وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


@@@@@@@@@@@@

«به نام خداوند علیم و حكیم»

جهان آفرینش دارای رموز و معمّاهایی است كه انسان ها باید همیشه در جست و جوی آن باشند و هر یك از شگفتیهای این جهان دارای كلیدهایی است كه قفل این رموز را باز می كنند.

ما انسانها با تلاش و كوشش می توانیم توانایی آن را داشته باشیم که با كمی اندیشه همراه با عمل و با استفاده از شاه كلید اصلی یعنی «قرآن کریم» این كلیدها را از آن خود كنیم و به راز آفرینش دست پیدا كنیم.

زندگی بدون كاوش معنا ندارد و زمانی زندگی معنا پیدا می كند كه در آن رمزی وجود داشته با شد و همچنین فردی باشد كه در جست و جوی یافتن آن رمز باشد.

@@@@@@@@@@@@

قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :


مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ


هر که علم اولین و آخرین را میخواهد،

باید آن را در قرآن بجوید.


کنزالعمال ج1 ص548

مدیر وبلاگ :سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید






برچسبها


شرحى بر دعاى ندبه - قسمت 61


این الخیرة بعد الخیرة

كجا است آن برگزیده بعد از برگزیده دیگر


شـرح :
 
خـیـرة بـر وزن عـنبه به معناى مختار و برگزیده است. 

در دعاى افتتاح است كه و محمد خیرتك من خلقك . و در زیارت مى گوئیم : 

السلام علیك یا خیزة الله و ابن خیرته 

سلام بر تو اى برگزیده خدا و پسر برگزیده خدا.

اگـر كـسـى در آیـاتـى كـه در شـان ایـن بـزرگـواران آمـده اسـت ـ از آیه مباهله 61 سوره آل عـمران ، و آیه تطهیر 33 سوره احزاب ، و آیه مودت 23 سوره شورى كمى دقت نماید خـواهـد دانـست كه آن بزرگواران از اخلاق و صفات رذیله و ناپسند پاك و منزه بودند و از این نظر برگزیده از خلقند.

در مـجـلد 7 بـحـار الانـوار ص 82(283) نـقـل شـده كـه امـام مجتبى علیه السلام فرمود: 

هـر آن آیـه كـه دركـتـاب خـداى عـز و جـل "الابـرار" دارد بـه خـدا قـسـم مـصـداق كـامـل آن مـحـقق نشده مگر به وچود على بن ابى طالب و فاطمه و من و حسین براى اینكه ما هـستیم كه از طرف پدرانمان و مادرانمان از ابرار و نیكو كارانیم (284)، و به واسطه طـاعـت و فـرمـانبرى از حضرت احدیت و دورى از دنیا و علاقه و دوستى او دلهایمان پاك و بـرتـرى یافته و خدا را در تمام تكالیف و فرائضش اطاعت كرده ایم، و به یگانگى او ایمان داریم، و رسالت رسولش را تصدیق نمودیم . و این است معنى برگزیده شده.
......................................................................................................
[283]24 جدید ص 3 نقل از مناقب .
[284]اشاره است بآنچه در زیارت وارث مى گدئى اشهد انك نورا فى الاصلاب الشامخة و الارحام المطهرة .


http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,Book471P7.html?PHPSESSID=aa3fc977a537bc41dbbb6ff545509da





نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 27 آبان 1396



شرحى بر دعاى ندبه - قسمت 62



ابن الشموس الطالعة،این الاقمار المنیرة،
این الانجم الزاهرة


كـجـا رفـتـنـد خـورشـیـدهاى تابان و ماههاى فروزان ، 
و ستارگان درخشان


شـرح : 

بـراى روشـن شـدن ایـن حـقیقت و معلوم بودن این اوصاف در ائمه معصومین و رهبران حقیقت ، محتاج به ذكر یك مقدمه و ناگزیر از بیان آن هستیم.

بـدانـكه یكى از بزرگترین نعمت هاى الهى در این عالم دنیا براى موجودات به خصوص مـوجـودات ذى حـیـات نـور خـورشـیـد و مـاه و سـتـارگـان اسـت كـه فـرمـود هـو الذى جـعـل الشـمـس ضـیـاء و القـمر نورا.(285) و بالحس و الوجدان معلوم و محقق است كه اگـر ایـن نـور و روشـنائى نبود و این زمین در ظلمت و تاركى بود هیچ فردى از افراد ذى حیات وجود نداشت و قادر بر انجام امور زندگانى و حیات خود نبود.

و هـمـچـنـیـن اگـر انـوار مـضـیـئه الهـیـه نـبـود ظـلمـت ضـلالت و تـاریـكـى جـهـل و ناانى عالم را فرا گرفتهت بود، و احدى قدرت بر تامین سعادت زندگى خود در دنـیـا و آخـرت نـداشـت . و هـمـانـطـورى كـه راه نـمـاى راه بـیـابـان جـهـل و ضـلالت بـه وسـیـله انـوار طـیـبـه الهـیـه اسـت كـه در تـفـسـیـر آیـه 16 سـوره نـحل مى فرماید: و علامات و بالنجم هم یهتدون و علامتهائى و به وسیله ستارگان درخشنده هدایت مى شوند، در تفسیر برهان راوى از حضرت رضا علیه السلام از بیان این آیـه مـبـاركـه سـئوال كـرد؟ حـضـرت فرمود: ((مائیم علامت ها و نشانه ها، و ستاره درخشنده رسول خدا است.

در مـجـلد 7 بحار الانوار ص 107(286) از جابر انصارى روایت شده كه روزى پیغمبر خـدا صـلى الله عـلیـه و آله و سـلم پـس از نماز صبح كمه ما با او خواندیم ، روى به ما كـرد و شـروع بـه صـحـبـت نـمـود و گـفـت : اى مـردم كسى كه خورشید را از دست داد و خورشید غروب كرد) باید متمسك به ماه شود (و از نور ماه استفاده كند)، و كسى ماه را هم از دست داد و ماه ناپدید شد) باید از دو ستاره فرقدان (دو ستاره روشن قطبى ) اسـتـفاده كند. جابر گوید من و ابو ایوب انصارى از جا برخاستیم وانس بن مالك هم با ما بود گفتیم : یا رسول الله شمس كیست؟

گـفـت مـن هـسـتـم ، و در تـوضـیـح آن فـرمـود خـداونـد مـتـعـال ما را كه آفرید، همچون ستاره درخشنده آسمان قرار داد كه چون ستاره اى غروب كد ستاره دیگر طلوع نماید.

پس چون من به منزله خورشیدم وقتى كه از میان شما بروم . بایستى شما از ماه بهره مند شوید. گفتیم پس ماه كیست ؟ فرمود: برادرم و وصى و یاور و ادا كننده دینم ، و پدر اولادم ، و جـانـشـین من از میان اهل بیتم على است . گفتیم پس فرقدان كیانند، فرمود: حسن و حسین ، سـپـس گـفـت ایـنـهـا و فـاطـمـه كـه سـتـاره درخـشـنـده زهـرا اسـت عـتـرت واهـل بـیـت مـنـنـد، ایـنـهـا با قرآنند و از هم جدا نشوند تا در كنار حوض كوثر بر من وارد گردند.
......................................................................................................
[285]اوست كه خورشید را درخشنده و ماه را نورانى نمود. سوره یونس آیه 5.
[286]24 جدید ص 75 نقل از امالى طوسى .


http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,Book471P7.html?PHPSESSID=aa3fc977a537bc41dbbb6ff545509da





نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 27 آبان 1396



شرحى بر دعاى ندبه - قسمت 63


این اعلام الدین و قواعد العلم


كـجـایـنـد نـشـانـه هـا و راهـنـمایان دین و اساس 
و اركانهاى علم و دانش


شـرح : 

اعـلام جـمـع عـلم و عـلامـات جـمع علامت به معناى نشانه راه است همانند كوه كه راه بیابان به وسیله آن ظاهر و نمایان شود، از این نظر هم سـالار هـر قـوم ، و رهـبـر و پـیـشـوا را علم خوانند. و منظور از اعلام الدین همان ائمه مـعصومین علیهم السلام هستند كه به بركت وجودشان راههاى هدایت از بیابانهاى ضلالت مـعـلوم و هـویـدا مـى شـود و بـه مـتـابـعـت و پـیـروى از افعال و اقوال آنان راه نجات و سعادت پیموده مى شود.

در مـجـلد 7 بحار الانوار ص 21(287) اما حسن عسكرى علیه السلام به اسحاق بن على نیشابورى نوشت : و بر شما حج و عمره و بر پاداشتن نماز، و دادن زكات ، و روزه ، و ولایـت را واجـب كـرد، و براى شما درى قرار داد تا شما به وسیله آن ، درهاى واجبات و وظـایـف را بروى خود بگشائید. و اگر محمد (خاتم انبیاء) صلى الله علیه و آله و سلم و اوصـیـاى نـسـل او نبودند شما همانند چهار پایان حیران و سرگردان بودید و تكلیفى از تكالیف خود را نمى دانستید.

و البته به بركت وجود ایشان ما را ذلت و خوارى بیرون آورد، و مشقت و گرفتارى را از مـا بـرطرف ساخت ، و از لبه پرتگاه مهلكه نجات داد. همچنانكه در قرآن كریم آمده است و كـنـتـم عـلى شـفـا حـفـرة مـن النـار فـانـقـذ كـم مـنـهـا ـ آل عمران آیه 103 ـ (و شما در كنار گودال آتش بودید كه شما را از آن نجات داد).

كـلمـه قـواعـد جـمـع قـاعده به معناى پایه واساس است ، و در اصـطـلاح اهـل عـلم عـبـارت از یـك امـر كـلى اسـت كـه شـامل تمام افراد و مصادیق آن گردد، مـثـل كـل انـسـان حـیـوان یـا كـل نـاطـق انـسـان كـه شـامـل حـال هـمه افراد انسان مى شود. و جمله قواعد العلم اشاره به این نكته است كه اولیـاى خـدا و ائمـه اطـهـار عـلیـهم السلام پایه هاى علم و دانشند، و در زیارت و روایات تعبیر از آن به خزنه و خزان شده است یعنى گنجینه داران علم .

در زیـارت جامعه درباره اوصیاء و ائمه اطهار مى گوئى .. و عیبة علمه و خزنة علمه (288) آمده (سلام بر آنان كه صندوق و گنجینه دار علم الهى هستند.

سـدیر گوید: به امام جعفر صادق علیه السلام گفتم : فدایت شوم شما چه مقامى دارید؟ فرمود: ((ما گنجینه داران علم الهى و بیان كننده وحى رساى خدا هستیم بآنچه زیر آسمان و روى زمین است .(289)
در مـجـلد 7 بـحـار ص 316(290) از امـام پـنـجـم عـلیـه السـلام روایـت شـده كـه فـرمـود:عـلى عـالم ایـن امـت اسـت و چـون عـلم هـم قـابـل نـقـل وانـتـقـال است پس هر كدامشان قبل از اینكه از دنیا برود از علم خود به دیگرى تعلم مى دهد.

عـمـا سـاباطى گوید: من از امام صادق علیه السلام پرسیدم : آیا امام علم غیب هم مى داند؟ فـرمـود: خـیـر، ولى اگـر بـخـواهـد چـیـزى را بـدانـد بـایـد از طـرف خـدا بـه او اعـلام شود.(291)
ثـمـالى گـوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم كه مى فرمود: زمین پابرجا نمى مـانـد مـگـر آنـكـه بـایـد در روى زمـیـن عـالمـى بـاشـد كـه حـق را از بـاطـل بـداند و آنرا تمیز دهد.(292) و اگر كسى بخواهد از مراتب و چگونگى عـلم اوصـیـاء اطـلاع بـیـشـتـرى پـیـدا كـنـد بـایـد بـه كـتـب حـدیـث و روایت و به مجلد هفتم بحارالانوار ص 279 مراجعه كند.(293)
......................................................................................................
[287]23چـاپ جـدیـد ص 99 نـقـل از عـلل الشـرایـع . وایـضـا تـحـف العقول ص 485.
[288]مضمونى از زیارت جامعه كبیر است .
[289]26 بحار جدید ص 105 نقل از بصائر الدرجات . و سدیر بن حكیم صیفرى از اصحاب صادقین علیهما السلام است و مدتى هم در زند

[290]26 جدید ص 169 نقل از بصائر الدرجات . و بدین مضمون روایت دیگرى در هم

[291]26 بحار جدید ص 578 نقل از اختصاص و بصائر

[292]26 بحار جدید ص 178 نقل از مح

[293]26 بحار جدید باواب علومهم .


http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,Book471P7.html?PHPSESSID=aa3fc977a537bc41dbbb6ff545509da





نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 27 آبان 1396




شرحى بر دعاى ندبه - قسمت 64



این بقیة الله التى لا تخلو من العترة الهادیة

كجا است آن باقی مانده خدا كه عالم  از عترت هدایتگر
 
خالى نشود

شرح :


 بدانكه براى حضرت حجت ـ عجل الله تعالى فرجه الشریف ـ القابى است كـه در كـتـاب نـجم الثاقب ـ حاج میرزا حسین نورى اعلى الله مقامه ـ ذكر شده ، كه از جمله القـاب آنـجـنـاب بـقـیـة الله اسـت . در كـتـاب غـیـبـت فضل بن شاذان از امام صادق علیه السلام روایت شده كه فرمود: موقعى كه حضرت قیام كند تكیه به دیوار كعبه نماید، و حدود سیصد و سیزده نفر در ابتدا گرد او جمع شوند. و اول سخنى كه گوید و بدان تكلم كند این آیه مباركه است بقیة الله خیر لكم ان كنتم مـؤ مـنین ـ هود آیه 85 ـ چیزى كه خدا براى شما باقى مى گذارد بهتر است اگر مؤ من بـاشـیـد. بـعـد مـى فـرماید: منم بقیة الله و حجت خدا و خلیفه او بر شما. ولذا هر كس كه خواهد به او سلام كند مى گوید: السلام علیك یا بقیة الله فى ارضیه.

در كتاب نجم الثاقب از تفسیر فرات بن ابراهیم روایت كرده كه مردى خدمت حضرت صادق علیه السلام رسید و گفت : آیا به حضرت قائم علیه السلام بامرة المومنین سلام كنیم و بـه او بـگـوئیـم السـلام علیك یا امیر المومنین ؟ جواب داد خیر، این نامى است كه خدا امـیـر المـومـنین را به آن نامیده و كسى نه پیش از او و نه پس از او به این نام نامیده نمى شود مگر آنكه (به حقیقت ) كافر باشد. راوى پرسید: پس چگونه سلام كنیم ؟ امام جواب داد بگوئید: السلام علیك یا بقیة الله آنگاه حضرت آن آیه را تلاوت كرد.

فـائده ـ هـر یـك از حـجـج الهى لقب خاصى داشتد، چون آدم صفوة الله و نوح نجى الله و ابراهیم خلیل الله و موسى كلیم الله و عیسى روح الله و محمد حبیب الله.

و ما در شرح زیارت وارث وجه مناسبت هر یك از این القاب را به انبیاء بیان نموده ایم . و هـمـچـنـیـن هـر یـك از امـامـان مـا مـلقـب بـه لقـب خـاصـى مـى بـاشـنـد، ولى لقـب امـیر المـومـنـیـن اخـتصاص به حضرت على بن ابى طالب داردـ چنانكه سابقا گذشت . (294) و لقب بقیة الله هم اختصاص به حضرت ولى عصر دارد.
البـته اطلاق كلمة بقیه بر باقیمانده هر چیزى است مثلا اگر كسى داراى اولاد باشد و از آنان جز یكى باقى نمانده باشد، او را باقیمانده اولاد او گویند. چون خداوند را حجت هاى بـسـیـارى بـوده كـه وسـیـله و رابـطه بین او و مخلوق بودند كه اگر حجت دیگرى باشد اطـلاق كـلمـه بـقـیـه بـر حـجـت قـبـلى نـمـى شـود و از ایـن نـظـر اسـت كه لقب بقیه الله اختصاص به حضرت ولى عصر علیه السلام دارد.

و بـه مـوجـب روایـات بـسـیـارى از فـریـقـیـن عـامـه و خـاصـه حضرت ولى عصر از ذریه رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم و اولاد اوست ، و كتاب الهدى تالیف مـرحـم حـاج سـیـد صـدر الدیـن عـامـلى ـ رحـمة الله علیه ـ كه اواخر عمرشان در قم بودند روایاتى از طریق علماى عامه نقل كرده كه المهدى من العشرة الطاهرة از جمله این روایت ابـن حـجـر در صـواعـق المحرقة صفحه 98 است گوید ابونعیم این حدیث را تخریج كرده(295) كـه رسـول خـدا صـلى الله عـلیـه و آله و سـلم فـرمـود: لیـبـعثن الله رجلا من عـتـرتـى ـ یـمـلا الارض عـدلا خـدا مـردى از اهل بیت مرا برمى انگیزد ـ و زمین را از عدل پر مى كند.

و در كـتـاب یـنـابـیـع المـودة از ام سـلمـه نـقـل شـده كـه گـفـت شـنـیـدم از رسـول خـدا صـلى الله عـلیـه و آله و سـلم كـه مـى فـرمـود: المـهـدى مـن عترتى من اولاد فاطمة مهدى از عترت من از فرزندان فاطمه است.
در كتاب كفایة الخصام باب 456 حدود یكصد و شصت و پنج حدیث از طریث ق عامه در امامت اثنى عشر نقل مى كند كه حضرت امیر المومنین و یازده نفر از فرزندانش مى باشند و آخر ایشان قائم منتظر مهدى است ، و از روزى كه پدر بزرگوارش وفات یافته تا آنگاه كه خـداى تـعـالى او را ظـاهـر گرداند صاحب این عصر و زمان است كه پس از مدتها غیبت ظاهر شود و در زمین عدل و داد بگسترد همچنانكه از ظلم و جور لبریز شده باشد.

و مـا در ایـنـجـا بـه ذكـر یـك حـدیـث آن اكـتـفـا مـى كنیم : موفق بن احمد خوارزمى معرف به اخـطـب خـوارزم كـه یـكى از بزرگان و دانشمندان علماى جمهور است در كتاب مـنـاقـب خـود از سـلیـم بـن قـیـس هـلالى از سـلمـان فـارسـى روایـت كـرده كـه روزى بـر رسول خدا وارد شدم ، و حسین علیه السلام بر ران حضرتش نشسته بود و آن حضرت میان دو چـشـم او را بـوسه میداد و لبهاى خود را بر لبهاى او مى نهاد و مى فرمود تو سید و پسر سید و پدر ساداتى ، و تو امام و پسر امام و برادر امام ، و پدر امامانى ، و تو حجت و برادر حجت و پدر نه تن حجتى كه از صلب تو مى باشند، و نهمین از آنان قائم ایشان اسـت . صـاحـب كـفـایة الخصام پس از ذكر روایت گوید: روایات از طریق عامه در این باب زیـاد اسـت ، و مـا بـه هـمـیـن قـدر اكـتـفـا كـردیـم زیـرا كـه زیـاده ار ایـن بـاعـث طول كتاب مى شود.

تنبیه ـ جاى بسى تعجب است كه علماى عامه چگونه این اخبار را كه از اخبار صحاح خود مى دانند در اثبات امامت ائمه اثنى عشریة على و یازده فرزندش علیهم السلام روایت مى كنند ولى بـه آنـهـا عـمـل نـمـى كـنـنـد یـعـرفـون نـعـمـت الله ثـم یـنـكـرونـهـا ـ نحل آیه 83 ـ (نعمت خدا را مى شناسند باز آن را منكر مى شوند).

در تـفـسـیـر صافى از تفسیر قمى از حضرت صادق علیه السلام روایت شده كه فرمود: بـه خـدا سـوگـنـد مـائیـم آن نـعـمتى كه خداوند به بندگانش انعام فرموده ، و به وسیله ما پیروز و كامیاب است كسى كه پیروزى خواهد.

درباره عامه میتوان گفت جهت انكار و عمل نكردن به این احادیث شان چند امر است :

 حـب و شـدت عـلاقـه آنـان بـه دنـیـا و حفظ مال و مقام و ریاست است . كه آنان را به این زنـدگـى مـغـرور ساخته همچنانكه خداوند در آیات متعدد قرآن مجید مى فرماید و عزتهم الحیوة الدنیا كه زندگانى دنیا آنان را مغرور نموده و پیرو خواسته هاى نفسانى خود هـسـتـنـد و از ارشـاد و هـدایـت دیـگـران كـه بـرخـلاف مـیـل نـفـسـانـى آنـان باشد اعراض مى كنند و به دشمنى و ستیزگى بر مى خیزند كلما جـاءهـم رسـول بـمـا لا تـهـوى انـفسهم فریقا كذبوا و فریقا یقتلون ـ مائده آیه 70 ـ هـر وقـت رسـولى حـكـمـى و دستورى كه مخالف با هواى نفسشان بود آورد عده اى را تكذیب كردند و عده اى را به قتل رساندند.

و ایـن مـحبت و شدت علاقه به زندگى دنیا سرآمد انحرافات و گناهان است كه گفته اند پـیـغـمـبـر اكرم فرمود: حب الدنیا راس كل خطیبة (296) و لذا طلحه و زبیر پس از بـیـعـت بـا امـیـر المـومـنـیـن عـلیـه السـلام چـون مـیـل نـفـسـانـى آنـان تـامـیـن نـشـد و بـه آمال و آرزوى نفسانى خود نائل نشدند نقض بیعت كردند و در مقام تكذیب برآمدند و آن جنگ خـونـیـن جـمـل را بـر پـا كـردنـد. و بـا دیـگـران بـراى مال و مقام و ریاست خود مردان حق و خیرخواه را كشتند و حجت هاى الهى را از میان بردند.

 عـلت دیـگـر از عـمـل نكردن به آن روایات خودبینى و تكبر و حسادت نسبت به دیگران اسـت كـه از اطـاعـت و پـیروى از آنان سر باز مى زنند چناكه فرمود: ام یحسدون الناس عـلى مـا آتـا هـم الله مـن فضله ـ نساء آیه 54ـ آیا حسد مى ورزند بر مردم ، كه چون خدا آنان را از فضل خود برخوردار نموده .
تـفـسیر صافى از كتاب كافى و عیاشى و غیر آندو از ائمه معصومین علیهم السلام روایت كرده كه فرمودند:

 مائیم كه به واسطه نعمت امامتى كه خداوند بما عنایت فرمود مورد حسد واقع شده ایم.

 جـهـت دیـگر تقلید كوركورانه از پدران واجداد، به نام سنت نیاكان و پیروى كردن از گـذشـتـگـان اسـت كـه عـمـده همین است و در آیات قرآن كریم از این نوع تقلید سخت مذمت و نـكـوهـش شـده از جـمـله سـوره بـقـره آیـه 170 مـى فـرمـایـد: و اذا قـیـل لهـم اتـبـعـوا مـا انـزل الله قـالوا بل نتبع ما الفینا علیه آباءنا او لوكان آباوهم لا یـعـقـلون شـیـئنـا و لا یـهـتـدون (و هـنـگـامـى كـه بـه آنـان گـفـتـه شـود از آنـچـه خـدا نازل فرموده پیروى كنید گویند ما از آنچه پدران خود را بر آن یافتیم پیروى مى كنیم ، آیـا اگـر چـه پدرانشان چیزى نفهمند و هدایت نشوند (باز هم از آنان پیروى مى كنند). و آیـه دیـگـر سـوره مـائده 104 مـى فـرمـایـد: و اذا قـیـل لهـم تـعـالوا الى مـا انزل الله و الى الرسول قالوا حسبنا ما وجدنا علیه آباءنا، او لوكان آباوهم لا یعلمون شیئا و لا یهتدون و چون به آنان گفته شود بیائید به آنـچـه را كـه خـدا بـه پـیـغـمـبـر نـازل كرده (بگروید و متابعت كنید) گویند آنچه را كه پدرانمان را بر آن یافتیم ما را كافى است ، آیا اگر چه پدرانشان چیزى ندانند و هدایت (هم ) نشوند. و آیات دیگر.(297)

حـاصـل آنـكـه انـسـان بـایـد مـتـابـعـت عـقـل و بـرهـان نـمـایـد، و حـسـن ظـن بـه اعـمـال پدران و نیاكان گذشته باعث تقلید كور كورانه او نگردد و سبب بدبختى وى را فراهم نسازد. و در این مقام لازم است كه به این نكته توجه شود.

بـایـد دانـسـت كـه اثـبـات وجـود امـام زمـان حـضـرت ولى عـصـر عـجـل الله تـعـالى فـرجـه الشـریف ـ و ظهورش براى اصلاح امور جامعه بشر و تاسیس مـوجـبـات سـعـادت دنـیا و آخرت آنان پس از اثبات وحدانیت خدا و صفات جلالیه و جمالیه اوسـت و انـسـان بـایـد یـقـیـن پـیـدا كـنـد و مـعـتـقـد بـاشـد كـه خـداونـد مـتـعـال عـالم و قـادر و رؤ وف اسـت و هـر چـه را كـه اراده كـنـد واقع مى شود، و بر خلاف عدل و لطف خود امرى را انجام نمى دهد.

و هـمـچـنـیـن بـعـد از اثـبـات نبوت و خاتمیت رسول اكرم است و اینكه آنچه گوید از طرف خـداونـد است وما ینطق عن الهوى ان هو الا وحى یوحى ـ نجم آیه 4ـ از پیش خود چیزى نمى گوید و آنچه مى گوید جز وحى كه به وى مى شود نمى باشد.

و هـمـچـنـین بعد از اثبات معاد و عقیده بآن است كه معتقد باشد: انسان به مردن فانى نمى شـود و سـرانـجـام بـه نـتـیـجـه اعـمـال خـود مـى رسـد و خـود مسئول اعمال دنیائى خود است ، آن وقت در امامت بحث مى شود كه خداى عالم و قادر و مهربان مـحـال اسـت بشر را به حال خود حیران و سرگردان واگذارد و مرجع و پیشوائى از طرف خـود بـراى آنـان مـعـیـن نـكـنـد و لطـف خـدا مـنـقـطـع گـردد و اگـر كـسـى در طول عمر حضرت ولى عصر تردید داشته باشد باید با او از قدرت و لطف الهى صحبت كـرد و چـون بـدان مـعـتـقـد بـاشـد و اعـتـراف كـنـد لازمـه لطـف خـداونـد جل و عز موجب است كه عمر آن بزرگوار را هم طولانى نماید.
......................................................................................................
[294]در ذیل آن علت اختصاص این لقب بآن بزرگوار را بیان كردیم .
[295]ابـن حـجر صاحب كتاب صواعق المحرقه نامش شهاب الدین احمد بن محمد میثمى مـصـرى مـتـوفـاى 973 ه . ق است . و قاضى نورالدین بن شریق حسنى مرعشى شوشترى معاصر شیخ بهائى كتابى بنام صوارم المهرقة بر رد كتاب او نوشته .
[296]جامع الصغیر سیوطى به نقل از شعب الایم
[297]سـوره 10 آیـه 78، سـوره 21 آیـه 53 و 54، سوره 26 آیه 74، سوره 31 آیه 21، سوره 34


http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,Book471P7.html?PHPSESSID=aa3fc977a537bc41dbbb6ff545509da




نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 27 آبان 1396


شرحى بر دعاى ندبه - قسمت 65


این المعدّ لقطع دابر الظلمة

كـجـا اسـت آنـكـسـى كـه بـراى بـركـندن ریشه ظالمان
 و ستمگران مهیا و آماده گردیده


شـرح :

 بـدانـكـه آن جـنـاب را وظـائفـى است كه پس از بعثت و ظهورش انجام مى دهد اول آنـكـه بـه مـوجـب اخـبـار وارده از طـرق عـامـه و خـاصـه ، بـه بـركـت ظـهـور او عـدل و داد در جـهـان گـسـتـرده خـواهـد شـد و كـسـى نـتـوانـد بـه جـان و مال و عرض دیگران تعدى و تجاوز نماید، و این گونه عدالت میان جامعه بشر محقق نشود مـگـر آنـكه عالم از لوث وجود ظالم و ستمكار پاك گردد به خصوص آن قدرتمندان جهان كه از سطوت و قدرت خود سوء استفاده مى كنند.

در كـتـاب ینابیع المودة ص 435 روایتى نقل شده كه قسمتى از آن روایت چنین است و به بركت وجود او خداوند مشارق و مغارب زمین را در اختیار اصحاب و یاران او قرار مى دهد و دین حق را ظاهر و آشكار مى سازد تا آنكه اثرى از ظلم و بدعت دیده نشود.

و گـسترش این عدالت تا بدرجه اى رسد كه شخص از دشمن خود در امان باشد. در كتاب یـنـابـیـع المـودة ص 423 بـه وسـیـله ابـن عـبـاس ‍ نـقـل شـده كـه گوید: صاحب آئین و ملتى باقى نمى ماند مگر اینكه به اسلام روى آورد و مسلمان شود و در آرامش بسر برد) بطورى كه گوسفند از گرگ ، و گاور از شـیـر درنـده ، و انسان از مار گزنده در امان باشد حتى موش هم چرمى را نجود، و این امنیت در زمان قیام حضرت قائم ـ عجل الله تعالى فرجه الشریف ـ صورت خواهد گرفت . و در ص 448 همان كتاب آمده است كه گوید: و میزان عدالت را میان مردم رواج دهد بطورى كه كسى به كسى ظلم و ستم نكند.

در تـفـسـیـر بـرهـان ذیـل ایـن آیـه مـبـاركـه فلما نسوا ما ذكروا به فتحنا علیهم ابواب كـل شـى حـتى اذا فرحوا بما اوتوا اخذنا هم بغتة فاذاهم مبلسون ـ انعام آیه 44 ـ (پس وقـتـى آنـچه را كه به آنها تذكر داده شده بود از عذاب الهى ، از یاد بردند، درهاى همه چـیـز از لذائذ مـادى دنـیـایى را) برویشان گشودیم و چون بدان سرگرم و شادمان شـدنـد بناگاه آنان را به چنگ قدرت اندر گرفتیم، آنگاه بود كه سخت در حزن و اندوه درافـتـادنـد)

 از ابـوحـمـزه نـقـل كـرده كـه گفت : تفسیر این آیه را از امام محمد باقر علیه السـلام پرسیدم فرمود: 

اما قول خداى تعالى كه مى فرماید: فلما نسوا ما ذكروا بـه یـعـنـى وقـتـى كـه ولایـت على علیه السلام را از یاد بردند و فراموش كردند در صـورتـى كـه مـامور بدان بودند فتحنا علیهم یعنى دولت و سلطنت به ایشان داده شد و دستشان در امور دنیا باز گردید. اما قوله : حتى اذا فرحوا بما اوتوا اخذنا هـم بـغـتـة .. یـعـنـى در زمـان قـیـام قـائم چـنـان مـقـهـور و مـغـلوب شـونـد مـثـل ایـنـكـه هـرگـز بـراى آنـهـا در دنـیـا قـدرت و سـلطـنـتـى نـبـوده و ایـن اسـت قـول خـداونـد كـه فـرمـود: 

بـغـتـة و هـم مـبلسون 

آنگاه در دنباله آن این آیه آمده است:

 فـقـطـع دابـر القـوم الذیـن طـلمـوا 

پـس بـریـده شـد دنـبـاله گروهى كه ظلم كردند.(298)
......................................................................................................
[298]جلد 75 چاپ جدید ص 323 نقل از كافى .


http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,Book471P7.html?PHPSESSID=aa3fc977a537bc41dbbb6ff545509da




نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 27 آبان 1396



شرحى بر دعاى ندبه - قسمت 66


این المنتظر لاقامة الامت و العوج

كـجـا اسـت آنـكـس كـه مـنـتـظـریـم اخـتـلاف و عـیـب و كـجى 
اهل عالم را اصلاح و به راستى و درستى باز گرداند


شـرح :

 كـلمـه مـنـتـظـر ـ بـفـتـح ظـاء ـ اسـم مـفعول از باب افتعال بمعناى انتظار كشیده شده است كه دیگران در انتظار او به سر مى بـرنـد. در كتاب نجم الثاقب صفحه 47 از كمال الدین از حضرت امام محمد تقى علیه السلام نقل شده كه فرمود: 

بعد از حضرت امام حسن عسكرى علیه السـلام پـسـر او قـائم بـه حـق اسـت كـه مـنـتـظـر اسـت ، راوى سـئوال مى كند چرا او را منتظر نامیدند؟ فرمود: براى آنكه او را غیبتى است طولانى و مدت زمان آن به طول خواهد كشید و مردم اصلاح طلب خروج و ظهور او را در انتظارند.

شرح : البته در بیان و توضیح این نوع انتظار كه عموم بشر و به خصوص مردم اصلاح طلب بدان دل بسته اند ابتدا باید به این نكته توجه داشت كه اختلاف بین افراد جـامـعـه از حـیـث غـنى و ثروت و فقر و تنگدستى تا حدى از لوازم زندگى اجتماعى بشر اسـت و بـایـد هـم بـاشد، زیرا اگر همه افراد جامعه بشر غنى و بى نیاز باشند هرگز آنـان بـه كـارهـاى مـهـم اجـتـمـاعـى و اقـتـصـادى و سـیـاسـى جـامـعـه مـخـتـل خـواهد شد.

 پس از این نظر لازم است كه در امور معالش زندگى تفاوتى میان افراد بـشر باشد تا چرخ زندگانى اجتماعى بشر به گردش درآید همچنانكه در نوع فكر و استعداد هم مختلفند. خداوند متعال در سوره زخرف آیه 32 میفرماید:

 اهم یقسمون رحمة ربـك نـحـن قـسـمـنـا بـیـنهم معیشتهم فى الحیوة الدنیا و رفعنا بعضهم فوق بعض درجات لیـتـخـذ بـعـضـهـم بـعـضا سخریا و رحمة ربك خیر مما یجمعون 

مگر اینان مقسم رحمت پـرودرگار تواند این مانیم كه معیشت آنها را در زندگى دنیا تقسیم مى كنیم و بعضى را درجـاتـى بـالاتر از بعض دیگر قرار مى دهیم تا بعضى بعض دیگر را رام و مسخر خود كـنـنـد و رحـمـت پروردگارت از آنچه جمع مى كنند بهتر است.

 و بر ثروتمندان است كه رعـایـت حـال زیردستان و فقرا و درماندگان را بنمایند كه خدا مى فرماید: والذین فى اموالهم حق معلوم . للسائل و المحروم ـ معارج آیه 24 و 25 ـ آنانكه در اموالشان سـهـمـى را بـراى فقرا معین كنند) و بدان كه دراموال اغنیا و توانگران حقى براى فقرا و بیچارگان مفروض است .

امـا ایـن تـفـاوت بین ثروتمندان و فقرا وبیچارگان كه دسته اى ساكن قصرهاى عالى و بـنـاهـاى مـتـنـوع و مـجـلل و گـروهـى در گـوشـه زاغـه هـا و گـودال هـا منزل كنند، آن عده متنعم به انواع نعمت ها از خوراك و پوشاك و و و، و این جماعت بـا هـزاران زحـمـت و مـشـقـت تـنـا قـرصـه نـانـى آنـهـم آغشته به خون ، و آن دسته بروى فـرشـهـاى ابـریـشـمـى و تـخت هاى زرین آرمیده ، و این جمعیت بروى زمین نمناك و بسترى ژولیـده ، و آن ثـروتمندان براى تفریح و مسافرت از هواپیما و ماشین هاى لوكس آخرین سـیستم بهره مند، و اما این بیچارگان پیاده و پاى برهنه با هزاران رنج و مشقت مسافت را طى مى كنند، آنان آنطور و اینان اینطور روزگار بگذارند.

آیـا این حد از اختلاف در طبقات جامعه رواست . آیا این اختلاف بین اغنیا و فقرا به عدوات و دشـمـنـى مـبـدل نـخواهد شد آیا اغنیا و ثروتمندان میتوانند مقدارى از ثروت و اندوخته خود صـرف نـظـر كنند و آنرا به فقرا بدهند و آنانرا از فقر و تنگدستى نجات دهند، و اغنیا قـوانـیـن و دستورات الهى را در حق تهى دستان اجرا نمایند.

 البته رفع این حد از اختلاف به بركت ظهور حضرت ولى عصر علیه السلام و اجراى قوانین و دستورات اسلامى خواهد شد. و این یكى از سنت هاى سنیه اوست.

در كـتـاب المـهـدى از مـسـنـد احـمـد بـن حـنـبـل از فـقـهـاى اربـعـه اهل سنت ) از ابوسعید خدرى نقل شده كه پیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: مـن شـمـا را بـوجـود مهدى بشارت مى دهم ـ تا آنكه فرمود ـ ساكنان آسمان و زمین از وجـود او خـشـنـود و راضـى مـى شـونـد، و مـال را بـه صـورت صحیح قسمت مى كند، مردى پـرسـیـد مـعـنـى صـحـیـح چـیـسـت ؟ ـ فـرمـود: 

بـه انـدازه نـیـاز مـیان مردم تقسیم مى كند و دل امـت مـحـمـد صـلى الله عـلیـه و آله و سـلم را بـى نـیـاز مـى سازد و عدلش را میان آنان توسعه میدهد.

و ایـضـاً در مـسـنـد احـمـد از نـبـى اكـرم صـلى الله عـلیـه و آله و سـلم نـقـل شـده كـه فـرمـود: 

سـاعـت موعود محقق نمى شود تا اینكه زمنى از ظلم و جور پر شـود، آنـگـاه از ذریـه و عـتـرت مـن كـسـى خـروج مـى كـنـد و بـیـرون مـى آیـد و زمـین را از عدل و داد پر مى كند.

در فـتـوحـات مكیه در وصف مهدى آل محمد صلوات الله علیهم چنین آمده است :

 یقسم المـال بـالسـویـة ، و یـعـدل فـى الرعـیـة و یـفـصـل فـى القـضـیـة ....الخ 

كـه مـال را بى تفاوت و باندازه تقسیم مى كند و میان ملت و رعیت به عدالت رفتار مى كند، و در دعوى و مرافعه ، به حق داورى مى نماید ـ الخ.


http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,Book471P7.html?PHPSESSID=aa3fc977a537bc41dbbb6ff545509da




نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 27 آبان 1396



شرحى بر دعاى ندبه - قسمت 67


این المرتجى لازالة الجور و العدوان


كجا است آن یگانه كسى كه براى برانداختن اساس ظلم و عدوان 
مورد امید و نظر (خلایق ) است


شـرح : 

بـدانـكه از وظائف مهم آن حضرت برانداختن ظلم و تعدى و تجاوز بشر به حـقـوق یـكـدیـگـر اسـت . كـتـاب یـنـابـیع المودة از ابوسعید خدرى روایت كرده كه گوید: پـیـغـمـبـر خـدا صـلى الله عـلیه و آله و سلم تذكر داد كه بلا و مصیبتى به این امت خـواهـد رسـیـد بـه طورى كه كسى پناهگاهى نمى یابد كه از ظلم و ستم بدان پناه آورد، آنـگـاه خـداونـد مـردى از عـتـرت واهـل بـیـت مـن بـرانـگـیـزد و بـه بـركـت او زمـیـن را از عدل و داد پر مى كند همچنانكه از ظلم و جور پر شده باشد.

البته سبب و جهت عمده رفع ظلم نسبت بیكدیگر عقیده به قیامت و محاسبه روز جزا است ، كه اگر چنین اعتقادى در قلوب مردم ایجاد شود و شخص بآن ایمان پیدا كند نیت ظلم نمى كند و ظلم از چنین كسى سر نمى زند.

در كتاب بحار الانوار جزء چهارم از مجلد 15 ص 206 آمده است كه امام ششم علیه السـلام فـرمود: 

كسى كه صبح كند و قصد ظلم به كسى را نداشته باشد خدواند گـنـاه آن روز او را مورد مغفرت قرار مى دهد در صورتى كه خونى را (به ناحق) نریزد یا مـال یـتیمى را نخورد.

 البته ذكر این دو معصیت كه یكى بدنى و دیگرى مالى است از باب مثال است و مراد تمام گناهان و حقوق الناس مى باشد خواه بدنى باشد یا مالى .


http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,Book471P7.html?PHPSESSID=aa3fc977a537bc41dbbb6ff545509d





نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 27 آبان 1396



شرحى بر دعاى ندبه - قسمت 68


این المدّخر لتجدید الفرائض و السنن

كجا است آن كسى كه براى تجدید و احیاء (زنده كردن ) فرائض 
و سنن آئین اسلام كه محو و فراموش ‍ 
شده ذخیره شده است 


شرح : 

در اثر استیلاى روساى جور و فراهم آوردن شهوات و هواهاى نفسانى واجبات الهـى و سنن دینى در جامعه مسلمین از یاد رفته و دستورات و روش هاى اسلامى متروك و از میان رفته . و چه بسا به واسطه مرور زمان و پیروى هواى نفس متدرجاً آنانكه بوجود امام زمان هم معتقد بودند آنرا از یاد برده باشند.

مـجـلد 13 بـحـار ص 134از عـلى بـن جـعـفـر از برادرش موسى بن جعفر علیهما السـلام روایـت كـرده گـویـد: هـنـگـامـى كـه پـنـجـمـیـن امـام از نسل هفتمین امام غایب شود. براى حفظ دینتان به خدا پناه برید، مبادا كسى شما را از دینتان بـازگـردانـد. اى فرزندم صاحب این امر ناگزیر است از غایب شدن تا آنجا كه آنهائیكه بـه او ایمان داشتند از طولانى شدن زمان غیبت) از عقیدشان برگردند. و این غیبت او امتحانى است از طرف خدا كه خواسته بندگانش را بوسیله آن امتحان كند.

و از مـیـان مـسـلمـانـان آنـانانى را كه ایمانشان ثابت است و به دستورات خدا و پیغمبر او عمل مى كنند میتوان چنین تشبیه كرد كشعرة بیضاء فى بقرء سوداء همانند موى سفیدى كه در بدن گاو سیاهى باشد.


http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,Book471P8.html?PHPSESSID=aa3fc977a537bc41dbbb6ff545509da0





نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 27 آبان 1396



شرحى بر دعاى ندبه - قسمت 69


این المتخیر لاعادة المله و الشریعة

كـجـا است آن كسى كه براى برگرداندن (حقایق) ملت و شریعت دین مقدساسلام انتخاب و برگزیده شده است

شرح :

 مراد از این ملت و شریعتى كه باید به وسیله او احیا شود و بدست با كفایت او انـجـام گـیـرد همان ملت و طریقه حضرت ابراهیم علیه السلام است كه خداوند در قرآن كـریـم بـه پـیـغـمبرش دستور فرموده كه از آن پیروى نما :

 ثم اوحینا الیك ان اتبع ملة ابـراهـیـم حـنـیـفـا (نـحـل:123) 

آنـگـاه مـا بـه تـو وحـى كـردیـم كـه طـریـقه و روش معتدل ابراهیم را كه از مشركان نبود پیروى كن.

 یعنى در دعوت به توحید و نفى شرك و بت پرستى به تمام اقسام آن ، و عمل به سنت و آداب از او پیروى نما.

در تـفـسـیـر صـافـى ایـن روایـت را از تـفـسـیـر عـیـاشـى نـقـل مـى كـند كه امام حسین علیه السلام فرمود:
 
ما احد على ملة ابراهیم الا نحن و شیعتنا و سـائر النـاس مـنـهـا بـرءاء 

كسى جز ما و شیعیان ما بر ملت و روش ابراهیم نیست و سایر مردم از این روش و طریقه دورند.

و در آیـه دیـگـر مـى فـرمـایـد: قـل بـل مـلة ابـراهـیـم حـنـیـفـا(بـقـره:135)

 بگو بلكه آئین پاك ابراهیم را مى پذیرم كه میانه رو بود. و آیات دیگر.

در مجلد 16 بحار باب السنن الحنیفیه روایاتى از آداب و دستورات طهارت و نـظـافـت اسـلامـى كـه نـمـونـه اى از سـنـن دیـن حـنـیـف ابـراهـیـم عـلیـه السـلام اسـت نـقـل شـده از جـمـله در تـفـسـیـر قـمـى آمـده اسـت كـه خـداونـد حـنـیـفـیـت را بـر ابـراهـیـم نـازل كـرد و آن ده چـیز است عبارت از پاكیزگى پنج چیز در سر و پنج چیز در بدن ، اما در سـر عـبـارت اسـت از گـرفـتـن شـارب ، و گذاشتن ریش ‍ به حد معین )، و اصلاح كـردن مـو، و مـسـواك كـردن ، و خـلال نـمـودن . و امـا آن پنج كه در بدن است عبارت است از گـرفـتـن و ازاله مـوى بـدن ، و خـتـنـه كـردن ، و نـاخـن گـرفـتـن ، و غسل جنابت ، و تطهیر كردن با آب .

ایـنـهـا حنیفیت و پاكیزه گى است كه ابراهیم آورده و تاكنون نسخ نشده و تا قیامت هم نسخ نمى شود.
و در سـوره دیـگـر مـى فـرمـاید:

 ان اولى الناس بابراهیم للذین اتبعوه و هذا النبى و الذیـن آمـنـوا و الله 
ولى المـومـنین (آل عمران:68) 

نزدیك ترین مردم بابراهیم كسانى هستند كه از او پیروى كنند، و این پیغمبر و آنانكه ایمان آوردند، و خدا دوستدار مومنان است. 

خلاصه آنكه ابراهیم را به حقانیت یارى كنند.

و قال الله تعالى :

 و من یرغب عن ملة ابراهیم الا ن سفه نفسه و لقد اصطفیناه فى الدنیا و انـه فـى الاخـرة لمـن الصـالحـین (بقره:130)

 از آئین و طریقه ابراهیم كناره گـیـرى نمى كند مگر كسى كه 
سفیه باشد، و البته ما او را در دنیا برگزیدیم و او در آخرت از صالحان و شایستگان است.

و كـسـى را كـه خـداونـد او را بـرگـزیـه بـاشـد، از اخـلال رذیـله و صـفات ذمیمه منزه است ، پس 
شایسته و سزاوار است كه براى رستگارى و فـوز بـه سعادت دنیا و آخرت از او متابعت شود زیرا كه 
اراض از روش و طریقه او باعث شقاوت وهلاكت خواهد بود.

و از جمله طریقه او توصیه و سفارش به اولاد و فرزندان خود بود كه مراقب و مواظب دین خـود بـاشـنـد 
تـا در وقـت مـردن بـى دیـن از دنـیـا نـرونـد و بـا حـال تـسلیم و سلامت نفس جان دهند چنانچه خدا در 
قرآن میفرماید: 

و وصى بهار ابراهیم بنیه و یعقوب یا بنى ان الله اصطفى لكم الدین فلا تموتن الا و انتم 
مسلمون (بقره:132)

و ابـراهیم و یعقوب فرزندانشان را به همین موضوع سفارش كردند كه اى 
فـرزنـدان ، خـدا بـراى شـمـا ایـن دیـن را بـرگـزیـد و جـز بـا عقیده به اسلام و تسلیم نمیرید.

فـائدة ـ از آیـه ومـن یـرغب عن ملة ابراهیم الا من سفه نفسه كه ذكر آن سابقاً گذشت مـیـتوان اسفتاده 
نمود كه ملت پیغمبر ما هم همان ملت ابراهیم است با زیادتى از آداب و سنن تكاملى ، و كسى كه در این 
عصر و زمان از طریقه و ملت پیغمبر اسلام صلوات الله علیه كـه خـاتـم پـیـغمبران است اعراض نماید، 
او از طریقه ابراهیم اعراض نموده و این خود یك نوع سفاهت و بى خردى است كه خدا میفرماید:
 
الا انهم هم السفهاء و لكن لا یعلمون (بقره:13)

بدانید كه اینها خودشان ابلهند و لكن نمى دانند.

و مـویـد آن آیـه :

 و ما جعل علیكم فى الدین من حرج ملة ابیكم ابراهیم هو سمكم المسلمین من قـبـل و فـى 
هـذا (حـج:78) 

و در ایـن دیـن بـراى شما دشوارى قرار نداده ، آئین پدرتان ابراهیم است و او شما را از پیش و نیز در این قرآن مسلمان نام داد.

و الشریعة :شریعت به حسب لغت راه روشن و آشكارى است كه آدمى رابه لب آب مى رساند. و آئین دین را هـم كـه شـریـعـت گـویـند بآن تشبیه شده ، چون همان قسم كه آب سبب حیات دنیائى و زنـدگـى مـوجـود زنـده اسـت و بـدان بـسـتـگـى دارد كـه فـرمـود:

 و جـعـلنـا مـن المـاء كل شى حىّ (انبیاء:30) 

و هر چیز زنده را از آب قرار دادیم.

و ایـن هـم سـبـب حیات ابدى و سعادت دنیا و آخرت است ، و این راه روشن را شریعت گویند.

 قـال الله تـعـالى :

 ثـم جـعـلنـاك عـلى شـریـعـة مـن الامـر فـاتـبعها (جاثیه:18) 

سپس ما تو را هم بر شریعتى از امر دین قرار دادیم پس همان 
را پیروى كن.

و شریعتى كه خداوند براى پیغمبر اسلام صلوات الله علیه مقرر ساخته همان امورى است كـه در قـرآن فـرمـوده : 

شـرع لكـم مـن الدین ما وصى به نوحا و الذى اوحینا الیك و ما وصـیـنا به ابراهیم و موسى و عیسى ان اقیموا الذین (شورى:13)

براى شما تـشـریـع كـرد از دیـن ، هـمان را كه نوح را بدان توصیه نمود، و آنچه را كه ما به تو وحـى كـردیـم و بـه ابـراهـیـم و مـوسـى و عـیسى سفارش ‍ نمودیم این بود كه دین را بپا دارید.

و انـبـیـاء عـلیـهم السلام در اصول عقاید و پرستش خدا و احكام و دستورات الهى اختلافى نـدارنـد، امـا در چـگـونـگـى افعال واعمال عبادى و بعضى از فروع و سنن به حسب زمان و مـصـالح اخـتـلاف دارند.
 
لكل جعلنا منكم شرعة و منهاجاً (مائده:48)

 براى هر یك آئین و روشى مقرر كردیم.


http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,Book471P7.html?PHPSESSID=aa3fc977a537bc41dbbb6ff545509d




نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 27 آبان 1396



شرحى بر دعاى ندبه - قسمت 70


این المومل لاحیاء الكتاب و حدوده

كجاست آنكه براى احیا و زنده كردن كتاب آسمانى قرآن و حدودش مورد امید و آرزوست

شـرح : 

در مـجـلد 13 بـحار صفحه 8 از امام ابو محمد عسكرى علیه السلام روایت شده موقعى كه حضرت حجت علیه السلام متولد شد فرمود:
 ستمگران و جباران خیال كردند كه آنان مرا مى كشند تا این نسل را قطع كنند، پس چگونه دیدند قدرت خدا را و اینك او را مومل نام نهاد یعنى مورد آرزوى خلایق كه جامعه بشر آرزوى قیام او را دارند.

هـمـچـنـانـكـه در دعـاى افـتـتـاح شـب هـاى مـاه مـبـارك رمـضان است كه میگوئى

 اللهم و صـل عـلى و لی امـرك ، القـائم المـومل و العدل المنتشر 

بار الها تو درود فرست بـر ولى امـرت امـام قـائم كـه مـورد آرزو ى مـردم و عدل منتظر است.

بـدانـكـه ظـلمت و تاریكى مانع از دیدن آیات حق و باعث اشتباه حق از شبهات باطله و عقاید فـاسـده و نـادانـیـهـا و هـواپـرسـتـى هـا مـى شـود. و از بـعـد از رحـلت رسـول خـدا در هـر آن و زمـان ایـن امـر در تـزایـد بـوده و خـواهـد بـود و خـداونـد مـتـعـال به مقتضاى صفت رافت و رحمت وسائل هدایت و روشنائى و نجات ز ظلمت ضلالت را بـراى بـنـدگـان خـود فراهم نموده چنانچه مى فرماید:

ان هذا القرآن یهدى للتى هى اقوم (اسرى:9)

البته این قرآن خلق را به راست ترین و استوارترین طریقه هدایت مـیكـنـد. 

و در آیـه 82 هـمـان سـوره مـیفـرمـایـد:

و نـنـزل مـن القـرآن مـا هـو شـفـاء و رحمة للمومنین و لا یزید الظالمین الا خسارا 

و ما آنـچـه از قـرآن فـرو مـى فـرسـتـیـم شـفـا (ى دل) و رحـمـت الهى براى مومنان است و لكن ستمكاران را به جز زیان چیزى نخواهند افزود.


http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,Book471P7.html?PHPSESSID=aa3fc977a537bc41dbbb6ff545509d




نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 26 آبان 1396


شرح دعای ندبه - قسمت 71


این محیى معالم الدین و اهله


كـجـا اسـت زنـده كـنـنـده نـشـانـه هـاى دیـن و اهل آن


شرح: 

معالم : جمع معلم ـ بفتح میم ـ بمعناى علامت و نشانه اى است كه بوسیله آن راه رسیدن به هدف و مقصد معلوم و هویدا شود، و معالم دین همان احكام دین از او امر و نواهى و هـر چیزى است كه علامت و نشانه دین باشد، همچنانكه مشاعر هم جمع مشعر هم بمعناى علامت و نـشـانـه اسـت امـا عـلامـت مـحـسـوس بـه شـعـور و حـواس، نـه از راه عـلم و مـعـلوم كـه مـانند: 

قال الله تعالى : و البدن جعلناها لكم من شعائر الله لكم فیها خیر

 و قربانیها را براى شما از مراسم حج قرار دادیم كه در آن هم براى شما خیرى است.

 و در آیه 32 همان سـوره مـى فـرمـاید: و من یعظم شعائر الله فانها من تقوى القلوب 

و هر كسى كه شـعـائر (قـربـانـى هـاى ) خـدا را بـزرگ دارد البـتـه ایـن از پـرهـیـزكـارى دلهـاسـت. 

حـاصـل مـعـنـى آنـكـه تـعـظـیـم و بـزرگـداشـت شـعـائر الهـى بـه سـبـب تـقـواى درونـى دل است .
و مـعـنـاى دیـن در ذیـل عـنـوان و كلا شرعت له شریعة بیان شد. 

و چون دین و احكام و دستوراتش بواسطه سلطه مردم هواپرست و دنیا خواه به مرور زمان در میان جامعه بشر و ملت مسلمان از میان رفته و میرود و فقط نامى از آن باقى مى ماند و تنها اسمى از آن برده مى شود. از اینرو گفت : محیى معالم الدین .


در مـجـلد 7 بـحـار ص 215 روایـت از پیغمبر اكرم است كه فرمود: بدا الاسلام غـریـبـا و سـیـعـود غـریـبـاً فـطـوبـى للغـربـاء قـیـل : یـا رسـول الله ثـم یـكـون مـاذا؟ قـال : ثـم یـرجـع الحـق الى اهـله (اسـلام در اول امر (بواسطه قلت مسلمانان و شیوع كفر و سنن جاهلیت ) غریب و تنها بود و به زودى بـه هـمـان غـربـت اولیـه خـود بـرمـى گـردد، پـس خـوشـا بـه حال چنین اقلیتى كه پیرو حقند چه در اول ظهور اسلام ، و چه بعد از آن، و در آخر الزمان . آنـگـاه از پـیـغـمـبـر صـلى الله عـلیـه و آله و سـلم سئوال شد پس عاقبت چه خواهد شد؟ فرمود: سرانجام به اهلش باز مى گردد.


بـعضى گفته اند مراد از طوبى بهشت است و تخصیص دادن طوبى را به جماعت غرباء بـه سـبـب صبر و تحمل آنان در برابر ظلم ستمكاران و اذیت و آزار كافران و منافقان خواهد بود.


در كـتـاب كـمـال الدیـن صـفـحه 376 روایتى از امام پنجم علیه السلام در تفسیر این آیه مـبـاركـه: 
اعـلمـوا ان الله یـحـیـى الارض بـعـد مـوتـهـا (حـدیـد: 17) اسـت كـه در تـاءویـل آن فـرمـود: خـداونـد عـز و جـل زمـیـن را بـه وسـیـله قـائم (آل مـحـمـد زنـده مـى گـردانـد پـس از مـوت زمـیـن . و مـراد از مـوت زمین كفر و جور اهل آن است ، و شخص كافر همان مرده است .


زنـده دلا مـرده نـدانـى كـه كـیـسـت         آنـكـه نـدارد بـه خـدا اشتغال


در تـفـسـیـر ایـن آیـه مـبـاركـه وقـاتـلو هـم حـتـى لا تـكـون فتنة و یكون الدین كله لله (و آنها را بكشید تا فتنه اى نباشد و همه دین از آن خدا شود) در كتاب تفسیر عیاشى روایتى از زراره نقل كرده كه امام صادق علیه السلام فرمود: راجع به این آیه از پـدرم سـئوال كـردنـد، پـدرم فرمود: هنوز تاویل این آیه محقق نشده است، اگر قائم ما قیام كند هر آنكس كه او را بیند تاویل آن را به خوبى خواهد دید.

 چون با ظهور و قـیام آن حضرت دین اسلام چنان بالا گیرد كه شعاع آن در تمام روى زمین پرتو افكنده و گسترش خواهد یافت .


برگرفته شده از کتاب شرحى بر دعاى ندبه، مرحوم حجة الاسلام و المسلمین سید محیى الدین العلوى طالقانى





نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 26 آبان 1396



شرح دعای ندبه-قسمت 72


این قاصم شوكه المعتدین

كجا است درهم شكننده شوكت و قدرت ستمكاران و متعدیان

شـرح : 

بـدانـكـه بـه مـوجـب اخـبـار وارده ، حـجـج الهـیه مظهر اسماء و صفات حق مى بـاشـنـد، در دعـاى افتتاح شب هاى ماه مبارك رمضان براى ذات مقدس خداوندى صفاتى ذكر شـده از جـمـله : 

و الحـمـدلله قـاصـم الجـبـاریـن مـبـیـر الظـالمـیـن، مـدرك الهـاربـیـن، 
نـكال الظالمین 

و ستایش خداوندى را كه در هم شكننده سركشان است و هلاكت كننده ستمكاران ، دریابنده گریزندگان ، به كیفر رساننده ظالمان.

حـضـرت ولى عـصـر عـجـل الله تـعـالى فـرجه الشریف از جمله مظهر این صفات جلالیه الهى است كه چون قیام كند شوكت و قدرت ظاهرى روساى سلطه گر جهان را كه با دارا بودن هر گونه سلاح هاى جنگى از توپ و تانك و موشك و هواپیما و اتم ، بـا داشـتـن افـراد نـظـامـى جـنگ آزموده و سایر مهمات جنگى دیگر كه در اختیار دارند و مى كـوشـنـد كه ملل دیگر را به زیر یوغ بندگى و سلطه خود درآوردند، از میان مى برد و نابود مى كند، در حالى كه جهان را به خاك و خون كشیده اند و عده زیادى را از میان برده اند.

مـجـلد 13 بـحـار صـفـحـه 150 روایـتـى از بـزنـطـى از امـام هشتم علیه السلام نـقـل كـرده كـه فـرمـود: 

پیش از وقوع این امر قیام قائم كشتارى است بـیـوح ، پـرسیدم بیوح چیست؟ فرمود كشتار دائم و پیوسته اى است كه فتور و فاصله پذیر نیست.

و ایـضاً در مجلد 13 بحار صفحه 163  روایتى از امام محمد باقر علیه السلام نقل مى كند كه فرمود : 

قیام قائم محقق نمى گردد مگر پس از وقوع خوف شدید ، و انـواع گـرفـتـارى و بـلا و آشـوب كه دامنگیر مردم مى شود ، و پیش از آن وقوع بیمارى طـاعـون (مـرض مـسـرى) ، و دشمنى و ستیزگى اعراب با یكدیگر ، و اختلاف شدید میان مـردم ، و تـفـرقـه و جـدایـى در دیـنـشان، و اختلاف در اوضاع و احوالشان بطورى كه از شدت رنج و اذیت و آزار اشرار صبح و شب آرزوى مرگ مى كنند، و از ظلم و جور نسبت به یـكـدیـگـر بـعضى بعض دیگر را مى خورند و نابود و از هستى ساقط مى كنند، و خروج قائم هنگامى صورت مى گیرد كه مردم فرج و گشایشى نمى بینند و ماءیوس و ناامیدند.

برگرفته شده از کتاب شرحى بر دعاى ندبه، مرحوم حجة الاسلام و المسلمین سید محیى الدین العلوى طالقانى





نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 26 آبان 1396


شرح دعای ندبه-قسمت73


این هادم ابنیه الشرك و النفاق

كجا است ویران كننده بنا و سازمانهاى شرك و نفاق
شرح : 

كلیه بنا و سازمانهائى كه بر اساس و پایه شرك و نفاق بنا و تاءسیس شـده بـاشـد بـه دسـت و دسـتـور آن حـضرت خراب و ویران مى شود از جمله معابد یهود و نـصـارى و بتكده ها حتى بعضى از مساجد و بناهائى كه بنام دین و مذهب ایجاد شده و جنبه شرك و نفاق به خود گرفته باشد خراب مى گردد.

شـیـخ مـفـیـد در ارشـاد به توسط ابو بصیر از امام محمد باقر علیه السلام روایت كرده...تـا آنكه فرمود:
 هنگامى كه قائم قیام كند به كوفه مى رود و در آن دیار چهار مسجد را خراب مى كند بـعضى از اهل نظر گفته اند بعید نیست كه این چهار مسجد همان مساجدى است كه بعضى از خوارج و سران لشكر كوفه پس از واقعه كربلا و شهادت جانسوز حضرت سید الشهداء و كـشـته شدن آن بزرگوار آن مساجد را نوسازى و معروف است به مساجد ملعونه . البته ایـن مـسـاجـد فـعـلا وجـود نـدارد ولى امـكـان دارد كـه قـومى روى كار آیند و چنین مساجدى را تجدید بنا كنند و بسازند ، و ممكن است اكنون هم نمونه چنین مساجدى باشد.

در مـجـلد 13 بـحـار ص 193 . رواى گـویـد در سـیره و روش كار حضرت مهدى علیه السلام از امام صادق علیه السلام پرسیدم كه چگونه است ؟ فرمود : همان كارى كه رسـول خـدا صـلى الله عـلیـه و آله كـرد او هـم مـى كـنـد ، آنـچـه از آثـار بدعت و شرك و گـمـراهـى پـیـش از ظـهـور وى پـدیـد آمـده از مـیـان مـى بـرد هـمـچـنـانـكـه رسول خدا اساس جاهلیت را منهدم كرد ، و اسلام دوباره تجدید مى شود.

در خـصـوص ویـران كردن بعضى از مساجد و مستحدثات آن به فرمان حضرت ولى عصر عـجـل الله تعالى فرجه الشریف ، نمونه اى از آن در زمان پیغمبر اسلام و به دستور آن بـزرگـوار انـجـام گـرفـت، و آن مـسـجدى بوده كه قرآن آن را بنام مسجد ضرار معرفى كـرده:

 و الذیـن اتـخـذوا مـسجدا ضرارا و كفرا و تفریقا بین المؤ منین و ارصادا لمن حارب الله و رسـوله مـن قـبل (توبه : 107)

آنانكه مسجدى را براى ضرر زدن و تـقـویـت كـفـر و تـفرقه انداختن میان مؤ منان و بانتظار (قدوم) كسى كه از پیش با خدا و رسـولش سـتـیـزه كـرده سـاخـتـه انـد و قـسـم مـى خـورند كه جز نیكى منظورى نداشتیم و حـال آنكه خدا گواهى مى دهد كه آنان دروغ گویانند. و در آیه بعد مى فرماید : هرگز در آن نایست و اقامه نماز مكن - تا آخر آیه 110.

در شـاءن نـزول ایـن آیات در تفاسیر آمده شخصى بنام ابو عامر صیفى از اشراف خزرج كـه در ایـام جـاهـلیـت بـه رهبانیت در آمده و لباس ‍ خشن به تن مى كرد و به ابوعامر راهب مـعـروف بـود، در اسـلام بـه ابـو عـامـر مـنـافق و فاسق شناخته شد، چون در مدینه خدمت رسـول خـدا رسـیـد نسبت به وضع آن حضرت حسد برد و علیه او تحریكات مى كرد و در جنگ احد با مشركین همدست بود و به مكه فرار كرد و پس از فتح مكه به طائف گریخت و بعد از آنكه اهل طائف هم مسلمان شدند به شام گریخت، و از آنجا به روم رفت و نصرانى شـد ، و او از شـام بـه منافقین مدینه پیغام فرستاد كه خود را آماده سازید ، و مسجدى بنا كـنید ، و من هم به نزد قیصر روم مى روم و از او استمداد و كمك مى گیرم و به سوى شما مـى آیـم و پـیـغـمـبـر را از مـدیـنـه بـیـرون خـواهـم كـرد ولى او عـمـرش وفـا نـكـرد و قبل از رفتن نزد قیصر بمرد.

بارى منافقین هم مسجدى ساخته و خدمت پیغمبر صلى الله علیه و آله و سلم آمدند و گفتند: 

یـا رسـول الله مـا بـراى افراد مریض و كسانى كه كارشان زیاد است و نمى توانند راه دورى را طـى كـنـنـد و بـه مـسـجـد شـمـا بـیـایـنـد مـسـجـدى سـاخـتـیـم و مـیـل داریـم بـدانجا تشریف آورده و آنرا افتتاح و در آنجا نماز بگذارى ، پیغمبر چون آماده سـفـر تـبـوك بـود انـجـام آن را بـه بـعـد مـوكـول كـرد كـه ایـن آیـات نزول شد و وضع آن مسجد را روشن كرد و دستور آتش زدن ویران كردن آن صادر شد .


برگرفته شده از کتاب شرحى بر دعاى ندبه، مرحوم حجة الاسلام و المسلمین سید محیى الدین العلوى طالقانى





نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 26 آبان 1396


شرح دعای ندبه-قسمت74


این مبید اهل الفسوق و العصیان و الطغیان

كـجـا اسـت آن كـه نـابـود كـنـنـده اهل فسق و عصیان و ظلم و طغیان است

شرح : 

مجلد 13 بحار ص 161  از حذیفة بن یمان روایت مى كند كه گفت از پـیـغـمـبـر خـدا صـلى الله عـلیـه و آله و سـلم شـنـیـدم كـه فـرمـود:

 خـدا دوسـتـان و بـرگـزیـدگـان خـود را از دیـگـران جـدا سـازد تـا آنكه زمین را از لوث منافقان و گمراه كـنـنـدگـان و فـرزنـدان ایـشـان پـاك گرداند تا به آنجا كه پنجاه زن به مردى برمى خـورنـد ، یـكـى گـویـد اى بنده خد مرا بخر ( و نجاتم بده ) و دیگرى گوید مرا ببر و پناهم ده.

در كتاب المهدى ص 90 چنین نقل كرده: 

كه رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: از طـرف آسـمان منادیى ندا مى كند اى مردم بدانید كه خدا دست ظالمان را كوتاه و حیله و مكر منافقان و پیروان آنها را تباه كرد و از سر شما برداشت و اكنون بهترین افراد امت را والى شما كرده و به او ملحق شوید كه اوست مهدى.

در مجلد 13 بحار ص 188  از ابن بكیر روایت شده گوید از ابوالحسن (موسى الكـاظـم) عـلیـه السـلام از تـفـسـیـر ایـن آیـه مـبـاركـه سـئوال كـردم كـه مـى فـرماید :

 وله اسلم من فى السموات و الارض طوعا و كرها(آل عـمران:83)

(آیا غیر دین خدا را مى طلبید) در صورتى كه آنچه در آسمان ها و زمین اسـت خـواه نـاخـواه تـسـلیـم اویـنـد و بـه سـوى او بـاز مـى گـردنـد.

 حـضرت فرمود : (تـاءویل) این آیه درباره قائم نزول یافته هنگامى كه آن حضرت بر یهود و نصار ى و صـابـئیـن (مشركان) و طبیعى مذهبان و مرتدین و كافران در شرق و غرب زمین است خروج كـنـد ، و دیـن اسـلام را بـه آنـهـا پـیـشـنـهـاد مـى كـنـد، پـس هـر كـه آنـرا از روى مـیـل و رغـبـت پـذیـرفـت او را به نماز و دادن زكات و آنچه را كه شخص مسلمان ماءمور به انـجـام آن و بـر او واجـب است امر مى كند ، و كسى كه مسلمان نشود كشته مى شود تا جائى كـه در شـرق و غرب عالم كسى غیر از موحد باقى نماند. 

به او گفتم قربانت شوم مردم روى زمین بیش از اینها هستند (چگونه قائم مى تواند همه آنها را مسلمان كند و یا بكشد)؟ فـرمـود:
 وقـتـى كـه خـداونـد چـیـزى را اراده كـنـد انـدك را زیـاد و زیاد را كم مى گرداند 

برگرفته شده از کتاب شرحى بر دعاى ندبه، مرحوم حجة الاسلام و المسلمین سید محیى الدین العلوى طالقانى






نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 26 آبان 1396


شرح دعای ندبه-قسمت 75



این حاصد فروع الغى و اشقاق

كـجـا اسـت آنـكـه نهال و شاخه هاى گمراهى و نفاق و جدائى را از میان بردارد

شـرح :

 از جمله وظائف آن حضرت از میان بردن موجبات گمراهى و اختلاف و تشتت در دین است هر چند در اصل و اساس آن یكى باشند. و از پیغمبر صلى الله علیه و آله و سلم روایت شده كه فرمود : 

همان تفرقه و اختلافى كه پس از حضرت موسى میان بنى اسـرائیـل اتـفاق افتاد بزودى در امت من نیز پیدا مى شود و به حدود هفتاد و سه گروه میشـونـد . هـمـه آنـهـا مـعـذب در آتـشـنـد جـز یـك فـرقـه، و چـون از حـضـرتـش سـئوال شد آن یك فرقه كدامند ؟ فرمود آن طریقه اى است كه امروز ما بر آن هستیم كه من و اهل بیت منند.

و چـون از وظـائف مهم حضرت ولى عصر اصلاح جامعه بشر و رفع ظلم و ستم است لذا این نوع اختلافات و انحرافات را هم از میان برمى دارد ، و به موجب حدیث شریف: من رضى شـیـئا كـان كـمـن اءتـاه(هر كس عملى را بپسندد و بدان راضى باشد همانند كـسى است كه آنرا انجام دهد).

پس اولاد و تابعین گذشتگان كه به روش و طریقه آنان راضـى و دلخـوشـنـد . اگـر از اعـتـقـادات خـود بـرنـگـردنـد و دسـت بـرندارند بواسطه انحرافات و اخلاقى كه دارند آنها را هم مى كشد و از میان میبرد.


برگرفته شده از کتاب شرحى بر دعاى ندبه، مرحوم حجة الاسلام و المسلمین سید محیى الدین العلوى طالقانى




نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 26 آبان 1396


شرح دعای ندبه-قسمت 76


این طامس آثار الزیغ و الاهواء

كـجـاسـت نـابـود كـنـنـده آثـار انـدیـشـه هـاى باطل و هواهاى نفسانى

شـرح :

 هـر امـرى كـه مـوجـب شـك و تـردیـد در دین شود ، و یا سبب تشویق مردم به شـهـوت و هـواپـرسـتـى انـجـامـد از قـبـیـل فـیـلمـهـا و تـئاتـرهـاى ابـلیـسـى و مـبـتـذل و مـجالس رقص و شب نشینى زنان و مردان ، و شنا كردن دختران و پسران باهم ، و تـعـلیـم آوازهـاى غـنـا و تـصـنـیـف و هـر چـه از ایـن گـونـه مـؤسـسـات غافل كننده انسان از وظیفه خود باشد از میان مى برد ، و مجلات خسار تبار و روزنامه هاى باطل و دروغ پرداز و جوساز و مقالات عشقى ، و كتاب هاى گمراه كننده همه را محو و نابود مى كند.

در مـجـلد 13 بـحـارالاءنـوار ص 23 از عـلى بـن ابـیطـالب عـلیـه السـلام نـقـل شـده اسـت كـه گـوید :

 به رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم گفتم : یا رسـول الله آیـا مـهـدى مـوعود از ما اهل بیت است یا از غیر ما ؟ فرمود : خیر ؛ بلكه از ما مى بـاشـد ، بـه بـركـت قیام او خدا دین را پایان مى دهد(یعنى آخرین حجت خدا است) چنانكه بـوسـیله ما دین را گشود، و بوسیله ما خدا دلهایشان را پس از دشمنى ها و فتنه انگیزیها بـه هم الفت داده و مهربان نماید ، همچنانكه بعد از عداوت شرك و بت پرستى دلهایشان نـسـبـت به هم الفت داده شد ، و همانطورى كه بعد از عداوت شرك ، به وسیله ما ایشان را برادر دینى كرد ، پس از دشمنى و فتنه انگیزیها با هم برادر مى شوند .


 

برگرفته شده از کتاب شرحى بر دعاى ندبه، مرحوم حجة الاسلام و المسلمین سید محیى الدین العلوى طالقانى




نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 26 آبان 1396


شرح دعای ندبه-قسمت 77



این قاطع حبائل الكذب و الافتراء

كجاست آن قطع كننده دامها و دسیسه هاى دروغ و افتراء.

شـرح : 

افـتـراء اخـص از كـذب اسـت زیـرا كـذب و دروغ خبرى است كه مطابق واقع نـبـاشـد ولى افـتـراء دورغ گـفـتن در حق غیر است به چیزى كه آنرا نگفته و انجام نداده و بدان راضى نباشد كه همان تهمت و بهتان است به خلاف كذب كه چه بسا انسان درباره خودش هم دروغ گوید.

بـدانـكـه مردم دنیا پرست براى رسیدن به مقاصد و اهداف شوم خود مطالبى دروغ بیان مـى كـنـنـد و وعـده هـائى بـراى اصـلاح جـامـعـه مـى دهـنـد ولى قـصـد عـمـل بـر طـبق آن وعده هاى دروغ را ندارند، و بسا نسبت هاى دروغ هم به اشخاص و مقامات عـالیـه مـیدهند ، و از این راه براى اغفال مردم و مغرور ساختن آنان مى كوشند ، و حتى نسبت بـه اولیـاى خـدا و حجج الهیه هم چیزى فروگذار نمى كنند و بدین وسیله مى خواهند نور خـدا را هـم خـامـوش كنند یریدون لیظفوا نور الله باءفواههم (صف:8)یعنى مى خـواهـند نور خدا را بگفتارهاى باطل خود خاموش كنند و خدا نور خود را تمام و محفوظ خواهد داشت.

در كـتـاب كـمال الدین ص 128 از عمار ساباطى روایت شده كه گوید شنیدم از حضرت صادق علیه السلام مى فرمود : زمین از ابتدا خالى از حجت دانائى نبوده كه كه در آن آنچه را كه دیگران از حق (پایمال مى كنند و آن را) مى میرانند او زنده مى كند (و بر پا مى دارد) سپس این آیه 
را تلاوت فرمود :

یریدون لیطفوا نور الله بافواههم(صف:8)
در تفسیر على بن ابراهیم قمى در توضیح جمله و الله متم نوره ذكر شده كه خـدا كـامـل مـى گـردانـد نـور (حـق) را بـه وسـیـله قـائم آل مـحـمد كه چون قیام كند ، خدا او را بر تمام ادیان غلبه دهد (و ادیان دیگر از میان مى رود) تا آنكه جز خدا پرستش ‍ نشود و جز فرمان خدا فرمانى نباشد.


برگرفته شده از کتاب شرحى بر دعاى ندبه، مرحوم حجة الاسلام و المسلمین سید محیى الدین العلوى طالقانى





نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 26 آبان 1396


شرح دعای ندبه-قسمت 78


این المبید العتاة و المردة

كـجا است آنكه متكبران و سركشان عالم را هلاك و نابود كننده است

شـرح : 

رؤسـا از اهـل كفر و نفاق بر حسب قدرت ظاهرى خود از پذیرفتن حق اعراض مى كنند و به میل نفسانى خود با مردم رفتار مى نمانید ، و خود را مالك الرقاب مى دانند، و هر چه از اقامه دلیل و برهان و استدلال چگونگى رفاهیت افراد ملت و جامعه را به آنان بفهمانند و اعلام كنند گوششان بدهكار چنین سخنانى نیست. 

«لقد استكبروا فى انفسهم و عـتـوعـتـوا كـبـیـرا» (فـرقـان:21) 

كـه «محققا خود را بزرگ شمرده و گستاخى كردند گستاخى بزرگى»

و از ایـن نـظـر با دین حق و امور حقه آن كه بر خلاف نظریه آنان است مخالفت مى كنند 

و مـصـداق آیـه شـریـفـه مـردوا عـلى النفاق (توبه:101)میشوند كه در نفاق و دوروئى فرو رفته اند.

و آن حضرت علیه السلام بعد از ظهور و قیامش تمام سركشان و گردنكشان را از میان مى بـرد، و شـر و ایـذاى آنـهـا را از سر توده مستضعف مردم رفع مى كند و مصداق آیه كریمه:

 فـقـاتلوا ائمة الكفر انهم لا ایمان لهم لعلهم ینتهون (توبه:12)

پیشوایان كفر را بـكـشـید چون پایبند به عهد و پیمان خود نیستند شاید دست بردارند.

 و آن بزرگوار این امر را محقق مى سازد . و سرزنش كسى او را از تعقیب هدفش باز نمى دارد.


برگرفته شده از کتاب شرحى بر دعاى ندبه، مرحوم حجة الاسلام و المسلمین سید محیى الدین العلوى طالقانى





نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 26 آبان 1396


شرح دعای ندبه-قسمت 79


این مستاءصل اهل العناد و التضلیل و الالحاد

كجا است ریشه كن كننده معاندین حق و فریب دهندگان خلق و ملحدان

شـرح : 

عـنـود و عـنـیـد از عـنـد به معنى پیش و نزد است از اینرو به كـسـى كـه به آنچه پیش خود دارد به شگفت آید و به خود گیرد و بدان ببالد و افتخار كـنـد عـنـید گویند و كسى هم كه بعد از شناختن حق بودن چیزى با آن مخالفت نماید معاند خوانند كه لازمه معنى اصلى آنست . پس اهل عناد به آن كسانى گفته مى شود كه اعراض از حـق مـى كـنـنـد بـا ایـنـكـه مـى دانـند آن حق است .

 یعرفون نعمة الله ثم ینكرونها (نحل 83) 

یعنى نعمت خدا را مى شناسند سپس آن را انكار مى كنند.

در تـفـسـیـر صـافـى از تـفسیر عیاشى نقل مى كند كه درباره این آیه مباركه از امام كاظم عـلیـه السـلام سئوال شد فقال : عرفوه ثم انكروه ( یعنى (حقانیت) او را شناختند سپس انكار كردند).

هـمـچـنـانـكـه خـداى تـعـالى در سوره نمل آیه 14 مى فرماید :

 و جحدوا بها و استیقنتها انفسهم ظلما و علوا فانظر كیف كان عاقبة المفسدین 

(فرعون و اتباعش) منكر آیات خداوند شـدنـد در حـالى كـه یـقـیـن داشـتـنـد كـه ایـن آیـات از جانب خدا است و از روى ستم و علو و برترى منكر آنها شدند بنگر كه چگونه شد عاقبت تبهكاران

و در سوره مدثر آیه 16 فرماید:

 كلا انه كان لآیاتنا عنیدا 

یعنى ولى نه (بیشتر كـه نـمى دهم) چون او به آیات ما عناد مى ورزد. 

گویند كفار قریش وقتى آیات قرآن را شـنـیـدند از استماع آن به به خود مى لرزیدند و چه بسا به حالت بهت زده از جاى خود حـركـت نـمـى كردند، تا اینكه روزى از روزها پس از شنیدن آیات وحى به نزد ولید بن مـغـیـره كـه از بـزرگـان و رؤ سـاى قـریـش بـود رفـتـنـد ، بـراى حل این مشكل خود نظر او را درباره آیات قرآن خواستند . ولید از آنان مهلت خواست تا نظر خـود را پـس از اسـتماع اظهار نماید. 

و پیغمبر اكرم آغاز سوره فصلت را تلاوت مى كرد تـا بـه ایـن آیـه كـه آیـه 13 اسـت رسـیـد:

 فـان اعـرضـوا فـقـل انـذرتـكـم صـاعـقـه مـثـل صـاعـقـه عـاد و ثـمـود 

پـس اگـر بـا ایـن حـال بـاز هـم اعـراض كـردنـد تـو بـگـو مـن شـمـا را از صـاعـقـه اى مـثـل قـوم عـاد و ثـمـود انـذار كنم

ولید سخت به خود لرزید و موهاى بدنش راست شد و برخاست و با حالت بهت زده به طرف خانه خود رفت، و به نزدیكان خود از بنى مخزوم در وصف سخنان وحى پیغمبر و آیات قرآن چنین گفت:

 و ان له لحلاوة و ان علیه لطلاوة و ان اعـلاه لمـثـمـر و ان اسـفـله لمغدق، و انه یعلووما یعلى علیه 

و البته آن شیرینى خـاصـى دارد و زیـبـائى مـخـصـوصـى ، شـاخـسار آن پرمیوه و ریشه اش پر بركت است ، سـخـنـى اسـت بـرجـسـتـه و سـخـنـى از آن بـرجـسـتـه تـر نـیـسـت.

 و چـون قـریـش جـواب سـئوال خـود را از او جـویـا شـدنـد پـس از چـنـدى گـفت شما بگوئید كلام او سحر است كه دل انـسـان را مـسـحـور مـى كـنـد لذا آیـاتـى از سـوره مـدثـر در مـذمـت او نازل شد.

و امـا كـلمـه تـضـلیـل مـصـدر از بـاب تـفـعـیـل اسـت و مـتـعـددى اسـت بـه مـعـنـى گـمـراه كـردن دیـگـران كـه هـمـان فـریـب و گول زدن باشد كه شخص مقاصد باطله خود را با خدعه و نیرنگ به صورت حق جلوه دهد و بـسـا آیـات قـرآن را هـم بـراى تـاءیـیـد مـقـاصـد شـوم خـود تـاءویـل نـمـایـد و حـق را هـم بـصـورت بـاطـل وانـمـود سـازد و از جهل و نادانى و یا ساده لوحى مردم سوء استفاده كند و عوام فریبى نماید.

در تفسیر صافى در ذیل آیه مباركه : 

الذین ان مكناهم فى الارض اقاموا الصلاة و اتوا الزكـاة و امـروا بـالمـعروف و نهوا عن المنكر و لله عاقبة الامور(حج:41) 

از تفسیر قـمـى از امـام مـحـمـد بـاقـر عـلیـه السـلام نـقـل مـى كـنـد فـرمـود: این آیه راجع به آل مـحـمـد و شـخص مهدى و یاران اوست كه خداوند آنان را بر مشارق و مغارب زمین مسلط مى كـنـد و دیـن حـق را آشـكـار مى سازد و بوسیله او و یارانش هر بدعت و باطلى را از میان مى برد ، همانطورى كه تیره روزان حق را از میان بردند آنچنان كه ظلم و ستمى دیده نشود ، و امر به معروف و نهى از منكر نمایند.

گـمـراه كنندگان و كسانى كه به خدعه و نیرنگ مردم را فریب مى دهند و آنانرا منحرف و گـمـراه مـى كنند بدانند كه خداوندیكه دین خود را بوسیله بعثت پیغمبر اسلام صلى الله عـلیـه و آله روشـن و آشـكـار سـاخـت هـمـینطور جهان تیره و تار از ظلم و جور را به ظهور حضرت ولى عصر علیه السلام منور و روشن خواهد ساخت.

و پـیـغـمـبـر اكـرم صـلى الله عـلیـه و آله و سـلم فـرمـود : لو لم یـبق من الدنیا الا یوم لطول الله ذلك الیوم حتى یبعث رجلا منى اگر از عمر دنیا جز یك روز نماند خـداونـد آن روز را طـولانـى گـردانـد تـا شـخـصـى از مـنـسـوبـیـن مرا برانگیزد و روانه كند.

و امـا الحـاد اصـل كـلمـه الحـاد بـه مـعـنـى مـیـل و عـدول كـردن اسـت و اگـر به كلمه (الى) متعددى شود به معنى توجه آید. و ملجد كـسـى را گویند كه از طریق حق بكلى منحرف باشد و بسا مطالب باطله اى را هم به حق نسبت دهد.

قـال الله تـعـالى:

 و لله الاسـمـاء الحـسـنـى فـادعـوه بـهـا و ذروا الذیـن یلجدون فى اءسمائه سیجزون ما كانوا یعملون (اعراف:180) 

و براى خدا نامهاى نیكوتر است (كه دلالت بر صفات جمالیه از صفات ثبوتیه ، و صفات جلالیه از صفات سلبیه مى كـنـد) وى را بـدان بـخـوانـیـد و كـسانى كه در نامهاى وى كجروى مى كنند واگذارید (و متابعت نكنید) كه بزودى سزاى اعمالشان را خواهند دید.

و قـال الله تـعـالى :

 ان الذیـن یـلحـدون فى آیاتنا لا یخفون علینا (فصلت:40) 

 البته كـسـانـى كـه در آیات ما الحاد مى ورزند (و در اثر جهالت و گمراهى نسبت هاى ناروائى به خدا مى دهند ) امرشان بر ما پوشیده نمى ماند.

در كـتـاب یـنـابـیـع المـودة ص 437 در صـفـت و افـعـال حـضـرت مـهـدى (قـائم ال مـحـمـد) صلوات الله علیهم از امیر المومنین علیه السلام روایت شده كه فرمود : بـر مـى گـردانـد هوى و میل نفسانى را به هدایت و رستگارى موقعى كه مردم هدایت را به هواى نفس تبدیل كرده باشند، و راى را به قرآن بر مى گرداند وقتى كه مردم قرآن را تابع راءى و میل خود قرار داده باشند. پس مهدى علیه السلام مى نمایاند كیفیت عـمـل بـه عـدالت را و زنـده مـى گـردانـد آیـات و احـكـام مـهـجـور شـده كـتـاب خـدا عزوجل و سنت پیغمبر صلى الله علیه و آله و سلم را.

 

برگرفته شده از کتاب شرحى بر دعاى ندبه، مرحوم حجة الاسلام و المسلمین سید محیى الدین العلوى طالقانى






نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 26 آبان 1396

شرح دعای ندبه-قسمت 80



این معز الاولیاء و مذل الاعداء

كـجـا اسـت عـزیـز كـنـنـده دوسـتـان خـدا و ذلیل كننده دشمنان خدا.

شرح : 

همان عزتى كه خداوند در قرآن كریم فرموده : و لله العزة و لرسوله و للمـؤ مـنـیـن (مـنـافـقـون:8) (در صـورتـى كـه عـزت مـخـصـوص خـدا و رسـول و مـؤ مـنـیـن است) . و ذلت و خوارى نصیب دیگران است كه مى فرماید : ان الذین یحادون الله و رسوله اولئك فى الاذلین (مجادله:20) (بطور قطع آن كسانى كه به خدا و رسولش مخالفت و ستیزگى مى كنند اینان در زمره خوارترین مردمند) .

و در زیارت جامعه است : 

سعد من والاكم و هلك من عاداكم

(بـه سـعـادت رسد هر كه شما را دوست دارد و بولایت شما گرود، و هلاك و بدبخت شود آنكه شما را دشمن دارد). و در چند سطر قبل از آن خطاب به ائمه طاهرین مى گوئى : فالراغب عنكم مارق ، و اللازم لكم لا حق ، و المقصر فى حقكم زاهق
(هـر كـس از طریق شما بر گشت از دین حق خارج شده ، و هر كس ملازم امر شما شد به شما ملحق گشته ، و هر كس در حق شما كوتاهى كرد و مقصر شناخته شود (و هر كس شما را حجت خدا نداند) محو و نابود شود.

در مـجـلد 13 بـحارالاءنوار صى 182 از امام چهارم علیه السلام روایت كرده كه فـرمـود : وقـتـى كـه قـائم آل مـحـمـد صـلوات الله عـلیـهـم قـیـام كـنـد خـداونـد عـزوجـل هـر گـونـه نـقـاهـت و بـى حالى را از شیعیان ما بر طرف مى كند ، و دلهایشان را هـمـچـون قـطـعـات آهـن سـخـت و مـحـكـم مـى گـردانـد كـه نـیـروى هـر یـك از آنـان نـیـروى چهل مرد باشد ، و آنان فرمانداران و بزرگان روى زمینند.

امـام پنجم علیه السلام فرمود : وقتى كه امر ما انجام گیرد و مهدى ما آید هر یك از شـیـعـیـان مـا از شـیر دلیرتر و از نیزه چابكتر و مؤ ثرترند ، و دشمنان ما را بزیر دو پاى خود مى آورند و پایمال مى كنند و با دو دست خود مى زنند و تنبیه مى كنند.

مـجـلد 13 بـحـار ص 194 از امام ششم علیه السلام از پدر بزرگوارش روایت شـده كه فرمود : وقتى كه قائم قیام كند به هر ناحى از نواحى زمین كسى را مى فرستد و مى گوید تعهد و پیمانت به كف دست تو است و چون امر مهمى به تو روى آورد كه تو آن را نـفـهمى و ندانى و در انجام آن سرگردان شوى به كف دستت بنگر و تصمیم خود را بگیر و بدان عمل كن . (البته این امر كنایه از حقیقتى است كه بدینوسیله بدان اشاره مى كند مانند روایت بعدى كه آن هم اشاره به حقیقت و نكته اى است).

در مـجـلد 13 بـحـار ص 185 عـن ابـى جـعـفـر عـلیـه السـلام قـال : اذا قـام قائمنا وضع یده على رؤ وس العباد فجمع بها عقولهم ، و كملت بها اءحلامهم از ابو جعفر امام پنجم علیه السلام روایت شده كه فرمود : هنگامى كه قـائم مـا قـیـام كـنـد دسـت خـود را بـر سر بندگان خدا مى گذارد و بدین وسیله عقل هایشان متمركز و ادراك ایشان كامل مى گردد. و در روایت دیگرى بجاى جمله و كملت بها احلامهم جمله و اكمل بها اخلاقهم است.

و ایـضـا در مـجـلد 13 بحار ص 183 از امام پنجم علیه السلام روایت كرده كه فـرمـود : مـثـل ایـنكه من مى بینم اصحاب و یاران قائم را كه شرق و غرب را احاطه كـردنـد و هـمـه چیز حتى درندگان زمین و آسمان (یعنى پرندگان درنده) مطیع ایشان مى شوند و در هر امرى رضایت آنان را خواهانند بطورى كه زمین فخر كند و گوید امروز یكى از اصحاب قائم از اینجا عبور كرد.

 

برگرفته شده از کتاب شرحى بر دعاى ندبه، مرحوم حجة الاسلام و المسلمین سید محیى الدین العلوى طالقانى






نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 26 آبان 1396


( کل صفحات : 10 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار وبلاگ نویسی

وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت

اخبار ایران:

اخبار جهان:

اخبار اقتصادی:

اخبار علمی

اخبار فناوری و اطلاعات

اخبار هنری:

اخباراجتماعی

اخبار ورزشی

--------------------------------------------------------------------------------------

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

--------------------------------------------------------------------------------------
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
-------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------- ساخت وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic