وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت
سایت تخصصی قــرآن شناسی و تــدبّر در قرآن کریم و معارف اهل البیت علیهم السّلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


@@@@@@@@@@@@

«به نام خداوند علیم و حكیم»

جهان آفرینش دارای رموز و معمّاهایی است كه انسان ها باید همیشه در جست و جوی آن باشند و هر یك از شگفتیهای این جهان دارای كلیدهایی است كه قفل این رموز را باز می كنند.

ما انسانها با تلاش و كوشش می توانیم توانایی آن را داشته باشیم که با كمی اندیشه همراه با عمل و با استفاده از شاه كلید اصلی یعنی «قرآن کریم» این كلیدها را از آن خود كنیم و به راز آفرینش دست پیدا كنیم.

زندگی بدون كاوش معنا ندارد و زمانی زندگی معنا پیدا می كند كه در آن رمزی وجود داشته با شد و همچنین فردی باشد كه در جست و جوی یافتن آن رمز باشد.

@@@@@@@@@@@@

قال رسول الله صلی الله علیه

و آله و سلّم :


مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ،

فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ


هر که علم اولین و آخرین را میخواهد،

باید آن را در قرآن بجوید.


کنزالعمال ج1 ص548

مدیر وبلاگ :سیّد محمّد روحانی
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان رضایتمندی خود را از مطالب وب سایت بیان بفرمایید






برچسبها



فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ کَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَیْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ ﴿بقره/37﴾ 6

پس آدم كلماتى را [مانند كلمه استغفار و توسّل به اهل بیت علیهم‏السلام كه مایه توبه و بازگشت بود] از سوى پروردگارش دریافت كرد و [پروردگار] توبه‏اش را پذیرفت ؛ زیرا او بسیار توبه ‏پذیر و مهربان است.

 

ن وَالْقَلَمِ وَمَا یَسْطُرُونَ ﴿قلم/1﴾ 564

ن، سوگند به قلم و آنچه می نویسند.


 قَالَ رَبِّ فَأَنْظِرْنِی إِلَى یَوْمِ یُبْعَثُونَ * قَالَ فَإِنَّکَ مِنَ الْمُنْظَرِینَ ﴿حجر/37-36﴾ 264

[خدا] گفت: تو از مهلت یافتگانی * تا روز [آن] وقت معین.


فِیهِ آیَاتٌ بَیِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِیمَ وَمَنْ دَخَلَهُ کَانَ آمِنًا وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَیْهِ سَبِیلا وَمَنْ کَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِیٌّ عَنِ الْعَالَمِینَ 

﴿آل عمران/97﴾ 62

در آن نشانه هایی روشن [از ربوبیّت، لطف، رحمت خدا و از جمله] مقام ابراهیم است؛ و هر که وارد آن شود در امان است؛ و خدا را حقّی ثابت و لازم بر عهده مردم است که [برای ادای مناسک حج] آهنگ آن خانه کنند، [البته] کسانی که [از جهت سلامت جسمی و توانمندی مالی و باز بودن مسیر] بتوانند به سوی آن راه یابند، و هر که ناسپاسی ورزد [و از رفتن به آنجا خودداری کند، به خود زیان زده]؛ زیرا خدا از جهانیان بی نیاز است.


****************




اسرار واجب بودن حج و طواف نمودن بیت و انجام مناسك‏


برگرفته از: کتاب علل الشرایع شیخ صدوق-جلد دوم-باب 142-مطلب شماره 346


حدیث (1) 

پدرم رضى اللَّه عنه فرمود: على بن سلیمان رازى از محمّد بن الحسین بن ابى الخطاب از محمّد بن سنان، از اسماعیل بن جابر و عبد الكریم بن عمر از عبد الحمید بن ابى دیلم نقل كرده كه گفت: حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام فرمودند:

خداوند تبارك و تعالى وقتى خواست توبه جناب آدم علیه السّلام را بپذیرد جبرئیل را نزد او فرستاد، جبرئیل عرضه داشت: سلام بر تو اى آدم، اى كسى كه بر بلیّه وارده صبر و شكیبایى نمودى و از لغزشى كه صادر شد توبه نمودى، خداوند تبارك و تعالى مرا نزد تو فرستاد تا مناسكى كه به واسطه انجام آنها توبه ‏ات پذیرفته مى ‏شود را به تو بیاموزم، سپس جبرئیل دست آدم علیه السّلام را گرفت و با او حركت كرد تا به بیت اللَّه رسیدند در آن جا ابرى بر سر آدم علیه السّلام سایه افكند، جبرئیل عرض كرد: هر كجا كه این ابر سایه افكند با پا خط بكش، بارى با هم به همین ترتیب قدم زدند تا به منى رسیدند، جبرئیل جاى «مسجد منا» را به آدم نشان داد، آدم آن جا را خط كشید و نیز جاى «مسجد الحرام» را بعد از خط كشیدن به جاى بیت با رسم خط نشان نمود پس از آن به ‏عرفات رفتند، جبرئیل آدم را بر زمین برآمده و نمایانى ایستادند و به او عرض كرد: مترصّد(چشم براه و بیدار) باش هر گاه آفتاب غروب نمود هفت بار به لغزش خود اعتراف نما، جناب آدم این عمل را بجا آورد و به همین خاطر آن جا به عرفه نامیده شد چه آنكه آدم علیه السّلام به لغزش خویش اعتراف كرد، پس این معنا سنّتى شد در بین فرزندان آدم كه به گناهان خویش اقرار و اعتراف نمایند همانطورى كه پدرشان به لغزش خود اعتراف كرد و از خدا درخواست توبه و آمرزش گناهان خود كنند چنانچه پدرشان از خدا این خواهش را نمود، پس از آن جبرئیل علیه السّلام به او گفت كه از عرفات كوچ كرده و خارج شود پس جناب آدم علیه السّلام از عرفات بیرون آمد و عبورش بر هفت كوه افتاد، و به دستور جبرئیل بر سر هر كوهى چهار تكبیر گفت سپس ثلثى از شب رفته بود كه به وادى جمع رسید، در آن جا بین نماز مغرب و عشاء را جمع نمود و به همین خاطر آن جا را وادى جمع نامیدند چه آنكه جناب آدم در آن جا بین نماز مغرب و عشاء جمع نمود.

پس وقت نماز عشاء در این شب و در این وادى زمانى است كه ثلثى از شب بگذرد بارى پس از خواندن نماز مغرب و عشاء جبرئیل علیه السّلام امر نمود كه حضرتش در بطحاء وادى جمع یعنى زمین مشعر تا صبح طاق واز بخوابد، پس آدم در آن جا خوابید تا صبح طالع شد پس از آن به فرمان جبرئیل بالاى كوه وادى جمع رفت و وقتى آفتاب طلوع نمود به لغزش خویش هفت مرتبه اعتراف كرده از خداى منّان باز هفت بار طلب آمرزش و قبول توبه ‏اش را نمود.

و جهت این كه دو بار جناب آدم علیه السّلام موظّف شد به اعتراف كردن به لغزش خویش آن است كه این عمل سنّت باشد در فرزندان آن حضرت، بنا بر این كسى كه عرفات را درك نكند و به وقوف در آن نرسد و تنها وادى جمع (مشعر) را درك كند به حجّش وفاء كرده و مناسكش صحیح است، به هر صورت جناب آدم علیه السّلام از وادى جمع به طرف «منا» خارج شد و ظهر به آن جا رسید سپس به دستور جبرئیل دو ركعت نماز در «مسجد منا» بجا آورد بعد از آن جبرئیل فرمان داد كه آن حضرت قربانى كند تا:

اوّلا: تقرّب به حق تعالى پیدا كرده و قربانى وى قبول درگاه اقدسش واقع شود.

ثانیا: بدین وسیله توبه ‏اش پذیرفته گردد و ثالثا: این عمل (قربانى) در بین فرزندانش سنّت گردد.

بارى جناب آدم علیه السّلام به فرمان جبرئیل قربانى نمود، پس حضرت حق عزّ و جل‏ قربانى را از او پذیرفت به این نحو كه آتشى از آسمان فرستاد و آتش قربانى آدم را گرفت، جبرئیل عرضه داشت خداوند تبارك و تعالى به تو احسان نمود زیرا مناسكى كه به واسطه آنها توبه ‏ات مقبول واقع شد را به تو تعلیم كرد و قربانى تو را نیز پذیرفت، پس در قبال آن تواضع نما و سر خود را بتراش.

پس آدم علیه السّلام به منظور تواضع و فروتنى در مقابل حقّ تبارك و تعالى سرش را تراشید، سپس جبرئیل دست آدم را گرفت و او را به طرف بیت برد در اثناء راه جنب جمره عقبه به ابلیس بر خورد كردند، ابلیس گفت: اى آدم كجا اراده دارى بروى؟

جبرئیل گفت: اى آدم او را با هفت ریگ بزن و با هر ریگ یك تكبیر بگو، آدم طبق آنچه جبرئیل امر كرده بود انجام داد و بدین ترتیب ابلیس از آنها دور شد بعد جبرئیل در روز دوّم دست آدم را گرفت و به طرف جمره اولى برد، باز در اثناء به ابلیس برخورد كردند. جبرئیل علیه السّلام گفت: او را با هفت ریگ بزن و با هر ریگ یك تكبیر بگو.

آدم چنین كرد و ابلیس از آنها دور شد و باز نزدیك جمره دوّم به ابلیس برخوردند و ابلیس گفت: اى آدم كجا اراده دارى بروى؟

جبرئیل گفت: او را با هفت ریگ بزن و با هر ریگ یك تكبیر بگو.

آدم چنین كرد و ابلیس را از خود دور نمود، سپس، نزدیك جمره سوّم خود را به ایشان نشان داد و گفت: اى آدم كجا اراده دارى بروى؟

جبرئیل گفت: اى آدم او را با هفت ریگ بزن و با هر ریگى یك تكبیر بگو.

آدم چنین نمود و ابلیس را از خود دور كرد و سپس در روز سوّم و چهارم نیز آدم به زدن ابلیس مبادرت كرد و وى را از خود دور نمود.

جبرئیل به آدم عرض كرد: دیگر هرگز او را نخواهى دید سپس آدم را به بیت برد و امر نمود كه هفت بار خانه خدا را طواف كند، آدم چنین نمود.

پس جبرئیل گفت: خداوند متعال تو را آمرزید و توبه‏ ات را پذیرفت و همسرت حوّا بر تو حلال گشت.

 

حدیث (2)

 على بن حبشى بن قونى رحمة اللَّه علیه در مكتوبى كه به من نوشت مرقوم داشت:

جمیل بن زیاد از قاسم بن اسماعیل از محمّد بن سلمه، از یحیى بن ابى العلا رازى نقل كرده مردى بر حضرت امام صادق علیه السّلام وارد شد و عرض كرد: فدایت شوم خبر دهید مرا از معناى فرموده حق تعالى: ن وَ الْقَلَمِ وَ ما یَسْطُرُونَ‏ و نیز از فرموده جنابش به ابلیس: فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِینَ إِلى‏ یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ‏ و همچنین از این بیت (كعبه) كه چگونه بر خلائق واجب شد به زیارتش بیایند؟

راوى گفت: امام علیه السّلام به او توجّه نمود و فرمود:

پیش از تو احدى از آنچه تو سؤال كردى از من سؤال نكرده، بدان حق عزّوجل وقتى به فرشتگان فرمود: من در زمین براى خود خلیفه ‏اى قرار دادم تمام آنها از این كلام به ضجّه و فریاد آمده و گفتند: پروردگارا، اگر میخواهى براى خود خلیفه ‏اى در زمین قرار دهى او را از ما انتخاب كن كه طاعت و فرمانت را مى ‏بریم.

خداوند علیم در جوابشان فرمود: من مى ‏دانم آنچه را كه شما نمى‏ دانید.

فرشتگان پنداشتند این كلام بارى تعالى ناشى از غضب او است بر ایشان پس به عرش پناه برده و آن را طواف نمودند، حق جلّت عظمته امر فرمود به ایشان خانه ‏اى را كه از مرمر بوده و سقفش از یاقوت سرخ و ستون ‏هایش از زبرجد بنا شده طواف كنند، بیتى كه هر روز هفتاد هزار فرشته داخل آن مى‏ شدند و بعد از آن تا وقت معلوم دیگر به آن وارد نگشتند.

سپس امام فرمودند: و یوم وقت معلوم روزى است كه در صور یك بار دمیده شود و بین دمیدن اوّل و دوّم ابلیس هلاك مى‏ شود.

و امّا نون: عبارت است از نهرى در بهشت كه آبش از برف سفیدتر و از عسل شیرین ‏تر است حق تعالى به این آب مى‏ فرماید: مركّب شو، پس بلافاصله مركّب مى‏ گردد، سپس درختى را با دستش مى‏ كارد (امام علیه السّلام براى رفع شبه ه‏اى كه براى گروه مشبّهه پیش آمده بلافاصله فرمودند: مقصود از «ید» قوّه و قدرت است نه آن معنایى كه در توهّم گروه مشبّهه مى‏ باشد) پس از آن به درخت مى‏ فرماید: قلم شو و به دنبال آن به قلم امر مى‏ فرماید: بنویس.

درختى كه قلم شده عرض مى‏كند چه بنویسم؟

حق جلّت عظمته مى ‏فرماید: آنچه تا روز قیامت واقع خواهد شد را بنویس.

پس قلم به فرمان خدا تمام وقایع را مى ‏نگارد و آن را به نفخ صور و هلاكت ابلیس ختم مى ‏كند و بعد خداوند متعال به آن مى ‏فرماید: تا وقت معلوم البتّه سخن مگو و تكلّم مكن.

 

حدیث (3) 

پدرم رضى اللَّه عنه از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن محمّد بن عیسى، از على بن حدید، از ابن ابى عمیر، از اصحاب و یاران ما از امام باقر یا امام صادق علیهما السّلام نقل كرده‏اند كه از آن جناب راجع به ابتداء طواف سؤال شد؟

حضرت فرمودند: خداوند تبارك و تعالى وقتى خواست آدم علیه السّلام را بیافریند به فرشتگان فرمود: در زمین براى خود خلیفه و جانشینى قرار خواهم داد.

دو فرشته از فرشتگان عرضه داشتند: آیا كسى را خلیفه خود قرار مى‏ دهى كه در زمین فساد كرده و خونها مى ‏ریزد؟

پس بین آن دو فرشته و حق عزّ و جلّ حجاب ها زده شد در حالى كه نور حق جلّت عظمة براى فرشتگان ظاهر و روشن بود، بعد از واقع شدن حجاب آن دو فرشته دانستند خداوند از كلامشان به سخط و غضب آمده لذا به دیگر فرشتگان گفتند:

چاره ما چیست و چگونه توبه نماییم؟

فرشتگان گفتند: ما نمى ‏دانیم كه توبه شما چیست مگر این كه به عرش پناه ببرید.

امام علیه السّلام فرمودند: پس آن دو فرشته به عرش پناه برده تا این كه حق تعالى توبه آنها را قبول نمود و حجابها را از بین برداشت و چون دوست دارد كه با چنین عبادتى، عبادت شود از این رو بیت را در زمین آفرید و بر بندگان طواف در اطراف آن را واجب فرمود و بیت المأمور را در آسمان آفرید و هر روز هفتاد هزار فرشته داخلش شده و تا روز قیامت از آن بیرون نمى ‏آیند.



«ادامــــــــــــــــــه مــطلــب»


نوع مطلب : 02-سوره بـقـرة، 03-سوره آل عـمـران، 15-سوره حـجـر، 68-سوره قلم، تــــدبّــــــر در قــــــــرآن، اســـــــــــــــــــــــرار حـج/زکـــاة، کتاب ارزشمند علل الشرایع، 01-06، 559-564، 259-264، 61-66، 
برچسب ها : تدبّر در قرآن،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 5 شهریور 1397





موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار وبلاگ نویسی

وبـــــــلاگ قـــــــــرآن و عـــــــترت

اخبار ایران:

اخبار جهان:

اخبار اقتصادی:

اخبار علمی

اخبار فناوری و اطلاعات

اخبار هنری:

اخباراجتماعی

اخبار ورزشی

--------------------------------------------------------------------------------------

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

--------------------------------------------------------------------------------------
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
-------------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------------- ساخت وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic