وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


@@@@@@@@@@@@

«به نام خداوند علیم و حكیم»

جهان آفرینش دارای رموز و معمّاهایی است كه انسان ها باید همیشه در جست و جوی آن باشند و هر یك از شگفتیهای این جهان دارای كلیدهایی است كه قفل این رموز را باز می كنند.

ما انسانها با تلاش و كوشش می توانیم توانایی آن را داشته باشیم که با كمی اندیشه همراه با عمل و با استفاده از شاه كلید اصلی یعنی «قرآن کریم» این كلیدها را از آن خود كنیم و به راز آفرینش دست پیدا كنیم.

زندگی بدون كاوش معنا ندارد و زمانی زندگی معنا پیدا می كند كه در آن رمزی وجود داشته با شد و همچنین فردی باشد كه در جست و جوی یافتن آن رمز باشد.

@@@@@@@@@@@@

قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :


مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ


هر که علم اولین و آخرین را میخواهد،

باید آن را در قرآن بجوید.


کنزالعمال ج1 ص548

مدیر وبلاگ :سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید






برچسبها



تفسیر آیات 4-1 سوره لیل

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

وَاللَّیْلِ إِذا یَغْشی«1» وَالنَّهارِ إِذا تَجَلّی«2» وَ ما خَلَقَ الذَّکَرَ وَ الْأُنْثی«3» 

إِنَّ سَعْیَکُمْ لَشَتّی«4» ﴿لیل/4-1﴾ 595

به نام خداوند بخشنده مهربان

به شب سوگند،آنگاه که(زمین را در پرده سیاه) فرو پوشاند. (1) به روز سوگند،آنگاه که روشن شود. (2) سوگند به آنکس که نر و ماده را آفرید.(3) همانا تلاش های شما پراکنده است. (4)

 

نکته ها :

*در حدیث می خوانیم :

خداوند به هر چه از مخلوقاتش که بخواهد، حق دارد سوگند یاد کند ولی مردم باید تنها به خدا سوگند یاد نمایند.[1]

*«شَتّی» جمع «شتیت» به معنای متفرّق است.

سوگند، تنها برای تفاوت سعی ها نیست، زیرا که این تفاوت بر همه روشن است، بلکه سوگند به خاطر نتایج و آثار متفاوت کارها است.

*سایه شب یک نعمت بزرگ است که در آن تعدیل حرارت، آسایش جسم، آرامش روح و نیایش های خالصانه انجام می گیرد.

 

پیام ها :

1- زمان، امری مقدّس و قابل سوگند است.

«وَاللَّیْلِ إِذا یَغْشی»

2- هم به نشانه های آفاقی توجه کنید، وَاللَّیْلِ... وَ النَّهارِ هم به نشانه های انفسی.

«وَ ما خَلَقَ الذَّکَرَ وَ الْأُنْثی»

3- نظام زوجیّت در حیوان و انسان، نشانه قدرت و حکمت خداوند است. «ما خَلَقَ الذَّکَرَ وَ الْأُنْثی»

4- تفاوت مهر یا قهر خداوند حکیمانه و عادلانه است نه گزاف، زیرا تلاشهای شما انسانها گوناگون است. «إِنَّ سَعْیَکُمْ لَشَتّی»

 

[1] - تفسیر نورالثقلین.






نوع مطلب : 92-سوره لیل، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 595-600، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط : «قسمت بـعــدی»،
          
شنبه 27 اردیبهشت 1399


تفسیر آیات 11-5 سوره لیل

فَأَمّا مَنْ أَعْطی وَ اتَّقی«5» وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنی«6» فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْری«7» وَ أَمّا مَنْ بَخِلَ وَ اسْتَغْنی«8» وَ کَذَّبَ بِالْحُسْنی«9» فَسَنُیَسِّرُهُ 

لِلْعُسْری«10» وَ ما یُغْنِی عَنْهُ مالُهُ إِذا تَرَدّی«11» ﴿لیل/11-5﴾ 595

امّا آن که انفاق کرد و پروا داشت (5) و پاداش نیک (روز جزا) را تصدیق کرد. (6) به زودی ما او را برای پیمودن بهترین راه آماده خواهیم کرد. (7) ولی آنکه بخل ورزید و خود را بی نیاز پنداشت. (8) و پاداش نیک (روز جزا) را تکذیب نمود. (9) پس او را به پیمودن دشوارترین راه خواهیم انداخت(10)و چون هلاک شد،دارایی اش برای او کارساز نخواهد بود(11)

 

نکته ها :

*شاید مراد از عطای همراه با تقوا، این باشد که عطا با نیّت خالص و بدون منت، آن هم از مال حلال و در مسیر خدا باشد که تمام این امور در کلمه تقوا جمع است. «أَعْطی وَ اتَّقی»

*اگر خداوند برای برخی راه خیر را باز می کند، «فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْری» و برای برخی راه شر را «فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْری» به خاطر تفاوت تلاش خود انسان ها است. «إِنَّ سَعْیَکُمْ لَشَتّی»

*در خانه شخصی ثروتمند درختی بود که کودکان همسایه هنگامی که میوه آن درخت به زمین می ریخت، آن را برگرفته و می خوردند ولی صاحب درخت، میوه را از دهان اطفال میگرفت.

پدر اطفال مسئله را به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله گزارش داد.

حضرت نزد صاحب خانه رفته و پیشنهاد کردند درخت را در برابر درختی در بهشت به من بفروش.

آن مرد جواب رد به پیامبر داد و گفت : دنیای نقد را به آخرت نسیه نمی فروشم.

پیامبر برگشت.

یکی از یاران پرسید : آیا اگر من آن درخت را بگیرم و با من نیز چنین معامله ای می کنید؟ حضرت فرمودند : آری.

آن شخص توانست با بهایی چندین و چند برابر، درخت را خریداری کند و در اختیار پیامبر گذارد.

آن حضرت به نزد آن خانواده فقیر آمده و درخت را به آنها بخشید.

در این هنگام آیات این سوره نازل شد[2]

فَأَمّا مَنْ أَعْطی وَ اتَّقی وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنی...

*هر کس گام اول سخاوت را بر اساس ایمان به معاد و تقوا بردارد، خدا ظرفیّت و شرایط روحی او را برای کارها هموار می کند و روح او را با کار خیر مأنوس می گرداند، تجربه و تعقّل و کاردانی او را بالا می برد، الهام و ابتکار به او می دهد، پذیرش مردمی و اجتماعی او را زیاد می کند و راه های جدیدی را برای کار خیر پیش پای او میگذارد که همه اینها مصداق «فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْری» است.

*نکته لطیف آن است که قرآن می فرماید :

او را برای آسان ترین راه آماده می کنیم «فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْری» و نفرمود : کار را برای او آسان می کنیم. «فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْرَى» و فرق است میان آنکه انسان روان باشد یا کارش روان باشد.

انسان می تواند با توکل و دعا و اتصّال به قدرت بی نهایت آسان دارای چنان سکینه و سعه صدر شود که هر کاری را به راحتی بپذیرد و انجام هر کار خیر برای او آسان باشد.

*در تاریخ کربلا می خوانیم :

همین که زینب کبری بدن قطعه قطعه امام حسین علیه السلام را دید گفت : «ربنا تقبل منا هذا القلیل» پروردگارا این شهید در نزد عظمت تو کوچک است او را بپذیر! آری ایمان و تقوا انسان را در برابر هر حادثه بیمه کرده و کار روان و آسان میکند.«فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْری»

*مراد از کلمه«یُسری» و «عُسری» که در قالب مؤنث آمده است، کارها یا راه های آسان و مشکل است.

آنچه مهم است،اصل بخشش است، نوع و مقدار آن در مرحله بعد است.

عطا گاهی کم است، گاهی زیاد، گاهی از مال است و گاهی از مقام و آبرو.

*کلمه ی «حُسْنَی» یا مصدر است مثل رُجعی و یا مؤنث احسن است.

*امام باقر علیه السلام در تفسیر آیه :

«فَأَمّا مَنْ أَعْطی وَ اتَّقی وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنی فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْری» فرمودند :

«لا یرید شیئا من الخیر الا یسره الله له» چیزی را اراده نمی کند مگر آنکه خداوند انجام آن را برای او آسان می کند.[3]

و در تفسیر آیه «وَ أَمّا مَنْ بَخِلَ وَ اسْتَغْنی وَ کَذَّبَ بِالْحُسْنی فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْعُسْری» فرمودند :

«لا یرید شیئا من الشر الا یسره الله له» درباره انجام دادن هیچ شری تصمیم نمی گیرد مگر آنکه خداوند انجام آن شر را برای او آسان کرده و مرتکب می شود[4]

پیام ها :

1- شیوه تبلیغ صحیح این است که بعد از کلیات، نمونه ها و مصادیق بیان شود.

«إِنَّ سَعْیَکُمْ لَشَتّی فَأَمّا مَنْ أَعْطی»

2- عطا همراه با تقواکار ساز است. «أَعْطی وَ اتَّقی»

3- عطا باید بدون ریا و غرور و منّت و آزار باشد. أَعْطی وَ اتَّقی...

4- آنچه عطا می کنید مهم نیست،چگونه و با چه انگیزه و حالت عطا کردن مهم است. «أَعْطی وَ اتَّقی»

5- شرط پذیرفته شدن عطا، تقواست. «أَعْطی وَ اتَّقی» (و گرنه عطای مال حرام، یا با نیّت غیر خالص اجری ندارد، زیرا «إِنَّما یَتَقَبَّلُ اللّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ) [5]

6- آخرت،بهتر از دنیا است.«الحسنی»

7- کسی می تواند به عطای خود رنگ الهی داده و اهل پروا باشد که به معاد ایمان داشته باشد. «وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنی» (قرآن به وعده های قیامت حُسنی گفته است). «کُلاًّ وَعَدَ اللّهُ الْحُسْنی»[6]

8- ایمان به قیامت، شرط پذیرفته شدن عمل است. «وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنی»

9- بُخل و مغرور شدن به مال، نشانه بی تقوایی است. «مَنْ بَخِلَ وَ اسْتَغْنی»

10- گشایش یا گره خوردن کارهای انسان،نتیجه سخاوت یا بُخل انسان نسبت به دیگران است. أَعْطی... لِلْیُسْری ، بَخِلَ... لِلْعُسْری

11- نیکی، نیکی می آورد و شر،شر.

أَعْطی وَ اتَّقی... فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْری / بَخِلَ وَ اسْتَغْنی...فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْعُسْری

12- پاداش و کیفر الهی متناسب با رفتار انسانهاست، اگر گره از کار فقرا باز کنیم، خداوند گره از کار ما باز می کند. «فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْری» و اگر فقرا را در عُسرت گزاریم، خداوند هم عسرت را پیش پای ما می گذارد. «فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْعُسْری»

13- اهل بُخل بدانند که ثروت نجات دهنده نیست. «وَ ما یُغْنِی عَنْهُ مالُهُ إِذا تَرَدّی»

14- نتیجه بُخل سقوط است، سقوط از انسانیّت و کمال و سقوط از چشم مردم همراه با سقوط در دوزخ و محروم شدن از درجات اخروی. «إِذا تَرَدّی»

15- گاهی منشأ بُخل امروز،به خاطر ترس از فقر در آینده است.

«بَخِلَ وَ اسْتَغْنی» (چنانکه در آیه 267 و 268 سوره بقره در کنار دستور انفاق می فرماید :

(این شیطان است که شما را از فقر آینده میترساند. أَنْفِقُوا... اَلشَّیْطانُ یَعِدُکُمُ الْفَقْرَ)

16- گاهی سرچشمه بخل،مغرور شدن به دنیا و احساس بی نیازی نسبت به وعده های بهشتی است. «بَخِلَ وَ اسْتَغْنی»

 

[2] - تفسیر نمونه.

[3] - کافی،ج4،ص46.

[4] - کافی،ج4،ص47.

[5] - مائده،27.

[6] - نساء،95.





نوع مطلب : 595-600، 92-سوره لیل، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط : «قسمت قـبلی»، «قسمت بـعــدی»،
          
شنبه 27 اردیبهشت 1399


 تفسیر آیات 21-12 سوره لیل

إِنَّ عَلَیْنا لَلْهُدی«12» وَ إِنَّ لَنا لَلْآخِرَهَ وَ الْأُولی«13» فَأَنْذَرْتُکُمْ ناراً تَلَظّی«14» لا یَصْلاها إِلاَّ الْأَشْقَی«15» اَلَّذِی کَذَّبَ وَ تَوَلّی«16» وَ سَیُجَنَّبُهَا الْأَتْقَی«17» اَلَّذِی یُؤْتِی مالَهُ یَتَزَکّی«18»  وَ ما لِأَحَدٍ عِنْدَهُ مِنْ نِعْمَهٍ تُجْزی«19» إِلاَّ ابْتِغاءَ وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلی«20» وَ لَسَوْفَ یَرْضی«21» 

﴿لیل/21-12﴾ 595-596

همانا هدایت(مردم)بر عهده ماست.(12) و بی شک آخرت و دنیا از آنِ ماست.(13) پس شما را از آتشی که زبانه می کشد  بیم دادم.(14) (آتشی که) جز بدبخت ترین افراد در آن در نیاید.(15) همان که (حق را) تکذیب کرد و روی بر تافت.(16) ولی با تقواترین مردم از آن آتش دور داشته خواهد شد.(17) همان که مال خود را می بخشد تا پاک شود.(18) در حالی که برای احدی (از کسانی که به آنان مال می بخشد،) نعمت و منتی که باید جزا داده شود،نزد او نیست.(19) جز رضای پروردگار بلند مرتبه اش، نمی طلبد. (20) و به زودی خشنود شود. (21)

 

نکته ها :

*هدایت کردن از جانب خداوند، امری حتمی است، «إِنَّ عَلَیْنا لَلْهُدی» ولی پذیرش آن از سوی مردم حتمی نیست.

چنانکه در جای دیگر می فرماید:

وَأَمَّا ثَمُودُ فَهَدَیْنَاهُمْ فَاسْتَحَبُّوا الْعَمَىٰ عَلَى الْهُدَىٰ فَأَخَذَتْهُمْ صَاعِقَةُ الْعَذَابِ الْهُونِ بِمَا كَانُوا یَكْسِبُونَ ﴿فصلت/17﴾ 478

و امّا قوم ثمود، آنان را هدایت کردیم، ولی کوردلی را بر هدایت 

ترجیح دادند.

 پس به کیفر آن چه کسب میکردند، صاعقه عذابِ خفت بار آنان را 

فرو گرفت.


*«تَلَظّی» ، شعله آتش بدون دود است که سوزندگی زیادتری دارد.

*خلود و جاودانگی در دوزخ مخصوص افراد شقی است. «لا یَصْلاها إِلاَّ الْأَشْقَی» در کلمه «صلی» ملازمت و همراهی نهفته است.

شاید «ناراً تَلَظّی» که نوع خاصی از آتش است مخصوص افراد شقی باشد و سایر مجرمان به انواع دیگری از آتش گرفتار شوند.

*آیه «وَ لَسَوْفَ یَرْضی» را دو گونه می توان معنا کرد :

یکی آنکه انسان با رسیدن به اهدافش از خدا راضی می شود، دیگر آنکه خداوند از او راضی می شود.

البتّه در قرآن، هر دو مورد یعنی رضای خداوند از انسان و رضای انسان از خداوند، در کنار هم آمده است: «رَضِیَ اللّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ» [8]، «ارْجِعِی إِلی رَبِّکِ راضِیَهً مَرْضِیَّهً» [9]

 

پیام ها :

1- یکی از سنّت های الهی که خداوند بر خود واجب کرده، هدایت مردم از طریق عقل و فطرت و پیامبران است. «إِنَّ عَلَیْنا لَلْهُدی»

2- پذیرش هدایت، به نفع خود شماست، و گرنه خداوند بی نیاز است. «وَ إِنَّ لَنا لَلْآخِرَهَ وَ الْأُولی»

3- هشدار و انذار وسیله هدایت الهی است. «فَأَنْذَرْتُکُمْ» (هشدارهای الهی را باید جدی گرفت،زیرا از سوی کسی است که دنیا و آخرت به دست اوست)

4- آتش آخرت، امری ناشناخته و عظیم است. «ناراً» به صورت نکره آمده است.

5- شقاوت، مثل تقوا دارای مراحلی است. اَلْأَشْقَی... اَلْأَتْقَی (کسی که آن همه نشانه های هدایت را نادیده بگیرد بدبخت ترین است). «اشقی، اَلَّذِی کَذَّبَ وَ تَوَلّی»

6- تقوا، همراه کمک به محرومان سپری است در برابر آتش دوزخ. «سَیُجَنَّبُهَا الْأَتْقَی اَلَّذِی یُؤْتِی مالَهُ»

7- کمک به محرومان، شیوه دائمی پرهیزگاران است. «یُؤْتِی» (فعل مضارع)

8- کمک از مال شخصی ارزش است. «مالَهُ»

9- نشانه تقوا، کمک های مالی خالصانه است. «الْأَتْقَی اَلَّذِی یُؤْتِی مالَهُ»

10- کمک به فقرا، راهی است برای تزکیه و خودسازی. «یُؤْتِی مالَهُ یَتَزَکّی»

11- کمک های مالی که براساس جبران خوبی های دیگران باشد، مایه رشد نیست.

«ما لِأَحَدٍ عِنْدَهُ مِنْ نِعْمَهٍ» (انفاقی ارزش بالایی دارد که انسان مدیون دیگران نباشد و چشم داشتی هم نداشته باشد)

12- متّقی، جز رضای خدا به دنبال چیز دیگری نیست. «إِلاَّ ابْتِغاءَ وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلی»

13- قصد قربت، شرط لازم است.

«إِلاَّ ابْتِغاءَ وَجْهِ رَبِّهِ»

14- انفاق باید در راه های خداپسندانه باشد. یُؤْتِی مالَهُ... اِبْتِغاءَ وَجْهِ رَبِّهِ

15- او پروردگار اعلی است، پس فقط رضای او را جستجو کنید که پاداش اعلی مرحمت میکند. «ابْتِغاءَ وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلی»

16- انسان مخلص، به مقام رضا می رسد و همواره از خداوند خشنود است«وَ لَسَوْفَ یَرْضی»

«والحمد للّه ربّ العالمین»


[8] - بیّنه،8.

[9] - فجر،28.





نوع مطلب : 475-480، 595-600، 41-سوره فـصّـلت، 92-سوره لیل، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط : «قسمت قـبلی»،
          
شنبه 27 اردیبهشت 1399


نزول سوره «لیل» در شأن آقا امیرالمؤمنین علیه السّلام

595

موسی ابن عیسی انصاری گفت بعد از نماز عصر با امیر المؤمنین (علیه السلام) نشسته بودم.

مردی خدمت ایشان رسید. عرض کرد یا علی تقاضائی دارم.

مایلم حرکت کنید، پیش کسی که مورد نظر من است با هم برویم و خواسته مرا برآورید.

فرمودند : کار تو چیست؟

گفت من در خانه شخصی همسایه هستم، در آن خانه درخت خرمائی هست که در موقع وزش باد از خرمای رسیده و نارس می ریزد و یا پرنده ای از بالای درخت می اندازد.

من و بچه هایم از آنها می خوریم بدون اینکه به وسیله چوب یا سنگ آنها را بریزیم. اکنون میخواهم شما واسطه شوید که از من بگذرد. موسی بن عیسی می گوید حضرت به من فرمود حرکت کن با هم برویم.
در خدمت ایشان رفتیم، پیش صاحب درخت که رسیدیم علی (علیه السلام) سلام نمود. او جواب داد، احترام کرد و شادمان شد. عرض کرد یا علی به چه منظور تشریف آورده اید.

فرمود این مرد در خانه تو می نشیند از درخت خرمائی که داری با یا پرنده می ریزد بدون اینکه با سنگ یا چوب بزنند، آمدم درخواست کنم او را حلال کنی.
صاحب باغ امتناع ورزید.

مرتبه دوم حضرت درخواست کرد. باز قبول نکرد.

در مرتبه سوم فرمود به خدا قسم از طرف پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ضامن میشوم در قبال این کار خداوند بستانی تو را در بهشت عنایت کند.

این بار هم نپذیرفت.

کم کم نزدیک شامگاه شد علی (علیه السلام) فرمود آن خانه را به فلان باغستان می فروشی؟ پاسخ داد آری حضرت گفت خداوند و موسی بن عیسی انصاری را به شهادت می گیرم خرمایش در مقابل آن منزل به تو فروختم آیا راضی هستی؟

صاحب منزل باور نمی کرد علی (علیه السلام) این معامله را بکند. گفت من هم خدا و موسی بن عیسی را گواه می گیرم که فروختم خانه را در مقابل آن باغ.
علی (علیه السلام) رو کرد به مردی که در خانه به عنوان همسایگی می نشست فرمود منزل را به رسم مالکیت تصرف کن خداوند به تو برکت دهد حلال باد بر تو.

در این هنگام صدای اذان بلند شد. همه حرکت کردند برای انجام فریضه نماز مغرب و عشاء را با پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) خواندیم. هر کسی به منزل خود رفت. فردا پس از نماز صبح پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) مشغول تعقیب بود حالت وحی بر آنجناب عارض گشت. جبرئیل نازل شد.

پس از پایان وحی روی به اصحاب کرده فرمود کدامیک از شما دیشب عمل نیکی انجام داده اید خودتان می گوئید یا من بگویم.

علی (علیه السلام) عرض کرد شما بفرمائید. پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود اینک جبرئیل بر من نازل شد، گفت شب گذشته علی بن ابیطالب (علیه السلام) کار پسندیده ای انجام داد.

پرسیدم چه کار.

گفت این سوره را بخوان :

بسم الله الرحمن الرحیم

والّلیل اذا یغشی و النهار اذا تجلی تا به این آیه فاما من اعطی و اتقی و صدق بالحسنی فسنیره للیسری الی آخر سوره.

رو به علی کرد فرمود تو تصدیق به بهشت کردی و خانه را به آن مرد بخشیدی و بستان خود را دادی؟

عرض کرد بلی. فرمود این سوره درباره ات نازل شد.

آنگاه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) حرکت کردند و پیشانی ایشانرا بوسیدند و گفتند : من برادر تو هستم و تو برادر من.(1(

 

1( جلد نهم بحارالانوار، ص ۵۱۶





نوع مطلب : 92-سوره لیل، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 595-600، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 27 اردیبهشت 1399



سیمای سوره لیل

595

این سوره بیست و یک آیه دارد و در مکّه نازل شده است.

نام سوره، برگرفته از آیه اول است که با سوگند به شب هنگام آغاز شده است.

سوگند با تأکید به تفاوت تلاش ها و انگیزه های بشری آغاز و با بیان قانون مکافات عمل ادامه می یابد.

قانونی که احسان به دیگران را اساس گشایش در کارها و بخل و بزرگی طلبی را عامل دشوار شدن امور انسان معرفی می کند.

ادامه سوره به سنّت عام هدایت الهی اشاره داشته و سرانجام آنان را که به انذار الهی توجّه نمی کنند، آتش دوزخ و فرجام اهل تقوا را آزادی از آن بیان می کند.

البتّه متّقیانی که اهل زکات هستند و انگیزه ای جز رضای الهی ندارند، که خداوند نیز اسباب خشنودی آنان را فراهم می سازد.





نوع مطلب : 92-سوره لیل، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 595-600، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 27 اردیبهشت 1399


فضیلت و خواص سوره لیل

595

نود و دومین سوره قرآن کریم است که مکّی و 11 آیه دارد.

در سخنی از رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم آمده است :

هر کس سوره لیل را قرائت کند خداوند به اندازه ای به او نعمت عطا می کند تا راضی شود و او را از سختی و تنگی عافیت بخشیده و کارها را بر او آسان می کند. (1)

امام صادق علیه السلام روایت می کند :

هر که سوره لیل را در روز یا شب قرائت کند تمام اعضای بدنش بر اعمال نیک او شهادت میدهند و خداوند شهادت ایشان را پذیرفته و به بهشت رهنمون می شود.(2)

 

آثار و برکات سوره


1) جلوگیری از خواب بد

هر کس هنگام خواب سوره لیل را پانزده بار قرائت کند در خوابش جز آنچه از خیر و خوبی دوست دارد در خواب نبیند و خواب بد نخواهد دید و هر کس در نماز عشا آن را بخواند مانند آن است که یک چهارم قرآن را خوانده و نمازش مورد قبول خداوند قرار می گیرد.(3)


2) به هوش آمدن بیمارصرعی

امام صادق علیه السلام فرمودند:

هر کس این سوره را در گوش کسی که غش کرده و کسی که بیماری صرع دارد بخواند در همان ساعت به هوش می آید.(4)

3) درمان تب

هر گاه کسی تب دارد سوره لیل را بنویسد و بشوید و بیاشامد شفا می یابد. (5)

ختومات مجرب

الف) اگر کسی حاجت مهمی  داشته باشد یا مشکلی که راه حل آن برایش مشکل باشد و درمانده و بیچاره شده باشد شب با طهارت و وضو  وارد بسترش شود و فرش و لحاف او پاکیزه باشد و تنهای تنها، در وقت خواب، هفت مرتبه هر یک از سوره های «شمس» و «لیل» را بخواند و بعد از آن بگوید :

«اللّهمَّ اجْعَلْ مِنْ اَمْری فَرَجَاً وَ مَخْرَجَاً» که در شب اول یا سوم یا پنجم یا هفتم، شخصی به خواب او می آید و مشکلش را با او مطرح می کند و راه حلش را دریافت می کند. (6)

ب) جهت رسیدن به فتوحات و زیادی مال

40 شب هر شب 40 بار سوره لیل را بخواند و چون به آیه: «ما لاحد عنده من نعمه تجزی» رسید آن را 3 مرتبه بخواند و آنگاه سوره را تمام کند. (7)

ج) هر کس سوره «شمس و لیل » را سه شب متوالی هر کدام 7 بار بخواند و بعد از آن سی بار بگوید : «بِسْمِ الله الرَّحْمَنِ الرَّحِیم. تَبَارَکَ اللهُ ربِّ الْعَالَمِینْ، وَلَاحَوْلَ وَ لَاقُوَّةَ اِلّا بِالله الْعَلی الْعَظِیمْ» انشاءالله حاجتش روا گردد.(8)


 (1) مجمع البیان، ج10، ص372

(2) ثواب الاعمال، ص123

(3) تفسیرالبرهان، ج5، ص675

(4) همان

(5) درمان با قرآن، ص149

(6) زادالمعاد، ص512

(7) درمان با قرآن، ص149

(8) همان، ص148

منابع: «قرآن درمانی روحی و جسمی، محسن آشتیانی، سید محسن موسوی»؛ درمان با قرآن،محمدرضا کریمی





نوع مطلب : 92-سوره لیل، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 27 اردیبهشت 1399

وَ جَعَلْنَا اللَّیْلَ لِباساً وَ جَعَلْنَا النَّهارَ مَعاشاً ﴿نباء/11-10﴾ 582

ما شب را لباس و روز را معاش شما قرار دادیم.




وَاللَّیْلِ إِذَا یَغْشَى وَالنَّهَارِ إِذَا تَجَلَّى ﴿لیل/2-1﴾ 595

سوگند به شب هنگامی که فرو پوشد * و به روز هنگامی که 

آشکار شود.



****************



 چرا لیل (شب) را لیل مى‏ گویند؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 222-مطلب شماره 424



حسین بن یحیى بن ضریس بجلى از ابو جعفر عمارة سكونى سریانى از ابراهیم بن عاصم در قزوین، از عبد اللَّه بن هارون كرخى از ابو جعفر احمد بن عبد اللَّه بن یزید بن سلام بن عبد اللَّه آزاد كرده رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله از ابى عبد اللَّه بن یزید از یزید بن سلام نقل كرده كه وى از رسول خدا سؤال كرد و محضر مباركش عرض نمود :


 چرا لیل (شب) را لیل مى‏ گویند؟

حضرت فرمودند: براى این كه در این برهه از زمان مردان با زنان تماس و انس گرفته همانطورى كه لباس به بدن تماس پیدا مى‏ كند، خداوند عزّوجلّ شب را الفت و لباس قرار داده چنانچه در قرآن مجید مى‏ فرماید:

وَ جَعَلْنَا اللَّیْلَ لِباساً وَ جَعَلْنَا النَّهارَ مَعاشاً 

ما شب را لباس و روز را معاش شما قرار دادیم.





نوع مطلب : 78-سوره نباء، 92-سوره لیل، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 577-582، 595-600، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 24 شهریور 1397





موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار وبلاگ نویسی

وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت

اخبار ایران:

اخبار جهان:

اخبار اقتصادی:

اخبار علمی

اخبار فناوری و اطلاعات

اخبار هنری:

اخباراجتماعی

اخبار ورزشی

--------------------------------------------------------------------------------------

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

--------------------------------------------------------------------------------------
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
-------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------- ساخت وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic