وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


@@@@@@@@@@@@

«به نام خداوند علیم و حكیم»

جهان آفرینش دارای رموز و معمّاهایی است كه انسان ها باید همیشه در جست و جوی آن باشند و هر یك از شگفتیهای این جهان دارای كلیدهایی است كه قفل این رموز را باز می كنند.

ما انسانها با تلاش و كوشش می توانیم توانایی آن را داشته باشیم که با كمی اندیشه همراه با عمل و با استفاده از شاه كلید اصلی یعنی «قرآن کریم» این كلیدها را از آن خود كنیم و به راز آفرینش دست پیدا كنیم.

زندگی بدون كاوش معنا ندارد و زمانی زندگی معنا پیدا می كند كه در آن رمزی وجود داشته با شد و همچنین فردی باشد كه در جست و جوی یافتن آن رمز باشد.

@@@@@@@@@@@@

قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :


مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ


هر که علم اولین و آخرین را میخواهد،

باید آن را در قرآن بجوید.


کنزالعمال ج1 ص548

مدیر وبلاگ :سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید






برچسبها




شرحى بر دعاى ندبه-قسمت 101



یا ابن الغطارفة الانجبین

 اى فرزند بزرگواران شرافتمند


شرح : 

غطارفة جمع غطریف و غطراف بمعناى سید و بزرگوار ، و سـخـى و شـریـف. انجبین جمع انجب صفت تفصیلى از نجبه بمعناى در خور ستایش است و شایان تمجید.

در كـتـاب المـهـدى ص 76 از ( صـواعـق ابن حجر ص 98) از احمد و مسلم از رسـول خـدا صـلى الله عـلیه و آله نقل مى كند كه فرمود : در آخر الزمان خلیفه اى خواهد بود كه مال را بخشش مى نماید یك نوع بخششى كه بدون شماره باشد.

در مـجـلد 7 بـحار ص 218 (386) از امام ششم علیه السلام ، صفات امام را در خطبه اى بـیان مى كند تا آنكه گوید : امام باید از كارهاى نفرت انگیز كناره جو باشد ، و از مرض و بیمارى كه موجب دورى مردم شود سالم باشد ، و از آفات و كلیه كارهاى پلید و قبیح مصون و محفوظ بوده ، و بردبار و نكوكار و متصف به عفت و علم و فضیلت باشد . و ایـضـا در ص 216 (387) در صـفـات امـام از هـشـام بـن حـكـم نـقـل اسـت - تـا آنـكه گوید: 

اما آن چهار صفتى كه باید امام دارا باشد اینكه عالمترین و سـخـى تـریـن و شـجاع و نیرومندترین و عفیف ترین مردم و منزه ترین آنان باشد ، زیرا اگـر صـفـت سـخـاوت نداشته باشد شایستگى امامت را ندارد، چون مردم به عطا و بخشش بـى تفاوت او نیازمندند و حق بحقدار برسد ، براى اینكه وقتى كه این صفت سخاوت در او بـاشـد حـاضـر نمیشود چیزى از حقوق مردم را بنفع خود برداشت كند ، و در تقسیم سهم خـود را بـر دیگران برترى دهد ، و نیز ما گفتیم كه باید معصوم باشد ، پس اگر چنین كسى شجاع و نیرومندترین و داناترین و سخى ترین و عفیف ترین مردم نباشد شایستگى امامت را ندارد و نباید امام باشد.
......................................................................................................
[386]25 جدید ص 152 نقل از غیبت نعمانى .
[387] 25 جـدیـد ص 143 و 144 نـقـل از علل الشرایع .



http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,Book471P9.html?PHPSESSID=aa3fc977a537bc41dbbb6ff545509da0





نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 25 آبان 1396
 


شرحى بر دعاى ندبه-قسمت 102



یا ابن الاطائب المطّهرین

 اى فرزند نیكوترین پاكان عالم

شـرح : 
اءطـائب : جـمـع اءطیب صفت تفضیلى طائب و طیب است . در همان روایت سابق (390) حضرت رضا علیه السلام مى فرماید: پس كیست بتواند امام را بشناسد و بتواند اختیار كند او را هیهات اى كاش میشد . اما چقدر دور است !! عقلها گمراه ، فـكـرهـا پـریـشـان ، و خـردها سرگردان ، و چشم ها كم سو ، و بزرگان كوچك ، و حكماء حـیـران ، و خـردمـنـدان كـوتـاه دیـد ، و خـطـیـبـان مـحصور و از سخن پراكنى باز مانند ، و خـردمـنـدان نـادان گردند ، و شاعران خسته و فرومانده ، و ادیبان عاجز و ناتوان ، و سخن پـردازان خـسـتـه و مـلولنـد از ایـن كـه بـتـوانـنـد شـاءنى از شئون امام و یا فضیلتى از فضائل او را صف كنند ، بلكه اظهار عجز و ناتوانى مى نمایند.
......................................................................................................
[390]و 25 بـحـار جـدیـد ص 124 نـقـل از كـمـال الدیـن و اءمـالى و عـیـون الاءخـبـار صـدوق . و كـافـى كـلیـنـى ، و تـحـف العقول حرانى ، و احتجاج طبرسى.


http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,Book471P9.html?PHPSESSID=aa3fc977a537bc41dbbb6ff545509da0





نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 25 آبان 1396



شرحى بر دعاى ندبه-قسمت 103


یا ابن الخضارمة المنتجبین


 اى فرزند بزرگواران برگزیده


شرح : 
خضارمه و خضارم : جمع خضرم بمعناى سرور و زیاد بخشنده . و منتخب : اسم مفعول از باب افتعال بمعناى انتخاب و برگزیده شده . در مـجـلد هـفـتـم بـحـار ص 212 (388) روایـت مـفـصـلى از امـام هـشـتـم عـلیـه السـلام نـقـل شـده كـه قسمتى از آن چنین است : امام از لوث گناهان پاكیزه و از عیوب بدنى منزه ، و بعلم و دانش مشخص ، و بحلم و بردبارى آراسته ، و باعث نظام دین و عزت مسلمین ، و بخشم آورنده منافقان ، و تباه و هلاك كننده كافران است.
......................................................................................................
[388]مجلد 25 جدید ص 116 .



http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,Book471P9.html?PHPSESSID=aa3fc977a537bc41dbbb6ff545509da0







نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 25 آبان 1396



شرحى بر دعاى ندبه-قسمت 104



یا ابن القماقمة الاكرمین


 اى فرزند گرامى تر دریاهای بیکران بخشش

شـرح : 

قماقمة : جمع قمقام بمعناى سید و سرور ، و به امر بزرگ و عـدد زیـاد هـم گـفـتـه شده . در مجلد هفتم بحار ص 212 (389) در دنباله آن روایت كه گـذشـت حـضرت رضا علیه السلام مى فرماید : امام یگانه فرد روزگار است ، و كـسى بمرتبه كمالات او نمیرسد ، و نه عالمى به پایه درجات علمى او ، و در صفات و اخـلاق و روحـیـات مـثـل و نظیرى براى او نیست ، و به فضیلت و برترى اختصاص دارد ، كـسـب فـضـیلت از كسى نمى كند بلكه جمله فضائل او از طرف خداوند فضیلت بخش است.
......................................................................................................
[389]و 25 بـحـار جـدیـد ص 124 نـقـل از كـمـال الدیـن و اءمـالى و عـیـون الاءخـبـار صـدوق . و كـافـى كـلیـنـى ، و تـحـف العقول حرانى ، و احتجاج طبرسى.



http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,Book471P9.html?PHPSESSID=aa3fc977a537bc41dbbb6ff545509da0





نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 25 آبان 1396





شرحى بر دعاى ندبه-قسمت 105



یا ابن البدور المنیرة

اى فرزند ماههاى نورافشان


شـرح : 
بـدور : جـمـع بـدر بـمـعـنـاى مـاه كـامـل و مـاه شـب چـهـارده اسـت . خـداونـد مـتـعـال بمقتضاى صفت رحمانیت موجبات سعادت بشر را از هر حیث و هر جهت در این عالم دنیا فـراهـم سـاخته است ، از آن جمله آفرینش خورشید و ماه و ستارگان درخشنده ، كه اگر این حرارت و انوار روشنى دهنده نبود افراد بشر و حیوانات توانائى زندگى نداشتند ، و در ظـلمـت و تـاریكى محض قدرت حركت و جنبش نداشتند و چیزى را نمى دیدند و آن را تشخیص نـمـیـدادنـد ، زیرا رؤ یت بوسیله نور است . و همچنین خداوند براى تاءمین سعادت زندگى اجتماعى و فوز بسعادت دارین یعنى دنیا و آخرت ، در هر دوره و هر عصر حجت و امامى قرار داده كـه وجـود هـر یك همانند نور خورشید و ماه است ، تا بشر بنور هدایت آن بزرگواران قدرت بر تحصیل موجبات سعادت دنیا و آخرت خود را بتوانند فراهم آورد .
وجـود اولیـاى حـق مـانـنـد آفـتـاب اسـت كـه هـر چـنـد در زیـر ابـر بـاشـد ولى بـا ایـنـحـال مـوجـودات دیـگـر از آن بـهره مند میشود . و حضرت ولى عصر - ارواح العالمین له الفداء - توقیع و نامه اى كه به محمد بن عثمان ( یكى از نواب چهارگانه خود ) صادر فرمودند و بوسیله محمد بن عثمان به علاقمندان ابلاغ گردیده فرمود : و اءما وجه انتفاع مردم از من در دوره غالبى بودنم همانند انتفاع مردم است از آفتاب وقتى كه ابر آنرا بـپـوشـانـد و از دیـد مـردم مـخـفـى كـنـد ، و مـن ایـمـنـى بـخـش اهـل زمـیـنـم ، چـنـانـكـه سـتـارگان فروزان براى اهل آسمان . 13 بحار ص 129 (391) .
البـتـه آفـتـاب در اثـر دارا بـودن نـور و شـعـاع كـه به تمام منظومه و سیارات خود مى رسـانـد و بـشـر و جـنـبـنـدگـان روى زمـین از آن بنحو اءتم و اءحسن بهره مند میشوند و در تـبربیت و پرورش عناصر و تركیب مركبات تاءثیر بسزائى دارد ، و نور سایر كرات منظومه هم بوسیله او ایجاد میشود ، داراى خصایص حیات بخش است . وجود مبارك ولى عصر نـیـز بـراى تـربـیـت و پـرورش عـقـول و اءرواح و نـفوس بشر و حیات و سعادت انسانى تـاءثـیر بسزائى دارد ، و میتوان گفت وجود او و پیروى دستوراتش موجب حیات جاودانى و رسیدن به مقام شایسته انسانیت و نیل بسعادت است .
مـرحـوم مـجـلسـى در مـجـلد 13 بحار باب علة الغیبة و كیفیة انتفاع الناس به فى غیبتة صلوات الله علیه ص 129 در وجه تشبیه آنجناب بآفتاب توضیحى دارد كه خالى از فائده نیست و طالبان بدانجا رجوع كنند . بحار الانوار مجلد 52 جدید ص 93 .
......................................................................................................
[391]مجلد 52 ص 92 نقل از احتجاج و كمال الدین .


http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,Book471P9.html?PHPSESSID=aa3fc977a537bc41dbbb6ff545509da0





نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 25 آبان 1396




شرحى بر دعاى ندبه-قسمت 106




یا ابن السرج المضیئة،یابن الشهب الثاقبة، 
یابن الانجم الزاهرة


اى فرزند چراغهاى فروزان،اى فرزند اختران تابناك،
 اى فرزند ستارگان نور افشان خوش رنگ


شـرح :
 مـنشاء اختلاف این تعبیرات در دعا ممكن است بملاحضه اوضاع زمانى باشد ، گـاهى داراى قدرت ظاهرى هم بودند و مردم كاملا بنور هدایت آنان بهره مند میشدند همچون روشنائى ماه در شب چهاردهم در آسمان صاف ، و دیگر زمانى بوده كه این چنین نبوده ولى مـمـنـوع از هـدایت هم نبودند ، و گاهى هم گرفتار خلفا و سلاطین جور بودند و استفاده از وجودشان و هدایتشان كم بوده .
و شـایـد علت اختلاف این تعبیرات از جهت انتساب به آباء و اجدادشان چون پیغمبر اكرم و عـلى بـن اءبـى طـالب و اءئمه دیگر صلوات الله علیهم اءجمعین بوده باشد . چنانكه در تـاءویـل آیـات سوره و الشمس و تطبیق بر مصادیق آن در بعضى روایات آمده است .
در مجلد 7 بحار صفحه 105 (392) در باب انهم النجوم . ابو بصیر گوید از امـام شـشـم (ع ) از قـول خـداى تـعالى و الشمس و ضحیها ( قسم بخورشید و نور و روشـنـى آن ) سـئوال كـردم ؟ فـرمـود : شـمـس رسول الله است كه خدا بوسیله او دینش را بـراى مـردم واضـح و آشـكـار سـاخـت . سـپـس از و القـمـر اذا تـلاهـا از آن امـام سئوال كردم ؟ فرمود: مراد از ماه امیرمؤ منان است ، ( كه از نور پیغمبر اقتباس مینمود ) بعد سـئوال كـردم از آیـه و النـهـار اذا جـلاهـا ( سـوگند بروز كه آنرا روشن نموده ) ؟ فـرمـود : مـراد امـام از ذریـه فـاطـمـه ( سـلام الله عـلیـهـا) اسـت كـه چـون از او از دیـن رسـول خـدا سـئوالى شـود آن را بـراى سـائل بـیـان مـى كند ، آنگاه پرسیدم از آیه و اللیـل اذا یـغـشـاهـا ؟ فـرمـود : پـیـشوایان جور آنانكه مستبد براءى خود هستند  ( و به فـرمـان پـیـغـمـبـر عـلیـه السـلام تـوجـه نـدارنـد ) و جـاى آل پـیـغـمـبـر كـه شـایـسـتـه تـرنـد مـى نـشـیـنـنـد ، و دیـن رسـول را آغـشـتـه مـى كـنـنـد بـه ظـلم و جـور ، و ایـن اسـت قـول خـدا كـه مـى فـرمـاید : و اللیل اذا یغشاها كه ظلمت شب و روشنائى روز را مى پوشاند .
در مـجـلد 7 بـحـار ص 112 (393) بـیـانـاتـى از امـام هـشـتـم عـلیـه السـلام نـقـل شـده تـا آنكه گوید : امام ماه تام درخشان ، و چراغ روشنى بخش ، و نور تابنده ، و ستاره راهنما در ظلمت هاى تیرگون ، و سرزمین بى علامت و نشان ، و امواج كوه پیكر دریاها - الخ .

......................................................................................................
[392]24 جدید ص 70 از تفسیر قمى ، و ص 73 از روضه كافى . و باین مضمون در ص 74 از مـنـاقـب ، و ص 76 از كـنـزالفـوائد ، و ص 79 از تـفـسـیر فرات . و منظور تاءویل و تطبیق كلى بر مصاد
[393]25 جدید ص 123.


http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,Book471P9.html?PHPSESSID=aa3fc977a537bc41dbbb6ff545509da0





نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 25 آبان 1396





شرحى بر دعاى ندبه-قسمت 107



یا ابن السبل الواضحة


 اى فرزند راههاى روشن و آشكار 

شـرح : 
در جـمـلات سـابـق ایـن دعـا هـم السـبـیـل الیـك و و ایـن السبیل بعد السبیل توضیحاتى داده شده و در این مقام فقط اكتفا بدو حدیث مى كنیم :
مـجـلد 7 بـحـار ص 85 (394) كـه خـدا فـرمـوده : و اتـبـع سـبیل من اناب الى - لقمان / 15 - ( و پیروى كن طریقه كسى كه سوى من باز گشته اسـت و در تـوحید و اخلاص و طاعت متوجه من بوده ) . امام صادق علیه السلام فرمود : و اتبع سبیل محمد و على یعنى پیروى كن راه محمد و على را .
در ص 84 همان مجلد (395) فرمود بخدا قسم مائیم آن راهى كه خداوند شما را امر كـرده از آن راه پـیـروى كـنـیـد . و در زیـارت جـامـعـه آمـده اسـت : انـتـم السبیل الاعظم اى آل پیغمبر شمائید جاده و راه راست مهم و بزرگ خدائى .
......................................................................................................
[394]24 جدید ص 21 نقل از مناقب .
[395]24 جدید ص 14 نقل از تفسیر قمى .



http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,Book471P9.html?PHPSESSID=aa3fc977a537bc41dbbb6ff545509da0





نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 25 آبان 1396





شرحى بر دعاى ندبه-قسمت 108



یا ابن الاعلام اللائحة

 اى فرزند نشانه های آشكار 

شـرح :

اعـلام جـمع علم و آن اثر و نشانه ایست كه بوسیله آن چیزى شـنـاخـتـه و دانـسـته شود . لائح بمعناى مظهر یعنى صورت ظاهر و نما و نمود است . و علم ها ائمه علیهم السلام میباشند كه در هر عصر و زمان مردم بنور هدایت آنان راه مـعـرفـت و خـداشـنـاسـى ، و راه حـیـات و سـعـادت را تـعـلیـم مـى گـیـرنـد و خـداونـد مـتـعـال قـدر مـرتبه آنان را بالا برده و ایشانرا سرآمد خلق خود قرار داده ، و بر عالمیان برترى داده ، و به بندگانش اعلام كرده كه بوسیله آنان در تاریكى هاى خشكى و دریا هـدایـت شـوند یعنى در ظلمات احكام كه ناشى از ظلمت هاى طبیعت حیوانى كه تعبیر به ظلمت بـر شـده ، و از ظـلمـات و هـواهـاى نـفـسـانـى كه از آن به ظلمات بحر تعبیر شده از آنان پیروى گردد .
حـاصـل آنـكـه تـمـام بـنـدگـان در مـعـتـقـدات و احـوال و اعـمـال هـر چـیـزى بـوسـیـله آنـان هدایت میشوند . سابقا بیان كردیم كه آیه مباركه : و عـلامـات و بـالنـجـم هـم یـهـتـدون - نـحـل / 16 - یـعـنـى و علامت هائى است ، و بوسیله سـتـارگـان آنـان هـدایـت مـیـشوند . كه تاءویلا حجت هاى خدا میباشند ، و این معانى یكى از بطون قرآن و مصادیق آن است .



http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,Book471P9.html?PHPSESSID=aa3fc977a537bc41dbbb6ff545509da0





نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 25 آبان 1396




شرحى بر دعاى ندبه-قسمت 109



یا ابن العلوم الكاملة


اى فـرزنـد عـلوم و دانـش هـاى كامل 

شـرح : 

ائمـه مـعـصـومـیـن صـلوات الله علیهم و اجد تمام مراتب علوم ظاهره و باطنه بـودنـد لذا از آن بـزرگـواران تـعـبـیر به علوم كامله شده است . و از جمله شرایط امامت و خلافت از طرف خداوند اعلم بودن آن امام از سایر افراد ملت بآنچه مردم بدان ولو در یك زمـان از ازمنه نیازمندند از علم به احكام از حلال و حرام و عبادات و معاملات و حدود و مواریث و حكومت عدالت بین مردم بلكه دارا بودن دانش احكام انبیاى سابق و حتى علوم باطنه .
دلیـل بـر اثـبـات اعـلمیت از براهین عقلیه و آیات قرآنیه و اخبار وارده بسیار است و صاحب كـتـاب كـفـایة الموحدین حدود چهارده دلیل عقلى و شرعى ذكر كرده است براى اثبات اعلمیت امام و ما در اینجا بذكر چند خبر اكتفا مى كنیم .
مجلد 7 بحار ص 302 (396) راویان حدیث گویند از امام ششم علیه السلام شنیدیم كه فـرمود بخداوند سوگند من میدانم آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است ، و میدانم آنچه در بـهـشت است ، و میدانم آنچه در آتش است ، و میدانم آنچه تاكنون بوده ، و آنچه را كه بعد از ایـن واقـع مـیـشـود ، پـس از لحـظـه اى سـكوت و احساس اینكه این سخن بر شنوندگان دشـوار آمـده فـرمـود : ایـن هـا را مـن از كـتاب خداوند آموختم كه فرمود : ما این كتاب را بتو نـازل كـردیـم كـه در آن بـیـان هـر چـیـزى اسـت . و نـزلنـا الیـك الكـتـاب تـبـیـانـا لكل شى ء - نحل : 89 - .
مـجـلد 7 بـحـار صـفـحـه 322 (397) از امـام شـشـم روایت شده كه فرمود خداوند انبیاى اولوالعـزم را آفـریـد و آنـان را بـوسیله علم فضیلت و برترى داد ، و علم آنان به ارث بـمـا مـنـتـقـل شـد و مـا از جـهـت عـلم و دانـش بـرتـرى یـافـتـیـم . چـون رسـول خـدا صلى الله علیه و آله عالم بود بآنچه را كه آنان عالم نبودند و ما وارث علم رسول خدا و علم آن پیغمبران علیه و علیهم السلام میباشیم .

مـجـلد 7 بـحـار ص 279 (398) از امـام جـعـفـر صـادق عـلیـه السـلام نـقـل كـرده كه فرمود : علم ما ؛ غابر ، و مزبور ، و القاء در قلوب ، و رسیدن صدا بگوش است ، و در نزد ما جفرسرخ ، و جفر سفید ، و مصحف فاطمه ( علیها السلام ) ، و در نـزد مـا جـامعه است كه آنچه مورد نیاز مردم است در آن میباشد . و چون از تفسیر و توضیح آن سئوال كردند ؟ فرمود : اما غابر علم به امورى است كه بعدها واقع میشود . (399) و اما مزبور علم به وقایعى است كه در گذشته واقع شده است ، و اءما القاء در قلوب الهام است ، و اءما نقر و صداى در گوش ها حدیث ملائكه است كه سخنان آنان را میشنوم ولى خود آنـهـا را نـمـى بـینیم ، و اما جفر احمر ، و سرخ ظرف و جعبه ایست كه در آن اسلحه پیغمبر صـلى الله عـلیـه و آله اسـت كـه مـخـفـى است و بیرون آورده نمیشود تا زمانى كه قائم ما اهـل بیت قیام كند ، و اما جفر سفید آن جعبه و ظرفى است كه در آن تورات حضرت موسى و انـجـیـل حضرت عیسى و زبور حضرت داود ( علیها السلام ) و كتابهاى انبیاى سابق در آن قـرار گـرفته است ، و اما مصحف فاطمه ( علیها السلام ) كه در آن كلیه حوادث كه واقع مـیـشـود و نـام كـسـانـى كـه بـحـكومت میرسند تا روز قیامت را در بر دارد ، و اما جامعه و آن كـتـابـى اسـت بـطـول 70 ذراع بـه امـلاء و دیـكـتـه رسـول خـدا صـلى الله عـلیـه و آله كـه از خـود اوسـت ، و بخط على بن ابى طالب علیه السلام هر حكمى كه مردم بدان محتاج شوند در آن ثبت است حتى باندازه دیه خراشى و حد تـازیـانـه و نـصـف تـازیـانـه اى بـراى ارتـكـاب عمل خلاف و جنایتى كه واقع میشود .
و طـبـق بـعـضـى اخـبار و روایات امام عالم به زبانهاى دیگر هم میباشد و در مجلد 7 بحار بابى است بنام باب انهم یعلمون جمیع الالسن و اللغات و یتكلمون بها (400) از جـمله این روایت استكه ابوالصلت گوید : حضرت رضا علیه السلام با مردم بزبان خـودشان صحبت مى كرد بخدا قسم كه فصیح ترین و داناترین مردم به زبان آنان بود و مـن روزى بـاو گـفـتـم یـا ابـن رسول الله من از اینكه شما زبانهاى مختلف را میدانید در شگفتم ؟ فرمود : اى ابا صلت من حجت خدا بر مردمم ، و خداوند كسى را حجت بر مردم قرار نـمـى دهـد كـه زبـان آنـها را نداند ، آیا سخن امیرمؤ منان بتو نرسیده كه فرمود : بما فـصـل خـطـاب یـعـنـى فـصـل خـصـومـت داده شـده ، پـس آیـا فـصـل خـطـاب ( حـكـم و حـجـت ) جـز بـمـعـرفـت و شناخت لغات و زبانها ممكن است (401).
......................................................................................................
[396]26 جدید ص 110 نقل از بصائر الدرجات .
[397]26 جدید ص 194 نقل از بصائر الدرجات .

[398]26 جدید ص 18 نقل از ارشاد مفید و احتجاج طبرسى .
[399]لغـت غـابـر بـمـعـنـاى بـاقـى اسـت هـمـچـنـانـكه مى فرماید : الا عجوزا فى الغابرین . و ابن اثیر در نهایه گوید : كلمه غابر از اضداد بمعناى ماضى و باقى است و آنچه بیشتر شناخته میشود همان معناى «با» است.
[400]26 جـدیـد ص 190 و روایـت در هـمـان صـفـحـه از عـیـون اخـبـار الرضـا نقل شده است .
[401]و مؤ ید آن روایتى است كه مرحوم حاج شیخ عباس قمى در نفس الهموم ص 244 از بـصـائر الدرجـات از امـام شـشـم نقل مى كند كه فرمود : وقتى امام چهارم را با اسیران دیـگـر بـشـام نـزد یـزیـد بـردنـد آنـانـرا در مـحـلى كـه مـشـرف بـخـرابـى بـود مـنـزل دادنـد و نـگـهـبانان خارجى را كه بزبان رومى صحبت مى كردند بر آنان گماشته بـودنـد یـكـى از اسـیـران اظـهـار داشـت مـا را در ایـنـجـا منزل دادند كه سقف بر سر ما فرو ریزد و ما را بكشد . نگهبانان بزبان رومى مى گفتند كـه ایـنـهـا از ویـرانى منزل مى ترسند در صورتى كه فردا آنها را از اینجا بیرون مى بـرنـد و بـقـتـل مـیـرسانند . حضرت سجاد (ع ) فرمود من سخن آنها را فهمیدم و هیچ یك از اسیران زبان آنها را بخوبى من نمى دانستند.


http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,Book471P9.html?PHPSESSID=aa3fc977a537bc41dbbb6ff545509da0





نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 25 آبان 1396




شرحى بر دعاى ندبه-قسمت 110


یا ابن السنن المشهورة


 اى فرزند سنن و روش هاى معروف 


شرح : 
سنة بمعنى طریقه و روش است ، و جمع آن سنن ، و در اصطلاح همان سیره و روش و دسـتـورات رسـول خـدا صـلى الله عـلیـه و آله اسـت ، خـواه عـمـل بـاشـد یـا گـفـتـار و دیگر سخنان آن بزرگوار كه در كسب اخلاق حسنه و بر طرف كردن صفات رذیله تاءثیر بسزائى دارد ، و مؤ ید این گفتار حضرت سجاد علیه السلام اسـت كـه در كـتـاب كـافـى از آن بـزرگـوار نـقـل شـده فـرمـودنـد : افـضـل الاعـمـال عـنـد الله مـا عـمـل بـالسـنـة و ان قـل یـعـنـى بـا فـضـیـلت تـریـن اعـمـال آنـسـت كـه بـه روش و طـریـقـه سـنـت بـاشـد اگـر چـه آن عمل كم باشد . و زیادتى عمل موجب قبول و فضیلت نیست .
چـون شـرط اتـصـاف عمل به فضیلت باین است كه موجب قرب خدا گردد كه خداوند نظر بـه كـیـفـیت عمل دارد نه كمیت آن . و از جمله شرائط اساسى قرب بخدا گذشته از قصد و قـربـت آنست كه آن عمل با سنت مطابقت داشته باشد . و شاید مراد كسانى كه سنن را همان احكام خمسه ( واجب ، مستحب ، مباح ، مكروه ، حرام ) دانسته اند همین امر باشد .
بـحـار مـجـلد 17 ص 177 (402) امام ششم علیه السلام در نامه ایكه براى اصحاب و یـارانش نوشته است از جمله گوید : اى آنگروهى كه خداحافظ كارشان است بر شما لازم اسـت پـیـروى كـردن آثـار رسـول خـدا و طـریـقـه او و همچنین آثار و طریقه ائمه راهنما از اهـل بـیت رسول خدا بعد از او ، پس هر كس كه این طریقه و روش را انتخاب و بدان رفتار كـند هدایت شود ، و هر كس كه آن را ترك كند و از آن اعراض نماید گمراه گردد ، چرا كه آنـان كـسـانـى هـسـتـنـد كـه خـداونـد امـر بـطـاعـت و ولایـت آنـان نـمـوده كـه پـدر مـا رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود : مداومت هر عملى كه در آن پیروى آثار و سنت حقه اسـلامـى باشد اگر چه اندك باشد خدا را بهتر خشنود گرداند و سرانجام و عاقبتش نزد خـداونـد پـرسـودتـر خـواهـد بـود ، از سـعـى و كـوشـش در انـجـام اعمال نوظهور و بدعتها و پیروى از هواهاى نفسانى .
آگـاه بـاشـیـد كـه پیروى از هواهاى نفس و اعمال نوظهور از خود ساخته و من در آوردى كه بـدون هـدایـت راهـنـماى الهى باشد گمراهى است و هر ضلالت و گمراهى بدعت است و هر عملى بدعتى جایگاهش آتش است .
خـلاصـه كـلام آنـكـه رسـتـگـارى دنـیـا و آخـرت در پـیـروى از طـریـقـه و سـنـت رسول خدا صلى الله علیه و آله است . (403)
و چـون ائمـه مـعـصـومـیـن عـلیهم السلام در اعمال و رفتارشان مراقب بودند و همان روش و طـریـقـه جـدشـان رسـول خـدا را بـكـار مـى بـستند ،، پس پیروى از آداب و رفتار آنان هم پـیـروى از سـنـن رسـول خـدا است كه در آن روایت كه گذشت بدان اشاره شد و در واقع و حـقـیقت ، آنان همان سنن و طریقه میباشند و لذا از وجود مبارك آن بزرگواران علیهم السلام تعبیر به سنن مشهوره شده است .
......................................................................................................
[402]مجلد 78 چاپ جدید ص 216 نقل از روضه كافى.
[403]و در مـجـلد 16 بحار الانوار باب سیرة النبى و سننه بعضى از آداب و سنن حضرتش را بیان مى كند و هر كه خواهد اطلاع پیدا كند بدانجا مراجعه شود.

http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,Book471P10.html?PHPSESSID=aa3fc977a537bc41dbbb6ff545509da0




نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 25 آبان 1396



شرحى بر دعاى ندبه-قسمت 111


یا ابن المعالم الماثورة


اى فـرزنـد مـعـالم و آثـار ایـمـانـى كـه در كتب 
و آثار گذشتگان آمده است 


شـرح :
 مـعـالم : جـمع معلم ، اسم مكان از علم است بمعناى جایگاه و علامت و نشانه كه شـخص عابر و سالك ، راه و طریق مقصد خود را بوسیله آن پیدا مى كند مانند بنا و یا آب و یا نشانه دیگر كه در بیابان و یا گذرگاهى نصب میشود .
چـنـانـكه سابقا گفته شد بموجب بعضى از روایات در تفسیر آیه شریفه و علامات و بـالنـجـم هـم یـهـتـدون فـرمـودنـد مـائیـم عـلامـات ، و نـجـم هـم رسول خدا است . و در زیارت جامعه است و اعلام التقى ، و اعلاما لعباده .
در كـتـاب غـیـبـت نـعـمـانـى از امـام جـعـفـر صـادق عـلیـه السـلام از رسـول اكـرم صـلى الله عـلیـه و آله نـقـل شـده كـه فـرمـود : مـثـل اهـل بـیـت من مثل ستارگان آسمان است كه چون ستاره اى غروب كند ستاره دیگرى طلوع نماید . (404)
صـدوق در كتاب كمال الدین (405) با سند از جابربن یزید جعفى از جابربن عبدالله انـصـارى روایـت مـى كـنـد كـه پـیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله فرمود : مهدى از فرزندان من است ، نامش نام من ، و كنیه اش كینه من میباشد ، شبیه ترین مردمست بمن از نظر صورت و سیرت ، براى او غیبتى است كه حیرت آور است ( و مردم متحیر میشوند ) و بسیار از مردم گمراه شوند ، آنگاه مانند ستاره تابانى از پس پرده غیب بدرآید و زمین را پر از عدل و داد كند همانطورى كه پر از ظلم و جور شده باشد .
چـون در ایـن روایـت سـخـن از حدیث متواتر رسول خدا كه فرمود : به یملا الله الارض قـسـطـا و عـدلا بـعد ما ملیت ظلما و جورا است و سابقا مكرر باین حدیث اشاره شده اكنون لازم است كه به فرق بین قسط و عدل هم اشاره شود .
البـتـه در ایـن حـدیـث لفـظ قـسـط و عـدل هـر دو بـا هـم ذكـر شـده و در مـقـابـل آن كـلمـه جـور و ظـلم آمـده ، و شـایـد جـور در بـرابـر قـسـط و ظـلم در بـرابـر عـدل بـاشـد بـهـر حـال بـمـعـنـى جـامـع و كـلى قـسـط و عـدل عـبـارت اسـت از رعـایـت حـقـوق و دادن بـه هـر ذى حـقـى حـق او را ، و در مقابل آن جور و ظلم همان پایمال كردن و از میان بردن حقوق و تجاوز بحقوق و یا تصرف در حقوق دیگران است .
پـاره اى از علما قسط و عدل را در مقابل جور و ظلم یك معنى دانسته اند ولى راغب اصفهانى در مـفـردات قـسـط را بـمـعـنـى نـصـف و انـصـاف یـعـنـى بـهـره عـادلانـه دانـسـتـه ، و عدل اعم از آنست ، جمعى دیگر قسط را در مقام وفاى بحق دانسته مانند اءداء شهادت و داورى ، وكیل و وزن در معاملات ، و عدل را اعم و آن موافق با حق است چه راجع بخود شخص باشد یـا راجـع بـغیر و هم چنین كلمه جور ضد قسط و آن تجاوز به حق غیر است و ظلم تجاوز از مطلق حق .
و روایات وارده در این باب دلالت دارد بر اینكه رؤ سا و قضات ( داوران ) و حكام در آخر الزمـان در حـكـومـت مـیـان مـردم جـور مـى كـنـنـد و بـر طـبـق وجـدان و قـانـون شـرعـى عـمـل نمى كنند بلكه مطابق میل نفسانى و فرمانهاى جابرانه و مقررات غیر اسلامى حكم و داورى مى نمایند . و چون قائم آل محمد صلوات الله علیه ظهور فرماید رفع جور مینماید و بـعـدالت میان مردم حكومت كند بحیث یشمل عدله على جمیع العالم فلا یظلم احد احدا بقسمی كه عدلش بر همه جا كشیده شود و هیچكس بر دیگرى تعدى ننماید.
......................................................................................................
[404]این روایت را صدوق هم در كمال الدین ص 27 ذكر كرده است.
[405]ص 286 چاپ مكتبة الصدوق.


http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,Book471P10.html?PHPSESSID=aa3fc977a537bc41dbbb6ff545509da0





نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 25 آبان 1396




شرحى بر دعاى ندبه-قسمت 112



یاابن المعجزات الموجودة


اى فـرزنـد مـعـجـزات مـوجـوده و مـحقق

-از قرآن و احكام كامل و علوم و حقایق

شـرح : 
البـتـه انـبـیاء و حجت هاى خداوند براى اثبات حقانیت خود و اثبات آن براى مـنـكـرین داراى معجزه میباشند یعنى كار خارق العاده كه دیگران قادر بانجام آن نمیباشند . هـمـچـون اژدهـا شـدن عـصـا بـدسـت حـضـرت مـوسـى (ع ) و امـثـال آن و چـون نبوت پیغمبر اسلام علیه الصلاة و السلام محدود بزمان نیست و تا قیامت بـاقـى اسـت مـعـجـزات و خـوارق عـادات زیـادى از آن بـزرگـوار بـظـهـور رسـیـده كه در بـحـارالانـوار جلد ششم ص 249 باب جوامع معجزانه و نوادرها (406) نقل شده است .
ولى یگانه معجزه حضرت رسول اكرم كه از او باقیمانده است و دلالت بر خاتمیت او دارد ، و مردم هر عصر و زمان تا روز قیامت بمشاهده آن معجزه یقین به نبوت و خاتمین او پیدا مى كنند قرآن است و آن اءفضل و بالاترین تمام معجزات دیگر آنحضرت است كه فرمود : قـل لئن احـتـمـعـت الانـس و الجـن عـلى ان یـاتوا بمثل هذا القرآن لا یاءتون بمثله و لو كان بـعـضـهم لبعض ظهیرا - اسرا ، / 88 - بگو اى پیغمبر اگر جن و انس اجتماع كنند كه بـمـثـل ایـن قـرآن كـتـابـى بیاورند نمیتوانند مثل آن بیاورند اگر چه دست بدست هم داده و پشتیبان یكدیگر شوند .
و در ص 246 روایـت شـده كه ابن ابى العوجا با سه تن از دهرى مذهبان زمان خود در مكه اجـتـمـاع كـرده و قـرار بستند كه هر كدام درباره معارضه با قرآن و رد آن یك چهارم آن را بـعـهـده بـگـیـرنـد و رد بنویسند و سال بعد بمكه آیند و در مراسم حج و اجتماع مسلمانان بـمـعـارضـه با قرآن برخیزند ، و سال دیگر آنها بمكه آمدند و كنار مقام ابراهیم اجتماع كـردنـد یـكـى از آنها گفت چون من این آیه و قیل یا ارض ابلعى ماءك - هود / 44 - را دیدم از معارضه باز ماندم ، و دیگرى گفت من هم چون به آیه فلما استیا سوا منه - یوسف / 80 - برخوردم از معارضه با قرآن ماءیوس و ناامید شدم ، و این سخنان را آهسته مـى گـفـتـنـد كـه حـضـرت صـادق (ع ) مـتـوجـه آنـان شـد و ایـن آیـه قـل لئن اجتمعت الانس و الجن را تلاوت كرد و آنها مبهوت و متحیر شدند ، هم از اطلاع آن حضرت بر امر نهانى آنان و هم مفاد آیه شریفه . (407)
در ایـن جـا بـد نـیـسـت كـه ایـن مـطلب هم كه بعضى اشاره كرده اند گفته شود كه از جمله مـعـجـزات بـاقیه را میتوان بقاى آثار اولیاى خدا دانست كه با شدت اهتمام خلفاى جور از بـنـى امـیـه و بـنـى عباس و دشمنان درمحو و برطرف كردن آثار قبور آن بزرگواران از زمـان شـهـادت و پـس از قوتشان هنوز قبورشان همچون ماه و ستارگان تابان در بلدان و اطراف زمین درخشان است .
از حـضـرت رضـا علیه السلام از پدران بزرگوارش از امیر مؤ منان صلوات الله علیهم نـقـل مـى كند گفته است : مثل اینكه ساختمانهاى با شكوهى را مى بینیم كه اطراف و پـیـرامـون قـبـر حـسـیـن بـنـا شـده و كاروانهائى را مى بینیم كه از كوفه خارج میشوند و بطرف قبر او مییروند و چند صباحى نمى گذرد كه از آفاق و اكناف هم بدانجا حركت مى كـنـنـد و ایـن امـر پـس از پـایـان دولت آل مـروانـى اسـت . بـحـار الانـوار مجلد 9 ص 578(408) .
در مـجـلد دهـم بـحـار صـفـحـه 238 (409) از عـلى بـن الحـسـیـن عـلیـهـمـا السـلام نـقـل شـده كـه فـرمـود چـون در روز طـف آنـمـصـائب بـما وارد شد ، و پدرم با همراهانش از فـرزنـدان و بـرادران و سـایـر كـسـانـش كشته شدند ، و زنان و حرم او را بر جهاز شتر سـوار كـردنـد و بجانب كوفه روانه ساختند ، و من كشته گان را بر زمین دیدم كه بخاك نـسـپـرده بـودنـد و ایـن امـر بر من گران آمد و از آنچه دیدم سخت آشفته و مضطرب شدم و نـزدیك بود جان از تنم بیرون رود ، عمه ام زینب دختر بزرگ على علیه السلام این آثار حزن را در من بدید ، بمن گفت اى بازمانده جد و پدر و برادرم چه شده كه تو را مى بینم كـه مـیخواهى جان از قالب تهى كنى ؟ گفتم چگونه بى تابى نكنم و ناشكیبا نشوم كه مى بینم سرورم و برادران و عموها و عموزادگان و كسان خود را آغشته بخون بزمین افتاده و در ایـن دشـت بـیـابان جامه ها ربوده ( و برهنه و عریان ) كسى آنان را نمى پوشاند و بـخـاك نمى سپارد ، و هیچ كس بر آنان گذر نمى كند و بآنان نزدیك نمیشود ، و گوئى ایـن هـا كافران اهل دیلم و خزرند . و عمه ام گفت اینها تو را بجزع نیاورد ، بخدا قسم این واقـعـه عهدیست از رسول خدا با جد و پدر و عمت علیهم السلام ، كه خداوند جماعتى از این امت را پیمان گرفته است ، كه فراعنه زمین ( و رؤ ساى جور ) آنها را نمى شناسند ، ولى فرشتگان آسمانها آنان را مى شناسند ، و ایشان این اعضاى پراكنده را جمع آورى مى كنند و این پیكرهاى خون آلود را بخاك مى سپارند ، و در این سرزمین طف نشانه و علامتى براى قبر پدرت سید الشهداء بر پا میدارند ، كه اثرش كهنه نمیشود و ( با گردش روزگار و ) گذشتن شب ها و روزها رسم آن ناپدید نمى گردد ، و پیشوایان كفر و پیروان آنها در مـحـو و نـابودى آثار آن میكوشند ، ولى با اینحال اثرش ظاهرتر و كارش بهتر و عالى تر مى گردد . (410)
در مـجـلد دهـم بـحـار (411) از عـمـر بـن فـرج رخـجـى راوى خـبـر نـقـلى شـده گـویـد : مـتـوكـل خـلیـفـه عـبـاسـى مـرا براى خراب كردن قبر حسین علیه السلام فرستاد و من بآن ناحیته رفتم و دستور دادم كه گاوهاى و رزو را بر قبرها برانند ( و آنجا را هموار سازند ) و آنها هم امر مرا اجرا كردند و گاوها برهمه قبرها بگذشتند و چون بقبر مطهر آنحضرت رسـیـدنـد گـام برنداشتند، عمر بن فرج گوید : من چوب بر گرفتم و آنها را میزدم تا چوب در دست من شكست ، بخدا قسم كه گامى هم بر قبر نگذاشتند .
و ایـضـا در هـمـان مـجـلد (412) نـقـل شـده گـویـنـد وقـتـى كـه مـتـوكـل خـلیـفه عباسى دستور داد كه قبر حسین علیه السلام را شیار كنند و از نهر علقمى بـر آن آب بـنـدنـد ، زیـد مـجـنـون و بـهـلول مـجـنـون قـصـد كـربلا كردند و بزیارت آن بـزرگـوار مـشـرف شـدنـد و چـون بـقـبـر نـظـر افكندند دیدند كه ( آب اطراف آنرا فرا گـرفـتـه ولى ) قـبـر پـابـرجـا و آویـخـتـه اسـت زیـد مجنون این آیه را تلاوت كرد : یـریـدون لیطفوا نور الله بافواههم و یابى الله الا انن یتم نوره و لو كره الكافرون - صـف / 8 - یـعنى میخواهند نور خدا را با دهانهایشان خاموش كنند ولى خدا نمى پـذیـرد و امـتـناع مى كند جز اینكه میخواهد نور خود را تمام گرداند هر چند كافران كراهت داشـتـه بـاشـنـد و چـون بـرزگـر 17 مـرتـبـه زمـیـن را شـخـم زد و قـبـر بحال اولش باز گشت و آن برزگر این حال را بدید دست برداشت و ایمان آورد و گاو را رها كرد و چون خبر به متوكل رسید دستور قتل او را داد.

......................................................................................................
[406]17 جدید ص 225 .
[407]در شـرح حـال مـسـیـلمـة بن حبیب از طایفه بنى حنیفه از قبیله ربیعه معروف به مـسـببله كذاب میینویسند كه او براى معارضه با قرآن و رد آن كلمات و جملات قافیه دار ، مـسجع و مقفى پرداخته بود كه بسیار مستهجن و مضحك است از جمله در برابر سوره انا اعـطـیناك الجواهر ، فصل لربك و هاجر ، ان مبعظك لفاجر ، و در برابر القارعة ما القـارعـة گـفـتـه اسـت الفـیـل مـا الفـیـل ، و مـا ادریـك مـا الفیل ، له ذنب و ثبیل ، و مشغرو خرطوم طویل ان ذلك من خلق ربنا لفلیل . و در برابر و النازعات غرقا گفته : و الزارعات زرعا
[408]41 ص 287 نقل از عیون الاءخبار .
[409]45 ص 179 نقل از كامل الزیارات .
[410]البته این حدیث از اخبار غبیت و از معجزات است .
[411]45 ص 398 نقل از امالى طوسى .
[412]45 ص 398 نقل از امالى طوسى .



http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,Book471P10.html?PHPSESSID=aa3fc977a537bc41dbbb6ff545509da0





نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 25 آبان 1396



شرحى بر دعاى ندبه-قسمت 113


                                     یا ابن الدلائل المشهودة

                                      اى فرزند راهنمایان حق و مشهود خلق

شـرح : 
در زیـارت جـامـعـه مـیـخوانى : السلام على الدعاة الى الله و الاد لاء على مرضات الله - الى - و ادلاء على صراطه سلام بر داعیان بسوى خدا و راهنمایان طریق رضا و خشنودى خدا و راهنمایان براه او .
انـوه مـعـصـومـیـن عـلیـهـم السـلام بـوسـیـله اءخـلاق و رفـتـار و گـفـتـار صـدقـشـان دلیـل و راهـنـمـاى مردمن باءعمالى كه موجب رضا و خشنودى خدا و سعادت دنیا و آخرت آنان مـى گـردد ، و آن بـزرگـواران خـلایـق را بـمـعـرفـت حـق و صـفـات جـلال و جـمـال حـق و بـه احـكـام و سـنـن و آدابى كه موجب رستگارى دنیا و آخرتشان میباشد دلالت مى كنند .
یا ابن الصراط المستقیم
اى فرزند صراط مستقیم راه راست .
بدانكه مصداق كامل خارجى صراط مستقیم على بن ابى طالب و ائمه معصومینند . و در كتاب بـحـار الانـوار مـجـلد 7 صـفـحـه 83 بـابـى اسـت بـعـنـوان انـهـم السبیل و الصراط و هم و شیعتهم المستقیمون علیها .
و در آنـجـا ایـن روایـت اسـت كه مفصل بن عمر گوید : از امام صادق علیه السلام از معنى و مـفـهـوم صـراط سـئوال كـردم ؟ فـرمـود : صـراط هـمـان راه مـعـرفـت بـخـداونـد عـزوجـل است ، و آن دو نوع است صراط دنیا و صراط آخرت . اما صراط دنیا همان امامى است كـه اطـاعـت او واجـب اسـت و هـر كـس بـشـنـاسـد آن امـام را و از او پیروى كند در روز قیامت از صـراطـى هـمـانـنـد پـلى كـه بـروى جـهـنم كشیده شده عبور خواهد كرد ، و هر كس كه او را بشناسد پایش در صراط آخرت بلغزد و در آتش جهنم در افتد.
در كـتـاب كـفـایـة الخـصـام بـاب 54 ده حـدیـث از طـرق عـامـه نقل كرده است بدین مضمون كه هیچ بنده اى در روز قیامت از صراط نگذرد و به بهشت وارد نـشـود مـگـر جـواز بولایت امیرالمؤ منین و اهل بیت علیهم السلام داشته باشد ، و ما در اینجا بیك روایت اكتفا مى كنیم ،
ایـن المـغـازلى شـافـعـى بـطـرق مـخـتـلفـه و اءسـانـیـد مـتـعـدده روایـت كـرده و حـاصـل آن ایـن اسـت كـه رسـول خدا صلى الله علیه و آله فرمودند : چون روز قیامت شـود و مـیـزان را بـر لب جـهـنـم نصب نمایند ، احدى از آن نگذرد مگر كسى كه او را جواز ولایت باشد .
و در صـفـحـه 363 ، هـمـیـن كـتـاب ( كـفـایـه ) در آیـه و ان الذیین لا یومنون بالاخرة عن الصـراط لنـا كـبون - مومنون / 74 - یعنى : و كسانى كه بآخرت ایمان ندارند از راه مـنـحـرفـنـد . سـه روایـت از عـامـه نـقـل كـرده كـه مـراد از صـراط مـسـتـقـیـم اهـل بـیـت رسـول خـدا اسـت . و روایـات از عـامـه نـقـل كـرده كـه مـراد از صـراط مـسـتـقـیـم اهـل بـیـت رسـول خـدا اسـت . و روایـات مـتـعـددى هـم از خـاصـه نقل كرده و چون بناى این تاءلیف بر اختصار است از ذكر آنها صرف نظر میشود.


برگرفته شده از کتاب شرحى بر دعاى ندبه، مرحوم حجة الاسلام و المسلمین سید محیى الدین العلوى طالقانى





نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 25 آبان 1396



شرحی بر دعای ندبه-قسمت 114



یا ابن النبا العظیم


اى فرزند نباء عظیم - كه مقصود از آن امیرالمومنین 

علیه السلام است

شـرح :
 در كـتـاب كـفـایـة الخـصـام در باب 110 و 111 روایاتى از خاصه و عامه نـقـل كـرده كـه مـراد از نـبـاء عـظـیـم عـلى بـن ابـى طـالب اسـت . البـتـه تاءویل و مصداق از مصادیق نباء عظیم است .
و اءیـضـا تـفسیر صافى از عیون الاخبار از حضرت رضا از پدرش از پدرانشان از حسین بـن عـلى عـلیـهـم السـلام نـقل مى كند كه گفت : رسول خدا صلى الله علیه و آله به على علیه السلام فرمود : یا على توئى حجت خدا ، و توئى باب خدا ، و توئى راه ببوى خدا ، و تـوئى نـبـاء عـظـیـم ، و تـوئى صـراط مـسـتـقـیـم ، و تـوئى مثل اعلى.


برگرفته شده از کتاب شرحى بر دعاى ندبه، مرحوم حجة الاسلام و المسلمین سید محیى الدین العلوى طالقانى 




نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 25 آبان 1396




شرحی بر دعای ندبه-قسمت 115



یاابن من هو فى ام الكتاب لدى الله على حكیم


اى فرزند كسى كه در ام الكتاب ( علم و حق ) نزد خداوند عـلى 

و حـكـیـم اسـت.

یـعـنـى مـقـامش عالى ترین مقام و روحش بلند مرتبه ترین علم و حکمت 

خداوندى را دارا است.

شـرح : 
در مـجـلد هفتم بحار صفحه 43 (420) راوى گوید از حضرت رضا علیه السلام شنیدم كه پدرم این آیه را و انه فى ام الكتاب لدینا لعلى حكیم - زخرف / 4 - و این در ام الكتاب نزد ما مقامى بلند و فرزانه اى دارد. گفت على بن ابى طالب است . و نـیـز روایـت شـده - و راوى مـحـمـد بـن عـلى بـن جـعـفـر اسـت گـویـد - از آن بزرگوار سئوال شد كه نام على علیه السلام در كجاى ام الكتاب است ؟ فرمود در این آیه مباركه اهدنا الصراط المستقیم و او على علیه السلام است .
و در صـفـحـه 83 هـمـان مـجـلد (421) روایـت از حـضـرت صـادق عـلیـه السـلام دربـاره قول خداى عزوجل آیه اهدنا الصراط المستقیم فرمود آن امیر المؤ منین و معرفت اوست و دلیـل بـر ایـنـكـه او امـیـرالمـومـنـیـن اسـت در قـول خـداى عـزوجـل كـه فـرمـود : و انـه فـى ام الكـتـاب ـ الآیـه قول دیگر خداوند : اهدنا الصراط المستقیم است

برگرفته شده از کتاب شرحى بر دعاى ندبه، مرحوم حجة الاسلام و المسلمین سید محیى الدین العلوى طالقانى




نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 25 آبان 1396




شرحی بر دعای ندبه-قسمت 116


یاابن الایات و البینات

اى فرزند آیات و بینات

شرح : 
مجلد هفتم بحار صفحه 42 داود بن كثیر رقى - راوى حدیث - گوید : از امـام صـادق عـلیـه السلام درباره قول خدا كه مى فرماید : ... و ما تغنى الایات و الندر عن قوم لا یومنون - یونس / 101 - ( و چه سود خواهد داشت نشانه ها و بیم دادنها بـراى مـردمـى كـه ایـمـان نـمى آورند) سئوالى كردم فرمود : آیات امامانند ، و نذر انبیاء هـسـتـنـد . و نـیـز در هـمـان صـفـحـه مـدرك فـوق (423) دربـاره قـول خـداى تـعـالى كه مى فرماید : بل هو آیات بینات فى صدور الذین اوتوا العلم منظور اءئمه هستند ، و ما یجحد بآیاتنا یعنى انكار مقام امیرالمومنین و ائمه نمى كنند . الا الكافرون.
اطـلاق آیـات بـر آن بزرگواران اطلاق كل بر فرد است ، چون آنان نیز خود از جمله علامت هاى بزرگ و واضحه قدرت و عظمت و علم و رحمت و سایر صفات حق میباشند.
در مـجـلد 7 بـحـار صـفـحـه 25 از ابـوذر غـفـارى نـقـل شـده كـه گـفـتـه اسـت : از رسـول خـدا عـلیـه السـلام شـنـیـدم كـه مـى فـرمـود : اهـل بیت مرا ، شما بمنزله سر نسبت به بدن و بمنزله دو چشم از سر بدانید كه بدن جز بسر ، و سر هم جز به دو چشم هدایت نمیشود.

برگرفته شده از کتاب شرحى بر دعاى ندبه، مرحوم حجة الاسلام و المسلمین سید محیى الدین العلوى طالقانى




نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 25 آبان 1396



شرحی بر دعای ندبه-قسمت 117



یاابن الحجج البالغات

اى فرزند حجت هاى رسا

شـرح : 
قـال الله تـعـالى : قـل فـلله الحجة البالغهة - انعام / 149 - بگو دلیـل رسـا خاص خدا است در تفسیر صافى از كتاب كافى از حضرت امام مـوسـى كـاظم علیه السلام چنین آمده : آرى خدا را بر مردم دو حجت است . حجت ظاهره و حـجـت بـاطـنـه ، امـا حـجـت ظـاهـره رسـولان و پـیـغـمـبـران و امـامـان هـسـتـنـد : امـا حجت باطنه عقول است .
و ایـضـا در هـمـیـن مـدرك از حـضـرت امـام مـحـمـد بـاقـر عـلیـه السـلام نقل است كه فرمود : نحن الحجة البالغه على من دون السماء و فوق الارض یعنى ما هستیم حجت بالغه و رسا بر تمام مردم زیر آسمان و روى زمین . (425)
اطـلاق حـجـت بـر ائمـه مـعـصـومـیـن بـجـهـت آن است كه خداوند بوسیله آن بزرگواران بر بندگان خود كه اعمال و اخلاق و رفتارشان راه نماى سعادت مردم در زندگى است حجت را تمام كرده است .


برگرفته شده از کتاب شرحى بر دعاى ندبه، مرحوم حجة الاسلام و المسلمین سید محیى الدین العلوى طالقانى




نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 25 آبان 1396



شرحی دعای ندبه-قسمت 118


یاابن النعم السابغات
اى فرزند نعمت هاى عام الهى 

شـرح :  

مـجـلد 7 بـحـار صـفـحـه 102 از امـام مـحمد باقر علیه السلام در تفسیر این آیه مباركه و اسبغ علیكم نعمه ظاهرة و باطنة - لقمان / 20 - یعنى نعمت هـاى خـویـش را آشـكار و نهان بر شما تام و كامل كرد . روایت شده كه فرمود : نعمت هـاى ظـاهـر و آشـكـار پـیـغـمبر است و آنچه را كه آورده از معرفت و توحید ، اما نعمت باطنه ولایت ما اهل بیت و عقد مودت و دوستى ما است .
و اءصـبـغ بـن نـبـاتـه از امیر مؤ منان علیه السلام در تفسیر این آیه مباركه الم الذین بـدلوا نـعـمـة الله كـفرا - ابراهیم / 28 - یعنى آیا ندیدى آنكسانى را كه نعمت خدا را بـه كـفـران تـغییر دادند . فرمود : بخدا قسم مائیم نعمت الهى كه خداوند آن را بر بندگان خود انعام كرده ، و هر كه بخواهد ، بوسیله ما بفوز و رستگارى میرسد.
در تـفسیر صافى در ذیل آیه شریفه ثم لتسالن یومئذ عن النعیم - تكاثر : 8 - یعنى و آنگاه در ان روز از نعیم الیه مورد باز خواست قرار خواهید گرفت . در خبر مفصلى از تـفـسـیـر عـیـاشـى از حـضـرت صـادق عـلیـه السـلام نـقـل مـى كـنـد كـه ابـو حـنـیـفـه نـعـمـان بـن ثـابـت یـكـى از عـلمـاى اربـعـه اهـل تسنن این آیه مباركه ( ثم لتسالن یومئذ عن النعیم آیه آخر سوره تكاثر را از ابـو عـبـدالله جـعـفـربـن مـحـمـد الصـادق - عـلیـهـمـا السـلام - سـئوال كـرد حـضـرت فـرمـود : اى نـعـمـان بـنـظـر تـو ایـن نـعـمـتـى كـه مـورد سـئوال واقـع مـیـشـود چیست ؟ نعمان گفت بهره از غذا و آب سردى ( كه در دنیا خورده ایم و آشـامـیـده ام ) حـضرت فرمود : اگر خداوند تو را روز قیامت در برابر خود نگهدارد تا از تـو سـئوالى كـنـد از هـر لقـمـه اى كه خورده یا جرعه آبى كه نوشیده اى وقوف تو در قـیـامـت طـولانـى خـواهـد شـد ، ابوحنیفه گفت قربانت شوم پس مراد از نعیم چیست ؟ حضرت فـرمـود ما اهل بیت نعیمى هستیم كه خداوند به بندگان انعام فرموده ، و به بركت وجود و هـدایـت مـا اختلاف مردم را باتحاد تبدیل ، و دلهایشان بهم الفت داده، و بنور تعلیمان ما عداوت و دشمنى آنان را باخوت و برادرى در آورده ، و بنور هدایت ما آنها را با سلام هدایت كرده و این نعمتى است كه قطع نمیشود ، و خداوند از اداى حق نعمتى كه بآنها انعام كرده و آن پیغمبر و عترت اوست بازخواست كند. 
البته نعمت عبارت است از نفعى كه ناشى از احسان میشود و هر چیزى كه انسان بآن بهره مند شود نعمت است ، و نعمت هاى الهى قابل شمارش نیست چنانكه مى فرماید : و ان تعدوا نـعـمة الله لا تحصوها و هر نعمتى كه انسان از او منتفع میشود از جانب خداوند اسـت كـه فـرمـود : و مـا بـكـم مـن نـعمة فمن الله (430) و بالاترین نعمت ها نعمت سعادت دنیا و آخرت است و این سعادت در پرتو نور هدایت و تعلیمات اءنبیاء و اءوصیاء حـاصـل مـیـشـود چـنـانـچـه در زیـارت جـامـعـه اسـت: 

بـكـم اخـرجـنـا الله مـن الذل و انقدنا من شفا جرف الهلكات
بوسیله نور هدایت شما خداوند ما را از ذلت كفر و شرك بیرون آورده و به بركت شما ما را از پرتگاه مهلكه نجات داده است .


برگرفته شده از کتاب شرحى بر دعاى ندبه، مرحوم حجة الاسلام و المسلمین سید محیى الدین العلوى طالقانى





نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 25 آبان 1396


شرحی بر دعای ندبه-قسمت 119


یاابن طه و المحكمات

 اى فرزند طه و محكمات قرآن.

شـرح : 
تـفـسـیر صافى از معانى الاءخبار از حضرت صادق علیه السلام روایت مى كند كه فرمود : و اما طه فاسم من اءسماء النبى صلى الله علیه و آله و معناه یا طالب الحق الهادى الیه یعنى و اءما طه پس اسمى است از اسم هاى پیغمبر صلى الله علیه و آله ، معنى آن این است اى طالب حق كه راهنماى بآن هستى.
و مـحـكـمـات - در تـفـسـیـر صـافـى از كـتـاب كـافـى و تـفـسـیـر عـیـاشـى در تـاءویـل ایـن ایـه مـباركه هو الذى انزل علیك الكتاب منه ایات محكمات از حـضـرت صادق علیه السلام روایت كرده كه فرمود : ان المحكمات امیر المومنین و الائمة عـلیهم السلام محكمات امیر مؤ منان و ائمه علیهم السلام میباشند . البته منظور مصداق از مصادیق آیات محكمات است.


برگرفته شده از کتاب شرحى بر دعاى ندبه، مرحوم حجة الاسلام و المسلمین سید محیى الدین العلوى طالقانى




نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 25 آبان 1396





شرحی بر دعای ندبه-قسمت 120


یاابن یس و الذاریات

 اى فرزند یاسین و ذاریات

شـرح :

 كـلمـه یـس دو حـرف از حـروف بـریـده و مـقـطـعـه اسـت مانند بـسـیارى از حروف دیگرى كه پاره اى از سوره هاى قرآن بآن افتتاح شده است و درباره مـعـنـى و مـفـهـوم ایـن كـلمـه روایـاتـى وارد شـده اسـت كـه مـراد از آن رسـول خـدا عـلیـه السـلام اسـت و مـؤ یـد آن آیـه بـعـدى اسـت كه مى فرماید : انك لمن المـرسـلیـن كـه خـطـاب بـه شـخـص رسـول خـدا صـلى الله عـلیه و آله است یعنى از رسول اكرم قسم بقرآن محكم كه تو از رسولانى .
بـحـار الانـوار مـجـلد 7 ص 35 امـام صـادق عـلیـه السـلام فـرمـود : یـس اسـم رسول الله و الدلیل علیه قوله تعالى : انك لمن المرسلین .
و اءیـضـا از حـضـرت صـادق عـلیه السلام از پدران بزرگوارش از على بن ابیطالب ( عـلیـهـم السـلام ) در آیـه شـریـفـه كـه مـى فـرمـایـد سـلام عـلى آل یـس - صـافـات / 130 - فـرمـود سـلام بـر مـا آل مـحـمـد اسـت ، چـون مـراد بـكـلمـه یـس رسول خدا است.
در تفسیر صافى و تفسیر برهان از معانى الاءخبار از حضرت صادق علیه السلام روایت شـده كـه وقـتـى سـفـیـان ثـورى از آنـحـضـرت سـوال كـرد بـمـعـنـى قول خدا كه مى فرماید یس چیست ؟ فرمود : اسم من اءسماء النبى و معناه یـا ایـهـا السـامـع لوحـیـى و القرآن الحكیم انك لمن المرسلین یعنى یس اسمى است از اءسـمـاء پـیغمبر و معنى آن این است اى شنونده وحى من ، قسم بقرآن حكیم تو از مرسلین ( فرستادگان ) هستى .
و الذاریات - این جمله در ابتداى سوره 51 قرآن است و كلمه ذاریات جمع ذاریه از ذرو است كـه مـعنى اصلى آن باد و نسیمى است كه بوزد و خاك و ذرات را بلند و در فضا پراكنده سـازد و اصـل آن از ذروة بـمـعـنـاى ارتـفـاع و بـلنـدى اسـت . البـتـه آیـات چـهـارگـانـه اول این سوره كه با واو قسم افتتاح شده و بدان سوگند یاد میشود همگى این سوگندها در اثبات قیامت و وقوع آنست كه در آیات 5 و 6 آمده است . و اما ذكر این كلمه در ایـنـجـا كـه گفته میشود اى فرزند ذاریات كه منظور امیر المومنین (ع) و ولایت اوست از این نظر است كه چون در بعضى اخبار و روایات مصادیق بعضى از آیات این سوره را بر ولایت و روش اولیاى حق منطبق كرده لذا این جمله بدین صورت آمده است .
و دلیـل بـر آن روایـاتـى است كه ذیل بعضى از آیات این سوره در تفسیر قمى ذكر شده است :
ـ آیه 5 انما توعدون لصادق آنچه بدان تهدید و وعده داده شده اید صادق است . ابـوحـمـزه گـویـد شـنـیـدم كه در این آیه امام پنجم علیه السلام فرمود یعنى در امر على راست و صادق است .
ـ آیـه 6 و ان الذیـن لواقـع و مـحـققا دین واقع شدنى است - یعنى دین مساءله على علیه السلام است و على علیه السلام دین است .
3 
ـ آیه 7 و السماء ذات الحبك - سوگند باین آسمان آراسته - مراد از سماء پیغمبر است و على حبك است . و حبك بمعناى حسن و زینت و خوب و عادلانه است ، و در مجمع البحرین بـمـعـنـى راهـهـاى ستارگان در آسمان است . و تطبیق این كلمه نسبت به على علیه السلام باعتبار آنست كه آنحضرت راه و طریق هدایت است .
ـ آیـه 8 انكم لفى قول مختلف - كه البته شما در سخنان مختلف سرگردانید - یـعـنـى دربـاره عـلى اخـتـلاف كـرده ایـد كـه هـمان اختلاف در امر ولایت است ، پس كسى كه بـولایت او پایدار ماند وارد بهشت میشود ، و اءما كسى كه مخالفت كند وارد آتش ‍ میشود ، و در كـتاب كافى درباره این آیه از امام محمد باقر علیه السلام روایت شده كه فرمود : مختلف فى اءمر الولایة .
5 
ـ آیه 9 یوفك عنه من افك - هر كس از آن كناره گیرد منحرف خواهد شد ، یعنى هر كـس از ولایـت عـلى مـنـحـرف شـود از بـهـشـت مـنـحـرف شـده اسـت و در كـتـاب كـافـى در ذیـل حـدیـث امام محمد باقر علیه السلام فرمود : هر كس از ولایت على اعراض كند از بهشت اعراض نموده است .

برگرفته شده از کتاب شرحى بر دعاى ندبه، مرحوم حجة الاسلام و المسلمین سید محیى الدین العلوى طالقانى





نوع مطلب : شرحى بر دعاى ندبه، 
برچسب ها : شرحى بر دعاى ندبه،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 25 آبان 1396


( کل صفحات : 10 )    ...   3   4   5   6   7   8   9   ...   


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار وبلاگ نویسی

وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت

اخبار ایران:

اخبار جهان:

اخبار اقتصادی:

اخبار علمی

اخبار فناوری و اطلاعات

اخبار هنری:

اخباراجتماعی

اخبار ورزشی

--------------------------------------------------------------------------------------

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

--------------------------------------------------------------------------------------
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
-------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------- ساخت وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات