وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


@@@@@@@@@@@@

«به نام خداوند علیم و حكیم»

جهان آفرینش دارای رموز و معمّاهایی است كه انسان ها باید همیشه در جست و جوی آن باشند و هر یك از شگفتیهای این جهان دارای كلیدهایی است كه قفل این رموز را باز می كنند.

ما انسانها با تلاش و كوشش می توانیم توانایی آن را داشته باشیم که با كمی اندیشه همراه با عمل و با استفاده از شاه كلید اصلی یعنی «قرآن کریم» این كلیدها را از آن خود كنیم و به راز آفرینش دست پیدا كنیم.

زندگی بدون كاوش معنا ندارد و زمانی زندگی معنا پیدا می كند كه در آن رمزی وجود داشته با شد و همچنین فردی باشد كه در جست و جوی یافتن آن رمز باشد.

@@@@@@@@@@@@

قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :


مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ


هر که علم اولین و آخرین را میخواهد،

باید آن را در قرآن بجوید.


کنزالعمال ج1 ص548

مدیر وبلاگ :سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید






برچسبها



شرح دعای ندبه-قسمت 81




این جامع الكلمة على التقوى

 كجا است آنكه (بساط اختلاف را برچیند و مردم را) بر وحدت كلمه تقوى (و ایمان) مجتمع سازد.

شـرح :

 در مـجـلد 13 بـحـار ص 193روایـتـى از امـام هـشـتـم علیه السلام نـقـل كـرده كـه از جـمـله آن فـرمـود اءمـا و الله لیـدخـلن عـلیهم عدله جوف بیوتهم كما یدخل الحر و القر (بدانید كه بخدا قسم عدالت او چنان وارد خانه هایشان شود همانند گرما و سرما كه وارد میشود).

و چـون اعـتقاد به اصول دین حق در دل آنها رسوخ پیدا كند ، البته آراء و ادیان مختلفه و مـذاهـب بـاطله از میان خواهد رفت و همگى پیرو دین حق كه اسلام است میشوند ان الذین عند الله الاسلام ... - ال عمران / 19 - و در آیه 83 مى فرماید افغیر دین الله یبغون و له اسلم من فى السموات و الارض ... و بعد در آیه 85 مى فرماید : و من یبتغ غیر الاسلام دینا فلن یقبل منه.و البـتـه مـؤ مـنـان آنـدوره و آن عـصـر از جـمـله مـصـادیـق كامل این آیه شریفه هستند كه مى فرماید : و الزمهم كلمة التقوى و كانوا حق بها و اهلها (فـتـح:26)  كـلمه تقوى (و ایمان) را ملازم آنها كرد بطوریكه از آنها جدا نشود و ایشان سزاوارترین كس بآن هستند واهلیت و شایستگى آنرا هم دارند.

و بعضى در عبارت این دعا جامع الكلمة جمله جامع الكلم ذكر كـرده انـد ، و كـلم كـه جـمـع كـلام است در بیان آن گفته اند ، چون از هر عضوى از اعضاى بدن انسان معمولا یك نوع معصیت صادر میشود ، ولى زبان همچنانكه در علم اخلاق آمده است مـعـاصـیـش مـتـعـدد و زیاد است - حدود شانزده معصیت - ممكن است از زبان انسان سر بزند (دروغ ، لعن ، دشنام ، بهتان ، غیبت ، غامى ، استهزاء ، غنا ، شوخى بیجا ، قسم دروغ ، سخن بـیـهوده ، مراء ، جدال ، مدح و ثناى بیجا ، وعده دروغ ، تملق و چاپلوسى) . و هنگامى كه حـضـرت قـیـام كـنـد چـون مـوجـبات ارتكاب این معاصى كه نداشتن اعتقاد بخدا و قیامت و یا سـسـتـى در آنـسـت بـرطـرف سـازد ، و عـدل و داد و عـمـل بـدسـتـورات اسـلام در مـیـان افـراد جـامـعـه بـشر اجرا گردد . قهرا زبان و سخن هم كنترل شود . و عدالت بر آن حكمفرما شود.


برگرفته شده از کتاب شرحى بر دعاى ندبه، مرحوم حجة الاسلام و المسلمین سید محیى الدین العلوى طالقانى





نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 26 آبان 1396



شرح دعای ندبه-قسمت 82



این باب الله الذى منه یوتى

كـجـاسـت آن بـاب خـدائى كه از طریق آن (بشهر علم و ایمان) وارد میشوند
شرح : 

بدانكه براى هر مقصد اسباب و مقدماتى است كه از آن به باب تعبیر میشود ، مـثـلا بـاب تـحـصـیـل ثـروت كـسـب و تـجـارت اسـت و بـاب رسـیـدن بـمـقـامـات عـلمـى تـحـصـیـل عـلم اسـت و و و . و بـاب رسـتـگـارى و سـعـادت دنیا و آخرت هم متابعت پیغمبر و اوصیاى او علیهم السلام است و در شرح فرمایش پیغمبر كه فرمود : انا مدینة العلم و على بابها سابقا فى الجمله توضیح داده شد.

و در تفسیر این آیه مباركه :

 و لیس البر باءن تاءتوا البیوت من ظهورها و لكن البر مـن اتـقى و اتوا البیوت من ابوابها 

(بقره:189) 

نیكى آن نیست كه از پشت بخانه ها در آئید و تقوى پیشه كنید.

در ایـن زمـیـنه روایاتى در تفسیر برهان نقل شده و ما در اینجا به ذكر چند حدیث از آن مى پردازیم :

1ـ از امـام مـحـمـد بـاقر علیه السلام در تفسیر آیه مباركه و اتوا البیوت من ابوابها روایـت شـده كـه فرمود : آل محمد - یعنى اوصیاى پیغمبر علیهم السلام - ابواب خدایند (كه از راه (عمل بدستورات) آنان باید بقرب خدا رسید ، و هر رونده از این طریق بسعادت دنیا و آخرت میرسد) كه دعوت كنندگان به بهشت و رهبران راه حقیقت و راهنمایان بآنند تا روز قیامت.

2ـ خـبـر دیـگر نقل از احتجاج طبرسى از اصبغ بن نباته است كه گوید در خدمت امیرالمؤ مـنین علیه السلام نشسته بودم كه عبدالله بن كوا وارد شد و گفت : یا امیرالمؤ منین معنى (بـاطـن و تـاءویـل) قول خداى عزوجل كه مى فرماید : و اوا البیوت چیست ؟ حضرت فـرمـود : مـائیـم آنخانه هائى كه خداوند دستور داده وارد آن شوید ، و مائیم باب (قـرب) خـداونـد و خانه هائى كه امر شده است بدان در آئید ، پس هر كس با ما بیعت كند و مـقر بولایت ما باشد از درب آن وارد شده و كسى كه مخالفت ما را نماید و (مكتب) دیگران را بر (مكتب) ما ترجیح دهد از پشت و غیر راه آن وارد شده است .

3ـ و در حـدیـث دیـگـر از امام صادق علیه السلام روایت شده كه فرمود : اوصیاى پیغمبر صـلوات الله عـلیـهـم اءبـواب قـرب خـدایـنـد و اگـر ایـشـان نـبـودنـد خـداونـد عـزوجـل ( آنـطـور كـه بـایـد ) شـنـاخـتـه نـمـیـشـد و خـداونـد عزوجل بوسیله آنان بر بندگانش احتجاج مى كند.

و در زیارت جامعه (خطاب به ایشان) میخوانیم:

 و الباب المبتلى به الناس من اتاكم نـجـى و مـن لم یـاءتـكـم هـلك

 و شما در گناه امتحان خلق مى باشید كه بوسیله آن مردم آزمایش مى شوند ، هر كس رو بسوى شما آمد نجات یافت و هر كس كه نیامد و از این درگاه دور شد به هلاكت رسید.

برگرفته شده از کتاب شرحى بر دعاى ندبه، مرحوم حجة الاسلام و المسلمین سید محیى الدین العلوى طالقانى






نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 26 آبان 1396



شرح دعای ندبه-قسمت 83


این وجه الله الذى الیه یتوجه الاولیاء


كجاست آن وجه الهى كه دوستان خدا به جانب او روى مى آورند.

شـرح :
 در كـتـاب مـجـمـع البـحـریـن در لغـت وجـه روایـتـى از صدوق علیه الرحمه نـقـل كـرده كـه ابـوالصـلت هـروى گـویـد :

 قـلت للرضـا عـلیـه السـلام : یـا بـن رسـول الله مـا معنى الخبر الذى رووه ان ثواب لا اله الا الله ثواب النظر الى وجه الله؟ فقال علیه السلام : من وصف الله بوجه كالوجوه فقد كفر ، و لكن وجه الله اءنبیاؤ ه و رسله و حججه الذین بهم یتوجه الى الله تعالى
 
بـه حـضـرت رضـا عـلیـه السـلام عـرضـه داشـتـم یـا ابـن رسـول الله مـعـنـى خـبـریكه روایت كرده اند كه ثواب كلمه لا اله الا الله هـمـانـنـد ثواب نظر كردن بوجه خدا است ، چیست ؟ فرمود : كسیكه خدا را به وجهى همانند سایر وجوه وصف كند كافر است پس ‍ مراد پیامبران هستند و حجتها كه توسط آنان به خدا رو كنند.

و در تـفسیر برهان ذیل آیه شریفه كل شى هالك الا وجهه - قصص : 88 - گوید : راوى گـفـت : خـدمـت امـام شـشـم عـلیـه السـلام بودم شخصى از آن حضرت از معنى این آیه پـرسـیـد ، امـام عـلیه السلام فرمود : دیگران چه مى گویند ، عرض كردم مى گویند هر چـیـزى هلاك مى شود جز صورت خدا ، فرمتود : خداوند منزه است ، اینان سخن سختى گفته انـد : بـلكـه مـقـصود از آیه آن است كه هر چیزى در معرض فنا و نیستى است مگر آنوجه و طـریـقـى كه باید از آنطریق بسعادت فائز شوند و مائیم آنوجهى كه امر شده كه باید بدان توجه نمایند.

و در زیـارت جـامـعـه اسـت: 

مـن اراد الله بـدء بـكـم ، و مـن وحـده قـبـل عـنـكـم و مـن قـصـده تـوجـه بـكـم 

هـر كـس كـه اراده خـداشناسى و اشتیاق بخدا در دل یـافـت بـه پـیـروى شـمـا یـافـت، و هـر كـس خـدا را بیگانگى شناخت به تعلیم شما پـذیـرفـت و هـر كـس ‍ قـصـد قـرب بـخـدا كـرد بـوسـیـله تـوجـه بـشـمـا نازل گردید.


برگرفته شده از کتاب شرحى بر دعاى ندبه، مرحوم حجة الاسلام و المسلمین سید محیى الدین العلوى طالقانى





نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 26 آبان 1396


شرح دعای ندبه-قسمت 84



این السبب المتصل بین الارض و السماء


كجا است آن وسیله حق كه بین زمین و آسمان پیوسته است

-و حقایق و پیغام وحى آسمانى را بزمین میرساند.-

شـرح : 
در مـجـلد 7 بـحـار ص 21 عـن ابـى عـبـدالله عـلیـه السـلام 


قال: نحن السبب بینكم و بین الله عزوجل


امـام شـشـم عـلیـه السـلام فـرمـودند:

 مـائیـم سـبـب و طـریـق تـقـرب بـیـن شـمـا و خـداونـد عـزوجـل 

 و رسـول خـدا صـلى الله عـلیـه و آله فـرمـودند: لا یـعـرف الله الا بـسـبـیـل 

مـعـرفـتكم فرمود:

 خدا شناخته نمیشود مگر به وسیله معرفت شما.

 و قـال اءبـو جـعـفـر عـلیـه السـلام: 

بنا عبدالله ، و بنا عرف الله ، و بنا وجد الله 

بـوسـیـله مـا خـدا عـبادت شده، و بوسیله ما خدا شناخته شده ، 

و بوسیله ما اقرار بـتـوحـیـد و یـگـانـگـى خـدا بـرقـرار شـده. 

سـابـقـا در عـنـوان:

 هـم السبیل الیك توضیحاتى داده شده به آنجا مراجعه شود. و در زیارت 

جامعه كبیره است:

 انـتـم السـبـیـل الاعـظـم و الصـراط الاقـوم

 و شـمـائیـد (اى آل محمّد) راه بزرگ و جاده مستقیم و پایدار

فائدة: البته حجت هاى خدا واسطه فیض و رحمت الهى هستند كه بصورت روحانی كسب فیض مـى كـنـنـد و در مقام بشریت افاضه به 

مخلوق مینمایند.

 چنانكه در زیارت جامعه است : 

بـكـم فتح الله و بكم یختم ، و بكم ینزل الغیث و بكم یمسك السماء ان تقع 

على الارض الا باذنه و بكم ینفس الهم و یكشف الضر

بواسطه وجود شما خدا باب فیوضات و خیرات را گشود ، و بوسیله شما 

هم (كتاب افرینش را) ختم مى كند. -چنانكه فرمودند: الحـجـة قـبـل

 الخـلق و مع الخلق و بعد الخلق-

و بواسطه وجود شما خدا باران رحمت نازل مى كند ، و بواسطه شما آسمان را بپا داشت و جز بامر او بر زمین فرو نـیـایـد ، و بـواسـطـه (مـعـنـویـت و روح و مـقـام بـزرگ شـمـا) هـم و غـم دل را مـى گـشـایـد ، و بـه بـركـت شـمـا رنـج و زیـان را بـرطـرف مـى كـنـد.

 كـمـا قـال الله تـعـالى فـى كـتـابـه الكـریـم و مـا كـان الله لیـعـذبـهـم و انت فیهم (انفال:33) 

تا تو در میان آنان هستى خدا ایشان را عذاب نخواهد كرد.


برگرفته شده از کتاب شرحى بر دعاى ندبه، مرحوم حجة الاسلام و المسلمین سید محیى الدین العلوى طالقانى






نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 26 آبان 1396



شرح دعای ندبه-قسمت 85



این صاحب یوم الفتح و ناشر رایة الهدى

 كـجـا اسـت صـاحـب روز فـتـح و ظـفـر ( اهل ایمان و روز فیروزى آنان) 

و برافرازنده علم هدایت.


شرح : 

كلمه رایه از رؤیت و دیدن است و آن علم و علامتى است كه در مـیـان سـپاه بـر پـا مـیـدارنـد تـا فـرمانده 

سپاه شناخته شود و جایگاه او معلوم گردد ، و بزرگتر از پرچم و بیرق است.


مجلد سیزدهم بحار ص 193 از عبدالله بن سنان از امام ششم علیه السلام روایت كـرده كـه فـرمـودند:

 خـداونـد بـر خـلاف وقـتـى كـه تـعـیـیـن كـنـنـدگـان مـعـیـن كـنند عـمـل مـى كـنـد پـرچـم قـائم هـمـان پـرچـم رسـول خـدا اسـت كـه جـبـرئیـل آنـرا در جنگ بدر آورده و در جنگ بحركت در آورده شد.

 آنگاه حـضرت فرمودند: 

بخدا قسم این پرچم از این پنبه و كتان و ابریشم و حریر نیست، 
گفتم پـس چـیـسـت؟

 فـرمودند: از برگ بهشت است ، كه پیغمبر صلى الله علیه و آله آن را در روز بـدر بـرافـراشت، سپس آنرا پیچید و به على علیه السلام داد، و آن پرچم نزد او بود تـا در جـنگ بصره حضرت آن را برافراشت و خداوند او را در آن روز پیروزى داد سپس آن را پیچید، و آن در اینجا پیش ما میباشد و دیگر كسى آن را باز نمى كند، تا آنكه قائم قیام كـنـد، و چـون قائم قیام نمود آنرا باز مى كند.

 و در ص 194 همان مجلد ابوبصیر از امام شـشـم عـلیه السلام روایت كرده گوید : 

آن حضرت فرمودند: موقعى كه امیرالمؤ منین عـلیـه السـلام و اهـل بـصـره (در جـنـگ جـمـل) بـهـم بـرخـوردنـد، آن حـضـرت پـرچـم رسـول خـدا را بـرافـراشـت، و دشمنان شكست خوردند و هنوز آفتاب غروب نكرده بود كه گـفـتـنـد اى پـس ابـوطـالب مـا را امان ده، آنوقت حضرت دستور داد كه اسیران را نكشید و مـجروح را نیازارید و فرارى را دنبال نكیند و هر كس خود را خلع سلاح نماید و سلاح جنگ را بزمین نهد ایمن است و هر كس بخانه رود و در به روى خود بندد ایمن است.

و امـا روز جـنـگ صفین از آن حضرت خواستند كه آن علم را باز كند نپذیرفت و سپاهیان ، امام حـسـن و حـسـیـن و عـمـار یـاسـر را واسـطـه كـردنـد و پـیـش او فـرسـتـادنـد ولى او قـبـول نـكـرد و به فرزندش امام حسن علیه السلام فرمودند:

 اى فرزندم براى این مردم مدت و زمانى معین شده و باید آن مدت و زمان منقضى شود ، و این علم را بعد از من كسى باز نمى كند مگر قائم (صلوات الله و سلامه علیه) .


 

برگرفته شده از کتاب شرحى بر دعاى ندبه، مرحوم حجة الاسلام و المسلمین سید محیى الدین العلوى طالقانى






نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 26 آبان 1396



شرحى بر دعاى ندبه -قسمت 86



این مؤ لف شمل الصلاح و الرضا


كـجـاسـت آنـكـه پـریشانى هاى خلق را اصلاح 
و دلها را خشنود می سازد 


شرح :

 بدانكه یگانه علت اختلاف مردم در مقاصد، امور دنیائى است كه از هواهاى نفس بـرخـاسـتـه مـیـشـود، و هـواى نفس مردم یك قسم نیست بلكه بیك حالت هم ثابت نمیماند و بـاخـتـلاف احـوال مـخـتـلف مـیشود.

 پس كسانى كه مقصد خود را امور دنیائى و روى هواهاى نـفـسـانـى قـرار دهـنـد اخـتـلاف و دو دسـتـگـى در مـیـانـشـان ایـجـاد مـیـشـود كـل حـزب بـمـالدیـهـم فـرحـون (347) هـر جـمـعـیـتـى بـافـكـار و اعـمـال خـود دل خوشند و از دیگران كناره مى جویند ، و چه بسا آنان را دشمن و مورد لعن و استهزاء قرا مى دهند. .
در كـتاب بحار مجلد 13 در باب التمحیص و النهى عن التوقیت (348) از امـام دوم عـلیـه السـلام روایـت شده كه راوى گفت شنیدم آن حضرت مى فرمودند : 

آن واقـعه كه مردم انتظار آن را دارند ظاهر نمیشود مگر بعد از آنكه بعضى از شما از بعض ‍ دیـگـر روى گردان شود و بیزارى جوید و آب دهان بروى دیگرى اندازد ، و حتى بعضى از شـمـا بـعـض دیـگـر را لعـن كـنـد و بعضى از شما بعضى را دروغگو نامند.

و رفـع اخـتـلاف و تـنـازع بـه ایـن است كه هدف و مقصد بشر در زندگى یكى گردد تا اختلاف از میان برود، اخوّت و برادرى میانشان برقرار شود، و موّدت و محبّت ایجاد گردد و آن هدف و مقصد الله است كه از راه ایمان و اعتقاد بتوحید و معاد و پیروى از پیغمبر و اوصیاى او صلوات الله علیهم اجمعین فراهم آید. 

و در زیارت جامعه میخوانى:

 و بـولایـتـكـم تـمـت الكـلمـة و عـظـمـت النـعـمـة و ائتلفت الفرقه 

و بوسیله ولایت و پـیـشـوائى شـمـا كـلمـه (تـوحـیـد و مـعـارف الهـیـه) بـكـمـال رسـیـد و نـعمت بزرگ دین بخلق عطا گردید ، و پراكندگى به اءلفت و اتحاد مبدل گشت.

و بقیام آن حضرت علیه السلام و ترویج سنن و آداب دینى اینگونه اختلافات برطرف مـیـشـود و مـصـداق ایـن ایـه شـریـفـه قـرار مـى گـیـرد:

 و نـزعـنـا مـا فـى صـدورهـم، مـن غل اخوانا (حجر : 47) 

و از سینه هایشان كینه ها بر طرف كنیم، برادران گردند .

و به بركت ظهور و قیام آن حضرت مصداق بزرگى از این آیه محقق شود:

 و اذكروا نعمة الله عـلیـكـم اذ كـنـتـم اعـداء فـالف بـیـن قـلوبـكـم 

فـاصـبـحـتـم بـنـعـمـتـه اخـوانـا(آل عـمران103)

 و نعمت خدا را بر خودتان یاد آورید موقعى كه شما دشمن بودید و خدا دلهایتان را پیوند داد 

و بموهبت او با هم برادر شدید.
......................................................................................................
[347]این آیه در دو جاى قرآن آمده است
1 ـ سوره مؤ منون آیه 53، 2 -
2 ـ سوره روم آیه 32 .
[348]52 ص 114 نقل از غیبت نعمانى .

http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,Book471P9.html?PHPSESSID=aa3fc977a537bc41dbbb6ff545509da0




نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 26 آبان 1396




شرحى بر دعاى ندبه - قسمت 87



این الطالب بذحول الانبیاء و ابناء الانبیاء

 كـجاست آن منتقمى كه خون پیغمبران
 و اولاد پیغمبران را مطالبه نماید


شـرح :
 
ذحـول : جـمـع ذحـل بـمـعـنـى خـون پـایـمـال شـده اسـت . و از جـمـله وظـائف آن حـضـرت بـعـد از قیامش خون خواهى نمودن خون پـیـغـمـبران و اولیاى خدا كه بجهت تبلیغ دین الهى و امر بمعروف و نهى از منكر آنان را شـهـیـد كـردنـد، خـداونـد در قـرآن كـریـم مـى فـرمـایـد : 

كـلمـا جـاءهـم رسـول بـمـا لا تهوى انفسهم فریقا كذبوا و فریقا یقتلون (مائده 70) (349)
 
 هر وقـت پـیغمبرى حكمى كه مخالف با هواى نفسشان بود آورد عده اى را تكذیب كرده
 و عده اى را مـى كشتند.
 
 گروهى مانند نوح و صالح و لوط و شعیب و موسى و و و علیهم السلام را تـكـذیـب كـردنـد ، و دسـتـه دیـگـر را امـثـال حـضـرت یـحـیـى عـلیـه السـلام امثال او را بقتل رساندند.

و از جـمـله انـتـقـام و خـونـخـواهـى از پیغمبر زادگان و فرزندان آنان كه در راه حق بدرجه رفیعه شهادت رسیدند، میباشد چون ائمه اطهار علیهم السلام فرمودند:

 ما منا الا مسموم او مـقتول (350) و اولادشان از بنى الحسن و بنى الحسین و زیدبن على بن الحسین و یـحـیـى بـن زیـد و و و كـه بـوسـیـله خـلفـاى جـور بـنـى امـیـه و بـنـى العـبـاس بقتل رسیدند و قبورشان در گوشه و كنار بلاد اسلامى پراكنده است.
......................................................................................................
[349]و بهمین مضمون آیه دیگرى است در سوره بقره آ
[350]27 بحار جدید ص 216 و 217 نقل از كفایة الاءثر.


http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,Book471P9.html?PHPSESSID=aa3fc977a537bc41dbbb6ff545509da0





نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 26 آبان 1396



شرحى بر دعاى ندبه - قسمت 88


این الطالب بدم المقتول بكربلا

 كجا است آنكه خون (جدّ بزرگوارش) شهید كربلا را انتقام كشد


شـرح : 

بـدانـكـه از جـمـله القـاب آن حـضـرت المـنـتـقم است در كتاب كـمـال الدین صدوق (351) رحمه الله روایت شده كه آن حضرت در سن طفولیت به احمد بـن اسـحـاق اشـعـرى فرمودند:

 انا بقیة الله فى اءرضه و المنتقم من اءعدائه و در كـتـاب نـجـم الثـاقـب نـورى ص 39 در اءسـمـاء و القـاب آن حـضـرت بشماره 138 چنین نـقـل مـى كـنـد و در خـطـبـه غـدیریه رسول خدا است در اوصاف آنجنابالا انه المنتقم من الظالمین.

حـاصـل آنـكـه از بـعضى اخبار و روایات استفاده میشود كه از جمله مقاصد و فوائد ظهور و قیام آنحضرت علیه السلام خونخواهى و انتقام است از كسانى كه از نظر افكار و اخلاق و اعمال از قاتلین جد بزرگوارش ابوعبدالله الحسین علیه السلام بشمار مى آیند، و نیز شفا دادن قلوب مؤ منان است.

در تـفـسـیـر عـیـاشـى (352) از امـام پـنـجـم عـلیـه السـلام نـقـل شـده كـه در تـاءویـل ایـن آیـه مـبـاركـه:

 و مـن قـتـل مظلوما (اِسراء : 33) 

و كسى كه بى گناهى را بكشد. 

ما براى او قدرت و سـلطـنـت قـانـونـى قـرار دادیـم پـس در خـونـریـزى از حد تجاوز نشود كه البته او مورد نـصـرت و یـارى اسـت.

 امـام فـرمـودند: (مصداق) او حسین علیه السلام است و مائیم ولى خـون او، و چـون قـائم ما قیام كند خونبهاى او را طلب مى نماید ، و مى كشد تا آنكه گفته مـیـشـود كـه او در قـتـل اسـراف مـى كـنـد . و آنـگـاه فـرمـود : مـقـتـول حـسـیـن عـلیـه السـلام اسـت و ولى دم او قـائم اسـت، و اسـراف در قـتـل آن اسـت كـه غـیـر قـاتـل كشته شود انه كان منصورا و دنیا بسر نیاید تا اینكه شـخـصـى از آل رسول خدا علیهم السلام قیام كند و بر دشمنان - پیروز شود و زمین را از قسط و عدل پر كند ، همچنانكه از ظلم و جور پر شده باشد.

و از ابـوالصـلت هـروى نـقـل شـده كـه گـفـتـه اسـت: (353) از امـام هـشتم علیه السلام سـئوالى كـردم چـه مى گوئى درباره حدیثى كه از امام صادق علیه السلام روایت شده و فـرمـوده : وقـتـى كـه قـائم خـروج كـنـد از دودمـان قـاتـلان حـسـین علیه السلام بواسطه اعمال پدرانشان از آنها مى كشد ؟ حضرت فرمود : این چنین است گفتم خداوند مى فرماید: و لا تـزر وارزة و زراخـرى و هیچ حامل بارى بار ( گناه ) دیگرى را بر نمیدارد مـعـنـى آن چـیـسـت؟ فـرمـودند:

 خـداونـد در تـمـام سـخنان و گفتارش صادق است ، ولیكن نـسـل و ذریـه قـاتـلیـن حـسـیـن عـلیـه السـلام بـه كـارهـا و اءفـعـال پـدرانـشـان راضـى و خشنودند و بدان افتخار مى كنند ، و هر كس راضى بكارى بـاشـد ، هـمچون كسى است كه آن را انجام داده باشد ، و اگر كسى در مشرق كشته شود و كـس دیـگـر در مـغـرب بـدان قـتـل راضـى بـاشـد ، شـخـص راضـى هـم پـیـش خـدا شـریـك قـاتـل اسـت . و البـتـه قـائم هـم وقـتـى كـه خـروج كـرد آنـانـرا بـوسـیـله رضـایـت بفعل پدرانشان مى كشد.

در مـجـلد 13 بـحـار ص 179 (354) از فضیل بن یسار از امام ششم علیه السلام روایت شده كه فرمودند:

 له كنز بالطالقان ما و هو بذهب و لا فضة (355)، و رایة لم تنشر مـنـذ طـویـت ، و رجـال كـان قـلوبـهـم زبـر الحـدیـد - الى ان قـال - یـدعـون بـالشـهـادة و یـتـمـنـون ان یـقـتـلوا فـى سـبیل الله شعارهم یا لثارات الحسین

 براى آن حضرت در طالقان گنجى است كه نه طلا است و نه نقره ، و دیگر پرچمى است از آن موقعى كه پیچیده شده تاكنون باز نشده، و دیـگـر مـردانـى هـسـتـند كه دلهایشان همچون پاره آهن سخت محكم و استوار است - تا آنكه فرمود - رو بشهادت میروند و آرزو مى كنند كه در راه خدا كشته شوند ، و شعار آنان یا لثـارات الحـسـین است.

 و در كتاب غیبت از فضل بن شاذان مروى است كه شعار اصحاب آنحضرت یا لثارات الحسین است.

در یـكـى از زیـارات جـامعه منقوله در مجلد 22 بحار ص 274 كه ظاهرا از سید بن طاووس اسـت دربـاره آنـحـضـرت گـفته است : السلام على الامام العالم ، الغائب عن الابصار ، و الحـاضـر فـى الامـصـار ، و الغـائب عـن العـیـون ، و الحاضر فى الافكار ، بقیة الاخیار ، الوارث ذى الفـقـار ، الذى یـظـهـر فـى بـیت الله الحرام ذى الاستار ، و ینادى بشعار یا ثـارات الحـسـیـن ، انـا الطـالب بـالاوتـار ، انـا قـاسـم كل جبار (356) .
......................................................................................................
[351]ص 384 چـاپ مـكـتـبـة الصـدوق . و احـمـد بـن اسـحاق بن سعد اشعرى قمى از اصـحـاب امام جواد و هادى و عسكرى علیهم السلام است و گفته اند در زمان حضرت عسكرى (ع ) از دار دنیا برفت و قبرش در نزدیكى پل ذهاب باختران می باشد.
[352]مجلد دوم ص 290 به نقل بحار مجلد 44 ص 218 .
[353]52 ص 313 نقل از علل الشرایع ، و عیون الاخبار .
[354]52 ص 307 حدیث شماره 82 .
[355]51 ص 307 ، و مجلد 60 ص 269 از كشف الغمه از كتاب تاریخ ابن اعثم كوفى متوفاى 314 ه . ق از امیرالمومنین علیه السلام چنین نقل مى كند كه فرمود: ویحا للطالقان فان لله عـزوجـل بـهـا كـنـوزا لیـسـت مـن ذهـب و لا فـضـة و لكـن بـهـا رجال مؤ منون عرفوا الله حق معرفته و هم اءیضا انصار المهدى فى آخر الزمان مرحبا و شـگـفـتـا بـطـالقـانـى كـه در آنـجـا گـنـج هـائى بـراى خـداونـد عـزوجل كه نه طلاست و نه نقره ولكن در آندیار مردانى هستند مؤ من و معرفت كاملى بخدا ، و آنـان نـیـز انـصـار و یـاران مـهـدى در آخـر الزمـان هـسـتـنـد . و اءیـضـا در كـتـاب كـمـال الدیـن صـدوق ص 268 از رسـول خـدا صـلى الله عـلیـه و آله نـقـل شـده كـه فـرمـود : و له بـالطـالقـان كـنـوز لا ذهـب و لا فـضـة الا خـیـول مـطـهمة و رجال مسومة .. و او را در طالقان گنج هائى است نه طلا و نقره است جز مـركـبهاى چابك و مردان و سواران آماده و مهیا . و ابن ابى الحدید در شرح نهج البلاغة ج 7 ص 48 در شـرح خـطـبـه 92 مـلاحـم از امـیـرالمـومـنـیـن عـلیـه السـلام نـقل مى كند كه فرمود : محققا براى آل محمد در طالقان گنجى است كه هر وقت مشییت خـدا تـعـلق گـیـرد آنرا آشكار خواهد ساخت . و آنان داعییان حقند كه به اذن و اجازه خدا قیام كنند و مردم را بدین خدا دعوت نمایند .
[356]102 ص 193 نقل از ادعیه سید بن طاووس - الدعاء التاسعة .


http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,Book471P9.html?PHPSESSID=aa3fc977a537bc41dbbb6ff545509da0





نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 26 آبان 1396




شرحى بر دعاى ندبه-قسمت 89




این المنصور على من اعتدى علیه و افترى


 كـجـا اسـت آنـكه خداوند او را بر متعدیان و ستمكاران
 
و مفتریان مظفّر و منصور گرداند

شرح :

 براى روشن شدن این مطلب كه چگونه بر آن بزرگوار ظلم و تعدى و بسا نـسـبـت دروغ به آن حـضـرت داده مـیشود، ابتدا باید معنى امامت را دانست و امام چه كسى است. 

بـدانكه تعریف امامت كه مورد اتفاق فریقین - علماى عامه و خاصه - است آنست كه:

 الامامة هـى الریاسة الالهیة خلافه عن رسول الله فى امور الدین و الدنیا 

بحیث یجب اتباعه على جـمـیـع الامـة 

امـامـت عـبـارت اسـت از ریـاسـت الهیه بر خلق به نیابت و خلافت از جانب رسول خدا در

امور دین و دنیا كه پیروى آن بر تمام امت لازم و واجب است
.
هـمـچـنـانـكـه خـداى تـعـالى فـرمـایـد:

 یـا ایـهـا الرسـول بـلغ مـا انزل الیك من ربك فان لم تفعل فما بلغت رسالته (مائده-67) (357) 

 كه بـمـوجـب اخـبـار وارده از طـریـق عـامـه و خـاصـه پـیغمبر صلى الله علیه و آله در بیابان غدیرخم على بن ابیطالب ( علیه السلام ) را بعنوان خلیفه و وصى خود معرفى نمود . و بـه مـفـاد آیـه كـریـمـه:

 یـا ایـهـا الذیـن امـنـوا اءطـیـعـوا الله و اءطـیـعـوا الرسول و اءولى الامر منكم(نساء-59) (358) 

 و بموجب تفاسیر و اخبار وارده مراد از اولوالامـر ائمـه مـعصومین میباشند زیرا وجوب اطاعت اولوالامر همانند وجوب اطاعت پیغمبر صـلى الله عـلیـه و آله به یـك فـعـل امـر آورده شـد و مـعـلوم مـیـدارد كه مصادیق اولوالامر ، كـسـانـى هستند كه از نظر ملكات نفسانى و صفات روحانى همانند پیغمبر اكرم باشند تا بـدیـن وسـیـله پـیـروى و اطـاعت از آنان هم همان اطاعت و پیروى پیغمبر صلوات الله علیه بحساب آید و یك فعل امر بهر دو منطبق شود .

پـس از این نظر امامت مقام شامخ و رتبه عالیه ایست كه اشخاص واجد شرایط آن اند كند، و ادعـا مردم هواپرست كه در هر عصر و زمان ادعاى چنین مقامى را مى كنند بزرگترین ظلم و تـعـدى اسـت كـه بـآن اولیـاء میشود ، چنانكه بعد از غیبت آن حضرت شیّادانى مدعى این مقام شده و میشوند ، و این خود یك قسم ظلم و تعدّى است كه به آن حضرت شده است.

و چه بسا عدّه اى هم به دروغ و افترا ادعاى سفارت و نیابت خاصه از طرف آن بزرگوار را مـیـنـمـایـنـد مـانند شلمغانى و حلاج (359) و دیگران كه ادعاى بابیت آنها در آندوره و عـصـر بـود ، و بـوسـیله حسین بن روح نوبختى (نایب خاص آن حضرت)در غیبت صغرى از نـاحـیـه مـقـدسـه توقیعى در لعن آنان صادر گشت. 

و در این ازمنه اخیر هم ادعاى سفارت و بـابـیـت شـده اسـت و حـتـى خـود را به ادعا بمقام نبوت و الوهیت هم رسانده اند، و در میان جامعه شیعه مفتضح شده اند.
......................................................................................................
[357]اى رسـول مـكـرم آنـچـه را كـه از طـرف پـروردگـارت بـتـو نازل شده برسان كه اگر عمل نكنى ( و نرسانى ) اصلا پیغام پروردگار را نرسانده اى و خدا تو را از شر مردم حفظ مى كند و خدا كافران را هدایت نمى كند .
[358]اى كـسـانـى كـه ایـمـان آورده ایـد فـرمـان بـریـد خـدا را و فـرمـان بـریـد رسول و اولوالامر از خودتان را .

[359]شـلمـغـانى منسوب به شلمغان آبادى است در نواحى واسط عراق . و او محمد بن عـلى مـعـروف بـه ابـن ابـى العـزاقـر است كه ابتدا ادعاى بابیت و وكالت نمود ، و سپس كـارش بـه كـفـر و الحـاد كـشـیـد . و بسال 323 بدست محمد راضى بالله خلیفه عباسى كـشـتـه شـد . و حـسـیـن بـن مـنـصـور حـلاج هـم قـائل بـه ابـاحـه و حـلول و حـتـى ربـوبـیـت شـد ، و گـویـنـد در ابـتـدا ادعـاى نـیـابـت و سفارت نموده بود و سال 309 بدست جعفر مقتدر بالله كشته شد . و دیگر ابو محمد شریعى و محمد نمیرى و اءحمد بن هلال كرخى و محمد بن على بن بلال است .

http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,Book471P9.html?PHPSESSID=aa3fc977a537bc41dbbb6ff545509da0





نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 26 آبان 1396





شرحى بر دعاى ندبه-قسمت 90

این المضطر الذى یجاب اذا دعا


 كجا است آن مضطرى كه وقتى خدا را بخواند (دعایش)
اجابت شود.


شـرح : 

كـسـى كـه داراى مـقـام و مـرتـبـه بـاشد البته وظائف و ماءموریتى بعهده او مـحـول مـیـشـود، و او وقـتـى مـیـتـواند ماءموریت محوله را انجام دهد كه مانع و رادعى در میان نـباشد كه اگر دیگران مقام او را غصب نموده باشند و او را از انجام وظایف محوله اش باز دارنـد و قـدرت بـر اءخـذ حـق خود و انجام ماءموریت را نداشته باشد و از بسیارى دشمن و جـهـات دیـگـرى نـتـوانـد خـود را و مـاءمـوریـتـى كـه بـدو محول شده معرفى كند البته چنین كسى مضطر خواهد بود.

كـدام اضـطـرار سـخـت تـر و مـهـمتر از این است كسى كه حجت خدا و مبلغ قرآن و احكام الهى بـاشـد، و بـبـیند رؤ سا و حكام جور و مردم منافق هواپرست چگونه میخواهند احكام قرآن را تـغـیـیـر دهـند و سنن و آداب پیغمبر را از میان بردارند و دین اسلام رامسخ كنند، و یاران و علاقمندان او را هم مورد اذیت و آزار قرار دهند و شكنجه و اعدام نمایند.

در صحیفه سجادیه در دعاى روز عید اضحى و جمعه شماره (48) میخوانى:

اللهـم ان هـذا المـقـام لخلفائك و اصفیائك و مواضع امنائك فى الدرجه الرفیعة التى اخـتـصـصتهم بها قد ابتزوها - الى - حتى عاد صفوتك و خلفاوك مغلوبین ، مقهورین مبتزین یرون حكمك مبدلا و كتابك منبوذا و فرائضك محرفة عن جهات اشراعك و سنن نبیك متروكة.

بار خـدایـا ایـن مـقـام (خـوانـدن خـطـبـه و گـذاردن نـمـاز) مـخـصـوص خـلفـاى تـو و برگزیدگان تو و مقام امناى تو است در مرتبه بلندى كه آنان را بدان اختصاص داده اى كه (متاءسفانه غاصبین) آنرا ربوده اند - تا آنكه گوید : ( و در اثر ربودن آن حقوق ) بـرگـزیـدگـان و خـلفـا و امناى تو مغلوب و مقهور و حقشان از دست رفته ، و حكم تو را تـبدیل كردند و كتاب تو را كنار نهادند و واجباتت را از راههاى روشن تو تحریف نمودند و آداب و سنن پیغمبرت را متروك ساختند).

در مـجـلد 13 بـحـار ص 12 در تـفـسـیـر آیـه مـبـاركـه:

 امـن یـجـبـیـب المـضـطـر - نـمـل : 62 - از حـضـرت صـادق عـلیـه السـلام روایـت شده است كه فرمود: 

این آیه دربـاره قـائم آل مـحـمـد (صـلوات الله عـلیـهـم) نـازل اسـت ( ـعـنـى مـصـداق كامل پیدا كرده) بخدا قسم مضطر اوست هنگامى كه دو ركعت نماز در مكه در مقام ( ابراهیم ) انـجـام دهد و خدا را بخواند و دعا كند و خدا دعایش را اجابت نماید و محنت و گرفتارى او را برطرف سازد ، او را خلیفه خود در زمین گرداند.

و در صـفـحـه 15 (360) از امـام شـشـم علیه السلام روایت شده كه فرمود : چون قـائم خـروج كـند وارد مسجد الحرام میشود و دو ركعت نماز در مقام ( ابراهیم ) بجا مى آورد، پـس از نـمـاز دسـت هاى خود را به سمت آسمان بالا مى برد و خدا را میخواند و زارى مى كند و بـرو مـى افـتـد، (سـجـده مـیـرود)، و هـمـان سـخـن خـدا عـزوجـل اسـت كـه مى فرماید: 

امن یجیب المضطر اذا دعا و یكشف السوء و یجعلكم خلفاء الارض (نمل-62) 

یا آنكه دعاى بیچارگان مضطر را به اجابت میرساند و رنج و غم را بـرطـرف مـیـسـازد و شما را جانشینان زمین قرار میدهد.
آیا با وجود خداى یكتا خدائى هست فـقـط انـدگـى مـتـذكـر مـیـشـونـد  و بـهـمـیـن مـضـمـون در هـمـان صـفـحـه - ذیـل هـمـان روایـت فـوق -از امـام پـنـجـم عـلیـه السـلام نقل شده.
......................................................................................................
[360]51 ص 59 نقل از كنز الفوائد كراجكى.


http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,Book471P9.html?PHPSESSID=aa3fc977a537bc41dbbb6ff545509da0





نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 26 آبان 1396



شرحى بر دعاى ندبه-قسمت 91



این صدر الخلائق ذو البر و التقوى


كـجـا اسـت آنـكـه پـیـشـوا و صـدرنـشـیـن آفـریـدگان 

و اهل نیكوكارى و تقوى است

شرح : 

البته حجت خدا از نظر اخلاق و رفتار باید شایسته و برجسته باشد یعنى جـامـع كـمـالات نـفـسـانـى و مـنـزه از اخـلاق رذیـله و صـفـات ذمـیـمـه بـاشـد ، افـعـال و رفـتـارش نـیكو و پسندیده باشد، زیرا ریاست عامه الهیه و ولایت را كسى دارا مـیـشـود كـه در هر صفت خوبى سرآمد خلایق باشد ، اگر فاقد یكى از آن صفات و اخلاق بـاشـد شـایـسـتـگـى و قـابـلیـت امـر هـدایـت را نـدارد هـمـچـنـانـكـه خـداى مـتـعـال مـى فـرماید:

 افمن یهدى الى الحق احق ان یتبع امن لا یهدى الا ان یهدى فما لكم كیف تحكمون

(یونس : 35) 

آیا كسیكه راهنمائى بحق مى كند پیروى از او سزاوارتر اسـت یـا كـسـى كه هدایت نمى كند مگر آنكه خود هدایت شود ، و راهنمائیش ‍ كنند پس شما را چه میشود چگونه محكم مى كنید.

خـلاصـه آنـكـه ایـن مقام ریاست الهیه بر خلق را كسى باید متصدى گردد كه جامع بر و نیكوئى و مصداق كامل این آیه باشد:

 و لكن البر من آمن بالله و الیوم الاخر و الملائكة و الكـتـاب و النـبـیـیـن و اتـى المـال عـلى حـبـه ذوى القـربى و الیتامى و المساكین و ابن السـبـیـل و السـائلیـن و فـى الرقاب و اقام الصلوة واتى الزكوة و الموفون بعهدهم اذا عـاهدوا و الصابرین فى الباساء و الضراء و حین الباس اولئك الذین صدقوا و اولئك هم المتقون (361) 

(بقرة : 177)

اوصـافـى كـه خـداونـد در این آیه بیان فرموده از ایمان بخدا و روز آخرت و ایمان بكتب آسمانى و پیغمبران و دادن مالى از جنبه محبت بخدا به ذوى القربى و یتیمان و مسكینان و بـراه درمـانـدگان، و سائلین و آزاد نمودن بندگان و برپا داشتن نماز ، و دادن زكات و وفـا نـمـودن بـه عهد ، و صبر كردن در شدائد و گرفتارى و در موقع جهاد با دشمن. و البـتـه اجـتـمـاع ایـن اوصاف بنحو اتم و اكمل اختصاص ‍ بكسانى پیدا مى كند كه معصوم باشند.

و ایـن اشـخـاص بـموجب آیات و اخبار وارده، امیرالمؤ منین و یازده نفر از اءوصیایش علیهم السـلام مـیـبـاشـنـد. و خداوند در آخر آیه مى فرماید : اولئك الذین صدقوا و اولئك هم المـتـقـون یعنى این جماعت كه داراى این اوصافند همانانند كه راستى پیشه كرده اند و همینان خود پرهیزكارانند.

و ایـن اوصـاف در این عصر و زمان منحصر به ولى عصر - ارواحنا له الفداء - میباشد كه جـامـع آنـسـت و اوسـت صـاحـب بـر و تـقـوى و مـصـداق كـامـل ایـن آیـه مـبـاركـه اتـقـوا الله حـق تـقـاتـه - آل عـمـران : 102 - از خـدا بـتـرسـیـد آنچنانكه شایسته خدا ترس ‍ بودن است ، و این آیه درباره آنحضرت محقق است.

در تـفـسـیر برهان در ذیل آیه شریفه اتقوا الله حق تقاته روایتى آورده كه راوى گوید از امیر مومنان على علیه السلام از معنى این آیه پرسیدم ، فرمود: بخدا قسم كـه بـه ایـن آیـه عـمـل نـكـرده و مـصـداق آن را مـحـقـق نـسـاخـتـه انـد مـگـر اهـل بـیـت رسـول خـدا ، آرى مـائیـم كـه بـیـاد خدا هستیم و فراموش نمى كنیم ، و او را شكر گـزاریم و هرگز رو گردان نیستیم و كفران نمى كنیم ، و خدا را اطاعت كرده و نافرمانى او نمى كنیم.
......................................................................................................
[361]لكن نیكى ( و نیكوكار) آنكسى است كه بخدا و روز دیگر و فرشتگان و كتاب و پـیغمبران ایمان آورده است و مال را با اینكه دوست میدارد بخویشان و یتیمان و مسكینان و بـراه درمـانـدگـان و فـقـیـران و در آزادى بـردگان دهند و نماز را بر پا دارد و زكات را بـپـردازد و كـسـانى كه چون پیمان بستند به پیمان خویش وفادار باشند و صابران در سختى و مرض و هنگام جنگ ، و همینانند آنانكه راستى پیشه كردند و همینان پرهیزكاران هستند.




نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 26 آبان 1396



شرحى بر دعاى ندبه-قسمت 92


این ابن النبى المصطفى


كجا است پسر پیغمبر برگزیده


شـرح : 

بـمـوجب بعضى آیات قرآن كریم فرزندان و اءولاد فاطمه زهرا سلام الله عـلیـهـا فـرزنـدان پـیـغـمـبـرنـد چـنـانـكـه فـرمـایـد قل تعالوا ندع ابناءنا و ابنائكم - آل عمران 61 - و دو فرزند على علیه السلام را، پـیـغـمـبـر اكـرم صـلى الله عـلیـه و آله فرزندان خود خوانده، و باتفاق تمام مفسران از خاصه و عامه برسول خدا رد مباهله با نصاراى بحران غیر از این دو فرزند فاطمه حسن و حـسـین علیهم السلام اولادى بهمراه نیاورده بو . 

پس با این بیان معلوم میشود كه اولادهاى آنـان هـم از فـرزنـدان پـیـغـمـبـرنـد و حـضـرت ولى عـصـر (عجل الله تعالى فرجه الشریف) به یقین پسر پیغمبر محسوب میشود.

و المـصـطـفـى : اصـطـفـاء بـمـعـنـى انـتـخـاب كـردن خـالص چـیـزى است و اصـل صـفـا بـمـعـنـى خـالص و پـاك از حـشـو و زوائد ، و مـصطفى بمعنى بـرگـزیـده و انـتـخـاب شـده كـه یـكـى از القـاب پـیـغـمـبـر اكـرم اسـت، و مـشـمـول آیـه كـریـمـه:

 ان الله اصـطـفـى آدم و نـوحـا و آل ابـراهـیم و آل عمران على العالمین (آل عمران-34)میباشد، یعنى (البته خدا آدم و نوح و آل ابراهیم و آل عمران را بر جهانیان برگزید).




http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,Book471P9.html?PHPSESSID=aa3fc977a537bc41dbbb6ff545509da0





نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 26 آبان 1396




شرحى بر دعاى ندبه-قسمت 93


و ابن على المرتضى


و كجا است پسر على مرتضى 

شـرح :

 در نام گذارى على بن ابى طالب علیه السلام باین نام المرتضى وجوهى نقل شده كه هر كدام از آنها بمناسبتى ذكر شده (362) از جمله آنكه این نام از نام خداوند متعال و هو العلى العظیم اشتقاق یافته،(363) و در روایت است (364) صـبـح آن شـبـى را كـه عـلى عـلیـه السـلام مـتـولد شـد ، ابـوطـالب پـدرش خوشحال و شادان وارد خانه كعبه شد هاتفى را شنید كه ندامى كند.


خصصتما بالولد الزكى  
و الطاهر المطهر الرضى  

ان اسمه من شامخ على  
على اشتق من العلى  


المرتضى - در نام گذارى آن بزرگوار باین نام هم مناسباتى ذكر شده 
از جمله آنكه ابن عـبـاس گـویـد: 

كـان عـلیـا عـلیـه السـلام یتبع فى جمیع امره مرصاة الله و رسوله ، فـلذلك سـمـى المـرتـضـى (365) چـون عـلى عـلیه السلام در تمام كارهایش پیرو رضـاى خـدا و پـیـغـبـر صـلى الله عـلیـه و آله بود و از آن متابعت میكرد از این جهت به مرتضى نامیده شده. و وجه دیگرى هم ذكر شده (366).
......................................................................................................
[362]35 بحار ص 48 نقل از معانى الاءخبار از جابربن یزید . از امام پنجم . در پیرامون خطبه على علیه السلام . و دیگر نقل از علل الشرایع .
[363]35 بحار ص 95 نقل از مناقب .
[364]35 بحار ص 102 نقل از كتاب فضائل .
[365]35 بحار ص 90 
[366]35 بـحـار ص 59 نـقـل از نـاقـب . 367- مـرحـوم مـجـلسـى در كتاب بحار الانـوار مـجـلد 22 ص 191 از مـنـاقـب چـنـیـن نـقـل مى كند كه احمد بلاذرى متوفاى 379 - و ابـوالقـاسـم كـوفـى - متوفاى 352 - در كتابشان ، و سید مرتضى - متوفاى 436 - در كـتـاب شـافـى ، و ابـوجـعـفـر طـوسـى - مـتـوفـاى 460 - در تـلخـیـص آن نـقـل كـرده انـد كـه پیغمبر صلى الله علیه و آله وقتى با خدیجه ازدواج كرد كه خدیجه عذراء یعنى با كسره بود. و مؤ ید آن مطلبى است كه در دو كتاب الانوار و البدع آمده كه رقـیـه و زیـنـب دخـتـران هـاله خـواهـر خـدیـجـه بـودنـد . و مـرحـوم مـؤ لف هـم ایـن نـقـل مـنـاقـب را در یـادداشـت هـاى خـود آورده در صـورتـى كـه در خـور دقـت و تامل است و دلیل بر صحت این گفتار.


http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,Book471P9.html?PHPSESSID=aa3fc977a537bc41dbbb6ff545509da0





نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 26 آبان 1396




شرحى بر دعاى ندبه-قسمت 94



و ابن خدیجه الغراء

كجا است آن فرزند خدیجه بلند مقام و بزرگوار

شـرح :
 
و ایـن صـفـت غـراء كـنـایـه از عـظـمـت و جلال است.
خـدیـجـه بـنـت خـویـلدبـن اسـد بـن عـبـد الغـرى اول زنـى بـود كـه رسول خدا صلى الله علیه و آله با او ازدواج كرد و طبق نوشته هاى مورخین خاصه و عامه ، رسول خدا شوهر سوم او بوده ، و شوهران سابق او عتیق بن عائذبن عبدالله مخزومى ، و ابوهاله زرارة بن نباش ‍ تمیمى بوه اند ، و گویند از هر دو آنان صاحب فرزند بوده، و حـدود پـانـزده سـال از پـیـغـمـبـر اسـلام بـزرگـتـر مـی بـوده اسـت. 

بـا ایـنـحال سخت مورد علاقه پیغمبر قرار داشت ، و او اولین كس است از زنان كه اسلام اختیار كرد (368) و در زمان جاهلیت بطاهره ملقب بوده و در جلالت شاءن و بزرگى او همینقدر بـس كـه در اخـبـار و روایات فریقین - شیعه و سنى - او یكى از چهار زن است كه بهترین زنـان عـالم انـد چـنـانـكـه فـرمـودنـد: 

بـهـتـریـن زنـان اهـل بـهـشـت چـهـار زن بـاشند : آسیه بنت مزاحم زن فرعون ، مریم بنت عمران مادر حضرت عـیـسـى عـلیـه السـلام ، خـدیـجـه بـنـت خـویـلد هـمـسـر پـیـغـمـبـر اسـلام ، فـاطـمـه بـنـت رسول الله همسر على بن ابى طالب علیهم السلام است. (369)

و كـانـت خـدیـجـه وزیـرة صـدق عـلى الاسـلام و كـان رسـول الله یـسـكـن الیـهـا . (370) و كـافـى اسـت در بـزرگـى و جلالت او اینكه پـشـتـیـبـان پـیـغـمـبـر اسـلام و دیـن او بـوده ، و در ایـن راه صـدمـات و زحـمـاتـى را متحمل شده اموالش را هم در این راه خرج كرده.

و در هـمـان سـال (دهـم بـعـثـت سـه سـال قبل از هجرت) كه ابوطالب عمودى پیغمبر فوت كرد، خدیجه هم پس از چندى از دار دنیا رفت و در قبرستان الحجون دفن شد. و بواسطه تاءثر پیغمبر اكرم صلوات الله علیه از ایـن پـیـش امـد، و از دسـت دادن ایـن دو حـامـى و یـار و مـدد كـار آن سال را عام الحزن گویند.

و پس از فوت خدیجه ، پیغمبر اكرم از او تعریف و تمجید مى كرد و هر وقت نام او بمیان مى آمد برایش طلب مغفرت مى كرد . عایشه گوید : روزى در حضور ما او را یاد كرد و گریان شد و من اعتراض كردم در جواب من فرمود : وقتى كه مردم كافر بودند و دعـوت مـرا قـبـول نـكردند او بمن ایمان آورد ، و چون مردم مرا از خود راندند او مرا در پناه گرفت ، و چون مردم مرا تكذیب كردند او مرا تصدیق كرد. (371)
......................................................................................................

[368]البـتـه عـلى عـلیـه السـلام نـخـستین كسى است از مردان كه اسلام اختیار كرد ، چـنانكه در اواخر خطبه قاصعه در نهج البلاغه مى فرماید : و لم یجمع بیت واحد فى الاسـلام غـیـر رسـول الله و خدیجه و انا ثالثها و در آنزمان اسلام در خانه اى نیامده بود مگر خانه رسول خدا و خدیجه و من سوم ایشان
[369]خصال ص 205 و كتب دیگر .
[370]مـجـلد 16 بـحـار جـدیـد ص 11 نـقـل از ابـن اسـحاق مورخ معروف صاحب مغازى مـتـوفـاى 151 ه . ق - یعنى و خدیجه پیشتیبان اسلام بود و بار سنگین پیشرفت آنرا با صداقت بدوش مى كشید ، و پیغمبر اكرم هم بوجود آن ناآرامیش تسكین مى یافت .
[371]16 بحار جدید ص 208 نقل از كشف.


http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,Book471P9.html?PHPSESSID=aa3fc977a537bc41dbbb6ff545509da0





نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 26 آبان 1396




شرحى بر دعاى ندبه-قسمت 95


و ابن فاطمة الكبرى


 اى پسر فاطمه زهراء بزرگترین زنان عالم


شـرح :

 در وجـه تـسـمـیـه دخـتر پیغمبر اكرم به فاطمه صلوات الله علیهما روایاتى نـقل شده از جمله در مجلد دهم بحار ص 6 (372) از حضرت رضا از پدران بزرگوارش از رسـول خدا ( صلوات الله علیهم ) نقل شده كه فرمود : من دخترم را فاطمه نامیدم تا خداوند عزوجل او و دوستان او را از آتش جهنم جدا گرداند.

و در روایـت دیـگـر اسـت كـه مـاءمـون - خـلیـفـه عـبـاسـى - از پـدرانـش از جـدش ابـن عـباس نـقـل كـرد كـه بمعاویه گفت : آیا میدانى كه چرا فاطمه ، فاطمه نامیده شده ؟ گفت : نه ، ابـن عـبـاس گـفـت : بـراى آنـكـه او و شـیـعـیـانش از آتش جهنم نجات مى یابند ، شنیدم كه رسول خدا این جهت را مى فرمود. (373)

زهراء - یكى از نام هاى دیگر این بزرگوار زهراء است بمعنى تابان و رخشنده است . و در وجـه تـسـمـیـه آنحـضـرت باین نام هم وجوهى نقل شده از جمله در مجلد دهم بحار صفحه 6 (374) از عـمـار سـابـاطـى نقل شده كه گوید: 

از امام ششم علیه السلام پرسیدم چرا فـاطـمـه زهـرا نـامـیده شده ؟ فرمود : چون هنگامى كه در محراب خود بعبادت خداوند مـتـعـال بـپـا خـیـزد نـورش بـراى اهـل آسـمـان مـى درخـشـد بـمـثـل درخـشـیـدن نـور سـتـارگـان بـراى اهـل زمـیـن . و وجـوه و علل دیگرى هم ذكر شده است. (375)

الكـبـرى- جـهـت مـعـروفـیـت او بـه كـبـرى كـه مـؤ نـث اكـبـر و صـفـت تـفضیل است ، آن است كه گویند چون كه آن مخدره صفات حمیده و اخلاق پسندیده را بنحو اءتـم و اكـمـل دارا مـیـبـود و آیـه مـبـاركـه انـمـا یـریـد الله لیـذهـب عـنـكـم الرجـس اهل البیت و یطهركم تطهیرا (376) - احزاب : 33 - باتفاق مفسرین از خاصه و عامه حـضـرت فـاطـمـه زهـرا سـلام الله عـلیـهـا یـكـى از مـصـادیـق ایـن اهل بیت است و شك و شبهه در آن نیست.

در مـجـلد 7 بـحـار ص 161 (377) در قول خداى تعالى كه مى فرماید : آنها لاحدى الكبر * نذیرا للبشر - مدثر : 35 و 36 - كه البته این یكى از بزرگترین آیت خدا اسـت كـه پـنـد و انـدرز اسـت بـراى بشر ، از امام محمد باقر علیه السلام روایت شده كه فرمود : یعنى فاطمه كه از جمله مصادیق و افراد آنست.
......................................................................................................
[372]43 جدید ص 12 نقل از عیون الاخبار .
[373]43 بحار جدید ص 12 نقل از عیون الاخبار .
[374]43 جـدیـد ص 12 نـقـل از مـعـالى الاخـبـار و علل الشرایع .
[375]رجـوع شـود بـه مـجـلد 43 بـحـارالانـوار و علل الشرایع .
[376]تـرجـمه آیه چنین است : البته خدا میخواهد كه رجس و پلیدى را از شما خانواده ببرد و آنطور كه شایسته هست پاكتان
[377]مـجـلد 24 ص 331 نـقـل از تـفـسـیر قمى . و همانطورى كه اشاره شده است این تفسیر از جمله مصادیق و تمثیل فردى از آنست.


http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,Book471P9.html?PHPSESSID=aa3fc977a537bc41dbbb6ff545509da0





نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 26 آبان 1396




شرحى بر دعاى ندبه-قسمت 96



باَبى انت و اُمى و نفسى لك الوقاء و الحمى


 پدر و مادر و جانم فدا و نگهدار و حامى تو باد


شـرح :

 ایـن جـمـله بـاَبـى و اُمـّى در اصـل بـمـعـنـى فدا كردن است و معنى آن چنین است كه اگر آفت و بلائى بشما روى آورد ، خداوند متعال جان پدر و مادر و خودم را فداى تو كنید و تو را زنده و پاینده بدارد . و این كـلام دلالت دارد كـه شـخـص ‍ مخاطب در نظر گوینده عزیزتر از پدر و مادر و جان خودش میباشد.

البـتـه صـحـت ایـن كـلام و معناى حقیقى آن موقوف است بر زنده بودن مخاطب و زنده بودن پـدر و مـادر گـویـنـده، زیـرا كـه مـرده فـداى زنـده نـمـیـشـود ، ولى در اثـر كـثـرت اسـتـعـمـال وضـع تـخـصـصـى پـیـدا كـرده و در مـطـلق تـعـظـیـم و تـجلیل از مخاطب گفته مى شود كه مقصود و منظور فقط جلالت و بزرگى مخاطب است، و اظهار ارادت نمودن باینكه من خود را مهیا كردم كه در مواقع خطر خود را فداى تو نمایم.


http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,Book471P9.html?PHPSESSID=aa3fc977a537bc41dbbb6ff545509da0





نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 26 آبان 1396




شرحى بر دعاى ندبه-قسمت 97


یا ابن السّادة المقربین

 اى فرزند بزرگان مقربان درگاه الهى


شرح :

 سید بر حسب معنى لغوى كسى را گویند كه شریف و بزرگ قومى باشد و در اخبار و ادعیه ، انبیاء و اوصیا را سید گویند چنانكه گفته شده سادة النبیین خمسة : نوح ابراهیم و موسى و عیسى و محمد صلوات الله علیهم (378) و در حدیث آمده كه فرمود : اءنا سید ولد آدم (379) و همچنین فرمود : انا سید النبیین و عـلى سـیـد الوصـیـیـن (380) ، از طـرق خـاصـه و عـامـه بـتـواتـر نـقـل شـده كـه پـیـغـمـبـر صـلى الله عـلیـه و آله فـرمـودند:

 الحـسـن و الحسین سیداً شباب اهل الجنة.

المـقـربـیـن ـ یـعـنـى نـزدیـكـان ، و آنـان كـسـانـى هـسـتـنـد كـه بـواسـطـه اعمال حسنه و رفتار پسندیده ، اشعه اى از نور خدا در وجودشان پرتو افكنده و متصف به كـمـالات و صـفـات عـالیـه شـده انـد ، و بـدیـن وسـیـله بـخـداونـد مـتعال تقرب پیدا كرده و از زمره مقربین شده اند اءما نه قرب مكانى بلكه قرب روحانى و معنوى.

در مـجـلد 7 بـحـار ص 82 (381) در تـفـسـیر آیه:

 فامّا ان كان من المقربین * فروح و ریـحـان و جـنـة نـعـیـم (واقعه : 88 و 89)

و اما اگر ( آنكه جانش بحلقوم رسیده ) از مـقربین باشد - پس راحتى و رزق و جنت نعیم دارد. 

راوى گوید من از امام محمد باقر علیه السـلام از ایـن آیـه سـئوال كـردم ؟ فـرمـود : مـصـداق ( كامل ) آن امیرمؤ منان و امامان پس از اوست.

و همچنین در تفسیر آیه عینا یشرب بها المقربون - مطففین : 28 كه وصف رحیق مختوم است و آن چشمه اى است كه مقربین از آن چشمه مى نوشند . و امام جعفر صادق علیه السلام فرموده است : مقربون آل محمدند.(382)
......................................................................................................
[378]11 بـحار چاپ جدید ص 28 نقل از كتاب اعتقاد بلفظ ان سادة الانبیاء خمسة - .
[379]كتاب نهایة ابن اثیر كلمه سود .
[380]38 بـحـار باب انه (ع ) الوصى و سید الاوصیاء و خیر الخلق بعد النبى ص 17 نقل از
[381]24 جدید ص 4 نقل از كنز جامع الفوائد .
[3682]24 جدید ص 6 نقل از تفسیر قمى.


http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,Book471P9.html?PHPSESSID=aa3fc977a537bc41dbbb6ff545509da0




نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 26 آبان 1396




شرحى بر دعاى ندبه-قسمت 98


یا ابن النجباء الاكرمین


 اى فـرزنـد اصیل ( و شریف ) بزرگوارترین اهل عالم 

شـرح :
 
نـجـبـاء جـمـع نـجـیـب بـر وزن فـعـیـل و آن كـسـى را گـویـنـد كه داراى اخلاق فاضله و صفات پسندیده باشد. و كریم بكسى گویند كه داراى همه قسم خیر و شرف و فضیلت باشد.

بـدانـكـه پـدران و بلكه مادران حجتهاى خدا و ائمه معصومین و انبیاى گرامى باید موحد و خداپرست باشند،و نسبشان پست و مورد شبهه و شرك و بت پرستى نباشد خدا میفرماید: 

و تـقـلبك فى الساجدین (شعراء : 219)

و همچنین گشتنت میان سجده كنندگان.

 كـه طـبـق روایـات فـریـقـیـن یـعـنـى انتقال او را از صلب این موحد خداپرست به صلب آن خداپرست مى دید.

انـس بـن مـالك از مـعـاذبـن جـبـل روایـت كـرده كـه رسولخدا صلى الله علیه و آله در ضمن بـیـانـاتـى فـرمـود: 

چون خداوند اراده كرد ما را خلق كند ، منشا خلقت ما را از نورى قـرار داد و در صـلب آدم مـسـتـقـر سـاخـت و مـا را از صلب پدران پاك و رحم مادران پاكیزه بیرون آورد و ما آلوه به نجاست شرك و كفر نشدیم.(383)
......................................................................................................
[383]15 بحار جدید ص 17 نقل از علل الشرایع .


http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,Book471P9.html?PHPSESSID=aa3fc977a537bc41dbbb6ff545509da0





نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 26 آبان 1396



شرحى بر دعاى ندبه-قسمت 99

یا ابن الهداة المهدیین

 اى فرزند هادیان هدایت یافته


شرح :

 همانطورى كه قرآن ، هادى و راهنماى همه مردم است و فرمود : هدى للناس - بـقـره : 185 - ولى مـوفـقـیـت هـدایـت شـامـل حال كسانى میشود كه نفس آنان آلودگى نداشته باشد و پاك و پاكیزه باشند تا پرتو نور هدایت آن دلها را منور سازد چنانچه مـى فـرماید:

 ذلك الكتاب لا ریب فیه هدى للمتقین (بقره: 2)

این كتاب كه شكى در آن نیست كه مایه هدایت پرهیزگاران است.

 هم چنین حجت هاى خدا و ائمه معصومین هادى تمام مـردم مـیـبـاشـنـد، 

چـنـانـكـه در ص 108 گـذشـت فـرمـوده:

 انـمـا انـت مـنـذر و لكـل قـوم هـاد (رعـد : 7)

كـه هـر قـومـى را راهـنـمائى لازم است. 

 و هدایت آنان نصیب كـسانى میشود كه دلهایشان بى آلایش و پاك باشد . و در این باره روایات بسیارى وارد شـده و هر كه بخواهد میتواند به مجلد هفتم (384) بحار باب ان الناس لا یهتدون الا بـهـدایـتـهـم و انـهـم الوسـائل بـیـن الخـلق و بـیـن الله و انـه لا یدخل الجنة الا من عرفهم مراجعه كند.
......................................................................................................
[384]23 بحار جدید .


http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,Book471P9.html?PHPSESSID=aa3fc977a537bc41dbbb6ff545509da0





نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 26 آبان 1396



شرحى بر دعاى ندبه-قسمت 100

یا ابن الخیرة المهذبین


 اى فرزند بهترین اشخاص پاكیزه سرشت


شـرح :

 كـلمـه مـهـذب اسـم مـفـعـول از بـاب تـهـذیـب اسـت بـمـعـنـاى پـیـراسـته و تربیت و پاكیزه شده . و بموجب روایات و زیـارات وارده پـدران و مـادران ائمـه مـعـصـومـیـن و حـجـج الهـى مـنـزه از اخـلاق رذیـله و افعال قبیحه و واجد اخلاق حسنه و كمالات نفسانیه بوده اند.

در تـفسیر برهان ذیل آیه شریفه و تقلبك فى الساجدین شعراء : 219 - روایتى نقل شده كه رسول خدا صلى الله علیه و آله در جواب جابربن عبدالله انصارى كه از او سئوال كرده موقعى كه آدم در بهشت بود شما كجا بودید بیاناتى دارد تا اینكه گوید : پـدران و مـادران مـن هـرگز نابكار نبودند و خداوند پیوسته مرا از صلب هاى پاك به رحم هاى پاكیزه منتقل مى كرد.

در زیـارت وارث مـیـخوانیم اشهد انك كنت نورا فى الاصلاب الشامخة و الارحام المطهرة لم تـنـجسك الجاهلیة بانجاسها و لم تلبسك من مدلهمات ثیابها یعنى : گواهى میدهم كه تو نورى بودى در صلب هاى عالى پاك پدران و رحمهاى پاكیزه مادران و شرك و ناپاكى هاى عصر جاهلیت تو را آلوده نساخته و غبارى از تاریكیهاى آن عصر و زمان بر دامنت نه نشست.

و مـراد از جـاهـلیـت آن حـالت و طـریـقـه اغـلب اعـراب قـبـل از اسـلام اسـت چـه از نظر شرك در عبادت و پرستش و چه از نظر اخلاق و رفتار كه كـفـر و شـرك و غـارت امـوال و خـونـریـزى بـر آنـان حكمفرما بود و بحدى اخلاق رذیله و صـفـات نـاپسند و سخت دلى در آنها جلوه گر شده بود كه دختران خود را زنده بگور مى كـردنـد و بـاكـى نـداشـتند بلكه افتخار هم مى كردند چنانكه در قرآن كریم آمده : و اذا المـوودة سـئلت بـاى ذنـب قـتـلت - تـكـویـر : 8 و 9 - ( روزى كـه پـدران مـورد سئوال قرار مى گیرند كه به چه جرم و گناهى اطفالتان را كشتید ).

و چـه بـسـا زنـان خـود را هـم مـبـادله مـى كـردنـد چـنـانـكـه در مـجـلد 23 بـحـار ص 86 نقل شده (385) كه مبادله در زمان جاهلیت چنین بود مردى به مرد دیگر مى گفت زن خود را با زن من عوض كن.
و بـعـد در اثـر شـعـاع نـور اسـلام ایـن گـونـه خـرافـات و صـفـات رذیـله و افـعـال نـاپـسـنـد از مـیـان آنـان 
بـرداشـتـه شـد.

 و در ایـن جـمـله تـو مى گوئى اى پسر رسـول خـدا اخـلاق زشت و ناپسند جاهلیت شامل حال شما و اءجداد طاهرینت نگشت و آن صفات رذیـله و نـاپـسـند جاهلیت شامل حال شما و اءجداد طاهرینت نگشت و آن صفات رذیله و ناپسند بـقـامـت شـمـا پوشانده نشده. 

و هر چند در این زیارت خطاب بحضرت سید الشهداء علیه السلام است ولى شامل تمام حجت هاى خدا میباشد.

تنبیه - بدانكه حجت و خلیفه خدا را شرایطى لازم است كه بایستى واجد آن باشد.

شـرط اول - آنست كه نسبت شریفش پاك باشد و از عهر و هرزگى زناى آباء و امهات دور و از شـبـهه هم خالى باشد ، چه آنكه زنازاده و اءولاد شبهه وجودشان از اخلاق رذیله منزه نـخـواهـد بـود ، و بـسـا مـؤ من بخدا و متدین بدین حق ، هم نشوند چه رسد به اینكه حجت و خلیفه گردند . و كسى كه داراى چنین نسبت پستى باشد در معرض لطمه زدن به اعراض و نـوامـیـس مـردم و خون ریزى خواهد بود ، البته چنین كسى لایق و شایستگى مقام خلافت و حجیت را نخواهد داشت.

شـرط دوم ـ آنـكـه پدران ومادرانشان مشرك و بت پرست نباشند بلكه موحد و خدا پرست و پیرو پیغمبران زمان خود باشند.

شـرط سـوم - آنـكـه در اصـل خـلقـت تام الاءعضاء و جوارح باشند و در خلقت طبیعى نقصى نـداشـتـه بـاشـنـد مـثـلا كـور مادرزاد و یا كر و شل نباشند ، و یا داراى امراضى كه باعث نـفـرت مـردم از آنـان مـیـشـود مـانـنـد مـرض خـوره و پـیـسـى و امثال آن نباشند.

شرط چهارم - كه عمده و اساسى است آنكه از اخلاق و صفات زشت و ناپسند روحى و اخلاق هـم مـنـزه بـاشـنـد مـانـنـد صـفـت بـخـل و حـسـد و سـفـاهـت و امـثـال آن ، و دلیـل و بـرهـان ایـن نـوع شـرائط آنـستكه كسى كه داراى این عیوب ظاهرى و باطنى باشد مردم رغبت بدو پیدا نمى كنند و حاضر به اطاعت او نیستند و از او متنفرند ، و چـنـیـن كـسـى شـایـسـتـگـى امـامـت و هـدایـت مـردم را نـدارد ، و بـحـكـم عقل سلیم، قبیح است به كسانى كه از اینگونه صفات منزه باشد امر شود كه اطاعت كنند از كـسـى كـه داراى ایـن نـواقص و عیوب باشد.

 و تو هم نشود كه این شرایط و اوصاف راجـع و مـربـوط بـه پـیـغـمـبر است نه امام زیرا كه امامت الهى نیز تالى مرتبه نبوت و رسـالت الهى است ، و بحكم عقل ثابت است كه نایب باید داراى صفات منوب عنه باشد. بلكه میتوان گفت مقام امامت بالاتر از مقام نبوت بى امامت است.
......................................................................................................
[385]مجلد 103 چاپ جدید ص 370 نقل از معانى.


http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,Book471P9.html?PHPSESSID=aa3fc977a537bc41dbbb6ff545509da0





نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 26 آبان 1396


( کل صفحات : 10 )    ...   2   3   4   5   6   7   8   ...   


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار وبلاگ نویسی

وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت

اخبار ایران:

اخبار جهان:

اخبار اقتصادی:

اخبار علمی

اخبار فناوری و اطلاعات

اخبار هنری:

اخباراجتماعی

اخبار ورزشی

--------------------------------------------------------------------------------------

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

--------------------------------------------------------------------------------------
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
-------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------- ساخت وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic