وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


@@@@@@@@@@@@

«به نام خداوند علیم و حكیم»

جهان آفرینش دارای رموز و معمّاهایی است كه انسان ها باید همیشه در جست و جوی آن باشند و هر یك از شگفتیهای این جهان دارای كلیدهایی است كه قفل این رموز را باز می كنند.

ما انسانها با تلاش و كوشش می توانیم توانایی آن را داشته باشیم که با كمی اندیشه همراه با عمل و با استفاده از شاه كلید اصلی یعنی «قرآن کریم» این كلیدها را از آن خود كنیم و به راز آفرینش دست پیدا كنیم.

زندگی بدون كاوش معنا ندارد و زمانی زندگی معنا پیدا می كند كه در آن رمزی وجود داشته با شد و همچنین فردی باشد كه در جست و جوی یافتن آن رمز باشد.

@@@@@@@@@@@@

قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :


مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ


هر که علم اولین و آخرین را میخواهد،

باید آن را در قرآن بجوید.


کنزالعمال ج1 ص548

مدیر وبلاگ :سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید






برچسبها



آیه ای که ‌موجب تأثر شدید پیامیر اکرم 

صلّی الله علیه و آله و سلّم شد


همة آیات عذاب، پیامبر اعظم(ص) را متأثر می‌کرد، بخصوص آیه 23 سوره‌ فجر كه می‌فرماید:

و‍َ جیءَ یَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ یَوْمَئِذٍ یَتَذَكَّرُ الإِنْسانُ وَ أَنّی لَهُ الذِّكری

در تفسیر شریف مجمع البیان (ج10، تحقیق علامه شعرانی، ص 487) ذیل این آیه حدیثی به این مضمون آمده است: هنگامی که این آیه نازل شد، حال پیامبر(ص) دگرگون شد تا آنجا که آثار آن در چهره‌اش نمایان گشت.

اصحاب از مشاهده وضعیت پیامبر(ص) سخت نگران شدند و برخی از آنان نزد علی _علیه‌السلام_ رفته، عرض کردند امر مهمّی رخ داده که این آثار را در پیامبر مشاهده کردیم؟ علی -علیه‌السلام- به سوی آن حضرت شتافت و آن حضرت را از پشت سر در بغل گرفت و میان دو کتفش را بوسید و عرض کرد: ای رسول خدا، پدر و مادرم فدایت باد امروز چه رخ داده است [که اینگونه متأثر شده‌اید]؟

آن حضرت فرمود: فرشته وحی آمد واین آیه شریفه را بر من تلاوت کرد؛

از او پرسیدم جهنم چگونه آورده می‌شود؟ جبرئیل گفت: هفتاد هزار فرشته با هفتاد هزار ذمام(دیوان رسیدگی به دعاوی) او را می‌کشند و جهنم سرکشی می‌کند، به‌گونه‌ای که اگر رهایش کنند همه اهل محشر را می‌سوزاند.

من متوجه جهنم می‌شوم و جهنم می‌گوید:

ای محمد، مرا با تو کاری نیست؛ زیرا خدا گوشت ترا بر من حرام کرده است. پس کسی در صحرای محشر نمی‌ماند مگر آنکه می‌گوید: [خداوندا نجات ده] خودم را، خودم را، و من می‌گویم امتم را، امتم را .





نوع مطلب : 87-سوره اعلی، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 14 خرداد 1399




 تفسیر سوره اعلی از آیه 7-1 

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

سَبِّحِ اسْمَ رَبِّکَ الْأَعْلَی«1» اَلَّذِی خَلَقَ فَسَوّی«2» وَالَّذِی قَدَّرَ فَهَدی«3» وَ الَّذِی أَخْرَجَ الْمَرْعی«4» فَجَعَلَهُ غُثاءً أَحْوی«5»

نام پروردگار بلندمرتبه ات را به پاکی یاد کن* همان که آفرید و سامان بخشید* و آنکه(هر چیز را)اندازه ای نهاد و هدایت کرد* آنکه(گیاه)چراگاه را رویانید* و سرانجام آن را خشک و تیره کرد.

نکته ها :

*تسبیحِ نام خدا،یعنی نه فقط برای ذات خداوند، شریک قائل نشویم، بلکه حتّی برای نام او نیز شریک نیاوریم و نام دیگران را هم ردیف نام خداوند قرار ندهیم.

چنانکه برخی گروه های التقاطی می گفتند : «به نام خدا و به نام خلق قهرمان ایران»

*در قرآن و حدیث نشانه های زیادی است که اسلام به محترم شمردن نام های مقدّس عنایت دارد.

چنانکه در این سوره می فرماید :

علاوه بر تسبیح ذات، اسم پروردگار را هم باید منزه بدانی.

در جای دیگر می فرماید :

نام پیامبر را مثل نام های خودتان ساده نبرید:

«لا تَجْعَلُوا دُعاءَ الرَّسُولِ بَیْنَکُمْ کَدُعاءِ بَعْضِکُمْ بَعْضاً» [2]

در جای دیگر می فرماید : چرا فرشتگان را به نام زن می خوانند : «لَیُسَمُّونَ الْمَلائِکَهَ تَسْمِیَهَ الْأُنْثی»[3]

و پیامبر اسلام نام های نامناسب یاران را تغییر می دادند.

*مسئله آفرینش و هدایت، در آیه پنجاه سوره طه نیز آمده است، آنجا که فرعون از حضرت موسی علیه السلام پرسید :

پروردگار شما کیست؟

گفت: «رَبُّنَا الَّذِی أَعْطی کُلَّ شَیْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدی»

ناگفته پیداست که مراد از این هدایت، هدایت تکوینی است که خداوند در موجودات قرار داده است.

مثلًا ساختمان بدن مادر را بگونه ای هدایت کرد که شیر تولید کند و نوزاد را هدایت کرد که به سراغ سینه مادر رفته و شیر بمکد.

هدایت تکوینی موجودات با مرور زمان بهتر فهمیده می شود.

همین امر است که هزاران دانشمند را به تحقیق وا داشته که چگونه پرندگان یا ماهی ها حتّی اگر صدها کیلومتر از جای خود دور شوند باز به محل خود بر می گردند.

هدایت الهی در هر موجودی چیزی قرار داده که او را به راه تکامل خود پیش می برد.

ذرّات خاک میوه می شود، میوه نطفه و سپس انسان، دوباره جسم انسان، خاک می شود.

*«سوی»به معنای نظام بخشیدن است.

از نظام کهکشانها گرفته تا نظام حاکم بر یک حشره ذرّه بینی.

*«غُثاءً» یعنی گیاه خشک و خاشاک

*«أَحْوَی» به معنای سبزی است که رو به سیاهی باشد.

*حتّی یک برگ کوچک و خاشاک ناچیز هم به حال خود رها شده نیست.

سبزه زاری که در دید ما خشک و تیره می شود، در نظام هدایت الهی است، زیرا همان برگهای خشکیده به ماده دیگری تبدیل می شود که برای قوت و قوّت زمین و درخت لازم است یا در شرایط انبوه تبدیل به زغال سنگ شده و یا آثار مفید دیگری در خاک دارد.

پیام ها :

1- نام خداوند مقدّس است.از هرگونه بی احترامی به نام او پرهیز کنید. «سَبِّحِ اسْمَ رَبِّکَ»

2- اوصاف ناشایست را در کنار نام خدا قرار ندهید. «سَبِّحِ اسْمَ رَبِّکَ»

3- نام های اختصاصی خداوند را بر دیگران ننهید. «سَبِّحِ اسْمَ رَبِّکَ»

4- تسبیح او سبب رشد و پرورش شما است. «سَبِّحِ اسْمَ رَبِّکَ»

5- مسئولیّت شرک زدایی در درجه اول به دوش رهبر آسمانی و سپس بر عهده همه مؤمنان است. «سَبِّحِ»

6- توحید کامل در پرتو تنزیه ذات و تسبیح نام اوست. «سَبِّحِ اسْمَ رَبِّکَ»

7- خداوند، از هرچه گفته و نوشته و تصور شود، برتر است.

او در همه کمالات برتر است. «رَبِّکَ الْأَعْلَی»

8- خداوند، فقط خالق نیست، بلکه علاوه بر آن نظام بخش هستی و موجودات نیز می باشد. «خَلَقَ فَسَوّی»

9- ظرفیّت و هدایت موجودات، دلیل بر هدفمندی آفرینش است. «قَدَّرَ فَهَدی»

10- فرمان های الهی همراه با حکمت و دلیل است.

نام خدا را تسبیح کن، زیرا او اعلی است، آفرید و سامان داد و هدایت کرد سَبِّحِ... اَلْأَعْلَی، خَلَقَ فَسَوّی وَ الَّذِی قَدَّرَ فَهَدی

11- هدایت تکوینی آفریده ها در چهره های مختلفی است، گاهی سبز و گاهی خشک ولی هر دو در مدار هدایت است. «أَخْرَجَ الْمَرْعی فَجَعَلَهُ غُثاءً أَحْوی»

*****

سَنُقْرِئُکَ فَلا تَنْسی«6» إِلاّ ما شاءَ اللّهُ إِنَّهُ یَعْلَمُ الْجَهْرَ وَ ما یَخْفی«7»

ما تو را به قرائت درست وامی داریم، پس فراموش نخواهی کردمگر آنچه خدا بخواهد که او بی گمان آشکار و نهان را می داند*

نکته ها :

*«سَنُقْرِئُکَ» از ریشه«قرء» و باب افعال است. «اقراء»در لغت یعنی آنکه قاری بخواند و استاد گوش بدهد و غلطهای او را تصحیح کند، امّا در مورد پیامبر گرامی اسلام،«اِقراء» یعنی ما قدرتی به تو می دهیم که قرآن را بدون کم و کاست و درست بخوانی و آنچه را به تو نازل شده، فراموش نکنی.[4] «سَنُقْرِئُکَ فَلا تَنْسی»

*جمله «إِلاّ ما شاءَ اللّهُ» استثنایی است که به منظور بیان قدرت مطلقه الهی آمده است تا بفهماند که خداوند قادر است حتّی بعد از دادن این قدرت، می تواند پیامبر را گرفتار فراموشی کند.

(چنانکه درباره بهشتیان می فرماید : بهشت برای آنان جاودانه است و عطای خداوند نسبت به آنان قطع و گسسته نمی شود،ولی باز هم میان کلمه «خالِدِینَ» و «عَطاءً غَیْرَ مَجْذُوذٍ» می فرماید: «إِلاّ ما شاءَ رَبُّکَ»[5]

مگر اینکه پروردگارت بخواهد آنان را از بهشت بیرون و لطفش را قطع کند و این بخاطر آن است که بگوید دست خدا بسته نیست.)

پیام ها :

1- آفرینش هستی و هدایت تکوینی آن، مقدّمه هدایت تشریعی و معنوی انسانهاست. «سَنُقْرِئُکَ» (خدایی که گیاه را از درون خاک بیرون میکشد، چگونه استعدادهای معنوی انسان را بروز ندهد؟ «سَنُقْرِئُکَ»)

2- پیامبر که هر چه دارد از وحی است، نگران فراموش کردن آن در آینده بود که خداوند به او وعده عدم فراموشی داد. «سَنُقْرِئُکَ فَلا تَنْسی»

3- رسول خدا صلی الله علیه و آله از هرگونه نسیان،مصون است. «فَلا تَنْسی»

4- پیامبر، حافظ کل قرآن بود. «فَلا تَنْسی» (یکی از معجزات پیامبر اکرم این بود که با یکبار شنیدن برای همیشه حتّی آیات طولانی را به یاد داشت).

5- دست خدا بسته نیست و می تواند آنچه میدهد پس بگیرد. «سَنُقْرِئُکَ فَلا تَنْسی إِلاّ ما شاءَ اللّهُ»

6- گرچه خداوند هرگز خُلف وعده نمی کند «وَ لَنْ یُخْلِفَ اللّهُ وَعْدَهُ»[6]ولی معنای وعده های الهی مجبور بودن خداوند نیست. «فَلا تَنْسی إِلاّ ماشاءَاللّهُ»

7- اراده الهی حکیمانه و عالمانه است. إِلاّ ماشاءَاللّهُ إِنَّهُ یَعْلَمُ...

8- اقتضای بعضی از امور آن است که پنهان باشد. «ما یَخْفی»(کلمه «یَخْفی» در قالب فعل مضارع بیانگر آن است که مخفی بودن بعضی امور،مقتضای طبیعت آنهاست.)


[2] .نور،63.

[3] - نجم،27.

[4] - تفسیر المیزان.

[5] هود،108.

[6] - .حج،47.





نوع مطلب : 87-سوره اعلی، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 14 خرداد 1399



 تفسیر سوره اعلی از آیه 8 تا پایان سوره 


وَ نُیَسِّرُکَ لِلْیُسْری«8» فَذَکِّرْ إِنْ نَفَعَتِ الذِّکْری«9» سَیَذَّکَّرُ مَنْ یَخْشی«10» وَ یَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَی«11» اَلَّذِی یَصْلَی النّارَ الْکُبْری«12» ثُمَّ لا یَمُوتُ فِیها وَ لا یَحْیی«13»

و ما تو را برای آسانترین(راه دعوت)آماده میسازیم*پس تذکّر بده، (البتّه)اگر تذکّر مفید افتد* هر کس خشیت الهی داشته باشد، بزودی پند گیرد* و بدبخت ترین افراد از آن دوری کند* همان کس که به آتش بزرگ درافتد* پس در آنجا نه بمیرد و نه زندگانی کند*

نکته ها :

*حضرت موسی برای موفقیّت در انجام تبلیغ، دو چیز از خدا خواست، یکی سعه صدر و یکی آسان شدن امر رسالت :

«رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی وَ یَسِّرْ لِی أَمْرِی» [7] خداوند این دو امر را بدون درخواست،به پیامبر اسلام عطا فرمود.

چنانکه درباره سعه صدر فرمود: «أَ لَمْ نَشْرَحْ لَکَ صَدْرَکَ» [8] و درباره آسان شدن امر دعوت در این آیه می فرماید: «وَ نُیَسِّرُکَ لِلْیُسْری».[9]

*مراد از «نُیَسِّرُکَ» آن است که ای پیامبر! نفس شریف تو را با خلق عظیم و سعه صدر و صفا و سادگی، چنان مهیّا می کنیم که بتواند وظیفه رسالت را به آسانی و به بهترین طریق انجام دهد. کاری می کنیم که تو خود راه آسان را انتخاب کنی که همان راه فطرت است.[10]

شرائط تذکّر و موعظه :

الف : شرط موعظه، آمادگی واعظ است. نُیَسِّرُکَ... فَذَکِّرْ

ب : تذکّر و موعظه باید بر اساس قرآن باشد. سَنُقْرِئُکَ... فَذَکِّرْ

ج : واعظ باید خود اهل غفلت و نسیان نباشد.  فَلا تَنْسی... فَذَکِّرْ

د : واعظی موفّق است که به امدادهای الهی امیدوار باشد. سَنُقْرِئُکَ... نُیَسِّرُکَ... فَذَکِّرْ

پیام ها :

1- تبلیغ دین و دعوت مردم به سوی خدا، مشکلات و سختی های فراوانی در پیش دارد که خداوند وعده داده است، مبلّغ دین را یاری دهد و تحمّل سختی ها را بر او آسان سازد. «نُیَسِّرُکَ لِلْیُسْری»

2- به هر کس مأموریّتی می دهید، گره کارش را باز کنید. «نُیَسِّرُکَ لِلْیُسْری فَذَکِّرْ»

3- تسبیح ما مقدّمه کار گشایی خداوند است. سَبِّحِ اسْمَ رَبِّکَ... نُیَسِّرُکَ لِلْیُسْری

4- نزول وحی برای تذکّر به مردم است.

سَنُقْرِئُکَ... فَذَکِّرْ

5- شرط تذکّر، پند پذیری است و پیامبر نسبت به افراد پندناپذیر مسئولیّتی ندارد. «فَذَکِّرْ إِنْ نَفَعَتِ الذِّکْری»

6- تنها افراد خداترس تذکّر را می پذیرند. «سَیَذَّکَّرُ مَنْ یَخْشی»

7- پنددادن افراد خداترس آسان تر است. نُیَسِّرُکَ لِلْیُسْری... سَیَذَّکَّرُ مَنْ یَخْشی

8- به مُبلّغ باید دلداری داد که کارش بیهوده نیست. فَذَکِّرْ... سَیَذَّکَّرُ...

9- مُبلّغ نباید توقّع تأثیر فوری داشته باشد. «سَیَذَّکَّرُ»

10- مشکل کفّار دوری خود آنان از قرآن و پیامبر است، نه آنکه در این دو عنصر پاک، ضعف یا نقصی باشد. «یَتَجَنَّبُهَا»

11- قرآن میزان است.

*پندپذیر آن مدال «یَخْشی» می گیرد، «سَیَذَّکَّرُ مَنْ یَخْشی»

*پندناپذیر آن لقب«اشقی» دریافت می کند. «وَ یَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَی»

12- دوری از پند و پیام قرآن، مایه شقاوت است. «یَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَی»

13- سیره دائمی تیره بختان دوری از پند است. «یَتَجَنَّبُهَا» در قالب مضارع برای معنای استمرار و دوام است.

14- بدبخت ترین مردم کسی است که خشیت الهی ندارد.«اشقی»در برابر «یَخْشی» قرار گرفته است.

15- توقّع اصلاح همه مردم را نداشته باشید. «سَیَذَّکَّرُ مَنْ یَخْشی وَ یَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَی»

16- عامل پذیرش و عدم پذیرش در درون خود انسان است. یَخْشی...اشقی

17- کیفر به مقدار خباثت است.«اشقی- اَلنّارَ الْکُبْری»

18- دوزخ برای گروهی ابدی و همیشگی است. «لا یَمُوتُ فِیها وَ لا یَحْیی»

19- خلود در دوزخ، طبیعت دوزخیان را تغییر نمیدهد که دیگر از آتش رنج نبرند، بلکه دائما در شکنجه هستند. «لا یَمُوتُ فِیها وَ لا یَحْیی»

*****

قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَکّی«14» وَ ذَکَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلّی«15»

به راستی رستگار شد، آن کس که خود را (از پلیدی ها) پاک گردانید* و نام پروردگارش را یاد کرد و نماز گذارد*

نکته ها :

*تزکیه، آن است که فکر از عقاید فاسد و نفس از اخلاق فاسد و اعضاء از رفتار فاسد، پاک شود و زکات پاک کردن روح از حرص و بخل و مال از حقوق محرومان است.

*در مکتب انبیا، رستگاران پاکان هستند: «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَکّی» ولی در مکتب طاغوتیان، رستگاران زورمندانند.

فرعون می گفت:هر کس پیروز شود رستگار است. «قَدْ أَفْلَحَ الْیَوْمَ مَنِ اسْتَعْلی» [11]

*در قرآن رستگاری قطعی، هم برای مؤمنان آمده: «قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ»[12] و هم برای کسانی که خود را تزکیه کرده اند: «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَکّی» پس مؤمن واقعی همان کسانی هستند که خود را تزکیه کرده باشند.

پیام ها :

1- قرآن در پایان برخی آیات می فرماید: امید است رستگار شوید. «لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ» زیرا کار خیر از افرادی که تزکیه نکرده اند، با ریا و غرور و گناه و منّت گذاری محو می شود.

ولی درباره تزکیه شدگان می فرماید : قطعاً رستگارند. «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَکّی»

2- تزکیه خود به خود حاصل نمی شود،باید به سراغ آن رفت. «تَزَکّی»

3- تزکیه بدون نماز و عبادت نمی شود. «تَزَکّی ، ذَکَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلّی»

*****

بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَیاهَ الدُّنْیا«16» وَ الْآخِرَهُ خَیْرٌ وَ أَبْقی«17» إِنَّ هذا لَفِی الصُّحُفِ الْأُولی«18»  صُحُفِ إِبْراهِیمَ وَ مُوسی«19»

ولی شما زندگی دنیا را ترجیح می دهید* و حال آنکه آخرت بهتر و ماندگارتر است* این سخن در کتب آسمانی پیشین نیز آمده است* کتاب های ابراهیم و موسی*



«ادامه مطلب»


نوع مطلب : 87-سوره اعلی، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 14 خرداد 1399


راههای تزکیه نفس و خود سازی

از دیدگاه قرآن، نفس انسانی در ابتدا مانند لوحی سفید و خالی است که هم قابلیت تزکیه و دریافت کمالات و هم قابلیت آلوده گشتن به تیرگی ها را دارد که هر دو با اختیار و انتخاب خود انسان صورت می گیرد.

 در روایات، آلودگی و طهارت نفس به عنوان مانعی برای انسان در راه رسیدن به کمال و جلب برکات الهی و معنوی و مادی ذکر شده است و از طرفی دیگر تزکیه و طهارت نفس، شرط ورود و جلب نظر و رحمت و قرار گرفتن در عرش الهی دانسته شده است.

تزکیه در اصل از ماده “زکو” و به معنای تطهیر نفس و مال، صلاح، تقوا، زمین پاک، مدح و ستایش و تنزیه خویش میباشد. [1] 

در اصطلاح اخلاق و عرفان، عبارت است از تطهیر و پاک سازی نفس از اخلاق ناپسند و آلودگی های اخلاقی، به منظور گام برداشتن درجهت فضائل اخلاقی که در نهایت موجب کمال و سعادت واقعی در دنیا و آخرت می شود. [2] 

تزکیه در قرآن :

از جمله مباحث مهمی که بسیار مورد تأکید قرآن قرار گرفته است، تزکیه و تهذیب نفس میباشد. از دیدگاه قرآن، نفس انسانی در ابتدا مانند لوحی سفید و خالی است که هم قابلیّت تزکیه و دریافت کمالات و هم قابلیت آلوده گشتن به تیرگی ها را دارد که هر دو با اختیار و انتخاب خود انسان صورت می گیرد. در اهمیت تزکیه نفس، همین بس که قرآن پس از یازده مرتبه قسم در سوره شمس، تزکیه نفس را تنها عامل رستگاری و وصول به سعادت فردی معرفی   می نماید و فساد اخلاقی را منشأ بدبختی و مایه زیان می شناسد.[3] 

و از همین جهت است که خداوند بواسطه رحمتش، انبیاء(ع) را مبعوث فرموده تا مردم را از اعمال بد و عواقب سوء آن آگاه کنند.[4]

تزکیه در روایات :

در روایات، آلودگی و طهارت نفس به عنوان مانعی برای انسان در راه رسیدن به کمال و جلب برکات الهی و معنوی و مادی ذکر شده است و از طرفی دیگر تزکیه و طهارت نفس، شرط ورود و جلب نظر و رحمت و قرار گرفتن در عرش الهی دانسته شده است. [5] امام سجاد(ع) در حدیثی فرمودند: «حضرت موسی(ع) از خداوند پرسید: آن ها که در قیامت در سایه عرش تو به سر می برند چه کسانی اند؟

فرمود : پاکدلان در سایه عرش من به سر میبرند. آنان که غیر حق را نمی نگرند و نمی خواهند و از هیچ اطاعتی دریغ نمی ورزند.[6]

آثار تزکیه نفس :

از جمله آثار و فوایدی که بر تزکیه نفس مترتب است می توان به موارد زیر اشاره کرد:

الف) آثار فردی :

 .1فلاح و رستگاری :   

 از نتایج تهذیب نفس، رسیدن به خیر و سعادت ابدی است و باید دانست سعادت مطلق برای انسان ها حاصل نمی شود مگر اینکه نفس خود را از تمام صفات رذیله مبرّا کند و به تمام اوصاف و اعمال نیکو مزیّن نماید[7]

.2 اصلاح دنیا و آخرت :    

حضرت علی(ع) ضمن حدیثی بیان فرمودند: کسی که میان خود و خدا را اصلاح کند، خداوند میان او و مردم را اصلاح خواهد کرد و کسی که امور آخرت را اصلاح نماید، خداوند امور دنیای او را اصلاح خواهد کرد و کسی که از درون جان واعظی دارد، خدا را بر او حافظی است.[8]

.3نیکو شدن ظاهر و باطن :

یکی از ثمرات دیگر تزکیه، آشکار کردن ظاهر و باطن است. چنانچه امیرالمؤمنین علی(ع) فرمودند: «کسی که نهان خود را اصلاح کند، خدا آشکار او را نیکو گرداند و کسی که برای دین خدا کار کند، خدا دنیای او را کفایت می کند.[9]

 .4رسیدن به قرب الهی :

یکی دیگر از فواید تزکیه نفس، تقرب و نزدیک شدن به خداوند می باشد. در حدیثی از امام صادق(ع) آمده است که «از جمله نجواهای خداوند با موسی این بود که :

ای موسی! تقرب جویان به من، به چیزی مانند پرهیز از حرام های من به من نزدیک نشوند. من بهشت های ماندگار خود را به آنان می بخشم و هیچ کس را شریکشان قرار نمی دهم.[10]

ب) آثار اجتماعی :

نقش و کارکرد تزکیه را نمی توان در حوزه فردی خلاصه کرد، بلکه آثار اجتماعی تزکیه که به اشکال مختلف و متنوع بروز و ظهور می کند نشان می دهد که تزکیه دارای چه اهمیت و ارزشی در حوزه مسایل اجتماعی جوامع بشری دارد. در آیه ۱۵۱ سوره بقره و نیز آیه ۱۶۴ سوره آل عمران به جایگاه رفیع و ارزشمند تزکیه در مسایل اجتماعی جامعه توجه داده شده است و بیان می شود که چگونه خداوند بر امت اسلام منت نهاده و آنان را به کمک پیامبر اسلام(ص) تزکیه نموده و از ناپاکی ها، رهایی بخشیده و امتی سالم و مسلم ایجاد کرده است، به بیانی دیگر، از آن جایی که بعثت و هدف های آن (تعلیم و تزکیه) از ضروریات بنیادی برای تشکیل امت مسلمان است می توان گفت که مایه رسیدن امت ها به مقام تسلیم در برابر خداوند، تزکیه و تطهیر از آلودگی هاست.[11]

موانع تزکیه نفس :

پیمودن راه کمال و رسیدن به مقامات عالی، کار آسانی نیست، بلکه به علت وجود موانع در این راه، کار دشوار شده و بر انسان مؤمن لازم است که برای برطرف ساختن آن ها به تزکیه و جهاد با نفس خویش بپردازد. موارد ذیل را می توان به عنوان مانع برشمرد:

.1عدم پذیرش نفس : [12] 

بزرگترین مانع سیر و سلوک، عدم آمادگی نفس مؤمن است.

دلی که در اثر گناه، آلوده و تاریک شده است، دیگر نمی تواند مرکز تابش انوار الهی گردد.

زیرا که چنین قلبی جایگاه شیطانی می باشد که قرآن آن را به عنوان دشمن سعادت انسان مطرح کرده است. [13] 

امام باقر(ع) در حدیثی می فرمایند: «وقتی انسان مرتکب گناه شد، یک نقطه سیاه در قلبش پیدا می شود، اگر از گناه توبه کرد، این نقطه محو می شود و اگر همچنان به معصیت ادامه داد، نقطه سیاه تدریجا بزرگ تر می شود تا اینکه بر مجموع قلب غلبه نماید و در این صورت هرگز به رستگاری نمیرسد [14] 

بنابراین بر انسان واجب است در آغاز تزکیه، از گناهان دوری کند.

2. تعلقات دنیوی :

هر چه که ما را از خدا دور و به غیر حق مشغول کند، دنیاست.[15] 

علاقه افراطی و خارج از چارچوب به مال و ثروت و جاه و مقام و ریاست، انسان را از حرکت و سلوک به سوی سعادت حقیقی که همان قرب حق است باز می دارد[16].

زیرا قلبی که به این امور فانی انس گرفته، چگونه می تواند به سمت سعادت رود؟

.3پیروی از هوای نفس :

تمایلات نفسانی قلب را تیره و تار ساخته و آن را به این طرف و آن طرف می کشاند و فرصت خلوت با خدا و انس با او را به قلب نمی دهند، بدین جهت چنین دلی لایق تابش انوار پاک معنوی نمی باشد.[17]

.4 ضعف اراده :

سستی اراده و عدم قدرت بر تصمیم گیری از موانعی است که انسان را از شروع در عمل باز می دارد. زیرا که شیطان همواره در قلب انسان نفوذ کرده و گاهی آنچنان موضوع را سخت جلوه می دهد که سبب پیدایش یأس در انسان میگردد.

بنابراین انسان باید جلوی وسوسه های شیطانی را گرفته و با مراجعه به آیات و احادیث و کتب اخلاق، به ارزش و ضرورت سیر و سلوک واقف گردد و زمانی که سعادت ابدی خود را در این سیر و سلوک ببیند، به طور جدی وارد عمل شده و ناامیدی را از خود دور می کند.[18]



«ادامه مطلب»


نوع مطلب : 62-سوره جمعة، 87-سوره اعلی، 91-سوره شمس، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 14 خرداد 1399



در تأویل آیه «وَ ذَکَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلّی» 


* عبیدالله بن عبدالله دهقان گوید: نزد امام رضا - علیه السلام - رفتم، به من فرمودند:

معنى فرمایش خداوندکه میفرماید :

«وَ ذَکَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلّی» (اعلی/15)

و نام پروردگارش را یاد کرد، پس نماز بخواند.

                 

عبیدالله بن عبدالله دهقان گفت : یعنى هر وقت خدا به یادش آمد، برخیزد و نماز بخواند.
امام در پاسخم فرمودند :

در این صورت خداوند، تكلیف دشوار، نابجا و زورى كرده است. 
پس من گفتم : پس معنى آن چگونه است؟
فرمودند : وقتى به یاد پروردگارش آید، صلوات بر محمد و آلش بفرستد.

«کلّما (هروقت که) ذکر ربّه صلّی علی محمّدٍ و آله»

 

منبع : تفسیر نورالثقلین






نوع مطلب : 87-سوره اعلی، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 14 خرداد 1399



فضیلت و خواص سوره اعلی

هشتاد و هفتمین سوره قرآن کریم است که مکی  و 19 آیه دارد.

از امام صادق علیه السلام روایت شده است : هر کس سوره اعلی را در نمازهای واجب یا مستحب خود قرائت نماید در روز قیامت به او گفته می شود از هر دری از درهای بهشت که دوست داری وارد بهشت شود.(1)

رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلّم میفرمایند: کسی که سوره اعلی را قرائت نماید خداوند به تعداد همه حروفی که بر پیامبران الهی ابراهیم ، موسی و محمد نازل کرده است به ازای هر حروف ده حسنه به او می بخشد.(2)

امیرالمومنین علی علیه السلام در حدیثی فرموده است:

پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلّم سوره «اعلی» را دوست می داشت و اولین کسی که گفت: سبحان ربی الاعلی و بحمده، میکائیل بود.(3)

ابوحمیصه از امیرالمؤمنین نقل می کند :

بیست شب پشت سر هم در نماز به علی علیه السلام اقتدا کردم و بعد از حمد سوره ای جز اعلی نخوان و روزی فرمود: اگر مردم بدانند که چه چیزهایی (از منافع و فواید) در سوره اعلی هست حتما روزی بیست بار آن را قرائت میکردند.

هر کس ان را قرائت کند مانند این است که کتاب های آسمانی موسی و ابراهیم را قرائت کرده است. (4)

ابن عباس از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلّم  نقل کرده است :

بعد از قرائت سوره اعلی بگویید: «سبحان ربی الاعلی».(5)

آثار و برکات سوره

درمان درد گوش، درد گردن و دررفتگی استخوان

از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلّم نقل شده است که اگر کسی سوره اعلی بر درد گوش خوانده شود دردش یرطرف می شود و اگر برای کسی که بیماری بواسیر دارد بخوانند خوب می شود .(6)

و هم چنین در روایتی دیگر از ایشان آمده که این عمل برای درد گردن نیز مفید است. (7)

 (1) ثواب الاعمال ص122.

(2) مجمع البیان، ج10، ص326

(3) مستدرک الوسائل، ج4، ص358

(4) مجمع البیان، ج1، ص326

(5) بحارالانوار، ج89، ص220

(6) تفسیرالبرهان، ج5، ص633

(7) همان

منبع: «قرآن درمانی روحی و جسمی، محسن آشتیانی، سید محسن موسوی»





نوع مطلب : 87-سوره اعلی، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 14 خرداد 1399



سیمای سوره اعلی

این سوره نوزده آیه دارد و در مکّه نازل شده است.

سوره هایی را که با فرمان تسبیح خداوند آغاز می شود، مسبّحات گویند و سوره اعلی، آخرین سوره از سُوَرِ مسبّحات است.

نام سوره، برگرفته از آیه اول است که خداوند را با وصفِ «اعلی» توصیف می کند.

مطالب سوره به دو بخش تقسیم می شود که بخش اول، خطاب به پیامبر گرامی اسلام و بخش دوم درباره مؤمنان و کافران و عوامل سعادت و شقاوت این دو گروه است.

در روایات سفارش شده است که در نماز عید(فطر و قربان)،در رکعت اول سوره اعلی خوانده شود.[1]

[1] - تفسیر نور الثقلین.






نوع مطلب : 87-سوره اعلی، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 14 خرداد 1399


اسرار تکبیر هفتگانه و اینكه چرا در ركوع سبحان ربّى العظیم و 

بحمده و در سجود سبحان ربّى الاعلى و بحمده مى‏ گویند؟


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 30-مطلب شماره 257


حدیث (1)

پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن محمّد بن عیسى، از حسین بن سعید از نصر و فضاله، از عبد اللَّه بن سنان، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل كرده كه حضرت فرمودند:

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلم در نماز بودند در كنارشان حضرت امام حسین علیه السّلام قرار داشتند، رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله تكبیر گفته ولى حسین علیه السّلام تكبیر نگفتند پس پیوسته رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله تكبیر مى‏ فرمود و منتظر بودند كه حسین علیه السّلام نیز تكبیر بگویند ولى آن جناب جواب نمى ‏دادند تا هفت تكبیر از پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله گفته شد پس حسین علیه السّلام در مرتبه هفتم جواب تكبیر را دادند، امام صادق علیه السّلام فرمودند: از اینجا گفتن هفت تكبیر در ابتداء نماز سنّت گردید.


حدیث (2)

پدرم با همین اسناد از حسین بن سعید، از ابن أبى عمیر، از عمر بن أذینه، از زراره، از حضرت أبى جعفر علیه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

حضرت حسین بن على علیه السّلام دیر به سخن آمده تا جایى كه در این فاصله‏ اى كه حضرتش تكلّم نمى‏ كردند دیگران خوف داشتند كه آن جناب نتوانند تكلّم كرده و سخن بگویند در چنین موقعیّتى رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله براى خواندن نماز بیرون رفتند در حالى كه حسین علیه السّلام را به دوش مبارك گرفته بودند، مردم پشت سر آن حضرت‏ صف بستند، رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله حسین علیه السّلام را در طرف راست خود ایستاند، پس تكبیر افتتاح نماز را فرمود حسین علیه السّلام نیز تكبیر گفت دوباره رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله تكبیر فرمود و این بار نیز حسین علیه السّلام تكبیر گفت بارى تا هفت بار پیامبر تكبیر گفتند و حسین علیه السّلام نیز تبعیّت كرده هفت مرتبه تكبیر گفت و از اینجا این سنّت رائج گردید.

زراره مى ‏گوید: محضر مبارك امام علیه السّلام عرض كردم: ما چه كار كنیم و چه بگوییم؟ حضرت فرمودند: هفت مرتبه تكبیر و هفت بار تحمید و هفت مرتبه تسبیح بگو و سپس خدا را سپاس و ثناء بگو و بعد از آن به قرائت حمد بپرداز.


حدیث (3)

 پدرم با همین اسناد از حسین بن سعید، از فضاله، از حسین، از زید شحّام[1]، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، زید مى‏ گوید: محضر امام علیه السّلام عرضه داشتم: افتتاح چیست؟

امام علیه السّلام فرمودند: تكبیره‏ایی كه تو را كفایت مى‏ كند.

عرض كردم: هفت بار بگویم.

فرمودند: این عدد مرتبه فضل و استحباب آن مى ‏باشد.


حدیث (4)

على بن حاتم از قاسم بن محمّد، از حمدان بن حسین، از حسین بن ولید، از حسین بن ابراهیم، از محمّد بن زیاد از هشام بن حكم، از حضرت ابى الحسن موسى علیه السّلام، راوى مى ‏گوید محضر مباركش عرض كردم:

براى چه در ابتداء نماز گفتن هفت تكبیر افضل است و چرا در ركوع سبحان ربّى العظیم و بحمده گفته و در سجود سبحان ربّى الاعلى و بحمده مى‏ گویند؟

حضرت فرمودند: اى هشام خداوند تبارك و تعالى آسمان‏ها را هفت طبقه و زمین را نیز هفت طبقه آفرید و حجابها را هفت تا قرار داد و زمانى كه نبىّ مكرّمش را سیر داد و آن حضرت به قرب پروردگارش همچون قاب قوسین او ادنى رسید حجابى از حجاب ها را برایش برداشت، بلافاصله رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلم تكبیر گفت و شروع كرد كلماتى را كه در افتتاح نماز مى‏ گویند، فرمود و وقتى حجاب دوّم را برایش كنار زد حضرت تكبیر گفت و پیوسته امر به همین منوال صورت مى ‏گرفت تا حضرتش به هفت حجاب رسید و آنها كنار زده شدند و آن جناب هفت تكبیر گفت و بخاطر همین علّت در افتتاح نماز هفت تكبیر مستحب گردید. و وقتى حضرتش متذكّر عظمت پروردگار گردید شانه‏ هایش لرزید، پس بر سر زانو تكیه داد و عرضه داشت: سبحان ربّى العظیم و بحمده و وقتى از ركوع سر برداشت و ایستاد به نقطه ‏اى بالاتر از مكان قبلى نظر افكند پس بخاك افتاد و صورت بر زمین نهاد و عرضه داشت: سبحان ربّى الاعلى و بحمده و وقتى این ذكر را هفت بار گفت رعب از آن جناب بر طرف شد و آرام گردید و به همین جهت گفتن این اذكار به عدد هفت بار سنّت گردید.

حدیث (5)

 على بن حاتم، از ابراهیم بن على، از احمد بن محمّد انصارى از حسین بن على علوى، از ابى حكیم زاهد، از احمد بن عبد اللَّه، وى مى‏گوید: مردى محضر مبارك امیر المؤمنین علیه السّلام عرض كرد: اى پسر عمّ بهترین خلق خدا این كه در تكبیر اوّل دست‏ها را بلند مى ‏كنند معنایش چیست؟

فرمودند: معنایش این است كه: خدا بزرگ است، واحد و احدى است كه مانند ندارد، به چیزى قیاس و سنجیده نمى‏ شود، با پنج انگشت لمس نشده و با حواس درك نمى‏ گردد.

آن مرد عرض كرد: معناى این كه گردن را در وقت ركوع مى‏ كشید چیست؟

حضرت فرمودند: تأویلش آن است كه: پروردگارا، به وحدانیّت تو ایمان دارم اگر چه گردنم را بزنى.


حدیث (6)

پدرم رحمة اللَّه علیه از احمد بن ادریس، از محمّد بن احمد، از یوسف بن حارث، از عبد اللَّه بن یزید مقرى از موسى بن ایّوب غافقى، از عقبة بن عامر جهنى، وى مى‏ گوید: 

وقتى، آیه: «فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِیمِ» نازل شد، رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلم به ما فرمودند: این ذكر را در ركوع خود بگویید.

و هنگامى كه آیه‏ «سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى» نازل شد آن حضرت فرمودند:

این ذكر را در سجود خود بگویید.


ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1]- زید بن یونس الشّحّام، وى از حضرت صادق و امام كاظم علیهما السّلام روایت مى‏كند و به فرموده مرحوم شیخ در فهرست و علّامه در خلاصه ثقه(محل اعتماد بودن) مى ‏باشد.






نوع مطلب : کتاب ارزشمند علل الشرایع، اســـــــــــــــــــــــرار نماز، 56-سوره واقـعـة، 87-سوره اعلی، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 30 تیر 1397





موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار وبلاگ نویسی

وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت

اخبار ایران:

اخبار جهان:

اخبار اقتصادی:

اخبار علمی

اخبار فناوری و اطلاعات

اخبار هنری:

اخباراجتماعی

اخبار ورزشی

--------------------------------------------------------------------------------------

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

--------------------------------------------------------------------------------------
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
-------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------- ساخت وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات