) از حضرت امام صادق علیه السلام روایـت شـده كـه فـرمـود : 

خـداونـد مـتـعال به پیغمبر اسلام همان شرایع نوح و ابراهیم و مـوسـى و عـیـسـى عـلیـه السـلام را عـطـا فـرمـود ، كـه عبارت است از :

 توحید ، و اخلاص عـمـل ، و رهـا كـردن هر نوع شرك و بت پرستى، و باقى بودن بر فطرت سالم و آئین پاك ... .
فـائده - البـتـه مـقـصـود از ارسـال رسـل ، و انـزال كـتب ، همان ارشاد ، و هدایت خلایق به مـصـالح و مـفـاسـد فـردى و اجـتماعى انسان ، راجع به سعادت دنیا و آخرت است . و دیگر اتـمـام حـجـتـى بـاشد از طرف خدا به آنان .... لئلا یكون للناس على الله حجة بعد الرسـل ... -نـسـاء165-

 پـس وظـیـفـه انـبـیـاء بشارت دادن به نعیم جاوید ، و تـرسـانـدن از عـذاب الهـى اسـت . خـواه افـراد بـشـر بـه فـرمـایـشات آنان گوش دهند و عمل كنند و یا اعراض نمایند . در هر حال حجت از طرف خدا برایشان تمام شده ، و راه عذر و بهانه آنان مسدود گشته ، و نمیتوانند بگویند چرا براى ما پیغمبرى نفرستادى، كه ما را هـدایـت كـنـ ، تـا بـه ایـن عـذاب گـرفـتـار نـشـویـم.

 و لذا خـداونـد عـزّوجـل هـم در قـرآن مـجیدش پس از بیان اسامى جمعى از پیغمبران مى فرماید : 

رسلا مـبـشرین و منذرین لئلا یكون للناس حجة -نساء آیه 165- 

رسولانى مژده دهنده ، و بیم كننده فرستادیم ، تا اینكه بعد از پیغمبران ، دیگر حجتى براى مردم باقى نباشد. 

و در سـوره آیـه 134 مـى فـرمـاید : 

و لو انا اهلكناهم بعذاب من قبله لقالوا ربنا لو لا ارسلت الینا رسولا فنتبع آیاتك من قبل ان نذل و نخزى

و اگـر مـا آنـانـرا قـبـل از نـزول قرآن ، یا بعثت پیغمبر اسلام ، به عذابى هلاكشان كرده بودیم، محققا میگفتند : پروردگارا چرا پیامبرى را براى هدایت ما نفرستادى، تا پیش از آنكه ذلیل و رسوا شویم ، آیه هاى تو را پیروى كنیم.

حاصل آنكه ارسال رسل و انزال كتب از طرف خداوند متعال براى چند امر است :

اول : اقامه دین حق و حفظ مقررات آن.

دوم : اتمام حجت بر بندگان خدا تا جاى عذرى باقى نباشد.

سـوم : ثـابـت بـودن حـق در جـهـان و غـلبـه آن بـر بـاطـل . و از ایـن نـظـر در هـر زمـانـى یـك نـوع حـجـتـى از طـرف خـداونـد متعال میان خلق خدا هست ، كه اگر نباشد ، شرایع و امور حقه كه مورد تكلیف است بواسطه دست اندر كارى هوى پرستان ،و دنیا خواهان آلوده و به تدریج دستخوش تغییر شده و از میان میرود.

چـهـارم : آنـكـه كـسـى نتواند اعتراض كند و بگوید چرا منذرى نفرستادى و علامت راهنمائى اقـامـه نكردى تا او را متابعت كنیم ، و به این ذلت و رسوائى مبتلا نشویم.

 و ان من امة الا خـلافـیـها نذیر -فاطر24- 

و هیچ امّتى نیست مگر اینكه در میانشان منذر و بیم رسانى بوده است.

......................................................................................................
[76]براى تحقیق در بیان و توضیح بیشتر این آیات به تفاسیر معتبره مراجعه شود.

[77]و هـمین است سر خاتمیت پیغمبر اسلام كه در آیه 40 سوره احزاب آمده است . خواه خاتم به كسر تاء به معناى
وصفى و اسم فاعل باشد ، و خواه به فتح تاء كه ذاتى بوده و هر چیزى را گویند كه با آن چیزى را مهر كنند . و چون خاتم به نبوت است پس خاتم رسالت خواهد بود . زیرا نبوت گرفتن اخبار غیب است ، و رسالت پیام آن اءخبار است . پس وقتى كه اخبار غیب منقطع شود ، و نبوتى نباشد ، قهرا رسالتى هم نخواهد بود .
[78]مجلد 68 چاپ جدید ص 317 به نقل از محاسن برقى .




نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 30 آبان 1396




شرحى بر دعاى ندبه - قسمت 23




و تـخـیـرت له اوصـیـاء مـسـتـحـفـظـا بـعـد مستحفظ ، 
من مدة الى مدة اقامة لدینك، و حجة على عبادك



و براى او اءوصیائى برگزیدى ، یكى پس از دیگرى حافظ و نگهبان 
دین و آئین شریعت تو تا حجت بر بندگانت باشند


شـرح :
 
هـمانطورى كه قبلا اشاره شد در هر دوره و در هر عصرى حجتى از طرف خدا در میان مردم خواه به صورت نبوت و رسالت و خواه به صورت وصایت و ولایت میباشد.

 در كـتـاب مـرآت العـقـول مـجلد اول ص 136 (79) از حضرت امام محمد باقر علیه اسلام روایت شده كه فرمود : بخدا قسم از وقتى كه خداوند آدم را قبض روح كرد ، زمین را خالى نگذاشت ، مگر اینكه پیشوائى گماشت كه به وسیله او مردم به حق هدایت شوند، و بـخـدا روى آورنـد، و اوسـت حجت بر بندگان خدا، و زمین بدون پیشوائى كه حجت باشد پـابـرجـا نـخـواهـد مـانـد. 

خـداونـد مـتـعـال فـرمـایـد : و لقـد وصـلنـا لهـم القـول لعـلهـم یـتـذكـرون(قـصـص ‍51) 

و البـتـه مـا گـفتار حق را برایشان پیوسته گردانیدیم باشد كه آنها متذكر شوند.

مـرحـوم مـجـلسـى در مـجـلد هـفـتـم بـحـار بـابـى بـه نـام اتـصـال وصـیـت آورده، و در ایـن بـاب اخـبـار و روایـاتـى از كـتـب مـخـتـلفـه نقل مى كن . خوانندگان گرامى میتوانند بدانجا مراجعه فرمایند. (80)

......................................................................................................
[80]23 چـاپ جـدیـد ص 57 . و روایـاتـى نـقـل شـده ، كـه از آن روایـات اسـتفاده میشود كه مقام وصایت و نیابت هم همانند مقام نبوت و رسالت به شایسته ترین و گرامى ترین افراد واگذار




نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 29 آبان 1396




شرحى بر دعاى ندبه - قسمت 24





 و لئلا یـــزول الحـــق عـــن مـــقـــرة و یـــغـــلب البـــاطـــل 
عـــلى اهـــلیـــه و لایـــقـــول احــد لولا ارسـلت 
الیـنـا رسـولا مـنـذرا و اقـمـت لنـا عـلمـا هـادیـا
 فـنـتـبـع آیـاتـك من قبل ان نذل و نخزى

تـا حـق از مـیـان نـرود ، و بـاطـل بـر اهـلش غـلبـه پـیـدا نـكـنـد ، و كـسـى نـگـویـد چـرا رسـول مـنـذر و بـیم دهنده براى ما نفرستادى ، و شاخص راهنمائى نگماشتى تا ما پیش از آنكه به ذلت و خوارى در افتیم از آیات و دستوراتت پیروى كنیم

شـرح : 

از امـام جـعـفـر صـادق عـلیـه السـلام روایـت شـده كـه فـرمـودند :

 جـبـرئیـل بـر پـیـغـمـبـر اكـرم صـلى الله عـلیـه و آله نـازل شـد ، و از طـرف پـروردگـارش خـبـر داد ، و گـفـت :

 اى مـحـمـد مـن اهـل زمـیـن را به حال خود وانمى گذارم مگر اینكه در میانشان دانائى باشد كه عارف به طـاعـت و هـدایـت مـن بـاشـد ، و سـبـب نـجـات مردم در دوره فترت باشد. 

و شیطان را هم به حال خود نمى گذارم ، كه مردم را گمراه كند، و در روى زمین حجتى در میانشان نباشد ، كه به امر و دستورات من آشنا و راهنماى مردم به راه من باشد، و آنان را به طرف من دعوت كـند. من براى هر قومى راهنمائى برگماشتم كه نیكبختان را هدایت ، و حجتى براى تیره بختان باش . (81) 

خداوند متعال فرمود : 

ثم ارسلنا رسلنا تترى كلما جـاء امـةً رسـولهـا كذّبوه فاتبعنا بعضهم بعضا و جعلناهم احادیث فبعدا لقوم لا یومنون (مـومـنـون 44) 

 سـپـس مـا رسـولانى را پى در پى فرستادیم ، هر قومى كه رسـولى بـرایشن آمد تكذیبش ‍ نمودند ، ما نیز یكى پس از دیگرى را به سرنوشت قبلى دچـار نـموده و سرگذشتى براى دیگران قرار دادیم ، و از رحمت خدا دور باد گروهى كه ایمان نمى آورند.

......................................................................................................
[81]23 بحار چاپ جدید ص 22 نقل از علل الشرایع




نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 29 آبان 1396




شرحى بر دعاى ندبه - قسمت 25


الى ان انتهیت بالامر الى حبیبك و نجیبك محمّد 
صلّى الله علیه و آله


تا آنكه امر رسالت و هدایت را به حبیب گرامیت
 محمد صلى الله علیه و آله منتهى كردى 


شـرح : 

بـدانـكـه دوسـتـى بـنـده نـسـبـت بـه خـداونـد متعال به آنست كه او را اطاعت نماید، و نافرمانى او را نكند، و امّا محبت خداوند نسبت به بنده اش یكى آنست كه او را موفق به طاعت و هدایت نماید، و به اعمالى كه مورد رضایت ذات مقدسش میباشد، وا دارد ، و در واقع اثرى از محبّت الهى نسبت به بنده اش میباشد.

البته دوستى و محبت هم در میان بندگان مراتب و درجاتى دارد كه بالاترین مرتبه آن حبّ عقلى است. و آخرین درجه آن هم عشق است . شاعر عرب گوید :

ثـلاثـه احـبـاب فـحـب عـلاقـة و  

حـب تـمـلاق و حـب هـو القتل (82)  

و در مـجـلد 6 بـحـار الانـوار وجـوهـى دربـاره فـرق بـیـن خـلیـل و حـبـیـب ذكـر شـده ، (83) و در ص 177 (84)روایـتـى نقل مى كند كه على علیه السلام در بیان فضائل پیغمبر صلى الله علیه و آله به یكى از عـلمـاى یـهـود - از جـمـله - فـرمـود :

 خـداونـد متعال آنچنان محبتى از خود در دل او انداخت كه او را حبیب نامید ، و صورت او و امتش را هم به ابـراهـیـم عـلیـه السـلام نـمایان نمـود.

 ابـراهـیم گفت : پروردگارا من در میان امم انبیاء، امّتى نورانى تر و درخشنده تر از این امت ندیدم، این شخص كیست؟ ندا آمد كه این شخص حبیب من محمد است و در میان خلق بشر حبیبى جز ( مثل) او كسى نیست.

و در صـحـیـفـه سـجـادیـه مـى خـوانـیـم :

 اللهـم فـصـل عـلى محمد آمینك على و حیك و نجیك من خلقك و صفیك من عبادك امام الرحمة و قائد الخیر(85) 

بـار الهـا رحمت فرست بر محمد كه امین وحى توست ، و برگزیده خلقت ، و از بندگان پسندیده است كه پیشواى رحمت و قافله سالار خیر و كلید بركت است.

اما كلمه محمد بر وزن مفعل از حمد به معناى كثرت حمد است . و مـى فـهـمـانـد كه او افضل ستایش شدگان است . 

و در مجلد 6 بحار ص 121 در وجه تـسـمـیـه ایـن اسم روایتى نقل شده كه شخص یهودى از آن بزرگوار سئوالاتى كرد ، از جـمـله پرسید : 

براى چه نامت را محمّد گذاشتند ؟ پیامبر فرمودند : (86) 

امّا محمد فانّى محمود فـى الارض

 چـون مـن در زمـیـن خـوشنام و ستوده ام.

 پس از بیاناتى آنگاه فرمودند : نام مـحـمّـد هـم در قـرآن آمـده اسـت. 

سـپـس آن یـهـودى پـرسـیـد : تـاءویـل و تـفـسـیـر مـحـمـّد چـیـسـت؟ حـضـرت فـرمـود : خـداى متعال و ملائكه و همه انبیاء و رسولان و همه امّت ها و پیروان آنان او را ستایش مى كنند ، و بـر او صـلوات مـیفـرسـتـنـد . و در صـفـحـه عـرش نـامـش مـحـمّـد رسول نوشته شده است.(87)

البـتـه ایـن نـام مـحمد - پیغمبر اسلام - در چهار موضع قرآن آمده است :

 1 ـ و ما محمد الا رسول(آل عمران آیه 144).

 2 ـ ما كان محمد ابا احد من رجالكم(احزاب آیه 40).

 3 ـ و آمـنـوا بـمـا نـزل عـلى مـحـمـد و هو الحق من ربهم(محمد آیه 20).

 4 ـ محمد رسول الله و الذین معه (فتح 29).

......................................................................................................
[82]مـجـمع البحرین ذیل لغت ملق . و ترجمه شعر چنین است : دوستى سه نوع است
1 ـ عـلاقـه و دلبـستگى . 2 - دوستى شدید كه مرحله عشق است . 3 ـ و شدیدتر آن انتخار در راه

[83]16 - چاپ جدید - ص 405 نقل از مناقب این شهر آشوب .
[84]16 چاپ جدید ص 347 نقل از ارشاد القلوب حسن بن محمد معروف به دیلمى كه از علماء و فضلاى مشهور قرن هشتم ه . ق است .
[85]این جملات قسمتى از دعاى دوم صحیفه سجادیه است .
[86]16 بحار چاپ جدید ص 94 نقل از علل الشرایع و امالى و معانى الاخبار ، و ص 96 از تفسیر قمى ، و مجلد 9 باب احتجاج النبى صلى الله علیه و آله على الیهود فى مسائل شتى ص ‍ 295 از علل الشرایع :
لقـد كـرم الله النـبـى مـحـمـدا ، فاكرم خلق الله فى الناس اءحمد ، و شق له من اسمه لیجله ، فذوا العرش ‍ محمود و هذا محمد ( یعنى : محققا خداوند ، محمد پیغمبر را گرامى داشـت ، و گـرامى ترین خلق خدا میان مردم اءحمد است ، و نام او را از نام خود مشتق ساخت تا او را بزرگ و محترم دارد ، پس صاحب عرش محمود است و این محمد)
گویند وقتى كه در دوره قبل از تولد پیغمبر اسلام شیوع پیدا كرد كه پیغمبرى به نام محمد ظاهر خواهد شد گروهى از مردم آنزمان به امید آنكه این شخص محمد از آنان باشد نام پسرى كه از آنان متولد میشد به نام محمد نام گذارى مى كردند . و نام عده اى از ایشان هم در تاریخ آمده است ، و مورخ معروف دیار بكرى از علماى قرن هشتم در تاریخ الخمیس مجلد اول ص 211 نـام حـدود 15 نـفـر از آنـان را از سـخـاوى و مـسـیـره مـغـلطـاى نقل كر

[87]16 بحار چاپ جدید ص 98 نقل از امالى صدوق .




نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 29 آبان 1396



شرحى بر دعاى ندبه - قسمت 26





فكان كما انتجبته سید من خلقته


پس همانطورى كه او را به رسالت برگزیدى ،
 سید و سرور خلایق هم قرار دادى
 


شرح 

انتجبته بمعناى اخترته است ، یعنى برگزیدى او را. 

در شرح قـاموس چنین آمده : نجیب بر وزن امیر : بزرگوار و نیكوكردار است.

 و سید در اصـل كـسـى را گـویـنـد كـه سـرور و رئیس و بزرگ و فرمانروا باشد.

 و همچنین بر شـخـص شـریف و فاضل و كریم و بردبار، و كسى كه در كار خیر بر دیگران برترى دارد گـفـتـه مـیـشـود و در حـدیث است كه پیغمبر اسلام فرمود:

 انا سیّـد ولد آدم و لا فخر (88) 

من سرور فـرزندان آدم هستم، و فخر نمى كنم. ََ

و در توجیه آن گفته شده آنچه را كه خدواند از فضل و بزرگوارى به او اكرام فرمود و نعمتى كه به او عـنـایـت شـده خـبـر مـیـدهـد، و ضمناً به اُمت خود و دیگران اعلام مى كند كه این فضیلت و بـزرگـوارى از كـرامـات الهـى اسـت ، واز طـرف شخص خودم نبوده و شایسته هم نیست كه بدان فخر و مباهات كنیم.

......................................................................................................


[88]البـتـه ایـن حدیث را همانطوریكه مرحم مؤ لف در حاشیه یادداشت خود نوشته از مـجـمـع البـحـرین نقل مى كند. و در نهایة إ بن اءثیر ذكر شده و در بحار الانوار مجلد 16 چاپ جدید ص 325 به نقل از عیون الاخبار هم آمده است .




نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 29 آبان 1396



شرحى بر دعاى ندبه - قسمت 27



و صفوة من اصطفیته

و بـرگـزیـده و مـمـتـاز از مـیـان كـسانى كه تو از پیغمبران برگزیدى



شـرح 

طـبـق آیـه مـبـاركـه :

 ان الله اصـطـفـى ادم و نـو حـاً و آل ابراهیم و آل عمران على العالمین (آل عمران آیه 33) 

خداوند برگزیده آدم و نـوح و آل ابـراهـیـم و آل عـمـران را بـرجهانیان.

و البته معلوم است آن كسانى را كه خـداونـد تـبـارك و تـعـالى بـرگـزیده ، از اءعمال و اخلاق زشت و قبیحه پاك و پاكیزه نـموده است. و لذا كلمه اصطفى در قرآن كریم به كسانى إ طلاق میشود كه معصوم بـاشـنـد خـواه پـیـغـمـبـر بـاشـد، و خـواه امـام و وصـى پـیـغـمـبـر. 

و درایـن آیـه جـمـله آل ابـراهـیـم و آل عـمـران بـر ایـن مـوضـوع دلالت دارد. و در آیـه 59 سـوره نـمـل كـه مـیفـرمـایـد :

 و سـلام على عباده الذین اصطفى 

مورد سلام و تحیت هم قرار گرفته است.

در تـفـسـیـر صـافـى از تـفـسـیـر قـمـی و جـوامـع طـبـرسـى نـقـل مـى كـنـد كـه آنـان فـرمـودنـد : هـم آل مـحـمـد . كـه آل پـیغمبر اسلام صلوات الله علیهم اجمعین از جمله مصادیق كامله بندگان برگزیده خدا مـیـبـاشـنـد. و در ایـن زمـیـنـه روایـاتـى هـم مـرحـوم مـجـلسـى در مـجـلد هـفـتـم بـحـار الانوار نقل كرده است(89)

بـدان كـه چـون نـسـب پـیـغـمـبـر اسـلام و اوصـیـإ گـرامـیـش بـه حـضـرت اسـمـاعـیـل فـرزنـد حـضـرت ابـراهـیـم ـ عـلیـهـم السـلام ـ مـیـرسـد. پـس هـمـه آنـان از آل ابـراهـیـم و مـشـمـول آیـه مـبـاركـه مـیـشـونـد. 

و البـتّـه از ایـن جـمـله آل ابراهیم عنایت خاصى هم نسبت به خود حضرت ابراهیم شده است زیرا  : 

اوِّلا : این قسم تعبیر در لغت عرب شایع است كه گویند آل فلان عنایت خاصى به خود او شده، و خـود او هـم اراده شـده.
 
ثـانـیـاً : اگـر حـضـرت ابـراهـیـم  اراده نـشـده بـاشـد و فـقـط آل او اراده شـده بـاشـد، لازم مـى آیـد انـبـیـإ بـنـى اسـرائیـل حـتـى اوصـیـاى آنـان بـر عـالمـیـان اسـت، آیـا بـا ایـن حـال ممكن است كه حضرت ابراهیم علیه السلام آن پیغمبر او والعزم و ابوالا نبیإ كه پس ‍ از پـیغمبر خاتم افضل از تمام انبیا است نیز مراد نباشد.

 ثالثاً : خدا در قرآن درباره مقام و مـرتـبـه حضرت ابراهیم علیه السلام مى فرماید: 

و من یرغب عن ملة ابراهیم الا من سفه نفسه و لقد اصطفیناه فى الدنیا و انه فى الاخرة لمن الصالحین (بقره 130) و كسى از آئیـن ابراهیم علیه السلام كناره گیرى نمى كند مگر آنكه سفیه باشد والبته ما او را در دنیا برگزیدیم و او در آخرت از صالحان است.

......................................................................................................

[89]بـحار چاپ جدید مجلد 23 ص 212 باب ان من اصطفاه الله و اءورثه كتابه هم الاسمة و آل ابراهیم علیهم الس




نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 29 آبان 1396





شرحى بر دعاى ندبه - قسمت 28





و افضل من اجتبیته

و افضل از هر كسى كه تو برگزیدى

شـرح :
 
در مـجـلد 6 بـحـار ص 172 (90) از پـیـغمبر اكرم صلى الله علیه و آله روایـت شـده كـه فـرمـودند : 

از جـمـله فـضـیـلت هـا و بـرتـریـهـاى مـن كـه قـبـل از مـن بـه كسى داده نشده بود چهار چیز است : 

 زمین را برایم سجده گاه و پـاك كـنـنـده قرار دادند و هر كس از اُمت من بخواهد نماز گزارد و آبى نیابد، زمین براى او مـسـجـد و طـهـور اسـت.

  ایـجـاد وحـشـت و هـراس در دل كـفـار و دشـمـنـان از فـاصـله و مـسافت یكماهه راه (كه ترس از عظمت و فراگیرى دین اسـلام بـه اقـصى نقاط عالم در دل كفار افكنده میشود و بدین وسیله مورد حمایت و یـارى حـق قـرار گـیـرم.

  غـنـیـمـت گـرفـتـن از دشـمـنـان بـراى اُمـت مـن حلاشل و تجویز شده.

 4ـ رسالت من براى همه مردم است.(91) 

در مجلد 6 بحار ص 173 (92) از رسـول خـدا صـلى الله عـلیـه و آله نـقـل شـده كـه فـرمـود: خداوند تبارك و تعالى بوسیله من ، دین خود اسلام را آشكار و تـكـمـیـل فـرمـود، و قـرآن را هـم بـر مـن نازل نمود، و فتح كعبه بدست من انجام گرفت و مرا برخلایق خود برترى داد، و در دنیا سرور فرزندان آدم و در عالم آخرت زینت بخش قیامت قرار داد، و پیش از ورود من به بهشت انـبـیـاء را از ورود بـه آن مـحـروم سـاخـت و هـمـچـنـیـن ورود امـت آنـانـرا قـبل از ورود امت من ممنوع نمود. و دیگر آنكه خلافت را پس از من تا نفخه صورپایان عمر دنیا در میان اهل بیت من كه شایسته هستند قرار داد.
......................................................................................................

[90] چاپ جدید ص 321 نقل از خصال صدوق .
[91]-
مـؤ لف مـحـتـرم در حـاشـیـه ، بـیـان مـرحـوم مـجـلسـى را كـه در ذیـل روایـت دیـگـرى بـه هـمـیـن مـضـمـون كـه در ص 313 هـمـان مـجـلد و از امـالى صـدوق نـقل شده ذكر مى كند، و ما ترجمه آنرا در اینجا مى آوریم : مراد از مسجد جایگاه نماز اسـت خـواه مـسـجـد بـاشـد یـا نـبـاشـد ولى جایگاه نماز در امم گذشته در معابد مخصوص خـودشـان بـوده و مـراد از طـهـور رفـع حـدث بـه وسـیـله تـیـمـم بدل از وضوء و شاید پاك شدن ته كفش و عصا و كف پا و غیره در اثر راه رفتن در زمین پـاك ، و پـاك كـردن مـحل مدفوع به وسیله سنگ هم منظور باشد، و مراد از مغنم آن غنائمى اسـت كـه در جـنـگ بـا دشـمـنـان دیـن بـدسـت مى آید، و در امم گذشته وقوع جنگ براى دین تـشـریـع نـشده بود. و اگر هم بوده اءخذ نائم جنگى جایز نبوده است ، و اما بیم و هراس دشمنان آنست كه خداوند آنرا فقط به دین اسلام اختصاص داده كه با فاصله یك ماه دورى راه ، خوف و هراس در دل دشمنان مى افكند.
[92] 
چاپ جدید ص 326 نثل از خصال صدوق .




نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 29 آبان 1396




شرحى بر دعاى ندبه - قسمت 29





و اكرم من اعتمدته

و گرامى ترین كسى كه مورد اعتماد تو بود


شـرح : 

در مـجـلد 7 بـحـار ص 176 (93) نقل شده كه حضرت موسى بن جعفر از پدرانش از على بن ابیطالب علیهم السلام روایت كـرده ، كـه آنـحـضـرت فـرمـودند :

 پـس از رحـلت رسـول خـدا صـلى الله عـلیـه و آله روزى بـا عـده اى از اصحاب در مسحد بودیم . در این هـنـگـام مـردى از عـلمـاء و بـزرگـان یـهـود اءهـل شام وارد شد، و او كُتب انبیاى گذشته از تـورات وانـجـیـل و زبور و صحف إ براهیم را خوانده ، و از مطالب آن آگاه بود.

 چون وارد شـد، سـلام كـرد، و نـشـسـت . پـس از كـمـى درنـگ گفت :

 اى امّت محمد جهت چیست كه شما تمام فـضـائل پـیـغـمبران را در پیغمبر خودتان جمع میدانید واو را بهتر از آنان میدانید، اگر از شما سئوالى كنم جواب میدهید؟

 امیر المؤ منین علیه السلام فرمودند : 

هر چه میخواهى بپرس، كـه مـن بـه یـارى خـدا هـمـه آنـهـا را جـواب خـواهـم داد، قسـم بـخدا هیچ درجه و مرتبه و فـضـیلتى خداوند براى هیچ پیغمبر و رسولى قرار نداده مگر آنكه آنرا در وجود پیغمبر اسـلام صـلى الله عـلیـه و آله چـنـد برابر قرار داده است. در حالى كه خود پیغمبر اكرم وقتى فضیلتى را براى خود بیان مى كرد مى فرمود:

 ولا فخر یعنى افتخار نمى كـنـم . و فـخـر نـمـى فـروشـم ، یا به عبارت دیگر نمیخواهم بر شما فخر كرده باشم و اینك من امروز بدون اینكه مقام سائر انبیاء را تحقیر كنم و كوچك شمارم، از فـضـائل پـیـغـمـبـر اسـلام بـیـان مـى كـنـم.

 آنـگـاه آن حـضـرت شـروع بـه ذكـر فـضائل رسول خدا صلى الله و آله نمود، چون روایت طولانى است ، ما از ذكر آن در اینجا صرف نظر مى كنیم . علاقمندان میتوانند به منابع آن رجوع  كنند.(94)
......................................................................................................
[93] چاپ جدید ص 341 نقل از ارشاد القلوب دیلمى .
[94]-
بـه مـضـمـون ایـن روایـت اءحـادیـث دیـگـرى از رسـول خـدا صـلى اللّ ه عـلیـه و آله و اءمـیـر المـؤ منین و ائمه هدى علیهم السلام در باب احـتـجـاجـات بـر یـهـود و اهـل كـتـاب ، در كـتـب اءخـبـار و اءحـادیـث اهل بیت رسول خدا و بحار الانوار آمده است .




نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 29 آبان 1396




شرحى بر دعاى ندبه - قسمت 30


قدمته على انبیائك

و تو او را بر سائر پیغمبرانت مقدم داشتى


شـرح :
 
البـتـه مـعلوم است مراد از این تقدُّم ، تقدُّم زمانى و مكانى مادى نیست . بلكه تقدُّم درجه و مرتبه فضیلت است .
در مـجـلد 6 بـحـار الانـوار ص 178(95) از حـضرت صادق علیه السلام روایت شده كه رسـول خـدا صـلى الله عـلیـه و آله در جـواب شـخصى كه از آنحضرت پرسیده بود: چه بـاعـث شـده كـه تـو بـر تـمام اءنبیاء مقدم باشى.

 در صورتى كه بعد از همه آنان به پـیـامـبـرى مـبـعوث شده اى؟ فرمود: من اولین كسى بودم كه به پروردگارم ایمان آوردم ، و نـیـز در هـنـگـامـى كـه خداوند عهد و میثاق خود را از پیغمبران مى گرفت من اولین كـسـى بـودم كـه او را اجـابـت كـردم و اشـهـد هم على انفسهم الست بربكم (96) (اعراف172) و آنان را بر خودشان گواه گرفت كه آیا من پروردگار شما نیستم . و مـن اولین كسى بودم كه بلى گفتم ، و در إ قرار به رُبوبیت الهى از آنان سبقت گرفتم.

خـدا
ونـد عزو جل در سوره اءحزاب آیه 7 مى فرماید: 

و اذ اخذنا من النبیین میقاقهم و منك و مـن نـوح و ابـراهیم و موسى و عیسى ابن مریم و اخذنا منهم میثاقاً غلیظاً 

و یاد كن وقتى كـه مـا از پـیغمبران پیمان گرفتیم ، و از تو و نوح و إ براهیم و موسى وعیسى بن مریم هـمـگـى پیمان محكمى گرفتیم كه هر یك در تبلیغ رسالت و دعوت به حق جدیت نمایند.

 و به پیغمبرى كه بعد از خودشان مى آید، بشارت دهید. و در این گفتارش خداوند متعال پیغمبر اسلام را به واسطه فضیلت و شرافتى كه دارا بود مقدم داشت.

در مـجـلد 6 بـحـار ص 177(97) ابـن شـهـر آشـوب گوید: فارق نبینا جماعة النبیین بمائُ و خمسین فضیلة ، منها فى باب النوة قوله : و خاتم النبیین ، و قوله : اعطیت جوامع الكلم ، و قوله : ارسلت الى الخلق كافة ، و بقاء دولته : لیظهره على الدین كله ، و العـجـز عـن الایـتـان بـمـثـل كـتـابـه : قـل لئن اجـتـمـعـت الانـس و الجـن عـلى ان یـاتـوا بمثل هذا القرآن لا یاتون بمثله و لو كان بعضهم لبعض ‍ ظهیراً.

......................................................................................................
[95] چـاپ جـدیـد ص 353 بـه نـقـل از اصول كافى .
[96]-
ایـن آیـه مـبـاركـه از دقـیـق تـریـن آیـات قـرآن است كه در آن استشهاد به عالم دیـگـرى قبل از این عالم است ، كه آن را عالم ذر))گویند، براى روشن شدن مـعـنـى و درك حـقـیـقـت آن عـلاقـمـندان مى توانند به تفسیر المیزان و امثلا آن مراجعه فرمایند.
[97] 
چاپ جدید ص 332.




نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 28 آبان 1396


( کل صفحات : 20 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار وبلاگ نویسی

وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت

اخبار ایران:

اخبار جهان:

اخبار اقتصادی:

اخبار علمی

اخبار فناوری و اطلاعات

اخبار هنری:

اخباراجتماعی

اخبار ورزشی

--------------------------------------------------------------------------------------

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

--------------------------------------------------------------------------------------
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
-------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------- ساخت وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات