وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


@@@@@@@@@@@@

«به نام خداوند علیم و حكیم»

جهان آفرینش دارای رموز و معمّاهایی است كه انسان ها باید همیشه در جست و جوی آن باشند و هر یك از شگفتیهای این جهان دارای كلیدهایی است كه قفل این رموز را باز می كنند.

ما انسانها با تلاش و كوشش می توانیم توانایی آن را داشته باشیم که با كمی اندیشه همراه با عمل و با استفاده از شاه كلید اصلی یعنی «قرآن کریم» این كلیدها را از آن خود كنیم و به راز آفرینش دست پیدا كنیم.

زندگی بدون كاوش معنا ندارد و زمانی زندگی معنا پیدا می كند كه در آن رمزی وجود داشته با شد و همچنین فردی باشد كه در جست و جوی یافتن آن رمز باشد.

@@@@@@@@@@@@

قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :


مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ


هر که علم اولین و آخرین را میخواهد،

باید آن را در قرآن بجوید.


کنزالعمال ج1 ص548

مدیر وبلاگ :سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید






برچسبها

تدبّر در قرآن

برنامه بی کران-شبکه قرآن

استاد سیّد محمد صالح هاشمی گلپایگانی

مبدع طرح بینش مطهر و عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق (ع)


«قسمت پنجم-سوره اخلاص»


[http://www.aparat.com/v/uwgR5]


[http://www.aparat.com/v/uwgR5]




نوع مطلب : تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، تدبّر در قرآن/برنامه بی کران-شبکه قرآن/استاد هاشمی گلپایگانی (کلیپ)، 112-سوره اخلاص، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 30 اردیبهشت 1399

تفسیر سوره توحید

سیماى سوره توحید

برخى از اهل كتاب و مشركان، از پیامبر خواستند كه خدایت را براى ما معرفى كن؛ این سوره كه به منزله شناسنامه خداوند است، نازل شد و خداوند را از داشتن پدر و مادر یا فرزند و همسر و یا شبیه و شریك، پاك و منزه دانست.

این سوره شامل خالص ‏ترین عقاید توحیدى است، از این رو سوره توحید و اخلاص نام گرفته است.

در فضیلت این سوره، روایات بسیارى وارد شده است كه به برخى از آنها اشاره مى‏شود:[1]

در هر شبانه روز، لااقل یكبار این سوره را در نمازهاى خود بخوانید و پس از آن بگویید: «كذلك الله ربى: پروردگار من چنین است.»

به گفته روایات، این سوره در اهمیّت، به منزله یك سوم قرآن است. یك بار تلاوت آن، برابر تلاوت یك سوم قرآن و دوبار تلاوت آن، معادل دو سوم و سه بار تلاوت آن برابر تلاوت كل قرآن است.

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: سوره توحید مثل على بن ابى‏طالب است كه هر كس او را قلباً دوست دارد یك سوم ایمان را داراست و هر كس با قلب و زبان دوست بدارد دو سوم ایمان را دارد و هر كس با قلب و زبان و اطاعت در عمل، همراه او باشد ایمانش كامل است.

تلاوت این سوره به عنوان یكى از تعقیبات نماز به شمار آمده و در روایات مى‏خوانیم: هركس تلاوت آن را بعد از هر نماز ترك نكند، خداوند خیر دنیا و آخرت را به او مى‏دهد و او و والدین و فرزندانش را مى‏آمرزد.

امام سجاد علیه السلام فرمود: چون خداوند مى‏دانست كه در دوره آخر الزمان گروهى دقیق و عمیق خواهند آمد، سوره توحید و شش آیه اول سوره حدید را نازل فرمود.

تلاوت این سوره به شش سمت، سبب حفظ شدن انسان از خطرات و ایمن شدن از حوادث مى‏گردد.[2]

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏

به نام خداوند بخشنده مهربان‏

 

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ (1)

بگو: او خداوند یگانه است

 

نكته‏ ها:

كلمه‏ «اللَّهُ» از «وله» به معناى تحیّر است، یعنى آفریده‏ها از درك حقیقت او عاجز و در شناخت ذات او واله و متحیّرند. چنانكه امیر مؤمنان على علیه السلام مى‏فرمایند: معناى اللّه آن است كه او معبودى است كه آفریده‏ها در او حیرانند، زیرا او از درك دیدگان مستور و از دسترس افكار و عقول، محجوب است.[3]

میان كلمه «واحد» و «أَحَدٌ» تفاوت است. «واحد» در جایى به‏كار مى‏رود كه ثانى و ثالث براى آن فرض شود، بر خلاف «احد» كه در مورد یكتا و یگانه استعمال مى‏شود.

چنانكه اگر گفتى: یك نفر حریف او نیست، یعنى چند نفر حریف او مى‏شوند، اما اگر گفتى: احدى حریف او نیست، یعنى هیچ حریفى ندارد.

توحید، مرز میان ایمان و كفر است و ورود به قلعه ایمان بدون اقرار به توحید ممكن نیست. اولین سخن پیامبر كلمه توحید بود: «قولوا لا اله الا الله تفلحوا».

شعار توحیدى «لا اله الا الله» از سه حرف (الف، لام و ها) تركیب شده و ذكرى است كه در گفتنش حتى لب تكان نمى‏خورد ولى عملش تا اطاعت از رهبرى معصوم و جانشینان آنان ادامه دارد؛ زیرا شرط توحید طبق فرمایش امام رضا علیه السلام ایمان به امام معصوم و اطاعت از اوست.

در سفرى كه امام رضا علیه السلام با اجبار مأمون وادار به هجرت از مدینه به مرو شدند، در مسیر راه وقتى به نیشابور رسیدند، مردم دور آن حضرت جمع شدند و از ایشان هدیه و رهنمود خواستند.

امام رضا علیه السلام فرمود: پدرم از پدرش و او از اجدادش و آنان از پیامبر خدا نقل كردند كه خداوند فرموده است: «كلمة لا اله الا الله حصنى فمن دخل حصنى أمن من عذابى: توحید، قلعه من است و هر كس داخل این قلعه شود از قهر من در امان است.» آنگاه امام رضا علیه السلام فرمودند :

البتّه توحید شروطى دارد و من (كه امام حاضر هستم) شرط آن هستم، یعنى توحید بى‏ولایت پذیرفته نیست.

در زمان غیبت امام معصوم نیز، بنا بر فرمان خودشان باید به سراغ فقهاى عادلى كه از هوى و هوس دورند، برویم.

بنابراین توحید كامل، ایمان به یكتایى خداوند، دور كردن فكر و عمل از هر نوع شرك و پیروى از رهبران معصوم در زمان حضور و فقهاى عادل در زمان غیبت است.

حضرت على علیه السلام در نامه‏اى به فرزندش امام حسن علیه السلام مى‏نویسند : «لو كان لربك شریك لأتتك رسله» اگر پروردگارت شریكى داشت، او نیز پیامبرانى مى‏فرستاد تا مردم او را بشناسند و بندگى‏اش كنند.[4]

دلیل یكتایى او، هماهنگى میان آفریده‏هاست. چنانكه امام صادق علیه السلام «اتصال التدبیر» را نشانه یكتایى آفریدگار مى ‏شمارد.[5] هماهنگى میان خورشید و ماه و زمین و آب و باد و

خاك و كوه و دشت و دریا با یكدیگر و هماهنگى همه آنها با نیاز انسان، نشانه یكپارچگى تدبیر در نظام هستى است.

انسان اكسیژن مى‏گیرد و كربن پس مى‏دهد ولى گیاهان كربن مى‏گیرند و اكسیژن پس مى‏دهند. نیازهاى طفل با محبت والدین و خستگى روز با خواب شب تأمین مى‏شود. چشم كه از پى ساخته شده با آب شور حفظ مى‏شود و دهان كه راه ورودى غذا به معده است، با آب شیرین كه در هضم غذا مؤثر است، مرطوب مى‏شود.

در جنگ جمل، یك عرب صحرانشین درباره معناى توحید از حضرت على علیه السلام سؤال كرد.

دیگر رزمندگان از او ناراحت شدند كه این چه سؤال نابجایى است، امّا آن حضرت فرمود:

جنگ ما براى توحید است و آنگاه معناى صحیح توحید را براى او بیان فرمود.[6]

خداوند، نه فقط در ذات، بلكه در صفات نیز یكتاست. او مثل ما نیست كه صفاتش از ذاتش جدا باشد. ما علم و قدرت داریم ولى در كودكى نداشتیم و در پیرى نیز از دست مى‏دهیم.

خداوند علم و قدرت دارد ولى این صفات براى او پیدا نشده، بلكه همراه ذات او بوده است، چنانكه صفتِ مخلوق بودن، عاجز بودن و فقیر بودن هیچ گاه از ما جدا نبوده و جدا نخواهد شد.

 

پیام ‏ها:

1- پیامبران امین وحى‏اند؛ خدا به پیامبر فرمود : قُلْ‏...او نیز مى‏گوید : قُلْ‏...

2- خداوند، در عین حضور، از دیدگان غایب است و قابل مشاهده نیست. «هُوَ» (اهل توحید عقیده دارند كه‏ «لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ یُدْرِكُ الْأَبْصارَ»[7] چشم‏ها او را درك نمى‏كند ولى او چشم‏ها را درمى‏یابد.)

3- به سؤالات اعتقادى باید پاسخ داد. قُلْ هُوَ اللَّهُ...

4- عقاید حق را باید به دیگران اعلام كرد. قُلْ هُوَ اللَّهُ‏...

5- خداوند در همه چیز یكتاست. در ذات و صفات، در علم و قدرت و حیات و حكمت، در آفرینش و هستى بخشى. «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ»

 



«ادامه مطلب»


نوع مطلب : 112-سوره اخلاص، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1399


اسرار اینكه نماز دو ركعت چرا با چهار سجده مى‏ باشد؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 32-مطلب شماره 259


حدیث (1)

محمّد بن على ماجیلویه، از عمویش محمّد بن ابى القاسم، از محمّد بن على كوفى، از صباح حذاء، از اسحاق بن عمّار، وى مى‏ گوید: از حضرت ابى الحسن موسى بن جعفر علیهما السّلام پرسیدم:

چگونه نماز یك ركعت با دو سجده گردیده است و چگونه با دو سجده دو ركعت خوانده نمى‏ شود؟

حضرت فرمودند : 

حال كه از مطلبى جویا شدى دل را از اوهام و خیالات خالى كن تا آنچه برایت مى‏ گویم را بفهمى، اوّلین نمازى را كه رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلم خواند در آسمان مقابل حق تبارك و تعالى و در جلو عرش الهى بجا آوردند و شرح آن این است كه : 

وقتى آن سرور را سیر داده و به آسمان بردند (سفر معراج) و حضرتش به عرش بارى تعالى رسید، حق تعالى تجلّى نمود و رسول گرامى با دیدگان خود جلوه حق جلّت عظمته را دید، حق تعالى فرمود: اى محمّد نزدیك صاد[1] شو و مساجد (مواضعى كه در سجود روى زمین قرار میگیرد) خود را بشوى و طاهر نما و سپس براى پروردگارت نماز كن.

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلم به مكانى كه خدا امر به او فرموده بود نزدیك شد و از آن وضوء شادابى گرفت سپس رو به جبّار تبارك و تعالى ایستاد، حق تعالى امر فرمود كه تكبیر افتتاح نماز را بگوید، حضرت گفت، حق تعالى فرمود: اى محمّد بخوان:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ * الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ * الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ * مَالِكِ

 یَوْمِ الدِّینِ * إِیَّاكَ نَعْبُدُ وإِیَّاكَ نَسْتَعِینُ * اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِیمَ * صِرَاطَ الَّذِینَ أَنعَمتَ عَلَیهِمْ غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِمْ وَلاَ الضَّالِّینَ

﴿حمد/7-1﴾ 1

حضرت سوره را تا آخر خواندند بعد حق تعالى امر نمود كه اوصاف او را قرائت نماید به این نحو :

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ، قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿اخلاص/1﴾ 604

به اینجا كه رسید حق كلام را قطع نمود، پس رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلم گفت: 

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿اخلاص/2-1﴾ 604

سپس حق تعالى فرمود: بگو : 

لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ وَ لَمْ یَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ ﴿اخلاص/4-3﴾ 604

و سخن را قطع نمود، رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله سه مرتبه گفت: كذلك اللَّه ربى.


و وقتى حضرت این جمله را تمام كرد حق تعالى فرمود: اى محمّد براى پروردگارت ركوع كن، پس حضرت ركوع نمود و در آن حال سه مرتبه گفت: سبحان ربّى العظیم و بحمده، سپس پروردگار فرمود: اى محمّد سر خود را بردار، حضرت سر برداشت و در مقابل حق عزّوجل ایستاد، پس خداوند فرمود: اى محمّد براى پروردگارت سجده كن، پس رسول خدا به سجده رفت، حق فرمود: بگو : سبحان ربّى الاعلى و بحمده، حضرت این ذكر را سه مرتبه گفت، پس حق تعالى فرمود اى محمّد آرام بنشین، حضرت آرام نشست و متذكر جلال و عظمت پروردگاریش گردید پس بدون اینكه حق تعالى او را امر نماید به سجده دیگر، به سجده رفت و در آن سه مرتبه ذكر سجود را گفت، پس خطاب آمد كه بایست، پس ایستاد و آن عظمتى را كه دیده بود دیگر ندید، بارى حق تعالى فرمود: بخوان و بجا آور همان طورى كه در ركعت اوّل خواندى و بجا آوردى، پس حضرت مانند ركعت اوّل، ركعت دیگر بجا آورد و سپس یك سجده انجام داد و وقتى سر از آن برداشت متذكر جلالت پروردگار تبارك و تعالى گردید، پس بدون این كه حق تعالى به او امر كند، حضرت از نزد خود به سجده رفت و در آن تسبیح حق تعالى را گفت و پس از آن حق تعالى به او گفت: سر را بردار كه خدا تو را ثابت بدارد.

و این عبارت را بگو:

أشهد أن لا اله الّا اللَّه و أنّ محمّدا رسول اللَّه و أَنَّ السَّاعَةَ آتِیَةٌ لا رَیْبَ فِیها وَ أَنَّ اللَّهَ یَبْعَثُ مَنْ فِی الْقُبُورِ، اللّهمّ صلّ على محمّد و آله محمّد و ارحم محمّدا و آل محمّد كما صلّیت و باركت و ترحّمت و مننت على ابراهیم و آل ابراهیم إنّك حمید مجید، اللّهمّ تقبّل شفاعته فی امّته و ارفع درجته.

حضرت این عبارات را اداء نمود، سپس حق تعالى فرمود: یا محمّد رو به قبله نما و به طرف قبله سلام بده پس حضرت به طرف قبله به پروردگار تبارك و تعالى سلام داد و گفت:

 السّلام علیك، جبّار جلّ جلاله در جواب فرمود: و علیك السلام یا محمّد، بنعمتى قوّیتك على طاعتى و بعصمتى ایّاك اتّخذتك نبیّا و حبیبا.

سپس حضرت ابى الحسن علیه السّلام فرمود: نمازى كه پیامبر مأمور به خواندنش شدند دو ركعت با دو سجده بود منتهى آن سرور در هر ركعت دو سجده نمود و جهتش همان بود كه به تو خبر داده و گفتم وقتى حضرت متذكّر عظمت پروردگارش گردید دوباره‏ سجده نمود و پس از صدور آن از رسول گرامى حق تعالى آن را در نماز فرض و واجب گرداند.

عمّار مى‏ گوید: عرض كردم فدایت شوم: «صاد» ى كه حق تعالى امر فرمود رسولش مواضع وضوء را از آن بشوید چیست؟

حضرت فرمودند: چشمه ‏اى است كه از شكافتن ركنى از اركان عرش جارى گشته بود و به آن آب حیات گفته مى‏شود و این همان است كه حق تعالى در قرآن یاد كرده و فرموده:


ص وَ الْقُرْآنِ ذِی الذِّكْرِ ﴿ص/1﴾ 453


خدا پیامبرش را مأمور ساخت از چشمه صاد وضوء بگیرد و سپس قرائت حمد نموده و نماز بخواند.

حضرت فرمودند: تأویلش آن است كه: اللّهمّ انّك منها خلقتنى (بار خدا تو مرا از زمین آفریدى) و سر خود را كه از سجده برمى ‏دارى یعنى و منها اخرجتنا (و از زمین ما را بیرون راندى).

و به سجده دوّم كه مى‏ روى معنایش این است كه: و الیها تعیدنا (یعنى ما را بسوى زمین عود خواهى داد) و سر كه از سجده دوّم بر مى‏ دارى یعنى: و منها تخرجنا تارة اخرى (و بار دیگر ما را از آن اخراج مى‏ نمایى) آن مرد عرض كرد:

 اینكه در تشهد پاى راست را بلند كرده و روی پای چپ مى‏ اندازیم، معنایش چیست؟

حضرت فرمودند: تأویلش این است كه: 

اللّهم امت الباطل و اقم الحق 

بار خدایا باطل را نابود و حق را سر پا بدار.


ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

(1)- از امام صادق علیه السّلام پرسیدند: صاد چیست؟ حضرت فرمودند: چشمه‏ اى است زیر ركنى از اركان عرش كه خداوند متعال آن را براى محمّد صلّى اللَّه علیه و آله و سلم آماده كرده بود.





نوع مطلب : 01-06، 451-456، 601-604، 01-سوره حــمــد، 38-سوره ص، 112-سوره اخلاص، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، اســـــــــــــــــــــــرار نماز، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 30 تیر 1397







 اسرار وضوء و اذان و نماز


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب یکم-مطلب شماره 231


حدیث (1)

شیخ فقیه ابو جعفر محمّد بن على بن الحسین بن موسى بن بابویه قمى مصنّف این كتاب مى‏ گوید:

پدرم و محمّد بن الحسن بن احمد بن الولید رضى اللَّه عنهما از سعد بن عبد اللَّه از محمّد بن عیسى بن عبید، از محمّد بن ابى عمیر و محمّد بن سنان از صباح سدى و سدیر صیرفى‏[1] و محمّد بن نعمان مؤمن طاق‏[2] و عمر بن اذینه، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام و محمّد بن الحسن بن احمد بن ولید رضى اللَّه عنه از محمّد بن الحسن الصفّار و سعد بن عبد اللَّه از محمّد بن الحسین بن ابى الخطاب و یعقوب بن یزید و محمّد بن عیسى، از عبد اللَّه بن جبله، از صباح مزنى و سدیر صیرفى و محمّد بن نعمان احول و عمر بن اذینه، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، این چهار نفر محضر مبارك امام صادق علیه السّلام حاضر شدند، حضرت فرمودند:

اى عمر بن اذینه، نظرت در باره اذانى كه این گروه ناصبى ‏ها مى‏ گویند و نمازى كه مى‏ خوانند چیست؟

عرض كرد: فدایت شوم: ایشان مى‏ گویند: ابى بن كعب انصارى خدا را در خواب دیده و او این كیفیت را به ایشان تعلیم نموده.

حضرت فرمودند: به خدا سوگند دروغ مى‏ گویند، خداوند تبارك و تعالى منزّه ‏تر از آن است كه در خواب دیده شود.

و نیز فرمودند: خداوند عزیز جبّار نبىّ اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلم را هفت بار به آسمان عروج داد در مرتبه اوّل بركت و توسعه بر او داد و در بار دوّم فرائض را بر او تعلیم فرمود و در دفعه سوّم خداوند عزیز جبّار محملى از نور كه در آن چهل نوع از انواع نور بود بر وى نازل فرمود این نورها اطراف عرش خداوند تبارك و تعالى مى ‏گردیدند و دیدگان ناظرین را از فرط روشنایى مى ‏پوشاندند.

یكى از این نورها زرد بود كه رنگ زردى ناشى از آن است و یكى دیگر از آنها قرمز بود كه رنگ قرمزى از آن پدید آمد و دیگرى سفید بود كه سفیدى اشیاء از آن به وجود آمده و باقى نورها به عدد سایر انوار و الوانى است كه حق تعالى آفریده.

در این محمل حلقه ‏ها و زنجیرهایى از نقره بود بارى حضرت بر آن محمل نشسته و به آسمان دنیا عروج كردند فرشتگان به اطراف و اكناف آسمان پراكنده شدند و سپس به سجده افتاده و گفتند:

سبّوح، قدّوس ربّنا و ربّ الملائكه و الرّوح بعد اضافه كردند: چقدر این نور شبیه به نور پروردگار ما است!! پس از این كلام، جبرئیل علیه السّلام براى نفى تشبیهى كه از كلام آنها استفاده مى‏ شود فرمود:

اللّه اكبر یعنى خدا بزرگ‏تر است از این كه احدى به او شبیه باشد.

فرشتگان ساكت شدند و درب‏ هاى آسمان گشوده شد و فرشتگان اجتماع نمودند سپس محضر مبارك نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلم مشرّف شده و فوج فوج جلو آمده و به آن سرور سلام نمودند بعد عرضه داشتند یا محمّد، برادرت چطور است؟

حضرت فرمودند: خوب مى‏ باشد.

عرض كردند: وقتى به او رسیدى از طرف ما به او سلام نما.

نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلم فرمودند: آیا او را مى‏ شناسید؟

عرضه داشتند: چگونه او را نشناسیم و حال آنكه حق تعالى پیمان تو و او را از ما گرفته و ما بر تو و او صلوات فرستاده و طلب رحمت مى‏ كنیم سپس چهل نوع از انواع نورها كه هیچ شباهتى به نور اوّل نداشتند را حق تعالى به آنها افزود و به حلقه ‏ها و زنجیرهاى محمل نیز اضافه فرمود سپس حق تعالى آن حضرت را به آسمان دوّم عروج داد، زمانى كه آن جناب نزدیك درب آسمان رسید فرشتگان به اطراف آسمان پراكنده شده و به سجده افتاده و گفتند:

سبّوح، قدّوس، ربّ الملائكة و الرّوح، سپس افزودند: چقدر این نور شبیه به نور پروردگار ما است!! جبرئیل علیه السّلام گفت: اشهد ان لا اله الّا اللَّه، اشهد ان لا اله الّا اللَّه، پس از آن فرشتگان اجتماع كرده و درب ‏هاى آسمان گشوده شد و گفتند:

اى جبرئیل، این كیست كه با تو مى ‏باشد؟

جبرئیل فرمود: این حضرت محمّد صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم است.

فرشتگان گفتند: آیا مبعوث شده است؟

جبرئیل فرمود: بلى.

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلم فرمودند: فرشتگان به سرعت به طرف من آمده و سلام كرده و گفتند: به برادرت سلام ما را برسان.

حضرت مى‏ فرمایند: به ایشان گفتم: آیا او را مى‏ شناسید؟

گفتند: آرى، چگونه آن حضرت را نشناسیم و حال آنكه خداوند پیمان شما و او و شیعه او را تا روز قیامت از ما گرفته است و ما در هر روز پنج بار (مقصود در هر یك از اوقات نماز مى ‏باشد) به صورت‏ هاى شیعیان آن حضرت نظر مى ‏افكنیم.

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلم فرمودند: سپس پروردگارم چهل نوع از انواع نور را برایم افزود كه اصلا به انوار اوّلى شباهت نداشتند چنانچه حلقه‏ ها و زنجیرهاى دیگرى بر آنچه قبلا یاد شد افزود.

سپس مرا به آسمان سوّم عروج داد، فرشتگان این آسمان به اطراف پراكنده شده و به سجده افتاده و گفتند: سبّوح، قدّوس، ربّ الملائكة و الرّوح، سپس اضافه كردند:

این چه نورى است كه شبیه نور پروردگارمان است، جبرئیل پس از استماع این كلام گفت:

اشهد انّ محمّدا رسول اللَّه، اشهد انّ محمّدا رسول اللَّه، فرشتگان اجتماع كرده و درب ‏هاى آسمان گشوده شد فرشتگان گفتند: آفرین به اوّل و ابتدائت از حیث خلقت و رتبه و آفرین به پایانت از جهت ظهور و بعثت و آفرین به كسى كه زمان امّتش متّصل به حشر است و آفرین به كسى كه پیش از خلق خلائق آفریده شد و تمام حساب ها با او است یعنى محمّد خاتم النبیین و على خیر الوصیین.

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلم فرمودند: به من سلام كرده و از برادرم على علیه السّلام پرسیدند؟

گفتم: او در زمین خلیفه و جانشین من است، مگر او را مى ‏شناسید؟

گفتند: آرى، چگونه او را نشناسیم و حال آنكه در هر سال یك بار بیت المعمور را زیارت كرده و بر روى آن جلد و پارچه نازك سفیدى است كه اسم محمّد صلّى اللَّه علیه و آله و سلم و على و حسن و حسین و ائمه و شیعیان تا روز قیامت نوشته شده و ما با دستهایمان بر سرهاى ایشان كشیده و تبرك مى‏جوییم.

سپس پروردگارم چهل نوع از انواع نور كه با هیچ یك از انوار اوّل شبیه نبود برایم‏

افزود و حلقه‏ ها و زنجیرها را نیز اضافه كرد.

سپس مرا به آسمان چهارم عروج داد در این آسمان فرشتگان هیچ نگفتند و صدایى شنیدم از ایشان كه گویا در سینه‏ ها حبس بود، بارى آنها اجتماع كرده و درب‏ هاى آسمان گشوده شد و به سرعت به طرف من شتافتند، جبرئیل علیه السّلام گفت:

حىّ على الصّلوة، حىّ على الصّلوة، حىّ على الفلاح، حىّ على الفلاح.

پس از او فرشتگان با دو آواز مقرون به هم گفتند: بمحمّد تقوم الصّلوة (به حضرت ختمى مرتبت نماز قائم است) و بعلىّ الفلاح (یعنى به حضرت علوى صلوات اللَّه علیه رستگارى وابسته است).

جبرئیل فرمود: قد قامت الصّلوة، قد قامت الصّلوة.

فرشتگان گفتند: نماز تعلق دارد به شیعیان على علیه السّلام كه تا روز قیامت آن را بپا مى‏ دارند.

سپس فرشتگان اجتماع كرده و به نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلم عرض كردند: برادرت را كجا گذاردى و چطور مى ‏باشد؟

حضرت به ایشان فرمود: آیا او را مى ‏شناسید؟

عرضه داشتند: آرى او و شیعیانش را مى‏ شناسیم، او (یعنى على علیه السّلام) نورى است كه اطراف عرش خدا مى‏ باشد و در بیت المعمور پارچه و جلد رقیق و نازكى از نور هست كه با خط نور در آن نام محمّد و على و حسن و حسین و ائمه و شیعیانشان بدون این كه نام یكى از ایشان كم یا زیاد شده باشد نوشته شده است، میثاق و پیمان حضرتش را از ما گرفته‏ اند و در هر روز جمعه بر ما قرائتش مى‏ نمایند، پس من به سجده شكر افتادم.

حق تعالى فرمود: اى محمّد سر خود را بالا كن.

من سر بالا نمودم، طبقات آسمان را دیدم كه از هم شكافته و پرده ‏ها برداشته شده است، سپس به من فرمود:

سر پایین كن و ببین چه مى‏بینى.

من سرم را پایین كرده نظرم به بیت و حرم شما افتاد كه مانند بیت المأمورى كه در آن بودم مى ‏باشد، بیت المأمور دقیقا مقابل بیت و حرم شما قرار داشت بطورى كه اگر من چیزى را از دستم مى‏ انداختم در حرم و بیت مى ‏افتاد بارى حق تعالى به من فرمود: اى محمّد! این حرم است و تو حرام مى ‏باشى، یعنى احترام بیت به خاطر حرمت تو است و براى هر مثلى، مثالى مى‏ باشد یعنى هر چیزى در زمین مثالى در آسمان دارد، پس از آن به من فرمود: اى محمّد، دستت را دراز كن پس برخورد مى‏ كنى با آبى كه از طرف راست عرش جارى است، پس آب فرو ریخت و من با دست راست با آن برخورد نمودم فلذا است كه اوّلین فعل در وضوء برداشتن آب با دست راست مى ‏باشد، سپس پروردگارم فرمود:

آب را بگیر و با آن صورتت را بشوى (امام صادق علیه السّلام فرمود: البته حق تعالى شستن صورت را در وضوء همان جا به پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله تعلیم فرمود) زیرا تو مى‏ خواهى با این دو دستت با كلام من مواجه شوى.

سپس با رطوبت زیادى در دو دستت سر و پای خود را تا روى برآمدگى پاها مسح كن امام صادق علیه السّلام فرمود: البته حق تعالى مسح سر و پاها را همان جا به پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله تعلیم نمود و فرمود:

من مى‏ خواهم كه تو سرت را مسح كنى و باقى بدارمت و امّا مسح بر پاهایت، به خاطر آن است كه میخواهم قدم‏هایت را جایى بگذارم كه نه پیش از تو و نه بعد از تو كسى آن جا قدم نگذاشته و نخواهد گذاشت.

تا اینجا حدیث علّت وضوء و اذان را شرح و توضیح داد.

سپس حقّ عزّ و جل فرمود: اى محمّد رو به حجر الاسود كه در مقابلم هست نما و به عدد حجاب هایم (تعداد آنها هفت تا است) مرا با گفتن تكبیر به بزرگى یاد نما و از اینجاست كه تكبیرات افتتاحیه هفت تا است چه آنكه حجاب ها همانطورى كه اشاره شد هفت تا مى‏باشند و پس از انقطاع حجب قرائت را شروع نما و از اینجا است كه افتتاح سنّت شده و حجبى كه طبق طبق روى هم قرار گرفته ‏اند سه تا بوده به عدد نورى كه بر محمّد صلّى اللَّه علیه و آله نازل گردید، یعنى سه مرتبه از این رو افتتاح سه مرتبه بوده و تكبیر هفت مرتبه مى‏ باشد.

و وقتى از تكبیر و افتتاح فارغ شده خداوند عزّ و جل فرمود: آلان به من رسیدى پس اسم مرا یاد كن: حضرت فرمود: بسم اللَّه الرحمن الرحیم و به همین خاطر در اوّل هر سوره گفتن‏ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏ مشروع گردید سپس حق تعالى به آن حضرت فرمود: مرا ستایش كن.

حضرت عرضه داشت: الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ‏ نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله در نفس خود پس از تحمید عرضه داشت: شكرا.

بلافاصله حق تعالى فرمود:

اى محمّد، حمد و ستایش مرا با گفتن (شكرا) قطع كردى پس دوباره اسم مرا ببر و به همین خاطر در سوره حمد عبارت‏ «الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» دو مرتبه گفته مى ‏شود و وقتى به «و لا الضّالّین» رسید نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و آله فرمود: الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ‏ شكرا (یعنى در مقام شكر این عبارت را فرمود) خداى عزیز جبار فرمود:

ذكر مرا قطع كردى پس اسمم را یاد كن.

پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله فرمودند: بسم اللَّه الرحمن الرحیم و به خاطر همین بعد از حمد ابتداء سوره بعدى گفتن بسم اللَّه الرحمن الرحیم مشروع گردید، پس از آن حق تعالى به حضرت فرمود: بخوان: قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ تا آخر به همان نحوى كه نازل گردیده چه آنكه این سوره نسبت و نعت و اوصاف مرا بیان مى‏ كند.

سپس دو دستت را پایین آور و بر دو كاسه زانوهایت قرار بده و پس از آن به عرش من بنگر.

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله مى‏ فرماید: به بزرگى عرش نگریستم روحم طیران كرد و حالت غش بر من عارض شد پس الحام شدم به این كه بگویم: سبحان ربى العظیم و بحمده، به خاطر آن عظمتى كه دیده بودم، بارى وقتى این كلام را گفتم حالت غش از من بطرف شد تا جایى كه آن را هفت بار گفتم (البته نسبت به هفت بار نیز الحام شدم) بارى به نفس و روحم مراجعه نموده و همانطورى كه قبلا بودم، گردیدم و به همین جهت گفتن سبحان ربى العظیم و بحمده در ركوع مشروع گردید، بعد حق عزّ و جل فرمود: سر را بردار من سر برداشتم نظرم به چیزى افتاد كه عقل از سرم پرید پس بلافاصله با صورت و دو دست به زمین رفته و الحام شدم كه بگویم: سبحان ربى الاعلى و بحمده و این به خاطر علو و بلندى چیزى بود كه دیدم: ذكر مزبور را هفت بار گفتم و هر بار كه مى ‏گفتم اندكى به حال آمده و حالت غش از من دور مى‏ شد بارى پس از اتمام هفت بار نشستم، پس در سجود گفتن: سبحان ربى الاعلى و بحمده و نیز نشستن بین دو سجده كه حضرت آن را به منظور استراحت از غش و علو و بزرگى آنچه دیده بودند انجام دادند مشروع گردید.

سپس پروردگارم به من الهام فرمود و خواست كه سر را بالا كنم، پس سر را بالا كرده و آن علو و بلندمرتبگى را كه دیدم حالت غش به من دست داد پس به رو افتاده و صورت و دستهایم را رو به زمین قرار داده و گفتم سبحان ربى الاعلى و بحمده، این ذكر را هفت بار گفتم و سپس سر را بلند كرده و پیش از آنكه بایستم نشستم تا دو باره به علو و بلندمرتبگى حضرتش نظر افكنم، و به خاطر همین دو سجده در یك ركعت قرار گردید و نیز به همین جهت نشستن خفیف پیش از برخاستن مشروع شد بارى پس از آن ایستادم، حق عزّ و جل فرمود: یا محمّد سوره حمد را بخوان، پس آن را به همان نحوى كه اوّل خوانده بودم، خواندم، پس از آن فرمود: بخوان: إِنَّا أَنْزَلْناهُ‏... زیرا این سوره نسبت تو و اهل بیت تو تا روز قیامت را بیان مى‏ كند، پس از آن به ركوع رفتم و در ركوع و سجودش همان ذكرهایى را كه اوّل گفته بودم، گفتم و پس از آن خواستم كه برخیزم پروردگار متعال فرمود: اى محمّد نعمت‏هایى كه به تو دادم را به یاد آور و اسم مرا ببر حق تبارك و تعالى به من الهام نمود كه بگویم: بسم اللَّه، لا اله الّا اللَّه، و الاسماء الحسنى كلّها للَّه.

پس به من فرمود: یا محمّد بعد از این درود بر خود و اهل بیتت بفرست.

من گفتم: صلّى اللَّه علىّ و على اهل بیتى، و خداوند هم خواسته مرا انجام داد یعنی رحمت بر من و اهل بیتم فرستاد سپس ملتفت شدم خود را در صفوف فرشتگان و انبیاء یافتم، پروردگارم فرمود: یا محمّد، سلام بده گفتم: السّلام علیكم و رحمة اللَّه و بركاته.

حق تعالى فرمود: اى محمّد من محققا سلام و تحیّت بوده و رحمت و بركات تو و ذریّه تو مى‏ باشد، پس از آن امر فرمود كه به سمت چپ توجه نكنم.

و اوّلین سوره‏اى كه بعد از قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ شنیدم، إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ بود، بارى به خاطر آنچه گفته شد سلام را یك بار مى ‏دهند و در آن حال صورت باید به طرف قبله باشد و نیز به جهت آنچه ذكر شد تسبیح و در ركوع و سجود به عنوان شكر بجا آورده مى ‏شود.

و امّا «سمع اللَّه لمن حمده» گفتم آن به خاطر این جهت مشروع گردید كه نبیّ اكرم صلّى اللَّه علیه و آله فرمودند از ركوع كه سر برداشتم صداى ضجّه و ناله فرشتگان را شنیدم، گفتم: سمع اللَّه لمن حمده بالتسبیح و التهلیل و به جهت كلّ آنچه بیان داشتیم است كه هر گاه در دو ركعت اوّل و دوّم نماز حدثى حادث شود و خللى اتّفاق بیفتد مصلّى باید نمازش را اعاده كند و این دو ركعت فرض اوّل محسوب مى‏ شود و آن در وقت زوال یعنى نماز ظهر واجب گردید.


ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1]به فرموده ممقانى در رجال وى حسن مى ‏باشد.

[2]محمّد بن نعمان بجلى احول، ابو جعفر شاه الطّاق، مخالفین او را ملقب به شیطان الطّاق نموده و شیعه او را مؤمن طاق مى‏ گویند، وى از اصحاب حضرت امام صادق علیه السّلام است، متكلم و حاذق و حاضر الجواب بوده و ثقه مى ‏باشد.






نوع مطلب : 01-06، 01-سوره حــمــد، 112-سوره اخلاص، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، اســـــــــــــــــــــــرار نماز، 601-604، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 23 تیر 1397





موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار وبلاگ نویسی

وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت

اخبار ایران:

اخبار جهان:

اخبار اقتصادی:

اخبار علمی

اخبار فناوری و اطلاعات

اخبار هنری:

اخباراجتماعی

اخبار ورزشی

--------------------------------------------------------------------------------------

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

--------------------------------------------------------------------------------------
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
-------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------- ساخت وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic